بولتن فرهنگی هنری / مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی 6 آبان 99
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جدیدترین توئیت خود در واکنش به تکفیری ها و اهانت گران به رسول اکرم(ص) نوشت: تکفیری ها و حامیان اهانت گران به آن گوهر هستی، دو لب یک قیچی اند و بذر نفرت را در مسیر رحمت نبوی می پاشند، پیام مهر بر کین پیروز خواهد شد.

در متن توئیت سید عباس صالحی آمده است :

ولادت و بعثت پیامبر اعظم (ص) آغاز بهار مهربانی در گیتی بود .

وما ارسلناک الا رحمة للعالمین

تکفیری ها و حامیان اهانت گران به آن گوهر هستی، دو لب یک قیچی اند و بذر نفرت را در مسیر رحمت نبوی می پاشند .

پیام مهر بر کین پیروز خواهد شد .

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حکمی مهدی محمدی را به عنوان مشاور و مدیرکل حوزه وزارتی این وزارتخانه منصوب کرد.

به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حکم سیدعباس صالحی خطاب به مهدی محمدی آمده است:

نظر به شایستگی، تعهد و تجربیات ارزشمند جنابعالی به موجب این حکم به سمت مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی منصوب می شوید.

امید می رود با استعانت از خداوند متعال و بهره گیری از کلیه ظرفیت های موجود، در زمینه هماهنگی امور مربوط به دفتر وزارتی، با همدلی، تعامل و همکاری موثر با معاونت ها، سازمان های تابعه، مدیران کل ستادی و استانی و موسسات وابسته، ابلاغ قوانین، مقررات و بخشنامه ها، پیگیری و دستورات و مصوبات و تهیه گزارش های لازم از فعالیت ها و نظارت بر انجام مکاتبات، اسناد و سوابق حوزه وزارتی موفق و موید باشید.

گفتنی است، آیین تکریم محمدمهدی احمدی مشاور پیشین وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی و همچنین معارفه مهدی محمدی عصر امروز با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می شود.

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
بی توجهی یا به عبارت منصفانه تری کم توجهی به بودجه فرهنگی به گفته برخی از نمایندگان مجلس از 30 سال گذشته تاکنون وجود داشته و دارد، فرهنگی که گفته می شود در تغییر و بهبود اقتصاد و در نهایت بهبود مسیر حرکتی جامعه اثرگذاری معناداری دارد اما مورد غفلت واقع شده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵

گزارش اختصاصی پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ و هنر؛

چیزی حدود 8 ماه از زمان شیوع ویروس کرونا در کشور می گذرد بیماری که در ماه های ابتدایی گمانه زنی های زیادی در مورد آن شد و از اقتصاد تا فرهنگ و هنر، همچنین جامعه تا سیاست را در برگرفت.

نقش عوامل فرهنگی در روز کرونا

مبحث دوگانه اقتصاد و سلامت به نوعی مهمترین نتیجه شیوع این ویروس بود که باعث شد تا فرهنگ هنر مورد غفلت و بی توجهی معناداری قرار گیرد، حتی عده ای این موضوع را به ورطه سیاست بردند و سعی در استفاده سیاسی از موضوع کردند غافل از اینکه شیوع این بیماری و مبارزه با آن محقق نخواهد شد مگر در بستر اقدامات فرهنگی و اجتماعی؛ اگرچه دستورالعمل های متعددی از قبیل کاهش سفر، تعطیل شدن مراکز پررفت و آمد، توصیه های بهداشتی و این آخری تصویب جریمه 50 هزار تومانی ابلاغ شد اما آمارها و فرا رسیدن موج اول و دوم و سوم این بیماری نشان داد فقط با دستورالعمل نمی توان به مبارزه در برابر این بیماری پرداخت و بسیاری از مردم بعد از مدتی کوتاه فعالیت های روزمره خود را از سر می گیرند؛ هرچند در بروز چنین رفتارهای اجتماعی عوامل اقتصادی عدیده ای دخیل بوده و از اهمیت شایان توجهی برخوردارند، ولیکن ریشه چنین کنش هایی را باید در عوامل فرهنگی و اجتماعی جستجو کرد که می توانند در شدت بروز وقایع مشابه موثر واقع شوند.

تمایل معنادار مجلسی ها به فرهنگ!!

در تاکید و اهمیت فرهنگ و هنر، همین بس که مقام معظم رهبری که هر سال نامگذاری سال را انجام می دهند در پیامی برای افتتاح این دوره مجلس شورای اسلامی، دو اولویت مهم را برای مسئولان کشور تعیین کردند؛ این دو اولویت مسایل فرهنگی و اقتصادی کشور بود، اما متأسفانه توجه مسئولان بیشتر به موضوع اقتصاد معطوف شده است و توجه کافی به موضوع فرهنگ صورت نگرفته است تا جایی که حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی با اشاره به اظهارات رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در صحن مجلس درباره بودجه پایین بخش فرهنگی کشور، گفت: با این وضع بودجه چه توقعی می توان از بخش های فرهنگی کشور داشت.

وی در این باره اظهار داشت: اگر آقایان می گویند که فرهنگ اصل است، پس چرا بودجه فرهنگی کشور کمتر از نیم درصد بودجه کشور است و با این بودجه آیا توقع داریم که بخش های فرهنگی کشور معجزه کنند؟

فرهنگ و اهمیت آن در وضع کرونا تا جایی نمود پیدا کرد که حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی از عدم تمایل نمایندگان برای ثبت نام در این کمیسیون خبر داد و گفت: قاعدتاً کمیسیون هایی چون اقتصادی، انرژی و چند کمیسیون دیگر برای نمایندگان مهم تر است و زمانی که تنها سه نفر از نمایندگان در یکی از کمیسیون های مجلس ثبت نام می کنند نشان می دهد که آن کمیسیون برای نمایندگان مهم نیست.

این موضوع با تایید عضو هیات رییسه مجلس یازدهم سیدناصر موسوی لارگانی نیز همراه بود . وی در این باره می گوید: متاسفانه دولت ها از 30 سال گذشته تاکنون کمترین توجه را به فرهنگ و بودجه این بخش داشته اند ، کما اینکه حتی بسیاری از نمایندگانی که از چهره های شاخص فرهنگی هم هستند هنگام عضویت در کمیسیون فرهنگی تمایلی برای عضویت در کمیسیون فرهنگی نداشتند.
وی در بیان دلایل عدم رغبت نمایندگانی از بین چهره های شاخص فرهنگی که تمایلی برای عضویت در کمیسیون تخصصی مربوطه ندارند، می گوید: گاهی اوقات کمیسیون هایی در مجلس دارای بیشترین تعداد متقاضی هستند که دستگاه های اجرایی مربوطه در آن حوزه، توجه ویژه ای به اعضای این کمیسیون ها دارند، به همین دلیل نمایندگان رغبت بیشتری برای عضویت در آنها دارند و از کمیسیون های مرتبط با تخصص خود غافل می شوند.
تخصیص نیافتن بودجه مورد انتظار نهادهای فرهنگی در کنار محدودیت هایی که ویروس کرونا برای این حوزه ایجاد کرد، باعث شد تا دستگاههای فرهنگی بیش از پیش مغفول واقع شوند.

تناسب نهادهای فرهنگی با بودجه فرهنگی

لادن حیدری معاونت توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به جزئیات بودجه فرهنگی سال 99 پیش از این نیز در آذر ماه سال گذشته اعلام کرده بود: سؤالی که همیشه در این باره مطرح بوده به عدم حمایت نمایندگان مجلس از اهالی فرهنگ وهنر برمی گردد. شاید اکنون تحریم های اقتصادی بسیاری از کاستی ها را توجیه کند اما به اذعان خود نمایندگان کمیسیون فرهنگی مجلس حوزه فرهنگ از سال ها پیش در اولویت نمایندگان مجلس قرار نداشته است. لادن حیدری با اظهار تأسف از این مسأله گفته بود: حمایت هایی هم که از طرق مختلف در مجلس صورت گرفته، جزء مواردی نبوده که خیلی ما را امیدوار کند. نماینده ای که واقعاً دغدغه فرهنگ داشته باشد زیاد نداشته ایم؛ کسی که به دنبال ارتقای بودجه فرهنگ باشد و پیگیر افزایش آن باشد .

با وجود بی لطفی هایی که از سوی نمایندگان مجلس در دوره های مختلف به فرهنگ و هنر صورت گرفته است نهادهای فرهنگی وجود دارند که با وجود یدک کشیدن نام فرهنگی هنری و آموزشی از بودجه فرهنگی استفاده می کنند موضوعی که رئیس جمهوری پیشتر در یک پیام توئیتری نیز به آن اشاره داشته و نوشته است: ده ها نهاد تحت عنوان دغدغه فرهنگی از دولت بودجه می گیرند؛ اگر می خواهیم فرهنگ رشد کند باید آن بودجه را در آموزش و پرورش خرج کنیم.

کم لطفی به برخی سازمان های فرهنگی

این درحالی است که برخی از سازمان ها با ارایه خدمات فرهنگی و تاثیر بسزایی که در ارتقای سطح فرهنگ شهروندی دارند اما آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نمی گیرند از جمله این نهادها سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است که با وجود بیش از 600 مرکز فرهنگی هنری در شهر تهران سهم بسزایی در اعتلای فرهنگ و هنر شهروندان دارد و الگویی برای دیگر شهرهای تهران در خصوص ارایه خدمات فرهنگی هنری به شمار می رود.
فرهنگسراها به عنوان یکی از مراکزی که پاتوق فرهنگی هنری برای شهروندان به شمار می رود با اجرای برنامه های متفاوت و متعدد سهم بسزایی در آموزش شهروندی، تقدیر از مفاخر ایران، تقویت هویت دینی و ملی، ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی و ... داشته اند. این سازمان در روزهایی که کرونا فعالیت های فرهنگی هنری را به شدت تحت تاثیر قرار داد سعی در ادامه فعالیت های خود با تمرکز در فضای مجازی ادامه داد.
برخی نهادهای فرهنگی با وجود از دست دادن بخش زیادی از درآمدهای خود تلاش کردند تا در سایه آرامش کار فرهنگی را پیش برده و به انجام برسانند، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نیز از این دسته بود که فعالیت های خود را از فضای حقیقی به فضای مجازی منتقل و بیش از 220 هزار اثر در قالبهای متفاوت مانند کلیپپ و موشن، نماهنگ، آلبوم موسیقی،آموزشی تولید کرد.

یکی از موضوعاتی که با هدف تامین سلامت شهروندان در اولویت قرار گرفت، برگزاری پویش در خانه بمانیم در فضای مجازی بود که به همت نهادهای فرهنگی بازنشر داده شد، و از جمله ماموریت هایی بود که فرهنگسراها باهدف آگاهی بخشی آن را دنبال کردند.
برگزاری پویش های فرهنگی همزمان با رویدادهای مختلف و نیاز روز جامعه یکی دیگر از مواردی بود که متولیان فرهنگی توجه ویژه ای به آن داشتند؛ از جمله همدلی با نیازمندانی که به دلیلی محدودیت های کرونا در مضیقه مالی بوده و یا سالمندانی که در گروه پرخطر قرار داشتند پویش مردمی نان مهربانی همزمان با ماه مبارک رمضان و به موازات تامین نذورات مردمی جریان ساز شد.
ارتباط بسیار خوب با مراکزی مثل شبکه سلامت ، شبکه آموزش ، شبکه تهران، سامانه شاد آموزش و پرورش، سامانه دان دانشگاه آزاد منجر به هم افزایی اثر بخشی از طرف نهادهای فرهنگی و آموزشی شد.
نشست های مستمر و هدفمند هیات های اندیشه ورز تخصصی در حوزه های مختلف چون خانواده، محیط زیست، مهدویت، هنر، کتاب ، بین الملل و... که هر یک به فراخور موضوع دبیرخانه هایی در فرهنگسراهای مربوطه دارند؛ همچنین فعالیت همزمان در فضای مجازی و کارهای جهادی از قبیل اختصاص دادن فضای فرهنگسراها به کارگاههای جهادی تولید ماسک در روزهای نخستین همه گیر کرونا بخش دیگری از فعالیت های فرهنگی شهر تهران بود.
جشنواره خدمت از جمله سرفصل های موضوعی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بود که با همتی جهادی توانست علاقمندان به دوره های آموزشی در تمامی حوزه ها اعم از هنرهای خانگی، تجسمی،موسیقی، مهارتهای زندگی، علوم دینی، رایانه و... به صورت مجازی بهره مند کند.
از آنجا که یکی از دلمشغولی های فرهنگی در دوره کرونا مطالعه و کتابخوانی بود برای پاسخگویی به این نیاز علاقمندان و دسترسی به کتاب، کتابخانه های عمومی و کتابخانه های زیرمجموعه سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تلاش کردند تا محتوای کتابها را در قالبهای متفاوتی مانند پادکست،فیلم، عکس نوشته، قصه گویی، خوانش و... به صورت معرفی کتاب برای تمامی گروه سنی تولید شد.

فعالیت های جهادی متولیان فرهنگی بخش عمده ای از تلاشهای نهادهای فرهنگی بود که می توان به انجام فعالیت هایی مانند تولید ماسک در فرهنگسراها، راه اندازی پویش کمک های مومنانه، مساعدت به نیازمندان در شرایط کرونا، ادای احترام به مدافعان سلامت از جمله پرستاران و کادر درمان و همچنین عزیزانی که در تغسیل درگذشتگان کرونایی به صورت داوطلب راهی این میدان شده بودند، اشاره کرد.

انجام چنین اقداماتی از سوی نهادهای فرهنگی با وجود اینکه سهم معناداری در بودجه فرهنگی ندارند اما فعالیت شان و خدماتی که برای مردم ارایه می دهند، سهم بسزایی در فعال کردن فعالیت های فرهنگی هنری با حضور و دخالت خود مردم خواهد داشت. و این همان موضوعی است که منجر می شود نقش فرهنگی اجتماعی در شرایط بحران نمود بیشتری از خود نشان دهد، باید بدانیم فعالیت فرهنگی و اثر گذاری آن نیازمند زمان است؛ آزمون اولیه و عیار برخورد مردم با کرونا اهمیت نقش عوامل فرهنگی اجتماعی را بیش از پیش آشکار کرد.

با این وجود بودجه فرهنگی و نگرانی درباره آن در حالی همچنان بر قوت خود باقی است که معاون شهردار تهران از آغاز فرآیند تدوین پیش نویس لایحه بودجه سال 1400 شهرداری تهران با ابلاغ شهردار تهران خبر می دهد. حامد مظاهریان معاون شهردار در این باره می گوید: بر اساس الزامات قانونی بودجه سال آینده شهرداری باید تا پایان دی ماه به شورای شهر تقدیم شود و شورا نیز طی سه ماه پس از آن، فرصت برای رسیدگی و تصویب دارد.

پیش نویس لایحه بودجه سال 1400 در حالی آغاز شده که امیدواریم این آغاز، نقطه پایانی باشد بر محدودیت مالی نهادهای فرهنگی شهرداری و بودجه فرهنگی شان؛ امید است تا با توجه به بودجه فرهنگی و شفایتهای مالی در این حوزه که مورد تاکید رهبر انقلاب اسلامی نیز قرار دارد این تعریف فرهنگ که زیربنای اقتصاد است محقق شود.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ فرهنگ وهنر

رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با صدور پیامی، شهادت شیخ محمد عدنان افیونی مفتی دمشق و رییس مرکز بین المللی مبارزه با تروریسم و افراط گرایی را تسلیت گفت.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، متن این پیام بدین شرح است:

إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا

جناب آقای دکتر شیخ محمد عبد الستار السید

وزیر اوقاف جمهوری عربی سوریه

خبر شهادت علامه و اندیشمند مسلمان جناب آقای شیخ عدنان افیونی را با دلی مالامال از حزن و اندوه شنیدم. بنده و ملت ایران با اظهار تسلیت به مردم و حکومت سوریه، نسبت به وقوع این مصیبت ابراز همدردی می کنیم و شهادت این دانشمند مسلمانی که ندای حق را لبیک گفت، را تسلیت می گوییم. خداوند متعال به ما و شما صبر بدهد.

خدمات ایشان در طول عمر خود در عرصه علم، تقوا، میراث فرهنگی و اندیشه ای اصیل و تلاش در راه وحدت امت اسلامی، هرگز فراموش نخواهد شد.

امت اسلامی، شخصیتی عظیم و دانشمند بزرگواری را از دست داد و در برابر تقدیر پروردگار، چاره ای جز تسلیم و رضا نیست. ما این شهادت را به ایشان تبریک می گوییم و از خداوند برای آن مرحوم، غفران الهی و علو درجات خواستاریم تا به انبیاء، شهدا و صالحین ملحق سازد.

انتهای پیام/ص

13:05 - 1399/08/05 / شماره : 758824 / تعداد نمایش : 92

air.ir/ZrqGVbr

لینک خبر :‌ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
نایب رئیس فراکسیون روحانیت مجلس با اشاره به جلسه این فراکسیون با رئیس نهاد کتابخانه های کشور گفت: با توجه به مشکلات مالی نهاد کتابخانه، مجلس آماده حمایت بودجه ای از این نهاد است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵ سایت های دیگر : امروز نیوز پایگاه خبری اعتماد نماینده فردا نیوز

حجت الاسلام محمدرضا میرتاج الدینی در گفتگو با خبرنگار مهر ، در تشریح جلسه امروز فراکسیون روحانیت مجلس، گفت: این جلسه با حضور مختارپور، رئیس نهاد کتابخانه های کشور تشکیل شد و وی گزارشی از نهاد کتابخانه ها به نمایندگان ارائه و نیازهای این نهاد را تبیین کرد و تاکید کرد قانون نهاد کتابخانه نیاز به اصلاح دارد.

وی بیان کرد: طبقه گفته رئیس نهاد کتابخانه های کشور، برقرار کردن کتابخانه سیار برای مناطق محروم و دوردست از جمله کارهای نهاد کتابخانه است.

نایب رئیس فراکسیون روحانیت مجلس تصریح کرد: سیدرضا تقوی رئیس فراکسیون روحانیت مجلس دراین جلسه تاکید کرد که جنبه های مردمی کتابخانه ها باید تقویت شود. نهادهای فرهنگی باید از نهاد کتابخانه حراست کنند و از ظرفیت دستگاه های فرهنگی در توسعه کتاب و نهاد کتابخانه باید استفاده کرد.

میرتاج الدینی افزود: رئیس فراکسیون روحانیت مجلس در این جلسه تاکید کرد که مدیر نهادهای کتابخانه باید با نمایندگان مجلس در استان ها ارتباط داشته باشد و همچنین درباره بودجه نهاد کتابخانه گفت که مجلس به ویژه کمیسیون فرهنگی و کمیسیون برنامه و بودجه کمک می کنند و حمایت های خود را در این زمینه خواهند داشت.

وی اظهار داشت: بنده هم در این جلسه تاکید کردم نهاد کتابخانه یکی از نهادهای فرهنگی است که همواره باید مورد حمایت قرار گیرد و ما در مجلس و کمیسیون برنامه و بودجه حمایت خواهیم کرد چرا که می دانیم این نهاد با محدودیت های بودجه ای و مالی مواجه است.

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی گفت: در کنار حفظ و توسعه کتابخانه های عمومی باید به توسعه فرهنگ کتابخوانی در کشور کمک کرد و راهکارهای مناسب برای نهادینه کردن کتاب و کتابخوانی در جامعه و در میان خانواده ها باید تقویت شود.

وی تصریح کرد: کتاب با وجود همه رقبا از جمله فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها همچنان جایگاه بی بدیل خودش را حفظ کرده است و در میان نسل جوان باید کتاب و کتابخوانی را گسترش داد.

کد خبر 5056705

زهرا علیدادی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر

مرکز گفت وگوی ادیان و فرهنگ های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در بیانیه ای در محکومیت جسارت به ساحت مقدس رسول الله(ص) اعلام کرد: بد رفتاری های دینی را نمی توان تحت شعاردفاع از آزادی بیان توجیه کرد.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، متن این پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جسارت به ساحت آسمانی حضرت محمد(ص)، توهین به والاترین مقدسات مسلمانان و اهانت به احساسات میلیون ها مسلمان است. جسارت های اخیر به حضرت ایشان در غرب و بالأخص در کشور فرانسه که در قالب تصاویر شنیع و انزجار برانگیز؛ تحت عنوان کاریکاتور ، چهره بسته است و حمایت بی پرده مسئولین عالی رتبه کشور مذکور از این بی اخلاقی ها و تأکید ایشان بر تداوم حمایت از آن، با شعار دفاع از آزادی بیان ، موجب آزردگی عمیق و جریحه دار شدن احساسات مسلمانان جهان از جمله میلیون ها مسلمان فرانسوی تبار و ساکن در این کشور و نارضایتی و شگفتی همه انسان های آزاده و خردمند شده است.

گویا حامیان این کردار شنیع، بویی از روامداری و خردورزی نبرده اند و با رعایت حرمت باورها و حریم احساسات آدمیان بیگانه اند. بر هیچ انسان معتدلی؛ پیرو هر باوری که باشد، پوشیده نیست که این بد رفتاری ها را نمی توان تحت عنوان شعارهایی چون دفاع از آزادی بیان و مانند آن، توجیه کرد.

برخی از مسئولین عالی رتبه سکولار فرانسه، گویی از جایگاه دعوت گران جنگ های خانمان سوز صلیبی در قرون وسطی، سخن می رانند و خطابه های ایشان، بیشتر اسلام ستیز و مسلمان سوز است تا دفاع از آزادی بیان. بر عقلای این کشور پنهان نیست که این بد رفتاری ها و بداخلاقی ها، منجر به تقویت افراط گرایی و خشونت ورزی در جهان می شود و این فرایند نه به سود فرانسه است و نه هیچ کشور دیگری در جهان.

مرکز گفت وگوی ادیان و فرهنگ های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، این دست بدرفتاری ها و بی تدبیری ها را شدیداً محکوم کرده و از مسئولین کشور فرانسه می خواهد که به خودآیند و از خود و دیگر فریبی و خردستیزی و بی تدبیری اجتناب کنند و شعار دفاع از ارزش های جمهوری فرانسه را محملی برای ابراز خصومت با پیامبر خدا، حضرت محمد (ص) و اسلامیان نسازند.

این مرکز همچنین از تمامی مجامع دینی و فرهنگی؛ به ویژه در فرانسه، درخواست دارد که در هوشیار ساختن مسئولین حامی این هتاکی ها و بایستگی رعایت لوازم روامداری، خردورزی و فرهیختگی و پرهیز از بدرفتاری، بداخلاقی، بی تدبیری و خصومت ورزی، متعهدانه ایفای نقش نمایند.

مرکز گفت وگوی ادیان و فرهنگ های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، بار دیگر بر لزوم احترام به مقدسات تمامی ادیان و ارزش های اصیل همه فرهنگ ها و تداوم گفتمان سازنده و استمرار تعامل خیرخواهانه میان پیروان همه ادیان و اهالی همه فرهنگ ها تاکید می ورزد و در پیشگاه خداوند متعال دست نیاز بلند نموده و عاجزانه برای رفع ویروس کرونا و همچنین نکبت خردسوزی و دیگرستیزی از جوامع بشری دعا می کند.

انتهای پیام/ص

14:22 - 1399/08/05 / شماره : 758840 / تعداد نمایش : 147

air.ir/ZrqYVbr

لینک خبر :‌ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
دفتر موسیقی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در هفته گذشته مجوز 74 آلبوم و تک آهنگ را صادر کرده است.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، دفتر موسیقی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، طی هفته گذشته برای 74 آلبوم و تک آهنگ از خوانندگان و هنرمندان گونه های مختلف موسیقایی مجوز صادر کرد.

این آثار شامل 6 آلبوم موسیقی، سنتی (1 آلبوم)، پاپ (2 آلبوم) و نواحی (3 آلبوم) و 68 تک آهنگ، سنتی (2 قطعه)، پاپ (46 قطعه)، کلاسیک (2 قطعه)، نواحی (6 قطعه) و تلفیقی (12 قطعه) بوده است.

بر اساس این گزارش، آلبوم های عطر نیاز به آهنگسازی مجید رضازاده و خوانندگی مجتبی شاه علی، ایرا به آهنگسازی و خوانندگی سید رسول حجازی و نالش موسیقی نواحی خراسان شمالی، از جمله آلبوم هایی هستند که در هفته گذشته مجوز انتشار آن ها صادر شده است.

در بخش تک آهنگ نیز خوانندگانی، چون سینا درخشنده، رضا یزدانی، مسعود صادقلو و علی احمدیان مجوز انتشار گرفتند. این در حالی است که زمان انتشار آلبوم هایی که مجوز گرفته اند، در اختیار مالک اثر خواهد بود.

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجو
یکی از تهیه کنندگان و ناشران حوزه موسیقی ایرانی از شرایط نابسمان تولید محصولات موسیقایی در روزهای کرونایی و توجه نهادهای دولتی به موسیقی تجاری انتقاد کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ سایت های دیگر : امروز نیوز تازه ترین ها پایگاه خبری اعتماد

افشین معصومی تهیه کننده و ناشر موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تازه ترین فعالیت های خود در عرصه موسیقی بیان کرد: کارهایی که معمولاً من در حوزه موسیقی انجام می دهم عمدتاً مبتنی بر اجراهای زنده در گونه هایی است که شکل تجاری ندارند و در برگیرنده محتوایی هستند که مخاطبان خاص دارد. مخاطبانی که در روزگار غلبه موسیقی تجاری، ترجیح می دهند موسیقی سالم تری گوش کنند. اما در این مدت به ویژه بعد از اینکه شاهد شیوع ویروس منحوس کرونا بودیم، انگیزه هایم برای برگزاری کنسرت هایی از این دست به مرز صفر رسیده است. البته که هیچ فردی پیش بینی این شرایط و تعطیلی برنامه ها و فعالیت های هنری را نمی کرد. اما به اعتقاد من این اتفاق فقط بخشی از دلایل بی انگیزگی ها و حال ناکوک موسیقی در کشورمان است.

وی افزود: متاسفانه قبل از شیوع ویروس کرونا وضعیت موسیقی به ویژه تولید و عرضه آثار موسیقایی که در چارچوب موسیقی های غیرسرگرمی قرار داشت به شدت روند نزولی را پیدا کرده بود و معلوم نیست با این اوضاع و احوالی که کرونا هم به ماجرا اضافه شده، شاهد چه سرنوشتی خواهیم بود. انگار همه چیز دست به دست هم داده که تهیه کنندگان این گونه آثار دیگر انگیزه ای برای کار کردن نداشته و به سمت و سویی هدایت شوند که اصلاً خواهان آن نیستند.

من همواره طرفدار موسیقی جدی و غیرتجاری بوده و هستم و در این زمینه نهایت تلاش و کوشش خود را انجام دادم تا از این چارچوب خارج نشوم اما ماندن در این شرایط انگیزه می خواهد که فکر می کنم من و هم صنفانم نداریم معصومی ادامه داد: انگار هرچه تاکنون توسط من و برخی از همکارانم در حوزه موسیقی جدی انجام گرفته تلاش های بیهوده ای بوده که هیچ مدیری آن را ندیده و نمی بیند. انگار همه آن حمایت ها و صحبت ها و سخنرانی هایی که بعضی از مدیران در حمایت از موسیقی فاخر، موسیقی ملی، موسیقی جدی و کلیدواژه هایی از این دست در افتتاحیه و اختتامیه جشنواره ها و رویدادها موسیقی داشته و دارند، فقط در حد حرف باقی مانده و ما هم انگار فقط برای خودمان کار تولید می کنیم.

این تهیه کننده موسیقی با اشاره به کمبود حمایت های دولتی از آثار موسیقایی غیرتجاری، توضیح داد: من تا به امروز هر آنچه در توان داشته ام برای اشاعه و گسترش تولید آثار موسیقایی که حرف های جدی برای گفتن دارند، انجام داده ام و فکر می کنم تقریباً تمامی همکارانم در این رسته کاری نیز هر آنچه در توان و بضاعت خود داشتند انجام داده اند. اما دریغ از کمترین حمایت دولتی و صنفی که واقعاً ناراحت کننده است. همین چند وقت پیش بود که در یک پروسه چند ماهه با صرف هزینه های تقریباً بالا تلاش کردم پروژه چند شب را راه اندازی کنم و خوشبختانه شرایط هم به گونه ای بود که مخاطبان از این برنامه ها استقبال کردند، اما نمی دانم چه اتفاقی افتاد که وقتی تصمیم گرفتم این پروژه را در قالب یک بسته 100 ساعت تصویری و صوتی پیش روی مخاطبان قرار دهم نه خانه موسیقی از من حمایت کرد و نه دفتر موسیقی گوشه چشمی به ماجرا داشت. این در حالی است که من طرح های اجرایی خود را به برخی دوستان از جمله خانه موسیقی، دفتر موسیقی و بنیاد رودکی ارائه دادم اما تا به امروز هیچ خبر خوبی دریافت نکردم.

معصومی در بخش دیگری از صحبت های خود تصریح کرد: احساس می کنم خیلی از مسئولان دنبال کارهای تجاری در حوزه موسیقی هستند و موسیقی غیرتجاری در برنامه شان جایی ندارد و یا اگر هم در این زمینه برنامه ای وجود دارد هنوز نتوانسته شکل اجرایی به خود بگیرد. این درست که در روزهای کرونایی یکسری حمایت ها از سوی وزارت ارشاد برای حوزه های مختلف فرهنگ و هنر اعلام شد که من نمی دانم تا چه حدی اجرایی شده اما در همین شرایط یک کار خوبی که می توانست برای ناشران موسیقی صورت بگیرد اعطای یارانه هایی در حوزه کاغذ و مواردی از این دست بود که می توانست در کاهش هزینه های تولید آلبوم توسط ناشران نقش اساسی ایفا کند اما این اتفاق و موارد مشابه صورت نگرفت.

عضو مجمع صنفی ناشران موسیقی در بخش پایانی صحبت های خود گفت: من همواره طرفدار موسیقی جدی و غیرتجاری بوده و هستم و در این زمینه نهایت تلاش و کوشش خود را انجام دادم تا از این چارچوب خارج نشوم اما ماندن در این شرایط انگیزه می خواهد که فکر می کنم من و هم صنفانم نداریم. انگار هر کاری برای موسیقی ایرانی و جدی کردیم بیهوده بود. آقایان لطفاً حساب ما را از موسیقی تجاری جدا کنید. لطفاً در زمان اخذ مالیات و موارد مشابه تلاش خود را انجام دهید تا ماموران مالیاتی ما را در ردیف تهیه کنندگانی که خواننده ها و موسیقی های تجاری دارند جدا کنند. لطفاً کاری نکنید که دیگر این چارچوب در موسیقی ایران تثبیت شود که هرکسی در این حوزه پول دارد حرف اول را می زند، این دیدگاه قطعاً برای موسیقی ایرانی و ارزشمند ما شرایط خوبی نیست و باید منتظر اتفاقاتی بدتر از این باشیم.

کد خبر 5055918

علیرضا سعیدی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ سایت های دیگر : خبرگزاری مهر دانا تازه ترین ها

مدیر مرکز تئاتر مولوی معتقد است تعیین محدودیت های کرونایی در عرصه تئاتر باید کارشناسانه و با نگاهی تخصصی باشد زیرا هنرمندان و گروه ها بسیار متضرر شده اند.

امیرحسین حریری مدیر مرکز تئاتر مولوی درباره محدودیت های کرونایی موجود در عرصه تئاتر و تعطیلی هفته به هفته فعالیت های نمایشی و وضعیت تالار مولوی در این شرایط، به تئاتر آنلاین گفت: ما هم مثل دیگر سالن های تئاتر با توجه به مصوبات ستاد ملی مقابله با کرونا و اطلاعیه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعطیل هستیم و همه اجراهایمان معلق است. علی رغم برنامه ریزی هایی که انجام داده بودیم و استقبالی که حتی در دوران رعایت پروتکل ها وجود داشت، با توجه به محدودیت های اعلام شده مجموعه را تعطیل کردیم و در انتظار صدور مجوز فعالیت ها هستیم.

وی یادآور شد: گروه های دانشجویی با توجه به برنامه ریزی و هزینه هایی که کرده اند، متضرر شده اند و ما به عنوان میزبان اجراهای آن ها تلاش می کنیم که کمترین خسران را داشته باشند. اگر به لحاظ محدودیت ها و نحوه فعالیت های تئاتر در شرایط موجود یک برنامه ریزی کارشناسانه انجام نشود، گروه ها و سالن های تئاتری همچنان متضرر می شوند.

حریری معتقد است چون تعطیلات هفته به هفته تمدید می شوند و فعالیت ها و برنامه ریزی ها باید بر این اساس تنظیم شوند، این نوع برنامه ریزی گروه ها و سالن های تئاتری را متضرر می کند و نمی توانند برنامه ریزی و چشم اندازی برای خود داشته باشند.

مدیر مرکز تئاتر مولوی با اشاره به اینکه این مرکز علاوه بر اینکه مجوزهای خود را از وزارت ارشاد دریافت می کند ذیل دانشگاه تهران و قوانین دانشگاه ها فعالیت می کند، اظهار کرد: فعالیت های جمعی و دانشجویی معلق است ولی تکلیف آن ها مشخص شده زیرا در فضای مجازی برگزار می شود اما وضعیت برای فعالیت های نمایشی مشخص نیست.

این مدیر تئاتری تأکید کرد: باید برای فعالیت های نمایشی که فقط به صورت زنده برگزار می شوند، کارشناسانه تصمیم گرفت و محدودیت ها را تعیین کرد. دوستانی که محدودیت ها را تعیین می کنند باید بر اساس کارشناسی کارگروه های تخصصی تصمیم گیری کنند.

حریری با بیان اینکه اولویت همه ما سلامت مردم و هنرمندان است، تصریح کرد: باید بپذیریم فعالیت سالن های نمایشی اگر کم خطرتر از مشاغل دیگر نباشد، پرریسک تر نیست. با توجه به شرایط خاصی که هنرهای نمایشی دارد باید به صورت تخصصی به آن نگاه کرد.

وی در بخش پایانی سخنان خود گفت: در عین حال که قوانین سخت گیرانه ای برای مراجعان، هنرمندان و فعالیت های تئاتری در نظر گرفته می شود باید برنامه ریزی درستی صورت گیرد تا گروه ها از تعلیق و معلق بودن رهایی پیدا کنند.

لینک خبر :‌ تئاتر آنلاین
حسین مسافر آستانه با انتقاد از تعطیلی ادامه دار تئاتر و سینما گفت: این توقع از ستاد مقابله با کرونا و دولت وجود دارد که به زودی در این زمینه تصمیمی جدی بگیرند؛ چراکه ارتزاق هنرمندان تئاتر در خطر جدی است.

مدیر شورای سیاستگذاری تماشاخانه ایرانشهر در گفتگو با ایسنا ادامه داد: از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتظار می رود به عنوان نماینده جامعه هنری، هر چه زودتر راه حلی برای این وضعیت بیندیشند و با توجه به حضور وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی در ستاد مقابله با کرونا، این توقع هست که وضعیت هنرمندان در هر شاخه ای مورد توجه جدی قرار بگیرد.

این مدیر هنری، تعطیلی مستمر تئاتر و سینما را لطمه ای یک جانبه به فعالان این حوزه ها دانست و ابراز تاسف کرد: در قبال این تعطیلی هیچ راه حلی برای جبران ضرر و زیان ناشی از بیکاری هنرمندان ارایه نمی شود.

او با اشاره به شرایط اقتصادی دشواری که این روزها بر جامعه ما حاکم شده است، ادامه داد: در این وضعیت دشوار اقتصادی که گرانی همه کالاها خارج از تصور است، حتی با کار کردن و درآمد داشتن هم نمی توان بخش از نیازها را تامین کرد چه برسد به اینکه کسی در این وضعیت بیکار هم باشد.

مسافر آستانه اضافه کرد: اگر دولت می توانست صاحبخانه ها را مجاب کند که مبلغ کرایه خانه های خود را بالا نبرند یا می توانست قیمت اجناس گوناگون را که این گونه بی رویه گران شده است، کنترل کند، می شد اندک امیدی داشت ولی وقتی هر صاحبخانه ای هر اندازه که دلخواهش باشد، کرایه خانه می گیرد و هیچ ضابطه ای برای افزایش دیگر قیمت ها وجود ندارد، چگونه می توان انتظار داشت جامعه تئاتری ما که اغلب مستاجر هستند، بتوانند با این بیکاری، مخارج زندگی خود را تامین کنند.

این کارگردان تئاتر با بیان اینکه دوران کرونا همچنان ادامه دارد، تاکید کرد: وقتی همه شقوق زندگی با در نظر گرفتن اصول دوره کرونا ادامه دارد، تئاتر هم به عنوان بخشی از زندگی باید با در نظر گرفتن همین شرایط، تداوم داشته باشد.

او یادآوری کرد: همان چند ماه محدودی که فعالیت تئاتر و سینما از سر گرفته شد، جزو معدود مشاغلی بودند که تمام پرتکل های بهداشتی در آنها رعایت می شد و خیلی بعید است با تعطیلی فعالیت های هنری، بتوان تاثیری بر آمار مبتلایان به کرونا گذاشت.

مسافرآستانه با تاکید بر اینکه کنترل ویروس کرونا به رعایت همه پروتکل ها وابسته است، خاطرنشان کرد: برای کنترل کرونا باید همه بخش های زندگی مورد توجه قرار بگیرد و گرنه با تعطیلی یکی دو صنف خاص که اتفاقی نمی افتد، جز اینکه آن اصناف متحمل زیان های مالی شدید می شوند.

او در پایان با ابراز تاسف از وضعیت معیشتی هنرمندان تئاتر افزود: صرف نظر از اینکه تعطیل فعالیت های فرهنگی چه آسیب های روانی برای جامعه در پی دارد، ارتزاق جامعه تئاتری وابسته به همین کار کردن است چراکه بخش بزرگی از این جامعه شغل دیگری ندارد و چون در قبال این تعطیلی ها هیچ حمایتی هم از آنان نمی شود، این قشر در معرض آسیب جدی است.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
داستان خروج چند خواننده از کشور که با معجزه انفعال تلویزیون به مخاطب شناخته شدند، ابعاد مهمی دارد.

به گزارش مشرق ، این اولین بار نیست که خبر مهاجرت یک هنرمند در رسانه ها منتشر و بین مردم دست به دست می شود و احتمالا تا پایان سال شاهد مهاجرت تعداد دیگری از خواننده ها خواهیم بود.در چند روز اخیر خبر مهاجرت مهدی مدرس و مهراد جم به خارج از کشور نیز منتشر شده و اکثر آنهایی که این خبر را می شنوند اولین سوال شان این است که کدوم بودن و چی خوندن؟ خوانندگان متوسطی که به واسطه قدرت مافیاهای موسیقی مشهور شدند و حتی پایشان به برنامه زنده تلویزیون هم باز شد! اما این بار داستان فرق می کند.

رفتن مهراد جم با رفتن شادمهر عقیلی، محسن نامجو یا حمید طالب زاده و حتی با سفر اخیر مانی رهنما و همسرش هم متفاوت است. به این جملات دقت کنید: اون که اومده بود برنامه علی ضیاء ، اون که تو کنسرتاش داد میزد و اون که با سینا سرلک خوند . اینها تمام نکات مهم دوران خوانندگی محسن سعیدی کیا یا همان مهراد جم متولد مرداد 76 است.

جالب است بدانید که او اولین فعالیت هنری اش را به صورت جدی با ترانه سرایی و آهنگسازی برای قطعه میثم ابراهیمی به نام جان جان در بهمن سال 97 آغاز کرد! و بعد در اردیبهشت سال 98 و در حالی که 22 ساله بود اولین قطعه اش با نام شمال را منتشر کرد و قطعه بعدی اش هم به نام غمت نباشه ، در انتهای همین اردیبهشت 98 منتشر شد و به این ترتیب او در فاصله زمانی کمتر از یک ماه و با داشتن فقط دو آهنگ توانست در شبکه های اجتماعی مطرح شود.

بله، در جامعه هنری و حتی غیرهنری ما و به واسطه فضای مجازی می توان به سرعت و بدون اینکه کار مهم و خاصی بکنی مشهور و البته به همان سرعت هم ناپدید شوی. اما قصه این مهاجرت همان طور که گفتیم فرق دارد، خواننده ای که مجوز داشته و تعداد قطعاتش حتی هنوز به عدد انگشتان دو دست هم نرسیده و بعضی ها که میشناختنش، در فضای مجازی رفتنش را بهترین خبر این روزها می دانستند، چرا باید چنین تصمیمی بگیرد؟ انتشار فیلمش با دنیا جهانبختی که پیش از این با چهره های مشهور دیگری هم رابطه داشته و ظاهرا جزء لاینفک مهاجرت سلبریتی هاست! نشان داد که این سفر دلایل دیگری هم داشته است.

مسعود جهانی که تنظیم کننده بعضی آهنگ های مهراد جم بوده و خودش را یکی از عوامل موثر در ورود او به دنیای موسیقی می داند بعد از عدم تعهد جم به قرارداد کاری با وجود دریافت دستمزد، در صفحه اینستاگرامش این گونه نوشت: دوماه پیش از زندگیم حذف شدی. الان ثابت کردی که درست حذف شدی. برات روزای خوبی رو نمی بینم. شما قوانین کشورمونو شکوندی. دل ما رو شکوندی. قلب هوادارامونو شکوندی. دین و دنیاتو با هم فروختی. تموم پل ها رو خراب کردی. من فردی به این اسم در زندگیم نخواهد بود.

تلویزیون و علی ضیاء؛ متهم یا مجرم؟

همه سازها به جز ویولن را می زنم این جمله طلایی مهراد جم در برنامه زنده فرمول یک به مناسبت نوروز 99 بود؛ برنامه ای که بیشترین واکنش را در فضای مجازی برانگیخت و خیلی ها حتی نمی دانستند که اصلا این میهمان کیست و چه کاره است؟ البته جمله طلایی جم بعدها و در یک لایو اینستاگرامی با آرون افشار توسط خودش زیرسوال رفت و معلوم شد که اصلا تعریف جم از ساز چیز دیگری بوده است.

اما مساله اصلی متوجه صداوسیما و شخص علی ضیاء است. ای کاش حالا روابط عمومی صداوسیما و حتی روابط عمومی برنامه فرمول یک توضیح می دادند که خواننده ای که هنوز یک سال هم از عمر خوانندگی اش نگذشته بود، چگونه سر از یک برنامه زنده و پربیننده در می آورد؟ مافیای موسیقی توهم نیست و محمد اللهیاری در گفت وگو با فرهخیتگان اعلام کرده بود آنها که توان بیشتری دارند امکانات بیشتری هم دارند. اما اینجا جایی است که باید تلویزیون و ضیاء به عنوان تهیه کننده بازخواست شوند. نه به خاطر دعوت از یک فرد خاص، بلکه کمک کردن به تکمیل پازل زشتی که سال هاست مورد نقد دلسوزان موسیقی و هنر است. پیش از این درباره میهمان های برنامه دورهمی و خندوانه هم گفته بودیم و البته که جوابی نشنیدیم.

اما واقعیت این است که صداوسیما حالا خودش به قطعات این پازل تبدیل شده است و نمی خواهد پاسخگو هم باشد. وقتی مهم ترین اتفاق زندگی هنری یک خواننده حضورش در برنامه زنده تلویزیونی است تازه می توان به عمق فاجعه پی برد. تلویزیون و ضیاء حداقل به عنوان متهم باید پاسخگو باشند که بر چه اساسی و با سفارش چه کسانی، خواننده ای را به برنامه شان دعوت کردند که برای شناختنش نیاز به زیرنویس و درج اسمش بود.

اتهام اصلی تلویزیون این است که با دعوت از خواننده های سطح پایین و گاه مبتذل به این نوع از موسیقی رسمیت می دهد و حتی ارشاد را برای مجوز دادن های بعدی تحت فشار قرار می دهد. طرح این اتهامات مخصوص به حالا که جم از ایران رفته نیست. صداوسیما هنوز هم برای برخی خوانندگان و حتی چهره های مشهور همین وظیفه را انجام می دهد و سکویی می شود برای شهرت بیشتر آنها.

شرط می بندم می بازی

وقتش رسیده بپذیرید دعوای پیام صادقیان با تتلو ساختگی است. پیام و تهی و تتلو و علیشمس و ساشا و احلام و سایر شاخ های راهزن مجازی از یک کانون شرط بندی حقوق می گیرند. لیدرشان در اسپانیاست: ملقب به مونتیگو. سناریوی خودکشی دنیا جهانبخت به خاطر ساسی، دزدیده شدن ساشا سبحانی در آلمان، افسارگسیختگی تتلو، دوئل داود هزینه با وحید خزایی، جذب پدر آرات، مراسم پایان ناپذیر دعوا و آشتی کنان صوری بین خودشان همه این نمایشنامه ها را سعدالله امیرشقاقی (ملقب به دکتر) در ترکیه می نویسد. آنها فروشنده ابتذالند و میلیون ها نفر نیز خریدارش! با هرجنجال مصنوعی، جمعیت بیشتری به صفحات شان می پیوندند تا پول هایشان را در سایت های شرط بندی آتش بزنند. تتلو دستمزد هنگفتی می گیرد و وظیفه اش عربده جویی و لایو گذاشتن با اعضای شبکه برای داغ ماندن مداوم صفحات شان است... . اینها را مهدی رستم پور، خبرنگار فراری در اینستاگرامش نوشت و از اسامی دیگری هم نام برد.

گفته می شود مهراد جم به طمع و ترغیب سایت های شرط بندی از ایران رفته است و هنرمندان دیگری هم در نوبت سفرند. به جز جم چهره های مشهور دیگری هم پایشان به سایت های شرط بندی باز شده بود. اینها اکثرا خودشان شرط بندی نمی کنند و درآمدشان از میزان باخت طرفداران شان است. هرقدر تعداد بیشتری ببازند، جناب سلبریتی سود بیشتری دریافت می کند و باید هرازگاهی کاری کند که روی بورس باشد، اتفاقات ساختگی که قرار است به واسطه آنها دیده شوند، حتی اگر منفی و ظاهرا به ضرر او باشد. چندسالی است که از بانک مرکزی، وزارت ارتباطات و وزارت اطلاعات خواسته می شود جلوی این سایت های شرط بندی را که یک پایشان معمولا در داخل است، بگیرند. البته گفته می شود اقداماتی صورت گرفته اما مثل همیشه کافی نیست.

معمولا گردانندگان سایت های شرط بندی، سراغ کسب وکارهایی که دارای درگاه بانکی هستند، می روند و خواهان اجاره یا حتی خرید درگاه بانکی آنها هستند تا ازطریق درگاه بانکی شان تراکنش خود را انجام دهند. شاید همین دادوستد باعث شده که ردپایی از خودشان نمی گذارند، حتی اگر به قیمت قربانی کردن بخش بزرگی از کاسبان و مردم کوچه و خیابان باشد. میانگین سنی مشتریان این سایت ها نوجوانان و جوانان 15 تا 25 ساله هستند و حتی برای تشویق آنها به حضور در سایت شرط بندی آهنگ هایی هم خوانده شده و مخاطب هدف شان به طور مشخص دهه هفتادی ها هستند.

حالا مهراد جم قرار است به واسطه طرفدارانش! ثروتمند شود و به واسطه پول فالوئرهایش زندگی لاکچری داشته باشد و دست های پشت پرده هم از این تعامل سودی ببرند. تا وقتی پول زیاد هست و طمع انسان، شاهد مهاجرت های بیشتری هم خواهیم بود. باید از سرچشمه جلوی این بازی ها گرفته شود، البته مهراد جم و آدم هایی شبیه به او چیزی برای باختن ندارند اما می توانند باعث باختن ساده لوحانی باشند که یا پول مفت پدران شان را یا تلخ تر از آن پول زحمت کشیده آنها را قرار است به باد دهند و خودشان نمی دانند که در یک بازی دو سر باخت شرکت کرده اند.

ارشاد و جم؛ مشکل همینجاست!

دو، سه روز پیش محمد اللهیاری، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد در گفت وگو با یک برنامه رادیویی درباره دلایل مهاجرت مهراد جم صحبت کرد و گفت: این خواننده در یک سال گذشته همه مجوزهایش را گرفته و مشکلی برای دریافت مجوز نداشته است. اتفاقا مشکل همینجاست؛ جناب الهیاری به جای اینکه با افتخار و با هدف تبرئه خود و سازمانش این گونه صحبت کند باید پاسخگو باشد که چرا اصلا خواننده ای در این حد و اندازه باید مجوز بگیرد و مشکلی هم برای دریافت مجوز نداشته باشد! آنهایی که به شعرها و صدای مهراد جم مجوز دادند هم باید جوابگو باشند. با هر متر و معیاری صدا و ترانه های جم و خوانندگان شبیه به او حالاحالاها نباید اجازه خواندن داشته باشند. ای کاش برگردیم به زمانی که یک خواننده برای آغاز فعالیتش نیاز به دستخط یک استاد بنام داشت و رابطه آواز و قهر از والده اینقدر جدی نمی شد.

البته اللهیاری در ادامه گفت: سایت های شرط بندی به حیطه خواننده های ما ورود می کنند و توجه آنها را به درآمدهای آنچنانی جلب می کنند و این مثل یک سراب است و واقعیت این است که مخاطب اصلی خواننده در داخل کشور است و ممکن است این تصمیم عجولانه در کوتاه مدت عایدی برای او داشته باشد اما حتما در بلندمدت پشیمانی به دنبال خواهد داشت. در این جملات هم خبری از مسئولیت پذیری نیست و بیشتر با هدف ترساندن و تهدید خوانندگان گفته شده است.

ای کاش آقای اللهیاری از خودش می پرسید چرا خوانندگان کاربلد و دانش آموخته ای که اتفاقا توسط دفتر موسیقی برای گرفتن مجوز آزار هم می دیدند و می بینند هیچ گاه به فکر ترک وطن شان نیستند؟ خوانندگی صرفا یک بیزینس نیست و قرار بوده و است که هنر باشد و هنرمند با تکیه بر شخصیت و ذهن و قلب والایش خلق می کند و ماندگار می شود. جالب است که مدیرموسیقی در بخش تهدید هم نگاهش به سوی بازار موسیقی است، یعنی به خوانندگان هشدار می دهد که ممکن است بازارتان را از دست بدهید و همین جای تاسف بسیار دارد و از همین جا مشخص می شود که خوانندگانی مانند مهراد جم چگونه مجوز گرفته اند و رشد کرده اند. ارشاد هم مانند صداوسیما باید پاسخگو باشد. اینکه گفته شود سایت ها برای خوانندگان دام پهن کرده اند که نشد مدیریت. قرار است چه واکنشی از داخل ایران انجام شود؟ ظاهرا همه می دانند که بازی چیست و نقش ها چگونه توزیع شده اند. بار اصلی روی دوش داخلی هاست و بعد از ارسال یک پاس دقیق، در آن سوی مرز گل اصلی زده می شود.

سوال اصلی اینجاست که چرا کسی کاری نمی کند؟ شایعه اینکه منافع مالی عده ای در داخل به خطر می افتد اگر اقدام قانونی علیه آنها صورت بگیرد ، مدت هاست که می چرخد و چرخانندگان این سایت ها انگار همیشه چندقدمی جلوتر هستند و با وجود اینکه ویترین شان توسط سلبریتی ها پر شده است اما خودشان بیشتر شبیه به سایه هایی هستند که هم آدم اجاره می کنند، هم درگاه، هم حساب و کارت بانکی. جوانان و نوجوانانی که شغلی ندارند و به دنبال درآمد بالای یک شبه هستند چه سهمی از این اشتباهات می برند؟ اصلا چقدر خودشان مقصرند؟

مافیای موسیقی از نگاه اهالی موسیقی

تعدادی از خوانندگان و اهالی موسیقی در روزها و سال های گذشته و در گفت وگو با رسانه های مختلف درباره وجود مافیا صحبت کرده بودند که در ادامه آنها را می خوانید.

حجت اشرف زاده:

وجود مافیا در موسیقی متعلق به بخشی از این عرصه و مافیا در عرصه موسیقی متعلق به پخش موسیقی یا به اصطلاح تبدیل به چهره کردن برخی اشخاص است. در فضای مجازی به ویژه در اینستاگرام چهره های جدید کاملا به مردم خورانده می شوند. با هزینه های چندصدمیلیونی و باورنکردنی موسیقی را در فضای مجازی بدون هیچ قانونی و باتکرار در کانال ها و صفحات مجازی به شکلی پیش برده اند که به تدریج خواننده و قطعات او بر مردم و مخاطبان خورانده شود. این رقابت ناسالم است، چون خواننده ای با توان مالی پایین تر توان رقابت با تیمی که فرد را به شهرت رسانده و برایش کنسرت برگزار می کند، ندارد.

محمدعلی بهمنی:

مافیای موسیقی داریم اما در وجود ما باید رد شود، زیرا مثل یک مقوله غیبی است که انجام می گیرد. مافیا طوری نیست که بشناسیدش و وجود خارجی داشته باشد اما وقتی خروجی اش را می بینید دیگر حدس نیست و دست هایش را می توانی در امور مختلف موسیقی ببینی. البته قبلا شایعاتی کرده بودند که این کارها در شوراهای شعر و موسیقی انجام می شود که قطعا چنین چیزی نیست و درحال حاضر هم این شوراها بر هم خورده و ازطریق اینترنت و تلفن همراه شعرهایشان را برایشان می فرستند. زمانی که در یک جلسه تایید شعر یا ترانه می نشینید، همین آدمی که کارش رد شده آنقدر معصومانه می آید و حرف می زند و دلایلی را هم برای اینکه من آنقدر پول دادم به این و آن تا توانستم به اینجا برسم، مطرح می کند که دل مسئول مجوز به رحم بیاید. در آخر هم حتی به یک حالت نفرینی حرف می زند. این وظیفه و کاری هم نیست که مثلا اهالی شورا بخواهند تفهیم کنند. شورا حتی حاضر است همه پولی را که آن خواننده می گوید خرج کرده به او بدهد تا این آهنگ یا ترانه پخش نشود.

محمد گلریز:

شعرهای پیش پا افتاده و ملودی های مثل هم موسیقی ایران را در برگرفته اند و مافیایی پشت آنها هست که خواننده های به درد نخور را بدون دلیل بزرگ می کند و هرکسی هم که بخواهد حرف بزند به او پول می دهند و از میدان به درش می کنند اما هنر و موسیقی باید لطیف باشد و بتواند فکر جوانان را عوض کند.

حمید حامی:

مافیای موسیقی ایران یعنی تعدادی خاص از اهالی موسیقی (از خواننده و آهنگساز گرفته تا نوازنده و شاعر) که به واسطه روابط خود لابی می کنند و از رانت برای پیشرفت و درآمدزایی و ایجاد شهرت روزافزون استفاده می کنند! البته در این میان تعدادی از این خودفروختگان از کمی استعداد و توانایی هم برخوردارند ولی بیشتر آنها از کمترین استعداد و توانایی در رشته خود محرومند و فقط و فقط به خاطر داشتن لابی و حمایت های دولتی و غیردولتی پیشرفت می کنند. غافل از اینکه همه چیز پول نیست!

صحبت از مافیای مواد مخدر نیست و نه صحبت از مافیایی که اسلحه به دست گرفته برای ترور و قتل، بحث، بحث مافیای موسیقی از جنس ایرانی است، مافیایی که با دست های آلوده به پول، به سختی و جدیت تمام گریبان نحیف موسیقی متعهد و هنرمندان این عرصه را می فشارد. لابد باز می اندیشید که او کسی نیست جز یک غریبه بیگانه با موسیقی، اگر این طور می اندیشید که سخت در اشتباهید.

مافیای موسیقی ایرانی زاییده بدنه موسیقی ایرانی است، او می تواند یک خواننده، آهنگساز، نوازنده، ترانه سرا و حتی یک تهیه کننده باشد که با ایجاد لابی توسط یک شرکت، موسسه یا یک باند کوچک یک یا چندنفره اقدام به مکیدن خون و پایمال کردن حق مسلم اهالی حقیقی و متعهد به هنر راستین موسیقی می کند. شاید او همان خواننده مشهوری است که درآمد سالیانه اش به دومیلیارد تومان هم می رسد یا آهنگساز و ترانه سرایی که اسمش را زودبه زود و پی درپی پای بیشتر سریال ها و فیلم های سینمایی می بینید.

لینک خبر :‌ مشرق نیوز
داوود گنجه ای خطاب به سایر فعالان حوزه موسیقی می گوید: از دوستان و همکارانم می خواهم که بیایند دست به دست هم بدهیم، درباره نقاط ضعف اداره خانه موسیقی صحبت و راه حلی برای آنها پیدا کنیم. قبول دارم که خانه موسیقی باید خیلی بهتر عمل کند ولی با کدام بودجه و پشتوانه؟ اعضای هیات مدیره باید افراد کاردان باشند. اگر افرادی این توان را در خود و یا افراد دیگر می بینند، بیایند با حضور در مجموعه مشکلات را حل کنیم.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ سایت های دیگر : آقای خبر کیمیا نیوز روزنامه بانی فیلم اسکان

داوود گنجه ای موسیقیدان که هم اکنون یکی از اعضای شورای عالی خانه موسیقی است، در واکنش به انتقادهای مطرح شده به خانه موسیقی به ایسنا می گوید: اگر انتقادی به خانه موسیقی وارد باشد، به من هم برمی گردد؛ چون عضو شورای عالی این نهاد و قائم مقام آن هستم. همچنین قبلا عضو هیات مدیره نیز بوده ام.

او بیان می کند که در پاسخ به پیشنهاد شورای عالی خانه موسیقی مبنی بر حضور دوباره اش در هیات مدیره این نهاد، بیان کرده است که بهتر است از حضور افراد جوان و جدیدتر استفاده شود.

گنجه ای درباره انتخابات خانه موسیقی اظهار می کند: در هر دوره، شرکت در انتخابات هیات مدیره خانه موسیقی آزاد است. منتهی اعضا باید رأی بدهند ولی شرکت نمی کنند. همیشه از اینکه چرا آن گونه که باید از یک نهاد مدنی حمایت و استقبال نمی شود، نقد داشته ام. بین هر فردی که در انتخابات هیات مدیره خانه موسیقی کاندیدا شود، رأی گیری صورت می گیرد و اگر رأی بیاورند به هیات مدیره راه پیدا می کنند.

این هنرمند ادامه می دهد: اگر فرد خاصی برای اداره مناسب به نظر می رسد، کاندیدا شود و این مسئولیت را به عهده بگیرد. خود من هیچ وقت حاضر به پذیرفتن این وظیفه نبوده ام؛ چون هیچ چیز خاصی ندارد. تنها کاری است با مسئولیت های زیاد و بدون مزد. هر کسی نمی تواند با صبر و توان اداره بالا این همه کار را در خانه موسیقی پیش ببرد. حرف هایی که می زنم به این علت نیست که طرف فرد یا عده خاصی را داشته باشم؛ حقیقت است.

او تأیید می کند که انتخابات خانه موسیقی همانند انتخابات کشور است. مگر همه در انتخابات کشور شرکت می کنند؟ پس فردی که شرکت نمی کند، حق حرف زدن هم ندارد.

گنجه ای درباره اینکه آیا انتخابات خانه موسیقی بین عده ای مشخص می گردد؟ پاسخ می دهد: در هر جای دنیا که انتخاباتی برگزار می شود، این حرف و حدیث ها نیز هست. ولی باید تحقیق کرد که آیا این امر حقیقت دارد؟ البته قاعدتا افرادی که پیشکسوت هستند، رأی بیشتری دریافت می کنند. ولی به شخصه معتقدم اداره خانه موسیقی باید جوان گرایی شود که البته مدیرعامل آنجا در حال حاضر جوان است.

این هنرمند همچنین درباره مدت زمان مجاز حضور اعضای هیات مدیره خانه موسیقی توضیح می دهد: اعضای شورای عالی که هر کدام 30 سال فعالیت مستمر در زمینه هنر داشته و از اساتید موسیقی هستند، پیشنهاد دادند که هر کسی که در هیات مدیره بیشتر از دو دوره حضور داشته است، نباید بار دیگر امکان کاندیدا شدن داشته باشد. این نکته در اساسنامه هم ثبت شده است ولی برخی از افراد به علت نداشتن اطلاعات کافی، مسائلی را مطرح می کنند که با اصول و اساسنامه منطبق نیست. البته همیشه معتقد هستم که انتقاد باید باشد و اگر نباشد پیشرفتی حاصل نمی شود. ولی باید در نظر بگیریم که مدیریت های خانه موسیقی تاکنون موفق بوده اند. این دوره هم در حال اتمام است و دوستان جوان و تازه نفس بیایند شرکت کنند و خانه موسیقی را حتی بهتر اداره کنند.

او درباره منافع مالی احتمالی حضور در اداره خانه موسیقی اظهار می کند: گاهی گفته می شود که حضور در هیات مدیره خانه موسیقی از لحاظ مالی به نفع افراد است، ولی اینگونه نیست. چون این نهاد بودجه خاصی ندارد، حق عضویت را هم که همه پرداخت نمی کنند. خانه موسیقی بیشتر با کمک های مالی اداره می شود که انجام این کار در توان هر کسی نیست.

گنجه ای تنها انتقاد خود نسبت به خانه موسیقی را چنین عنوان می کند: انتقادی که به خانه موسیقی دارم این است که باید کارهایی که با سختی و بدون مزد به انجام می رساند را در رسانه ها اعلام کند. شورای عالی همین چند وقت پیش رئیس چندین ساله خود، استاد شجریان را از دست داد. مثلا حضور در این شورا چه استفاده ای برای استاد شجریان داشت؟ تلاش ایشان تنها برای این بود که خانه موسیقی بماند. حدود 20 سال است که خانه موسیقی بدون وابستگی به نهاد خاصی پابرجا مانده است. به اعتقاد من همین که هیات مدیره توانسته چراغ آنجا را روشن نگه دارد، عده زیادی را بیمه و صاحب خانه کرده، یعنی خیلی کار کرده است.

او در پاسخ به این پرسش که آیا انتقاد از هیات مدیره خانه موسیقی عواقبی به همراه خواهد داشت؟ می گوید: این نهایت بی انصافی است. من از روزی که انقلاب شده است، در وزارت ارشاد در شوراهای مختلف حضور داشته ام. یک مورد به من معرفی کنید که خود من اجحاف یا نامهربانی به کسی کرده باشم. من از اعضا می خواهم که هر انتقادی به من دارند، بیان کنند. خیلی هم خوشحال می شوم. البته انسان جایزالخطاست. ممکن است کوتاهی صورت گرفته شده باشد ولی عمدی نیست. به طور کلی تنها سه چهار نفر از اعضای هیات مدیره خانه موسیقی در شوراها حضور داشته اند. مگر این افراد چقدر قدرت داشته اند که بخواهند سد راه کسی شوند؟ هنرمند نباید خصمانه به خانه خودش نگاه کند. اگر از کسی خوششان نمی آید می توانند رأی ندهند. ولی وقتی رأی نمی دهند مشکلات ایجاد می شود.

داوود گنجه ای در پایان در پاسخ به این این پرسش که چرا برخی معتقدند، خانه موسیقی پیشرو نیست و نسبت به اتفاقات مهم موسیقی عکس العمل هایش همراه با تعویق است؟ بیان می کند: علت آن این است که در حال حاضر لطف خاصی شامل حال موسیقی نمی شود. مگر صداوسیما یا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حرکت مثبتی برای موسیقی نشان می دهند و تا چه حد حمایت می کنند؟ پیشرو بودن خانه موسیقی نیازمند پشتوانه داشتن است.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
جلال ذکایی معتقد است وضعیت آشفته چاپ دیجیتال، محصول نبود نظارت های صنفی و دولتی است؛ مشکلی که به چاپ کتاب های بی کیفیت منجر شده و ریشه در واردات دستگاه های مستهلک چاپ دارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ، ورود ناشران به عرصه چاپ دیجیتال موافقان و مخالفان زیادی دارد. بسیاری از فعالان صنعت چاپ که طی سال های اخیر در این حوزه سرمایه گذاری کرده اند، از ورود ناشران و سرمایه گذاری آن ها در چاپ دیجیتال خشنود نیستند و معتقدند کار را باید به کاردان سپرد.

از سوی دیگر ورود جمع گسترده ای از افراد متخصص و غیرمتخصص به حوزه چاپ دیجیتال وضعیت فعالیت در این صنف را با مشکلات متعددی همراه کرده است و افرادی هم که سال ها قبل به این عرصه وارد شد ه اند، در رقابتی ناعادلانه در حال حذف شدن از بازار هستند.

جلال ذکایی فعال حوزه چاپ و مدیرکل اسبق دفتر چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وضعیت کنونی چاپ دیجیتال را آشفته می داند و معتقد است که باید نظارت جدی تری از سوی دولت و تشکل های صنفی بر فعالیت این واحدها داشت تا کمی از این آشفتگی کاسته شود.

اهمیت ضرورت چاپ کتاب در تیراژ محدود یا به اصطلاح چاپ دیجیتال به چه دلیل احساس شد؟
در یک نگاه کلی باید گفت نخستین انگیزه چاپ کتاب به شکل دیجیتال برای بازاریابی و ارزیابی بازار بود. کتاب هایی که قرار بود در تیراژ انبوه چاپ شوند، در تیراژ محدود توسط دستگاه های چاپ دیجیتال چاپ و توسط بازاریاب ها به بازارهای محدودی عرضه می شدند. سپس بنا به بازخوردی که از فروشندگان گرفته می شد برای تیراژ اصلی کتاب در مناطق مختلف تصمیم گیری می کردند. نکته بعدی برای تولید کتاب هایی بود که انتشار آن ها به پایان رسیده، مثل کتاب هایی که در دهه های گذشته با تیراژ انبوه تولید می شدند اما الان دیگر مشتری انبوه نداشتند. گاهی این آثار از سوی ناشران به صورت تک جلدی منتشر می شدند که چاپ بر اساس تقاضا نام گرفت.

اکنون این شیوه چاپ و نشر کتاب در دنیا معتبر و مرسوم است؟
بله. در سایت های معتبر و معروف فروش کتاب نیز اکنون نمونه این کارها وجود دارد و با نام مخفف (POD) می توانید آن ها را پیدا کنید. اگر کسی در هر نقطه ای از دنیا به کتابی علاقه مند باشد که چاپ های قدیم آن به پایان رسیده باشد، آن را سفارش می دهد و ناشر از طریق این سامانه کتاب را چاپ کرده و برای مشتری ارسال می کند.

در ایران چاپ کتاب به شیوه دیجیتال چه زمانی رونق گرفت؟
سابقه ورود چاپ دیجیتال برای چاپ کتاب در ایران، به مشکلات اقتصادی که برای ناشران و چاپخانه داران ایجاد شد برمی گردد. هزینه های بالای تولید کتاب موجب شد بسیاری از ناشران به تولید کتاب در تیراژ محدود روی بیاورند. از سوی دیگر فراگیر شدن کاهش نرخ مطالعه در کشور نیز عامل دیگری بود که به این موضوع دامن زد؛ مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سایر مولفه هایی که در کاهش نرخ مطالعه تاثیر داشتند. در سال های اخیر تیراژ کتاب به حداقل رسید و بسیاری از ناشران به این جمع بندی رسیدند که به سمت چاپ دیجیتال روی بیاورند.

البته فکر می کنم نوسانات نرخ ارز و بالا رفتن قیمت مواد اولیه کتاب هم در این زمینه بی تاثیر نبود.
افزایش قیمت مواد اولیه تولید کتاب مثل کاغذ، مقوا، مرکب، زینک و امثالهم؛ به خصوص در سال های اخیر ماجرای تولید کتاب را با مشکلات جدی تری مواجه کرده و آن ها را به سمت چاپ دیجیتال سوق داده است. در کنار آن افزایش تعداد ناشران و عناوین کتاب ها هم عامل دیگری بود که در این مسیر بی تاثیر نبود. ازآنجایی که تعداد ناشران و کتاب ها افزایش پیدا کرد، ناشران به این جمع بندی رسیدند که بسیاری از کتاب های خود را در تیراژ محدود منتشر کنند.

اکنون وضعیت بازار چاپ دیجیتال را چگونه ارزیابی می کنید؟
آنچه امروز با آن روبه رو هستیم، یک بازار آشفته در حوزه چاپ دیجیتال است. تعدد مراکز چاپ و تکثیر کتاب به صورت قانونی و غیرقانونی، یکی از آسیب های محسوس این روزهای بازار چاپ دیجیتال به شمار می آید. با افزایش گرایش ناشران از چاپ دیجیتال، خیلی از ناشران خودشان به دایر کردن چاپخانه دیجیتال مبادرت کردند؛ همچنین بعضی از مراکز تکثیر به این سمت گرایش پیدا کردند و حتی بعضی از چاپخانه داران حوزه های دیگر هم به استفاده از چاپ دیجیتال ترغیب شدند.

پس چرا با این حجم از فعالان بخش های مختلف در بخش چاپ دیجیتال، شاهد عرضه کتاب هایی با کیفیت های پایین هستیم؟
اتفاقی که به دنبال همه این مسائل رخ داده، نبود نظارت بر کیفیت چاپی کتاب های تولید شده است. متاسفانه به وفور کتاب هایی را در بازار مشاهده می کنیم که با کیفیت بسیار نازل عرضه می شوند؛ زیرا ناشران و کسانی که در حوزه چاپ دیجیتال کتاب کار می کنند، کمترین آشنایی با این حوزه را ندارند و با تسلط جزئی به یکی از نرم افزارهای گرافیکی، باور دارند که می توانند کتاب چاپ کنند. این کار را هم انجام می دهند و کتاب های چاپ شده را به بازار عرضه می کنند. الان شاهدیم که کتاب های بی کیفیت زیادی در بازار عرضه شده و متاسفانه عموما هم منجر به گلایه و شکایت دعاوی حقوقی بین ناشر و چاپخانه داران می شود.

به نظر؛ دست دوم و مستهلک بودن عمده دستگاه ها و ماشین های چاپ دیجیتال در بروز این مساله بی تاثیر نیست.
بله. نکته دیگری که شاهد آنیم، نبود نظارت بر چگونگی واردات دستگاه ها همچنین تامین مواد مصرفی، لوازم یدکی و خدمات پس از فروش این دستگاه ها است. ما درباره دستگاه ها، روالی داریم که بر اساس آن باید ثبت سفارش انجام شود و دستگاه ها با نظارت دولت وارد کشور شوند. اما متاسفانه هیچ نظارتی درباره دستگاه های چاپ دیجیتال وجود ندارد و عموما دستگا ه های کارکرده اروپایی به صورت فله از کشور امارات به کشور وارد می شود. در بسیاری از مواقع، نهایتا یک بازسازی جزئی روی آن ها انجام شده و به بازار مصرف عرضه می شوند. البته بخشی از این لجام گسیختگی به دلیل نبود توانایی مالی ناشران و چاپخانه های دیجیتال برای خریداری دستگاه های نو و دست اول است و به همین دلیل به سمت دستگاه های کار کرده و دست دوم گرایش پیدا کرده اند.

شما به بحث چاپخانه های چاپ دیجیتال بدون مجوز اشاره کردید. چاپ آثار بدون مجوز و غیرقانونی، عموما محصول همین مجموعه ها است. کمی در این زمینه بگویید.
نکته دیگری که این روزها در بازار شاهد هستیم دامن زدن این گونه چاپخانه ها به موضوع قاچاق کتاب است. همان طور که گفتید با رهگیری اکثر کتاب هایی که به صورت قاچاق عرضه می شود، می بینیم که بیشتر آن ها در چاپخانه های غیرمجاز و غیرقانونی چاپ شده اند و بخش جدی از این بار را چاپخانه های چاپ دیجیتال بدون مجوز به دوش می کشند که باید فکری برای آن کرد.

موضوعاتی که به آن اشاره کردید، تشریح وضعیتی است که ما در چاپ دیجیتال با آن مواجه هستیم؛ اما اکنون چه باید کرد که بعد از این شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم؟
اولین نکته ضروری وظیفه ای است که برعهده دولت است؛ ساماندهی مراکز چاپ دیجیتال. بالاخره باید تکلیف این چاپخانه ها روشن شود. اگر جزئی از بدنه صنعت چاپ هستند باید مجوز داشته باشند اما مجوز آن ها در کدام بخش باید صادر شود؟ نکته بعدی برگزاری دوره های آموزشی برای فعالان چاپ دیجیتال است که یا اتحادیه ها باید این وظیفه را به عهده بگیرند یا اینکه دولت متولی آن باشد. اما نکته ای که در این میان اهمیت دارد این است که برگزاری دوره های آموزشی برای فعالان چاپ دیجیتال یک ضرورت است. اتحادیه ها باید این بخش از چاپ را در بدنه چاپ به رسمیت بشناسند و اتحادیه مرتبط خیلی جدی تر به موضوع چاپ دیجیتال وارد شود و برای فعالان آن هویت مستقلی قائل شود و آن ها را به صورت ضابطه مند مدیریت کرده و حمایت کند. نکته آخر اینکه باید از این رسته از چاپ حمایت شود تا از دستگاه های روز دنیا استفاده کنند. بله می پذیریم که کشور ما در تحریم و مشکلات اقتصادی فراوانی است اما این تحریم ها ماندگار نخواهد بود و بالاخره یک روز به پایان می رسد. باید به فکر بود که بشود از دستگاه های به روز دنیا برای چاپ کتاب در تیراژ محدود استفاده کرد تا وضعیت آشفته کنونی به پایان برسد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ، ورود ناشران به عرصه چاپ دیجیتال موافقان و مخالفان زیادی دارد. بسیاری از فعالان صنعت چاپ که طی سال های اخیر در این حوزه سرمایه گذاری کرده اند، از ورود ناشران و سرمایه گذاری آن ها در چاپ دیجیتال خشنود نیستند و معتقدند کار را باید به کاردان سپرد.

از سوی دیگر ورود جمع گسترده ای از افراد متخصص و غیرمتخصص به حوزه چاپ دیجیتال وضعیت فعالیت در این صنف را با مشکلات متعددی همراه کرده است و افرادی هم که سال ها قبل به این عرصه وارد شد ه اند، در رقابتی ناعادلانه در حال حذف شدن از بازار هستند.

جلال ذکایی فعال حوزه چاپ و مدیرکل اسبق دفتر چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وضعیت کنونی چاپ دیجیتال را آشفته می داند و معتقد است که باید نظارت جدی تری از سوی دولت و تشکل های صنفی بر فعالیت این واحدها داشت تا کمی از این آشفتگی کاسته شود.

اهمیت ضرورت چاپ کتاب در تیراژ محدود یا به اصطلاح چاپ دیجیتال به چه دلیل احساس شد؟
در یک نگاه کلی باید گفت نخستین انگیزه چاپ کتاب به شکل دیجیتال برای بازاریابی و ارزیابی بازار بود. کتاب هایی که قرار بود در تیراژ انبوه چاپ شوند، در تیراژ محدود توسط دستگاه های چاپ دیجیتال چاپ و توسط بازاریاب ها به بازارهای محدودی عرضه می شدند. سپس بنا به بازخوردی که از فروشندگان گرفته می شد برای تیراژ اصلی کتاب در مناطق مختلف تصمیم گیری می کردند. نکته بعدی برای تولید کتاب هایی بود که انتشار آن ها به پایان رسیده، مثل کتاب هایی که در دهه های گذشته با تیراژ انبوه تولید می شدند اما الان دیگر مشتری انبوه نداشتند. گاهی این آثار از سوی ناشران به صورت تک جلدی منتشر می شدند که چاپ بر اساس تقاضا نام گرفت.

اکنون این شیوه چاپ و نشر کتاب در دنیا معتبر و مرسوم است؟
بله. در سایت های معتبر و معروف فروش کتاب نیز اکنون نمونه این کارها وجود دارد و با نام مخفف (POD) می توانید آن ها را پیدا کنید. اگر کسی در هر نقطه ای از دنیا به کتابی علاقه مند باشد که چاپ های قدیم آن به پایان رسیده باشد، آن را سفارش می دهد و ناشر از طریق این سامانه کتاب را چاپ کرده و برای مشتری ارسال می کند.

در ایران چاپ کتاب به شیوه دیجیتال چه زمانی رونق گرفت؟
سابقه ورود چاپ دیجیتال برای چاپ کتاب در ایران، به مشکلات اقتصادی که برای ناشران و چاپخانه داران ایجاد شد برمی گردد. هزینه های بالای تولید کتاب موجب شد بسیاری از ناشران به تولید کتاب در تیراژ محدود روی بیاورند. از سوی دیگر فراگیر شدن کاهش نرخ مطالعه در کشور نیز عامل دیگری بود که به این موضوع دامن زد؛ مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سایر مولفه هایی که در کاهش نرخ مطالعه تاثیر داشتند. در سال های اخیر تیراژ کتاب به حداقل رسید و بسیاری از ناشران به این جمع بندی رسیدند که به سمت چاپ دیجیتال روی بیاورند.

البته فکر می کنم نوسانات نرخ ارز و بالا رفتن قیمت مواد اولیه کتاب هم در این زمینه بی تاثیر نبود.
افزایش قیمت مواد اولیه تولید کتاب مثل کاغذ، مقوا، مرکب، زینک و امثالهم؛ به خصوص در سال های اخیر ماجرای تولید کتاب را با مشکلات جدی تری مواجه کرده و آن ها را به سمت چاپ دیجیتال سوق داده است. در کنار آن افزایش تعداد ناشران و عناوین کتاب ها هم عامل دیگری بود که در این مسیر بی تاثیر نبود. ازآنجایی که تعداد ناشران و کتاب ها افزایش پیدا کرد، ناشران به این جمع بندی رسیدند که بسیاری از کتاب های خود را در تیراژ محدود منتشر کنند.

اکنون وضعیت بازار چاپ دیجیتال را چگونه ارزیابی می کنید؟
آنچه امروز با آن روبه رو هستیم، یک بازار آشفته در حوزه چاپ دیجیتال است. تعدد مراکز چاپ و تکثیر کتاب به صورت قانونی و غیرقانونی، یکی از آسیب های محسوس این روزهای بازار چاپ دیجیتال به شمار می آید. با افزایش گرایش ناشران از چاپ دیجیتال، خیلی از ناشران خودشان به دایر کردن چاپخانه دیجیتال مبادرت کردند؛ همچنین بعضی از مراکز تکثیر به این سمت گرایش پیدا کردند و حتی بعضی از چاپخانه داران حوزه های دیگر هم به استفاده از چاپ دیجیتال ترغیب شدند.

پس چرا با این حجم از فعالان بخش های مختلف در بخش چاپ دیجیتال، شاهد عرضه کتاب هایی با کیفیت های پایین هستیم؟
اتفاقی که به دنبال همه این مسائل رخ داده، نبود نظارت بر کیفیت چاپی کتاب های تولید شده است. متاسفانه به وفور کتاب هایی را در بازار مشاهده می کنیم که با کیفیت بسیار نازل عرضه می شوند؛ زیرا ناشران و کسانی که در حوزه چاپ دیجیتال کتاب کار می کنند، کمترین آشنایی با این حوزه را ندارند و با تسلط جزئی به یکی از نرم افزارهای گرافیکی، باور دارند که می توانند کتاب چاپ کنند. این کار را هم انجام می دهند و کتاب های چاپ شده را به بازار عرضه می کنند. الان شاهدیم که کتاب های بی کیفیت زیادی در بازار عرضه شده و متاسفانه عموما هم منجر به گلایه و شکایت دعاوی حقوقی بین ناشر و چاپخانه داران می شود.

به نظر؛ دست دوم و مستهلک بودن عمده دستگاه ها و ماشین های چاپ دیجیتال در بروز این مساله بی تاثیر نیست.
بله. نکته دیگری که شاهد آنیم، نبود نظارت بر چگونگی واردات دستگاه ها همچنین تامین مواد مصرفی، لوازم یدکی و خدمات پس از فروش این دستگاه ها است. ما درباره دستگاه ها، روالی داریم که بر اساس آن باید ثبت سفارش انجام شود و دستگاه ها با نظارت دولت وارد کشور شوند. اما متاسفانه هیچ نظارتی درباره دستگاه های چاپ دیجیتال وجود ندارد و عموما دستگا ه های کارکرده اروپایی به صورت فله از کشور امارات به کشور وارد می شود. در بسیاری از مواقع، نهایتا یک بازسازی جزئی روی آن ها انجام شده و به بازار مصرف عرضه می شوند. البته بخشی از این لجام گسیختگی به دلیل نبود توانایی مالی ناشران و چاپخانه های دیجیتال برای خریداری دستگاه های نو و دست اول است و به همین دلیل به سمت دستگاه های کار کرده و دست دوم گرایش پیدا کرده اند.

شما به بحث چاپخانه های چاپ دیجیتال بدون مجوز اشاره کردید. چاپ آثار بدون مجوز و غیرقانونی، عموما محصول همین مجموعه ها است. کمی در این زمینه بگویید.
نکته دیگری که این روزها در بازار شاهد هستیم دامن زدن این گونه چاپخانه ها به موضوع قاچاق کتاب است. همان طور که گفتید با رهگیری اکثر کتاب هایی که به صورت قاچاق عرضه می شود، می بینیم که بیشتر آن ها در چاپخانه های غیرمجاز و غیرقانونی چاپ شده اند و بخش جدی از این بار را چاپخانه های چاپ دیجیتال بدون مجوز به دوش می کشند که باید فکری برای آن کرد.

موضوعاتی که به آن اشاره کردید، تشریح وضعیتی است که ما در چاپ دیجیتال با آن مواجه هستیم؛ اما اکنون چه باید کرد که بعد از این شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم؟
اولین نکته ضروری وظیفه ای است که برعهده دولت است؛ ساماندهی مراکز چاپ دیجیتال. بالاخره باید تکلیف این چاپخانه ها روشن شود. اگر جزئی از بدنه صنعت چاپ هستند باید مجوز داشته باشند اما مجوز آن ها در کدام بخش باید صادر شود؟ نکته بعدی برگزاری دوره های آموزشی برای فعالان چاپ دیجیتال است که یا اتحادیه ها باید این وظیفه را به عهده بگیرند یا اینکه دولت متولی آن باشد. اما نکته ای که در این میان اهمیت دارد این است که برگزاری دوره های آموزشی برای فعالان چاپ دیجیتال یک ضرورت است. اتحادیه ها باید این بخش از چاپ را در بدنه چاپ به رسمیت بشناسند و اتحادیه مرتبط خیلی جدی تر به موضوع چاپ دیجیتال وارد شود و برای فعالان آن هویت مستقلی قائل شود و آن ها را به صورت ضابطه مند مدیریت کرده و حمایت کند. نکته آخر اینکه باید از این رسته از چاپ حمایت شود تا از دستگاه های روز دنیا استفاده کنند. بله می پذیریم که کشور ما در تحریم و مشکلات اقتصادی فراوانی است اما این تحریم ها ماندگار نخواهد بود و بالاخره یک روز به پایان می رسد. باید به فکر بود که بشود از دستگاه های به روز دنیا برای چاپ کتاب در تیراژ محدود استفاده کرد تا وضعیت آشفته کنونی به پایان برسد.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
خبرگزاری کتاب ایران

اهمیت ضرورت چاپ کتاب در تیراژ محدود یا به اصطلاح چاپ دیجیتال به چه دلیل احساس شد؟

اکنون این شیوه چاپ و نشر کتاب در دنیا معتبر و مرسوم است؟

در ایران چاپ کتاب به شیوه دیجیتال چه زمانی رونق گرفت؟

البته فکر می کنم نوسانات نرخ ارز و بالا رفتن قیمت مواد اولیه کتاب هم در این زمینه بی تاثیر نبود.

اکنون وضعیت بازار چاپ دیجیتال را چگونه ارزیابی می کنید؟

پس چرا با این حجم از فعالان بخش های مختلف در بخش چاپ دیجیتال، شاهد عرضه کتاب هایی با کیفیت های پایین هستیم؟

به نظر؛ دست دوم و مستهلک بودن عمده دستگاه ها و ماشین های چاپ دیجیتال در بروز این مساله بی تاثیر نیست.

شما به بحث چاپخانه های چاپ دیجیتال بدون مجوز اشاره کردید. چاپ آثار بدون مجوز و غیرقانونی، عموما محصول همین مجموعه ها است. کمی در این زمینه بگویید.

موضوعاتی که به آن اشاره کردید، تشریح وضعیتی است که ما در چاپ دیجیتال با آن مواجه هستیم؛ اما اکنون چه باید کرد که بعد از این شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم؟

لینک خبر :‌ خبرگزاری کتاب ایران
مدیر انتشارات سفیر اردهال می گوید با نوسانات ارز، قیمت کاغذ آزاد باید به حدود 800 هزار تومان می رسید اما از 400 هزار تومان بالاتر نرفت و یکی از علت های مهم این مساله، عرضه کاغذ دولتی بود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶

خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ: پرونده کاغذ یارانه ای و نبودش که از چندی پیش باز شد و درباره تاثیرات بودن یا نبودن کاغذ یارانه ای وزارت ارشاد به ناشران بود، در نهمین قسمت خود به گفتگو با مدیر انتشارات سفیر اردهال رسیده است. سید حسین عابدینی مدیر این انتشارات که عموما به چاپ کتاب های تصحیح نسخ خطی و علوم قدیم اشتغال دارد، در این گفتگو به این جمع بندی رسید که ادامه شرایط فعلی، بهترین گزینه ای است که صنعت نشر کشور دارد.

عابدینی گفت: در حال حاضر تنها حمایت جدی و موثری که وزارت ارشاد از حوزه نشر دارد، همین کاغذ یارانه ای با ارز 4 هزار و 200 هزار تومانی است که البته با در نظر گرفتن همه هزینه ها، در نهایت با قیمت حدودی 6 هزار و 500 تومانی به دست ناشر می رسد. این کار وزارت ارشاد خیلی خوب و نتیجه بخش است؛ البته اگر ناشری که کاغذ را می گیرد، آن را واقعا تبدیل به کتاب کند. تا به حال که با این روند یعنی توزیع کاغذ از مسیر اتحادیه ناشران، شرایط بدی حاکم نبوده است. اما بحث بازرسی و شمارش هم باید اتفاق بیفتد و شمای ناشر باید اگر میزان مشخصی کاغذ دریافت کردی، به تناسبش میزان مشخصی هم کتاب چاپ کنی! چون برخی از همکاران ما کاغذ را دریافت کرده و آن را می فروشند که البته نمی توان به آن ها خرده گرفت چون می خواهند چرخ زندگی شان را بچرخانند. اما به هرحال، چنین کاری اشتباه است

وی افزود: ناشران حرفه ای که کارشان، چاپ واقعی کتاب است، با کاغذی که ارشاد از طریق اتحادیه ناشران و کتابفروشان در اختیاران ناشران می گذارد، تامین هستند و روند کارشان به صورت حرفه ای و به خوبی پیش می رود. در حال حاضر قیمت جهانی کاغذ، برای هر کیلو، یک دلار است و زمان هایی هم پیش آمده که تا حدود 90 سنت هم پایین آمده است. اما در کل قیمت جهانی حدود همان یک دلار است. در این فراز و نشیب های عجیب و غریبی که به خاطر قیمت ارز در کشور، دلار از 12 هزار تومان به 30 هزار تومان رسید، اگر می خواستیم قیمت کاغذ 100 در 70 را به صورت آزاد محاسبه کنیم، باید چیزی حدود 700 تا 800 هزار تومان می شد. اما قیمت کاغذ آزاد از 400 هزار تومان بالاتر نرفت. یک دلیل این ماجرا، عرضه کاغذ دولتی بود چون به دلیل توزیع دولتی، ناشرها تقاضای بیش از حد نداشتند و در نتیجه کاغذفروش ها نتوانستند قیمت را خیلی بالا ببرند.

در این فراز و نشیب های عجیب و غریبی که به خاطر قیمت ارز در کشور، دلار از 12 هزار تومان به 30 هزار تومان رسید، اگر می خواستیم قیمت کاغذ 100 در 70 را به صورت آزاد محاسبه کنیم، باید چیزی حدود 700 تا 800 هزار تومان می شد. اما قیمت کاغذ آزاد از 400 هزار تومان بالاتر نرفت. یک دلیل این ماجرا، عرضه کاغذ دولتی بود چون به دلیل توزیع دولتی، ناشرها تقاضای بیش از حد نداشتند و در نتیجه کاغذفروش ها نتوانستند قیمت را خیلی بالا ببرند این ناشر در ادامه گفت: در حال حاضر قیمت کاغذ نسبت به کالاهای دیگر بالاست اما نسبت به قیمت دلار نه. یکی از دلایل چنین وضعیتی، همین توزیع دولتی کاغذ توسط وزارت ارشاد است. چنین راهکاری در شرایط فعلی، بسیار خوب است اما باید راهکار و چگونگی عرضه و بازرسی هم در نظر گرفته شود. بازرسی را باید محکم تر بگیرند تا خوبی های این مساله به سمت بدی نرود. البته همان طور که گفتم این که برخی از ناشرها کاغذ دولتی را گرفته و می فروشند چیز عجیبی نیست چون در پی درآمد هستند.

عابدینی در پاسخ به این سوال که پیش بینی اش در صورت حذف این حمایت دولتی چیست، گفت: این مساله که وزارت ارشاد باید از چاپ و نشر کتاب حمایت کند، امری بدیهی است. بنابراین در همان اول کار باید بگویم که حمایت دولتی باید باشد که این صنعت سرپا بماند. اما طریقه و روش حمایت تفاوت دارد. مثلا زمان دولت آقای احمدی نژاد می گفتند کاغذ دولتی هست اما ما حمایت را در خرید از ناشران هزینه می کنیم. آن موقع یارانه کاغذ را قطع کردند اما از ناشران خرید کردند؛ البته فقط به مدت پنج شش ماه. حالا اگر قرار باشد ارشاد خرید نکند و کاغذ دولتی را هم حذف کند، نمی شود. اگر یک حمایت را برمی دارند باید با حمایت دیگری جایگزین شود. چون در حال حاضر ارشاد در خرید کتاب از ناشران، به تعدادی خرید می کند که واقعا خجالت می کشیم بگوییم و این میزان، هیچ کمکی به ناشر نمی کند چون با 30 درصد تخفیف است و هزینه اش هم 6 ماه بعد به دست ناشر می رسد.

وی در پایان گفت: در حال حاضر 60 تا 70 درصد هزینه چاپ یک کتاب، مربوط به خرید کاغذ آن است. به نظرم اگر همین روال ادامه پیدا کند، بهتر است. ناشرها که پس از کرونا زمین خورده اند و کسی هم نمی توان جلوی این زمین خوردگی را بگیرد اما در نظر بگیرید به جز این کاغذ یارانه ای، در حال حاضر چه حمایت دیگری از ناشران می شود؟ یک وام کرونا است که به مشاغل دیگر هم داده شده است.

کد خبر 5056441

صادق وفایی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
چاپ دیجیتال کتاب برای کسانی که می خواهند کتاب های ناشران را جعل یا کپی کنند، به دلیل هزینه بالای انتشار کتاب به این شیوه به صرفه نیست.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵ سایت های دیگر : شفاف نیوز

کامران شرفشاهی مدیر مسئول انتشارات تجلی مهر، در گفت و گو با خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، درباره ارتباط میان چاپ دیجیتال کتاب ها و مشکلاتی نظیر جعل و کپی آثار ناشران در حجم وسیع گفت: به دلیل اینکه هزینه انتشار کتاب به صورت چاپ دیجیتال در تیراژهای بالا زیاد است، این نوع انتشار کتاب برای کسانی که می خواهند کتاب های ناشران را جعل و کپی کنند به صرفه نیست.

بیشتر بخوانید

علت استقبال ناشران از چاپ دیجیتال کتاب چیست؟

او افزود: معمولاً کسانی که کتاب های ناشران را جعل یا کپی می کنند، کتاب ها را با تیراژهای انبوه تری چه به صورت ریستوگرافی و چه افست منتشر می کنند و چاپ دیجیتال کتاب ها در این امر دخیل نیست. ناشران گاهی کتابی را در تیراژ 10 نسخه به صورت دیجیتال منتشر می کنند تا از استقبال مخاطب از آن کتاب مطمئن شوند.

مدیر مسئول انتشارات تجلی مهر ادامه داد: ناشران کتاب را به صورت چاپ دیجیتال منتشر می کنند تا سرمایه شان راکد نشود و کتاب ها در انبارهایشان نماند و به فروش برسد. در واقع ناشر کار انتشار کتاب را از قبیل اخذ مجوز انتشار و اعلام وصول آن انجام داده و درصورتی که از استقبال جامعه از کتاب مطمئن شود، آن را به صورت افست در تیراژ بالا منتشر می کند.

شرفشاهی بیان کرد: برخی ناشران کتاب را با هزینه خود پدید آورنده منتشر می کنند. تیراژ این کتاب ها بنا به درخواست پدیدآورنده فرق دارد. در این موارد ناشر با توجه به درخواست صاحب اثر کتاب را به صورت دیجیتال منتشر می کند. کتاب های قاچاق به دلیل هزینه بالای چاپ دیجیتال به این شیوه منتشر نمی شود.

او اظهار کرد: برای ناشران بسیار به صرفه است که کتاب را به صورت افست منتشر کنند؛ چون هزینه انتشار کتاب به صورت افست بسیار کمتر از چاپ دیجیتال است. کتاب هم با کیفیت و جلد بهتری منتشر می شود. چاپ دیجیتال زمینه انتشار کتاب هایی را فراهم کرده که به صورت شرکتی و در حجم بسیار اندک و شمارگان محدود چاپ می شوند و برای انتشار کتاب هایی که قرار است در بازار کتاب حضور داشته باشند، استفاده نمی شود.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ باشگاه خبرنگاران جوان
عابدینی گفت: هم اکنون قیمت کاغذ در کشور به دلایل مختلفی از جمله توزیع زیاد کاغذ دولتی، از قیمت جهانی آن کمتر است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵ سایت های دیگر : باشگاه خبرنگاران جوان بازار نیوز حامیان ولایت

به گزارش افکارنیوز ،

حسین عابدینی، مدیر مسئول انتشارات سفیراردهال ، درباره قیمت کاغذ گفت: الان قیمت کاغذ در کشور کاهش یافته است، قیمت جهانی کاغذ کیلویی 90 سنت تا یک دلار است، وزن برگه 100 در 70 حدود 24 و نیم گرم است. با قیمت کنونی دلار که سی هزار تومان است، باید هربند کاغذ 750 هزار تومان می بود درحالی که اکنون قیمت کاغذ به حدود 400 هزار تومان رسیده است.

وی افزود: هم اکنون قیمت کاغذ در ایران کمتر از قیمت جهانی آن است، چون از طرفی کاغذ دولتی به میزان زیادی در کشور توزیع شده است، از سوی دیگر، کسانی که کاغذ را به کشور وارد کرده بودند با همان دلار قدیمی وارد کردند و تاکنون کاغذ با نرخ دلار جدید به کشور وارد نشده است.

مدیر مسئول انتشارات سفیراردهال ادامه داد: تقاضای ناشران برای خرید کاغذ کم است، همین تقاضای کم در کاهش قیمت آن تاثیر گذاشته است. اتحادیه ناشران و کتابفروشان هم کاغذ را در اختیار ناشران قرار می دهد بنابراین در چنین شرایطی باید قیمت کاغذ در کشور پایین باشد.

لینک خبر :‌ افکار نیوز
دبیر اجرایی سیزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد از انتخاب برترین آثار ادبی دفاع مقدس با کارشناسی و داوری خبرنگاران و اهالی رسانه در این دوره از جایزه خبر داد.

به گزارش روابط عمومی موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران؛ بهروز جلالی دبیر اجرایی سیزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد گفت: با موافقت اعضای هیئت علمی، آثار برتر چهل سال ادبیات داستانی دفاع مقدس با کارشناسی و داوری خبرنگاران و نمایندگان رسانه ها انتخاب و در اختتامیه جایزه جلال معرفی و تقدیر خواهند شد.

جلالی پیرامون شیوه داوری در این بخش گفت: قرار است در انتخاب اولیه-توسط خبرنگاران و نمایندگان رسانه ها در حوزه کتاب و ادبیات بین 80 تا 120 اثر از میان رمان، مجموعه داستان کوتاه، مستندنگاری و نقد ادبی با موضوع و مضمون دفاع مقدس انتخاب شود.

وی افزود: در مرحله نهایی نیز، سه نفر از داوران مرحله نخست، سه پیشکسوت خبر و فعال رسانه حوزه کتاب و ادبیات در کنار دبیر علمی، دبیر اجرایی و نماینده هیات علمی، آثار برگزیده را انتخاب خواهند کرد.

دبیر اجرایی سیزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد در پایان گفت: چهل سال ادبیات داستانی دفاع مقدس به عنوان بخش ویژه سیزدهمین جایزه ادبی جلال آل احمد برگزار می شود. بنابراین پیشنهاد می شود با توجه به اهمیت جایگاه دفاع مقدس در تاریخ ادبیات معاصر ایران، بخش ویژه چهل سال شعر دفاع مقدس نیز در پانزدهمین جشنواره بین المللی شعر فجر گنجانده شود.

گفتنی است، با آغاز فرایند اجرایی سیزدهمین جایزه ادبی جلال آل احمد و انتشار فراخوان، نویسندگان، پژوهشگران، پدیدآورندگان و ناشران تا10 آبان 1399 فرصت دارند سه نسخه از آثارشان را به دبیرخانه جایزه ادبی جلال آل احمد ارسال کنند.

لینک خبر :‌ گیتی آنلاین
وضعیت فیلم کودک و نوجوان مثال کودکی است نحیف و نجیب که در شهری پرهیاهو و بازاری مکّاره، تنها رها شده و پُرسان پُرسان و لطمه خوران به پیش می رود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ سایت های دیگر : ساعت24

خبرگزاری تسنیم - حامد بامروت نژاد*

سی وسومین جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان هم برگزار و جایزه ها توزیع شد. تبریک به کسانی که عنوانی به سیاهه کارنامه شان اضافه شد و خدا قوت به دست اندرکاران که چند هفته ای درگیر بودند.

جشنواره سی ودوم بعد از آن دست و پا زدن و چک و چانه زدن ها برای اکران فیلم سینمایی منطقه پرواز ممنوع حرف هایی در سینه کاشت که شاید بعد از یک سال و بعد از اتمام تلاش دوستان فارابی در برگزاری جشنواره بعدی، فرصت خوبی باشد برای گفتن شان و امیدوار به شنیدن شان.

بنیاد سینمایی فارابی و جشنواره اش که از سال 1361 تا به امروز سی ودو دوره برگزار شده است مسئول و متولی سینمای کودک و نوجوان ایران و سیاست گذار آن است. حتماً می توان وضعیت موجود این سینما را ماحصل تلاش آقای تابش و سلف هایشان دانست و ناظر به جشنواره و سیاستگذاری اش و همینطور تولید این سینما و اقتصادش سؤال هایی را مطرح کرد.

جناب آقای علیرضا تابش، جناب متولی سینمای کودک و نوجوان جمهوری اسلامی ایران. سعیکم مشکور و جشنواره تان مقبول. تلاش جناب تان برای جشنواره کودک و نوجوان را شنیده و بسیار دیده ایم. کمی از مشکلات، خلاءها و نیازهای واقعی سینمای کودک و نوجوان حرف بزنیم.

- چقدر توانسته اید سینمای کودک و نوجوان را از سینمای اقلیت و حاشیه ای و گوشه رینگ سینمای ایران بیرون بکشید؟ به جز اخبار روابط عمومی جشنواره تان به چه میزان سینمای کودک و نوجوان را برای پایگاه های خبری و کانال ها و مجلات سینمایی و فرهنگی و در یک کلام فضای رسانه ای سینما، مهم و قابل توجه کرده اید؟ چه زمانی فیلم های سینمای کودک و نوجوان از باراضافی بودن و اکران حاشیه ای جشنواره فجر انقلاب اسلامی بیرون می آیند و با برچسب کودک و نوجوان بودن کنار گذاشته نمی شوند؟

- بعد از سال ها چه فکری برای نسبت آموزش و پرورش و سینمای کودک و نوجوان کرده اید؟ نسبتی عملی، کارآمد و مؤثر، نه گزارشی و تفاهم نامه ای. حتماً می دانید در بعضی از مناطق، به صورت علنی درصدی از بلیط فروشی دانش آموزی آب می رود، چه کرده اید؟

- به چه میزان توانسته اید از سینمای کودک و نوجوان در مقابل دلالان و سرمایه سالاران از یک سو (تقدیم به عضوی از شورای صنفی نمایش که معتقد بود دغدغه های فرهنگی ات را، بیرون از در این اتاق بگذار و داخل شو. اینجا بحث پول است و بیزینس!) و سینماداران از سوی دیگر مراقبت و محافظت کنید؟ تا سهم فیلم کودک و نوجوان بین مطرب بازی سینمادار و سرمایه دار ساعت 8 صبح جمعه نباشد و یا ساعت 23:55 شب؟ تا فیلم کودک و نوجوان با پیش فرض فروش نداشتن بدون سانس نماند.

- آقای مسئول سینمای کودک و نوجوان، تعریف تان از سینمای کودک و نوجوان چیست؟ راهبردتان برای این سینما کدام است؟ چه نسبتی بین متفکران و اندیشمندان این حوزه و علمای علم تربیت با سینماگر و سینمای کودک و نوجوان برقرار است؟ من ِ فیلمساز با کدام پشتوانه نظری و اندیشه ای بار تربیت کودک و نوجوان را به دوش می کشم؟!

جشنواره کودک و نوجوان مبلغ و مروج کدام سینما است؟ سینمای درباره کودک و نوجوان "خورشید"ها یا سینمای برای کودک و نوجوان "لوپتو"ها؟! سینمای بن بست و ناامیدی و مدعی آسیب شناسی! و جشنواره ای یا سینمای پرانگیزه، پرامید، شوق انگیز، خیال پرداز و مخاطب پسند کودک و نوجوان؟

خود نوجوانان به عنوان قشر پیش ران و آینده ساز جامعه کجای تصمیمات شما حضور دارند؟ اصلا فهمیده اید در خط مقدم جبهه فرهنگی ایستاده اید و برای چه بخش مهمی از جامعه فعالیت می کنید؟ شاید همین عدم شناخت شما است که باعث می شود به جای امید، نشاط و پویایی به عنوان محورهای آثار برگزیده جشنواره؛ مفاهیم فقر، ناامیدی و بن بست را بهانه اهدای جوایزتان کنید.

- وظیفه چندم شما شاید ساخت فیلم باشد. وظیفه اصلی شما به عنوان متولی سینمای کودک و نوجوان جمهوری اسلامی ایران فراهم آوردن سازوکاری نهادینه شده، مستمر و مؤثر برای به حرکت افتادن چرخه تولید و مصرف سینمای کودک و نوجوان است. و این چرخه فقط با تولید راه نمی افتد بلکه کم هزینه ترین و مؤثرترین راه، فعال کردن مصرف سینمای کودک و نوجوان است.

مصرف و چرخه اقتصادی سینما امر مشخصی است که با عدد و رقم می شود درباره آن صحبت کرد. با عدد و رقم بگویید برای اقتصاد سینمای کودک و نوجوان چه کردید؟ چه میزان از همین حداقل فروش فعلی دست رنج تلاش و تمهید شما است؟ فیلم های تولید شده توسط فارابی و عمده برگزیدگان جشنواره چه عملکردی در گیشه دارند؟

- برای تبلیغات سینمای کودک و نوجوان چه راهکارهای ثابت و مستمری را تمهید کرده اید؟

- نسبت تلویزیون با سینمای کودک و نوجوان و نه جشنواره کودک چقدر جدی و موثر است؟

جناب آقای متولی سینمای کودک و نوجوان، اینجانب و دوستان و همراهانم در مسیر جشنواره سی ودوم و پیچ و خم اکران فیلم سینمایی منطقه پرواز ممنوع با تک تک موارد بالا دست و پنجه نرم کردیم و چه بد که غریب رها شده بودیم. فروش بیش از 7 میلیاردی فیلم منطقه پرواز ممنوع (پنج میلیارد و نهصد میلیون تومان ثبت در سینماتیکت و یک میلیارد و دویست میلیون تومان ثبت در عماریار) ماحصل تلاش، ابتکار و اخلاص مردمی بود که در شهرها و روستاهای کشور پای کار آمدند تا فیلمی که مماس با علایق شان بود را برای مردم نمایش دهند.

در این مسیر جز دو جلسه دو ساعته گپ و گفت با آقای ایل بیگی تقریباً هیچ وقتی از متولی سینمای کودک و نوجوان نگرفتیم. حکایت زحمت فیلم مان برای جشنواره سی ودوم هم بر همین سیاق بود. با 14 سانس فوق العاده در جشنواره ای که فیلمی به سانس سوم فوق العاده نرسیده بود جز یک جایزه بازیگری زحمت بیشتری ندادیم. بگذریم ...

وضعیت فیلم کودک و نوجوان مثال کودکی است نحیف و نجیب که در شهری پرهیاهو، غریب، ناآشنا و بازاری مکّاره، تنها و یله رها شده و پُرسان پُرسان و لطمه خوران به پیش می رود. اگر تلف شد که هیچ، اگر هم رنجور و زخم خورده به مقصدی رسید که متولیان بوق و کرنا زنان از دروازه ورودی شهر داخل می شوند و خطابه ها سر می دهند و گل ها می افشانند.

جشنواره سی وسوم هم برگزار شد و عکس ها گرفته شد و حرف ها زده شد. لطفا تا "جشنواره" بعدی فکری به حال "سینمای" کودک و نوجوان کنید.

*تهیه کننده فیلم سینمایی منطقه پرواز ممنوع

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
از همان ابتدای امسال که جریان نمایش اینترنتی و آنلاین پایش به سینمای ایران باز شد به رغم شواهد امیدوارکننده زیادش، قرائتی هم با خود به همراه داشت که مهم ترین نقیصه چنین روند نمایشی، سرعت انتشار نسخه قاچاق فیلم ها در همان ساعت اولیه است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶

اعتمادآنلاین| از همان ابتدای امسال که جریان نمایش اینترنتی و آنلاین پایش به سینمای ایران باز شد به رغم شواهد امیدوارکننده زیادش، قرائتی هم با خود به همراه داشت که ممکن بود نتایج مورد انتظار از این پروژه را به بار ننشاند.

عده ای از سینماگران و تحلیلگران از همان روزهای ابتدایی نمایش آنلاین هشدار داده بودند که مهم ترین نقیصه چنین روند نمایشی، سرعت انتشار نسخه قاچاق فیلم ها در همان ساعت اولیه است. منظور آنها این بود که سایت های دانلود فیلم و کانال های متعدد تلگرامی که طی این سال ها مردم را به تماشای مجانی فیلم و سریال عادت داده اند با گسترش نمایش آنلاین فیلم ها، کسب وکارشان حسابی داغ می شود و با دانلود غیرقانونی فیلم ها تنها ساعتی بعد از آغاز نمایش، لینک فیلم مربوطه را به سرعت در فضای مجازی منتشر و ماهواره ها و شبکه های فارسی زبان و دیگرانی هم از روی دست آنها کپی می کنند و این روند همچنان ادامه پیدا می کند بی آنکه در نظر گرفته شود، این فیلم ها صاحب دارد و صاحبان فیلم در قبال تولید اثرشان حق و حقوقی دارند.

حالا که بیش از بیست فیلم سینمایی جدید، اکران شان با ایام شیوع کرونا و تعطیلی خسارت بار سالن های سینما مصادف شده و از این محصولات به عنوان تنها راه باقیمانده برای ارتباط با مخاطب در مسیر اکران آنلاین استفاده شده تا مشتاقانه به دست مخاطب برسند، مشخص شد هشدارهای تحلیلگران و سینماگران چندان بی ربط نبوده و فیلم ها به ناجوانمردانه ترین شکل ممکن توسط سارقان کارآزموده و مصون از هر تعقیب و مجازاتی، سر از سایت های غیرقانونی درآوردند.

البته در ابتدا این تصور وجود داشت که فیلم ها توسط پلتفرم های قانونی تحت قراردادشان، در خانه ها به دست مشتریانی برسد که با خرید یک بلیت بیست هزارتومانی (نیمی از بهای یک پاکت سیگار)، به مدت هشت ساعت در اختیار آنان باشد تا به همراه هر تعداد از اعضای خانواده یا دوستان دیده شوند؛ آن هم به شکلی قانونی و بدون ایجاد خسارت ناخواسته برای سینماگران. اما باز شبکه مصون از مجازات قاچاق نشان داد که هیچ یک از اعتراضات بحق صاحبان فیلم، تهدیدات قضایی و احتمالا پیگردهای قانونی، به گرد راه تاخت و تازش نمی رسند.

اینکه تهیه کنندگان سینما وقتی دیدند مردم نمی توانند به سالن های سینما مراجعه کنند، تصمیم گرفتند سینما را به خانه های مردم ببرند تا فارغ از خطر ابتلا به ویروس، سردرگمی در ترافیک، تقبل هزینه های جنبی و خرید چند بلیت برای خانواده، به اقتصادی ترین شکل ممکن در خانه های شان- با پرداخت فقط بیست هزار تومان- آسوده و قانونی فیلم ببینند و در زنده ماندن صنعت سینمای ایران نقش داشته باشند و تعریف جدیدی از اوقات فراغت را تجربه کنند، تماما اهدافی بودند که حق بود هر مدیریت هوشمندی در کشور برای حمایت و امنیت و رونق آن، قدم به میدان بگذارد اما افسوس که جز قاچاقچیان حرفه ای و مجهز به پهنای باندهایی وسیع تر از پلتفرم های قانونی، کسی بر این موج سوار نشد.

در نتیجه تمامی این فیلم ها، بدون استثنا، در کمتر از 24 ساعت، هنوز به خانه های مردم نرسیده و در نیمه راه، توسط ماموران قسم خورده برای مبارزه با حیات سینمای ایران، به سرقت رفتند تا در شبکه های مجازی و اینترنتی - ظاهرا به رایگان- حراج شوند و در دسترس مشتریانی قرار بگیرند که اغلب شان، حتما و اخلاقا خرید یک بلیت بیست هزار تومانی و تماشای قانونی فیلم را به تماشای آن در شبکه های غیرقانونی و سودجو ترجیح می دهند؛ مشتریانی که قاعدتا باید بدانند هزینه ای که برای تماشای یک فیلم در این شبکه ها از حساب شان خارج می شود، به مراتب بیشتر از بهای خرید یک بلیت بیست هزار تومانی برای تماشای قانونی همان فیلم است.

بی تردید مردم همدل و سینمادوست ایران که به خوبی شاهد تعطیلی های ناخواسته سالن های سینما در این ایام هستند، تصور دقیقی از میزان آسیب این شبکه تخریب و خیانت که به جان سینما و تئاتر و موسیقی ایران افتاده ندارند و همچنین انگیزه ای برای مشارکت در این تخلف فرهنگی در آنها نیست، پس باید دید علت تداوم فعالیت و رونق بازار این شبکه های خلاف و خیانت، در ایامی که همه فعالیت ها زیان پذیر شده اند، کجاست؟ چرا سال هاست قوه قضاییه چنین اعمال خلاف قانون و اخلاق را که نابودی تدریجی سینمای ایران، سقوط تولید و کناره گیری سرمایه های سالم و محدود از عرصه هنر و فرهنگ ایران را در پی دارد، روا داشته و می دارد؟ چرا در جریان پرهیاهوی برخورد با مفاسد اقتصادی و اجتماعی، هرگز ابعاد فاجعه بار این وضعیت، در شمار موارد مستحق توجه و اقدام به حساب نیامده؟

چگونه است که قمه کشی و زورگیری وقیحانه شبکه قاچاق، در قاپ زنی علنی تولیدات سینمای ایران و فروش غیرقانونی حاصل عمر و سرمایه و تلاش عوامل سینمایی در این بازار منحوس که فقط برای بانیان و کاسبانش (برخلاف سرمایه گذاران در تولید این آثار) سود سرشار دارد، به رغم سال ها شکوه و شکایت، به نظر مسوولان و مجریان قوه قضاییه، هرگز قابل رویت و اعتنای جدی نبوده است؟ آیا دلواپسان واقعی فرهنگ و هنر در این سرزمین و آنانی که در طول این چهل سال از موفقیت های سینمای ایران در عرصه های بین المللی، احساس دلخوشی و سربلندی کرده اند، یادداشت های کارگردان و تهیه کننده فیلم سینمایی سازهای ناکوک جدیدترین قربانی این بی قانونی را خوانده اند؟

آیا از اعلام آمادگی سینماگرانی که با احساس مسوولیت اجتماعی و صنفی، دارند به میدان می آیند تا به این ناامنی خسارت بار اعتراض کنند و از مردم آگاه بخواهند که با خرید بلیت، قانونی فیلم ببینند، مطلع شده اند؟ پرسش مهم و کلیدی دیگر اینکه چرا در سال های گذشته مساله قاچاق فیلم نباید کاملا ریشه کن شود که حالا با رشد تکنولوژی به ابعاد آن افزوده شود و ماجرا را پیچیده تر کند؟ و آیا در شرایط فعلی کرونایی که بار مشکلات اقتصادی بر دوش سینماگران سنگینی می کند، اهمیت صیانت از محصولات فرهنگی دوچندان به نظر نمی رسد؟

با این حال پیش بینی می شود در روزهای آینده سینماگرانی از صنوف مختلف دست یاری به یکدیگر دهند تا بار دیگر با اتحاد و غیرت صنفی، نسبت به سرقت آشکار فیلم های سینمای ایران، اعتراض کنند و از علاقه مندان به فرهنگ و هنر ایرانی و به ویژه سینمای ایران، همدلی و همراهی بطلبند؛ شاید در شرایطی که مسوولان حراست از امنیت شغلی تولیدکنندگان، در انفعال به سر می برند، این ندای مشترک اعتراض، در دفاع از همه فیلم ها و فیلمسازان، تیری در تاریکی باشد که بر هدف نشیند. ما در گزارش پیش رو تلاش کردیم نظرات چند نفر از فیلمسازانی را که فیلم شان به صورت آنلاین نمایش داده شده را منعکس کنیم و معضل قاچاق در سینمای ایران را از منظر آنها ببینیم.

تعمدا می خواهند تولید را نابود کنند

علی حضرتی، کارگردان فیلم سازهای ناکوک می گوید: لازم به توضیح نیست که این مشکل همه تهیه کنندگان سینماست که در بحران کنونی، حتی شانس بازگشت بخشی از سرمایه خود را از طریق پلتفرم ها نیز از دست می دهند. اینکه سایتی، به طور رایگان تولیدات سینمای ایران را به حراج می گذارد و هیچ مرجعی در این زمینه دغدغه برخورد ندارد، جز تعمدی برای نابودی جریان تولید در سینما، چه تعریف دیگری دارد؟ به باور این کارگردان واضح است کسی به داد سینمای ایران نمی رسد و رسانه ملی نیز خیال فرهنگ سازی در این مورد را ندارد. پس چاره ای نیست جز تلاش متحدانه و پیگیری خود سینماگران برای اشاعه این آگاهی و ترغیب همکاران و سینمادوستان به حمایت از یکدیگر. علی حضرتی همچنین می گوید: این، نه یک درخواست شخصی، بلکه یک درخواست صنفی است از همه تهیه کنندگان و صنوف تالیفی در سینمای ایران که با حمیت و جدیت از موجودیت این سینما و جریان تولید آن و حقوق همکاران خود حمایت کنند و اجازه ندهند که هر راهی پیش روی سینمای ایران باز می شود، به بن بست کشانده شود.

نیروی انتظامی دقیقا چه می کند؟

حسین مهکام، کارگردان فیلم بی حسی موضعی که فیلمش از همان روزهای ابتدایی مورد سرقت قرار گرفته، معتقد است با شرایطی که فیلم ها در سینما آنلاین دارند و بلافاصله (تنها بعد از گذشت 48 ساعت یا شاید کمتر) قاچاق می شوند، این موضوع حکایت از اوضاع به شدت وخیمی دارد که دامن همه فیلمسازانی که فیلم شان در این پلتفرم ها عرضه می شود را می گیرد.

او توضیح می دهد: یک زمانی بود که می گفتیم فیلم ها توسط سایت هایی که اهلیت فرهنگی و هنری ندارند، قاچاق می شود که خب اقتضای طبیعت و سطح دانش گردانندگان این سایت ها حکم می کرد که به دزدی در روز روشن مبادرت ورزند، اما وقتی می بینیم تلویزیون ها و شبکه هایی اقدام به پخش فیلم های قاچاق می کنند که ریاست این شبکه ها با افراد فرهیخته ای است که ادعای روشنفکری دارند این دیگر به ما بر می خورد و باعث ناراحتی ما می شود و حتی جالب تر اینکه اوضاع به تاراج رفتن فیلم به همین جا ختم نمی شود و بخش دردناک ماجرا اینجاست که پا فراتر گذاشته می شود و ما می بینیم که دی وی دی قاچاق فیلم های مان روز روشن در حاشیه میادین اصلی خیابان های تهران به فروش می رود و در واقع قاچاق محصولات مان راه نان درآوردن عده ای از اخلالگران شده است.

به باور مهکام این روزها بی هیچ نظارتی و بدون هیچ نگرانی کانال های تلگرامی نسخه باکیفیت فیلم های آنلاین را می فروشند و دست اندرکاران سینما فقط شاهد به تاراج رفتن محصول و سرمایه خود هستند و دست شان هم به جایی بند نیست: ببینید ماجرای به تاراج رفتن فیلم ها به کجا رسیده که ما چند نفر کارگردان از صفحه اینستاگرامی که فیلم مان را منتشر می کند درخواست، خواهش و تمنا کردیم که نسخه کامل فیلم ما را از صفحه اش حذف کند تازه بعد از چند روز که این کار را کرد به ما گفت؛ شما جلوی ما را گرفتید با دیگر صفحات اینستاگرامی و کانال های تلگرامی و ماهواره های چه می کنید؟

این نویسنده و کارگردان به فرهنگسازی در مقوله استفاده نکردن از فیلم های قاچاق نزد مردم اشاره می کند و اینکه حداقل یک قرن باید منتظر باشیم تا مردم بدانند نباید از حاصل دسترنج دیگران مفت و مجانی بهره ببرند و می گوید: سینمای آنلاین به ما ثابت کرد اغلب مردم یا همان مخاطبان سینما تا وقتی بحث جرم و ابعاد حقوقی ماجرا در میان نباشد، حاضر نیستند به حقوق مالکان فیلم احترام بگذارند و برای تماشای فیلم هزینه کنند. این در حالی است که برای تولید یک فیلم حداقل 45 نفر زحمت می کشند و مردم با استفاده از قاچاق فیلم ها زحمات کل گروه تولید فیلم را یکجا بر باد می دهند و نادیده می گیرند، آن هم فیلم هایی که با بودجه بخش خصوصی ساخته شده است. مهکام در ادامه صحبتش به این نکته اشاره می کند که من کارگردان برای این فیلم هزینه متقبل نشدم و سرمایه این فیلم با سرمایه گذار بوده اما وظیفه دارم از فیلمم صیانت کنم، از محصولی که با رنج و سختی های زیادی ساخته شده است: ما که به ارگان ها و نهادهای دولتی وصل نیستیم، ما که برای نهادهای دولتی فیلم نمی سازیم که نگران بازگشت سرمایه نباشیم. سرمایه فیلم های من توسط سرمایه گذار بخش خصوصی تامین می شود که آیا نباید برای تولید فیلم بعدی من انگیزه داشته باشد؟ که اگر فیلم من در بازگشت سرمایه موفق باشد، این موفقیت باعث اعتبار من است ولی متاسفانه اغلب مردم نامحترم ما با رفتارهای غیرقانونی خود نه تنها اعتبار ما را نادیده می گیرند که به اصل سینما لطمه می زنند و مهم تر اینکه زحمات 45 نفر دیگر گروه تولید فیلم را کاملا زیر پا قرار می دهند و گویا اصلا به درخواست های ما هم توجه نمی کنند و گوش شان بدهکار این حرف ها نیست.

او با بیان اینکه وقتی در بازگشت سرمایه تخمین می زنیم، می بینیم فیلم به واسطه حفره مالی که توسط قاچاقچیان به وجود آمده گردش مالی مطلوب و درستی نداشته، می گوید: این مساله باعث می شود، امنیت اقتصادی در کار تولید فیلم به مرور از دست برود. مهکام در ادامه صحبت خود با طرح این موضوع که چطور من فیلمساز اگر بخواهم از موسیقی فلان آهنگساز در فیلمم بیشتر از 30 ثانیه استفاده کنم، احتیاج به تاییدیه آهنگساز(ولو اینکه درکشور دیگر زندگی کند) دارم و فیلمم تنها با تاییدیه آهنگساز در جشنواره های خارجی نمایش داده می شود، افزود: نسخه اصلی فیلم من جلوی چشمم با بی شرمی تمام به تاراج می رود. در روز روشن در تمام فضای مجازی و غیرمجازی دست به دست می شود و می چرخد و حقی برای من نباید وجود داشته باشد. این در حالی است که نسخه آنلاین فیلم ما تنها 20 هزار تومان است و نصف قیمت یک پاکت سیگار خارجی است.

این کارگردان و نویسنده با ابراز تاسف از اینکه از جانب حاکمیت هم هیچ نظارتی در این مقوله صورت نمی گیرد، می گوید: حاکمیت نمی تواند روی این ماجرا ورود کند چراکه قانونی در این خصوص وجود ندارد و اساسا کپی رایت قانونی در کشور نداریم. قوه مقننه هیچ قانونی در مورد صیانت از محصولات هنری وضع نکرده و طبیعتا قوه قضاییه هم کاری نمی تواند بکند. ماشاالله نیروی انتظامی را هم که هر وقت می بینیم همیشه ادعا می کند که ما جلوی بسیاری از اخلالگران را گرفته ایم و در آینده نزدیک فعالیت های ما بیشتر می شود و... ولی تا چشم کار می کند دور میادین اصلی شهر تهران فیلم های ما قاچاق می شود. برای من پرسش است دقیقا آقایان نیروی انتطامی فعالیت شان در چه محدوده های تهران است؟

مهکام با بیان اینکه اگر هم این وسط عده ای اقدام به پخش فیلم های آنلاین به صورت غیرقانونی نمی کنند به وجدان شان برمی گردد، برای نجات از این وضعیت تاسف بار پیشنهادی مطرح می کند: باید از جانب خود پلتفرم ها یا وزارت ارشاد شرکتی در اروپا ثبت شود با وکیلی که حق الزحمه ای خاص داشته باشد تا مسوولیت واگذاری رایت فیلم ها به شرکت های خارجی بر عهده این شرکت باشد و ضمن اینکه جلوی اخاذی و سودجویی افراد هم با تاسیس این شرکت گرفته شود.

او به اهمیت دوچندان مراقبت و نگهداری از حقوق صاحبان فیلم ها در شرایط سخت اقتصادی و کرونازده اشاره می کند و می گوید: پیش از این اگر برای ساخت فیلم 3 ماه دوندگی می کردیم تا بتوانیم رضایت بخش خصوصی را برای تولید فیلم جلب کنیم در حال حاضر باید 8 ماه بدویم تا این سرمایه را تامین کنیم. درست است که سینما همه عشق و فکر و زندگی ماست و تنها بخش اقتصادی آن برای ما مهم نیست اما آیا باید به افق ذهنی سرمایه گذار برای بازگشت سرمایه اش فکر کرد یا خیر؟ بنابراین از نظر من بحران قانونی و حقوقی نظارت بر قاچاق فیلم ها و محصولات هنری وجود دارد و صحبت هایی هم که از جانب مسوولان در این زمینه گفته می شود، شعاری بیش نیست ضمن اینکه فرهنگ سازی هم تاکنون در این باب صورت نگرفته است.

پیشنهاد عملی برای جلوگیری از نمایش فیلم ها در ماهواره ها

اما آرش لاهوتی، کارگردان فیلم روزهای نارنجی هم که مثل دیگر فیلمسازان دل پری از اوضاع قاچاق فیلم در سینما آنلاین دارد، معضل سرقت فیلم های آنلاین را در دو وجه بررسی می کند: اول مخاطبان فیلم های سینمایی باید با فرهنگ سازی که صورت می گیرد، توجیه شوند که به جای خرید فیلم از کنار خیابان ها و دانلود آن به صورت غیرقانونی می توانند با صرف اندکی هزینه بیشتر فیلم ها را با کیفیت بهتر و قانونی مشاهده کنند.

او به صحبت هایش اضافه می کند: خوشبختانه بسیاری از مخاطبان فهیم و آگاه سینما بدین امر واقف هستند و تماشای فیلم به صورت آنلاین و قانونی در میان مخاطبان در حال جا افتادن است اما نیاز به فرهنگ سازی و اطلاع رسانی بیشتری در این زمینه احساس می شود. او در ادامه به وجه دیگر این معضل اشاره می کند و آن پخش فیلم های قاچاق شده از تعداد زیادی از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان است: مسوولان این شبکه ها با وقاحت تمام، بی هیچ صرف هزینه ای و بدون اجازه از ما فیلمسازان، کنداکتور و خوراک شبکه های خود را پر و فیلم های ما را به صورت غیرقانونی پخش می کنند.

لاهوتی با مطرح کردن سرقت محصولات فرهنگی در شرایط کرونازده ای که فشار مالی سختی بر دوش سازندگان فیلم ها سنگینی می کند به سازمان سینمایی پیشنهاد عملی می دهد مبنی بر اینکه این سازمان بودجه ای را برای محافظت و صیانت از محصولات هنری اختصاص دهد و با استخدام تیم حقوقی یا وکیل بین المللی از پلتفرم های آنلاین و فیلم های سینمایی در برابر پخش غیرقانونی آثارشان محافظت کند. به گفته لاهوتی این تیم حقوقی یا وکیل بین المللی با مدیران ماهواره هایی که اغلب شبکه های فارسی زبان در آنها فعالیت می کنند در ارتباط باشد همچنین به این شبکه ها اخطار دهد تا فیلم ها را از شبکه های شان به صورت غیرقانونی پخش نکنند.

از نظر لاهوتی اگر جلوگیری از یک سری موارد قاچاق فیلم ها غیرقابل کنترل و سخت است و شدنی نیست حداقل این راهکاری که او می گوید کاملا عملی و شدنی است و می توان جلوی سودجویان ماهواره ای را گرفت که اتفاقا بدترین لطمه را به فیلمسازان می زنند آن هم در شرایط کرونایی و قرنطینه که چشم مردم به تلویزیون های شان است. کارگردان فیلم روزهای نارنجی که این روزها فیلمش در شبکه های آنلاین نمایش داده می شود در بخش دیگر صحبت خود تاکید می کند که باید تیمی از محصولات هنری در اکران آنلاین محافظت کنند چون معتقد است روند نمایش فیلم ها در پلتفرم های آنلاین ادامه خواهد داشت و چه بسا با توجه به شرایط موجود بسیار بیشتر هم شود. او معتقد است، کسانی که فیلم های سینمایی را به سرقت برده و پخش می کنند به معیشت صدها نفر از عوامل شریف سینما لطمه وارد می کنند و ما اگر نمی توانیم در ایران کنترلی روی این قضیه داشته باشیم با استفاده از یک وکیل بین المللی و قانون کپی رایت حداقل می توانیم این ماجرا را در خارج از ایران کنترل کنیم.

مردم به کمک سینما بیایند

در همین راستا فرشته طائرپور، تهیه کننده فیلم سازهای ناکوک از علاقه مندان به فرهنگ و هنر ایرانی به ویژه سینمای ایران درخواست کرد به کمک سینمای ایران بیایند و با خرید بلیت، فیلم ها را قانونی ببینند.

این تهیه کننده سینما در متنی با عنوان فیلم هایی که به تاراج می روند و سینمایی که می سوزد نوشت: فیلم های جدید سینمایی که با محرومیت از نمایش در سالن های سینما قرار است از طریق اکران آنلاین به دست مخاطب برسند و صرفا با خرید یک بلیت20 هزار تومانی تا 8 ساعت در اختیار او و خانواده اش باشد به همت بازار قاچاق در کمتر از 24 ساعت وارد کانال های اینستاگرامی و تلگرامی می شوند تا ظاهرا به رایگان- اما در عمل با هزینه اینترنت بیش از 20 هزار تومان برای مشتری- دیده شوند و این تنها راه تنفس را هم بر سینمای آسیب دیده و فیلم های آماده نمایش ایرانی ببندند سپس باز در کمتر از 24 ساعت سر از آنتن شبکه های فارسی زبانی دربیاورند که سال هاست با نمایش غیرقانونی آثار سینمای ایران، جلب مخاطب می کنند؛ همان شبکه هایی که اگر چند ثانیه از تبلیغ همان فیلم را نشان بدهند، تهیه کننده اش به دادگاه رسانه احضار می شود. طائرپور در این نوشتار خود که در اختیار ایسنا گذاشته، آورده: تازه ترین قربانی این کشتارگاه فرهنگی، فیلم سینمایی سازهای ناکوک به کارگردانی علی حضرتی است که از سی ام مهر وارد چرخه اکران آنلاین شده و در همان 24 ساعتی که توانسته از غارت بازار قاچاق در امان بماند حدود 3 هزار خریدار داشته است. کاملا مشهود است که هیچ عزم جدی برای نجات این سینمای آسیب دیده در مقامات فرهنگی و اقتصادی کشور وجود ندارد و هیچ سازمانی مسوولیت ناامنی این بازار را بر عهده ندارد لذا تنها راه باقی مانده، استمداد از مردم است تا با عدم مشارکت در این تجارت غیرقانونی ویرانگر و هدفمند به کمک اهالی و آثار سینمای ایران بیایند.

خرید یک بلیت 20 هزار تومانی برای تماشای قانونی فیلم های آنلاین بیش از آنچه مردم تصور می کنند در تقویت این سینما، تضعیف جریان های مخالف آن و مقابله با بازار قاچاق تاثیرگذار است. از علاقه مندان به فرهنگ و هنر ایرانی به ویژه سینمای ایران، یاری می طلبیم و از آنها می خواهیم که با خرید بلیت، قانونی فیلم ببینند.

داد و فریاد های ما به جایی نمی رسد

خاطرتان هست چند وقت پیش فیلم خرس به کارگردانی خسرو معصومی بعد از 9 سال توقیف به یک باره به صورت غیرقانونی در شبکه های مجازی و اینترنتی منتشر شد و سازندگان آن را از این حمله ناجوانمردانه سارقین مات و مبهوت کرد؟

جواد نوروزبیگی، تهیه کننده فیلم خرس که اتفاقا فیلم کشتارگاه او هم در شبکه آنلاین نمایش داده شده می گوید: متاسفانه باید اعتراف کنیم در این زمینه قانون درستی نداریم و هر چقدر هم داد و فریاد می کنیم که اموال مان را سارقان به تاراج بردند، کسی نیست صدای ما را بشنود و اصلا فایده ای هم ندارد و قاچاقچیان هم به راحتی محصولات ما را در داخل و خارج از کشور به غارت می برند و اسباب ضرر ما را فراهم می کنند و آسیب های بسیار زیادی متقبل می شویم و کسی هم نیست پاسخگوی ما باشد.

نوروزبیگی به فیلم خرس اشاره می کند که چند وقت پیش قاچاق شد و می گوید: ما حتی سرنخ دزدان و سارقان را هم به مسوولان نشان دادیم اما انگار نه انگار. شکایت و ناله های ما به هیج جا نرسید و ما هم بی خیال شدیم. این تهیه کننده با تاکید دوباره بر اینکه باید اعتراف کنیم در بخش قاچاق نتوانستیم موفق شویم و دست سایت ها و کانال های تلگرامی برای تاراج اموال مان کاملا باز است، می گوید: ما تمام دست اندرکاران فیلم نهایت تلاش خود را می کنیم محصول کامل را با سلامت به مسوولان و مخاطب تحویل دهیم اما متاسفانه سال هاست از حقوق مالکان فیلم هیچ محافظتی نمی شود. مساله هم به امروز و دیروز و امسال و پارسال نیست؛ سال هاست فیلمسازان با معضل قاچاق فیلم ها دست به گریبان هستند. البته به صورت مقطعی شاهد تلاش هایی بودیم که سارقان اندک تنبیه مالی می شوند ولی بعد کمی که می گذرد دوباره روز از نو و روزی از نو که نشان می دهد این روند هیچ فایده ای در بر ندارد. خب وقتی می بینیم برای اعتراض های ما پاسخی نیست ما هم دیگر اهمیت نمی دهیم.

شرح وظایف کارگروه مبارزه با سرقت فیلم های سینمایی

طبیعتا باید در این مقوله با چند مقام مسوول صحبت می کردیم و نگرانی فیلمسازان را به آنها انتقال می دادیم و نظر مسوولان سینمایی را منعکس می کردیم که متاسفانه هیچ کدام از آنها حاضر به مصاحبه نشدند. ولی از آنجایی که روز گذشته اتحادیه تهیه کنندگان اعلام کرد، کارگروه مبارزه با سرقت فیلم های سینمایی در اتحادیه تشکیل شده با محمد احمدی، دبیر این کارگروه صحبت کردیم. او در ابتدای صحبتش توضیح می دهد که سرقت محصولات سینمایی سابقه طولانی بیشتر از دو دهه در سینمای ایران دارد و در هر مقطعی گروه هایی بودند که تلاش کردند تا از حقوق مولفین صیانت کنند ولی در حال حاضر با اینترنت و فعالیت سرقت از فیلم ها شدت بیشتری پیدا کرده است. او با بیان اینکه رشد تکنولوژی بستر دیگری را برای قاچاقچیان فراهم کرده و در حال حاضر محل تجمع آنها فضای مجازی و اینترنت است و فیلم های دزدی را در این فضا پخش می کنند، توضیح می دهد: از آنجایی که دوره فیلم ها به صورت وی اچ اس و دی وی دی از بین رفته ما باید در فضای اینترنت و مجازی فعالیت خود را آغاز کنیم و خوشبختانه از دو، سه ماهی که فعالیت این کارگروه آغاز شده، راهکارهایی را پیش گرفته ایم و به نتایج خوبی رسیده ایم.

او در ادامه صحبتش بستر فعالیت سارقان را در 3 بخش می داند و می گوید: کانال های تلگرامی و صفحات اینستاگرام، سایت هایی که در گوگل سرچ و ردیابی می شوند، ماهواره ها و سرورهای بین المللی که در خارج از ایران فعالیت می کنند و از داخل هیچ کنترلی روی آن نمی شود مهم ترین بستر فعالیت سودجویان است.

احمدی می گوید: ما در ماه های گذشته مکررا جلساتی را با جانشین فرمانده نیروی انتظامی، سردار هداوند داشتیم و معاونت پلیس فتا و معاونت پلیس امنیت هم در این جلسات حضور داشتند و به ما قول همکاری دادند. او با اشاره به اینکه به طور موازی تهیه کننده ها و پخش کننده ها با موسسات اینترنتی و پلتفرم ها هماهنگ شدند تا جلوی قاچاق فیلم ها را بگیرند، توضیح می دهد: آقای مجید محسنی، مدیرعامل موسسه هنر اول مسوول خرید رایت فیلم ها بر بستر اینترنت ضمن حمایت از حقوق تهیه کننده ها از جانب ذی نفعان با مسوولان تلگرام و اینستاگرام رایزنی و مکاتبه کرده اند و قول همکاری داده اند تا با ارایه مستندات از حقوق مالکان و مولفان فیلم ها حمایت کرده و این کانال ها و صفحات اینستاگرام متخلف را مسدود کنند. احمدی همچنین خبر از جلسه مشترک با دکتر بابایی، معاون دادستان کل کشور در امور فضای مجازی و دبیر کارگروه تامین مصادیق محتوای مجرمان می دهد و می گوید: تمام گزارش های سرقتی را ما به این کارگروه اعلام می کنیم و از جانب ایشان قول همکاری به صاحبان فیلم و ذی نفعان داده شده تا سایت های غیرقانونی را در صورت ارایه مستندات در وهله اول تذکر دهند و در صورت ادامه تخلف تذکر کتبی و در صورت ادامه انتشار نسخه قاچاق فیلم ها این سایت ها را مسدود کنند.

طبیعتا این امر در صورتی تحقق پذیر است که سرور مربوطه در ایران باشد. احمدی در پاسخ به این پرسش که آیا تلاش کارگروه در اتحادیه تهیه کنندگان باعث اطمینان بخشی برای سینماگران می شود و آیا این مسیر قرار است جدی گرفته شود و مورد حمایت قرار گیرد، می گوید: خود من سوخته همین مسائل هستم و فیلم قتل عمد ما به دو ساعت نکشید که در فضای اینترنت قاچاق شد. ولی بپذیریم اوضاع بسیار پیچیده تر از آن زمان است که فیلم ها به صورت فیزیکی و با سی دی قاچاق می شد. ما به صورت جدی وارد گود شده ایم و مجدانه فعالیت خود را ادامه می دهیم و این موضوع مساله و دغدغه همه اعضای کارگروه در اتحادیه تهیه کنندگان است.

او در بخش دیگری از صحبت خود می گوید: صادقانه بگویم که اوضاع سینما خوب نیست و معلوم هم نیست چه زمانی اوضاع بهبود پیدا می کند و همه ما اهالی سینما باید اکران آنلاین را جدی بگیریم و آن را سر و سامان دهیم. نظرم این است که حتی در وضعیت پساکرونا هم که اکران سینما جان پیدا کند، سینما آنلاین مسیر خودش را بر ود مثل گروه هنر و تجربه که در آغاز راه با مخالفت هایی همراه بود اما بعد از گذشت مدتی متوجه شدیم که این گروه نه تنها باعث ضرر سینمای بدنه نیست که مخاطبان خاص خود را دارد و اصلا راه اندازی این گروه در سینما لازم و ضروری است و تعداد زیادی از فیلم ها راه خود را به این گروه سینمایی تغییر دادند. سینما آنلاین هم نیاز به حمایت و پشتیبانی دارد. شاید عده ای از سینماگران و همکاران ما مخالف این نوع اکران باشند اما من معتقدم باید با تکنولوژی همراه شد و نهایت استفاده را از آن کرد.

درست مثل زمانی که دیجیتال در سینمای ایران تغییرات اساسی داد و پذیرش این نوع فیلمسازی برای عده ای سخت بود.

معتقدم سینما آنلاین هم جای خود را به زودی میان سینماگران باز می کند ما اهالی سینما باید خود را با شرایط روز سینمای دنیا همگام کنیم و به روز پیش برویم. به این نکته توجه کنیم که اگر اکران آنلاین رونق پیدا کند، ایجاد شغل در سینما بالا می رود، تولید فیلم و سریال بیشتر می شود رقابت شکل می گیرد و همین باعث سرزندگی و پویایی صنعت سینما می شود. اما توجه کنیم که این سینما نیاز به حمایت جدی دارد تا بین مردم اطلاع رسانی شود و موجی راه بیفتد تا همه از این نوع سینما حمایت کردن و دانلود قانونی را جدی بگیرند این موضوع نیازمند فرهنگ سازی است و کمک همه اهالی سینما و رسانه را می طلبد تا منعکس کننده نیازهای این مدیوم جدید باشند. احمدی در پایان صحبت هایش به نکته مهم دیگری اشاره می کند و می گوید: برای کسانی که اقدام به انتشار غیرقانونی محتویات هنری می کنند قوانینی وجود دارد و جرایمی برای آنها در نظر گرفته شده که ضمن کم بودن این مبالغ، قوانین آن هم متعلق به سال های دور است و بازدارنده نیست. یکی از وظایف کارگروه جدید این است که ماده واحده ای را تنظیم و جرایم سنگینی را پیشنهاد کردیم تا مجلس آن را به تصویب برساند و ضمنا بازدارنده هم باشد.

اتفاقات خوبی در راه است

با محمدحسین فرح بخش که مدت طولانی نزدیک به دو دهه مسوولیت عملیات مبارزه با سرقت محصولات هنری و سینمایی را بر عهده داشت هم تماس گرفتیم او ضمن همدلی با نگرانی فیلمسازانی که فیلم شان قاچاق شده به تشکیل کارگروه سرقت از فیلم های سینمایی اشاره می کند و به سینماگران نوید می دهد که قرار است در زمینه سرقت محصولات هنری اتفاق های خوبی بیفتد.

از فرح بخش صراحتا می پرسیم که چرا فعالیت های این ستاد سال ها اثربخش نبوده و سودجویی افراد در این دو دهه تداوم داشته که او می گوید: با شما مخالفم؛ چرا که منصفانه بخواهیم قضاوت کنیم در مقطعی ما موفق شدیم بساط قاچاقچیان را به صورت فیزیکی و میدانی که اتفاقا تعدادشان هم در سطح شهر زیاد بود، جمع کنیم و درصد حضورشان را در شهر پایین بیاوریم. فرح بخش نظر دیگری درباره قاچاق فیلم ها به صورت میدانی دارد و می گوید: اساسا سرقت به شیوه دی وی دی برای سارقان سودی ندارد چون مردم در سال های گذشته یک نسخه فیلم را هزار تومان می خریدند و سارقان هم اگر روزی 100نسخه فیلم هزار تومانی می فروختند یک میلیون کاسب بودند ولی الان دیگر شرایط فرق کرده، دی وی دی فیلم 5 هزار تومان است نه خریداری در این زمینه وجود دارد و نه برای فروشنده و سارق صرف می کند که با این مبلغ فیلم قاچاق کند.

او توضیح می دهد: آنچه در حال حاضر روی انتشار نسخه قاچاق فیلم ها اهمیت دارد بازار داغ آنها در فضای مجازی است که به نظر من باید حاکمیت به همراه وزارت ارتباطات و نیروی انتظامی و قوه قضاییه در این موضوع ورود پیدا کنند و با همکاری صنوف و اتحادیه یکپارچه تهیه کنندگان جلوی قاچاق محصولات را بگیرند. از نظر فرح بخش پخش فیلم ها از ماهواره ها هم برای مخاطبان جذاب نیست چون در این شبکه ها پخش فیلم 90 دقیقه ای نزدیک به 3 ساعت طول می کشد چون هر یک ربع از پخش فیلم، نیم ساعت تبلیغ و آگهی پخش می کنند و اصلا مخاطب رغبت نمی کند در این شبکه ها فیلم ببیند. نظر او بر این است که جلوی انتشار فیلم ها در فضای مجازی خصوصا تلگرام گرفته شود چون شدت آن در این فضا زیاد است.

فرح بخش می گوید اتحادیه تهیه کنندگان کارگروهی را با نیروی انتظامی و قوه قضاییه تشکیل داده و به گمانم با ورود وزارت ارتباطات بتوانیم کارهایی در این زمینه انجام دهیم. او در انتها می گوید تماشای فیلم قاچاق در هر صورت حرام است. کسی که اعتقاد داشته باشد این فیلم ها را نگاه نمی کند و مردم اگر بدانند قاچاق فیلم در چند سال گذشته چه تعداد از هنرمندان ما را دچار آسیب مالی کرده به طوری که نتوانستند فیلم بعدی خود را بسازند اساسا فیلم سرقتی نگاه نمی کنند.

منبع: روزنامه اعتماد

لینک خبر :‌ پایگاه خبری اعتماد
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ سایت های دیگر : افکار نیوز روزنامه اصفهان امروز

خبرگزاری میزان - سینمای کشور از اسفند ماه سال گذشته و با شیوع موج اول بیماری کرونا با مشکلات اساسی روبرو شد، تعطیلی سالن های سینما در زمانی که آثار سینمایی خودشان را برای اکران نوروزی سال 99 آماده می کردند اولین شوک بزرگ بر بدنه سینما بود.

هرچند در ابتدا اکثریت اهالی سینما از تعطیلی موقت سینما خبر می دادند، اما وضعیت به نوعی پیش رفت که سینما نه تنها اکران نوروز بلکه تمامی اکران بهار سال 99 را از دست داد.

در عرصه تولید هم وضعیت خوب نبود، اکثریت آثار سینمایی پروژه تولید خود را متوقف کردند، بسیاری از عوامل پشت صحنه سینما بیکار و کم کار شدند و مشکلات معیشتی همه روزه اتفاقی بود که اهالی سینما با آن روبرو بودند، این مشکلات تنها به سینماگران ختم نمی شد و بسیاری از سالن های سینما هم به تعطیلی، ورشکستگی و تعدیل نیرو روبرو شدند.

مسئولین سینمایی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ابتدای این تعطیلات از یکباره بودن این بحران خبر دادند، آن ها اعلام کردند که آمادگی کافی برای رویایی با این مشکل را نداشتند.

تعطیلی سینما ها در فصل بهار به صورت همزمان، لغو شدن سی و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر را هم به همراه داشت، جشنواره ای که همواره اردیبهشت ماه برگزار می شد و میزبان سینماگرانی از سراسر جهان بود. سه ماهه بهار برای سینما سیاه و تلخ گذشت.

در همان ماه های اول سال 99 دو پدیده نوظهور اکران آنلاین و سینماماشین وارد عمل شدند، اکران آنلاین که با ریسک بزرگ ابراهیم حاتمی کیا آغاز شد اما در همان روزهای ابتدایی با مشکل عدم وجود قانون کپی رایت مواجه شده و فیلم های اکران آنلاین که پس از حاتمی کیا وارد چرخه شدند با کپی و پخش آثار خود توسط شبکه های ماهواره ای مواجه شدند که این موضوع خود به تنهایی تهیه کنندگان و کارگردانان آثار را با شکست روحی و مادی شدیدی مواجه کرد و موجب شد تا دیگر کارگردانان از اکران آثار خود در چرخه اکران آنلاین انصراف دهند.

اکران آنلاین با توجه به نبود قوانین سفت و سخت کپی رایت و قاچاق سریع آثار در شبکه های ماهواره ای با شکستی سنگین روبرو شد، آثار سینمایی در کمتر از دو ساعت پخش خود در چرخه آنلاین به شبکه های ماهواره ای راه پیدا می کردند. اتفاقی که باعث شد این چرخه از همان ابتدا شکست خورده و بسیاری از کارگردانان که امیدوار به اکران فیلمشان در این مدیوم بودند را منصرف کند.

از سویی پدیده سینما ماشین هم نتوانست برای تماشاگران جذاب باشد، امکانات پایین، نبود سیستم صوتی و تصویری خوب و همچنین نبود امکانات رفاهی مناسب برای مخاطبان باعث شد تا تنها دو یا سه فیلم ها بتوانند چنین مدیومی را تجربه کنند.

بعد از چهار ماه تعطیلی سینما ها بالاخره در تاریخ اول تیر ماه بازگشایی شدند، اکران دو فیلم اکران نوروزی خوب بد جلف: ارتش سری و شنای پروانه به عنوان دو فیلم موفق جشنواره فیلم فجر در دوره سی و هشتم این امید را می داد که شاید سینما جان تازه ای بگیرد، اما این دو فیلم هر کدام با درآمدی بسیار پایین و عدم حضور مخاطبان در سالن های سینما سریعا به اکران خود پایان دادند.

شنای پروانه اکران خود را به نوروز 1400 موکول کرد و ارتش سری هم روانه شبکه نمایش خانگی شد، اما هر دو فیلم طعم شکست سنگینی را تجربه کردند، سایر فیلم های چرخه اکران هم از دسته آثاری انتخاب شدند که در شرایط عادی شانسی برای حضور در چرخه اکران نداشتند، این آثار که به طور معمول آثاری متوسط بودند در همان روز های اول ورشکست شدند تا بازگشایی سینما ها خیلی سریع شکست را تجربه کند.

نکته قابل تامل در این میان و در اکران تابستانه سینما آن بود که با وجود گذشت بیش از چهار ماه از بحران کرونا در سینما، سازمان سینمایی، خانه سینما و نهاد های مرتبط هیچگونه راهکار درستی برای مقابله با بحران ارائه ندادند، هر چه بود تنها به آزمون خطا از سوی این نهاد ها ختم می شد، اتفاقی که تنها یک بازنده داشت و آن هم کسی نبود جز فیلمساز و تهیه کننده آثار.

با پایان اکران تابستانی سینماها، برآورد فروش تمامی آثار اکران شده به اندازه یک فیلم در سال گذشته نبود، فیلم های مطرح جشنواره فیلم فجر علنا خودشان را از صف اکران کنار کشیدند و تنها آثاری کم رمق راهی سینما شدند، شورای صنفی نمایش هم به جای چاره اندیشی تنها با ثبت قرارداد اکران، به روند فیلمسوزی دامن زد.

سینمای کشور بعد از اکران ناموفق تابستانی به پیشواز اکران پاییزه رفت، باز هم آثاری برای اکران معرفی شدند و همچنان هیچ راهکاری از سوی سازمان سینمایی برای مقابله با بحران موجود ارائه نشد. آثار ساخته می شدند و تعداد فیلم های پشت صف اکران چندین برابر می شد.

این بار و با ورود به فصل پاییز و انتظاری که برای شروع موجی جدید از کرونا می رفت، این ویروس بار دیگر قدرتنمایی کرده و سینما ها بار دیگر به مدتی طولانی تعطیل شدند، سینمایی که با شکست همچنان اصرار بر بقا داشت دوباره درگیر تعطیلاتی طولانی شد، در این میان بار دیگر نهاد های منفعل سینمایی به هیچ وجه پاسخگوی شرایط موجود نیستند و تنها خودشان را تابع ستاد ملی مبارزه با کرونا می دانند.

سینمای ایران امروز در حالی با چنین شرایطی مواجه شده است که پس از گذشت نه ماه از شیوع بیماری کرونا توقع میرفت مسئولین سینمایی و حتی سینماگرانی که همیشه مشغول گلایه کردن از وضعیت سینما هستند به فکر چاره و یا طرحی خاص که بتواند رابطه بین مخاطب و سینما را حفظ کند نبوده اند.

سینما ماشین امروز می توانست مهمترین و شاید تنها راه نجات امروز سینمای ایران باشد اما در همان هفته های اول و به محض بازگشایی سینماها به طور کلی رها شد، سینما ماشین طرحی بود که شاید طی چند ماه گذشته با بررسی کارشناسان فنی و خرج کمی هزینه برای تقویت کیفیت تصویری پرده و وسعت صدا در محیط باز می توانست امروز که بار دیگر با موج سوم کرونا مواجه شدیم و سینماها به کلی تعطیل شدند نجات دهنده چرخه اکران و عدم توقف سینما باشد، آنچه که مسلم است مخاطب سینمایی که علاقمند تماشای فیلم در هر شرایطی است حال که با ویروسی همچون کرونا مواجه شده می توانست در ماشین شخصی خود به تماشای آثار سینمایی بنشیند تا از این طریق با توقف رابطه سینما و مخاطب مواجه نشویم.

سینما ماشین اگر به طور جدی از سوی مسئولین سینما و سینماگران پیگیری و با پیشرفت کیفیتی در اجرا مواجه می شد امروز و پس از گذشت چندین ماه از شروع شکل گیری آن با شرایط مطلوب تری با مخاطبان خود ارتباط برقرار می کرد و در وضعیت امروز که چرخه سینما به طور کل متوقف شده می توانست نور امیدی برای ادامه فروش حداقلی آثار متقاضی در این چرخه باشد.

امروز و پس گذشت نزدیک به نه ماه از شیوع بیماری کرونا در جهان شاهد آن هستیم که بیشتر کشورها به جای اینکه به بازگشایی های مقطعی سینماها فکر کنند و منتظر نظر نهادهای بهداشتی باشند سعی کردند با چاره اندیشی و روش های مستحکم آنلاین رابطه بین سینما و مخاطب را حفظ و مانع توقف این چرخه مهم هنری شوند.

حال سینما تنهاتر از همیشه است، سینمایی که انتظار دارد که مسئولینش در چنین شرایطی کنارش باشند، شاهد افول دائمی خود است، سالن ها تعطیل شده اند، تولیدات با وجود ابتلای بازیگران به کرونا همچنان ادامه دارند، تعداد آثار در صف اکران چندین برابر شده، جشنواره هایی که سال های پیش هم هیچ خروجی خاصی نداشتند با اصرار مدیران سینمایی برگزار می شوند، اما آنچه در میان این همه هیاهو دیده نمی شود خود سینماست، سینمایی که بعید است با عدم هدایت وضعیت امروز خود از سوی مسئولین سینمایی بتواند در روزهای پساکرونا بار دیگر روی پاهای خود بایستد.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ میزان
علی سرتیپی با منطقی دانستن اعتراض برخی سینماگران به عدم تسویه حساب سینماداران و پخش کننده ها، تأکید کرد که این معضل جدید نیست ولی امروز به دلیل شیوع ویروس کرونا ابعاد گسترده تری پیدا کرده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ سایت های دیگر : پیام مازند

علی سرتیپی تهیه کننده سینما در گفت وگو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، اظهار داشت: اعتراض صاحبان آثاری سینمایی که از سال گذشته تا امروز هنوز پول فروش فیلم شان را دریافت نکرده اند اعتراضی منطقی و به جا است و حرفی که می زنند را کاملاً قبول دارم. پول فروش فیلم هایشان باید خیلی زودتر از این ها به آن ها پرداخت می شد و امروز نسبت به زمان فروش فیلم ها ارزش این پول کمتر شده است.

سرتیپی تصریح کرد: این معضل از گذشته تا امروز در سینمای ایران وجود داشته و مربوط به امروز و یک یا دو سینما نیست اما در حال حاضر به دلیل شیوع ویروس کرونا این معضل ابعاد گسترده تری پیدا کرده و می بینیم که کار به شکایت از سینماداران رسیده است.

او افزود: دلیل اصلی گسترده شدن این معضل به شیوع ویروس کرونا و تعطیلی طولانی مدت سینماها برمی گردد که وضعیت معیشت سینمادارها و حتی سینماگران را بسیار وخیم کرده است اما دومین عامل شکل گیری این وضعیت به عدم حمایت سازمان سینمایی برمی گردد. قرار بود سازمان سینمایی طبق قولی که داد با در نظر گرفتن وامی برای سینماداران به حل شدن این معضل کمک کند اما متأسفانه تا امروز هیچ اتفاقی نیفتاده و سازمان سینمایی هیچ کمکی برای حل این مشکل نکرده است.

تهیه کننده فیلم سینمایی رحمان 1400 در پایان اظهار داشت: امیدوارم بیانیه سینماگرانی که به عدم تسویه حساب فروش فیلم هایشان از سال گذشته تا امروز اعتراض دارند تمهیدی برای این وضعیت اندیشیده شود و این مشکل که از گذشته تا امروز در سینمای ما وجود دارد حل شود و دیگر شاهد تکرار این اتفاق نباشیم.

علی سرتیپی کرونا سینمادارها

لینک خبر :‌ خبرگزاری برنا
برای شرکت در نیمه دوم شانزدهمین جشنواره فیلم مقاومت، بیش از 10 هزار اثر به دبیرخانه شانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت ارسال شد؛ این درحالی است که هنرمندانی از 130 کشور جهان از این جشنواره استقبال کرده بودند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵ سایت های دیگر : مشرق نیوز روزنامه سپهر

محمد محمدی، مدیر روابط عمومی بنیاد فرهنگی روایت فتح، به خبرنگار کیهان گفت: فارغ از برخی فضاسازی های رسانه ای اما بدنه هنرمندان ایرانی، آزاده و آزاد و معتقد به ارزش ها هستند و به جشنواره هایی چون مقاومت، دلبستگی دارند. مصداق عینی این حقیقت نیز استقبال گسترده هنرمندان از سرتاسر کشورمان است. گواه این حرف نیز ارسال بیش از 10 هزار اثر به شانزدهمین جشنواره فیلم مقاومت است که این آمار شاید برای خیلی ها باورکردنی نباشد.
وی افزود: علاوه بر داخل کشور، استقبال هنرمندان خارجی از شانزدهمین جشنواره فیلم مقاومت نیز خیره کننده و فراتر از حد انتظار بود. به طوری که فقط در بخش مدافعان سلامت این جشنواره، از 130 کشور جهان، فیلم هایی ارسال شد که یک آمار بی نظیر برای جشنواره ای موضوعی آن هم با موضوع مقاومت است. برخلاف خیلی دیگر از رویدادها، جشنواره فیلم مقاومت از این هنرمندان خارجی برای شرکت در این جشنواره، دعوت نکرده است بلکه خود آنها به استقبال جشنواره مقاومت آمدند.
محمدی اظهار کرد: به نظر من استقبال پرشور هنرمندان خارجی از شانزدهمین جشنواره فیلم مقاومت، یک تلنگر جدی به سایر جشنواره های هنری و به ویژه جشنواره فیلم فجر است که متأسفانه بیشتر به یک دورهمی و نمایش لباس تبدیل شده است و از ظرفیت عظیم و قدرتمند سینما برای اهداف انقلاب و جبهه مقاومت غافل مانده است. امیدوارم جشنواره فیلم فجر و سایر جشنواره ها نیز از این تجربه جشنواره فیلم مقاومت استفاده کنند.
گفتنی است، نیمه دوم شانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت که شامل بخش های مسابقه اصلی ، سیدالشهدای مقاومت ، روایت قلم ، نقد، پژوهش، تحلیل فیلم به معنای مطلق و انتخاب برگزیدگان ملی فیلمسازان بسیجی خواهد بود، همزمان با هفته بسیج، اول تا هفتم آذر سال جاری در کرمان برگزار خواهد شد.

لینک خبر :‌ روزنامه کیهان
غلامرضا موسوی گفت:صاحبان فیلم حق دارند شکایت کنند، زیرا مطالبه ها آن ها مربوط به قبل از کروناست.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵ سایت های دیگر : سینما پرس روزنامه جوان آنلاین

غلامرضا موسوی رئیس اتحادیه تهیه کنندگان سینما، درباره شکایت صاحبان فیلم ها از سینماداران به خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، گفت: قرار بود که معاونت سینمایی مبلغی را از طریق صندوق اعتباری هنر به صندوق امید واریز کند تا تسهیلاتی به سینماداران داده شود. این کار از 12 اردیبهشت 99 در حال پیگیری است که به دلیل ضعف صندوق اعتباری هنر یا مسائل دیگر اتفاق نیفتاده است.

بیشتر بخوانید

شکایت صاحبان فیلم های سینمایی از سینماداران به قوه قضاییه

وی افزود: همکاران حق دارند شکایت کنند زیرا این مطالبه ها مربوط به قبل از کروناست و تا الان پرداخت نشده است، ضمن اینکه ارزش پول ملی بیش از 70 درصد نزول کرده و از سوی دیگر هنوز همان مطالبه را هم دریافت نکرده اند.

بیشتر بخوانید

بدهی سینماداران به تهیه کنندگان، 30 میلیارد تومان است

موسوی درباره نحوه پرداخت اعتبار صندوق امید گفت: روال کار بدین صورت است که معاونت سینمایی مثلا یک میلیارد تومان را به صندوق امید واریز می کند و صندوق امید هم سه برابر آن را وام می دهد. با توجه به اینکه حسین انتظامی رئیس معاونت سینمایی دستور پرداخت مطالبات را صادر کرده اند ولی هنوز چیزی پرداخت نشده است.

انتهای پیام /

لینک خبر :‌ باشگاه خبرنگاران جوان
بدهی بلند مدت سینماهای کشور به تهیه کنندگان و اختلافات میان آنان توسط سازمان سینمایی نیز حل نشد و در نهایت برخی از دفاتر پخش تصمیم به شکایت از آنان گرفتند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵ سایت های دیگر : پیام مازند سینما پرس

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، انتشار بیانیه ای توسط برخی از تهیه کنندگان و دفاتر پخش سینمایی مبنی بر بر احتمال شکایت در صورت عدم تسویه حساب سینماداران با این دفاتر پخش، نشانه حل نشدن مشکل دیرینه سینماداران و دفاتر پخش است. چیزی که سمفا قرار بود بتواند آن را حل کند و بعد از شیوع ویروس کرونا و اختلال در نظام اکران سینماهای کشور عملاً هدف اصلی آن نیز دچار خدشه شد. این جا بود که وزارت ارشاد اسلامی و معاونت سینمایی کشور تصمیم گرفتند که با پرداختن وام و میانجی گری میان سینماداران و دفاترپخش این مشکل را حل کنند؛ اما بیانیه امروز گویا خبر از عدم حل این مسأله و اختلاف قدیمی دارد.

در این باره با علی آشتیانی پور تهیه کننده سینما و مدیر دفتر پخش سینمایی گفت وگو کردیم تا جزیئات و شرح ماجرا را از یکی از امضاکنندگان این بیانیه بشنویم.

وام های ارشاد وضعیت را بدتر کرد

آقای آشتیانی از ماجرای بدهی سینماداران به دفاتر پخش مطلعیم اما در جریان میانجی گری وزارت ارشاد برای حل این مشکل نیز بودیم. چه اتفاق افتاد که با وجود تلاش سازمان سینمایی، کار به شکایت رسیده است؟

کل مبلغ پیش بینی بدهی سینمادران، بالای 30 میلیارد است که نزدیک به 12 میلیارد آن مال حوزه هنری است و باقی برای سینماهای دیگر. دفتر ما 3 میلیارد طلب دارد. باید اذعان کرد که از آبان سال قبل تا الان با توجه به افت ریالی ایجاد شده، چیزی که طلب داشتیم، عملاً بی ازش شده است.

صاحبان آثار و تهیه کننده ها نیز شکایت دارند و ما را هم متهم می کنند که چرا از سینماداران شکایت نمی کنید؟ مشکل از جایی شروع شد که ارشاد تصمیم گرفت وام بدهد. در حقیقت این وام، پرداخت ها را متوقف کرد و بدهی سینماها انبوه شد. قبل از آن با فشار و دوستی هرچه بود، می شد خورد خورد پولمان را بگیریم. اما از وقتی که بحث وام پیش آمد هیچ کس هیچ پولی نداد. طبیعتاً صاحبان آثار هم نمی توانند این خسارت را تحمل کنند چون بسیار سنگین است و سرمایه آنان ماندن یخی زیر نور آفتاب آب شده است.

این بی توجهی دوستان سینمادار ما به سالن ها به قدری اوضاع را حاد کرد که تنش هایی ایجاد شد و رفاقت های دیرینه میان ما و سینمادران نیز خراب شده است و مدام همدیگر را متهم می کنند که لابد منافعی شما دارید که سکوت می کنید و اعتراضی نمی کنید.

متأسفانه با وجود اینکه بارها جلساتی را با مسئولین ارشاد و خانه سینما داشتیم اما کارآمد نبود. زیرا تنها وعده داده می شد که این پول را تا چند روز دیگر آماده می کنیم اما هیچ اتفاقی نیفتاد. آخرین جوابی که شنیدیم این بود که پول آماده است اما سینماها نمی آیند تا سند بگذارند و پول را دریافت کنند تا بدهی دفاتر پخش حل شود.

برای همین با انجمن سینمادران جلساتی گذاشتیم و صحبت کردیم تا ببینیم این مشکل را چگونه حل کنیم. آنجا نیز گفته شد که خود سینماداران حاضر نیستند تا وام بگیرند و مشکل دفاتر پخش را حل کنند. البته 3 سینما هستند که حاضر شدند تا این وام را بگیرند و پول دفاتر را بدهند اما سایر سینماها حاضر نشدند که این وام را بگیرند.

تا اینکه هفته قبل در جلسه ای که با حضور رئیس سازمان سینمایی و مدیرعامل خانه سینما داشتیم قرار شد که سینماها بیایند و وام را دریافت کنند. اما تا کنون اتفاقی رخ نداده است و ما نتوانستیم پول تهیه کننده ها و خودمان را بگیریم. اطلاعاتی که از سرمایه گذاران فیلم ها دارم واقعاً تلخ است. برخی از آنان به علت آنکه آنچه که داشتند را برای سرمایه گذاری فیلم ها خرج کردند، در حال حاضر حتی دچار مشکل مسکن شدند و به شهرستان ها رفتند و آنجا خانه برای رهن و اجاره پیدا کردند.

البته برخی از سینماداران که سالن های بزرگی داشتند تلاششان این بوده است که پول دفاتر را بدهند اما آنها نیز به مشکلاتی برخوردند اما باز بخشی از هزینه ها را پرداخت کردند. روی سخن ما با آن سینمادارانی است که پول دارند اما نمی دهند. اینها تنها به خودشان توجه دارند و به این طرف ماجرا نگاه نمی کنند.

هرچقدر که تهیه کننده ها و سرمایه گذاران را دعوت به صبر کردیم دیگر فایده ای ندارد و آستانه صبرشان لبریز شده است. برای همین مجبور به اقدام قانونی شده ایم تا حقمان پس گرفته شود. دیگر نتیجه برای جماعت شاکی اهمیتی ندارد آنچه چون به تعبیر حضرت علی (ع) بترس از کسی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.

برای این دوستان دیگر تنها انتقام معنا پیدا کرده است و دنبال ضرر و زیانی اند که متحمل شده اند نه دنبال اصل پولشان.

در حال حاضر طلبکاران منسجم تر شده اند تا یکی یکی به وکیل گرفتن و رجوع به قوه قضائیه علی رغم میل باطنی شان کار را به سرانجام برسانند. این اتفاق قطعاً قابل پیشگیری بود و می شد کاری کرد که خانواده سینما رودروی همدگیر قرار نگیرند اما کار به اینجا رسید.

سؤال دیگر من درباره سمفا است. سمفا قرار بود که این مشکل را حل کند چرا نتوانست به هدف خودش برسد؟ آیا سمفا توانایی آن را داشت که این اختلاف را حل کند؟

بخشی از دلخوشی صاحبان آثار همین سمفا بود که فکر می کرد که مشکلی اهالی سینما را رفع کند. اما این ایده و طرح به دلیل مشکلات فنی و تصادمش با کرونا و مصیبتی که برای سینماهای ایران ایجاد شد، بی نتیجه ماند. نکته خوب سمفا این بود که به لحظه سهم طرفین را تعریف می کرد اما هدف اصلی آن متوقف شد.

اگر قرار است سینمایی باشد و بماند باید هرچه زودتربرای آن فکری کرد اگر که خیر باید گفت که این بیمار نحیف باید خودش را زنده به گور کند. وقتی وزارتخانه این مملکت نهایتاً برای پرداخت 30 میلیارد نمی تواند کاری کند پس به چه دردی از فرهنگ و هنر می خورد؟ این مبلغ شاید زیاد به نظر برسد اما برای یک وزارتخانه مبلغی نیست. ضمن اینکه بیشتر این بدهی به دو سه نهاد دولتی برمی گردد که حتماً این وزارتخانه می تواند در حل این مشکل با آنها وارد گفت وگو شود.

به نظر شما علت اصلی که سینماداران حاضر نشدند وام را بگیرند چیست؟ مشکل این طرح کجا بود؟

به نظر من سینماداری که قبل از این ضرورتی نمی دید که بخواهد پول مردم را بدهد و هیچ فشاری روی خودش احساس نمی کرد، حالا چه ضرورتی می بنید که برود وام بگیرد؟ چرا بخواهد خودش را متعهد کند که وام بگیرد؟ برخی از این عزیزان اصلاً میلی به پرداخت وام و دیونشان ندارند. چرا باید یک نفر دیگر ضرر بدهد؟

تا چندماه اول به دوستانی که قصد شکایت داشتند می گفتم که خبر دارم سینماها در حال تلاش برای پرداختن پول ها و تسویه حساب اند، و می دانستم که برخی از سینماهای کشور در اول کار و راه اندازی دچار مشکلات مالی فراوان شدند و نتوانستند حتی هزینه خودشان را نیز پرداخت کنند. اما دیگر سینماها چی؟ سبقه چندین ساله آنها نشان می دهد که علاقه ای به پرداختن پول دفاتر و تهیه کننده ها ندارند. در حالی که برخی از سینماها در مدت زمان کوتاهی پول دفاتر را پرداخت می کنند مگر آنها هم سینما نیستند و مشکلات مالی خودشان را ندارند؟ پس چرا با تهیه کننده ها و دفاتر پخش این کار را می کنند؟

در نهایت شما راه چاره را در چه می بینید که سینماها هرچه زودتر این بدهی را تسویه کنند؟

جواب من این است که این سینماها خصوصاً آنهایی که دولتی اند دارای املاک گوناگونی اند که قیمت آن ها از سال قبل تا به الان می دانیم که چقدر زیاد شده است. آیا نمی توانند با فروش آن ها پول مردم را پس بدهند؟ پس من بدهکار نباختم اما من طلبکار کلی ضرر کردم. آن طلبکار با آن طلبش می توانست خانه بخرد الان پول رهنش را هم نمی تواند بدهد. خطاب مان به کسانی است که پول دارند و نمی دهند؛ فقط کافی است که دلارها و سهام هایتان را در بورس بفروشید تا تمام بدهی مردم را بدهید.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
اکران آنلاین به عنوان راهی برای نمایش فیلم ها و کمک به صنعت سینما در دوران کرونا مطرح شد، با این حال مشکل قاچاق فیلم نیز به موازات آن تشدید شد و نسخه کپی بعضی از فیلم ها به فاصله چند ساعت بعد از اکران آنلاین در فضای مجازی و کانال ها قرار گرفت که تازه ترین نمونه آن سازهای ناکوک به کارگردانی علی حضرتی است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵

اعتمادآنلاین| هنوز بیش از یک ماه از سروصدایی که انتشار نسخه قاچاق فیلم خرس به راه انداخت نمی گذرد که فیلم سازهای ناکوک نیز ساعاتی پس از آغاز اکران آنلاین قاچاق شد تا داستان تکراری قاچاق فیلم در سینمای ایران بار دیگر به عنوان پرونده ای مفتوح به جریان بیفتد.

فیلم سازهای ناکوک به کارگردانی علی حضرتی تازه ترین اثری است که می توان آن را به فهرست قاچاق فیلم های سینمای ایران اضافه کرد.

این فیلم اکران آنلاین خود را از 30 مهر آغاز کرد، اما ساعاتی پس از آن قاچاق شد با این حال به گفته فرشته طائرپور، تهیه کننده فیلم، سازهای ناکوک در همان 24 ساعتی که توانسته از غارت بازار قاچاق در امان بماند حدود سه هزار خریدار داشته است.

طائرپور در متنی با عنوان فیلم هایی که به تاراج می روند و سینمایی که می سوزد که در ایسنا منتشر شد نوشت: فیلم های جدید سینمایی که با محرومیت از نمایش در سالن های سینما، قرارست از طریق اکران آنلاین به دست مخاطب برسند و صرفا با خرید یک بلیط 20هزارتومانی تا 8 ساعت در اختیار وی و خانواده اش باشند، به همت بازار قاچاق در کمتر از 24 ساعت وارد کانال های اینستاگرامی و تلگرامی می شوند تا ظاهرا به رایگان- اما در عمل با هزینه اینترنت بیش از 20هزارتومان برای مشتری- دیده شوند و این تنها راه تنفس را هم بر سینمای آسیب دیده و فیلم های آماده نمایش ایرانی ببندند... و سپس باز در کمتر از 24 ساعت سر از آنتن شبکه های فارسی زبانی دربیاورند که سال هاست با نمایش غیرقانونی آثار سینمای ایران، جلب مخاطب می کنند؛ همان شبکه هایی که اگر چند ثانیه از تبلیغ همان فیلم را نشان بدهند، تهیه کننده اش به دادگاه رسانه احضار می شود.

این تهیه کننده در بخشی از متن خود پیشنهادی نیز مطرح کرد: با ایجاد هشتگ یاور سینمای ایران باشیم از علاقمندان به فرهنگ و هنر ایرانی و به ویژه سینمای ایران، یاری می طلبیم و از آنها می خواهیم که با خرید بلیط، قانونی فیلم ببینند.

قاچاق یک فیلم توقیف شده

سینمای ایران کمی بیش از یک ماه قبل نیز ماجرای دیگری را درباره قاچاق فیلم از سر گذراند. این ماجرا مربوط به فیلم خرس به کارگردانی خسرو معصومی و تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی بود که در سال 1390 ساخته و در سی امین جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد و سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری برای محمدرضا دلپاک و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فرهاد اصلانی را دریافت کرد.

البته بعد از آن توقیف شد و با وجود پیگیری های کارگردان در نزدیک به یک دهه، توضیح مشخصی درباره دلایل توقیف فیلم از سوی مدیران سینمایی ارائه نشد تا اینکه در شهریور امسال در سایت یوتیوب به صورت قاچاق منتشر شد و این بار واکنش هایی که انتشار نسخه قاچاق یک فیلم به دنبال داشت ماجرای پرحاشیه تری را به کارنامه قاچاق در سینمای ایران اضافه کرد.

بنیاد سینمایی فارابی به عنوان مالک اصلی این فیلم ساعتی پس از انتشار خبر قاچاق فیلم متنی را برای رسانه ها ارسال کرد: فیلم سینمایی خرس (نسخه فارسی بدون زیرنویس) از سوی کانالی با نام شکوفا فیلم به طور غیرقانونی روی یوتیوب بارگذاری شده و طی روزهای 8 و 9 شهریور تاکنون بیش از 19 هزار بیننده داشته است.

بنیاد سینمایی فارابی به عنوان مالک فیلم، در اولین اقدام ضمن ارسال ایمیل رسمی به یوتیوب، خواستار توقف نمایش و حذف فیلم خرس در این پلتفرم جهانی شد. بنیاد فارابی تلاش دارد تا با ارائه اسناد حقوقی مرتبط به فیلم، هرچه سریع تر از پخش و نمایش غیرقانونی فیلم جلوگیری شود.

در ادامه چنان که مهر گزارش داد، جواد نوروزبیگی در مقام تهیه کننده وارد میدان شد و داریوش بابائیان را به عنوان مدیر شکوفا فیلم و پخش کننده فیلم خرس متهم به انتشار غیرمجاز نسخه باکیفیت این فیلم در فضای مجازی کرد.

در مقابل داریوش بابائیان، مدیر شرکت پخش شکوفا فیلم ، در واکنش به این صحبت گفت: اخیراً من مصاحبه ای داشتم و درباره پروانه ساخت های متعددی که برای جواد نوروزبیگی صادر می شود صحبت کردم. من در آن مصاحبه به قضیه پولشویی هم اشاره ای داشتم. متاسفم که آقای نوروزبیگی حالا به منظور انتقام جویی این اتهام را علیه بنده مطرح می کند، این در حالی است که فیلم خرس نه به دفتر من ارتباطی دارد نه کپی آن در اختیار من بوده است. اگر قرار بود این گونه توزیع شود مسلماً خیلی زودتر این اتفاق رخ می داد.

بهتی که خود کارگردان هم دچارش شد

اگر کمی به عقب تر برگردیم، در خردادماه سال جاری ماجرای قاچاق فیلم برای بهت یکی دیگر از فیلم های اکران آنلاین نیز روی داد. عباس رافعی، کارگردان فیلم سینمایی بهت ، در واکنش به این موضوع به مهر گفت: وقتی این موضوع را متوجه شدم، بهت زده شدم. خیلی عجیب است. یعنی نمی شود امنیت این رسانه به گونه ای بالا برود که فیلم به این سرعت قاچاق نشود؟

این در حالی است که 2 ماه پیش از آن همین اتفاق برای فیلم خروج ابراهیم حاتمی کیا روی داد که واکنش کانون کارگردانان سینمای ایران را برانگیخت.

کانون کارگردانان سینمای ایران در نامه ای خطاب به حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی نوشت: متأسفانه هنوز کپی رایت و حق مالکیت آثار فرهنگی-هنری و به خصوص محصولات تصویری توسط نهادهای اجرایی و نظارتی چندان و به طور جدی به رسمیت شناخته نشده و با سارقان آثار و اموال صاحبان این آثار برخورد ضروری و سخت قانونی نمی شود. تا زمانی که شرایط اینگونه باشد و ستاد صیانت از محصولات فرهنگی از حالت فرمایشی به اجرایی درنیاید، وضعیت همین خواهد بود و سرمایه های مادی و معنوی دست اندرکاران سینما به سادگی و به سرعت غارت خواهد شد.

از ضبط فیلم روی پرده تا انتشار در کانال های تلگرامی

شکل اولیه قاچاق فیلم ها در روزهایی که هنوز فضای مجازی گسترش پیدا نکرده بود، ضبط کردن فیلم از روی پرده سینما و ارائه آن روی دی وی دی ها در خیابان ها با قیمتی ارزان تر و البته کیفیتی پایین تر بود، اما بعد از آن نوع دیگری از قاچاق هم آمد که روی فیلم عبارت نسخه بازبینی شده نوشته شده و حاکی از این بود که این نسخه از جایی در وزارت ارشاد خارج شده است.

این روزها هم با گسترش پیام رسان ها و شبکه های مختلف در فضای مجازی، نسخه قاچاق شده فیلم ها در شبکه های تلگرامی نیز منتشر می شود و حتی در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان دست به نمایش فیلم ها یا سریال های در حال نمایش می زنند.

البته باید به این موضوع هم اشاره کرد که به موازات افزایش قاچاق فیلم ها و اعتراض اهالی سینما، اقدام های مقطعی نیز صورت گرفت. به عنوان نمونه مرداد 95 سید مصطفی ابطحی مدیرعامل موسسه رسانه های تصویری و دبیرکل ستاد صیانت و مبارزه با تکثیر و عرضه غیرمجاز آثار سینمایی و سمعی و بصری در آن زمان گفت: از ابتدای سال گذشته با تشکیل ستاد صیانت در سازمان سینمایی و با همکاری قوه قضائیه و نیروی محترم انتظامی، عملیات گسترده ای برای ناامن کردن فضا برای قاچاقچیان محصولات سمعی و بصری در شهر تهران آغاز شد و تاکنون به کشفیات بزرگی دست پیدا کرده ایم.

او در بخش دیگری از صحبت هایش توضیح داد کارخانجاتی که در شهر تهران نیستند و در استان های همجوار قرار دارند محصولات غیرمجاز را تولید می کنند و خواستار همکاری دستگاه های مربوطه برای بازرسی از این کارخانجات شد.

البته یکی 2 سال بعد از تشکیل این ستاد از فعالیت های آن خبرهای زیادی به گوش نمی رسید تا خرداد امسال که خبر تشکیل کارگروه مبارزه با سرقت و قاچاق فیلم های سینمایی منتشر شد.

قرنطینه و افزایش سرعت قاچاق فیلم

در واقع تشکیل این کارگروه زمانی اهمیت دوچندان یافت که از اسفند سال 98 که به دنبال شیوع و گسترش ویروس کرونا سالن های سینما به مدت چهار ماه تعطیل شدند، اکران آنلاین به عنوان راهی برای نمایش فیلم ها و کمک به صنعت سینما مطرح و اجرایی شد. با این حال مشکل قاچاق فیلم نیز به موازات اکران آنلاین تشدید شد و نسخه کپی بعضی از فیلم ها به فاصله چند ساعت بعد از اکران آنلاین در فضای مجازی و کانال ها قرار می گرفت.

هرچند این موضوع منحصر به ایران نبود. طبق گزارشی که ایرنا در اردیبهشت امسال منتشر کرد، بر اساس برآوردهای سال گذشته مرکز سیاست جهانی نوآوری، دانلود غیرقانونی فیلم در جهان سالانه دست کم 29.2 میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا ضرر می زند.

البته این برآوردها به دوره ای بازمی گردد که هنوز همه گیری کرونا استفاده کاربران از سایت های دانلود غیرقانونی فیلم را تا این اندازه بالا نبرده بود؛ چراکه طبق آمار جدید منتشرشده از شرکت تکنولوژی میوزو (Muso) در پایگاه خبری سی ان بی سی، میزان بازدید مردم آمریکا از سایت های انتشار غیرقانونی فیلم، در هفته پایانی ماه مارس (12-6 فروردین 99) در مقایسه با هفته پایانی ماه فوریه (10-4 اسفند 98) 43 درصد افزایش یافته است.

در بیانیه این شرکت به این موضوع اشاره شده بود که افزایش بی سابقه در بازدید از سایت های انتشار غیرقانونی فیلم در هفته پایانی ماه مارس نشان می دهد هرچه کشورهای بیشتری قوانین قرنطینه خانگی را اعمال می کردند، تقاضا برای بازار نشر غیرقانونی فیلم ها نیز به طور تصاعدی افزایش می یافت.

همان طور که اشاره شد، در ایران نیز به دنبال افزایش نسخه قاچاق فیلم هایی که در اکران آنلاین نمایش داده می شوند، کارگروه مبارزه با سرقت و قاچاق فیلم های سینمایی تشکیل شد.

سیدغلامرضا موسوی، دبیر شورای عالی تهیه کنندگان سینمای ایران، در خردادماه امسال درباره تشکیل کارگروه مبارزه با سرقت و قاچاق فیلم های سینمایی گفت: در پی نمایش فیلم ها به صورت آنلاین، سرقت فیلم در فضای مجازی به شکل غیرقابل قبولی افزایش یافته است. به گونه ای که ظرف کمتر از 2 تا 6 ساعت فیلم ها دانلود و به نمایش غیرقانونی درمی آید. اغلب دانلودکنندگان هم صرفاً تماشاگران معمولی نیستند بلکه افرادی هستند که با این دانلودها و ارائه به تماشاگران علاقه مند، کاسبی پرسودی به زیان تهیه کنندگان راه انداخته اند.

مشکل سایت های داخلی

یک ماه بعد در تیرماه، محمد احمدی تهیه کننده و دبیر کارگروه مبارزه با سرقت و قاچاق فیلم های سینمایی درباره ماحصل جلساتی که در این کارگروه برگزار شده است به هنرآنلاین گفت: با دوستان یکسری از سایت های غیرقانونی را که در این زمینه فعالیت می کردند شناسایی کردیم و فهرستی از آنها را در اختیار پلیس قرار دادیم. همچنین فهرستی از کانال های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی و حتی گوگل آماده کردیم و با حقوقدانان وارد مذاکره شدیم تا بدانیم حق و حقوق تهیه کنندگان در شرایط اینچنینی چگونه است و از چه راه هایی می توانند شکایت کرده و آن را به نتیجه برسانند.

او همچنین در پاسخ به این سوال که آیا می توان جلوی سایت هایی مانند یوتیوب را که اقدام به نمایش آثار ایرانی به شکل غیرقانونی می کنند گرفت گفت: قدم اول را برای سایت های داخلی برداشتیم و قدم بعدی یوتیوب است که چندین شرکت برای آن اعلام آمادگی کردند تا ما بتوانیم رایت فیلم را با قوانین موجود در اختیارشان قرار دهیم و این اتفاق به شکل قانونی رخ دهد، و چنانچه فیلمی غیرقانونی روی خروجی رفت در صورت نیاز، آنها به عنوان نماینده قانونی ما اقدامات لازم را انجام دهند چراکه به دلیل پرداخت وجه و به دلیل حفظ منافع خود، به شکل قانونی می توانند کل سایت هایی را که اقدام به عرضه غیرقانونی کرده اند مسدود کنند.

احمدی سپس به مشکل جلوگیری از قاچاق فیلم در سایت های داخلی اشاره کرد: در داخل مشکلات بسیاری داریم چراکه اغلب مدیران سایت ها در شهرستان ها هستند و در آنجا فعالیت می کنند و پیدا کردن آنها سخت است، اما پلیس فتا انرژی لازم را گذاشته تا در این زمینه همکاری لازم را با ما داشته باشد.

این تهیه کننده در بخشی از این گفت وگو به موضوع پایین بودن میزان جریمه فرد مجرم نیز پرداخت: جریمه این دست اقدامات بسیار سبک است و اگر مدیر سایتی را که غیرقانونی این کار را انجام می دهد دستگیر کنند، به دلیل اینکه جریمه بسیار پایینی برایش در نظر گرفته شده است و سودی که او از این کار به دست می آورد دوباره به سراغ همین کار رفته و آن را در جایی دیگر دنبال می کند. باید ابتدا جریمه ها سنگین شوند تا افراد تمایلی به این کار نداشته باشند و کپی رایت را نیز پیگیری کنند.

زمان بر بودن

احسان عمرانی، معاون اجرایی فیلیمو که به همراه نماوا یکی از پلتفرم های پربازدید برای اکران انلاین فیلم ها به خصوص در ماه های گذشته بوده، خردادماه امسال در پاسخ به این پرسش که چرا نمی توان به مشکلات قاچاق فیلم رسیدگی قانونی و ریشه ای کرد به شرق گفت: ما به کمک چند گروه حقوقی و قضایی و با کمک تمام امکاناتی که در ایران وجود دارد، فعالیت هایی مجزا برای جلوگیری از انتشار غیرقانونی آثار انجام داده ایم. این روش ها برای هر کدام از مبادی خروج محتوا از جمله تلگرام، اینستاگرام، یوتیوب، کانال های ماهواره ای و پلتفرم های پخش فیلم های ایرانی در خارج از کشور به شیوه های متفاوت انجام می گیرد.

به گفته او، این اقدام ها تا حد مطلوبی پیش رفته اما به دلیل اینکه بسیاری از این پلتفرم ها خارج از کشورند و همچنین زمان بر بودن پروسه، جلوگیری از انتشار محتوا یا محدود کردن رسانه هایی که محتوا را غیرقانونی منتشر می کنند همچنان این شیوه قاچاق ادامه دارد.

عمرانی همچنین توضیح داد که در بعد داخلی با قطعیت می توان گفت هیچ سایتی در حال حاضر وجود ندارد که سروری در داخل کشور داشته باشد و فیلم های ایرانی را به صورت قاچاق منتشر کند.

موضوع قاچاق فیلم هایی همچون سازهای ناکوک ، خرس ، خانه پدری ، مارمولک ، سنتوری ، پنجاه کیلو آلبالو ، نقاب و... که سر درازی در سینمای ایران دارد در ماه های اخیر به واسطه اکران های آنلاین پررنگ تر شده است، به خصوص در روزگاری که سالن های سینما به سبب شیوع کرونا بسته اند یا اگر باز باشند، باید با نیمی از ظرفیت سالن فعالیت کنند.

با اینکه چند ماهی است کارگروه مبارزه با سرقت و قاچاق فیلم های سینمایی کار خود را آغاز کرده است اما انتشار باسرعت نسخه قاچاق فیلم ها در چنین فضایی مشکلی است که همچنان به عنوان تهدیدی برای عوامل سینمای ایران باقی مانده و دوباره این پرسش ها را نزد افکار عمومی پیش می آورد که: چرا اراده مقابله با قاچاق فیلم های سینمایی مغلوب قاچاقچیانی می شود که به راحتی تمام زحمات و تلاش های اهالی صنعت سینما را به سرقت برده و این کارشان را ادامه می دهند؟ این عزم قوی مقابله با قاچاق فیلم و سریال چه زمانی به نتیجه خواهد رسید؟ با استمرار این وضعیت آیا سینمای ایران می تواند روی پای خود بایستد؟ وقت آن نرسیده که متولیان این ماجرا دست به کاری بزنند و جلوی قربانی شدن سینمای ایران را بگیرند؟

لینک خبر :‌ پایگاه خبری اعتماد
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵ سایت های دیگر : افکار نیوز روزنامه اصفهان امروز سینما پرس صراط نیوز

سیروس الوند در گفت وگو با خبرگزاری میزان، پیرامون تعطیلی مجدد سینما ها به دلیل شیوع بیماری کرونا گفت: از نظر من شرایط فعلی شرایط بسیار خطرناکی برای جامعه است و بیماری هر روز بیشتر از گذشته شده، بهتر است که در شرایط فعلی سینما ها تعطیل باشند. در موقعیت فعلی ما باید از هر عملی که باعث اجتماع مردم می شود خودداری کنیم.

وی در همین راستا ادامه داد: البته این را هم بگویم که در زمانی که سینما ها بازگشایی شدند هم مخاطبی نداشتیم و تمامی آثار با شکست روبرو می شدند، به همین دلیل من معتقدم که به طور کلی با وجود شرایط موجود بیماری کرونا نباید هیچ فیلمی اکران شود. از سویی نباید هیچ فیلمی هم ساخته شود، زیرا در همین لحظه تعداد زیادی اثر پشت صف اکران مانده اند پس نیازی به فیلم جدید نداریم.

کارگردان فیلم آنجا همان ساعت با اشاره به وضعیت ناامید کننده سینما در سال جاری اضافه کرد: ما به طور کلی سینما را از اسفند ماه سال گذشته از دست داده ایم، از همان زمان هم تعداد زیادی فیلم بودند که به اکران امیدوار بودند، حال نزدیک به یکسال است که سینما تعطیل شده و هیچ توجیهی ندارد که ما آثار جدید تولید کنیم، زیرا به کوهی از فیلم اکران نشده برمی خوریم، این صف بلند بعد از دوران کرونا هم بار دیگر باعث فیلمسوزی در چرخه اکران می شود.

وی در همین رابطه تاکید کرد: از نظر من سینما شغل و حرفه مهمی است، اما کل سینما در برابر جان انسان ها هیچ ارزشی ندارد پس باید تمامی فعالیت های سینمایی فعلا متوقف شوند.

این کارگردان با سابقه سینما درباره برگزاری برخی جشنواره ها در شرایط فعلی اضافه کرد: از نظر من افرادی که اصرار به برگزاری جشنواره ها داشته و سعی در عادی سازی شرایط موجود دارند، این افراد نمی خواهند با واقعیت کنار بیایند، من نمی دانم چرا که وزارت ارشاد سعی دارد همه چیز را عادی جلوه دهد، وقتی هر روز بر تعداد مبتلایان و جان باختگان کرونا اضافه می شود بنابراین در چنین شرایطی برگزاری جشنواره ها چه کمکی به ما می کند؟.

وی در همین رابطه ادامه داد: طی سال های گذشته این همه جشنواره برگزار شدند، مگر آن جشنواره ها چقدر باعث افزایش سطح کیفی سینما شدند که ما اصرار داریم در چنین شرایط بحرانی جشنواره برگزار کنیم. نگاهی گذرا به فیلم های چند سال اخیر نشان می دهد که سینمای ایران سالیان سال است که درگیر افول و سقوط شده است، حال در این میان جشنواره های متعدد سینمایی طی سال های اخیر چه کمکی به ارتقا سطح کیفیت سینما کرده اند؟ هیچ.

کارگردان فیلم پرتقال خونی با اشاره به افت سینمای کشور طی دو دهه گذشته افزود: وقتی سینمای کشور طی دو دهه گذشته همواره در مسیر سقوط بوده برگزاری چند جشنواره که آن هم براساس منافع فرعی برخی افراد شکل گرفته چه فایده ای دارد؟. از نظر من برای همه افراد روشن است که جشنواره های سینمایی هیچ کمکی به سینمای ایران نکرده و نخواهند کرد.

وی با اشاره به از دست رفتن سینمای سال 99 درباره آخرین مراحل اکران آخرین فیلم خود اضافه کرد: تمامی مراحل پس از تولید فیلم آنجا همان ساعت به پایان رسیده منتها فیلم را در شرایط فعلی اکران نمی کنیم.

الوند با اشاره به نبود برنامه ریزی درست فرهنگی و هنری در دوران بحران تصریح کرد: طبیعتا با وضعیت کنونی مشخص است که مدیریت فرهنگی کشور برای طولانی مدت هیچ برنامه ای ندارد، زیرا وقتی می توانیم انتظار برنامه بلندمدت داشته باشیم که مدیران فرهنگی تنها به دوره مدیریت خود فکر نکنند.

وی در همین رابطه ادامه داد: مدیران فرهنگی ما به فکر چند ماه مدیریت خود هستند و تلاشی نمی کنند که به عنوان مثال سینما برای سه سال آینده خود برنامه داشته باشد، مدیران جدید هم که می آیند صرفا به رد توانایی و عملکرد مدیران قبلی می پردازند، با این وضع واقعا چه توقعی می توان از مدیریت فرهنگی کشور داشته باشیم. از نظر من نفی گذشته و بی توجهی به آینده سینما را نابود کرده است.

الوند خاطرنشان کرد: به عنوان مثال جشنواره های ما آن زمان که در دوران رونق سینما برگزار می شدند هیچ تاثیری در تنوع و توسعه سینما نداشته اند، حال اصرار در برگزاری این جشنواره ها در شرایطی که جان انسان ها در خطر است چیست؟ این اتفاق تنها یک دلیل دارد و آن هم این است که برخی مدیران می خواهند در دوره مدیریت خود بیلان کاری شان را بالا ببرند، این وضعیت ناامید کننده فعلی سینما حاصل تمام این نقاط ضعف است که اشاره کردم.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ میزان
درحالی این روزها همه فیلم های بی کیفیت، بی محتوا و بعضا توقیفی سر از اکران آنلاین سینمای ما درمی آورند تا جیب VODها را پر کنند که سینمای هالیوود، بی خیال گیشه فیلم های پرمخاطب و جذابی را روانه سرویس های استریمینگ خود کرده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵ سایت های دیگر : دیار آفتاب

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ ویروس کرونا با حضور 8 ماهه خود در ایران، تغییرات زیادی را در سبک زندگی ماها بوجود آورده است و باعث تعطیلی و از رونق افتادن بسیاری از کسب و کارها شده است. فرهنگ و هنر از این مقوله بی تاثیر نبوده و در این مدت شاهد تعطیلی های پی در پی سینماها و مراکز فرهنگی هنری بوده ایم.

شاید تاثیر این تعطیلی ها را بر پیکیر سینما بهتر از سایر حوزه ها بتوان مشاهده کرد. زیرا اکثر پروژه های تلویزیونی پس از وقفه ای چند ماهه، دوباره جانی تازه گرفتند و سریال ها و برنامه های تلویزیونی در حال تولید و رسیدن به آنتن هستند.

ولی داستان سینما مقوله ای جداگانه دارد؛ بطوریکه رفتن به سینما برای اکثر مردم بیشتر جنبه تفریح و سرگرمی دارد و بالطبع اکثر مردم در این روزهای کرونایی که هر روز سخت تر از گذشته می شود، ترجیح می دهند فیلم های سینمایی را بجای حضور در سینما، از پلتفرم های VOD و در خانه تماشا کنند.

فیلم سینمایی خروج ابراهیم حاتمی کیا اولین فیلمی بود که در روزهای کرونایی و بلاتکلیفی سینماها، با حضور در بستر شبکه نمایش خانگی و VOD ها چراغ این نوع اکران را روشن کرد و به تدریج دیگر تهیه کنندگان نیز با حضور در اکران آنلاین، اصطلاحا قید گیشه را زدند و ترجیح دادند فیلم خود را در این قالب تازه اکران کنند. بستری که البته با حواشی و داستان همیشگی دانلود غیر قانونی و قاچاق فیلم ها همراه بوده و هست.

بعد از اکران فیلم ها در قالب وی او دی ها، برای ترغیب مردم به فیلم دیدن، سینما ماشین کلید خورد و این تجربه فیلم دیدن نیز در برخی شهرها تماشاگرانی را برای خود به همراه داشت.

اکران آنلاین سهم همه بی کیفیت ها

نکته ای که این میان در خصوص اکران آنلاین، قابل تامل است عدم تمایل تهیه کنندگانی است که برای فیلم خود در گیشه، شانس بیشتری متصور اند و حاضر نیستند حتی با گذشت بیش از 8 ماه، فیلم خود را در بستر آنلاین اکران کنند. همه سینما دوستان بدون شک برای فیلم هایی نظیر شنای پروانه ، روز صفر ، درخت گردو ، خورشید و خوب بد جلف؛ ارتش سری فروش خوبی در گیشه متصوراند و جدای از فروش، فیلمی مانند روز صفر برای پرده سینما ساخته شده نه گوشی موبایل و لب تاپ.

در طرف دیگر ماجرا به جز چند فیلم، متاسفانه شاهد به نمایش درآمدن فیلم هایی بی کیفییت و گاها چند سال توقیفی در اکران آنلاین هستیم. فیلم های منشی مخصوص من و بنفشه آفریقایی پس از چند سال توقیف و نا امید از استقبال تماشاگران در سینماها، سر از اکران آنلاین درمی آورند. اکرانی که با قیمت بلیط 20 هزارتومانی، بدون شک سود بیشتری نصیب تهیه کنندگان این فیلم ها به همراه دارد.

پلتفرم هایی که از این آب گل آلود دنبال ماهی گرفتن خود هستند

چرا مخاطب باید برای دیدن چنین فیلم های بی کیفیت و بدون محتوایی، چنین مبالغی را در اکران آنلاین پرداخت کند؟ درصورتی که براحتی می تواند با گذشت یک ماه، همان فیلم را رایگان تماشا کند؛ اگر نگوییم که همان روز اول اکران، فیلم را غیرقانونی دانلود و تماشا کرده است. برخلاف سینمای هالیوود که از این فرصت اکران آنلاین بیشترین استفاده را کرده و فیلم های پرمخاطبی را در این بستر عرضه کرده اند.

عدم نظارت بر ساخت و محتوای فیلم های بی کیفیتی همچون دوئت ، روزهای نارنجی ، تا ابد و بی حسی موضعی صدای اکثر مخاطبان این فیلم ها را در همان VOD ها درآورده و البته نوک پیکان این انتقاد به مدیرانی است که در معاونت سینمایی وزارت ارشاد به چنین فیلم هایی پروانه ساخت و نمایش می دهند و پلتفرم هایی که از این آب گل آلود دنبال ماهی گرفتن خود هستند و با تبلیغ این فیلم ها در رسانه ها و ویترین صفحات خود، جیب مخاطب را خالی می کنند.

در ادامه نگاهی گذرا و منتقدانه به سه فیلم اخیر اکران آنلاین سینما داشته ایم:

بی حسی موضعی / به کارگردانی حسین مهکام

حمید خرمی/ فیلم سینمایی بی حسی موضعی تراوش های نامأنوس ذهنی است که با پرسه در مه هایی از جنس هیچ و خرگیوش های گستاخ و جسور، ملغمه و سالادی پوچ به خورد مخاطب می دهند .

شخصیت های فیلم سینمایی بی حسی موضعی به معنای کامل، وارد چرخه ملال آور زندگی روشنفکری شده اند که تمام داستان در شب اتفاق میفتد و هیچ روشنایی و گشایش پذیری و امیدی هم در کار نیست! فیلم با یک ازدواج عجولانه شروع می شود، با مشتی روان پریشی ادامه میابد و نهایتاً به خودکشی ختم می شود! همان قدر ابزورد و بی معنا و خالی از انسانیت بعد از مرگ یک آدم. گویی معنای زیستن را گم کردند و در شرایطی معلق و بدون کنش قرار گفته اند، ویژگی های مشنگ مابانه شخصیت ها و بی حسی آنان به رویدادهای پیرامونشان، قابل درک است اما زمانی که تماشاگر نتواند یک سیر منطقی در ذهن آن ها بیابد، همراهی کردن با آن ها تبدیل به تجربه ای طاقت فرسا می شود. نه ارجاعات به دانشگاه ما را با داستان همراهی می کند و نه مثلاً رمزگشایی پایان فیلم مخاطب را به وجد می آورد و نه شخصیت ها آن سمپاتیک لازم را دارا هستند تا مخاطب ارتباط برقرار کند .

دوئت / به کارگردانی نوید دانش

احسان سالمی/ دوئت عینا مصداقی از همان ضرب المثل قدیمی است که طرف برای یک دکمه، کت دوخته است! زن و مردی میانسال که در جوانی عاشق هم بودند، پس از چند سال همدیگر را می بینند، آن هم در شرایطی که هر دو ازدواج کرده اند و این دیدار شرایط روحی هر دوی آنها را بهم می ریزد؛ این خلاصه یک خطی قصه دوئت است و متاسفانه فیلم چیزی بیشتر از همین خلاصه یک خطی برای ارائه به مخاطبش ندارد!

فیلمنامه دوئت با اینکه ظرفیت روایت قصه ای پرکشش را دارد؛ بیش از اندازه کند و کشدار پیش می رود و فیلمساز درست در همان نقاطی که باید قلاب جذب مخاطب را بیندازد، به ساده ترین شکل ممکن با مخاطبش مواجه می شود. مشکل آنجاست که فیلمساز برای روایت قصه نحیفش، سعی کرده تا بزنگاه هایی عاطفی و اخلاقی خلق کند که در آنها کاراکترها مجبور به انتخاب می شوند اما همین بزنگاه ها که طبعا باید نقاط عطف قصه باشند در ساده ترین شکل ممکن پشت سر گذاشته می شود .

جالب اینکه دوئت پیش تر یک فیلم کوتاه بوده و آن نسخه اثری قابل قبول بود اما تبدیل آن اثر کوتاه به یک فیلم سینمایی در شرایطی رخ داده که گویا فیلمساز اساسا نمی دانسته باید چگونه این قصه کوتاه را تبدیل به یک فیلم سینمایی کند.

روزهای نارنجی / به کارگردانی آرش لاهوتی

دو شخصیت اصلی داستان پرداختی ندارند. نه می دانیم گذشته شان چگونه گذشته و نه می دانیم انگیزه امروز زندگی مشترکشان چیست و نه اینکه چرا مرد کار نمی کند !

خرده روایت های بی سر و ته در داستان فراوانند. از دخترک نوجوانی که برای کار نزد آبان (هدیه تهرانی) آمده تا دختر معتادی که نمی دانیم چرا مورد حمایت آبان است، همگی در حد تیتر هستند و بسط داده نمی شوند . در پایان فیلم به یکباره آبان و مجید حالشان خوب شده و زندگی مشترکشان را بهبود می بخشند. دلیل این موضوع چیست؟ جز کارگردان کسی نمی داند !

روزهای نارنجی ضعیف و فراموش شدنی است. در فیلم نه تلاش های زن برای رسیدن به هدفش به درستی روایت می شود و نه پیام های گل درشت اخلاقی به ثمر می نشیند. روزهای نارنجی یکی از انبوه آثار سینمای ایران است که ساعاتی پس از تماشا برای همیشه از ذهن مخاطب پاک می شود .

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ دانا
آمین صحرایی به حذف فیلم کوتاهش که در جشنواره فیلم کوتاه تهران پذیرفته شده بود واکنش نشان داد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵

سرویس سینمایی هنرآنلاین : فیلم کوتاه "سنگبال" که پیش از این توسط هیئت انتخاب سی و هفتمین جشنواره فیلم کوتاه تهران انتخاب شده بود، به طور ناگهانی حذف شد.

آمین صحرایی کارگردان این اثر در یادداشتی که در اختیار هنرآنلاین قرار داد، نوشت: "هفته گذشته اعلام کردند دو فیلم "مرگ تدریجی" و "سنگبال" من در جشنواره فیلم کوتاه تهران پذیرفته شده است، اما روز گذشته درحالی که اسامی آثار انتخاب شده در رسانه ها منتشر شد، اطلاع دادند که فیلم از لیست نهایی حذف شده است و در کمال ناباوری حق اعتراضی برای فیلمسازان نگذاشته اند.

فیلم "سنگبال" در رابطه با موضوع ازدواج دختران زیر سن قانونی و برگرفته از داستانی واقعی که در لرستان اتفاق افتاده است، ساخته شد.

در عجبم که آیا کسانی که تصمیم گرفتند به راحتی فیلم مرا کنار بگذارند، واقعیت ها را نمی بینند؟ آیا هر روز اخبار ازدواج اجباری دختران زیر سن قانونی را نمی خوانند؟ چرا نباید از واقعیت فیلم ساخت و برچسب خط قرمزی به آن می چسبانند؟

آیا ساختن فیلم در این مورد اشتباه است؟ آیا نشان دادن تلخی فراگیر اشتباه است؟ چرا به موضوعاتی که دغدغه هنرمندان، فیلمسازان و جامعه است اجازه پرداخت داده نمی شود؟

فیلم من تاکنون در دو جشنواره معتبر اس تی جونز کانادا و اوزانبروک آلمان حضور یافته و بسیاری از اساتید فن نظر مثبتی درباره آن داشتند، چگونه اثری به این راحتی بعد از انتخاب کنار گذاشته می شود و زحمات یک گروه جوان پردغدغه نادیده گرفته می شود.

این فیلم را من و گروهم به سختی ساختیم و بسیار امید داشتیم در ایران اکران شود، اما گویا با این مسائل پیش آمده باید عطای اکران را به لقایش ببخشیم."

لینک خبر :‌ هنر آنلاین
عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس خواستار تبدیل وضعیت نیروهای قراردادی و شرکتی در دستگاه های دولتی و پاکروبان در شهرداری ها شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت ، سید کاظم دلخوش اباتری در نشست علنی امروز (دوشنبه، 5 آبان ماه) مجلس شورای اسلامی، در تذکر شفاهی خود عنوان کرد: پیش از این موضوع بیمه خبرنگاران در سراسر کشور حل شده بود، اما متاسفانه امروز این عزیزان معضلی تحت عنوان بیمه دارند که وزارت ارشاد بسیاری از این عزیزان زحمتکش که غالباً شغل ثابتی نیز ندارند را بیمه نمی کند.

وی همچنین خواستار تبدیل وضعیت نیروهای قراردادی و شرکتی در دستگاه های دولتی و پاکروبان در شهرداری ها شد.

نماینده مردم صومعه سرا در مجلس شورای اسلامی با اشاره به افزایش آمار رسوب کالا در گمرکات کشور اضافه کرد: در حال حاضر حجم کالا در گمرکات از 110 هزار به 180 هزار تن رسیده است و لازم است که تیمی برای بررسی این موضوع تشکیل شود. همین مسئله موجب افزایش سرسام آور قیمت مرغ شده است.

دلخوش تصریح کرد: وزارت نیرو نیز نباید نگاه تبعیض آمیز به استان های شمالی کشور داشته باشد و باید نگاهی عادلانه در حوزه وزارت نیرو بر کشور حاکم شود.

سیدامیرحسین قاضی زاده هاشمی نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به تذکر دلخوش درخصوص موضوع رسوب کالا در گمرکات کشور گفت: با توجه به مصوبه شورای هماهنگی سران قوا قرار بود این موضوع در گمرکات کشور حل شود و حجم کالاهای ترخیص نشده کاهش یابد. اگر این اتفاق نیفتاده ضرورت دارد کمیسیون اقتصادی گزارشی در این باره تدوین و به صحن علنی مجلس ارائه کند./

پایان پیام

لینک خبر :‌ خانه ملت
مدیران مسئول روزنامه ها، برای شرکت در طرح رتبه بندی روزنامه ها در سال (99 98)، دو نسخه از هر شماره روزنامه خود را تا تاریخ 7 آذر ماه جاری به دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها ارسال کنند.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی، متن کامل این فراخوان به شرح زیر است:

معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با هدف ارتقای کیفی روزنامه ها، ایجاد رقابت حرفه ای و سالم و روشن شدن جایگاه واقعی هر روزنامه، از مدیران مسئول محترم روزنامه ها (سراسری و غیر سراسری) دعوت می کند، برای شرکت در طرح رتبه بندی روزنامه ها (سال 98-99) مطابق شیوه نامه مصوب دو نسخه از هر شماره روزنامه خود، همراه با فرم خوداظهاری تکمیل شده، جداول الحاقی و مستندات لازم را تا تاریخ 7 آذر ماه جاری به دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها به نشانی: تهران-خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه دوم، پلاک یازده، طبقه دوم، کد پستی: 1531636111، آقای خوشبخت یا خانم خرازی به شماره تماس 88735439-021 ارسال و رسید دریافت کنند.

از آنجا که برابر ماده 12 شیوه نامه رتبه بندی، در مرحله تجدید نظر، مدرک جدیدی پذیرفته نخواهد شد، از مدیران مسئول محترم روزنامه ها درخواست می شود، نسبت به ارسال کامل مدارک و مستندات، دقت لازم و اهتمام شایسته معمول دارند.

شایان ذکر است، روزنامه های استانی می توانند از طریق پست سفارشی به نشانی ذکر شده، نسبت به ارسال روزنامه و مستندات خود اقدام کنند.

روزنامه های ارسالی برای شرکت در طرح رتبه بندی، مطابق تاریخ های اعلام شده به شرح زیر ارسال شود:

*دوشنبه، 11 شهریور، سه شنبه، 28 آبان و چهارشنبه، 28 دی ماه 1398

*شنبه، 10 خرداد و یکشنبه، 12 مرداد 1399

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
انتخابات نماینده مدیران مسئول در هیات نظارت بر مطبوعات قرار است به زودی و در تاریخ 20 آبان ماه برگزار شود. حسین انتظامی که در هشت دوره متمادی در این سمت فعال بود نیز اعلام کرده است که امسال در انتخابات شرکت نمی کند. انتخاباتی که حالا قرار است با حضور بیش از 3 هزار مدیرمسئول واجد شرایط، به صورت الکترونیک برگزار شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵ سایت های دیگر : سینما پرس انصاف نیوز

به گزارش ایسنا، حسین انتظامی یکشنبه (13 مهر ماه) با انتشار نامه ای، اعلام کرد که در دور جدید انتخابات نماینده مدیران مسئول در هیات نظارت بر مطبوعات شرکت نمی کند. در آخرین دوره و در آذر ماه 97، حسین انتظامی همزمان با برگزاری دور دوم هفدهمین انتخابات نماینده مدیران مسئول رسانه ها در هیات نظارت بر مطبوعات، با کسب 959 رأی به عنوان نماینده منتخب مدیران مسئول در این هیات انتخاب و معرفی شده بود.

او که 16 سال این سمت را بر عهده داشته است، با انتشار یادداشتی، از اعتماد مدیران رسانه ها در طی هشت دوره نمایندگی آنها، قدردانی و از این سمت خداحافظی کرد. قرار است 20 آبان ماه نیز انتخابات تعیین نماینده مدیران مسئول در هیات نظارت بر مطبوعات با حضور بیش از 3 هزار مدیرمسئول واجد شرایط رای دهی به صورت الکترونیک برگزار شود.

در همین راستا علی اکبر اشعری، عضو هیات منصفه مطبوعات در سخنانی با اشاره به ضرورت انتخاب اصلح در انتخابات 20 آبان ماه، از هشت دوره حضور حسین انتظامی در هیات نظارت بر مطبوعات قدردانی و اظهار کرد که نماینده مدیران مسئول باید تسلط بر قوانین و قدرت تعامل با حاکمیت داشته باشد.

اشعری همچنین حضور در این انتخابات را وظیفه ای ملی دانست و گفت: یکی از عرصه های حضور و مشارکت ملی، حضور در انتخابات نماینده مدیران مسئول در هیات نظارت بر مطبوعات است.

او ضمن تقدیر از حضور 16 ساله حسین انتظامی در این هیات گفت: با توجه به جایگاه هیات نظارت که یک جایگاه ملی است، گزینه مناسب برای تصدی این مسئولیت کسی است که ضمن وفاداری به اصول و ارزش های انقلاب اسلامی، بتواند با برخورداری از دو ویژگی مهم بصیرت و عدالت، فراتر از دسته بندی های سیاسی، به عنوان کارشناس حوزه رسانه نگاهی حرفه ای به مسئولیت خود و دانش حقوقی و تسلط بر قوانین داشته باشد. همچنین ضمن ایفای مسئولیت خود به عنوان یکی از اعضای هیات نظارت بر مطبوعات، محور وفاق رسانه ها صرف نظر از سلایق و گرایش های هریک از آنها در راستای اهداف والای انقلاب اسلامی باشد. نماینده مدیران مسئول همچنین باید دارای سابقه کاری روشن بوده و قدرت تعامل و گفت و گو با حاکمیت را داشته باشد.

قائم مقام و معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دهه 70، یادآور شد: امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگری نیاز به وحدت و همگرایی دارد و طبعاً رسانه ها نقش مهمی در این زمینه دارند. به همین دلیل است که عرض می کنم نماینده رسانه ها در هیات نظارت باید زمینه اجتماعی و ظرفیت ایفای نقش همگرایی در میان رسانه ها را داشته باشد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ سایت های دیگر : خبرگزاری جمهوری اسلامی اصلاحات پرس نصیر نیوز قلم ماندگار

معاون مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جریان رسانه را خط مقدم حضور در کنار مردم در همه شرایط از جمله در بحران ها عنوان کرد و گفت: هنر رسانه این است که به اصل صحت اطلاعات پایبند و همواره در همه شرایط کنار مردم باشد.

به گزارش ایرنا، محمد خدادی روز سه شنبه در نشست رسانه ای رتبه بندی پایگاه های خبری در محل معاونت مطبوعاتی با تشریح جزئیات این طرح و نقش رسانه ها، افزود: رتبه بندی رسانه ها فرصتی برای آسیب شناسی و تقویت آنها در جهت رشد و ارتقای آنهاست.
وی حضور لحظه ای در کنار مردم با حداقل زمان برای جمع آوری و انعکاس اطلاعات را از ویژگی های رسانه ها عنوان کرد و گفت: در همه واقعه ها رسانه اثبات کرده در کنار مردم است.
معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید براینکه باید همگی به ارتقای رسانه ها کمک کنیم، گفت: داشتن یک رسانه و حتی فراوانی آن امروز نشانه قدرت برای کشورها نیست بلکه محتوای نشر اطلاعات و انتشار مطالب و اخبار و محتوای با صحت و دقت تعیین کننده خواهد بود.
خدادی در ادامه با تاکید بر نیاز به آسیب شناسی رسانه ها، اظهار داشت: معاونت مطبوعاتی امروز وظیفه و ماهیتش کمک به رشد رسانه ها برای تولید محتوا برای بهره برداری و تاثیرگذاری هر چه بیشتر است.

اشتراک گذاری در:

لینک خبر :‌ روزنامه بانی فیلم
دنیای اقتصاد : براساس یک سیاست جدید قرار است که معافیت های مالیاتی از فعالیت های رسانه ای حذف شود. بررسی ها نشان می دهد این سیاست به چند دلیل مورد اشکال است؛ از جمله اینکه تفکیکی میان رسانه با سلبریتی ها صورت نگرفته و سختی فعالیت در عصر کرونا برای رسانه ها لحاظ نشده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ سایت های دیگر : بانکداری الکترونیک

لایحه اصلاح برخی قوانین مالیاتی که به برداشته شدن معافیت های مالیاتی اشاره دارد در شرایطی سراغ اهالی فرهنگ و رسانه آمده که وضعیت اقتصادی رسانه ها و مطبوعات کشور در این سال ها، نه تنها تغییری نکرده بلکه بدتر از قبل نیز شده است. در وضعیت نابسامان اقتصادی فعلی که فعالیت بسیاری از مطبوعات دارای بازدهی بالای اقتصادی نیست و بسیاری از مطبوعات در حال تعطیلی هستند، این حوزه با چالش جدید اداره امور مالیاتی نیز مواجه است. از این منظر، تلاش برای کسب درآمد دولت از این حوزه، نه تنها درآمد قابل توجهی را نصیب دولت نمی کند، بلکه به این فعالیت ها آسیب جدی می زند.

سال گذشته یکی از بندهای پیش نویس قانون مالیات های مستقیم با حواشی زیادی همراه بود. بر مبنای یکی از بندهای پیش نویس، قرار بود تمامی فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشمول 50 درصد معافیت مالیاتی شوند. به دنبال ارائه این لایحه در بودجه سال 99، نگرانی هایی برای اهالی فرهنگ و رسانه در خصوص این معافیت مالیاتی به وجود آمد. متعاقب این امر، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آن دوره طی نامه هایی جداگانه به جهانگیری، واعظی، نوبخت و دژپسند ضمن تایید دغدغه های اصحاب فرهنگ و رسانه، خواستار استمرار معافیت مالیاتی فعالیت های این گروه شد. پس از این اتفاق محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه در اقدامی منطقی و در راستای مصالح ملی، درخواست وزیر ارشاد را جامه عمل پوشاند و تاکید کرد تمامی فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی، فرهنگی و هنری از معافیت 100درصدی برخوردار خواهند بود. طبق گفته نوبخت، این تصمیم به منظور حمایت از هنرمندان، کمک به بهبود صنایع فرهنگی و تقویت مشاغل فرهنگی و هنری گرفته شده است. این تصمیم همچنین تاثیر مضاعف و مهمی بر سرانه مصرف کالاها و محصولات فرهنگی خواهد داشت.

با این حال بعدها مشخص شد چنین مساله ای در عمل رخ نداده و در متن تازه پیش نویس لایحه اصلاح قانون مالیات های مستقیم، تاکید شده است: درآمد ابرازی حاصل از فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی و قرآنی، فرهنگی و هنری که به موجب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام می شوند، تا سقف 100 میلیون تومان در هر سال از پرداخت مالیات معاف هستند. این بند جایگزین متن بند ل ماده 139 قانون مالیات های مستقیم شد.

در لایحه جدید اصلاح قانون مالیات های مستقیم، معافیت مالیاتی این فعالیت ها حذف و برای آن سقف در نظر گرفته شد. در پیش نویس این لایحه که توسط وزیر اقتصاد بررسی می شود، بند (ل) ماده 139 این قانون اصلاح شد. طبق این بند، درآمد مشمول مالیات ابرازی حاصل از فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی که به موجب مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام می شوند، در مورد اشخاص حقوقی معادل 125 میلیون تومان و در مورد اشخاص حقیقی 25 میلیون تومان در هر سال از پرداخت مالیات معاف است. مصوبه جدید نشان می دهد که معافیت های مالیاتی وضع شده برداشته شده است. همچنین سقف تعیین شده برای این معافیت مالیاتی نشان می دهد که اکثر نشریه ها و مطبوعات کشور مشمول این معافیت نشده و باید مالیات بپردازند. این در حالی است که اکثر مطبوعات و نشریه های کشور به دلیل داشتن نیروی انسانی بالا و هزینه های زیاد خود از جمله کاغذ، توان پرداخت این مالیات ها را ندارند و این مصوبه منجر به تعطیلی بسیاری از این رسانه ها و مطبوعات در شرایط خاص کشور می شود.

طبق برآوردها رقم واقعی فرار مالیاتی در کشور 100 هزار میلیارد تومان است؛ با این وجود بعید است حذف معافیت مالیاتی از فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی برای دولت به درآمدی حدود 100 میلیارد تومان هم برسد. این موضوع به دلیل این است که اولا فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی درآمدزایی چندانی ندارند و نیز جزو فعالیت های انتفاعی محسوب نمی شوند؛ ثانیا از محل اخذ مالیات برای این گروه درآمد قابل توجهی برای دولت حاصل نمی شود. کل درآمد مالیاتی از گروه رسانه و مطبوعات در صورت اخذ مالیات در برابر رقم فرار مالیاتی رقم ناچیزی است. با این تفاسیر اگر دولت به خاطر این رقم کم اقدام به اجرای این قانون کند، اثر قابل توجهی بر رسانه ها و مطبوعات خواهد گذاشت. به این ترتیب اثر پررنگ و قابل توجه این قشر که در حال حاضر و در دوران کرونایی نقش مهمی در اطلاع رسانی و تحلیل اخبار و اطلاعیه ها دارند، کمرنگ خواهد شد و سبب می شود بسیاری از مطبوعات فعالیت خود را متوقف کنند. در حالی که این تعطیلی در شرایط فعلی به نفع دولت و مردم نخواهد بود.

در مصوبه جدید قانون مالیات های مستقیم معافیت مالیاتی فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی مشمول پرداخت مالیات هستند. فعالیت های این حوزه ها اگرچه گردش مالی محدودی دارند و شاید کل گردش مالی شان به اندازه یک کارخانه یا یک مجموعه صنعتی نباشد، اما زنجیره نیروی انسانی بالایی دارند. بسیاری از انتشاراتی ها و مطبوعات علاوه بر اینکه در پرداخت حقوق پرسنل خود مشکل دارند با تعرفه های وارداتی و قیمت کاغذ فعلی در هزینه های کاغذ نیز مشکل دارند. لازم به ذکر است که دخل و خرج مطبوعات، هیچ همخوانی با هم ندارند. هزینه چاپ و انتشار نشریات و روزنامه ها از درآمد آنها بیشتر است. تنها درآمد مطبوعات از آگهی هاست که بخش اعظم آن هم لاوصول است یا به موقع محقق نمی شود و از این رو صاحبان نشریات هم نمی دانند درآمدشان دقیقا چقدر است. ممکن است برخی از درآمدهایشان از قلم بیفتد و مغایرتی با آنچه اظهار کرده اند داشته باشد بنابراین نباید به عنوان کتمان درآمد از سوی مطبوعات تلقی کنند. بسیاری از نشریات در شرایط فعلی به خاطر پایین آوردن هزینه هایشان ناچار به تعدیل نیرو، دورکاری و حتی جمع کردن دفاتر فعالیت خود شده اند و قادر به استخدام حسابدار جهت تنظیم دفاتر مالیاتی نیستند. لذا شرایط فعلی این قشر تاثیرگذار نیازمند حمایت بیشتر دولت است. این برخورد جدید مالیاتی در قبال حوزه فرهنگ و رسانه کشور، ضربه جدی به فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی کشور خواهد زد و دور از انتظار نخواهد بود که بخش زیادی از فعالیت های عرصه انتشار و مطبوعات کشور محدود یا تعطیل شوند. در شرایط فعلی اقتصادی،سیاسی و اجتماعی کشور و همچنین وجود بسیاری از شبکه های غیررسمی و غیر معتبر که با اهداف مختلف شایعه پراکنی و گمانه زنی های متعدد بدون منبع را نقل می کنند؛ اطلاع رسانی صحیح و انتشار اخبار دقیق و موثق ضرورت دارد. فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی در حوزه اطلاع رسانی و تحلیل اخبار و اطلاعات نقش مهمی را ایفا می کنند. اخذ مالیات از این فعالیت ها نه تنها درآمد قابل توجهی را نصیب دولت نمی کند؛ بلکه به این فعالیت ها آسیب جدی می زند.

پیش نویس جدید قانون مالیات های مستقیم، لزوم تفکیک بین فعالیت های حوزه فرهنگ و رسانه با معدود سلبریتی های شاغل در این حوزه را می طلبد. متاسفانه با جوسازی، چند ده نفر از شاغلان حوزه فرهنگ که درآمدهای بالایی دارند، به عنوان نماینده کل فرهنگ و رسانه کشور در نظر گرفته شد. آنچه که واضح است در حال حاضر بسیاری از فعالیت های فرهنگی سوددهی بالایی ندارد و در شرایط کنونی به سختی سرپا مانده اند. یکی کردن شرایط مالیاتی سلبریتی های محدود با درآمدهای بالا با اکثریت جامعه فرهنگ و رسانه کشور شامل ده ها هزار هنرمند، نویسنده، خبرنگار و سایر شاغلان در این حوزه با درآمدهای مصوب دولتی، خطای راهبردی بزرگی است. قطعا در مصوبه قانون مالیاتی نباید به این دو گروه نگاه یکسانی شود زیرا این موضوع باعث می شود بسیاری از اهالی فرهنگ، هنر و رسانه کشور دچار آسیب شوند. این قانون ضربه سختی از سمت دولت به فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی خواهد زد که بی شک در شرایط کنونی کشور تبعات نامطلوبی در پی خواهد داشت.

لینک خبر :‌ دنیای اقتصاد
معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد از همکاری معاونت سیما در کمیته ی اطلاع رسانی و مدیریت جو روانی کرونا قدردانی کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سیما، محمد خدادی، معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیر کمیته اطلاع رسانی و مدیریت جو روانی کرونا، در نامه ای به دکتر شاه آبادی معاون سیما ضمن تبریک انتصاب وی، از همکاری بی دریغ و ارزشمند معاونت سیما و به ویژه دکتر قاسمی مدیر شبکه سلامت و نماینده آن معاونت در این کمیته قدردانی کرد .

خدادی از مشارکت فعال ، ارزنده و مؤثر سیما در جلسات این کمیته ، همکاری مؤثر و ارائه مشاوره های درست و بهنگام در سیاست گذاری رسانه ای تجلیل کرده است.

انتهای پیام/ن

لینک خبر :‌ پایگاه اطلاع رسانی سیما
معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست مشترک با رئیس هیات مدیره اتحادیه تشکل های قرآن و عترت کشور بر لزوم استفاده از ظرفیت های بالقوه موجود جهت اعتلای فعالیت های قرآنی تاکید کرد.

به گزارش روابط عمومی معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عبدالهادی فقهی زاده در نشست مشترک با مدیر عامل و اعضای اتحادیه کشوری موسسات و تشکل های قرآن و عترت که با هدف تبادل نظر و همکاری در خصوص نحوه همکاری های فی مابین اتحادیه کشوری موسسات در معاونت قرآن و عترت برگزار شد، گفت: از یکپارچگی و انسجام بیش از پیش موسسات قرآنی مردم نهاد خوشحالیم و تلاش کردیم که در این زمینه نقشی امیدآفرین در جهت حفظ و تقویت مجموعه های فعالیت های مردم نهاد قرآنی ایفا کنیم .

وی تاکید کرد: با برنامه ریزی صحیح و شفاف می توان به رویکرد مطلوب در حوزه تعامل مثبت با یکدیگر دست پیدا کرد و بر اساس مفاهمه قانونی بر مشکلات فائق آمد.

فقهی زاده پیگیری مساله بیمه فعالان قرآنی و یکپارچه سازی فعالیت های قرآنی را مثبت ارزیابی کرد و گفت: همه ما به دنبال تقویت بیشتر موسسات قرآنی هستیم و معتقدیم با همدلی و هم افزایی می توان مشکلات موسسات قرآنی کشور را کاهش داد.

فقهی زاده افزود: برای حل مشکلات بیمه فعالان قرآنی در تلاشیم و هم اکنون در حال پالایش بیمه شدگان قرآنی هستیم و امیدواریم آمار بیمه شدگان قرآنی را افزایش دهیم .

معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به شیوع ویروس کرونا و مشکلات پیش آمده برای موسسات قرآنی کشور گفت: همانطور که شاهد بودیم در گام اول بحمدالله با پیگیری های مستمر معاونت قرآن و عترت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با اختصاص مبلغ 200 میلیارد ریال با عنوان تسهیلات به موسسات قرآنی پرداخت شود و در تلاشیم تا با افزایش اعتبارات و تسهیلات ، در گام دوم شاهد رونق هرچه بیشتر فعالیت های اثرگذار موسسات قرآنی کشور باشیم .

معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این نشست پیشنهاد داد کمیته ای مشترک از نمایندگان معاونت قرآن و عترت، اتحادیه تشکل های قرآنی و سازمان دارالقران تبلیغات اسلامی تشکیل و در جلساتی به بررسی راهکارهای موثر به گسترش تعامل قانونی فیمابین بپردازند .

در ابتدای این جلسه، سردار طلایی مدیر عامل اتحادیه تشکلهای قرآنی ضمن تشکر از حمایت های معنوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون قرآن و عترت، موضوع ادغام و برگزاری انتخابات کشوری موسسات قرآنی را حرکتی شایسته دانست و گفت: موضوع دوگانگی فعالیتهای مردم نهاد قرآنی بخشی ازدغدغه های دلسوزان و صاحب نظران بوده و این مهم خوشبختانه با طرح ادغام موسسات و برگزاری انتخابات به سرانجام رسیده و از مرداد ماه سال جاری ما شاهد یکپارچگی فعالیتهای قرآنی در سطح کشور بوده ایم

وی بر لزوم همکاری و هماهنگی در خصوص حمایت از موسسات قرآنی تاکید کرد و گفت: علی رغم همه اتفاقات علی الخصوص بحث شیوع ویروس کرونا و بدنبال آن تعطیلی مراکز و موسسات قرآنی، می توانیم با استفاده از ظرفیت های بالقوه مردمی شاهد راه اندازی یک نهضت ملی برای وارد کردن قرآن در شئون زندگی مردم باشیم .

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود اتحادیه تشکل ها و موسسات فرهنگی قرآن و عترت را واسط بین موسسات مردمی قرآن و عترت بخشهای حاکمیتی دانست و تصریح کرد که ما در اتحادیه تشکل ها و موسسات فرهنگی قرآن و عترت می توانیم نقش بازوی اجرایی نهادهای رسمی را ایفا کنیم .

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
در روزهای اخیر، اخبار و ویدیوهایی در فضای مجازی منتشر و دست به دست شد که بر لزوم پرداخت مبلغی پول در ازای بازدید از مزار محمدرضا شجریان، حکایت داشت؛ موضوعی که در ادامه پیگیری های ایسنا برای اطلاع از صحت و سقم آن را به همراه داشت.

انتشار مطالبی درباره دریافت ورودی در ازای بازدید از مزار محمدرضا شجریان و پیگیری ها در این باره از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با این پاسخ همراه بود که پیکر استاد شجریان در آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شده است و آرامگاه فردوسی هم یک بنای تاریخی محسوب می شود، لذا اداره آن تحت نظر وزارت گردشگری و میراث فرهنگی است؛ ضمن اینکه بازدید از این آرامگاه همانند هر بنای تاریخی دیگر یا موزه ای، به پرداخت ورودی نیاز دارد.

خبرنگار ایسنا در ادامه با مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هم تماس گرفت که آنان نیز با تأیید جمله های بالا توضیح دادند که بازدید از آرامگاه فردوسی همانند بسیاری از ابنیه تاریخی مانند موزه لوور، نیازمند پرداخت مبلغ ورودی است و از آنجا که مزار استاد شجریان در محوطه موزه آرامگاه فردوسی قرار دارد، پیش از وارد شدن به محوطه باید ورودی پرداخت کرد.

محمدرضا شجریان استاد آواز ایران 17 مهر 99 پس تحمل دوره ای بیماری، در تهران درگذشت و بنا به وصیت خود وی، پیکر او در آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
ایسنا/یزد رئیس انجمن موسیقی استان یزد از پرداخت نشدن هیچ نوع تسهیلاتی به هنرمندان گلایه کرد و از حمایت نکردن دولت در پرداخت حق بیمه هنرمندان خبر داد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۵ سایت های دیگر : خبر یزد

مجتبی حبیبی در گفت وگو با خبرنگار ایسنا در مورد وضعیت بیمه هنرمندان در شرایط کرونا، اظهار کرد: در رابطه با کمک به این حوزه، صرفاً صحبت هایی مطرح شد به گونه ای که افراد عضو صندوق اعتباری هنر و بیمه هنرمندان می توانند تسهیلات دریافت کرده و حق بیمه مربوط به سه ماه اول آن ها به صورت دولتی پرداخت کنند اما این موضوع در عمل تنها موجب به هم خوردن بیمه هنرمندان شد.

این کارشناس فرهنگی از پرداخت نشدن هیچ نوع تسهیلاتی به هنرمندان گلایه کرد و گفت: هنرمندان تسهیلاتی را درخواست کرده اند اما نمونه ای از پرداخت چنین تسهیلاتی هنوز مشاهده نشده در حالی که این تسهیلات می تواند کمک شایانی به موسیقی استان داشته باشد.

وی در رابطه با وضعیت موسیقی در یزد با شیوع کرونا، عنوان کرد: هنر و موسیقی به عنوان بخشی از هنر، در یزد حتی قبل از کرونا نیز وضعیت خوشایندی نداشت و شرایط پیش آمده ی ناشی از کرونا و تعطیلی های مداوم تنها منجر به کاهش تقاضا در این حوزه شده است.

وی از تعطیلی بسیاری از آموزشگاه های موسیقی خبر داد و گفت: داستان کرونا و ترس مردم بر این بخش حوزه موسیقی بسیار اثر گذاشته و از آنجایی که آموزش موسیقی جزو اولویت های مردم نیست، با استقبال کمی روبرو شده است.

حبیبی در رابطه با اجراهای صحنه ای موسیقی در استان هم تصریح کرد: اجراهای صحنه ای تقریباً از اسفند ماه برگزار نشده و برنامه کنسرت های آنلاین هم به دلیل حمایت نشدن ملغی شده چرا که این برنامه ها، عملاً با هزینه شخصی انجام می شد و به صرفه نبودند.

وی شرایط موسیقی استان نسبت به گذشته را در مجموع، روندی رو به رشد تا قبل از شیوع کرونا ذکر کرد و گفت: این روند صعودی شامل رشد آماری مربوط به تعداد آموزشگاه ها و هنرمندان و گروه های موسیقی بوده است.

رئیس انجمن موسیقی استان از رعایت کامل پروتکل های بهداشتی توسط آموزشگاه های موسیقی در استان خبر داد و در ادامه با اشاره به رشد چشمگیر ایجاد آموزشگاه های موسیقی نسبت به حدود یک دهه گذشته در استان، گفت: تعداد آموزشگاه ها در سال های اخیر، نشانه افزایش تقاضا در این حوزه بوده به ویژه در بخش موسیقی کودک که استقبال خیلی خوبی را شاهد هستیم.

حبیبی در پایان با بیان این که آموزشگاه های موسیقی یکی از معدود مکان های ایمن از نظر رعایت پروتکل های بهداشتی و فاصله گذاری اجتماعی هستند، گفت: هم اکنون و با توجه به شرایط پیش آمده، آموزشگاه ها نسبت به تابستان سال گذشته با یک سوم ظرفیت فعالیت می کنند.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ سایت های دیگر : خبرگزاری جمهوری اسلامی

نقش کتابخانه ها به عنوان یک نهاد مهم در رشد فرهنگی و اجتماعی و ارتقا سطح آگاهی جامعه بی بدیل است و تجهیز و توسعه فضای مطالعه و کتابخوانی یکی از نشانه های توسعه جوامع محسوب می شود.

در این روزها که جذابیت های فضای مجازی برای کودکان و نوجوانان و جوانان خودنمایی می کند می توان با طرح ایده های نو و خلاق در راستای توسعه و تحول فضای کتاب و کتابخونی سهیم شد.

وجود برخی مشکلات و خلاءهای قانونی و حقوقی در نهاد کتابخانه ها موجب شده که دسترسی به اهداف فرهنگی که در سایه کتابخوانی به وقوع می پیوندد به تاخیر بیفتد از همین رو می توان آن را با ارایه طرحی جامع در مجلس حل و فصل کرد.

بنابرعقیده دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور از جمله این ایرادات و نقص ها در قانون نهاد کتابخانه های عمومی کشور، می توان به بند اول این قانون اشاره کرد که در آن گفته شده تاسیس، ساخت و تجهیز کتابخانه ها برعهده نهاد کتابخانه ها است این در حالی است که دولت و مجلس تاکنون هیچ بودجه ای برای ساخت کتابخانه در اختیار این نهاد قرار نداده است.

علیرضا مختارپور اضافه کرد، ساخت یک کتابخانه در یک شهر به تصمیم استاندار و شورای برنامه ریزی استان بستگی دارد و نهاد کتابخانه های عمومی هیچ بودجه ای برای ساخت کتابخانه ندارد و در قانون آمده است که نهاد کتابخانه های عمومی، 2 منبع اصلی درآمدی شامل کمک دولت و نیم درصد درآمد شهرداری ها را دارد ولی دولت عنوان می کند که براساس برنامه به شما اعتبار نمی دهیم و اگر پول باشد کمک می کنیم.

درنظرگرفتن منابع پایدار برای این نهاد در بودجه سال 1400 و عملی کردن نمایندگان مجلس به وعده خود در راستای پیگیری افزایش بودجه از مهم ترین خواسته های متولیان فرهنگی با اصلاح قانون این نهاد است.

نمایندگان مردم استان کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی می توانند علاوه بر دفاع از اصلاح قوانین نهاد کتابخانه های عمومی کشور، مشکلات کتابخانه های استان که نبود اعتبار برای راه اندازی پروژه کتابخانه مرکزی از آن جمله است را در صحن علنی مجلس مطرح کنند و تلاش برای رفع چنین مشکلاتی را به یکی از اولویت های فرهنگی خود تبدیل کنند.

بارها نبود کتابخانه مرکزی به عنوان یکی از مهم ترین مشکلات فرهنگی استان کرمانشاه بیان شده، کتابخانه ای که ساخت آن از سال 86 آغاز شد ولی پس از گذشت این همه سال به دلیل نبود اعتبار خبری از راه اندازی آن نشده و اکنون کرمانشاه با یک میلیون نفر جمعیت فاقد کتابخانه مرکزی در شان و جایگاه مردم فرهنگی مرکز استان است.

مساعدت هایی که در این زمینه از سوی مجمع نمایندگان استان برای پیگیری های مشکلات نهاد کتابخانه های عمومی استان داده شد روزنه امید داشتن فردایی بهتر برای این نهاد مهم فرهنگی را ایجاد کرده است.

کتابخانه مرکزی کرمانشاه بدون اعتبار

از همین رو مدیرکل کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه در گفت و گو با ایرنا، اظهار داشت: به دلیل وجود شرایط ویروس کرونا به صورت غیرحضوری در گفت وگویی تلفنی با ابراهیم عزیزی و آرش لهونی نماینده های مردم شهرستان کرمانشاه و پاوه و اورامانات در مجلس شورای اسلامی، ضمن بررسی مسایل پیش روی کتابخانه های عمومی در خصوص مشکلات قوانین نهاد کتابخانه های عمومی کشور بحث شد.

معصومه حسنی خونسار، به بیان مشکلات قوانین نهاد کتابخانه های عمومی پرداخت و افزود: در استان کرمانشاه 106 باب کتابخانه عمومی وجود دارد و 71 هزار نفر از جمعیت استان عضو کتابخانه های عمومی هستند.

وی از نبود اعتبار پروژه کتابخانه مرکزی کرمانشاه به عنوان یکی از مشکلات مهم فرهنگی استان یادآور و حمایت مجمع نمایندگان استان در مجلس را در این مورد خواستار شد.

حسنی خونسار، همچنین خاطرنشان کرد: از مجمع نمایندگان استان انتظار داریم در خصوص دفاع از اصلاح قانون نهاد کتابخانه های عمومی کشور در مجلس شورای اسلامی و رفع مشکلات کتابخانه های عمومی استان با تمام توان حمایت کنند.

رایزنی نمایندگان برای رفع موانع فرهنگی

در ادامه این گفت و گو نماینده مردم شهرستان کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی، اظهار داشت: در خصوص حمایت از افزایش بودجه نهاد کتابخانه های عمومی کشور در مجلس شورای اسلامی و مطرح کردن این موضوع با سایر نماینده ها و رفع موانع توسعه کتاب و کتابخوانی گفت و گو می کنیم و این موضوع را در اولویت کاری قرار می دهیم.

ابراهیم عزیزی بیان کرد: کتاب و کتابخوانی از مسایل زیربنایی توسعه فرهنگی است و ما نمایندگان مجلس وظیفه داریم اولین قدم را برای این امر مهم برداریم.

وی اظهار داشت: کتابخوانی مهم ترین شاخصه توسعه فرهنگی است و برای برطرف کردن مشکلات این حوزه در مجلس شورای اسلامی از هیچ تلاشی دریغ نمی کنیم.

عزیزی یادآور شد، کتابخانه مرکزی کرمانشاه، شناسنامه فرهنگی استان است، در خصوص رفع مشکلات تکمیل این پروژه با مسوولین امر گفت وگو می کنم و امیدوارم به نتیجه مطلوب تکمیل این پروژه برسیم.

خلاء های قانونی قوانین نهاد کتابخانه ها باید اصلاح شود

در ادامه نماینده مردم پاوه و اورامانات در مجلس شورای اسلامی گفت: امروزه با توجه به مسایل و مشکلات موجود ما نیازمند توسعه فرهنگی هستیم و زیربنای این توسعه فرهنگی از کتاب و کتابخوانی آغاز می شود لذا یکی از وظایف نماینده ها حمایت از این مقوله است.

آرش لهونی، در خصوص خلاء قانونی در قوانین نهاد کتابخانه های عمومی کشور بیان کرد: در قوانین تاسیس نهاد کتابخانه های عمومی کشور خلاءهایی وجود داشته است که باید با حمایت نماینده های مجلس این مشکلات از بین برود و قوانینی که پشتوانه این نهاد فرهنگی باشد جایگزین شود تا نهاد کتابخانه های عمومی کشور بتواند در توسعه فرهنگی و ترویج کتاب و کتابخوانی در کشور برای جامعه خدمات ارایه دهد.

گزارش از رهره کریم زاده

لینک منبع

لینک خبر :‌ کرمانشاه تیتر
روزنامه خراسان نوشت: کنسرت های موسیقی از اسفندماه سال گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا به حالت تعطیل درآمد. در این مدت، برخی خواننده ها با انتشار تک آهنگ یا برگزاری کنسرت آنلاین، ارتباط خود را با هوادارانشان حفظ کردند و برخی، هیچ اثر جدیدی ارائه ندادند. تعدادی دیگر هم، به سراغ آلبوم و آثار نیمه کاره شان یا تدارک آلبوم جدید رفتند. حال، بعد از گذشت 9 ماه و در شرایطی که کرونا همچنان در کشور جولان می دهد، فضای باز آبنمای موزیکال کیش، میزبان خواننده هایی شده است که می خواهند کنسرت برگزار کنند.

کنسرت هوروش بند، در آخرین روز مهرماه امسال در جزیره کیش برگزار شد و سه خواننده پاپ دیگر نیز، به زودی کنسرتشان را برگزار می کنند.

جزیره کیش همیشه میزبان روزهای پُرکار خواننده های پاپ کشورمان بوده است. این بار نیز، بعد از برگزاری کنسرت هوروش بند و رضا بهرام در 30 مهر و اول آبان، جزیره کیش شاهد برگزاری کنسرت آرون افشار و محسن ابراهیم زاده در 7 و 8 آبان ماه خواهد بود. هم اکنون بلیت این کنسرت ها با افزایش قیمت نسبت به گذشته، در بازه 100، 120، 140، 180، 220 و 250 هزار تومانی به فروش می رسد. هوروش بند، رضا بهرام، آرون افشار و محسن ابراهیم زاده، از آن دست خواننده های پاپی هستند که اغلب آن ها را با یک آهنگ هیت شده می شناسیم. در واقع همه آن ها، به یک شکل معروف شدند، آهنگ منتشر کردند و به روی صحنه رفتند. کنسرت آنلاینی نداشتند و حالا، در کنسرت یکدیگر حضور می یابند و یکدیگر را تشویق و تبلیغ می کنند. صحنه گردانی کنسرت گزارها تعداد کنسرت گزارها در کشورمان محدود است و اصولا چرخ همه کنسرت ها در کشور توسط همین کارگزاران معدود می چرخد. کنسرت هایی که طی چند روز گذشته در کیش به روی صحنه رفته اند و قرار است در روزهای آینده اجرا شوند، توسط یک موسسه فرهنگی به مدیریت یکی از این کنسرت گزارهای معروف تدارک دیده شده است. او در گفت وگویی که چند روز پیش داشت، گفت: باید صنعت موسیقی حرکت خودش را شروع کند و برگزارکنندگان کنسرت باید با تحمل سختی و فشار، اجراها را آغاز کنند.

جامعه موسیقی مانند دیگر صنف های هنری، روزگار سختی را پشت سر گذاشته است. آن قدر که رضا صادقی، خواننده پاپ را به گلایه وا داشت و از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درخواست کرد تا درد جامعه موسیقی را بعد از 9 ماه سکون، درمان کند. این وضعیت بر هیچ کس پوشیده نیست، اما باید از این که جزیره کیش از این پس مقصد همه خواننده ها و هواداران شان شود، ترسید!

کنسرت زیر سایه کرونا

کنسرت های هوروش بند، رضا بهرام، آرون افشار و محسن ابراهیم زاده در یک مکان مشترک، یعنی فضای باز مجموعه آوای خلیج فارس برگزار می شود. طبق آن چه در سایت فروش بلیت این کنسرت ها اعلام شده است، بعد از خرید بلیت، باید دو صندلی قبل و بعد از صندلی خریداری شده، در راستای فاصله گذاری اجتماعی، غیرفعال و غیرقابل فروش شود؛ اما ماجرا فقط این نیست. نباید از یاد ببریم که جزیره کیش، یک مقصد گردشگری مهم در کشور ماست و هنگامی که بازار کنسرت در آن داغ شود، تعداد بیشتری به این جزیره سفر می کنند. در شرایطی که وضعیت همه گیری کرونا اصلاً خوب نیست و آمار درگذشتگان این بیماری، وارد کانال 300 نفر شده ، بعید است که چنین تمهیداتی، مانع از انتقال بیماری در برنامه های شلوغی مانند این کنسرت ها شود.

این در حالی است که اوایل مهرماه امسال، یعنی کمتر از یک ماه قبل، خبرگزاری مهر به نقل از رضانیا، رئیس مرکز توسعه و سلامت کیش گزارش داد که بر اساس بازدیدهای میدانی از اماکن عمومی و بخش های مختلف در این منطقه، متاسفانه رعایت نکات بهداشتی در سطح عمومی جامعه 50 درصد کاهش یافته است. دو روز قبل، فرشیدی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نیز، از ورود جزیره کیش به وضعیت پرخطر کرونایی خبر داد. هر چند رسیدگی به وضعیت خواننده ها و موسیقی دانان در این روزهای سخت، مهم و ضروری است و باید برای شرایط بغرنج آن ها، فکری اندیشید، اما در حالی که کنسرت ها به دلیل شیوع کرونا، در سراسر ایران تعطیل شده است، چه ضرورتی دارد که با چنین اقدامی، شرایط را برای دامن زدن به این بحران، فراهم و وضعیت پرخطر را تشدید کنیم؟

241241

کد خبر 1447590

لینک خبر :‌ خبر آنلاین

روزنامه جوان


روزنامه مردم سالاری


روزنامه آرمان ملی



روزنامه رسالت


روزنامه ابتکار


روزنامه ابرار


روزنامه وطن امروز