بولتن فرهنگی هنری/مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی 6 مهر 99
دکتر صالحی با اشاره به تولید سرود ایران قوی از سوی ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد کشور گفت: این سرود نمایه ای از چهلمین سالگرد دفاع مقدس و فرصتی برای آشنایی نسل جوان با اسوه های اقتدار است.

خبرگزاری شبستان ، گروه مسجد و کانون های مساجد، به نقل از ستاد ارتباطات رسانه ای ( فهما ) ، سیدعباس صالحی ، ضمن تقدیر از تولید سرود ایران قوی به همت ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد کشور گفت: تولید این سرود یک فرصت است تا نسل نوجوان ما بتوانند امثال شهید طهرانی مقدم را به عنوان اسوه های اقتدار بشناسند .

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی فرصتی بود تا سرود ایران قوی به نحوی نمایه ای از این رویداد شود، به هر صورت با توجه به اینکه یکی از کارهای کانون های مساجد سرودهای انقلابی و موسمی است، تولید این سرود اقدامی در راستای ترویج و نشر ارزش های دفاع مقدس بود .

وی در بخش دیگری از مباحث خود با اشاره به طرح ملی سه شنبه های تکریم اظهار کرد: این طرح فرصتی برای دیدارهای حضوری و مجازی با خانواده شهدا است، فرصتی است برای اطلاع از رشادت های خانواده های معظم شهدا و البته آشنایی با نسلی که ممکن است کمتر با این عزیزان در ارتباط بوده باشند، این طرح مجالی برای آشنایی نسل جوان با خانواده شهدا است .

پایان پیام/ 40

لینک خبر :‌ خبرگزاری شبستان
آئین رونمایی از 40 کتاب از تازه های نشر شاهد، همزمان با هفتمین روز از هفته دفاع مقدس برگزار می شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فردا یکشنبه (6 مهرماه)، 40 عنوان کتاب از تازه های نشر شاهد با حضور سید عباس صالحی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و سعید اوحدی؛ معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران رونمایی خواهد شد.

این آئین از ساعت 10 صبح یکشنبه 6 مهرماه در مجتمع فرهنگی شهید رسول زاده واقع در خیابان فردوسی، خیابان نوفل لوشاتو، نرسیده به خیابان حافظ، ضلع جنوبی سفارت روسیه برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، فردا یکشنبه (6 مهرماه)، 40 عنوان کتاب از تازه های نشر شاهد با حضور سید عباس صالحی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و سعید اوحدی؛ معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران رونمایی خواهد شد.

این آئین از ساعت 10 صبح یکشنبه 6 مهرماه در مجتمع فرهنگی شهید رسول زاده واقع در خیابان فردوسی، خیابان نوفل لوشاتو، نرسیده به خیابان حافظ، ضلع جنوبی سفارت روسیه برگزار می شود.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،
خبرگزاری کتاب ایران

لینک خبر :‌ خبرگزاری کتاب ایران
رئیس کمیته فرهنگی و آموزشی اربعین، استقبال مردمی از راهپیمایی اربعین را بی نظیر خواند، اما در خصوص برخی آسیب های جدی این مراسم در خصوص دو قطبی سازی آن هشدار داد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵ سایت های دیگر : خبرگزاری بین المللی قرآن خبرگزاری شبستان خبرگزاری حوزه

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا از پایگاه اطلاع رسانی الاربعین، نشست علمی پیاده روی اربعین در دوران معاصر؛ انگیزه های اقبال و چالش های پیش رو از سوی پژوهشکده حج و زیارت و کمیته فرهنگی و آموزشی اربعین در قم برگزار شد.

در این نشست حجت الاسلام و المسلمین حمید احمدی، رئیس کمیته فرهنگی و آموزشی اربعین به تاریخچه پیاده روی اربعین پرداخت و گفت: یکی از سئوالاتی که همیشه در ذهن مردم وجود دارد این است که چرا بزرگداشت اربعین برگزار می شود؟ برخی آن را به حضور جابر بن عبدالله انصاری به عنوان اولین زایر در کربلا مرتبط می دانند ، اما نکات دیگری که مهم ترند و در این زمینه وجود دارد، یکی از این ها الحاق و دفن سر شریف امام حسین علیه السلام در کربلاست.

وی افزود برخی که با آمدن اهل بیت به کربلا تردید می کنند؛ اما دفن سر شریف امام را قبول دارند و از طرفی اتفاق وجود دارد که سر مطهر امام توسط امام سجاد علیه السلام دفن گردید و با توجه به اینکه هیچ گزارشی هم از حضور امام علی بن الحسین در سالهای بعد در کربلا در دست نیست حضور امام در چهلم سال 61 هجری تایید می شود.

وی با اشاره با حدیثی که از امام حسن عسکری در خصوص زیارت اربعین وارد شده بیان کرد: اصل زیارت اربعین از صفوان بن مهران جمال از امام صادق علیه السلام است. این خود نشانگر آن است که مسئله اربعین در فرهنگ اهل بیت و شیعیان امری متداول بوده و امام آداب آن را بیان می فرمایند و امام عسکری هم آن را از ویژگی های شیعیان بر می شمرند و حضرت در مقام خبر و توصیف است نه در مقام انشاء.

رئیس کمیته فرهنگی و آموزشی اربعین به پیاده روی در دوران معاصر پرداخت و گفت: از زمان شیخ انصاری (ره) پیاده روی اربعین از نجف تا کربلا متداول شد و پس از ایشان مرحوم محدث نوری آن را استمرار بخشید و بعد در دوره جدید مرحوم آیت الله شاهرودی در احیای آن کوشید؛ ولی باید توجه داشت پیاده روی زیارت مختص اربعین نبوده، مرحوم محدث نوری در عید قربان پیاده با جمعی به زیارت اربعین می رفتند.

وی با بیان اینکه زیارت پیاده حضرت سیدالشهدا استحباب و ثواب زیادی دارد و بسیار به آن تاکید شده است، یادآور شد: این موضوع پشتوانه نظری دارد. زیارت اربعین هم مستحب و هم مورد تاکید است. برخی از علما، پس از سقوط صدام این پیاده روی را مرسوم کردند که بیشتر روحانیت و طلاب و برخی از مردم آن را همراهی می کردند. قبل از زمان حزب بعث این پیاده روی هم به صورت محدود انجام می گرفته است؛ اما پس از سقوط صدام حسین، این موضوع استقبال بیشتری به خود گرفت که در سال 1967 میلادی یک میلیون نفر شرکت کردند.

حجت الاسلام احمدی با بیان اینکه ظهور و بروز اربعین همچون گذشته نبود، اما این اجتماع وجود داشته است، عنوان کرد: اربعین پس از 2003 و سقوط حزب بعث و در سال 1382 هجری شمسی، رنگ و بوی جدیدی به خود گرفت، اما در ایران شناخته شده نبود. پیاده روی اربعین در ایران همچون سال های اخیر متداول نبود، بخشی از مناطق به این موضوع توجه نمی کردند و از پدیده پیاده روی اربعین ایرانیان اطلاع زیادی هم نداشتند. اما از سال 1390 پیاده روی ایرانیان به حدود صد هزار نفر رسید و در سال 1393 به یک میلیون و 200 هزار نفر افزایش یافت که در سال 1398 به بیش از سه میلیون نفر رسید.

وی از افزایش جمعیت راهپیماییان اربعین به بیش از سه برابر سال های پیشین اشاره کرد و گفت: یکی از واقعیت ها این است که در حال حاضر حدود 15 میلیون در مراسم اربعین شرکت می کنند که در سال گذشته 5 میلیون خارجی و 10 میلیون عراقی بودند و جمعیت ایران بیش از جمعیت کل حج در عربستان در این مراسم است. اینکه چرا به این شکل انجام گرفته و چرا این همه استقبال می شود، که در این باره دلایل مختلفی بیان شده است، فرم و شکل برگزاری راهپیمایی در حضور میلیونی مردم هم تاثیر گذار است.

رئیس کمیته فرهنگی و آموزشی اربعین، هویت خواهی شیعه، انباشت عطش زیارت، هم پوشانی رسانهای و سایر موارد را از جمله استقبال مردم از راهپیمایی اربعین برشمرد و تاکید کرد: با وجود همه تهدیدهای که در سال های اخیر از سوی داعش وجود داشت، علل های مختلفی سبب ترغیب و ترویج مردم در این راهپیمایی شده است که ضرورت دارد پژوهشگران و محققان و نویسندگان در این باره بیشتر تحقیق کنند.

وی یادآور شد: حضور در این مراسم تنها به عراقی ها منحصر نمی شود، بلکه افزون بر شیعیان و سایر ادیان هم در این راهپیمایی حضور دارند. اشتراک بین شیعیان، سادگی بی آلایش بودن، قرابت فرهنگی میان ایران و عراق، مناسک فراجنسیتی، فراسنی، فراقومی، و فرامذهبی از جمله دلایل استقبال مردم از راهپیمایی اربعین است، در حقیقت اربعین، مناسک چند وجهی است، هم افزایی رسانه ای خیلی موثر بوده است، بازنمایی هویت شیعی، اربعین و تعلیق امر روز مرگی نیز از دیگر دلایل این حضور به شمار می آید.

حجت الاسلام احمدی به چالش های پیاده روی اربعین اشاره کرد و گفت: پیچدگی های متعدد در حوزه مدیریت، بهداشت، گردش مالی، رسانه ای و خبری از جمله این چالش ها است و ورود افراطیون با عناوین مختلف در دو قطبی سازی کاذب همانند اربعین انقلابی و غیرانقلابی، اربعین سکولار و اربعین غیرسکولار، اربعین دولتی و مردمی از دیگر چالش ها و آسیب های این مراسم به شمار می آید.

وی تاکید کرد: بی توجهی حاکمیت دولت عراق و میزبانی مردم شریف عراق و مرجعیت عالی نجف به عنوان رکن اساسی استقلال عراق از سوی برخی می تواند به چالش جدی این مراسم تبدیل شود.

انتهای پیام/4127

لینک خبر :‌ خبرگزاری آنا
رئیس مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه با اشاره به اعلام قبلی مبنی بر برگزاری حضوری مسابقات سراسری قرآن، گفت: با توجه به اوج گیری شیوع کرونا در روزهای اخیر، تصمیم گرفته شد تا این مسابقات همچون مسابقات بین المللی قرآن به صورت مجازی برگزار شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵

به گزارش ایکنا، مهدی قره شیخلو، رئیس مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه عصر امروز، پنجم مهرماه در برنامه زنده افق رادیو قرآن به ارائه گزارشی از وضعیت مرحله استانی چهل وسومین دوره مسابقات سراسری قرآن پرداخت و گفت: مرحله استانی در 31 استان به اتمام رسید. با توجه به وضعیت کرونا، مدل اجرا در استان ها متفاوت بود. شیوه اجرا تفویض اختیار شده بود و هر استان به توجه به شرایطی که داشت، مسابقات خود را برگزار کرد. خوشبختانه این مرحله بر اساس زمانبندی، تا پایان شهریورماه به سرانجام رسید.

وی افزود: مرحله کشوری هم آبان ماه و در هفته وحدت برگزار خواهد شد. ابتدا قصد داشتیم مرحله کشوری را به صورت حضوری برگزار کنیم و حتی اطلاع رسانی هم کرده بودیم که مسابقات حضوری برگزار می شود. مقدمات این کار هم فراهم شده بود، اما با توجه به اوج گیری شیوع کرونا در هفته اخیر، ضمن مشورت با ریاست محترم سازمان اوقاف و ارتباط با وزیر بهداشت، به این نتیجه رسیدیم که مسابقات کشوری هم به صورت مجازی برگزار شود. تلاش کرده بودیم دستورالعمل ها را رعایت کنیم، اما رعایت این دستورالعمل ها برای زمانی بود که سیر نزولی شیوع کرونا را شاهد بودیم، در حالی که وضعیت شیوع رو به افزایش است، ناچار شدیم مسابقات مجازی برگزار شود.

قره شیخلو به برگزاری جلسه با مدیران شبکه قرآن و معارف سیما برای هماهنگی جهت به خدمت گرفتن ظرفیت ها اشاره و تصریح کرد: هر کاری برای برگزاری مطلوب این مسابقات انجام دهیم، باز هم به برگزاری حضوری آن نمی رسیم، بنابر این باید همه کمک کنیم تا مسابقات به صورت مطلوب برگزار شود.

رئیس مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه در مورد شیوه های برگزاری غیر حضوری مسابقات بیان کرد: مسابقات غیر حضوری را به دو صورت می توان اجرا کرد. یک شکل این است که از ظرفیت صدا و سیما استفاده کنیم و با صدا و سیمای استان ها مرتبط شویم. شکل دوم هم این است که از ظرفیت داخلی سازمان اوقاف استفاده و مسابقات را به صورت ویدئوکنفرانس برگزار کنیم. در حال بررسی هستیم تا هر کدام کیفیت بهتری داشته باشد، به اجرا در بیاوریم. این تصمیم طی 10 روز آینده نهایی خواهد شد.

وی درباره مسابقات بین المللی نیز بیان کرد: مقرر شده است مسابقات بین المللی در بهمن ماه برگزار شود. بستر آن مسابقات اینترنت است و کار مقداری گسترده تر است. با توجه به اینکه قرار بود فروردین برگزار شود، نفرات و کشورها مشخص شده است و اطلاع رسانی به آنها هم صورت گرفته است تا برای تاریخ اعلام شده، آماده حضور مجازی در مسابقات باشند که کمک سازمان فرهنگ و ارتباطات و وزارت امور خارجه را می طلبد.

قره شیخلو به انتخاب معاون آموزشی در مرکز امور قرآنی اوقاف اشاره کرد و گفت: سابقه همکاری خوبی با آقای بحرالعلوم در سازمان دارالقرآن داشتیم. در مرکز دو مأموریت اصلی داریم که شامل مسابقات و آموزش است. در گذشته، بخش مسابقات خیلی پررنگ شده بود و تمام امکانات صرف این بخش شده بود، در حالی که ما حتی برای مسابقات نیز نیاز به آموزش داریم، لذا تصمیم گرفته شد از یک چهره آموزشی استفاده شود. به نظر من حضور ایشان در مرکز طی یک سال آینده به یک جهش در آموزش منجر خواهد شد.

رئیس مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه در مورد آخرین وضعیت ساماندهی داوران نیز اظهار کرد: آیین نامه به اتمام رسیده و برای 170 نفر ارسال شده و نظرات دریافت شده است. در مراحل آخر در شورای معین بررسی می شود و در جلسه ستاد عالی مسابقات به تصویب نهایی خواهد رسید. بنا بر این شده است که این طرح در شش ماه دوم سال اجرایی شود و تا پایان سه ماهه اول سال 1400 اجرای اولین دوره طرح به اتمام برسد. در مسابقات استانی که از نزدیک رصد کردم، بسیاری از شرکت کنندگان نسبت به این موضوع نظراتی داشتند. برای سنجش داوران سه مرحله در نظر گرفته شده است که مرحله اول آزمون کتبی، مرحله دوم شبیه سازی و سوم مصاحبه علمی است. کسانی که از این سه مرحله عبور کنند، داوران خواهند بود که مهارت آنها به تأیید رسیده است.

وی در مورد آیین نامه فنی مسابقات نیز تصریح کرد: برای آینده و با توجه به اینکه یکی از موارد، ساماندهی داوران و آیین نامه مسابقات است که بازبینی هایی صورت گرفته و تغییراتی داشته است. الان در مرحله ارسال برای برخی قرآنیان در سراسر کشور است تا نظرات جمع آوری شود. اگر این کار صورت بگیرد، در دو بخش مهم به ثبات خواهیم رسید. بنا بر این است که آیین نامه ها را در دوره های سه ساله تا پنج ساله تغییر ندهیم.

قره شیخلو درباره آخرین وضعیت تأسیس صندوق حمایت از فعالان قرآنی، از پیگیری مقدمات آن خبر داد و گفت: علاوه بر پیگیری کارهای صندوق، مجموعه حمایت های دیگری صورت گرفته است. در همین راستا، هفته گذشته هدایایی از طرف سازمان اوقاف به تعدادی از افراد حقیقی قرآنی که از کرونا آسیب دیده بودند، اهدا و قرار شد تعداد این حمایت ها افزایش پیدا کند و ادامه دار باشد. این کمک ها حداقلی است و امیدوارم بتوانیم روند را ادامه دهیم، با راه اندازی صندوق، می توانیم این حمایت ها را گسترش دهیم.

وی همچنین ضمن گرامی داشت هفته دفاع مقدس، درباره حضور خود در دوران دفاع مقدس گفت: سه بار به جبهه اعزام شدم، بار اول در حالی که 15 سال داشتم، در قالب کاروان قرآنی برای کارهای آموزشی و تلاوت اعزام شدم. اعزام این کاروان به مدت چهار سال و هر سال در ایام نوروز ادامه داشت. کار اثرگذاری بود و خوشبختانه سه سال توفیق داشتم در ایام نوروز در این کاروان حاضر باشم.

قره شیخلو گفت: پس از آن اولین بار که به صورت رسمی وارد جبهه شدم، سال 65 به عنوان نیروی امدادگر عملیاتی اعزام شدم. انتخاب به عنوان امدادگر هم بر اساس رشته تحصیلی بود. یک دوره 54 روزه امدادگری را گذراندم و بعد اعزام شدم که دوران بسیار شیرینی بود، در مقطع سوم هم به عنوان نیروی رزمنده اعزام شدم که با محمد عباسی، پیشکسوت قرآنی کشورمان با هم بودیم که آقای عباسی هم قبل از عملیات مرصاد در جاده اهواز _ خرمشهر مجروح شد. در مجموع حدود شش ماه در جبهه بودم.

برنامه افق روزهای شنبه ساعت 16 به تهیه کنندگی فاطمه رحمانی و اجرا و کارشناسی جواد نصیری به صورت زنده پخش می شود.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری بین المللی قرآن
یک خیّر بافقی حق انتفاع 50 ساله ساختمان جدید کتابخانه عمومی منتظران مهدیه روستای مبارکه شهرستان بافق در استان یزد را واگذار کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵ سایت های دیگر : باشگاه خبرنگاران جوان یزد فردا

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در یزد ، یک خیّر بافقی به منظور انتقال کتابخانه عمومی منتظران مهدیه ، ساختمانی به مساحت 261 مترمربع و زیربنای 190 مترمربع را در قالب حق انتقاع 50 ساله به نهاد کتابخانه های عمومی واگذار کرده است.

در پی این اقدام نیک اندیشانه، دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور در پیامی از این خیّر بافقی قدردانی کرد.

در پیام تقدیر علیرضا مختارپور به محمدرضا فرزین بافقی ، از اقدام خیرخواهانه وی در واگذاری حق انتفاع 50 ساله ساختمان جدید کتابخانه عمومی منتظران مهدیه به اداره کل کتابخانه های عمومی استان یزد، قدردانی شده است.

دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی همچنین در بخش پایانی پیام خود برای این خیّر نیک اندیش از درگاه الهی طلب جزای خیر کرده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در یزد ، یک خیّر بافقی به منظور انتقال کتابخانه عمومی منتظران مهدیه ، ساختمانی به مساحت 261 مترمربع و زیربنای 190 مترمربع را در قالب حق انتقاع 50 ساله به نهاد کتابخانه های عمومی واگذار کرده است.

در پی این اقدام نیک اندیشانه، دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور در پیامی از این خیّر بافقی قدردانی کرد.

در پیام تقدیر علیرضا مختارپور به محمدرضا فرزین بافقی ، از اقدام خیرخواهانه وی در واگذاری حق انتفاع 50 ساله ساختمان جدید کتابخانه عمومی منتظران مهدیه به اداره کل کتابخانه های عمومی استان یزد، قدردانی شده است.

دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی همچنین در بخش پایانی پیام خود برای این خیّر نیک اندیش از درگاه الهی طلب جزای خیر کرده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در یزد ، یک خیّر بافقی به منظور انتقال کتابخانه عمومی منتظران مهدیه ، ساختمانی به مساحت 261 مترمربع و زیربنای 190 مترمربع را در قالب حق انتقاع 50 ساله به نهاد کتابخانه های عمومی واگذار کرده است.

در پی این اقدام نیک اندیشانه، دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور در پیامی از این خیّر بافقی قدردانی کرد.

در پیام تقدیر علیرضا مختارپور به محمدرضا فرزین بافقی ، از اقدام خیرخواهانه وی در واگذاری حق انتفاع 50 ساله ساختمان جدید کتابخانه عمومی منتظران مهدیه به اداره کل کتابخانه های عمومی استان یزد، قدردانی شده است.

دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی همچنین در بخش پایانی پیام خود برای این خیّر نیک اندیش از درگاه الهی طلب جزای خیر کرده است.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در یزد

خبرگزاری کتاب ایران

لینک خبر :‌ خبرگزاری کتاب ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵ سایت های دیگر : شورای نگهبان تریبون خبرگزاری برنا

رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با انتشار پیامی، درگذشت سردار حمید خدادی، برادر معاون امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را تسلیت گفت.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در پیام تسلیت ابوذر ابراهیمی ترکمان آمده است:

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ

جناب آقای محمد خدادی، معاون محترم امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

با سلام و احترام

خبر شهادت برادر گرامیتان سردار رشید اسلام حمید خدادی موجب تأثر و تألم اینجانب گردید. شهادت این جانباز سرافراز پاداش سال ها مجاهدت در جبهه های حق علیه باطل و دفاع از کیان اسلامی و حرم اهل بیت عصمت و طهارت بود که خداوند روزی ایشان گردانید.

اینجانب شهادت این مجاهد فی سبیل الله را به ساحت مقدس حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا روحی فداه و نایب برحقشان مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، ملت شهید پرور ایران اسلامی و خانواده معزز و همه همرزمان ایشان تبریک و تسلیت عرض می نمایم.

از خداوند متعال برای آن شهید سرافراز، علو درجات الهی و برای بازماندگان و همرزمان وی صبر جمیل مسئلت می نمایم. روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.

انتهای پیام/ص

12:22 - 1399/07/05 / شماره : 757502 / تعداد نمایش : 88

air.ir/Zrqurbr

لینک خبر :‌ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

آیین اختتامیه ششمین جایزه جهانی اربعین روز سه شنبه (15 مهرماه) در حسینیه الزهرا(س) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار می شود.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، جایزه جهانی اربعین به عنوان برنامه ای فرهنگی دینی در مقیاس بین المللی با هدف اشاعه فرهنگ مقاومت و عاشورا و نمایش جلوه های دلدادگی به سیدالشهداء (ع) در اربعین شهادت آن حضرت، به ابتکار سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار می شود.

مبنای برگزاری جایزه جهانی اربعین استفاده از زبان هنر برای نشر فرهنگ عاشوراست و ایفاگران نقش اصلی در این رویداد نیز دلدادگان سرور و سالار شهیدان از سراسر جهان هستند.

شرکت کنندگان در ششمین دوره این جایزه، با ارسال آثار هنری خود در قالب های عکس، فیلم و سفرنامه که حاصل همراهی جمع شیفتگان امام (ع) در پیاده روی اربعین است در این رویداد ایفای نقش می کنند.

داوری آثار دریافتی از 20 کشور جهان انجام گرفته و در آیین اختتامیه بنابر رأی هیأت داوران به صاحبان آثار منتخب همچنین، فعالان فضای مجازی در این عرصه، جوایزی اعطا و رونمایی از پوستر هفتمین دوره این جایزه انجام خواهد گرفت.

برگزاری نمایشگاهی از 40 اثر منتخب، از برنامه های جانبی آیین اختتامیه ششمین جایزه جهانی اربعین خواهد بود.

گفتنی است؛ این مراسم همزمان به صورت مجازی از سایت https://intlarbaeen.com و صفحه اینستاگرام این جایزه intel_arbaeen_award پخش خواهد شد.

انتهای پیام/ص

07:55 - 1399/07/06 / شماره : 757484 / تعداد نمایش : 119

air.ir/Zrqbrbr

لینک خبر :‌ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
مدیر کل مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه موضوع دفاع مقدس جریان دارد و مثل رودخانه ای است که همیشه جوشان است، گفت: خلق آثار هنری با موضوع دفاع مقدس باید استمرار داشته باشد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان ، رژیم بعث عراق با همکاری بسیاری از کشورهای شرق و غرب در 31 شهریور سال 1359 به ایران حمله کرد و آغازگر جنگی شد که هشت سال به طول انجامید، در آستانه چهلمین سالگرد جنگ تحمیلی پرداختن به جنگ در ابعاد مختلف فرهنگی، هنری و اجتماعی و فرهنگسازی برای نسل جوان یک ضرورت انکار ناپذیر است، ضرورت هایی پرداختن به هنر جنگ و دفاع مقدس و بازنمایی دفاع مقدس را در آثار هنری با هادی مظفری مدیر کل مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به گفتگو نشسته ایم که در زیر می آید:

چرا با موضوع دفاع مقدس در حوزه تجسمی کار شاخصی انجام نشده و خود متولیان امر دفاع مقدس هم در این حوزه کاری نکرده اند؟

نمی توانیم بگوییم کار نشده است حتی نمی توانیم بگوییم کار کیفی نشده است به خاطر اینکه بسیاری از آثاری که در عرصه سینما، موسیقی، تئاتر و تجسمی و همچنین حوزه نشر در زمینه دفاع مقدس صورت گرفته است، کارهای بسیار ارزشمندی است. شاید صحبت شما در این باشد که به اندازه کافی نیستند و کفایت نمی کند.

آیا با توجه به اهمیت موضوع دفاع مقدس خلق مستمر آثار هنری با این موضوع ضرورت ندارد؟

طبیعی است که هیچ وقت موضوع دفاع مقدس به پایان نرسیده است و شاید تا سال ها و قرن های آینده این ظرفیت و آبشخور وجود دارد که آثار هنری متعددی از هشت سال دفاع جوانان و مردم ایران از سرزمین شان خلق شود کما اینکه بسیاری از آثاری که امروز در موزه های کشور وجود دارد، آثاری است که در حوزه های متعدد خلق شده و نوعا مربوط به سال های جنگ بوده و بعد از آن سال های بعد از جنگ خانواده شهدا و خانواده های جانبازان و اسرا موضوع و سوژه هنرمندان قرار گرفته است همه ایینها موضوعاتی هستند که استمرار خواهند داشت، شاید امروز کفایت نکنند اما موضوع دفاع مقدس استمرار خواهد داشت و در طی سال های آینده حتما آثاری به وفور در این حوزه خلق خواهد شد.

مفاهیم ارزشی مربوط به دفاع مقدس چگونه باید به نسل جوانی که جنگ را تجربه نکرده اند منتقل شود؟

آثار هنری مربوط به دفاع مقدس مربوط به یک دوره زمانی نبوده و نیست که ما بخواهیم برای آن تعداد اثری خلق بکنیم و بعد به پایان برسد، این موضوع جریان دارد مثل رودخانه ای که همیشه جوشش دارد، من فکر می کنم برای همه سال ها و نسل ها جریان داشته باشد.

مرکز تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در هفته دفاع مقدس چه برنامه هایی دارد؟

همزمان با چهلمین سالگرد دفاع مقدس ما هم به تبع سایر بخش های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برنامه هایی را تدارک دیدیم که شاید یکی از آنها نمایشگاه مجازی 8 40 با نمایش آثاری از هنرمندان برجسته تجسمی به مناسبت چهلمین سالگرد دفاع مقدس است که از سوی موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر از 31 شهریور ماه برپا شده است، در این نمایشگاه آثار 47 هنرمند در رشته های نقاشی، گرافیک، مجسمه سازی، عکاسی و کاریکاتور به نمایش درآمده است.

معاونت هنری در حوزه دفاع مقدس چه اقدامات مهمی انجام داده است؟

ببینید من فکر می کنم در تمامی بخش های معاونت هنری هم تئاتر، موسیقی هم تجسمی کار زیاد اتفاق افتاده است، شاید فرمایش شما این گونه باشد که کفایت نکند، طبیعی است که این موضوع باید استمرار داشته باشد.

پایان پیام/ 32

لینک خبر :‌ خبرگزاری شبستان
معاون امور هنری وزارت ارشاد با انتشار یادداشتی انتقادی در مورد تندیس هایی از شهید حاج قاسم سلیمانی که در شهر های مختلف کشور رونمایی می شوند، نوشت: در شهر های مختلف یکی پس از دیگری از تندیس هایی رونمایی می شود که بیش از احساس قدردانی، حس شرمساری را در مخاطب برمی انگیزد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶

سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: سیدمجتبی حسینی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در بخشی از یادداشتی که با عنوان تندیس هایی که حس شرمساری را برمی انگیزند و در انتقاد از رونمایی از تندیس های غیرحرفه ای از شهید سلیمانی منتشر شده، آورده است: ایران را باید شناخت تا بتوانیم سینه را سپر کنیم و جان را بر کف دست بگیریم برای حفاظتش و برای آبادانی اش و برای عزتمندی همیشگی اش. اگر برای شناخت سرزمین مان تاب مطالعات علمی و پژوهشی های بایسته نداشته باشیم، ارتباط چشمی و آشنایی با مفاخر- حتی با تماشای تندیسی- آسان ترین راهکار و ملموس ترین اقدام برای گروه های اجتماعی مختلف است. او در بخش دیگری از این یادداشت یکی از دشوارترین میدان های آزمون معاصر را پدیده دفاع مقدس خوانده و نوشته است: دفاع جانانه ای که اگر چه هشت سال، تمام جان و جوانی ایران اسلامی معطوف آن بود، لیکن پس از آن نیز برای رفع و دفع کینه توزی ها و دشمنی ها به اَشکال دیگر التزام توانمندی در آن را مؤکد می کرد، مگر برای نشان دادن ایثار و ازجان گذشتگی ها، معرفی قهرمانان و رزمندگان شاخص و رشید کشور نیست؟

حسینی سپس با انتقاد از تندیس هایی که به یاد سردار شهید قاسم سلیمانی در این یک سال ساخته شده اند، تصریح کرده است: در شهر های مختلف یکی پس از دیگری از تندیس هایی رونمایی می شود که بیش از احساس قدردانی، حس شرمساری را در مخاطب برمی انگیزد. تندیس هایی که تصویرش در شبکه های مجازی به طرفه العینی منتشر می شود و تماشایشان محب و مغرض از هر گروه که باشند از زبان خود به عرض اسف می پردازند.

وی تأکید کرده است: هفته دفاع مقدس، وقت مناسبی است که به تذکار بیندیشیم. آیا وقت آن نیست که به مجسمه سازی و تندیس پردازی برای معرفی چهره های شاخص و افتخارات کشورمان، کشور پهناورمان که شهر و شهرستان و روستا کم ندارد، به طور خاص توجه کنیم.

سیدمجتبی حسینی در پایان نوشته است: دیدن تصویر تندیس دیگری از سردار محبوب ایران سرافراز در باغ ملک دست و قلمم را لرزاند، قلم خواست تا بنویسم باز، مکرر کنم و بگویم که هنر در تمام رشته ها و عرصه ها، یک ضرورت است. ثروتی است در جلوه های مختلف و غریب است که صاحبان سرمایه دیروز که هنوز از داشته های پیشین وام می گیرند و به آن مفتخرند، امروز خود را با بهره ای کمتر از آنچه باید سپری کنند.

لینک خبر :‌ روزنامه جوان آنلاین
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶ سایت های دیگر : پایگاه خبری اعتماد

گفت وگو با مجید رجبی معمار، مدیرعامل خانه هنرمندان ایران فرانک آرتا

خانه هنرمندان یکی از مراکز معتبر هنری ایران است که سال ها فعالیت فراگیر فرهنگی - هنری داشته. این روزها با خبر شدیم که این خانه با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند که نگران کننده است. به همین دلیل سراغ مدیرعامل آن - آقای مجید رجبی معمار- رفتیم تا از جزئیات ماجرا باخبر شویم.

اخیرا خبری رسانه ای شده که خانه هنرمندان رو به موت است. چرا باید مکان فرهنگی ای که سال ها فعال بوده به این سرنوشت دچار شود؟

شاید نتیجه چهار ماه تعطیلی اول سال به دلیل کرونا باشد اما به مفهوم موتش نخواهد بود! چون اینجا اصالت دارد. بزرگانی از اهل فرهنگ و هنر ایران همت کرده و هدفمند نهالی را کاشته اند. پس خانه هنرمندان تصادفی رشد نکرده.
چطور؟
خانه هنرمندان به تعبیری از بطن جامعه هنری برآمده. البته دولت وقت هم در دهه 70 کمک کرده، وزیر وقت ارشاد و معاون هنری آن زمان که آقای مهندس کاظمی بودند، برای راه اندازی آن خیلی کمک کردند. حتما می دانید برای راه اندازی هر بنیاد به مکان و محل مناسب نیازمند است. در زمان شهرداری آقای کرباسچی تصمیم بر این شد برخی از پادگان ها از تهران بیرون بروند و جایشان را به محیط های شهری و فرهنگی هنری بدهند. کما اینکه کشتارگاه تهران که محلی کثیف و نامناسب برای بافت جنوب تهران بود در کمتر از یک سال به یکی از بزرگ ترین پارک ها و فرهنگ سراهای تهران تبدیل شد. آن زمان پادگان ایرانشهر به بخش لجستیک و مهندسی ارتش تعلق داشت. شهرداری آن را معاوضه و بخش بزرگی از این پادگان را گرفت و به پارک هنرمندان تبدیل کرد. ساختمانی قدیمی را که اوایل دهه 20 ساخته شده بود تجدید بنا کردند و بزرگان اهل هنر مثل مرتضی ممیز، غلامحسین امیرخانی، ایرج راد، یدالله صمدی، غلامحسین نامی، عزت الله انتظامی، محمدرضا عبدالملکیان، ایرج کلانتری، کامبیز روشن روان و بهروز غریب پور همت کرده و هسته اولیه خانه هنرمندان را پایه گذاری کردند و اساسنامه 20، 30 صفحه ای مفصلی با همه تجربیاتی که در کارهای علمی و هنری داشتند، نوشتند. مسئولان ارشاد وقت هم کمک کردند. چون اینجا یک مجموعه غیردولتی است و باید ثبت رسمی می شد، تحت عنوان کانون فرهنگی هنری خانه هنرمندان ایران ، اساسنامه ای مفصل نوشتند که خانه هنرمندان ایران یک مرکز فرهنگی هنری مستقل، غیردولتی، غیرسیاسی و غیرانتفاعی است.
طبق اساسنامه منابع مالی چگونه است؟
از اول قرار نبود اینجا یک بنگاه اقتصادی و درآمدزا باشد بلکه قرار بود اعضای اصلی خانه که انجمن های هنری کشور هستند، حق عضویت بدهند که به دلیل مشکلات فراوان خودشان هیچ گاه این موضوع عملی نشد اما در یک توافق بین شهرداری و وزارت ارشاد قرار شد شهرداری این ساختمان و امکانات را در اختیار خانه قرار داده و وزارت ارشاد هم مجوزهای لازم را بدهد و از همان موقع متعهد می شوند به خانه هنرمندان ایران کمک کند. این رویه ادامه داشته. آقای غریب پور از جانب شهردار وقت مسئولیت نوسازی ساختمان خانه و گردآوری بزرگان را داشته، تلاش زیادی در جمع کردن این مجموعه و مدیریتش به خرج داده است و به عنوان اولین مدیرعامل بعد از تصویب اساسنامه به مدت هفت سال در این مسئولیت تلاش کرد. در خانه هنرمندان اولیه به تعبیر من زیربنا و خشت اول را سنگین گذاشتند اما از سادگی بیشتری نسبت به امروز برخوردار بود.
چطور؟
مثلا آن زمان تقریبا تمام فعالیت های نمایشگاهی فقط در گالری استاد ممیز که نامش در آن زمان نگارخانه خانه هنرمندان بود انجام می شد. ولی بعد از آن در زمان شهرداری آقای قالیباف و مدیریت آقای جوزانی چهار گالری جدید به این مجموعه اضافه شد؛ یعنی ظرفیت نمایشگاهی دو برابر شده. یا سالن نمایش استاد عزت الله انتظامی اواخر دهه 80 راه اندازی می شود که یکی از سالن های خوب و خوشنام تئاتر کشور است. در سال های اولیه فضاهای موجود خانه بیشتر در اختیار نمایندگان خانه تئاتر و انجمن های تجسمی بود؛ در حالی که بعدا تمام این فضاها به گالری تبدیل شد. سالن بزرگی که تبدیل به سالن استاد ناصری شد، سال هاست روزانه در آن چهار، پنج سانس فیلم های مهم هنری نمایش داده می شود و الان پایگاه اصلی گروه هنر و تجربه است و همه ساله چند رخداد مهم سینمایی داخلی و بین المللی نیز در این سالن برگزار می شود. تفاوت خانه هنرمندان ایران با دیگر مجموعه های فرهنگی و هنری در این است که خانه هنرمندان مجتمع همه هنرهاست. یعنی هم زمان سالن سینما، سالن تئاتر و هشت گالری داریم که در چند سال اخیر هر ساله بین 85 تا 100 نمایشگاه در این گالری ها برگزار شده است، شاید به اندازه نصف ظرفیت دیگر گالری های تهران و بسیاری از این نمایشگاه ها نیز در قد و قواره ملی است. برای مثال سه نمایشگاه سالانه انجمن هنرمندان نقاش ایران، نمایشگاه های سالانه انجمن های هنرمندان مجسمه سازان، تصویرگران، عکاسان، سفال و سرامیک و... تعدادی دیگر از بی ینال های ملی هنری اینجا برگزار می شود.
با این نگاه مشکل کی آغاز شد؟
مشکلی که پیش آمده این است که در این سال ها خصوصا از سال 91 به بعد به تدریج توجه به خانه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مجموعه دولت کمتر شد! اما گمان جامعه هنری این بود که بسط وگسترش ظرفیت های قانونی و حقوقی و حمایت هایی که دولت جدید از کل مجموعه هنر و فرهنگ، مطبوعات و رسانه ها ادعا می کرد بیشتر خواهد شد، در سال 96 هم مسائلی در انتخابات ریاست جمهوری پیش آمد و بخش مهمی از هنرمندان کشور به صحنه آمده و از آقای روحانی و در حقیقت از شعارهای ایشان حمایت کردند و گمان می کردند وعده های دولت خصوصا به اهالی فرهنگ و هنر واقعی است. ولی حمایت جدی ای صورت نگرفت؛ در حالی که در سال 90 کمک ارشاد به خانه هنرمندان 200 میلیون تومان بوده اما سال به سال میزان این کمک ها کاهش یافته به نحوی که در سال 98 کل کمک ارشاد به خانه هنرمندان 50 میلیون تومان شد.
در این مدت چگونه تأمین اعتبار کرده اید؟
بخشی از درآمد، از محل فعالیت های فرهنگی و هنری است. بعضی از نمایشگاه ها فروش آثار دارند و درصدی از فروش به خانه می رسد؛ البته میزان درصد ما نسبت به گالری های بخش خصوصی کمتر است. از انجمن های اصلی هنری کشور معمولا درصد و اجاره ای دریافت نمی کنیم. بلیت فروشی سالن های تئاتر و سینما یکی از منابع درآمدی ماست همچنین برخی از مؤسسات فرهنگی و نهادها و هنرمندان مراسم و برنامه های خودشان را در خانه هنرمندان برگزار می کنند که ورودی پرداخت می کردند. سه رستوران در این مجموعه داریم؛ از جمله رستوران گیاهی که معروف است و فروشگاه فرهنگی باسمه، اینها را به بخش خصوصی اجاره داده ایم و از محل درآمد آنها حدود یک سوم هزینه های خانه تأمین شده است. بدیهی است در سال های اولیه با توجه به فعالیت محدود و ظرفیت های پایین تر خانه هزینه ها هم کمتر بوده است و با کمک ارشاد هزینه ها سر به سر می شده، محل جدی کمک دیگر در این سال ها که خوشبختانه ادامه داشته، شهرداری تهران بوده است.
مبالغ ثابت بوده یا به نظر مدیران بستگی داشت؟
بسته به شهرداران و مصوبات شورای شهر این مبلغ در طول سال های گذشته متغیر بود. واقعیت این است که میزان حمایت ها از خانه هنرمندان به صورت کمک مالی، تجهیزات یا فعالیت های جانبی خانه، در دوره 12 ساله آقای قالیباف چشمگیرتر بوده است. آن زمان چهار گالری جدید به اینجا اضافه شده است و در سال 1387 تماشاخانه ایرانشهر از انباری مخروبه به یکی از جدی ترین و اصلی ترین سالن های تئاتری ایران تبدیل شد که دو سالن معروف سمندریان و ناظرزاده کرمانی آن برای همه شناخته شده است؛ ضمنا ساختمان شماره 2 خانه را در سال 94 شهرداری خرید و در اختیارمان قرار داد که هم اکنون هشت انجمن هنری کشور در آن مستقرند و فعالیت می کنند. هر سال هم تا حدودی کمک مالی می کردند. یک سال و نیم اول ورود من به خانه هنرمندان مصادف با دوره شهرداری آقای قالیباف بود و واقعا هر جا به مشکلی برمی خوردیم، کمک می کردند ولی فقط یک بار برای افطاری به مدت یک ساعت به خانه آمدند و همواره اصرار داشتند که وظیفه شهرداری حمایت از خانه است و هیچ چشمداشتی هم نباید داشته باشد. نمی دانم آقای غریب پور چرا در مصاحبه اخیر خود با روزنامه اعتماد این قدر تأکید می کنند که شرایط به گونه ای دیگر بوده است و همه شهرداران از ابتدا تاکنون خصوصا دوره آقای قالیباف می خواسته اند خانه هنرمندان را تحت سیطره خود داشته باشند؟ بعد از تصمیم گیری شورای عالی در سال 1396 برای انتخاب من به عنوان مدیرعامل چهار ماه طول کشید و از بین 10 گزینه بنده را با رأی کامل تمام اعضا انتخاب کردند که یک رأی هم متعلق به شهرداری تهران بود. آقای غریب پور شاید ناخواسته به شورای عالی خانه اهانت کرده باشند که با نظر صرف شهرداران تصمیم به عزل و نصب مدیران می گرفته اند. بنده در نوبت دیگر در سال 96 و 98 هم توسط شورای عالی با رأی قاطع به عنوان مدیرعامل برگزیده شدم که دیگر نه خبری از آقای قالیباف بود و تازه برخی از به ظاهر دوستان شبه هنرمند تا توانستند بودند، تلاش کردند ذهن شورای شهر جدید و شهرداران جدید از جمله آقایان نجفی و حناچی را تخریب کنند ولی هر دو نفرشان بزرگواری کردند و رأی قاطع شورای عالی را تأیید و یک رأی خودشان را هم به بنده دادند. بعد از آقای قالیباف در سه سال گذشته سه شهردار عوض شده. تا خواستیم آقای نجفی را توجیه کنیم (که البته کمک هم کرد) رفت. آقای افشانی اصلا در فضای فرهنگ و هنر نبود و بیشتر همتش به کارهای ساخت وساز و مهندسی بود و ظاهرا حتی فرصتی نکرد با مسئولان فرهنگی شهرداری هم جلسه بگذارد. بعد هم که آقای حناچی آمد. آقای حناچی فرصتی برای اهل فرهنگ است چون مهندس معمار و تحصیل کرده دانشکده هنرهای زیبا هستند و با خیلی از بزرگان اهل هنر مثل استاد ممیز آشنایی داشته و مدتی شاگرد ممیز بوده، ایشان خودش صبغه فرهنگی هنری دارد. به همین دلیل ما هم از ایشان انتظارات زیادی داریم و در جلساتی که داشتیم قول هایی هم داده اند و روال تقریبا ثابتی که از قبل بوده را ادامه دادند. در سال 98 هم مبالغی مصوب کرده بودند که قرار است سال 99 کمک کنند و دیر یا زود همه را پرداخت خواهند کرد. درک می کنم که شرایط شهرداری هم بسیار سخت است، بدهی دارند، منابع درآمدی شان به شدت کاهش پیدا کرده، ساخت وساز به شدت کم شده است. امسال وارد شرایط بحرانی شده ایم. کرونا خیلی جاها را به تعطیلی کشانده. گمانم این است مجموعه مشاغل فرهنگی هنری و مراکز و پایگاه های فرهنگی و هنری جزء جاهایی هستند که بیشترین ضرر را از کرونا متحمل شده اند. الان تئاتر کشور تقریبا تعطیل است. در خانه تئاتر حداقل 17تا 18 کانون تخصصی وجود دارد و بازیگران یکی از این کانون ها هستند و همگی در شرایط بحران مالی قرار دارند. علاوه بر بازیگران، طراح صحنه و دکور، نویسنده، تهیه کننده، عکاس و عوامل دیگر هم در تئاتر هستند که با مشکلات جدی و بعضا بی کاری مطلق مواجه اند. در مجموعه این 12، 13 انجمن تخصصی و خانه های هنری کشور چند ده هزار نفر عضو هستند. فقط انجمن خوشنویسان ایران بالغ بر 12، 13 هزار عضو دارد. انجمن عکاسان چند هزار عضو، خانه سینما بیش از هفت هزار و خانه موسیقی بیش از 10 هزار عضو دارند. الان شاید بیشترین بی کاری در بین این افراد است. الان سالن های تئاتر، موسیقی، سینما و گالری ها غالبا تعطیل است و با فروش اندک از پس هزینه انشعابات برق و آب و... هم برنمی آیند. از سوی دیگر هم که دولت محترم بدون اعلام قبلی همه انشعابات را گران کرده، فیش تلفن و آب و برق خودتان را با شش ماه قبل مقایسه کنید. بنابراین فشار جدی بر دوش همه مردم و همچنین بر هنرمندان و انجمن ها و از جمله خانه هنرمندان ایران است. درآمدهایی که از محل اجاره، فروش آثار و فعالیت های فرهنگی داشتیم، از بین رفته است. شهرداری هم با مشکلات جدی خود مواجه است. مشکلات کرونا هم مزید بر وضعیت بسیار نامطلوب اقتصادی ناشی از تحریم ها و انبوه معضلات داخلی شده و در ماه های گذشته نتوانسته بود کمکی کند.
وزارت ارشاد چطور؟
وزارت ارشاد هم از سال 91 کمک ثابت به خانه هنرمندان را کلا منتفی کرد که دلیلش را هم نمی دانیم. قبل از من آقای سرسنگی بودند و ایشان هم تلاش کردند، اما آب رفته به جوی بازنگشت. سال 97 با سختی و مشقت توانستم کمکی 200 میلیون تومانی از آقای دکتر صالحی بگیریم. سال 98 بعد از یک سال پیگیری، اواخر سال 50 میلیون تومان از ارشاد کمک گرفتیم که به شوخی گفتم به اندازه اسناد اختلافات ایران و عثمانی به ما کاغذ دادند تا پر کنیم برای تسویه حساب آن. در حالی که چندی پیش فهرست حمایت ها از گروه های تئاتری بیرون آمد. به خیلی از گروه های تئاتری از 5 تا صد میلیون کمک کرده اند که کلا هم اقدام خوبی است، ولی به خانه هنرمندان ایران که محل اتصال و فعالیت جمعی کل انجمن ها و خانه های هنری کشور و پارلمان غیردولتی هنر است، کلا سال گذشته 50 میلیون تومان کمک کردند که هزینه تعمیر و نگهداری چند دستگاه اینجا هم نمی شود!
وضعیت اقتصادی مملکت به خاطر تحریم ها به هم ریخته، خود ارشاد خیلی جاها دچار کم اعتباری است؛ توقع شما از ارشاد چیست؟
از ارشاد انتظار داشتیم که بر عهد قدیم خودش بماند.
دقیقا چه عهدی؟
در این چند سال با ارشاد جلسات متعددی داشتیم. معتقدم اگر آقای جنتی می ماندند، این مشکل را حل می کردند. با آمدن آقای صالحی امیری و رفتن یکباره ایشان بعد از چند ماه و آمدن آقای دکتر صالحی، وضعیت تغییر کرد. با آقای صالحی امیری فرصتی پیدا نکردیم که صحبت کنیم، اما با دکتر صالحی در جلسه شورای عالی خانه صحبت کردیم، حتی نامه ای برای آقای روحانی در سال 97 نوشتیم و ایشان هم ارجاع دادند تا رسیدگی شود. چند جلسه با رئیس و اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس داشتیم و در شورای عالی خانه هم شرکت کردند و قول های زیادی دادند. معاون سازمان برنامه و بودجه در جمع شورای عالی حاضر شد و قرار بود اقدام جدی برای وضع بودجه کمکی برای خانه هنرمندان و انجمن ها صورت بگیرد که هیچ خبری از آنها نیست و لاجرم وزارت ارشاد باید پیگیر و پیشنهاددهنده این موضوع در بودجه سالانه کشور باشد.
آیا مشکلات خانه هنرمندان فقط مالی است؟
در حال حاضر اصلی ترین مشکل خانه هنرمندان فقط مشکل مالی است؛ والا خانه هنرمندان بهترین و برجسته ترین هنرمندان کشور را در شورای عالی و گروه مشاورانش دارد. چه کسی بهتر از اینها با تدابیر و اقتضائات هنری و باید ها و نبایدهای فرهنگ آشنا هستند؟ حقیقت ماجرا این است که ما نیازمند رهنمود و ارائه طریق هیچ بزرگواری نیستیم؛ به اندازه کافی تجربه مدیریت در فعالیت های برجسته فرهنگی و هنری در خانه هنرمندان ایران وجود دارد. باید امکانات و بودجه فراهم باشد تا به راحتی اقدام و تلاش هنرمندانه داشته باشیم. آقایان امیرخانی و ایرج راد از مؤسسان اولیه خانه، بیش از 23 سال است که تمام عیار در شورای عالی خانه حاضر هستند. آقایان دکتر سریر، ابراهیم حقیقی، سیدمحمد بهشتی، مرتضی کاظمی، سیف اله صمدیان و بسیاری از بزرگان فرهنگ و هنر همکار، مشاور و عضو شورای عالی بوده و هستند. جای تعجب دارد آقای غریب پور به جای یادآوری از بزرگانی که دیگر در میان ما نیستند، به نسل دوم پیش کسوتان هنری توجهی نکرده و گفته اند الا یکی، دو نفر فرد دیگری را در شورای عالی خانه نمی شناسند؛ از ایشان انتظار است که از آن بالا نگاهی به واقعیات هم داشته باشند. ما می گوییم اداره چنین مجموعه ای نیاز به کمک دارد و این کمک هم وظیفه دولت است نه لطف. همه کشورهایی که داعیه فرهنگ دارند، این کار را با افتخار انجام می دهند. ایران که داعیه فرهنگ چندهزار ساله دارد و هر جا لازم باشد بزرگان کشور درباره پیشینه فرهنگی کشور داد سخن سرمی دهند، وقتی جای حمایت می شود، ببینید وضعیت رسیدگی به میراث فرهنگی و ابینه تاریخی ما چطور است؟ یعنی وقت عمل کردن، مشکلات جدی وجود دارد. به قول یکی از دوستان، ما هنرمندان خیلی گنجشک روزی هستیم؛ یعنی اصلا قابل مقایسه نیست که بخش هنر را با حوزه صنعت و امثال آن مقایسه کنند. عرصه فرهنگ و هنر با توجه واقعی و کمک مالی بسیار اندک نسبت به کلیات بودجه کشور قابل احیا و ارتقاست. درباره خانه هنرمندان ایران چند سال است که جلسات متعدد با وزیر ارشاد و معاونان ایشان داشتیم و نتیجه همه اینها این بود که سال 97 با تأکید رئیس جمهور محترم به ارشاد و سازمان برنامه و بودجه، 200 میلیون تومان به خانه هنرمندان کمک کردند. ارزش 200 میلیون تومان سال 91 کجا و 50 میلیون تومان زمستان 98 کجا؟ جالب است خیلی از رخدادهای هنری از جمله بخش هایی از جشنواره تجسمی فجر، جشنواره تئاتر فجر، جشنواره تئاتر عروسکی که متعلق به ارشاد هستند و جشنواره تئاتر دانشجویی وزارت علوم در خانه هنرمندان برگزار می شود و ما هم استقبال می کنیم که با این جشنواره ها پیوند داشته باشیم، اما چند ماه است با سختی روبه رو هستیم. حقوق پرسنل محدود و 62 نفری خانه، هزینه تعمیر و نگهداری و خدمات و تأسیسات، فعالیت های روابط عمومی و امور بین الملل، انتشار مجله شیوه، هزینه برگزاری نمایشگاه های متعدد و بیش از 300 مراسم و رخداد هنری بر دوش خانه سنگینی می کند و کرونا هم شرایطی خطیر و کمرشکن را موجب شده است.
در صحبت هایتان چند بار به مصاحبه اخیر آقای غریب پور اشاره کردید، چرا؟
بله، از ایشان که هنرمندی مجرب و از بنیان گذاران خانه هستند، انتظار داشتم که در این شرایط خطیر مطالب حاشیه ای و گاهی اشتباه را مطرح نکند که موجب سوءاستفاده دیگران شود؛ مثلا اینکه گفته اند معاونت های خانه هنرمندان اندازه یک وزارتخانه است و پرسنل خیلی زیاد است، باید عرض کنم خانه هنرمندان از زمان آقای سرسنگی که سازماندهی جدید پیدا کرد، آن هم با مصوبه شورای عالی، تنها داری سه معاونت است: معاونت هنری با هشت نفر، معاونت آموزشی و پژوهشی با 10 نفر و مدیریت روابط عمومی پنج نفر پرسنل دارند و بقیه همکاران نیز در دبیرخانه و معاونت اداری و مالی شاغل اند که همه امور دو ساختمان بزرگ را به طور کامل انجام می دهند. همان گونه که قبلا گفتم، تمام کارهای اجرائی و هنری و خدماتی و مدیریتی خانه را خودمان انجام می دهیم. حجم وسیع فعالیت های سالانه خانه را با این پرسنل محدود مقایسه کنید، آن گاه متوجه می شوید. دوستان احتمالا نمی دانند وضعیت وزارتخانه ها و دستگاه های فرهنگی و هنری دیگر چیست؟ به هر حال شرایط فعلی ما مانند کشتی توفان زده است؛ آن هم توفانی که تاکنون در دنیا و ایران سابقه نداشته و ناخدای یک کشتی کمک اضطراری درخواست می کند و دوستانی مانند آقای غریب پور به گیرندگان پیام اعم از مردم، هنرمندان و مسئولان تأکید می کنند ببینید قبلا که ما کشتی را ساختیم و به آب انداختیم، چنین بود و چنان. بله، بنده هم مصمم هستم با کمک شورای عالی و همکارانم و حمایت جامعه هنری با هر سختی که شده، از این شرایط سخت عبور کنیم و اگر درخواست حمایت و توجه نمی کردیم، حتما در آینده عذری نداشتیم.
نکته مهم این است که خانه هنرمندان اعتبار بین المللی دارد.
بله، در غرب آسیا تنها کشوری که خانه هنرمندان دارد، فقط و فقط ایران است. در شرق آسیا، کره جنوبی و ژاپن هستند. در اروپا اتریش 160 سال است خانه هنرمندان دارد. آلمان و فرانسه هم همین طور. این مجموعه برای هنر ایران جای افتخار است. همه باید طبق شعارهای شان هنر و هنرمند را بر صدر بنشانند ؛ ولی واقعیت این نیست.
بالاخره نتیجه پیگیری های امسال چه شد؟
فعلا از جانب دولتمردان نتیجه ای نداشته! سؤال ما این است که چطور می شود با وجود همه تلاش ها و صحبت هایی که با وزیر محترم ارشاد شده، مکاتباتی که با رئیس جمهور شده و دستوراتی که داده اند، تذکراتی که به آقای نوبخت داده شده، سهم خانه هنرمندان از بودجه کمک به فعالیت های دولتی فرهنگ و هنر که بیش از هزار میلیارد تومان در سال است، حتی یک ریال هم نباشد! سهم انجمن های تجسمی هم صفر است. با این همه تلاش ها در بیست و چند سال گذشته خانه موسیقی، خانه تئاتر و خانه سینما توانسته اند مبلغ اندکی در حد یک میلیارد تومان در سال ردیف بودجه کمکی بگیرند که نمی دانم چقدر آن محقق شده؛ اما سهم خانه هنرمندان صفر است. وقتی فلان بنیاد و بهمان مؤسسه فرهنگی سالانه چند میلیارد تومان کمک دریافت می کند و در طول سال اغلب عملکرد برجسته و مؤثری از ایشان ملاحظه نمی شود و حتما کارهای بزرگی می کنند که اصحاب فرهنگ خبر ندارند؛ اما کار خانه هنرمندان که معلوم است دست کم سالی 80 تا صد نمایشگاه اصلی کشور در اینجا برگزار می شود. ببینید بعضی نهادهای فرهنگی بودجه های چندده میلیاردی دارند، عملکردشان چیست؟
شاید یکی از دلایل بی توجهی به خانه هنرمندان این است که برخی فکر می کنند خانه فقط به یک نوع تفکر خاص توجه دارد؟
در خانه هنرمندان تلاش شده فضا دولتی نباشد و امکان حضور و بروز ظرفیت ها و توانمندی های واقعی هنری برای هنرمندان واقعی فراهم شود. برخی دوستان که خودشان را در جبهه اصولگرایی طبقه بندی می کنند، می گویند اینجا فضای روشنفکری و افراد خاص است؛ اما اصلا این طور نیست. خانه هنرمندان ایران یک مجموعه کاملا غیرسیاسی است. اینجا چند سال است که به مناسبت ایام اربعین که رخدادی ملی و جهانی شده است، نمایشگاه عکس داریم که حتما باید ویژگی اصلی آن وجه هنری اش باشد. همین طور مراسم تعزیه و تئاترهای دفاع مقدس هم داریم و بسیاری از اقدامات دیگر که متناسب با نیازهای دینی و ملی است. کسی که نگاهش منفی و تلخ باشد، آن کارها را هم که بکنید، می گویند بله، دو تا کار مذهبی هم می کنند. گزارش فعالیت های مذهبی و ارزشی خانه از زمان آقای غریب پور و مدیران بعدی هم وجود دارد. دفاع مقدس، مقاومت ملت ایران در برابر تجاوز بسیار ناجوانمردانه و خشن بود. آیا می شود درباره این قضیه بی تفاوت بود؟ ضمن اینکه اصولا میانه هنرمندان با بحث جنگ خوب نیست. هنرمند همیشه طرفدار صلح است؛ اما قضیه دفاع مقدس بحث مظلومیت ملتی است که جنگی همه جانبه به آنها تحمیل شده و یک عده نازنین جلوی دشمن ایستاده اند که یک وجب از خاک این سرزمین جدا نشود. آیا در هفته دفاع مقدس یاد مقاومت و پایداری مردم خرمشهر، سوسنگرد و کرمانشاه را نباید داشته باشیم؟ ما هم داریم؛ اما به شکل کاملا هنرمندانه. بزرگداشت شهدا را هم به شیوه های هنرمندانه داریم. در بدو ورودم به خانه، نمایشگاهی بزرگ و برنامه هایی ویژه و هنری با حضور و سخنرانی استادان طراز اول هنرهای تجسمی و موسیقی کشور برای بزرگداشت 820 شهید تجسمی کشور برگزار شد که بارها مورد تقدیر قرار گرفت و البته تمام اینها برحسب وظیفه و باورمان بوده و نه خوشایند این و آن!!
منظورتان این است که برخی افراد فرهنگ را قطبی سازی می کنند؟
درباره بعضی از برنامه ها و هنرمندانی که در خانه اجرا شده و حضور پیدا می کنند، اغلب اظهارنظر کرده و تهمت های غالبا ناروایی می زنند که اینها چنین و چنان هستند؛ اما اگر سمت خودشان با هزار اشتباه غش کنند، حلواحلوایش می کنند. خانه هنرمندان ایران وظیفه خودش را در مقابل مناسبت ها و موضوعات دینی و فرهنگی و تاریخی می شناسد و ایفا می کند و تلاش می کند اصالت و تشخص فرهنگی و هنری خودش را حفظ کند. شاخصه اصلی خانه هنرمندان ایران وجه هنری اقدامات و آثار و غلبه فرهنگ ملی است. خانه به دور از شائبه های سیاسی سعی کرده به موضوعات مذهبی و ارزشی هم در حد خودش بپردازد؛ اما به دوستان عزیز به شدت انقلابی هم بارها عرض کرده ام خانه هنرمندان ایران با جاهایی نظیر حوزه هنری، مؤسسه اوج، روایت فتح و... تفاوت جدی دارد. آنها بودجه های دولتی و نهادی دارند و تعریف و جهت گیری شان هم تنها در غالب مباحث دینی، انقلابی و دفاع مقدس است؛ ولی خانه هنرمندان ایران اساس کارش انواع و اقسام هنر است، با وجوه مختلف آن.
امسال با چه بودجه ای این مشکل می تواند حل شود؟
شهرداری از ابتدای امسال نگفته کمک نمی کند، خودشان هم مشکل دارند. خواهش مان این بود که ما را هم در نظر بگیرید. خوشبختانه با پیگیری هایی که داشتیم و با آقای حناچی هم که چند روز قبل برای مراسم استاد ممیز به خانه آمده بودند، مجددا گفت وگو کردم و آقای دکتر حق شناس هم جدا پیگیری کردند و به تازگی 500 میلیون تومان پرداخت کردند.
در سال چقدر بودجه لازم دارید؟
در سال های اخیر خیلی از طرح ها و برنامه هایی را که داشتیم، به دلیل نبود بودجه عملا کنار گذاشته ایم. دوماهنامه شیوه که یکی از مجلات تخصصی و فوق تخصصی هنری است، الان شش ماه یک بار چاپ می شود. بسیاری از فعالیت ها فعلا به صورت لایوهای هنری عرضه می شود.
گمان من این است که با تمام افزایش هزینه ها، اگر سالانه بتوانیم از منابع درآمدی خودمان و منابع دیگر 10 میلیارد تومان بودجه داشته باشیم، یک سال خانه هنرمندان با شکوفایی فوق العاده با همین رفت و آمد انبوه هنرمندان و هنردوستان اداره خواهد شد.
البته با توجه به شیوع کرونا وضعیت یک تا دو سال آینده با سختی و ابهام روبه روست.

یعنی رستوران ها تعطیل است؟
به تازگی رستوران ها باز شده اند؛ ولی وقتی خانه فعالیت های دیگرش تعطیل یا کم رمق باشد، آنها هم نمی توانند رونق داشته باشند؛ چون اینها با هم تعامل دارند. این رستوران ها گذری نیستند و غالبا اهل فرهنگ و هنر در حاشیه سالن سینما و تئاتر و نمایشگاه از این فضاها استفاده می کردند. برخی دوستان اطلاع ندارند و می گویند فلان رستوران های معروف باز شده اند و شلوغ هم هستند. اولا آن رستوران ها معروف و برِ خیابان اصلی هستند و مشتریان بیرونی خودشان را دارند. درصد جدی از مراجعان رستوران های خانه توریست خارجی بودند. غالب توریست هایی که وارد ایران می شدند، یکی از اماکنی که می خواستند ببینند، خانه هنرمندان بود. از اول امسال توریست هایی که وارد ایران شده اند، به 150 نفر هم نمی رسند.
البته این مشکل مربوط به همه دنیاست.
بله، پس نیاز به کمک تعجیلی و خاصی از طرف دولت داریم. چند ماه اخیر نتوانسته ایم حتی نیمی از حقوق پرسنل را بپردازیم. همه هزینه های مان از تعمیر و نگهداری و نگهبانی با خودمان است. شهرداری موظف است اگر فرهنگ سرایی هیچ برنامه ای هم نداشته باشد، هزینه های اجرائی و تعمیر و نگهداری و دستمزد و حقوق پرسنل و بیمه شان را پرداخت کند. همان کاری که وزارت ارشاد باید برای تئاتر شهر، سنگلج، فرهنگ سرای نیاوران و بنیاد رودکی بکند. این مراکز اگر هیچ کاری هم نداشته باشند، پرسنل حقوق شان را می گیرند؛ اما وضع خانه این گونه نیست و همه انجمن های هنری دیگر هم با همین مشکلات روبه رو هستند.
به نظر شما خانه هنرمندان چگونه تقویت می شود؟
دو، سه سال قبل به دعوت خانه هنرمندان و وزارت فرهنگ، ورزش و جهانگردی کره جنوبی، برای بازدید به آن کشور رفتم و یک هفته میهمان دولت کره بودم. حقیقتا شیوه عملی آنها برای ما الگو است. آنها یک خانه هنرمندان مثل ما دارند. اغلب انجمن های هنری و مجموعه ای که ما داریم؛ مثل خانه سینما و تئاتر و انجمن خوشنویسان دارند. آن قدر برای کره ای ها خوشنویسی مهم است که یک موزه بزرگ و باشکوه برای آن ساخته اند. شهرداری سئول و دولت شان برای کمک به خانه هنرمندان کره یک ساختمان بیست و چند طبقه بسیار مجلل در خیابان تهران که از زیباترین و گران ترین خیابان های سئول است، به آنها اختصاص داده. در کره اجاره مسکن بسیار بالاست. انجمن های هنری و خانه هنرمندان کره آنجا مستقر هستند. تعداد زیادی از واحدها را هم به مؤسسات فرهنگی و اقتصادی اجاره داده اند. این درآمد هنگفتی برای آنها است. دولت کره گفته خودتان اینجا را اداره کنید و درآمد آن را خرج فرهنگ و هنر کنید. البته کنترل و نظارت بر عملکردشان هم امری دائمی و پذیرفته است.
باری هم از دوش دولت برداشته می شود؟
خانه هنرمندان و انجمن های هنری یک ضرورت ملی و تاریخی است که اتفاقا با تدبیر نظام که دولت باید سبک شود، همخوان است و بخش عمده ای از بار دولت را به دوش گرفته اند.
اگر دو فعالیت درخشان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از اقدامات مهم صورت گرفته در رژیم گذشته است، جمهوری اسلامی هم می تواند افتخار کند که خانه هنرمندان را ایجاد کرده، به شرط آنکه در حمایت و تقویت آن کوتاهی نشود.
عملا برخورد دولت محترم این گونه است که این کانون هنری خیلی به ما ربطی ندارد؛ در حالی که جای افتخار دارد در دهه 70 عقلی به خرج داده شد و اشتراک ذهنی و عملکردی بین شهرداری و وزارت ارشاد آن زمان ایجاد شد و انجمن های هنری را تقویت کردند. الان به جای افتخار و کمک به این قضیه، آن هم به عنوان یک وظیفه، دولت که سلب مسئولیت کرده و از دور تماشا می کند. با توجه به این وضعیت و شرایط بود که بنده، جناب آقای ایرج راد، آقای گیل آبادی و آقای نوربخش مصاحبه ای کردیم و گفتیم تا اگر فردا به ناچار اینجا تعطیل شد، نگویند چرا این اتفاق افتاد. متأسفانه من در جایی گفتم بعضی از سر حسادت دلشان می خواهد چنین جایی نباشد؛ جایی با کمترین هزینه به شدت مؤثر و پرکار. به شما می گویم سال گذشته کل دخل و خرج خانه هنرمندان با حدود شش میلیارد تومان جمع شد که از این مبلغ چهار میلیارد و 700 میلیون تومان آن حقوق حداقلی پرسنل بود. باید حقوق و بیمه و حق سنوات را بپردازیم. متوسط حقوق و مزایای همکاران ما در حد 3.5میلیون تومان است. در حداقل های تأمین اجتماعی حدود 250 میلیون هزینه جاری برای تعمیر و نگهداری و انشعابات داشتیم و تنها 900 میلیون تومان مستقیما خرج کارهای هنری در یک سال شده است که پول برگزاری یک مراسم کوچک در گوشه و کنار این کشور است. در حالی که در کشور جشنواره هایی با چند میلیارد هزینه برگزار می شود. در این شرایط اگر کسی فکری نکند، متأسفانه کاری از دست ما برنمی آید. حساب دو دو تا چهار تاست. در چند ماه گذشته با قرض گرفتن توانسته ایم حق بیمه بچه ها و بخشی از حقوق را بپردازیم؛ اما اگر حمایتی صورت نگیرد، نفس خانه هنرمندان به شماره افتاده و لاجرم رو به تعطیلی خواهد رفت؛ مگر اینکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند.

گفت وگو با مجید رجبی معمار، مدیرعامل خانه هنرمندان ایران فرانک آرتا

خانه هنرمندان یکی از مراکز معتبر هنری ایران است که سال ها فعالیت فراگیر فرهنگی - هنری داشته. این روزها با خبر شدیم که این خانه با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند که نگران کننده است. به همین دلیل سراغ مدیرعامل آن - آقای مجید رجبی معمار- رفتیم تا از جزئیات ماجرا باخبر شویم.

اخیرا خبری رسانه ای شده که خانه هنرمندان رو به موت است. چرا باید مکان فرهنگی ای که سال ها فعال بوده به این سرنوشت دچار شود؟

شاید نتیجه چهار ماه تعطیلی اول سال به دلیل کرونا باشد اما به مفهوم موتش نخواهد بود! چون اینجا اصالت دارد. بزرگانی از اهل فرهنگ و هنر ایران همت کرده و هدفمند نهالی را کاشته اند. پس خانه هنرمندان تصادفی رشد نکرده.
چطور؟
خانه هنرمندان به تعبیری از بطن جامعه هنری برآمده. البته دولت وقت هم در دهه 70 کمک کرده، وزیر وقت ارشاد و معاون هنری آن زمان که آقای مهندس کاظمی بودند، برای راه اندازی آن خیلی کمک کردند. حتما می دانید برای راه اندازی هر بنیاد به مکان و محل مناسب نیازمند است. در زمان شهرداری آقای کرباسچی تصمیم بر این شد برخی از پادگان ها از تهران بیرون بروند و جایشان را به محیط های شهری و فرهنگی هنری بدهند. کما اینکه کشتارگاه تهران که محلی کثیف و نامناسب برای بافت جنوب تهران بود در کمتر از یک سال به یکی از بزرگ ترین پارک ها و فرهنگ سراهای تهران تبدیل شد. آن زمان پادگان ایرانشهر به بخش لجستیک و مهندسی ارتش تعلق داشت. شهرداری آن را معاوضه و بخش بزرگی از این پادگان را گرفت و به پارک هنرمندان تبدیل کرد. ساختمانی قدیمی را که اوایل دهه 20 ساخته شده بود تجدید بنا کردند و بزرگان اهل هنر مثل مرتضی ممیز، غلامحسین امیرخانی، ایرج راد، یدالله صمدی، غلامحسین نامی، عزت الله انتظامی، محمدرضا عبدالملکیان، ایرج کلانتری، کامبیز روشن روان و بهروز غریب پور همت کرده و هسته اولیه خانه هنرمندان را پایه گذاری کردند و اساسنامه 20، 30 صفحه ای مفصلی با همه تجربیاتی که در کارهای علمی و هنری داشتند، نوشتند. مسئولان ارشاد وقت هم کمک کردند. چون اینجا یک مجموعه غیردولتی است و باید ثبت رسمی می شد، تحت عنوان کانون فرهنگی هنری خانه هنرمندان ایران ، اساسنامه ای مفصل نوشتند که خانه هنرمندان ایران یک مرکز فرهنگی هنری مستقل، غیردولتی، غیرسیاسی و غیرانتفاعی است.
طبق اساسنامه منابع مالی چگونه است؟
از اول قرار نبود اینجا یک بنگاه اقتصادی و درآمدزا باشد بلکه قرار بود اعضای اصلی خانه که انجمن های هنری کشور هستند، حق عضویت بدهند که به دلیل مشکلات فراوان خودشان هیچ گاه این موضوع عملی نشد اما در یک توافق بین شهرداری و وزارت ارشاد قرار شد شهرداری این ساختمان و امکانات را در اختیار خانه قرار داده و وزارت ارشاد هم مجوزهای لازم را بدهد و از همان موقع متعهد می شوند به خانه هنرمندان ایران کمک کند. این رویه ادامه داشته. آقای غریب پور از جانب شهردار وقت مسئولیت نوسازی ساختمان خانه و گردآوری بزرگان را داشته، تلاش زیادی در جمع کردن این مجموعه و مدیریتش به خرج داده است و به عنوان اولین مدیرعامل بعد از تصویب اساسنامه به مدت هفت سال در این مسئولیت تلاش کرد. در خانه هنرمندان اولیه به تعبیر من زیربنا و خشت اول را سنگین گذاشتند اما از سادگی بیشتری نسبت به امروز برخوردار بود.
چطور؟
مثلا آن زمان تقریبا تمام فعالیت های نمایشگاهی فقط در گالری استاد ممیز که نامش در آن زمان نگارخانه خانه هنرمندان بود انجام می شد. ولی بعد از آن در زمان شهرداری آقای قالیباف و مدیریت آقای جوزانی چهار گالری جدید به این مجموعه اضافه شد؛ یعنی ظرفیت نمایشگاهی دو برابر شده. یا سالن نمایش استاد عزت الله انتظامی اواخر دهه 80 راه اندازی می شود که یکی از سالن های خوب و خوشنام تئاتر کشور است. در سال های اولیه فضاهای موجود خانه بیشتر در اختیار نمایندگان خانه تئاتر و انجمن های تجسمی بود؛ در حالی که بعدا تمام این فضاها به گالری تبدیل شد. سالن بزرگی که تبدیل به سالن استاد ناصری شد، سال هاست روزانه در آن چهار، پنج سانس فیلم های مهم هنری نمایش داده می شود و الان پایگاه اصلی گروه هنر و تجربه است و همه ساله چند رخداد مهم سینمایی داخلی و بین المللی نیز در این سالن برگزار می شود. تفاوت خانه هنرمندان ایران با دیگر مجموعه های فرهنگی و هنری در این است که خانه هنرمندان مجتمع همه هنرهاست. یعنی هم زمان سالن سینما، سالن تئاتر و هشت گالری داریم که در چند سال اخیر هر ساله بین 85 تا 100 نمایشگاه در این گالری ها برگزار شده است، شاید به اندازه نصف ظرفیت دیگر گالری های تهران و بسیاری از این نمایشگاه ها نیز در قد و قواره ملی است. برای مثال سه نمایشگاه سالانه انجمن هنرمندان نقاش ایران، نمایشگاه های سالانه انجمن های هنرمندان مجسمه سازان، تصویرگران، عکاسان، سفال و سرامیک و... تعدادی دیگر از بی ینال های ملی هنری اینجا برگزار می شود.
با این نگاه مشکل کی آغاز شد؟
مشکلی که پیش آمده این است که در این سال ها خصوصا از سال 91 به بعد به تدریج توجه به خانه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مجموعه دولت کمتر شد! اما گمان جامعه هنری این بود که بسط وگسترش ظرفیت های قانونی و حقوقی و حمایت هایی که دولت جدید از کل مجموعه هنر و فرهنگ، مطبوعات و رسانه ها ادعا می کرد بیشتر خواهد شد، در سال 96 هم مسائلی در انتخابات ریاست جمهوری پیش آمد و بخش مهمی از هنرمندان کشور به صحنه آمده و از آقای روحانی و در حقیقت از شعارهای ایشان حمایت کردند و گمان می کردند وعده های دولت خصوصا به اهالی فرهنگ و هنر واقعی است. ولی حمایت جدی ای صورت نگرفت؛ در حالی که در سال 90 کمک ارشاد به خانه هنرمندان 200 میلیون تومان بوده اما سال به سال میزان این کمک ها کاهش یافته به نحوی که در سال 98 کل کمک ارشاد به خانه هنرمندان 50 میلیون تومان شد.
در این مدت چگونه تأمین اعتبار کرده اید؟
بخشی از درآمد، از محل فعالیت های فرهنگی و هنری است. بعضی از نمایشگاه ها فروش آثار دارند و درصدی از فروش به خانه می رسد؛ البته میزان درصد ما نسبت به گالری های بخش خصوصی کمتر است. از انجمن های اصلی هنری کشور معمولا درصد و اجاره ای دریافت نمی کنیم. بلیت فروشی سالن های تئاتر و سینما یکی از منابع درآمدی ماست همچنین برخی از مؤسسات فرهنگی و نهادها و هنرمندان مراسم و برنامه های خودشان را در خانه هنرمندان برگزار می کنند که ورودی پرداخت می کردند. سه رستوران در این مجموعه داریم؛ از جمله رستوران گیاهی که معروف است و فروشگاه فرهنگی باسمه، اینها را به بخش خصوصی اجاره داده ایم و از محل درآمد آنها حدود یک سوم هزینه های خانه تأمین شده است. بدیهی است در سال های اولیه با توجه به فعالیت محدود و ظرفیت های پایین تر خانه هزینه ها هم کمتر بوده است و با کمک ارشاد هزینه ها سر به سر می شده، محل جدی کمک دیگر در این سال ها که خوشبختانه ادامه داشته، شهرداری تهران بوده است.
مبالغ ثابت بوده یا به نظر مدیران بستگی داشت؟
بسته به شهرداران و مصوبات شورای شهر این مبلغ در طول سال های گذشته متغیر بود. واقعیت این است که میزان حمایت ها از خانه هنرمندان به صورت کمک مالی، تجهیزات یا فعالیت های جانبی خانه، در دوره 12 ساله آقای قالیباف چشمگیرتر بوده است. آن زمان چهار گالری جدید به اینجا اضافه شده است و در سال 1387 تماشاخانه ایرانشهر از انباری مخروبه به یکی از جدی ترین و اصلی ترین سالن های تئاتری ایران تبدیل شد که دو سالن معروف سمندریان و ناظرزاده کرمانی آن برای همه شناخته شده است؛ ضمنا ساختمان شماره 2 خانه را در سال 94 شهرداری خرید و در اختیارمان قرار داد که هم اکنون هشت انجمن هنری کشور در آن مستقرند و فعالیت می کنند. هر سال هم تا حدودی کمک مالی می کردند. یک سال و نیم اول ورود من به خانه هنرمندان مصادف با دوره شهرداری آقای قالیباف بود و واقعا هر جا به مشکلی برمی خوردیم، کمک می کردند ولی فقط یک بار برای افطاری به مدت یک ساعت به خانه آمدند و همواره اصرار داشتند که وظیفه شهرداری حمایت از خانه است و هیچ چشمداشتی هم نباید داشته باشد. نمی دانم آقای غریب پور چرا در مصاحبه اخیر خود با روزنامه اعتماد این قدر تأکید می کنند که شرایط به گونه ای دیگر بوده است و همه شهرداران از ابتدا تاکنون خصوصا دوره آقای قالیباف می خواسته اند خانه هنرمندان را تحت سیطره خود داشته باشند؟ بعد از تصمیم گیری شورای عالی در سال 1396 برای انتخاب من به عنوان مدیرعامل چهار ماه طول کشید و از بین 10 گزینه بنده را با رأی کامل تمام اعضا انتخاب کردند که یک رأی هم متعلق به شهرداری تهران بود. آقای غریب پور شاید ناخواسته به شورای عالی خانه اهانت کرده باشند که با نظر صرف شهرداران تصمیم به عزل و نصب مدیران می گرفته اند. بنده در نوبت دیگر در سال 96 و 98 هم توسط شورای عالی با رأی قاطع به عنوان مدیرعامل برگزیده شدم که دیگر نه خبری از آقای قالیباف بود و تازه برخی از به ظاهر دوستان شبه هنرمند تا توانستند بودند، تلاش کردند ذهن شورای شهر جدید و شهرداران جدید از جمله آقایان نجفی و حناچی را تخریب کنند ولی هر دو نفرشان بزرگواری کردند و رأی قاطع شورای عالی را تأیید و یک رأی خودشان را هم به بنده دادند. بعد از آقای قالیباف در سه سال گذشته سه شهردار عوض شده. تا خواستیم آقای نجفی را توجیه کنیم (که البته کمک هم کرد) رفت. آقای افشانی اصلا در فضای فرهنگ و هنر نبود و بیشتر همتش به کارهای ساخت وساز و مهندسی بود و ظاهرا حتی فرصتی نکرد با مسئولان فرهنگی شهرداری هم جلسه بگذارد. بعد هم که آقای حناچی آمد. آقای حناچی فرصتی برای اهل فرهنگ است چون مهندس معمار و تحصیل کرده دانشکده هنرهای زیبا هستند و با خیلی از بزرگان اهل هنر مثل استاد ممیز آشنایی داشته و مدتی شاگرد ممیز بوده، ایشان خودش صبغه فرهنگی هنری دارد. به همین دلیل ما هم از ایشان انتظارات زیادی داریم و در جلساتی که داشتیم قول هایی هم داده اند و روال تقریبا ثابتی که از قبل بوده را ادامه دادند. در سال 98 هم مبالغی مصوب کرده بودند که قرار است سال 99 کمک کنند و دیر یا زود همه را پرداخت خواهند کرد. درک می کنم که شرایط شهرداری هم بسیار سخت است، بدهی دارند، منابع درآمدی شان به شدت کاهش پیدا کرده، ساخت وساز به شدت کم شده است. امسال وارد شرایط بحرانی شده ایم. کرونا خیلی جاها را به تعطیلی کشانده. گمانم این است مجموعه مشاغل فرهنگی هنری و مراکز و پایگاه های فرهنگی و هنری جزء جاهایی هستند که بیشترین ضرر را از کرونا متحمل شده اند. الان تئاتر کشور تقریبا تعطیل است. در خانه تئاتر حداقل 17تا 18 کانون تخصصی وجود دارد و بازیگران یکی از این کانون ها هستند و همگی در شرایط بحران مالی قرار دارند. علاوه بر بازیگران، طراح صحنه و دکور، نویسنده، تهیه کننده، عکاس و عوامل دیگر هم در تئاتر هستند که با مشکلات جدی و بعضا بی کاری مطلق مواجه اند. در مجموعه این 12، 13 انجمن تخصصی و خانه های هنری کشور چند ده هزار نفر عضو هستند. فقط انجمن خوشنویسان ایران بالغ بر 12، 13 هزار عضو دارد. انجمن عکاسان چند هزار عضو، خانه سینما بیش از هفت هزار و خانه موسیقی بیش از 10 هزار عضو دارند. الان شاید بیشترین بی کاری در بین این افراد است. الان سالن های تئاتر، موسیقی، سینما و گالری ها غالبا تعطیل است و با فروش اندک از پس هزینه انشعابات برق و آب و... هم برنمی آیند. از سوی دیگر هم که دولت محترم بدون اعلام قبلی همه انشعابات را گران کرده، فیش تلفن و آب و برق خودتان را با شش ماه قبل مقایسه کنید. بنابراین فشار جدی بر دوش همه مردم و همچنین بر هنرمندان و انجمن ها و از جمله خانه هنرمندان ایران است. درآمدهایی که از محل اجاره، فروش آثار و فعالیت های فرهنگی داشتیم، از بین رفته است. شهرداری هم با مشکلات جدی خود مواجه است. مشکلات کرونا هم مزید بر وضعیت بسیار نامطلوب اقتصادی ناشی از تحریم ها و انبوه معضلات داخلی شده و در ماه های گذشته نتوانسته بود کمکی کند.
وزارت ارشاد چطور؟
وزارت ارشاد هم از سال 91 کمک ثابت به خانه هنرمندان را کلا منتفی کرد که دلیلش را هم نمی دانیم. قبل از من آقای سرسنگی بودند و ایشان هم تلاش کردند، اما آب رفته به جوی بازنگشت. سال 97 با سختی و مشقت توانستم کمکی 200 میلیون تومانی از آقای دکتر صالحی بگیریم. سال 98 بعد از یک سال پیگیری، اواخر سال 50 میلیون تومان از ارشاد کمک گرفتیم که به شوخی گفتم به اندازه اسناد اختلافات ایران و عثمانی به ما کاغذ دادند تا پر کنیم برای تسویه حساب آن. در حالی که چندی پیش فهرست حمایت ها از گروه های تئاتری بیرون آمد. به خیلی از گروه های تئاتری از 5 تا صد میلیون کمک کرده اند که کلا هم اقدام خوبی است، ولی به خانه هنرمندان ایران که محل اتصال و فعالیت جمعی کل انجمن ها و خانه های هنری کشور و پارلمان غیردولتی هنر است، کلا سال گذشته 50 میلیون تومان کمک کردند که هزینه تعمیر و نگهداری چند دستگاه اینجا هم نمی شود!
وضعیت اقتصادی مملکت به خاطر تحریم ها به هم ریخته، خود ارشاد خیلی جاها دچار کم اعتباری است؛ توقع شما از ارشاد چیست؟
از ارشاد انتظار داشتیم که بر عهد قدیم خودش بماند.
دقیقا چه عهدی؟
در این چند سال با ارشاد جلسات متعددی داشتیم. معتقدم اگر آقای جنتی می ماندند، این مشکل را حل می کردند. با آمدن آقای صالحی امیری و رفتن یکباره ایشان بعد از چند ماه و آمدن آقای دکتر صالحی، وضعیت تغییر کرد. با آقای صالحی امیری فرصتی پیدا نکردیم که صحبت کنیم، اما با دکتر صالحی در جلسه شورای عالی خانه صحبت کردیم، حتی نامه ای برای آقای روحانی در سال 97 نوشتیم و ایشان هم ارجاع دادند تا رسیدگی شود. چند جلسه با رئیس و اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس داشتیم و در شورای عالی خانه هم شرکت کردند و قول های زیادی دادند. معاون سازمان برنامه و بودجه در جمع شورای عالی حاضر شد و قرار بود اقدام جدی برای وضع بودجه کمکی برای خانه هنرمندان و انجمن ها صورت بگیرد که هیچ خبری از آنها نیست و لاجرم وزارت ارشاد باید پیگیر و پیشنهاددهنده این موضوع در بودجه سالانه کشور باشد.
آیا مشکلات خانه هنرمندان فقط مالی است؟
در حال حاضر اصلی ترین مشکل خانه هنرمندان فقط مشکل مالی است؛ والا خانه هنرمندان بهترین و برجسته ترین هنرمندان کشور را در شورای عالی و گروه مشاورانش دارد. چه کسی بهتر از اینها با تدابیر و اقتضائات هنری و باید ها و نبایدهای فرهنگ آشنا هستند؟ حقیقت ماجرا این است که ما نیازمند رهنمود و ارائه طریق هیچ بزرگواری نیستیم؛ به اندازه کافی تجربه مدیریت در فعالیت های برجسته فرهنگی و هنری در خانه هنرمندان ایران وجود دارد. باید امکانات و بودجه فراهم باشد تا به راحتی اقدام و تلاش هنرمندانه داشته باشیم. آقایان امیرخانی و ایرج راد از مؤسسان اولیه خانه، بیش از 23 سال است که تمام عیار در شورای عالی خانه حاضر هستند. آقایان دکتر سریر، ابراهیم حقیقی، سیدمحمد بهشتی، مرتضی کاظمی، سیف اله صمدیان و بسیاری از بزرگان فرهنگ و هنر همکار، مشاور و عضو شورای عالی بوده و هستند. جای تعجب دارد آقای غریب پور به جای یادآوری از بزرگانی که دیگر در میان ما نیستند، به نسل دوم پیش کسوتان هنری توجهی نکرده و گفته اند الا یکی، دو نفر فرد دیگری را در شورای عالی خانه نمی شناسند؛ از ایشان انتظار است که از آن بالا نگاهی به واقعیات هم داشته باشند. ما می گوییم اداره چنین مجموعه ای نیاز به کمک دارد و این کمک هم وظیفه دولت است نه لطف. همه کشورهایی که داعیه فرهنگ دارند، این کار را با افتخار انجام می دهند. ایران که داعیه فرهنگ چندهزار ساله دارد و هر جا لازم باشد بزرگان کشور درباره پیشینه فرهنگی کشور داد سخن سرمی دهند، وقتی جای حمایت می شود، ببینید وضعیت رسیدگی به میراث فرهنگی و ابینه تاریخی ما چطور است؟ یعنی وقت عمل کردن، مشکلات جدی وجود دارد. به قول یکی از دوستان، ما هنرمندان خیلی گنجشک روزی هستیم؛ یعنی اصلا قابل مقایسه نیست که بخش هنر را با حوزه صنعت و امثال آن مقایسه کنند. عرصه فرهنگ و هنر با توجه واقعی و کمک مالی بسیار اندک نسبت به کلیات بودجه کشور قابل احیا و ارتقاست. درباره خانه هنرمندان ایران چند سال است که جلسات متعدد با وزیر ارشاد و معاونان ایشان داشتیم و نتیجه همه اینها این بود که سال 97 با تأکید رئیس جمهور محترم به ارشاد و سازمان برنامه و بودجه، 200 میلیون تومان به خانه هنرمندان کمک کردند. ارزش 200 میلیون تومان سال 91 کجا و 50 میلیون تومان زمستان 98 کجا؟ جالب است خیلی از رخدادهای هنری از جمله بخش هایی از جشنواره تجسمی فجر، جشنواره تئاتر فجر، جشنواره تئاتر عروسکی که متعلق به ارشاد هستند و جشنواره تئاتر دانشجویی وزارت علوم در خانه هنرمندان برگزار می شود و ما هم استقبال می کنیم که با این جشنواره ها پیوند داشته باشیم، اما چند ماه است با سختی روبه رو هستیم. حقوق پرسنل محدود و 62 نفری خانه، هزینه تعمیر و نگهداری و خدمات و تأسیسات، فعالیت های روابط عمومی و امور بین الملل، انتشار مجله شیوه، هزینه برگزاری نمایشگاه های متعدد و بیش از 300 مراسم و رخداد هنری بر دوش خانه سنگینی می کند و کرونا هم شرایطی خطیر و کمرشکن را موجب شده است.
در صحبت هایتان چند بار به مصاحبه اخیر آقای غریب پور اشاره کردید، چرا؟
بله، از ایشان که هنرمندی مجرب و از بنیان گذاران خانه هستند، انتظار داشتم که در این شرایط خطیر مطالب حاشیه ای و گاهی اشتباه را مطرح نکند که موجب سوءاستفاده دیگران شود؛ مثلا اینکه گفته اند معاونت های خانه هنرمندان اندازه یک وزارتخانه است و پرسنل خیلی زیاد است، باید عرض کنم خانه هنرمندان از زمان آقای سرسنگی که سازماندهی جدید پیدا کرد، آن هم با مصوبه شورای عالی، تنها داری سه معاونت است: معاونت هنری با هشت نفر، معاونت آموزشی و پژوهشی با 10 نفر و مدیریت روابط عمومی پنج نفر پرسنل دارند و بقیه همکاران نیز در دبیرخانه و معاونت اداری و مالی شاغل اند که همه امور دو ساختمان بزرگ را به طور کامل انجام می دهند. همان گونه که قبلا گفتم، تمام کارهای اجرائی و هنری و خدماتی و مدیریتی خانه را خودمان انجام می دهیم. حجم وسیع فعالیت های سالانه خانه را با این پرسنل محدود مقایسه کنید، آن گاه متوجه می شوید. دوستان احتمالا نمی دانند وضعیت وزارتخانه ها و دستگاه های فرهنگی و هنری دیگر چیست؟ به هر حال شرایط فعلی ما مانند کشتی توفان زده است؛ آن هم توفانی که تاکنون در دنیا و ایران سابقه نداشته و ناخدای یک کشتی کمک اضطراری درخواست می کند و دوستانی مانند آقای غریب پور به گیرندگان پیام اعم از مردم، هنرمندان و مسئولان تأکید می کنند ببینید قبلا که ما کشتی را ساختیم و به آب انداختیم، چنین بود و چنان. بله، بنده هم مصمم هستم با کمک شورای عالی و همکارانم و حمایت جامعه هنری با هر سختی که شده، از این شرایط سخت عبور کنیم و اگر درخواست حمایت و توجه نمی کردیم، حتما در آینده عذری نداشتیم.
نکته مهم این است که خانه هنرمندان اعتبار بین المللی دارد.
بله، در غرب آسیا تنها کشوری که خانه هنرمندان دارد، فقط و فقط ایران است. در شرق آسیا، کره جنوبی و ژاپن هستند. در اروپا اتریش 160 سال است خانه هنرمندان دارد. آلمان و فرانسه هم همین طور. این مجموعه برای هنر ایران جای افتخار است. همه باید طبق شعارهای شان هنر و هنرمند را بر صدر بنشانند ؛ ولی واقعیت این نیست.
بالاخره نتیجه پیگیری های امسال چه شد؟
فعلا از جانب دولتمردان نتیجه ای نداشته! سؤال ما این است که چطور می شود با وجود همه تلاش ها و صحبت هایی که با وزیر محترم ارشاد شده، مکاتباتی که با رئیس جمهور شده و دستوراتی که داده اند، تذکراتی که به آقای نوبخت داده شده، سهم خانه هنرمندان از بودجه کمک به فعالیت های دولتی فرهنگ و هنر که بیش از هزار میلیارد تومان در سال است، حتی یک ریال هم نباشد! سهم انجمن های تجسمی هم صفر است. با این همه تلاش ها در بیست و چند سال گذشته خانه موسیقی، خانه تئاتر و خانه سینما توانسته اند مبلغ اندکی در حد یک میلیارد تومان در سال ردیف بودجه کمکی بگیرند که نمی دانم چقدر آن محقق شده؛ اما سهم خانه هنرمندان صفر است. وقتی فلان بنیاد و بهمان مؤسسه فرهنگی سالانه چند میلیارد تومان کمک دریافت می کند و در طول سال اغلب عملکرد برجسته و مؤثری از ایشان ملاحظه نمی شود و حتما کارهای بزرگی می کنند که اصحاب فرهنگ خبر ندارند؛ اما کار خانه هنرمندان که معلوم است دست کم سالی 80 تا صد نمایشگاه اصلی کشور در اینجا برگزار می شود. ببینید بعضی نهادهای فرهنگی بودجه های چندده میلیاردی دارند، عملکردشان چیست؟
شاید یکی از دلایل بی توجهی به خانه هنرمندان این است که برخی فکر می کنند خانه فقط به یک نوع تفکر خاص توجه دارد؟
در خانه هنرمندان تلاش شده فضا دولتی نباشد و امکان حضور و بروز ظرفیت ها و توانمندی های واقعی هنری برای هنرمندان واقعی فراهم شود. برخی دوستان که خودشان را در جبهه اصولگرایی طبقه بندی می کنند، می گویند اینجا فضای روشنفکری و افراد خاص است؛ اما اصلا این طور نیست. خانه هنرمندان ایران یک مجموعه کاملا غیرسیاسی است. اینجا چند سال است که به مناسبت ایام اربعین که رخدادی ملی و جهانی شده است، نمایشگاه عکس داریم که حتما باید ویژگی اصلی آن وجه هنری اش باشد. همین طور مراسم تعزیه و تئاترهای دفاع مقدس هم داریم و بسیاری از اقدامات دیگر که متناسب با نیازهای دینی و ملی است. کسی که نگاهش منفی و تلخ باشد، آن کارها را هم که بکنید، می گویند بله، دو تا کار مذهبی هم می کنند. گزارش فعالیت های مذهبی و ارزشی خانه از زمان آقای غریب پور و مدیران بعدی هم وجود دارد. دفاع مقدس، مقاومت ملت ایران در برابر تجاوز بسیار ناجوانمردانه و خشن بود. آیا می شود درباره این قضیه بی تفاوت بود؟ ضمن اینکه اصولا میانه هنرمندان با بحث جنگ خوب نیست. هنرمند همیشه طرفدار صلح است؛ اما قضیه دفاع مقدس بحث مظلومیت ملتی است که جنگی همه جانبه به آنها تحمیل شده و یک عده نازنین جلوی دشمن ایستاده اند که یک وجب از خاک این سرزمین جدا نشود. آیا در هفته دفاع مقدس یاد مقاومت و پایداری مردم خرمشهر، سوسنگرد و کرمانشاه را نباید داشته باشیم؟ ما هم داریم؛ اما به شکل کاملا هنرمندانه. بزرگداشت شهدا را هم به شیوه های هنرمندانه داریم. در بدو ورودم به خانه، نمایشگاهی بزرگ و برنامه هایی ویژه و هنری با حضور و سخنرانی استادان طراز اول هنرهای تجسمی و موسیقی کشور برای بزرگداشت 820 شهید تجسمی کشور برگزار شد که بارها مورد تقدیر قرار گرفت و البته تمام اینها برحسب وظیفه و باورمان بوده و نه خوشایند این و آن!!
منظورتان این است که برخی افراد فرهنگ را قطبی سازی می کنند؟
درباره بعضی از برنامه ها و هنرمندانی که در خانه اجرا شده و حضور پیدا می کنند، اغلب اظهارنظر کرده و تهمت های غالبا ناروایی می زنند که اینها چنین و چنان هستند؛ اما اگر سمت خودشان با هزار اشتباه غش کنند، حلواحلوایش می کنند. خانه هنرمندان ایران وظیفه خودش را در مقابل مناسبت ها و موضوعات دینی و فرهنگی و تاریخی می شناسد و ایفا می کند و تلاش می کند اصالت و تشخص فرهنگی و هنری خودش را حفظ کند. شاخصه اصلی خانه هنرمندان ایران وجه هنری اقدامات و آثار و غلبه فرهنگ ملی است. خانه به دور از شائبه های سیاسی سعی کرده به موضوعات مذهبی و ارزشی هم در حد خودش بپردازد؛ اما به دوستان عزیز به شدت انقلابی هم بارها عرض کرده ام خانه هنرمندان ایران با جاهایی نظیر حوزه هنری، مؤسسه اوج، روایت فتح و... تفاوت جدی دارد. آنها بودجه های دولتی و نهادی دارند و تعریف و جهت گیری شان هم تنها در غالب مباحث دینی، انقلابی و دفاع مقدس است؛ ولی خانه هنرمندان ایران اساس کارش انواع و اقسام هنر است، با وجوه مختلف آن.
امسال با چه بودجه ای این مشکل می تواند حل شود؟
شهرداری از ابتدای امسال نگفته کمک نمی کند، خودشان هم مشکل دارند. خواهش مان این بود که ما را هم در نظر بگیرید. خوشبختانه با پیگیری هایی که داشتیم و با آقای حناچی هم که چند روز قبل برای مراسم استاد ممیز به خانه آمده بودند، مجددا گفت وگو کردم و آقای دکتر حق شناس هم جدا پیگیری کردند و به تازگی 500 میلیون تومان پرداخت کردند.
در سال چقدر بودجه لازم دارید؟
در سال های اخیر خیلی از طرح ها و برنامه هایی را که داشتیم، به دلیل نبود بودجه عملا کنار گذاشته ایم. دوماهنامه شیوه که یکی از مجلات تخصصی و فوق تخصصی هنری است، الان شش ماه یک بار چاپ می شود. بسیاری از فعالیت ها فعلا به صورت لایوهای هنری عرضه می شود.
گمان من این است که با تمام افزایش هزینه ها، اگر سالانه بتوانیم از منابع درآمدی خودمان و منابع دیگر 10 میلیارد تومان بودجه داشته باشیم، یک سال خانه هنرمندان با شکوفایی فوق العاده با همین رفت و آمد انبوه هنرمندان و هنردوستان اداره خواهد شد.
البته با توجه به شیوع کرونا وضعیت یک تا دو سال آینده با سختی و ابهام روبه روست.

یعنی رستوران ها تعطیل است؟
به تازگی رستوران ها باز شده اند؛ ولی وقتی خانه فعالیت های دیگرش تعطیل یا کم رمق باشد، آنها هم نمی توانند رونق داشته باشند؛ چون اینها با هم تعامل دارند. این رستوران ها گذری نیستند و غالبا اهل فرهنگ و هنر در حاشیه سالن سینما و تئاتر و نمایشگاه از این فضاها استفاده می کردند. برخی دوستان اطلاع ندارند و می گویند فلان رستوران های معروف باز شده اند و شلوغ هم هستند. اولا آن رستوران ها معروف و برِ خیابان اصلی هستند و مشتریان بیرونی خودشان را دارند. درصد جدی از مراجعان رستوران های خانه توریست خارجی بودند. غالب توریست هایی که وارد ایران می شدند، یکی از اماکنی که می خواستند ببینند، خانه هنرمندان بود. از اول امسال توریست هایی که وارد ایران شده اند، به 150 نفر هم نمی رسند.
البته این مشکل مربوط به همه دنیاست.
بله، پس نیاز به کمک تعجیلی و خاصی از طرف دولت داریم. چند ماه اخیر نتوانسته ایم حتی نیمی از حقوق پرسنل را بپردازیم. همه هزینه های مان از تعمیر و نگهداری و نگهبانی با خودمان است. شهرداری موظف است اگر فرهنگ سرایی هیچ برنامه ای هم نداشته باشد، هزینه های اجرائی و تعمیر و نگهداری و دستمزد و حقوق پرسنل و بیمه شان را پرداخت کند. همان کاری که وزارت ارشاد باید برای تئاتر شهر، سنگلج، فرهنگ سرای نیاوران و بنیاد رودکی بکند. این مراکز اگر هیچ کاری هم نداشته باشند، پرسنل حقوق شان را می گیرند؛ اما وضع خانه این گونه نیست و همه انجمن های هنری دیگر هم با همین مشکلات روبه رو هستند.
به نظر شما خانه هنرمندان چگونه تقویت می شود؟
دو، سه سال قبل به دعوت خانه هنرمندان و وزارت فرهنگ، ورزش و جهانگردی کره جنوبی، برای بازدید به آن کشور رفتم و یک هفته میهمان دولت کره بودم. حقیقتا شیوه عملی آنها برای ما الگو است. آنها یک خانه هنرمندان مثل ما دارند. اغلب انجمن های هنری و مجموعه ای که ما داریم؛ مثل خانه سینما و تئاتر و انجمن خوشنویسان دارند. آن قدر برای کره ای ها خوشنویسی مهم است که یک موزه بزرگ و باشکوه برای آن ساخته اند. شهرداری سئول و دولت شان برای کمک به خانه هنرمندان کره یک ساختمان بیست و چند طبقه بسیار مجلل در خیابان تهران که از زیباترین و گران ترین خیابان های سئول است، به آنها اختصاص داده. در کره اجاره مسکن بسیار بالاست. انجمن های هنری و خانه هنرمندان کره آنجا مستقر هستند. تعداد زیادی از واحدها را هم به مؤسسات فرهنگی و اقتصادی اجاره داده اند. این درآمد هنگفتی برای آنها است. دولت کره گفته خودتان اینجا را اداره کنید و درآمد آن را خرج فرهنگ و هنر کنید. البته کنترل و نظارت بر عملکردشان هم امری دائمی و پذیرفته است.
باری هم از دوش دولت برداشته می شود؟
خانه هنرمندان و انجمن های هنری یک ضرورت ملی و تاریخی است که اتفاقا با تدبیر نظام که دولت باید سبک شود، همخوان است و بخش عمده ای از بار دولت را به دوش گرفته اند.
اگر دو فعالیت درخشان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از اقدامات مهم صورت گرفته در رژیم گذشته است، جمهوری اسلامی هم می تواند افتخار کند که خانه هنرمندان را ایجاد کرده، به شرط آنکه در حمایت و تقویت آن کوتاهی نشود.
عملا برخورد دولت محترم این گونه است که این کانون هنری خیلی به ما ربطی ندارد؛ در حالی که جای افتخار دارد در دهه 70 عقلی به خرج داده شد و اشتراک ذهنی و عملکردی بین شهرداری و وزارت ارشاد آن زمان ایجاد شد و انجمن های هنری را تقویت کردند. الان به جای افتخار و کمک به این قضیه، آن هم به عنوان یک وظیفه، دولت که سلب مسئولیت کرده و از دور تماشا می کند. با توجه به این وضعیت و شرایط بود که بنده، جناب آقای ایرج راد، آقای گیل آبادی و آقای نوربخش مصاحبه ای کردیم و گفتیم تا اگر فردا به ناچار اینجا تعطیل شد، نگویند چرا این اتفاق افتاد. متأسفانه من در جایی گفتم بعضی از سر حسادت دلشان می خواهد چنین جایی نباشد؛ جایی با کمترین هزینه به شدت مؤثر و پرکار. به شما می گویم سال گذشته کل دخل و خرج خانه هنرمندان با حدود شش میلیارد تومان جمع شد که از این مبلغ چهار میلیارد و 700 میلیون تومان آن حقوق حداقلی پرسنل بود. باید حقوق و بیمه و حق سنوات را بپردازیم. متوسط حقوق و مزایای همکاران ما در حد 3.5میلیون تومان است. در حداقل های تأمین اجتماعی حدود 250 میلیون هزینه جاری برای تعمیر و نگهداری و انشعابات داشتیم و تنها 900 میلیون تومان مستقیما خرج کارهای هنری در یک سال شده است که پول برگزاری یک مراسم کوچک در گوشه و کنار این کشور است. در حالی که در کشور جشنواره هایی با چند میلیارد هزینه برگزار می شود. در این شرایط اگر کسی فکری نکند، متأسفانه کاری از دست ما برنمی آید. حساب دو دو تا چهار تاست. در چند ماه گذشته با قرض گرفتن توانسته ایم حق بیمه بچه ها و بخشی از حقوق را بپردازیم؛ اما اگر حمایتی صورت نگیرد، نفس خانه هنرمندان به شماره افتاده و لاجرم رو به تعطیلی خواهد رفت؛ مگر اینکه دستی از غیب برون آید و کاری بکند.

لینک خبر :‌ روزنامه شرق
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶

شقایق عرفی نژاد

ماجرای این روزهای خانه هنرمندان از آن ماجراهایی است که نه دوست دارید درباره اش بشنوید و نه چیزی بخوانید. باغ دلگشای هنرمندان حدود 7 ماه است که وضعیت خوبی ندارد. آنقدر که چند وقتی است صحبت از تعطیلی اش می شود. اسفند ماه سال گذشته و با اعلام رسمی ورود کرونا به ایران، فعالیت های خانه هنرمندان هم مثل بسیاری دیگر از مجموعه های فرهنگی، متوقف شد. این تعطیلی موقت البته ضرر بزرگی به چرخش اقتصاد این خانه زد. با این حال تا همین ماه گذشته که صحبت هایی از تعطیلی این خانه شد، به کارش ادامه داد. این گزارش نگاهی است به وضعیت امروز خانه هنرمندان.

بعد از مدت ها تعطیلی به دلیل کرونا، نیمه های اردیبهشت شکسته و بسته خانه هنرمندان کارش را شروع کرد، بیشتر به صورت رویدادهای مجازی و برنامه ای هم اگر بود با کمترین تعداد جمعیت برگزار می شد. باغ و خانه هنرمندان که هر غروب و با باز شدن گالری ها و سالن نمایش محل رفت وآمد دانشجویان و هنرمندان و مخاطبان گالری ها و نمایش ها و اهالی محل می شد، خالی از جمعیت شد و کرونا چنان حال و هوای اینجا را تغییر داد که برای دوستدارانش غمناک بود. امیدها بر این بود که با گذر زمان وضعیت خانه هنرمندان بهتر شود، اما این اتفاق نیفتاد و برعکس هرچه زمان رفت، وضع هم بدتر شد. خانه هنرمندان تقریباً تمام منابع درآمدش را از دست داد و کار به جایی رسید که مجید رجبی معمار مدیر خانه هنرمندان در مصاحبه ای که اواخر مرداد با خبرگزاری ایسنا داشت، درباره تنگناهای مالی این مجموعه به طور جدی هشدار داد و از وزارت ارشاد و شهرداری به عنوان مالک این خانه درخواست حمایت کرد. اما هیچ اتفاقی نیفتاد. در این مدت در فضای مجازی و غیررسمی هم مطالب زیادی درباره وضعیت نامطلوب خانه هنرمندان منتشر شد. حدود یک ماه بعد، بعضی از اعضای شورای عالی خانه هنرمندان و از جمله ایرج راد اعلام کردند در این شرایط تنها راه پیش روی این خانه، تعطیلی است. در 17 شهریور، رجبی معمار مصاحبه دیگری با ایسنا کرد و این بار با تغییر لحن و جدی تر درباره مصائب پیش روی خانه هنرمندان هشدار داد و رسماً اعلام کرد بدون هرگونه تعارف خانه هنرمندان ایران بعد از سال فعالیت در آستانه تعطیلی است. او گفت: وضعیت خانه هنرمندان به هیچ وجه خوب نیست. چراکه بعد از کرونا تقریباً تمام منابع درآمد این مکان از بین رفته است. در حالی که قبلاً این مکان از راه فروش بلیت نمایش ها، فروش آثار هنری در گالری ها، کافه رستوران و فروشگاه های خود می توانست بخشی از هزینه هایش را پوشش دهد. بقیه هزینه ها هم از طریق شهرداری تأمین می شد، ولی امسال هیچ یک از این منابع درآمدی وجود ندارد و شهرداری هم به دلیل مشکلات مالی نتوانسته هیچ کمکی بکند.
وزارت ارشاد و سازمان برنامه و بودجه هم به گفته مدیرعامل خانه هنرمندان هیچ کمکی به این خانه نکرده اند و همه اینها باعث شده امروز خانه هنرمندان برای پرداخت حقوق کارکنان کم شمارش هم دچار مشکل باشد.

دردسر پروتکل های بهداشتی
از تیر ماه کم کم مجموعه های مختلف فرهنگی که به دلیل اپیدمی کرونا تعطیل شده بودند، فعالیت هایشان را با شکل های مختلف شروع کردند. تنها دستورالعملی هم که دولت برای بازگشایی این مجموعه ها اعلام کرد، رعایت قوانین بهداشتی خاص این دوران بود و همه چیز به مدیران مجموعه ها واگذار شد. خانه هنرمندان هم جزو این مجموعه ها بود. مجموعه خانه هنرمندان و تماشاخانه ایرانشهر واقع در محوطه خانه هنرمندان، کارشان را دوباره شروع کردند و تنها موظف به رعایت پروتکل های بهداشتی و برگزاری برنامه ها با تعداد کم تماشاگر شدند. رجبی معمار اما این موضوع را نوعی رفع مسئولیت عنوان کرده و گفته اگر ایرانشهر و خانه هنرمندان بخواهند هر روز چنین مواردی را رعایت کنند و چنین امکانات بهداشتی را فراهم کنند، متحمل هزینه های سنگین خواهند شد.
خانه هنرمندان تعطیل بردار نیست
گفت و گوی ما با مجید رجبی معمار اما شامل خبرهای خوبی است. او می گوید خانه هنرمندان تعطیل نیست و تعطیلی بردار هم نیست. رجبی معمار خبر می دهد به تازگی کمک هایی از سوی شهرداری به خانه هنرمندان شده است که در این شرایط سخت کارگشا بوده است و درصدی از هزینه ها را تأمین کرده است. هرچند می گوید دولت همچنان هیچ کمکی به این خانه نکرده است، اما امیدوار است با جلسات و پیگیری های انجام شده اتفاقات مثبتی برای حفظ این خانه بیفتد.

خانه ای برای هنرمندان و هنردوستان
خانه هنرمندان بیست و یک سال است که فعالیت می کند و در این مدت در این محل نمایش های زیادی اجرا شده، نقاشی های بسیاری از نقاشان مطرح کشور در آن روی دیوار رفته و فیلم های زیادی به نمایش درآمده است. این مکان محلی برای هنرمندان است تا بتوانند تجربه کنند و کارهایشان را به نمایش بگذارند. در کنار اینها احساس، تعلق خاطری در هنرمندان و همین طور مخاطبان و تماشاگران آثار به نمایش درآمده در آن نسبت به این خانه ایجاد شده که به هیچ عنوان نمی توان آن را نادیده گرفت. بسیاری از شهروندان از این مکان خاطراتی دارند که هر بار حضور، این خاطرات را زنده می کند. حتی کسانی که مخاطب خانه هنرمندان نیستند، با نشستن در باغ و محوطه آن ساعت های دلنشینی را می گذرانند که تماشای جنب وجوش هنرمندان و آثار هنری که گاه به گاه در محوطه به نمایش گذاشته می شود، آن را دلنشین تر می کند. تمام اینها یعنی خانه هنرمندان یکی از مراکز هنری جدی و دوستداشتنی تهران است که مدیران شهری و دولتی در برابر آن مسئولند. اختصاص بودجه به این خانه می تواند این خانه را از دوران سخت عبور دهد و آن را زنده نگه دارد.
درباره بنای خانه هنرمندان

آنچه درباره باغ هنرمندان که خانه هنرمندان در آن قرار گرفته، مشهور است این است که اینجا یکی از باغ های دوره ناصرالدین شاه به نام فیشرآباد بوده است. فیشرآباد در واقع باغی بوده که آن سوی خندق شمال میدان فردوسی امروزی و خیابان علاءالدوله قرار داشته و به مسیو فیشر که یک دیپلمات اتریشی بوده تعلق داشته است. اما در دوران جنگ جهانی دوم این باغ به انبار تسلیحات متفقین تبدیل می شود. این محوطه بعد از خروج متفقین در اختیار نیروهای نظامی کشور قرار می گیرد و تا سال 75 هم کاربری اش به همین منوال بوده است. اما در این سال شهرداری تهران این باغ و محوطه را در اختیار می گیرد و آن را باغ هنرمندان می نامد. در این باغ اما مهمانخانه ای وجود داشته که با بازسازی زیر نظر بهروز غریب پور، از کارگردانان تئاتر، به یک مرکز هنری به اسم خانه هنرمندان تبدیل می شود. تا سال 88 خانه هنرمندان با 4 گالری، یک تماشاخانه و کافه و رستوران تنها ساختمان فرهنگی این باغ بود. اما در تیرماه همین سال تماشاخانه ایرانشهر با 2 سالن نمایش افتتاح و با افتتاح آن این محوطه رسماً به پاتوقی برای اهالی تئاتر تبدیل شد.

لینک خبر :‌ روزنامه همشهری
بیست و هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب پکن با شعار نمایشگاه هوشمند آغاز به کار کرد، 28 نماینده از ایران به طور مجازی در این نمایشگاه حضور دارند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵ سایت های دیگر : ایران مراسم نیوز

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ایرنا نوشت: بیست و هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب پکن که قرار بود در تاریخ 5 تا 9 شهریور به صورت فیزیکی و مجازی برگزار شود با توجه به شرایط حاکم بر جامعه جهانی متأثر از شیوع ویروس کرونا، صرفاً به شکل مجازی و از تاریخ 5 تا 9 مهر 1399 (26 تا 30 سپتامبر 2020) برگزار می شود.

در این نمایشگاه 2600 ناشر، 100 آژانس ادبی و 500 کتابخانه از 95 کشور ثبت نام کرده و به معرفی آثار خود می پردازند، همچنین بیش از 300 هزار عنوان کتاب در سایت نمایشگاه بارگذاری شده و برگزاری 100 رویداد و نشست آنلاین و آفلاین پیش بینی شده است.
موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران، انتشارات بین المللی الهدی، جامعه المصطفی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، آژانس ادبی تماس، آژانس ادبی پل، آژانس ادبی دایره مینا، انتشارات طوطی، انتشارات نیماژ و انتشارات شمع و مه از جمهوری اسلامی ایران در بخش مجازی این نمایشگاه ثبت نام کرده و حضور دارند.

در این نمایشگاه از تکنولوژی های جدید و هوش مصنوعی برای تجربه نمایشگاهی آنلاین و مناسب استفاده شده است و بنا بر اعلام مجریان نمایشگاه بین المللی کتاب پکن، این نمایشگاه فضایی برای ارتباطات دیجیتال و خدمات تجاری آنلاین در طول سال برای صنعت نشر کتاب بین الملل ایجاد کرده است.

از جمله اقدامات صورت گرفته توسط موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران در سایت نمایشگاه پکن، معرفی صنعت نشر ایران، کتابچه معرفی نویسندگان برتر حوزه کودک و نوجوان به زبان انگلیسی، معرفی آثار حوزه کودک و نوجوان به زبان انگلیسی، معرفی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و معرفی سایت Books from Iran محتوی 1900 عنوان کتاب به همراه چکیده انگلیسی است. همچنین در بخش رویدادهای مجازی نیز این موسسه ویدیو کلیپ هایی در خصوص معرفی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و طرح حمایتی گرنت بارگذاری کرده است.

همچنین پلتفرم آنلاین در سایت نمایشگاه بین المللی کتاب پکن با نام rights link در دسترس قرار دارد که وظیفه آن ارائه خدمات به ناشران بین الملل برای تبادل کپی رایت می باشد. کلیه ناشرانی که در بخش آنلاین نمایشگاه ثبت نام کرده اند می توانند تا تاریخ 11 دی ماه سال جاری به صورت رایگان از خدمات مذاکره و تنظیم قرار ملاقات استفاده کنند.
نمایشگاه بین المللی کتاب پکن برای پربارتر کردن بخش آنلاین خود، طرح های تشویقی را نیز در بخش کپی رایت درنظر گرفته است و به 10 ناشر بین المللی که بتوانند بیشترین تبادل حق چاپ کتاب را داشته باشند جوایزی را اهدا خواهد کرد.

نمایشگاه بین المللی کتاب پکن تعداد 100 غرفه این نمایشگاه را در سال 2021 با 50 درصد تخفیف به ناشرانی که در سال 2020 در بخش آنلاین نمایشگاه شرکت و 35 عنوان کتاب را درج کرده اند به صورت قرعه کشی واگذار می کند.

لازم به ذکر است جمهوری اسلامی ایران در سال 2017 مهمان ویژه نمایشگاه کتاب پکن بود و در سال 2019 کشور چین به عنوان مهمان ویژه نمایشگاه کتاب تهران حضور داشت.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ایرنا نوشت: بیست و هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب پکن که قرار بود در تاریخ 5 تا 9 شهریور به صورت فیزیکی و مجازی برگزار شود با توجه به شرایط حاکم بر جامعه جهانی متأثر از شیوع ویروس کرونا، صرفاً به شکل مجازی و از تاریخ 5 تا 9 مهر 1399 (26 تا 30 سپتامبر 2020) برگزار می شود.

در این نمایشگاه 2600 ناشر، 100 آژانس ادبی و 500 کتابخانه از 95 کشور ثبت نام کرده و به معرفی آثار خود می پردازند، همچنین بیش از 300 هزار عنوان کتاب در سایت نمایشگاه بارگذاری شده و برگزاری 100 رویداد و نشست آنلاین و آفلاین پیش بینی شده است.
موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران، انتشارات بین المللی الهدی، جامعه المصطفی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، آژانس ادبی تماس، آژانس ادبی پل، آژانس ادبی دایره مینا، انتشارات طوطی، انتشارات نیماژ و انتشارات شمع و مه از جمهوری اسلامی ایران در بخش مجازی این نمایشگاه ثبت نام کرده و حضور دارند.

در این نمایشگاه از تکنولوژی های جدید و هوش مصنوعی برای تجربه نمایشگاهی آنلاین و مناسب استفاده شده است و بنا بر اعلام مجریان نمایشگاه بین المللی کتاب پکن، این نمایشگاه فضایی برای ارتباطات دیجیتال و خدمات تجاری آنلاین در طول سال برای صنعت نشر کتاب بین الملل ایجاد کرده است.

از جمله اقدامات صورت گرفته توسط موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران در سایت نمایشگاه پکن، معرفی صنعت نشر ایران، کتابچه معرفی نویسندگان برتر حوزه کودک و نوجوان به زبان انگلیسی، معرفی آثار حوزه کودک و نوجوان به زبان انگلیسی، معرفی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و معرفی سایت Books from Iran محتوی 1900 عنوان کتاب به همراه چکیده انگلیسی است. همچنین در بخش رویدادهای مجازی نیز این موسسه ویدیو کلیپ هایی در خصوص معرفی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و طرح حمایتی گرنت بارگذاری کرده است.

همچنین پلتفرم آنلاین در سایت نمایشگاه بین المللی کتاب پکن با نام rights link در دسترس قرار دارد که وظیفه آن ارائه خدمات به ناشران بین الملل برای تبادل کپی رایت می باشد. کلیه ناشرانی که در بخش آنلاین نمایشگاه ثبت نام کرده اند می توانند تا تاریخ 11 دی ماه سال جاری به صورت رایگان از خدمات مذاکره و تنظیم قرار ملاقات استفاده کنند.
نمایشگاه بین المللی کتاب پکن برای پربارتر کردن بخش آنلاین خود، طرح های تشویقی را نیز در بخش کپی رایت درنظر گرفته است و به 10 ناشر بین المللی که بتوانند بیشترین تبادل حق چاپ کتاب را داشته باشند جوایزی را اهدا خواهد کرد.

نمایشگاه بین المللی کتاب پکن تعداد 100 غرفه این نمایشگاه را در سال 2021 با 50 درصد تخفیف به ناشرانی که در سال 2020 در بخش آنلاین نمایشگاه شرکت و 35 عنوان کتاب را درج کرده اند به صورت قرعه کشی واگذار می کند.

لازم به ذکر است جمهوری اسلامی ایران در سال 2017 مهمان ویژه نمایشگاه کتاب پکن بود و در سال 2019 کشور چین به عنوان مهمان ویژه نمایشگاه کتاب تهران حضور داشت.
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
خبرگزاری کتاب ایران

لینک خبر :‌ خبرگزاری کتاب ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵

نمایشگاه کتاب تهران هر ساله محل تجمع عده زیادی از علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی بود. حال و در وضعیت کرونایی احتمال برگزاری نمایشگاه آنلاین کتاب تهران بررسی میشود.

نمایشگاه کتاب محیط جذابی بود. همه ناشران حضور داشتند و تخفیف ها وب ن ها هم به افراد کمک میکرد که تا جایی که میخواهند کتاب بخرند. هرساله و به هنگام برگزاری نمایشگاه کل از صبح روز اول با دفترچه حاوی لیست کتاب هایم در محل برگزاری نمایشگاه حاضر میشدم. محل برگزاری که چند سال یکبار عوض میشد، یکبار شهر آفتاب و یکبار مصلی امام.

اما امسال به ظاهر قرار نیست با وجود وضعیت کرونایی، نمایشگاه کتاب برگزار شود. در این میان صحبت هایی مبنی بر امکان برگزاری نمایشگاه آنلاین کتاب تهران وجود دارد و احتمالات درباره برگزاری یا عدم برگزاری آن بررسی میشود. با ما در ادامه همراه باشید.

نمایشگاه آنلاین کتاب تهران

در سال جاری با وجود اینکه قرار بود نمایشگاه کتاب کمی زودتر از اردیبهشت ماه؛ یعنی در اواخر فروردین برگزار شود، به علت شیوع کرونا در ایران به طور کامل کنسل شد.

نمایشگاه آنلاین کتاب تهران

عدم برگزاری نمایشگاه کتاب که محل بسیار خوبی برای خرید انواع کتب با تخفیف مناسب بود عده زیادی را مایوس کرد. طی ماه های گذشته، بحث های بسیاری درباره برگزاری یا عدم برگزاری نمایشگاه کتاب شکل گرفت و ضرورت یا عدم ضرورت برگزاری آن مورد بررسی قرار گرفت.

بیشتر بخوانید:

هفته گذشته معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با صدور حکمی موسسه کتاب و ادبیات ایران را به عنوان مسوول برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب تهران تعیین کرد و به این شکل دست کم مشخص شد که قرار است این نمایشگاه به صورت مجازی برقرار شود.

با وجود این حکم، هنوز ابهامات زیادی درباره نحوه برپایی آن پابرجاست؛ گذشته از زمان نامعلوم برپایی آن، نه تنها سازوکار اجرای آن هنوز روشن نشده است بلکه بر ابهامات آن نیز افزوده شده است. تنها چیزی که از متن حکم محسن جوادی برمی آید، این است که این تصمیم به منظور جبران بخشی از خسارت ها و ضرر و زیان ناشی از عدم برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در شرایط موجود کشور گرفته شده است.

تجارب مشابه از برگزاری نمایشگاه های آنلاین کتاب

همه برنامه ریزی های انجام شده برای برگزاری بسیاری از مراسم ها تحت تاثیر همه گیری بیماری کووید-19 قرار گرفته؛ یا راهی برای برگزاری امن برنامه ها پیدا شده یا به زمانی نامعلوم به دوران پساکرونا وعده داده شده است. اما بستری که در این اوضاع کرونایی نشان داد نباید از آن غافل شد، فضای مجازی است که این امکان را به انسان مدرن داده تا بتواند برخی از برنامه هایش را با تغییر شیوه اجرا، در این عرصه اجرایی کند.

نمایشگاه آنلاین کتاب تهران

برگزاری نمایشگاه ها یکی از آنهاست. نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که قرار بود از 26 فروردین ماه امسال برگزار شود، تحت تاثیر این دگرگونی کرونایی قرار گرفته و حالا امکان اجرای مجازی آن در حال بررسی است.

ایران تنها کشوری نیست که در آن نمایشگاه بین المللی کتاب برگزار می شود و تنها سرزمینی نیست که درگیر این اپیدمی شده است مثلا بخش فیزیکی و حضوری هفتاد و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت در سال جاری به دلیل محدودیت های سفر ناشی از بیماری همه گیر کرونا لغو شد و نسخه دیجیتال این نمایشگاه از اول اکتبر شروع و تا تابستان سال 2021 ادامه خواهد داشت.

بیشتر بخوانید:

همچنین پکن نیز به دلیل گسترش ویروس کرونا و محدودیت های ناشی از این بحران، همچون بسیاری از رویدادهای فرهنگی و هنری سال جاری به صورت آنلاین و از 26آگوست برگزار خواهد شد. چندی پیش نیز سی وسومین نمایشگاه کتاب مسکو که بزرگ ترین نمایشگاه کتاب در روسیه است از 12 شهریورماه به صورت آنلاین و آفلاین به مدت پنج روز میزبان علاقه مندان کتاب از سراسر جهان بود. به این نمایشگاه ها باید رویدادهای زیاد دیگری چون نمایشگاه بین المللی کتاب الجزایر و نمایشگاه کتاب اکلتان در فیلیپین را نیز بیفزاییم.

نمایشگاه آنلاین کتاب تهران

با وجود تکرار چنین اتفاقاتی شاید در نگاه نخست به نظر آید بتوان از تجربه این کشورها در زمینه برپایی نمایشگاه آنلاین کتاب استفاده کرد اما نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد تفاوت بنیادی این نمایشگاه با نمایشگاه کتاب تهران است؛ همان تفاوتی که همواره در تمام سال های برپایی آن موضوع انتقادها بوده و آن چربیدن شکل فروشگاهی آن بر جنبه نمایشگاهی آن است.

در اغلب نمایشگاه های معتبر کتاب در جهان، مکان نمایشگاه بیشتر محلی برای تبادلات خرید حق چاپ و ترجمه از سوی بنگاه های انتشاراتی است و مردم عادی جز روزهایی خاص اجازه حضور در آن را ندارند و اگر هم در آن شرکت کنند فقط برای کسب آگاهی از تازه های نشر است نه خرید آن.

نمایشگاه آنلاین کتاب تهران

این درحالی است که هر ساله نمایشگاه کتاب تهران به منظور ایجاد بازاری بزرگ برای عرضه مستقیم کتاب ها به مخاطبان برپا می شود و ناشران با تخفیف های مصوب سعی در جذب بیشتر عموم مردم دارند. اگرچه چنین رویکردی در شرایط نابسامان اقتصادی جامعه و صنعت نشر به عنوان مسکن، حامیانی دارد؛ به ویژه در بین ناشرانی که به دلیل نداشتن کتاب فروشی از عرضه مستقیم کالاهایشان به مردم محروم هستند، بسیاری نیز چنین شیوه ای را در مقایسه با نمونه های خارجی مغایر با اهداف برگزاری نمایشگاه کتاب می دانند و بر این باورند که علاوه بر خدشه به وجهه بین المللی آن، ایجاد چنین بازاری موجب وارد کردن ضرر و زیان به کتاب فروشان مستقل به خصوص در شهرستان هاست. اکنون در تنگنای برپایی رویدادهای فیزیکی این عیب بار دیگر به شکل بزرگ تری به چشم می آید.

در این مدت نمایشگاه های بین المللی معتبر با ایجاد سامانه ای الکترونیکی و عرضه کتاب های جدید ناشران راه را برای تبادل رایت و امکان تجارت همچنان برقرار کرده اند اما بعید است که هنوز برای خود برپا کنندگان نمایشگاه کتاب تهران شکل ارائه فروش کتاب به صورت آنلاین و یکپارچه برای حجم انبوه ناشران و خریداران مشخص شده باشد، یا اگر هم باشد آیا توانایی ایجاد چنین سامانه ای با وجود زیرساخت های فضای مجازی در کشور وجود خواهد داشت یا نه؟ و همچنین در صورت به وجود آمدن چنین سامانه ای، چه مزیتی در مقایسه با فروش آنلاین کتاب که هم اکنون توسط ناشران انجام می گیرد، در آن لحاظ خواهد شد؟

بیشتر بخوانید:

نظر شما درباره برگزاری نمایشگاه آنلاین کتاب تهران چیست؟ نظرات خود را در بخش کامنت ها با در میان بگذارید!

نظر شما درباره برگزاری نمایشگاه آنلاین کتاب تهران چیست؟ نظرات خود را در بخش کامنت ها با در میان بگذارید!

نظر شما درباره برگزاری نمایشگاه آنلاین کتاب تهران چیست؟ نظرات خود را در بخش کامنت ها با در میان بگذارید!

لینک خبر :‌ تکرانو
مجید راستی معتقد است، ناشران باید به تجدید چاپ کتاب اهتمام داشته باشند تا آثار خوب تکثیر و به دست عموم مخاطبان برسد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶

سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین: مجید راستی نویسنده، با این توضیح که تعدد کتاب های ترجمه به معنای اضافه کاری و غلط بودن همه آن ها نیست به هنرآنلاین گفت: درصد بالا رفتن کتاب های ترجمه به مسایل اقتصادی نشر برمی گردد، چرا که آماده سازی کار تالیفی و هزینه های آن بسیار بیشتر است. در ترجمه تصویرسازی آماده است و بخش مهمی از هزینه حذف می شود. مسئله دیگر کپی رایت است. معدود ناشرانی هستند که حق کپی رایت را خریداری می کنند. در نتیجه گرایش به سمت نشر کتاب های ترجمه چندین برابر شده است.

او تجدید چاپ کتاب را یکی مهم ترین فعالیت هایی دانست که ناشران باید به آن اهتمام داشته باشند و افزود: با توجه به شمارگان کم کتاب ها نسبت به تعداد دانش آموزان لازم است کتاب های خوب ناشران تکثیر شود تا به دست عموم مخاطبان برسد. وزارت ارشاد می تواند از تجدید چاپ کتاب های خوب حمایت کند. از واجبات است که یک کتاب خوب و مناسب را همه بخوانند اما نکته این جاست که باید در دسترس باشد. به نظرم ناشران باید در کنار چاپ مجدد کتب، عناوین جدید نشر دهند نه بالعکس. در مبحث ترجمه وضعیت متفاوت است و گاهی یک کتاب از سوی 5- 6 ناشر هم زمان منتشر می شود و به راحتی بدست خواننده می رسد.

نویسنده مجموعه چهار جلدی "پسر کوچولویی به نام غوره" بخش عمده گستردگی کتاب های بازاری را به توجه مصرف کننده آن نسبت داد و تصریح کرد: انواع محصول در همه صنایع وجود دارد این مشتری است که نباید پول خود را دور بریزد. پس در این زمینه مشکل فرهنگی داریم و باید به آن نگاه جدی شود. شخصی که در پی جنس خوب است کتاب بی کیفیت هم نمی خرد ولی وقتی شناخت نباشد و آن هایی که وظیفه دارند کمک بدهند غایبند، شاهد این مشکلات هستیم. چرا که تولیدکننده هم به این سمت می رود که کیفیت را کم کند. بنابراین خانواده ها باید نقش خود را در این زمینه به صورت فراگیر و جدی تر بازی کنند و صاحب فکر و اندیشه باشند.

او وجود کتابخانه در سراسر کشور را از نیازهای جدی جامعه دانست و ادامه داد: کتابخانه ها در سراسر کشور به شکل منصفانه تقسیم بندی نشدند. به مناطقی سفر کردم که اصلا کتابخانه ندارند. دانش آموزان باید عضو کتابخانه هایی در دسترس باشند. تعداد کتابخانه ها 20 برابر شود و وقتی تعداد کتابخانه ها زیاد شد نیاز است از هر کتاب 20 هزار نسخه تکثیر شود. این روند موجب می شود کودک و نوجوان در پی کتاب های جدید باشند و خانواده ها مجبورند برای کتاب خواندن فرزند خود هزینه کنند. البته یکی از دلایل وجود مهم و تاثیرگذار کتابخانه ها این است بچه هایی که خانواده های آن ها امکانات مالی مناسبی ندارند با عضویت به انواع کتاب ها دسترسی پیدا می کنند.

راستی با تاکید بر این که کتاب خلاقه نوشتن برای کودکان و نوجوانان زمان می برد، اظهارداشت: برخی نویسندگان در طول یک سال 50 کتاب می نویسند. به نظرم یک نویسنده هر چقدر هم پرکار باشد نمی تواند این تعداد کتاب بنویسد مگر رونویسی کند. وقت آن رسیده اتفاقات عقلانی تر پیش برود وگرنه همین طور گرفتار روزمرگی خواهیم بود. حرف از کار و تلاش فرهنگ است اما در عمل کارها معمولی است. کارهای خوب نیز باید دیده و حمایت شوند. نویسنده ای که سه کتاب را در طول یک سال نوشته نباید معادل نویسنده ای که در 15 روز سه کتاب می نویسد، دستمزد دریافت کند. به هر حال نویسنده ها کار خود را می کنند ولی دوست داریم شرایط به همه ما کمک کند کار کمتر ولی با کیفیت تر تولید کنیم.

لینک خبر :‌ هنر آنلاین
بازیگر پیشکسوت سینما با تأیید وجود مافیا در این عرصه و تقسیم نقش های در مهمانی ها گفت: اهل مهمان بازی نیستم و اکنون در چرخ های مافیا سینما گیرکرده ام و مسئولان نیز نسبت به این موضوع یا بی توجه اند یا درون مافیا دست دارند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶

به گزارش خبرگزاری فارس از بجنورد جلیل فرجاد، ازجمله بازیگران قدیمی و به نام سینما، تلویزیون و تئاتر در سفر به خراسان شمالی به بازدید از دفتر این خبرگزاری در بجنورد پرداخت و در حاشیه این بازدید و دیدار به گفتگویی با خبرنگار فارس داشت.

جلیل فرجاد در گفتگو با خبرنگار فارس در بجنورد با اشاره به برگزاری برخی رویدادهای فرهنگی موردحمایت از نهادهای دانشجویی اظهار کرد: برگزاری جشنواره های فرهنگی و هنری همچون ققنوس در استان های مختلف کشور از سوی بسیج دانشجویی نشان دهنده این است که مسیری برای استعدادیابی و حمایت از جوانان علاقه مند کشور در این حوزه ایجادشده است.

وی با تأکید بر اینکه حضور و حرکت در مسیر این جشنواره با توجه به اصالت آنان، مسیر درست دیده شدن جوانان و افراد مستعد محسوب می شود، افزود: حمایت دلسوزانه در هنر بسیار مهم است و متولیان این جشنواره در این عرصه تاکید دارند.

این هنرمند پیشکسوت کشور با اشاره به وجود بسیاری از جشنواره ها و کارگاه ها و مراکز آموزش عرصه های هنری گفت: بسیاری از این مجموعه ها هدفشان فقط آمار دادن یا درآمدزایی است و کار دلسوزانه در آن انجام نمی شود.

وی ادامه داد: بسیاری از جوانان و گروه های بااستعداد هنری پس از انتخاب در جشنواره ها برای اجرا در سالن های تئاتر تهران و اجرای نمایش خود، متأسفانه رها می شوند و هیچ گونه حمایتی از آنان برای ادامه فعالیت هنری نمی شود و این موضوعی مهم است که در جشنواره ققنوس نیز به آن توجه و پرداخته شده است.

فرجاد حمایت از گروه های جوان، مستعد و جدید از استان ها و مناطق مختلف کشور را عاملی برای ورود نسل نو و ایجاد آینده ای درخشان در عرصه هنر دانست و ادامه داد: در سال های دور افرادی چون علی منتظری به استعدادیابی مشغول بودند اما با عدم حمایت ها و بی توجهی ها پس ازآن که رزومه مسئولان از آمار دلخواه پر شد، این کار و افراد رها شدند و ادامه مسیر محقق نشد.

وی حمایت مادی از جوانان برای رفع حداقل ضروریات را لازم توصیف کرد و افزود: بسیج باید حمایت های مادی خوبی را از این گروه ها و جوانان داشته باشد تا بتوانند کار خود را ادامه دهند و همزمان زندگی خود را نیز بگذرانند.

مافیای سینما وجود دارد و در آن گیرکرده ام

فرجاد اما در پاسخ به سؤالی مبنی بر وجود مافیا در عرصه هنر کشور اظهار کرد: مافیا در هنر کشور وجود دارد و من در چرخ های همین مافیا گیرکرده ام زیرا از در دهه های گذشته عادت کرده بودم تا به کارهای سینما، تلویزیون و تئاتر دعوت شوم و در این برنامه ها حضورداشته باشم اما این سال ها دعوت از هنرمندان در مهمان بازی ها انجام می شود که من در این کارها نیستم.

وی حمایت مسئولان رده ها و بخش های مختلف از هنرمندان را مسیری برای جلوگیری از گسترش مافیا دانست و گفت: حمایت از افراد توانمند و بااستعداد از سوی مسئولان جلوی انتخاب افراد از روابط خصوصی و شام و ناهارها را می گیرد و این رفتارها در هنر حاکم نمی شود.

این بازیگر سینما و تئاتر در ادامه بر لزوم نظارت مسئولان بر وضعیت هنری کشور تأکید و تصریح کرد: طی دهه 60 تا میانه های دهه 70 وضعیت مناسبی در سینما و هنر حاکم بود و دعوت به هر کاری به خاطر کاربلدی افراد بود اما اکنون مسیرهای ناسالم در این عرصه وجود دارد و نباید اجازه دهیم جوانان از مسیرهای سالم رسیدن به آرزوهای خود در عرصه هنر ناامید شوند.

وی با اشاره به فعالیت دو دختر خود در عرصه سینما گفت: از همان ابتدا نیز به فرزندان خود تأکید داشتم که مبادا به دنبال پیدا کردن کارهای هنری با اسم من باشند بلکه باید کار را یاد بگیرند و با تلاش خودشان در این مسیر موفق شوند.

فرجاد همچنین با اشاره به اعتراض اخیر یکی از بازیگران سینما نسبت به تقسیم و انتخاب نقش های فیلم ها در مراسم های مهمانی خاطرنشان کرد: این وضعیت بسیار غم انگیز است و نتیجه آن شده که بسیاری از افراد همچون هنرمندان کهنسال در کنج خانه منتظر دعوت به کار هستند و در مهمان بازی ها نیز حضور ندارند.

وی همچنین با اعتراض به نحوه مدیریت مسئولان در این عرصه گفت: مسئولان به این مافیاها یا بی توجه اند یا خودشان درون مافیای سینما دست دارند زیرا اگر اراده کنند، با کنار گذاشتن مهرهای این مافیا و حمایت از افراد دیگر می توانند این مسیر را از بین ببرند.

فرجاد با ابراز تأسف نسبت به اینکه اجرای فیلم در سینما و تلویزیون در دست مافیای هنر است، ادامه داد: تأیید وجود مافیا برای من دردآور و غم انگیز است زیرا فرزندان خودم در عرصه سینما حضور دارند و مسئولان باید به فکر این باشد تا مافیا را از بین ببرند اما هرروز این جریان در حال محکم تر شدن است.

وی افزود: متأسفانه شاهد هستیم که برخی نقش هایی که به عنوان مثال فرجاد باید در آن اجرا کند اما به علت پول و مهمانی آقای دیگر، کارگردان و تهیه کننده تصمیم دیگری می گیرند و درنتیجه ضرب المثل از دل برود هر آنکه از دیده برفت محقق می شود و مسئولان نیز در این مسیر فریب می خورد.

این هنرمند پیشکسوت سینما و تئاتر تصریح کرد: من در مافیا هنر نیستم و نبودم زیرا دستورات غیرشرعی، غیراصولی و غیرانسانی این ها را گوش نکردم.

فرجاد درباره وضعیت شبکه نمایش خانگی نیز گفت: مافیای موجود در عرصه سینما و سریال ها در حال رخنه به شبکه های خانگی هستند زیرا در ابتدا شاهد نمایش ها و سریال های خوبی در این عرصه بودیم که حتی حسرت مدیران تلویزیون را نسبت به آن ایجاد می کرد اما اکنون با آشکار شدن درآمد این مجموعه ها، شبکه های مافیا در حال رخنه به این مسیر نیز هستند و باید جلوی آن هر چه زودتر گرفته شود.

وی در انتها با ابراز امیدواری از شکوفایی استعدادها با حمایت های دلسوزانه مسئولان رده بالا گفت: با حرکت استعدادهای جوان در مسیر درست سینما و تئاتر و هر رشته هنری دیگر می توان دهه آینده را پایانی بر حسرت دهه های 60 و 70 دانست.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
سینماپرس: مهدی باقربیگی بازیگر سینما و تلویزیون در پی معرفی هیأت مدیره جدید خانه سینما گفت: هنرمندان نان شب ندارند که بخورند و با سیلی صورت شان را سرخ نگه داشته اند؛ زندگی ها امروز بسیار سخت و دشوار شده و هیچ کس در این وانفسا که زندگی هنرمندان نیز مانند سایر آحاد افراد جامعه دستخوش تحول منفی و دردآوری شده به فکر ما نیست!
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶

بازیگر فیلم های سینمایی پاستاریونی و مرگ سپید در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: اگر مسئولان به هر علتی نمی خواهند یا نمی توانند از هنرمندان حمایت مادی داشته باشند باید از ما حمایت معنوی کنند. کمترین کاری که آن ها می توانند انجام دهند این است که تمام توش و توان خود را به کار ببندند، پیگیری و تلاش کنند و از سایر نهادها و دستگاه های مرتبط مطالبات ما سینماگران را اجابت و برطرف نمایند.

وی ادامه داد: اگر خانه سینما به عنوان نهادی صنفی شناخته می شود و فعالیت می کند باید به عنوان یک صنف واقعی برای احقاق حقوق حقه اعضایش تلاش و مطالبه گری داشته باشد، اما متأسفانه چنین نکته ای را هرگز شاهد نبوده و نیستیم!

باقربیگی با بیان اینکه خانه سینما برای بنده به عنوان یک بازیگر فقط یک بار کار انجام داده اظهار داشت: چندی قبل بنده با تهیه کننده ای بر سر دستمزدم به مشکل برخوردم که ما را به هیأت حل اختلاف خانه سینما ارجاع دادند، البته هرچند که مطالبه برحق بنده به نتیجه نرسید اما همین که دیدم چند نفری از ریش سفیدان وقت خود را گذاشتند و پرونده مرا مطالعه کردند برایم کافی بود! یعنی ما به همین مقدار هم از سمت آقایان قانع هستیم!

این سینماگر خاطرنشان کرد: در کشورهای دیگر اگر فردی در رشته های ورزشی قهرمان شود یا از نظر هنری مورد توجه قرار گیرد، تا آخر عمر در رفاه به سر می برد و زندگی خودش و خانواده اش از سمت دولت ها تا آخر عمر تأمین است اما افسوس که ما در کشورمان شاهد چنین اتفاقی نیستیم.

وی متذکر شد: توجه به هنرمندان تنها در ایام منتهی به انتخابات است تا از آن ها بهره برداری جناحی کنند و در سایر موارد متأسفانه هیچ حرمتی برای هنر و هنرمند قائل نیستند. واقعا نمی دانم چرا به هنرمندان که رکن مهم اشاعه و گسترش فرهنگ و هنر ملی هستند چنین بی محلی صورت می گیرد و هیچ کس به فریادشان نمی رسد!

لینک خبر :‌ سینما پرس
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵

بانی فیلم:

در پی جمع شدن تشکل های صنفی تهیه کنندگی زیر یک سقف و تشکیل یک صنف واحد، حمایت سازمان سینمایی از این اتحاد میان تهیه کنندگان شکل جدی تری به خود گرفت.
در جدیدترین روند حمایتی وزارت ارشاد از صنف جدید دستور حسین انتظامی در واگذاری اختیارات دادن مجوز تهیه کنندگی به منقاضیان از طریق اتحادیه تهیه کنندگان است.
بر این اساس با دستور حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی از امروز 5 مهرماه ارزیابی تهیه کنندگان اول به اتحادیه صنفی تهیه کنندگان واگذار شد و شورای پروانه ساخت وزارت ارشاد بدون نظر اتحادیه صنف تهیه کنندگان دیگر مجوز به هیچ شخص حقیقی و حقوقی نخواهد داد.
بدین منظور برای هم اندیشی بیشتر فردا یکشنبه جلسه ای با حضور اعضای هیات مدیره اتحادیه صنف تهیه کنندگان و مسئولان سازمان سینمایی در کحل سازمان سینمایی وزارت ارشاد برگزار خواهد شد.

اشتراک گذاری در:

لینک خبر :‌ روزنامه بانی فیلم
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶ سایت های دیگر : 55آنلاین شیرازه برترین ها بازار آریا

[پولاد امین] کارگردان فیلم آبادان یازده 60 گلایه های زیادی دارد: از دشواری های ساخت فیلم جنگی- دفاع مقدسی تا بی توجهی مدیران سینمایی به این نوع از سینما؛ از حمایت های ظاهری و شعاری از فیلم های دفاع مقدسی تا مسیر اشتباه کلیت سینمای ایران. گلایه های کارگردان فیلم آبادان یازده 60 ، گلایه های بسیاری دیگر از دست اندرکاران سینمای جنگی ایران نیز می تواند باشد.
این روزها فیلمی به نام آبادان یازده 60 روی پرده سینماهاست که از متفاوت ترین فیلم های سینمای دفاع مقدس به شمار می آید. چهارمین ساخته سینمایی مهرداد خوشبخت، سازنده فیلم هایی چون عقاب صحرا ، صدای پای من و جای او دیگر خالی نیست که سراغ داستان محاصره آبادان در آغازین روزهای دفاع مقدس رفته و روایتی داغ و نفسگیر از تلاش های کارکنان رادیوی آبادان برای جلوگیری از سقوط رادیو و افتادن آن به دست ارتش بعث ارایه می دهد.
آبادان یازده 60 حکایت مقاومت مثال زدنی اهالی رادیوی آبادان است که با ادامه برنامه هایشان روی فرکانس یازده 60 امید را در شنوندگان رادیو زنده نگه داشتند. فیلمی با بازی علیرضا کمالی، ویدا جاویدان، نادر سلیمانی و حسن معجونی که در جشنواره فجر سال گذشته تنها فیلم دفاع مقدسی بخش مسابقه بود و درنهایت هم با اهدای تندیس طلایی مقاومت (جایزه سردار سلیمانی) مورد تجلیل قرار گرفت، اما سازنده اش عقیده دارد که فیلمش سزاوار توجهی بیشتر بوده و تلاش هایشان در جشنواره نادیده گرفته شده است.

گلایه ها
مهرداد خوشبخت می گوید با اینکه الان برای چنین گلایه هایی دیر است، اما در حق فیلمش در جشنواره فجر اجحاف شده است: فیلم ما هم در بخش های فنی و هم غیرفنی و خلاقانه کار می توانست نامزد شود و حتی سیمرغ بگیرد، اما عوامل این فیلم را حتی نامزد هم نکردند که آسیب های زیادی به ما زد. به هرحال نامزدی و سیمرغ های جشنواره می توانند به فیلم ها در زمان اکران کمک کنند. اما نه تنها ما را از این امکان بی بهره گذاشتند که حتی به کلیت سینمای دفاع مقدس نیز آسیب زدند و درحالی که جوایز احتمالی فیلم هایی از این دست می توانند دیگر فیلمسازان را نیز به ساخت فیلم در این زمینه علاقه مند کنند، اما این اتفاق رخ نداد.
خوشبخت برخوردی را که با فیلمش شده، دهن کجی به سینمای دفاع مقدس می داند: اگر باور عموم بر این باشد که فیلمی خوب نشده و ضعف های بی شماری دارد، طبعا سازنده آن فیلم و دیگر عوامل آن خودشان هم این موضوع را متوجه می شوند و طبیعی است که انتظاری برای دریافت جایزه و جلب توجه نخواهند داشت. اما در مورد آبادان یازده 60 یک اتفاق عجیبی رخ داد و اینکه فیلم ما را حتی در یک رشته نامزد نکردند، باعث شگفتی خیلی ها شد. به هرحال رسانه ها متوجه بودند که آبادان یازده 60 چگونه فیلمی است و حتی بیشترشان درباره این فیلم نقدهای مثبتی نوشته بودند و همه شان به این نکته اذعان داشتند که فیلم بسیار متفاوتی است و از زاویه ای متفاوت از بخش اعظم فیلم های دفاع مقدسی به جنگ نگریسته است. بی توجهی جشنواره و داوران آنجایی آزاردهنده تر می شود که بدانیم فیلم ما تا روز آخر در فهرست انتخاب های مردمی در جمع پنج فیلم محبوب بود. این یعنی مردم عادی و تماشاگران جشنواره متوجه ارزش های فیلم ما بودند، اما داوران یک جشنواره دولتی در چهل سالگی دفاع مقدس، نه!

کوتاهی ها
آبادان یازده 60 یکی از محصولات سازمان هنری و رسانه ای اوج است که نگاهی متفاوت، غیرشعاری و غیرایدئولوژیک به دفاع مقدس دارد. فیلمی درباره دفاع مردم آبادان در برابر هجوم ارتش عراق که تصویری نزدیک به واقعیت از مردم ترسیم می کند؛ با تمام رنگارنگی و تفاوت هایی که مردم هر جامعه ای می توانند با هم داشته باشند. از این نظر آبادان یازده 60 با فیلم هایی مانند روز سوم محمدحسین لطیفی، دکل عبدالحسن برزیده و شب واقعه شهرام اسدی و به خصوص دو فیلم اولی متفاوت است که جامعه را توده ای هم شکل و هم عقیده به تصویر کشیده بودند. مهرداد خوشبخت می گوید که حدود 40 سال بعد از آغاز جنگ و در حوالی سی سالگی پایان جنگ احساس می کرده که باید این رخداد را با نگاهی متفاوت و از زاویه ای تازه تر مورد بازبینی قرار داد: جنگ ما آنقدر اتفاقات مختلف و جورواجور دارد که می توان گفت هر فیلمی درباره جنگ می تواند تازه و متفاوت باشد. درواقع زوایای ناگفته و نادیده در جنگ بسیار است و می توان ده ها و صدها فیلم در این مورد ساخت، بدون اینکه این فیلم ها کمترین شباهتی به هم داشته باشند. حالا اینکه این اتفاق نمی افتد و سینمای ما به این سمت نمی آید، دلایل گوناگونی دارد که یکی اش کوتاهی دست اندرکاران سینما و مدیران فرهنگی است و علت دیگرش هم دشواری های ساخت آثاری درباره دفاع مقدس.
به عقیده مهرداد خوشبخت ارگان هایی که باید از تولیدات جنگی حمایت کنند و زمینه ساخت چنین آثاری را فراهم آورند، در عمل به وظیفه شان چندان موفق نبوده اند. ارگان ها و نهادهایی مانند بنیاد سینمایی فارابی، بنیاد روایت فتح، حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس، گروه شاهد، سازمان تبلیغات اسلامی و نهادها و ارگان هایی دیگر- که حداقل در این چند سال اخیر کم کار بوده اند. شما ببینید این نهادها در این سال ها چند فیلم ساخته اند؟ و اگر هم ساخته اند، با چه کیفیتی این کار انجام شده است؟ اینکه درجشنواره گذشته و اکران امسال که مصادف است با چهلمین ساگرد دفاع مقدس، تنها یک فیلم آبادان یازده 60 وجود دارد، این اتفاق چه معنایی می تواند داشته باشد ؟
مهرداد خوشبخت می گوید که مدیران و مسئولان و حتی سینماگران ما مدام درباره دفاع مقدس شعار می دهند، اما کاری برایش انجام نمی دهند. او چند روز پیش به خبرگزاری تسنیم نیز گفته بود: برای من خیلی جالب است که آن قدر شعار درباره دفاع مقدس می دهیم، ولی برایش کار نمی کنیم. مسئولان ما به خواب رفته اند و فقط شعار می دهند. ارگان ها و نهادهای ما واقعا در این زمینه کم کاری می کنند.

ویژگی ها
به گفته کارگردان فیلم آبادان یازده 60 تفاوت این فیلم با بیشتر فیلم های سینمای دفاع مقدس، حداقل فیلم های مهم تر ژانر این است که آن فیلم ها داستان هایی درباره رزمندگان، فرماندهان و قهرمانان روایت می کنند، اما آبادان یازده 60 درباره آدم های معمولی است که در شرایط دفاع قرار می گیرند و در ادامه به قهرمان بدل می شوند: این خیلی مهم است که فیلم ما حکایت دفاع مردم شهر از شهرشان است. مردمی معمولی که به کمک رادیو مانع از سقوط شهرشان می شوند. از این نظر فیلم آبادان یازده 60 به نوعی واجد ارزش تاریخی است، چون بخشی ناگفته و در سایه مانده از جنگ را روایت کرده. به نظر من همین هم باعث جذابیت فیلم برای مخاطبان شده و می بینیم که بیشتر تماشاگرانی که فیلم را دیده اند، از آن راضی بوده اند .

گلایه های آخر
مهرداد خوشبخت از اینکه در سینمای ایران تنها به سینمای کمدی و اجتماعی توجه می شود، ناراضی است: خب معلوم است که در هرکشوری یک نوع سینما بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و محبوب تر است. اما آیا در آن کشورها هم بقیه فیلم ها را تعطیل می کنند و فقط به آن یک نوع فیلم می پردازند؟ مثلا در هالیوود؛ چون پرفروش ترین فیلم ها آثار علمی- تخیلی هستند. دیگر فیلمی جز فیلم های علمی- تخیلی ساخته نمی شود؟ در جاهای دیگر هم همین است. اما سینمای ما مسیری کاملا متفاوت می رود و همه چیز در این سینما در خدمت این نوع فیلم هاست که یا در گیشه جواب می دهند یا درجشنواره ها. آمریکایی ها ده ها و صدها میلیون دلار هزینه می کنند و نجات سرباز رایان می سازند. ما اما این کار را انجام نمی دهیم؛ یعنی مدیران دولتی ما انجام نمی دهند- وگرنه سینماگر که در این اوضاع کاری ازش برنمی آید. این نوع سینما هزینه بسیار بالایی دارد و این جلوی بخش خصوصی را برای ورود به این عرصه می گیرد. مشکل ما اما این است که به نظر می رسد مدیران فرهنگی هم از این وضع ناراضی نیستند. انگار آنها هم نمی خواهند سری را که درد نمی کند، دستمال ببندند .

لینک خبر :‌ روزنامه شهروند
اختلاف سازمان صداوسیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر سر نظارت بر شبکه نمایش خانگی در حالی به مجلس راه یافته که نمایندگان پیشنهاد اصلاح بند 20 ماده 2 قانون اهداف و وظایف وزارت ارشاد را مطرح کرده اند و این در شرایطی است که قوانین صداوسیما بعد از تغییر قانون اساسی در سال 68 تغییری نکرده و گفته می شود طی این سال ها بدون قانون اداره شده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶ سایت های دیگر : شعار سال

اعتمادآنلاین| سحر آزاد - یک طرف سازمانی ایستاده که 31 سال است بدون قانون مانده و از سوی دیگر وزارتخانه ای که با وجود قوانین مصوب، نمایندگان مجلس به دنبال اصلاح بخشی از قوانین مربوط به آن هستند.

اختلاف میان سازمان صداوسیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر سر نظارت بر شبکه نمایش خانگی در حالی به مجلس نیز راه یافت که نمایندگان پیشنهاد اصلاح بند 20 ماده 2 قانون اهداف و وظایف وزارت ارشاد را مطرح کرده اند و این در شرایطی است که صداوسیما قانون مشخصی ندارد.

مهدی کوهیان ، حقوقدان حوزه رسانه و تهیه کننده، در بخشی از گفت وگوی اخیر خود با اعتمادآنلاین درباره تبعات طرح نمایندگان نسبت به اصلاح بند 29 ماده 2 قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به این نکته اشاره کرد که از سال 68 که قانون اساسی تغییر کرد، می بایست قانون اداره صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (مصوب 1359)، قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (مصوب 1362) و قانون اساسنامه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (مصوب 1362) نیز تغییر می کرد.

به گفته او، قوانین مربوط به صداوسیما همگی قبل از سال 68 مصوب شده و بر اساس تغییرات صورت گرفته، باید این قوانین هم تغییر می کرد، اما این تغییرات اعمال نشده، درباره سازمان صداوسیما در حال حاضر قانون مشخصی نداریم و نمایندگان مجلس بهتر است به این تکلیف قانونی خود عمل کنند.

نکته ای که کوهیان درباره قوانین مربوط به صداوسیما عنوان کرد موضوع جدیدی نیست و در دوره های مختلف در مجلس شورای اسلامی مطرح بوده است. با این حال این موضوع وقتی جالب می شود که نمایندگان دور جدید مجلس به جای آنکه طرح نمایندگان دوره های قبلی را به اتمام برسانند و قوانین مربوط به صداوسیما را تدوین کنند، در صدد اصلاح قوانین وزارت ارشاد برآمده اند.

البته موضوع قوانین مربوط به وزارت ارشاد هم پس از آنکه دعوای میان صداوسیما و این وزارتخانه بر سر نظارت بر شبکه نمایش خانگی بالا گرفت پیش کشیده شد.

این روزها که بحث نمایش خانگی و اختلاف میان صداوسیما و وزارت ارشاد بر سر نظارت در این حوزه به مجلس نیز رسیده است، بی مناسبت ندیدیم به فعالیت نمایندگان مجلس در ادوار قبلی نگاهی بیندازیم تا ببینیم قوانین صداوسیما چه سیری را سپری کرده و چرا سازمانی که نیازمند تصویب قوانین است از سوی مجلس فعلی رها شده و به جای آن قوانین وزارتخانه ای که پیش از این نوشته شده بار دیگر باید اصلاح شود.

تصویب یک فوریتی طرح نظارت بر صداوسیما در مجلس هشتم

29 تیر 1390 در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی علی مطهری، نماینده تهران، به نمایندگی از 34 نماینده دیگر طرح اداره و نظارت بر سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران را در جلسه علنی مجلس مطرح کرد که با 103 رأی موافق، 49 رأی مخالف و 11 رأی ممتنع از مجموع 194 نماینده حاضر در صحن با یک فوریت این طرح موافقت شد.

هرچند به گفته همشهری آنلاین ، این طرح حدود 2 ماه بعد در روز 17 شهریورماه با اعلام هیات رئیسه مجلس به دلیل پس گرفتن امضای برخی از نمایندگان مسترد شد.

در مقدمه توجیهی طرح مذکور آمده بود: همه قوانین مربوط به سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران قبل از بازنگری قانون اساسی در سال 1368 به تصویب رسیده و پس از آن اصلاح نشده است؛ تنها قانون الحاق یک ماده و 2 تبصره به قانون اساسنامه سازمان صداوسیما در 23 خرداد 1388 یعنی بعد از بازنگری قانون اساسی تصویب شده است.

این قوانین عبارت اند از: اساسنامه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان صداوسیما و قانون اداره صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران؛ لذا لازم است قانون اداره و نظارت بر سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران تصویب شود و اکثر قوانین قبلی ملغی اعلام شود. از این رو این طرح با قید یک فوریت ارائه می شود.

چنان که سایت خانه ملت از آن روز گزارش داده، مطهری عضو کمیسیون فرهنگی مجلس عنوان کرد که قانون فعلی صداوسیما متعلق به سال 59 است و از آن زمان تاکنون اصلاح نشده و به عبارت دیگر صداوسیمای ما امروز قانون اداره ندارد.

به گفته او، قانون خط مشی کلی و اصول صداوسیما که متعلق به سال 1361 است قانون جامع و کاملی است که نیازی به تغییر ندارد، اما لازم است قانون اداره و نظارت بر صداوسیما هرچه زودتر به تصویب برسد تا تکلیف سازمان صداوسیما و نظارت بر آن شفاف تر شود.

طرح یک فوریتی چه بود؟

این طرح شامل 14 ماده بود. در ماده یک آن آمده است، در اجرای اصل 175 قانون اساسی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران که در این قانون سازمان نامیده می شود، سازمانی است مستقل که طبق این قانون اداره و نظارت می شود و نصب و عزل رئیس آن با مقام معظم رهبری است.

ماده 2 آن ارکان سازمان صداوسیما را شامل هیات امنا، هیات مدیره، رئیس و شورای نظارت معرفی کرده بود. در ماده 3 نیز هیات امنا از رؤسای سه قوه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری تشکیل شده بودند.

ماده 4 وظایف هیات امنا را تهیه و پیشنهاد راهبرد و سیاست های فرهنگی، هنری، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سازمان جهت تایید مقام معظم رهبری، تصویب برنامه درازمدت و میان مدت و کوتاه مدت سازمان، تصویب بودجه سازمان، تصویب تشکیلات سازمان، تصویب ضوابط اجرایی و مالی معاملاتی سازمان، بررسی گزارش های شورای نظارت و تصمیم گیری درباره آن و تصویب مقررات خصوصی سازی و نحوه اداره رادیو و تلویزیون خصوصی برشمرده است.

البته در تبصره این ماده عنوان شده که مصوبات هیات امنا برای هیات مدیره و رئیس سازمان لازم الاجراست.

همچنین در ماده 8 این طرح قید شده که شورای نظارت بر سازمان صداوسیما که بر اساس اصل 175 قانون اساسی تشکیل شده است وظایفی از جمله نظارت بر نحوه اجرای ضوابط مالی و اداری، نظارت بر نحوه اجرای سیاست های فرهنگی، هنری، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، نظارت بر نحوه اجرای برنامه درازمدت، میان مدت و کوتاه مدت، نظارت بر نحوه اجرای بودجه مصوب و نظارت بر نحوه اجرای مصوبات هیات امنا را بر عهده دارد.

در ماده 10 آمده که رئیس سازمان موظف است در اجرای سیاست های اصل 44 قانون اساسی، تمامی شرکت ها و سازمان های تابع سازمان را به بخش غیردولتی، و بخش های مختلف سازمان غیر از پخش اعم از تولید، راه اندازی و نگهداری را با تصویب هیات مدیره و هیات امنا به بخش غیردولتی واگذار کند.

ماده 11 این طرح عنوان کرده است که بخش خصوصی می تواند با اجازه سازمان و در چارچوب مقررات مصوب هیات امنا رادیو یا تلویزیون تاسیس کند. در تبصره یک این ماده قیده شده است که هیچ یک از بخش های دولتی و حاکمیتی غیر از سازمان صداوسیما حق ورود به این عرصه را ندارند.

در تبصره 2 هم آمده است که بخش خصوصی در چارچوب مصوبات هیات امنا به جز حوزه خبر، با رعایت ضوابط اسلامی و مصالح ملی، می تواند در حوزه های فرهنگی، هنری، ورزشی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برنامه پخش کند.

تبصره 3 این طرح درباره اساسنامه شبکه خصوصی رادیویی یا تلویزیونی و صلاحیت موسسان و مدیران مسئول آن است که باید به تصویب هیات مدیره و هیات امنای سازمان برسد.

ماده 14 نیز گفته است که از تاریخ تصویب این قانون، قانون اساسنامه سازمان مصوب 27-7-1362، قانون اداره صداوسیما مصوب 8-10-1359 و قانون شورای نظارت بر سازمان صداوسیما مصوب 11-7-1370 لغو می شود و قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان صداوسیما و نیز ماده واحده مصوب 23-3-1388 مجمع تشخیص مصلحت نظام به قوت خود باقی است.

طرح مصوب کمیته فرهنگ، هنر و رسانه

بعد از آنکه طرح مذکور در مجلس هشتم به سرانجامی نرسید، در 19 دی ماه 1396، متن طرح مصوب کمیته فرهنگ، هنر و رسانه کمیسیون فرهنگی مجلس درباره طرح اداره و نظارت بر صداوسیما منتشر شد. به گفته خبرگزاری فارس ، این متن شامل تغییراتی در محتوا و حذف پنج ماده از متن اصلی ارائه شده به هیات رئیسه مجلس بود.

این متن از 22 ماده تشکیل شده بود که در ماده یک آن صداوسیما را سازمانی مستقل تعریف کرده بود که نصب و عزل رئیس آن با مقام رهبری است.

اما ماده 2 آن که همچنان بسیار بحث برانگیز است و اختلاف اصلی بر سر نظارت بر شبکه نمایش خانگی میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صداوسیما را دامن می زند، بحث پخش فراگیر است.

در ماده 2 آمده است: پخش فراگیر برنامه های رادیویی یا تلویزیونی در داخل و خارج از کشور در انحصار سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران می باشد و مسئولیت صدور مجوز و تنظیم مقررات رادیویی و تلویزیونی فراگیر و نظارت بر آن منحصراً بر عهده سازمان صدا و سیماست و هرگونه ارائه خدمات نوین پخش فراگیر رادیویی و تلویزیونی الزاماً بر بستر شبکه ملی اطلاعات منحصر و محدود می شود.

ماده 3 ارکان سازمان را هیات امنا، رئیس و شورای نظارت معرفی کرده و بدین ترتیب در مقایسه با طرح قبلی، هیات مدیره حذف شده است. در ماده 4 عنوان شده بود که هیات امنای سازمان پنج نفر از اشخاص حقیقی یا حقوقی بوده و توسط مقام رهبری برای مدت پنج سال منصوب می شوند.

همچنین یکی از انتقادها نسبت به سازمان صداوسیما، نبود نظارت بر این سازمان و پاسخگو نبودن آن است. در ماده 8 این متن آمده است: شورای نظارت بر سازمان صداوسیما که بر اساس اصل 175 قانون اساسی تشکیل شده است، نقش بازرس هیات امنا را دارد و بر حسن اجرای کلیه امور سازمان نظارت می کند و حق دسترسی به کلیه اطلاعات سازمان را دارد.

نظارت بر نحوه اجرای ضوابط مالی و اداری و استخدامی، نظارت بر نحوه اجرای سیاست های فرهنگی، هنری، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، نظارت بر نحوه اجرای برنامه درازمدت، میان مدت و کوتاه مدت و نظارت بر نحوه اجرای بودجه مصوب، نظارت بر نحوه اجرای مصوبات هیات امنا و نظارت بر نحوه رسیدگی به شکایات از جمله وظایف این شورا ذکر شده بود.

ماده 12 نیز رئیس سازمان را موظف کرده است که در اجرای سیاست های اصل چهل و چهارم (44) قانون اساسی، تمامی شرکت ها و موسسات قابل واگذاری تابع سازمان را ظرف پنج سال از زمان ابلاغ این قانون به بخش غیردولتی، و بخش های مختلف قابل واگذاری تابع سازمان غیر از پخش را با تصویب هیات امنا به بخش غیردولتی واگذار کند.

در ماده 13 به بخش خصوصی اشاره شده بود که بخش خصوصی می تواند به اجازه سازمان در همه بسترهای انتشاری و در چارچوب مقررات مصوب هیات امنا رادیو و تلویزیون فراگیر تاسیس کند.

مطرح شدن دوباره قوانین نظارت بر صداوسیما در مجلس دهم

در 22 اردیبهشت 98 بار دیگر بررسی قوانین مربوط به صداوسیما در مجلس با عنوان اولویت بررسی طرح خط مشی اداره و نظارت بر صداوسیما در دستور کار مجلس قرار گرفت و در نهایت از 227 نفر نماینده حاضر در مجلس شورای اسلامی اولویت بررسی این طرح با 110 رأی موافق، 89 رأی مخالف و 10 رأی ممتنع رد شد.

علی مطهری این بار نیز به عنوان نماینده درخواست کنندگان در اولویت قرار گرفتن بررسی این طرح در مجلس دهم، در دفاع از این موضوع گفت: قانون اداره سازمان صداوسیما همان مصوب سال 59 است که با تناسب با شرایط قبلی یعنی وجود شورای سرپرستی و تعیین مدیرعامل توسط این شورا در آن زمان تدوین شده است و این قانون با قانون اساسی فعلی سازگار نیست و نیاز مبرم به قانون جدید احساس می شود.

به همین جهت بود که رهبر معظم انقلاب زمانی که آقای لاریجانی را به ریاست این سازمان منصوب کردند، قید کردند؛ از آنجا که این سازمان قانون جدید ندارد اختیارات شورای سرپرستی سابق تا زمان تصویب قانون جدید به آقای لاریجانی واگذار کرد که هنوز این قانون تصویب نشده است.

به گزارش خانه ملت ، او درباره پیگیری برای تصویب قانونی برای صداوسیما اظهار کرده بود: از مجلس ششم تا مجلس نهم این قانون در مجلس مطرح بوده و شخصاً در مجلس هشتم به دنبال تدوین این قانون بودند که به مجلس نهم موکول شد و اکنون در مجلس دهم مطرح است، بنابراین تصویب این قانون برای مجلس شورای اسلامی و کشور اولویت دارد و باید تکلیف این قانون مشخص شود.

مقام معظم رهبری نیز تاکنون چندین بار به این مضمون فرموده اند که بنده در صداوسیما فقط رئیس را انتخاب می کنم و در جزئیات و تحولات آن وارد نمی شوم، صداوسیما مانند نیروهای مسلح نیست که من در جزئیات آن وارد شوم.

دبه درآوردن

علاوه بر این، در همان اردیبهشت 98 احمد مازنی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس دهم، در گفت وگویی با روزنامه اعتماد از دلایل تصویب نشدن طرح نظارت بر صداوسیما گفته بود: این موضوع در مجالس گذشته بارها مطرح شده بود اما به هر دلیلی رأی نیاورد و نتوانست به سرانجام برسد. من فکر می کنم یکی از دلایلی که باعث شد این قانون تصویب نشود و این کار به نتیجه نرسد، اختلافات کسانی بود که تصمیم داشتند برای صداوسیما قانون بنویسند. به طور مشخص اختلافات سیاسی از جمله گرایشات جناحی در مجلس، اختلافات مجلس و صداوسیما یا اختلافات دولت و صداوسیما و... موجب شد، تدوین قانون در این زمینه به تعویق بیفتد.

به گفته مازنی از ابتدای مجلس دهم، طرح هایی که درباره اداره صداوسیما مطرح شده بود بررسی شد؛ مثلاً تعدادی از نمایندگان مجلس گذشته طرحی داشتند که دوباره آن را احیا کردند و پژمان فر از جمله این افراد بود یا علی مطهری طرح خود را ارائه کرد. از سازمان صداوسیما هم خواسته شد اگر طرحی درباره اداره سازمان دارند، به کمیسیون بدهند تا مورد بررسی قرار گیرد که آنها طرحی ارائه کردند و دولت هم اعلام کرد در تدارک ارائه لایحه ای درباره صداوسیماست.

در ادامه مجموعه طرح های نمایندگان، پیشنهادهای صداوسیما و لایحه دولت در اختیار مرکز پژوهش های مجلس قرار گرفت. اشتراک و افتراق این طرح ها در جداولی مشخص شد و نهایتاً در کمیته تخصصی فرهنگ و هنر و رسانه حدود 40 جلسه با حضور نمایندگان دولت و نمایندگان ذی نفع در مجلس، صداوسیما و مرکز پژوهش ها و برخی دستگاه های دولتی که تاثیرگذاری بیشتری داشتند مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت ارتباطات و... طرح های مختلف بررسی شد.

مازنی سپس به مداخله برخی از افراد برای به تعویق انداختن این طرح اشاره کرد: بعضی از کسانی که نظراتی در رابطه با اداره صداوسیما داشتند و به علت آنکه این نظرات در کمیسیون مورد تایید قرار نگرفته و در یک روند کاملاً دموکراتیک مورد تصویب کمیسیون قرار نگرفته و به صحن آمده است، به قول معروف دبه کرده اند و هر طور شده است می خواهند آن را از دستور کار خارج کنند. جالب است بدانید، مسئولان صداوسیما برای آنکه این طرح از دستور کار خارج شود از همه ظرفیت هایشان استفاده کردند.

مجلس دهم نیز از تصویب قوانین مربوط به صداوسیما باز ماند و حالا مجلس یازدهم در حالی از خرداد 99 آغاز به کار کرده که در همین چند ماه نخستین در پی اصلاح بند 20 ماده 2 قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برآمده و این در حالی است که قوانین مربوط به صداوسیما همچنان در مسیر قبلی باقی مانده اند و معلوم نیست نمایندگان این دوره مجلس در صدد تصویب قانونی برای اداره و نظارت بر صداوسیما هستند یا اینکه ترجیح می دهند قوانین وزارت ارشاد را اصلاح کنند.

لینک خبر :‌ پایگاه خبری اعتماد
کارگردان فیلم سینمایی "محافظ" می گوید محتوای یک فیلم شرط ماندگاری آن است و حتی از ساختار نقش مهم تری در مانایی یک اثر دارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶

سرویس سینمایی هنرآنلاین : محمدجواد کاسه ساز کارگردان سینمای جنگ و دفاع مقدس، در گفت وگو با خبرنگار هنرآنلاین درباره شئون مختلف دفاع مقدس، بیان کرد: با گسترده شدن مفهوم مقاومت، جشنواره فیلم دفاع مقدس به جشنواره بین المللی فیلم مقاومت تغییر نام داد و رویکردهای خود را با مقتضیات روز منطبق کرد، چراکه این مفهوم بسیار گسترده تر از دفاع مقدس است.

او با بیان این که فیلمساز باید از جامعه و زمان خود جلوتر باشد، تصریح کرد: این که نگاه فیلمسازان جوانی که جنگ را ندیده اند با سینماگران دوران دفاع مقدس، به مقوله جنگ متفاوت باشد، امری طبیعی است چراکه مفاهیم، ارزش ها و آرمان های جامعه باید با زبان روز به مخاطب ارائه شود.

کارگردان فیلم سینمایی "پروانه ای در مه" با اشاره به لزوم حمایت از سینماگران حوزه دفاع مقدس، تأکید کرد: در سال های گذشته، بی مهری های زیادی در حق سینماگران حوزه مقاومت و دفاع مقدس شده است. بسیاری از سینماگران این حوزه که پیش تر آثار درخور توجهی ساخته بودند، امروز خانه نشین هستند. بخش جشنواره جشنواره ها در جشنواره بین المللی فیلم مقاومت می تواند دوباره نام بسیاری از این افراد را بر سر زبان ها بیندازد و بار دیگر توجه مدیران فرهنگی را به این عرصه متمرکز کند.

مدیر امور انتخاب و ارزشیابی شانزدهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم مقاومت تأکید کرد: استعدادیابی در حوزه سینما امری بسیار مهم و جدی است، اما نباید از کارگردانان حرفه ای و آزموده ای که سال ها تجربه کار در این عرصه را دارند و امروز خانه نشین هستند، غافل شد؛ این افراد سرمایه های سینما هستند و برگزاری بخش جشنواره جشنواره ها کمک شایانی به این امر است. این بخش فرصتی مغتنم برای محک خوردن آثاری است که در 40 سال گذشته عنوان بهترین را در جشنواره های داخلی کسب کرده اند.

وی افزود: در این بخش می توان تفاوت های آثار سینمایی تولیدشده در دفاع مقدس را در 40 سال گذشته به وضوح دید؛ البته این بخش تذکری برای مسئولان فرهنگی نیز هست تا بیش از گذشته به سینمای دفاع مقدس بها دهند.

کاسه ساز ادامه داد: تفاوت موجود در محتوای آثار دفاع مقدس طی گذشت این سال ها، امری طبیعی است چرا که هر فیلمسازی بنا به نسل خود و از نگاه و دریچه خود فیلم می سازد؛ البته در سال های متعدد آثار سینمای دفاع مقدس در زمره بهترین آثار سینمای کشور بودند.

او در خاتمه تصریح کرد: محتوای یک فیلم شرط ماندگاری آن است، به طوری که می توان گفت حتی از ساختار نقش مهم تری در مانایی یک اثر دارد.

لینک خبر :‌ هنر آنلاین
سانسور یک آدرس غلط است که برخی ضعف کیفیت آثار سینمایی را بر گردن آن می اندازند، اما حقیقت ماجرا این است که تنزل کیفیت بخش عمده ای از آثار سینمایی ایران ربطی به مسئله ممیزی و نظارت ندارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶ سایت های دیگر : کارگر آنلاین

سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: نظارت از سوی حاکمیت بر سینما امری واجب و ضروری است، اما متوقف ماندن مطالبات سینمایی در سطح نظارت و به کار نینداختن چرخ های مدیریت ایجابی کمکی به حل محتوای آثار سینمایی نخواهد کرد.

انداختن گناه بی کیفیتی آثار سینمایی به گردن ممیزی موضوع تازه ای نیست و پیش از این بار ها این آدرس غلط از سوی دیگران داده شده است و این بار نیز به نظر می رسد ضعف دانش و کمبود اطلاع یکی از هنرمندان سینمای کشورمان باعث شده تا بار دیگر ریشه بی کیفیتی آثار بر گردن نظارت انداخته شود.

ممیزی کمتر شود تا بهتر بازی کنیم!

مصطفی زمانی بازیگری که با نقش حضرت یوسف به مردم معرفی شده است اخیراً در گفتگو با فریدون جیرانی در برنامه کافه آپارات درباره اینکه آیا سینمای ایران می تواند در مبارزه با فساد نقش داشته باشد، می گوید: سینما در ایران اصلاً نمی تواند در بحث مبارزه با فساد وارد شود و فیلم هایی مثل سرپیکو بسازد، چون در همه جا مقابل نیرو هایی هستیم که هر چه حرف می زنیم می گویند بدخواهید! ما نمی توانیم این فیلم ها را بسازیم. یکی از دلایل مشکلاتی که در سینما داریم این است که واقعیت جامعه با واقعیت چیزی که قرار است پخش بشود فرق دارد. دختر 25 ساله ما را می بیند می گوید این چه مزخرفیه کار می کنید!

زمانی ادامه می دهد: سینما از جامعه عقب نیست، ممیزی نمی گذارد ما خودمان را نشان بدهیم و ما عقب افتاده فرض شده ایم. فیلمنامه ای می خواندم که درباره مافیای مواد مخدر و کشتن آدم هاست. پلیس مگر راضی می شود ما پنج نفر را بکشیم؟ یکی از دوستان رفته بود از نیروی انتظامی مجوز بگیرد گفته بودند ما به اندازه کافی سر متری شیش و نیم کشیدیم. آرزویم برای سینما این است که به ما رحم کنند، یک ذره ممیزی ها کم بشود که نقش ها را بهتر بازی کنیم و سینما به جامعه نزدیک شود.

دست کم گرفتن سینما!

اینکه سینماگر کشورمان واقعاً فکر می کند ریشه اصلی ضعف آثار سینمایی شدت ممیزی آثار است، واقعاً مسئله ای است که دلیل آن می تواند عدم آگاهی کافی از امکانات سینما و ماهیت آن باشد چراکه ظرفیت های سینما آنقدر بالاست که اگر واقعاً فیلمسازی بخواهد به موضوعات مختلف ورود کند و فیلم خودش را بسازد، سدی جلوی او نخواهد بود. زمانی برای اثبات حرفش از مصائب ساخت فیلم متری شیش و نیم سخن گفته، اما به این اشاره نکرده که نیروی انتظامی چه اندازه با این فیلمساز کشورمان برای ساخت فیلمش همکاری کرده و در آخر اگر اشکالی در کیفیت فیلم است، ربطی به ممیزی و سفت بودن پلیس یا هر نهاد ناظر دیگری ندارد و سابقه نشان داده اتفاقاً پلیس بیشترین همکاری را با فیلمسازان انجام می دهد. اینکه بازیگر سینما و تلویزیون کشورمان فکر می کند ممیزی و نظارت سد راه کیفیت آثار است به دلیل آدرس غلط هایی است که از گوشه و کنار داده می شود و از طرفی دیگر این مسائل آنطور که باید به طور جدی در رسانه ها به بحث گذاشته نمی شود تا موشکافی و سهم واقعی ممیزی در کیفیت آثار بر همگان معلوم شود.

مدیریت سلبی، مدیریت ایجابی

به نظر می رسد مشکل اصلی از آنجا ناشی می شود که سطح مطالبات در سینما روی نظارت متوقف مانده است، عده ای خواهان کنار رفتن کامل ممیزی و در مقابل عده ای خواهان تشدید آن هستند. اگر مدیریت در سینما را از دو جنبه مدیریت سلبی و ایجابی بنگریم، ممیزی به عنوان یک ضرورت در عرصه مدیریت سلبی قرار می گیرد و به گستره نباید ها مربوط می شود و در مقابل مدیریت ایجابی قرار دارد که دامنه ای بسیار وسیع تر دارد و عرصه بایدهاست و متأسفانه این عرصه از سوی دو سر طیف منتقدان سینمای فعلی و منتقدان نظارت در سینما نادیده گرفته شده است. عده ای فکر می کنند اگر ممیزی و نظارت برداشته شود، مشکل کیفیت حل می شود و برخی نیز می انگارند اگر صرفاً روی تشدید ممیزی ها تمرکز کنند، محتوای آثار سینمایی ارتقا می یابد، در صورتی که باید سطح منازعه را از نظارت صرف بالاتر برد و خواهان ورود مدیریت به عرصه ایجابی شد؛ عرصه ای که به ما می گوید چه بایسته مغفول مانده ای در سینما وجود دارد که بها دادن به آن می تواند کیفیت آثار سینمایی را نجات دهد.

این یک حقیقت است که اگر مطالبه دلسوزان و دغدغه مندان فرهنگی روی نظارت متوقف بماند و خواستار انتقال مدیریت سلبی به سمت مدیریت ایجابی نشوند، کیفیت محتوای آثار سینمایی رشد چندانی نخواهد کرد.

نظارت یک مکانیسم حداقلی برای کنترل و مدیریت محتوای آثار هنری است تا خالقان اثر از خطوط قرمز مرسوم و قانونی عبور نکنند؛ حیطه ای که دولت ها با سیاست به اصطلاح شل کن سفت کن و متوقف ماندن در آن به تنزل کیفیت آثار دامن می زنند.

نظارت حیطه ای نباشد ها و نبایدهاست. مدیریت های سینمایی همواره در این حیطه متوقف مانده اند. مدیران سینمایی از ابتدای انقلاب معطوف به این جمله امام راحل که ما با سینما مشکل نداریم ما با فحشا مخالفیم می دانستند دقیقاً در سینما چه چیزی نمی خواهند، اما هیچ گاه بر مدیران سینمایی معلوم نشد از جان سینما چه می خواهند. آن ها نمی دانستند به کجا باید بروند و چه چیز هایی را باید تقویت کنند.

تلقی اولیه این بود که اگر برهنگی و خشونت از سینما حذف شود، سینما اسلامی می شود، اما در همین دهه اخیر شاهد آثاری بوده ایم که در آن ها خبری از برهنگی نبود، اما بافت محتوایی اثر به شدت کانون خانواده و اخلاق جامعه را هدف قرار می داد. جالب است که تا مدت ها بر اساس قانونی نانوشته، ساخت ملودرام و فیلم عاشقانه در سینمای ایران ممنوع بود و اولین بار در سال 68 با تولید فیلم پاییزان از سوی رسول صدرعاملی یک ماجرای عاشقانه پس از انقلاب اسلامی وارد یک فیلم ایرانی شد، یعنی تا مدت ها انگاره های اشتباه برخی مدیران به موضوع عشق زمینی که موتور محرک اصلی اغلب داستان ها و رمان های بزرگ جهان است و حتی احسن القصص قرآن را نیز شامل می شود باعث شد این مضمون از سینمای ایران کنار گذاشته شود. این تفریط البته منجر به افراط در نیمه دوم دهه 70 شد که موجی از آثار دو ضلعی و چند ضلعی شبه عاشقانه را راهی اکران عمومی سینما ها کرد؛ آثاری که اغلب کیفیت سینمایی پایینی داشتند، اما مطالبه نسل جوان دهه 70 به این موج دامن می زد و سینماگران، اما پاسخگویی امین و شایسته در این ارتباط نبودند. طرفه اینکه ابتذالی که دامنگیر سینمای ایران است، ربطی به ممیزی ندارد، بلکه نبود سیاستگذاری دقیق و آگاهانه در سینما به این وضع دامن زده است و اگر این مسئله به طور دقیق بررسی نشود و همچنان کانون مناقشات بماند، تحولی در سینما حادث نخواهد شد.

لینک خبر :‌ روزنامه جوان آنلاین
غلامرضا آزادی، تهیه کننده سینما که در حوزه کودک و نوجوان فعالیت کرده است می گوید: فیلمسازانیکه باانگیزه و عشق کار می کردند به دلیل بی در و پیکر بودن این حوزه در کشور، رها کردند و رفتند به همین دلیل است که الان هیچ برنامه،سریال و فیلمی در ژانر کودک ساخته نمی شود که ماندگار باشد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶

غلامرضا آزادی، تهیه کننده سینما، در گفتگو با خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا با اشاره به عملکرد رسانه ملی در حوزه کودک و نوجوان گفت: امروزه اکثریت جمعیت مملکت ما قشر جوان و نوجوانی هستند که به سیستم ارتباطی بسیاری احتیاج دارند اما در تمام طول این سال ها سینما و تلویزیون نتوانسته برای این قشر آسیب پذیر جامعه کاری انجام دهد.

او ادامه داد: اکنون اکثر خانواده ها یا برای بچه هایشان کارتون های خارجی با دوبله فارسی می خرند یا برنامه های عادی تلویزیون را حالت نشخوار به خورد آنها می دهند. سینمای کودک هم در گذشته سال های خوبی داشت و مردم برای هنر و پرورش فکری کودکان کار می کردند اما الان متاسفانه الان فیلم ها اصلا قابل بحث نیستند و بچه ها اشتیاقی برای دیدن آنها ندارند.

این فیلمساز حوزه کودک تصریح کرد: مشکل این است کسانی که در راس امور هستند سواد، شوق و انگیزه فیلمسازی برای کودکان را ندارند. یک عده برای تجارت وارد این کار می شوند و یک عده هم کارمند هستند و از روی وظیفه کار می کنند.

آزادی افزود: فیلمسازانی هم که باانگیزه و عشق کار می کردند به دلیل بی در و پیکر بودن این حوزه در کشور ما، رها کردند و رفتند و درنتیجه می بینیم الان هیچ برنامه،سریال و فیلمی در ژانر کودک ساخته نمی شود که ماندگار باشد.

تهیه کننده فیلم مرد نامرئی گفت: چیزی که از سینمای کودک در کشور ما باقی مانده فقط فرمالیته است. من در سفری که به ایتالیا داشتم مشاهده کردم رئیس حوزه کودک آن 20 سال بود که این منصب را داشت و هرسال باتوجه به تجربه ای که کسب کرده بود کیفیت آثار و جشنواره ها را افزایش می داد اما در ایران هر رئیسی یک سال بیشتر نمی ماند و ریاست بین آنها دست به دست می شود. به نظر من سینمای کودک ایران به طور کل نابود شده است و دیگر هیچ اثر ماندگاری ساخته نمی شود.

خبرنگار: الهام مرادی

ایران تلویزیون خانواده رسانه ملی سینما و تلویزیون سینمای کودک کودک و نوجوان غلامرضا آزادی

لینک خبر :‌ خبرگزاری برنا
جدا از حواشی موجود و اخباری که به گوش می رسد و نقد و بررسی هایی که در خصوص تولید سریال ها در شبکه نمایش خانگی وجود دارد، باید گفت این رسانه در شرایط فعلی مخاطب خود را پیدا کرده و به عنوان یک بیزینس فرهنگی موفق بسیاری از سرمایه گذاران را علاقه مند کرده است تا در این حوزه ورود کنند چرا که ساخت کار با فرمول های مشخصی در این مدیوم ویژه توانسته است اقبال عموم را به دست بیاورد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵ سایت های دیگر : خبرگزاری برنا

شعار سال: جدا از حواشی موجود و اخباری که به گوش می رسد و نقد و بررسی هایی که در خصوص تولید سریال ها در شبکه نمایش خانگی وجود دارد، باید گفت این رسانه در شرایط فعلی مخاطب خود را پیدا کرده و به عنوان یک بیزینس فرهنگی موفق بسیاری از سرمایه گذاران را علاقه مند کرده است تا در این حوزه ورود کنند چرا که ساخت کار با فرمول های مشخصی در این مدیوم ویژه توانسته است اقبال عموم را به دست بیاورد.

*شرط خطرناک موفقیت
اما نکته ای که در این مقال قابل بررسی است این است که شرط و شروط خطرناکی مولفه های موفقیت در شبکه نمایش خانگی محسوب می شود. این که داستان ها به سمت ساختار قصه گویی زرد تولیدات ترکیه ای سوق پیدا می کند و یا نمایش آسیب های مرتبط با خانواده، روابط زناشویی و... محوریت اصلی آثار قرار بگیرند تا اندازه مفیدش می تواند گوشه ای از داستان یک سریال نمایشی را ناجی باشد اما این که محوریت بر یک عشق مثلثی یا خیانت های نمایشی چیده شده باشد و عملا مخاطب را با همین بهانه مدت ها با خود همراه کنیم، نه تنها یک اقدام فرهنگی رخ نداده است که باید گفت دکانی با جنس نامرغوب که مشتری اش را فریب می دهد تشکیل شده و تا روز آخر این مشتری با حربه های مختلف گروه سازنده همراه می ماند و در پایان هیچ اتفاق جذاب نمایشی دستگیرش نمی شود و تنها با یک سری تعلیق های زرد و به دور از هر گونه ساختار موثر و مفید داستان گویی و نمایشی تحویل تماشاگر شده است.

یکی دیگر از حربه های خطرناک در موفقیت آثار نمایشی انتخاب بازیگران بفروشی است که در بسیاری از مواقع انتخاب درستی برای نقش ها نیستند و تنها قرار است با نام و رسم آنها مخاطبمان را دست به جیب کنیم اتفاقی که بی شک شبکه نمایش خانگی از آن به یک اقبال دست می یابد و عملا شاهد این هستیم که بازیگر در این مسیر خودش را به نفع درآمدی که گویا عدد و رقمی بیش از آنچه در تلویزیون دریافت می کند خرج کرده است.

*فیلمنامه های بلاتکلیف
بارها در تولید آثار نمایشی شاهد این بودیم که فیلمنامه ها برای یک سریال بلند مدت نوشته نشده است و در بسیاری از اوقات تنها نگاه سازنده تنها برای نگه داشتن مخاطب تا قسمت بعدی طراحی شده است. در برخی از این سریال ها شاهد این بوده ایم که داستان تا چند قسمت بلاتکلیف بوده است و نه تنها پیشرفت محسوس داستان وجود نداشته که با مسیرهای اشتباه مخاطب به نفع عدم پیشرفت داستان سردرگم شده است و البته این خواسته مشخص و معین سازندگان بوده است.

*رقابت سازنده یا آسیب برای تلویزیون
سریال ها در شبکه نمایش خانگی روی سلیقه مخاطبین تأثیرگذار بوده اند و مذاق مخاطب داستان پسند ایرانی را به سمت مخاطب سطحی با اتفاقات سخیف کشانده که این مسئله نمی تواند رقابت سریال سازی در شبکه نمایش خانگی با تلویزیون محسوب شود. اگرچه تماشاگر تلویزیون را دلسرد کرده و عملا برای او یک تغییر نگاه در انتخاب سبد نمایشی اش باقی می گذارد که این مسئله پیامدهایی با خود به همراه دارد.

*خانواده در امان باشد
این روزها سریال نمایش خانگی مانند سریال های رسانه ملی در دسترس انواع مخاطب با سنین مختلف است و برخی از داستان ها و نوع روایت در ساختاری قرار می گیرند که می توانند برای تک تک اعضای خانواده ناامنی ذهنی ایجاد کنند. اتفاقی که عملا روی روابط شکننده امروز مخاطب تأثیرگذار خواهد بود و پر واضح است استفاده مکرر از این فرمول نشان از این دارد که راهکار در بیزینس جوابگو بوده است.

با این اوصاف می توان گفت راهکار نجات آثار پرمخاطب در شبکه نمایش خانگی رسیدن به ساختار و شیوه ای است که؛
- مخاطب کماکان درگیر یک قصه جذاب باشد.
- جذابیت های قصه و کشش داستان تماشاگر را درگیر کند.
- کاراکترها واقعی طراحی شده باشند.
- در پایان بندی قصه ها روند بیزینس و کشاندن مخاطب به قسمت بعدی آزاردهنده نباشد.
- و در نهایت این رنگ و لعاب قصه متمایل به زردی عامل حفظ مخاطب قلمداد نشود.

پرواضح است که شرایط موجود در شبکه نمایش خانگی به دلیل کمرنگ بودن ممیزی و چارچوب ها در حوزه های مختلف می تواند یک فرصت باشد برای افزایش جذابیت نه یک تهدید برای رسیدن به یک آسیب.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از خبرگزاری برنا، تاریخ انتشار: 5 مهر1399، کد خبر: 1063388، www.borna.news

لینک خبر :‌ شعار سال

دنیای سینما:

رمضانعلی حیدری خلیلی گفت: جشنواره بین المللی فیلم مقاومت محلی برای گردهمایی سینماگرانی است که همچنان به باورهایی مانند ما می توانیم اعتقاد دارند.

به گزارش دنیای سینما به نقل از ستاد اطلاع رسانی شانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت، به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس و شروع اولین بخش شانزدهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم مقاومت، رمضانعلی حیدری خلیلی؛ معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی سازمان سینمایی با حضور در دبیرخانه این رویداد سینمایی، از بخش های مختلف بازدید و با سید مهدی عظیمی میرآبادی؛ دبیر جشنواره دیدار و گفت وگو کرد.

در این بازدید، رمضانعلی حیدری خلیلی؛ معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی سازمان سینمایی گفت: ریشه باور ما می توانیم در مفهوم مقاومت است که دوران انقلاب و دفاع مقدس بهترین تجلی آن است.

وی افزود: مفاهیمی مانند ایثار، شهادت و برادری در دوران دفاع مقدس مفهوم وعمق معنوی جدیدتری پیدا کردند. امنیت و حفظ کشور و فضای معنوی و معرفتی در سایه مفهوم مقاومت به دست آمدند.

حیدری خلیلی ادامه داد: بعد از گذشت سال ها می توان ادعا کرد هنوز دفاع مقدس زوایای پیدا و پنهان بسیاری دارد که همچنان ناب و بکر هستند. برگزاری جشنواره بین المللی فیلم مقاومت می تواند به عنوان رویدادی هدفمند و ارزشمند به خوبی مفاهیم و ارزش های دفاع مقدس را منعکس کند.

وی با اشاره به اهمیت برگزاری جشنواره بین المللی فیلم مقاومت، اظهار داشت: این جشنواره محلی برای گردهمایی سینماگرانی است که همچنان به باورهایی مانند ما می توانیم اعتقاد دارند و این باورها را در سایه مفهوم مقاومت به منصه ظهور می رسانند تا جریان فکری، اعتقادی و معرفتی با محوریت مقاومت ایجاد کند.

معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی سازمان سینمایی تأکید کرد: هنر خاصه سینما بهترین زبان برای بیان مفاهیم و ارزش های دفاع مقدس، انقلاب و مقاومت است و جشنواره بین المللی فیلم مقاومت چراغ این حوزه را روشن نگه می دارد؛ البته همه بخش ها و نهادهای ذی ربط باید به این جشنواره کمک و از برگزاری آن حمایت کنند.

همچنین در بازدید حیدری خلیلی؛ معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی سازمان سینمایی از ستاد اطلاع رسانی شانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت، سید احد میکائیل زاده؛ معاون ارتباطات و اطلاع رسانی این دوره از جشنوار، گزارشی از نحوه اطلاع رسانی اخبار و رویدادی های جشنواره در داخل و خارج از کشور و بازتاب رسانه ای اخبار جشنواره در رسانه های خارجی و به ویژه کشورهای منطقه ارائه کرد.

شایان ذکر است، در این بازدید، علی تاجیک مدیرکل ارزیابی عملکرد سازمان سینمایی و مرتضی باقرنژاد مدیر کل امور اداری و پشتیبانی سازمان سینمایی، حیدری خلیلی را همراهی می کردند و علیرضا عاقل زاده؛ مشاور دبیر و مدیر برنامه ریزی و نظارت جشنواره، ناصرباکیده، مدیر بخش جشنواره جشنواره ها، محمدجواد کاسه ساز مدیر امور انتخاب و ارزشیابی جشنواره، کامران ملکی مدیر امور فوق برنامه و تشریفات، حسین طلابیگی، مشاور دبیر در امور اجرایی جشنواره و مجید راستی مدیر امور اداری، مالی و پشتیبانی جشنواره حضور داشتند.

لینک خبر :‌ دنیای سینما
مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با حضور در برنامه نردبان شبکه مستند سیما اظهار کرد: باید توجه داشت که تفاوت مرکز گسترش با بقیه سازمان ها و مراکز تولید فیلم این است که صندوق واگذاری پول نیست. این مرکز یک کمپانی تولیدکننده فیلم و حمایت کننده برای گسترش و رشد سینما است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵ سایت های دیگر : گیتی آنلاین

به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، محمد حمیدی مقدم جمعه شب گذشته (4 مهرماه) میهمان برنامه تلویزیونی نردبان به تهیه کنندگی اصغر احمدپور بود که با اجرای حامد شکیبانیا روی آنتن شبکه مستند سیما رفت.
وی در ابتدای صحبت های خود، با اشاره به برنامه های مستند 4 و سینما یک که پیش از این توسط حمیدی مقدم ساخته می شد، اظهار کرد: هر آنچه که ما در حوزه سینما داریم و اگر آبرو و افتخاری است به دلیل نگاه، صداقت و انرژی بود که در آن برنامه ها وجود داشت. تیم من گروهی پر جنب وجوش و فعال در عرصه سینما بودند. آمده بودیم که کاری مقطعی و شاید به اندازه یک فصل در تلویزیون برنامه بسازیم، اما گرفتار شدیم و خوشبختانه گرفتاری خوبی هم بود. اتفاقی که مستند 4 رقم زد، ورود جریان مستندهای خلاق جهانی بود؛ مستندهایی که در جشنواره های جهانی جایزه می گرفتند و این اطلاعات به دست مخاطبان و علاقه مندان می رسید.
حمیدی مقدم در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به فعالیت های مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی گفت: مرکز گسترش چند زیر مجموعه دارد، اولی تولید مستند است، دومی حوزه تولید انیمیشن است و امسال هم در زمینه ی فیلم های بلند سینمایی فعالیت خود را آغاز کردیم. علاوه بر این، اکران هنر و تجربه نیز زیرمجموعه مرکز است؛ از سال 1398 نیز دو مورد دیگر در مرکز شکل گرفت و آن هم تولید فیلم های سینمایی تجربی و فیلم های کم بودجه و خلاق است.
وی تاکید کرد: فیلم های کم بودجه خلاق، پروژه هایی هستند که تا 300 میلیون تومان توسط مرکز حمایت مالی می شوند. فکر می کنم این بخش بتواند نقطه پرتابی برای ورود کارگردانان جدید به عرصه سینمایی باشد. البته محوریت اصلی فعالیت های مرکز گسترش توجه ویژه به حوزه فیلم مستند است. باید توجه داشت که تفاوت مرکز گسترش با بقیه سازمان ها و مراکز تولید فیلم این است که صندوق واگذاری پول نیست. این مرکز یک کمپانی تولیدکننده فیلم و حمایت کننده برای گسترش و رشد سینما است.
مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی گفت: در مردادماه 1398 که وارد مرکز گسترش شدم، هدف گذاری ام ورود به جریان مارکتینگ و اقتصاد سینمای مستند بود. البته این موضوع باید تعریف شود. نگاه به بازار سینمای مستند باید واقع بینانه باشد. سینمای مستند بازار آنچنانی که شاید از نظر گیشه سینما توقع داشته باشید، ندارد. وقتی از بازار صحبت می کنیم منظورمان هدر نرفتن انرژی تولیدی است. در حقیقت معتقدم اگر به مخاطب برسیم یعنی به اقتصاد رسیده ایم. قرار نیست یک مرکز حاکمیتی، دولتی و ملی به فکر بازگشتن اقتصاد حمایتی باشد که صرف فیلم ها کرده است؛ چرا که اگر بخواهد این چنین فکر کند سیاست حمایتی اش از دست می رود.
وی اضافه کرد: اثر چگونه باید به دست مخاطب برسد؟ مخاطب کجاست و مستند را برای چه کسی تولید می کنیم؟ اتفاقاً رسیدن به مخاطب به صورت مجانی کار بسیار سخت و پیچیده ای است. حتی شما باید هزینه کنید تا فیلم تان دیده شود؛ قرار ما در مرکز شکل معکوس این فعالیت است. ما هزینه ای برای دیده نشدن نمی دهیم بلکه معتقدیم سینمای مستند ما مخاطب می خواهد. باید مستندهای ما دیده شوند. ما می خواهیم که به مخاطبین موثر دسترسی داشته باشیم، بنابراین تولیدی که وجود دارد باید همه ی وجوه سینمای مستند را پوشش دهد. برای مثال اگر فقط مستند اجتماعی بسازیم کار درستی انجام نداده ایم. باید در حوزه تمام گونه های مستند سرمایه گذاری کنیم تا در همه زمینه ها رشد داشته باشیم.
حمیدی مقدم بیان داشت: معتقدم یکی از جایگاه های اصلی مستند، تلویزیون است. جای دیگر بازارهای فروش جهانی است. حال برای این که فیلمی وارد گردونه ی گفت وگو شود چه باید کرد؟ اولین پله حضور در جشنواره های خارجی است.
دبیر چهاردهمین جشنواره بین المللی سینماحقیقت درخصوص تولید مستندهای کرونایی در مرکز گسترش گفت: کرونا لطمه بسیار زیادی به جهان زد و مرکز گسترش هم در جهان خود بسیار آسیب دید. می دانستیم که چه بخواهیم و چه نخواهیم، به عنوان متولی باید وارد این عرصه شویم. بالاخره مستندسازانی متعهد و پرشور وارد ساخت مستند درباره کرونا می شوند. ما هم تصمیم گرفتیم از انفعال خارج شده و بلافاصله کارگروهی را تشکیل دادیم. خوشبختانه این کارگروه ها همه روزهای نوروز فعال بود و مدیران و معاونین مرکز فعالیت داشتند. در تعطیلات نوروز بچه های مستندساز را پیدا کردیم و حمایت مرکز از مستندسازان کرونایی شکل گرفت. در نهایت به 10، 12 طرح کرونایی رسیدیم و توانستیم آنها را مدیریت کرده و حمایت کنیم. این جریان هنوز هم ادامه دارد.
وی تاکید کرد: نکته مهم این است که بخش ویژه کرونا را در جشنواره چهاردهم سینماحقیقت طراحی کردیم. ارتباط بسیار خوبی با سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت داریم و تیم کارشناس آنان کار را مدیریت می کنند.
حمیدی مقدم در پاسخ به سوالی مبنی بر سیاست مرکز گسترش برای حمایت طرح های استانی گفت: از زمانی که من آمدم موضوع توجه به استان ها برایم بسیار ویژه و اساسی بود. با توجه به سیاست کلی وزیر ارشاد و سازمان سینمایی به این موضوع رسیدیم که باید توجه ویژه ای به استان ها داشته باشیم. از همان زمان ارتباط بسیار خوبی با ادارات ارشاد استان ها برقرار کردیم و ارتباطی دوسویه ایجاد شد. هر استان دو سهم در مرکز گسترش دارد و سعی می کنیم از مستندهایی با رویکردهای بومی و منطقه ای حمایت کنیم. با زحمات همکارانم در مرکز گسترش در سال 1399 نزدیک به 120 طرح آمد. این طرح ها بررسی شد و از مجموع طرح های خوانده شده، به 8 طرح مصوب و قرارداد شده رسیدیم. اکنون نیز 12 طرح استانی در دست انجام است. افقی که برای خودمان در نظر داریم رسیدن به 20 طرح استانی از اقصی نقاط کشور است. به نظرم با این مستندها نگاه بهتری به جامعه ایرانی خواهیم داشت.
او با اشاره به برگزاری جشنواره سینماحقیقت بصورت برخط یا آنلاین گفت: در طراحی جشنواره چهاردهم با مسئله ای مواجهیم که اصلا جذاب نیست. هیچ چیز مثل قبل نیست. اولین نقطه اصطکاک ما با این جریان، جشنواره جهانی فیلم فجر و کن بود که برگزار نشد؛ اما چه باید می کردیم؟ بالاخره باید تدابیری اندیشیده می شد که جوابش اکران برخط یا آنلاین بود. با جلسات شورای سیاست گذاری در نهایت به این نتیجه رسیدیم که جشنواره را باید برگزار کنیم. هم چنین به این نتیجه رسیدیم که فعلا جشنواره حقیقت را به صورت آنلاین و رقابتی و البته در بخش بین الملل به شکل غیررقابتی برگزار کنیم. با حرکت دیگری که سازمان سینمایی در جشنواره های فیلم کوتاه، کودک و نوجوان و... انجام خواهد داد، نشانه گذاری و واتر مارک را به شناسه هر فرد اختصاص می دهیم که دستاورد بزرگی است. در حقیقت هر کس که فیلمی را می بیند، نام او در زیر آن ذکر می شود.
حمیدی مقدم در پایان خاطرنشان کرد: سوالی که وجود دارد این است که آیا فیلم ها سرقت می شود؟ به نظرم باید این ریسک را بپذیریم و باید وارد جریان جدید بشویم. خیلی از مستندسازان به من می گویند که شاید فیلم مان را برای سال بعد نگه داریم. در پاسخ به آنان می گویم انشاءالله که به زودی از این بلا نجات پیدا کنیم، اما اگر سال بعد هم چنین بود چه باید بکنیم؟ یک سال از زمان تولید فیلم شما گذشته است و شاید دیگر فیلم انرژی نداشته باشد.
وی گفت: امیدوارم بتوانیم از فیلم ها به خوبی نگهداری کنیم. باید بگویم که ما در مرکز گسترش و پلتفرم هایی که با آنان کار خواهیم کرد، تمام تلاش خود را به کار می بندیم که با ایجاد تمام زیرساخت ها، فیلمی دچار مشکل نشود. نکته ویژه برپایی جشنواره برخط این است که حضور جدی تری هم در رسانه ها خواهیم داشت.

به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، محمد حمیدی مقدم جمعه شب گذشته (4 مهرماه) میهمان برنامه تلویزیونی نردبان به تهیه کنندگی اصغر احمدپور بود که با اجرای حامد شکیبانیا روی آنتن شبکه مستند سیما رفت.
وی در ابتدای صحبت های خود، با اشاره به برنامه های مستند 4 و سینما یک که پیش از این توسط حمیدی مقدم ساخته می شد، اظهار کرد: هر آنچه که ما در حوزه سینما داریم و اگر آبرو و افتخاری است به دلیل نگاه، صداقت و انرژی بود که در آن برنامه ها وجود داشت. تیم من گروهی پر جنب وجوش و فعال در عرصه سینما بودند. آمده بودیم که کاری مقطعی و شاید به اندازه یک فصل در تلویزیون برنامه بسازیم، اما گرفتار شدیم و خوشبختانه گرفتاری خوبی هم بود. اتفاقی که مستند 4 رقم زد، ورود جریان مستندهای خلاق جهانی بود؛ مستندهایی که در جشنواره های جهانی جایزه می گرفتند و این اطلاعات به دست مخاطبان و علاقه مندان می رسید.
حمیدی مقدم در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به فعالیت های مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی گفت: مرکز گسترش چند زیر مجموعه دارد، اولی تولید مستند است، دومی حوزه تولید انیمیشن است و امسال هم در زمینه ی فیلم های بلند سینمایی فعالیت خود را آغاز کردیم. علاوه بر این، اکران هنر و تجربه نیز زیرمجموعه مرکز است؛ از سال 1398 نیز دو مورد دیگر در مرکز شکل گرفت و آن هم تولید فیلم های سینمایی تجربی و فیلم های کم بودجه و خلاق است.
وی تاکید کرد: فیلم های کم بودجه خلاق، پروژه هایی هستند که تا 300 میلیون تومان توسط مرکز حمایت مالی می شوند. فکر می کنم این بخش بتواند نقطه پرتابی برای ورود کارگردانان جدید به عرصه سینمایی باشد. البته محوریت اصلی فعالیت های مرکز گسترش توجه ویژه به حوزه فیلم مستند است. باید توجه داشت که تفاوت مرکز گسترش با بقیه سازمان ها و مراکز تولید فیلم این است که صندوق واگذاری پول نیست. این مرکز یک کمپانی تولیدکننده فیلم و حمایت کننده برای گسترش و رشد سینما است.
مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی گفت: در مردادماه 1398 که وارد مرکز گسترش شدم، هدف گذاری ام ورود به جریان مارکتینگ و اقتصاد سینمای مستند بود. البته این موضوع باید تعریف شود. نگاه به بازار سینمای مستند باید واقع بینانه باشد. سینمای مستند بازار آنچنانی که شاید از نظر گیشه سینما توقع داشته باشید، ندارد. وقتی از بازار صحبت می کنیم منظورمان هدر نرفتن انرژی تولیدی است. در حقیقت معتقدم اگر به مخاطب برسیم یعنی به اقتصاد رسیده ایم. قرار نیست یک مرکز حاکمیتی، دولتی و ملی به فکر بازگشتن اقتصاد حمایتی باشد که صرف فیلم ها کرده است؛ چرا که اگر بخواهد این چنین فکر کند سیاست حمایتی اش از دست می رود.
وی اضافه کرد: اثر چگونه باید به دست مخاطب برسد؟ مخاطب کجاست و مستند را برای چه کسی تولید می کنیم؟ اتفاقاً رسیدن به مخاطب به صورت مجانی کار بسیار سخت و پیچیده ای است. حتی شما باید هزینه کنید تا فیلم تان دیده شود؛ قرار ما در مرکز شکل معکوس این فعالیت است. ما هزینه ای برای دیده نشدن نمی دهیم بلکه معتقدیم سینمای مستند ما مخاطب می خواهد. باید مستندهای ما دیده شوند. ما می خواهیم که به مخاطبین موثر دسترسی داشته باشیم، بنابراین تولیدی که وجود دارد باید همه ی وجوه سینمای مستند را پوشش دهد. برای مثال اگر فقط مستند اجتماعی بسازیم کار درستی انجام نداده ایم. باید در حوزه تمام گونه های مستند سرمایه گذاری کنیم تا در همه زمینه ها رشد داشته باشیم.
حمیدی مقدم بیان داشت: معتقدم یکی از جایگاه های اصلی مستند، تلویزیون است. جای دیگر بازارهای فروش جهانی است. حال برای این که فیلمی وارد گردونه ی گفت وگو شود چه باید کرد؟ اولین پله حضور در جشنواره های خارجی است.
دبیر چهاردهمین جشنواره بین المللی سینماحقیقت درخصوص تولید مستندهای کرونایی در مرکز گسترش گفت: کرونا لطمه بسیار زیادی به جهان زد و مرکز گسترش هم در جهان خود بسیار آسیب دید. می دانستیم که چه بخواهیم و چه نخواهیم، به عنوان متولی باید وارد این عرصه شویم. بالاخره مستندسازانی متعهد و پرشور وارد ساخت مستند درباره کرونا می شوند. ما هم تصمیم گرفتیم از انفعال خارج شده و بلافاصله کارگروهی را تشکیل دادیم. خوشبختانه این کارگروه ها همه روزهای نوروز فعال بود و مدیران و معاونین مرکز فعالیت داشتند. در تعطیلات نوروز بچه های مستندساز را پیدا کردیم و حمایت مرکز از مستندسازان کرونایی شکل گرفت. در نهایت به 10، 12 طرح کرونایی رسیدیم و توانستیم آنها را مدیریت کرده و حمایت کنیم. این جریان هنوز هم ادامه دارد.
وی تاکید کرد: نکته مهم این است که بخش ویژه کرونا را در جشنواره چهاردهم سینماحقیقت طراحی کردیم. ارتباط بسیار خوبی با سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت داریم و تیم کارشناس آنان کار را مدیریت می کنند.
حمیدی مقدم در پاسخ به سوالی مبنی بر سیاست مرکز گسترش برای حمایت طرح های استانی گفت: از زمانی که من آمدم موضوع توجه به استان ها برایم بسیار ویژه و اساسی بود. با توجه به سیاست کلی وزیر ارشاد و سازمان سینمایی به این موضوع رسیدیم که باید توجه ویژه ای به استان ها داشته باشیم. از همان زمان ارتباط بسیار خوبی با ادارات ارشاد استان ها برقرار کردیم و ارتباطی دوسویه ایجاد شد. هر استان دو سهم در مرکز گسترش دارد و سعی می کنیم از مستندهایی با رویکردهای بومی و منطقه ای حمایت کنیم. با زحمات همکارانم در مرکز گسترش در سال 1399 نزدیک به 120 طرح آمد. این طرح ها بررسی شد و از مجموع طرح های خوانده شده، به 8 طرح مصوب و قرارداد شده رسیدیم. اکنون نیز 12 طرح استانی در دست انجام است. افقی که برای خودمان در نظر داریم رسیدن به 20 طرح استانی از اقصی نقاط کشور است. به نظرم با این مستندها نگاه بهتری به جامعه ایرانی خواهیم داشت.
او با اشاره به برگزاری جشنواره سینماحقیقت بصورت برخط یا آنلاین گفت: در طراحی جشنواره چهاردهم با مسئله ای مواجهیم که اصلا جذاب نیست. هیچ چیز مثل قبل نیست. اولین نقطه اصطکاک ما با این جریان، جشنواره جهانی فیلم فجر و کن بود که برگزار نشد؛ اما چه باید می کردیم؟ بالاخره باید تدابیری اندیشیده می شد که جوابش اکران برخط یا آنلاین بود. با جلسات شورای سیاست گذاری در نهایت به این نتیجه رسیدیم که جشنواره را باید برگزار کنیم. هم چنین به این نتیجه رسیدیم که فعلا جشنواره حقیقت را به صورت آنلاین و رقابتی و البته در بخش بین الملل به شکل غیررقابتی برگزار کنیم. با حرکت دیگری که سازمان سینمایی در جشنواره های فیلم کوتاه، کودک و نوجوان و... انجام خواهد داد، نشانه گذاری و واتر مارک را به شناسه هر فرد اختصاص می دهیم که دستاورد بزرگی است. در حقیقت هر کس که فیلمی را می بیند، نام او در زیر آن ذکر می شود.
حمیدی مقدم در پایان خاطرنشان کرد: سوالی که وجود دارد این است که آیا فیلم ها سرقت می شود؟ به نظرم باید این ریسک را بپذیریم و باید وارد جریان جدید بشویم. خیلی از مستندسازان به من می گویند که شاید فیلم مان را برای سال بعد نگه داریم. در پاسخ به آنان می گویم انشاءالله که به زودی از این بلا نجات پیدا کنیم، اما اگر سال بعد هم چنین بود چه باید بکنیم؟ یک سال از زمان تولید فیلم شما گذشته است و شاید دیگر فیلم انرژی نداشته باشد.
وی گفت: امیدوارم بتوانیم از فیلم ها به خوبی نگهداری کنیم. باید بگویم که ما در مرکز گسترش و پلتفرم هایی که با آنان کار خواهیم کرد، تمام تلاش خود را به کار می بندیم که با ایجاد تمام زیرساخت ها، فیلمی دچار مشکل نشود. نکته ویژه برپایی جشنواره برخط این است که حضور جدی تری هم در رسانه ها خواهیم داشت.

لینک خبر :‌ سینما تجربی
سن زیاد، انتخاب اشتباه، راه اشتباه، ازدواج غیر متعارف ، این واژگان تراوشات ذهن بنده از مقوله سریال های شبکه نمایش خانگی نیست؛ این ها واژه های نام برده شده توسط کاراکتر و شخصیت های اصلی خود این فیلم هاست.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵ سایت های دیگر : خبرنامه دانشجویان ایران

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو ، زهرا مشهدی؛ عادی سازی روابط، خیانت به همسر و یا حتی ترویج زندگی های مرفه و به دور از سطح زندگی اکثر مخاطبان این سریال ها و... از معایب سریال های شبکه نمایش خانگی است و اگر بخواهیم تمام کاستی های آن را نام ببریم بی شک زمان زیادی لازم است؛ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

خانواده با ایجاد عشق و تعهد میان زوجین تشکیل می گردد. واژه تعهد در این مقوله بار سنگینی به دوش می کشد، به معنای پذیرفتن عشق و بر عهده گرفتن وظایفی نسبت به طرف مقابل است.

حال با وجود دیدن این صحنه ها مثل خریدن همسر، چک در ازای فرزند، بر هم زدن عروسی به راحتی آب خوردن، چه بر سر تعهد و عشق میان اعضای خانواده خواهد آمد؟ با توجه به شرایط معیشتی کنونی مردم و در نظر گرفتن سطح اکثریت جامعه این تجمل گرایی که شاهد آن هستیم تاثیر زیادی بر روی روابط و توقعات اعضای خانواده از هم خواهد گذاشت.

آیا بهتر نیست کمی نزدیک تر به عرف جامعه عمل شود؟ خانواده به عنوان اصلی ترین رکن و نهاد تربیتی و تعهد در جامعه است. حال عادی سازی این ازدواج های ناموفق و یا بر هم زدن آن و حتی عادی جلوه دادن روابط حتی میان اشخاص متاهل چه تبعاتی در پی خواهد داشت؟

از بعد اجتماعی ارتباط میان دو نامحرم و یا حجابی که نبود آن سنگین تر و عاقلانه تر است و یا عادی بودن برخورد های فیزیکی و.... آیا میتوان با وجود این صحنه ها، جوانان را مواخذه کرد؟ با وجود این قبح شکنی ها اصلا راهی برای امر به معروف و نهی از منکر باقی مانده است؟ محتوای این سریال ها در تضاد با عرف جامعه و مولفه های فرهنگی اجتماعی و حتی اقتصاد جامعه ماست. فی الواقع ما شاهد کم رنگ شدن و یا اصلا نادیده گرفته شدن فرهنگ خود در این سریال ها هستیم.

در شرایطی که این سریال ها می بایست موجب دور هم جمع شدن اعضای خانواده و پرکردن اوقات فراغت اعضا باشد، متاسفانه بالعکس موجب به سردی گراییدن روابط و به وفور احساس کمبود مردم در زندگی شان شده است.

باید گفت فضایی که خود با توجه به ظرفیت هایش توانایی تولید آثار غنی فرهنگی و نزدیک به سطح زندگی مردم را دارد در غفلت برخی از مسئولین تبدیل شده است به تبری برای تخریب فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی و البته مروج فرهنگ غربی!

برای دریافت این مطلب کافیست به نقش زن در این سریال ها نگاهی بیندازیم تا دیدگاه کالایی به زن را که از فرهنگ غربی نشأت میگیرد در آثار خودمان ببینیم.

وزارت ارشاد مسئول اصلی نظارت بر نمایش خانگی است. بنابر گفته وزیر ارشاد شورای نظارت مثل گذشته کارها را ارزیابی می کند. این در حالی است که شاخص نظارت بر شبکه خانگی همچنان مشخص نیست بنابراین در این حوزه دقت جدی مسئولان ذیربط نیاز است تا در نهایت با نظارت بر شبکه نمایش خانگی به تحکیم بنیان خانواده و تقویت فرهنگ ایرانی اسلامی کمک شایان گردد نه بالعکس.

زهرا مشهدی - عضو انجمن اسلامی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)

انتشار یادداشت های دانشجویی به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط خبرگزاری دانشجو نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه ها و فعالین دانشجویی است.

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجو
سازمان سینمایی و بانک ملی ایران در جهت گسترش و ارتقای همکاری فی مابین از طریق ارائه خدمات بانکی و تامین نیازهای تسهیلاتی طرح توسعه ای سینمایی کشور و تمرکز منابع و فعالیت های بانکی سازمان نزد بانک با رعایت ضوابط و مقررات نظام پولی و بانکی کشور و سیاست های اعتباری بانک تفاهم نامه ای منعقد کردند.

به گزارش روابط عمومی سازمان سینمایی، این تفاهم نامه مشتمل بر 5 ماده و 20 بند و 5 تبصره به امضاء حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی و محمدرضا حسین زاده رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل بانک ملی رسیده است.

از جمله موارد این تفاهم نامه می توان به عاملیت بانک در اعطای تسهیلات تلفیقی از محل کمک های فنی و اعتباری در اختیار سازمان (به نسبت یک به دو، یک سازمان و دو بانک) به منظور توسعه و ایجاد اشتغال در بخش های مرتبط با هنر و صنعت سینما و اعطای تسهیلات به طرح های مرتبط با هنر و صنعت سینما و متقاضیان حائز شرایط (حقیقی و حقوقی) طبق ضوابط و مقررات بانک و براساس سیاست های اعتباری و دستورالعمل های بانک مرکزی اشاره کرد.

همچنین به منظور تامین نیازهای تسهیلاتی طرح های سینمایی موضوع این تفاهمنامه که از سوی سازمان معرفی می شود، تا سقف هزار میلیارد ریال اعتبار از سوی بانک برای یک دوره یکساله پیش بینی می گردد.

لینک خبر :‌ گیتی آنلاین
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵

سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: آیا تجربیات تلخ گذشته نباید راهگشای تصمیمات در آینده باشد که اگر قرار بود هر مدیری بدون توجه به شکست ها...
آیا تجربیات تلخ گذشته نباید راهگشای تصمیمات در آینده باشد که اگر قرار بود هر مدیری بدون توجه به شکست ها و پیروزی های دستگاه رأساً به اخذ تصمیمات احساسی و مقطعی بپردازد سنگ روی سنگ بند نمی شد!
مبحث فرهنگ و هنر از قدیم الایام یکی از رشته هایی بوده که برای اداره آن نیازمند به افراد باتجربه و استخوان ترکانده است و قطعاً نمی توان از چهره های جوان انتظار داشت علاوه بر مو، پیچش آن را هم شاهد باشند که به قول وحشی بافقی تو مو می بینی و من پیچش مو ! نگاهی به گذشته پس از پیروزی انقلاب اسلامی و واکاوی جریان های فرهنگی در آن می تواند سرلوحه اقدامات برای متولیان این امر باشد که محسن مخملباف ها از آن جمله هستند زیرا علاوه بر اینکه متولد جنوب شهر پایتخت بوده اند که خود به ظاهر امتیاز به حساب می آید پیش از انقلاب نیز به خاطر عضویت در یکی از سازمان هایی که پس از انقلاب رو در روی این نهضت ایستاده را مدتی در زندان گذراند اما همچون سازمان متولی خود با سوء استفاده از فضای باز سیاسی پس از پیروزی انقلاب چهره واقعی خود را نشان داد که پس از آن شاهد اینگونه متظاهران چند وجهی در دامنه هنر و فرهنگ بودیم که متأسفانه براثر بعضی از سهل انگاری ها، هزینه و خسارات فراوانی را برای نظام و جامعه به ارمغان آوردند! روح الله زم نیز از دیگر افراد هزار چهره بود که کارش را به عنوان خبرنگار و فعال سیاسی شروع کرد و با افتتاح سایت و کانال تلگرامی ادامه داد. او نیز همچون مخملباف که متکی به سازمانی توخالی بود تکیه بر کسی داشت که سال ها ریاست یکی از نهادهای هنری کشور را عهده دار بود. اگرچه در نهایت ماهیت خود را با پناهنده شدن به فرانسه نشان داد، با ایجاد کانال آمد نیوز شمشیر را برای رویارویی با ملت ایران از رو بست تا به هر طریق بتواند به کشور خود ضربه بزند اما علیرغم تمامی ظلم ها بالاخره در دام افتاد و به حکم دادگاه به اعدام محکوم شد ولی چه کسانی باید جوابگوی این اعتمادهای بیجا به کسانی باشند که تنها تکیه بر باد داده اند؟!
انگار همه این اتفاقات تأسف آور فیلم سینمایی و غیرواقعی است که از پیش چشمان مسئولان می گذرد زیرا باز هم آزمون و خطاها ادامه می یابد تا به قول سایت مشرق نیوز یکی از خفن ترین اینستاگرامی ها مجوز کارگردانی سینما را دریافت کند و مسیر ناکجاآباد همچنان برای اینگونه موارد هموار باشد.
این چهره شناخته شده اینستاگرامی ضمن ساخت ویدیوهای تبلیغاتی و غیر تبلیغاتی در شبکه های اجتماعی به شهرت رسیده و از همین مسیر در صفحه اش 8/4 میلیون دنبال کننده داشته است. ویدیوهای او بخصوص در زمینه رقص شهرت زیادی دارد و این در حالی است که بسیاری از کارگردانان و هنرمندان با دانش و فرهنگ مثبت خانه نشین شده اند و اینجاست که سازمان سینمایی کشور به فردی موسوم به شاخ اینستاگرام که به تبلیغات در فضای مجازی و اشتراک گذاری ویدیو و عکس مشغول است، مجوز کارگردانی سینما می دهد! شاید اگر پای دلیل و برهان متولیان بنشینیم خواهیم شنید که می خواهند از نسل جوان بهره جسته و به آن ها بها بدهند در حالی که صدها فیلمساز و تهیه کننده مستند به شهادت جشنواره های برگزار شده چشم به راه برکت دستان مسئولان هستند تا به سوی آن ها دراز شود و بتوانند رسالت خود را در جامعه به ثمر برسانند.
شاید متولیان فرهنگ تصمیمات تازه ای را به مرحله اجرا گذاشته اند تا یک به یک فیلمسازان، موسیقی دانان، اصحاب هنر و بالاخره روزنامه نگاران پیشکسوت را خلع ید نموده و تجربه های تلخ گذشته را بار دیگر به آزمون بگذارند؟! این حرف ها نصیحت نیست بلکه نوعی امر به معروف و نهی از منکر است و در جواب توییت رئیس سازمان سینمایی کشور ارائه می شود که تحت عنوان مزایای شفافیت گفته اند: شفافیت برای هر مدیر و سازمانش مخاطراتی دارد، حتماً مچ گیری اتفاق می افتد، حتماً بعضی از جاها پشیمانی آنی می آورد ولی مزایا و برکات آن به قدری زیاد و بادوام است که این سختی ها در مقابلش تقریبا هیچ است .

لینک خبر :‌ روزنامه جوان آنلاین
معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: به زودی دستورالعمل اعطای تسهیلات ویژه برای موسسات فرهنگی قرآن و عترت فعال کشور ابلاغ می شود.

به گزارش روابط عمومی معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عبدالهادی فقهی زاده در تشریح اقدامات این معاونت برای حمایت از موسسات قرآنی در شرایط کرونایی گفت: با توجه به مشکلات پیش آمده برای ادامه فعالیت اصناف مختلف به ویژه در حوزه فرهنگ و هنر، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تلاش کرده است با پیگیری های مستمر از مراجع ذیربط، زمینه های لازم برای حمایت مناسب از تشکل های مختلف مردمی از جمله موسسات فرهنگی قرآن و عترت را فراهم سازد.

معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص حمایت های صورت گرفته از موسسات قرآنی در این دوره بیان کرد: هماهنگی برای اعطای تسهیلات با نرخ 12 درصد به موسسات فرهنگی قرآن و عترت از طریق سامانه کارا وابسته به وزارت کار، رفاه و تأمین اجتماعی یکی از اقدامات صورت گرفته در این شرایط بوده است که طبق گزارش های دریافتی، تاکنون بخشی از موسسات قرآنی از این طریق تسهیلات دریافت کرده اند و الباقی نیز در حال فرایند روند اداری هستند.

عبدالهادی فقهی زاده افزود: پرداخت کمک بلاعوض 15 میلیون ریالی به حدود 900 موسسه قرانی از دیگر اقدامات مؤثر معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این دوره برای حفظ و کمک به ادامه فعالیت موسسات قرآنی فعال بوده است.

معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه به حمایت این معاونت از طرح موسسات قرآنی برای توسعه فعالیت های قرآنی در فضای مجازی در شرایط شیوع بیماری کرونا اشاره کرد و گفت: با توجه به محدودیت هایی که لازم بود طبق پروتکل های بهداشتی در برپایی برنامه های آموزشی موسسات قرآنی ایجاد شود، تلاش کردیم با حمایت هدفمند از فعالیت های موسسات قرآنی در فضای مجازی، زمینه توسعه فنی و محتوایی فعالیت های قرآنی در این بستر را فراهم سازیم که بر این اساس از حدود 100 طرح حمایت مالی شده است. از طرفی در تلاشیم با ایجاد بستری یکپارچه و قوی، فضای مناسب را برای فعالیتهای قرآنی موسسات در فضای مجازی مهیا کنیم.

عبدالهادی فقهی زاده در خصوص اخباری که اخیرا درباره اعطای تسهیلات ویژه به موسسات قرآنی فعال و موفق در استان ها از سوی معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در رسانه ها منتشر شده است بیان کرد: بحمدالله با پیگیری های مستمر وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، مبلغ 200 میلیارد ریال با عنوان تسهیلات کارآفرینی برای موسسات قرآنی درنظر گرفته شده است که شاخص های موسسات قرآنی مشمول در قالب دستورالعمل مرتبط به زودی اطلاع رسانی خواهد شد.

معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تشریح این خبر افزود: موسسات قرآنی متقاضی باید در زمان مقرر که متعاقبا اطلاع رسانی خواهد شد در سامانه جامع تحفه ثبت نام و مستندات لازم را بارگذاری کنند.

فقهی زاده ادامه داد: به زودی کمیته ای به این منظور متشکل از نمایندگان معاونت قرآن و عترت، اتحادیه های تشکل ها و موسسات فرهنگی قرآن و عترت و ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان ها در معاونت تشکیل می شود که موظف است شرایط و عملکرد موسسات متقاضی را با شاخص های اعلام شده تطبیق و برای موسسات قرآنی واجد شرایط، طبق سهمیه اختصاص یافته به هر استان، تسهیلات ویژه کارآفرینی با نرخ سود 4 درصد درنظر گیرد.

فقهی زاده در پاسخ به این سؤال که آیا این تسهیلات اختصاص به مؤسسات دارای مجوز فعالیت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد یا تمامی موسسات دارای مجوز رسمی فعالیت را شامل می شود گفت: در مرحله نخست و طبق توافقات اولیه بین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بانک عامل، این تسهیلات برای مؤسسات دارای مجوز فعالیت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درنظر گرفته شده بود که به دلیل حمایت از تمامی موسسات قرآنی واجد شرایط و تقویت فضای همدلی در شرایط سخت کنونی، با پیگیری و درخواست معاونت قرآن و عترت و موافقت وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، زمینه اعطای این تسهیلات به تمامی موسسات قرآنی فعال و موفق دارای مجوز رسمی فعالیت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی فراهم شده است.

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
کرمانشاه- هر ساله کرمانشاه در ماه مهر میزبان جشنواره استانی تئاتر است که امسال به دلیل شرایط ویژه کرونایی برگزاری جشنواره معطل تدبیر اداره کل ارشاد اسلامی است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۶

خبرگزاری مهر ، گروه استان ها- معین یزدانی: اولین نمایش هایی که به صورت غربی در کرمانشاه و در دوره مظفرالدین شاه با اجراهای ارامنه مهاجر بر روی سن انجام گرفت شروع تئاتر در این شهر است عده ای از ارامنه برای اجرای نمایش های خود از تهران و اصفهان به شهرهای دیگر سفر می کردند در سال های اواخر حکومت قاجاریه به دعوت والی وقتی کرمانشاه به این شهر آمدند و با حمایت والی در محل وسیع از مکان های حکومتی بود آن موقتی ساخت و نمایش های خنده آوری را به شکل حرکت های تصویری شبیه به پانتومیم اجرا کردند.

در ابتدا بیشتر تماشاگران آنها دعوت شدگان از طبقه اشراف و ثروتمند بودند و بعداً با زحمات بسیاری مردم عادی و حتی برخی از رایانه نیز به تماشای نمایش ها دعوت شدند
از سال 1286 تا سال 1291 کرمانشاه درگیر انقلاب مشروطه بود و اوضاع شهر به طور کلی متفاوت از گذشته و دیگر اجرای تئاتر به آسانی امکان پذیر نبود و من طی این سال ها از این شهر رفتند و از سال 1293 تا 4 سال یعنی پاییز 1297 شرایط جنگ جهانی اول در دنیا حاکم بود فعالیت های تئاتری بسیار کم و در حال تعطیلی بود.
پس از پیروزی انقلاب آغاز جنگ تحمیلی طی 19 ماه تمام شرایط اعلام شده برای تئاتر وجود نداشت بنابراین هر گروهی مکان را از تمرین خود تأیید کرده بود و تمرین نمایش می کرد که برخی به ارامی و بعضی هم به طلایی نمی توانستند کارشان را روی صحنه ببرند.

با آغاز جنگ تحمیلی هنرمندان تئاتر کرمانشاه هم مانند هنرمندان سراسر ایران نمایش نامه های بسیاری را با تأثر از دفاع مقدس تأمین کرده و در جبهه ها برای تقویت روحیه رزمندگان در پادگان های مرزی و نقاط صفر مرزی اجرا کردند و این اتفاق با تأیید فرماندهان جنگ ادامه داشت در طی هشت سال دفاع مقدس جریانات و کرمانشاه هم چون تمامی ایران تابلو شده دفاع مقدس ملت مسلمان ایران بود و در طول سالیان برپایی جشنواره بین المللی فرد در تهران و جشنواره استانی در کرمانشاه هنرمندان کرمانشاه نسبت به حضور پررنگ در این اتفاقات بزرگانی را داشته اند

با پایان جنگ تحمیلی و آغاز جشنواره های استانی در سراسر ایران و کرمانشاه هر ساله گروه های نمایشی برگزیده از جشنواره استانی تئاتر به دبیرخانه جشنواره تئاتر فجر معرفی و در این جشنواره شرکت می کردند.

بازی کرونا با تئاتر یا بی تدبیری مسؤولین برای برگزاری جشنواره تئاتر

مهدی ربانی نژاد در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه ماهیت تئاتر فعالیت گروهی است، اظهار کرد: به دلیل شیوع ویروس کرونا در کشور، عملاً از اسفندماه سال گذشته تولید آثار، تمرینات و اجرای عمومی تئاتر تعطیل شد.

وی با اشاره به برگزاری جشنواره تئاتر استانی کرمانشاه در سال جاری، بیان کرد: تصمیم برای شروع تمرینات و فعالیت های آثار ارسالی به این جشنواره با ستاد کرونا در استان و منوط به تأیید محل های اجرای نمایش نامه از سوی کارشناسان بهداشت است.

معاون هنری و سینمایی اداره کل ارشاد اسلامی استان کرمانشاه ادامه داد: این معاونت مرکز شهید آوینی و مجتمع فرهنگی انتظار را برای انجام تمرینات و اجرای آثار به ستاد کرونا استان معرفی کرده است که پس از بازرسی کارشناسان بهداشت دانشگاه علوم پزشکی از این مراکز و تأیید رعایت شیوه نامه های بهداشتی و وضعیت تهویه هوا اجازه شروع فعالیت را خواهند داد.

وی با اشاره به برگزاری چندین جلسه برای انتخاب دبیر جشنواره تئاتر استانی کرمانشاه، افزود: بعد از انتخاب دبیر، فراخوان این جشنواره را برای ارسال آثار اعلام می کنیم.

ربانی نژاد به شرایط پذیرش آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره تئاتر استانی اشاره کرد و گفت: متن نمایش نامه آثار ارسالی باید از سوی شورای نظارت تأیید شود و نیز آثار ارسالی باید از سال 98 تا یک ماه قبل از برگزاری جشنواره امسال تولید شده باشد.

وی ادامه داد: اثر ارسالی باید پنج اجرای عمومی را به نمایش گذاشته باشد که امسال به دلیل شیوع ویروس کرونا، این شرط به بعد از عادی شدن وضعیت کرونا در کشور موکول شده، اما صاحبان اثر برای انجام این شرط متعهد خواهند شد.

به گفته ربانی نژاد، سال گذشته 15 اثر به دبیرخانه جشنواره تئاتر استانی کرمانشاه ارسال شد که تنها هفت اثر توانست به این جشنواره راه پیدا کنند و از این تعداد، یک اثر به جشنواره بین المللی فجر معرفی شد.

معاون هنری و سینمایی اداره کل ارشاد اسلامی استان کرمانشاه توضیح داد: سال قبل، از آثار منتخب جشنواره تئاتر استانی زیر هشت اثر یک مورد، از 8 تا 15 اثر دو مورد و از 15 اثر به بالا 3 مورد به جشنواره بین المللی فجر معرفی می شد، اما امسال زیر 6 اثر یک مورد، از 6 تا 12 اثر دو مورد و از 12 اثر به بالا سه مورد معرفی خواهد شد.

وی پیش بینی کرد که به دلیل شرایط و آسیب های ایجاد شده ناشی از ویروس کرونا، آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره تئاتر استانی کمتر از سال گذشته خواهد بود و ممکن است شاهد تولیدات خوبی نباشیم.

ربانی نژاد با تاکید بر اینکه خواست اهالی فرهنگ و هنر حمایت است، اظهار کرد: برخی از هنرمندان از طریق همین حوزه گذران زندگی می کنند که متأسفانه تاکنون پرداخت خسارت مالی به اهالی تئاتر در حد صحبت باقی مانده است.

بی تفاوتی وزارت فرهنگ و ارشاد در برگزاری جشنواره مادر هنر هفتم

رئیس انجمن تئاتر استان کرمانشاه در گفتگو با خبرنگار مهر ، با اشاره به دستورالعمل اداره کل هنرهای نمایشی در سال جاری مبنی بر برگزار شدن جشنواره تئاتر استانی، گفت: شرایط اجرای این جشنواره در استان ها تحت تأثیر شیوع بیماری کرونا قرار گرفته است.

محمدرضا درند افزود: برگزاری جشنواره تئاتر استان کرمانشاه به صورت حضوری بستگی به شرایط و شدت شیوع بیماری کرونا در کرمانشاه دارد که ستاد ملی کرونا در استان درباره آن تصمیم خواهد گرفت و در صورت موافقت ستاد کرونا، تدابیر خاصی برای برگزاری این جشنواره در نظر گرفته شده است.

وی با اشاره به تدابیر و راهکارهای پیشنهادی برای برگزاری جشنواره تئاتر استانی، ادامه داد: برگزاری جشنواره به صورت آنلاین، برگزاری جشنواره با حضور 50 درصد از مخاطبین و تماشاچیان و برگزاری جشنواره بدون حضور تماشاچی از راهکارهای پیشنهادی است که آثار ارسالی داروی و سپس 2 اثر برتر به دبیرخانه جشنواره بین المللی فجر معرفی می شود.

رئیس انجمن تئاتر استان کرمانشاه با تاکید بر اینکه سلامت مردم با توجه به شیوع ویروس کرونا در کشور در اولویت است، تصریح کرد: در حالی که اغلب اصناف دیگر با لحاظ تدابیر خاصی در حال فعالیت هستند، اما متأسفانه اهالی حوزه فرهنگ و هنر اجازه فعالیت آن چنانی ندارند.

وی بیان کرد: فرصت بسیار کمی تا تاریخ نهایی برگزاری جشنواره بین المللی فجر باقی مانده است که باید آثار منتخب تا 5 آذر به دبیرخانه جشنواره تئاتر معرفی شود.

درند ادامه داد: حتی با تصور اینکه از همین لحظه اجازه شروع فعالیت تمرینات داده شود بسیار دیر است چرا که حداقل های شرایط برگزاری و شروع تمرینات فراهم نیست و فضا و مکان تمرینات تئاتر بسیار محدود است.

وی با بیان اینکه با توجه به نبود تمرینات و محدودیت های خاص امکان دارد آثار ارسالی به حد نصاب نرسد، گفت: پیشنهاد دادیم که اگر تعداد آثار ارسالی کمتر از پنج اثر باشد، این آثار بدون داوری مستقیماً به دبیرخانه جشنواره بین المللی فجر ارسال شود.

کد خبر 5033682

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
آیا پس از ورود ناجا به مکان های متخلف و حتی بازداشت عوامل آن ناهنجاری ها، نباید سایر دستگاه ها پایکار آمده تا اقدامات قضایی بعدی صورت گیرد؟!
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی گیلانستان ، بحث ناهنجاری های فرهنگی و معضلات اخلاقی موجود در برخی رستوران ها و کافه های استان گیلان این روزها برای بسیاری از مومنین و مردم دلسوز به دغدغه ای بزرگ و مشکلی دردناک تبدیل شده است.

وقتی دیده می شود حتی در شبهای عزاداری و سوگواری اهل بیت علیهم السلام نیز اصلا رعایت مسائل شرعی چه از طرف مسافران و میهمانان کافه رستوران ها و چه از جانب صاحبان این مشاغل صورت نمی گیرد، بر ناراحتی متدینین خصوصا خانواده های معظم شهدا افزوده می شود.

از مهم ترین آسیب های فرهنگی و ناهنجاری های موجود در این کافه ها بحث نواختن موسیقی آنهم به صورت زنده و بعضا با خوانندگی زنان می باشد که در خیابان هایی همچون مسیر رشت به خمام اوج این رذالت اخلاقی و منکر بیشتر به چشم می خورد.

اما نکته قابل تامل اینجاست که آیا فقط و فقط نیروی انتظامی باید پاسخگوی این حجم از ولنگاری فرهنگی و بی بندوباری ها باشد؟!

چرا نگاه مردم و جامعه ارزشی کمتر به سمت اداراتی همچون میراث فرهنگی و گردشگری استان یا اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی نمی رود که در صدور مجوز برای نواختن موسیقی و احداث اتاق های ویژه از یکدیگر سبقت گرفته و انعطاف زیادی از خود نشان می دهند؟!

چرا وقتی به آنان گزارش می شود فلان کافه و رستوران از قوانین موجود در مجوز تخطی کرده، اما باز چشم پوشی نموده و مجوز آنان را ابطال نمی کنند؟!

آیا پس از ورود ناجا به مکان های متخلف و حتی بازداشت عوامل آن ناهنجاری ها، نباید سایر دستگاه ها پایکار آمده تا اقدامات قضایی بعدی صورت گیرد؟!

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ گیلانستان
گرگان - ایرنا - معاون هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان با تایید درگذشت "رحیم گِرِی" معروف به رحیم خیوه لی از نوازندگان موسیقی ترکمن گفت که تعطیلات آخر هفته باعث اعلام دیرهنگام این خبر شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵ سایت های دیگر : امروز نیوز ترکمن نیوز

رمضان یازرلو امروز شنبه در گفتگو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: فوت این هنرمند پیشکسوت موسیقی ترکمن ربطی به کرونا ندارد و بر اثر سکته قلبی بوده است.

وی در پاسخ به گلایه شماری از هنرمندان گلستان از کم توجهی به آنها و مهجور بودن مرحوم گری در اواخر عمرش گفت: خطر ناشی از کرونا امکان سرکشی از همه هنرمندان را با موانع و محدودیت هایی مواجه کرده است.

وی بیان داشت: از جزییات سرکشی و عیادت مسوولان محلی آق قلا از مرحوم گری اطلاع دقیقی ندارم و باید موضوع را از اداره فرهنگ و ارشاد آن شهرستان پی جویی کنم.

رحیم گری نوازنده دوتار و ساکن روستای خیوه لی از توابع شهرستان آق قلا در استان گلستان پنجشنبه سوم مهر ماه جاری بدلیل عارضه قلبی درگذشت.

گفته می شود مراسم تشییع و تدفین هنرمند فقید موسیقی ترکمن عصر همان روز به سبب مخاطرات ناشی از کرونا با محدودیت و بدون حضور مسوولان محلی برگزار شده است.

به گزارش ایرنا و بر اساس متون تاریخی، موسیقی ترکمن قدمت چند هزار ساله دارد و اکثر مردم جمهوری ترکمنستان، بخش زیادی از ساکنان استان گلستان، جماعتی از شمال خراسان و ساکنان بخشی از شمال افغانستان ترکمن هستند و موسیقی ترکمنی به شکلی از موسیقی اطلاق می شود که در بین اقوام ترکمن ایران، ترکمنستان و افغانستان رواج دارد.

زبان ترکمنی شاخه ای از زبان های اورال - آلتایی در گروه جنوب غرب یا ترکی اوغوزی است و ادبیات قوم ترکمن در قرن دوازدهم هجری قمری با تلاش شاعرانی نظیر نورمحمد عندلیب ، دولت محمد آزادی و بویژه مختومقلی فراغی دارای ویژگی های خاص زبان ترکمنی شده و از زبان ادبی ترکی جغتایی متمایز می شود.

به گفته یکی از هنرمندان گلستان؛ ساز اصلی در موسیقی ترکمنی تامدیرا یا دوتار است و در دهه اخیر برخی به اجرای نغمات این موسیقی با سازهای الکترونیک هم روی آورده اند و در کنار آن از کمانچه نیز در اجرای موسیقی استفاده می شود که خیلی ها آن را ساز اصیل ترکمنی نمی دانند و این ساز از هزار و 500 سال قبل از افغانستان وارد این موسیقی شده است.

ابراهیم جرجانی با بیان اینکه موسیقی ترکمن 13 پرده دارد و مقام های موسیقی ترکمنی در چهار دستگاه تشنید، قرق لر، مخمّس و نوایی اجرا می شود، اظهار داشت: خوانندگان ترکمن را که اغلب نقالان اشعار مختومقلی هستند، بخشی می نامند و در مرحله بالاتر به آنان خلیفه می گویند.

جمعیت 1.9 میلیون نفری گلستان مرکب از اقوام، مذاهب و نژادهای مختلف است و دست کم یک سوم از اهالی استان را قوم ترکمن تشکیل می دهند.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
مدیرعامل بنیاد بین المللی امام رضا (ع) از برگزاری 20 عنوان جشنواره فرهنگی هنری رضوی در سالجاری در 20 استان کشور خبر داد و گفت: جشنواره های رضوی امسال تحت تاثیر شیوع ویروس کرونا قرار دارد و بیشتر در قالب فضای مجازی است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۵ سایت های دیگر : روزنامه پیام سمنان خبرگزاری کتاب ایران

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سمنان، محمدرضا برازش روز شنبه در سفر به سمنان و در گفت و گو با خبرنگاران افزود: پس از ماه صفر برگزاری این جشنواره ها در استانهای مختلف آغاز می شود.

وی با بیان اینکه شرایط کرونا در کشور به گونه ای است که امکان برگزاری جشنواره ها به صورت حضوری نیست گفت: تلاش شده این جشنواره ها با محوریت فضای مجازی برگزار و پس از ارسال آثار نتایج اعلام و برترین ها مورد تجلیل قرار گیرند.

برازش، ارتقای کیفیت جشنواره ها را از اهداف این بنیاد برشمرد و اظهار داشت: با توجه به برگزار نشدن جشنواره های رضوی به صورت حضوری، هزینه های این بخش صرف ارتقای کیفیت و حمایت از هنرمندان خواهد شد.

وی با بیان اینکه برگزاری جشنواره تئاتر، به خاطر ماهیت گروهی، در شرایط شیوع کرونا هنوز به نتیجه نرسیده است ادامه داد: برگزاری جشنواره هایی مانند خوشنویسی، نگارگری، شعر ترکی، عربی، داستان نویسی و خاطره نویسی در سالجاری برگزار خواهد شد.

مدیرعامل بنیاد بین المللی امام رضا (ع) گفت: این بنیاد از تولیدات هنری در خصوص توسعه و ترویج سیره رضوی حمایت و آثار هنرمندان فاخر را خریداری می کند.

وی با هدف شرکت در شورای سیاست گذاری اولین جشنواره ملی هنرهای مفهومی رضوی (آهوان) به سمنان سفر کرده است.

مدیرعامل بنیاد بین المللی امام رضا (ع) همچنین امروز با نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه سمنان نیز دیدار کرد.

گسترش فرهنگ و معارف رضوی، بهره گیری از زبان و بیان هنر در آشنایی با سیره امام رئوف (ع)، رجوع به پشتوانه های فرهنگی و هنری در حوزه معارف رضوی و شناسایی استعدادهای خلاق فعال در عرصه هنرهای جدید از اهداف اولین جشنواره ملی هنرهای مفهومی رضوی (آهوان) است.

این جشنواره پذیرای آثار هنری تولید شده در انواع رسانه های هنرهای جدید همچون چیدمان، ویدوآرت، پرفورمنس آرت، هنر شبکه، لند آرت، فتو آرت، ورد آرت و .... با موضوع معارف رضوی است.

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

روزنامه راه مردم


روزنامه اطلاعات


روزنامه جوان


روزنامه ایران



روزنامه ابتکار


روزنامه رویداد امروز


روزنامه شرق