بولتن فرهنگی هنری/مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی 10 خرداد 99
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نامه ای به مدیرعامل خبرگزاری فارس، از خبرنگاران و گزارشگران این رسانه در تولید کتاب قصه های واقعی شیرین کرونا قدردانی کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ سایت های دیگر : مرصاد خبر گزاری رسا

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نامه ای خطاب به پیام تیرانداز، مدیرعامل خبرگزاری فارس، کتاب قصه های واقعی شیرین کرونا را طلیعه رزمایش هنری و رسانه ای در دوران کرونا دانست و از وی و خبرنگاران و گزارشگران فارس به خاطر نگارش و انتشار این اثر تشکر کرد.

متن کامل نامه وزیر ارشاد به مدیرعامل فارس به شرح زیر است:

جناب آقای پیام تیرانداز
مدیرعامل محترم خبرگزاری فارس

باسلام و آرزوی قبولی طاعات
کتاب قصه های واقعی شیرین کرونا را دریافت کردم. آن چه که در 33 گزارش این کتاب به قلم خبرنگاران آن خبرگزاری منتشر شده است، قطرات مهر و امید مردم این سرزمین را در اوج مصیبت کرونایی گردآوری و در قالب واژگان و کلمات نشانده و آن را در مجموعه ای ارزشمند به یادگار گذاشته است.

ضبط و ثبت این امواج همدلی در اقیانوس مهربانی ملت شریف ایران، بخشی از وظایف اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه این سرزمین است که این مجموعه، طلیعه این رزمایش هنری و رسانه ای است.

از جناب عالی و تمامی همکاران عزیزتان در آن خبرگزاری در ایفای این مسؤولیت دینی ملی سپاسگزارم.

سیدعباس صالحی

یادآور می شود حاصل قلم خبرنگاران حوزه های مختلف اجتماعی و خبر خوب خبرگزاری فارس است، با عنوان قصه های واقعی و شیرین کرونا اخیراً در 307 صفحه وزیری حاوی 33 گزارش، گفت وگو و مجموعه عکس منتشر شده است.

جزییات بیش تری از این کتاب را اینجا بخوانید.

همچنین متن کامل کتاب را اینجا دریافت کنید:

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
در لایحه قوه قضاییه تکالیف دستگاه های مختلف دولتی و غیردولتی برای صیانت از امنیت بانوان مشخص شده که مروری بر برخی مفاد آن میتواند به وضوح مشخص کند که تصویب سریع آن می توانست چه تاثیری بر سرنوشت رومینا داشته باشد.

گروه قضایی خبرگزاری فارس - لایحه منع خشونت علیه زنان که 26 شهریور سال گذشته (98) از سوی قوه قضاییه تحویل دولت شد. شاید اگر فرایند رسیدگی و تصویبش در دولت طولانی نشده بود الان حادثه گیلان رخ نمی داد. این لایحه جامع برای هرگونه رفتار عمدی که موجب ورود آسیب یا ضرر به جسم یا روان یا شخصیت، حیثیت و یا حقوق و آزادی های قانونی زن گردد را جرم انگاری کرده بود. در این لایحه تکالیف دستگاه های مختلف دولتی و غیردولتی برای صیانت از امنیت بانوان مشخص شده که مروری بر برخی مفاد آن میتواند به وضوح مشخص کند که تصویب سریع آن می توانست چه تاثیری بر سرنوشت رومینا داشته باشد.

***تکالیف وزارت دادگستری

1- ارتقای سطح دانش عمومی حقوقی در راستای پیشگیری از خشونت نسبت به بانوان

2- راه اندازی صندوق حمایت از بانوان با هدف حمایت از بانوان بزه دیده و جبران خسارت آنان

***تکالیف وزارت کشور

1- شناسایی اشکال مختلف آوارگی بانوان و ارائه گزارش در این خصوص به کمیته ملی

2- تسهیل صدور مجوز تأسیس تشکل های مردم نهاد با موضوع حمایت از بانوان موضوع این قانون و توانمندسازی آنها

3- تهیه طرح جامع امنیت اخلاقی- اجتماعی بانوان همراه شاخص های مربوط به فضای مجازی و فضای حقیقی با همکاری وزارت اطلاعات، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و نیروی انتظامی

***تکالیف وزارت آموزش و پرورش

1- تدوین و اجرای برنامه های درسی مناسب در دوره های مختلف تحصیلی در دو حوزه شناختی و رفتاری دانش آموزان نسبت به چگونگی تأمین کرامت و امنیت بانوان در محیط خانواده و جامعه

2- تهیه متون آموزشی مناسب و برگزاری دوره ها و کارگاه های آموزشی برای والدین و سرپرستان قانونی با هدف گسترش صلاحیت ها و مهارت های اجتماعی مانند مهارت گفتگو و ایجاد مهارت های موثر کاهش خشونت

3- رصد و پایش مستمر وضعیت آسیب های اجتماعی در میان دانش آموزان جهت شناسایی دانش آموزان در معرض خشونت و هدایت آنان به مراکز ارائه دهنده خدمات حمایتی و مشاوره ای

4- طراحی و اجرای برنامه های عملیاتی جهت شناسایی دختران بزه دیده یا در معرض خطر و اقدامات حمایتی و پیشگیرانه

***تکالیف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

1- طراحی و اجرای برنامه های آموزشی و فرهنگی لازم به منظور ارتقای سطح فرهنگ عمومی در خصوص پرهیز از خشونت و صیانت از کرامت و امنیت بانوان

***تکالیف سازمان صدا و سیما

1- تهیه و پخش برنامه های رسانه ای در زمینه افزایش امنیت و کرامت بانوان و ترویج الگو های شایسته رفتار با بانوان در خانواده و جامعه

2- استانداردسازی تولید و پخش برنامه ها و جلوگیری از انتشار و پخش برنامه ها و مطالب ترویج کننده خشونت و تهیه دستورالعمل لازم در این خصوص

***تکالیف وزارت بهداشت

1- مکلف نمودن مراکز درمانی به انجام اقدامات حمایتی اولیه و معرفی زن بزه دیده به مراکز اورژانس اجتماعی و دیگر مراکز حمایتی با رضایت وی

2- ایجاد سامانه ثبت کلیه آثار جسمی و روانی ناشی از خشونت جهت ارائه به مراکز قضایی در موارد لزوم و با رعایت اصل محرمانگی

***تکالیف سازمان بهزیستی

1- شناسایی، پذیرش، نگهداری، ارائه خدمات تخصصی، توانمندسازی بانوان موضوع این قانون

2- مداخله و اتخاذ تدابیر پیشگیرانه و حمایتی و ارتقای سطح آن نسبت به بانوان بزه دیده یا در معرض بزه دیدگی

3- طرح هرگونه شکایت یا دعوا، دفاع و پیگیری دعاوی اعم از حقوقی و کیفری در خصوص بانوان بزه دیده فاقد تمکن مالی و تربیت نیروی متخصص برای این موضوع

4- فراهم آوردن و تقویت سامانه های مخابراتی و رایانه ای به منظور دریافت فوری گزارش ها از تعدی به امنیت بانوان

5- همکاری با تشکل های مردم نهاد فعال در امور بانوان و آموزش آنها

6- توسعه و تقویت مراکز مشاوره و روانشناسی و مراکز اورژانس اجتماعی و صدور مجوز تأسیس و فعالیت مراکز اسکان موقت و کلینیک های مددکاری اجتماعی به نهاد های غیردولتی و نظارت و بازرسی بر آن ها با اولویت بانوان موضوع این قانون

در این مورد، قوه قضائیه ماموران و کارکنان سازمان بهزیستی را در موارد وقوع خشونت علیه بانوان در حکم ضابطان دادگستری شناسایی کرده است

***تکالیف نیروی انتظامی

1- ایجاد واحد ویژه تأمین امنیت بانوان در کلانتری ها

2- در صورت ضرورت، اختصاص کلانتری های ویژه به تعداد لازم در مراکز استان ها و یا شهرستان ها با به کارگیری پلیس زن و دیگر نیرو های آموزش دیده به منظور حسن انجام وظایف ضابطان در فرآیند پذیرش و رسیدگی

3- مراقبت و انجام اقدامات حمایتی اولیه و معرفی بزه دیده به مراکز حقوقی، حمایتی، بهداشتی و درمانی و اعزام آن ها در صورت ضرورت به مراکز نگهداری با رعایت ضوابط شرعی و قانونی

4- شناسایی کانون های عمومی آسیب زا و پرخطر در حوزه خشونت علیه بانوان و اتخاذ تدابیر لازم برای مداخله فوری در موارد مواجهه با نقض این قانون

5- همکاری با مراکز حمایتی به ویژه اورژانس اجتماعی و مراکز اسکان موقت

***تکالیف سازمان پزشکی قانونی

1- برگزاری دوره های آموزشی برای تربیت نیروی متخصص و حساس سازی آن ها نسبت به ابعاد عمومی و تخصصی پدیده خشونت علیه بانوان و نحوه مستندسازی و تأمین ادله اثباتی آن

2- اتخاذ تدابیر لازم به منظور کاهش تشریفات اداری، تسریع درانجام معاینات و هر اقدام مناسب دیگر به منظور جلوگیری از محو آثار جرم

3- تهیه دستورالعمل رفتاری کارکنان در مواجهه با موارد خشونت دیدگی بانوان

4- معرفی بزه دیده به مراکز مشاوره ای، حمایتی و درمانی

5- ارائه خدمات رایگان به بانوان بزه دیده

6- ایجاد واحد کشیک یا در نظر گرفتن تمهیداتی برای انجام خدمات در خصوص بانوان موضوع این قانون خارج از وقت اداری

***تکالیف کانون وکلای دادگستری و مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه

1- معرفی وکیل معاضدتی یا داوطلب در موارد اعلام نیاز از سوی مراجع قضایی در پرونده های موضوع این قانون و تسهیل و تسریع در ارائه خدمات

2- معرفی مشاور خانواده در موارد اعلام نیاز از سوی مراجع قضایی در پرونده های موضوع این قانون و تسهیل و تسریع در ارائه خدمات

لایحه صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان ابعاد گسترده دیگری را نیز مدنظر قرار داده است.

این لایحه همه جوانب تعرض به حقوق بانوان را به صورت کاملا جزئی مورد اشاره قرار داده و اگر در دولت تصویب شود، کلیه موارد جسمانی، حیثیت معنوی و روانی بانوان که مورد تعرض قرار گیرد، جرم انگاری شده است

لایحه قوه قضائیه که از سال گذشته تاکنون برای تصویب در اختیار دولت قرار گرفته، کلیه واحد های قضایی و انتظامی را مکلف کرده که در صورت مراجعه بانوان در موارد خشونت علیه خود، فوراً و خارج از نوبت تشکیل پرونده داده و تحقیق و رسیدگی را آغاز کنند

قوه قضائیه برای سهولت پیگیری قانونی بانوان در موارد خشونت علیه خود، در این لایحه این تمهید را اندیشیده که اگر بزه دیده به مراجع انتظامی اعلام شکایت کند، صرف اعلام شکایت برای ارجاع به واحد ویژه تأمین امنیت بانوان و شروع به رسیدگی کافی است و نباید وی را به بیان مسایل خارج از موضوع یا تشریح جزییات غیر ضروری مجبور کرد. همچنین طرح پرسش های غیر مرتبط و غیرضروری و به کار بردن عبارات نامناسب از هریک از طرفین دعوا، مطلع یا نمایندگان قانونی ایشان و تحقیق از سوابق بزه دیده ممنوع است.

علاوه بر این، لایحه صیانت از امنیت بانوان این تمهید را اندیشیده که در صورت عدم تمکن مالی بزه دیده، مرجع قضایی می توانند وی را از پرداخت هزینه دادرسی، حق الزحمه کارشناسی و دیگر هزینه ها معاف کنند. همچنین در صورت تقاضای بزه دیده و فقدان تمکن مالی دادگاه موظف است وکیل معاضدتی تعیین کند.

حال اگر این لایحه به موقع در دولت تصویب و تبدیل به قانون می شد، آیا با عمل دستگاه ها به تکالیف قانونی شان، رومیناها با حمایت قانون مورد صیانت قرار نمی گرفتند؟

آیا تصویب قانون برای صیانت از امنیت بانوان بیش از 250 روز زمان میخواست؟

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار ویدیویی، با استفاده از هشتگ رومینا ، دختر نوجوانی که به دست پدرش به قتل رسید در صفحه توئیتر خود نوشت: گره هایی که به مهر می توان گشود و به قهر داس و درفش نسپرد.

به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در متن توئیت سید عباس صالحی آمده است:

او درس آموخته مرام و مکتب برادرش ⁧‫امام_موسی_صدر‬⁩ است. خاطره او درس آموز این روزهاست. گره هایی که به مهر می توان گشود و به قهر داس و درفش نسپرد.

‫#رومینا‬⁩

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جدیدترین توئیت خود با اشاره به سخنان رئیس جمهور در مراسم افتتاح مجلس یازدهم نوشت: دوره اخیر در کرونا با همگرایی قوا و همدلی ملی آغاز شد. امروز چهارمین کشتی نفتی ایرانی به آب های ونزوئلا رسید. طلیعه ظفر را می توان دید. هم چنان همه باهم باشیم.

به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در متن توئیت سید عباس صالحی آمده است:

رئیس جمهور در افتتاح مجلس، سه دوره را برشمرد:

دوره پیشرفت(96-92) دوره استقامت(98-97) و دوره پیوند و پیروزی(1400-1399)

دوره اخیر در کرونا با همگرایی قوا و همدلی ملی آغاز شد.

امروز چهارمین کشتی نفتی ایرانی به آب های ونزوئلا رسید.

طلیعه ظفر را می توان دید.هم چنان همه باهم باشیم.

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی انتخاب محمدباقر قالیباف را به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره یازدهم تبریک گفت.

به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در متن تبریک سیدعباس صالحی آمده است:

جناب آقای دکتر محمد باقر قالیباف

رییس محترم مجلس شورای اسلامی

با اهدای سلام

انتخاب جنابعالی را به عنوان ریاست مجلس شورای اسلامی با رای قاطع نمایندگان محترم ملت ایران صمیمانه تبریک می گویم .

یکی از اولویت های اصلی کشور، که در پیام مقام معظم رهبری(مدظله العالی) به مناسبت آغاز فعالیت مجلس یازدهم هم بدان تاکید شده است، مساله فرهنگ به عنوان زیربنای توسعه و پیشرفت کشور است .

بی تردید وضع قوانین موثر در حمایت از اصحاب فرهنگ و هنر و همچنین تقویت فرهنگ غنی ایرانی اسلامی و صیانت از ارزش های معنوی و باورهای عمیق دینی مردم، می تواند زمینه ساز تعالی و توسعه کشور باشد . امیدوارم در سایه تعامل، هم فکری و همکاری نمایندگان محترم و دولت خدمتگزار، گام های ارزشمندی در مسیر تحقق اهداف فرهنگی نظام مقدس جمهوری اسلامی، در دوره جدید مجلس برداشته شود .

از خداوند متعال توفیقات جنابعالی و نمایندگان محترم دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی را در خدمت به ملت شریف ایران خواستارم .

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

ابوذر ابراهیمی ترکمان در پیامی درگذشت جوره بیک نذری ایران شناس نامدار، دانشمند و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی را تسلیت گفت.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، متن این پیام بدین شرح است:

سرکار خانم زلفیه دولت زاده، وزیر محترم فرهنگ جمهوری تاجیکستان

با سلام و احترام

در گذشت آقای جوره بیک نذری، ایران شناس نامدار، دانشمند و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی و هنرمند پر آوازه جمهوری تاجیکستان را به سرکار عالی و تمامی ادب دوستان، هنرمندان و هم زبانان هم دل در آن سرزمین کهن فارسی زبان، تسلیت عرض می نمایم.

یقین دارم، از دست دادن این شخصیت علمی و ادبی، موجب تأسف عمیق برای میراث داران فرهنگ، هنر و ادبیات مشترک دو کشور است که فرو نشاندن این اندوه، تنها با تداوم راه ایشان و بزرگداشت سایر مفاخر و بزرگان این عرصه ارزشمند، امکان پذیر خواهد بود.

آثار هنری و ادبی آن فقید سعید، نشان ارادت و قلب آکنده از محبت ایشان به مردمانی بود که رمز همدلی شان فارغ از مرزهای جغرافیایی، در ورای اشتراکات هنری و فرهنگی کهن و به خصوص زبان شیرین فارسی نهفته است. امید است درخت تنومند و ریشه دار زبان فارسی با تلاش و مساعی فرهنگی دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری تاجیکستان همواره بارور و بالنده تر گردد.

انتهای پیام/ص

13:51 - 1399/03/07 / شماره : 751618 / تعداد نمایش : 102

air.ir/Zrqgz9r

لینک خبر :‌ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
با پایان معاینات پزشکی زائران زیر 60 سال در بیشتر نقاط کشور، سازمان حج و زیارت اعلام کرد: اگر حج برقرار شود، نخستین پرواز زائران ایرانی به عربستان ششم تیرماه خواهد بود.

به گزارش ایسنا، سازمان حج و زیارت با این پیش فرض که عربستان حج تمتع را با شرط سنی برگزار کند، معاینه زائران زیر 60 سال را آغاز کرد که در شورای برنامه ریزی و هماهنگی بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت اعلام شد: معاینات پزشکی زائران زیر60 سال حج تمتع در اغلب مناطق کشور پایان یافته است.

عربستان یک بار قبلا در سال 2014 که نوعی از ویروس کرونا شایع شده بود، شرط سنی را در حج تمتع اعمال کرد. دولت سعودی آن سال به کشورها اعلام کرد به علت انتشار کروناویروس به افراد بالای 60 سال ویزای حج تمتع و عمره نمی دهد. عربستان هنوز درباره حج تمتع 99 تصمیمی را اعلام نکرده است.

تعداد زائرانی که زیر 60 سال دارند هنوز مشخص نیست. سازمان حج و زیارت درباره وضعیت زائرانی که بالای 60 سال سن دارند و در کاروان ها ثبت نام کرده اند، نیز هنوز اظهارنظری نداشته است. سهمیه حج ایران حدود 87 هزار و 500 نفر تعیین شده که اکبر رضایی سرپرست معاونت حج و عمره سازمان حج و زیارت گفته است: درصورت برگزارشدن حج، نخستین پرواز زائران به مقصد مدینه در ششم تیرماه، انجام می شود.

دکتر سیدعلی مرعشی سرپرست مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال احمر در شورای برنامه ریزی و هماهنگی بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت از کمبود پزشک در برخی استان ها برای انجام معاینات زائران خبر داده و گفته که این کمبود حالا تامین شده است.

علی رضا رشیدیان رییس سازمان حج و زیارت هم به وضعیت شیوع ویروس کرونا در خوزستان اشاره کرده و گفته که معاینات پزشکی زائران در این استان به مدت یک هفته به تعویق افتاده است تا ان شاءالله شرایط مساعدتر شود.

وی به ادامه روند امور اجرایی حج با وجود بلاتکلیفی از سوی عربستان اشاره کرد و افزود: تولید محتوا در بخش های مسکن، حمل و نقل و تغذیه انجام و به حوزه آموزش ارائه شده است و در کلاس های برخط به مدیران مجموعه ها و کاروان ها و زائران اطلاع رسانی می شود.

غلامرضا رضایی مسؤول دفتر نمایندگی سازمان حج و زیارت در عربستان هم گزارشی از آسیب شناسی منا ارائه کرد که سرپرست حجاج ایرانی در ادامه آن تاکید کرد: راهکارها برای رفع این آسیب ها با زمان بندی تعریف و مشخص شود چند درصد از آسیب ها برای حج آینده قابل رفع است.

بنا بر گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، قربان میرزایی سرپرست معاونت توسعه مدیریت و منابع سازمان حج هم درباره وضعیت ودیعه گذاران حج تمتع و عمره مفرده در بانک های ملی و ملت، گفت: سازمان حج همواره تلاش کرده است ضمن رایزنی با این دو بانک از محل سود سپرده ودیعه گذاران، از هزینه های زائران بکاهد.

نماینده ولی فقیه در امورحج و زیارت نیز با اشاره به افزایش هزینه سفرهای زیارتی با توجه به قیمت ارز، تاکید کرد: با مطالعه و کار کارشناسی باید با مسؤولان این دو بانک در راستای مسیری که به نفع زائر است، رایزنی و اقدام شود.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
با توجه به اتمام معاینه زائران زیر 60 سال در بسیاری از مناطق کشور، تزریق واکسن مننژیت زائران حج تمتع سال جاری از شنبه 10 خرداد آغاز می شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ سایت های دیگر : ناطقان آقای خبر خبرگزاری تقریب افکار نیوز

به گزارش خبرنگار حج و زیارت خبرگزاری فارس، معاینات پزشکی زائران خانه خدا از اوایل اردیبهشت ماه با اولویت زائران زیر 60 سال آغاز شد و برای جلوگیری از شیوع کرونا ، برخی از بیمارستان ها و درمانگاه های منتخب اقدام به پذیرش زائران کردند تا با رعایت نکات بهداشتی معاینات لازم برای حجاج انجام شود.

سیدعلی مرعشی، رئیس مرکز پزشکی حج و زیارت هلال احمر امروز در نشست شورای برنامه ریزی و هماهنگی بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت به پایان معاینات زائران زیر 60 سال در بسیاری از مناطق کشور خبر داد.

بر همین اساس در مرحله دوم افراد بالای 60 سال معاینه می شوند تا در صورت آمادگی سعودی ها برای برپایی حج تمتع با تمام سهمیه کشورها، زائران غربالگری لازم را شده باشند و پس از احراز استطاعت جسمی، به این سفر معنوی مشرف شوند.

یکی از مواردی که امسال با توجه به شیوع کرونا توسط زائران باید مورد توجه قرار گیرد، رعایت نکات بهداشتی است. بر همین اساس در صورت برپایی حج تمتع از سوی سعودی ها زائران باید علاوه بر داشتن ماسک و دستکش، از تماس دست به چشم، دهان و بینی خودداری کرده و به ضدعفونی و شست وشوی مکرر دست ها اهتمام ورزند.

همچنین امسال بر اساس تصمیم مسؤولان قبل از اعزام زائران به عربستان، از افراد آزمایش کرونا گرفته خواهد شد. زائران برای تأیید سلامت، پس از ثبت نام و انجام معاینات، تحت نظارت پزشک کاروان قرار می گیرند و پزشکان کاروان ها موظف هستند نه تنها تا روز اعزام، بلکه حین مناسک حج و پس از آن نیز وضعیت سلامت حجاج را در معاینات دوره ای بررسی کنند.

به همین دلیل پزشکان به عنوان یکی از سه ارکان اصلی کاروان به شمار می روند که تا آخر عملیات حج همراه با زائران هستند، بررسی و کنترل سلامت زائر را بر عهده دارند. روحانی و مدیر کاروان هم دو ضلع دیگر هستند که بر امور اجرایی و عبادی اشراف دارند.

امسال زائران در کنار آزمایش های روتین، عکس قفسه سینه و نوار قلب، آزمایش های تکمیلی به منظور تأیید سلامت نیز خواهند داد تا افرادی که مشکل زمینه ای یا بیماری خاصی دارند، به سرزمین وحی اعزام نشوند.

همچنین یکی از موارد مهم در سفرهای زیارتی به ویژه حج تمتع، همکاری با پزشک کاروان است که زائران باید علاوه بر داشتن صداقت در پرونده پزشکی، همکاری های لازم را با مجموعه پزشکی داشته باشند.

از موارد مهمی است که زائران قبل از اعزام به عربستان باید توجه کنند، تزریق واکسن مننژیت و آنفلوانزاست که از شنبه 10 خردادماه زائرانی که معاینات پزشکی انجام داده اند، می توانند با مراجعه به مراکز بهداشت، واکسن مننژیت دریافت کنند.

در عربستان اپیدمی مننژیت شایع است و در سال های گذشته با وجود تأکید مسؤولان به تزریق واکسن، مواردی از درگیری زائران به این بیماری در موسم حج گزارش شده است. بیماری آنفلوانزا نیز به دلیل تراکم جمعیت در ایام حج و بالا بودن سن زائران از دیگر بیماری هایی است که در ایام حج شایع است. تا جایی که به گفته مسؤولان پزشکی حج و زیارت، اپیدمی آنفلوانزا در سال های مکرر در عربستان بوده و افراد مسن را انجام مناسک حج ناتوان کرده است.

بر همین اساس، بهتر است تمام زائران قبل از اعزام اقدام به تزریق واکسن مننژیت و آنفلوانزا کنند؛ تا جایی که به گفته پزشکان حداقل 10 روز قبل از اعزام باید واکسن مننژیت تزریق شود. البته افرادی که در دو سال اخیر این واکسن را تزریق کرده و کارت واکسن دارند، دیگر نیازی به تزریق ندارند و می توانند با ارائه کارت تزریق قبلی، مجوز سلامت را دریافت کنند.

افرادی که به هر دلیل اقدام به دریافت واکسن مننژیت نکنند، در بدو ورود به عربستان دچار مشکل می شوند. البته دارویی به آنها تحویل داده می شود، اما باز هم تأثیر واکسن را ندارد. همچنین بهتر است تمام زائران که مشکلات جسمی، قلبی، ریوی، عضلانی و استخوانی دارند، قبل از اعزام با پزشک خود مشورت کرده و راهکارهایی برای بهبودی انجام دهند تا به وضعیت پایدار برسند.

به گزارش فارس، اعزام زائران کشورمان به سرزمین وحی از 6 تیرماه آغاز می شود و ایران آمادگی کامل برای تشرف زائران به حج تمتع دارد اما عربستان همچنان درباره وضعیت حج تمتع سال جاری سکوت اختیار کرده و تکلیف را مشخص نکرده است.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
فراخوان مسابقه طراحی آثار حجمی با موضوع کتاب و خواندن با پیشنهاد نهاد کتابخانه های عمومی کشور، توسط سازمان زیباسازی شهر تهران منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر ، سازمان زیباسازی شهر تهران به پیشنهاد نهاد کتابخانه های عمومی کشور در نظر دارد با هدف بهره گیری از هنر مجسمه سازی در ارتقای فرهنگ عمومی، ضرورت ترویج فرهنگ کتابخوانی و مطالعه در راستای اهداف توسعه فرهنگی و تولید سرمایه های هنری در شهر، نسبت به نصب آثار حجمی با موضوع کتاب و خواندن اقدام کند. از این رو در فراخوانی که برای این طرح منتشر شده، از هنرمندان طراح و مجسمه ساز دعوت شده با ارائه طرح و ایده های خود، در این فراخوان مشارکت کرده و آثار پیشنهادی شان را با رعایت شرایط اعلام شده به این سازمان ارائه دهند.

موضوعات در نظر گرفته شده برای شرکت در این مسابقه کتاب ، خواندن ، کودکان و کتاب ، شهر، کتابخانه و خواندن است و علاقه مندان تا تاریخ 31 خرداد 1399 فرصت دارند با مراجعه به دبیرخانه مسابقه ضمن تکمیل فرم ثبت نام، نسبت به ارائه ماکت حجمی یا طراحی سه بعدی (در مورد پیشنهاداتی که به صورت فایل نرم افزاری ارائه می شوند، درصورت تایید ایده اولیه توسط شورای داوری، ارائه ماکت پیش از صدور رأی قطعی الزامی است)، فایل تصویر با کیفیت از ماکت با فرمت JPG و همچنین رزومه مکتوب و تصویری با فرمت JPG در قالب فایل کامپیوتری اقدام کنند.

در فراخوان این مسابقه تأکید شده که طراحی اثر متناسب با محل پیشنهادی و طراحی محیطی محل نصب و پایه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همچنین داوری و انتخاب آثار براساس بررسی نگاه هنرمندانه، خلاق و طراحی حرفه ای هنرمند، توسط شورای تخصصی آثار حجمی سازمان زیباسازی انجام می شود و حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان به طور قطع رعایت خواهد شد. همچنین احراز کپی بودن طرح پیشنهادی نیز علاوه بر حذف اثر، در رزومه هنری هنرمند در این سازمان ثبت خواهد شد.

انتخاب مواد و مصالح و روش های اجرا با رعایت مسائل زیست محیطی و نکات HSE مورد توجه و تأکید است و انعقاد قرارداد در زمان و شرایط مناسب پس از طی فرآیند کارشناسی فنی و ارزیابی هزینه های اجرایی، توافق نهایی با هنرمند و تأمین اعتبارات مورد نیاز توسط سازمان زیباسازی شهرداری تهران صورت خواهد گرفت.

ثبت نام و پذیرش طرح صرفا با رعایت تمام موارد یادشده و زمان تعیین شده در ساعات اداری صورت می پذیرد و نتایج پس از زمان داوری، در سایت سازمان زیباسازی شهر تهران اعلام می شود.

علاقه مندان برای شرکت در این مسابقه می توانند به دبیرخانه این رویداد فرهنگی به نشانی تهران، پاسداران، میدان هروی، خیابان وفامنش، خیابان جمالی شرقی، مرکز فعالیت های مجسمه سازی شهر تهران (عمارت عین الدوله) مراجعه کنند.

کد خبر 4936129

صادق وفایی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
نماینده ولی فقیه و رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در پیامی آغاز به کار مجلس یازدهم و انتخاب محمدباقر قالیباف را به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی تبریک گفت.

به گزارش ایسنا، به نقل از سازمان اوقاف و امور خیریه در پیام تبریک حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی خاموشی آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

مجلس شورای اسلامی برخاسته از کنه وجود و ذات انقلاب اسلامی و نشان دهنده به فعلیت رسیدن مردم سالاری در نظام جمهوری اسلامی ایران است.

خدا را شکر می کنم که در گام دوم انقلاب اسلامی علی رغم همه تهدیدها و دسیسه های نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز با موفقیت برگزار شد تا خواب و خیال و آرزوی همه آنان که برای به سر آمدن عمر انقلاب اسلامی لحظه شماری می کنند، به سرابی دست نایافتنی مبدل شود.

سازمان اوقاف و امور خیریه با اهداف و برنامه هایی همچون ارتقای بهره وری اقتصادی و ساماندهی موقوفات، حمایت از شرکت های دانش بنیان، دوری از تصدی گری و نصب امین برای موقوفات، پررنگ تر و فعال تر کردن امور خیریه، ارائه خدمات اجتماعی و فرهنگی توسط امامزادگان و بقاع متبرکه و در این میان مواجهه با برخی از خلاهای قانونی زمینه ها و بسترهای فراوانی برای همکاری و تعامل با مجلس شورای اسلامی دارد.

این جانب ضمن تقدیر و تشکر از نمایندگان و هیئت رئیسه سابق مجلس شورای اسلامی، آغاز به کار مجلس یازدهم و انتخاب برادر ارجمند؛ دکتر محمدباقر قالیباف را به عنوان رئیس این مجلس، تبریک می گویم و امیدوارم بتوانیم در این دوره جدید بیش از گذشته از ظرفیت های متقابل سازمان اوقاف و امور خیریه و مجلس شورای اسلامی استفاده کنیم.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
حجت الاسلام نوروز پور ضمن توصیه به مردم برای پرهیز از توزیع نذورات در امامزادگان شهرهای غیرعادی گفت:تاریشه کن شدن این ویروس منحوس مردم مدت توقفشان دراین اماکن را با رعایت پروتکل های بهداشتی کوتاه کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

حجت الاسلام محمد نوروزپور درگفت و گو با خبرنگار گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با تاکید بر لزوم پرهیز مردم از پخش نذورات در بقاع متبرکه و اماکن مذهبی شهرهای وضعیت غیرعادی(غیرسفید) تا عادی شدن شرایط کشور و رفع کامل بحران کرونا اظهار کرد: به منظور حفظ سلامت زوار و رعایت بهداشت، خدام از توزیع نذورات در این اماکن جلوگیری می کنند.

مدیرکل بقاع متبرکه واماکن مذهبی سازمان اوقاف وامور خیریه با توصیه به مردم برای پرهیز از توقف های طولانی مدت در این اماکن افزود:خدام این بارگاههای مقدس در صورت مشاهده حضور جمعیت زیاد در این اماکن از حضور طولانی مردم در صحن های امامزادگان ممانعت به عمل می آورند.

حجت الاسلام نوروزپور بیان کرد: براساس پروتکل های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی امامزادگان و بقاع متبرکه شهرهای غیرعادی که تازه گشایش یافته اند، از یک ساعت بعد از طلوع آفتاب تا یک ساعت قبل غروب آفتاب به روی مردم باز هستند .ضمن اینکه غربالگری از مردم در این اماکن انجام و اجازه ورود به مردم بدون ماسک ودستکش به این اماکن داده نمی شود.

حجت الاسلام نوروزپور با اشاره به اینکه ضدعفونی امامزادگان روزانه در چند نوبت انجام می شود، اضافه کرد: کماکان اقامه نمازهای جماعت در این اماکن لغو است و فضا برای حضور زائرین به گونه ای فراهم است که از یک در ورود یابند و از در دیگر خارج شوند.

مدیرکل بقاع متبرکه و اماکن مذهبی سازمان اوقاف و امور خیریه خاطرنشان کرد: تا ریشه کن شدن این ویروس منحوس، زائرین باید با فاصله دور و بدون لمس ضریح و در و دیوار زیارت کنند. همچنین زایرین این مکان های مقدس باید وسایل شخصی همچون قرآن، سجاده، ادعیه، مهر و مفاتیح به همراه داشته باشند و برنامه های این اماکن همچنان بدون حضور مستمع و جمعیت و به صورت مجازی برگزار می شود.

پایان پیام/ 40

لینک خبر :‌ خبرگزاری شبستان
در کشور ما به دلیل نبود زیرساخت لازم در ثبت تبادلات، معاملات و فعالیت های بازار و نیز شرکت های دولتی و عمومی، کشف و شناسایی مشمولان مالیات، امری دشوار و به روابط و مناسبات پنهانی و ناروا وابسته شده، همین امر نیز باعث ناتوانی در تامین مالیات مشاغل و فعالیت های اقتصادی شده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ سایت های دیگر : شعار سال

اعتمادآنلاین| معافیت مالیاتی هنرمندان اهالی فرهنگ و هنر موضوع تازه ای نیست، اما با گسترش فضای مجازی و امکان دیده شدن بیشتر سلبریتی ها و افرادی که به نظر می رسد از درآمد بالایی برخوردارند، این پرسش در جامعه ایجاد شده است که چرا این قشر نباید مالیات بپردازند و معافیت مالیاتی هنرمندان باید از بین برود؟ مباحث پیرامون معافیت مالیاتی هنرمندان باعث شد اعتمادآنلاین در یک پرونده به بررسی کم و کیف کارایی این موضوع برآید و این پرسش را مطرح کند که مبنای معافیت مالیاتی هنرمندان چیست؟

سیدمحسن هاشمی که به واسطه فعالیت هایی همچون مدیریت موزه هنرهای دینی امام علی (ع)، معاون اجرایی خانه سینما، مدیر اجرایی ستاد برگزاری رأی تماشاگران سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر و... در 2 حوزه سینما و تجسمی فعالیت کرده، در یادداشتی برای اعتمادآنلاین ، مالیات را از سه منظر بررسی و در بخش دیگری که به معافیت مالیاتی هنرمندان می پردازد عنوان کرده است که دولت باید پیش و بیش از هر اقدامی به تصحیح و ویرایش سازوکار کشف و شناسایی مشمولان مالیاتی از طریق تدبیر سامانه های ملی با ضرورت ثبت انواع معاملات و قراردادها با ضمانت اجرایی دقیق بپردازد.

متن این یادداشت بدین شرح است:

مالیات از نهادهای دیرپای جوامع بشری است. کارشناسان این پرداخت مردم به دولت را به مثابه هزینه اجباری برای تامین هزینه های دولت در تامین امنیت، رفع تزاحمات و توسعه آموزش و بهداشت تلقی می کنند.

مالیات در جوامع مختلف صورت ها و شاخه های مختلفی دارد. در کشورهای کمونیستی از آنجا که ابزار تولید در دست دولت قرار دارد، منابع تامین هزینه های دولت خودبه خود فراهم است و این دولت ها تکیه کمتری بر منابع مالیاتی دارند.

در جوامع سرمایه داری مبتنی بر اقتصاد بازار، بیشترین مبنای تامین هزینه های دولت از طریق دریافت انواع مختلف مالیات فراهم می شود. البته دریافت مالیات از سوی دولت ها، گاه برای تنظیم تقاضا و تاثیر نهادن بر بازار نیز استفاده می شود، همان گونه که برای تاسیس و راه اندازی برخی تاسیسات زیربنایی نظیر ساخت راه آهن یا تاسیس بیمارستان ها و دانشگاه نیز از وضع مالیات و تامین هزینه از این منبع استفاده شده است.

در گونه ای تقسیم بندی، مالیات بر 2 نوع مستقیم و غیرمستقیم طبقه بندی می شود. مالیات مستقیم از میزان درآمد یا دارایی شخص حقیقی یا حقوقی دریافت می شود و مالیات غیرمستقیم با افزایش هزینه بر مصرف کالا و خدمات وضع می شود.

در بحث از مالیات ما با سه گونه مساله مواجهیم: نخست شناسایی مشمولان مالیات، دیگر معافیت از مالیات و سومین مساله فرار از مالیات است. در کشورهای متمدن مساله فرار از مالیات به دلیل نبود مشارکت عامدانه شخص در تامین هزینه های دولت، دارای پیامدهای تنبیهی و مجازات های سنگینی است.

در کشور ما به دلیل نبود زیرساخت لازم در ثبت تبادلات، معاملات و فعالیت های بازار و نیز شرکت های دولتی و عمومی، کشف و شناسایی مشمولان مالیات، امری دشوار و به روابط و مناسبات پنهانی و ناروا وابسته شده، همین امر نیز باعث ناتوانی در تامین مالیات مشاغل و فعالیت های اقتصادی شده است. بر اساس گزارش منتشرشده در خبرگزاری خبرآنلاین ، در کشورمان سالانه 40 هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی صورت می گیرد.

اما مساله مورد بحث ما در این یادداشت معافیت مالیاتی هنرمندان است. دولت ها به منظور حمایت از اقشار آسیب پذیر یا امکان ادامه فعالیت ها و مشاغلی خاص می کوشند با معافیت مالیاتی انگیزه ای برای سرمایه گذاری فراهم کنند.

در چند سال اخیر قانون برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آمده است: فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی و قرآنی، فرهنگی هنری که به موجب مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام می شود، از پرداخت مالیات معاف است. البته بر اساس مقررات مواد 15، 16 آیین نامه اجرایی تبصره سه ماده 139 تسلیم اظهارنامه مالیاتی در موعد مقرر قانونی شرط برخورداری از معافیت مالیاتی است.

اینک با توصیفات بالا به گمان نگارنده دولت باید پیش و بیش از هر اقدامی نخست به تصحیح و ویرایش سازوکار کشف و شناسایی مشمولان مالیاتی از طریق تدبیر سامانه های ملی با ضرورت ثبت انواع معاملات و قراردادها با ضمانت اجرایی دقیق بپردازد. با این اقدام امکان زدوبندها و فساد اداری کاهش می یابد.

آن گاه با اعتماد به مردم، خوداظهاری را ملاک قرار داده و هر 2 تا سه سال، نسبت به بررسی اسناد و صحت خوداظهاری های مشمولان مالیات اقدام کند و با کشف تخلف احتمالی شدیدترین پیامدهای قانونی را بی مماشات (خودی و غیرخودی) به مورد اجرا گذارد.

در گام سوم با کاهش معافیت ها و در ازای آن با افزایش برنامه های حمایتی حقیقی (و نه شعاری کارنامه پرکن) به حمایت از مشاغل کلیدی و اشخاص آسیب پذیر از طریق گسترش خدمات آموزشی و درمانی و رفاه بازنشستگی و در حمایت از مشاغل با تامین زیرساخت های تولید بپردازد.

برای مثال در خصوص معافیت های کشاورزی نیز با پرداخت مالیات در ازای تامین ارزان قیمت نهاده های کشاورزی و خرید به قیمت بالای تضمینی محصولات، این حمایت ها کاراتر و موثرتر خواهند بود.

البته نگارنده به معافیت توقیت دار (زمان مند) برخی فعالیت ها به منظور جذب و جلب سرمایه گذار برای رونق آنها موافق است؛ برای مثال معافیت های پنج ساله از زمان تاسیس و راه اندازی شرکت های تولید کشاورزی و از جمله خدمات فرهنگی و هنری.

همین رویکرد نیز با دریافت مالیات قانونی از همه مشاغل فرهنگی و هنری و قرآنی که شاغلان آن کمتر از 300 هزار تن هستند، میزان درآمد حاصله از مالیات این مشاغل را به صندوق بیمه بیکاری و معیشتی این گروه شغلی که توسط خود نمایندگان آنها (و نه دولت) اداره می شود، یکجا واریز شود.

به این ترتیب، علاوه بر اینکه هیچ کسی از مالیات معاف نیست بلکه با پرداخت مالیات قانونی، امکان برخورداری از رفاه دوران بازنشستگی و بیمه درمانی مناسب را نیز خواهد یافت.

لینک خبر :‌ پایگاه خبری اعتماد
با انتشار جدول تخصیص 40 میلیارد تومان به بنگاه های آسیب دیده ناشی از ویروس کرونا ، مشخص است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش مراکز و مجتمع های فرهنگی، آموزشی، هنری و رسانه ای در اولویت دهم و با تخصیص 9154 میلیارد تومان قرار دارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹ سایت های دیگر : بلاغ مازندران

به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاری فارس، دقایقی پیش خبری مبنی بر توزیع تسهیلات به تفکیک رسته های به شدت آسیب دیده ناشی از کرونا مطابق ماده 3 شیوه نامه پرداخت تسهیلات ویژه بنگاه های آسیب دیده در رسانه ها منتشر شد که مبلغی در مجموع شامل 40 هزار میلیارد تومان را دربر داشت.

براساس این شیوه نامه قرار است به 13 رسته شغلی به تفکیک و اولویت از جمله تولید و توزیع پوشاک، مرکز تولید و توزیع صنایع دستی، آموزشگاه های رانندگی، آرایشگاه ها و سالن های زیبایی و گرمابه، مراکز توزیع آجیل، خشکبار، قنادی، بستنی، آبمیوه، مراکز گردشگری شامل هتل ها و آپارتمان ها، حمل و نقل عمومی و مسافربری برون شهری و درون شهری ،دفاتر خدمات مسافری و گردشگری، مراکز ، باشگاه ها و مجتمع های ورزشی و تفریحی و ... خسارت هایی پرداخت شود.

بند دهم این شیوه نامه شامل مراکز و مجتمع های فرهنگی، آموزشی، هنری و آموزشگاهی است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مسئول توزیع بخشی از این خسارت ها در این بخش خواهد بود که مطمئنا خسارت ها به حوزه های سینما، تئاتر، کنسرت و هنرهای تجسمی و... خواهد رسید.

بر اساس این شیوه نامه میزان تسهیلات اعطایی به هر یک از بخش های مطرح شده در جدولی مشخص شده و برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز میزان 9154 میلیارد تومان خواهد بود.

نکته حائز اهمیت دیگر این است که در توزیع 9154 میلیارد تومان تعیین شده ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت آموزش و پرورش ، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی با هم شریک هستند.

مسئله دیگر این است که در شیوه نامه منتشر شده براساس ماده 17 هر یک از دستگاه های بخش وزارت و موسسات اعتباری به ترتیب مسئول کنترل و نظارت بر نحوه هزینه کرد تسهیلات در مصادیق تعیین شده دستورالعمل (دستگاه بخشی) حفظ اشتغال بنگاه (وزارت) و بازپرداخت (موسسه اعتباری) هستند و موظفند پایش و کنترل های میدانی لازم را به عمل آورند و در صورت مغایرت یا انصراف مطابق ماده 10 دستورالعمل اقدام کنند.

حال سوال اساسی این است که میزان این اعتبار و وضعیت آن برای بخش های نمایشی که از ابتدای اسفند ماه کاملا دچار ضرر و زیان شده و گروه ها فعالیت هایشان تعطیل و نمایش ها اجرا نشده و سالن ها هم تعطیل بوده چه میزان از این مبلغ مشخص است.

*جزئیات اعطای تسهیلات مشخص نیست

قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی در این باره به خبرنگار تئاتر فارس گفت که هنوز جزئیات را به ما اعلام نکرده اند اینکه سهم تئاتر چقدر است و چگونه قرار است این اعتبار برای خسارت ها تخصیص پیدا کند، مشخص نیست.

وی در ادامه افزود: به زودی با دفتر وزارت در این رابطه صحبت خواهم کرد و شرایط را مشخص می کنیم.

از چندی پیش اتابک نادری مشغول به برآورد خسارت های گروه های نمایشی تعلیق شده ، از تئاترهای صحنه ای تا خیابانی و همینطور سالندارها بود که بخشی از آنها نیز در جداولی منتشر شدند.

به گزارش فارس، با توجه به چالش ها و ضرر و زیان های زیاد هنرمندان و گروه های نمایشی و همینطور سالندارها به ویژه سالن های خصوصی با توجه به پرداخت اجاره بها و مسائل دیگر می بایست منتظر باشیم ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد و این مبالغ چه اندازه اش به بخش تئاتر تعلق می گیرد و چقدر در این راستا تئاتر اولویت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد بود.

شنیده ها حاکی است این که به زودی سالن های نمایشی نیز در راستای بازگشایی مراکز فرهنگی و هنری دربشان به روی مردم باز خواهد شد اما همچنان چالش های اعتمادسازی مخاطبان، بهداشت و نکات مربوط به سالن ها و اعطای تسهیلات به سالن ها و خسارت گروه های نمایشی از اسفند ماه تاکنون مسائل چالش برانگیز است.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹

شهرام شهیدی طنزنویس

روز اول: متن استوری اول من: امشب قرار است یک اجرای موسیقی و تئاتر لایو را در اینستاگرام من شاهد باشید.
کامنت اول: دوزار بده آش، به همین خیال باش.
کامنت دوم: شما اخبار را مرور نمی کنی؟
کامنت سوم: با توجه به بیانیه مرکز روابط عمومی ارشاد، برگزاری هرگونه رویداد فرهنگی در فضای مجازی با تأیید وزارت ارشاد مجاز خواهد بود. با تشکر. همیار پلیس فتا!
متن استوری دوم من: دنبال کنندگان عزیزم، فعلا تا اخذ مجوز از استوری های غیرفرهنگی من لذت ببرید.
روز دوم: تماس تصویری با مسئول مربوطه:
من: بنده مجوز می خواستم.
مسئول: نمیشه. صفحه شما از زیرساخت لازم برخوردار نیست.
من: زیرساخت لازم چی هست؟
مسئول: ما وقت نداریم برای هر صفحه مأمور بگذاریم. باید صفحه تان حداقل 15 هزار فالوور داشته باشد.
من: خب فالوور می خرم.
مسئول: این کار غیرفرهنگی است. اما اگر فالوورفروش آشنا با فالوورهای فرهنگی و البته قیمت مناسب خواستید، من یکی را می شناسم.
روز سوم: تماس تصویری مجدد:
من: الان فالوورهای من پانزده هزار و دو نفر شده. مجوز می دهید؟
مسئول: نخیر. شهر هرت که نیست. من اسامی هنرمندان مدعو را که دیدم فهمیدم هرکدام از یک جای دنیا هستند. نقش اول تئاتر از دانمارک. نوازنده ترومپت از آمریکا. آمریکا که باید حذف بشود. الا و بلا شدنی نیست. مجوز بی مجوز.
من: چشم. ایشان را از گروه هنرمندان حذف می کنم و از نوازنده ترومپتی که در پاکستان می شناسم، استفاده می کنم.
مسئول: سوابق این نوازنده پاکستانی را بفرستید ببینیم با طالبان همکاری نکرده باشد.
من: عزیزجان طالبان با موسیقی مخالف است. چطور با نوازنده ترومپت همکاری کند؟
مسئول: کار نشد ندارد. نشنیدی رحیم پورازغدی گفته چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند؟
من: این را که حافظ گفته.
مسئول: حرف نزن. به جرم اخلال در قانون صفحه ات فیلتر می شود ها.
روز چهارم: تماس تصویری مجدد:
من: جانشین پاکستانی تأیید شد؟ الان مجوز را صادر می فرمایید؟
مسئول: مجوز ایشان صادر شد اما مجوز اجرا نه.
من: چرا؟
مسئول: شما در گروه تان یک نوازنده تار داری که از فرانسه قرار است اجرا کند.
من: بله
مسئول: بله و بلا. در امور اقتصادی اخلال می کنی؟ ما قانون نداریم واردات چیزی که در ایران تولید می شود غیرقانونی است؟
من: نوازنده تار که چیز نیست.
مسئول: از نظر من همه شما که کار فرهنگی می کنید چیز هستید.
من: چیز که هستیم. اگر چیز نبودیم که الان شاخ اینستاگرام بودیم و به جای دغدغه فرهنگی پول درمی آوردیم. اما این چیزی که هستیم با آن چیزی که مدنظر شما است تومانی هفت صنار فرق دارد.
مسئول: من حالی ام نمی شود. وقتی نوازنده تار در ایران داریم باید از آن استفاده کنی. همین.
روز پنجم: تماس تصویری مجدد:
من: اوامرتان انجام شد. حالا مجوز می دهید؟
مسئول: نخیر، فعلا بخش اولیه بررسی تمام شد. حالا می فرستمت قسمت بررسی محتوا. چون تعداد کلمات ستون امروزت زیاد شد معلوم است زیادی حرف زده ای بقیه اش را بعدا برای فالوورهایت تعریف کن.

لینک خبر :‌ روزنامه شهروند
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ سایت های دیگر : خبرگزاری جمهوری اسلامی سینما خانه فرهنگ وهنر

هم زمان با اعلام فراهم ساختن شرایط جهت تولید و اجرای آثار نمایشی و بازگشت فعالیت هنرمندان این عرصه با محوریت حوزه تئاتر خیابانی؛ هنرمندان و مسئولان از دغدغه ها، نگرش ها، رویکردها و پیشنهادهای خود برای گام نهادن صحیح و اصولی در این عرصه سخن گفتند.
به گزارش ایرنا، هم زمان با شیوع ویروس کرونا در کشورمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تعامل با ستاد ملی مبارزه با کرونا و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دستور تعطیلی فعالیت های فرهنگی و هنری را از سوم اسفند ماه 1398 صادر کرد. به محاق رفتن فعالیت های فرهنگی و هنری ازجمله در عرصه تئاتر و سینما و بسته شدن سالن ها و تماشاخانه های ارائه دهنده محصولات هنری این دو شاخه باعث شد طی سه ماه معیشت هنرمندان با مخاطرات متعدد و جدی روبرو شود.
هرچند در این ایام شاهد فعالیت مستمر متولیان امر فرهنگ و هنر برای رصد و شناسایی خسارت های واردشده به بدنه فعالان فرهنگ و هنر و تخصیص اعتبارهایی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای حمایت از کسب وکارهای زیان دیده در این عرصه بودیم؛ مدیران هنری تلاش کردند در سایه تعامل و همکاری با بدنه هنرمندان، راهکارهای مختلفی را برای کار به کمترین میزان رساندن آسیب ها و خسارت ها از یک سو و از سوی دیگر گام برداشتن در مسیر آغاز فعالیت مجدد هنرمندان بعد از پشت سر گذاشتن اپیدمی کرونا و بازگشت شرایط عادی به جامعه بردارند.

یک مدیر و هزاران دغدغه
قادر آشنا مدیرکل اداره هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که پایان اسفند ماه 98 بعد از استعفای شهرام کرمی سکان دار این اداره کل شد؛ اقدامات مختلفی را برای کاستن از مشکلات و آسیب های عرصه تئاتر و هنرمندان آن در حوزه اجراهای عمومی گروه های خسارت دیده و تامین اقتصاد و معیشت هنرمندان انجام داد.
با پشت سر گذاشتن موج اصلی اپیدمی کرونا در کشور، آرام آرام شاهد از سرگیری و بازگشایی فعالیت های اجتماعی به محاق رفته در این ایام با رعایت شیوه نامه های بهداشتی و مقررات جدید هستیم.

مدیرکل اداره هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر دستور و قوانین ستاد ملی مبارزه با کرونا و وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی نخستین اقدام در مسیر آغاز فعالیت هنرمندان تئاتر در حوزه تولید و اجرای آثار نمایشی در استان ها و شهرستان های سفید کشور را با هنرمندان تئاتر خیابانی، نمایش های میدانی و محیطی ارزیابی کرد.

بعد از این امر مسئولیت کار کارشناسی و شناسایی نقاط سفید و شیوه های تولید و اجرای آثار نمایشی خیابانی به هنرمندان، مسئولان و کارشناسان این امر سپرده شد.
سامان خلیلیان مدیر دفتر تئاتر خیابانی اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا گفت: بعد از صحبت های آشنا درباره فراهم کردن شرایط اجرای آثار نمایشی خیابانی در استان های سفید بعد از تأییدیه ستاد ملی مبارزه با کرونا در مسیر ازسرگیری تولید و اجرای آثار نمایشی؛ مسئولیت بررسی این امر به من و همکارانم در دفتر تئاتر خیابانی سپرده شد.
در نخستین گام جهت بررسی و شناسایی استان های سفید و مناطقی از کشور که امکان اجرای آثار نمایش خیابانی در آنها فراهم است کار رایزنی با همکاران مان در وزارت بهداشت و ستاد ملی کرونا را آغاز کردیم و در قالب گزارشی مبسوط، مناطقی که امکان اجرای آثار نمایشی در حوزه تئاتر خیابانی همسو با رعایت شیوه نامه های بهداشتی و تأییدیه شورای ستاد ملی مبارزه با کرونا را در اختیار مدیر مرکز هنرهای نمایشی قرار دادیم.

محدودیت های موجود در سالن ها و تماشاخانه ها برای میزبانی از مخاطبان
خلیلیان با اشاره به آنکه در گزارش ارائه شده علاوه بر شیوه مندی شکل و اجرای آثار نمایش خیابانی با توجه به فاصله گذاری اجتماعی یادآور شد: اجرای آثار نمایشی در سالن ها با توجه به مسقف بودن، محدود بودن فضا و صندلی های به هم چسبیده با توجه به رعایت فاصله گذاری اجتماعی درحال حاضر امکان پذیر نیست. حتی اگر این در آینده هم ممکن شود سالن ها نمی توانند از تمام ظرفیت خود برای میزبانی از مخاطبان استفاده کنند.
وی افزود: سالن ها و تماشاخانه ها در راستای رعایت فاصله گذاری اجتماعی باید بخش مشخصی از ظرفیت خود را به این امر اختصاص دهند؛ زیرا تجمع مخاطبان و کنترل آن ها در سالن های نمایشی کاری دشوار است.
این مدرس و پژوهشگر تئاتر یادآور شد: همچنین در عرصه تئاتر خیابانی با توجه به گستردگی محیط شاید در نگاه نخست اجرای آثار نمایش میدانی برای ازسرگیری فعالیت های تئاتری امری محتمل به شمار رود؛ بازهم با توجه به آنکه در اجرای آثار تئاتر خیابانی مخاطبان گرداگرد هنرمندان جمع می شوند شاهد تجمع هستیم.
وی افزود: با عنایت به اینکه در تمام فعالیت های گروهی مانند اجرا و ارائه آثار نمایشی نیازمند رعایت نام فاصله گذاری اجتماعی هستیم. پیشنهادهایی را در حوزه اجرای آثار تئاتر خیابانی در قالب شیوه نامه ای مدون در مسیر تولید و اجرای آثار تئاتر خیابانی را به اداره کل هنرهای نمایشی ارائه دادیم.
مدیر دفتر تئاتر خیابانی اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره پیشنهادهای ارائه شده خاطرنشان کرد: نخستین پیشنهاد ما آن بود که ابتدا محیط ها و مکان های اجرای آثار نمایشی خیابانی شناسایی شوند بعد با ابزار و ادوات مشخص برای اجرای هنرمندان صحنه ای را مشخص کنیم.
به عنوان مثال حوض روبه روی مجموعه تئاترشهر که همواره برای اجرای آثار تئاتر خیابانی در قالب جشنواره های مختلف پوشیده می شود و شکل صحنه ای مدور به خود می گیرد را در نظر بگیریم. با فراهم کردن امکان اجرای آثار در این محل با قرار دادن صندلی ها یا نشانه هایی جهت ایستادن مخاطبان با رعایت فاصله گذاری اجتماعی می توانیم برای اجرای آثار تئاتری گام نخست را برداریم و مشابه آن را می توانیم در محیط های مشخص در استان های سفید و مورد تایید پیاده سازی و اجرا کنیم.
خلیلیان با اشاره به اینکه صحبت هایی نیز با شهرداری منطقه در محدوده تئاترشهر برای ایجاد نقاط مشخص، تهیه صندلی و همچنین مشخص کردن مکان و فاصله هایی که مخاطبان می توانند روی آن نشانه ها بایستند و یا صندلی ها روی آن نشانه ها جانمایی شود یادآور شد: در این حوزه نیز پهنه فرهنگی هنری رودکی و مسئولان شهرداری قول های مساعدی برای همکاری با اداره کل هنرهای نمایشی جهت جانمایی و نشانه گذاری برای حضور مخاطبان جهت دیدن آثار نمایشی خیابانی ارائه کردند.
مدیر دفتر تئاتر خیابانی اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: در همراهی و هماهنگی با استان هایی که در محدوده منطقه سفید قرار دارند آمادگی مسئولان و هنرمندان این استان ها نیز مورد سنجش و تایید قرار گرفته و قرار شد در راستای گرفتن تأییدیه آغاز فعالیت هنرمندان تئاتر از سوی ستاد ملی مبارزه با کرونا، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و همراهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اجراهایی را با همین محور در راستای شیوه نامه های فاصله گذاری اجتماعی تولید و آماده ارائه کنیم.
خلیلیان گفت: همچنین باتوجه به آنکه مهم ترین مساله سلامت مردم در تمام بخش ها و نهادها از جمله در حوزه فعالیت های فرهنگی و اجتماعی به عنوان اصلی ترین امر در مسیر برنامه ریزی آغاز فعالیت های نمایشی است و باتوجه به آنکه ممکن است کنترل مردم در اجراهای ثابت در حوزه تئاتر خیابانی برای رعایت فاصله اجتماعی مشکل به نظر برسد پیشنهاد اجرای آثار هنرمندان تئاتر خیابانی را در قالب اجراهای کارناوالی ارائه دادیم.
در استان ها و شهرستان های مناطق سفید کشور، هنرمندان می توانند با شیوه اجرای کارناوالی در خیابان ها و محیط های مشخص شده در قالب صحنه های در حال حرکت اجرای کنند و مخاطبان نیز می توانند حتی در منازل خود در بالکن ها، پشت بام ها یا از پنجره های خانه اجراهای هنرمندان عرصه تئاتر خیابانی را مشاهده کنند.
خلیلیان یادآور شد: همچنین در کنار حضور هنرمندان عرصه تئاتر دیگر هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگ و هنر استان ها در حوزه نمایش های آیینی و سنتی یا موسیقی می توانند هنرمندان تئاتر را در این اجرای همراهی کنند. زیرا هدف ما در کنار افزایش روحیه و نشاط اجتماعی به کارگیری هنرمندان و ظرفیت های موجود در عرصه تولیدات فرهنگی و هنری در کشور برای تولید و اجرای آثار و تلاش برای درآمدزایی هنرمندانی است که چند ماه اخیر به سبب تعطیلی فعالیت های فرهنگی و هنری بخش مهمی از درآمد خود در مسیر ارتزاق و معیشت خود را از دست دادند.
خلیلیان در بخش دیگری از گفته های خود با تاکید بر این نکته که یکی از مهم ترین ویژگی های هنر تئاتر و هنرمندان این عرصه دغدغه مندی در حوزه اتفاقات اجتماعی پیرامون خود است یادآور شد: در حوزه تولید محتوای آثار درباره شیوع ویروس کرونا و اتفاقات همراه آن در کشورمان به عنوان اصلی ترین محور تولید آثار نمایشی به هنرمندان فعال در این عرصه نکاتی یادآوری و ارائه شده است.
وی گفت: تلاش برای تولید اجراهای شادی آور در مسیر ارتقای افزایش و سطح اعتماد عمومی جامعه و تلطیف فضای روحی به عنوان دیگر دستورالعمل های ارائه شده به هنرمندان در راستای تولید آثارشان از سوی دفتر تئاتر خیابانی ارائه شده است.
مدیر دفتر تئاتر خیابانی اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: با تعطیلی فعالیت های اجتماعی در کشور در مسیر قطع زنجیره ویروس کرونا از یک سو و تلاش برای شکست این ویروس با پیامدهایی مانند بیکار شدن بخشی از افراد جامعه؛ افزایش فشارهای عصبی و مانند آن مواجه بودیم. در این عرصه هنرمندان، به ویژه در عرصه تئاتر با توجه به ویژگی زنده بودن اجرای آثار نمایشی، پویایی و ارتباط مستقیمی که می توانند با مردم داشته باشند در راستای کاهش این تنش های عصبی از یک سو و افزایش روحیه اجتماعی نقشی پررنگ و بی بدیل می توانند داشته باشند.
وی تاکید کرد: در هر حوزه ای در مسیر آغاز به کار و دمیدن تولید و فعالیت های اجتماعی و فرهنگی حفظ سلامتی و جان مردم اولویت، در این حوزه رعایت مسائلی که خطرآفرین است به عنوان خط قرمز فعالیت برای هنرمندان در تمام بخش ها ازجمله عرصه تئاتر شناخته می شود.

بیشترین آسیب تعطیلی تئاتر؛ متوجه هنرمندان نمایش خیابانی بود
امیرحسین شفیعی مدیر دفتر تولید تئاتر حرفه ای و هنرمند این عرصه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا از دغدغه ها رویکردها نظرها و پیشنهادهایش در حوزه ازسرگیری اجرای آثار نمایشی به ویژه در بخش تئاتر خیابانی گفت.
وی با اشاره به اینکه یکی از مهم ترین بخش های آسیب دیده از تعطیلی فعالیت های فرهنگی و هنری حوزه تئاتر است، ادامه داد: اسفند، فروردین و اردیبهشت به عنوان سه ماه مهم در حوزه تولید آثار تئاتر خیابانی و فعالیت هنرمندان این عرصه شناخته می شود. در کنار تعطیلی اجراهای نمایشی در ایام نوروز همچنین روزهای پایانی اسفند و قرار گرفتن در آستانه نوروز بخش مهمی از فعالیت های تولیدی و اجرای آثار تئاتری بر دوش هنرمندان تئاتر خیابانی است.
درحقیقت فعالیت هنرمندان در سه ماه اسفند، فروردین و اردیبهشت می تواند چشم اندازی از درآمد شش ماه آینده آن ها را برای گذران معیشت باشد که متأسفانه از ابتدای اسفند سال 1398 و تعطیلی فعالیت های فرهنگی و هنری، شاهد به محاق رفتن فعالیت هنرمندان تئاتر خیابانی و آسیب های متعدد همراه با آن ازجمله در بخش اقتصادی و تعطیلی فعالیت این افراد بودیم.
وی با تاکید بر آنکه کرونا در کنار تمام آسیب های حوزه اجتماعی ضربه ای جدی به عرصه فعالیت هنرمندان تئاتر و از همه مهم تر هنرمندان عرصه تئاتر خیابانی زد یادآور شد: صحبت های قادر آشنا در راستای تولید و اجرای نمایش های خیابانی در استان های سفید بعد از تأیید ستاد ملی مبارزه با کرونا بارقه هایی از امید را میان فعالان عرصه تئاتر خیابانی دارد.
مدیر دفتر تولید تئاتر حرفه ای حوزه هنری گفت: نباید از این امر غافل شد که تئاتر نیاز جامعه است و هدف متعالی آن ارتقای فرهنگ عمومی و افزایش روحیه و نشاط اجتماعی است. این اهداف مهم به عنوان پیشانی نوشت فعالیت هنرمندان تئاتر در جامعه شناخته می شود. به ویژه جامعه امروز که به واسطه ماه ها قرنطینه خانگی نشانه هایی از افسردگی در آن به چشم می خورد.
وی ادامه داد: آغاز فعالیت های تئاتری به ویژه در حوزه تئاتر خیابانی می تواند بار دیگر علاوه بر افزایش نشاط در جامعه، نمایانگر ازسرگیری فعالیت های اجتماعی در کشور باشد. همین امر در ادامه می تواند شرایط موجود اجتماعی در جامعه را در حوزه بهداشت روانی تا حدود بالایی کاهش دهد.
کارگردان نمایش دریادلان افزود: پیشنهاد من برای ازسرگیری اجراهای تئاتر خیابانی در استان های سفید بعد از تأییدیه های ستاد ملی مبارزه با کرونا؛ وزارت بهداشت و درمان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استفاده کردن از شیوه اجراهای کارناوالی است. کارناوال در گذر است و همین مساله باعث جلوگیری از تجمع مخاطبان می شود و با همین نگاه می توان شیوه نامه های بهداشتی را نیز رعایت کرد.
همچنین خلاقیت موجود در میان هنرمندان تئاتر از جمله عرصه نمایش خیابانی می تواند با دیگر گونه های تئاتری مانند نمایش های آیینی و سنتی یا گونه تئاتر عروسکی تلفیق شود و شاهد اجراهایی از تمام بخش های یادشده در قالب حرکت کارناوالی باشیم. همین طیف رنگارنگ از گونه های اجرایی نیز می تواند دامنه مخاطبان افزون تری را همراه داشته باشد.
شفیعی خاطرنشان کرد: همچنین بهره بردن از گونه های مختلف آثار نمایشی در حوزه اجرای نمایش کارناوالی می تواند در کنار افزایش مخاطبان، جمع بیشتری از هنرمندان فعال در عرصه تئاتر را به فعالیت دعوت کند. البته ازسرگیری اجراهای نمایشی مهم ترین پیامدش تلنگری است که می تواند به جامعه برای گام نهادن در مسیر بازگشت به شرایط عمومی پیش از شیوع این ویروس و بحران موجود در جامعه باشد.

عدم تعجیل و تاکید بر کار کارشناسانه
مجید امرایی مدرس و پژوهشگر عرصه هنرهای نمایشی که طی چند سال اخیر به عنوان یکی از اعضای مؤسس انجمن جهانی دراماتراپی دفتر انجمن تئاتر درمانی را نیز در ایران دایر کرده در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا از نگرش و دغدغه های خود در حوزه آغاز فعالیت های نمایشی در کشور در شرایطی که هنوز به شکل کامل از اپیدمی کرونا فاصله نگرفته ایم گفت.
امرایی در این گفت وگو با تاکید بر عجله نکردن در اقدامات اجتماعی که به تجمع مردم منتج می شود و لزوم کار کارشناسی و پژوهشی برای ازسرگیری فعالیت در تمام عرصه ها یادآور شد: بی توجهی به کار کارشناسی و شیوه صحیح و اصولی ارائه آثار نمایشی حتی در عرصه تئاتر خیابانی، در حوزه ازسرگیری فعالیت های تئاتر در این ایام که هنوز شاهد قربانی شدن تعدادی از هم وطنانمان به سبب شیوع این ویروس هستیم می تواند آسیب های متعددی را با خود به همراه دشاته باشد.
این مدرس و پژوهشگر تئاتر یادآور شد: ازسرگیری اجراهای نمایشی ولو در عرصه تئاتر خیابانی بیشتر رفتاری عجولانه به نظر می رسد.
در حوزه مواجهه جامعه با بحران ها، مهم ترین اصل مدیریت بحران است و تا زمانی که آرام آرام گام های اصولی و کارشناسانه در راستای فاصله گرفتن از بحران و عادی سازی شرایط را بر نداشته باشیم، اقداماتی از جمله تلاش برای ازسرگیری فعالیت های نمایشی حتی در استان های سفید نه تنها می تواند خطرهای مبتلا شدن مخاطبان به ویروس کرونا را با خود به همراه داشته باشد که بیشتر رفتاری مسکن وار و مقطعی به نظر می رسد.

عضو موسس اتحادیه جهانی دراماتراپی خاطرنشان کرد: در کار کارشناسی برای ازسرگیری فعالیت های هنری ازجمله در عرصه تئاتر علاوه بر متخصصان این امر باید از کارشناسانی در حوزه جامعه شناسی روان شناسی نیز بهره گرفته شود و نظر تمام این افراد می تواند به تدوین شیوه نامه ای برای تولید و اجرای نمایش و بازگشت فعالیت این عرصه منجر شود.

اشتراک گذاری در:

لینک خبر :‌ روزنامه بانی فیلم
خبرگزاری میزان- عرصه هنرهای نمایشی کشور طی نزدیک به چهار ماه گذشته دچار تغییری بزرگ و البته اجباری بوده است، اتفاقی که بسیاری آن را ضربه ای جبران ناپذیر بر بدنه این هنر می دانند و برخی دیگر آن را فرصتی برای ایجاد تغییر در ذائقه مخاطب و کیفیت آثار تلقی می کنند.

تاریخ انتشار: 08:30 - 10 خرداد 1399

- کد خبر: 624690
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ سایت های دیگر : سینما پرس

خبرگزاری میزان - عرصه هنرهای نمایشی کشور طی نزدیک به چهار ماه گذشته دچار تغییری بزرگ و البته اجباری بوده است، اتفاقی که بسیاری آن را ضربه ای جبران ناپذیر بر بدنه این هنر می دانند و برخی دیگر آن را فرصتی برای ایجاد تغییر در ذائقه مخاطب و کیفیت آثار تلقی می کنند.

اوایل اسفند ماه سال گذشته و با پایان یافتن سی و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر گروه های نمایشی آماده اجراهای پایانی سال و ورود به تئاتر در سال جدید بودند اما به یکباره بعد از شیوع گسترده کرونا همه چیز تحت الشعاع قرار گرفت.

بیشتر بخوانید: برای مشاهده آخرین اخبار از سینمای ایران اینجا کلیک کنید

تعطیلی تماشاخانه های تئاتر باعث شد تا بسیاری از تهیه کنندگان و عوامل عرصه هنر نمایش که در تاریخ اسفند ماه سال گذشته اثری را روی صحنه داشتند با ضررهای سنگین مالی روبرو شوند، البته در دوران شروعی کرونا اکثریت اهالی تئاتر امیدوار به بازگشایی زودهنگام تماشاخانه ها بودند و هیچکس انتظار چنین تعطیلی طولانی مدتی را نداشت.

از سویی لغو برگزاری جشنواره بین المللی تئاتر دانشجویی در زمان مقرر خود بدون شک مهمترین ضربه به تئاتر مستعد دانشجویی بود، جشنواره ای که هر ساله در تاریخ اردیبهشت ماه برگزار می شد اما با ادامه تعطیلات تاریخ برگزاری خود را تعویق انداخت.

بسیاری از هنردوستان جامعه تئاتر را ضعیف ترین جامعه در ایام کرونا می دانند، جامعه ای که با توجه به دستمزدهای پایین و مقطعی با روی صحنه بودن به بقای مالی خود ادامه می دهد و حال پس از چهار ماه تعطیلی مشکلات معیشتی فراوانی را برای آنها به وجود آورده است.

از سویی مهمترین اتفاق تئاتری در کشور که به نوعی سال تحویل تئاتر ایران محسوب می شود نیز تحت الشعاع ویروس کرونا و تعطیلات قرار گرفت، اردیبهشت تئاتر ایران که همواره با برگزاری جشن های مخصوص به خود همچون جشن بازیگر روبرو بود به طور کلی تعطیل شد تا ضربه ای دیگر به بدنه نحیف عرصه هنر نمایش وارد شود.

پدیده اکران آنلاین در سینماها و موفقیت آن باعث شد تا اهالی تئاتر نیز به فکر پخش گسترده فیلم تئاتر بیفتند، در ابتدا این پخش با استقبال فراوانی روبرو شد و اخبار مبنی بر پخش اینترنتی بسیاری از آثار نمایشی به سرعت در رسانه ها منتشر شد اما این پایان کار نبود، پخش این آثار به سرعت متوقف شد، دلیل توقف این آثار نداشتن مجوز پخش وی او دی از نهاد مربوطه بود.

اتفاقی که شاید باید پیشتر از خبری شدن و قرارگیری در بخش فروش برخی سایت ها به آن فکر می شد، توقف پخش آثار فیلم تئاتر به صورت اینترنتی واکنش های فراوانی را به همراه داشت و حتی تا نوشتن نامه تعدادی از هنرمندان به وزارت ارشاد نیز رسید، نامه ای که در همان لحظات ابتدایی هجمه فراوانی از انتقادات منفی اکثریت اهالی تئاتر را به همراه داشت و روند اجرای فیلم تئاترها را با مشکلات بیشتری روبرو کرد.

حال و بعد از تعطیلی طولانی مدت عرصه هنر نمایش، این هنر شاهد اتفاقات مختلفی در ایام قرنطینه بوده است، اکران آنلاین برخی آثار در ابتدا مورد اقبال عموم قرار گرفت اما نبود کیفیت در این آثار و نشناختن صاحبان آثار از مدیوم اجرای آنلاین این نوع اجراها را نیز به سرعت خاموشی رساند.

تئاتر در نهایت طی هفته ها یا ماه های آتی بار دیگر آغاز به کار خواهد کرد، اما مهمترین نکته که می توان به آن فکر کرد آن است که آِیا وقفه طولانی مدت تغییری در بدنه این هنر بوجود خواهد آورد و یا اینکه تماشاخانه های دولتی و خصوصی راه آسان تری برای اجرا پیش روی هنرمندان قرار خواهند داد یا نه.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ میزان
در حالی که برخی هنرمندان تئاتر معتقدند پخش فیلم تئاترهای آن ها بدون اطلاع شان انحام شده، ناشران این آثار تاکید دارند همه چیز براساس قرارداد پیش رفته است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ سایت های دیگر : روزنامه بانی فیلم آقای خبر

به گزارش ایسنا، در پی انتشار گزارشی با عنوان تئاترهایی که بی خبر فروخته می شود! در این خبرگزاری و انتقاد تعدادی کارگردان از اینکه فیلم تئاتر آثارشان بدون اطلاع و بدون کسب هیچ درآمدی در سامانه های اینترنتی پخش شده است، سراغ مدیران دو مرکز موسیقی بتهوون و سایت تیوال رفتیم تا جزئیات بیشتری را از چکونگی انتشار و فروش این آثار جویا شویم.

ابتدا محمد عمروآبادی، مدیر سایت تیوال که آثار عرضه شده از سوی مرکز بتهوون و نیز سایت فیلمیو را در vod تازه تاسیس خود به فروش می رساند در پاسخ به اینکه این آثار را چطور تهیه کرده و عرضه می کند؟ به ایسنا گفت: ما از نیمه دوم سال گذشته تصمیم به گسترش کار خود در سایت تیوال داشتیم و می خواستیم امکان پخش فیلم تئاترها، برگزاری نشست و کارگاه آنلاین و امکان اجرای زنده تئاتر را فراهم کنیم که بر همین اساس از 10 اردیبهشت ماه نسخه سوم سایت را رونمایی کردیم.

او با اشاره به اینکه هر چه طراحی شده مختص روزهای کرونایی نبوده و قصد دارد به حوزه تولید هم ورود کند، بیان کرد: در میان آثاری که در اختیار داریم دو جور فیلم تئاتر به دست ما رسید، یکی آن هایی بود که در قالب فیزیکی و دی وی دی توسط مرکز بتهوون عرضه شده بود و ما با این فرض که صاحب امتیاز مرکز بتهوون است با آن ها تعامل کردیم و قرارداد بستیم و بعد هر آنچه این مرکز در اختیار داشت را وارد سیستم تیوال کردیم. ما با یک قرارداد به نسبت 70-30 با صاحب اثر یعنی بتهوون قرارداد داریم و همه آثار را گرفتیم و براین باوریم که برای تئاتر، الگوی تک فروشی از اشتراکی بهتر است.

عمروآبادی در واکنش به اعتراض برخی کارگردان ها گفت: هنگام بستن قرارداد با مرکز بتهوون فرض ما براساس اعتماد و این نکته بود که همه این آثار قبلا بدون مشکل در فیلیمو عرضه شده بودند پس قاعدتا نباید مشکلی به وجود می آمد و به همین دلیل قرارداد تک تک فیلم تئاترها را بررسی نکردیم اما با وجود اینکه می دانیم مرکز بتهوون کاملا حرفه ای عمل می کند، اگر زمانی مشخص شود این فرضیه ما در بخش هایی درست نبوده ما با آن کسی که صاحب امتیاز است تسویه حساب می کنیم، چون تا این لحظه اتفاق خاصی نیفتاده و اگر لازم شد با خود هنرمند، کار را ادامه می دهیم.

وی اضافه کرد: کار اصلی ما برای آثاری است که تا به حال منتشر نشده اند و همه آنچه را که از مرکز بتهوون گرفته ایم هم به تدریج بارگذاری می کنیم.

او در پاسخ به اینکه چرا مخاطب فیلم تئاتری را که با اشتراک ماهانه می تواند به تعداد زیاد در یک سایت دیگر ببیند باید در تیوال جداگانه آنها را بخرد؟ گفت: این از یک باور ناشی می شود؛ آن هم اینکه بازار تئاتر با سینما و سریال فرق دارد و آنجا الگوی اشتراک محور درست است ولی در بازار تئاتر نگاه و روش ما این است که وقتی هر اثر جداگانه شناخته و دیده شود درست تر است.

اما با وجود اینکه مدیر سایت تیوال می گوید قراردادی را چک نکرده و اگر وجود اشتباهی ثابت شود کارش را با هنرمندان ادامه می دهد، مدیر مرکز بتهوون با قطعیت اعلام می کند که هیچ کدام از این فیلم تئاترها برخلاف قرارداد منتشر و عرضه نشده و او کاری خارج از چهارچوب قرارداد با صاحبان تئاترها انجام نداده است. وی همچنین خبر می دهد که به زودی تمام آثاری که در اختیار دارد با هدف عرضه جهانی و کسب درآمد در یوتیوب منتشر می شوند.

بابک چمن آرا با گله از اینکه در سال های فعالیتش در حوزه فیلم تئاتر آن طور که انتظار داشته مورد توجه نبود و کسی سراغی از او نگرفته است در گفت وگویی با ایسنا درباره اینکه برخی کارگردان ها از انتشار آثارشان در سامانه های اینترنتی ابراز بی اطلاعی کرده اند، بیان کرد: من هفت سال است در حوزه فیلم تئاتر به عنوان یک ناشر با رعایت حقوق ناشر و مولف کار می کنم و اگر قرار باشد کارهایم بدون قرارداد و رعایت موازین منتشر شود تا به حال مشکلات زیادی پیش آمده بود. البته شاید در طول سال ها اشتباه یا کوتاهی هایی وجود داشته، اما موردی نبوده که خارج از اصول و قرارداد و توافق انجام شده باشد، چه قراردادی و چه رفاقتی.

مدیر خانه -موزه بتهوون و مرکز موسیقی بتهوون در پاسخ به اینکه آیا در قراردادهایی که مربوط به زمان پیش از رونق VOD ها بوده و الان آن فیلم تئاترها به تیوال ارائه شده اند، ذکر شده بود که اجازه پخش در سامانه های اینترنتی وجود دارد و آیا نباید به صاحبان اثر اطلاع داده می شد؟ گفت: صادقانه می گویم که در قراردادها این نکات دیده شده. از یک زمانی که VOD وجود نداشت، کلماتی که در قرارداد آمده این موضوع را در بر می گیرد. از یک جایی به بعد هم VOD آمد و این موضوع به قراردادها اضافه شد. بعضی قراردادها مثل آنچه در تماشاخانه ایرانشهر هست به روز شدند ولی بعضی ها که قدیمی تر بودند مثل همان است که انگار در دهه شصت یک آلبوم موسیقی واگذار شده و بعد سی دی آن منتشر شده و الان هم به صورت فایل فروخته می شود، یعنی تکلیف این ها در قراردادها مشخص است.

او که کارشناس دادگاه رسانه هم است، در پاسخ به اینکه چه تعداد از فیلم تئاترهایی که منتشر کرده مربوط به زمانی است که هنوز VOD رونق نگرفته بود و آیا صاحبان این آثار نمی توانند به نبود VOD استناد کنند و الان نسبت به بی اطلاعی خود گله مند باشند؟ افزود: فکر می کنم حدود 40 تا 50 درصد آثار مربوط به همان زمانی است که VOD نبوده و با قراردادی که دوستان بسته اند اجازه انتشار کار را به من داده اند. در حقیقت من در مورد کارهایی که خودم تهیه کننده آن ها هستم و سرمایه گذاری فیلم را انجام دادم اختیار کامل دارم، اما در مورد فیلم هایی که دوستان خودشان فیلمبرداری کردند و طی قراردادی آن را به من داده اند، اجازه درآمدزایی از آن اثر را به من منتقل کردند. من وقتی قراردادی بستم به این معناست که درباره حقوق مادی اثر قرارداد بسته ایم و وظیفه و کار من به هر شکل درآمدزایی از آن اثر است تا بعد سهم طرفین مشخص شود، چون حقوق معنوی که قابل انتقال نیست بلکه قابل احترام و رعایت است و من تا به الان تمام حقوق معنوی هنرمندان و همکارانم را رعایت کرده ام. ضمن اینکه در درآمدزایی هم سعی می کنم حداکثر کیفیت را لحاظ کنم و شأن خودم، برندم، بتهوون، هنرمند، تئاتر و موسیقی را درنظر بگیرم.

مدیرعامل نشر موسیقی آواخورشید با اشاره به اینکه عمده آثار را خودش تهیه کرده است، تاکید کرد: تسویه بیشتر کارها انجام شده است. بخشی از این تسویه ها برمی گردد به اینکه من با طرف قراردادم سالی یک بار یا شش ماه یک بار در تماس بوده ایم و تسویه کرده ایم ولی مواردی هم هست که من در طول پنج سال گذشته طرفم را اصلا ندیدم و یا اینکه پیش آمده قرار گذاشتیم، اما او حضور پیدا نکرده است.

چمن آرا درباره فیلم تئاترهایی که در اختیار خودش بوده و الان در تیوال به فروش می رسد نیز گفت: هر کسی که فیلم های مرا می فروشد و من هنوز از او شکایت نکرده ام به این معنی است که با هم قرارداد داریم. من باید از این کارها پول در بیاورم. این کارها باید با اسم اثر و اسم صاحبان اثر در بازار باشد و پول هم از آن در بیاید؛ این کاری است که من باید انجام دهم. حتی موردی بوده که سایتی یک فیلم تئاتر را بدون اجازه ما منتشر کرده و من هزینه دادگاه و وکیل را داده ام و پیگیری کرده ام بعد هم که خسارت گرفتم بین طرفین قرارداد تقسیم شده است؛ بنابراین با تیوال هم توافقاتی دارم منتها به نظرم می رسد آن ها با انتخاب واژه اکران آنلاین اشتباه کردند که این کار هم برای متفاوت بودن انجام شد ولی از آنجا که معنی لغتی آن با آنچه در عمل می بینیم متفاوت است حاشیه به وجود آورد. البته من هنوز به لحاظ مالی گزارشی نگرفتم که ببینم کارشان موفق بوده یا خیر، ولی به دلیل همان حاشیه ها فکر می کنم این تصمیم گیری عجیب و از نظر من نامتعارف بود.

وی در پاسخ به اینکه آیا برای کارهایی که خودش تهیه کرده و به طور کامل در اختیار دارد، اگر در اینترنت بارگذاری شوند و درآمدی به دست آید به صاحب اثر هم پولی می رسد یا خیر؟ توضیح داد: من در کارم دو نوع قرارداد دارم؛ یک مدل این است که خودم فیلم را تهیه کردم و هزینه آن را داده ام. یکی هم اینکه دیگران خودشان آن را تهیه کرده اند. من در هر دو مدل اجازه درآمدزایی دارم و حقوق طرفین را باید بدهم. آن هایی که خودشان هزینه کرده اند سهم بیشتری می گیرند و دوستانی هم که من کارشان را تهیه کردم دیرتر به درآمدزایی می رسند، اما قرار نیست پول کمتری بگیرند چون نظام آپارتایدی نیست و هر کسی سهم خود را می گیرد.

چمن آرا ادامه داد: البته به نظرم همه این جریانات از داستان کرونا و خانه نشینی و درآمد نداشتن به وجود آمده است که قطعا طبیعی است. خود من هم وقتی 25 اسفند در خانه نشستم با خودم فکر کردم از چه کسانی می توانم پول بگیرم چون کاری برای کسب درامد نمی شد انجام داد. به همین دلیل یک دوست دیگر هم که ممکن است یک یا دو سال بوده تسویه حساب کارش را پیگیری نکرده، در همین دو هفته گذشته به من زنگ زده باشد. درواقع می خواهم بگویم در این روزگار من هم به دنبال تسویه حساب های خودم از فروشگاه و... رفته ام ولی فکر می کنم آدم ها کمی عصبانی و حساس شده اند چون آنچه من انجام می دهم چیز جدیدی نیست. کار ما در حال انجام بوده و هست و تقریباً تا الان هیچ دوستی هم نبوده که دریافتی نداشته باشد.

او با اشاره به اینکه تعداد زیادی فیلم تئاتر آماده منتشر نشده دارد و اینکه صاحبان آن ها اصرار دارند که در روزهای رونق فیلم تئاتر کارشان منتشر شود، گفت: معتقدم این بازار اتفاقا رونقی ندارد. من در این حوزه تنها و بی رقیب هستم در حالی که در حوزه موسیقی و سینما تهیه کنندگان متعددی مشغول هستند ولی آیا دیده شده که تهیه کننده ای در این دو حوزه چند اثرش را در یک بازه زمانی کوتاه با هم منتشر کند؟ من هم به هنرمندانی که اصرار دارند کارشان حتما الان منتشر شود می گویم که بنا به تجربه کاری، فعلا شرایط مهیا نیست، چون در همین دو سه ماه گذشته که بحث فیلم تئاتر مطرح شده همه فکر می کنند باید سریع این کار را انجام دهند تا اثرشان بهتر دیده شود ولی وقتی حجم زیادی از فیلم و سریال و فیلم تئاتر عرضه شده مگر یک مخاطب چقدر فرصت دارد که همه اینها را بخواهد تماشا کند؟ برای من اولویت این است که تلاش کنم هیچ اثری در زمان نمایش و پخش نسوزد.

وی در عین حال افزود: به جز 40-50 اثری که آماده انتشار هستند و به دلیل شرایط نامناسب نیمه دوم سال گذشته امکان انتشار آن ها میسر نشد ولی تا چند هفته آینده عرضه نسخه فیزیکی آن ها با ریتم معقولی شروع می شود.

مدیر مرکز موسیقی بتهوون و نشر آوا خورشید در پایان خبر داد: تا 10 روز آینده کانال یوتیوب مرکز بتهوون راه اندازی می شود تا همه موسیقی ها، مستندها و فیلم هایی را که در اختیار دارم و تا به حال منتشر کرده ایم از این به بعد در کانال یوتیوب هم عرضه کنیم. این کار این حُسن را دارد که تمام کسانی که با من قرارداد دارند از فضای انتشار خارج از کشور می توانند استفاده کنند و شاید یک بار در زندگی مان از قیمت بالای ارز سود ببریم. البته به دلیل تعطیلی کسب و کارها، تبلیغات یوتیوب که محل اصلی درامد این شبکه است و به ما هم از همین طریق پول داده می شود، پایین آمده و سختی هایی وجود دارد ولی به هر حال این اتفاق می تواند برای ما خوب باشد.

او در پاسخ به اینکه چطور این فیلم تئاترها به یوتیوب فروخته می شود و در ازای تماشای رایگان آنها پول دریافت می شود؟ گفت: یوتیوب تعدادی آگهی دارد که در هنگام پخش اثر مخاطب به اجبار باید آن ها را تماشا کند. پولی که قرار است بگیریم از همان محل آگهی است، به همین دلیل در دو سه ماه اول نیاز داریم به تعداد مشخصی از مخاطب برسیم و بعد از آن یوتیوب به خاطر هر دقیقه ای که یک فیلم دیده می شود و آگهی هایی که مخاطبان به تماشای آن نشسته اند پول می دهد. اینجا دوستانی که تا به حال با من قرارداد بسته اند و پنج سال است پیدایشان نشده هنگام نشر فیزیکی یا دیجیتالی آثار مشارکتی برای تبلیغ نداشتند و کمکی به من نکردند ولی از اینجا به بعد در فضای مجازی و دوستانی که خارج از ایران هستند و کارها را ندیده اند، با اطلاع رسانی خودشان می توانند کمک کنند تا ما به آن کف تعداد مخاطب برسیم که هم درآمدزایی داشته باشیم و هم در حوزه فرهنگی کاری اثربخش انجام شده باشد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
ایرج راد با اشاره به نامشخص بودن زمان بازگشایی تماشاخانه ها تأکید کرد که تا زمان شیوع بیماری کرونا امکان بازگشایی وجود ندارد، چرا که در این صورت جان بازیگران و تماشاگران در تماشاخانه ها به خطر می افتد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹

ایرج راد، کارگردان، بازیگر و رئیس هیأت مدیره خانه تئاتر، در گفت وگو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، اظهار داشت: قرار است حمایت هایی از اهالی تئاتر برای شرایط ایجاد شده در روزگار کرونا صورت گیرد. طبیعتاً با تعطیلی تماشاخانه ها و خانه نشین شدن اهالی تئاتر مشکلات بسیاری برای همه به وجود آمد که امیدوارم این حمایت ها بتواند از میزان خسارت های وارد شده، بکاهد.

راد درباره امکان بازگشایی تماشاخانه ها در روزهای آتی گفت: تا زمانی که امکان شیوع بیشتر ویروس کرونا وجود دارد و این بیماری ریشه کن نشده به نظر من بازگشایی تماشاخانه ها اتفاقی منطقی نیست. ما با ویروسی مواجه هستیم که هنوز کاملاً شناخته شده نیست و می بینیم که هر روز اطلاعاتی جدید درباره نحوه شایع شدن آن مطرح می شود، بنابراین بهتر است فعلاً از بازگشایی مکان هایی که مردم قرار است در آن کنار هم قرار بگیرند خودداری شود.

این کارگردان ادامه داد: با توجه به اینکه صندلی های سالن های تئاتر در کنار هم است و افراد فاصله کمی با هم دارند و فضای بسته امکان انتقال این بیماری بیشتر به نظر می رسد. از طرفی امکان ندارد از بازیگران بخواهیم که به هم نزدیک نشوند و اگر تمهیدی برای تماشاگران اندیشیده شود نیز بازیگران روی صحنه شرایط خوبی ندارند. بنابراین به نظر من امکان بازگشایی وجود ندارد و این کار جان بازیگران و تماشاگران را به خطر می اندازد.

او در پایان گفت: هنوز مشخص نیست چه اتفاقی رخ می دهد و این وضعیت تا چه زمانی ادامه دارد، فعلاً صحبت کردن درباره این موضوع که پس از بازگشایی تماشاخانه ها و بازگشت شرایط عادی مردم از دیدن نمایش ها استقبال خواهند کرد یا خیر کمی زود است و باید کمی صبر کرد و دید که تا چه زمانی این بیماری وجود دارد و چه اتفاقاتی رخ می دهد. همه این مسائل به جو روانی جامعه برمی گردد که ترس از شیوع تا چه زمانی بین مردم است، امیدوارم هر چه زودتر شیوع بیماری کرونا متوقف شود و مردم با خیال راحت و سلامتی کامل پس از بازگشایی تماشاخانه ها به دیدن نمایش های تئاتر بیایند./2

لینک خبر :‌ خبرگزاری برنا
محسن چاوشی در پاسخ به منتقدان ترانه شدت میدان و روند موسیقیایی اخیرش متنی را منتشر کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷

به گزارش تیتربرتر؛ محسن چاوشی بدون شک یکی از خوانندگانی است که مخاطب زیادی را در چند سال اخیر به ترانه های خود جذب کرده است و در این اواخر با حاشیه هایی نیز همراه بود.

محسن چاوشی متولد 8 مرداد 1358 در خرمشهر، خواننده است.

محسن چاوشی، تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم حسابداری بیشتر ادامه نداده است، دو خواهر و سه برادر دارد و خودش فرزند پنجم است اصالتا کردتبار هستن پدرش در خرمشهر کارمند شرکت نفت بود.

بیشتر بخوانید: ماجرای حرمسرای تتلو در ترکیه

بعد از اینکه بزور سیکل گرفت به سربازی رفت، در خدمت جز یگات تشریفات موزیک دژبان شد که ساکسیفون آلتو می زد، آشنایی اش با چند نفر از بچه های فعال در حوزه موسیقی او را به استودیو های خانگی کشاند.

در آنجا به پیشنهاد یک دوستی آهنگ کفتر چاهی را خواند و بعد از مدتی چند کار از اشعار مریم حیدرزاده و حمید مصدق رو در قالب آلبومی تهیه کردند و برای مجوز به وزارت ارشاد بردند که آنجا بدلیل استاندارد نبودن اثر رد شد.

ولی اتفاقی آلبوم پخش شد و روی اینترنت رفت و همین شد که او یکبار صدایش شناخته و معروف شد ! آهنگ نفرین با شعر مریم حیدرزاده این دو را آن زمان به شهرت رساند.

بیشتربخوانید: فیلم| ماجرای تمرین بوکس همایون شجریان!

محسن چاوشی در سال 88 با اسپاکو یوسفی ازدواج کرد و صاحب یک فرزند پسر بنام زانکو است.

خیلی ها می گویند فلانی زخم خورده از عشق بوده یا حتما کسی بلای عاطفی سرش آورده که اینطور غمگین و پرسوز می خواند؛ اصلا صحت ندارد، معشوقه ای وجود نداشت و من اگر می خواندم اتفاقا درباره فقدان این معشوقه بود.

انتشار ترانه شدت میدان محسن چاوشی واکنشهای متفاوتی بین هواداران و منتقدان این خواننده به وجود آورده است؛ گروهی از آنها به شدت از این ترانه انتقاد کرده و آن را ادامه روزهای افول این ستاره دانستند و معتقد بودند چاوشی دارد محبوبیتش را خرج می کند و در مقابل گروهی این انتقادادت را بهانه جویی و سخت گیری بی مورد می دانند.

محسن چاوشی در جواب کسانی که آثار متاخر او را نشانی از دوران افول این خواننده می دانند، نوشت: تو و جدً ّ پدری و همچنین مادریتان شد ّت میدان ندیده اید. لطفا وارد میدان شوید تا شدّت نشان تان بدهم. واپسگرایی را کنار بگذار...دوران سیاه و پوچ دیوار بی در و عمو زنجیرباف، گذشته و جای خود رو به سادگی و شعف داده. من آهنگساز همه آنها هستم. از بنده بهتر نمی توانید موشکافی کنید

عرش به زانو شده پیر سیه مو شده
سنگ ز روی خوشش خود به زبان آمده
از جبروتش به خود کوه به آتش مذاب
کوری آتش بره کور و کران آمده
شدت میدان رسید سرخ شهیدان رسید
بر سر شیطان درید تیغ کشان آمده
تازه و شاداب خود از بر یار آمده
بوی بهاران رسید غنچه دهان آمده
از تو نشان آمده شاه جهان آمده
کل بکشان کف بزن راحت جان آمده
آمده بلوا کند زهر چو همراه کند
شاهد حق بر سر پیر و جوان آمده
تازه و شاداب خود از بر یار آمده
بوی بهاران رسید غنچه دهان آمده
از تو نشان آمده شاه جهان آمده
کل بکشان کف بزن راحت جان آمده
کل بکشان کف بزن غنچه دهان آمده
کل بکشان کف بزن
کل بکشان کف بزن راحت جان آمده
آمده خود از بر غیر رخش لا اله
سبزه چمن بر رخ زرد خزان آمده
آمده از راه دور طعفه به نور
راهزنان بر ره راهزنان آمده
کل بکشان کل بکشان کل بکشان کل بکشان
از تو نشان آمده شاه جهان آمده
کل بکشان کف بزن راحت جان آمده

گردآورنده: علی اکبر رضایی

لینک خبر :‌ تیتر برتر
اجرای پرحاشیه کنسرت های آنلاین همزمان با ادامه تعطیلی فعالیت های هنری در سایه کرونا طی هفته گذشته همچنان ادامه داشت؛ اجراهایی که در مواردی شورآفرین و در مواردی دیگر تأسف برانگیز بودند.

خبرگزاری مهر -گروه هنر-علیرضا سعیدی: حکایت غریب حضور ویروس کرونا نه تنها معادلات مربوط به زندگی معمول آدم ها را به طور کامل به هم ریخته است، بلکه شرایطی را فراهم آورده که چه بخواهیم و چه نخواهیم احساس می کنیم انسان های دیگری شده ایم؛ گویی فقط یک نام و نام خانوادگی از قبل به جا مانده آن هم بر روی یک انسان متحول شده!

در این شرایط اما اتفاقات دیگری هم افتاد که نه تنها نوع زندگی را دگرگون کرد، بلکه شرایطی را فراهم آورد تا ما انسان ها تجربه های متفاوتی را از سر بگذرانیم، تجربه هایی که در گوشه گوشه دنیا بر تمامی فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هنری تأثیرش را بر جای گذاشته و موجب ظهور و بروز ایده هایی متفاوت شده که تا قبل از کرونا به راحتی از آن ها عبور می کردیم. غافل از اینکه نمی دانستیم روزی روزگاری همین ایده های ساده و دم دستی قرار است تبدیل به جریان اصلی فعالیت های مان شوند.

بهتر است به رویدادهای دگرگون شده موسیقی طی روزهای کرونایی اشاره کنیم؛ در ماه های اخیر به شدت فعالیت های موسیقایی در تمام دنیا وابسته به فضای مجازی شده و آنچه هنرمندان در این ارتباط پیش روی مخاطبان قرار می دهند، تقریباً به طور کامل تحت تأثیر ارتباطات اینترنتی است. کما اینکه همین اوضاع و احوال، از خوانندگان و هنرمندان فعال و غیرفعال این گونه هنری چهره های جدیدی را عیان کرد که پیش از این و در رویدادهای رسمی چون برگزاری کنسرت ها و انتشار آلبوم های رسمی جور دیگری آنها را دیده و ارزیابی می کردیم.

در این میان همان گونه که قبلاً هم به آن اشاراتی داشته ایم، بوده و هستند افرادی که آنچنان از آب گل آلود ماهی گیری می کنند که گویی هراسی از فروکش کردن تلاطمات و فروافتادن پرده های بحران، ندارند! در این اثنی یک تجربه بیش از هر اتفاق دیگری به چشم آمد و آن برنامه ریزی گروه ها و هنرمندان برای برپایی کنسرت های آنلاین در فضای مجازی بود که به قدری جدی شد که حتی نهادهای دولتی را هم به میدان کشاند تا برای حضور هنرمندان در این عرصه پروتکل های قانونی تعیین کنند که آن هم حاشیه های خود را داشت. در همین زمینه طی روزهای گذشته اطلاعیه ای از سوی وزارت ارشاد منتشر شد که قطعاً می تواند از این پس شرایط برگزاری کنسرت های آنلاین را وارد مرحله جدیدی کند.

گروه هنر خبرگزاری مهر در هفته های اخیر تلاش داشته تا در قالب گزارش های مختلف خبری، بخش هایی از فعالیت های اهالی موسیقی در فضای مجازی طی روزهای کرونایی را ثبت و روایت کند. فعالیت هایی که همچنان ادامه داشته و هر روز نیز حاشیه ها و اتفاقات جدیدی از آن در برابر جامعه مخاطبان در فضای مجازی قرار می گیرد. فضایی که غیر از مباحث نظارتی، به شدت نیازمند توسعه زیرساخت هاست و لازم است مدیران حوزه فناوری ارتباطات و شرکت های دانش بنیان روی آن تمرکز بیشتری داشته باشند، به خصوص که در برگزاری کنسرت های آنلاین ضعف فاحش زیرساخت ها پس از هجوم مخاطبان در هفته ای که گذشت، بیش از پیش به چشم آمد.

همایون شجریان بدون حرف زدن حاشیه ساز شد!

به طور حتم یکی از مهم ترین اتفاقات موسیقایی این روزها در فضای مجازی، برگزاری کنسرت آنلاین همایون شجریان خواننده موسیقی ایرانی با همراهی ارکستر مجلسی تهران به رهبری بردیا کیارس از محل تالار وحدت بود که با حمایت همه جانبه و سرمایه گذاری یکی از اپراتورهای تلفن همراه کشور برگزار شد.

این کنسرت که با عنوان نسیم وصل با اجرای آثار محمدجواد ضرابیان آهنگساز پیشکسوت موسیقی کشورمان در آلبوم های با ستاره ها و نسیم وصل همراه بود، گرچه می توانست تبدیل به یکی از رویدادهای پرطرفدار موسیقی در فضای مجازی شود اما به دلیل اختلال در سامانه اینترنتی که مسئولیت پخش آنلاین این کنسرت زنده را داشتند، فضای کار را به قدری دچار حاشیه کرد که فضای هنری اتفاق به کل فراموش شد.

این اتفاق واکنش بسیاری از کاربران و هنرمندان حوزه های دیگر را به همراه داشت که یکی جامع ترین و دیده شده ترین آن ها مربوط به الهام پاوه نژاد بازیگر تئاتر و تلویزیون بود.

این بازیگر در صفحه شخصی خود نوشت: آلبوم نسیم وصل فارغ از ارزش های هنری و تولد رسمی بانگ همایون شجریان عزیزمان، برای من یادآور خاطرات تکرار نشدنی و بی نظیر کودکیم در کنار محمدجواد ضرابیان عزیزمان که از بستگان نزدیک مادریم هستند، بوده و هست و خواهد بود. یعنی تعصبی بیش از حد معمول..... از زمان انتشار خبر کنسرت برای این ساعت خودم را آماده کردم. اپلیکیشن را دانلود و کاربری تهیه که ساعتی کنده شوم از جهان سختِ این روزها. به محض ورود تصویر به تالار... آنچه می بینید دریافتی من از کنسرت لایو بود! آنقدر عصبی شدم و بال بال زدم که گفتن ندارد! خبر دارم تعدادی از دوستان هم با همین مشکل مواجه شدند! و این برای تلویزیون اینترنتی که تا قبل این نمی شناختم و با نام بزرگان اسمش را شنیدیم یک فاجعه است! وقتی توانایی پوشش فنی ندارید مجبور نیستید انجامش دهید! خوب می دانید چه درآمدی با این کار کسب کردین ... خود من برای تعداد زیادی لینک دانلود اپلیکیشن فرستادم ولی .... و من فکر می کنم به دلیل ضعف تکنیک و فناوری صدای همایون را در شهر خودم و چند محل آن ورتر نتوانستم بشنوم اما صدا و تصویر آندرآ بوچلی را از یک قاره و شهر دیگر با فیلتر شکن به بهترین کیفیت تونستم ببینم! با خودم زمزمه می کنم: دلم گرفته ای دوست / هوای گریه با من..... پی نوشت: بلیط برای دیدن 10 هزار تومان + 900 تومان مالیات!!

این متن مشتی نمونه خروار از حجم هجوم کاربران به سامانه موردنظر بود، که خواب خوش مدیرانش برای حضور در عرصه های جدی تری چون سینمای آنلاین و موارد مشابه را تبدیل به کابوس کرد و کار را به جایی رساند که مجبور به پاسخگویی به حجم وسیع مطالبات مردمی شدند.

در این اطلاعیه آمده بود: پخش زنده کنسرت نسیم وصل جناب آقای همایون شجریان، خواننده محبوب موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی تلفیقی که از ساعت 21 یکشنبه 4 خردادماه 99، از اپلیکیشن تلویزیون تعاملی [...] آغاز شده بود، با استقبال پرشور علاقه مندان به هنر و موسیقی همراه شد و رکورد بیش از 710 هزار بیننده آنلاین برای پخش زنده این کنسرت به ثبت رسید. علاقه مندانی که به دلیل استقبال گسترده، موفق به مشاهده کامل برنامه به صورت زنده نشده اند، می توانند طبق اعلام قبلی، بازپخش آن را تا روز 13 خرداد در اپلیکیشن و یا نسخه تحت وب مشاهده کنند. [...] با تأکید مجدد بر عدم انجام بلیت فروشی برای این کنسرت و صرفاً دریافت حق اشتراک اپلیکیشن برای کاربران غیر ایرانسلی، ضمن دلجویی از برخی هواداران جناب آقای همایون شجریان که به دلیل استقبال گسترده، موفق به تماشای کنسرت به صورت زنده نشده اند، اعلام می دارد که به مناسبت عید سعید فطر و با دستور دکتر [...]، مبلغ حق اشتراک به حساب کاربرانی که حق اشتراک ویژه خریداری کرده ولی موفق به مشاهده کامل برنامه نشده اند، بازگردانده می شود. ایرانسل ضمن سپاس از تمام هواداران، فرهنگ دوستان و علاقه مندانی که در این پروژه بزرگ شرکت کردند، ابراز امیدواری می کند که تجربه ها و نتایج بزرگ حاصل از اجرای این پروژه، به عنوان بزرگترین کنسرت آنلاین ایران، موجب توسعه، بهبود و ارتقای هر چه بیشتر کیفیت زیرساخت های داخلی پخش آنلاین ویدئو شود.

در حالی که انتظار می رفت کنسرت آنلاین همایون شجریان تبدیل به یکی از خاطره انگیزترین کنسرت های موسیقی در فضای مجازی طی ماه های اخیر شود اما بروز این اختلالات اینترنتی و موارد دیگری از جمله حضور 80 نفری مهمانان ویژه در تالار وحدت، اخذ مبلغ تماشای کنسرت برای کاربرانی که تحت پوشش اپراتور تلفن همراه نبودند، اجرای نه چندان با کیفیت برنامه و البته سکوت پرسش برانگیز همایون شجریان در پس این حاشیه ها چه در حین برگزاری برنامه و چه در زمان انتشار گزارش های رسانه ای، کنسرت آنلاین این خواننده محبوب را تحت تأثیر شدید حاشیه های تجاری و بازرگانی قرار داد.

شرکت ایرانسل به عنوان اپراتور پشتیبان این رویداد، روز گذشته گزارشی آماری از میزان استقبال مخاطبان که منجر به اختلال در پخش بی نقص این برنامه شده بود، ارائه کرد. بر این اساس همزمان با این اجرا یک میلیون و 281 هزار و 661 نفر برای ورود به اپلیکیشن لنز اقدام کرده اند که از این میان یک میلیون و 232 هزار و 214 نفر موفق به ورود شده و یک میلیون و 229 هزار و 36 نفر کنسرت زنده را تماشا کرده اند.

تعداد افرادی که تمام کنسرت را به صورت آنلاین مشاهده کرده اند 711 هزار و 924 نفر ثبت شده و 517 هزار و 112 نفر به صورت پراکنده بخش هایی از اجرای همایون شجریان را تماشا کرده اند.

این آمار رسمی بیش از هر چیز بیان گر ظرفیت بالای این فرصت ویژه برای رقم خوردن یک رویداد فرهنگی و هنری بی سابقه است که متأسفانه زیر سایه انگیزه های تجاری و درآمدزایی از یک برند هنری، زائل شد و از دست رفت.

کیهان کلهر؛ یک سه تار نوازی آرام در موزه آبگینه

هفته ای که گذشت یکی از هفته های پربار موسیقی در حوزه فعالیت های آنلاین هنرمندانش بود. یعنی اگر از حاشیه های کنسرت همایون شجریان که بگذریم و البته می توانست در نوع خود یکی از بهترین کنسرت های آنلاین این چند هفته لقب بگیرد و نگرفت، اما در این سوی میدان یک هنرمند ارزنده دیگر دست به یک اجرای زنده در فضای مجازی زد.

کیهان کلهر که در این سال ها به درستی و درایت خوب فهمیده که در چه زمانی و شرایطی فارغ از هیاهوی برگزاری کنسرت هایش می تواند یک عرض اندام رسانه ای داشته باشد. روز پنجشنبه اول خرداد دست به اقدام جالبی زد و آن برگزاری یک کنسرت تک نفره از طریق صفحه شخصی اش در محل موزه آبگینه تهران بود. کنسرتی که این بار از ساز تخصصی اش کمانچه خبری نبود و استاد با سه تار نوازی مخاطبانش را به شنیدن موسیقی دعوت کرد.

در این کنسرت که با استقبال 25 هزار نفری مخاطبان همراه بود کیهان کلهر از طریق صفحه شخصی اش در اینستاگرام به مدت یک ساعت قطعاتی را به صورت تک نوازی سه تار اجرا کرد.

این نوازنده جهانی که در سال های اخیر کنسرت های متعددی را همراه با نوازندگان ایرانی و خارجی در کشورمان و سایر کشورهای دیگر برگزار کرده کنسرت خود را با قطعه ای در دستگاه سه گاه آغاز کرد. وی در ادامه قطعات دیگری را در دستگاه چهار مضراب و ابوعطا اجرا کرد. از غم عشق تو ای صنم و مرغ سحر از جمله قطعات ماندگار موسیقی ایرانی که پیش از این کلهر با همراهی دیگر استادان موسیقی ایرانی از جمله حسین علیزاده و محمدرضا شجریان در کنسرت های متعدد اجرا کرده بود، آثاری بودند که در این کنسرت برای مخاطبان به صورت تک نوازی سه تار اجرا شد.

کیهان کلهر پس از اینکه با دریافت جایزه وومکس به عنوان مرد سال موسیقی جهان در سال 2019 معرفی شد، مجموعه کنسرت های شهر خاموش را در تالار وحدت به صحنه برد. در این اجرا کوارتت مینیاتور، کلهر را همراهی می کرد.

این هنرمند با اجرایی که اغلب مخاطبان در کامنت ها و اظهارنظرهای مختلف استقبال خوبی از آن به عمل آوردند، همچنان نشان داد که دود از کنده بلند می شود و استاد می تواند با آنچه از جذابیت های موسیقی اصیل ایرانی و آموزه های هنری اش می شناسد، بدون هیاهوهای آنچنان مخاطبانش را به شنیدن موسیقی خوب دعوت کند.

ارکسترسازهای ملی؛ اجرای لالایی با همراهی یک استاد بزرگ

ارکستر سازهای ملی ایران به رهبری و مدیریت هنری علی اکبر قربانی که در ماه های گذشته حضور فعالی در فضای مجازی دارد، در ادامه اجراهای خانگی خود که با هدف قدردانی از کادر درمانی کشور صورت پذیرفته، قطعه لالایی را با همراهی رامیز قلی اف استاد موسیقی کشور آذربایجان منتشر کرد.

رامیز قلی اف در کنار عالیم قاسم اف یکی از هنرمندان محبوب علاقه مندان موسیقی در کشورمان است که همواره ارادت خود را به این هنرمند شهیر کشور آذربایجان نشان داده اند. بنابراین اجرای خانگی قطعه لالایی برای این طیف از مخاطبان می توانست دارای جذابیت هایی باشد که ارکستر سازهای ملی ایران به مدد رابطه خوب و صمیمانه علی اکبر قربانی با استاد چنین شرایطی را فراهم آورد و برخی از خاطرات خوش مخاطبان در اجراهای زنده استاد را با این قطعه زنده کرد.

در این قطعه علیرضا دریایی، حبیب جدیری، مهرداد مسعودی فرید نوازندگان کمانچه، کوروش دانایی، شاهین صفایی نوازندگان تار، مهیار طریحی نوازنده سنتور، شیما شاه محمدی نوازنده قیچک آلتو، امین حیدری و مریم خدابخش نوازنده عود، مسعود فیروزِ نژاد نوازنده قیچک باس، فروغ فضلی نوازنده پیانو، وحید اسداللهی نوازنده نقاره، بهنام معصومی نوازنده تمبک و ندا ریحانی مدیر داخلی ارکستر گروه اجرایی را تشکیل می دادند.

علی اکبر قربانی درباره این اجرای خانگی توضیح داد: در ادامه اجراهای خانگی ارکستر سازهای ملی بر اساس دوستی که بنده با رامیز قلی اف استاد موسیقی کشور آذربایجان داشتیم مکاتباتی انجام گرفت که این هنرمند در تازه ترین اجرای خانگی ما به عنوان سولیست حضور داشته باشد که خوشبختانه از این دعوت ما استقبال کرد و ما طی روزهای گذشته موفق به تولید و انتشار قطعه لالایی شدیم. در همین راستا قرار است قطعه دیگری هم تولید شود که در صورت فراهم شدن امکانات اجرای خانگی که آن هم برای خود دردسرهای زیادی دارد، درمورد آن اطلاع رسانی خواهیم کرد.

جشن تولد نوازندگان ارکستر سمفونیک برای علی رهبری

تعدادی از نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران هم روز جمعه سوم خرداد ماه دست به انتشار ویدئویی زدند که محتوای آن دربرگیرنده یک هدیه موسیقایی به مناسبت تولد علی رهبری رهبر اسبق ارکستر سمفونیک تهران بود. یک اقدام جالب توجه که به گفته آنها قدردانی از 14 ماه حضور علی رهبری در ارکستر سمفونیک تهران پیش از حضور شهرداد روحانی بود.

این نوازندگان در این فیلم ضمن ادای احترام به علی رهبری در قالب پیام تصویری به اجرای قطعه ای از پروژه مادرم ایران پرداخته و سپس ملودی معروف Happy Birthday را به افتخار این هنرمند پیشکسوت نواختند.

علی رهبری هم که این روزها در اتریش به سر می برد از طریق اسکایپ از نوازندگان ارکستر سمفونیک قدردانی کرده و گفت: من همیشه در زندگی به کیفیت توجه بیشتری داشته ام. خیلی اوقات از من سوال شده وقتی که رهبری می کنید به چه چیزی می اندیشید. من در جواب گفته ام که اگر پنج یا شش نفر در سالن باشند و متوجه کیفیت کار من بشوند این کافی است. در این سال ها همیشه از من پرسیده اند که پس از سال ها کار با بیش از 120 ارکستر و این همه موزیسینی که با آنها کار کرده ام، چه چیز آن برایم اهمیت داشته است. اگر امروز از من بپرسید، می گویم همین پانزده نفر شاهکار است... شما نمی دانید مرا چقدر خوشحال کرده اید. خیلی امیدوارم که باز هم ببینمتان و کارهای بزرگی انجام دهیم اما این لحظه را هیچ وقت فراموش نمی کنم. به خصوص آن هم منی که هرگز علاقه ای به گرفتن جشن تولد نداشتم، امروز واقعاً لذت بردم و امیدوارم ارکستر باز دوباره به وضعیتی که چهار سال پیش برقرار بود بازگشته و به انجام کارهای بزرگ بپردازد.

آواز علیرضا قربانی در یک پروژه بین المللی

علیرضا قربانی خواننده موسیقی ایرانی اواخر هفته گذشته بود که به همراه تعدادی از هنرمندان ایتالیایی و تعدادی دیگر از کشورها موزیک ویدئوی بنی آدم را منتشر کرد. این اثر با موسیقی پژمان تدین روی شعر معروف سعدی آماده شده و حال و هوای آن بر اساس شرایط این روزهای شیوع ویروس کرونا و قرنطینه در کشورهای مختلف دنیا است.

در توضیحات تکمیلی این موزیک ویدئو آمده است: علیرضا قربانی و سایر خوانندگان و تمامی نوازندگان حاضر در این ویدئو بخش های مربوط به خود را با موبایل و از منازل خود ضبط و آماده کرده اند و بخش عمده موسیقی کار هم با موبایل ضبط شده است. این پروژه با همکاری تئاتر بیوندو پالرمو و دعوت از نوازندگان کشورهای مختلف و خوانندگی تونی بونگارو و باربارا اِرامو در بخش ایتالیایی آماده انتشار شده است.

در این اثر به غیر از نوازندگی تنبور پژمان تدین، نوازندگانی از کشورهای فرانسه، آرژانتین، کره جنوبی، سنگال، آلمان، اسپانیا، هندوستان و استرالیا ساز زده اند. کشورهایی که همگی همانند ایران درگیر بحران شیوه ویروس کووید – 19 و قرنطینه هستند. موزیک ویدیوی بنی آدم با هدف بیان پیام صلح و دوستی و همدلی تولید شده و در ابتدای ویدئو هم از شعر بنی آدم اعضای یک پیکرند با عنوان بیانیه ای ابدی برای بشریت یاد می شود.

قدردانی از پزشکان و پرستاران همچنان ادامه دارد

قطعه موسیقایی فصل عاشقی حاصل همخوانی و همسرایی حسام الدین سراج، فاضل جمشیدی، مجید مظفری، علیرضا بهرامی، محسن غلامی و گروهی از نوازندگان، به پرستاران و پزشکانی تقدیم شد که در دوران مواجهه با ویروس کرونا، با ایثار و از جان گذشتگی، از مردم و وطن خویش دفاع می کنند.

در این اثر که همزمان با حلول عید سعید فطر، به شهیدان و ایثارگران جبهه سلامت تقدیم شد، حسام الدین سراج و فاضل جمشیدی همخوانی کرده اند و مجید مظفری (بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر) برای نخستین بار شعر دکلمه کرده است. شعر این اثر موسیقایی را علیرضا بهرامی سروده و میکس و مسترینگ آهنگ نیز برعهده محسن غلامی بوده است.

در این اثر که به ابتکار بنیاد شهید و امور ایثارگران تولید شده است، این نوازندگان همکاری داشته اند: سامان محمد نبی (ویلن)، علیرضا احمدی (تار و سه تار)، حسین رودگر (گیتار و خط درامز)، مهدی عیوقی (دف) و رؤیا باقرزاده (سنتور و تار باس). بهروز کاشی ساز نیز صدابرداری اثر را برعهده داشته است.

پیش از این نیز سالار عقیلی به همراه پرویز پرستویی و بردیا صدرنوری به همراه مهرداد اسکویی آثاری را در قالب پویش مشاهنر پیش روی مخاطبان قرار داده بودند.

شعرهستی ؛ هدیه مشترک تئاتری ها و اهالی موسیقی به مردم ایران

موزیک ویدئوی شعر هستی هم از جمله آثار تصویری پرطرفدار روزهای کرونایی بود که روزهای گذشته در قالب یک پروژه مشترک بین اهالی تئاتر و موسیقی از طرف مرضیه برومند، تولید و با امید عبور از روزهای کرونایی، به مردم ایران تقدیم شد.

مرضیه برومند در متن کوتاهی همراه با این ویدئو نوشته است: بهار امسال، مردم خوب کشورمان روزهای سختی را تجربه کردند، بسیاری در خانه هایشان ماندند تا هم خود در امان بمانند و هم دیگران، برخی هم بنا بر وظیفه شغلی شان خطر را به جان خریدند و همچنان به کارشان ادامه دادند، در این میان پزشکان، پرستاران و دیگر کارکنان زحمتکشِ بخش درمان با ازجان گذشتگی حماسه آفرین شدند تا زندگی ادامه پیدا کند. این نماهنگ را تقدیم می کنم به همه مردم ایران که با صبوری و خودباوری از روزهای سخت عبور می کنند. به امید فردای بهتر...

در این موزیک ویدئو پری زنگنه، هانا کامکار، امید نعمتی، برزو ارجمند، ایلیا منفرد و بهزاد عمرانی متن ترانه شعر هستی را هم خوانی کردند. ترانه این قطعه سروده باران خوش اندام است و بهرام دهقانیار بر روی آن آهنگسازی کرده است. کارگردانی این ویدئو که محصولی از خانه هنرمندان ایران است را سهراب شاه محمدلو بر عهده داشته است.

کد خبر 4935149

علیرضا سعیدی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
محمد حسین حیدری
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

با از بین رفتن امکان رقابت در خلق معنا از طریق ستیز در محیط سیاست، فضای فرهنگی و بویژه دنیای موسیقی به سرعت در حال تغییر است. امر سیاسی در بن بستِ سیاست معطل نمانده و سرزمین های مساعد دیگری را برای نقش آفرینی مردم و پیش برد جریان تحول، به تملک درآورده. از این روست که زد و خوردهای سابقا بی معنا و نازل در دنیای موسیقی، جهت گیری هایی کاملا سیاسی، معنادار و بنیادین پیدا کرده و چنانچه امر سیاسی را سر لج بیندازند، کاملا قابل پیش بینی است که حتی از مرز هنرهای تجسمی هم عبور می کند.

در فرصت قبلی، نزاع هیچکس-تتلو در چارچوب رپ تبعیدی و موسیقی زیرزمینی بررسی و ماهیت سیاسی آن تشریح شد. با اینکه هنوز زمان زیادی از آن سرشاخِ مهم نگذشته تا به درستی فهمیده شود، شاهد آن هستیم که مصافی بزرگ تر این بار در موسیقی پاپ توجه میلیون ها ایرانی را جلب کرده.

مصاف محسن چاوشی و همسر ابراهیم حامدی (ابی) به حدی رادیکال است که امکان سکوت و بی تفاوتی را از اهالی موسیقی تا حدود زیادی سلب کرده. همه گمان می کنند که لاجرم باید یکی از دو قطب را انتخاب کنند. در این فضا سخن دو پهلو، فوجِ ابهام را به طراحی سوالات صریح مکلف می کند و تا روشن شدن تکلیفِ گوینده و جار زدن نتیجه، مردم یک سره می پرسند: منظورت چه بود؟!

اهمیت ستیز چاوشی - مهشید در حوزه پاپ از جهاتی بیشتر است از نبرد هیچکس - تتلو در وادی هیپ هاپ. از جمله به این خاطر که محسن چاوشی و ابی اگرچه فاصله نسلی شان بسیار است اما هر دو از سرآمدان پاپ هستند و موسیقی شان چند دهه است که در گوش میلیون ها ایرانی جریان دارد. علاوه بر این، جنس موسیقی هر دو موزیسین به گونه ای است که برخلاف رپ فارسی، عقبه تاریخی و دایره مخاطبان گسترده تری دارد و هیچکس به خاطر گوش دادن به این دو از ناحیه اطرافیان با علامت سوال مواجه نمی شود.

تا این لحظه هیچ واکنشی از سوی ابراهیم حامدی مشاهده نشده. به همین خاطر ممکن است تصور شود که نتایج بررسی این نزاع، در غیاب و بلاتکلیفی خود ابراهیم حامدی، از عدم قطعیت بیشتری برخوردار است. اما من تصور می کنم حضور ابی در صحنه و روشن شدن موضع او اهمیت چندانی ندارد.

در واقع موضعِ هنرمندی که عیالش به عنوان یک چهره غیرهنری و کم سواد، برای نیم قرن اعتبار هنری و محبوبیت کم نظیر او تصمیم می گیرد و چنین چالشی را برایش رقم می زند، متاسفانه نمی تواند حایٔز اهمیت باشد و نقش تعیین کننده ای ایفا کند.

همسر ابی به مراتب بیشتر از خود ابی لایق بررسی و کنکاش است. مهشید لایق بررسی است و فرقی هم نمی کند که لیاقتش را ناشی از توانایی اش در بهره برداری از سرمایه اجتماعی ابی بدانیم یا نشأت گرفته از ناتوانی ابی در حفاظت از اعتبار 50 ساله و مدیریت اهل و عیال. مهم، سرمایه اجتماعی - هنری ابی و نزاعی است که با استفاده از آن کلید خورده، حالا تفاوتی نمی کند که مدیریتش در ید همسر ابی باشد، یا سرایدار ویلای او در اسپانیا. ضمن اینکه غرض بررسی جنبه های نمادینی است که طرفین، بستر بروز و تبلور آن هستند، نه فردیت آن ها. اما می توانیم و باید هم متاسف باشیم از این بابت که در این صحنه ابی ، ناخواسته و لاجرم تاوان پس می دهد.

نزاع هیچکس و تتلو اگر شیوع فکر مبارزه برای تغییر وضع موجود را توضیح می داد، رویارویی چاوشی - مهشید در لایه هایی عمیق تر مساله ای سرنوشت ساز را تشریح می کند. در مصاف مهشید - چاوشی ، صف بندی در اصل، حول اختلاف نظر درباره چیستی وضع موجود ، تعیین مرزهای وضع موجود ، چیستی مبارزه و چگونگی اعتراض شکل گرفته؛ ولو اینکه یک طرف قصه اصلا توی این باغ ها یا مال این حرف ها نباشد. کشمکش بر سر بازتعریف و پوست اندازیِ یک زنجیره از مفاهیمِ ملتهب است تا در نهایت به جای محتوای کهنه و گندیده، معنایی به دردبخور و بهتر برای وضع موجود ، معترض ، اعتراض ، وضع موعود و نظایر آن پیدا و معرفی شود.

“گفتمان لس آنجلس، منظومه ارزشی اموات”

ناخوآگاهِ مهشید در این مصاف، مفاهیمی چون مبارزه ، وضع موجود و وضع موعود را در معانی کهنه و شکست خورده اش نمایندگی می کند. او حافظ مرزها و حدودی است که از ناحیه امر سیاسی و جریان تحول، تاریخ مصرفش منقضی تلقی می شود.

در این منظومه گفتمانی، مرزهای وضع موجود خلاصه و منحصر می شود در محدوده حکومت و قلمرو دینِ دولتی و ابعاد وضع موجود دقیقا منطبق است بر مساحت حکومت. هر چیزی که خارج از حاکمیت باشد، خارج از وضع موجود تلقی می شود، بدون آنکه علت بیرون ماندنش موضوعیت داشته باشد.

پدیده ها و بازیگران گوناگون به صرف مخالفت با موضع حکومت به عنوان اصحاب وضع موعود و معترض شناخته می شوند. مبارزه چیزی نیست جز کشف نظر حاکمیت و مخالفت با آن (فرقی نمی کند، هر چه می خواهد باشد ولو آنکه منطبق بر نظر مردم باشد، در این صورت مردم، نفهم و جهان سومی و فاقد شعور هستند). حقیقت آنقدرها مهم نیست که برای کشف آن مستقیم و بی واسطه با پدیده ها طرف شد. حقیقت آن چیزی است که در نقطه مقابل و در مخالت با موضعِ حاکمیت (وضع موجود) قرار دارد.

وضع موعود هم عبارت است از یک جابجایی ساده در قدرت و سپس سرکوب دین به بهانه مجازاتِ دینِ دولتی . مبارزان این منظومه، از دشواری مبارزه به ضجه نمی افتند، اتفاقا مبارزه کالایی است لوکس و به مبارز خیلی خوش می گذرد و حتی فرصت می کند تا فخر بفروشد.

ابراهیم حامدی یکی از معدود موزیسین هایی است که در فهرست آثار ماندگار و محبوبش، ترانه های سیاسی، سهم عمده ای را مال خود کرده. هر کدام از این آثار اگرچه به تنهایی از درخشش برخوردار است اما با این وجود به عنوان یک متن، از کلافی سردرگم و محتوایی انسجام گریز، فراتر نمی رود.

در کارنامه ابی از یک سو با شکار طرفیم که در عصر پهلوی، ممنوع الصدایی را به مدت دوسال برایش رقم زد و از سوی دیگر مواجه هستیم با آلبوم وحدت و اثری به نام مولای سبز پوش که چند ماه پس از پیروزی انقلاب در ستایش رهبر فقید انقلاب منتشر شد و ظاهرا یکی از ابیاتش اشاره ای دارد از سر شیفتگی به داستان رویٔیت عکس امام در ماه . پایان 2500 سال دیکتاتوری هم عبارتی است که روی جلد آلبوم نقش بسته.

بسیار دشوار است که شکار و مولای سبزپوش در کنار ترانه های مهم و ماندگار سیاسی در دهه های 60 و 70 و 80 چون نون و پنیر و سبزی ، خورشید خانوم ، معلم بد ، درخت و نیز آثار متاخری چون کوچه نسترن ، به عنوان امتدادی معنادار برای یکدیگر تصور شود.

با مرور این آثار در نهایت نمی توان فهمید که بالاخره ایده و فکر سیاسی ابراهیم حامدی چیست و چه پیشنهادی دارد؟! اصلا حایٔز اندیشه ای هست؟! کدام جریان های سیاسی و فکری را تقویت و کدام یک را طرد می کند و چرا؟! در میان همان اپوزیسیون خارج نشین کدام شخصیت سیاسی را ناجی ایران و سیاستمداری لایق می داند و چرا؟! تلقی ابراهیم حامدی از عدالت و موضع او درباره عدالتخواهی و نظم حاکم بر جهان چیست؟!

اگر جوابی نمی یابیم شاید به این خاطر است که ابی همواره به نحوی به جای آنکه انتخاب کند برای خواندن ، انتخاب شده برای خواندن و نه تنها در خلق ترانه بلکه حتی در انتخاب ترانه ای از میان ترانه ها هم مولف نبوده. همچنان که در آهنگ سازی هم هرگز به خلق و تالیف نرسیده. تضمینِ خلق یک شاهکار با صدای ابی غالبا معطل قهر و آشتی های بی پایانش بوده با سیاوش قمیشی، که آیا بیاید و چون ستاره های سربی و شب نیلوفری به صدای آقای صدا و ترانه های ایرج جنتی عطایی، ابدیت ببخشد یا نه.

اگر اپوزیسیون گزینه مطلوب ابراهیم حامدی باشد، روشن است که سرنوشت ایده های سیاسی او چیزی جز شکست و سردرگمی نیست. هنر لس آنجلسی تقریبا مرده و کارکردهای اجتماعی اش را از دست داده؛ هم به عنوان سرگرمی و هم به مثابه ابزار خلق معنا. قلیل محصولات هنری لس آنجلس، دیگر به اندازه فعالیت های سیاسی اپوزیسیون هم برای مردم سرگرم کننده و هیجان انگیز نیست، البته منهای موارد استثنا. علت اصلی به صورت واضح، انقطاع از اندیشه سیاسی و مردم است و نیز ته کشیدن اندوخته فرهنگ ایرانی، به طور طبیعی پس از تحمل 40 سال غربت.

“گفتمان چاوشی؛ تفکیک اعتراض از ابتذال، انهدام و خل بازی”

در این سوی نزاع اما منظومه ای دیگر در حال تحکیم اقتدار معنوی و ارایٔه قرایٔت تازه از مفاهیمی چون مبارزه ، وضع موجود و وضع موعود است. خودآگاهِ محسن چاوشی منظومه ای را نمایندگی می کند که برای تعیین مرزهای جدید در سرزمین معنا، بنا به فتوای حقیقت، هم کشورگشایی می کند و هم عندالزوم، اراضی بی خاصیت را داوطلبانه واگذار می کند.

در این منظومه گفتمانی، معنای وضع موجود نه تنها هرگز در حکومت خلاصه نمی شود و تا سرحد ساختار تقلیل نمی یابد، بلکه حتی همه حکومت و ساختار را هم پوشش نمی دهد و مشمول خود نمی کند. همچنان که هر آنچه از دایره حکومت بیرون مانده (از اندیشه و فرهنگ و هنر گرفته تا خود جامعه مدنی) به صرف این بیرون ماندگی، خارج از وضع موجود تلقی نمی شوند و قسر در نمی روند. این بدین معنی است که نه تنها جزایری در محدوده حاکمیت می توانند خارج از وضع موجود تلقی شوند، بلکه قسمت عمده ای از هنر لس آنجلسی نیز به عنوان بخشی از وضع موجود به حساب می آید.

در این وادی، مرزهای وضع موجود را دیگر نمی توان نقاشی کرد و با برچسب های ایستا و پیش فرض های حاضر و آماده، شناساند. وضع موجود را فقط می توان بو کشید. هیچ پدیده ای به صرف مخالف خوانی با حاکمیت در دایره وضع موعود شناخته نمی شود و هر معترضی ابتدا باید نشان بدهد که خود به آنچه نفی می کند، مبتلا نیست.

این افت و خیز و در هم ریختگی معنوی، محصول آسیب شناسی دقیق از تفسیر کهنه وضع موجود و نیز رسیدن به تحلیل نهایی درباره سرنوشت کلاهبرداران و مدعیان شکست خورده وضع موعود است. نتیجه این تجارب هم، در آشتی با واقعیت و برقراری نسبت مستقیم و بی واسطه با حقیقت به تبلور رسیده.

حقیقت آن چیزی است که به تعداد بشر تقسیم شده و همه این ها با هم یعنی اینکه ایدیٔولوژی زدگی ، درمانِ ایدیٔولوژگی زدگی نیست، بلکه عامل تشدید آن است. نمی شود استیلای مجموعه ای از دُگم ها و استانداردهای سلیقه ای را نفی کرد و هم زمان برای دسته ای دیگر از دُگم ها و استانداردها، تاج گذاری و تحکیم اتوریته را آرزو کرد.

وضع موعود دیگر به اندازه جابجایی در قدرت حقیر نیست و اگر اصراری هم بر نقل و انتقال باشد، معانی و مدلول ها در اولویت جابجایی قرار می گیرند. مبارزه از خوش گذرانی متمایز می شود و تفکیک اعتراض از ابتذال و خُل بازی به حداکثر می رسد. مبارز هم به جای تفاخر ، تواضع پیشه می کند. مهمتر از همه اینکه دین نه تنها از سرِ فرومایگی و بی مسیٔولیتی، با دینِ دولتی برابر فرض نمی شود و برای گناهِ ناکرده تاوان نمی دهد، بلکه دیده ها به انتظارِ آمدن دین جدید بیداری پیشه می کنند.

“فهم دینامیک از وضع موجود و اعلام جنگ به طبقه ممتاز”

برای محسن چاوشی پس از خلق او به درستی که باید بیشتر از همیشه دلواپس بود. بدون تعارف، در متنی که پای او وسط باشد، سخن گفتن از هر ترانه سیاسی و اعتراضی دیگری تلف کردن وقت است. انگار که حتی رعد و برق ابراهیم هم مقدمه ای است بر او .

نقش آفرینی جامع و مانع در تراز امر سیاسی از طریق ترسیم او به مثابه پیشوای وضع موعود ، معنایی ندارد الّا عبور از مهمترین خطوط قرمز و اعلام جنگ به طبقه ممتاز و موذی. چاوشی از این حیث هم در میان هنرمندان معاصر ایران بی نظیر است اما به هر حال تجربه موزیسین های بین المللی که از مواضعی دیگر به جنگ طبقه ممتاز رفته اند، پیش چشم است.

الیگارشی حاکم بر فرهنگ و استانداردهای دیکته شده بر محیط هنر، هرگز نمی پذیرد که موزیسینی در تراز و موقعیت محسن چاوشی (از نظر هنر، گستره مخاطب و تعیین کنندگی) در هیأت درویشِ علی (ع) ، خوی و روی موعود را تصویر کند، در قالب قصیده به جای ستایش های قابل تحمل و خنثی از او ، در هر بیت خبری دهد که عنقریب چنین در راه است و چنان، طلب اذن برای دریدن سینه مستکبران را در گوش شهر فریاد بزند، از آن پوزخند های زهرماری بزند و به گیتار الکتریک آن طور مجال جولان دهد. یا الف را شرح دهد و علیه کبر بخواند و به شیطانش تشبیه کند، وسط دعوا نرخ تعیین کند و برای تاج گذاری او در این ولوله بازار ، قیمتِ حق القدم را جان قرار دهد ...

رویارویی مهشید با محسن، چیزی نیست جز پاچه گیری یک گفتمان شکست خورده، زمین گیر و مُرده در ساحت هنر از منظومه ای تازه نفس که به پرواز درآمده و اوج گرفته. فهم دینامیک چاوشی از وضع موجود و مبارزه برای رسیدن به وضع موعود به اندازه خود وضع موجود پیچیده و عمیق است. در نقطه مقابل، علی رغم پیچیده تر شدن وضع موجود به صورت مستمر و تصاعدی، درک پارتیزان های حاضر در سنگر کاباره هیچ تغییری نکرده و چه بسا عقب هم رفته. برای همین است که کنش ها و مضامین سیاسی شان مضحک و ابلهانه به نظر می آید و به انسجام نمی رسد. .

جبهه کاباره با وجود چند دهه زندگی در جهان آزاد، هنوز هم مبتنی بر ژنتیک استبدادزده خویش، دست و پا می زند و در برابر فراگیری فرهنگ دمکراتیک، همچنان با همه وجود مقاومت می کند. تا آنجا که اراده می ورزد به عنوان همدست ارشاد ، از همان لس آنجلس مضامین چاوشی را ممیزی کند. خوش اشتها هم هست و از قضا طلبه سانسور علی (ع) و ذوالفقار است. چرا؟! چون با حقیقت، نسبتِ بی واسطه برقرار نمی کند، دریافتش از علی (ع) عبارت است از یک اسم که لقلقه زبان قدرت و ساختار است و به همین خاطر نفی علی (ع) باید لقلقه زبان مخالفان باشد ولو اینکه الحق مع علی و علی مع الحق ...

همسر ابراهیم حامدی به جای شریعت چاوشی ، با طریقت چاوشی درافتاد، به همین خاطر است که خانقاه هنر لاجرم سیلی تاریخی اش را از آستین چاوشی درآورد و بر صورت کاباره نواخت. اگر به امیر بی گزند و طریقت هنر و هنر طریقت جسارت نمی کردند، خالق ابراهیم با ذوالفقار قلم این چنین فرق شان را نمی شکافت.

بستر این نزاع برای روایت پدیده چاوشی البته که تنگ و دست و پا گیر است. چاوشی علی رغم انزواطلبی و گوشه گیری از وجوهی بسیار متعدد و متنوع برخوردار است که هر یک برای موشکافی سرفصلی مجزا به حساب می آید.

در فرصت بهتر باید سخن گفت از اکثریت خاموش و معترضانی که در گلوی چاوشی جبهه گرفته و دندان می سایند، از اهمیت سکوت هایش و ابهت بهُتی که هر بار بعد از هنرنمایی اش پیدا می شود و حریف می طلبد، از توالی این سکوت و بهت، از اینکه بالاخره چاوشی زیادی می درخشد یا او زیادی اش می درخشاند، از این شهابِ ناگهان، که یک آن از ذهن ایران گذشت و نامش یاد علی (ع) بود. یادِ ناگهان علی (ع) بود که آمد و قدم گذاشت بر فرق و رفت و لرزاند. از یادواره علی (ع) ...

لینک خبر :‌ دولت بهار
تهران- ایرنا- با آغاز دوران شیوع بیماری کرونا و لزوم رعایت فاصله گذاری اجتماعی که به دنبال آن کلیه رویدادهای موسیقی در قالب اجراهای زنده لغو شد، هنرمندان موسیقی برای تلطیف فضای عمومی مخاطبان خود که خانه نشینی گزینه خردمندانه آنها بود با برگزاری اجراهای برخط و تلاش برای حفظ نشاط مخاطبان در خانه تمام تلاش خود را برای قطع زنجیره انتقال ویروس کرونا به خرج دادند و موفق شدند نام خود را به عنوان هنرمندان مبارز با کرونا از طریق خطوط اینترنت معرفی کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : آقای خبر

با شیوع ویروس کرونا تمامی رویدادهای فرهنگی به منظور رعایت فاصله اجتماعی و تلاش برای قطع زنجیره انتقال این ویروس به حالت تعلیق درآمد و با توصیه مسئولان مردم به خانه نشینی ترغیب شدند. و این در حالی بود که مردم ما خود را برای استقبال از نوروز آماده می کردند.

خانه نشینی طولانی مدت مردم آن هم در ایام نوروز لزوم رسیدن به راهکاری برای تلطیف اذهان مردم و دور کردن آنها از کسالت روزهای خانه نشینی مسئولان فرهنگی کشور را بر آن داشت تا با اقداماتی از قبیل برگزاری کنسرت های برخط، ایام نوروز را برای مردم، با نشاط همراه کنند.

نوروزخانه و هنرمندانی که مهمان خانه ها شدند

از جمله این اقدامات برگزاری کنسرت های نوروزخانه با همکاری دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری تهران در برج میلاد بود که به مدت 15 شب با حضور 15 گروه موسیقی و خواننده از جمله محسن شریفیان و گروهش، علی زندوکیلی، گروه رستاک، سینا سرلک، حمید حامی، گروه ژوانا، مهدی یغمایی، مهدی جهانی و روزبه بمانی و رضا یزدانی، رحیم شهریاری و گروه گیل و آمارد، امید حاجیلی و گروه وحید اسدالهی در برج میلاد برگزار شد و مخاطبان این اجراها را از طریق پلتفرم های پیش بینی شده در منزل و در کنار خانواده خود تماشا کردند.

از نکات جالب توجه این اجراها تنوع گروه های شرکت کننده در این طرح بود که از اکثر نقاط کشور بر روی صحنه برج میلاد و در مقابل صندلی های خالی به هنرنمایی پرداختند تا این رویداد فرهنگی موسیقیایی برای مخاطبانی از سراسر کشور با سلیقه های مختلف جذاب و تماشایی باشد.

آنها که خاطره ساز شدند

جدای از مجموعه برنامه های نوروزخانه، دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری بنیاد رودکی چندین اجرا را در تالار وحدت خالی از تماشاگر برگزار کرد و طی آن هنرمندانی نظیر کیوان ساکت و گروه وزیری با خوانندگی وحید تاج و سامان احتشامی نوازنده پیانو با همراهی نوازنده تمبک عمران فروزش و همایون شجریان با همراهی ارکستر مجلسی به رهبری بردیا کیارس به روی صحنه تالار وحدت و در مقابل صندلی های خالی برای مخاطبان خود به هنرنمایی پرداختند.

تلاش های هنرمندان موسیقی در روزهای سخت خانه نشینی مردم به دو رویداد نوروزخانه و کنسرت های تالار وحدت محدود نشد و برخی از هنرمندان بزرگ و محبوب کشور از طریق صفحات شخصی خود در شب های مختلف به هنرنمایی برای مخاطبان خود پرداختند. که تکنوازی سه تار کیهان کلهر ، اجرای یک قطعه موسیقی توسط علیرضا عصار با عنوان امیدواران که به کادر درمانی کشور تقدیم شد، از پربیننده ترین این اجراها بود.

در کنار اجراهای زنده هنرمندان موسیقی، با همت بنیاد رودکی ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی ایران چندین اجرای خانگی را با همراهی هنرمندان بین المللی ضبط و از طریق فضای مجازی برای مخاطبان خانه نشین منتشر کرد.

مردی برای تمام فصول

لوریس چکناواریان رهبر ارکستر و آهنگساز بین الملل ایران هم در این روزها دست از تلاش برنداشت و با ساخت و انتشار سمفونی کرونا در فضای مجازی بار دیگر ثابت کرد که همواره در کنار مردم خواهد بود. این هنرمند پیش این نیز رکوئیم مرثیه ای برای پرواز 752 را در سوگ قربانیان سانحه هوایی هواپیمای اوکراینی ساخته بود. آری چکناواریان هنرمندی است که به حق سزاوار لقب مردی برای تمام فصول است.

مبارزه هنرمندان موسیقی با کرونا به ایران محدود نشد و بسیاری از هنرمندان بین المللی از کشورهای مختلف با اجراهای برخط در نقاط مختلف جهان تمام تلاش خود را برای تلطیف اذهان مردم خانه نشین به کار گرفتند که از آن جمله می توان به اجرای برخط آندره آ بوچلی در کلیسای جامع میلان، رسیتال پیانو یانیس کریسومالیس (مشهور به یانی)، اجرای خانگی هنرمنان ارکستر سمفونیک ملی فرانسه و بسیاری از اجراهای خانگی هنرمندان موسیقی جهان اشاره کرد.

آنچه در تاریخ ماندگار شد

اکنون که زمزمه بازگشایی سالن های موسیقی و از سرگیری اجراهای زنده موسیقی در آینده ای نزدیک به گوش می رسد می توان پیش بینی کرد که آرام آرام هنرمندان موسیقی خود را برای حضور در صحنه و در مقابل تماشاگران آماده می کنند اما آنچه در تاریخ ماندگار خواهد بود تلاش هنرمندان موسیقی جهان در روزهای سخت شیوع ویروس کرونا و مبارزه آنها برای تشویق مردم به خانه نشینی جهت قطع زنجیره انتقال این ویروس خواهد بود.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
لیلی گلستان گفت: انجمن گالری داران برای بازگشایی گالری ها تصمیم نمی گیرد و اختیار در دست وزارت ارشاد است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : خبر آنلاین خبر فوری روزنامه بانی فیلم

لیلی گلستان عضو هیئت مدیره انجمن گالری داران درباره زمان بازگشایی گالری ها به صورت رسمی به خبرنگار حوزه تجسمی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، گفت: زمان آغاز به کار گالری ها به صورت فیزیکی به اختیار خودشان تعیین می شود و انجمن در این باره دخالتی ندارد.

وی افزود: ارشاد فقط مجوز بازگشایی گالری ها را صادر کرده وگرنه اجازه برگزاری افتتاحیه نمایشگاه را به ما نمی دهد. نمایشگاهی هم که افتتاحیه نداشته باشد، عملاً سوخته است. یک هنرمند از 3 سال پیش برای برگزاری نمایشگاهش وقت رزرو کرده، اما الان اجازه ندارد افتتاحیه بگیرد، در صورتی که افتتاحیه سرنوشت یک نمایشگاه را تعیین می کند.

مدیر گالری گلستان اظهار کرد: فعلاً چاره ای جز صبر کردن نداریم. خودِ من زودتر از تیرماه گالری گلستان را باز نمی کنم.

وی درباره برپایی نمایشگاه آنلاین گالری ها هم گفت: این اتفاق تجربه بسیار خوبی بود. فروش گالری گلستان هم در نمایشگاه گروهی و هم نمایشگاه آقای حقیقی چشمگیر بود. با اینکه هیچ چیز جای نمایشگاه واقعی و دیدن آثار از نزدیک را نمی گیرد، اما برگزاری نمایشگاه آنلاین را حتی برای روز های بعد از کرونا هم توصیه می کنم.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ باشگاه خبرنگاران جوان
صندلی های تالار وحدت برای چندین هفته متوالی خالی است و برای چندین هفته پیاپی است که هنرمندان موسیقی برای امیدبخشی به مخاطبانی که کرونا آنها را از حضور فیزیکی در سالن ها محروم کرده است، به روی صحنه می روند؛ با این حال علیرضا قربانی و گروهش تلاش کردند با فراموشی تمامی این تلخی ها، با اجرای کنسرت آنلاینی که بر رایگان بودنش هم تاکید داشتند، لحظاتی شیرین را برای مخاطب خود به ارمغان آورند.

به گزارش ایسنا، نیست شو ، چهارراه استانبول ، روزگار غریب ، بوی گیسو ، عاشقانه نیست ، پل ، ارغوان ، عشق آسان ندارد و مدار صفر درجه قطعاتی بودند که شامگاه پنجشنبه (هشتم خرداد ماه) در کنسرت آنلاین علیرضا قربانی در تالار وحدت اجرا شدند.

این کنسرت، با قطعه نیست شو آغاز شد و نورپردازی سالن به نورپردازی سلسله اجراهای با من بخوان شباهت داشت. اجرا پس از لحظاتی با نواختن کمانچه همراه شد و صدای قربانی و کمانچه در هم آمیخته شد. پس از اوج خوانی های خواننده لحظاتی تار نواخته شد و خواننده خواند: امروز من و جام صبوحی در دست/ می افتم و می خیزم و می گردم مست .

خواننده گاهی در اوج می خواند و گاهی زمزمه می کرد. در این بین صدای دو ساز کمانچه و تار در اولویت قرار داشت. این قطعه که شعری از مولانا بود به صورت بداهه اجرا شد.
در ادامه قربانی بیان کرد: بی نهایت خرسندم که خدمت تک تک شما عزیزان خیر مقدم بگویم. با خودم فکر می کردم که کرونا در همه جای دنیا مشکلات و مصیبت هایی را به وجود آورده است ولی فضای مجازی باعث شده است تا حدودی روی این مشکلات مرهم گذاشته شود و امکان ادامه فعالیت های هنری و دیدار دوستان و خانواده هایی که به لحاظ جغرافیایی فاصله زیادی داشتند، به صورت مجازی فراهم شود. خوشحالم تالار وحدت که خانه ما است برای اجرای این برنامه انتخاب شد.

قطعه بعد بوی گیسو بود که قربانی با ریتمی آرام می خواند: فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد/ پیش هر بیگانه گویم راز خود آشنا رویی مرا دیوانه کرد ؛ در ادامه همراهی سازهای ایرانی و کلاسیک درهم آمیخت و گویا رفته رفته صدا از لحاظ صدابرداری قوی تر شد. همچنان که صدای خواننده اوج می گرفت سازها نیز سرعت می گرفتند.

پس از آن قربانی اظهار کرد: قطعه روزگار غریب در سال گذشته 46 بار اجرا شد. این قطعه شعری از احمد شاملو است که به صورت آوازی می خوانم و شاید دلیلی که نام تور سال گذشته را با من بخوان گذاشتیم، این قطعه بود. به یاد دارم سال گذشته مردم با تمام قدرت این قطعه را با من می خواندند ولی امسال از این همراهی بهره مند نیستیم. دلم می خواهد همانگونه که در خانه هستید این قطعه را با ما بخوانید و حتی از این همراهی برای ما فیلم بگیرید تا همراهی شما را حس کنیم.
قطعه با زمزمه کردن روزگار غریبی است نازنین شروع شد. تار و هنگ درام نواخته می شد و خواننده با همان ریتم ابتدایی ادامه داد، دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوست دارم .

قربانی در اوج می خواند: شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد، عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد نازنین و نوازندگان سه تار و تار او را همراهی می کردند. این بخش با خوانده شدن بخوان مرا ای امید رفته از یاد در اوج خوانی و همراهی کر پایان یافت.
این خواننده همچنین درباره اثر عاشقانه نیست توضیح داد: آنچه در این بخش می شنوید شعر کم نظیری دارد و تمام فضای این شعر و موسیقی، عاشقانه است. از نهایت قلبم دلم می خواهد این قطعه را ضمن سپاس از کادر درمانی که نزدیک به 110 تن از آنها را از دست دادیم به همه عزیزانی که برای سلامتی و حفظ ایمنی ما زحمت کشیدند، تقدیم کنم.

در ابتدا برای لحظاتی صدای ویولن و پیانو به گوش رسید و خواننده با ریتمی آرام با همراهی کر خواند، شیرین من بمان مگر این روزگار تلخ فرهاد خسته را به نگاهی امان دهد . در این بخش صدای سازهای کلاسیک بیشتر به گوش می رسید و اثر ریتمی تقریبا ثابت داشت و در جاهایی خواننده در اوج می خواند با من بخوان تا این ترانه را با تو سفر کنم .

اجرای قطعه عشق آسان ندارد که دو سال گذشته برای سریال پدر ساخته شده است بخش دیگر این اجرا بود؛ آهنگسازی این قطعه را ستار اورکی با شعری از اهورا ایمان انجام داده است.
قطعه پل نیز با آهنگسازی حسام ناصری و شعر احمد امیرخلیلی خوانده شد. این قطعه نیز با همراهی سازهای کلاسیک اجرا شد.

اثر ارغوان با شعر سایه و آهنگسازی مهیار علیزاده هم در این اجرا خوانده شد. در ابتدا صدای هوشنگ ابتهاج پخش شد که می گفت: ارغوان؛ شاخه ی همخونِ جدا مانده ی من/ آسمان تو، چه رنگ است امروز؟....

پس از آن خواننده با همراهی ارکستر شروع به خواندن کرد. شعر این قطعه به جهت اینکه یکی از اشعار معروف ابتهاج است در بین مردم شناخته شده و معروف است.
در بخش بعد، قربانی درباره اثر چهارراه استانبول گفت: این اثر را برای فیلمی به همین نام و برای یادبود آتش سوزی پلاسکو ساختیم. امیدوارم هیچگاه از این حوادث در هیچ جای دنیا رخ ندهد.

او در ادامه خواند: رویای منی خواب منی درد دل بیداری من تو حسرت پنهان شده در خنده و در زاری من . این قطعه که مفهوم غمگینی داشت در اوج خوانی ها و گاهی با ریتمی آرام خوانده می شد.

قربانی قطعه آخرش را به مرحوم افشین یداللهی تقدیم کرد و گفت: قطعه مدار صفر درجه جزو کارهایی است که مردم زیادی با آن خاطره دارند، به خصوص اینکه برای سریال مدار صفر درجه ساخته شده بود. این اثر با شعر دکتر افشین یدالهی است که قرار بود در آن سال ها به تماشای این اجرا در همین سالن بنشیند که متأسفانه اجل مهلتش نداد. این قطعه را تقدیم می کنیم به او.

در ادامه اجرای این قطعه آغاز شد ولی پس از لحظاتی گویا به دلیل مشکلات فنی کار از ابتدا اجرا شد.
این اثر یکی از معروف ترین آثار قربانی است و کمتر کسی حداقل به واسطه پخش چندین باره سریال مدار صفر درجه آن را گوش نداده است. این قطعه تداعی کننده سریال پرمخاطب مدار صفر درجه و عشقی است که بین دو کارکتر اصلی در کوران جنگ جهانی دوم شکل می گیرد. قربانی در این قطعه اوج خوانی های بسیاری به همراهی ارکستر و گروه کر دارد.

در پایان هم بهخاطر آنچه تقاضاهای مردم از طریق تلفن و پیامک عنوان شد، قطعه روزگار غریب باری دیگر خوانده شد.

این رویداد با مشارکت بنیاد فرهنگی هنری رودکی، معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران و همکاری دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تلویزیون تعاملی تیوا برگزار شد و از صفحه اینستاگرام علیرضا قربانی و همچنین یوتیوب این خواننده پخش شد. کنسرت آنلاین علیرضا قربانی همچنین به صورت زنده از اینستاگرام ایسنا نیز پخش شد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹ سایت های دیگر : خبرنامه گویا خبر فوری خوزستان آنلاین

زهرا منصوری، انصاف نیوز: چندی پیش عیسی کلانتری از قول سیدمحمد خاتمی نظر امام خمینی درمورد آواز زن ها را بازگو می کند و می گوید که امام به خاتمی گفته است که چرا از آواز خواندن خانم ها استفاده نمی کنید؟ خانمهایی که صدای خوبی دارند نه خانمی که صدای خوبی ندارد اما به خاطر قیافه اش بیاوریم تا بخواند و به مردم تحویل دهیم [ لینک ] خاطره ای که واکنش هایی در پی داشت و دوباره بحث آواز زنان را مطرح کرد. فاضل میبدی و هادی قابل دو روحانی اصلاح طلب در گفت وگو با انصاف نیوز به این موضوع پرداخته اند.

هردو تاکید می کنند که در میان مراجع و فقها تنها آیت الله صانعی، آیت الله منتظری و امام خمینی نبوده اند که چنین اعتقادی دارند، بلکه برخی دیگر نیز حرمتی برای آواز زن قائل نیستند اما نظرشان به صورت عمومی مطرح نشده است. میبدی خاطره ای از قول فرززند یکی از مراجع نقل می کند و می گوید آواز علی ای همای رحمت هایده را می شنیده و در پاسخ به سوال فرزندش مبنی بر اینکه ایا حرام نیست گفته است خیر و بیتی از شعر را بازخوانی کرده. هادی قابل نیز می گوید اگر چارچوب ها رعایت شود، زن ها می توانند آواز بخوانند حتی اگر آقایان نیز بشوند، اشکال شرعی ندارد.اما اینکه نهادهای فرهنگی مثل وزارت ارشاد به زنان اجازه ی خواندن بدهند یا ندهند به قوانین اجتماعی و اما اینکه نهادهای فرهنگی مثل وزارت ارشاد باز می گردد و این تصمیمات به فتوا ربطی ندارد.

گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمین فاضل میبدی مدرس حوزه و حجت الاسلام والمسلمین هادی قابل روحانی نواندیش را در ادامه بخوانید:

هیچ دلیلی نداریم تا اعلام کنیم تک خوانی زن حرام است

فاضل میبدی در گفت وگو با انصاف نیوز می گوید: از آقای خاتمی شنیدم که مرحوم امام تک خوانی زنان را حرام نمی دانست؛ با مراجعه به منابع و مراجع فقهی دلیلی برای حرام بودن آن پیدا نکردم، بلاخره صدا، صدا است. اما اگر به خاطر مفاسدی که کنار آواز خواندن است آن را حرام بدانند، این بحث دیگری است. در اسلام در هرکاری که مفسده ای باشد، حرام اعلام می شود؛ چه خواندن زن و باشد و چه مرد. درس فقهی سیدجواد تبریزی را هم در بحث غنا خوانده ام؛ ایشان هم نتوانست ثایت کند که صرفا آواز خواندن زنان حرام است. هیچ دلیلی نداریم تا اعلام کنیم تک خوانی زن حرام است. یک زن وقتی اشعاری با محتوا مثل حافظ، اذان، قرآن بخواند، چرا باید حرام باشد؟ اگر اشعار تحریک آمیز باشند، چه مرد و چه زن آن را بخواند حرام است.

بنابراین اگر صدای آواز و موسیقی به گونه ای باشد که انسان را به مفاسدی تشویق نکند اشکالی ندارد. من نمی دانم جمهوری اسلامی براساس چه مبنای فقهی خواندن زن را حرام اعلام کرده است؟ اینکه چیزی که در اسلام حرام نیست را حرام کنیم، خود گناه بزرگی است. اینکه زنان را در جامعه محدود کرده ایم و نمی گذاریم بروند و هنر خواندن را یاد بگیرند، خودش گناه است. از چند منبع شنیده ام، مرحوم امام خمینی خواندن زن را اگر در کنار آن مفاسدی نباشد حرام نمی دانست. مردان هم می توانند صدای زنان را بشنوند. صدای زن و مرد تقریبا بهم شبیه است، حالا صدای زنان کمی نازک تر است. اینکه به خاطر جنسیت چیزی را حلال و حرام بدانیم، هیچ معنایی ندارد.

مثلا در زمان خلفای عباسی، مغنی های زن را برای ترویج فساد دعوت می کردند، ائمه هم اینها را حرام می دانستند. اکنون بعضی از موسیقی هایی که در تلویزیون و رادیوی ما پخش می شود و یا موسیقی لس آنجلسی چون محتوایی ندارند، این ها واقعا حرام هستند. نمی خواهم اسمی ببرم اما مثلا یک خواننده ی زن شعری درباره ی امام علی علی ای همای رحمت را با صدای زیبایی خوانده است، چرا باید بگوییم حرام است. موسیقی و آواز حرام نیستند. وقتی پیامبر به شهر مدینه رفت، زنان مدینه به پشت بام خانه ها رفتند، دست می زدند و آواز می خواندند؛ حتی پیامبر می گقت زنان در مجالس عروسی هم آزاد هستند که بخوانند. بنابراین در صورتی موسیقی و آواز حرام است که در جهت ترویج فساد باشد.

برای مثال ام الکلثوم خواننده ی مصری بود، اشعار خوبی را برای فلسطینی ها می خواند، یا یک خواننده ی زن دیگری در لبنان در جنگ 33 روزه با اسرائیل یک آهنگی خواند و بسیار معروف شد. صدای زن می تواند موثر و مفید باشد. در میان علمای شیعه کسانی هستند که خواندن زن را حلال می دانند اما جرئت نمی کنند که نظر صریح خود را ابراز کنند. پسر یکی از مراجع تعریف می کرد، یک شب به خانه رفتم و از شب های قدر در ماه رمضان بود، یکی از رادیوهای خارج شعر مرحوم هایده درباره ی حضرت علی را پخش می کرد، از پدرش می پرسد: مگر حرام نیست؟ این مرجع تقلید هم می گوید چرا باید حرام باشد و یک بیت از شعر را می خواند: علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را . به خاطر مرد سالاری زن را از خیلی از مسائل محروم می کنند، اما الان کم کم می بینیم اوضاع تغییر می کند، مثلا الان می گویند زن می تواند قاضی شود، مسئله ی خوانندگی هم همینطور است. قبلا دخترها به مدرسه نمی رفتند، اما الان دختران به مدرسه و دانشگاه می روند، شرایط تغییر می کند.

جنیفر گراوت، خواننده آمریکایی تازه مسلمان در مراسم عروسی حضرت زهرا زنان آهنگ می خواندند

هادی قابل در گفت وگو با انصاف نیوز می گوید: این بحث دامنه داری میان فقها و مراجع تقلید است، هرکسی از زاویه ی دید خود به این مسئله نگاه می کند. حضرت امام در ارتباط با تک خوانی زن ها گفتند اگر در این تک خوانی مفسده ای نباشد -یعنی سبب فساد نشود- اشکالی ندارد. این نظر منحصر به ایشان نیست. فقهای دیگری هم همین نظر را دارند. در باب موسیقی و خواندن دلیل متقن و محکمی نداریم، در کتاب خدا به دو آیه تمسک می شود: یکی آیه ی وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ عنوان اللغو عام است و نمی توان به موسیقی اطلاق کرد. مگر اینکه کسی موسیقی باطلی را گوش می کند. اما اگر یک موسیقی باثمر باشد، موضوع متفاوت است؛ کمااینکه حضرت امام وقتی سرودی را برای شهید مطهری خواندند، از آن تعریف کردند. یعنی در آن یک ثمری وجود داشته و وقتی ثمر دارد پس لغو نیست. در موسیقی های دیگر هم همینطور است.؛ یعنی اگر اشعار در موسیقی ها حکمت آمیز باشد و در واقع انسان ها را به یک سری از حقایق دیگر متوجه کند. مثل اشعار حافظ، مولوی و سعدی. محتوای اینها باطل نیست، گاهی از تعبیر لهو صحبت می کنند، معنای دیگر لغو است و به معنای امر باطل و بیهوده است، مراجعی می گویند موسیقی لغو است و چرا گوش می کنید و وقت خود را به بطالت می گذرانید. واقعیت دنیای امروز غیر از این است و موسیقی بخشی از دنیای مردم است و کارکردهای مختلفی برای افراد دارد، مثلا موسیقی حماسی در صحنه های جنگ فوق العاده کارساز بوده. موسیقی هایی هم هستند که افراد را متوجه ی یک سری از حقیقت ها می کنند. یا موسیقی هایی برای مریض ها تجویز می شود. بنابراین نمی توان موسیقی را مطلقا حرام دانست.

فقهایی که مجوز می دهند، مثل آیت الله صانعی یا مرحوم آیت الله منتظری یا حضرت امام، می گویند اگر مفسده ای نباشد. این مفسده گاهی در خود موسیقی و گاهی در جوانب آن است. مثل اشعار قدیمی و افراد را به شکستن چارچوب و اصول دعوت می کند، این مفسده در شعر است و مفسده ی دیگر آن جایی است که موسیقی ارائه می شود که ممکن است دیگران در آن مفسده ایجاد کنند. مثلا در کنسرتی زن و مرد مخلوط و برهنه بخواهند بزنند و برقصند؛ این فضای باطل و فساد است. در ضمن فرقی ندارد این موسیقی را یک زن و یا یک مرد بخواهند، موسیقی دارای مفسده برای زن و مرد مشکل دارد.

وقتی حضرت زهرا را می خواستند به خانه ی امیر المومنین ببرند، مردها هم پشت سر زنان حرکت می کردند، زن ها هم دایره شکل می دانند و کف می زدند. اشعاری هم می خواندند. ام سلمه شعر می خواند و دیگران دم می گرفتند، طبیعتا ام سلمه شعر حماسی نمی خواند، زیرا عروسی است و باید آهنگ شاد بخواند. پشت سر زنان هم اصحاب پیامبر می آمدند و صدای آن ها را می شنیدند. اینکه زنی بخواند، اشکال ندارد، چون اگر مشکلی داشت، حضرت رسول مانع می شدند و می گفتند نخوانید. هیچ منعی هم در این کتاب بحارالانوار نیامده است. زمانی در دوران خلفای اموی و عباسی صحنه هایی می دیدند که در مجلس خلفا رقاص ها و کنیزهایی از اروپا می آمدند و بعد از دیدن آن صحنه های کذایی واکنش هایی از ائمه دیده می شد. این منع واکنشی به این نوع از موسیقی لهوی و فسادانگیز بوده است. اگر چارچوب ها رعایت شود، خانم ها می توانند آواز بخوانند حتی اگر آقایان نیز بشوند، اشکال شرعی ندارد. اما اینکه در داخل حکومت به زنان اجازه ی خواندن بدهند یا ندهند به قوانین اجتماعی و تصمیمات حکومت باز می گردد، این تصمیمات به فتوا ربطی ندارد.

قابل درباره ی خواندن زنان در کشورهای مسلمان دیگری مثل لبنان می گوید: در لبنان و یا کشورهای عربی حاکمیت فقه به این شکلی که اکنون در ایران حاکم است، وجود ندارد. اینجا چون فقه حاکم است قوانین هم باید در چارچوب فقه باشد. وقتی چارچوب فقه را مطرح می کنند، براساس فتوای اکثریت آن را نگاه می کنند و براساس آن قوانین اجتماعی را تدوین می کنند. شرایط اجتماعی ما با آن کشورها متفاوت است، اما باید قوانین اجتماعی منعطف باشد. اگر بناست قوانین ما براساس اسلام باشد، مجلس و شورای نگهبان باید با این دیدگاه پیش برود که اگر جامعه ی اسلامی و یک مرجع تقلید بگوید چیزی اشکالی ندارد، چون حکم شرعی است، باید براساس آن قانون وضع شود اما هنوز به اینجا نرسیده ایم. کم کم این اتفاق می افتد، بعضی از قوانین تغییر کرده است. مثلا بحث دیات و ارث زنان براساس فتوای اکثریت تدوین شد، در حالی که ممکن است فتوای مشهور این نباشد.

در برخی از کشورهای اسلامی داریم که اگر یک مجتهد نظری بدهد و بتوانند قوانین اجتماعی را براساس آن تدوین کنند، آن قانون اسلام است. ولو بقیه فقها نظرشان خلاف آن باشد. اگر اقتضا و مصلحت جامعه باشد، براساس همان فتوای یک نفر کفایت می کند و می گویند این هم اسلام است. باید چنین انعطافی را در درون حکومت خود شاهد باشیم تا براساس مصلحت جامعه قوانین تدوین شود. فتوای یک فقیه برای قانون نویسی کفایت می کند. البته این مسئله زمان بر است. برخی ممکن است معتقد باشند که زنان باید بخوانند، اما جرئت نکنند این را بگویند؛ آیت الله صانعی صریحا فتوای خود را اعلام کرده، البته دیگران به آقای صانعی به خاطر حریت در بیان فتوای خود، حمله کردند؛ اکنون کسانی دیگر در حوزه از فقهای جوان هستند که چنین نگاهی دارند اما چون مشهور نیستند، فتوا و نظر آنها دیده نمی شود.

خواندن حماسی جولیا پطرس هنر جذب نصرالله [+فیلم کنسرت]

انتهای پیام

لینک خبر :‌ انصاف نیوز
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹ سایت های دیگر : خبرگزاری کار ایران

مزدا انصاری درباره آخرین آلبومش می گوید: یک بخش از ترانه و اشعار آلبوم را در موسیقی مجلسی برای پیانو و ویلون و تنبک کار کرده ام و به بازسازی چند اثر از آثار قدیمی پرداخته ام. در بخش دیگر دو کار ارکسترال داریم که یکی از آنها را خودم ساخته ام و دیگری بازسازی اثری از استاد زنده یاد مرتضی محجوبی است.
به گزارش ایلنا، با وجود امکانات متعدد حال اتاق و خانه و محل کار هر فعال موسیقی به نوعی استودیو پرتابل تبدیل شده و این اتفاق به سهل بودن تولیدات آثار انجامیده است. نرم افزارهای متعدد این امکان را ایجاد کرده اند که آهنگسازان و خوانندگان از تعداد نوازندگان و دیگر عوامل تولید یک اثر بکاهند و جای خالی آنها را با نرم افزارهای مرتبط پر کنند. این روند با وجود برخی مزایا و ایجاد معایب بسیار در کلیت موسیقی، اتفاق بدتری را نیز به دنبال داشته است و آن اتفاق بد تاثیر منفی بر نحوه ارائه و فروش آلبوم هاست که به آفت بازار امروز موسیقی ما تبدیل شده است. بی شک لزوم زندگی در دنیای دیجیتال، هماهنگی با شرایط موجود است و این تغییر شکل ارائه آثار، از فیزیکی به مجازی در تمام دنیا به امری مرسوم تبدیل شده؛ اما با این حال نه تنها بر اقتصاد موسیقی کشور تاثیر مثبتی نداشته، بلکه آن را دچار چالش های بسیار کرده است. دلیل این سیر نزولی نیز عدم وجود قانون کپی رایت در کشور است که نه تنها بر موسیقی بلکه به عرصه ها و مقولات دیگر نیز آسیب رسانده است. دانلودهای غیرمجاز یکی از مضرات عدم وجود قانون کپی رایت است که حتی تولید آلبوم های دیجیتال را نیز گاه با شکست مواجه می کند.
در شرایط فعلی از سویی وجود تورم روزافزون اقتصادی و بالا بودن هزینه تولیدات و از سوی دیگر عدم نظارت بر وضعیت بازار موسیقی و عمومیت یافتن دانلودهای غیرمجاز اغلب هنرمندان را بر آن داشته تا از تولید آلبوم دست بکشند و گاه با ساخت تک آهنگ و ارائه رایگان آن در فضای مجازی به فعالیت خود ادامه دهند که این روند در آینده ای نه چندان دور چرخه بیمار اقتصاد موسیقی را با چالش های جدی تر مواجه خواهد کرد. با تمام این معایب، اما هستند هنرمندانی که همچنان به تولید آلبوم می پردازند و تلاش دارند با جلب نظر ناشران و حامیان، آثارشان را به علاقمندان گونه های مختلف ارائه دهند.

مزدا انصاری (موسیقی دان، نوازنده، آهنگساز و مدرس موسیقی) که نوازندگی پیانو را نزد برادران دیهیمی و جواد معروفی آموخته و سپس آهنگسازی را از زنده یاد حسین دهلوی و فرهاد فخرالدینی فرا گرفته و ساخت و تنظیم آلبوم هایی با صدای خوانندگانی چون کاوه دیلمی، استاد شجریان، همایون شجریان و حسین علیشاپور را در کارنامه دارد، یکی از هنرمندانی است که در زمینه تولید آثار همچنان فعال است و به تازگی آلبوم از یاد رفته را با صدای ایمان بینش پژوه و وحید احمدی در دو قالب فیزیکی و دیجیتال روانه بازار کرده است.

مزدا انصاری در گفتگویش با ایلنا از دشواری های تولید آلبوم و مصائب حاصل از عدم وجود قانون کپی رایت گفت و درباره جزییات آلبوم جدیدش توضیح داد.

*شما به تازگی آلبوم از یاد رفته را در شرایط بحرانی فعلی که همه چیز تحت تاثیر ویروس کرونا است بدون تبلیغات آن چنانی و برگزاری مراسم رونمایی روانه بازار کرده اید. جدا از این موضوع بگویید که عدم گسترده تولیدات فیزیکی و ارائه دیجیتال آلبوم ها تا چه حد بر ثبت تاریخی آثار موثر است؟
به هرحال وجود بحران فعلی و شیوع بیماری کرونا شرایطی استثنایی را ایجاد کرده و مشکلاتی که در زمینه تولید و فروش بلیت و آلبوم وجود داشته، حال بیشتر شده است. اما اگر شرایط فعلی و بحران کرونا را نیز در نظر نگیریم، تغییرات ایجاد شده در دنیای تکنولوژی قابل چشم پوشی نیست. وجود تکنولوژی در موسیقی از تولید صفحه و گرامافون آغاز شد و به نوار کاست و ضبط صوت و سی دی و دی وی دی رسید و حال به تولیدات دیجیتال رسیده است. این روند گویای تغییراتی است که تا به حال وجود داشته و از این به بعد نیز وجود خواهد داشت. مسلما در شرایط فعلی فروش بلیت و آلبوم فیزیکی هیچ توجیهی ندارد.

اما این تغییرات در نحوه ارائه آثار بر تعداد دانلودهای غیرمجاز افزوده و تولید آثار داخلی را به شدت تنزل داده است.

با توجه به وابستگی مان به اینترنت جهانی فقط می توانیم تغییر رویه دهیم و در همین جهت مرسوم به فعالیت ادامه دهیم. زمانی به مردم و مخاطبان می گفتیم لطفا آثار را کپی نکنید و حال از آنها می خواهیم غیرقانونی دانلود نکنند و اگر می خواهند آلبوم یا اثری را بشنوند و داشته باشند به صورت قانونی آن را تهیه کنند، یعنی مبلغ آن را بپردازند. باید این قانونمندی را در همه زمینه ها رعایت کنیم. آن زمان که صفحه و کاست و سی دی مرسوم بود برای تهیه نسخه اورجینال آنها مبالغی را می پرداختیم و اصطلاحا آنها را می خریدیم. حال در مورد دانلودها نیز این قانون وجود دارد.

* چه باید کرد؟
مردم ما باید این موارد را رعایت کنند و لازمه این اتفاق نیز فرهنگسازی است. به طور کلی این جامعه است که می تواند به حل چنین بحرانی کمک کند، وگرنه از مسئولان هیچ توقعی نمی توان داشت. زمانی که آلبوم آه باران اولین همکاری من به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده با استاد شجریان تولید شد، من هنوز در صدا و سیما کار می کردم. یادم هست مسئول تولید وقت که آقای زراعت گر نام داشت روزی آمد و به من گفت به جز یک اثر، دیگر قطعات آلبوم آه باران را روانه پخش کرده ایم. در پاسخ به ایشان گفتم مگر من به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده از شما چنین درخواستی داشته ام؟ یا شرکت دل آواز به عنوان صاحب اثر چنین اجازهای به شما داده یا مگر آقای شجریان از شما خواسته که آثارش را پخش کنید که شما چنین کاری کرده اید و در نهایت چه کسی اجازه کپی آثار را به شما داده که می خواهید آنها را پخش کنید؟! در نهایت نیز بدون هیچ گونه توضیح و به راحتی قطعات آلبوم آه باران را به عنوان اینکه آثار ملی هستند از تلویزیون پخش کردند در صورتیکه برای آثار ملی نیز باید از صاحب اثر کسب اجازه شود. با این تفاسیر می توان گفت صدا وسیما به راحتی آثار تولید شده را رسما پخش می کند! و گاه که بر حسب تصادف رادیو را روشن می کنم آثار خودم را می شنوم و هیچکس در این زمینه پاسخگو نیست.
مسئله اصلی این است که نمی توان از وزارت ارشاد و دفتر موسیقی و حتی مرکز موسیقی صدا و سیما نیز انتظار داشت؛ زیرا قانون کپی رایت در ایران معنا و مفهومی ندارد.
یادم هست سال ها پیش فرید عمران یکی از دوستان موسیقی دانم می گفت آهنگسازی استرالیایی را سراغ دارم که برای اثری مستند بیست دقیقه موسیقی ساخته و حال اثرش چند سالی است در سه کشور انگلیس، استرالیا و آمریکا یا کانادا پخش میشود و ایشان بابت حق کپی رایت روزانه 1200 پوند به حسابش واریز می شود. یعنی اگر آن آهنگساز استرالیایی تا آخر عمرش هم به تولید اثر نپردازد آن مبلغ دریافتی روزانه کفاف زندگی اش را خواهد داد. متاسفانه در ایران چنین قوانینی وجود ندارد و عدم وجود قانون کپی رایت هنرمندان عرصه موسیقی را با چالش های بسیار مواجه کرده است.

* درباره آلبوم از یاد رفته توضیح دهید. اینکه این اثر تا چه حد در راستای آثار قبلی تان است و چه شد که با دو خواننده جوان همکاری کردید؟
اگر نخواهم صرفا به موسیقی گلها و توجه به آن اشاره کنم، باید بگویم همیشه دغدغه موسیقی ملی مان را داشته ام و نسبت به آن حساس بوده ام و توجه به این مهم در آلبوم از یاد رفته نیز وجود دارد. درباره نحوه همکاری ام با ایمان بینش پژوه و وحید احمدی به عنوان خواننده نیز باید بگویم که این دو جوان با اینکه از نسلی دیگرند، اما به موسیقی ملی و ایرانی علاقمند هستند؛ آن هم با دو نگاه متفاوت و اینکه رنگ صدای آنها نیز کاملا با یکدیگر تفاوت دارد و این موارد برای من جذاب بود تا با آنها همکاری کنم.

*درباره نحوه انتخاب قطعات آلبوم و فضای آنها نیز توضیح دهید.
جذابیت هایی که گفتم باعث شد یک بخش از ترانه و اشعار آلبوم را در موسیقی مجلسی برای پیانو و ویلون و تنبک کار کنم و به بازسازی چند اثر از آثار قدیمی بپردازم. در بخش دیگر دو کار ارکسترال داریم که یکی از آنها را خودم ساخته ام و دیگری بازسازی اثری از استاد زنده یاد مرتضی محجوبی است. آوازها نیز فرمهای مختلفی دارند. در نهایت گفتیم یک آلبوم در عین وحدت و یگانگی باید تنوع نیز داشته باشد و با این منظر به تولید آثار پرداختیم و حال مخاطبان و علاقمندان به جای یک آلبوم با دو آلبوم مواجه هستند و تلاش کرده ایم با این تمهید سلیقه آنها را تامین کنیم. آنها می توانند به شنیدن آثار و بخش های مورد علاقه شان بپردازند و یا اینکه هر کدام از بخش ها را در یک زمان جداگانه بشنوند. به هرحال این ایجاد تنوع برای مخاطبان را در ذهن داشتم.

*یکی از اتفاقات خوب در آلبوم از یاد رفته توجه شما به مقوله آواز است. چقدر جای آواز در موسیقی این سال های ما خالی است؟
اغلب دوستان در تولیداتشان سلیقه مخاطبان را در نظر می گیرند و بر این اساس به ساخت و خوانش آثار می پردازند. شاید هم ریتم زندگی جامعه و دنیای امروز آواز را نپذیرد. اما موضوع مسلم و مهم این است که باید نسبت مقوله آواز نگرش درستی وجود داشته باشد. اینگونه نیست که بخواهیم برای پر کردن فضا از آواز استفاده کنیم. می توان گفت آواز نیز بخشی از آهنگسازی است، زیرا باید به نوعی طراحی شود. کما اینکه در آلبوم از یاد رفته نیز این اتفاق افتاده و می توان گفت تمام آوازهای ما طراحی شده اند و هیچ کدام بداهه نیستند.

چرا از بداهه خوانی و بداهه نوازی در تولید قطعات آلبوم استفاده نکردید؟

زیرا مقوله بداهه استادی بسیار می طلبد و به خواننده ای نیاز دارد که در این زمینه مهارت داشته باشد. بداهه خوانی خواننده به توان بزرگانی چون زنده یاد غلامحسین بنان و استاد شجریان نیاز دارد که توان خلق در لحظه و درجا را داشتند. اگر خوانندگان امروزی این توانایی را ندارند اما با این حال می توان به طراحی آواز پرداخت و این اتفاق تداعی کننده کار آهنگسازی خواهد بود، اما با ریتم آزادتر. طی این روند هم مقوله آواز حفظ شده و هم اینکه شکل امروزی تر به خود گرفته و برای مخاطبان نیز جذاب خواهد بود.

*چرا تبلیغات آلبوم از یاد رفته بسیار محدود بوده و اخبار کمی درباره آن منتشر شده است؟
شرایط روز جامعه و وجود بحران بیماری کرونا در این بخش بی تاثیر نبوده است. حتی اگر می خواستیم مراسم و برنامه ای نیز برگزار کنیم در شرایط فعلی واقعا امکان پذیر نبود. از طرفی دریافت مجوزها نیز کمی طولانی شد و در نهایت نمی توان توقعی بیش از این داشت، اما با وجود تمام این موارد مخاطبان به ما لطف داشته اند و لااقل تاکنون استقبال ها از آلبوم از یاد رفته بد نبوده و جزو لیست پرفروش های بیپ تونز است. به هرحال استاد جواد معروفی همیشه می گفت تو کار خودت را درست انجام بده و من نیز تلاش کرده ام حداقل تا آنجا که می توانم، کارم را درست و در عین صداقت انجام دهم و امیدوارم موفق بوده باشم. زمانی که کارم را درست انجام می دهم و نتایج مثبت می گیرم ترجیح می دهم این رویه را ادامه دهم.
شما همواره در زمینه تدریس فعال بوده اید و در جریان چند و چون نحوه آموزش ها هستید. در شرایط فعلی برای جلوگیری از شیوع بیماری کرونا نحوه آموزش ها از حضوری به مجازی تغییر کرده، این موضوع چه مزایا و معایبی دارد؟
به هرحال هر موضوع و اتفاقی محاسن و معایبی دارد. شخصا تا قبل از شیوع بیماری کرونا واقعا با برگزاری کلاس های آنلاین میانه خوبی نداشتم و این روند برایم مشکل بود، بخصوص برای آموزش سازی چون پیانو. اما زمانی که ناچار به این کار شدم آن را پذیرفتم؛ زیرا معمولا آدم ها زمانی که نسبت به انجام کاری اجبار پیدا می کنند، خودشان را با شرایط تطبیق می دهند. مسلما و در نهایت با برگزاری کلاس های آنلاین بازدهی تا حدودی پایین می آید و نمی توان منکر این اتفاق شد و گفت این روند بر حاصل برآیند کلاس ها تاثیری نخواهد داشت. اما از طرفی نمی توانستیم برگزاری کلاس ها را به پس از پایان بحران کرونا موکول کنیم، زیرا زمان حل این معضل مشخص نیست و این خلا و فاصله برگزاری کلاس ها به نحوه آموزش و یادگیری هنرجویان و شاگردان در برخی مراحل، لطمه وارد می کرد. آنچه که اهمیت دارد اینترنت و سرعت اینترنت است که این کاستی ها بیش از برگزاری کلاس ها و برنامه های آنلاین آسیب زننده خواهند بود. به هرحال کلاس های مجازی را می توان به هر ترتیب و تمهیدی برگزار کرد، اما ایرادت فنی و اینترنتی و ضعف های اپلیکیشن ها و قطعی های مکرر، این اتفاق را با اشکال مواجه می کند. ما دعا می کنیم بحران کرونا هرچه زودتر پایان یابد تا آرامشی بر کل جهان حکم فرما شود و به این ترتیب قدر داشته هایمان را بیشتر و بهتر بدانیم.

اشتراک گذاری در:

لینک خبر :‌ روزنامه بانی فیلم
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

پوریا نره ای/ عضو خانه ترانه اصفهان

اگر پای صحبت مخاطبان موسیقی ایرانی بنشینیم و از آنها بخواهیم هنرمندان محبوبشان در طول تاریخ موسیقی ایران را نام ببرند، قریب به اتفاق آنها اسم هایی را به ما تحویل می دهند که فعالیت هنری خود را سال ها پیش آغاز کرده اند و چه بسا برخی از آنها درگذشته باشند و کمتر با نام هایی مواجه می شویم که امروز در روزگار جوانی شان مشغول خلق اثر هستند. اگر کمی صحبتمان با این مخاطبان را ادامه دهیم، احتمالا به ما خواهند گفت که موسیقی سال های گذشته ما و هنر هنرمندان قدیمی ما کجا و آنچه امروز بر موسیقی ما می گذرد کجا؟ اینکه موسیقی ما در طی دوران حیات خود چه روندی را طی کرده است و اکنون در چه جایگاهی قرار دارد نیازمند یک بحث کارشناسی مبسوط است که همه جوانب این موضوع را بسنجد و به نتیجه ای قابل اعتنا برسد که البته این یادداشت چنین قصدی را ندارد.نکته قابل تامل آن است که ما در تحلیل های خود برای مقایسه موسیقی امروزمان با گذشته، برخی متغیرها را نادیده می گیریم که می توانند نقشی کلیدی در نتیجه گیری ما ایفا کنند. در ادامه به برخی از این متغیرها خواهیم پرداخت.گذشته گرایی نقش بسیار پررنگی را در جامعه ما ایفا می کند و داشتن حس نوستالژیک به هر آنچه مربوط به گذشته است از ویژگی های انکار ناپذیر اجتماعی و فرهنگی ماست. البته این امر تنها مربوط به ارتباط مخاطب ایرانی با موسیقی نیست ولی بر این مسئله هم سایه انداخته است.امروزه شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ما به گونه ای ا ست که مخاطب ایرانی، به موسیقی در سبد کالای خود بیشتر به عنوان یک سرگرمی نگاه می کند که قرار است برای دقایقی او را از محیط نه چندان مطلوب پیرامونش جدا کند و نه به عنوان یک کالای هنری که قرار است او را به کشف و تفکر وا دارد. این مسئله احتمال استقبال از محتوای قابل تامل را کم می کند.برای قریب به دو دهه پس از انقلاب، بخش عظیمی از موسیقی کشور ما در خاموشی به سر می برد و مخاطب ایرانی ناچار بود برای سال های متمادی مصرف کننده آثاری باشد که در گذشته خلق شده بودند و به صورت ناخودآگاه پیوند عمیقی با آنها پیدا کرده است که به سادگی گسستنی نیست و این مسئله فارغ از کیفیت آن آثار است.در عصر حاضر و در دوران سلطنت مدیا که هر کسی می تواند رسانه خود را داشته باشد، روزانه هزاران قطعه موسیقی به انتشار می رسد و اینکه اکثر این آثار از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیستند نمی تواند دلیلی باشد بر آنکه آثار با کیفیت تولید نمی شوند.در زمانه ما ورود ناگزیر و بیش از پیش تکنولوژی به موسیقی باعث شده است که گاهی افرادی در این حیطه به فعالیت بپردازند که به زعم ما دانش کافی در زمینه موسیقی را ندارند و ریاضت کافی برای رسیدن به جایگاهشان نکشیده اند. حال آنکه استفاده صحیح از تکنولوژی در راستای ارتقای سطح هنری اثر را نمی توان نادیده گرفت و زیرمجموعه هنر ندانست.امروزه نمی توان موسیقی را صرفا هنر قلمداد کرد و با ورود شرکت ها، سرمایه گذاران و تهیه کنندگان به این حوزه، می توان از آن به عنوان یک هنر-صنعت نام برد و این به آن معنی است علاوه بر هنر باید به وجه دیگری نیز در موسیقی امروز توجه کرد: وجهی به نام سرمایه.سطح نازل آثاری که بسیار شنیده می شنوند (آثار هیت) یا هنرمندانی که به شهرت می رسند نمی تواند ما را به این نتیجه برساند که این آثار و این افراد کل جریان موسیقی ما را نمایندگی می کنند و با منطق مشت نمونه خروار نمی توان با این مسئله مواجه شد. کما اینکه گاهی همان هنرمندان محبوب ما که در گذشته فعالیت داشته اند، هم دوره هایی داشته اند که با تولید آثاری با کیفیت به مراتب پایین تر به شهرت بیشتری نسبت به آنها رسیده اند و حتی این موضوع اغلب در ارتباط با موسیقی جهان هم صادق است که مشهورترین ها بهترین ها نیستند.اینها فقط برخی از متغیرهایی بودند که باید در مقایسه موسیقی گذشته مان با امروز لحاظ شوند تا بتوانیم نتیجه گیری قابل قبولی داشتیم. اینکه بخواهیم با کلی گویی و بدون بررسی دقیق و کارشناسانه، مدام گذشته مان را بر سر امروزمان بزنیم نه تنها ما را به جایی نمی رساند بلکه ممکن است ما را در تاریخی حبس کند که نتوان از آن هیچ راهی به آینده پیدا کرد و افقی را ترسیم کرد. شایان ذکر است که این یادداشت به هیچ وجه قصد دفاع از موسیقی امروز کشورمان را ندارد و هدف آن مقابله با افتادن در دام مقایسه های بی اساس و نتیجه گیری های زودهنگامی است که نامستدل و غیر قابل اعتنا هستند.

لینک خبر :‌ روزنامه اصفهان زیبا
علی رهبری زاده 5 خرداد سال 1327 در تهران است. او سال ها در ارکسترهای مختلف جهان به رهبری پرداخت است و در فستیوال های هنری متعددی در سراسر دنیا به عنوان رهبر ارکستر حضور داشته است. او همچنین در سال 93 با حکم علی مرادخانی (معاون امور هنری وزیر ارشاد وقت) به عنوان مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران انتخاب شد ولی پس از یک سال در اسفند 94 از این سمت استعفا کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ سایت های دیگر : آقای خبر روزنامه بانی فیلم 55آنلاین روزنامه مردم سالاری

رهبری فارغ التخصیل هنرستان عالی موسیقی ملی و آکادمی موسیقی و هنرهای زیبای شهر وین است. او رییس هنرستان عالی موسیقی ملی و کنسرواتوار تهران در سن 25 سالگی به مدت سه سال بوده است. این هنرمند از طرف بیش از 120 ارکستر سمفونیک جهان از جمله وین، زالسبورگ، برلین، لندن و... دعوت شده است. او همچنین رهبر دائم و مدیر هنری ارکسترهای سمفونیک در شهرهای بروکسل، پراگ، زاگرب، مالاگا و تهران و دارای بیش از 250 آلبوم در بازار جهانی است.

روز جمعه سوم خرداد ماه جمعی از نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران در روزهای دشوار ناشی از شیوع ویروس کرونا، تصمیم گرفتند جهت گرامیداشت تولد و سپاسگزاری از 14 ماه تلاش های علی رهبری در سال 94 و اوایل 95، در استودیوی شهر صدا، قطعه ای برگرفته از قسمتی از موسیقی مادرم ایران ساخته علی رهبری و نیز ملودی معروف Happy Birthday را اجرا کنند.

خبرنگار ایسنا هم به مناسبت تولد این هنرمند، صحبتی با او داشته است که در ادامه می خوانید.

در ابتدا از رهبری سوال می کنیم که از این پس باز هم به رهبری ارکستر می پردازد یا به سمت آهنگسازی خواهد رفت؟ می گوید: اینکه یک رهبر ارکستر بخواهد پس از مدتی به آهنگسازی روی بیاورد تقریبا هیچگاه اتفاق نیفتاده است. این امر تنها برای رهبرهایی است که بیکار هستند وگرنه یک رهبر موفق تا آخرین لحظه ای که نفس می کشد رهبری می کند، مانند رهبرهای بزرگی همچون فلیکس مندلسون و یا بتهوون که در کنار رهبری به آهنگسازی نیز پرداخته اند. در طول زندگی خود شش بار در جاهای مختلف مدیر هنری بوده ام که شاید در تمام خاورمیانه یک نفر هم چنین اتفاقی را تجربه نکرده باشد.

او ادامه می دهد: رهبری بوده ام که همیشه برای انتخاب محل فعالیتم قدرت انتخاب داشته ام ولی از آنجا که می خواستم در کارم صداقت داشته باشم، هیچ گاه حاضر نشدم آثار موسیقی خود را برای اجرا به ارکستری که رهبری می کردم و یا به رهبرهای مهمان برای اجرا بدهم. با این عقیده که یک رهبر ارکستر از قدرت خود برای اجرای قطعاتش استفاده کند، مخالفم؛ زیرا این امر باعث ایجاد یک فساد می شود که در نهایت منجر به اجرا و شناخته نشدن آثار دیگر آهنگسازان توانا خواهد شد.

در اوقات فراغتم به کار هنری پرداخته ام

رهبری درباره جمله بالا می گوید: در طول سال های کاری خود با وجود اینکه همیشه مشغول فعالیت بوده ام ولی همیشه زمان خالی داشته ام؛ زیرا همیشه تا ظهر کار رهبری و پس از آن تا ساعت 2 تمرین داشته ایم و بعد از آن تا شب زمان خالی داشته ام. ولی در زمان خالی خود به کارهای هنری مانند نقاشی و یا ساخت آهنگ پرداخته ام که اکنون هر کدام از آثار موسیقی که ساخته ام در حال انتشار هستند.

تنها یک کار انجام نشده دارم

آیا کاری هست که دوست داشته اید انجام دهید ولی موفق نشده اید؟ اگر به گذشته بازگردید آیا باز هم همین مسیر را طی می کنید؟ بیان می کند: اصلا علاقه ای به بازگشت به گذشته ندارم و هر سنی را که تجربه کردم لحظات خوشی داشته ام. دیگر از این بهتر نمی توانستم زندگی کنم و هیچ پشیمانی در کارهایی که کرده ام ندارم و اگر باز هم متولد شوم همان کارها را خواهم کرد. من از خوشبخت ترین انسان های روی زمین هستم که به هر چه خواسته ام رسیده ام؛ چه در زندگی خصوصی، کاری و چه هنری. پیش از انقلاب ارکستر 100 نفره سمفونیک کنسرواتوار تهران تشکیل داده بودم. سه سال پیش از انقلاب که ایران را ترک کردم، با خودم گفتم که اگر روزی بازگردم، باید ارکستری را که ترک کردم، درست کنم. البته چهار سال پیش بازگشتم ولی از آنجایی که آمادگی مالی و اداری وجود نداشت، نمی شد به کارم ادامه دهم؛ به همین دلیل این آرزو هنوز سر جای خود مانده و مهمترین انگیزه زندگی من است. در زندگی خود انگیزه مالی و یا کاری دیگری ندارم، با وجود اینکه هنوز فرد سالمی هستم و می خواهم سال ها رهبری کنم. امیدوارم روزی شرایط به گونه ای شود که بتوان کاری را که چهار سال پیش شروع شده و انعکاس جهانی پیدا کرده بود، به انجام رساند.

در قرنطینه به آهنگسازی پرداختم

او در پایان درباره شرایطی که ویروس کرونا در دنیا ایجاد کرد و فعالیت های خود در این مدت گفت: داستان کرونا نیز تمام خواهد شد. زندگی، همیشه یک قطب مثبت و یک قطب منفی دارد. اگر مادرم زنده بود فورا می گفت که از این بدتر هم می توانست بشود. درست است که در این شرایط خیلی ها عزیزان و کار خود را از دست دادند ولی حتی زمانی که آتشفشان فوران می کند خیلی ها از بین می روند اما بعد از مدتی دوباره درخت و گل رشد می کند.

باید در هر چیزی به نکات مثبت آن نیز فکر کرد، مثلا من توانستم 154 ترانه را که روی سونات های شکسپیر ساخته ام و از 30 سال پیش نوشتن آنها را شروع کرده بودم، در این مدت با خانه ماندن با کمک مهیار تفرشی پور و یا علی بکان به پایان برسانم. پیش از ایام قرنطینه برای آثار به دنبال ده ها خواننده بودم که اکنون توانستم تمامی این خوانندگان را در خانه هایشان پیدا کنم. این پروژه مهم ترین کار زندگی من از لحاظ آهنگسازی و یک کار بین المللی بزرگ است که به زودی منتشر خواهد شد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
چندی پیش در پی توقیف تعدادی از فیلم تئاترها از سوی شبکه نمایش خانگی سازمان سینمایی که منجر شده تعداد زیادی از این فیلم ها برای پخش اینترنتی نیازمند مجوزی جداگانه از این سازمان باشند، جمعی از هنرمندان تئاتر با نگارش نامه ای خطاب به وزیر ارشاد اسلامی، خواستار حل این مشکل شده اند که البته حواشی بسیاری را به همراه داشت و به همین بهانه با توماج دانش بهزادی (یکی از امضاکنندگان این نامه) گفت وگویی داشتیم که او نیز بخش اول نامه را غیرقابل دفاع دانست.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹

توماج دانش بهزادی، بازیگر سینما و تئاتر در گفت وگو، با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، اظهار داشت: نامه 250 هنرمند تئاتر به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی حواشی بسیاری را برای اهالی تئاتر در پی داشت، من به شخصه با پاراگراف اول این نامه مخالف هستم و انتقاداتی به آن دارم اما واقعاً ماهیت نامه قابل دفاع است.

دانش بهزادی تصریح کرد: یک نمایش برای اینکه روی صحنه برود مراحل بسیاری را طی می کند و از فیلترهای فراوانی عبور می کند. مرحله انتخاب، تأیید، تمرین، بازبینی، اجرا و حالا مرحله مجوز برای فیلم تئاتر قرار است به آن اضافه شود که واقعاً شرایط کار را سخت تر می کند و اعتراض افرادی که این نامه را امضا کرده اند به همین مسأله است و من این رویکرد نامه را تأیید می کنم.

او افزود: نامه 250 هنرمند را به فال نیک می گیرم چرا که امروز بحث سانسور را در کشور مطرح کرده و اگر دوستان مصلحت اندیشانه برای اینکه امکان انتشار نامه وجود داشته باشد ترجیح دادند در ابتدای نامه متنی که حاشیه ساز شده است را مطرح کنند باید کلیت نامه را برای قضاوت در نظر بگیریم. کاری منتقدانی که فحاشی می کنند بسیار تلخ و ناراحت کننده است و این جنس پرخاش و انتقاد خود نوعی سانسور است.

بازیگر فیلم سینمایی لباس شخصی در ادامه اظهار داشت: وقتی نامه را خواندم در ابتدا نمی خواستم آن را امضا کنم اما کلیت متن را نباید به خاطر چند جمله ابتدای آن اینگونه قضاوت کند. پاراگراف اول این متن غیر قابل دفاع است اما هدف نامه را باید در بافت و ساختار آن متوجه شد و هر کس که نامه را با دقت بخواند متوجه منظور و هدف آن می شود. این نامه در کلیت مسأله ای مطرح می کند که باید آن را هم در نظر بگیریم. نمی شود بخش هایی از متن را جدا کرد و به کلیت آن انتقاد داشت باید برای انتقاد درست کل متن را با همه آنچه که در آن نوشته شده مورد نقد و بررسی قرار داد.

دانش بهزادی خاطرنشان کرد: تا جایی که می دانم این نامه نتیجه خوبی داشته و به نظر می رسد مسأله حل شده است. فعلاً بحث هایی وجود دارد که باید ببینیم در عمل آیا اتفاقی رخ می دهد یا خیر. به نظر من همین که این نامه باعث شد امروز بحث سانسور در کشور مطرح شود و ما می توانیم با صدای بلند واژه سانسور را به نقد و چالش بکشیم به این معنی است که نامه 250 هنرمند تئاتر تا امروز نتیجه های خوبی داشته و امیدوارم در آینده شاهد اتفاقات بهتر باشیم./2

لینک خبر :‌ خبرگزاری برنا
مدیر انتشارات معین با اشاره به این که مشکل قاچاق کتاب، مثل یک اژدهای هفت سر است، می گوید: یکی از مشکلات بزرگ نشر ما این است که مخاطب به ناشر اعتماد ندارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ سایت های دیگر : روزنامه امتیاز

لیما صالح رامسری مدیر انتشارات معین در گفتگو با خبرنگار مهر ، درباره شرایط ناشران و کتابفروشان پس از شیوع کرونا گفت: با توجه به اوضاعی که پیش آمد و نمایشگاه کتاب تهران برگزار نشد، ناشران تصمیم گرفتند، تخفیفی بهارانه را در پایگاه های اینترنتی خود در نظر بگیرند. هر ناشری هم به فراخور خودش، رقمی از تخفیف را در نظر گرفت؛ بعضی ها 30 درصد، برخی 40 درصد یا برخی هم 10 درصد.

وی افزود: ما تخفیف خود را روی 20 درصد در نظر گرفتیم. علت اتخاد تصمیم اعمال تخفیف هم بین ناشران، این بود که یک حرکت آموزشی و تشویقی برای مردم باشد که تلاش کنند، انجام خیلی از کارها را از دور با استفاده از فناوری روز تمرین کنند. یعنی با خود گفتیم، حالا که کرونا آمده و دولت و مسئولان پزشکی کشور همه از مردم خواهش می کنند در خانه بمانند، ما هم نقشی در این قرنطینه خانگی داشته باشیم. در نتیجه بین خودمان گفتیم، حرکتی کنیم که نگاه مردم را هم متوجه کتاب و کتابخوانی کرده باشیم. و چون نمی شد همین گونه و بدون در نظرگرفتن امتیازات ویژه مردم را به خرید کتاب از پایگاه های اینترنتی مان دعوت کنیم، طرح تخفیف بهاری را در نظر گرفتیم. به این ترتیب هم قرنطینه به هم نمی خورد هم فروش کتاب، متوقف نمی شد. تلاشی هم بود تا نمایشگاه اردیبهشت که برگزار نشد، تا حدی جبران شود.

مدیر انتشارات معین در بخشی از گفتگو، با اشاره به این که موافق برگزاری مجازی نمایشگاه کتاب نیست، گفت: اگر بخواهیم بیش از این یعنی همین طرح تخفیف، جلو برویم به همکاران کتابفروش ما آسیب می رسد. تا همین جا هم برخی اعتراض دارند. اما برگزاری نمایشگاه کتاب به طور مجازی، به کسانی که فروشگاه کتاب یا شهر کتاب دارند، آسیب می زند چون اجاره بها، حقوق پرسنل، هزینه آب و برق و ... دارند و اگر بخواهیم رویه عدم رعایت حال شان را پیشینه کنیم، به آن ها آسیب وارد می آید. نباید یک جا را آباد کنیم و به خاطرش چندجای دیگر را خراب کنیم! ما ناشران با تخفیف بهاری سعی کردیم، کاری صورت داده باشیم اما حداقل من، دیگر موافق بیشتر از این نیستم.

صالح رامسری در ادامه گفتگو و در پاسخ به این سوال که آیا خواسته قبلی اش مبنی بر مبارزه مستقیم با قاچاقیان کتاب که در گفتگوهای پیشین با مهر ( توقیف مافیای کتاب کار یک ساعت است / لشگر زیراکس چاپ کن هجوم آورده ) و ( احتکار کاغذفروش ها برای افزایش قیمت احتمالی روزهای آینده ) مطرح کرده بود، با مقابله جدید با دستفروشان برآورده شده، گفت: راستش باید اذعان کرد که مساله قاچاق کتاب، یک اژدهای هفت سر است و هر سرش را که می زنی، یک سر دیگرش در می آید. برخورد جدی خوب است ولی هر وقت بخواهی شعار عمل کنی یا به طور سطحی به آن نگاه کنی، به مشکل برمی خوری. ما فقط می گوئیم بیایید با قاچاق کتاب مبارزه کنیم! اما باید دید ریشه در کجاست. در گفتگوهای پیشین مان هم گفتم که چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید / گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

چه قدر من درباره این یک صفحه نامه نوشته باشم، خوب است؟ در نهایت مجبور شدم با خود آقای مرادی نیا صحبت کنم که ایشان هم تعجب کرد و گفت: این که ایرادی ندارد! چرا گفته اند حذفش کنید؟ وی در ادامه گفت: من ریشه را در وزارت ارشاد می بینم. یعنی شخصاً مشکل را در ممیزی وزارت ارشاد می دانم. من کتاب قند و نمک را با جلد گالینگور و کیفیت خوب چاپ کرده ام اما خواننده می رود کتابی را که قاچاقچی با جلد شومیز چاپ کرده می خرد. چرا؟ وقتی سوال می کنم که چرا کتاب مجوزدار و گالینگور من را نمی خری و می روی کتاب بی مجوز قاچاقچی ها را می خری، می گوید برای این که آن یکی سانسورشده نیست. در حالی که هر دو کتاب، یکی هستند و هیچ فرق محتوایی با یکدیگر ندارند اما مخاطب فکر می کند کتاب بدون مجوز، یعنی کتاب بدون سانسور و کتاب بهتر و صریح تر.

این ناشر در پاسخ به این نکته که شاید مشکل از ذهنیت خود مردم باشد، گفت: خب ، این ذهنیت را چه کسی ایجاد کرده است؟ من این مساله را به مدیرکل اداره کتاب وزارت ارشاد هم گفتم. گفتم بخشی از این ذهنیت را شما وزارت ارشادی ها به وجود می آورید. بگذارید مثالی بزنم! هفته گذشته مجوز کتابی را گرفتم که داستان زندگی ناصرخسرو قبادیانی است. نویسنده این کتاب، از آمریکا راه افتاده و هرجا که ناصرخسرو در سفرنامه اش قدم گذاشته، رفته است؛ مصر، مکه یا هرجای دیگری که این شاعر به آن جا رفته است. برای من قسم می خورد و می گفت وقتی به تاجیکستان رفتم، دو نفر ژاندارم را به طور روزمرد اجیر کردم تا همراهم باشند. اما از جایی به بعد، جلوتر نیامدند. فکر می کنید چرا؟ چون گفتند جلوتر لوله تانک طالبان معلوم است. ما دیگر نمی آییم! من هم کوله ام را برداشتم و تنها به سمت آرامگاه ناصرخسرو رفتم! خب ، این نویسنده با این وضعیت و زحمت، رمانی براساس زندگی ناصرخسرو، تنها شاعر بزرگ شیعه نوشته است. حالا که وقت مجوزدادن رسیده، ممیز اداره کتاب گفته باید یک صفحه کامل از این کتاب حذف شود. منظورش هم جایی است که مربوط به فقهای درباره بخارا است. همان طور که گفتم ناصرخسرو شیعه بوده و چوب علاقه اش به امام علی ( ع) را خورده است. تا جایی که حکم به بددینی اش دادند و خواستند سنگسارش کنند که در نهایت حکمش به تبعید یمگان رسید. آقای ممیز اداره کتاب می گوید این صفحه از کتاب، باعث شبهه درباره قفها می شود! چه قدر من درباره این یک صفحه نامه نوشته باشم، خوب است؟ در نهایت مجبور شدم با خود آقای مرادی نیا صحبت کنم که ایشان هم تعجب کرد و گفت: این که ایرادی ندارد! چرا گفته اند حذفش کنید؟ خب ، اگر من آقای مرادی نیا را پیدا نمی کردم و ایشان هم آن یک صفحه را نمی خواند، چه می شد؟ حالا پس از این همه زحمت و مرارت، کتاب دارد بدون آسیب چاپ می شود. اما چرا کارهای این کتاب که می شد پیش از عید نوروز منتشر شود و در ایام قرنطینه همدم مردم باشد تا با زندگی و زمانه سخت یک شاعر شیعه آشنا شوند، باید 3 ماه عقب بیافتد؟ به خاطر برخورد طالبانی یک ممیز در وزارت ارشاد!

چندی پیش، دوستی از قم با من تماس گرفت و گفت آقای رامسری یک چاپخانه در قم دارد کتاب های شما را به طور غیرمجاز چاپ می کند. چرا کاری نمی کنی؟ صالح رامسری در ادامه گفت: همین برخوردها و نقل به نقل گفتن شان بین مردم، باعث می شود در خواننده شبهه ایجاد شود. آخر چه طور ممکن است کتابی که 10 بار چاپ شده، برای چاپ یازدهم به مشکل بربخورد و جلویش را بگیرند؟ حالا نوبت قاچاقچیان کتاب می رسد که اتفاقاً شاخک های بسیار تیزی دارند و وقتی می فهمند برای کتابی چنین شرایطی ایجاد شده، بلافاصله قاچاقش کرده و آن را می فروشند. در نتیجه به سود خودشان می رسند. پس هرکاری بکنی، این اژدهای هفت سر از جای دیگری خودش را نشان می دهد. چندی پیش، دوستی از قم با من تماس گرفت و گفت آقای رامسری یک چاپخانه در قم دارد کتاب های شما را به طور غیرمجاز چاپ می کند. چرا کاری نمی کنی؟

مدیر انتشارات معین در پاسخ به این سوال که راه حل نهایی ریشه کن کردن قاچاق کتاب از نظرش چیست، گفت: این مساله باید فرهنگ سازی بشود. برخورد فیزیکی جواب نمی دهد و نمی تواند فرهنگ ساز باشد. اگر قاچاقچی کتاب، باور کند که کارش ظلم به مؤلف ، ناشر و دیگران است، دست به این کار نمی زند. اما مشکل از تفکر و باورهاست. در حال حاضر، یکی از کتاب های من در وزارت ارشاد مانده و می گویند باید یک فصل اش را حذف کنی! می گویم آقای ممیز، هرجور من این یک فصل را می خوانم، نمی توانم آن برداشتی را که تو کردی، داشته باشم! نکته این جاست که با اسم نویسنده کتاب مشکل دارند. یا در کتاب دیگر ما گفته اند باید اسم اشخاصی که مربوط به زمان شاه بوده اند، حذف شود. در نتیجه نویسنده هم گفت اصلاً نمی خواهم و از چاپ کتابش انصراف داد. من یک سوال مهم مطرح می کنم. 40 سال از انقلاب گذشته و ما باید درگیر این مسائل باشیم؟ یعنی واقعاً مسأله ای مهم تر از چند اسم وجود ندارد؟ که آقای زیباکلام بیاید کتاب رضاشاهِ خود را خارج از کشور چاپ کند؟ این آقا دارد در دانشگاه تهران، درس جامعه شناسی می دهد. حالا چرا باید کتابش را خارج از ایران چاپ کند؟ یعنی ما هنوز ظرفیت پذیرش خیلی چیزها را نداریم؟ به نظر من، فرهنگ سازی باید از همین جا شروع شود. چون بخش مهمی از مشکل، از این جا ناشی می شود که خواننده ما، به ناشرش اعتماد ندارد.

متأسفانه ، خلافکار در جامعه ما احساس امنیت می کند. چرا یک چاپخانه مجوزدار در قم باید قبول کند نسخه قاچاق کتاب من را چاپ کند؟ چون احساس امنیت می کند. چرا احساس امنیت می کند؟ چون نظارتی در کار نیست وی در ادامه گفت: درباره مشکلات فعلی بازار کتاب، مجموع عوامل هستند که تاثیرگذارند؛ ممیزی، سانسور و ... که البته کاری که دارد انجام می شود، اسمش ممیزی نیست. اعمال سلیقه شخصی است. یک بار کتابی را برای بررسی به وزارت ارشاد فرستادم که 24 مورد اشکال به آن وارد کردند. وقتی با نویسنده کتاب پیش مدیرکل اداره کتاب رفتیم، گفتند نه. این ها اشکال نیستند و کتاب مسأله ای ندارد. این، چه کسی است که دارد از یک نویسنده باسابقه و باتجربه ایراد می گیرد؟ یک کارمند! بخشی از این مساله به خاطر فشار اقتصادی و درآمد کارمندان است و بخش دیگرش مربوط به بی قانونی. درباره بخش قانونی مساله باید بگویم که متأسفانه ، خلافکار در جامعه ما احساس امنیت می کند. چرا یک چاپخانه مجوزدار در قم باید قبول کند نسخه قاچاق کتاب من را چاپ کند؟ چون احساس امنیت می کند. چرا احساس امنیت می کند؟ چون نظارتی در کار نیست. الان، کارگروهی در اتحادیه ناشران تشکیل شده که کارگروه صیانت از حقوق ناشران، مؤلفان و مترجمان نام دارد. مأموران پلیس امنیت هم همراهشان هستند و خیلی کارها کرده اند. چندین انبار پر از کتاب قاچاق و کتاب های دستفروشان را ضبط کرده اند. همه این کتاب های غیرقانونی باید خمیر بشوند. بله باید خمیر بشوند اما چرا از آن زاویه به این مساله نگاه نمی شود که همه این کتاب هایی که قرار است خمیر شوند، سرمایه های کشور هستند. حالا این سرمایه ها که می شد در جای درست هزینه شوند، باید خمیر بشوند!

صالح رامسری در پایان گفت: تنها جمع بندی من، فرهنگ سازی است. تازه افرادی که در حوزه موسیقی کار می کنند، وضعیت بسیار بدتری از ما ناشران دارند. چون آلبوم های موسیقی هم به طور غیرمجاز در سطحی گسترده قاچاق می شوند. فردی از شیراز به من زنگ زده که ما می خواهیم کتاب درخت انجیر معابد شما را تبدیل به نسخه صوتی کنیم. یک جاهایی از کتاب، لهجه جنوبی دارد. خواستیم از شما بپرسیم چگونه باید این جاهای کتاب را بخوانیم! می گویم آیا از خانواده نویسنده کتاب (احمد محمود) اجازه گرفته اید؟ می گویند نه. می گویم از من ناشر که چاپش کرده ام اجازه گرفته اید؟ می گویند نه. می گویم از وزارت ارشاد شهرتان اجازه گرفته اید؟ می گویند نه. می گویم پس چرا می خواهید این کار را انجام بدهید؟ می گویند تازه باید از ما متشکر هم باشید! خب مشکل همین نوع تفکر است. آن فرد فکر می کند دارد خدمت می کند. در حالی که دارد خیانت می کند. ببینید، پدر و مادر من و شما زحمت کشیده اند تا پس از درگذشت شان، سرمایه و ماترکی باقی بماند تا من و شما زندگی کنیم. احمد محمود برای فرزندانش نه باغ خریده نه مغازه نه ماشین. بلکه خودش را وقف نویسندگی کرده و خودش و خانواده اش را از خوشی ها محروم کرده است. فرزند و خانواده این اقای احمد محمود، چشمشان به ماترک همین پدر یعنی نویسندگی و حق التالیف کتاب های اوست که من ناشر باید بپردازم. خب وقتی وجدانِ جامعه و وجدان آن قاچاقچی کتاب بیدار باشد، و وقتی آن فرهنگ سازی انجام شده باشد، ما دیگر نباید نگران قاچاق کتاب این نویسنده یا آن نویسنده و این ناشر و آن ناشر باشیم!

کد خبر 4932920

صادق وفایی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
نشر الکترونیک با شیوع ویروس کرونا جان تازه ای گرفت، اما نتوانست خسارت های ناشران را در تعطیلی کتابفروشی ها و نمایشگاه های کتاب جبران کند و به نظر می رسد بازار کتاب نیازمند ساماندهی جدی تری است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰

به گزارش ایکنا، در سال های اخیر کتاب های الکترونیک و صوتی در جهان افزایش داشته، اما طی این سال ها این کتاب ها در کشورمان رشد چندانی نداشته است. شاید بتوان گفت نشر سنتی ایران در مقابل این پیشرفت ها مقاومت نشان داده بود تا اینکه شیوع ویروس کرونا باعث شد که ناشران به این تکنولوژی حساس تر شوند و وقتی نتوانستند کتاب های خود را حضوری ارائه کنند، مجبور شدند در مقابل این مسئله کوتاه بیایند. البته با وجود اینکه در سال های اخیر پلتفرم هایی در ایران اقدام به ارائه کتاب الکترونیک و صوتی کرده اند، اما چندان شناخته شده نیستند و با شیوع کرونا یکباره مورد استقبال چندبرابری مخاطبان قرار گرفتند. کارشناسان و ناشران درباره این مسئله دیدگاه های متعدد و متفاوتی داشته و دارند که می توان با بررسی این دیدگاه ها درباره وضعیت نشر کتاب های الکترونیک در دوران پساکرونا پیش بینی هایی کرد. بخشی از این دیدگاه ها در ادامه از نظرتان می گذرد.

دلیل رغبت به کتاب های الکترونیک

مسعود پیرمرادیان، مدیرعامل دفتر نشر معارف، درباره علت رغبت به کتاب های الکترونیک می گوید: این رغبت و علاقه در جهان بسیار زیاد شده است، اما در ایران با وجود توجه فراوان به فضای مجازی، مخاطبان رغبتی ندارند و یکی از دلایل آن این است که در جهان غرب مطالعه یک مقوله عمومی محسوب می شود و عموم مردم به مطالعه گرایش دارند، اما در کشور ما مطالعه یک امر نخبگانی و آموزشی است، یعنی اغلب کسانی که مطالعه می کنند از قشر فرهیخته اند یا به دلیل تحصیل، کتاب می خوانند. نکته مهم اینجاست که نخبگان در سراسر جهان به ای بوک گرایش ندارند و سعی می کنند کتاب کاغذی مطالعه کنند و عموم مردم نیز به دلیل هزینه ها، اشغال فضای کمتر و دسترسی آسان، کتاب الکترونیک می خوانند.

وی می افزاید: البته پس از زمانی که محدودیت های تردد ناشی از شیوع کرونا و قرنطینه خانگی ضرورت پیدا کرد، پر کردن اوقات فراغت در اولویت قرار گرفت و عموم مردم به مطالعه روی آوردند و چون کتابفروشی ها تعطیل بودند، استفاده از کتاب الکترونیک رونق گرفت و در فروردین سال جاری در اپلیکیشن پاتوق کتاب، که ما آن را برای عرضه کتاب های الکترونیک طراحی کرده بودیم، در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته اقبال به این کتاب ها 10 برابر افزایش یافت.

علی محمدپور، ناشر و مدیر استارتاپ دانی ، به نکته جالب توجهی اشاره کرد و گفت: با وجود افزایش قابل ملاحظه استقبال از کتاب های الکترونیک، باز هم از کشور های دیگر عقب تریم، زیرا مخاطبان ایرانی آشنایی اندکی از کتاب های الکترونیک دارند؛ بنابراین سیاست درست و مشخصی در معرفی این کتاب ها وجود نداشت و ندارد؛ بنابراین ناشران از استقبال مخاطبان از این آثار اطمینان ندارند، در حالی که باید به مردم آموزش داد که چگونه کتاب الکترونیک بخوانند.

البته ناآشنایی مخاطبان ایرانی با کتاب های الکترونیک باعث شد که با وجود تعطیلی کتابفروشی ها در ایام شیوع ویروس کرونا و پرمخاطب شدن کتاب های الکترونیک، فروش این کتاب ها نتواند از ناشران جبران خسارت کند. حسین سعیدی، مدیرعامل به نشر، می گوید: این امر قابل مقایسه با فروش حضوری نیست، زیرا افزایش فروش کتاب های الکترونیک در قیاس با مدت مشابه یا ماه های گذشته، نه در قیاس با فروش حضوری کتاب، رشد داشته است؛ به همین دلیل جبران کننده خسارت ناشران نیست، اما این شرایط فرصتی بود تا در حوزه نشر الکترونیک جدی تر عمل کنیم.

هراس ناشران از ورود به عرصه کتاب های الکترونیک

سنتی بودن اغلب ناشران ایران باعث شده تا علاوه بر مقاومتشان در مقابل تکنولوژی های چاپ، در ورود به این عرصه و استقبال مخاطبان از کتاب های الکترونیک هراس و نگرانی هایی داشته باشند، محمد جعفریه، مدیر نشر ثالث، اظهار می کند: هراس برخی از ناشران در ورود به این عرصه به این دلیل است که با توجه به کم بودن شمارگان کتاب های چاپی، ممکن است با تولید کتاب صوتی و الکترونیک این شمارگان باز هم کمتر شود. البته ناشرانی که به صورت صنعتی و حرفه ای وارد این عرصه شده اند، نیاز بازار را سنجیده و بر همین اساس اقدام به انتشار این کتاب ها می کنند. از این رو در مقابل تکنولوژی های چاپ نمی توان مقاومت کرد.

وی معتقد است: نشر کشورمان به دلیل نبود قانون کپی رایت تابعی از وضعیت نشر جهانی نیست و نمی توان طبق آن درباره نشر کشورمان نیز همان اتفاقات را پیش بینی کرد، زیرا ما جزیره جدایی هستیم که در ایران کار می کنیم، حتی با کشور های همسایه مان نیز قابل مقایسه نیستیم و براساس شرایط خاص خودمان عمل می کنیم.

محمد حقی، مدیر انتشارات کتابستان معرفت نیز، می گوید: برخی ناشران به دلیل روش سنتی خود در نشر به این حوزه ورود نمی کنند و برخی نیز به دلیل نبود قانون کپی رایت در این عرصه فعالیتی ندارند، اما قانون حمایت از مؤلفان و مصنفان وجود دارد و اگر نقص فنی در عرضه و انتشار کتاب الکترونیک به وجود بیاید، مدیران پلتفرم ها باید پاسخگو باشند. البته تاکنون مشکلی به وجود نیامده و اثری که تولید می شود قابلیت دانلود ندارد و این پلتفرم ها امنیت مناسبی دارند.

علی محمدپور، ناشر، می گوید: دغدغه اصلی ناشران و فعالان حوزه کتاب های الکترونیک ناآشنایی مخاطبان با کتاب های الکترونیک است و برای اینکه عادت ها تغییر کند، شرایط خاص می تواند بسیار مؤثر باشد و اکنون ما در شرایط شیوع بیماری کرونا هستیم و می توان از این فرصت به بهترین نحو استفاده کرد. این تغییر عادت ها باید پیش از این ها رخ می داد و تأخیر در این مسئله آسیب هایی را به همراه دارد که اکنون در حل آن ها مانده ایم، برای مثال آموزش وپرورش باید از مدت ها پیش آموزش از راه دور، مجازی و مکمل را ایجاد می کرد، اما این کار انجام نشده و اکنون این مسئله همانند گره کوری شده است، زیرا همه دانش آموزان به اینترنت دسترسی ندارند. یکی از دلایل این مسئله را چه در بحث آموزش و چه درباره کتاب های الکترونیک می توان نگاه سنتی و راحت طلبانه دانست.

سیدعباس حسینی نیک، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه مالکیت فکری، نیز درباره دلایل عدم ورود ناشران به عرصه کتاب های الکترونیک و صوتی به سنتی بودن نشر در کشورمان اشاره می کند و می گوید: علت اساسی این مسئله در کشورمان این است که اغلب ناشران با فضای نشر الکترونیک آشنایی چندانی ندارند و به انتشار فیزیکی کتاب عادت دارند. البته این مسئله منحصر به عادت نیست، زیرا وقتی به سراغ کتاب های الکترونیک بروید، چرخه پیشینی و پسینی نشر تحت تأثیر قرار می گیرد.

خلأ قوانین در حمایت از کتاب های الکترونیک

وی می ا فزاید: کتاب های الکترونیک که به تدریج در دنیا رواج پیدا کرده، به واسطه پشتیبانی قوانین و حقوق نشر و کپی رایت در فضای مجازی است و به مدد نشر الکترونیک آمده و آن را پررونق کرده است. متأسفانه در کشور ما تصمیم مناسبی برای حمایت از آثار الکترونیک وجود ندارد و تنها قانون یا مجموعه قوانین کپی رایت که در کشورمان وجود دارد، قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان در سال 1348 است و اگرچه در این قانون همه آثار علمی، فرهنگی، ادبی و هنری به هر شکلی مورد حمایت هستند، اما قانون گذار پیش بینی کرده که هر نوع اثر علمی، ادبی و هنری تحت حمایت این قانون قرار می گیرد و این می تواند تنها قانون مورد حمایت آثار الکترونیک هم باشد، اما ویژه آن نیست؛ از این رو یکی از نگرانی های ناشران این است که وقتی اثری به صورت الکترونیک چاپ شود، تحت حمایت قانون نباشد و آثار ناشران به سهولت و با هزینه اندکی و بدون اجازه منتشر شود.

حسینی نیک یادآور می شود: لایحه مالکیت فکری و فرهنگی و ادبی لایحه به دلیل اینکه بیش از 17 سال است در مجامع حقوقی، دولت و مجلس مطرح بوده و بیش از 20 بار زیر و رو شده و شاکله آن به هم خورده است، انسجام کاملی ندارد و باید به تیم کارشناسی ارجاع داده شود تا یکدست شود. همچنین در حوزه فضای مجازی و الکترونیک از 10 سال پیش تاکنون بسیاری از مسائل در فضای مجازی و الکترونیک تغییرات اساسی پیدا کرده و این ها در این لایحه دیده نشده است، در حالی که باید این مسائل به روز می شد؛ بنابراین لایحه جامع مالکیت که می خواهد همه مسائل را تحت پوشش قرار دهد، هم اکنون آمادگی تصویب را ندارد.

در مقابل این نگرانی ها، محمد صدوقی، مدیر پلتفرم طاقچه به ناشران اطمینان داده که نگران کتاب های الکترونیک و صوتی خود نباشند. وی می افزاید: هر پلتفرمی برای خود سیستم DRM یا Digital Right Management یا (مدیریت حقوق دیجیتال) دارد که بحث رمزنگاری و عدم انتشار کتاب در فضای مجازی است. پلتفرم های ایرانی از DRM خود استفاده می کنند و به نحوی رمزنگاری می شوند که امکان بازگشایی وجود ندارد، اما پلتفرم طاقچه به دلیل سابقه ای که در زمینه اطلاعات و امنیت شبکه داشت، بر این موضوع تأکید بسیاری کرد. کوشیدیم در چندین لایه رمزنگاری را انجام دهیم و هر چند وقت یکبار رمز ها را تغییر می دهیم تا احتمال اینکه کتابی از طریق طاقچه در فضای مجازی منتشر شود به صفر برسد و طی این سال ها نیز خروج کتاب از طریق طاقچه گزارش نشده است.

رفتار مخاطبان کتاب های الکترونیک در پساکرونا

مدیر دفتر نشر معارف درباره رفتار مخاطبان پس از پایان شیوع ویروس کرونا می گوید: اغلب مخاطبانی که در دوران کرونا به سمت کتاب الکترونیک متمایل شدند، پس از کرونا رفتارشان را اصلاح خواهند کرد و به کتاب فیزیکی خواهند برگشت و اپلیکیشن هایی که فروششان 10 برابر شده در پساکرونا باید منتظر افت فروش باشند، یعنی شاید نسبت به قبل رشد داشته باشند، اما به شدت با کاهش مواجه خواهند شد. البته با برنامه ریزی بلندمدت می توان کتاب الکترونیک و صوتی را تقویت کرد، اما باید عموم مردم را به مطالعه ترغیب کنیم.

محمد حقی، مدیر انتشارات کتابستان معرفت نیز بر همین عقیده است و می گوید: احتمالاً نشر دیجیتال تا 10 سال آینده عمومیت نخواهد یافت، زیرا عمده افراد کتابخوان فیزیکی در کشورمان مربوط به دهه پنجاه تا هفتاد است و متولدین دهه های 80 و 90، که زندگیشان به سمت دیجیتالیزه شدن پیش می رود، علاقه مند خواهند بود که در فضای دیجیتال کتاب بخوانند، اما سهم آن ها از بازار کتاب به اندازه ای نیست که تعیین کننده باشد.

وی می افزاید: شرایط اضطرار معیار مناسبی برای ارزیابی نیست و باید این موضوع را در شرایط عادی بررسی کنیم، زیرا در حال حاضر تخفیف های گوناگونی به ویژه حمایت وزارت ارشاد سبب افزایش تقاضا و خرید های هیجانی شده، اما نه تخفیف ها و حمایت های وزارت ارشاد ادامه دار است و نه بازار در این شرایط باقی می ماند، بلکه قیمت ها به شرایط عادی برمی گردند و امکان خرید های حضوری نیز فراهم می شود و در آن شرایط می توان ارزیابی درستی کرد.

اما پوریا عالمی، سردبیر رادیو گوشه، معتقد است: جهان از نظر ارتباطات به سرعت در حال رشد است و کتاب های صوتی و الکترونیک نیز در راستا فراگیر شده اند یعنی مردم ابزار های جدیدی در اختیار دارند که از کتاب های چاپی به آن ها نزدیک تر است و به نظر می رسد پس از قرنطینه که مردم وارد جریان سرعت زندگی می شوند و فرصت خواندن کتاب برایشان فراهم نخواهد بود. از این رو باز هم کتاب های صوتی مورد استقبال قرار خواهند گرفت و بخشی از جامعه که میل به خواندن داستان ها دارد، به پادکست ها گوش خواهد سپرد.

مجموعه گفت وگو ها حکایت از نامشخص بودن آینده نشر الکترونیک در کشورمان را دارد، زیرا نشر ایران همواره بر لبه تیغ حرکت کرده و با مشکلات و مسائل متعددی مواجه بوده است و به عبارتی همواره نیازمند حمایت های دولتی بوده و نتوانسته به عنوان یک صنعت حرفه ای، همانند کشور های اروپایی، عمل کند.

البته سیاست های نادرست دولتی نیز در این وابستگی بی تأثیر نبوده است؛ زمانی به دلیل نقش شبکه توزیع در کشور و کمبود کتابفروشی ها، نمایشگاه کتاب تهران یا نمایشگاه های استانی کتاب دایر شده و هنوز هم این نمایشگاه ها برپا می شود و مشکل اصلی نقص شبکه توزیع و کمبود کتابفروشی ها همچنان پابرجاست و نشر بیمار ایران کج دار و مریز به حیات خود ادامه می دهد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری بین المللی قرآن
مدیر انتشارات شمع و مه گفت: از تصمیمات عجولانه پرهیز کنیم و اجازه دهیم نشر مسیر خود را طی کند؛ به همین دلیل من از مخالفان برگزاری نمایشگاه کتاب مجازی هستم.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷

افشین شحنه تبار، مدیر انتشارات شمع و مه، در گفت وگو با ایکنا درباره نمایشگاه کتاب تهران، گفت: برگزاری نمایشگاه کتاب تهران هم در خرید و هم خواندن کتاب ایجاد انگیزه می کند، اما نباید انتظار داشت که مراجعه کنندگان به نمایشگاه کتاب، برای خرید کتاب به کتابفروشی ها مراجعه کنند، زیرا شرایط و فضای نمایشگاه کتاب تهران کاملاً متفاوت از کتابفروشی هاست.

وی درباره فروش اینترنتی کتاب بیان کرد: فروش اینترنتی کتاب تا پیش از شیوع ویروس کرونا مسئله ای بود که ناشران به آن هیچ عقیده ای نداشتند، اما این شرایط باعث شد یا خود به طور مستقیم سایتی را در این زمینه طراحی کنند و یا اینکه به ناشرانی که قبلاً در این زمینه فعالیت داشتند، مراجعه کنند.

شحنه تبار افزود: ناشران می توانند به راحتی آثار خود را در دیجی کالا که به نوعی آمازون ایران هست، به فروش برسانند. در واقع شیوع ویروس کرونا باعث شد ناشران به راه های دیگری برای فروش آثار خود توجه کنند.
فروش اینترنتی کتاب، شیوه رایج ناشران دنیا
وی در ادامه گفت: ناشران در تمام دنیا به دلیل شیوع ویروس کرونا، از نظر اقتصادی دچار خسارت شده اند، اما یکی از تفاوت های مهم نشر ایران و دنیا این است که ناشران خارجی به ویژه اروپایی و آمریکایی توانسته اند از طریق سیستم فروش کتاب به صورت دیجیتالی و پستی خسارات خود را جبران کنند، زیرا این روشی متدوال و رایج برای فروش کتاب در اغلب کشورهاست.

این ناشر ادامه داد: بهتر است با موضوع کرونا، قدری با صبوری برخورد کنیم و از تصمیمات عجولانه پرهیز کنیم و اجازه دهیم نشر مسیر خود را طی کند و به همین دلیل من از مخالفان برگزاری نمایشگاه کتاب مجازی هستم. زیرا بسیاری از کشورها نظیر، انگلستان، لهستان، فرانسه و اتریش که امسال از برگزاری نمایشگاه کتاب صرف نظر کرده اند، ما هم همین کار را انجام دهیم و با تصمیمات دقیق تر بتوانیم درباره آینده تصمیم بگیریم.

مدیر انتشارات شمع و مه در ادامه با بیان اینکه کرونا یک نوع غربالگری در نشر ایجاد خواهد کرد، گفت: اگر شرایط به همین صورت ادامه یابد، ناشری که ضعیف است از چرخه نشر حذف خواهد شد و ناشری که بخواهد به صورت حرفه ای کار کند، به هر نحوی خود را حفظ خواهد کرد، البته خواه ناخواه در میان ناشران، ناشرنماهایی هم هستند که مطمئناً ریزش خواهند کرد و در دوران پساکرونا با ناشران قوی تر و حرفه ای تر مواجه خواهیم بود.
ناشران سنتی؛ بدنه اصلی نشر ایران

وی تصریح کرد: بسیاری از ناشران کشورمان، به صورت سنتی فعالیت کرده و با تکنولوژی و شیوه های روز در خرید و فروش های اینترنتی بیگانه اند، از این رو زیرساخت های لازم برای حضور و شرکت در نمایشگاه کتاب مجازی را نخواهند داشت و بهتر است بودجه ای که می خواهند به این امر اختصاص دهند، برای نمایشگاه مجازی هزینه نکنند، زیرا بازدهی لازم را نخواهد داشت.

شحنه تبار در ادامه گفت: نمی توان امیدوار بود که نمایشگاه کتاب تهران برگزار شود، حتی اگر قرار باشد که این نمایشگاه در ماه های آتی برگزار شود، باید از هم اکنون مقدمات اجرای آن را فراهم کرد.

وی با بیان اینکه ناشران بزرگ و کوچک به شدت از وضعیت فعلی صدمه خورده اند، افزود: متأسفانه هیچ جایگزینی برای گردش مالی نشر وجود ندارد، حتی نمایشگاه های استانی نیز در صورت برگزار شدن نمی توانند این وضعیت را بهبود بخشند؛ از این رو به نظر من شیوع ویروس کرونا آزمون خوبی برای معترضان و مخالفان برگزاری نمایشگاه کتاب تهران و نمایشگاه های کتاب استانی است، زیرا مشخص شد، عدم برگزاری نمایشگاه کتاب چه ضرری به اقتصاد نشر وارد می کند.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری بین المللی قرآن
تهران- ایرنا- کتاب فروشان معتقدند، دوران خانه نشینی توانسته بر فروش غیرحضوری کتاب تاثیر مستقیم بگذارد و فروش تلفنی و آنلاین را بیشتر کند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : آقای خبر روزنامه بانی فیلم

دوران قرنطینه و خانه نشینی کرونایی، برای بسیاری افرادی که به مطالعه علاقه دارند، فرصت مناسبی بود اما انتخاب کتاب که خود یک دغدغه مهم است، در روزهایی که امکان حضور در کتاب فروشی ها وجود ندارد، خرید کتاب مساله مهمی بود که باید راهی برای آن پیدا می کردند. در این شرایط، کتابفروشی ها در اقدامی از پیش تعیین نشده، امکان خرید کتاب از صفحات اجتماعی خود در فضای مجازی و سفارش تلفنی را فعال کردند که به نظر می رسد با استقبال خوب مخاطبان روبه رو شده است.

مدیر خانه کتاب امیر در قیطریه، با اشاره به تغییر روش فروش در این مدت، گفت: ما در این مدت فروش تلفنی و اینستاگرامی داشتیم، برای مخاطب ما بازدهی خوب و قابل توجهی داشت، در این مدت مخاطبان بسیاری به فروشگاه ما اضافه شد هم از تهران و هم از شهرستان، افراد زیادی با ما تماس گرفتند و کتاب سفارش دادند، این فروش برای ما رضایت بخش بود.

عبدی افزود: البته باید بگویم که این روش های فروش کتاب، ساختار قبلی را خیلی پوشش نداد اما بخشی از ضررهایمان را جبران کرد، ما فکر می کردیم فروش در این مدت صفر باشد اما به دلیل شرایط خانه نشینی، بسیاری از افراد به دنبال کتاب بودند و ما توانستیم نسبت به زمان و اوضاع و احوال، فروش قابل قبولی داشته باشیم که در این شرایط خاص برای ما خوشحال کننده بود.

این کتابفروش، در خصوص نحوه تهیه کتاب ها در مدت قرنطینه گفت: تهیه کتاب، خیلی سخت نبود اما بیشتر مراکز توزیع کار نمی کردند با چند مرکز که کارمندان آن ها در محل کار حاضر بودند تماس می گرفتیم و کتاب ها را به صورت تلفنی و مجازی سفارش می دادیم.

وی در خصوص این فروش گفت: ما در فروردین و اسفند حدود 9 هزار و 500 جلد کتاب فروخته ایم و از نظر آماری رقم قابل توجهی است. فکر می کنم مخاطبان ما با این روش فروش آشناتر شده اند و حالا راحت تر کتاب هایشان را سفارش می دهند.

مدیر کتابفروشی لارستان در خیابان مطهری، نیز با بیان اینکه فروش آنلاین در اینستاگرام و فروش تلفنی این کتاب فروشی قابل توجه بوده است گفت :در مدت تعطیلی کسب و کارها، فروش ما قابل توجه بود و توانستیم مخاطبان خود را با این روش فروش آ شنا کنیم.

طباطبایی افزود: شاید روزانه بیش از 30 جلد کتاب می فروختیم که حتی از برخی روزهایی که در کتاب فروشی می نشستیم و شرایط عادی بود هم فروش بیشتری داشتیم. به مخاطبان ما در فضای مجازی افزوده شد و بسیاری از مشتریان ما در این مدت کسانی بودند که پیش از این آشنایی زیادی با کتاب فروشی نداشتند.

وی اضافه کرد: ما پیش از این هم طریق فضای مجازی کتاب هایی را برای مشتریان مان تهیه می کردیم اما برای مشتریان دائم ما هم روش فروش آنلاین جذابیت زیادی داشت و خرید آن ها هم افزایش پیدا کرد.

کتابفروشی های دیگری هم مثل لارستان، پیش از همه گیری کووید-19 هم فروش تلفنی و غیرحضوری داشته اند اما در این مدت سفارش های بیشتری دریافت کردند.

مدیر کتابفروشی بیدگل در خیابان انقلاب با بیان اینکه در مدت قرنطینه کرونایی با وجود داشتن سایت و صفحه اینستاگرام، تنها سفارش تلفنی کتاب را پذیرفته اند، گفت: ما پیش از این هم، سفارش تلفنی می پذیرفتیم اما فروش ما در این مدت چشمگیر بوده چون فروش مستمر داشته ایم. تلفن های مردم بیشتر شده بود و ما با طرح پیک رایگان در تهران به مدت یک هفته و پست رایگان کتاب برای شهرستان ها به مدت 10 روز، مخاطبان خود را به خرید تشویق کردیم.

وی افزود: استقبال از طرح خرید تلفنی خوب بوده و حتی بسیاری از مخاطبان اتفاقی با ما آشنا شده اند و کتاب های مورد نظرشان را در کتابفروشی ما پیدا کردند.

علی اکبری با بیان اینکه، کتابفروشی بیدگل، تمام ماه فروردین را تعطیل بوده، گفت: از آغاز اردیبهشت که به فروشگاه آمدیم، همچنان فروش کم است اما در حال طی کردن روند عادی هستیم.

وی با بیان اینکه سفارش های اسفند و فروردین کتاب را چگونه مدیریت کرده اند، توضیح داد: ما بخش عمده ای از خریدهایمان را نگه داشته ایم اما در بخش تقویم 99 که هیچ سالی برای ما تقویم باقی نمی ماند، همه تقویم های مانده است و پخش کننده هم پس نمی گیرد، چون خرید ما قطعی بوده، این یکی از ضررهاییست که در این مدت متحمل شده ایم، چون کتاب به هرحال فروش خواهد رفت.

علی اکبری با گذرا دانستن افزایش فروش کتاب گفت: این روند عادی زندگی نخواهد بود، من خوشبین نیستم و فکر می کنم در قرنطینه هم کسانی کتاب خریدند که پیش از آن هم کتاب می خواندند. با این وضعیت اقتصادی، کتاب در اولویت خرید افراد و خانواده ها نیست. بخشی از درآمدها که می توانست صرف خرید کتاب شود حالا صرف خرید مواد ضدعفونی کننده و لوازم پیشگیری از بیماری می شود به همین دلیل ما پس از بازگشایی هم با کاهش فروش مواجه شدیم، وضعیت فروش کتاب تیره و تار است و نمی توان برای آن راهکاری پیدا کرد.

وی ادامه داد: تغییر وضعیت فروش کتاب و به طور کلی خرید آن، کار یک شبه نیست و اوضاع روز به روز هم بدتر می شود، نمونه آن کتابفروشی طهوری است که با 60 سال سابقه کتابفروشی خود را واگذار کرد. طهوری ثروتی بود که باید حفظ می شد اما آقای طهوری می گوید دیگر توان تحمل نوسان ها و آشفتگی های بازار کتاب را ندارد من یقین دارم قدیمی ترین کتاب فروشی های این منطقه در خیابان انقلاب، مثل روزبهان، خوارزمی و دیگر ناشران اگر خریداری برای کتاب فروشی خود داشته باشند، آن را واگذار می کنند و فکر می کنم خیلی نمی توان به آینده فروش کتاب امید داشت، البته ما همه امیدواریم اما امیدمان بیهوده است.

از سوی دیگر کتابفروشی های دیگری هم بودند که از روش های فروش آنلاین استفاده نکردند و این مسئله باعث به خطر افتادن بیش از پیش کسب و کارشان شد. مدیر فروشگاه فرهنگان رازی با بیان این که از اسفندماه فروشگاه را بسته اند گفت: پس از شروع بیماری و بسته شدن فروشگاه، تصمیماتی در خصوص تغییر مدیریت فروشگاه گرفته شد که فرصت فروش آنلاین از طریق فضای مجازی برای ما فراهم نبود.

وی افزود: ما بخش عظیمی از سفارش ها را به توزیع کننده مرجوع کردیم و هنوز هم فروشگاه را بازگشایی نکرده ایم.

مدیر کتابفروشی فردوسی، در میدان تجریش نیز با بیان این که فروش آنلاین دردی را دوا نمی کند، گفت: ما فروش آنلاین نداشتیم و از این ظرفیت استفاده نکردیم. اوضاع و احوال ما به شدت به هم ریخته است، فروش کتاب که پیش از این بیماری هم ذلیل بود، بدتر شده، ما از اردیبهشت کار را آغاز کرده ایم، اما تنها می آییم که سرمان را گرم کنیم.

گفت وگو با کتابفروشان نشان می دهد که برقراری ارتباط با مخاطب یکی از مهم ترین عوامل حفظ موقعیت کتابفروشی در دوران کرونا بوده است، مخاطبان با تغییر روش خرید به خوبی کنار آمده اند و حتی برخی از کتاب فروشان توانسته اند فروش بهتری نسبت به روزهایی که در فضای مجازی فعال نبوده اند به دست بیاورند.

آشنایی مخاطب با کتاب فروشی و معرفی مداوم کتاب ها در فضای مجازی، توانسته اعتماد اهل کتاب را برای خرید غیرحضوری جلب کند، از سوی دیگر بسته بندی های مناسب و بهداشتی که کتابفروشان رعایت کرده اند مخاطب را به خرید دوباره تشویق کرده است. به نظر می آید حتی پس از پایان همه گیری کووید-19 هم می توان به آینده فروش آنلاین کتاب امیدوار بود و دیگر فرصت خرید کتاب نداشتن، بهانه خوبی برای کتاب نخواندن به شمار نمی رود.

جدا از کتاب فروشی ها، فروشگاه های آنلاین کتاب و فروش نسخه های الکترونیکی هم روزگار خوبی را گذراندند اما مساله حفظ کتاب فروشی به عنوان یکی از ارکان فرهنگی اقتصاد و یکی از مهم ترین فضاهای فرهنگی شهر، لزوم استفاده از روش های جدید فروش کتاب را گوشزد می کند.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
مهدی قزلی که از سال 1393 مدیریت بنیاد شعر و ادبیات داستانی را عهده دار بود در راستای ادغام موسسات فرهنگی وزارت ارشاد تودیع هفته آینده تودیع می شود.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا ، با حضور معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیران معاونت و موسسات مربوط، تودیع مهدی قزلی مدیر عامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی هفته آینده برگزار می شود.

بر پایه این خبر، در راستای طرح ساماندهی موسسات زیر مجموعه معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد، چندی است با تشکیل کارگروهی با همین عنوان در حال پیگیری است و قرار است در آینده ای نزدیک، سه موسسه؛ نمایشگاه های فرهنگی، خانه کتاب و بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، تجمیع شده و فعالیت های خود را در قالب موسسه ای فراگیر پی بگیرند.

مهدی قزلی از خرداد 1393 عهده دار مدیریت بنیاد شعر و ادبیات داستانی بوده است.

انتهای پیام/4028/

لینک خبر :‌ خبرگزاری آنا
مسئولان کتاب فرانکفورت 2020 تصمیم گرفته اند تا نمایشگاه به دلیل ویروس کرونا به صورت غیر متمرکز و مجازی برگزار شود.

به گزارش گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، با توجه به بحران جهانی کرونا، برگزاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت بر اساس تایید مدیران ایالت هسن با گسترش فعالیت های مجازی و غیرمتمرکز محقق خواهد شد.

با اطلاع رسانی کاترین گروین (مدیر روابط عمومی نمایشگاه کتاب فرانکفورت)، مسئولان برگزاری نمایشگاه بر اساس تصمیم اتخاذشده توسط شورای عالی اتحادیه ناشران و کتابفروشان آلمان و رایزنی با مقامات مختلف به این نتیجه رسیدند. مطابق برنامه ریزی صورت گرفته، نمایشگاه کتاب فرانکفورت در دوره جاری خود، به صورت غیرمتمرکز در مرکز نمایشگاهی در شهر فرانکفورت و همزمان به صورت مجازی برگزار می شود. بدین منظورکنفرانس مطبوعاتی نمایشگاه کتاب فرانکفورت ساعت 12 ظهر پنجشنبه 8 خرداد با حضور یورگن بووس (مدیر نمایشگاه) و سایر مقامات اجرایی برگزار که به صورت زنده و مستقیم از یوتیوب (https://youtu.be/WewaPYIQUkw) پخش خواهد شد.

بر همین اساس و طبق اعلام اولیه، هفتادو دومین دوره این نمایشگاه با توجه به نکات زیر برگزار خواهد شد:

1. مبنای برپایی هفتاد و دومین دوره نمایشگاه فرانکفورت در محل نمایشگاه، رعایت پروتکل های مفصل بهداشتی و پزشکی حاکم در ایالت هسن است که با توجه به ارزیابی مداوم و حرفه ای از وضعیت موجود و انطباق پیوسته با الزامات قانونی قابل اجرا و به منظور تضمین امنیت بازدیدکنندگان، غرفه داران و کارکنان شرکت کننده در این نمایشگاه اجرا می شود.

2. نمایشگاه کتاب فرانکفورت به عنوان ویترین بین المللی صنعت نشر در سال های اخیر نه تنها در بین متخصصان این حوزه، بلکه در بین خوانندگان نیز به طور فزاینده ای رواج یافته است. نمایشگاه کتاب فرانکفورت حتی در مواقع بحرانی نیز از این جایگاه استفاده و آن را برای آینده صنعت نشر حفظ می کند. بر همین اساس برگزاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت در سال جاری (که ترکیبی از رویداد های فیزیکی مرتبط با کتاب در مرکز نمایشگاه همراه با فرمت های دیجیتال آینده گراست) از اهمیت بسیاری برخوردار است.

3. نمایشگاه کتاب فرانکفورت انتظار دارد غرفه داران از سراسر اروپا در این رویداد مشارکت کنند. حضور سایر کشور ها نیز بسته به محدودیت های سفر در زمان نمایشگاه (ناظر به وضعیت بهداشتی کشور مبدأ) خواهد بود. جزئیات برنامه نمایشگاه امسال، در پایان ماه ژوئن اعلام می شود.

4. در نمایشگاه فرانکفورت، ایمنی و سلامتی همه شرکت کنندگان مانند همیشه در اولویت قرار دارد. اقدامات پیچیده ای با توجه به لزوم حفظ فاصله اجتماعی و بهداشت برای راهنمایی بازدیدکنندگان اتخاذ می شود و این امر با الزامات فعلی تطبیق داده می شود.

5. برنامه دیجیتال نمایشگاه کتاب فرانکفورت، نیاز های شرکت کنندگان محلی و تمام شرکت کنندگان متصل از سراسر جهان را با امکانات زیادی (ازجمله ارائه شرکت و محصول، مناسبت ها و قالب های مربوط به شروع مشاغل، برقراری تماس با شرکای تجاری، روند بازار و آموزش) پشتیبانی خواهد کرد. بدین منظور این نمایشگاه در حال تولید تعدادی قالب دیجیتالی است که دقیقاً به این نیاز های مشتری پاسخ می دهند و مشارکت شرکت ها و فعالان صنعت چاپ و نشر و صنایع وابسته در سراسر جهان در نمایشگاه کتاب 2020 را امکان پذیر خواهد ساخت.

6. به منظور آگاه سازی علاقه مندان کتاب در سراسر جهان در مورد کتاب های جدید منتشره، نمایشگاه کتاب فرانکفورت تقریباً به شکل مجازی برگزار می شود.

7. کشور مهمان ویژه: مسئولان نمایشگاه کتاب فرانکفورت در حال رایزنی با مسئولان کانادایی جهت تطبیق شرایط با وضعیت موجود هستند که نحوه این حضور به زودی اعلام خواهدشد.

در این اطلاعیه، برنامه اجرایی نمایشگاه کتاب فرانکفورت 2020 به این صورت اعلام شده است:

زمان: از 14 تا 18 اکتبر 2020.

تعداد بازدیدکنندگان پذیرفته شده: تعداد بازدیدکنندگان که همزمان در سایت پذیرش می شوندف بستگی به فضای ناخالص پرشده در ماه اکتبر دارد.

سالن ها: در حال حاضر، برپایی نمایشگاه در سطح شش سالن متمرکز است (سطح سالن 3.0 و 3.1، 4.0، 4.1 و 6.0 و 6.1).

جانمایی: پیش بینی می شود جانمایی متقاضیان تا اواسط ماه جولای به پایان برسد.

فضای غرفه: کمترین فضای ممکن برای برپایی غرفه، 8 مترمربع خواهد بود. غرفه دارانی که 4 مترمربع رزرو کرده اند 4 مترمربع مازاد (بدون پرداخت هزینه اضافی) دریافت می کنند.

عرض راهرو: به هر غرفه 1.5 متر عرض (راهرو) در جلو به عنوان یک منطقه ارتباطی اضافی اختصاص می یابد و عرض راهرو در سالن ها بین 6-8 متر است.

تبادلات کپی رایت: آژانس های ادبی واقع در مکان جدید centre LitAg (سالن 6.1) نیز می توانند امسال توسط مدیران کپی رایت ناشران مختلف جهت بهره برداری استفاده شوند.

فروش کتاب: بازدیدکنندگان می توانند روز شنبه و یکشنبه کتاب را با قیمت خرده فروشی قانونی خریداری کنند.

بلیت ورودی نمایشگاه: بلیت فروشی برای بازدیدکنندگان تجاری، از تاریخ 11 مرداد آغاز می شود.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ باشگاه خبرنگاران جوان
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی طی پیامی انتخاب قالیباف با اکثریت آرا نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عنوان رئیس قوه مقننه را به وی تبریک گفت.

به گزارش خبرگزاری مهر ، سعید رضا عاملی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی طی پیامی انتخاب قالیباف با اکثریت آرا نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عنوان رئیس قوه مقننه را به وی تبریک گفت.

مشروح کامل این پیام به شرح ذیل است:

جناب آقای دکتر قالیباف
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم
انتخاب جنابعالی با اکثریت آرا به عنوان رئیس قوه مقننه را به شما برادر ارجمند که وارث تجربه های بزرگ و ارزشمند گام اول انقلاب هستید تبریک عرض می کنم.
مجلس شورای اسلامی تجلی اراده مردم در نظام مردم سالاری دینی است که به تعبیر امام خمینی (ره) در رأس همه امور کشور قرار دارد و قطعاً مجلس یازدهم که منبعث از اراده ملی و آرا مردم کشور است با مدیریت شما
همانگونه که مقام معظم رهبری مدظله العالی در پیام ارزشمند خود تاکید داشته اند اقتصاد و فرهنگ اولویت های مجلس یازدهم هستند و دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه اصلی فرهنگی کشور -به فرموده معظم له- آمادگی خود را برای افزایش تعاملات و برنامه ریزی های مشترک به منظور مقابله با تهاجم فرهنگی و اجرای اسناد مهم فرهنگی از جمله سند راهبردی مهندسی فرهنگی و سیاست های جمعیتی کشور به عنوان مطالبه اصلی مقام معظم رهبری با مجلس شورای اسلامی اعلام می کند.
در بخش های آموزش و پرورش، آموزش عالی و علم و فناوری نیز موضوعات مهمی مانند نقشه جامع علمی کشور سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و اسناد مهم دیگر که در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده اند و تبدیل شدن این اسناد به قانون و پیگیری اجرایی شدن آنها که مطالبه رهبر حکیم انقلاب است به وسیله ابزارهای نظارتی مجلس راهگشا و مؤثر خواهد بود و به یاری خداوند متعال و مدیریت مدبرانه و اندیشمندانه جنابعالی امیدوارم شاهد افزایش تعاملات کمیسیون های مرتبط در حوزه علم و فرهنگ با شورای عالی انقلاب فرهنگی و هم افزایی بیش از پیش باشیم.
قطعاً افزایش تعامل مجلس شورای اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی که جنابعالی نایب رئیس این شورا نیز هستید در پیشرفت و اعتلای بیشتر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که به برکت خون شهیدان گرانقدر و هدایت های رهبری امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری مدظله العالی به این نقطه از موفقیت ها رسیده است مؤثر و راهگشا خواهد بود و ان شاءالله به فضل الهی و تدابیر شما برادر جهادی و استاد فرهیخته دانشگاه تهران شاهد گسترش این تعاملات در راستای رشد و پیشرفت کشور در گام دوم انقلاب خواهیم بود.
از خداوند متعال برای جنابعالی و تمام نمایندگان محترم مردم در مجلس یازدهم آرزوی موفقیت داشته و توفیق روزافزون شما در خدمتگزاری به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را از خداوند متعال خواستارم.

سعید رضا عاملی
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی

همچنین سعید رضا عاملی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی طی پیامی خطاب به علی لاریجانی از زحمات وی در سه دوره ریاست مجلس شورای اسلامی تقدیر و تشکر کرد.
مشروح این پیام به شرح ذیل است:

جناب آقای دکتر علی لاریجانی
سلام علیکم
مجلس شورای اسلامی تجلی اراده مردم و رکن مهم قانونگذاری در کشور است و قانونگذاری مجلس در ایران با پیشاهنگی علمای دین و با هدف نفی سلطه گری و حاکمیت قوانین شرع مقدس با نهضت مشروطه ایجاد شده است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز این نهاد مهم در نظام مردم سالاری دینی در جایگاه حقیقی خود یعنی در رأس امور قرار گرفت و تبلور اراده ملی شد و به حمدالله مجالس پس از پیروزی انقلاب تلاش های زیادی را برای تصویب قوانینی که منجر به گره گشایی از امور و تقویت استقلال کشور باشد داشته اند .
مجلس دهم نیز تلاش های مؤثری در برنامه ریزی برای پیشرفت و تقویت استقلال کشور داشت که جا دارد از نمایندگان محترم مردم در این دوره مجلس شورای اسلامی به ویژه هیئت رئیسه محترم و رؤسای کمیسیون های عضو در شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکر ویژه داشته باشم.
کمیسیون های محترم فرهنگی، آموزش و تحقیقات و بهداشت و درمان و رؤسای محترم آن حضور سازنده و فعال در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی و شوراهای تخصصی داشتند و نسبت به مسائل اهتمام لازم را مبذول داشتند.
از نکات بارز و قابل توجه این مجلس و دو مجلس پیشتر حضور جنابعالی در جایگاه ریاست قوه مقننه بود که این حضور و تدابیر شما در اداره مجلس شورای اسلامی دلگرم کننده و قوام بخش فضای سازگاری، همدلی، عزت ملی و استقلال کشور بود.
جمهوری اسلامی ایران با هدایت های رهبری حکیم خود و به برکت خون شهیدان گرانقدر و جان فشانی های ایثارگران و خانواده های محترم ایشان مسیر رشد و پیشرفت را طی می کند و قطعاً وجود مدیران کارآمدی نظیر جنابعالی که از صفات تدین و تعهد برخوردارید در حرکت رو به رشد انقلاب اسلامی سرمایه ای ارزشمند محسوب می شود. خاطره روزی را که با شهید و سردار جاودانه قاسم سلیمانی و دکتر فرهاد رهبر، رئیس وقت دانشگاه تهران در خدمت شما بودیم تا برای تأسیس شعبه دانشگاه تهران در لبنان همفکری کنیم، هرگز فراموش نمی کنم و در واقع سنخیت بین جنابعالی و سردار دل ها شهید قاسم سلیمانی در کمک به ارتقا علم و دانش و حل مناسب مسائل و مشکلات را فراموش نمی کنم.
همچنین در این سال ها شاهد حضور شما به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی و طی سال گذشته شاهد نقش آفرینی جنابعالی به عنوان نایب رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسات این شورا بودیم و ان شاءالله شاهد استمرار این حضور مؤثر به عنوان عضو حقیقی در شورای عالی انقلاب فرهنگی خواهیم بود. اکنون که با حکمت و تدبیر مقام معظم رهبری به جایگاه مشاور امام المسلمین منصوب شده اید ، اطمینان دارم که منشأ تدابیر و خدمات بزرگی خواهید بود.
از خدمات شما برادر ارجمند در سه دوره ریاست مجلس شورای اسلامی و توفیقات حاصله در این سنگر خدمتگزاری تشکر و قدردانی داشته باشم و دوام توفیقات روزافزون الهی شما را در خدمتگزاری به نظام مقدس جمهوری اسلامی را از خداوند متعال خواستارم.

سعید رضا عاملی
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی

کد خبر 4936415

جواد بخشی الموتی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
عبدالجبار کاکایی با انتقاد از مبالغه های برخی شعرهای علوی و بخصوص آن ها که از صدا و سیما پخش می شود می گوید: انگار برای شخصی که شنونده این شعرهاست، یک قهرمان هالیوودی را توصیف می کنند.

این شاعر و ترانه سرا در گفت وگو با ایسنا، درباره کیفیت شعر معاصر در موضوع سیره حضرت علی (ع) اظهار کرد: شعر گفتن در خصوص موضوعات آیینی مستلزم اطلاعات و آگاهی است و زمانه ای را می خواهد که در آن حرف های نو یا حرف های درست و درمانی از سوی اندیشمندان و حکما و اهل علم گفته شود و مباحثات آزاد در جریان باشد. من فکر می کنم در زمانه ما بیشتر به احساسات دامن زده می شود تا افکار. آن چه در رسانه ها عرضه می شود و شب و روز از تلویزیون می بینیم، دامن زدن به احساسات است و چیزی به نام تحلیل سیاست امام علی(ع)، تحلیل شخصیت امام علی(ع) و توجه به نثر و بلاغت امام علی(ع) به آن شکلی که به فرض مثال در دهه 50، از قِبَل گسترش اندیشه های انقلابی و اندیشه های مرحوم دکتر علی شریعی در جامعه فکری مطرح و بر اساس آن شعری تولید می شد، وجود ندارد.

او با اشاره به این که شعر بالذات در روزگار ما آگاهی بخش نیست، گفت: هرگاه جامعه تحرک فکری و حکمی داشته باشد، طبیعتا ادبیات هم شروع به درخشش می کند. اما در روزگار ما شعر بیشتر مفاهیم را از حکمت و اندیشه بزرگان می گیرد. می شود گفت غالبا شاعران ما در روزگار جدید مفاهیم را می گیرند و با ذوق، قرایح و احساسات شان توام و بعد بیان می کنند. پیداست در روزگاری که ما در آن هستیم هنوز حرف درخشانی از شعر علوی بیرون نمی آید، همان روایت هایی که گفته و جعلیاتی را که سر هم می شود برمی دارند و به عنوان مداحی روی منابر می خوانند. تلویزیون و رادیو هم همین ها را عرضه می کنند. فکر می کنم که داد و ستد این بازار فعلا بیان احساسات و حرف های تکراری گذشته است.

کاکایی ادامه داد: بعید می دانم در روزگار ما اتفاقی برای شعر درباره امام علی(ع) که توجه کسی را جلب کند، افتاده باشد، چون شاهد وضعیت آثار جوانان هستیم. اگر در شعرهای چند تن از شاعران آیینی که آثارشان شب و روز در صدا و سیما پخش می شود دقت کنیم، می بینیم که فعلا فقط به زیاده گویی و مبالغه دامن زده می شود. انگار برای شخصی که شنونده این شعر است، یک قهرمان هالیوودی را توصیف می کنند، در واقع فقط به قدرت فیزیکی بازو و دست و این که آسمان ها و زمین را در هم می ریزد، اشاره می شود و حکمت و اندیشه امام علی(ع) در شعر علوی وجود ندارد و متاسفانه مبالغه های آن چنانی بیشتر حرف می زند.

این منتقد ادبی که معتقد است خیلی شاهد شعر عمیق دینی در روزگار حاضر نیستیم، درباره بهره گیری شاعران از نهج البلاغه بیان کرد: شاعر باید نهج البلاغه را بخواند، نه این که آن را به نظم دربیاورد. اما باز هم شاهد این هستیم که گاهی نهج البلاغه را می خوانند و به نظم درمی آورند. اما شاعران باید نهج البلاغه را بخوانند و بعد مفاهیم آن را درونی کنند؛ یعنی اعتقاد به اصولی که در نهج البلاغه بیان شده و حرف هایی که در خصوص عدالت جامعه گفته شده به خصوص مفاهیم معرفتی ای را که در نهج البلاغه زیاد است بگیرند و بعد در شعرشان جلوه بدهند.

او سپس درباره پرداختن شعر به ماه رمضان، با بیان این که شعر جزء رسانه های اصلی جامعه ایرانی است، گفت: شعر هنوز هم رسانه مهمی در انتقال میراث فرهنگی ما است و اگر شاعران بتوانند مفاهیم مربوط به ماه رمضان یعنی اخلاقیات ماه رمضان - چون ماه رمضان ماه گسترش مفاهیم اخلاقی است - را در آثارشان برجسته کنند، قطعا تاثیرات مهمی در زمینه فرهنگ کشور ما خواهد گذاشت. اما من فکر می کنم از ماه رمضان تنها مناسبت هایی را که در آن قرار می گیریم مدنظر قرار می دهند. من کمتر دیده ام شعری با موضوع روزه داری و محاسن آن و تاثیرش بر اخلاق جامعه سروده شود.

عبدالجبار کاکایی افزود: وقتی ماه مبارک رمضان می آید چند شعر درباره شهادت حضرت علی(ع) گفته می شود و بعد هم اگر شاعری قدری دانش و اطلاعات داشته باشد، راجع به شب قدر شعری می گوید که آن هم به ندرت اتفاق می افتد در تحلیل شب قدر شعری گفته شود. اگر هم به این موضوع بپردازند صرفا با احساسات است یعنی همان حرف هایی که در منابر به طور عموم گفته می شود که این شب، شب خوبی است و مهم است و به آن بپردازید . در شعر مفاهیم عمیق تر از این پیدا نمی کنیم. البته من قصدم این نیست که بگویم شعر تنها باید حاوی موضوعات پیچیده فلسفی و عرفان نظری باشد، شعر ابزاری است که می تواند بیان کند، حداقل کسانی که صاحب ذوق هستند و آن ها که ادعای این کار را دارند و نام شاعر آیینی را هم روی خودشان گذاشته اند، می توانند مفاهیم پیچیده دینی را در قالب شعر بیان کنند والا شعر کار خودش را در جامعه می کند و کارکرد خودش را دارد که آن خلق زیبایی است. البته در کنار زیبایی ها پیام های نیکوی اخلاقی هم اگر باشد خیلی بهتر است.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
سردبیر رادیو گوشه گفت: کتاب های صوتی و الکترونیک در حال فراگیر شدن هستند و مردم ابزارهای جدیدی در اختیار دارند که از کتاب های چاپی به آن ها نزدیک تر است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹

پوریا عالمی، سردبیر رادیو گوشه در گفت وگو با ایکنا درباره فعالیت های فرهنگی این واحد صوتی گفت: رادیو گوشه واحد صوتی نشر چشمه است که از حدود دو سال پیش فعالیت های خود را در زمینه نشر کتاب های صوتی آغاز کرده است و پیش از شیوع ویروس کرونا در کشورمان، بر اساس برنامه ریزی که داشتیم، بنا بود مثل نوروز سال گذشته، هفت گفت وگوی اختصاصی با افرادی چون رخشان بنی اعتماد، فرزانه طاهری، رضا جولایی و ... منتشر کنیم و با شیوع ویروس کرونا مباحث دیگری را نیز به برنامه هایمان افزودیم اما پس از اعلام قرنطینه روند ضبط مختل شد؛ از این رو کتابخوانی را در خانه ها انجام دادیم. یکی از کتابخوانی ها مربوط به محمد رضایی راد، نمایشنامه نویس بود که رمانش را قبل از اینکه به چاپ برسد، در عید نوروز خواند و نسخه صوتی آن فصل به فصل در رادیو گوشه منتشر شد.

وی افزود: مخاطبان کتاب های چاپی، صوتی و الکترونیک با هم همپوشانی دارند، اما یکی نیستند، یعنی ممکن است کسی که کتاب صوتی گوش می دهد، کتاب چاپی نخواند، با وجود اینکه این مسئله ذهن را درگیر خود می کند، اما جای نگرانی نیست و هر مخاطبی بر اساس سلیقه، ذائقه و نیاز خود سراغ کتاب موردنظرش می رود، در این میان کسانی هستند که کتاب صوتی را می شنوند، ترغیب شوند که نسخه چاپی آن را هم داشته باشند و یا برعکس.

عالمی ادامه داد: تجربه ای که ما در این زمینه داریم این است که برخی نویسنده ها مانند احمد پوری، علی خدایی، مرجانه شیرمحمدی و ... که کتاب های خود را خوانده اند، استقبال خوبی از این آثار شده است و یا برخی افراد که صدای خاص یا تجربه نمایش، تئاتر و ... داشتند، مانند نوید محمدزاده، هوتن شکیبا، گلاره عباسی، وحید رونقی و ... وقتی کتاب ها را خواندند، این کتاب ها هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.

وی در ادامه در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا نویسندگان و ناشران درباره صوتی شدن کتابی که هنوز نسخه چاپی آن منتشر نشده، ترس و نگرانی نداشتند یا ندارند، بیان کرد: شاید برخی نویسندگان و ناشران به دلیل نبود قانون کپی رایت و یا ضعف قوانین موجود در کشورمان، نگرانی داشته باشند، اما تجربه ای که ما در رادیو گوشه داشتیم، غیر از این بود.

سردبیر رادیو گوشه گفت: ما در تهیه کتاب ها دقت لازم را داریم و از مجموع 26 عنوان کتابی که منتشر کرده ایم، سه عنوان مانند هیچ دوستی جز کوهستان نوشته بهروز قوچانی با صدای نوید محمدزاده، مغازه خودکشی با صدای هوتن شکیبا و فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی پور جزء پرشنونده ترین کتاب ها بوده است.

وی درباره فعالیت پلتفرم رادیو گوشه افزود: پلتفرم رادیو گوشه هنوز فعالیت خود را آغاز نکرده و دو سال گذشته نیز، آثارمان را در پلتفرم هایی نظیر فیدیبو، نوار و کتابراه ارائه کردیم و مانند یک ناشر صوتی فعالیت داشتیم و حدود یک ماه دیگر پلتفرم رادیو گوشه فعالیت خود را شروع خواهد کرد. به همین دلیل دغدغه ای درباره اینکه نتوانیم پاسخگوی مخاطبان باشیم و زیرساخت های این مسئله را فراهم کنیم، نداشتیم، اما در پلتفرم رادیو گوشه، مطمئناً همه این مسائل در نظر گرفته خواهد شد.

عالمی یادآور شد: جهان از نظر ارتباطات به سرعت در حال رشد است و کتاب های صوتی و الکترونیک نیز در راستا فراگیر شده اند یعنی مردم ابزار های جدیدی در اختیار دارند که از کتاب های چاپی به آن ها نزدیک تر است و به نظر می رسد پس از قرنطینه که مردم وارد جریان سرعت زندگی می شوند و فرصت خواندن کتاب برایشان فراهم نخواهد بود و از این رو باز هم کتاب های صوتی مورد استقبال قرار خواهند گرفت و بخشی از جامعه که میل به خواندن داستان ها دارد، به پادکست ها گوش خواهد سپرد.

وی ادامه داد: به نظر می رسد بازار نشر کتاب های صوتی روز به روز رشد بیشتری داشته باشد و همه کسانی که در این بازار یا صنعت نشر الکترونیک فعال اند، تلاششان را برای رشد و توسعه بیشتر کنند و به همین دلیل آینده این کتاب ها را در کشورمان روشن می بینیم.

عالمی در ادامه درباره برنامه های سال جاری گفت: بنا داریم تا پایان سال تعداد کتاب های صوتی رادیو گوشه را به 80 عنوان برسانیم که در فاز اول در حال تولید کتاب های نشر چشمه هستیم و در فاز های بعدی سراغ کتاب های ناشران دیگر می رویم.
انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری بین المللی قرآن
معافیت مالیاتی اهالی فرهنگ و هنر موضوع تازه ای نیست، اما با گسترش فضای مجازی و امکان دیده شدن بیشتر سلبریتی ها و افرادی که به نظر می رسد از درآمد بالایی برخوردارند، این پرسش در جامعه ایجاد شده است که چرا این قشر نباید مالیات بپردازند؟ البته این همه ماجرا نیست چون تمام جامعه فرهنگ و هنر از درآمد بالایی بهره مند نیستند و به همین دلیل عده ای معتقدند حمایت های دولت از جمله معافیت مالیاتی که از بند ل ماده 139 قانون مالیات های مستقیم آمده است می تواند کمک حال این گروه باشد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹ سایت های دیگر : شعار سال

اعتمادآنلاین| سحر آزاد - مباحث پیرامون معافیت مالیاتی باعث شد اعتمادآنلاین در یک پرونده به بررسی کم و کیف کارایی این موضوع برآید و این پرسش را مطرح کند که مبنای معافیت مالیاتی چیست که در چند روز آینده در قالب مصاحبه، یادداشت و گزارش با شخصیت های حقیقی و حقوقی از اصناف و شاخه های مختلف فرهنگ و هنر منتشر می شود. در اولین گام نیز به سراغ محمود آموزگار، نایب رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و مدیر نشر کتاب آمه ، رفتیم تا نظر او را در این زمینه جویا شویم.

***

*در بحث معافیت مالیاتی هنرمندان، عده ای معتقدند معافیت مالیاتی باید بر اساس درآمد باشد نه بر اساس شعل یا یک طبقه خاص. نظر شما چیست؟

تصور می کنم تا قبل از انقلاب دخالت دولت در حوزه فرهنگ و هنر صرفاً معطوف می شد به اینکه چه چیزی نوشته شود، چه چیزی اجرا شود، چه چیزی نمایش داده شود و... در واقع به سانسور اکتفا می کرد و در اقتصاد این حوزه دخالتی نمی کرد. اقتصاد سیر طبیعی خودش را داشت...

*یعنی قبل از انقلاب موضوع معافیت مالیاتی نداشتیم؟

نه. اتفاقاً می خواستم به همین موضوع اشاره کنم که دخالت نکردن در این شئون قبل از انقلاب هم اصل ماجرا بوده است. فکر می کنم به غیر از حوزه نشر، در سینما و تئاتر نیز همین گونه است؛ یعنی مشاغلی مانند فیلمبردار، صدابردار، گریمور و... هستند که کارشان شاید به تنهایی موثر نباشد، اما وقتی در یک کلاژ در کنار هم قرار می گیرند یک اثر را می سازد.

به نظرم رشد این بخش ها طبیعی بوده، یعنی میزان رشد بخش های مختلف فرهنگ و هنر بر اساس ضرورت بوده است؛ مثلاً تعداد ناشران با تعداد عرضه کنندگان تناسب داشته است. برای همین می بینیم عبدالرحیم جعفری دوازدهمین شعبه کتابفروشی امیرکبیر را در تهران تاسیس می کند و تعبیری که از آن برمی خیزد این است که کتابفروشی حتماً کار پرسودی است.

من این موارد را به عنوان واقعیت هایی کنار هم می چینم و فکر می کنم از نظر اقتصادی همین حوزه نشر و کتاب، صنعتی بوده است که رشد متوازنی داشته و بخش های مختلف در تناسب منظقی با یکدیگر پیش می رفتند. تعداد ناشران و کتابفروشان به اندازه ای است که ناهنجاری ایجاد نمی کند.

بعد از انقلاب، یک ویژگی اساسی که وجود داشت این بود که اگر دقت کنید تخصص روحانیت ارتباط تنگاتنگی با بحث کتاب دارد و ابزار اصلی آن است. از زمانی که به عنوان طلبه شروع به تحصیل می کنند، کتاب دست شان است و کتاب نزدیک ترین وسیله ای است که دارند. اغلب اینها هم به نوعی اهل قلم بوده اند یا در حداقل ماجرا، با کتاب مأنوس بوده اند. اینها شرایطی را فراهم می کرد که بعد از انقلاب به دلیل علایقی که به این حوزه داشتند آن را در مرکز توجه خودشان قرار دادند تا حمایت هایی را برای این ماجرا جذب کنند.

فکر کنم برای اولین بار در سال 1376 است که یک معافیت پنج ساله برای ناشران مطرح می شود. در اردیبهشت 1380 هم یک ماده واحده داریم درباره معافیت مالیاتی موسسات انتشاراتی و کتابفروشی که به 2 شغل مشخص اشاره کرده و اینجا دیگر خبری از محدودیت پنج ساله نیست.

در قانون مالیات های مستقیم که در بهمن همان سال 1380 اصلاح شد به جای رویه ای که در اردیبهشت اتخاذ شده و 2 شغل را تحت شمول معافیت قرار داده بود اگر می خواست همان رویه را ادامه بدهد قاعدتاً باید در اصلاحیه قانون مالیات های مستقیم هم تک تک شغل ها را مطرح می کرد، اما در بند ل ماده 139 قانون مالیات های مستقیم از چهار فعالیت نه چهار شغل نام برده می شود که هر کدام در زیرمجموعه خود مشاغل متعددی داشته اند؛ مثلاً وقتی از انتشارات صحبت می کنیم از ویراستاری، صفحه بندی، طراحی جلد، نویسندگی، ترجمه و... حرف می زنیم یا وقتی از فعالیت هنری اسم می بریم سینما، تئاتر، موسیقی و مشاغل زیرمجموعه اش را نیز در بر می گیرد.

قرار می شود در این بند تبصره ای برود که آئیین نامه اجرایی آن را سازمان امور مالیاتی با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بنویسند. در آن آیین نامه می گویند مشاغل با کمک سازمان امور مالیاتی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعریف شود که آخرین آن 25 اسفند 1393 بود که حوزه فعالیت های فرهنگی، هنری، انتشاراتی و مطبوعاتی احصا شدند و زیرمجموعه آنها مشاغل مختلف آمده است.

الان وضعیتی پیش آمده است که به طور کلی اقتصاد نشر- فکر می کنم در حوزه های دیگر هم این طور باشد، مثلاً در سینما، تئاتر و موسیقی هم با مسائل مشابهی روبه رو هستیم- خوب کار نمی کند و مسائل و مشکلاتی دارد. این ماجرا را هم همه را بدعادت کرده است و معتقدند باید حمایت هایی وجود داشته باشند، اما فکر می کنم این حمایت ها تا حدودی رشد متوازن و هنجار را به هم ریخته است؛ مثلاً اگر به تعداد ناشران، کتابفروشی ها و عناوین دقت کنید، متوجه این وضعیت می شوید.

ما الان حدود 100 هزار عنوان در سال منتشر می کنیم، اما متوسط شمارگان مان هزار و 100 است. وقتی این اطلاعات را با هم می سنجیم با یک ناهنجاری مواجه می شویم. همه اینها نشان می دهد این سیستم حمایتی و معافیتی خوب کار نمی کند و با اینکه انگیزه های خیرخواهانه ای پشت آن بوده، دخالت هایی در حوزه های مختلف ایجاد کرده که منجر به تغییر روند طبیعی رشد بخش های مختلف فرهنگ و هنر شده و قاعده را به هم زده است.

برای همین هم بحث یارانه کاغذ در میان است. سال گذشته راجع به کاغذ مشکلی نداشتیم و سازوکار جدید توزیع کاغذ تعریف شد که می توان گفت سوءاستفاده ها را به حداقل رساند و تقریباً کسانی کاغذ گرفتند که کتاب منتشر کردند. این موضوع قابل اتکاست، اما تاثیر حمایتی را که در تخصیص کاغذ می بینید در قیمت کتاب نمی بینید، نه اینکه دیده نشود، اما آن قدر افزایش قیمت در حوزه های دیگر زیاد است که این موضوع گم می شود.

باید به نقطه ای برگردیم که دولت دخالتی در اقتصاد نداشته باشد و کسب وکار بتواند سازوکار اداره خودش را فراهم کند. این روش ها یعنی حمایت های مالی معمولاً نشان داده است که مفسده برانگیز است.

بند ج ماده 92 در رابطه با مطبوعات، کتابفروشی و نشر راجع به آب، برق، گاز و پست مصرفی این حوزه ها صحبت می کند و می گوید باید تعرفه های فرهنگی ایجاد و امکان فعالیت آنها در اماکن مسکونی فراهم شود. پیشنهاد من این است که این قانون هزینه ای برای دولت ندارد و این امکان را مهیا می کند که در سراسر کشور در هر کوی و برزنی کتابفروشی هایی تاسیس شوند که هزینه ای به مراتب پایین تر از مغازه ها داشته باشند یا الان حمایت ها می تواند در موارد دیگری صورت بگیرد، مثل عوارض شهرداری، تابلوها و...

با تمام این شرایط، به طور کلی با توجه به اینکه در نشر، سینما یا تئاتر افرادی داریم که درآمدهای میلیاردی دارند اما خیل کثیری هم هستند که با حداقل ها زندگی می کنند، پس یکسان دیدن هر 2 گروه درست نیست. بنابراین موضوع معافیت مالیاتی سازوکاری می طلبد تا دقت ماجرا بیشتر و سقفی برای آن تعریف شود...

*پس به نظرتان مالیات بر اساس درآمد درست است؟

بله.

*فکر می کنید برای اینکه قضیه مالیات شفاف تر شود، چه کسانی باید این بحث را دنبال کنند؟ اتحادیه ها، اصناف، وزارت ارشاد، وزارت کار یا حتی مجلس؟

نکته این است که بخشی از این ماجرا در صنوف است. اولاً می طلبد یک صدایی باشد، موضع گیری انسجام داشته باشد و همه کسانی را که در آن حوزه درگیر هستند پوشش بدهد، بدین ترتیب دولت هم می تواند راحت تر تصمیم بگیرد چون با صداهای متفاوتی مواجه نیست. آن خواسته بعداً در مسیر خودش تلطیف می شود و با مجموعه شرایط و امکان موجود تطبیق پیدا می کند و در نهایت هم به نتیجه می رسد.

صنوف هم باید به یک دیدگاه برسند، اما متاسفانه در کشور ما بخشی نگری خیلی حاکم است، حتی در دستگاه های دولتی هم این اتفاق برقرار است؛ مثلاً فلان وزارتخانه فقط مسائل خودش را می بیند و به مسائل کلی کشور نگاه نمی کند. اگر صنوف خودشان را جزئی از کشور ببینند، آن وقت راه حل های مناسب تری پیدا می شود. مثلاً در یک دوره زمانی نیاز داریم حمایت هایی از سوی دولت صورت بگیرد و این با آنچه کل کشور را مجموعه صنف خودمان بدانیم فرق می کند.

صنوف می توانند نقش مشورتی موثری برای دولت داشته باشند تا دولت بتواند برنامه ریزی کند، اما در نهایت بدین صورت است که یکسری از مسائل در دولت یا قوه مجریه رخ می دهد و بخشی هم باید به شکل قانون دربیاید که از طریق مجلس جلو می رود.

ماده واحده اردیبهشت سال 80 درباره کتابفروشی ها و موسسات انتشاراتی مطالباتی بود که یک عده داشتند و از طریق مجلس ششم مطرح کردند. همه اینها وقتی پیش می رود که ما یک نقشه کلی و جامع از وضعیت اقتصادمان داشته باشیم و بدانیم اولویت هایمان چیست، مثلاً تولید است یا واردات.

مادامی که برنامه جامعی که بتواند همه بخش ها را تحت پوشش قرار دهد نداشته باشیم چنین سیاست گذاری های حمایتی ای مانند این است که به بهداشت مجموعه بدن توجه نکنید و اگر مثلاً سردردی ایجاد شد، آن درد را درمان کنید.

چکیده گفت وگو با محمود آموزگار

-حمایت های مالی رشد متوازن و هنجار را به هم ریخته است -روش هایی مانند حمایت های مالی معمولاً نشان داده که مفسده برانگیز است -باید به نقطه ای برگردیم که دولت دخالتی در اقتصاد نداشته باشد

لینک خبر :‌ پایگاه خبری اعتماد
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : تابناک گیلان تابناک قم

به گزارش دیده بان ایران؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بیانیه ای تأکید کرد که برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری و ارائه هر نوع محصولات فرهنگی، هنری و رسانه ای در فضای مجازی تنها در چارچوب قوانین جاری کشور و با مجوز وزارت خانه مجاز است؛ اعلام موضعی که ابهاماتی را در پی داشته، چرا که با تعریف کلی می توان هر پست اینستاگرام را مصداق محصول رسانه ای، فرهنگی یا هنری قلمداد کرد و انتشار هر پست اینستاگرامی را منوط به دریافت مجوز نمود.

پس از تعطیلی رویدادهای فرهنگی و هنری، چهره های فرهنگی، هنری و رسانه ای در شبکه های اجتماعی به ویژه در اینستاگرام بیش از هر زمان فعال شدند و اکنون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به این فضا واکنش نشان داده و بخش وسیعی از فعالیت های این عرصه را منوط به دریافت مجوز کرده است. در ابتدای بیانیه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، افزایش برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری توسط دستگاه ها و موسسات در فضای مجازی را به فال نیک گرفته و از آن استقبال شده است اما در ادامه مسائل دیگری مطرح شده است.

در ادامه این بیانیه با تاکید بر اینکه اصول و ضوابط محتوایی تولید و عرضه محصولات و آثار فرهنگی و هنری تابع همان مقررات جاری تولید محصولات فرهنگی است و صرف فراهم بودن بستر عرضه در فضای مجازی نمی تواند ناقض آن مقررات باشد، خاطر نشان شده است: برگزاری پویش ها، جشنواره ها و سایر رویدادهای فرهنگی، هنری و رسانه ای در فضای مجازی هم بدون هماهنگی این وزارتخانه غیرمجاز است و بدین ترتیب اگر شخصی قرار باشد یک پویش کتاب خوانی راه بیاندازد و در چالش های مرسوم سه تن را به صورت زنجیره ای به این پویش با منشن کردن دعوت کند، باید ابتدا از وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز بگیرد.

در ادامه این بیانیه، محصولات فرهنگی، هنری و رسانه ای نیز در شمول الزامات مجوز قرار گرفته اند و تاکید شده است: دستورالعمل صدور مجوز و نظارت بر عرضه آثار فرهنگی و هنری از طریق رسانه های برخط نیز نهایی شده و به زودی ابلاغ خواهد شد. با ابلاغ دستورالعمل مذکور، هر گونه عرضه محصولات فرهنگی، هنری و رسانه ای در بسترهای دیجیتال باید با هماهنگی بخش های مرتبط در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد. مرکز فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال، با نظر تخصصی بخش های مربوطه، شامل؛ معاونت امور فرهنگی، معاونت امور هنری، سازمان سینمایی و امور سمعی و بصری و بنیاد بازی های رایانه ای، مرجع صدور مجوز عرضه آثار فرهنگی و هنری در بسترهای دیجیتال خواهد بود.

در آخر نیز خاطر نشان شده که تصمیم گیری در مورد نمایشگاه مجازی کتاب با شورای سیاستگذاری نمایشگاه کتاب و معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و هر گونه نمایشگاه یا بستر عرضه کتاب به عنوان نمایشگاه مجازی کتاب تهران ، خارج از این فرآیند فاقد اعتبار است؛ موضوعی که محل مناقشه شده، چرا که بسیاری از ناشران به دنبال برگزاری نمایشگاه کتاب تهران به شکل فیزیکی همچون دوره های پیشین هستند. با این حال نکته کلیدی پیرامون اشاره به محصولات فرهنگی، هنری و رسانه ای در بیانیه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

با ارائه یک تعریف کلی و گسترده، به عنوان نمونه می توان حتی پست های اینستاگرامی که حاوی یک ویدیوی آموزشی، یک کلیپ هنری یا تصاویری از یک حادثه در تهران است که توسط یک شهروند تهیه و منتشر شده را می توان مصادیق محصول فرهنگی، هنری و رسانه ای تلقی کرد. بنابراین می توان به سادگی انتشار بخش اعظمی از پست های اینستاگرامی، توییت ها و محتواهای مشابه در دیگر شبکه های اجتماعی را توسط عموم مردم مستلزم دریافت مجوز نمود و این بستر را بنابر اقضائات با تغییر آیین نامه وسعت بخشید.

انتظار می رود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این زمینه با دقت عمل برخورد کند، چرا که اگر تفاسیر مبسوط از محصولات فرهنگی و هنری و رسانه ای در دستورالعمل آن وزارتخانه ارائه شود که آزادی بیان گروه بزرگی را به آن شکل فوق الاشاره محدود کند، قاعدتاً نیازمند شان قانون گذاری عمومی است که تنها از سوی مجلس شورای اسلامی ممکن است. بنابراین دور از انتظار نیست اگر چنین قاعده مبسوطی در نظر گرفته شود، شاهد واکنش هایی از سوی شهروندان مسئول باشیم و این دستورالعمل از طریق مجاری قانونی از جمله دیوان عدالت اداری ابطال شود.

منبع: تابناک

لینک خبر :‌ دیدبان ایران
سینماپرس: هم اکنون شش فیلم سینمایی بر بستر سینماآنلاین در حال اکرانند که به جز یک فیلم، سایر آثار محصولات متوسط و ضعیفی هستند که در شرایط رقابتی اکران سینماها، شاید هیچ گاه فرصت حضور بر پرده سینماها را پیدا نمی کردند، بالا بودن حجم چنین آثاری در سبد سینماآنلاین نشانه ای از رغبت نداشتن بدنه سینما برای پذیرش ریسک دیده شدن آنلاین و بالا رفتن ریسک سینماآنلاین است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ سایت های دیگر : شهدای ایران

به گزارش سینماپرس ، اکران آنلاین یکی از متداول ترین روش های نمایش فیلم است، از غول سرگرمی جهان نتفلیکس گرفته تا سایت های پرطرفداری مانند آمازون ، همگی سامانه اکران آنلاین دارند. اینکه در ایران سینماآنلاین بعد از دو ماه فعالیت هنوز نتوانسته است جایگاه خود را به دست آورد، بخشی به انتخاب های غلط فیلم ها بازمی گردد که برخلاف سامانه مشهور بین المللی که بهترین فیلم ها را انتخاب می کنند، در ایران فیلم هایی به اکران آنلاین آمده اند که از بعد اقتصادی، امیدی به موفقیت آن ها نیست. این کار می تواند با دلزدگی مخاطب، طرح نوپای اکران آنلاین را با خطر ریزش بیننده مواجه کند.

طرح سینماآنلاین از هفته آخر فروردین ماه آغاز شده است. در این طرح که از سوی دو سامانه ویدئو درخواستی دنبال می شود، فیلم سینمایی خروج با قبول ریسک اکران آنلاین، بدون اینکه در سینماها اکران شود، به صورت مستقیم بر بستر آنلاین، اکران شد.

آمارهای امیدوارکننده فیلم خروج باعث شد تا چند فیلمساز دیگر نیز درخواست استفاده از ظرفیت سینماآنلاین را ارائه دهند.

فیلم های طلا ، زیر نظر ، مهمانخانه ماه نو و تیغ و ترمه چهار فیلم دیگری هستند که به ترتیب وارد چرخه اکران آنلاین شده اند و اکنون با اضافه شدن فیلم کشتارگاه بر تعداد فیلم های درحال اکران افزوده شده است. تفاوت آشکار میان خروج و دیگر فیلم های اکران شده، نشان می دهد به رغم اکران فیلمی مهم برای شروع سینماآنلاین، در ادامه کار مسیر سینماآنلاین را فیلم هایی در سطوح پایین تر اشغال کرده اند.

با گذشت بیش از یک ماه از شروع این طرح و در ادامه روند اطلاع رسانی از تعداد بلیت های فروش رفته، حدود نیم میلیون بلیت در مجموع دو پلتفرم فیلیمو و نماوا تاکنون خریداری شده است. این آمار که به صورت مستقیم به ازای هر خرید ثبت و به صورت تجمیعی از دو پلتفرم میزبان این طرح یعنی نماوا و فیلیمو اعلام می شود، خبر از گردش مالی حدود 5/ 7 میلیارد تومانی برای سینمای ایران می دهد. در طرح اکران آنلاین که بلیت آن 15هزارتومان قیمت گذاری شده و هر بلیت تا هشت ساعت پس از خرید اعتبار تماشا دارد، متناسب با متغیرهای بازدید در شبکه نمایش خانگی، برای هر بلیت حداقل 5 /2 تماشاگر در نظر گرفته می شود. به همین ترتیب می توان بیش از یک میلیون و250هزار تماشاگر را در مدت یک ماه از شروع طرح اکران آنلاین برای این پنج فیلم برآورد کرد. همچنین به دلیل تعلق گرفتن بدون واسطه 70درصد از درآمد فروش به صاحب اثر، در مجموع بیش از 50 فیلم متقاضی اکران آنلاین هستند و تصمیم بر این است که این طرح با اکران هفتگی حداقل دو فیلم ادامه پیدا کند.

ناامیدها سراغ اکران آنلاین می روند!

با استثنا دانستن فیلم خروج که در صورت شیوع نیافتن کرونا در نوروز 99 اکران می شد و فیلم سینمایی زیر نظر که هفته های آخر اکرانش با تعطیلی سینماها مصادف شد، چهار فیلم دیگر شرایط تقریباً مشابهی را دنبال می کنند؛ فیلم هایی بی مخاطب که کمتر دفتر پخش فیلمی سراغ آن ها می رفت و به نظر نمی رسید سینماداری حاضر شود سانس های مهم اکران را در اختیار آن ها قرار دهد.

فیلم سینمایی تیغ و ترمه به کارگردانی کیومرث پوراحمد در سی وهفتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت. کیفیت پایین این فیلم باعث شد تا انتقادهای زیادی از آن به وجود آید و حتی منتقدان با زیر سؤال بردن هیئت انتخاب جشنواره، از حضور فیلمی با این وضع در جشنواره ملی فجر انتقاد کردند، برای نمونه مسعود فراستی در برنامه هفت گفت: چرا باید فیلمی مثل تیغ و ترمه در جشنواره وجود داشته باشد!؟ نقدها باعث شد تا با حذف برخی از سکانس ها، فیلم با پنج دقیقه اصلاح به سینما بیاید. تلاش تهیه کننده تیغ و ترمه برای اکران آن در پاییز 98 بی نتیجه ماند و در آخر با معرفی آثار جدید در جشنواره سی وهشتم، شانس اکران این فیلم به صفر نزدیک شد. با وجود این، تغییر شرایط و معرفی سینماآنلاین برای خروج سینما از بن بست باعث شد این فیلم ناگهان سر از اکران آنلاین دربیاورد!

دیگر فیلمی که تصور اکران آن در سینماها پایین بود، فیلم مهمانخانه ماه نو به تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی بود. مهناز افشار بازیگر اصلی فیلم مدت هاست در خارج از کشور به سر می برد ولی این بازیگر در پیامی از حضور در فیلم مهمانخانه ماه نو رسماً ابراز پشیمانی کرد! فیلمی که شاید در بهترین حالت یکی از بی شمار آثار اکران شده در هنر و تجربه به شمار می رفت، به لطف اکران آنلاین در وسعتی لاغر در حال دیده شدن است. نوروزبیگی که سال گذشته در سینما پرکار بوده، هنوز فیلم اکران نشده خون شد به کارگردانی مسعود کیمیایی را در اختیار دارد. برخی از کارشناسان حضور خون شد در سینماآنلاین را عاملی برای موفقیت این طرح می دانستند که هنوز محقق نشده است.

فیلم های طلا و کشتارگاه نیز شرایط بهتری از مهمانخانه ماه نو ندارند، هیچ کدام از فیلم ها ظرفیت فروش بالا را نداشته اند. در این میان فیلم زیر نظر که کمدی سطحی و مبتذلی به کارگردانی مجید صالحی است با آنکه روزهای آخر اکران را پشت سر می گذاشت با کرونا روبه رو شد. اینکه چطور فیلمی که در انتهای اکران بود دوباره به چرخه اکران بازگشته است جای سؤال دارد. این فیلم با رده بندی سنی 17+ سال در سینماآنلاین قرار گرفته است و از آنجا که مخاطب سینماآنلاین خانواده ها هستند، حضور فیلمی که دست کم فرزندان یک خانواده اجازه تماشای آن را ندارند، بحث برانگیز است!

*جوان

لینک خبر :‌ سینما پرس
حوزه/ یک بازیگر سینما و تلویزیون گفت: مدیران بار دیگر نشان دادند که تنها در حرف حامی هنرمندان هستند، زیرا در ایام قرنطینه هیچ مدیری به وضعیت هنرمندان توجهی نکرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰

جعفر دهقان بازیگر سینما و تلویزیون در گفت وگو با خبرگزاری حوزه ، با وخیم خواندن وضعیت اقتصادی هنرمندان گفت: بازیگران را نباید جدای از جامعه دانست، چون ما نیز برای گذران زندگی مجبور هستیم کار بکنیم، اما وقتی شرایط کار کردن فراهم نیست برای تامین خواسته های زندگی مان با مشکلات روبرو می شویم. یک بازیگر در سال شاید بتواند در دو یا سه کار حضور داشته باشد و با همین دو کار نیز باید تمام هزینه های زندگی خود را در یک سال تامین کند. حال تصور کنید همین دو یا سه کار هم انجام نشود ببینید تا چه حد مشکلات قادر است برای بازیگر بیش از دیگر اقشار جامعه سخت تر باشد. این اتفاق به نوعی این روزها رخ داده چون بیماری کرونا و شیوع آن سبب شده همه کارها تعطیل شود و به طبع ما نیز نتوانیم کاری را انجام دهیم.

وی افزود: آن چیزی که بیش از بیکاری باعث ناراحتی می شود این است که، هیچگونه حمایت و پشتیبانی دولتی از ما به عمل نیامد چون در زمان بیکاری، هنرمند نیاز دارد که به او توجه شود. این اتفاق (کمک دولتی) شاید درباره برخی مشاغل رخ داده باشد، اما صنف ما که کار فرهنگی انجام می دهد حمایت نشد. این مسئله باعث آسیب های بسیاری در میان هنرمندان شده است. در همین رابطه سوالی از مدیران دولتی دارم. آیا مسئولان دولتی نمی دانند مخارج زندگی چگونه است و گرانی چقدر بی داد می کند؟ اگر می دانند چگونه با بسته های 200 یا 300 هزار تومانی می خواهند به مردم کمک کنند؟ جواب به این سوالات نشان می دهد آنها چقدر از درد و آلام مردم دور هستند!

این بازیگر با بیان اینکه هنرمندان قشری مظلوم هستند، تصریح کرد: مردم شاید فکر کنند زندگی بازیگران مرفه است، اما بسیاری از بازیگران همانند مردم زندگی می کنند، حتی برخی مواقع از آنها سختی های بیشتری را تحمل می کنیم، چون قادر نیستیم پولی که برای آن کار می کنیم را دریافت کنیم برای مثال به دستمزدهای بازیگری خودمان اشاره می کنم که مدت ها پرداخت نمی شود و هر بار با بهانه های مختلف ما را دست به سر می کنند.

دهقان تاکید کرد: مدیران و مسئولان تنها در شعار دادن خوب هستند، زیرا قبل از این که پستی بگیرند با شعارهای آنچنانی نظرها را به سمت خود جذب می کند، اما به محض دریافت آن مقام دیگر حرف های گذشته یادشان رفته و تنها به فکر موقعیت و منافع خویش هستند.

بازیگر فیلم حمله به اچ 3 با بیان این که در دهه شصت روابط و ارتباطات بسیار انسان دوستانه تر بود بیان کرد: ابتدای انقلاب وضعیت شکلی مطلوب داشت، حتی در زمانی که کشورمان درگیر جنگ بود شاهد روابط انسان دوستانه خوبی در تمامی سطوح جامعه بودیم، یعنی همه به فکر این بودند که به دوست و همسایه خود کمک کنند، اما متاسفانه هر اندازه که جلوتر می رویم، اخلاقیات کمرنگ تر می شود. در حوزه سینما به یاد دارم ما در آن دوران تنها برای اعتلای آرمان های انقلاب و اسلام کار می کردیم بدون این که به فکر منافع خویش باشیم، درصورتی که اگر در آن زمان می خواستیم به موضوعات مادی فکر کنیم شاید الان بسیاری از مشکلات امروز را نداشتیم.

وی متذکر شد: همان اندازه که ارزش های انسانی کم رنگ شده کیفیت فیلم های سینمایی نیز کاهش پیدا کرده است. شما نگاهی به آثار سینمایی دهه شصت بیندازید و آن را با فیلم هایی که هم اکنون روی پرده هستند مقایسه کنید. آیا خود به این نتیجه نمی رسید که ما پسرفت بسیاری داشته ایم. در دهه 60 برای یک فیلم 3 ماه زمان صرف می شد، اما هم اکنون در 10 یا 20 روز یک فیلم سینمایی فیلمبرداری می شود! دلیل این امر هم کاملاً روشن است، چون تنها نکته منافع مالی است.

دهقان در پایان تاکید کرد: بازیگرانی نظیر من که در دهه شصت آثار دفاع مقدسی بسیاری را بازی کرده اند حاضر نیستند برای منافع مالی در هر فیلم و اثری حضور داشته باشد، چون تماشاگر ذهنیتی که از ما دارد با آثار ارزشی آن دوران گره خورده است، برای همین سختی ها را تحمل خواهیم کرد، اما تن به کارهای بی ارزش و سخیف نخواهیم داد.

گفت وگو : داوود کنشلو

لینک خبر :‌ خبرگزاری حوزه
تهران- ایرنا- رییس انجمن مدرسان سینمای ایران، گفت: این انجمن قصد دارد سایر فعالیت های اعضای این انجمن از جمله ترجمه کتاب یا مقاله، ساخت فیلم کوتاه، انیمیشن و یا مستند را در جدول اعضا درج کند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ سایت های دیگر : سینما پرس

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، خانه سینما 32 صنف دارد که تنها 10 صنف آن دارای سایت و اطلاعات منتشر شده هستند. این صنوف عبارتند از برنامه ریزان و دستیاران کارگردان، منتقدان و نویسندگان سینمایی، دستیاران فیلمبردار، سازندگان فیلم کوتاه، کارگردانان، عکاسان فیلم، انیمیشن، تهیه کنندگان سینمای مستند، فیلمبرداران و تدوینگران.

این امر در دنیای دیجیتال و زمانی که بیش از هر زمانی بر شفاف سازی اطلاعات و به روز بودن اطلاع رسانی تاکید می شود، آن هم در مورد صنعت پرمخاطبی چون سینما سئوالات زیادی را مطرح کرده است.

لزوم شفاف سازی اطلاعات و به روز بودن اطلاع رسانی صنوف سینمایی در همه امور مهم است به همین منظور با حمید دهقان پور، رییس انجمن مدرسان سینمای ایران درباره این موضوع به گفت وگو نشستیم.

دهقان پور در گفت وگو با ایرنا با اشاره به اینکه در راستای شفاف سازی اطلاعات صنوف، این انجمن سایت دارد، اظهار داشت: با تغییر و تحولاتی که در انجمن اتفاق افتاد من مسئولیت سایت را به بهنام حسینی از اعضای شورای مرکزی و قائم مقام انجمن محول کردم تا کلیه مطالب و تصمیم های مهمی که گرفته می شود از طریق بارگذاری روی سایت اطلاع رسانی شود. همچنین اطلاعات لازم درباره انجمن در اساسنامه و آیین نامه آن وجود دارد.

وی درباره اطلاعات جدول اعضا که قرار است روی سایت قرار بگیرد، بیان کرد: در واقع تمام اطلاعات اعضا شامل اطلاعات شخصی، محل تدریس و وضعیت شغلی در جدول درج شده و در اختیار خانه سینما قرار گرفته است که روی سایت نیز بارگذاری می کنیم.

رییس انجمن مدرسان سینمای ایران ادامه داد: سال و نوع عضویت اعضا در جدول درج نشده است چراکه ضرورتی ندارد تا همگان از این موضوع مطلع شوند. آخرین کار حرفه ای اعضا نیز در این جدول مشخص شده است.

دهقان پور تاکید کرد: همچنین قرار است یک گزینه دیگر نیز به جدول اضافه شود. قصد داریم هر عضو ما اگر فعالیت دیگری غیر از تدریس از جمله ترجمه کتاب یا مقاله، ساخت فیلم کوتاه، انیمیشن و یا مستند را در کارنامه کاری خود دارد، در جدول اعضا درج کنیم.

وی افزود: در واقع برخی از اعضای انجمن ما عضو پیوسته هستند و وابسته به انجمن های دیگر. به همین دلیل تصمیم داریم شرایطی را فراهم کنیم که این اطلاعات مفید را در اختیار عموم قرار دهیم و آن را منعکس کنیم.

عضو هیات علمی دانشگاه هنر و دانشکده سینما و تئاتر درباره نوع عضویت و شرایط پذیرفتن عضو جدید نیز عنوان کرد: انجمن مدرسان سینما چهار نوع عضویت پیوسته، وابسته، موقت و افتخاری دارد. شرایط عضویت نیز بدین گونه است که متقاضیان باید در حال تدریس باشند و در این زمینه حداقل سه سال سابقه داشته باشند.

دهقان پور ادامه داد: البته کسانی که دارای مدرک دکترای سینما و یا رشته های وابسته هستند نیازی نیست حداقل سه سال سابقه تدریس داشته باشند.

به گفته وی، انجمن مدرسان سینما تنها صنف خانه سینما است که بیشتر اعضای آن دارای درجه دکترا و کارشناسی ارشد و مشغول تدریس در دانشگاه تهران، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه هنر، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه سوره هستند. همچنین بیش از 50 درصد از اعضا عضو هیات علمی دانشگاه ها و مابقی به صورت حق التدریس در مراکز آموزشی مشغول به فعالیت هستند.

رییس انجمن مدرسان سینمای ایران با اشاره به اینکه این انجمن 96 عضو دارد، گفت: ما محدودیتی برای پذیرفتن عضو جدید نداریم. متقاضیان حضور در این انجمن با قبول شرایط اساسنامه خانه سینما و این انجمن می توانند در هر زمان درخواست خود را برای عضویت ارایه بدهند. البته تعدادی درخواست در حال حاضر موجود است که به دلیل شرایط کرونا فرصت بررسی نداشتیم که به زودی در دست بررسی قرار می گیرد.

دهقان پور خاطرنشان کرد: اساسنامه، آیین نامه، اطلاعات اعضا و دیگر اطلاعات عمومی روی سایت قرار می گیرد اما اسکن صورت جلسه آخرین انتخابات محرمانه است و لزومی ندارد در اختیار همگان قرار بگیرد. این اسکن در گروه واتس آپی شورای مرکزی انجمن منعکس می شود. همچنین اگر اعضایی که در جلسه غیبت و تمایل داشته باشند درباره آن جلسه اطلاعاتی کسب کنند از طریق گروه واتس آپی در جریان امر قرار می گیرند.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
19 سال است که هیچ کدام از آثار بهمن فرمان آرا نه با اقبال منتتقدان مواجه می شود و نه این که از سوی مخاطبان عام سینما با استقبال نسبی مواجه می شود، حال این سوال مطرح است وی بر اساس چه بینشی حکایت دریا را روانه اکران آنلاین کرده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ سایت های دیگر : خبرگزاری دانشجو

به گزارش دیار آفتاب ؛ به نقل از گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو :

اکران آنلاین فیلم حکایت دریا به کارگردانی و نویسندگی بهمن فرمان آرا محصول سال 1395، در حالی از روز پنجشنبه 15 خرداد آغاز خواهد شد که جدیدترین ساخته بهمن فرمان آرا طی چند سال اخیر چندین بار به نزدیکی اکران در سینما ها رسید، اما هیچگاه رنگ پرده سینما را به خود ندید تا اینکه سال گذشته بهمن فرمان آرا در مصاحبه ای به صراحت گرفته بود، چون سانس های زیادی به حکایت دریا تعلق نمی گیرد زمان اکران آن را به تعویق می اندازد تا فرصت مناسبی برای اکران پیدا کند . اما اینکه بهمن فرمان آرا پس از 4 سال رضایت به دیده شدن فیلمش داده خود جای سوال دارد و شاید هم وی با ورود به اکران آنلاین به نوعی به دنبال فرار رو به جلویی است که عدم استقبال از فیلمش در سینماها دیگر برایش تکار نشود.

اما واقعیت ماجرا چیز دیگری است که شاید فیلسماز باسابقه سینمای ایران نمی خواهد قبول کند و آن اینکه خانه ای روی آب در سال 1380 آخرین فیلم از بهمن فرمان آرا است که هم در جشنواره فیلم فجر به موفقیت رسید و هم از سوی مخاطبان عام با استقبال نسبی قرا گرفت و این کارگردان حدود 19 سال است که هیچ کدام از آثارش نه با اقبال منتتقدان مواجه شده است و نه این که از سوی مخاطبان عام سینما با استبال مواجه شده باشد، حال این سوال مطرح است بهمن فرمان آرا بر اساس چه بینشی انتظار دارد آثارش در سینما ها به فروش خوبی برسد.

در نتیجه با توجه به توضییحات گفته شده باید گفت، شاید اکران آنلاین حکایت دریا بهترین تصمیم فرمان آرا باشد تا با عدم استقبال قابل پیش بینی جدیدترین اثرش در اکران سینما ها روبرو نشود.

اما درباره حکایت دریا باید گفت، فاطمه معتمد آریا، لیلا حاتمی، علی نصیریان، علی مصفا، رویا نونهالی، صابر ابر، پانته آ پناهی ها، داریوش اسدزاده، مریم بوبانی و بهمن فرمان آرا از بازیگران اصلی فیلم حکایت دریا هستند.

بهمن فرمان آرا فیلم حکایت دریا را سال 95 جلوی دوربین برد و از حضور چهره های مشهور دنیای هنر در این اثر بهره مند شد و برای اولین بار در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درآمد که به جوایزی نیز دست یافت.

حکایت دریا روایتگر داستان آدم هایی است که بعد از مدتی دوری کنار هم قرار می گیرند و برای جبران گذشته هایی که از هم دور بودند تلاش می کنند. بهمن فرمان آرا در فیلم حکایت دریا به عنوان نویسنده، کارگردان، تهیه کننده و بازیگر حضور دارد و برای ایفای نقش در این فیلم نامزد دریافت جایزه آسیاپاسیفیک 2018 شد.

لینک خبر :‌ دیار آفتاب
سینمای سال 99 باید قید سالن ها و پرده عمومی را بزند و سراغ ایده ها و خلاقیت هایی بکر برود تا هم بازگشت سرمایه داشته باشد و هم امیدی در دل فیلمساز روشن کند که این سینما همچنان باید روشن بماند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰

به گزارش خبرنگار گروه سینمایی فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا ، شیوع کرونا و تعطیلی ناخواسته و ادامه دار سالن های سینمایی کشور تنها راه ادامه حیات فعالیت فیلمسازی و نیز نمایش فیلم ها را در سینمای آنلاین خلاصه کرده است.

این طرح هرچند با ابتکار و ریسک ابراهیم حاتمی کیا در اکران خروج کلید خورد؛ اما با استقبالی که مخاطبان از فیلم داشتند، کم کم دیگر صاحبان فیلم را نیز متقاعد کرد تا در حال حاضر چاره را در اکران اینترنتی و روی آوردن به وی.او.دی.ها (VOD) ببینند.

برخی همچون خروج ، طلا ، تیغ و ترمه ، مهمانخانه ماه نو ، کشتارگاه ، شانه دوست و غیره از رفتن پرده عمومی منصرف شدند و اولین نمایش خود را در پلتفرم های پخش اینترنتی تجربه کرده اند.

زیر نظر ، تورنادو و غیره نیز ادامه اکرانشان را در این کانال ادامه می دهند. به نظر می رسد که ورود این فیلم ها باعث شده تا تهیه کنندگان دیگری نیز قضیه را جدی بگیرند و در پی اکران آثارشان طی روزهای آینده باشند.

تومان مرتضی فرشباف، حکایت دریا بهمن فرمان آرا، آنجا همان ساعت سیروس الوند، هفت و نیم نوید محمودی، قتل عمد سعید دولتخانی و غیره از فیلم هایی هستند که احتمالا به زودی وارد جدول اکران سینمای آنلاین خواهند شد و بسیاری دیگر از فیلمسازان هم با توجه به تجربه آزموده شده این نوع اکران، این فضا را به شکل جدی در دستور کار خواهند گذاشت.

بر این اساس پرده اکران عمومی در نبود تماشاگر و سالن های خالی چاره ای ندارد جز اینکه جای خود را با توزیع و نمایش های اینترنتی عوض کند. هرچند در حال حاضر محدودیت سامانه ها به نماوا و فیلیمو حکایت از انحصاری شدن آن دارد و این چنین هم باید عرصه را برای فعالیت دیگر سامانه ها باز کرد تا رقابتی دوچندان در این بین به نفع فیلم ها و البته مخاطب ایجاد شود.

برنامه ریزی بر سر ساعت های پخش بعد از خرید بلیط، حل مشکل تبلیغات تلویزیونی و حتی قیمت هایی که هرازگاهی متغیر و متفاوت می شود، نیاز به یکسان سازی دارد تا ورای سلیقه صاحبان فیلم و قراردادهای شخصی، بتوان کمی به این نوع از نمایش ها نظم داد.

سینمای سال 99 باید قید سالن ها و پرده عمومی را بزند و سراغ ایده ها و خلاقیت هایی همچون سینمای آنلاین و حتی درایوین سینما برود تا هم بازگشت سرمایه داشته باشد و هم امیدی در دل فیلمساز روشن کند که این سینما همچنان باید روشن بماند. در عین اینکه مخاطب نیاز به تولیدات باکیفیت و جدیدی دارد که می توان این آثار را به شرط ساخت در شرایط سهل و وسیع تری در فضای مجازی دنبال کند.

جدا از تلاش ها و ایده های فردی سینمای ایران که این روزها دنبال می شود، این برنامه ریزی و ریل گذاری منوط به عملکرد سازمان سینمایی است تا با برچیدن شوراهای اضافی و خرج کردن های بی ربط، چیدمان و طرح هایی نو در پیش گیرد تا شیوع کرونا احیانا سینمای ایران را به رکود کامل و تعطیلی فیلمسازی نبرد.

انتهای پیام /4143/پ

لینک خبر :‌ خبرگزاری آنا
سینماپرس: نصرتی گفت: معرفی نکردن بازیگران جدید در درازمدت لطمه فراوانی به سینما می زند.

به گزارش سینماپرس ، مهدی نصرتی بازیگر تئاتر و سینما، درباره جدیدترین فعالیت هنری خود به خبرنگاران جوان، گفت: قبل از شیوع ویروس کرونا پیشنهادهایی در سینما و تلویزیون داشتم که ترجیح دادم کار نکنم. امیدوارم با رد شدن از بحران کرونا شرایط برای فعالیت در تئاتر و سینما مساعد شود. هم اکنون هم به صورت مجازی و از طریق ویدئو چت، در حال گفتگو در مورد تمرین یک نمایش هستیم. به زودی متن نمایش کامل می شود و دورخوانی کار را شروع می کنیم.

او در خصوص همکاری چند ساله خود با یک گروه تئاتر بیان کرد: جدی ترین کارهای تئاترم را سال ها با گروهی که هم اکنون در حال تمرین هستیم، انجام دادم. البته از کار کردن با دیگر گروه های تئاتری و سینمایی نیز استقبال می کنم، ولی ترجیح هر بازیگری این است که با گروه هایی همکاری کند که در کنار کار حرفه ای و شناخت نقاط ضعف و قوت همدیگر، به لحاظ فنی روابط دوستانه و همدلانه داشته باشند. در این حالت است که بازیگر به اوج خلاقیت و توانایی خود می رسد و می تواند بهترین عملکرد را داشته باشد.

این بازیگر در خصوص اهمیت کار گروهی عنوان کرد: کار در یک گروه در طولانی مدت منجر به شناخت دقیق آدم ها از یکدیگر، یکدست شدن افکار و نظرها، شناسایی نقاط ضعف و قوتشان و به طور قطع روند رو به رشد تمام اعضای آن می شود. از سویی کیفیت کار بالا می رود و ماندگاری به وجود می آید. با نگاه به نسل بازیگران دهه های قبل می بینیم افرادی که سال های زیادی در کنار یکدیگر کار کردند، همگی رشد کرده و در مهمترین آثار تاریخ سینما و تئاتر درخشیدند. البته اعضای یک گروه برای رسیدن به رشد حتما باید فاکتورهایی را داشته باشند و از قوانین نانوشته ای تبعیت کنند.

نصرتی در خصوص ایفای نقش کُنت بودوفن در نمایش می سی سی پی که در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا و منجر به کاندیدا شدن وی به عنوان بازیگر سال تئاتر شد، گفت: این نمایش مثل خیلی از نمایش های موفق دیگر که ما در سالن های مختلف شاهد درخششان هستیم، حاصل تلاش تقریبا 8 ماهه یک گروه 50 نفری بود. گروه های زیادی هستند که با کمترین بودجه شرافتمندانه ترین کارها را روی صحنه می برند که احتمالا با ادامه وضعیت بد فعلی از تعدادشان کاسته می شود.

بازیگر فیلم لباس شخصی در خصوص دلیل معرفی نشدن بازیگران جدید به سینما با توجه به اینکه این حوزه به ورطه تکرار افتاده و بازیگران مستعد فراوانی هم وجود دارند که پشت در مانده اند، بیان کرد: یک حرفه یا یک صنف وقتی نتواند به موقع فعالان مستعد خود را بشناسد و از آن ها به نفع پویایی و زنده نگه داشتن همان صنف بهره ببرد، حتما بیمار است. همه هنرمندان فعال و تثبیت شده حوزه تئاتر و سینما می توانند بخشی از انرژی و توانایی خود را همواره به کشف استعدادهای تازه و جلوگیری از هدر رفتن آن ها اختصاص دهند. هنرمندان قدیمی تر در این زمینه بهتر کار می کردند. بدین علت بازیگران متعدد و فراوان تری به حوزه تئاتر و سینما معرفی می شدند. از طرفی قدرت ریسک بالاتری داشتند و تنها دغدغه شان برگشت سرمایه و بردن سود زیاد نبود. آن ها عزت نفس بیشتری خرج می کردند و به همین دلیل بود که برای مخاطبانشان تصمیم می گرفتند و خوراک فرهنگی و هنری متنوعی فراهم می کردند.

بازیگر مجبوریم افزود: اغلب نگاه می کنیم تا ببینیم کدام بازیگر مخاطب بیشتری دارد و بدون ریسک سراغ آن رفته و به اصطلاح خوراک تکراری به خورد مخاطب می دهیم. این عدم ریسک پذیری برخی، در دراز مدت لطمه فراوانی به سینما خواهد زد. در این بین هنرمندانی هم هستند که در کنار فعالیت هنری و خلق اثر، نیم نگاهی به معرفی استعداد و احیای هنرمندان قدیمی و فراموش شده دارند.

وی گفت: بازیگر و به طور کلی فعالان رشته های هنری همواره تنها هستند. اینجا فرهنگ نگهداری و حفظ هنرمند در مسیر رشد وجود ندارد. کسی که کار هنری می کند، از ابتدای شکل گیری علاقه و همچنین ادامه مسیرش تا رسیدن به نتیجه، هیچ نوع راهنما و مشاوری ندارد.

نصرتی درباره همکاری خود با رضا درمیشیان در فیلم سینمایی مجبوریم گفت: تجربه خوبی بود؛ رضا درمیشیان هم کارگردان کاربلدی است و هم اخلاق فوق العاده ای دارد. به نظرم اگر این فیلم را نا عادلانه از جشنواره فجر حذف نمی کردند، یکی از بهترین فیلم های امسال بود.

لینک خبر :‌ سینما پرس
حال و روز شبکه نمایش خانگی این روزها خیلی وخیم است، اما وخیم تر از آن، رویکرد و نگاه مدیران این بخش به ماجراست. خاطره پژمانفر، عضو سابق کمیسون فرهنگی مجلس از داستان وی او دی ها و سوال از وزیر در حضور رئیس مجلس تامل برانگیز است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ مدتی است که برخی محتواهای پخش شده در VOD ها و شبکه نمایش خانگی باعث نگرانی کارشناسان و اصحاب فرهنگ در کشور شده است؛ می گوییم اصحاب فرهنگ، نه مسئولان فرهنگی! زیرا بنظر می رسد که مسئولان و مدیران فرهنگی چندان دغدغه ای در رابطه با این موضوع ندارند، این در حالی است که این گونه محتواها امروزه بیش از تولیدات آثار تلویزیونی و سینمایی در دسترس عموم مردم به ویژه نوجوان ها قرار دارد.

هادی زجاجی مدیرکل دفتر نظارت و تطبیق سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر یا همان ساترا معتقد است: باید تعهد را در خود سرویس ها زنده کرد. باید به آن ها آموزش داد و از طرفی فرهنگ مخاطب و کاربر نیز آموزش داده شود تا هر محتوایی را نبیند و یا اگر می بیند گزارش دهد؛ چون نمی خواهیم نظارت پلیسی داشته باشیم .

این نوع تفکر ناخوادآگاه ذهن را به سمت تفکر اقتصاد بازار آزاد می برد، بازاری که در آن تنها عرضه و تقاضا است که بازار را تعیین می کند، نظارتی نباشد و بازار خودش، خودش را کنترل کند و نتیجه آن همان می شود که در دو سال اخیر در بازار مسکن و خودرو دیده ایم!

در بُعد فرهنگی و شبکه های نمایش خانگی هم قطعا همین است، تفکری که حداقل نظارت را می پسندد و معتقد است که باید همه چیز را همه گونه در دسترس قرار داد و منتظر ماند و دید که برای کدام یک تقاضای بیشتری وجود دارد، نتیجه اش از همین اول مشخص است؛ بسازید، پخش کنید، اگر کسی محتوا را دید و صدایش درآمد، آن زمان ما هم می بینیم و نظر می دهیم!

این تفکر را می توان در پاسخ هادی زجاجی به مصاحبه ای که به تازگی از وی منتشر شده، دریافت که گفته است؛ در بخش تولیدی ها، خروجی کار مورد نظارت قرار می گیرد و بعد از انتشار محتوا، نظارت انجام می شود. بخشی از این نظارت هم بر مبنای گزارش های مردمی است؛ مانند بحث خشونت و مواردی از این دست !

حالا سوال این است که نوشدارو پس از مرگ سهراب چه دردی را دوا خواهد کرد؟ آن هم با گزارش های مردمی؟! بهتر است آقای زجاجی آدرسی واضح تر بدهد که مردم به کجا گزارش بدهند و تا چه حد گزارش هایشان در تولیدات بعدی ملاک و معیار قرار می گیرد؟

آمار نداریم!

از طرفی این مدیر اجرایی در همین مصاحبه به این موضوع اشاره کرده است که از آنجایی که سرویس های وی اودی برای برنامه های زنده حتماً باید مجوز داشته باشند، طبیعتاً آماری از این برنامه ها وجود دارد، به ویژه که لازم است برای هر برنامه زنده حتماً ناظر هم وجود داشته باشد اما نسبت به برنامه های تولیدی این آمار موجود نیست .

نهاد یا ارگان مسئولی که حتی آماری از برنامه های تولیدی خود ندارد چگونه می تواند آمار مناسبی در مورد رضایت و نارضایتی مردم ارائه دهد و آن را معیاری برای بقیه مسیر و راه خود در نظر بگیرد؟

دیروز، شبکه های نمایش خانگی فاصله دار با سبک ایرانی، امروز برنامه های زنده اینترنتی با حواشی های فراوان و فردا خدا می داند که قرار است بدون این نظارت های مسئولانه، چه بر سر فرهنگی بیاید که ریشه ای در تمدن هزار ساله این مرز و بوم دارد؟!

یک پیشنهاد به مدیران فرهنگی

حجت الاسلام پژمانفر عضو سابق کمیسیون فرهنگی مجلس در گفتگو با راه دانا در رابطه با این نوع تهاجم فرهنگی و کوتاهی در نظارت بر محتواهای وی او دی ها بیان داشته است که؛ من یکبار برخی از این صحنه های VOD را داشتم آماده می کردم تا برای سوال از وزیر در صحن مجلس پخش بشود، آقای لاریجانی به من گفت اصلا این ها را پخش نکنید که قبیح است! من به ایشان گفتم، چطور اشاره به بخشی از این ها آنهم در صحن مجلس زشت است، اما بچه های مردم در خانه ها نشسته اند و این ها را آزادانه تماشا می کنند؟! !

حالا ما باید از آقای زجاجی و دیگر مدیران اجرایی و فرهنگی این سوال پیشنهادگونه را مطرح کنیم آیا خود آنها هم حاضرند با خانواده خود ابتدا محتواهای منتشر شده را ببینند و بعد بر روی آن ممیزی و اصلاح کنند؟ یا فقط برای مردم نسخه نظارت بعد از پخش را می پسندند؟

نسیم اسدپور

لینک خبر :‌ دانا
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹

شفقنا -روزنامه مردم سالاری در نوشتاری با عنوان صدا و سیما به کجا چنین شتابان؟! به قلم بهروز پورسینا این گونه آورده است:

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که اولین نماد تغییر نظام پس از دوران رژیم شاهنشاهی بوده است، در مسیر 41 ساله خود تاکنون، فراز و نشیبهای عجیب و گوناگونی را پشت سر گذاشته است. جایگاه ویژه ای که این مجموعه در جامعه و در ساختار نظام همچنین در کنش و واکنشهای قدرت میان نحله ها و جریانات از یک سوی و تقویت و تضعیف بنیانهای قشری گر ی یا جریان اعتلای جامعه در سطح خواص و عوام از سوی دیگر داشته، عملکرد این کلان مجموعه عریض و طویل را مطمح نظر همگان قرار داده است. با ذکر این مقدمه وارد بحث اصلی این یادداشت می شویم که نگرشی به سطح کیفی تولیدات این نهاد فرهنگی – رسانه ای و سیاسی – اجتماعی در سالهای اخیر است و بطور مشخص از برنامه های سیما در مقطع عید تا عید آن.

برخورداری از جایگاه انحصاری سازمان صدا و سیما، بررسی میزان ورودی و خروجی آن را از جهاتی سهل و از جهاتی سخت و مشکل ساخته است. یکی از مشکلاتی که در بررسی وزن خروجی سازمان صدا و سیما وجود دارد، چالشهایی است که در خود سنگ ترازوهای سنجش در جامعه ایران اسلامی در اینباره وجود دارد. اینکه آیا بطور مثال، وقتی شبکه یک سیما را شبکه ملی معرفی کنیم، آیا به این معناست که باید ببینیم، برای هر چه اسلامی و مطابق موازین شرعی کردن این شبکه، تحت نظارتهای کمی و کیفی با قرائتی که بخصوص در این چند سال اخیر بر این سازمان حکم فرما شده است، تا چه حد در تراز یک شبکه نظام جمهوری اسلامی قابل دفاع و تعریف و جانبداری است یا اینکه اگر شبکه یک را شبکه ملی معرفی می کنیم، به دنبال این باشیم که بدانیم تا چه حد توانسته است عنوانی که به یدک می کشد را در تعاملی هم افزا، به موازات جلب اعتماد و تامین نیاز مخاطبین ملی خود که شامل افزون بر 80 میلیون آحاد مردم مسلمان در ایران اسلامی هستند را به شایستگی در عمل متبلور می کند. پس پرداختن به صدا و سیما در حوزه فرهنگ و رسانه و جامعه کشورمان، کار دشواری است اما غیر قابل دسترس هم نیست.

سیما از عید تا عید

اگر بخواهیم بدون اینکه لازم باشد اطلاع دقیقی از مسائل مدیریتی، نظارتی و جاری سیمای جمهوری اسلامی ایران داشته باشیم تا بخواهیم راجع به لااقل، خروجی های این نهاد ارزیابی داشته باشیم کافی است به برنامه های سیما از فاصله عید نوروز 99 تا عید فطر 99 نیم نگاهی داشته باشیم. مهمترین برنامه درخور و شاخص در برنامه های تولیدی سیما در عید نوروز امسال برنامه پایتخت 6 بود که مبتنی بر ظرفیت سالهای قبل که این مجموعه موفق در بخشهای قبلی آن داشت، تا حدودی به نیاز مخاطبین گسترده آن در جامعه، در گذراندن اوقاتی مفرح در کنار خانواده در ایام تعطیلات عید نوروز، بخصوص در شرایط قرنطینه، پاسخ خوب و مناسبی را داد. با این حال، به دلیل محدودیتهای ناشی از کووید 19 که موجب شد یکی دو قسمت پایانی آن تولید و پخش نشود، وقتی از سوی عده ای پر سر و صدا، برخی ضعفهای نادر آن چنان علم شد تو گویی که گروهی با هدف استحاله جامعه بر پایه نفوذ در سیما، این مجموعه را ساخته و آن را به خورد جامعه داده اند با این سریال نسبتا خوب و موفق برخورد شد؛ یا للعجب از این همه داستان سرایی و بیان مخرب در مورد آن که انسان در حیرت می ماند که چه باید بگوید! حتی در مورد این سریال، برخی صاحبان قلم مشهور از طیف السابقون در انقلاب اسلامی که برای حمله به این مجموعه چنان قلم فرسایی در سرمقاله روزنامه کردند که نگارنده در آن زمان بر خود چیزی جز تکلیف سکوت و نظر و گذر ندید. متاسفانه، ضعف ریاست محترم این سازمان در مدیریت این فرآیند و حملات شاید تا حدود زیادی غیر منصفانه و غیر ضرور توام با بد سلیقگی به این مجموعه، خود یکی از شواهد و قرائنی است که می توان از آن، افول در فرآیند مدیریتی این نهاد را گواهی داد. البته شواهد و قرائن بسیار دیگر نیز گواه بر این مدعا است، از جمله سطحی و قشری شدن تولیدات این سازمان در درصد قابل توجهی از برنامه های تولیدی و غیر تولیدی که بر روی آنتن سیما می رود، استفاده کاملا غیر تخصصی از ظرفیتهای بی بدیل تصویری و صوتی قابل استفاده در این رسانه ملی و بین المللی همچنین خط مش های متناقضی که بعضا در شبکه های مختلف سیما کاملا قابل مشاهده است؛ از آن جمله اینکه به طور مثال، در برنامه دور همی از یکی از میهمانان برنامه در خصوص معرفی خواننده های مورد علاقه ایشان سوال می شود و در کمال ناباوری وقتی پاسخ می دهد که من به اِنریکه که یکی از خوانندگان مشهور امریکای جنوبی است علاقه دارم و ترکهای صوتی او را گوش می دهم این دیالوگ به راحتی پخش می شود و در برنامه ای که زنده از شبکه سوم سیما پخش می شود وقتی که از کارشناس محترم مذهبی در روزی که به نظرم روز بزرگداشت حضرت زینب سلام الله علیها بود از ایشان می خواهد صحبتی در اینباره کند، کارشناس روحانی ناگهان و بدون مقدمه شروع به انتقادهای عجیبی از وزارت ارشاد در خصوص صدور مجوز برای تعدادی از محصولات تولیدی شبکه خانگی می کند و چنان از درد و رنج و غم عده ای افراد متشرع در خصوص موضوعات و صحنه های آنچنانی پخش شده در این حوزه! سخن به میان می آورد که موجب می شود خود کارشناس محترم نیز به همین دلیل و به دلیل اظهار شرمندگی از ساحت مقدس حضرت زینب سلام الله علیها، از پاسخ به سوال مطروحه به کلی اجتناب ورزد. یا للعجب!

از سوی دیگر، وقتی به ایام ماه مبارک رمضان رسیدیم برنامه تولیدی زندگی پس از زندگی محصول شبکه 4 که حاصل سه سال کار مستمر عده ای پژوهشگران حکیم، مومن و خوش ذوق بوده است چنان اثری متناسب و ماندگار ارائه می شود که باز، امیدهای زیادی را برای کارشناسان و فرهیختگان مرتبط با رسانه به ارمغان آورد. با این حال، اگر در خصوص سریالهای تولیدی شبکه های مختلف، ویژه ماه مبارک رمضان امسال، بخواهیم وارد چالش و بحث شویم، شاید در برخی فرازها از شدت غصه و از اینکه بعضا چگونه با سرمایه های بیت المال، با وقت مردم برخورد می شود جای اندوه و تاسف فراوان فقط باشد.

مثال دیگر، در ایجاد تعارض حتی در خود یک برنامه و توسط یک مجری است. در سحرهای ماه مبارک در شبکه سه، روحانی و طلبه ای فاضل در 29 سحر به توصیف احوالات حضرت امام علی ع می پردازد؛ طیب الله انفاسه. اما متاسفانه در بین صحبتهای ایشان، بعضا به عنوان نماینده عموم مردم صحبتها و گله و شکایتهایی مطرح می شد که به باور نگارنده در آن مبانی عدالت و انصاف بعضا رعایت نمی شد و اینکه واقعا چنین گویش هایی آیا در راه رضا الهی است یا در تحلیل نهایی، به بد بینی ها دامن می زند جای بحثهای جدی کارشناسی دارد؛ نظر قطعی نگارنده این است که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد که اگر غیر از این شد هم خلاف عدالت و انصاف می تواند بشود و هم موجب تقویت بدبینی ها. چطور ایشان فکر می کند که مرتب از مسئولین و خدمتگزاران در نظام اسلامی باید به عنوان نوکر و پادو یاد کند حال آنکه اگر من مسئول نوعی، اگر خودم را نوکر و پادوی مردم بنامم باکی نیست و بلکه می تواند از برخی جنبه ها، مورد ستایش باشد اما دیگری این اجازه را ندارد که مسئول و خدمتگزار مردم را نه یک بار بلکه به دفعات، نوکر و پادوی مردم بنامد. آیا ایشان که خود از نگاه فرهنگی، یک مقام مسئول است اگر از سوی دیگران به عنوان نوکر و پادوی مردم معرفی شود زیبنده است؟! قطعا خیر. پس بهتر است در این چنین صحنه ها و بسیاری دیگر از امور اداره مملکت و کشور، به میراث گرانبهای به جای مانده از حضرت امام راحل رجوع کنیم و به او تمسک جوئیم که فرمود ، مردم ولی نعمتان ما هستند؛ پس هیچ قرائتی غیر از قرائت اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی به غیر از قرائت حضرت امام و مقام معظم رهبری نباید ملاک و مناط عمل در بدنه نظام اسلامی و انقلابی، بخصوص در مرکز حساسی بنام سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد. بگذاریم و بگذریم که اگر گوش شنوایی باشد و از پاسخگویی در محضر امام راحل، اهل بیت عصمت و طهارت و باری تعالی نگرانی باشد، تجدید نظرهای اساسی با مشورت با اهل خبره، حتما می بایست مد نظر ریاست محترم سازمان صدا و سیما و دیگر مرتبطین با این مهم، بخصوص خبرگان از جامعه شناسان، روانشناسان و جامعه مسئول از اهل علم و فکر و هنر، در این مهم با تاکید بر زمینه برنامه سازی ها در بخشهای تولید فیلم و سریال و موسیقی و سایر بخشهای تولیدی، در کنار بخشهای غیر تولیدی مثل استفاده از فیلمها و برنامه های علمی و آموزنده ای که از خارج از کشور خریداری می شود باشد تا یک نقطه عطف اساسی را به فضل الهی در آینده ای نزدیک در جهت اصلاح این مجموعه بی بدیل شاهد باشیم.

انتهای پیام

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

شفقنا -روزنامه مردم سالاری در نوشتاری با عنوان صدا و سیما به کجا چنین شتابان؟! به قلم بهروز پورسینا این گونه آورده است:

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که اولین نماد تغییر نظام پس از دوران رژیم شاهنشاهی بوده است، در مسیر 41 ساله خود تاکنون، فراز و نشیبهای عجیب و گوناگونی را پشت سر گذاشته است. جایگاه ویژه ای که این مجموعه در جامعه و در ساختار نظام همچنین در کنش و واکنشهای قدرت میان نحله ها و جریانات از یک سوی و تقویت و تضعیف بنیانهای قشری گر ی یا جریان اعتلای جامعه در سطح خواص و عوام از سوی دیگر داشته، عملکرد این کلان مجموعه عریض و طویل را مطمح نظر همگان قرار داده است. با ذکر این مقدمه وارد بحث اصلی این یادداشت می شویم که نگرشی به سطح کیفی تولیدات این نهاد فرهنگی – رسانه ای و سیاسی – اجتماعی در سالهای اخیر است و بطور مشخص از برنامه های سیما در مقطع عید تا عید آن.

برخورداری از جایگاه انحصاری سازمان صدا و سیما، بررسی میزان ورودی و خروجی آن را از جهاتی سهل و از جهاتی سخت و مشکل ساخته است. یکی از مشکلاتی که در بررسی وزن خروجی سازمان صدا و سیما وجود دارد، چالشهایی است که در خود سنگ ترازوهای سنجش در جامعه ایران اسلامی در اینباره وجود دارد. اینکه آیا بطور مثال، وقتی شبکه یک سیما را شبکه ملی معرفی کنیم، آیا به این معناست که باید ببینیم، برای هر چه اسلامی و مطابق موازین شرعی کردن این شبکه، تحت نظارتهای کمی و کیفی با قرائتی که بخصوص در این چند سال اخیر بر این سازمان حکم فرما شده است، تا چه حد در تراز یک شبکه نظام جمهوری اسلامی قابل دفاع و تعریف و جانبداری است یا اینکه اگر شبکه یک را شبکه ملی معرفی می کنیم، به دنبال این باشیم که بدانیم تا چه حد توانسته است عنوانی که به یدک می کشد را در تعاملی هم افزا، به موازات جلب اعتماد و تامین نیاز مخاطبین ملی خود که شامل افزون بر 80 میلیون آحاد مردم مسلمان در ایران اسلامی هستند را به شایستگی در عمل متبلور می کند. پس پرداختن به صدا و سیما در حوزه فرهنگ و رسانه و جامعه کشورمان، کار دشواری است اما غیر قابل دسترس هم نیست.

سیما از عید تا عید

اگر بخواهیم بدون اینکه لازم باشد اطلاع دقیقی از مسائل مدیریتی، نظارتی و جاری سیمای جمهوری اسلامی ایران داشته باشیم تا بخواهیم راجع به لااقل، خروجی های این نهاد ارزیابی داشته باشیم کافی است به برنامه های سیما از فاصله عید نوروز 99 تا عید فطر 99 نیم نگاهی داشته باشیم. مهمترین برنامه درخور و شاخص در برنامه های تولیدی سیما در عید نوروز امسال برنامه پایتخت 6 بود که مبتنی بر ظرفیت سالهای قبل که این مجموعه موفق در بخشهای قبلی آن داشت، تا حدودی به نیاز مخاطبین گسترده آن در جامعه، در گذراندن اوقاتی مفرح در کنار خانواده در ایام تعطیلات عید نوروز، بخصوص در شرایط قرنطینه، پاسخ خوب و مناسبی را داد. با این حال، به دلیل محدودیتهای ناشی از کووید 19 که موجب شد یکی دو قسمت پایانی آن تولید و پخش نشود، وقتی از سوی عده ای پر سر و صدا، برخی ضعفهای نادر آن چنان علم شد تو گویی که گروهی با هدف استحاله جامعه بر پایه نفوذ در سیما، این مجموعه را ساخته و آن را به خورد جامعه داده اند با این سریال نسبتا خوب و موفق برخورد شد؛ یا للعجب از این همه داستان سرایی و بیان مخرب در مورد آن که انسان در حیرت می ماند که چه باید بگوید! حتی در مورد این سریال، برخی صاحبان قلم مشهور از طیف السابقون در انقلاب اسلامی که برای حمله به این مجموعه چنان قلم فرسایی در سرمقاله روزنامه کردند که نگارنده در آن زمان بر خود چیزی جز تکلیف سکوت و نظر و گذر ندید. متاسفانه، ضعف ریاست محترم این سازمان در مدیریت این فرآیند و حملات شاید تا حدود زیادی غیر منصفانه و غیر ضرور توام با بد سلیقگی به این مجموعه، خود یکی از شواهد و قرائنی است که می توان از آن، افول در فرآیند مدیریتی این نهاد را گواهی داد. البته شواهد و قرائن بسیار دیگر نیز گواه بر این مدعا است، از جمله سطحی و قشری شدن تولیدات این سازمان در درصد قابل توجهی از برنامه های تولیدی و غیر تولیدی که بر روی آنتن سیما می رود، استفاده کاملا غیر تخصصی از ظرفیتهای بی بدیل تصویری و صوتی قابل استفاده در این رسانه ملی و بین المللی همچنین خط مش های متناقضی که بعضا در شبکه های مختلف سیما کاملا قابل مشاهده است؛ از آن جمله اینکه به طور مثال، در برنامه دور همی از یکی از میهمانان برنامه در خصوص معرفی خواننده های مورد علاقه ایشان سوال می شود و در کمال ناباوری وقتی پاسخ می دهد که من به اِنریکه که یکی از خوانندگان مشهور امریکای جنوبی است علاقه دارم و ترکهای صوتی او را گوش می دهم این دیالوگ به راحتی پخش می شود و در برنامه ای که زنده از شبکه سوم سیما پخش می شود وقتی که از کارشناس محترم مذهبی در روزی که به نظرم روز بزرگداشت حضرت زینب سلام الله علیها بود از ایشان می خواهد صحبتی در اینباره کند، کارشناس روحانی ناگهان و بدون مقدمه شروع به انتقادهای عجیبی از وزارت ارشاد در خصوص صدور مجوز برای تعدادی از محصولات تولیدی شبکه خانگی می کند و چنان از درد و رنج و غم عده ای افراد متشرع در خصوص موضوعات و صحنه های آنچنانی پخش شده در این حوزه! سخن به میان می آورد که موجب می شود خود کارشناس محترم نیز به همین دلیل و به دلیل اظهار شرمندگی از ساحت مقدس حضرت زینب سلام الله علیها، از پاسخ به سوال مطروحه به کلی اجتناب ورزد. یا للعجب!

از سوی دیگر، وقتی به ایام ماه مبارک رمضان رسیدیم برنامه تولیدی زندگی پس از زندگی محصول شبکه 4 که حاصل سه سال کار مستمر عده ای پژوهشگران حکیم، مومن و خوش ذوق بوده است چنان اثری متناسب و ماندگار ارائه می شود که باز، امیدهای زیادی را برای کارشناسان و فرهیختگان مرتبط با رسانه به ارمغان آورد. با این حال، اگر در خصوص سریالهای تولیدی شبکه های مختلف، ویژه ماه مبارک رمضان امسال، بخواهیم وارد چالش و بحث شویم، شاید در برخی فرازها از شدت غصه و از اینکه بعضا چگونه با سرمایه های بیت المال، با وقت مردم برخورد می شود جای اندوه و تاسف فراوان فقط باشد.

مثال دیگر، در ایجاد تعارض حتی در خود یک برنامه و توسط یک مجری است. در سحرهای ماه مبارک در شبکه سه، روحانی و طلبه ای فاضل در 29 سحر به توصیف احوالات حضرت امام علی ع می پردازد؛ طیب الله انفاسه. اما متاسفانه در بین صحبتهای ایشان، بعضا به عنوان نماینده عموم مردم صحبتها و گله و شکایتهایی مطرح می شد که به باور نگارنده در آن مبانی عدالت و انصاف بعضا رعایت نمی شد و اینکه واقعا چنین گویش هایی آیا در راه رضا الهی است یا در تحلیل نهایی، به بد بینی ها دامن می زند جای بحثهای جدی کارشناسی دارد؛ نظر قطعی نگارنده این است که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد که اگر غیر از این شد هم خلاف عدالت و انصاف می تواند بشود و هم موجب تقویت بدبینی ها. چطور ایشان فکر می کند که مرتب از مسئولین و خدمتگزاران در نظام اسلامی باید به عنوان نوکر و پادو یاد کند حال آنکه اگر من مسئول نوعی، اگر خودم را نوکر و پادوی مردم بنامم باکی نیست و بلکه می تواند از برخی جنبه ها، مورد ستایش باشد اما دیگری این اجازه را ندارد که مسئول و خدمتگزار مردم را نه یک بار بلکه به دفعات، نوکر و پادوی مردم بنامد. آیا ایشان که خود از نگاه فرهنگی، یک مقام مسئول است اگر از سوی دیگران به عنوان نوکر و پادوی مردم معرفی شود زیبنده است؟! قطعا خیر. پس بهتر است در این چنین صحنه ها و بسیاری دیگر از امور اداره مملکت و کشور، به میراث گرانبهای به جای مانده از حضرت امام راحل رجوع کنیم و به او تمسک جوئیم که فرمود ، مردم ولی نعمتان ما هستند؛ پس هیچ قرائتی غیر از قرائت اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی به غیر از قرائت حضرت امام و مقام معظم رهبری نباید ملاک و مناط عمل در بدنه نظام اسلامی و انقلابی، بخصوص در مرکز حساسی بنام سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد. بگذاریم و بگذریم که اگر گوش شنوایی باشد و از پاسخگویی در محضر امام راحل، اهل بیت عصمت و طهارت و باری تعالی نگرانی باشد، تجدید نظرهای اساسی با مشورت با اهل خبره، حتما می بایست مد نظر ریاست محترم سازمان صدا و سیما و دیگر مرتبطین با این مهم، بخصوص خبرگان از جامعه شناسان، روانشناسان و جامعه مسئول از اهل علم و فکر و هنر، در این مهم با تاکید بر زمینه برنامه سازی ها در بخشهای تولید فیلم و سریال و موسیقی و سایر بخشهای تولیدی، در کنار بخشهای غیر تولیدی مثل استفاده از فیلمها و برنامه های علمی و آموزنده ای که از خارج از کشور خریداری می شود باشد تا یک نقطه عطف اساسی را به فضل الهی در آینده ای نزدیک در جهت اصلاح این مجموعه بی بدیل شاهد باشیم.

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

لینک خبر :‌ شفقنا
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ سایت های دیگر : اول فارس

محمدجواد لسانی . پژوهشگر

در همین دهه 90 شمسی، فیلمی در ایران ساخته می شود که نامش خانه پدری است. کیانوش عیاری، کارگردان فیلم، تلاش می کند با فیلم نامه ای واقع گرا، آینه شفاف زخمی کهنه بر جامعه باشد؛ این زخم به طور معمول در اجتماعات کوچک و پراکنده خارج از حیطه شهرهای بزرگ رخ نمایی می کند. فیلم عیاری زبان حال یک بحران سرزمینی است؛ اما مدیران بخش سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد، همچنان که در این دو دهه اخیر دست به عصا بوده اند، اخلاق مشترکی هم به این اثر مبذول می کنند و زیر بال و پر این اثر انتقادی را نمی گیرند؛ در حالی که نسبت به آثار سست و مبتذلی که نبودشان بهتر از بودشان است، چندان سخت گیری ای نمی کنند. فیلم عیاری در گام نخست، مجوز نمایش نمی گیرد؛ اما پس از مدتی طولانی، نوبت اکرانی موقت می گیرد و با دستپاچگی تمام، سال گذشته پس از دو هفته نمایش، امکان ادامه اکران نمی یابد. در رسانه فراگیر سیما که خبری از تولید این دست آثار جدی و چالشی نیست، شاید چشم امید به مراکزی باشد که بودجه و امکانات برای ساخت چنین آثار خاصی می گیرند که حرف هایی ضروری و تاریخ مند برای گفتن داشته باشند. مگر فیلم خانه پدری چه می خواست بگوید که در میانه اکران متوقف شد؟ در یک جمله کوتاه می توان پیام آن را در این خلاصه کرد که دخترها در مسیر انتخاب آزادانه و اجتماعی خود، ممکن است دچار آزمون هایی دشوار شوند؛ اما جای افسوس دارد که خانه پدری برای ابراز حرف های ناگفته آنها چندان امن نیست و چه بسا آشکار شدن آن انتخاب پنهان، قصه تلخ دختران آن حوالی دور را به فاجعه ای ناخواسته بکشد. اکنون بار دیگر کم لطفی ها به چنین آثار لازم سینمایی در ذهن ها مرور می شود و زبان حال آحاد هم وطنان متوجه رومینای 14ساله شده است که همین چند روز پیش، به دست پدرش کشته شد؛ با این عنوان که آبروی رفته خانواده حفظ شود. خبر قتل این دختر بی دفاع، ابتدا در اول خرداد فقط در برخی رسانه های کوچک محلی تالش منتشر می شود؛ اما داستان این قتل ناموسی چیست؟ رسانه گیل خبر تالش در شرح ماجرا می نویسد: این دختر نوجوان در روستای سفید سنگان لمیر از توابع شهر تالش زندگی می کرده و دلباخته یکی از پسرهای همشهری می شود.

به گفته افراد محلی، مخالفت های شدید پدر دختر با وصلت این دو به دلیل تفاوت های فرهنگی ، آنها را به فکر فرار از منزل می اندازد؛ اما پیگیری خانواده ها به دستگیری آن دو به دست پلیس منجر می شود. گفته می شود رومینا به دلیل حفظ امنیت جانی خود و آشنایی با خلقیات پدرش، تمایل به بازگشت به خانه نداشته است؛ اما طبق قوانین جاری و به تشخیص پلیس، این دختر نوجوان به ناچار به پدر خانواده تحویل داده می شود. شواهد امر حاکی از آن است که بازگشت رومینا و حضور او در خانه، سبب نمی شود که بحران فروکش کند، بلکه جو حاکم بر فرهنگ سنتی خانه، اختلاف های قبلی را تازه می کند؛ چنان که آتش خشم پدر شعله ور می شود. به این ترتیب پدر با خلوت کردن خانه، رومینای بند دلش را در خواب به قتل می رساند. این تصمیم از رها شدگی مخاطب ناشی می شود؛ زمانی که هیچ برنامه ای در اتاق فکر نهادهای رسانه ای موجود نیست و هرگز به تدوین و تصویب نمی رسد. به گفته افراد محلی، پدر بعد از ارتکاب جرم با در دست داشتن داس از خانه خارج شده و به قتل دخترش اعتراف می کند و از سوی پلیس بازداشت و به مراجع قضائی سپرده می شود. مطابق ماده 220 قانون مجازات اسلامی، پدر رومینا در جایگاه ولی دم در قتل فرزند قصاص نمی شود، بلکه قصاص تبدیل به دیه و تعزیر می شود؛ با این حال هنوز جزئیاتی از احتمال آغاز مراحل قضائی و محاکمه این پدر قاتل منتشر نشده است. در این میان، در حالی که کشته شدن رومینا به دست پدرش جامعه را متأثر کرده، انتشار تصویر آگهی ترحیم این دختر نوجوان شمالی در رسانه های اجتماعی، بار دیگر واکنش های زیادی را بر می انگیزد؛ زیرا در اعلامیه ترحیم رومینا، نام پدر او که عامل این قتل ناموسی است، درج شده و در کنار آن نام پدربزرگ ، برادر، دایی و عموهای رومینا نیز به عنوان صاحب عزا آمده است. مراسم ترحیم هفتمین روز درگذشت رومینا روز دوشنبه در منزل پدربزرگش در روستای سفیدسنگان برگزار می شود.اکنون که اعلامیه رومینا در رسانه های مجازی پخش می شود و قرار است در همان خانه پدری که او را در آن کشته اند، برایش مراسم سوگواری بگیرند، چشم ها به جای دیگری دوخته می شود که از این فاجعه پیر تر و عمیق تر است؛ آن عامل، کم کاری رسانه های دیداری و شنیداری است که بیش از همه چراغ های کم سوی دیگر رخ نشان می دهد. بعد از خبر پخش این حادثه خونین، انگار هیچ فاجعه ای رخ نداده باشد. آن چنان مجازاتی در کار نیست؛ زیرا خط برنامه ای منسجم و کاری در سینما، تئاتر و تلویزیون برای آن ترسیم نشده است. تمایل غریزی بر این است که پدر صاحب اختیار دختر است و دیه اش را می پردازد؛ مثل کالایی که خودش خریده و برایش هر نوع تصمیمی که مایل باشد، می گیرد. این مهم نیست که دختر دیگر نمی تواند نفس بکشد، بخندد، انتخاب کند و زندگی کند؛ آنچه اهمیت دارد، حفظ آبرو و مردانگی پدر است که با بیرون رفتن دختر از خانه بدون اجازه او، خدشه دار شده و این تعریف قجری ننگ، اقتدار پدرانه را تحریک می کند تا مسئله خود را با خون پاک کند. اینک می بینید که خانه پدری تنها یک فیلم نیست، بلکه نماد تعهدی همگانی است. خانه پدری تنها نمی خواهد دوره سنتی و نفس گیر زمان قاجار را به نمایش بگذارد، بلکه یادآوری ضروری از تداوم پنهان آن رویه دخترکش است که بر اثر یک استبداد خانگی سبب می شود فاجعه ای بروز کند و مردان مصون از کیفر سنگین، زیر چتر بی فکری ها و تساهل های رسانه ای پنهان شوند. شاید قوی ترین راه دفع این مصائب خانگی و تکرارنشدن آن در آینده این مرزو بوم، این باشد که به عزم جمعی رسانه ای توجه شود تا آثار متعهدانه ای به تولید برسند که فرهنگ بومی را به خوبی آسیب شناسی کنند و آن را به چالش بکشند تا این چنین تلخ، بهای خون آلودی برای آن باورهای چرکین پرداخته نشود.

محمدجواد لسانی . پژوهشگر

در همین دهه 90 شمسی، فیلمی در ایران ساخته می شود که نامش خانه پدری است. کیانوش عیاری، کارگردان فیلم، تلاش می کند با فیلم نامه ای واقع گرا، آینه شفاف زخمی کهنه بر جامعه باشد؛ این زخم به طور معمول در اجتماعات کوچک و پراکنده خارج از حیطه شهرهای بزرگ رخ نمایی می کند. فیلم عیاری زبان حال یک بحران سرزمینی است؛ اما مدیران بخش سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد، همچنان که در این دو دهه اخیر دست به عصا بوده اند، اخلاق مشترکی هم به این اثر مبذول می کنند و زیر بال و پر این اثر انتقادی را نمی گیرند؛ در حالی که نسبت به آثار سست و مبتذلی که نبودشان بهتر از بودشان است، چندان سخت گیری ای نمی کنند. فیلم عیاری در گام نخست، مجوز نمایش نمی گیرد؛ اما پس از مدتی طولانی، نوبت اکرانی موقت می گیرد و با دستپاچگی تمام، سال گذشته پس از دو هفته نمایش، امکان ادامه اکران نمی یابد. در رسانه فراگیر سیما که خبری از تولید این دست آثار جدی و چالشی نیست، شاید چشم امید به مراکزی باشد که بودجه و امکانات برای ساخت چنین آثار خاصی می گیرند که حرف هایی ضروری و تاریخ مند برای گفتن داشته باشند. مگر فیلم خانه پدری چه می خواست بگوید که در میانه اکران متوقف شد؟ در یک جمله کوتاه می توان پیام آن را در این خلاصه کرد که دخترها در مسیر انتخاب آزادانه و اجتماعی خود، ممکن است دچار آزمون هایی دشوار شوند؛ اما جای افسوس دارد که خانه پدری برای ابراز حرف های ناگفته آنها چندان امن نیست و چه بسا آشکار شدن آن انتخاب پنهان، قصه تلخ دختران آن حوالی دور را به فاجعه ای ناخواسته بکشد. اکنون بار دیگر کم لطفی ها به چنین آثار لازم سینمایی در ذهن ها مرور می شود و زبان حال آحاد هم وطنان متوجه رومینای 14ساله شده است که همین چند روز پیش، به دست پدرش کشته شد؛ با این عنوان که آبروی رفته خانواده حفظ شود. خبر قتل این دختر بی دفاع، ابتدا در اول خرداد فقط در برخی رسانه های کوچک محلی تالش منتشر می شود؛ اما داستان این قتل ناموسی چیست؟ رسانه گیل خبر تالش در شرح ماجرا می نویسد: این دختر نوجوان در روستای سفید سنگان لمیر از توابع شهر تالش زندگی می کرده و دلباخته یکی از پسرهای همشهری می شود.

به گفته افراد محلی، مخالفت های شدید پدر دختر با وصلت این دو به دلیل تفاوت های فرهنگی ، آنها را به فکر فرار از منزل می اندازد؛ اما پیگیری خانواده ها به دستگیری آن دو به دست پلیس منجر می شود. گفته می شود رومینا به دلیل حفظ امنیت جانی خود و آشنایی با خلقیات پدرش، تمایل به بازگشت به خانه نداشته است؛ اما طبق قوانین جاری و به تشخیص پلیس، این دختر نوجوان به ناچار به پدر خانواده تحویل داده می شود. شواهد امر حاکی از آن است که بازگشت رومینا و حضور او در خانه، سبب نمی شود که بحران فروکش کند، بلکه جو حاکم بر فرهنگ سنتی خانه، اختلاف های قبلی را تازه می کند؛ چنان که آتش خشم پدر شعله ور می شود. به این ترتیب پدر با خلوت کردن خانه، رومینای بند دلش را در خواب به قتل می رساند. این تصمیم از رها شدگی مخاطب ناشی می شود؛ زمانی که هیچ برنامه ای در اتاق فکر نهادهای رسانه ای موجود نیست و هرگز به تدوین و تصویب نمی رسد. به گفته افراد محلی، پدر بعد از ارتکاب جرم با در دست داشتن داس از خانه خارج شده و به قتل دخترش اعتراف می کند و از سوی پلیس بازداشت و به مراجع قضائی سپرده می شود. مطابق ماده 220 قانون مجازات اسلامی، پدر رومینا در جایگاه ولی دم در قتل فرزند قصاص نمی شود، بلکه قصاص تبدیل به دیه و تعزیر می شود؛ با این حال هنوز جزئیاتی از احتمال آغاز مراحل قضائی و محاکمه این پدر قاتل منتشر نشده است. در این میان، در حالی که کشته شدن رومینا به دست پدرش جامعه را متأثر کرده، انتشار تصویر آگهی ترحیم این دختر نوجوان شمالی در رسانه های اجتماعی، بار دیگر واکنش های زیادی را بر می انگیزد؛ زیرا در اعلامیه ترحیم رومینا، نام پدر او که عامل این قتل ناموسی است، درج شده و در کنار آن نام پدربزرگ ، برادر، دایی و عموهای رومینا نیز به عنوان صاحب عزا آمده است. مراسم ترحیم هفتمین روز درگذشت رومینا روز دوشنبه در منزل پدربزرگش در روستای سفیدسنگان برگزار می شود.اکنون که اعلامیه رومینا در رسانه های مجازی پخش می شود و قرار است در همان خانه پدری که او را در آن کشته اند، برایش مراسم سوگواری بگیرند، چشم ها به جای دیگری دوخته می شود که از این فاجعه پیر تر و عمیق تر است؛ آن عامل، کم کاری رسانه های دیداری و شنیداری است که بیش از همه چراغ های کم سوی دیگر رخ نشان می دهد. بعد از خبر پخش این حادثه خونین، انگار هیچ فاجعه ای رخ نداده باشد. آن چنان مجازاتی در کار نیست؛ زیرا خط برنامه ای منسجم و کاری در سینما، تئاتر و تلویزیون برای آن ترسیم نشده است. تمایل غریزی بر این است که پدر صاحب اختیار دختر است و دیه اش را می پردازد؛ مثل کالایی که خودش خریده و برایش هر نوع تصمیمی که مایل باشد، می گیرد. این مهم نیست که دختر دیگر نمی تواند نفس بکشد، بخندد، انتخاب کند و زندگی کند؛ آنچه اهمیت دارد، حفظ آبرو و مردانگی پدر است که با بیرون رفتن دختر از خانه بدون اجازه او، خدشه دار شده و این تعریف قجری ننگ، اقتدار پدرانه را تحریک می کند تا مسئله خود را با خون پاک کند. اینک می بینید که خانه پدری تنها یک فیلم نیست، بلکه نماد تعهدی همگانی است. خانه پدری تنها نمی خواهد دوره سنتی و نفس گیر زمان قاجار را به نمایش بگذارد، بلکه یادآوری ضروری از تداوم پنهان آن رویه دخترکش است که بر اثر یک استبداد خانگی سبب می شود فاجعه ای بروز کند و مردان مصون از کیفر سنگین، زیر چتر بی فکری ها و تساهل های رسانه ای پنهان شوند. شاید قوی ترین راه دفع این مصائب خانگی و تکرارنشدن آن در آینده این مرزو بوم، این باشد که به عزم جمعی رسانه ای توجه شود تا آثار متعهدانه ای به تولید برسند که فرهنگ بومی را به خوبی آسیب شناسی کنند و آن را به چالش بکشند تا این چنین تلخ، بهای خون آلودی برای آن باورهای چرکین پرداخته نشود.

لینک خبر :‌ روزنامه شرق
یک تهیه کننده سینما گفت: بسیاری از مراکز خصوصی تئاتر و سینما به دلیل عدم توان مالی برای پرداخت اجاره بهایشان دچار مشکل شده و مجبور به واگذاری مراکز خود شدند که این اتفاق می تواند تاثیر بسیار منفی را بر جامعه فرهنگی و هنری ما تحمیل کند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ سایت های دیگر : شعار سال رادیو گفت و گو

اقتصاد24 - ویروس کرونا همه ابعاد مسائل اقتصادی را دربرگرفته است و بی تعارف باید گفت کسب وکاری از این بیماری در امان نمانده است.

یکی از اقشاری که حقیقتاً در مظلومیت کامل دچار بحران شده اند، فعالان حوزه سینما و تئاتر هستند. این بخش فرهنگ و هنر کشور که در شرایط عادی هم اوضاع و احوال خوبی ندارد این ماه ها ضرر های زیادی را به خود دیده است و از طرفی، همچنان هم نمی توانند به مانند بسیاری از کسب وکار ها فعالیت خود را از سر بگیرند.

فضا برای سینماگران حتی به گونه ای شده است که به دلیل نداشتن حقوق ثابت و بیکاری در ایام کرونا، اقدام به فروش دارایی های خود برای امرار معاش شده اند.

بیشتر بخوانید: پرویز فلاحی پور: کرونا باعث شد ماشینم را برای خرج زندگی بفروشم

در همین خصوص، سیدصابر امامی، تهیه کننده سینما در گفت وگو با اقتصاد24 با تاکید بر موضوع تاثیر بیماری کرونا بر فرهنگ و هنر گفت: در ایامی که بیماری کرونا بر جامعه جهانی و به تبع آن ایران، غالب شده است، فرهنگ و هنر کشورمان دچار مشکلات اقتصادی فراوانی شده که از جمله آن ها می توان به عدم کسب درآمد هنرمندان و سالن های خصوصی تئاتر و سینما اشاره کرد.

وی افزود: بسیاری از مراکز خصوصی تئاتر و سینما نیز به دلیل نداشتن توان مالی برای پرداخت اجاره بهایشان دچار مشکل شده و مجبور به واگذاری مراکز خود شدند که این اتفاق می تواند تاثیر بسیار منفی را بر جامعه فرهنگی و هنری ما تحمیل کند، چراکه امکان واگذاری کار در آینده به افرادی که متاسفانه اطلاعاتی از فرهنگ و هنر ندارند، افزایش پیدا می کند.

تهیه کننده فیلم سینمایی ساعت صفر تصریح کرد: شرایط فعلی، بسیاری از هنرمندان را به فضای آنلاین کشاند که خوشبختانه مخاطبان نیز استقبال خوبی از آن کردند، اما باید دانست که این امر نیاز به توجه بیشتری دارد و با متعادل شدن شرایط نیز باید به تقویت آن پرداخت. از آنجایی که احتمالاً ویروس کرونا به این زودی ها از جهان رخت نبندد باید فکری اساسی برای نمایش های آنلاین کرد تا هم عدالت رعایت شود و هم عوامل فرهنگ و هنر که درآمدشان از این بخش است بیش از این متضرر نشوند.

امامی در پایان خاطرنشان کرد: در شرایط اکران آنلاین و پخش در فضای مجازی، بدون شک کسب درآمد فیلم به شدت کاهش پیدا می کند و ممکن است یک اثر آن گونه که باید مورد توجه قرار نگیرد و به همین دلیل سود کمتر و یا ضرر نصیب سرمایه گذار شود؛ این امر موجب کاهش سرمایه گذاری در سینما و تئاتر خواهد شد که خود موضوعی قابل بحث و دره ای بسیار عمق است. پس چاره ای نیست جز اینکه دولت چتر حمایت خود را بر سر این قشر زحمتکش هم بگیرد تا ان شاالله در دوران پساکرونا با افت محسوسی روبرو نشویم.

روزگار سخت سالن های سینما و تئاتر و وعده های کرونایی که محقق نشد

از سوی دیگر مهدی علی نژاد، مدیر تماشاخانه مهرگان نیز در گفت وگو با اقتصاد24 با اشاره به تعطیلی سینما ها و سالن های تئاتر از روز های ابتدایی بیماری کرونا، ابراز داشت: از سوم اسفند ماه سال 98 سالن های تئاتر و سینما که اغلب آن ها نیز خصوصی هستند بنا بر دستور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعطیل شد.

وی افزود: از آنجا که تمامی هزینه های یک سالن خصوصی بر عهده مدیریت آن است، از هفته اول تعطیلی خطر را احساس کردیم و موضوع را با ریاست صنف در میان گذاشتیم که در نهایت جلسه ای با مدیر وقت مرکز هنر های نمایشی هماهنگ شد و نتیجه آن قولی مبنی بر کمک وزارت ارشاد برای سالن های خصوصی بود تا بتوانند اجاره بهای سالن های خود را بپردازند.

مدیر تماشاخانه مهرگان تصریح کرد: بسیاری از ما با این باور که حداقل می توانیم اجاره بهاء سالن خود را بپردازیم، راضی از جلسه با مدیر مرکز هنر های نمایشی خارج شدیم، اما متاسفانه یک هفته بعد آقای کرمی استعفاء دادند و طبعاً این موضوع نیز از دستور کار خارج شد.

او ادامه داد: مجموعه هنری ما بیش از سه ماه است که تعطیل است و هیچ گونه درآمدی نیز نداشته ایم. علاوه بر این حتی ما نمی دانیم که چه زمانی باید مجموعه بازگشایی شود و این اتفاق را سخت تر می کند.

این بازیگر تئاتر و سینما با اشاره به انتصاب قادر آشنا به عنوان مدیر جدید مرکز هنر های نمایشی بیان کرد: ایشان قول همکاری و مساعدت به تماشاخانه های خصوصی را داده اند، اما تا این لحظه هیچ گونه اتفاقی رخ نداده است و این در حالی است که تماشاخانه مهرگان به تنهایی در ماه اسفند حدود 100 میلیون تومان متضرر شده است که این ضرر شامل اجاره بهاء، حقوق پرسنل، بلیط فروشی نمایش ها و... است.

وی یادآور شد: این مبلغ در سه ماه عددی بالغ بر 300 میلیون خواهد شد؛ البته که تماشاخانه های خصوصی بزرگ تر و کوچک تری نیز وجود دارند که ممکن است این مبلغ برای آن ها کمتر یا بیشتر از مبلغ ما باشد. تا جایی که اطلاع دارم برخی از تماشاخانه های خصوصی در حال تعطیلی کامل هستند چراکه دیگر توان مدیریت مالی این اتفاق را ندارند.

علی نژاد گفت: اگر وضعیت موجود ادامه پیدا کند و دولت نیز کمکی نکند، بدون شک تمام تماشاخانه های خصوصی به طور کامل تعطیل خواهند شد چراکه هزینه ها به شدت بالاست و امکان مدیریت آن به تنهایی وجود ندارد. تعدادی از تماشاخانه ها نیز برای افرادی است که مالک آن ملک هستند، اما باید این را در نظر گرفت که آن افراد نیز به این مجموعه به عنوان منبع درآمد نگاه می کنند و تا یک حد و مرزی می توانند موضوع را مدیریت کنند و پس از آن بدون شک تصمیم می گیرند تا فکر دیگری برای ملک خود داشته باشند.

وی ادامه داد: قول های بسیاری همچون وام و کمک های مالی به ما داده شده است، اما هیچ کدام حتی به نزدیکی مرحله انجام نیز نرسیده است و این یعنی هیچ چیز مشخص نیست.

مدیر تماشاخانه مهرگان با تاکید بر اینکه تئاتر معقوله ای است که باید برای آن برنامه ریزی داشت گفت: اگر همین امروز وزارت ارشاد دستور بازگشایی سالن ها را بدهد تا گروه های تئاتری تمرین و تبلیغات داشته باشند، حداقل یک ماه زمان می برد تا به مرحله اجرای عموم برسیم و این یعنی از زمان اعلام تا شروع اصلی بازگشایی سالن ها یک ماه فاصله است و خسارت وارده نیز بیشتر خواهد شد.

علی نژاد در پایان خاطرنشان کرد: برای بازگشایی سالن ها نیز باید پروتکل بهداشتی را رعایت کنیم که این امر نیز مجدداً مستلزم هزینه خواهد بود؛ بنابراین تماشاخانه های خصوصی برای اینکه بتوانند سرپا باشند و بحران کرونا را پشت سر بگذارند قطعاً نیاز به حمایت دولت دارند، در غیر این صورت یکی پس از دیگری به طور کامل تعطیل می شوند .

لینک خبر :‌ اقتصاد 24
سینماپرس: سپردن اجرای چنین طرح هایی به برخی مدیران کم سواد و درس پس داده سینمایی کشور که عایدی ایشان جز تکثیر ابتذال در زیرساخت های مدیریت فرهنگی کشور نبوده و ...؛ می تواند منجر به توزیع رانتی بودجه های فرهنگی کشور در میان طیفی خاص از سینماگران شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ سایت های دیگر : هشدار نیوز

شمس الدین حمیدیان/ سازمان سینمایی برای حمایت از تولید فیلم نامه در شرایط پسا کرونایی سینمای ایران و کمک مادی به همه اعضای انجمن صنفی فیلم نامه نویسان ، یک طرح چهارده ماده ای را معرفی کرده است که طبق بند هفتم آن، از فیلم نامه های اقتباسی حمایت ویژه خواهد شد. بندی که در آن به صراحت بیان شده است: هر طرحی از این مجموعه که واجد ویژگی طرح حمایتی اقتباس و یا طرح حمایتی تنوع ژانر باشد به خواست نویسنده یا تهیه کننده در چارچوب آن حمایت های ویژه قرار خواهد گرفت.

اما این طرح اگرچه ممکن است در کوتاه مدت، به نفع اقتصاد سینما و سینماگران و بویژه فیلم نامه نویسان باشد اما در طولانی مدت نمی تواند مسیر سینما را اصلاح کند و تجربه نشان داده است که چنین تصمیماتی صرفاً برای جبران دغدغه های اقتصادی صنفی و تکنسینی سینما و بالاخص ایجاد فضای تبلیغاتی برای مدیران امر است و نه دغدغه های صالح سالاری و تئوری و محتوایی مبتنی بر یک سند طراحی شده و یا یک چشم انداز مدون!

به عبارت دیگر، نه تنها مسئله اقتباس که اساساً مسئله فیلم نامه نویسی یک مقوله تئوری است که عقل متصل سینما محسوب می شود و نیاز به افرادی متبحر و باسواد و کارکشته در این زمینه دارد و این در شرایطی است که متاسفانه به سبب مدیریت ناکارآمد فرهنگی و بالاخص سینمایی کشور؛ مسئله اقتباس از آثار ادبی و به ویژه رُمان یکی از دغدغه های بنیادین ولی بی پاسخ و ناکام در صنعت سینمای ایران بوده است. از این جهت امروزه درعموم تولیدات سینمایی کشور، بیش از اینکه به مسئله تئوری و نظریه در نوشتارها توجه شود؛ رویکردهای تکنسینی در نگارش فیلم نامه ها مورد توجه قرار گرفته است و پُرواضح است که یک فرد تکنسین هرقدر هم توانمند و خلاق باشد، اما منظومه فکری ندارد ؛ ماهر نیست و تنها یک مهارت می فهمد و آن مهارت نیز کمی و به نوعی ابزاری است و اساساً کیفیت را در بر نمی گیرد.

پس باید دانست که بذر کشت شده توسط مدیریت فرهنگی کشور به نحوی بوده که امروزه اساساً در صنعت سینمای ایران شاهد آن هستیم که منافع بر آرمان ترجیح دارد و سینماگران صرفاً بر تکنیک و فُرم سینمایی متمرکز می شود و در این میان عموم مدیران فرهنگی نیز مدیریت تحول گرایانه سینما را نه لزوماً در تربیت و ارتقای نیروی انسانی تازه نفس و تئوریک، بلکه در استفاده حداکثری از ظرفیت های موجود جست وجو می کند. حال آنکه در روزگار بنفش ملت ایران، این امر با سیاست راضی سازی همگانی و تمرکز بر اقدامات تبلیغاتی همراه شده است.

بر این اساس اگر چه ظاهر این چنین اقدامی توسط سازمان سینمایی موجه و قابل تقدیر می نماید. اما باید توجه داشت که نقطه اصلی امثال این طرح ها نه نیروی انسانی بلکه قدرت ساختاری خواهد بود و از این جهت است که رویکرد متأخر حاکم بر مدیریت سینمایی بنفش پوشان اگرچه هم به صورتی ظاهری وانمود می کند که تمام ظرفیت های ساختاری موجود را برای تحول سینمای کشور به میدان آورده؛ امّا به دلیل وابستگی بیش از حد آن به ساختارهای قدرت و فرصت طلب و بی توجه به بازتولید نیروی انسانی جدید، به همان میزان دچار محدودیت های ذاتی ساختارگرایی می شود و نهایتاً یک تجربه عقیم در حافظه سینمایی کشور محسوب خواهد شد.

باید یادمان باشد که استفاده از ادبیات برای ساخت فیلم تاریخچه های سینمایی در سینمای جهان سابقه ای به اندازه تاریخ سینما دارد و اهمیت آن در گستره تعریف اقتباس سینمایی از ادبیات، به صورتی مداوم از سوی منتقدان و تحلیل گران ادبی و سینمایی مورد تأکید قرارگرفته است و در این راستا بسیاری از فیلم ها و حتی سریال های تلویزیونی تحسین شده از سوی جشنواره های مختلف سینمایی و تلویزیونی، اقتباسی هستند و تا به آنجا اهمیت دارد که در بسیاری از جشنواره های معتبر سینمایی جهان همانند اسکار ( Oscars ) ، برای فیلم نامه های اقتباسی جایزه جداگانه ای با عنوان جایزه اسکار بهترین فیلم نامه اقتباسی ( Academy Award for Best Adapted Screenplay ) در نظر گرفته می شود.

امروزه روند استفاده از ادبیات برای اقتباس در صنعت سینماس جهان همچنان با روندی رو به رشد ادامه دارد و به ویژه در حوزه ی سینمای اجتماعی و ساخت درام های شهری و نقد و بررسی مسائل امروز روابط انسانی نیز در یک نگاه تطبیقی و با روزآمد کردن متون برجسته ادبی قدیم و جدید، موردتوجه فیلم سازان مطرح جهان قرارگرفته است.

باید توجه داشت که مسئله اقتباس، یک امر مضمونی و محتوایی است و از این جهت است که جایزه بهترین فیلم نامه را به بهترین مضمون می دهند و درواقع این جایزه، به جای تکیه بر تکنیک و فُرم سینمایی، صرفاً به محتوا و مضمون توجه دارد.

اما مسئله مهم این است که چنین رویکردی به ادبیات و استفاده ی هدفمند در بازخوانی آثار ادبی در سینمای اقتباسی که به خوبی در صنعت سینمای جهان شکل گرفته و به بلوغ رسیده، در سینمای ایران جایگاهی نیافته و در تطابق با ضعف کلی سینمای اقتباسی ، موردتوجه فیلم سازان داخلی قرار نگرفته است و اساسا شغلی به نام کارگزار ادبی ( Literary agent ) در تولید سینمای ایران وجود ندارد و در هیچ یک از شوراهای کلان فرهنگی و سینمایی کشور و یا در مجموعه هایی همچون بنیاد سینمایی فارابی و ... متخصصانی با چنین عنوان شاغلی وجود ندارند که آثار ادبی کهنه و بیشتر نو را می خواند و تشخیص می دهد برای اقتباس سینمایی مناسب می باشند یا خیر!

با این تفاصیل در تاریخ سینمای ایران، مسئله اقتباس از آثار ادبی و به ویژه رمان یکی از دغدغه های بنیادین ولی بی پاسخ و ناکام بوده است. اگر بخواهیم به ریشه های این ناکامی اشاره کنیم باید به چند موضوع توجه ویژه داشته باشیم:

1. کیفیت غیر سینمایی آثار ادبی

بیشتر رمان های ایرانی از الگوهای بیان و روایت سینمایی فاصله دارند و وجه تغزلی و خطابی آن ها بر وجه قصه گویی برای سینما غلبه یافته است. درواقع رمان های ایرانی عمدتاً متکی بر دیالوگ و حدیث نفس هستند و کنش ها اندک است و از تعادل مطلوب که لازمه داستان گویی متعارف سینمایی است فاصله دارد. شخصیت ها در میانه فعال بودن و منفعل بودن که دو الگوی متمایز در فیلم های سینمایی اند، معلق اند. گفت وگوها بیش از آنکه فشرده و موجز و دراماتیک باشند، توصیفی و حتی گاهی تجویزی اند. سرعت روایتگری همپا و همخوان با سرعت روایت سینمایی نیست، درنتیجه بیشتر رمان های ایرانی در برگردان سینمایی به فیلمی کوتاه تبدیل می شوند یا به فیلمی مُطول!

سینمای ایران، دیالوگ محور، یا بهتر بگوییم، دیالوگ زده شده است و این اتفاق خصوصاً در کمدی ملموس می باشد و کمتر به سمت تقویت شخصیت پردازی و توصیف می رود و از سویی رمان های طنز در ایران به شدت معدود و مهجور است و ما تقریباً چیزی به نام اقتباس کمدی در سینمای ایران نداریم!

2. ناآشنایی اهل سینما با آثار ادبی

طیف قابل توجهی از اهالی سینما کمتر رمان می خوانند و بالاخص جماعت به اصطلاح منوالفکر از ایشان عموما با تازه ترین رمان های منتشرشده آشنایی ندارند. در این میان آن دسته از سینماگرانی هم که اهل ادبیات اند، معمولا این آثار را به دیده اقتباس نمی خوانند، یا از آن به نفع تفکرات خود گذر می کنند. این در حالی است که حتی برخی از کارگردان های ما با ویژگی های بیانی فیلم های روز آشنایی ندارند. سهل است، به ساده ترین قواعد فیلم سازی نیز بیگانه اند حالا چه انتظاری می رود هنگامی که اثر ادبی ناقص قرار باشد به اثر سینمایی ناقص تری تبدیل شود؟

3. حق مالکیت

موضوع اقتباس از هر اثر برای تولید اثری در رسانه دیگر، نوعی تملک و تصاحب است و در این قاعده است که سینما ، رمان را تصاحب می کند. اما در جامعه ای که تملک و تصاحب، مایه نگرانی صاحب اثر است، اندیشه اقتباس پیش از جوانه زدن می خشکد. درواقع هنوز قانون صحیح و سرراستی برای حفظ حقوق مادی و معنوی اقتباس، اعم از اقتباس کننده و اقتباس شونده؛ تصویب نشده است و یک سردرگمی و تعلیق بسیار فراگیر در این زمینه وجود دارد.

4. اقتصاد

صنعت سینما بر سیستم اقتصاد پیچیده ای استوار است که به نوعی اقتصاد کلان محسوب می شود و نه اقتصاد خُرد. اما در این طرح جدید، بازهم شاهد مقوله گُنجشک روزی کردن سینما هستیم! بر این اساس طبق بند سوم این طرح، فارغ از ژانر و ویژگی ها با هر طرح 5 صفحه ای که موردپذیرش شورای موضوع ماده 9 قرار گیرد، قرارداد نگارش به مبلغ سیصد میلیون ریال منعقد خواهد شد.

به رغم این گستردگی حیطه مالی، دستمزد فیلم نامه نویسان، در مقایسه با دیگر عوامل و هزینه ها در مسیر تولید یک اثر سینمایی اندک است و کمتر تهیه کننده خصوصی پیدا می شود که راضی به پرداخت هزینه اقتباس باشد. از این جهت وقتی حتی این دستمزد اندک کفاف اقتباس و نگارش را نمی دهد، پس آیا بهتر نبود که دولت این بودجه را با مدیریت بهتر، به سمت سفارش آثار اقتباسی به شخصیت های موجه و امتحان پس داده رهنمون می شد تا هم نتایج عملیاتی بهتری داشته باشد و هم حداقل قرجام آن به تولید آثاری همچون ناخداخورشید منجر شود و خدای نکرده با بودجه بیت المال مسلمین شاهد تولید انبوهی از طیف فیلمنامه های اینجا بدون من نباشیم!

5. تک روی و ناتوانی در تقویت روحیه جمعی

روحیة تک روی نهادینه شده در جامعه ما که دلایلش آشکار است و نیازمند توضیح نیست. از همین جهت است که می گویند اکثر ایرانی ها در ورزش های فردی همچون کشتی بیشتر موفق می باشند تا در فوتبال. از این جهت است که چنین روحیه ای با روند و فرایند اقتباس، که ذاتاً پدیده ای است استوار بر همکاری همخوانی ندارد. شاید به همین دلیل است که برنامه نویسی گروهی نیز در سینمای ایران، جز چند نمونه انگشت شمار، شدنی یا موفق نبوده است و فیلم نامه ها بیشتر نوشته کارگردان است. درواقع می توان گفت فیلم نامه راهی است برای ورود به کارگردانی. این ناتوانی در همکاری گروهی شاید موجب همین شده است که سینما به جای متن محوری به مؤلف محوری تمایل پیدا کرده است و فیلم نگاری نتواند به یک حرفه پخته و مستقل تبدیل بشود.

6. اوضاع اجتماعی

اقتباس نیز همچون دیگر پدیده های هنری، تابع دگرگونی ها و اوضاع کلی اجتماعی است. اگر نویسنده اثر ادبی به دلایل آشکار و پنهان نتواند تصویر درستی از جامعه خود ارایه دهد و اگر اقتباس کننده نیز به همین دلایل نتواند آن تصویر را حفظ یا تقویت کند، و اگر فیلم ساز هم نتواند آن را به شدتی کمابیش همانند ارائه دهد، آنگاه اقتباس از اثر ادبی برای اثر سینمایی در واقع تبدیل به موجودی ناقص الخلقه خواهد شد که آییدی تحقیر آمیز و نقض غرضی همچون فروشنده را در پی خواهد داشت.

از سوی دیگر، معروف است که اقتباس در جوامعی بیشتر رواج و گستردگی و پذیرش دارد که هنرمندان آن بیشتر پذیرای دگرگونی می باشند. زیرا اقتباس از اثر ادبی برای اثر سینمایی، نمونه کوچکی از این دگرگونی پذیری است که هم شامل نویسنده اثر ادبی است، هم تهیه کننده اثر سینمایی، هم فیلم نامه نویس، هم فیلم ساز، و صدالبته تماشاگر. شاید بخشی از ناکامی اقتباس ادبی در سینمای ایران به تماشاگرانی برگردد که پذیرای دگرگونی اثر ادبی در قالب اثر سینمایی نیستند. گاهی خوانندگان یک رمان بیش از نویسنده اش از اقتباس سینمایی آن ناراضی اند.

7. کم رنگی تعامل های میان رشته ای

نمی توان انتظار داشت در جامعه ای که تعامل های میان رشته ای و میان گروهی در آن کمرنگ است، میان صنعت سینما و ادبیات، رابطه برادرانه نیک سرشتی برقرار باشد. کمرنگی تعامل میان نیازهای فروتر و نیازهای فراتر فردی و اجتماعی، ناگزیر به کمرنگی تعامل میان ادبیات و سینما هم می انجامد.

در سال های اخیر مطالعات تازه ای در باب بررسی بین رشته ای درباره ی تعاملات میان ادبیات و سینما صورت گرفته که برخی از آن ها تمرکز خود را بر واکاوی مفهوم اقتباس، سابقه اقتباس سینمایی و تحلیل فیلم های اقتباسی در صنعت سینمای ایران معطوف نموده اند و آثاری مانند اقتباس ادبی در ایران ، (شهناز مرادی، 1376) و اقتباس در سینما (محمدعلی فرشته حکمت، 1390) از این نمونه ها به شمار می آیند. در برخی از آثار نیز مؤلفان با مبنا قرار دادن روابت، تحلیل عناصر نمایشی را در متون ادبی دنبال کرده اند که آثاری مانند تاریخ بیهقی، روایتی سینمایی (علیرضا پور شبانان، 1392) و قابلیت های نمایشی شاهنامه (محمد حنیف، 1384) از آن جمله اند.

در نوع دیگری از آثار هم تمرکز بر ایجاد ارتباط میان مرز خیال ادبی با تکنیک های مختلف فیلم سازی و بررسی تطبیقی ساختار میان ادبیات و سینما مدنظر پژوهشگران قرارگرفته که می توان به کتاب های مشت در نمای درشت (سید حسن حسینی، 1383) و سینما و تصاویر شعری شاهنامه (احمد ضابطی جهرمی 1384) و همچنین مقاله نسبیت بیان سینمایی با تمثیل های ادبی در اشعار مولانا (تفی پور نامداریان و زهرا حیائی، 1388) به عنوان نمونه اشاره نمود.

همچنین در این میان هستند پژوهش های معدودی مانند مقاله درآمدی بر تعامل میان ادبیات کلاسیک عرفانی با سینمای معناگرا (پور شبانان و دیگران، 1395) که با نگاه ژانری ارتباط ادبیات کلاسیک فارسی و سینما را با بررسی نمونه ای مرکز توجه قرار داده اند.

از این زاویه به نظر می رسد، کاوش در حوزه ادبیات فارسی و به ویژه ادبیات کلاسیک که آثار قابل اعتنایی ازنظر ظرفیت های نمایشی در آن وجود دارد، می تواند در به کارگیری این آثار و بازخوانی آن ها بر اساس نیازهای جامعه امروزی در ساخت نسخه های سینمایی، کارآمد به شمار آید که البته این مهم تنها به واسطه حضور اساتید باسواد مدیران خبره در شوراهای تابعه صورت خواهد پذیرفت و در این میان قطعا سپردن اجرای چنین طرح هایی به برخی مدیران کم سواد و درس پس داده سینمایی کشور که عایدی ایشان جز تکثیر ابتذال در زیرساخت های مدیریت فرهنگی کشور نبوده و ...؛ می تواند فرجام چنین طرح های بظاهر موجهی را تنها به توزیع رانتی بودجه های فرهنگی کشور در میان طیفی خاص از سینماگران منتهی سازد.

لینک خبر :‌ سینما پرس
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷

جهانی خبر- جبارآذین - سرانجام کرونااجازه دادتاسالن های سینمادرشهرها و مناطق سفید ودرادامه دردیگرمناطق وشهرهای کشور باهماهنگی ستادمبارزه باکرونا،بازگشایی شوند.گرچه این رخداد برای اهالی سینما و هنرمندان که درمدت تعطیل سینما و تولید و اکران،دچارانواع خسارت شدند بویژه تولید کنندگان فیلم های درقرنطینه اکران مانده، خوشایندوامیدوارکننده است،ولی برای تماشاگران آثار سینمایی بابیم و نگرانی و تردید همراه است.ازآنجاکه مسوولان و مدیران در مبارزه باکرونا شکست خورده وبی مهابا وبدون کارشناسی،درهای جامعه رابه روی همگان بازکردند، بعیداست که نامسوولان و نامدیران ناکارآمدسینماکه بارها امتحان خودرا پس داده وهربار هم مردودشده اند، دراین ارتباط و جهت رفاه وآسایش وامنیت تماشاگران مشتاق، تمهیدات و ساز وکارهای مناسب تهیه دیده باشند.درهرصورت چون ازگردانندگان این سینما،برای سینما،سینماگران ومردم آب گرم نمی شود،لازم است که خودسینماگران دراین زمینه درصدد تهیه و طراحی و اجرای برنامه های کاربردی باشند و همچنین حواسشان باشد تادرشرایط تازه، بازهم عوامل مافیا وهمسفره ها ورفقای نامدیران سینما و.....برای اکران فیلمهایشان وتصرف وتداوم انحصارخودبراکران، به اهالی سینما وسینماگرانی که درانتظارنمایش فیلم های خودهستند،شبیخون نزنند!

لینک خبر :‌ جهانی پرس
با گذشت بیش از یک ماه از طرح سینمای آنلاین که از 24 فروردین و با اکران فیلم خروج فعالیتش را آغاز کرد، آمارها از حدود نیم میلیون بلیط فروش رفته در مجموع پنج فیلم به نمایش درآمده در فیلیمو و نماوا خبر می دهند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، طرح سینمای آنلاین از 24 فروردین ماه 99 برای حمایت از سینمای ایران در بحران متاثر از شیوع بیماری کرونا و با نمایش فیلم خروج آغاز به کار کرد و در ادامه این مسیر چهار فیلم طلا ، زیرنظر ، مهمان خانه ماه نو و تیغ و ترمه نیز به آن پیوستند. با گذشت بیش از یک ماه از شروع این طرح و در ادامه روند اطلاع رسانی از تعداد بلیط های فروش رفته، در حدود نیم میلیون بلیط در مجموع دو پلتفرم فیلیمو و نماوا تاکنون خریداری شده است. این آمار که به صورت مستقیم به ازای هر خرید ثبت و به صورت تجمیعی از دو پلتفرم میزبان این طرح یعنی نماوا و فیلیمو اعلام می شود، خبر از گردش مالی حدود هفت و نیم میلیارد تومانی برای سینمای ایران می دهد.

در طرح اکران آنلاین که بلیط آن 15 هزارتومان قیمت گذاری شده و هر بلیط تا هشت ساعت پس از خرید اعتبار تماشا دارد، متناسب با متغیرهای بازدید در شبکه نمایش خانگی، برای هر بلیط حداقل 2.5 تماشاگر در نظر گرفته می شود. به همین ترتیب می توان بیش از یک میلیون و 250 هزار تماشاگر را در مدت یک ماه از شروع طرح اکران آنلاین برای این پنج فیلم برآورد کرد. همچنین به دلیل تعلق گرفتن بدون واسطه 70 درصد از درآمد فروش به صاحب اثر، در مجموع بیش از پنجاه فیلم متقاضی اکران آنلاین هستند و تصمیم بر این است که این طرح با اکران هفتگی حداقل دو فیلم ادامه پیدا کند.

این میزان استقبال تماشاگران در مجموع دو پلتفرم نماوا و فیلیمو در حالی رقم خورده که طرح سینمای آنلاین جز در هفته سوم اکران فیلم خروج و آن هم بصورت کاملا محدود، هیچگونه تبلیغ تلویزیونی نداشته و فیلم هایی که در صورت اکران سینمایی می توانستند امکان تبلیغ تلویزیونی داشته باشند نیز متاسفانه حالا طی طرح اکران آنلاین از آن محروم شده اند. البته هرچند شواهد از موفقیت در شروع طرح اکران آنلاین حکایت دارد اما قضاوت قطعی را باید به آینده موکول کرد. چرا که اگر همراهی، هماهنگی، همدلی و رفتار حرفه ای خوب فعلی بین مدیران سینمایی، صاحبان آثار، توزیع کنندگان و بینندگان حفظ شود قطعاً این امر تأثیر به سزایی بر اقتصاد سینما و افزایش اشتغال در این حوزه خواهد داشت. همچنین لازم به ذکر است در راستای شفافیت هرچه بیشتر طرح سینمای آنلاین، آمار تجمیعی فروش در آینده نیز اعلام خواهد شد.

258258

کد خبر 1392667

لینک خبر :‌ خبر آنلاین

دنیای سینما:
در سال 1398 فیلم های تولیدی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی 137 حضور بین المللی را تجربه کردند که حاصل آن 39 جایزه از جشنواره های جهانی بود. سال گذشته سهم آثار مرکز 20 جایزه جهانی بود که این نشان از افزایش 95 درصدی جوایز بین المللی تولیدات و آثار پخش شده ی بین المللی مرکز گسترش است.

به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، از جمع این 39 جایزه بین المللی، 33 جایزه به مستندهای تولیدی این مرکز اختصاص یافت و سهم آثار انیمیشن هم 6 جایزه بود.

مستند دلبند به کارگردانی یاسر طالبی و تهیه کنندگی الهه نوبخت، موفق ترین فیلم تولیدی مرکز در عرصه ی جهانی بود که موفق به کسب 21 جایزه بین المللی شد. از جمله جوایز مهم این فیلم می توان به تندیس بهترین فیلم جشنواره کازان روسیه، نشان جشنواره شانگهای چین، عنوان بهترین فیلم مستند شبکه توسعه سینمای آسیا- اقیانوسیه (نتپک) از جشنواره ulju کره جنوبی، جایزه ویژه هیات داوران جشنواره مذهب امروز ایتالیا و جشنواره سلیمانیه عراق و... اشاره کرد.

در جستجوی فریده (آزاده موسوی، کوروش عطائی)، لوتوس (محمدرضا وطن دوست) و زنانی با گوشواره های باروتی (رضا فرهمند) هم 3 جایزه بین المللی کسب کردند.

مستند اکسدوس ساخته بهمن کیارستمی که پخش جهانی آن توسط مرکز گسترش صورت می گیرد نیز برنده جایزه تعالی جشنواره یاماگاتا ژاپن و جایزه ویژه هیات داوران جشنواره نیواورلئان آمریکا شد.

انیمیشن پسر دریا ساخته عباس جلالی یکتا هم از انیمیشن های موفق مرکز گسترش بود که جایزه ویژه شهر انسی جشنواره معتبر انسی فرانسه و تندیس بهترین فیلم آسیایی جشنواره sicaf کره جنوبی را بدست آورد.

انیمیشن های آدم خانگی، روباه، ملکوت و یکی بود یکی نبود نیز جوایزی از جشنواره های جهانی کسب کردند.

انیمیشن خورده شده ساخته محسن رضاپور هم از نظر حضور در جشنواره های خارجی رکورددار بود. این فیلم در 20 جشنواره جهانی نظیر الچه اسپانیا، Anim!Arte برزیل، سیکاف کره جنوبی، Cefalu و Reggio ایتالیا، Ale kino لهستان، مونترال کانادا، Void دانمارک و... شرکت داشت.

جایی برای فرشته ها نیست در صدر جشنواره های داخلی

در جشنواره های داخلی هم سهم تولیدات مرکز 48 جایزه از 122 حضور در بخش های رقابتی بود.

جایی برای فرشته ها نیست به کارگردانی سام کلانتری و تهیه کنندگی حامد شکیبانیا ، موفق ترین اثر مستند مرکز گسترش بود که موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند جشنواره فجر، چهار جایزه از جشنواره بین المللی سینماحقیقت و جایزه تجلی اراده ملی فجر 98 شد.

گلوله باران ساخته مرتضی پایه شناس و تهیه کنندگی مرتضی شعبانی هم از مستندهای موفق این مرکز در سال 98 بود که سه جایزه مهم سینماحقیقت از جمله نشان فیروزه بهترین فیلم و تندیس بهترین کارگردانی و تدوین را بدست آورد.

تندیس حافظ جشن دنیای تصویر هم به در جستجوی فریده کار مشترک آزاده موسوی و کوروش عطائی تعلق گرفت.

تندیس مهر گیاه آکادمی سینماسینما نیز به بهارستان، خانه ملت ساخته بابک بهداد رسید.

در انیمیشن، سیم ششم بهرام عظیمی برنده 5 جایزه داخلی در سال 98 شد. این فیلم تندیس بهترین انیمیشن جشن بزرگ سینمای ایران، نشان بهترین فیلم با موضوع هویت ملی جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران، تندیس بهترین فیلم انیمیشن جشنواره فیلم شهر، جایزه ویژه هیات داوران جشنواره صنعتی فردا و نشان بهترین فیلم جشنواره ایمنی ترافیک را از آن خود کرد.

انیمیشن پسر دریا نیز موفق به دریافت دو جایزه پروانه زرین بهترین فیلم کوتاه انیمیشن و دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه بخش ملی و بین الملل جشنواره کودکان و نوجوانان اصفهان شد.

جسم خاکستری ساخته سمانه شجاعی هم برنده ی جوایز بهترین کارگردانی و داستان پردازی جشن بزرگ انیمیشن ایران و تندیس آسیفا در جشنواره فیلم کوتاه تهران شد.

* توضیح: این آمار در پایان سال 98 آماده انتشار بود، اما به دلیل بحران کرونا و درگیر بودن جامعه با این ویروس خطرناک و مشکلات بسیاری که برای مردم ایجاد کرده بود، ترجیح دادیم در فرصتی مناسب منتشر شکد.

لینک خبر :‌ دنیای سینما
سالن های سینمایی جهان به شرایطی می توانند شاهد حضور مخاطبین باشند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا به نقل از هالیوودریپورتر، بسیاری از تماشاگران سینمایی به سالن های سینما بازخواهند گشت به شرطی که عناوینی را بر سر در سینماها ببینند که دوست داشته باشند تماشایش کنند.

از میان یک هزار و 500 نفر نظرسنجی صورت گرفته نشان می دهد که از این میان 25 درصد مایلند که به زودی سینما بروند و 34 درصد نیز تا میانه ماه به سینما می روند. 18 درصد دیگر نیز برای دو ماه بعدی به سینما خواهند رفت که در مجموع 77 درصد را تشکیل می دهند.

در میان باقی پاسخ دهندگان 21 درصد گفته اند که بعد از واکسینه شدن به سینما می روند و یک درصد هم گفته اند که اصلاً به سینما بازنخواهند گشت.

سامانه های آنلاین فروش اخبار خوب دیگری را برای سینماداران زنجیره ای که مایلند سینماهای خود را به زودی بازگشایی کنند دارد. نظرسنجی های بی شماری نشان می دهند که بسیاری از تماشاگران سینما دوست دارند به به سینماها برگردند به شرطی که قوانین بهداشتی در سالن ها رعایت شود. در یکی از نظرسنجی ها 42 درصد گفته اند که فاصله میان صندلی های سینمایی بسیار مهم است. 6 درصد از تست دمای بدن در لابی سینما و فاصله گذاری اجتماعی، 14 درصد ماسک زدن و 21 درصد قوانین بهداشتی اضافی را شروط خود دانستند.

88 درصد از افراد نظرسنجی شده نیز اعلام کرده اند که بلیط سینماها را دوست دارند دیجیتال بخرند. بسیاری از سینماهای آمریکا از میانه ماه مارس بسته شدند. متعاقباً استودیوهای سینمایی هالیوود نیز در برنامه ریزی فیلم هایشان دچار تأخیر شدند و اکران فیلم ها را تا یکسال به تعویق انداختند.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ سایت های دیگر : هنر آنلاین روزنامه خراسان

خبرگزاری آریا-به شرکت های پخش که در سال 98 حداقل 2 فیلم اکران کرده باشند و سینماهای بخش خصوصی، لابراتوارها و استودیوهای صدا که پرسنل خود را در سال 99 اخراج نکرده باشند معادل 3 برابر 23 درصد سهم کارفرما در لیست بیمه دی ماه سال 98 کمک بلاعوض می شود.
به گزارش آریا، به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی، این حمایت ها از مصوبات هفتمین جلسه کارگروه بررسی آسیب های کرونا در سینما بود که صبح امروز به ریاست حسین انتظامی در سازمان سینمایی برگزار شد.
از شروط این حمایت ها یکسان بودن نام کارگاه و نام موسسه دارای مجوز از سازمان سینمایی و همچنین ارائه لیست بیمه دی سال 98 و فروردین 99 حداکثر تا 10 تیرماه حسب مورد به دفتر نظارت بر عرضه و نمایش یا دفتر توسعه فناوری سینمایی و سمعی و بصری سازمان سینمایی است که این زمان قابل تمدید نیست.
در این جلسه سید محمد مهدی طباطبایی نژاد معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی گزارشی از اکران آنلاین فیلم ها ارائه کرد.
همچنین گزارشی از روند اجرای مصوبات قبلی کارگروه مانند کمک هزینه یک میلیون تومانی به 1700 عضو خانه سینما در دو نوبت ارائه و از همکاری مسئولانه خانه سینما قدردانی شد.
وام سیصد میلیونی به 21 فیلم متقاضی اکران نوروز، کمک 50 میلیونی به فیلم های اکران آنلاین و کمک 60 میلیون تومانی برای تبلیغات مجدد فیلم هایی که در اسفند 98 در حال اکران بوده اند دیگر موارد مطرح شده بود که بر اجرای آن تاکید شد.
بحث و تبادل نظر درخصوص بازگشایی سینماها و سیاست های اکران برای بازگشایی از دیگر موارد مطرح شده در این جلسه بود.
منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما، سید حسین سیدزاده مدیرعامل صندوق اعتباری هنر، غلامرضا موسوی دبیر شورایعالی تهیه کنندگان و معاونان سازمان سینمایی اعضای این کارگروه هستند.

لینک خبر :‌ خبرگزاری آریا
تهران- ایرنا- به نظر می رسد که اتهام ورود پول کثیف به سینما پیش از اینکه مستند و واقعی باشد بیشتر منطبق با چیدمانی است که باید بدور از اغراض سیاسی و انحصارطلبانه مورد دقت و بررسی قرار گیرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ سایت های دیگر : روزنامه بانی فیلم آقای خبر

آیا پول کثیف در سینما وجود دارد یا بدلیل پیشی گرفتن بعضی از هم صنفان از دیگر اهالی صنف، مورد شانتاژ و خبرسازی قرار گرفته و ماحصل اتاق فکرهای گوناگون است؟ اتاق هایی که انحصار دولتی سینما را می خواهند و...

سیدرضا میرکریمی در مواجهه با اتهام ورود پول مشکوک به فیلمش می گوید: قصه اصلاً این نیست که منابع فیلم از کجا تهیه شده یا در این فیلم چقدر هزینه شده است. قصه این است که یک جریان و جمع محدودی ده، پانزده سال است سینمای ایران را در اختیار خود گرفته اند و با فیلم های بسیار سخیف چرخه ساخت تا اکران را در اختیار خود گرفتند و به محض آنکه احساس خطر می کنند، فرد را تهدید می کنند و به او تهمت می زنند و می پرسند که این پول هایت از کجا آمده و دستمزدهای نجومی به بازیگران داده اید این در حالی است که هیچ وقت از خودشان سوال نمی شود...

محمدصادق رنجکشان ، سرمایه گذار تئاتر بینوایان و دو فیلم متری شیش و نیم و سرخ پوست می گوید: عمده مطالبی که هر از گاهی در رابطه با اینجانب در بعضی از سایت ها و رسانه های مجازی عنوان می شود مربوط به افراد معلوم الحالی است که در جایگاه تهیه کنندگی یا نویسندگی یا هر مورد دیگری در این چند سال اخیر توفیقی در سینما حاصل نکرده و بدون سند و مدرک بوده و بنا به همین دلایل نتوانستیم با هم همکاری داشته باشیم، بنابراین اقدام به نشر اکاذیب می کنند. البته لازم به ذکر است که قالب این افراد به دلیل تفکرات منفی خود سال هاست هیچ گونه فعالیت هنری نداشته و به گفته خیلی از اهالی سینما صرفاً به اصطلاح چوب لای چرخ دیگران می کنند و نگذاریم حسادت های فردی از توسعه فیلمسازی در کشور جلوگیری کند.

محمد امامی تهیه کننده سریال شهرزاد که حالا اتهام اختلاس از او پس گرفته شده در پاسخ پرسشی که چقدر بدهکار است، می گوید در اسناد بانک سرمایه منتشرشده در سال 1398 من در لیست بدهکاران بانک سرمایه نیستم. فقط در نوع تسویه بنده تشکیک اتفاق افتاده است، من سال 1394 با بانک تسویه کرده ام . درباره تشکیک مطالبات بانک، از ساختمانی می پرسند که بالاتر از ارزش واقعی فروخته شده و او پاسخ می دهد ملک من در آرژانتین بود و دو ملک دیگر در لواسان و فرشته که امروز در این سه ملک اختلاف داریم، در صورت های مالی بانک حتی این املاک به اختلاف نرسیده، این ادعای نماینده قانونی دادستان است و چهار سال است این ادعا را مطرح می کند. من چهار سؤال مطرح می کنم خواهشم این است که درباره آن تحقیق کنید، چهار سال پیش این پرونده مطرح شد و من بازداشت شدم اگر همان سال محکوم می شدم و حکم می گرفتم و همچنان متهم نبودم، بیشتر از این در زندان می ماندنم و بیشتر از این مورد اهانت قرار می گرفتم؟ و در پاسخ به این سؤال که نوع تسهیلات شما چه بود؟ می گوید مشارکت مدنی بازرگانی؛ یعنی من در هر حوزه ای می توانستم هزینه کنم .

او بارها گفته است بیایید کل دارایی های او را که به صورت وثیقه یا انتقال در اختیار بانک سرمایه گذاشته است، در یک کفه ترازو بگذارید و کل وام و تسهیلاتی را که بانک سرمایه از بدو ورود خود به حوزه کاری بانک سرمایه دریافت کرده، به انضمام بهره و دیرکرد و هر نوع خسارت ادعایی بانک را در کفه دیگر ترازو قرار دهید. به هرحال تسهیلات و اموال، وزن و اعتباری دارند، با اعتبارسنجی، اموالی را که متعلق به امامی بوده و ادعا شده است با حساب سازی در زمان تهاتر مبالغ کارشناسی بسیار بالاتر از ارزش واقعی بوده و از این طریق بانک متضرر شده است، دوباره اعتبارسنجی با حضور کارشناسان منتخب بی طرف شود و کل وام و تسهیلات ایشان به اضافه بهره و خسارات تأخیر تأدیه هم حسابرسی شود؛ به یک عددی می رسیم که واقعیت امر است. امروز حوزه سینما و تلویزیون در واقع مورد اتهام واقع شده است که هستند افرادی که با تکیه بر روابط ویژه خود منابع مالی را من غیرحق متصرف می شوند و کلی معوقه بانکی دارند؛ اما بخشی از این وام و تسهیلات را برای آدرس غلط دادن به این حوزه سرریز می کنند تا پوششی باشد بر تخلفات بانکی آنان.

پیش از آنکه در موردی بصورت احساسی اظهار نظر کنیم خوب است که مستندات طرفین را ببینیم و قضاوت کنیم.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
هوشنگ گلمکانی از مسعود فراستی دعوت کرد تا در یک مناظره شرکت کند.

به گزارش خبرنگار ایمنا ، هوشنگ گلمکانی، منتقد سرشناس سینما ایران و سردبیر ماهنامه فیلم، در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

"این سومین بار است که این عکس را هر بار به بهانه موضوعی مربوط به مسعود فراستی پست می کنم. عکس بهتری از بیلیارد بازی های مان ندارم. تازه با نادیده گرفتن اصول fair play آمده چسبیده به من که نتوانم درست ضربه بزنم.

اما مناسبت این دفعه، دعوت او به مناظره ای درباره موضوع نقد فیلم است. این دعوت را قبلاً هم کرده بودم. در زمان جشنواره سی وهفتم قرار گفت وگو برای برنامه هفت گذاشته شد اما ظهر آن روز تماس گرفتند و موضوع را عوض کردند که نپذیرفتم و قضیه منتفی شد. بعد دعوتش کردم به برنامه مجازی مجله فیلم بیاید که قرار شد در این باره سر میز بیلیارد مذاکره و احیاناً توافق کنیم اما متأسفانه توفیق بیلیارد دست نداد. دو سه سال پیش هم یکی از دوستان مطبوعاتی پیشنهاد انجام این مناظره در یکی از دانشگاه ها با امکان پخش زنده آنلاین را داد که گفت مسعود نپذیرفته است.

در زمان جشنواره اخیر فجر خودش تماس گرفت و گفت بیا در برنامه هفت صحبت کنیم درباره نقد. گفتم حالا دیگر من نمی آیم، به دلیل فضای تلویزیون و به خصوص برنامه هفت . الان دعوتم را تکرار می کنم: مناظره ای درباره موضوع نقد فیلم، یا در برنامه مجازی ماهنامه فیلم ، یا یک زمین بی طرف. "

کد خبر 425833

لینک خبر :‌ خبرگزاری ایمنا
کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون، ایرانیان مقیم خارج از کشور را مخاطبان بالقوه اکران آنلاین فیلم های سینمایی ایرانی می داند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ سایت های دیگر : سینما پرس هشدار نیوز

به گزارش خبرنگار حوزه سینمایی گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا جلال فاطمی کارگردان، بازیگر و نویسنده سینما است. او فارغ التحصیل رشته فیلم و پویانمایی از کالج کل آرتس کالیفرنیا است و در مدت حضورش در ایالات متحده آمریکا و کار در هالیوود، فعالیت های گوناگونی را در عرصه فیلمسازی تجربه کرده است.

تدوین چندین فیلم تلویزیونی، ساخت حدود صد و شصت فیلم تبلیغاتی، هفده فیلم کوتاه و مستند، بیش از چهل کلیپ موسیقی و یک تله فیلم سینمایی با نام نوزاد اتمی از جمله این فعالیت ها هستند که این آخری نامزد بهترین فیلم و بهترین مونتاژ تلویزیونی از جشنواره هیوستون در سال 1990 میلادی شد.

فاطمی در اوایل دهه هفتاد به ایران آمد و با تولید فیلم های تبلیغاتی سینمایی و تلویزیونی کار خود را آغاز کرد. او بعدها با کارگردانی فیلم نخودی و بچگیتو فراموش نکن سینمای کودک و نوجوان را نیز تجربه کرد.

این بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون در سال 1393 در فیلم روباه به کارگردانی بهروز افخمی که مضمونی سیاسی و امنیتی داشت، نقش یک جاسوس بین المللی را بازی کرد. ضمن این که در فیلم هایی همچون خسته نباشید ، بیست و یک روز بعد ، بی وزنی و درساژ و سریال های ترور خاموش ، دیوار به دیوار و مُلکاوان هم ایفای نقش کرده است.

جلال فاطمی در گفتگویی با خبرنگار خبرگزاری آنا درباره فرصت های اکران آنلاین گفت: موفقیت یک فیلم در اکران آنلاین بیشتر به ماهیت آن فیلم بستگی دارد.گاهی موضوع و ماهیت یک فیلم با گذشت چند ماه دچار کهنگی می شود و یا از فضای رسانه ای و سینمایی دور می شود در این صورت بهتر است که از اکران آنلاین به عنوان یک گزینه استفاده کنیم.

وی اظهار کرد: اکران آنلاین در شرایط عادی هم می تواند یک گزینه مفید برای اکران فیلم های سینمایی باشد.در سال های اخیر فناوری آنلاین آنقدر پیشرفت کرده که بخشی از مخاطبان سینما به ویژه جوانان نوجوانان ترجیح می دهندکه فیلم ها را با کیفیت بالا در ابزارهایی مثل موبایل و تبلت و بسترهای اینترنتی نمایش فیلم ببینند.

فاطمی افزود:البته نشستن در سالن تاریک سینما و دیدن فیلم بر پرده عریض هم لذت خاص خودش را دارد. سینمارفتن فرهنگی را با خود به همراه دارد که همچنان پابرجاست و طرفداران خاص خودش را هم دارد. در سینما عظمت صحنه و کیفیت صدا آن قدر جذاب و عالی است که با هیچ ابزار دیگری قابل درک نیست. اما در شرایط فعلی به نظر می رسد چاره ای نداشته باشیم.

این بازیگر سینما و تلویزیون و فیلمساز بیان کرد: البته نباید مقایسه بسترهای نمایش اینترنتی فیلم در کشورمان و کمپانی های بزرگ و باسابقه ای مثل نت فلیکس ما را به اشتباه بیندازد.این گونه شرکت ها به خاطر گسترشی که در همه دنیا دارند بدون حضور فیزیکی در کشورهای مختلف می توانند فیلم ها و سریال های خود را به کشورهای مقصد بفروشند.

وی گفت: آنها علاوه بر یک سیستم بازاریابی قوی و گسترده از امکان زیرساختی بالایی نیز برخوردارند که می تواند قدرت مانور آن ها را بالا ببرد. به همین دلیل هم نت فلیکس در اکران آنلاین و هم کمپانی های قدیمی تر مثل مترو گلدوین مایر ، پارامونت و... در اکران روی پرده می توانند در این بازار دست بالا را داشته باشند.حالا باید ببینیم شرکت های ایرانی تا چه اندازه این قدرت عمل و توانایی را خواهند داشت تا کالاهای متنوع تری برای نمایش داشته باشند.

فاطمی افزود: یکی دیگر از مزایای اکران آنلاین به دربرگیری مخاطبان ایرانی مقیم خارج باز می گردد. می دانید که ما جمعیت قابل توجهی از ایرانیان مهاجر را در کشورهای مختلف داریم که بخشی از آنها از نسل های جدیدتر هستند که ارتباط فرهنگی و رسانه ای آنها با داخل ایران ضعیف است. از طرف دیگر بسیاری از آنان و حتی نسل های جدیدتر مهاجران علاقه دارند که بتوانند همزمان با مخاطبان داخلی بیننده سریال ها و فیلم های سینمایی ایرانی باشند.

این کارگردان سینما اظهار کرد: برخلاف شبکه های ماهواره ای که معمولاً آثار سینمایی را با کیفیت بسیار پایین و بدون اجازه صاحبان اثر پخش می کنند، بسترهای اینترنتی نمایش فیلم این امکان را در اختیار ایرانیان خارج از کشور می گذارد تا فیلم های به روز را با بهترین کیفیت و به صورت قانونی و با کمترین هزینه تماشا کنند.ایرانیان خارج از کشور مخاطبان بالقوه اکران آنلاین هستند.

وی افزود: علاوه بر ارتباط با مخاطبان ایرانی خارج از کشور، این فرایند در بلندمدت بین فیلمسازان داخل ایران و هنرمندان ایرانی مقیم خارج هم پل می زند و اعتماد بین آنها را افزایش خواهد داد و به یک تبادل فرهنگی منجر می شود که برای همه ما سودمند است.

انتهای پیام/4104/

لینک خبر :‌ خبرگزاری آنا
داود موثقی گفت: از آنجا که فیلم های نمایش آنلاین به راحتی قاچاق می شوند، فعلاً از اکران فیلمم به این شیوه منصرف شدم.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ سایت های دیگر : روزنامه بانی فیلم خبر 24 بولتن نیوز

داود موثقی کارگردان سینما، درباره آخرین وضعیت نمایش آنلاین فیلم سینمایی عاشق پیشه به خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، گفت: اهتمام جمعی در بخش دولتی برای جلوگیری از سرقت محصولات فرهنگی وجود ندارد.

او افزود: متأسفانه انگار مسئولان نمی خواهند سیستمی امن برای ادامه نمایش آنلاین فیلم های سینمایی در نظر بگیرند؛ نمایشی که خروجی آن تولید انبوه آثار و جذب مخاطب حداکثری و کمتر هزینه کردن برای سالن های سینما خواهد بود. اکران آنلاین می تواند یک بازوی قوی و مکمل در کنار نمایش فیلم در سالن سینما باشد.

این کارگردان ادامه داد: با حمایت از سیستم نمایش آنلاین فیلم ها، سینمای ما شکوفاتر می شود و می توان بهره برداری های متفاوت و سودمندی از آن کرد اما متأسفانه در این مدت که نمایش آنلاین فیلم ها آغاز شده است، به راحتی قاچاق شدند.

موثقی گفت: قرار بود فیلم جدیدم با عنوان عاشق پیشه را آنلاین اکران کنم؛ اما فعلاً پشیمان شده ام. چرا که سیستم امنیتی برای جلوگیری از سرقت فیلم ها وجود ندارد و در این صورت نمایش آنلاین محکوم به شکست است.

عاشق پیشه موضوعی اجتماعی دارد و در خلاصه داستان آن آمده است:

سهراب و گندم به همراه سپیده کودک خردسالشان زندگی سعادتمندی دارند؛ اما افزایش قیمت ارز، شرکتی که سهراب در آن شاغل است را به آستانه ورشکستگی می رساند و ...

محسن علیمحمدی، شهره قمر، مهدی میامی، بهزاد رحیم خانی، یاسمین خلخالی و علی برجی به علاوه تعدادی از بازیگران مستعد تئاتر در این فیلم بازی می کنند.

سایر عوامل این فیلم عبارتند از:

نویسنده، تهیه کننده، تدوینگر و کارگردان: داود موثقی، مدیر فیلمبرداری: علی آب پاک، طراح صحنه و لباس: محمد قراگوزلو، گریم: سمیرا بخشی، صدابردار: احمد کلانتری، صداگذار: بهمن حیدری و مهدی جمشیدیان، مدیر تولید: مهدی میامی، موسیقی: امیر شاهرخی، عکاس: بهروز صادقی.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ باشگاه خبرنگاران جوان
درخشنده می گوید همیشه برای ساخت سوژه های خاص اجتماعی موانع بزرگی وجود دارد ولی نگاه فیلمساز باید رو به جلو و تاثیر گذار باشد؛ نگاه های شیطنت آمیز به ذات خود فیلمساز برمی گردد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ خبر قتل رومینا دختری نوجوان به دست پدر خود در یکی از روستاهای تالش در شمال کشور، چند روزی است که سوژه رسانه ها شده و هر کس به زعم خود، شروع به تحلیل این ماجرا و خبرسازی کرده است. از ارتباط این دختر و پسر تا نحوه دستگیری آن ها، کشته شدن این دختر توسط پدر و تمام شایعات و حقایقی که به اشکال مختلف رسانه ای در فضای مجازی و حقیقی دست به دست می شود. خیلی ها به یاد تصفیه حساب های شخصی خود افتادند و در حال طعنه باران جناح سیاسی رقیب و عده ای در حال مقایسه این ماجرا با فیلمی جنجالی که چندین سال به خاطر صحنه قتل این فیلم و حاشیه های آن سال ها با اکران خداحافظی کرده بود و مطمئنا همه این موارد عمر نهایتا یک هفته ای دارد و با اتفاقی دیگر، همه چیز رنگ فراموشی به خود می گیرد.

قصد داریم از نگاه رسانه به این موضوع بپردازیم و موضوع رسالت سینما و تلویزیون را در هدایت و پرورش افکار عمومی در مسائل اجتماعی و فرهنگی مورد بحث قرار دهیم.

رسانه امروزه تعریف گسترده ای پیدا کرده است و مانند گذشته فقط به تلویزیون، رادیو، روزنامه، مجله و کتاب منحصر و محدود نمی شود. با گسترش فضای مجازی، دنیایی به روی همه ماها گشوده شده که برای استفاده درست از آن بی شک نیاز به آموزش داریم.

کارکردهای مختلفی برای رسانه ها تعریف کرده اند؛ از سرگرمی و انتشار اخبار تا موضوع مهم آموزش و در این میان سهم سینما وهنر هفتم در ترویج مسائل مهمی که از دید مردم مورد غفلت و فراموشی قرار گرفته و یا در اثر تابوهای اجتماعی، جرات بیان آن ها کمتر به نظر می رسد و اصطلاحا موارد ممنوعه اجتماعی هستند، بوسیله سینما، تئاتر و هنر می شود لطافت و ذکاوتی در بیان مسئله به خرج داد تا به مرور و با گفتن این مسائل در جامعه، افراد به درک و نگاه درستی برسند و کمتر شاهد بروز ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی باشیم. ناگفته نماند که نقش سینما و در نگاه والاتر، نقش هنر در پیشبرد و تکمیل پاذل فرهنگی جامعه به شدت می تواند تاثیر گذار باشد؛ البته این تاثیرگذاری اگر با نگاه شیطنت آمیز کارگردان یک اثر همراه شود، می تواند نتایج دردناکی به همراه داشته باشد.

به عنوان مثال دیده ایم که کارگردانی در یک سریال و یا فیلم سینمایی قصد داشته تا به مساله اعتیاد و مضرات خانمان سوز آن اشاره کند ولی آنقدر در نشان دادن جزئیات این مساله به افراط کشیده شده، که نتیجه عکس به همراه داشته است و در موارد دیگر فیلمسازی قصد داشته فیلمی علیه خشونت بسازد که اتفاقا با نشان دادن صحنه های به شدت خشن و تشریح جزئیات آن صحنه و تکرار آن در لحضات مختلف فیلم، اصطلاحا قبح آن عمل در نگاه بیننده شکسته شده و دیگر آن اثری را که مد نظر است، در جامعه مشاهده نکرده ایم بلکه برعکس از طرف افکار عمومی و کارشناسان مورد انتقاد جمعی قرار گرفته است.

به همین بهانه با پوران درخشنده ، کارگردان و تهیه کننده سینما به گفت و گو نشسته ایم. کارگردانی که با ساخت فیلم هایی دغدغه مند، سعی در نشان دادن مشکلات اجتماعی و فرهنگی جامعه و تا حد امکان سعی در ارائه راهکار نیز کرده است.

درخشنده در این خصوص به خبرنگار فرهنگی دانا گفت: فیلمساز ما زمانی که شروع می کند فیلم های دغدغه مند اجتماعی بسازد و یک قدم جلوتر از جامعه بردارد، همان موقع است که برخی تلاش می کنند که 10 قدم آن فیلمساز را به عقب بکشانند. چنین اتفاقاتی مانند قتل رومینا گاهی اوقات در جامعه رخ می دهد اما متاسفانه وقتی که ما می خواهیم کاری بکنیم که موانعی باعث می شود نتوانیم که آن کار را انجام بدهیم و هر روز شاهد این اتفاقات هستیم و افسوس می خوریم که چرا باید در جامعه ما در این شرایطی چنین اتفاقاتی بیافتد.

درخشنده درباره اهمیت سینما در پیشبرد مسائل فرهنگی جامعه گفت: ما کار فرهنگی را متاسفانه جدی نمی گیریم آن هم در سینما که می دانیم می تواند چقدر تاثیر داشته باشد و به چه اندازه تخصصی می تواند فرهنگ سازی کند و به مسائل اجتماعی و خانوادگی بپردازد که خانواده روی این آسیب هایی که وجود دارد کار کنند.

وی افزود: ما هنوز نتوانستیم به روابط بین خانواده ها و فرزندان توجه کنیم، به خاطر این که هیچوقت در موردش حرف نزده ایم؛ انگار که یک تابو است، ما هنوز نمی دانیم رابط یک پدر و دختر باید چگونه باشد، رابطه یک پسر و دختر باید با پدر چگونه باشد، رابطه مادر با پسر و دخترش چگونه باید باشد، اطرافیان چه معنایی دارند، خواهر و برادران چه نقشی دارند.

درخشنده معتقد است که ما باید کار فرهنگی کرده باشیم و باید یک مقدار فکر کنیم که جایگاه خانواده و اعضای آن کجاست، تعریف کنیم که فرزند داشتن یعنی چه، فرزند که به دنیا می آید چه وظایفی در قبال آن داریم، فقط فرزند آوری که معنی ندارد. فرزند تربیت می خواهد، آینده می خواهد، آموزش می خواهد؛ وقتی که به هیچکدام از این ها توجه نمی شود و فقط فرزند به دنیا می اوریم تا پدر یا مادر شویم دیگر فراموش می کنیم که این بچه نیازهایی هم دارد. این نیازها را باید دید و شناخت و به آن فکر کرد. باید راه و چاره ای برای آن پیدا کرد، نمی توانیم منکر یک سری از اتفاقاتی که در وجود انسان در سنین مختلف می افتد بشویم؛ این ها وجود دارند، در هر سنی اتفاقتی می افتد که ما باید آن ها را بشناسیم. بچه ایی که تا 5 سالگی شخصیتش شکل می گیرد باید از همان دورانی که به دنیا می آید به فکر شناخت درست از آن برسیم تا وقتی که به او توصیه یا تذکری می دهیم به حرفمان گوش کند.

پوران درخشنده در پاسخ به این سوال دانا که برخی از فیلمسازان اجتماعی که فیلم های به اصلاح دغدغه مند می سازند با استفاده از برخی المان های نامناسب باعث به حاشیه کشیدن اصل مطلب فیلم می شوند و به نظر می رسد در صدد تخریب یک قشر خاصی از جامعه بوده اند، گفت: نگاه سالم فیلمساز وقتی روی فیلمی است و قصدش از مطرح کردن آسیب های اجتماعی، سازندگی و آموزش درست است، نباید جلوی ساختن آن را بگیریم، مثلا فیلمی مانند رویای خیس که مربوط به دوران بلوغ و نوجوانی است، چرا نباید نشان داده شود و نباید به آن توجه شود؟ یکبار دیگر چنین فیلم هایی که ساخته شده اند را از اول نگاه کنیم و بررسی کنند که قصد و صحبت این فیلم های فرهنگی و اجتماعی چیست؟ آیا ما باید صورت مساله را پاک کنیم یا این که بیاییم شرایط را برای نشان دادن این فضای فرهنگی آماده کنیم، خانواده ها را تشویق کنیم به دیدن این فیلم ها و فیلمسازها را ترغیب کنیم برای ساخت معضلات اجتماعی در جهت سازندگی و تاثیرگذاری.

درخشنده درخصوص حمایت مالی و معنوی از این فیلم ها افزود: فیلم های زیادی ساخته شده که همگی هشدار دهنده بوده اند ولی چقدر این فیلم ها در تلویزیون ما نشان داده شده اند و چقدر این فیلمسازها حمایت شده اند؟ همه ما می خواهیم کار کنیم ولی اتفاقی که خیلی می افتد کم کاری است.

وی ادامه داد: باید از مسئولین پرسید چرا با ساختن چنین فیلم هایی مخالفت می کنند، ممکن است برخی از فیلمسازها در ساختن چنین فیلم هایی شیطنت هایی به کار ببرند، من منکر هیچ چیزی نمی شوم چون به هر حال هر فیلمسازی ویژگی هایی دارد، فیلم ها هم شبیه خود آدم هایشان هستند، من فکر می کنم باید کسانی که بدون غرض کار می کنند و فقط دغدغه فرهنگ را دارند و شیطنتی هم در کارشان نیست و سعی می کنند به درست ترین روش طرح مساله کنند و جامعه شان را می شناسند و می دانند چگونه و با چه زبانی سخن بگویند، آن ها باید فیلم هایشان را بسازند و مورد حمایت قرار بگیرند.

درخشنده در ادامه با اشاره به حاشیه های پس از اکران فیلم هیس دخترها فریاد نمی زنند گفت: من قبول ندارم که ساختن این چنین فیلم هایی منجر به ترویج اتفاق های وحشتناک در جامعه می شود، مثلا وقتی هیس دخترها فریاد نمی زنند را ساختم بعد متوجه شدم چقدر خانواده ها با دیدن این فیلم دیگر بچه هایشان را رها نمی کنند، این خیلی مهم است که ما بتوانیم روی خانواده ها تاثیر بگذاریم و خانواده بفهمند که به عنوان مادر و یا پدر چه مسئولیتی دارند، این تاثیر مثبت را نمی توان براحتی منکر شد.

کارگردان زن سینمای ایران رسالت هنرمند را آگاهی بخشی به جامعه دانست و افزود: ما نباید با این تفکر که این فیلم ها که ساخته می شوند ممکن است مردم را منحرف کنند زندگی کنیم و بگوییم چنین فیلم های فرهنگی و اجتماعی نسازند، ما وظیفه داریم فیلم بسازیم، جامعه را خوب بشناسیم اما 2 قدم جلوتر از جامعه حرکت کنیم و خانواده ها را آگاه کنیم، مردم به ما می گویند شما محرم ما هستید، وقتی که ما محرم مردم می شویم وارد خانه های آن ها می شویم و آن نقطه های آسیب پذیر را به تصویر می کشیم و در مورد آن بحث می کنیم، مهم این است با چه زبانی در مورد آن صحبت می کنیم که تاثیر مثبتی داشته باشد.

گفت و گو از احسان رستمیان

لینک خبر :‌ دانا
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ سایت های دیگر : اقتصاد آنلاین 55آنلاین

[پولاد امین] چند روز پیش گزارشی در شهروند کار شده بود درباره نویسندگان ایرانی الاصلی که در جایی غیر از ایران و به زبانی غیر از فارسی می نویسند. نکته مشترکی که در میان این نویسندگان وجود داشت این بود که در آن زبان دومی که به آن می نوشتند (البته زبان اول بعضی شان بود) به جایگاه و موفقیتی نسبی رسیده بودند، کتاب هایشان دیده و خوانده شده بود و چند تایی هم نامزدی ها و جوایزی داشتند. گزارش یادشده موضوع گزارشی دیگر را کلید زد که در دنیای سینما به جست وجوی فیلمسازان ایرانی شاغل در متن سینمای جهان بپردازیم؛ با تمرکز بر فیلمسازانی که بخش عمده ای از کارنامه شان را در خارج از مرزهای ایران تولید کرده اند. همین اول کار باید بگویم که در این زمینه در سینما اوضاع مثل ادبیات امیدوارکننده نیست؛ یعنی سینماگران ایرانی در متن سینمای جهان نتوانسته اند جایی برای خود باز کرده یا جایگاه خود را تثبیت کنند. اگر هم می بینیم که سینماگری ایرانی در دنیای سینما نامی و نشانی دارد، آن نام و نشان را نه در دنیای سینما که از جایگاه خود در سینمای ایران با خود حمل می کند (و جالب اینکه در زمان حضورش در متن سینمای جهان مدام آن جایگاه را می کاهد). موضوعی که بی تردید محسن مخملباف، امیر نادری، بهمن قبادی و بسیاری دیگر باید با پوست و گوشت لمس کرده باشند.

فهرست کوتاه
در دل جریان اصلی سینمای جهان کمتر می توان به فیلمسازان ایرانی برخورد؛ سینماگرانی که وقتی از جشنواره ای مهم جایزه می گیرند، ایرانی بودن شان اولین چیزی باشد که به ذهن مخاطب اینجایی برسد. از این زاویه شاید رامین جوادی منحصربه فردترین جایگاه را در بین سینماگران ایرانی و ایرانی الاصل دارد. آهنگساز آثاری مانند فرار از زندان و بازی تاج وتخت و فیلم بتمن که در کنار داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری صاحب نامی که سابقه همکاری های درخشانی را با دیوید فینچر، برناردوبرتولوچی، آلن پارکر، رومن پولانسکی، سیدنی پولاک، وونگ کار وای و وودی آلن دارد، موفق ترین ایرانیان هالیوود هستند و البته رضا بدیعی کارگردان سریال هایی مانند تغییر مسیر، بالاتر از خطر، بارتا، مرد شش میلیون دلاری، بافی قاتل خون آشام و پیشتازان فضا که بسیاری (شاید به شوخی) او را پدرخوانده تلویزیون آمریکا می خواندند.
اما این فهرست به همین جا تمام می شود و حتی فیلمسازان ایرانی برنده اسکار و نخل طلای کن و شیر طلای برلین هم در متن سینمای حرفه ای دنیا جایی ندارند و اگر هم نام و نشانی هست، مربوط به دورانی است که این سینماگران در ایران کار کرده و جایی برای خود در ادبیات سینمایی به دست آورده اند. چنانکه می بینیم در فهرست بهترین سینماگران قرن بیست ویکم از نگاه گاردین، با اینکه چهار فیلمساز ایرانی (عباس کیارستمی، اصغر فرهادی، جعفر پناهی و بهمن قبادی) در فهرست بیست وپنج نفر اول حضور دارند، اما این فیلمسازان نتوانسته اند در خارج از مرزهای ایران جایگاهی به دست آورند!

تاریخ شکست
حضور در متن سینمای جهان یعنی توانایی جذب سرمایه و تولید فیلم در یک روند حرفه ای؛ مثلا در هالیوود یا در دل جریان اصلی سینمای اروپا. از این منظر سینمای ایران تاریخی سراسر شکست در موضوع فیلمسازی در خارج از مرزهای ایران دارد؛ چه زمانی که مسعود کیمیایی تجارت را در آلمان می سازد، چه آن زمان که پوران درخشنده سراغ ساخت عشق بدون مرز در آمریکا می رود، چه هنگامی که بهروز افخمی با بلک نویز در کانادا قصد جهانی شدن دارد و چه حتی زمانی که اصغر فرهادی بعد از دریافت دو جایزه اسکار همه می دانند را با بازی خاویر باردم و پنه لوپه کروز جلوی دوربین می برد. این فیلم ها نه تنها باعث استمراری حرفه ای در کارنامه سازندگان شان نمی شوند که در نگاهی مقایسه ای، در قیاس با دیگر فیلم های سازندگان شان هم جایگاه هنری چندانی ندارند و جزء ضعیف ترین آثار سازندگان شان هستند. شاید بتوان راز این شکست را در سخنان اصغر فرهادی سراغ کرد که می گوید: من در خارج از ایران، در اسپانیا و فرانسه کار کرده ام، در شرایطی کاملا آرام و آزاد، بدون اینکه مجبور باشم سناریو را به کسی بدهم و اجازه ای بگیرم. اما وقتی در خارج فیلم می سازی، همیشه یک چیزی کم است و آن هم چیزی نیست مگر آن شوریدگی کار ما در ایران و ارتباطی که با مردم ایران داریم . در این بین کارنامه فیلمسازانی که تن به مهاجرت همیشگی می دهند، از این نیز ناامیدکننده تر است. رضا کاهانی نیمی از جایگاه ایرانی اش را هم با فیلم هایی که در فرانسه و کانادا ساخته به دست نیاورده و بسیار کسان دیگر مانند امیر نادری و رامین بحرانی هم (که سال گذشته با شهروند گفت وگویی اختصاصی داشت به بهانه ساخت فیلم فارنهایت 451) در حاشیه سینمای آمریکا ایستاده اند.
فیلمسازی بی ریشه
اما چرا سینماگران ما خارج از ایران نمی توانند توانایی هایشان را نشان دهند؟ چرا فیلم هایی که ایرانی ها خارج از ایران می سازند، قادر به حفظ جایگاه حرفه ای و هنری آنها نیست؟ خسرو معصومی، سازنده فیلم هایی مانند خرس و کار کثیف، پایبندی و دوری و نزدیکی به ریشه ها را دلیل اصلی موفقیت یا شکست فیلمساز می داند: یک فیلمساز باید قصه اش را، جامعه محل وقوع رخدادهای قصه اش را و آدم های قصه اش را بشناسد. اگر این شناخت وجود داشته باشد، فیلمساز می تواند آن داستان را درست و تأثیرگذار روایت کند. اما اگر شناختی وجود نداشته باشد، داستان روایت شده بی پایه و بی مایه از کار درمی آید. اصلا برای همین است که می بینیم هر کارگردانی یک نوع داستان و یک نوع فضا را بهتر روایت می کند و به اصطلاح درمی آورد؛ چون در آن فضا و با آن آدم ها زندگی کرده و آنها را می شناسد. شما از فیلمسازی که تاکنون از شهرهای بزرگ بیرون نرفته و روستا و آدم ها و مناسباتش را نمی شناسد، نمی توانید انتظار ساخت یک فیلم روستایی خوب داشته باشید .
معصومی می گوید که وقتی فیلمساز پا از کشورش بیرون می گذارد، با اجتماع و آدم های متفاوتی روبه رو می شود که نمی تواند درباره آنجا فیلم های خوبی بسازد: ما ریشه مان آنجا نیست، آن آدم ها را نمی شناسیم، در کنارشان مدرسه نرفته ایم و نمی دانیم در واکنش به یک موضوع چه عکس العملی نشان می دهند. فوقش آنها را در فیلم ها دیده ایم. اما آدم ها با هم فرق دارند و واکنش شان هم متفاوت است. یک ایرانی با یک اروپایی واکنش یکسانی به موضوعی مانند متلکی که به خواهرشان گفته شود، ندارند. وقتی فیلمسازی بدون شناخت این ریزه کاری ها در اجتماعی دیگر فیلم می سازد، زندگی در کارش غایب می شود و او نگاهی توریستی خواهد داشت و برای همین هم هست که می بینیم کارگردانانی که افتخارات زیادی هم دارند، بعد از خروج از ایران محو می شوند .

عادت
مهدی غبرایی، مترجم، نگاه دیگری به موضوع ناکامی سینماگران ایرانی در تثبیت خود در متن جریان حرفه ای سینما دارد. غبرایی در این زمینه با ذکر مثال از ادبیات سینما، ادبیات و دیگر هنرها را در این بحث واجد ریشه ای یگانه می داند: نویسنده ما، فیلمساز ما و در کل هنرمند ما عمری با دستورالعمل و قانون و سانسور و خودسانسوری درگیر بوده و در دل این بکن نکن ها و بنویس ننویس ها کار کرده است. کاری که نمی شود کتمان کرد که به جایی نخواهد رسید و باعث رشد در هنر و خلاقیت هنرمند نخواهد شد .غبرایی می گوید که هنرمند ما عادت به نوشتن، ساختن و خلاقیت در فشار کرده و این سابقه ذهنی جلوی رقابت برابر او را با هنرمندان غربی می گیرد: هنرمند ما آرامش و فراغت لازم را هیچ گاه نداشته، اما به این نداشتن عادت کرده است. این هنرمند اما وقتی قرار می شود در آزادی کامل دست به خلق اثرش بزند، از این حجم از آزادی دچار هراس می شود. شاید یکی از دلایل اینکه هنرمند ما نمی تواند حقش را در جهان حرفه ای خود بگیرد، همین باشد .رضا درستکار، منتقد سینما، نیز شکست تلاش های ایرانیان را در متن سینمای دنیا دارای ریشه های فرهنگی می داند: ظاهرا برای فیلمسازان ایرانی، در جایی دیگر از ایران ریشه های ایرانی دلمه نمی زند. برای همین هم هست که تلاش فیلمسازان ما خارج از ایران ثمره چندانی نداشته. اما در شرایطی که اروپایی ها، مکزیکی ها حتی چینی ها و هندی ها در هالیوود جایگاه بالایی دارند، این اتفاق چرا برای ایرانی ها رخ نمی دهد؟ آیا ما با همه فرق داریم یا که مشکل جای دیگری است؟رضا درستکار می گوید: در اینکه ما با همه دنیا فرق داریم شکی نیست؛ اما این قضیه را از این زاویه هم می توان نگاه کرد که آنها در کل متعلق به جبهه واحد غرب هستند ولی ما از یک سو به فلسفه شرق و از سوی دیگر به اسلام و تشیع وابسته ایم. رضا درستکار می گوید که ایرانی ها تاب خیلی چیزها را ندارند و وقتی از ایران دور می شوند انگار از اصالت تهی شده و بی ریشه می شوند. این منتقد سینمایی علاوه بر اشاره به تفاوت های ما با دنیا، به راز موفقیت فیلمسازان غیرآمریکایی در آمریکا نیز اشاراتی دارد: نباید این نکته را هم نادیده گذاشت که هالیوود در تصرف و روح ماجراها موفق است و مثلا وقتی هم یک فیلمساز هندی یا مکزیکی آنجا فیلم می سازد، روح آمریکایی و هالیوودی در آن اثر دمیده می شود. تا جایی که اگر فیلم های کارگردانان مکزیکی را که در سال های اخیر اسکار گرفته اند مرور کنیم، می بینیم که آن فیلم ها بیشتر آمریکایی هستند تا مکزیکی .

از نگاه غربی
نشریه سینمایی ددلاین در مطلبی تحلیلی درباره اصغر فرهادی فیلم های همه می دانند و گذشته را که در اروپا ساخته شده است، ضعیف ترین فیلم های فرهادی دانسته و دلیل این ضعف را چنین تحلیل کرده است: بسیاری از منتقدان عقیده دارند که دلیل ضعف این فیلم ها ضعف و کمبود دیدگاه سیاسی و به خصوص تجربه زیستی فیلمساز در تاریخ و جغرافیای محل وقوع داستان است که باعث شده تا فرهادی مثلا در همه می دانند موفق نباشد. موضوع دیگر هم شاید مواجهه کارگردان با فضایی آزاد برای فیلمسازی باشد. یک آزادی کامل که انگار تمام ابهام و معمای مدفون در فیلم های قبلی فرهادی را از بین برده و کاری کرده که فرهادی جز پروداکشن عظیم تر و همکاری با ستاره های معروف جهانی توجهی به چیز دیگری نداشته باشد .

لینک خبر :‌ روزنامه شهروند
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷

[ابراهیم عمران] زمانی که فیلم خانه پدری اکران شد، سکانس اصلی و جانمایه فیلم به درستی نشان داد که عصبیت لحظه ای چه فاجعه ای را می تواند رقم بزند. جدا از بحث هایی که پیرامون فیلم شکل گرفت و موافقان و مخالفانی درباره ماهیت محتوایی فیلم گفتند و نوشتند. آنچه در این بین به محاق رفت، موشکافی چرایی چنین عملی از سوی پدر و برادر بود. کرداری که در پس پرده پوشی های بسیار و عقیم بودن چنین مباحثی مورد غفلت قرار گرفت. درحالی که کودک تالشی توسط پدر در خواب به شکل وحشیانه ای به قتل می رسد، این پرسش شاید در نزد برخی دوستداران فیلم و سینما مطرح شود که نسبت فیلم دیدن در جهان بینی افراد با طرز رفتارهای هیستریک چیست؟ و آیا اصولا می توان فیلم دیدن صرف را، در اصلاح طرز نگرش به پیرامون، مفید به فایده دانست؟ آیا جهانِ داستانیِ فیلم قابلیت آن دارد که برخی پلشتی های ذهنی را بزداید یا آن را تلطیف کند؟ و به طور شاخص می توان گفت اگر پدر رومینا، فیلم خانه پدری و داستان های فرعی آن را می دید، آیا لختی درنگ می کرد، از برای نکشتن طفل خویش؟ و اگر چنین فیلم های اجتماعی که موارد خاصی را پیش می کشند، جدای از نقد و تحلیل سینمایی، در زمان مناسب و بی دغدغه مورد واکاوی قرار گیرند، می توان امید داشت فیلم دیدن فقط تفریح صرف نبوده و بتواند نگره فکری افراد را دستخوش تغییر کند؟ بر فرض مثال اینکه حمایت و پشتیبانی از بنیادهای مربوط به کودکان- که رفتارهای مربوط به این قشر را رصد می کنند- و فیلم هایی از کارگردان های وطنی- که داعیه مسائل کودک و نوجوان را دارند- زیر چتر حمایتی قرار گیرند، آیا به صواب نیست؟ یا ثواب آن است که برخی فیلم ها در کمد بمانند و بگویند هیس، فریاد نزنید تا پدرنماهایی چون پدر رومینا، بیدار نشوند و در جهل و نابخردی خویش، غوطه ور بمانند. شاید برخی کردار رومینا و امثال او را زیر سوال ببرند و عمل آن را که با رومینا فرار کرد مورد نقد قرار دهند، که این بحث در جای خود، باید مورد دقت واقع شود. ولی فرجام و تنبیه شخصی و بی رحمی محض اشخاص، اگر در زمان مناسب عقوبت شود، شاید بتوان گفت که خانه پدری کماکان محل امنی برای چنین کودکانی می تواند باشد. نمی توان سکانس های فیلم خانه پدری را از نظرگاه دور داشت که دخترک بی پناه، هرکاری انجام داد، از دام جهل و عصبیت نجات نیافت. بی پناه اما رومینا که فرصت ضجه و فرار و بخشش نیافت که هیس دخترها فریاد نمی زنند حتی در بیداری، چه برسد در خواب کودکانه.

لینک خبر :‌ روزنامه شهروند
او ترکیبی از یک چریک آمریکای جنوبی و یک هیپی آمریکای شمالی دهه هفتاد میلادی است که عینکی امروزی به چشم دارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ سایت های دیگر : خلیج فارس 55آنلاین

عصر ایران ؛ کاوه معین فر - حضور مسعود فراستی در برنامه دورهمی مهران مدیری با جنجال های زیادی در میان اهالی سینما (علی الخصوص مطبوعاتی های سینمایی) همراه بود.

چه بخواهیم و چه نخواهیم مسعود فراستی معروفترین منتقد سینمای ایران است البته با ذکر یک توضیح: معروفیتی از جنس معروفیت امیر تتلو، ندا یاسی، داوود هزینه، دنیا جهانبخت و ... فقط فرقش با آنها این است که فراستی از تلویزیون معروف شده و آنها از دنیای مجازی و ...

دلایل این معروفیت هم چند نکته ظاهری و باطنی خود مسعود فراستی است که برای ساخت این برند رعایت کرده به اضافه رانت مطلق صداوسیما برای او.

تیپ و ظاهر پوششی او ترکیبی از یک چریک آمریکای جنوبی و یک هیپی آمریکای شمالی دهه هفتاد میلادی است که عینکی امروزی به چشم دارد. دیگر از آن قاب عینک های کلفت، مستطیلی شکل چریک های آن زمان خبری نیست بلکه فریم عینکش نازک و بیضی شده است.(البته از شروع برنامه هفت جیرانی در سال 88 تا به امروز کمی فریم آن نازک تر شده است باورتان نمی شود! عکس ها و تصاویر این 11 سال او را ببینید).

صدای بم خش دار، استفاده از واژگان نامانوس در زمینه نقد فیلم و البته تند و بی پروا، همچنین این تیپ لباس های چند لایه معمولا با تم قهوی یا سبز و هماهنگ با رنگ موهایش هم از دیگر جذابیت های سمعی، بصری اوست.

کمک گرفتن از واژه "فُرم" در تمامی بحث هایی که می خواهد سواد به رخ بکشد و البته فرم را هم اصلا نمی شناسد و آن را در جای دوربین و زاویه دوربین خلاصه کرده است.

در سینما که از فیلمنامه و شکل روایت و عناصر درام چون تعلیق، معما، غافلگیری و گره گشایی فرم دخیل است تا شکل بازی بازیگران، طراحی صحنه، فیلمبرداری و عناصر بصری صحنه چون بافت، رنگ، نور، پرسپکتیو، زاویه دوربین، اندازه نما، حرکت دوربین در انواع آن: روی دست، با سه پایه (تراولینگ) بر سه پایه (پن و تیلت) و عناصر صوتی چون دیالوگ و ترکیب کلمات و استفاده و ادای آن، صدای صحنه و خارج از صحنه، افکت های صوتی و موسیقی و ... مونتاژ و صداگذاری و ... فرم را فقط در جای دوربین خلاصه کردن واقعا نوبر است. (باورتان نمی شود! گفته هایش درباره فرم در نقد فیلم ها را ببینید)

تمام جنجال ها و دلیل معروفیت فراستی فقط به تلویزیون ارتباط دارد والا تا حالا کسی به یاد ندارد که یک نقد مکتوب فراستی زمینه ارجاع برای بحث و نظری شده باشد.

یا هیچ وقت ندیده ایم و نشنیده ایم که یکی از این جنجالهای مربوط به نقد فراستی در خارج از قاب تلویزیون اتفاق افتاده باشد. هر چه بوده از همان تلویزیون بوده و در یک مدت زمان تقریبا 11 ساله، یعنی بعد از شکل گرفتن برنامه هفت جیرانی.

البته قبل از برنامه هفت هم فراستی در تلویزیون بود و حتی برنامه ساز بود برنامه هایی چون گفتگو با سینمای دفاع مقدس ، سینما، جشنواره و ... اما از برنامه هفت و تغییر رویکرد او به شکلی امروزیش، این شهرت برای او رقم خورد.

او همواره ضرورت نقد و لزوم آن در جامعه و سینما را در برنامه های تلویزیونی مختلف گوشزد می کند و این اتفاقا درست ترین بخش حرف های اوست (نمونه اخیرش برنامه دورهمی چند روز گذشته). اما در مورد نقد فیلم و چگونگی آن موافقان و مخالفان زیادی دارد. به فراستی نقدی وارد نیست چون او کار خودش را می کند، نقد اصلی بر مدیران و تصمیم گیران تلویزیون است.

تلویزیون همیشه برای او یک امتیاز ویژه قائل بوده است، در همین نمونه اخیر حضور در برنامه دورهمی مدیری شاهد بودیم که او نشست حرف زد و مدیری گوش داد، یعنی تریبون یکی از پر بیینده ترین برنامه های تلویزیون را در اختیارش گذاشتند. دیگر مدیری از او نپرسید : عاشق شدی؟خوب چی شد؟ و ...

فراستی در زمینه های مختلفی رشته سخن در دست گرفت و کار به جای کشید که با افتخار می گوید: ولی واقعا ماگریت نقاشه؟ من شک دارم! (کور شوم اگر دروغ بگویم! برنامه اش هست بروید ببینید) مدیری هم ساکت، صمم بکم!

حرف فراستی مثل این است که کسی بگوید آیا واقعا این آب داخل لیوان مایعه؟ من شک دارم!

و یا در همان برنامه به گونه ای حرف بزند انگار او کاشف آلفرد هیچکاک و جان فورد است و قبل از ایشان این فیلمسازان بنده خدا را کسی نمی شناخت. یا منتقدان دیگر ایرانی در مورد آنان هیچ ننوشتند و همه درگیر تعریف و تمجید از فیلمفارسی بوده اند!

فقط اوست که می بیند چه فیلم های نازلی بر روی پرده سینما نقش بسته است و در مقابل این سیل عظیم منتقدان موافق و حمد و ثتا گوی فیلم های سینمای ایران تنها فراستی است که جرات دارد و مخالفت خود را ابراز می کند! اسم خود را می گذارد لشکر یک نفره!

واقعیت فراتر از این القاب و تعاریف از خود است. اگرچه قبول دارم که فراستی هم حرفهای درستی در زمینه نقد فیلم های سینمای ایران دارد ولی اینکه بگوید اصغر فرهادی فیلمساز بدی است یا فیلم اخراجی ها را بهتر از فیلم جدایی نادر از سیمین بداند! دیگر ...

غیر قابل انکار است که او شاگرد و رهرو منتقد معروف ادبی و سینمایی قبل از انقلاب شمیم بهار است. اما تا چه اندازه شاگرد پا جای پای استاد گذاشته و بر سینما و هنر در جامعه تاثیرگذار بوده را تاریخ قضاوت خواهد کرد.

یکی نیست فراستی را به چالش بکشد؟ من شک دارم!

اتفاقا الان هوشنگ گلمکانی این کار را کرده است، آن هم از طریق دعوت فراستی به یک مناظره درباره نقد فیلم .

هوشنگ گلمکانی منتقد، روزنامه نگار و مترجم سینما است. یکی از سه بنیانگذار و دبیر فعلی شورای نویسندگان مجله فیلم - قدیمی ترین مجله سینمایی پس از انقلاب در ایران - است.

گلمکانی در این دعوت به مناظره که در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده نوشته است:

ببخشید، این سومین بار است که این عکس را هر بار به بهانه موضوعی مربوط به مسعود فراستی پست می کنم. عکس بهتری از بیلیاردبازی های مان ندارم. تازه با نادیده گرفتن اصول fair play آمده چسبیده به من که نتوانم درست ضربه بزنم.

اما مناسبت این دفعه، دعوت او به مناظره ای درباره موضوع نقد فیلم است. این دعوت را قبلا هم کرده بودم. در زمان جشنواره سی وهفتم قرار گفت وگو برای برنامه هفت گذاشته شد اما ظهر آن روز تماس گرفتند و موضوع را عوض کردند که نپذیرفتم و قضیه منتفی شد. بعد دعوتش کردم به برنامه مجازی مجله فیلم بیاید که قرار شد در این باره سر میز بیلیارد مذاکره و احیانا توافق کنیم اما متاسفانه توفیق بیلیارد دست نداد.

دوسه سال پیش هم یکی از دوستان مطبوعاتی پیشنهاد انجام این مناظره در یکی از دانشگاه ها با امکان پخش زنده آنلاین را داد که گفت مسعود نپذیرفته. در زمان جشنواره اخیر فجر خودش تماس گرفت و گفت بیا در برنامه هفت صحبت کنیم درباره نقد. گفتم حالا دیگر من نمی آیم، به دلیل فضای تلویزیون و به خصوص برنامه هفت .

الان دعوتم را تکرار می کنم: مناظره ای درباره موضوع نقد فیلم، یا در برنامه مجازی ماهنامه فیلم ، یا یک زمین بی طرف. بعدش هم برویم چند پارت بیلیارد بزنیم که دلم لک زده برای آن ماهوت سبز و صدای دل انگیز برخورد شارها، البته با حفظ فاصله و رعایت پروتکل بهداشتی.

این یک اتفاق از چند نظر مبارک است:

اول ، فراستی با تمام ادعاها و تزهایش درباره نقد فیلم در برابر یک همکار پیش کسوت خود بنشیند و در این مورد حرف و سخن به میان آید.

دوم آنکه فراستی در جایی غیر از پایگاه همیشگی اش (تلویزیون) بنشیند و حال ببینیم در این فضا هم حرفی برای گفتن دارد یا خیر؟

سوم ، همواره این نقد به تلویزیون و برنامه هفت وارد بوده که از منتقدینی همسو با فراستی در کنار او استفاده کرده اند و اگر کسی با او مخالفت یا زاویه داشته باشد حذف شده است، نمونه اش حذف سعید قطبی زاده از سری آخر برنامه هفت، که در برنامه نقد فیلم همشهری کین جواب طعنه فراستی را داد.

جناب فراستی این گوی و این میدان یا به روایتی دل نشین تر باید گفت داش مسعود! هذا گوی، هذا میدان

پی نوشت: آموزنده ترین بخش برنامه دورهمی فراستی و جالب ترین آن، پدر مسعود فراستی است که به گفته خود او در برنامه دورهمی برای اینکه بچه اش در مدرسه اندیشه (یکی از بهترین مدارس تهران) درس بخواند از پایین شهر به بالا شهر (آن زمان) آمده و همیشه 6 ماه از سال فرش خانه شان در گرو بانک بوده تا هزینه تحصیل فرزندش (مسعود) را بدهد.

درود بر چنین پدری.

_______________________________________________

بیشتر بخوانید:

لینک خبر :‌ عصر ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

گروه فرهنگ و هنر – چند ماه است که اوضاع فروش فیلم های سینمایی کساد است. ویروس کرونا همه چیز را دگرگون کرده، از اقتصاد گرفته تا فرهنگ. دیگر امکان کنار یکدیگر قرار گرفتن چندان میسر نیست مگر با رعایت ضوابطی خاص. در این شرایط عملا سینما رفتن غیرممکن است و این اتفاق باعث شده تا هیچ فیلمی بر پرده نقره ای سالن های سینما دیده نشود. اما در این میان راهکارهایی برای کاهش اندکی از لطمات اقتصادی وارد شده بر صنعت سینما وجود داشت، راه هایی مثل سینما ماشین و اکران آنلاین فیلم های سینمایی.
دیگر وارد ماه چهارم تعطیلی سینما به علت شیوع ویروس کرونا در کشور شده ایم، ویروسی که زندگی همه ما را متحول کرده و فعالیت های عادی و روزمره را برایمان تبدیل به آرزو کرده است. فیلم دیدن در سالن سینما هم یکی از همین کارها بوده است. گرچه فیلم دیدن در تاریکی سالن های سینما آن هم بر پرده نقره ای حس و حال دیگری دارد اما در تمام جهان راهکارهایی برای ایجاد حس مشابه اندیشیده شده است، راه هایی مثل سینمای آنلاین یا سینما – ماشین.
هفت شهر دیگر هم سینما ماشین را تجربه می کنند
پدیده سینما ماشین یا همان درایوین سینما، پدیده تازه ای در جهان نیست. در ایران هم پیش از انقلاب دو سینما ماشین فعالیت می کردند اما سال ها بود که دیگر خبری از دیدن فیلم در ماشین های شخصی و در فضای باز در کشور نبود. ویروس کرونا و شرایطی که مجبور به رعایتش شدیم، این امکان را فراهم کرد تا بار دیگر سینما ماشین در کشور تجربه شود که تجربه موفقی هم بود. در ابتدا تنها پارکینگ برج میلاد این امکان را فراهم کرده بود. این طرح که ستاد ملی مقابله با کرونا هم با آن موافقت کرد، از جمعه 12 اردیبهشت ماه به مدت یک هفته فیلم سینمایی خروج به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا را در پارکینگ شماره 3 برج میلاد تهران برگزار کرد.
این طرح با حضور حدود 160 ماشین در هر سانس که محل قرارگیری آن ها رو به یک پرده نمایشی بزرگ، خط کشی و مشخص شده بود به اجرا درآمد. در هر اتومبیل فقط دو نفر مجوز نشستن داشتند و سرنشینان نباید از اتومبیل خود پیاده می شدند و فیلم روی پرده ای بزرگ به نمایش در می آمد. با این حال هر خودرویی هم اجازه ورود نداشت. مثل ماشین های غیرسواری و سنگین که ممکن است مانع دید شوند. پس از خروج دو فیلم دیگر هم در تنها سینما-ماشین کشور به نمایش درآمد. اما حالا خبرها حاکی از بازگشایی چند سینما-ماشین در شهرهای دیگر کشور است. منوچهر صفرخانی مدیر اجرایی سینما-ماشین ضمن اشاره به افتتاح این طرح در هفت شهر دیگر کشور در روزهای آتی گفت: از دفاتر پخش و تهیه کنندگان دعوت می کنم با توجه به ادامه دار بودن ویروس کرونا و تعطیلی سالن های سینما، نهایت همکاری را با سینما-ماشین داشته باشند. با بازگشایی سینماها و استفاده 40 درصدی از ظرفیت سالن ها، آمار فروش فیلم ها قطعا صدمه بزرگی خواهد خورد. ضمن اینکه با از دست دادن زمان اکران، تعداد زیادی از فیلم ها در سال جاری به اکران نمی رسند و تنها توسعه تعداد سالن ها و افزایش سینما-ماشین می تواند چاره موقت وضعیت رکود سینمای ما در این شرایط باشد. همانطور که فروش بلیط آنلاین نوعی دیگر از انواع اکران را در این شرایط سخت به همه ثابت کرد.
وی افزود: فیلم سینمایی خروج ساخته ابراهیم حاتمی کیا که پیش تر نیز در طرح سینما-ماشین در برج میلاد به نمایش در آمده بود قرار است روز پنجشنبه (هشت خردادماه) در سه نقطه مختلف شهر از جمله فرهنگسرای خاوران، ورزشگاه تختی و ورزشگاه انقلاب کرج به نمایش درآید. مهمانخانه ماه نو نیز دیگر فیلمی است که با سازندگانش توافق نهایی انجام شده و به زودی آن را در این طرح نمایش خواهیم داد. این تهیه کننده و کارگردان در ادامه با اشاره به اجرایی شدن این طرح در دیگر نقاط مختلف کشور نیز گفت: هفته آینده این طرح در استان های قزوین، اصفهان، فارس، گیلان، مازندران، آذربایجان شرقی و خراسان رضوی افتتاح می شود. اجرایی شدن آن نیز سختی هایی از جمله اجاره کردن فضا، آماده سازی محوطه، نصب پرده بزرگ نمایش، خرید تجهیزات با هزینه های بالای آن، اخذ مجوزهای لازم و... را دارد که امیدوارم با حمایت مسئولان ذی‫ربط پروسه اداری آن کوتاه شود.
صفرخانی درباره معضل انحصار در اکران که گریبانگیر بسیاری از صاحبان فیلم ها در سال های گذشته بود نیز گفت: عدالت در اکران زمانی محقق خواهد شد که تمامی فیلم ها به صورت عادلانه و در همه سالن های سینما که متقاضی نمایش آن اثر هستند اکران شود. به نظرم مسئولان سینمایی باید در این زمینه نظارت کافی داشته باشند که اگر فیلمی فروش خوبی دارد نسخه آن به تمامی سینمای شهرستان ها نیز داده شود و سینمادار برای اکران آن پروسه ای طولانی را طی نکند. پروسه ای که معمولا باعث اتمام زمان اکران فیلم مورد نظر شده و این روال با نمایش فیلم جدید همچنان ادامه پیدا می کند. متاسفانه تا همین چند ماه گذشته وضعیت اکران به صورت کاملا انحصاری اداره می شد. فیلمی که عده ای دوست داشتند فروش بالایی در گیشه داشته باشد از حمایت کامل سینمادارها برخوردار بود. در نقطه مقابل این رویه غیراخلاقی نیز فیلم های بسیاری به مهجورترین شکل ممکن روی پرده رفتند که همگی با ضرر و زیان فراوانی روبه رو شدند.
7 و نیم میلیارد فروش در اکران آنلاین
از سوی دیگر در کنار سینما-ماشین، اکران آنلاین فیلم بر بستر پلتفروم های داخلی نیز به کمک صنعت سینما آمد تا این روزهای رکود را کمی آسان کند. در این بخش هم خروج پیشگام بود اما حالا امکان تماشای آنلاین چندین فیلم سینمایی دیگر هم در پلتفروم های تعیین شده فراهم است. طرح سینمای آنلاین از 24 فروردین ماه برای حمایت از سینمای ایران در بحران متاثر از شیوع بیماری کرونا آغاز شد و حالا با گذشت بیش از یک ماه از شروع این طرح حدودا نیم میلیون بلیط در مجموع دو پلتفرم فیلیمو و نماوا تاکنون خریداری شده است.
این آمار که به صورت مستقیم به ازای هر خرید ثبت و به صورت تجمیعی از دو پلتفرم میزبان این طرح یعنی نماوا و فیلیمو اعلام می شود، خبر از گردش مالی حدود هفت و نیم میلیارد تومانی برای سینمای ایران می دهد.
در طرح اکران آنلاین که بلیط آن 15 هزارتومان قیمت گذاری شده و هر بلیط تا هشت ساعت پس از خرید اعتبار تماشا دارد، متناسب با متغیرهای بازدید در شبکه نمایش خانگی، برای هر بلیط حداقل 2.5 تماشاگر در نظر گرفته می شود. به همین ترتیب می توان بیش از یک میلیون و 250 هزار تماشاگر را در مدت یک ماه از شروع طرح اکران آنلاین‫ برای این پنج فیلم برآورد کرد. همچنین به دلیل تعلق گرفتن بدون واسطه 70 درصد از درآمد فروش به صاحب اثر، در مجموع بیش از پنجاه فیلم متقاضی اکران آنلاین هستند و تصمیم بر این است که این طرح با اکران هفتگی حداقل دو فیلم ادامه پیدا کند.
این میزان استقبال تماشاگران در حالی رقم خورده که طرح سینمای آنلاین جز در هفته سوم اکران فیلم خروج و آن هم به صورت کاملا محدود، هیچ‫گونه تبلیغ تلویزیونی نداشته و فیلم هایی که در‫صورت اکران سینمایی می توانستند امکان تبلیغ تلویزیونی داشته باشند نیز متاسفانه حالا طی طرح اکران آنلاین از آن محروم شده اند.
با توجه به استقبال مخاطبان از دو طرح جایگزین اکران فیلم در سالن های سینما، به نظر می رسد که این دو طرح با موفقیت توانسته اند مخاطبان سرگردان را جذب خود کنند. البته با توجه به آنکه مدت زیادی از آغاز این دو طرح نگذشته است، باید همچنان کمی درباره توانایی این دو طرح در نجات صنعت سینما از رکود صبر کرد اما درصورت هماهنگی و رفتار حرفه ای و تبلیغات مناسب این احتمال وجود دارد که اقتصاد سینما در این روزهای بی رونقی کمی جان بگیرد.

ارسال دیدگاه
نام: ایمیل: دیدگاه:

لینک خبر :‌ روزنامه ابتکار
دنیای اقتصاد : بیش از یک ماه از آغاز اکران نخستین فیلم سینمایی در ایران به صورت آنلاین گذشت. این شیوه جدید اکران فیلم ها پس از موضع گیری ستاد ملی کرونا درباره ادامه تعطیلی سالن های سینمایی، اهمیت بیشتری نیز یافته است. حالا سرمایه گذاران صنعت سینما، درصدد هستند تا جایی که ممکن است، سینماهای سرباز یا متدهای جدیدتری را در اکران آنلاین بیازمایند. حالا نه فقط در تهران که در دیگر شهرهای کشور نیز قرار است سینماماشین هایی احداث شود و سینمادوستان را درخودروهایشان کنار هم جمع کند تا فیلم ببینند. از امروز نیز فیلم خروج در سه سینماماشین تازه احداث در فرهنگسرای خاوران، ورزشگاه تختی و ورزشگاه انقلاب کرج روی پرده خواهد رفت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : فصل تجارت فصل اقتصاد تابناک گیلان

منوچهر صفرخانی مدیر اجرایی سینماماشین : با توجه به ادامه دار بودن ویروس کرونا و تعطیلی سالن ها، سینماماشین می تواند چاره موقت وضعیت رکود سینمای ما در این شرایط باشد. وی در ادامه با اشاره به اجرایی شدن این طرح در دیگر نقاط کشور نیز گفت: هفته آینده این طرح در استان های قزوین، اصفهان، فارس، گیلان، مازندران، آذربایجان شرقی و خراسان رضوی افتتاح می شود. اجرایی شدن آن نیز سختی هایی از جمله اجاره کردن فضا، آماده سازی محوطه، نصب پرده بزرگ نمایش، خرید تجهیزات با هزینه های بالای آن، اخذ مجوزهای لازم، و... را دارد که امیدوارم با حمایت مسوولان ذی ربط پروسه اداری آن کوتاه شود.

صفرخانی درباره معضل انحصار در اکران که گریبانگیر بسیاری از صاحبان فیلم ها در سال های گذشته بود نیز گفت: عدالت در اکران زمانی محقق خواهد شد که تمامی فیلم ها به صورت عادلانه و در همه سالن های سینما که متقاضی نمایش آن اثر هستند، اکران شوند. به نظرم مسوولان سینمایی باید در این زمینه نظارت کافی داشته باشند که اگر فیلمی فروش خوبی دارد نسخه آن به تمامی سینماهای شهرستان ها نیز داده شود و سینمادار برای اکران آن پروسه ای طولانی را طی نکند. پروسه ای که معمولا باعث اتمام زمان اکران فیلم موردنظر شده و این روال با نمایش فیلم جدید همچنان ادامه پیدا می کند. متاسفانه تا همین چند ماه گذشته وضعیت اکران به صورت کاملا انحصاری اداره می شد؛ فیلمی که عده ای دوست داشتند فروش بالایی در گیشه داشته باشد از حمایت کامل سینمادارها برخوردار بود. در نقطه مقابل این رویه غیراخلاقی نیز فیلم های بسیاری به مهجورترین شکل ممکن روی پرده رفتند که همگی با ضرر و زیان فراوانی روبه رو شدند.

با گذشت بیش از یک ماه از طرح سینمای آنلاین که از 24 فروردین و با اکران فیلم خروج فعالیتش را آغاز کرد، آمارها از حدود نیم میلیون بلیت فروش رفته از بازار پنج فیلم به نمایش درآمده خبر می دهند. این طرح با نمایش فیلم خروج آغاز به کار کرد که در ادامه این مسیر چهار فیلم طلا ، زیرنظر ، مهمان خانه ماه نو و تیغ و ترمه نیز به آن پیوستند. با گذشت بیش از یک ماه از شروع این طرح و در ادامه روند اطلاع رسانی از تعداد بلیت های فروش رفته، حدود نیم میلیون بلیت در مجموع دو پلت فرم تاکنون خریداری شده است. این آمار که به صورت مستقیم به ازای هر خرید ثبت و به صورت تجمیعی از دو پلت فرم میزبان این طرح اعلام می شود، خبر از گردش مالی حدود هفت و نیم میلیارد تومانی برای سینمای ایران می دهد. در طرح اکران آنلاین که بلیت آن 15 هزار تومان قیمت گذاری شده و هر بلیت تا هشت ساعت پس از خرید اعتبار تماشا دارد، متناسب با متغیرهای بازدید در شبکه نمایش خانگی، برای هر بلیت حداقل 5/ 2 تماشاگر در نظر گرفته می شود. به همین ترتیب می توان بیش از یک میلیون و 250 هزار تماشاگر را در مدت یک ماه از شروع طرح اکران آنلاین برای این پنج فیلم برآورد کرد. همچنین به دلیل تعلق گرفتن بدون واسطه 70 درصد از درآمد فروش به صاحب اثر، در مجموع بیش از 50 فیلم متقاضی اکران آنلاین هستند و تصمیم بر این است که این طرح با اکران هفتگی حداقل دو فیلم ادامه پیدا کند.

این میزان استقبال تماشاگران در مجموع دو پلت فرم در حالی رقم خورده که طرح سینمای آنلاین جز در هفته سوم اکران فیلم خروج و آن هم به صورت کاملا محدود، هیچ گونه تبلیغ تلویزیونی نداشته است.

به رغم اینکه اکران در شیوه های مختلف دوران کرونا در حال توسعه است، همچنان اولویت اساسی سینماگران اکران فیلم هایشان در سالن های سینمایی است. اگرچه پیش از این بازگشایی سینماها در شهرهای سفید بلامانع اعلام شد اما گویا تاکنون هیچ سینمایی در کشور باز نشده است. هفته گذشته سازمان سینمایی اعلام کرد فعالیت دوباره سینماها در شهرهایی که از نظر شیوع کرونا در وضعیت سفید قرار دارند بلامانع است، اما نه اسم شهری به طور مشخص اعلام شد و نه حتی گفته شد این سینماها در صورت بازگشایی چه فیلم هایی را می توانند اکران کنند.

این در حالی است که سینماداران در شهرهای کوچک تر می گویند، تا وقتی سینماهای پایتخت و شهرهای بزرگ باز نشوند اصلا پخش کننده ای به آنها فیلم نمی دهد. این را پخش کننده ای همچون علی سرتیپی هم تایید می کند و اکران را بدون بازگشایی سینما در شهرهای بزرگ یک شوخی می داند. البته یک مساله دیگر هم مطرح است و آن اینکه آیا اصلا در این شهرها سینمایی وجود دارد که بخواهد باز شود؟

محمدرضا فرجی، مدیرکل دفتر نظارت بر عرضه و نمایش فیلم های سینمایی در پاسخ به این سوال که آیا سینمایی در کشور فعالیت خود را شروع کرده یا خیر، گفت: تا الان هیچ سینمایی باز نشده چون به هر حال پیش بینی ما این است که شهرهای سفید هم با هماهنگی ستاد کرونا در استان خود باید برای بازگشایی اقدام کنند، به همین دلیل تا جایی که ما اطلاع داریم سینمایی هنوز باز نشده است.

او درباره تعداد سینماهایی که با دستور اخیر امکان بازگشایی دارند، اضافه کرد: آمار دقیق نداریم، چون بعضی شهرهای سفید جزو مراکز استان ها نیستند و ممکن است اصلا سینما نداشته باشند. با این حال اگر هم سینمایی در این شهرها باز شود بدیهی است که به اندازه سینماها در شهرهای بزرگ فروش ندارد چون 75 درصد فروش سینماها مربوط به پردیس ها و سینماهای شهرهای بزرگ است. به این ترتیب به نظر می رسد این وضعیت تا نیمه خردادماه ادامه داشته باشد تا شاید در تاریخ احتمالی 15 خرداد که از سوی سازمان سینمایی اعلام شده و پس از موافقت ستاد مقابله با کرونا، تمام سینماهای کشور باز شوند. آن وقت شاید تکلیف شورای صنفی نمایش هم مشخص شود که آیا انتخاباتش دوباره برگزار می شود یا راه حل دیگری برای این شورای پرحاشیه در نظر گرفته شده است. بعد از تمام اینها هم باید منتظر ماند و دید مردم چقدر از رفتن به سینما استقبال می کنند.

لینک خبر :‌ دنیای اقتصاد

انگار همین دیروز بود که مخالفان سرسخت فیلم تأثیرگذار خانه پدری در مذمت و تأثیرات سوء آن بر روان جامعه چه کارها که نکردند تا جلوی اکران فیلم را بگیرند! البته یک دهه تلاششان به بار نشست و فیلم به اکران نرسید تا اینکه بالاخره سال گذشته در برابر تصمیم قوه قضائیه مبنی بر اکران آن تسلیم شدند و در نهایت فیلم، زمان کوتاهی به صورت محدود اکران شد. اما با همین اکران محدود هم کلی مخالفت کردند! هرچند درک نشدگیِ همیشگی مخالفانِ فیلم های پیشرو به خانه پدری محدود نشده و از این نظر در تاریخ سینمای ایران خاطرات متنوعی رقم خورده است! اما ظاهرا همچنان این سررشته ادامه دارد؛ مثلا سال ها پیش فیلم عروس آتش ، به کارگردانی خسرو سینایی که تعصبات عشیره ای را به تصویر می کشید، در زمان اکران در یکی از شهرهای جنوبی ایران، گفته می شد متعصبان در اعتراض به آن یک سالن سینما را به آتش کشیده اند. این در حالی است که وقتی فیلمی اجازه ساخت پیدا می کند، از فیلترهای مراکز مختلف می گذرد تا صلاحیت نمایش آن احراز شود، ضمن اینکه پژوهش و فیلم نامه فیلم عروس آتش برنده وقت جایزه سال شده بود. خلاصه اغلب داستان فیلم هایی که برگرفته از واقعیت هستند همواره به دیده مشکوک و غیرواقعی مورد تحلیل واقع می شوند و متأسفانه بهای چنین جزمیتی را مردم و فیلم سازان به دوش می کشند. این روزها که خبر قتل رومینا اشرفی، دختر 14 ساله به دلیل تعصب و با نام غیرت توسط پدرش سوژه رسانه ها و فضای مجازی شده، دوباره بحث فیلم خانه پدری داغ شده است. واقعیت این فاجعه گویی فیلم خانه پدری را دوباره سازی کرده است. هرچند اولین واکنش کیانوش عیاری، کارگردان فیلم، نمایانگر ناراحتی و دلخوری فیلم ساز بر تلخی های رفته بر این فیلم است، اما او همچنان حرف های ناگفته زیاد دارد. عیاری در نخستین واکنش خود به قتل این دختر به ایسنا گفته بود: این اتفاق ها در ایران رخ نمی دهد. من این شایعات را باور نمی کنم .

عیاری در گفت وگوی کوتاهی با شرق درباره نوع واکنش خود که به گونه ای کنایه استنباط شده بود، عنوان کرد: من درباره داستان و مشکلات پیرامون زیاد گفته ام. دیگر باید چه می گفتم تا همگان باور کنند که داستان فیلم من مبتنی بر واقعیت است؟! .
او در ادامه درباره تأثیرات فیلم بر شکل دهی افکار عمومی توضیح داد: به یاد می آورم روزی که فیلم بودن یا نبودن را می ساختم، پروفسور ماندگار می گفتند ما در نهایت خوش بینی برای پیداکردن کسانی که بپذیرند قلب عزیز ازدست رفته شان را به بیمار نیازمند اهدا کنند نهایتا به زحمت به سالی سه یا چهار نفر محدود می شدند، اما زمانی که فیلم بودن یا نبودن از تلویزیون پخش شد، آن قدر داوطلبان اهدای قلب زیاد شد که واقعا وقتی برای پاسخ گویی به همه آنها نداشتیم! حالا حکایت خانه پدری همین است. اگر مخالفت های بی مورد درباره این فیلم وجود نداشت و اجازه می دادند که فیلم به شکل وسیع اکران شود، شاید پدر خانم اشرفی این فیلم را می دید و کمی فکر می کرد. همه ما باید بدانیم این مسئله بسیار مهم است و نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت .
کارگردان فیلم کاناپه در برابر این پیشنهاد که اگر دوباره امکانی فراهم شود تا فیلم خانه پدری اکران شود، چه واکنشی خواهد داشت ، گفت: قطعا موافق آن خواهم بود، چون مردم باید چنین فیلم هایی را ببینند. اصلا همین الان درخواست می کنم فیلم خانه پدری را دوباره به خاطر مردم و حفظ امنیت و سلامت روان جامعه اکران کنید .
خانه پدری در سال 1389 ساخته شد. به دلیل یک صحنه قتل حدود یک دهه اکران نشد و در نهایت سال گذشته امکان اکران محدود پیدا کرد. داستان این فیلم از اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی آغاز می شود و درباره پدری است که به همراهی پسرش، دخترش را به جرم اینکه آبروی خانواده را برده است، می کشد و در خانه اش به خاک می سپارد.

انگار همین دیروز بود که مخالفان سرسخت فیلم تأثیرگذار خانه پدری در مذمت و تأثیرات سوء آن بر روان جامعه چه کارها که نکردند تا جلوی اکران فیلم را بگیرند! البته یک دهه تلاششان به بار نشست و فیلم به اکران نرسید تا اینکه بالاخره سال گذشته در برابر تصمیم قوه قضائیه مبنی بر اکران آن تسلیم شدند و در نهایت فیلم، زمان کوتاهی به صورت محدود اکران شد. اما با همین اکران محدود هم کلی مخالفت کردند! هرچند درک نشدگیِ همیشگی مخالفانِ فیلم های پیشرو به خانه پدری محدود نشده و از این نظر در تاریخ سینمای ایران خاطرات متنوعی رقم خورده است! اما ظاهرا همچنان این سررشته ادامه دارد؛ مثلا سال ها پیش فیلم عروس آتش ، به کارگردانی خسرو سینایی که تعصبات عشیره ای را به تصویر می کشید، در زمان اکران در یکی از شهرهای جنوبی ایران، گفته می شد متعصبان در اعتراض به آن یک سالن سینما را به آتش کشیده اند. این در حالی است که وقتی فیلمی اجازه ساخت پیدا می کند، از فیلترهای مراکز مختلف می گذرد تا صلاحیت نمایش آن احراز شود، ضمن اینکه پژوهش و فیلم نامه فیلم عروس آتش برنده وقت جایزه سال شده بود. خلاصه اغلب داستان فیلم هایی که برگرفته از واقعیت هستند همواره به دیده مشکوک و غیرواقعی مورد تحلیل واقع می شوند و متأسفانه بهای چنین جزمیتی را مردم و فیلم سازان به دوش می کشند. این روزها که خبر قتل رومینا اشرفی، دختر 14 ساله به دلیل تعصب و با نام غیرت توسط پدرش سوژه رسانه ها و فضای مجازی شده، دوباره بحث فیلم خانه پدری داغ شده است. واقعیت این فاجعه گویی فیلم خانه پدری را دوباره سازی کرده است. هرچند اولین واکنش کیانوش عیاری، کارگردان فیلم، نمایانگر ناراحتی و دلخوری فیلم ساز بر تلخی های رفته بر این فیلم است، اما او همچنان حرف های ناگفته زیاد دارد. عیاری در نخستین واکنش خود به قتل این دختر به ایسنا گفته بود: این اتفاق ها در ایران رخ نمی دهد. من این شایعات را باور نمی کنم .

عیاری در گفت وگوی کوتاهی با شرق درباره نوع واکنش خود که به گونه ای کنایه استنباط شده بود، عنوان کرد: من درباره داستان و مشکلات پیرامون زیاد گفته ام. دیگر باید چه می گفتم تا همگان باور کنند که داستان فیلم من مبتنی بر واقعیت است؟! .
او در ادامه درباره تأثیرات فیلم بر شکل دهی افکار عمومی توضیح داد: به یاد می آورم روزی که فیلم بودن یا نبودن را می ساختم، پروفسور ماندگار می گفتند ما در نهایت خوش بینی برای پیداکردن کسانی که بپذیرند قلب عزیز ازدست رفته شان را به بیمار نیازمند اهدا کنند نهایتا به زحمت به سالی سه یا چهار نفر محدود می شدند، اما زمانی که فیلم بودن یا نبودن از تلویزیون پخش شد، آن قدر داوطلبان اهدای قلب زیاد شد که واقعا وقتی برای پاسخ گویی به همه آنها نداشتیم! حالا حکایت خانه پدری همین است. اگر مخالفت های بی مورد درباره این فیلم وجود نداشت و اجازه می دادند که فیلم به شکل وسیع اکران شود، شاید پدر خانم اشرفی این فیلم را می دید و کمی فکر می کرد. همه ما باید بدانیم این مسئله بسیار مهم است و نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت .
کارگردان فیلم کاناپه در برابر این پیشنهاد که اگر دوباره امکانی فراهم شود تا فیلم خانه پدری اکران شود، چه واکنشی خواهد داشت ، گفت: قطعا موافق آن خواهم بود، چون مردم باید چنین فیلم هایی را ببینند. اصلا همین الان درخواست می کنم فیلم خانه پدری را دوباره به خاطر مردم و حفظ امنیت و سلامت روان جامعه اکران کنید .
خانه پدری در سال 1389 ساخته شد. به دلیل یک صحنه قتل حدود یک دهه اکران نشد و در نهایت سال گذشته امکان اکران محدود پیدا کرد. داستان این فیلم از اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی آغاز می شود و درباره پدری است که به همراهی پسرش، دخترش را به جرم اینکه آبروی خانواده را برده است، می کشد و در خانه اش به خاک می سپارد.

لینک خبر :‌ روزنامه شرق
روزنامه جوان نوشت:مرگ تأسفبار یک دختر به دست پدرش باعث شده عده ای بار دیگر و این بار با ادبیات طعنه و کنایه پای فیلم جنجالی خانه پدری را وسط بکشند و مدعی این باشند که مخالفان صحنه دلخراش فیلم عیاری اشتباه می کردند تا وقوع این دست حوادث دلخراش را حجتی بر درست بودن روش و رویکرد فیلم های خشن و ملتهبی، چون خانه پدری فرض کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : برترین ها خبرگزاری فارس پایگاه خبری تحلیلی حرا بیان ما

معلوم نیست چرا برخی از مدعیان روشنفکری نمی توانند دست کم حفظ ظاهر کرده و خوشحالی خود را از وقوع حوادث تلخ اجتماعی بروز ندهند. دلیلش البته مشخص است؛ حادثه تلخی در گوشه ای از کشور رخ داده و عده ای مانند همیشه این حوادث را پیراهن عثمان می کنند تا حرف ناثواب خویش را مثلاً ثابت کرده باشند، البته کسی که خواب است را می شود از خواب بیدار کرد، اما او که خودش را به خواب زده نه. سینماگری همکار سینمایی اش را که منتقد ساخت فیلم هایی از جنس خانه پدری بوده درباره مرگ دلخراش رومینا اشرفی چنان کنایه می زند گویی منتقدان آثاری، چون خانه پدری طرفدار کشته شدن دختران به دست پدرانشان هستند یا مثلاً منتقدان مدعی بوده اند که اساساً در عالم امکان چنین حوادثی بروز و ظهور ندارند و در آینده نیز تضمین داده شده هیچ دختری به دست پدرش کشته نشود. وقتی منطق کمرنگ شود و قدرت سفسطه جولان بدهد، هر آدم نسبتاً مشهوری می تواند بر اسب سرکش بی مسئولیتی سوار شود و عوامفریبی نیز در چنین وضعی بازار پررونقی خواهد داشت.

مسئولیت شناسی سینمایی درباره رومینا

وقتی از مسئولیت هنری و سینمایی حرف می زنیم، دقیقاً درباره این موضوع سخن می گوییم که نباید هر اتفاقی را دستاویزی برای صاحب حق وانمود کردن خود کرد. بی مسئولیتی سینمایی در این موارد تنه می زند به بی مسئولیتی همان پدری که به جای حفظ و نگهداری دخترش در حریم خانواده آنچنان بی عقل می شود که با دیدن یک عکس با داس به جان دخترش می افتد و او را از پای درمی آورد. بی مسئولیتی که شاخ و دم ندارد؛ یکی در فضای محدود خانواده اش بی مسئولیت است و عده ای هم در جامعه ای بزرگ تر، چون سینما و هنر. بی مسئولیتی می تواند جنبه اجتماعی هم داشته باشد. فیلمسازی که می کوشد از یک حادثه تلخ به سود اثبات فرضیه های ذهنی اش فیلم بسازد و لنز دوربینش را روی موقعیت پرپر شدن یک دختر زیر خشونت و بی عقلی پدر نادانش تنظیم می کند، فیلمساز مسئولیت شناسی نیست. چنین فیلمسازی در بهترین حالت فردی است که بر ابزار و تکنیک تسلط پیدا کرده و در پی خودنمایی هنری برآمده است. کسی که غریزه به جای عقل بر او مسلط است، حتماً لازم نیست آدم بکشد و ممکن است روح آدم ها را قتل عام کند.

پدرانی، چون پدر رومینا صرفاً دختر خودشان را می کشند، اما فیلمسازی که برای ترسیم چنین صحنه ای پافشاری دارد، قلب و روح یک جامعه را به ورطه جراحت و قتل می کشاند، با این تفاوت که پدر قاتل صرفاً یک لحظه کنترلش را از دست داده، اما فیلمساز ما با تسلط بر خود دقیقاً می داند با روح جامعه چه معامله ای می کند. مثالش می تواند این باشد، کسی چند نفر را استخدام می کند برای تولید یک فیلم غیراخلاقی و پر از صحنه های جنسی، با استدلال آقایان روشنفکر سینمایی ما چنین عملی، چون در جامعه وجود دارد و زیاد هم اتفاق می افتد و مشتری هم دارد می تواند بروز سینمایی هم داشته باشد یا از سویی دیگر فیلمسازی ممکن است عنوان کند، چون این اعمال غیراخلاقی است پس باید تصویر شود تا در این باره به خانواده ها هشدار داده شود. ببینید وقتی پای سفسطه وسط کشیده شود، می شود چه حجمی از حرف های شبه روشنفکرانه برای ساخت یک فیلم سینمایی بد رو کرد.

پنبه هایی که در گوش جامانده!

حرف هیچ گاه بر سر این نبوده که درباره موضوعاتی، چون قتل دختر توسط پدر فیلم ساخته نشود، حرف برای آن ها که قصد شنیدن دارند و قوه عاقله را تعطیل نکرده اند این است که چنین فیلمی با چه رویکرد و از چه زاویه دیدی باید ساخته شود. آیا جایز است که جنس و شکل کشتن و کشته شدن با جزئیات تصویر شود، با این استدلال که چنین واقعیتی رخ داده است؟ این ها قبل از این البته بیان شده، اما وقتی عده ای نمی خواهند بشنوند ناچار به تکرار بدیهیات هستیم . مگر قرار است فیلمی در ژانر وحشت ساخته شود. اشکالی ندارد ولی فیلمساز محترم دیگر نباید مدعی سینمای اجتماعی باشد. خشونت البته در ژانر وحشت نیز حدی دارد. چنین ژانری به طور عادی مخاطب اولیه اش خانواده نیست، اما فیلمسازی که واقعاً دلسوز جامعه باشد و صرفاً ادای دلسوز بودن را درنیاورد، وقتی قصد ساخت فیلمی درباره موضوع قتل رومینا اشرفی می کند؛ سعی اش این است که ابعاد پیرامونی موضوع مثل بعد روانشناسانه و عاطفی و ریشه های خانوادگی موضوع را برجسته کند؛ اینکه چرا چنین دختری آنقدر حریم خانه را ناامن می بیند که به خانه غریبه پناه می برد و چرا پدری که باید خانه اش پناه و مأمن فرزندش باشد، آنجا را به قتلگاه دختر تبدیل کرده است. می توان چنین فیلمی ساخت و از خانواده ها هم دعوت کرد تا بروند و چنین فیلمی را ببینند تا درباره مسئولیت پدر بودن یا مثلاً ابعاد روانشناسانه روابط درست میان دختر و پدر یا آسیب ها و نقص های روابط درون خانوادگی درک بهتری پیدا کنند و به تجربه جدیدی از زندگی دست یابند.

آنگونه که خود کیانوش عیاری بارها مطرح کرده در فیلم خانه پدری از قبل برای تأکید روی نحوه قتل ذهنیت غلیظی وجود داشته و خود فیلمساز این را نفی نکرده است، همین نشان می دهد که کیانوش عیاری یا نمی داند تأکید روی جنس و نحوه قتل با جزئیات تاثیر منفی روی مخاطب می گذارد یا خودش را به ندانستن می زند تا کار خودش را پیش ببرد.

ماجرای تلخ قتل رومینا اشرفی البته برای فیملسازان مسئولیت شناسی که علاقه ای به بالابردن سطح آگاهی و دانش جامعه دارند در ژانر معمایی، دادگاهی و حقوقی می تواند اثری مطلوب باشد. چه بسیار فیلم های امریکایی که درباره قتل های مختلف ساخته شده و در آن ها مباحث حقوقی شکافته شده و منجر به درک بهتری از خلأ های قانونی شده و تاثیرگذار هم بوده است، اما وقتی فیلمساز محترم صرفاً دوست دارد خشونت عریان را به رخ بیننده بکشد، معنایش این است که به دنبال اصلاح و ترمیم نیست و صرفاً قصدش از انگشت گذاشتن روی چنین حوادث تلخی تخریب است و سینما برای او به مثابه بمبی است که در وقت عمل قرار است ویران کند نه آباد. ای کاش درباره این موضوع در سینمای ایران فیلم های خوبی ساخته شود، اما دریغ که سوژه اتفاقاً در این مورد و موارد دیگر به اندازه جامعه مظلوم است.

23302

کد خبر 1392926

لینک خبر :‌ خبر آنلاین
شباهت ماجرای قتل رومینا اشرفی با داستان فیلم خانه پدری بار دیگر نام این فیلم را بر سر زبان ها انداخت.

فاطمه پاقلعه نژاد - عصر دوشنبه بود که یک خبر کوتاه و جان گداز در فضای مجازی منتشر شد و کمتر از چند ساعت بعد تمام شبکه های اجتماعی فارسی را درنوردید. خبر تلخ قتل یک دختر نوجوان توسط پدرش در روستایی در حاشیه یکی از شهرستان های شمالی کشور دل هر انسانی را به درد آورد و هر کسی به نوعی به آن واکنش نشان داد. در این میان، خیلی زود شباهت داستان رومینای 15ساله با ملوک فیلم کیانوش عیاری نام این فیلم را دوباره بر سر زبان ها انداخت.

قصه خانه پدری روایت دختری است که توسط پدر و برادرش به قتل می رسد و نتیجه خونی که به ناحق ریخته می شود سرنوشت این خانواده را تا چندین نسل تحت تاثیر قرار می دهد. فیلم عیاری اما نه با این نتیجه گیری که با بعضی المان های دینی که در پس زمینه خانه کبل حسن پدر دختر قرار داشت سنجیده شد و از طرف یک گروه فکری به محاق توقیف رفت. گروهی که بارها و بارها در توجیه حقانیتشان از این گفتند که اتفاقی که عیاری به تصویر کشیده برای صد سال قبل است و مشکل جامعه امروز ایرانی نیست و آمار و ارقام فعالان مسائل اجتماعی که از رقم 400قتل ناموسی در هر سال خبر می دادند را هم قبول نداشتند.

خانه پدری پس از حدود یک دهه رفع توقیف شد اما بار دیگر و پس از شروع اکرانش در مدت کوتاهی چندین بار توقیف و رفع توقیف شد و در نهایت پس از سه هفته اکران آن در تعداد محدودی سینما با حدود 101هزار و400 مخاطب به پایان رسید. اما قتل رومینا یک بار دیگر نام این فیلم را به صورت گسترده مطرح کرد و کاربران شبکه های اجتماعی بارها و بارها از آن یاد کردند.

آذر منصوری فعال سیاسی اصلاح طلب از اولین کسانی بود که با یاد کردن از این فیلم خبر قتل رومینا اشرفی را منتشر کرد. منصوری در حساب شخصی تویئترش نوشت: بای ذنب قتلت؟ در خبرها آمده؛ رومینا دختری 14ساله به دلیل فرار با دوست پسرش توسط پدرش در خواب و به شکلی فجیع تر از روایت خانه پدری به قتل رسید. فرق واقعیت تلخ مرگ رومینا با روایت خانه پدری چیست؟ نام پدر را درصدر اعلامیه ترحیم ببینید. چه چیزی عوض شده است؟ ریشه این خشونت کجاست؟

این توئیت با واکنش ابراهیم داروغه زاده روبه رو شد. دبیر سه دوره پیشین جشنواره فیلم فجر و معاون نظارت و ارزشیابی سابق سازمان سینمایی نوشت: آن متدینین عزیزی که چند سال اجازه اکران فیلم خانه پدری را نمی دادند و این فیلم ها را باعث تخریب دین و سنت و هویت ایرانی می دانستند، وجدان خود را قاضی کنند که آیا سینما نمی تواند با برجسته کردن آثار تخریبی خرافات و تعصب های کور و سنت های غلط از تکرار این فجایع در جامعه جلوگیری کند؟

محمود صادقی نماینده سابق مجلس فرد دیگری است که به این موضوع واکنش نشان داده و از زمان تلاش برای رفع توقیف خانه پدری یاد کرده. او نوشته است: وقتی برای رفع توقیف از خانه پدری پیگیری می کردیم می گفتند صحنه قتل دختر را خیلی فجیع به تصویر کشیده است. بااینکه ماجرای فیلم مربوط به قدیم است، اما خانواده مذهبی در جامعه امروز را سیاه نمایی کرده است.

واکنش کیانوش عیاری و درخواست رسول صدرعاملی

در این میان اما شاید همه دوست داشتند بدانند کیانوش عیاری در واکنش به این اتفاق و شباهتش به داستان خانه پدری چه می گوید. کارگردان مطرح سینمای ایران اما ترجیح داد سکوت کند و تنها یک جمله بگوید. او که با سوال خبرنگاری درباره این موضوع روبه رو شده بود گفت: من باور نمی کنم در ایران چنین اتفاقی رخ بدهد. اینها شایعات است. واکنشی که کنایه ای بود به تمام مخالفان نمایش فیلم خانه پدری که می گفتند چنین اتفاقاتی در ایران امروز رخ نمی دهد و کیانوش عیاری سیاه نمایی کرده است.

این جمله کارگردان خانه پدری با واکنش رسول صدرعاملی روبه رو شد. کارگردانی که من ترانه 15سال دارم ، دیشب باباتو دیدم آیدا ، دختری با کفش های کتانی و سال دوم دانشکده من را با موضوعات مربوط به دختران نوجوان ساخته است. رسول صدرعاملی در صفحه توئیترش نوشت: طعنه نزن کیانوش و روشن و واضح بگو که در همه دوران های پشت سر گذاشته چگونه سانسورها و ممیزی های متحجرانه ریشه فهم و شعور خانواده و جامعه مان را خشکانده است و حالا حالاها باید تاوان بدهیم! و بگو که با بر لبه بازی کردن هایمان چقدر مقصریم، یا جیغ زدیم و فحش دادیم و یا سکوت کردیم، و ندانستیم که فاصله بین جیغ و سکوت، فضایی مقدس و مسئولیت آور است که می تواند سرشار از حرف ها و نظرات درست و تاثیرپذیر باشد.

صدرعاملی در توئیت دیگری نوشته بود: اگر خانه پدری به درستی اکران شده بود و با خودش نقد و بحث و بررسی و گفت وگو آورده بود، شاید امروز رومینا زندگیش را می کرد و بسیاری از رومیناهای دیگر نیز در امنیت بیشتری بودند.

عیاری که این روزها مشغول فیلمبرداری سریال 87متر برای پخش از تلویزیون است اما همچنان ترجیحش بر این است که سکوت کند و اظهارنظری در این زمینه نداشته باشد.

258258

کد خبر 1392920

لینک خبر :‌ خبر آنلاین
هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگ درباره ماجرای قتل فجیع رومینا اشرفی توسط پدر خود در شبکه های اجتماعی واکنش های مختلفی نشان دادند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

به گزارش خبرنگار ایمنا ، رومینا اشرفی دختر 14 ساله تالشی به علت جراحات وارد شده توسط جسم تیز به سر و گردن درگذشت؛ قاتل پدر او بود. این پدر انگیزه و دلیل انجام قتل را فرار دختر از خانه برای ازدواج با مردی 30 ساله عنوان کرده است.

این فاجعه به تدریج در رسانه ها پخش و تبدیل به موضوع اول شبکه های اجتماعی شد. افراد بسیاری از جمله جامعه هنری درباره این اتفاق واکنش نشان دادند که در ادامه برخی از آن ها را مرور خواهیم کرد:

زن بودن دشوار است

تهمینه میلانی، کارگردان سینمای ایران که در آثارش به نقش زن در جامعه اهمیت زیادی می دهد، در اینستاگرام خود این گونه به قتل رومینا واکنش نشان داده است:

"با کشته شدن رومینا به دست پدر بد تربیت شده اش، برای هزارمین بار دریافتم که در کشور ما میان این همه تاریک فکر، زن بودن عجب دشوار است. شادی هم که استاد کدکنی می فرمایند جای خودش! گمشده و دردیست که جنسیت و سن و سال نمی شناسد. باور کنید دزدان خزانه و رانت خواران هم حتی شاد نیستند! با ادای نوکیسه گان، ادای شادی در می آورند! بیچاره ها! "

آی عشق، رنگ آشنایت پیدا نیست

الهام پاوه نژاد، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، با انتشار ویدئویی در اینستاگرام خود آورده است:

"برای رومینا. که فرارش با مردی سی و اندی ساله، نشان می داد چقدر کمبود امنیت آغوش و مهر پدر دارد... کاش او اسماعیل بود و ابراهیمی داس بر دست! آی عشق، رنگ آشنایت پیدا نیست".

نگاه ابدی حسرت بار دختران سرزمینم

گلاره عباسی، بازیگر سینما و تلویزیون با نقل خاطره ای در صفحه اینستاگرام خود به این ماجرا واکنش نشان داده است:

"دو سال پیش بود، نه صد سال پیش که در روستاهای کشورم برای نمایشی رفته بودیم. چشمان دختران می درخشید از معجزه صحنه. حق هم داشتند. زن بودند و معنی معجزه زایش و خلقی که بر صحنه اتفاق می افتد را خوب می فهمیدند. زنان و دختران، عاشق نمایش بودند و مرد خانواده باید و نبایدهای خودش را داشت. وسط نمایش، دست زن و دخترانش را گرفت و برد و پسرانش ماندند، دست زدند، خندیدند و نگاه نمناک و حسرت بار دختران سرزمینم تا همیشه انگار ادامه دارد... ما رفته بودیم به امیدی که نامش امروز بود و امروز من خسته ام از اینکه سال ها است فکر می کنم با جا خالی دادن وسط این بازی بردیم و امروز می بینم که باختیم... صحبت از برگه ترحیم دختر زیبای ما، چه دردی از دردهای من را دوا می کند که دختران سرزمینم هیچ وقت نمی توانند با غرور، عاشقانه هایشان را فریاد بزنند. "

سینمای ایران چراغ هدایت است، قدر بدانیم

بعد از انتشار خبر قتل رومینا، به فیلم خانه پدری ساخته کیانوش عیاری اشاره شد که سوژه ای شبیه ماجرای رومینا داشت اما به علت آنچه سیاه نمایی خوانده می شد، سال ها توقیف بود و در نهایت سال گذشته به صورت محدود اکران و به نمایش درآمد.

در همین راستا، ابراهیم داروغه زاده، معاون پیشین ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در توئیتی آورده است: "حالا که خیلی صحبت از خانه پدری کیانوش عیاری شد، بد نیست یادی بکنیم از عروس آتش خسرو سینایی، دختری با کفش های کتانی و من ترانه پانزده سال دارم رسول صدر عاملی که سعی در اصلاح رفتارهای غلط جامعه در مواجهه با زنان و دختران داشتند. سینمای ایران، چراغ هدایت است قدر بدانیم. "

به کدامین گناه کشته شده ای؟

امیرمهدی ژوله، بازیگر و نویسنده طنز با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود این گونه از این ماجرا نوشته است:

"چیزی نیست. فرزند گرامی آن مرد، نوه فلان مرد، خواهر فلان مرد و خواهرزاده فلان مردان، منی داسی شده است. قیصرهای امروزی به جای برادران آب منگل، سراغ خواهرشان، دخترشان، مادرشان می روند انگار. ما؟ بعد از اشک و رنج و استوری هایمان، سراغ داس زبان و خیال و کردار مردانه مان خواهیم رفت، باز به کدامین گناه کشته شده ای را، همه مان باید جواب پس بدهیم، خیلی زود. "

می شود هیچی نگفت تا این یکی هم بگذرد

مجید توکلی، ژورنالیست و کارگردان سینما، این توئیت را منتشر کرده است:

"میشه سکوت کرد و بی تفاوت بود و به کاسبی های احتمالی فکر کرد که مبادا با واکنشی به خطر بیفته. میشه به پروژه های پیش رو فکر کرد و دم نزد. میشه گوشه ای نشست و تماشا کرد و به یک " آخی طفلکی " بسنده کرد. میشه بی خیال بود. میشه منفعل بود. میشه هیچی نگفت تا این یکی هم بگذره..."

به آغوش امن من برگرد دختر

آنالی اکبری، نویسنده فیلمنامه های سینمایی، در توئیتی اعتراض خود را این گونه بیان کرده است:

همین حالا دخترانتان را بیدار کنید و به آنها بگویید مایملک هیچ مردی نیستند. به آنها بگویید به دنیا آمده اند تا زندگی کنند، با اشتباهات و تصمیم های درست و غلط شان. بگویید حتی اگر نیمه سوخته، از جهنمی شیطانی هم بیرون آمدی، باز به آغوش امن من برگرد دختر. "

تیغ از شما، ورید از من

حبیب رضایی، بازیگر سینما هم در توئیتی به شعری از حسین منزوی که بی ارتباط با قتل رومینا نیست اشاره کرده است:

"مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
که جز ملال، نصیبی نمی برید از من

عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظار نفس های دیگرید از من

اگر فرو بنیشیند ز خون من عطش
چه جای واهمه، تیغ از شما ورید از من"

کد خبر 425891

لینک خبر :‌ خبرگزاری ایمنا
خبرگزاری میزان- دبیر شورای صنفی نمایش گفت: خوشبختانه فعالیت سینماهایی که در شهرهای وضعیت سفید هستند بلامانع اعلام شده است ولی در قبال شهرهایی همچون تهران ما همچنان منتظر ابلاغیه ستاد ملی مبارزه با کرونا هستیم.

تاریخ انتشار: 09:00 - 08 خرداد 1399

- کد خبر: 624259
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

مرتضی شایسته در گفت وگو با خبرگزاری میزان، پیرامون زمان بازگشایی سینماهای شهر تهران گفت: خوشبختانه فعالیت سینماهایی که در شهرهای وضعیت سفید هستند بلامانع اعلام شده است ولی در قبال شهرهایی همچون تهران ما همچنان منتظر ابلاغیه ستاد ملی مبارزه با کرونا هستیم.

وی در همین راستا ادامه داد: علناً بازگشایی سینماها تنها با تایید و دستور ستاد ملی مبارزه با کرونا و وزارت بهداشت رخ می دهد، به همین دلیل شورای صنفی نمایش نمی تواند نظری قطعی و محتمل نسبت به زمان رسمی بازگشایی سینماهای شهر تهران و سایر شهرهای پرخطر اعلام کند.

بیشتر بخوانید: برای مشاهده آخرین اخبار از سینمای ایران اینجا کلیک کنید

دبیر شورای صنفی نمایش درباره برگزاری جلسه این شورا اظهار کرد: در حال حاضر شورای صنفی نمایش کاملا بلاتکلیف است، زیرا ماهیت این شورا و جلساتش در زمانی معنا می یابد که سینماها باز باشند، فعلا برگزاری جلسه شورای صنفی نمایش تماما به ابلاغیه ستاد ملی مبارزه با کرونا مبنی بر آغاز بازگشایی سینماها وابسته است و در غیر این صورت این شورا تا اطلاع ثانوی جلسه ای نخواهد داشت.

وی درباره امکان رعایت پروتکل های بهداشتی مبارزه با کرونا در زمان بازگشایی سینماها اظهار کرد: این پروتکل ها تماما توسط وزارت بهداشت و ستاد ملی مبارزه با کرونا تهیه می شود اما این نهادها باید برای تنظیم این شیوه نامه با نهادهای سینمایی همچون شورای صنفی نمایش مشورت کنند.

دبیر شورای صنفی نمایش درباره احتمال تخصیص برخی مزایا به فیلم های داوطلب اکران بعد از بازگشایی سینماها خاطرنشان کرد: طبیعتا برخی موارد را در این زمینه می توان در نظر گرفت، منتها هیچگونه تصمیم گیری نهایی در قبال آن صورت نگرفته است، ما در این ارتباط باید پس از بازگشایی سینماها در شورای صنفی نمایش مسئله را مطرح نماییم.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ میزان
کارگردان فیلم کوتاه فاش درباره اکران آنلاین فیلم ها به دلیل تعطیلی سینماها ناشی از شیوع کرونا گفت: خیلی ها مخالف اکران آنلاین هستند اما معتقدم با این حجم ترافیکی که در فیلم های تولید شده و آماده اکران وجود دارد باید به فضای آنلاین اعتماد کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

احسان مختاری که فیلم کوتاه فاش را در سایت ودیو به صورت آنلاین اکران کرده است، درباره این فیلم به خبرنگار ایلنا گفت: ایده فاش را از تجربه زندگی خودم نوشته ام؛ در واقع این فیلم یک واکنشی بود نسبت به واقعیتی که در زندگی خودم داشتم و مدتی با آن زندگی کردم و توانستم از آن برای نوشتن فیلمنامه تاثیر بگیرم.

نویسنده و کارگردان فاش ، قصه این فیلم را درباره دو برادر عنوان کرد که مجبور شده اند به دلیل وجود آدم هایی مزاحم چند هفته ای خود را در خانه حبس کنند و افزود: برادر بزرگ تر به دلیل اینکه از طرف طلبکارها مورد تعقیب و تهدید است، به خانه برادر کوچک تر آمده و آنجا پنهان شده اما با حضور طلبکارها، نظم زندگی برادر کوچک مختل می شود. قصه فیلم از شبی روایت می شود که طلبکارها پشت در خانه اند و می خواهند به زور وارد شوند و دو برادر باید در این موقعیت تصمیم بگیرند که چه کنند.

مختاری با اشاره به اینکه پروسه ساخت فیلم یک سال زمان برده است، گفت: پیدا کردن لوکیشن مناسب برای فیلم پروسه زمان بری بود؛ در این مدت خانه های ساده زیادی می دیدم که اغلب برای قصه مناسب نبودند؛ دوبار هم ماکت فیلم را در دو لوکیشن متفاوت ساختم اما موقعیتی که برای فیلم می خواستم درنیامد و بیشتر گشتم تا سرانجام لوکیشن موردنظر را پیدا کردم.

او با بیان اینکه برای فیلم برداری یک ماه با بازیگران تمرین کرده است، طراحی صحنه را هم پروسه ای نسبتا زمان بر توصیف کرد و گفت: چون محیط خانه تاریکی مطلق بود باید دست به استفاده از رنگ هایی می زدیم که بتواند طیف ظریف تری روی دیوارهای خانه ایجاد کند و برای همین حدود یک ماه طراحی صحنه طول کشید.

مختاری در زمینه نورپردازی فیلم هم یادآور شد: حدود چهار روز طراحی نور طول کشید؛ چراکه به خاطر شرایط نوری فیلم باید تست های متعددی انجام می شد و هر روز قسمت های مختلف خانه نورسنجی می شد تا به کنتراست مطلوب و مورد نظر برسیم.

این کارگردان و فیلمنامه نویس جوان درباره اکران آنلاین فیلم ها به دلیل تعطیلی سینماها ناشی از شیوع کرونا هم گفت: خیلی ها مخالف اکران آنلاین هستند اما معتقدم با این حجم ترافیکی که در فیلم های تولید شده و آماده اکران وجود دارد باید به فضای آنلاین اعتماد کرد.

مختاری ادامه داد: تا زمانی که سینماها دوباره باز شود و مردم دوباره به حضور در سالن سینما اعتماد کنند، خیلی از فیلم ها می توانند فضای اکران آنلاین را تجربه کنند تا در فرصتی که مردم در خانه هستند بتوانند از آن استفاده کنند و بعدها که سینماها به طور کامل بازگشایی شد، فیلم هایی که در نوبت هستند در زمان بندی اکران قرار بگیرند.

او همچنین در مورد پروژه بعدی اش گفت: فیلمنامه جدیدی را نوشته ام و منتظرم با مهیا و آرام تر شدن شرایط، پیش تولید کار را با همان تیم قبلی آغاز کنم. قصه این فیلم هم برگرفته از زندگی خودم و مادرم است و امیدوارم بتوانم در تابستان سال جاری شروع به ساخت آن کنم.

فیلم فاش به کارگردانی احسان مختاری محصول سال 1396 است و نوید نوری و پژمان یاوری دو بازیگری هستند که در آن در آن به ایفای نقش پرداخته اند.

فاش تاکنون کاندیدای بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین تدوین و برنده بهترین فیلمبرداری سی و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران، نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، برنده بهترین فیلمبرداری از پانزدهین جشنواره فیلم دانشجویی نهال، برنده بهترین تدوین از دوازدهمین جشن دانشجویی فیلم سایه، منتخب دوازدهمین جشنواره بین المللی Filmsaaz هند و منتخب بیست و دومین جشنواره بین المللی Main امریکا شده است.

سایر عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از: فیلمنامه: احسان مختاری - حامد حسینی سنگری، مدیر فیلمبرداری: حامد حسینی سنگری، طراح صحنه و لباس: مجید یوسفی، طراح چهره پردازی: محمود دهقانی، صدابردار: محمد کیان ارثی، طراح و ترکیب صدا: زهره علی اکبری، تدوین: بهنام عابدی، مدیر تولید و برنامه ریز: هادی شیخ السلامی، تهیه کننده: بهنام عابدی - حامد حسینی سنگری، محصول: انجمن سینمای جوانان - استودیو فیلم نویز.

لینک خبر :‌ خبرگزاری کار ایران
حوزه/ یک بازیگر سینما و تلویزیون گفت: در شرایطی که قربانی ملاحظات سیاسی شده ام و همه مرا به نوعی بایکوت کرده اند، حاتمی کیا به من فرصت بازی داد. برای همین خود را مدیون او می دانم.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

جهانگیر الماسی بازیگر سینما و تلویزیون در گفت وگو با خبرگزاری حوزه ، درباره تجربه خود در فیلم سینمایی خروج گفت: ابراهیم حاتمی کیا فیلمسازی است که در هر کارش موقعیت و فضایی خاص را تجربه می کند؛ ویژگی که امکانش برای دیگر فیلمسازان فراهم نیست. این فیلم سینمایی از دیدگاه عده ای کاریست که بر مبنای مولفه های سینمای غرب ساخته شده حتی گفته می شود این فیلم یک وسترن ایرانی است! من این ادعاها را قبول ندارم، چون از پایه با عنوان هایی چون وسترن ایرانی موافق نیستم.

وی افزود: درباره فیلم زیاد سخن گفته شده، برای همین می خواهم به نکاتی اشاره کنم که بازگویی آن ضروری تر است. من در یک دهه اخیر با سختی های مالی فراوانی روبه رو بوده ام. این اتفاق هم تنها به واسطه یک تسویه حساب سیاسی رخ داده است، چون مرا به جرم داشتن یک باور سیاسی خانه نشین کردند. در چنین شرایطی که برای اجاره منزل هم با مشکل روبه رو بودم، پیشنهاد ابراهیم حاتمی کیا برای بازی در این فیلم کمک کرد تا من بخشی از مشکلاتی که پیش رویم بود را برطرف کنم، برای همین خود را به شدت مدیون وی می دانم.

این بازیگر ادامه داد: به واسطه مهری که کارگردان به من داشت و باعث حضورم در این کار بود، هر آنچه در توان داشتم انجام دادم و هیچگونه کم فروشی نکردم. برای فیلمبرداری خروج، دو ماه زمان صرف شد، ولی این مدت برای من سختی به همراه نداشت، چون در فیلمی بازی می کردم که در شرایطی ناجوانمردانه امروز، نسبت به من مردانگی کرد.

وی متذکر شد: بایکوت من به جرم داشتن یک باور سیاسی درحالی است که این روزها بازیگرانی وجود دارند که شدیدترین انتقادات را به رئیس جمهور انجام می دهند، اما به آنها پیشنهادات میلیاردی برای بازی می شود و چند کار بعدی آنهم تضمین شده است، در چنین فضایی چرا من باید به جرم حمایت از رئیس جمهور قبلی کشورم چنین با بی مهری مواجه شوم، به نحوی که نزدیک به یک دهه است که خانه نشین شده ام.

این بازیگر در پایان با بیان این که سینمای ایران قدر داشته های خود را نمی داند، تصریح کرد: متاسفانه سیاست حذف کردن به راحتی هرچه تمامتر در کشورمان اجرا می شود، برای همین امثال جهانگیر الماسی از سینما کنار گذاشته می شوند، بدون این که برای آنها جانشینی در نظر گرفته شود، متاسفانه این اتفاق به نوعی دیگر برای حاتمی کیا هم در حال رخ دادن است، اتفاقی که امیدوارم هیچگاه رخ ندهد ، زیرا این سینماگر مهره ای ارزشمند برای هنر این سرزمین است.

لینک خبر :‌ خبرگزاری حوزه
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

داستان از جایی آغاز شد که کووید 19 از حدود 3 ماه پیش باعث بسته شدن اماکن عمومی، زیارتی، فرهنگی و ... از جمله سینماهای سراسر دنیا شد. درنتیجه پایین کشیده شدن کرکره سالن های سینما، زنجیره طولانی از کسب و کارها متوقف شد، از تولید فیلم و بیکار شدن عوامل سازنده گرفته تا کارکنان سینما و فروشندگان تنقلات و فود کورت های حوالی سالن های سینما.

اما قرار نیست ویروس کرونا صنعت سینما را کاملا فلج کند و کسب و کارهای خرد وابسته به آن را ببندد، نتیجه این نگرانی متولیان سینمایی و اتاق فکرهایی که تشکیل شد، اکران دوباره فیلم ها بود اما به روشی که برای نسل ما کاملا تازه است، اکران در سینما درایو.

سینما درایو یا سینما ماشین برای نسل ما واژه آشنایی نیست، اما برای نسل قبل که روزهای پیش از انقلاب را به یاد دارند چرا. حدود 50 سال پیش سینمای روباز حوالی میدان ونک میزبان خانواده هایی بود که مالک خودرو شخصی بودند و قصد داشتند ساعاتی را در کنار خانواده یا دوستان بگذرانند.

حالا بعد از گذشت پنج دهه خانواده های پایتخت نشین باز هم زیر آسمان این شهر در کنار خانواده فیلم می بینند با رعایت کامل پروتکل های بهداشتی و رعایت فاصله اجتماعی در پارکینگ روباز برج میلاد.

بعد از راه اندازی سیستم بلیط فروشی به ازای هر ماشین با حداکثر دو سرنشین، سازمان سینمایی اوج که پیش قدم شد و برای اکران فیلم خروج ، اعلام آمادگی کرد و آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیا، در نیمه اردیبهشت 99 اکران شد، در فضایی که در بدو ورود ماشین ها ضد عفونی و به محل پارک هدایت می شدند.

پس از استقبال مخاطبان از اکران سینما ماشین فیلم خروج ، دومین اکران دوشنبه شب، 29 اردیبهشت با اکران فیلم جهان با من برقص به کارگردانی سروش صحت ادامه پیدا کرد. از یک شب قبل پیش فروش بلیط ها در سایت ایران تیک آغاز شد و عصر روز اکران تمامی بلیط ها به فروش رسیده بود.

حضور مخاطبان و فروش صد درصدی بلیط های سینما ماشین در هر دو سانس، نشان داد که اکران فیلم ها در سینما ماشین با وجود عمر دو هفته ای تجربه ای موفق بوده است.

اتفاق های مشابه بازگشایی مراکز تفریحی با رعایت فاصله اجتماعی و سایر پروتکل های بهداشتی، در کشورهای مختلف نیز در حال انجام است و پارک ها و مراکز ورزشی روباز رفته رفته به روی مخاطبان باز می شوند.

هفنه گذشته نیز یکی از سینما ماشین های نیویورک، به دنبال کاهش محدودیت ها در این ایالت، بازگشایی شد و سه فیلم در انتظار اکران جومانجی، مرحله بعد ، پسران بد تا ابد و انیمیشن دور جهانی ترول ها را برای علاقمندان به سینما پخش کرد.

البته سینما ماشین تجربه جدیدی در دنیای غرب نیست و همواره در کنار سایر تفریحات خانوادگی و دوستانه پذیرای علاقه مندان بوده است. ظهور این نوع سینما در غرب به دهه 50 میلادی برمی گردد و زمانی که صنعت سینما و ماشین در ایالالت متحده هم زمان در حال شکوفایی بودند. این نکته باعث شد که صنایع خودروسازی در طراحی های خود برای ساخت ماشین های روباز و شاسی بلند به سینما ماشین هم فکر کنند و سینماگران هم به فکر استفاده از سینما درایو به عنوان لوکیشنی ناب، در فیلم هایشان بیفتند، مانند فیلم موزیکال گریس (Grease) با بازی جان تراولتا، محصول 1978٫

در این روزها که کرونا با بستن مراکز فرهنگی باعث شکوفایی خلاقیت برخی از افراد و مسئولان شده است آیا جهان بعد از این ویروس جهان بهتری با تجربه های جدید است؟

لینک خبر :‌ شما رسانه
علی احمدی شیرین گفت: متاسفانه در روزهایی که هزینه های فراوان صرف ساخت فیلم هایی که خروجی جز تزریق فرهنگ بیگانه در جامعه ندارد می شود، مدت هاست تولید فیلم زندگی امام حسین (ع) به دلیل نداشتن بودجه متوقف شده است.

بازدید صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : دانا

به گزارش گروه استانی " تیتریک "؛ کارگردان اولین سریال استانی البرز در گفتگو با خبرنگار " تیتریک " گفت: توقیف یا توفیق؛ مسئله این است؟به یاد داریم که توقیف یک سری از فیلم های خاص حاشیه های گذرا یا گاهی ماندگار ایجاد می کرده است و وقتی بعد از رفع توقیف به اکران می رسیدند با توفیق در گیشه روبرو می شدند در این میان فیلم هایی بودند که با کمترین محتوا و بار فنی فقط و فقط به واسطه داشتن برچسب توقیف در گیشه با توفیق همراه می شدند.

علی احمدی شیرین ادامه داد: فیلم هایی نیز تولید می شدند و شده اند که سالهاست پشت پرده ابهام و اما و اگر به فراموشی سپرده شده اند و مخاطب هیچ گاه به نتیجه روشن نرسید که کدام فیلم ارزش دیدن دارد و کدام فیلم را نباید دید.

وی افزود: چه بسیارند فیلم هایی که به علت نداشتن پروانه نمایش بایکوت شده اند در حالی که فیلم های خوب و متوسطی بودند و چه بسیارتر فیلم هایی که دارای پروانه نمایش هستند دریغ از ذره ای محتوا.

این کارگردان تصریح کرد: فیلم هایی پر از چهره های شناخته شده سینما که به دست سینماگران نامی ساخته می شوند اما به جز خیانت، سیاه نمایی، ترویج فرهنگ بیگانه، تزریق ناامیدی در جامعه، هیچ خروجی دیگری ندارند.

احمدی شیرین گفت: از همه بدتر فیلم هایی هستند که توقیف می شوند و بعد از مدتی رفع توقیف می شوند و روح جامعه را به سخره می گیرند و دوباره توقیف می شوند و بعد از مدت اندک زمانی فاجعه هایی شبیه به آن چه در این فیلم ها به تصویر کشیده شده است رخ می دهد.

وی در خاتمه خاطر نشان کرد: اکنون سوال اصلی اینجاست که هزینه های ساخت این فیلم ها از کجا و چرا تامین می شود در حالی که فیلم زندگی امام حسین (ع) مدت هاست به علت عدم تامین بودجه در مرحله پیش تولید متوقف شده است. و سوال مهم تر این که ملاک شورای صدور پروانه نمایش برای فیلم های سینمایی چیست؟سوالی که پاسخی برایش یافت نخواهد شد.

الهه ملاحسینی-تیتریک

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ تیتر ۱
داوری گفت: در فیلم خانه پدری نیز که چندین سال قبل ساخته و سالها جلوی اکران آن گرفته شد و بالاخره اکران محدودی داشت که از نگاه ما فیلم تلخی در یک جامعه محسوب میشود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : دانا

مصیب داوری نویسنده و کارگردان تئاتر و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار هرمز اظهار کرد: قطعا بسیاری از فیلمنامه هایی که نوشته می شود و یا فیلم هایی که ساخته می شود بر اساس جریانات واقعی است که در اجتماع اتفاق می افتد، بسیاری از فیلمسازان جامعه شناسان خوبی هستند وقتی ناهنجاری یا مشکلی را در جامعه مشاهده می کنند حتی اندک به اندازه ی اینکه دربرگیرنده ی یک درصد جامعه باشد فیلمساز همان یک درصد را در نظر می گیرد و آن یک درصد را تبدیل به فیلم میکند تا به دو، سه و چهار و..... درصد نرسد، اکثر فیلم سازان اجتماعی آگاهانه سوژه های خود را انتخاب می کنند که در این سال های اخیر این نگاه را شاهد هستیم.

وی افزود: تمام کارگردانان و فیلم سازان نگاه انتقادی و اعتراضی ندارند اما هستند فیلمسازانی که در حوزه های مختلف از جمله مسائل زنان و دختران این سرزمین فعال عمل می کنند، هنرمندی که در حیطه زنان کار میکند قطعا مشکلات آن حیطه را نیز عنوان می کند، فیلم های تهمینه میلانی به نوعی سینمای دفاع یا اعتراض از حقوق زنان و رویه ای است که برای زنان به لحاظ قانونی وبرخوردی وجود دارد، در فیلم های خانم میلانی شاهد این موضوع هستیم که نگاه جامعه الان ما نسبت به زنان نگاه درست، هدفمند و هوشیاری نیست، هر کارگردانی که فیلمی را می سازد دیدگاه های خود را نیزدر آن بیان می کند.

داوری ادامه داد: زمانی که کارگردانی مانند بیضایی فیلم سگ کشی را می سازد و در آن با کاراکتر زنی مواجه است که به دنبال طلب همسر خود می گردد، او یک نگاه فرهنگی را مطرح می کند که میخواهد اصلاح شود، در خانه پدری نیز که چندین سال قبل ساخته است و سالها جلوی اکران آن گرفته شد و بالاخره اکران محدودی داشت و از نگاه ما فیلم تلخی در یک جامعه محسوب میشود واقعیت و ریشه دار است، او این فیلم را با واقعیت های موجود ساخته است، و بدون تردید این برخورد را در بعضی از مناطق و خانواده ها دیده و آن را تبدیل به فیلم کرده است.

این کارگردان تئاتر و تلویزیون با تاکید براینکه فیلم ساز باید با جامعه حرکت کند و نیاز های جامه را ببیند، افزود: این فیلم می خواهد این ذهنیت را به جامعه بدهد که مواظب باشید که اگر این نوع نگاه ها اصلاح نشود چنین پدرهایی می توانند فرزندان خود را در یک مقطعی بارها و بارها بکشند که اکنون به فجیع ترین شکل ممکن شاهد آن هستیم.

فرزندکشی یا دخترکشی پیشینه ای دیرینه و جهانی دارد
داوری اظهار کرد: فرزندکشی یا دختر کشی را امروزه و فقط در جامعه ایران نداریم بلکه در کل جهان حتی در کشورهای غربی نیز چنین نگاههایی وجود دارد،آنها هم به نوعی می کشند ولی نوع کشتن آنها فرق می کند، و در برخی موارد آنها زن را فقط به عنوان یک ابزار قرار می دهند اگر تجارت و نگاه آنها به پرنوگرافی را مورد بررسی قرار دهیم در آن فیلم ها نیز فقط لذت مرد و کسب تجارت و سرمایه گذاری مد نظر است که آن نیز یک نوع کشتن است؛ کشتن انسانیت که شاید هیچ وقت سخنی از آن به میان نیاید.

وی ادامه داد: اگر نگاه جامعه به موضوع اخیر، فرهنگی باشد می پنداریم که سینمای ایران پیش تر از این هشدار ها را داده و گفته اگر خانواده ها نوع نگاه خود را تغییر ندهند؛ رعایت نکنند و برخی قوانین اصلاح نشود ممکن است بدتر از این اتفاقات نیز رخ بدهد.

داوری گفت: زمانی که چنین خانواده ای از فقر فرهنگی رنج می برند، مشکلات متعددی را نیز تجربه می کنند که فقط قتل و کشتن ظاهری آن را می بینیم، نگاه سرکوب گرانه را در تنها در این مورد نباید بررسی کرد، همین که دختر سیزده ساله ای با مرد 35 ساله دوست می شود نیز مشکلات خاص خودش را دارد، ولی کشتن انقدر دوز آن زیاد است که دیگر دوستی غلط آن دو نفر دیده نمی شود.

وی افزود: در فرهنگ ما ازدواج مرسوم است و می توان ازدواج کرد، دختر 15 ساله ای به یک بلوغی می رسد که احساس می کند نیاز به ازدواج دارد شاید بتوان گفت نباید ازدواج کنند اما خانواده او این تشخیص را می دهد که ازدواج کند به درستی و غلط بودن کاری نداریم ریشه های فرهنگی زیادی دارد که باید بررسی شود ولی نکته ای که در این قصه مهم است ناهنجاری و برخورد سراسر غلط خانواده و در راس آن پدر خانواده و ماجراهای پس از آن است.

نمایش مسائل خصوصی، آن هم در فضای مجازی کاری ناپسند است
این کارگردان تئاتر و تلویزیون با بیان اینکه هنرمندانی هستند که استقلال انتخاب دارند و ازدواج کرده اند افزود: ازدواج آدم ها به خودشان مربوط است اما مسائل فرهنگی پس از آن به عنوان کسی که در راس رسانه و یا به نوعی سلبریتی هستند مهم است زیرا عده ای از آنها الگو برداری می کنند، این درست نیست که ریزترین مسائل خصوصی زندگی از بیدار شدن گرفته تا نمایش قیافه های مختلف را در فضای عمومی مجازی منتشر کنیم، قطع کردن این زنجیره اشتباه نیز خود ده ها سال طول می کشد تا چندین کارگروه تخصصی با بودجه هایی کلان و با کار فرهنگی و تغییر برخی قوانین، این رویه را از بین ببرند.

وی ادامه داد: باید به الگوهایی که خودمان ایجاد و انتخاب می کنیم دقت داشته باشیم، زمانی که فردی در فضای مجازی بیشترین لایو یا پخش زنده را از نظر تعداد مخاطب دارد و حرف های نادرستی و نگاه غلطی را که بین دختران نوجوان ایرانی 17 و 18 ساله ترویج می دهد و در یک ساعت یک میلیون نفر او را جذب و تایید می کنند فاجعه ای است که در حال رخ دادن است، یک خود کشی عظیمی که قبل از آن که کسی ما را به قتل برساند با دستان خودمان این انفاق را رقم می زنیم.

از آینده دخترم هراس دارم

داوری با بیان اینکه نمی دانم با این رویه چه بر سر فرهنگ ما می آید، گفت: بنده یک دختر دارم که با تمام وجودم دوستش دارم و تلاش می کنم هر آن چیزی که از دستم برمی آید برای دخترم و دختران و زنان سرزمینم انجام دهم.

خانواده به مثابه ی جامعه ی کوچکی است که وظیفه ی انسان سازی دارد؛ آن هم درست؛ با اندیشه و در چارچوب بنیان مقدس خانواده؛ امیدوارم که در همه ی خانواده ها عشق به زندگی جاری باشد چرا که اگر عشق جاری باشد پدر جز محبت به فرزندان به چیز دیگری فکر نمی کند که به قتل برسد.

وی با تاکید بر اینکه تمام آدم هایی که در جامعه زندگی می کنند مسئول هستند خاطرنشان کرد: نگاه هایی که جامعه به خانواده تزریق می کند باید تغییر کند حتی نگاه به مردها نیز باید اصلاح شود، زمانی که فرزندی به دنیا می آید از همان ابتدا اگر به این فکر کردیم که حتما باید پسر باشد اولین قتل را مرتکب شده ایم و بی شک، تبعیضی است که کم کم رشد می کند تا جایی که مدام در جامعه دختران ما سرکوب می شوند و اتفاقاتی این چنین رخ می دهد.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ هرمز
تهران- ایرنا- معاون وزیر ارتباطات در آیین افتتاحیه پیشران های اقتصاد دیجیتال با حضور رییس جمهوری، گفت: بسته خدمات پایه ای کسب وکارها اکنون به مبلغ 500 میلیون ریال برای هر شرکت و تا ظرفیت پنج هزار شرکت درنظرگرفته شده است.

امیر ناظمی در مراسم افتتاحیه آنلاین پیشران های اقتصادی دیجیتال با حضور رییس جمهوری افزود: توسعه یک مسیر است و نه یک اتفاق. همه کسب کارها برای پیمودن این راه توسعه، مشکلاتی دارند. البته مسیر توسعه برای هر کسب وکاری متفاوت است؛ اما مشکلات راه اغلب مشابه است. در این طرح تلاش کرده ایم تا یک بسته حمایتی یا به زبان دیگر یک توشه راه برای کسب وکارها آماده کنیم. این طرح یعنی اینکه پیمودن مسیر توسعه برای کسب وکارها ساده تر و کم هزینه تر شود.
وی اضافه کرد: در این طرح هر شرکت نوآفرین، یعنی هر شرکتی که در ابتدای مسیر رشد است و بیشتر از هر چیز ایده دارد، می تواند از خدماتی به صورت رایگان و تخفیف دار بهره بگیرد و این خدماتی است که در مسیر توسعه کسب وکار کلیدی است.
به گفته ناظمی این بسته به صورت مشارکت عمومی-خصوصی است که در آن خدمات توسط شرکت های بخش خصوصی، برای بخش نوپا و نوآور ارائه می شود؛ به نحوی که در حدود نیمی از هزینه ها توسط شرکت های ارائه دهنده خدمات و نیمی نیز توسط دولت جبران خدمت می شود.
وی افزود: در این طرح شرکت های استفاده کننده از خدمات می توانند در یک بازار رقابتی به انتخاب تامین کننده خدمات خود اقدام کنند.به این ترتیب همکاری دولت نیز با گروه ها یا شرکت هایی خواهد بود که خدمت بهتری را ارائه می دهند؛ و هر فرد خدمت خوبی ارائه ندهد، به خودی خود از بازار حذف می شود. به این ترتیب منابع حمایتی دولت به صورت بهینه هم به کسب وکارهای کوچکی که نیاز دارند و هم به کسب وکارهای بزرگی که خدمت بهتر ارائه می دهند، تخصیص یابد. لازم به ذکر است فهرست این خدمات و نحوه استفاده از آن در سایت Irannoafarin.ir آمده است.

طرح انتخاب هر ایرانی یک تلویزیون اینترنتی
طرح دیگری که از سوی سازمان فناوری اطلاعات رونمایی شد، مربوط به تلویزیون های اینترنتی است.

ناظمی در این خصوص گفت: در حالی که در سال 92 انحصار رسانه ای در دست رسانه های رسمی بود؛ امروز حدود 1.8 میلیون نفر مشترک فعال (با پرداخت حق عضویت) و حدود سه میلیون نفر بیننده (بدون پرداخت حق عضویت)، استفاده از این سامانه های پخش ویدئو و تلویزیون اینترنتی را تجربه می کنند؛ البته بیش از آن طعم حق انتخاب را در عرصه محتوا تجربه خواهند کرد.
وی افزود: تولید محتوا اصلی ترین چالش شبکه ملی اطلاعات است. ضعف در تولید محتواهای جذاب و تمایل به انحصارگری باعث شده است که سهم ترافیک داخل به اندازه ای که ظرفیت زیرساختی برای آن مهیا شده است، رشد نکند. هم اکنون نیز حدود 40٪ از ترافیک مورد استفاده کاربران، از جنس ترافیک داخلی است و بخش عمده ای از آن متعلق به این همین سامانه ها است و زیرساخت فعلی شبکه ملی اطلاعات با ظرفیتی بیش از 14 برابر میزان مصرف شهروندان تهیه شده است.
ناظمی گفت: در حالی که در کشورهای توسعه یافته 70٪ از ترافیک ملی در زمان پیک مربوط به حوزه پخش ویدئو و موسیقی است؛ اما سنگ اندازی های عرصه تولید محتوا نه تنها منجر به عدم تحقق پتانسیل های این حوزه شده است؛ بلکه بر اندازه بازار اقتصاد دیجیتال نیز تاثیر منفی گذاشته و صرفه اقتصادی در توسعه زیرساخت توسط بخش خصوصی را کاهش داده است.
وی افزود: اکنون ماهیانه حدود هفت میلیارد دقیقه از سرگرمی شهروندان ایرانی از طریق همین سامانه ها پاسخ داده می شود که امیدواریم با اجرای این طرح تا انتهای سال این رقم با رشد 100٪ روبه رو شود.
ناظمی گفت: این طرح اصولی ترین سیاست حمایت از هنر و هنرمند است؛ چون هم بازارسازی می کند و بازار تاتر، سینما و موسیقی را گسترش می دهد و مخاطب هنر و هنرمند را افزایش می دهد. مقایسه میان ابتدای دوره حضرتعالی که در آن اقتصاد سینما تنها 37 میلیارد تومان در سال بود و امروز که تنها سهم این سامانه ها (غیر از سینما و DVD) بیش از 54 میلیارد تومان در ماه (648 میلیارد تومان در سال) است؛ نشانه اهمیت این نوع از پروژه ها در اقتصاد دیجیتال است. اکنون بازار اقتصادی سامانه های پخش ویدئو 17 برابر سال 92 وبیش از 4.5 بازار فروش سینماها است.
وی ادامه داد: با توجه به ضریب نفوذ دسترسی به اینترنت که به 90٪ رسیده با همکاری مرکز ملی فضای مجازی در این طرح به هر مشترکی که متقاضی اینترنت ثابت شود؛ هدیه یک ماه تجربه استفاده از سامانه های ویدئویی و تلویزیونی را تقدیم می کنیم. هم عضویت یک ماهه و هم ترافیک مشاهده فیلم ها در این مدت رایگان است. امید داریم تا انتهای سال تا 5 میلیون خانوار بتوانند هم مشترک ADSL یا VDSL جدید شوند و این خدمت را تجربه کنند.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

الناز عباسیان

گفت وگو با فریدون جیرانی همانقدر که جذاب است، حساس هم هست. وقتی قرار است با کسی که سال ها خود از هنرمندان بسیاری سؤال کرده و آنها را به بحث و چالش کشیده سؤال کنیم، باید حتما دست به عصا باشیم. او کارگردان بنامی است و فیلمنامه های خوبی هم می نویسد. یک تهیه کننده موفق است و پیش تر در جوانی تجربه بازیگری هم داشته است. اما برخلاف تصور ما، جیرانی مثل چهره اش مهربان و مثل صدایش آرام و خاص است. آرامش و صمیمیتش باب گپ دوستانه با او را خیلی زود باز می کند. گرچه شهرت او با فیلم های سینمایی پرفروش اش در عرصه کارگردانی، زبانزد است اما در مجری گری و کارشناسی فیلم ایرانی هم کم نظیر است. اجرای او در چندین برنامه پرمخاطب نقد سینمایی ازجمله هفت در تلویزیون نشان داده که او به خوبی از سینمای ایران و دردهای نهفته در آن آگاه است. به همین خاطر در این روزهایی که سینمای ایران به تعبیر برخی در حال پوست اندازی و تجربه هایی متفاوت است سراغش رفتیم و از او درباره وضع فعلی و آینده تولیدات سینمایی و شیوه های مختلف اکران آن پرسیدیم. در ادامه گریزی هم به احوالات این روزهای این هنرمند زدیم. ماحصل این گپ و گفت شیرین، گفت وگوی ذیل شده که پیشنهاد می کنیم آن را بخوانید.

چندماهی است که به علت شیوع ویروس کرونا بسیاری از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی محدود و سینماها تعطیل شدند. در این شرایط وضعیت امروز سینمای ایران را چگونه می بینید؟
این روزها، روزهای ویژه و خاصی است؛ زیرا ما چنین تجربه سینمایی و تعطیلی نسبتا سراسری با این مدت طولانی را نداشتیم. حتی اگر به زمان جنگ و دهه 60 هم برگردیم که من تجربه آن زمان را داشتم این چنین تعطیلی مراکز فرهنگی- هنری را تجربه نکرده بودیم. تفریحات عمومی در شهرهایی که مستقیماً درگیر جنگ نبودند تعطیل نشدند. البته مخاطبان سینما کم شد زیرا در زمان جنگ احتمال خطر بمباران هوایی بود. فعالیت سینما محدود شده بود اما به این شکل و به این مدت طولانی تعطیل نشده بود. جز در چند برهه که بمباران و موشک باران شدت گرفته بود، دیگر روزها تقریبا در تهران تفریحاتی مثل سینما فعال بود و مردم از این امکانات استفاده می کردند. چنین تعطیلی طولانی مدت که از اسفند شروع شده و احتمالاً تا اواسط خرداد ماه هم ادامه دارد تاکنون اتفاق نیفتاده بود. طبیعتا این موضوع تمام شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه را تحت تأثیر قرار داده و بسیاری از کسب و کارها تعطیل شده اند و این به اقتصاد کشور لطمه وارد کرده است. سال بسیار سختی را آغاز کرده ایم و روزهای سختی را در پیش داریم. سالی است که در آن اهالی سینما چون بسیاری از مشاغلی که دستمزدهای ماهانه می گیرند شرایط سخت اقتصادی را متحمل شده اند. اگر قرار باشد به زودی با رعایت پروتکل های بهداشتی و رعایت فاصله اجتماعی فعالیت سینماها از سر گرفته شود، شاهد اتفاقات جدید در این حوزه خواهیم بود زیرا هیچ کدام تا به امروز تجربه نشده است و چون تجربه نشده باید منتظر باشیم و ببینیم بازخورد این اتفاق در جامعه چگونه خواهد بود. اگر قرار باشد اجراهای تئاتری هم از سر گرفته شود باید حتما قبل از اجرا تمرین داشته باشند.

با این شرایط به نظر شما تولیدات سینمایی و جشنواره فجر ما تحت تأثیر قرار خواهد گرفت؟
فقط مسئله جشنواره فجر نیست. موضوع مهم تر بحث اقتصاد مملکت ماست. این بیماری و محدودیت های اجتماعی آن روی اصناف مختلف ازجمله هنرمندان و سینما هم تأثیرگذاشته و صنعت سینما دچار بحران اقتصادی شده است و این موضوع خیلی مهم تر از جشنواره فجر است و الان خیلی دغدغه برگزارشدن یا نشدن جشنواره فجر را نداریم. دغدغه و نگرانی ما این است که آیا سینما بعد از برطرف شدن محدودیت های اجتماعی و بازشدن مجدد سینماها رونق خواهد گرفت و چون گذشته از سینماها استقبال می شود؟

اتفاقا سؤال بعدی ما درباره همین موضوع است که به نظر شما وضعیت سینما بعد از عبور از این بحران چگونه خواهد بود؟
درست است که سینمارفتن جزو تفریح های عمومی جامعه محسوب شده و معمولاً در سبد اقتصادی خانواده ها جایگاه خودش را تا حدودی به دست آورده است اما آیا مردم در این شرایط بحرانی باز هم تمایلی به رفتن به سینما دارند؟ معمولاً ثابت شده که در شرایطی که فضای جامعه بانشاط بوده از سینما خیلی استقبال شده است اما وقتی فضای جامعه، فضای غمگین و بحرانی باشد نباید انتظار استقبال چندانی داشته باشیم. در اینجا علاوه بر بحث اقتصاد و هزینه بلیت سینما، موضوع روحیه و تمایل افراد برای رفتن به سینما مطرح است. علاوه بر اقتصاد، باید دید کسی دل و دماغ رفتن به سینما را دارد؟ سینما رفتن روحیه می خواهد. همانگونه که می دانید بیشتر تماشاگران سینما قشر جوان و بعد خانواده ها هستند. باید دید این نسل جوان حوصله رفتن به سینما را در این شرایط کنونی دارد؟ احتمال می رود اینها کمتر به سینما بروند؟ من واقعا نمی توانم جواب پاسخ این سؤال را بدهم؛ کمی پیچیده است.

به نظر شما پخش آنلاین فیلم های سینمایی و سینماماشین در این زمینه می توانند موفق عمل کنند؟
به نظر باید به استقبال این روش ها رفت. ضمن اینکه من معتقدم این روش ها در کنار ویدئو نمایش خانگی اشتغال زا هستند. اگر این بخش هم دچار مشکل شود ما باز هم با مشکلات اقتصادی روبه رو خواهیم شد. در این شرایط ما باید کاری کنیم که در زمینه های مختلف اشتغال ایجاد شود چون بحران، جدی است و اگر در ماه های آتی هم دوباره این ویروس اوج بگیرد ما باید در این زمینه برنامه ریزی منسجمی داشته باشیم. من معتقدم که الان وقت تشریک مساعی در زمینه سینماست. بیاییم با تجمیع تفکرات در کنار هم باشیم و موانع و حواشی را کنار بگذاریم. به امید اینکه مشکلات اقتصادی این صنف کمتر شود.

گویا استقبال مردم و سازنده های فیلم های سینمایی از اینگونه روش ها روزبه روز بیشتر می شود؟
بله به احتمال زیاد فیلم های دیگری هم به زودی آنلاین اکران می شوند. اما نکته ای که من تأکید دارم این است که باید در کنار روش های مختلف اکران، شبکه نمایش خانگی را - که این روزها گسترش بیشتری پیدا کرده - تقویت کرد و با انتقادات تند و تیز محدود نکنیم. باید بپذیریم که جامعه و شرایط آن تغییر کرده و چاره ای جز ساخت سریال هایی با محتوای به روز جامعه نداریم. در پاسخ به منتقدان شبکه های خانگی باید عرض کنم هرقدر این شبکه رشد بیشتری کند، اشتغال هم بیشتر خواهد شد. رونق اقتصاد در سینما، رونق اقتصاد در جامعه را در پی خواهد داشت و در نتیجه شادابی در جامعه بیشتر خواهد شد.

به نظر شما اگر بخواهیم در زمینه تجربه نمایش خانگی در ایران و خارج از کشور مقایسه ای داشته باشیم وضعیت ایران چگونه است؟
اصلاً قابل مقایسه نیست چون در کشورهای خارجی و حتی در کشورهای همسایه ما، در کنار شبکه های دولتی شبکه های خصوصی دارند. از آنجا که در ایران همه برنامه های تلویزیون دولتی است و ما شبکه خصوصی تلویزیونی نداریم، باید شبکه نمایش خانگی را رونق دهیم. البته جای تشکر دارد که مسئولان مربوطه با ارائه پروانه ساخت و نمایش، مسیر سازندگان در تولید سریال های نمایش خانگی را هموار کرده اند و این شبکه راه افتاده است. با توجه به ضرورت جامعه فعلی ایران، لاجرم باید شکل و فرم و ساختار سریال ها تغییر کند. این موضوعی است که منتقدان باید درنظر بگیرند زیرا رشد این شبکه به نفع اقتصاد و شادابی جامعه است. حمایت از شبکه نمایش خانگی در شرایط فعلی جامعه اهمیت و لزوم بیشتری دارد زیرا ممکن است که حتی اگر اکران عمومی فیلم ها آغاز شود سینمای ما با اقبال گذشته روبه رو نشده و این صنعت دچار رکود اقتصادی شود. در این شرایط تنها ممر درآمد اهالی سینما از شبکه نمایش خانگی خواهد بود. اگر قرار باشد با انتقادها و موانع تراشی ها این شبکه محدود شود، دیگر واقعاً کار برای اهالی سینما سخت خواهد شد. باید در این زمینه به تفاهم رسیده و همگی همکاری کنیم.

چند هفته ای است که طرح سینماماشین(درایوین سینما) در پارکینگ شماره 3 برج میلاد برای نمایش فیلم خروج در دوران شیوع کرونا اجرا می شود؛ طرحی که گویا سابقه ای 50 ساله در کشورمان دارد و پیش از انقلاب هم اجرا می شد. کمی درباره پیشینه این طرح برایمان بگویید.
سینمای ماشین برای نخستین بار اردیبهشت سال 1339 در درایوین سینما تهرانپارس افتتاح شد. گویا پرده وسیع سینما روی پایه های بتنی تعبیه شده بود و در کنار محل پارک هر ماشین، میله ای قرار داشت که بلندگوها روی آن بود و بلندگوی هر ماشین از داخل به شیشه چسبیده می شد تا کم و زیادکردن آن در اختیار مخاطب باشد. همچنین مسئولان برای افرادی که اتومبیل نداشتند در محوطه ای که چمن آرایی شده بود لژ مخصوص با میز و صندلی درنظر گرفته بودند. شهریور 1348 درایوین سینما ونک هم افتتاح شد و درایوین سینما تهرانپارس به فعالیتش پایان داد. من زمان فعالیت درایوین سینمای تهرانپارس تهران نبودم و سال های 68-69 آقای اصغر هاشمی مکان سابق آن را در فلکه دوم تهرانپارس که پارکینگ شده بود نشانم داد. اما زمان افتتاح درایوین سینما ونک یعنی شهریور 1348 در تهران بودم البته چون ماشین نداشتم از تماشای فیلم در این درایوین هم تجربه ای ندارم. آن زمان از درایوین سینما استقبال چندانی نشد.

با توجه به امکانات تفریحی محدود در آن زمان، چرا از این نوع سینما استقبال نشد؟
ارزیابی من از فعالیت این دو مرکز این است که در زمانه خودشان نتوانستند طرح های موفق و ادامه داری باشند زیرا در آن زمان شرط اصلی استفاده از این نوع سینما، داشتن ماشین بود. معمولا آن زمان تعداد ماشین ها کم بود و فقط پولدارها ماشین داشتند؛ به خصوص در دهه 30 و زمان فعالیت درایوین سینما تهرانپارس. در اواخر دهه 40 فعالیت درایوین سینما ونک اگرچه تعداد اتومبیل ها بیشتر بود اما باز هم تعداد ماشین های شخصی کم بود. البته باید این مسئله را درنظرگرفت که در تمام دنیا اغلب مخاطبان محصولات فرهنگی همچون سینما، تئاتر و کنسرت، طبقه متوسط جامعه هستند که گرچه سرمایه و ثروت های بسیاری ندارند اما معمولا از قشر تحصیل کرده جامعه هستند. طبقات مرفه، تفریحات خاص خودشان را دارند که به آن عادت کرده اند. در زمان فعالیت سینما درایوین، طبقه متوسط ماشین نداشتند و نمی توانستند از این سینما استفاده کنند. ماشین ها در اختیار قشر مرفه و پولدار جامعه که خیلی اهل تماشای فیلم در سینما نبودند قرار داشت. طبقه پایین هم که اصلا ماشین نداشت و در سالن های شهر، فیلمفارسی می دید. طبقه متوسط پیاده یا با وسیله نقلیه عمومی خودش را به سینمای شهرفرنگ و سینما دیاموند می رساند تا فیلم های مورد پسندش را ببیند. اگر طبقه متوسط بیشتری آن زمان صاحب ماشین شده بودند، شاید استقبال بهتری می شد. نکته دیگر هم البته تلقی عموم از درایوین سینما بود. درایوین سینما به عنوان محلی برای خوشگذرانی جوانان جا افتاده بود که هدفشان خیلی تماشای فیلم نبود. فرصتی برای جوانان این طبقه بود که در ماشین هایشان خوشگذرانی کنند، حال فیلم را هم ندیدند، ندیدند.

در شرایط فعلی سینمای ایران چطور؟ استقبال از سینماماشین را چگونه پیش بینی می کنید؟
حالا داستان طبقه متوسط جامعه تغییر کرده است و قریب به اتفاق این طبقه جامعه دارای ماشین هستند. حتی ممکن است همین طبقه متوسط جامعه بیش از یک خودرو در خانواده داشته باشند و این امر زمینه استقبال از این نوع اکران را بیشتر می کند. با توجه به طولانی شدن زمان دوری مردم از حضور در اجتماع با تدابیری که برای ضدعفونی ماشین ها اتخاذ می شود، می توان پیش بینی کرد که تعداد قابل توجهی از مردم، علاقه مند به تجربه درایوین سینما باشند. اگرچه امروز تجهیزات فنی مدرن شده و به لحاظ کیفیت صدا و تصویر شرایط خوبی داریم اما اینکه فیلم دیدن در ماشین جواب بدهد یا نه را، باید تجربه و بعد درباره آن قضاوت کرد. در کل من معتقدم به هر شکلی که می توانیم باید به رشد اقتصاد سینما کمک کنیم. باید خلاقیت در اجرا داشته و مسیر را هموار کنیم.

اجازه بدهید کمی فضای گفت وگو را عوض کرده و به احوالات این روزهای خود شما بپردازیم. برای ما بگویید در دوران قرنطینه و ماندن در خانه مشغول چه کاری بودید؟
تقریبا از دهم اسفندماه تا به امروز که با شما صحبت می کنم برای فعالیت هنری و کاری از خانه خارج نشدم. البته برای پیاده روی با رعایت مسائل بهداشتی چندین بار از خانه خارج شدم اما بیشتر فعالیت های کاری ام مثل برگزاری کلاس های بازیگری و برنامه کافه آپارات تعطیل شده و کلاس های فیلمنامه در فضای مجازی برگزار می شود. واقعیت این است که این روزها فرصتی برای من فراهم شد تا یک برنامه ریزی پرمحتوایی برای خودم داشته باشم و بیشتر برای مطالعه، تحقیق و تماشای فیلم وقت بگذارم. آدمی وقتی به این فرصت ها می رسد متوجه می شود که چقدر از قافله عقب است. چه بسیار کتاب و مقاله که نخوانده است! چه بسیار فیلم هایی که تماشا نکرده است و این فرصتی است که آدم می تواند حداقل فاصله اش را تا میزانی کمتر کند.

اگر بخواهید در این زمینه پیشنهاد کتاب یا فیلم داشته باشید.
در این مدت حدودا سه ماهه که من کاملا خانه نشین شدم به مطالعاتم جهت دادم. نخست مطالعه قصه ها و حکایت های قدیمی و تاریخی را در اولویت کار خود قرار دادم؛ همچون اسکندرنامه، امیر ارسلان و ملک خورشید که حکایت ها و افسانه های جذاب و خواندنی هستند که در این سال ها فرصت مطالعه عمیق آنها را نداشتم. از پدر مرحوم ام بسیار از اسکندرنامه شنیده بودم و همیشه مشتاق خواندن آن بودم. بخش دیگر مطالعه، تاریخ ایران بود. کتاب مصدق و نبرد قدرت نوشته محمدعلی همایون کاتوزیان و کتاب ایران میان دو انقلاب اثر یرواند آبراهامیان را مجدد خواندم، ضمن اینکه از قبل هم روی تعزیه و تأثیر آن در سینما مطالعه می کردم. در زمینه فیلم هم این بار بیشتر فیلم های ایرانی تماشا کردم؛ به ویژه فیلم های بعد از انقلاب و دهه های 60و 70که بسیار قابل بررسی است. فیلم لیلا به نظر من هنوز هم شاهکار است و فیلم قابل تحلیل و بررسی است. در زمان خودش هم اکران خوبی داشت. هامون فیلم مهم تری است به جهت مقطع تاریخی که ساخته شده است و شکل و شمایلی که ارائه می دهد فیلم ارزشمندی است. فیلم های خارجی خیلی کم دیدم که در این میان جوکر یکی از این فیلم ها بود. خلاصه اینکه با تماشای این فیلم ها و کتاب ها به زندگی خانگی ام نظم دادم.

از جمله کارهایی که از ساخت آنها راضی بوده اید و دوست شان دارید، کدامند؟
گاهی فیلمی در یک شرایط بحرانی و خاص ساخته می شود و گاهی هم در شرایط ایده آل. اما میان کارهایم سالاد فصل را خیلی دوست دارم و معتقدم جزو فیلم هایی است که مهجور واقع شد. فیلم آب و آتش و در فیلم های جدید خفگی را هم بیشتر دوست دارم.

کار جدیدی در دست تولید دارید؟
چند ماه پیش با یک تهیه کننده تا مرز قرارداد رفتم اما سکته مغزی موجب شد تا کار متوقف شود. برای این فیلم حتی فیلمبردار و بازیگرها هم مشخص شده بود و اقبال بنده بود که با خانم فاطمه معتمدآریا به عنوان نقش اول فیلم همکاری کنم. اما متأسفانه به خاطر عارضه سکته مغزی و دوران نقاهت بعد از آن من دیگر نتوانستم در این کار همکاری داشته باشم و کار با یک کارگردان دیگر دنبال خواهد شد و امیدوارم موفق باشند.

مردم و اهالی سینما همیشه شما را به سیمای خوشرو و لبخند روی لبانتان دیده و این یکی از ویژگی های اخلاقی شماست. کدام ویژگی اخلاقی در فریدون جیرانی هست که موردپسند خود شما نیست.
من خیلی سخت می توانم نه بگویم و همین موضوع در زندگی بارها دردسرآفرین شده است؛ مثلا کاری بوده که قبول کردم و بعد پشیمان شدم و بهتر بود نه می گفتم.

از چیزهایی که حالتان را خوب می کند برایمان بگویید.
شادابی جامعه حال مرا خوب می کند. جامعه وقتی شاداب است که وضع اقتصادی خوبی داشته باشد، آزادی سیاسی و اجتماعی باشد، محدودیت ها و بیکاری کم باشد، مطبوعات آزاد رشد کرده باشد و تشکل های صنفی از حق و حقوق قانونی برخودار باشند.

کوتاه از جیرانی
فریدون جیرانی سال 1330در کاشمر متولد شد. او فعالیت هنری خود را در سال 1351با بازی در نمایش عصمت آغاز کرد و سال 52 به عضویت سینمای آزاد مشهد درآمد. او فیلمسازی در سینمای حرفه ای را سال 60با نوشتن فیلمنامه فیلم آفتاب نشین ها آغاز کرد که مهدی صباغ زاده آن را کارگردانی کرد. همچنین او دست به قلم بوده و فعالیت در مطبوعات را با سردبیری در مجله سینما در سال 1370 آغاز کرده است. او مدتی مجری- کارشناس برنامه سینمایی هفت بود که به دلیل اجرای این برنامه سینمایی پربیننده در تلویزیون به چهره ای شناخته شده و خبرساز تبدیل شد. اصلا سابقه روزنامه نگاری جیرانی در حوزه سینما و سال ها فعالیتش در مجله سینما به عنوان سردبیر موجب شد تا او سردبیری و اجرای هفت را به عهده بگیرد. کسی که هم کارگردان است و هم به واسطه تجربه های ژورنالیستی با اهالی سینما مصاحبه و گفت وگو داشته یا مصاحبه های آنها را نظارت و ویرایش کرده است، بدون شک می تواند از پس یک برنامه سینمایی که گفت وگو با عوامل سینما یکی از ویژگی های آن است، برآید. اما به این ویژگی ها باید حافظه عجیب او در ارتباط با تاریخ سینمای ایران را هم درنظر بگیرید که هم ریشه در سوابق روزنامه نگاری او در حوزه سینما دارد و هم مراوده و آشنایی نزدیک او با اهالی سینما. از فیلم هایی که او کارگردانی آنها را به عهده داشته است می توان به قرمز ، شام آخر ، صورتی ، سالاد فصل ، پارک وی ، سه گانه ستاره ها ، قصه پریا و من مادر هستم و خفه گی اشاره کرد. وی مجری سابق برنامه تلویزیونی هفت و برنامه سی و پنج است. از دیگر آثار وی می توان نهنگ آبی را نام برد.

لینک خبر :‌ روزنامه همشهری
پرونده کارگردان و مستند ساز با اشاره به قتل رومینا اشرفی گفت: اینگونه اتفاقات نتیجه رسوخ کردن تفکر غرب در کشور است، تفکر غرب با رنگ و لعاب دادن به یک سری آزادی هایی که در واقع به بند کشیدن است جوانان را به اسارت خودشان در می آورند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : دانا

یزدان پرونده کارگردان و مستند ساز در گفتگو با دیار آفتاب ؛ با اشاره به حادثه ی قتل رومینا اشرفی دختر 13 ساله تالشی توسط پدرش ضمن ابراز تأسف و تأثر در اینباره گفت: رسانه های ضد انقلاب که امروز برای مرحوم رومینا اشرفی دلسوزی می کنند باید به فکر فسادهای در سن پایین در کشور خودشان را جمع کنند چراکه درصد تجاوز به دختران در غرب زیر 13 سال است.

وی افزود: با یک تحقیق اجمالی بر روی دختران و زنان آمریکائی و اروپایی به وضوح مشخص می شود که فساد و تجاوز جنسی در غرب بسیار وحشتناک تر از آن چیزی است که به ذهن می رسد چراکه نرم سنی تجاوز در غرب زیر 12 سال است.

مستند ساز برجسته جشنواره عمار اظهار داشت: همچنین در ایام انتخابات های ریاست جمهوری در غرب خودشان ارتباط های جنسی سران کشورشان را با دختران سن پایین افشا می کنند و اینها که الگوهای جامعه شان بازیگرانشان هستند یک منجلابی از فساد درون جامعه بازیگری آنها ایجاد شده است.

وی با بیان اینکه اسلام دین کاملی است که در خصوص ازدواج همه حد و حدود را مشخص کرده است، گفت: به طور مثال اسلام می گوید دختر در سن 9 سالگی قابلیت بارداری دارد و از اینجا به بعد به عنوان یک فرد کامل به او نگاه می کنند و باید احکام اسلامی را به طور کامل رعایت کند.

پرونده، با اشاره به اینکه اتفاقی که برای رومینا اشرفی رقم خورد یک اتفاق بسیار نادر در کشور است، گفت: هرچند سال، یک بار این اتفاقات رقم می خورد و شاید در چهل سال انقلاب چهار مورد این چنینی اتفاق افتاده باشد.

وی با تأکید بر اینکه اینگونه اتفاقات نتیجه رسوخ کردن تفکر غرب در کشور است، افزود: تفکر غرب با رنگ و لعاب دادن به یک سری آزادی هایی که در واقع به بند کشیدن است جوانان را به اسارت خودشان در می آورند.

مستند ساز برجسته جشنواره عمار ادامه داد: غرب نگاهی که به زن دارد همانند یک کالای جنسی است و امروز تفکر فاسد غرب با استفاده از ابزارهایی چون فضای مجازی می خواهد این موضوع را به جامعه ایرانی القا کند و نتیجه تفکر غربی برای جوانان چیزی جز هنجار شکنی و به وجود آمدن آسیب های بزرگ اجتماعی نیست.

وی با اشاره به اینکه وقتی جوانان هنجارهای اجتماعی که به واسطه تفکر غرب در وجودشان نفوذ پیدا کرده را انجام می دهند نتیجه آن اتفاقاتی همچون رومینا اشرفی خواهد شد، گفت: خانواده های ایرانی هم تاب و تحمل اینگونه رفتارها را ندارند و منجر می شود که پدر دختر خود را به قتل برساند و قطعا اسلام با این رفتار مخالف است.

پرونده، در این خصوص تصریح کرد: پیامبر اسلام(ص) از اولین کارهایی که در آن زمان انجام داشت این بود که خداوند را پرستش کنید و از کشتن دختران خود بپرهیزید و این نشان از مخالفت اسلام با این رفتارهای افراطی است.

وی با اشاره به فیلم هایی که با بودجه بیت المال تهیه می شوند و فرهنگ غرب را ترویج می دهند، گفت: آنچیزی که امروز مهم است الگو برداری جوانان از الگوهای غلطی است که متأسفانه با بودجه بیت المال هم آنها را تهیه می کنند که نمونه آن فیلم خانه پدری است که این فیلم وقتی از بودجه بیت المال تهیه می شود کارگردان فیلم با زیرکی از خط قرمزها تخطی می کند و اینجا نظارت ضعیف در ساخت و تهیه فیلم را می رساند که چرا انجام نشده است.

مستند ساز برجسته جشنواره عمار افزود: خود فیلم ادعا می کند که عده ای چنین کارهایی انجام می دادند و از روی تعصب دختر خود را می کشتند اما تأسف بار است ؛ چراکه تهیه اینگونه فیلم ها تازگی ندارد و مغزهای کوچک زنگ زده نمونه دیگر اینگونه فیلم ها است که اتفاقا جایزه های زیادی هم در جشنواره فیلم فجر دریافت کرده است.

وی با بیان اینکه اگر ما می خواهیم در سینما یک عمل غلط را نشان دهیم نباید آن را به گونه ای نمایش دهیم که دیگران از آن الگو برداری کنند، گفت: اگر خانه پدری و یا سایر فیلم های دیگر باعث شده که خانواده ای از آن الگو برداری کنند قطعا باید فردای قیامت در محضر خداوند پاسخگو باشند.

مستند ساز برجسته جشنواره عمار خاطر نشان کرد: متأسفانه نظارت در تولیدات فرهنگی و به خصوص سینما به شدت پایین است که نتیجه آن تولید چنین فیلم هایی می شود و من که درون سینما هستیم این را به وضوح مشاهده می کنم.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ دیار آفتاب
کیانوش عیاری، کارگردان سینما و فیلم خانه پدری گفت: اگر مخالفت های بی مورد درباره این فیلم وجود نداشت و اجازه می دادند که فیلم به شکل وسیع اکران شود، شاید پدر خانم اشرفی این فیلم را می دید و کمی فکر می کرد. همه ما باید بدانیم این مسئله بسیار مهم است و نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

این روزها که خبر قتل رومینا اشرفی، دختر 14 ساله به دلیل تعصب و با نام غیرت توسط پدرش سوژه رسانه ها و فضای مجازی شده، دوباره بحث فیلم خانه پدری داغ شده است. واقعیت این فاجعه گویی فیلم خانه پدری را دوباره سازی کرده است. هرچند اولین واکنش کیانوش عیاری، کارگردان فیلم، نمایانگر ناراحتی و دلخوری فیلم ساز بر تلخی های رفته بر این فیلم است، اما او همچنان حرف های ناگفته زیاد دارد. عیاری در نخستین واکنش خود به قتل این دختر به ایسنا گفته بود: این اتفاق ها در ایران رخ نمی دهد. من این شایعات را باور نمی کنم .

عیاری در گفت وگوی کوتاهی درباره نوع واکنش خود که به گونه ای کنایه استنباط شده بود، عنوان کرد: من درباره داستان و مشکلات پیرامون زیاد گفته ام. دیگر باید چه می گفتم تا همگان باور کنند که داستان فیلم من مبتنی بر واقعیت است؟! .

او در ادامه درباره تأثیرات فیلم بر شکل دهی افکار عمومی توضیح داد: به یاد می آورم روزی که فیلم بودن یا نبودن را می ساختم، پروفسور ماندگار می گفتند ما در نهایت خوش بینی برای پیداکردن کسانی که بپذیرند قلب عزیز ازدست رفته شان را به بیمار نیازمند اهدا کنند نهایتا به زحمت به سالی سه یا چهار نفر محدود می شدند، اما زمانی که فیلم بودن یا نبودن از تلویزیون پخش شد، آن قدر داوطلبان اهدای قلب زیاد شد که واقعا وقتی برای پاسخ گویی به همه آنها نداشتیم! حالا حکایت خانه پدری همین است. اگر مخالفت های بی مورد درباره این فیلم وجود نداشت و اجازه می دادند که فیلم به شکل وسیع اکران شود، شاید پدر خانم اشرفی این فیلم را می دید و کمی فکر می کرد. همه ما باید بدانیم این مسئله بسیار مهم است و نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت .

کارگردان فیلم کاناپه در برابر این پیشنهاد که اگر دوباره امکانی فراهم شود تا فیلم خانه پدری اکران شود، چه واکنشی خواهد داشت ، گفت: قطعا موافق آن خواهم بود، چون مردم باید چنین فیلم هایی را ببینند. اصلا همین الان درخواست می کنم فیلم خانه پدری را دوباره به خاطر مردم و حفظ امنیت و سلامت روان جامعه اکران کنید .

خانه پدری در سال 1389 ساخته شد. به دلیل یک صحنه قتل حدود یک دهه اکران نشد و در نهایت سال گذشته امکان اکران محدود پیدا کرد. داستان این فیلم از اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی آغاز می شود و درباره پدری است که به همراهی پسرش، دخترش را به جرم اینکه آبروی خانواده را برده است، می کشد و در خانه اش به خاک می سپارد.

لینک کوتاه کپی لینک

لینک خبر :‌ انتخاب
خبرگزاری میزان- بازیگر سریال شهرزاد گفت: گروه انتخاب بازیگران در سینما به طور معمول کمترین ریسک و خطر را برای انتخاب بازیگران می کند، این افراد برای کشف و ظهور بازیگران جدید و تازه نفس در سینما هیچ ریسکی نمی کنند.

تاریخ انتشار: 16:28 - 08 خرداد 1399

- کد خبر: 624469
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : خبر آنلاین وانا سینما پرس

مهران نائل در گفت وگو با خبرگزاری میزان ، پیرامون حضورش پررنگ برخی بازیگران در عرصه سینما گفت: واقعیت امر اگر بازیگری در سال چندین فیلم دارد و یک بازیگر طی چندین سال حتی یک فیلم هم بازی نمی کند به بازیگران پرکار ما مربوط نمی شود، شاید آنها حضور پررنگی در صحنه داشته باشند اما نمی توان آنها را مقصر این پروسه دانست.

وی در همین راستا ادامه داد: از نظر من این نوع از حضور پرتعداد برخی بازیگران در سینما به گروهی مرتبط است که وظیفه انتخاب بازیگران را دارند، این گروه بیشتر بازیگرانی را که همواره در ویترین هستند انتخاب کرده و راه را برای سایر بازیگران می بندد.

بیشتر بخوانید: برای مشاهده آخرین اخبار از سینمای ایران اینجا کلیک کنید

بازیگر سریال شهرزاد با اشاره به انتخاب محدود برخی بازیگران برای بازی در آثار سینمایی تاکید کرد: گروه انتخاب بازیگران در سینما به طور معمول کمترین ریسک و خطر را برای انتخاب بازیگران می کند، این افراد برای کشف و ظهور بازیگران جدید و تازه نفس در سینما هیچ ریسکی نمی کنند و ترجیح می دهند که بازیگر مورد نظرشان از پیش در گیشه موفقیت را تضمین کند.

وی در همین رابطه تصریح کرد: به فرض مثال اگر فردی قرار است نقش یک معتاد را بازی کند و یا اگر کارگردان به دنبال یک فرد عصبی برای یکی از کاراکترهای خشن در فیلمنامه خود باشد، گروه انتخاب بازیگران همیشه به دنبال کلیشه ای ترین گزینه هایی که تا کنون چندین بار چنین نقشی را در آثار قبلی خود با موفقیت ایفا کرده اند می رود و این گونه انتخاب بازیگر اصلا حرفه ای نیست.

بازیگر سریال تلویزیونی جشن سربرون ادامه داد: متاسفانه هیچ خلاقیتی در انتخاب بازیگران سینما وجود ندارد، ما می بینیم که تعداد زیادی آثار در سینما ساخته می شوند، بسیاری از آنها حتی به اکران هم نمی رسند که بگوییم برای گیشه بازیگر انتخاب کرده اند، اما در همین آثار هم هیچ بازیگر جدیدی دیده نمی شود.

نائل به لزوم برخوردی مناسب برای ایجاد فضایی استاندارد در انتخاب بازیگران سینما اشاره و خاطرنشان کرد: واقعیت امر برخورد قهری با سیستم انتخاب بازیگران و یا ملزم کردن به انتخاب برخی بازیگران پاسخگو نیست، ما باید به این درک برسیم که سینما مختص چند نفر خاص نیست و این هنر نیازمند حضور چهره های تازه است.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ میزان
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

سلام نو - سرویس فرهنگ و هنر : درحالیکه حدود 4 ماه از تعطیلی سینما و سالن های نمایش به دلیل شیوع و گسترش ویروس کرونا می گذرد، شبکه نمایش خانگی به خوبی توانسته است با پخش سریال های موفقی چون کرگدن ، هم گناه ، خواب زده و دل این خلا را پر کند.

حالا و در سال جدید درحالیکه سریال های فوق در حال پایان هستند و سریال موفق کرگدن نیز به تازگی تمام شده است، اسامی سریال های جذابی چون قورباغه ، آقازاده و گیسو به چشم می خورد که قرار است به زودی مهمان خانه های مردم در شبکه نمایش خانگی شوند.

قورباغه نام سریالی است که هومن سیدی کارگردانی آن را برعهده دارد و علی اسد زاده تهیه کننده آن می باشد، نکته مهیج این سریال حضور نوید محمدزاده به عنوان بازیگر نقش اصلی است که پس از دوری یک ساله از سینما، قرار است با قورباغه به عرصه نمایش بازگردد.

قطعاً این سریال به قدری جذاب هست که نوید محمدزاده تقریباً یکسال از فعالیت هنری اش را به آن اختصاص داده است، از سوی دیگر نیز آثار سیدی در مقام کارگردان همچون مغزهای کوچک زنگ زده توجه بسیاری از مخاطبین به ویژه نسل جوان را به خود جلب کرده است و حالا قورباغه می تواند روزهای مهیجی را برای طرفداران نمایش خانگی رقم بزند.

صابر ابر، فرشته حسینی، سحردولتشاهی و نوید پورفرج از دیگر بازیگران قورباغه هستند که در این سریال ایفای نقش کرده اند، داستان این سریال پیرامون مشکلات و معضلات جوانان در جامعه است و فیلمبرداری آن چیزی در حدود 2سال زمان برده است، حال باید منتظر ماند و دید پس از پخش آن در شبکه نمایش خانگی نتیجه کار چگونه از آب در آمده است.

آقا زاده نام مجموعه ای است به کارگردانی بهرنگ توفیقی و نویسندگی و تهیه کنندگی حامد عنقا که قرار است به زودی پخش آن در شبکه نمایش خانگی آغاز شود، حامد عنقا، نویسنده مطرحی است که آثار موفقی همچون قلب یخی ، پدر و تنهایی لیلا را نوشته است و حالا به سراغ تهیه کنندگی سریال آقا زاده در نمایش خانگی رفته است.

قلب یخی ، تقریباً به عنوان یکی از نخستین سریال ها در شبکه نمایش خانگی محسوب می شد که در زمان خودش توجه بسیاری را به خود جلب کرد و حالا بعد از گذشت حدود ده سال عنقا تصمیم به ساخت آقازاده در همین عرصه گرفته است.

امیر آقایی، نیکی کریمی، امین حیایی، کامبیز دیرباز و لعیا زنگنه تنها بخشی از ستارگان حاضر در آقازاده هستند که قطعاً می توانند توقع مخاطب در شبکه نمایش خانگی را برآورده سازند و یک اثر خاص را در این حوزه تولید کنند، سینا مهراد و مهدی کوشکی نیز از بازیگران جوان حاضر در آقازاده هستند که قطعا بر زیبایی و اثرگذاری این سریال خواهند افزود.

هنوز روایت خاصی از داستان آقازاده بیان نشده است و همین امر بر جذابیت آن و نیز بالا رفتن انتظار مخاطبان افزوده است، اما آنگونه که از اسم سریال پیداست، گویا مخاطب قرار است با اتفاقات روز جامعه که یکی از آن ها همین بحث آقا و آقازادگی است، مواجه شود.

گیسو سریال جدید منوچهر هادی در شبکه نمایش خانگی در ادامه سریال موفق عاشقانه است که در زمان خودش توانست در شبکه نمایش خانگی بسیار موفق عمل کند و منوچهر هادی سریال گیسو را در ادامه همین سریال موفق با حضور برخی بازیگران قدیمی و چند بازیگر جدید ساخته است.

مهناز افشار، ساره بیات، محمدرضا گلزار، هومن سیدی و حسین یاری از جمله بازیگران سریال عاشقانه بودند که توانستند به خوبی انتظارات را در عاشقانه برآورده سازند و حالا با خروج مهناز افشار از ایران، مشخص نیست کدام بازیگر زن در سریال گیسو منوچهر هادی ایفای نقش خواهد کرد.

این درحالی است که حضور محمدرضا گلزار در گیسو قطعی شده است و این بازیگر چهره و جوان کشورمان که اخیراً با حواشی بسیاری در زندگی شخصی اش همچون اجرای کنسرت در آمریکا و مسابقه برنده باش در رسانه ملی مواجه شده بود، با گیسو به عرصه نمایش بازخواهد گشت.

داستان گیسو درامی معمایی با رویکردهای اجتماعی است که بازنویسی فیلمنامه آن چیزی حدود ده بار انجام شده است تا گیسو بتواند به عنوان یک اثر موفق دیگر در کارنامه هنری منوچهر هادی که این روزها قسمت های پایانی سریال دل را در این عرصه دارد، ثبت شود.

به هرحال باید منتظر ماند و دید عملکرد شبکه نمایش خانگی در ادامه روزهای موفقش چگونه خواهد بود و آیا این عرصه می تواند جور روزهای تلخ و تاریک سینما و تئاتر زیرسایه کرونا را بکشد یا خیر، که طبیعتاً با حضور آثار متفاوتی همچون قورباغه ، آقازاده و گیسو این اتفاق به خوبی و با موفقیت رقم خواهد خورد.

لینک خبر :‌ سلام نو
برگزارکنندگان جشنواره فیلم کن هفته آینده اسامی فیلم هایی را که قرار بود در هفتاد و سومین دوره این رویداد سینمایی نمایش داده شوند، اعلام خواهند کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸ سایت های دیگر : خبر آنلاین اقتصاد نیوز دنیای اقتصاد خبرگزاری کار ایران

سرویس سینمایی هنرآنلاین: اسامی فیلم های بخش رسمی هفتاد و سومین جشنواره فیلم کن، چهارشنبه سوم ژوئن (14 خرداد)، ساعت 18 به وقت محلی در یک نشست مطبوعاتی در پاریس اعلام می شود.

به گزارش ددلاین، پی یر لسکور رئیس و تی یری فرمو مدیر جشنواره کن در این نشست اسامی فیلم هایی را اعلام می کنند که قرار بود امسال در این رویداد سینمایی نمایش داده شوند. هر کدام از این فیلم ها هنگام اکران عمومی یا نمایش در جشنواره های مشخص، مهر تأیید کن را خواهند داشت. در همین حال بازار فیلم کن از 22 تا 26 ژوئن به طور آنلاین برگزار خواهد شد.

کن ماه پیش هفتاد و سومین دوره خود را به خاطر شیوع کروناویروس لغو کرد. پیش از لغو بخش رسمی، بخش های هفته منتقدان، دو هفته کارگردانان و ACID جشنواره کن نیز که هر سال به طور مستقل و موازی با بخش رسمی برگزار می شوند، لغو شدند.

هفتاد و سومین دوره جشنواره فیلم کن قرار بود از 12 تا 23 مه (23 اردیبهشت تا 3 خرداد) برگزار شود. برگزارکنندگان جشنواره تا مدت ها به دنبال گزینه هایی برای برپایی دوره 2020 بودند، اما درنهایت ناچار به لغو آن شدند.

لینک خبر :‌ هنر آنلاین
بسته فرهنگی این هفته به موضوعات سینما ؛ تئاتر و بازگشایی یک کتابخانه پرداخت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۸

به گزار خبرنگار خبرگزاری صدا وسیما ؛ بسته فرهنگی این هفته به موضوعات سازمان سینمایی محمد علی کشاورز؛ سینما ماشین و تئاتر مان و بازگشایی یک کتابخانه پرداخته است.

کد ویدیو
دانلود

فیلم اصلی

لینک خبر :‌ خبرگزاری صدا و سیما
ابراهیم عامریان با تشریح وضعیت فیلم دینامیت در شورای پروانه نمایش، صدور پروانه ساخت را تضمینی برای دریافت خسارت از وزارت ارشاد، در صورت ندادن پروانه نمایش دانست.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹

به گزارش گروه روی خط رسانه ها خبرگزاری برنا؛ سید ابراهیم عامریان تهیه کننده سینما درباره حذف احتمالی تشریفات پروانه ساخت برای برخی موسسات فیلمسازی که در پیش نویس نظام نامه تازه تهیه کنندگی آمده است، گفت: در این شرایط من مخالف هستم چون همین حالا با این که پروانه ساخت اخذ می شود گاهی در دریافت پروانه نمایش به مشکل می خوریم.

وی ادامه داد: وزارت ارشاد همین الان پای پروانه های ساختی که صادر می کند، نمی ایستد و گاهی به فیلم های دارای پروانه ساخت، پروانه نمایش نمی دهد حال اگر روزی پروانه ساخت وجود نداشته باشد، قطعا اتفاقات بسیار بدتری می افتد. متاسفانه ما همین الان بر سر فیلم دینامیت مشکل داریم. این فیلم با این که پروانه ساخت دارد، اما 2 سال است که نتوانسته پروانه نمایش بگیرد.

وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آیا همان فیلمنامه دارای پروانه ساخت فیلم دینامیت فیلمبرداری شده است، توضیح داد: عرف این است که معمولا کارگردان در زمان فیلمبرداری به پیشنهاد بازیگران یا خودش، حدود 10 تا 20 درصد در فیلمنامه و دیالوگ ها تغییراتی جزئی اعمال می کند. این وضعیت برای همه فیلم ها هست. فیلمنامه این فیلم هم ممکن است چنین مواردی داشته باشد، ولی مسیر فیلمنامه، همان است که به ارشاد ارائه شده و پروانه ساخت اخذ کرده است.

عامریان درباره وضعیت دینامیت به کارگردانی سید مسعود اطیابی بیان کرد: این فیلم در 2 سال اخیر چندین بار اصلاحیه خورده و حتی مجبور شدیم بخش هایی را مجدد فیلمبرداری کنیم، اما تلاش های ما به نتیجه نرسیده و شورای پروانه نمایش هم اکنون کلیات فیلم را رد می کند.

تهیه کننده انفرادی در پاسخ به این که آیا ممکن است این وضعیت حاصل تفاوت ترکیب افراد حاضر در دو شورای پروانه ساخت و نمایش باشد، اظهار کرد: این مساله هم از مشکلات است چون همه چیز سلیقه ای است و آیین نامه مکتوبی برای ممیزی وجود ندارد، حتی دو شورا می توانند با هم مخالف باشند و با وجود اعطای پروانه ساخت، پروانه نمایش داده نشود. اگر دو شورا ادغام شود، قطعا وضعیت بهتر خواهد شد و شورایی که پروانه ساخت را اعطا کرده، نمی تواند فیلم را رد کند. اصلا شاید یکی از دلایلی که ترکیب اعضای شوراهای پروانه ساخت و نمایش متفاوت است، همین موضوع باشد.

عامریان درباره وضعیت فیلم هایی که با وجود اخذ پروانه ساخت موفق به اخذ پروانه نمایش نمی شوند، گفت: در صورتی که فیلمی پروانه ساخت داشته باشد و با وجود مطابقت با فیلمنامه، پروانه نمایش نگیرد، وزارت ارشاد مجبور است که به فیلمساز خسارت بدهد، اما وقتی پروانه ساخت وجود نداشته باشد، نمی توان هیچ خسارتی طلب کرد.

وی درباره جزییات خسارت یادشده بیان کرد: چون من تا حالا پیگیر این قضیه نشده ام از جزییات آن خبری ندارم ولی می دانم برای چند فیلم از جمله رستاخیز این اتفاق افتاده و با آرشیو شدن فیلم، خسارت پرداخت شده است.

عامریان پروانه ساخت را تضمینی برای فیلمساز دانست و اظهار کرد: اگه پروانه ساخت وجود نداشته باشد، انگار فیلمساز هزینه می کند و فیلمی می سازد که سرانجام نمایش آن مشخص نیست. با مشکلاتی که در اخذ پروانه نمایش وجود دارد، این رویه صحیحی نیست.

وی گفت: مشکل پروانه ساخت، بیشتر زمانی است که صرف مسایل اداری می شود که به نظرم اشکالی ندارد که حتی یک ماه هم منتظر باشیم ولی درنهایت سرمایه مان نابود نشود.

صبا/

لینک خبر :‌ خبرگزاری برنا
مریم بحرالعلومی از ادامه مراحل فنی فیلم سینمایی شهربانو خبر داد و تأکید کرد که طی چند ماه آینده این فیلم آماده نمایش خواهد شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹ سایت های دیگر : سینما جریان

مریم بحر العلومی کارگردان سینما در گفت وگو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، اظهار داشت: فیلمبرداری فیلم سینمایی شهربانو مدتی است که به پایان رسیده و در حال حاضر مشغول انجام مراحل فنی آن هستیم که فکر می کنم تا چند ماه آینده این فیلم آماده نمایش شود.

بحرالعلومی خاطرنشان کرد: مشکلات مالی مراحل فنی این فیلم را طولانی کرد که خوشبختانه شرایط بهتر شده ولی هنوز مشخص نیست که مراحل فنی شهربانو تا چه زمانی طول می کشد و به همین دلیل هنوز برای اینکه بگوییم فیلم به جشنواره می رسد یا خیر نمی توان قطعی نظر داد اما اگر آماده نمایش شود علاقه مند به حضور شهربانو در جشنواره فیلم فجر هستیم.

این فیلم اجتماعی که فرم حضور در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر را پر کرده بود، به دلیل عدم جذب حمایت های مالی لازم به این رویداد سینمایی نرسید و همچون فیلم اول بحرالعلومی از تولیدات کاملا مستقل و شخصی سینمای ایران به شمار می رود که کارگردان، خود به عنوان سرمایه گذار و مجری طرح، آن را مقابل دوربین مسعود امینی تیرانی برده است.

فرشته صدرعرفایی، بهناز جعفری، گلاره عباسی، سامان صفاری، محمد ولی زادگان، علی کیان ارثی، بهرنگ علوی و یوسف تیموری در فیلم سینمای شهربانو ایفای نقش کرده اند.

گفتنی است بحرالعلومی پیش تر فیلم سینمایی پاسیو را ساخته است که این فیلم دومین همکاری او و بهناز جعفری به حساب می آید./1

لینک خبر :‌ خبرگزاری برنا
محمد احمدی سه فیلم آماده نمایش دارد که اکران آنلاین آن ها در حال بررسی است.

این تهیه کننده سینما که مجوز نمایش فیلم قتل عمد او به کارگردانی سعید دولتخانی به تازگی صادر شده است درباره برنامه ای که برای اکران این فیلم دارد به ایسنا گفت: با توجه به شرایط فعلی، اکران آنلاین قتل عمد را درنظر داریم و در حال مذاکره هستیم، اما هنوز به نتیجه قطعی نرسیده ایم. واقعیت این است که با توجه به تعطیلی سینماها و این که حتی اگر سینماها باز شوند معلوم نیست چه استقبالی صورت می گیرد فکر می کنم اکران آنلاین شرایط بدی نیست و نظر خودم مثبت است ولی به هر حال باید با کارگردان و شریک های خود تصمیم نهایی را بگیریم.

به گفته او، قتل عمد یک داستان اجتماعی درباره یک آقازاده را روایت می کند که کارگردانش اولین فیلم سینمایی خود را تجربه کرده است.

احمدی همچنین افزود: به جز قتل عمد ، دو فیلم دیگر را با نام های بعد از تو به کارگردانی فرهاد نجفی و تهران شهر عشق به کارگردانی علی جابر انصاری آماده نمایش دارم که فعلا در حال مذاکره و بررسی هستیم تا برای اکران آنلاین آن ها نیز اقدام کنیم.

تهران شهر عشق سال گذشته در حدود 31 فستیوال حضور داشته و پنج جایزه بین المللی هم گرفته است. این فیلم طنز تلخ عاشقانه ای است درباره سه شخصیت که علی رغم هیاهوی بی حد و حصر ابرشهر تهران‪،‬ احساس تنهایی می کنند و در راه پُر کردن این تنهایی به شناخت عمیق تری از خودشان می رسند.

در خلاصه داستان بعد از تو نیز آمده است: در شب تولد، لیلا ساعات خلوتِ شهر شلوغ را همراه یک غریبه در جست وجوی عشق، آرامش و صداقت پرسه می زند. او به فکر ملاقاتی دوباره با مردی است که دوستش دارد، اما وقتی فاصله رخ می دهد دیگر هیچ چیز چنان که به نظر می رسد نیست.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
مسلما اسم کیومرث پوراحمد برای خیلی ها یادآور آثار به یادماندنی چون قصه های مجید و خواهران غریب است که با اکران آنلاین یکی از ضعیفترین آثار کیومرث پوراحمد، خیلی ها دلشان برای آثار ماندگار پوراحمد تنگ شده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹ سایت های دیگر : آقای خبر

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو:

فیلم سینمایی تیغ و ترمه به کارگردانی کیومرث پوراحمد که دو سال پیش در جشنواره فیلم فجر اکران شده بود این روزها بدون اینکه رنگ پرده سینماها را به خود ببینید وارد طرح اکران آنلاین شده است.

فیلم تازه کیومرث پوراحمد هرچند یک فیلم تراژیک اجتماعی بود، اما دو سال پیش سالن رسانه ها (پردیس ملت) اکران پرحاشیه ای را سپری کرد، این فیلم که از پر انتقادترین آثار این دوره از جشنواره بود تا آنجایی که بعد از رونمایی از آن، یک بخش از انتقادات اهالی رسانه متوجه اعضای هیات انتخاب شد که چرا چنین فیلم ضعیفی را انتخاب کرده اند.

پوراحمد خودش هم بعد از مواجهه با نظرات منتقدان و اهالی رسانه از محصول نهایی اش دفاع چندانی نداشت و حتی در همان زمان خبر رسید که دست به تدوین مجدد فیلم زده است.

بعد ها فیلم برای ثبت قرارداد به شورای صنفی نمایش هم رفت، تبلیغات رسانه ای آن برای اکران عمومی هم کلید خورد، اما یک روز مانده به آغاز نمایش فیلم، تهیه کننده و کارگردانش در اعتراض به شرایط حاکم بر اکران سینماها، از اکران فیلمشان انصراف دادند. اینگونه پرونده تیغ وترمه در زمینه اکران عمومی بسته شد و به بهانه شرایط کرونایی جامعه در سینماخانه یا همان اکران آنلاین به نمایش در آمده است.

مسلما اسم کیومرث پوراحمد برای خیلی ها یادآور آثار به یادماندنی چون قصه های مجید و خواهران غریب است که با اکران آنلاین یکی از ضعیف ترین آثار کیومرث پوراحمد، خیلی ها دلشان برای آثار ماندگار پوراحمد تنگ شده است، در ادامه بد نیست نگاهی بیندازیم به صحبت های این کارگردان باسابقه سینما و تلویزیون در خصوص انتقادات نسبت به تیغ و ترمه .

پوراحمد در واکنش به اینکه گفته میشود که این فیلم از جنس سینمای پوراحمد نیست گفت: خانواده در تیغ و ترمه آشفته است و این آشفتگی برآمده از شرح حال روز جامعه است. الان خانواده چطوری هستند؟ به خاطر فقر و بیکاری و مشکلات دیگر لطمه دیده اند. اما همچنان من به خانواده در سینمای ایران اعتقاد دارم؛ منتها یک بخش هایی است که پراکنده و متشتت شده اند. خانواده تنها از یک فیلم درنمی آید تا انقلابی به راه بیندازد. ما در فیلم خیلی چیزها را می گوییم اما نمی توانیم انتظار داشته باشیم همه اتفاقات از درون این فیلم دربیاید.

پوراحمد خاطرنشان کرد: من سی سال پیش قصه های مجید را ساخته ام و از آن سال ها خیلی چیزها تغییر کرده و قطعاً نمی توانم تحت چارچوب برخی ذهن ها و تصورات، کاری بسازم. من دیگر پوراحمد قصه های مجید و خواهران غریب و جملگی آن فیلم های شیرین نیستم.

اما به واقع همه مخاطبان این فیلم پس از دیدن این فیلم یک اثر فراتر از سیاهی واقعیت های جامعه را میبینند زیرا در تیغ و ترمه خانواده ها به کلی از هم متلاشی اند، پول از همه چیز مهم تر است و مسائل جنسی نقش تعیین کننده ای دارد که نصف مردان فیلم در این موضوع پرونده ی سیاهی دارند که مسلما خود پوراحمد هم پس از تماشای مجدد فیلم به سیاه نمایی این فیلم اغراق میکند.

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجو
تورج اصلانی می گوید شیوه اکران آنلاین برای فیلمسازان مستقل بسیار به صلاح است چون درصد بیشتری از فروش بلیت به حساب آن ها می آید، در صورتی که در اکران سنتی بعد از چند ماه این اتفاق رخ می دهد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹ سایت های دیگر : روزنامه مردم سالاری

سرویس سینمایی هنرآنلاین : تورج اصلانی کارگردان و فیلمبردار باسابقه سینمای ایران که دو سال پیش با فیلم "حمال طلا" به جمع فیلم اولی ها پیوست، این روزها یک فیلمنامه اجتماعی تحت عنوان "بوکسور" دارد که درخواست پروانه ساخت برای آن داده است و در صورت صدور پروانه، این فیلم را امسال کلید خواهد زد. به گفته او این فیلمنامه درباره یک ورزشکار زن مسلمان است.

او در گفت وگو با خبرنگار هنرآنلاین درباره وضعیت اکران فیلم"حمال طلا" بیان کرد: برای اکران آنلاین اعلام موافقت شده است، اما قرارداد پخش سینماهای این فیلم با شرکت فیلمیران و آقای سرتیپی است. ما پیش از شیوع کرونا برای دومین اکران عید فطر در نظر داشتیم فیلم را به روی پرده سینماها بفرستیم که متأسفانه شرایط به گونه ای دیگر رقم خورد و الان هم نمی دانیم که سینماها چه وضعیتی خواهند داشت. در بخش اکران آنلاین نیز با فیلیمو و روبیکا صحبت های اولیه انجام شده و در حال مذاکره هستیم تا به زودی برای آن اقدام کنیم.

اصلانی در ادامه درباره اکران آنلاین و نقاط ضعف و قوت این طرح گفت: به نظرم اکران آنلاین را دیرتر از کشورهای دیگر شروع کردیم در حالی که تجربه موفقی در کشورهای دیگر است. اگر روی قانون کپی رایت دقت نظر شود اتفاق خوبی است و در کنار پرده سینما ویترین خوبی خواهد بود که بودنش بهتر از نبودنش است. چرا که همه فیلم ها به شکل سنتی فرصت اکران نمی یابند و برخی فیلم ها نیز دیده شدنشان مهم تر از بزرگ دیده شدنشان است و نباید به صرف اکران بر روی پرده سینما خاک بخورند. بنابراین می توان از این فرصت استفاده مطلوب کرد. فیلم را باید به عنوان یک اثر فرهنگی ببینیم.

او ادامه داد: برای خانواده هایی که امکان رفتن به سینما را از نظر مالی یا سختی تردد ندارند و یا علاقه مند هستند فیلم را در خانه ببینند اکران آنلاین شیوه مناسب تری است، چرا که این جنس از مخاطب می تواند در خانه و با خرید یک بلیت به همراه خانواده فیلم را ببیند که هم از نظر اقتصادی مقرون به صرفه است و هم فیلم آرشیو نشده و هم از سوی دیگر روی مخاطب خود اثر می گذارد، ضمن این که این نوع مخاطب نیز به دیدن فیلم عادت می کند. این شیوه آسیبی به سینمای پرده ای نمی زند چرا که کسی که عادت به تماشای فیلم در سالن سینما دارد، همچنان همان شیوه را دنبال می کند.

این هنرمند افزود: اکران آنلاین مانع اکران روی پرده نمی شود و فیلم های پرده ای سهمشان محفوظ است، در صورتی که به شکل آنلاین نیز اکران شده باشند، چنانچه مخاطب داشته باشند باز هم سینمادار می تواند فیلم را روی پرده اکران کند. برای رفع این مشکل که فیلم روی بستر اینترنت قرار گرفته و شاید مخاطب نداشته باشد نیز می توان با نظرسنجی از مخاطب به سینمادار اطمینان خاطر داد چرا که هنوز اثر مخاطب خود را دارد و این دو مکمل هم هستند.

اصلانی در پاسخ به این سؤال که آیا کمک حمایتی دولت می تواند در تشویق فیلمسازان مستقل به اکران اینترنتی اثرگذار باشد، توضیح داد: شیوه اکران آنلاین برای فیلمسازان مستقل بسیار به صلاح است و درصد بیشتری از فروش بلیت به حساب آن ها می آید، اما در اکران سنتی بعد از چند ماه این اتفاق رخ می دهد.

او همچنین با بیان این که جشنواره معیاری برای خوبی یا بدی یک اثر نیست، درباره آثار انتخابی برای اکران اینترنتی نیز گفت: رأی مخاطب می تواند به این مجموعه کمک کند، فیلم خوب مخاطب خودش را دارد و صاحبان پلتفرم ها متقاضیانی دارند که با محک آن ها دست به انتخاب آثار می زنند. ضمن این که این پلتفرم ها به سود خود فکر می کنند. این شیوه در حال حاضر کمی رنگ و بوی مالی پیدا کرده است که اگر رنگ و بوی فرهنگی بگیرد بهتر است.

لینک خبر :‌ هنر آنلاین
تهران- ایرنا- رییس هیات مدیره انجمن برنامه ریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما معتقد است این صنف دارای یکی از شفاف ترین و فعال ترین ها سایت ها است که نسخه موبایلی آن نیز به زودی در دسترس مخاطبان قرار می گیرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹ سایت های دیگر : آقای خبر

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، خانه سینما دارای 32 صنف است که تنها 10 صنف آن دارای سایت و اطلاعات منتشر شده هستند. این صنوف عبارتند از برنامه ریزان و دستیاران کارگردان، منتقدان و نویسندگان سینمایی، دستیاران فیلمبردار، سازندگان فیلم کوتاه، کارگردانان، عکاسان فیلم، انیمیشن، تهیه کنندگان سینمای مستند، فیلمبرداران و تدوینگران.

این امر در دنیای دیجیتال و زمانی که بیش از هر زمانی بر شفاف سازی اطلاعات و به روز بودن اطلاع رسانی تاکید می شود، آن هم در مورد صنعت پرمخاطبی چون سینما سووالات زیادی را مطرح کرده است.

لزوم شفاف سازی اطلاعات و به روز بودن اطلاع رسانی صنوف سینمایی در همه امور مهم است به همین منظور با دانش اقباشاوی، رییس هیات مدیره انجمن برنامه ریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما ایران درباره این موضوع به گفت وگو نشستیم.

اقباشاوی در گفت وگو با ایرنا با اشاره به اینکه این انجمن یکی از بهترین، فعال ترین و شفاف ترین سایت ها را دارد، اظهار داشت: نسخه موبایلی سایت انجمن برنامه ریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما در حال حاضر در مرحله آماده سازی نهایی است و تا چند روز آینده رونمایی می شود.

وی ادامه داد: روند ساخت نسخه موبایلی طولانی بود. همچنین آخرین تاریخ به روزرسانی سایت 19 اردیبهشت بود، زمانی برای به روزرسانی دائمی سایت نداریم و هر زمان که اخبار جدید باشد روی سایت قرارداده و آن را به روز می کنیم. البته در این بحران خبر جدیدی هم نبوده است که بخواهیم سایت را به روز کنیم.

رییس هیات مدیره انجمن برنامه ریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما تاکید کرد: همچنین لازم است از کمیته فرهنگی انجمن نیز تشکر کنم که کتابچه خوبی برای راهنمایی استفاده از سایت روی نسخه موبایلی تهیه کرده است که به زودی در دسترس مخاطبان قرار می گیرد.

اقباشاوی افزود: عملیات 2 زبانه شدن سایت در دستور کار قرار دارد و احتمالا تا یک ماه دیگر نسخه 2 زبانه سایت در دسترس قرار می گیرد.

رییس هیات مدیره انجمن برنامه ریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما ایران درباره جدول اعضای سایت این انجمن نیز گفت: فقط نام اعضا در سایت نوشته شده است. نوع عضویت اعضا مشخص اما در سایت درج نشده است. آخرین فعالیت حرفه ای آن ها روی سایت موجود نیست چرا که هر عضوی از اعضای انجمن به صورت اختیاری می تواند این اطلاعات را وارد سایت کند.

اقباشاوی درباره نوع وضعیت اعضا نیز گفت: از زمانی که کانون برنامه ریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما به انجمن صنفی کارگری تغییر نام پیدا کرد و انجمن صنفی کارگری برنامه ریزان و دستیاران کارگردان سینما اولین انجمنی بود که در سال 95 ثبت وزارت کار شد، دیگر عضویت وابسته و پیوسته در اساسنامه وزارت کار وجود ندارد و عضو اصلی و افتخاری وجود دارد.

اساسنامه و اسکن صورت جلسه آخرین انتخابات روی سایت نجمن برنامه ریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما موجود است

رییس هیات مدیره انجمن برنامه ریزان و دستیاران کارگردان خانه سینما در پایان درباره جدول متقاضیان بررسی نشده نیز، خاطرنشان کرد: تهیه این جدول منطقی نیست. طبق اساسنامه 6 ماه یکبار 15 عضو جدید می پذیریم که جا دارد من از کمیته عضویت تشکر کنم. همچنین در اساسنامه تمام شرایط عضویت اعضا مندرج شده است. اصلی ترین شرط عضویت در انجمن داشتن سه فیلم سینمایی در کارنامه کاری فرد به عنوان دستیار کارگردان است.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
علی درخشی از تولید سری جدید مجموعه "دیرین دیرین" برای پخش در وی او دی ها خبر داد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹ سایت های دیگر : روزنامه مردم سالاری

سرویس سینمایی هنرآنلاین : علی درخشی کارگردان و انیماتور که انیمیشن "دیرین دیرین" ازجمله آثار اوست، این روزها با مجموعه انیمیشن "کووید 19 ثانیه" در فضای مجازی حضور دارد. "کووید 19 ثانیه" داستان یک شیر و یک گورخر است که در 15 قسمت 19 ثانیه ای به تهیه کنندگی محمد ابوالحسنی تهیه شده و به بیان اموری می پردازد که باید در زمان شیوع بیماری کرونا جدی گرفته شوند.

درخشی در گفت وگو با خبرنگار هنرآنلاین درباره چگونگی ساخت این انیمیشن بیان کرد: "کووید 19 ثانیه" به سفارش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته شد و هدف فرهنگ سازی درباره کرونا و قرنطینه خانگی بود. من هم احساس کردم فرصت خوبی است تا بتوانم ایده هایم درباره حیوانات را که مدت ها در ذهن داشتم در این انیمیشن پیاده کنم. البته زمانی که ما شروع به ساخت کردیم قرنطینه پابرجا بود و بر اساس آن متن ها نوشته شد، اما بعد در زمان ساخت، قرنطینه برداشته شد و از ما خواستند بحث قرنطینه را کمتر کنیم که کار کمی سخت شد، اما به هر حال حاصلش آن چیزی است که امروز شاهدش هستید.

او درباره تکنیک به کار گرفته شده در ساخت این انیمیشن نیز گفت: کارهای انیمیشن یا دیجیتال کات اوت هستند و یا تری دی که به دلیل پرهزینه بودن تری دی من به شیوه دیجیتال کات اوت که شیوه مورد علاقه ام نیز هست کارهایم را تولید می کنم.

این انیماتور همچنین با اشاره به این که در حال حاضر"کووید 19 ثانیه" برای 15 قسمت برنامه ریزی شده است، درباره احتمال تولید قسمت های بعدی آن توضیح داد: از ابتدا قصد داشتیم قسمت های تولید شده به دنبال هم دیده شوند و ترجیح می دادم سه قسمتی و پشت هم کار شوند تا تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند که این بستگی به نظر و تصمیم مرکز گسترش داشت و این اجازه داده نشد. بنابراین تک اپیزود و 19 ثانیه ای منتشر می شوند. درباره ادامه تولید این مجموعه نیز بعید می دانم که مرکز بخواهد ادامه یابد، ضمن این که من هم درگیر تولیدات جدید هستم و فرصت کار روی این پروژه را ندارم.

درخشی درباره بازخوردهای دریافتی از پخش این مجموعه 19 ثانیه ای نیز گفت: بازخوردها نسبتاً خوب است، اما با توجه به این که محصولات متعددی که خط قرمزی هم ندارند در فضای مجازی بسیار زیاد است و آثار ما باید با آن ها رقابت کنند تا بتوانند نظر همه مخاطبان را جذب کنند، کار سختی پیش رو دارد. ضمن این که نباید فراموش کنیم کار مدت زمان کوتاهی دارد و تعداد قسمت هایش نیز کم است. اگر زمان بیشتری در اختیار داشتیم، می شد ذائقه مخاطب را سنجید و آثار درخورتری را تولید کرد.

این کارگردان در ادامه این گفت وگو به ساخت سری جدید مجموعه "دیرین دیرین" اشاره کرد و افزود: سال گذشته ما به تولید آثار 20 دقیقه ای برای مجموعه"دیرین دیرین" رسیدیم که در تلاش هستیم آن ها را در وی او دی ها پخش کنیم و به زودی نیز این اتفاق رخ خواهد داد. برای امسال در نظر داریم تا مدت زمان آثار را بیشتر کنیم، اما اولویت اول ما به سرانجام رساندن پخش آیتم های 20 دقیقه ای است. همان طور که کارهای یک دقیقه ای ما اتفاقی در انیمیشن ایران بود و خیلی ها را به سمت تولید این دست آثار کشاند، این نیز یک تجربه جدید است و تلاش کردیم اتفاقاتی نو را در آن رقم بزنیم و کارهای جدیدی را تولید کنیم.

درخشی درباره تفاوت این مجموعه با آثار یک دقیقه ای نیز توضیح داد: در این سری از انتقاد فاصله گرفتیم و به سمت پیچیدگی در قصه ها و خلق کاراکترهای جدید و همچنین معنای واقعی یافتن روابط کاراکترها و قصه گویی پیش رفتیم. در این فصل از فانتزی بیشتری استفاده کردیم تا مخاطب را غافلگیر کنیم، اما از آنجایی که در کارهای کوتاه توالی پخش منظمی نداریم کار کمی سخت است.

او همچنین به سختی های کار در دوران قرنطینه اشاره کرد و افزود: در خانه کار کردن بسیار کار سختی است، ما نوروز در قرنطینه بودیم، اما بعد از تعطیلات مجبور شدیم مشغول به کار شویم. البته در ابتدا به شکل محدود و با تعداد نفرات کمتر و کم کم به تعداد همکاران با رعایت فاصله گذاری اجتماعی و نکات بهداشتی افزوده شد. انیمیشن یک کار تیمی سخت و سنگین است و پروژه های این گونه که چند ده نفر درگیر آن هستند با دورکاری میسر نمی شود مگر در بخش هایی چون نویسندگی، آهنگسازی و طراحی فضا اما باقی کارها باید در کنار هم و به شکل متمرکز اتفاق بیفتد. مشکل اینترنت و فیلترشکن را ما همچنان داریم، چرا که عمده فعالیت ما در تلگرام است که متأسفانه فیلتر است. اما در شبکه های اجتماعی بسیاری فعال هستیم و روزانه شاید در 20 شبکه اجتماعی مختلف آثارمان را منتشر کنیم اگر بخواهیم در جای دیگر کار کنیم باید به سراغ تلویزیون و وی اودی ها برویم که تلویزیون با ما همکاری نمی کند و برای وی اودی ها نیز به تازگی اقدام کرده ایم.

لینک خبر :‌ هنر آنلاین
کارگردان نام آشنای سینما و تلویزیون گفت : خانه پدری را دوباره به خاطر مردم و حفظ امنیت و سلامت روان جامعه اکران کنید
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ کارگردان نام آشنای سینما و تلویزیون گفت: خانه پدری را دوباره به خاطر مردم و حفظ امنیت و سلامت روان جامعه اکران کنید

من درباره داستان و مشکلات پیرامون زیاد گفته ام. دیگر باید چه می گفتم تا همگان باور کنند که داستان فیلم من مبتنی بر واقعیت است؟!

لینک خبر :‌ خبرگزاری برنا

تهران (پانا) - قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی می گوید زنجیره تولید فیلمنامه باید درست شکل بگیرد. تهیه کننده اگر تصمیم بگیرد یک قصه را کار کند، می توان امیدوار بود که آن قصه تبدیل به فیلم شود، ولی تصمیم از سوی فیلمنامه نویس غالبا منجر به ساخت فیلم نخواهد شد.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، حبیب ایل بیگی قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی پنجشنبه هشتم خرداد با حضور در برنامه زنده شهرفرنگ شبکه خبر با موضوع فیلمنامه نویسی، فراز یا فرود؟ به پرسش هایی درباره چشم انداز سه طرح جدید حمایت از فیلمنامه نویسان سینمای ایران که بنیاد سینمایی فارابی اجرای آن را برعهده دارد، پاسخ گفت.

در این برنامه حمیدرضا مدقق با اشاره به این که در همه این سال ها یکی از مشکلات سینمای ایران، فیلمنامه قلمداد شده است، از ایل بیگی درباره مساله تبدیل نشدن اقتباس سینمایی از آثار ادبی به یک جریان مستمر پرسید و این که آیا تضمینی وجود دارد که این طرح روی کاغذ باقی نماند؟

ویژگی طرح حمایت از فیلمنامه های اقتباسی

سرپرست معاونت فرهنگی پژوهشی بنیاد سینمایی فارابی در ابتدای سخنان خود گفت: تفاوت این طرح با طرح هایی که در گذشته در زمینه اقتباس ارائه شده، در این است که ما فراخوان این بخش را برای حضور تهیه کنندگان سینما نوشته ایم. یعنی کسانی که تصمیم می گیرند یک فیلم را تولید کنند. در واقع تهیه کنندگان پیش از این که ارزیابی های لازم را انجام نداده باشند، وارد این میدان نخواهند شد. شاید در گذشته ما آثار را از فیلمنامه نویسان یا کتاب ها را از ناشرین خریداری می کردیم و در اختیار فیلمنامه نویسان یا فیلمسازان قرار می دادیم، ولی ویژگی طرح حاضر این است که تهیه کننده ای که ارزیابی هایش را انجام داده، برای تولید یک اثر سینمایی از روی کتابی که انتخاب کرده اعلام آمادگی می کند و این برای این که ما بتوانیم به محصول برسیم، ضمانت اجرایی بیشتری دارد.

او در پاسخ به این که تاکنون چه تعداد درخواست به فراخوان تولید فیلم اقتباسی ارائه شده گفت: تاکنون پنج درخواست ثبت شده و در آن کتاب و فیلمسازی که می خواهند بر اساس کتاب فیلم بسازد، معرفی شده است. ما تا پایان خرداد برای افراد دیگری که در این فراخوان شرکت می کنند، منتظر می مانیم. در ادامه کار ارزیابی و بررسی را آغاز خواهیم کرد و در اولین روزهای تیر، کار بررسی را جمع بندی می کنیم و به شرط آن که تعداد آثار بیشتر و دست ما هم برای انتخاب آثار مناسب تر و با جذابیت و قابلیت های بیشتر باز باشد، ده اثر برگزیده را معرفی و به سمت بقیه مراحل تولید حرکت خواهیم کرد.

ایل بیگی گفت: فرآیند این بخش اینگونه است که کتاب و فیلمسازی که آن را کارگردانی می کند، از سوی تهیه کننده به ما معرفی می شود و ما بعد از ارزیابی کتاب - از این بابت که آیا این کتاب از نظر ما مناسب است و با اولویت هایی که اعلام کرده ایم، همخوانی دارد یا نه – درباره آن تصمیم می گیریم. البته در طرح به ویژگی های دیگری هم که در ارزیابی اثرگذار است (مثل کسب جوایز جشنواره های معتبر داخلی) اشاره شده است. پس از بررسی ما اعلام می کنیم که می توانیم روی این کتاب سرمایه گذاری کنیم. در ادامه بنیاد سینمایی فارابی کتاب را از ناشر خریداری می کند، حقوق سینمایی را در اختیار تهیه کننده قرار می دهد و سپس مبلغی را به عنوان حمایت و کمک هزینه برای نگارش فیلمنامه ( از این بابت که تهیه کننده بتواند با یک فیلمنامه نویس مناسب قرارداد ببندد تا نگارش فیلمنامه را انجام شود) در ا ختیارش قرار می گیرد. سپس، بعد از پایان نگارش فیلمنامه، زمانی که فیلم توانست پروانه ساخت سینمایی دریافت بکند، فیلمنامه و تیمی را که تهیه کننده برای ساخت اثر معرفی می کند، ارزیابی می کنیم و در صورت تأیید ما می توانیم تا سقف ده میلیارد ریال در آن فیلم مشارکت و سرمایه گذاری کنیم.

ایل بیگی در ادامه درباره این که اگر فیلم نهایی، کیفیت مطلوبی نداشته باشد، چه اتفاقی می افتد؟ گفت: در بسیاری از حوزه ها در سینما، همین میزان ریسک را می کنند. ما ناگزیریم برای بسترسازی و برای این که این فضا بتواند ایجاد شود برای اقتباس سینمایی از آثار ادبی و رمان ها این کار را بکنیم. ما باید این زمینه را فراهم کنیم تا هم نویسندگان و ناشران را به سمت همکاری مشترک با اهل سینما سوق دهیم، هم باعث کمک سینما به ارتقای ارتباط مخاطب با ادبیات شویم و هم برای تهیه کنندگان سینما این امکان را به وجود بیاوریم که فیلمی موفق در ارتباط با مخاطب بسازند. در واقع یک اثر ادبی که قبلا خوانده شده و توانسته اقبال عمومی را در زمان نشر خود به دست بیاورد، این ویژگی را دارد و موفقیت کتاب می تواند تضمینی باشد برای این که در سینما هم اتفاق خوبی برای فیلم بیفتد.

طرحی برای حمایت از آثار ادبی ایرانی

بر اساس این خبر، علی اکبر قاضی نظام فیلمنامه نویس روی خط برنامه شهرفرنگ، در صحبت هایش بحثی را پیرامون اقتباس از آثار ادبی خارجی عنوان کرد. او سپس با اشاره به این که وقتی مهمان مامان هوشنگ مرادی کرمانی را خوانده، تصور نمی کرد که بتوان از آن فیلم خوبی را ساخت، گفت: باید به این واقعیت هم توجه کرد که یک نویسنده فیلمنامه یا یک کارگردان می تواند طرح جامع و خوبی از یک کتاب دربیاورد و بخشی از موفقیت هم به خلاقیت و توان او بستگی دارد. او سپس به این نکته اشاره کرد که باید در این راه از استعدادهای جوان و نوجو در فیلمنامه نویسان استفاده کرد و حتی می توان بر اساس یک کتاب، طرح های اقتباسی مختلفی را توسط همین جوان ها استخراج کرد و بهترین اش را به فیلم برگرداند.

ایل بیگی در این بخش با اشاره به بخش اول صحبت های قاضی نظام گفت: این طرح برای حمایت از آثار ادبی ایرانی است. حوزه های مختلف فرهنگی و هنری در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید به هم کمک بکنند و سازمان سینمایی می تواند اینگونه از ادبیات پس از انقلاب و نویسندگان ایرانی حمایت کند. بهتر می دانید شاید یک کتاب اگر در حوزه ادبیات باقی بماند، تعداد خوانندگان و تیراژش زیاد نباشد ولی همان قصه اگر تبدیل به فیلم شود به فروش کتاب در حوزه نشر هم کمک کند. ما برای امسال در نظر گرفتیم آثار اقتباسی از کتاب های ایرانی بعد از انقلاب را مورد حمایت قرار دهیم. شاید بسیاری از ناشران و نویسندگان ایرانی هم این مطالبه را از ما داشته باشند و انتقاد کنند که چرا در شروع این طرح حمایتی، سراغ کتاب های خارجی رفته اید... این امید را داریم که استقبال از این طرح به گونه ای باشد که در سال های بعد، برای اقتباس از آثار خارجی هم فراخوان بدهیم.

زنجیره تولید فیلمنامه باید درست شکل بگیرد

او در ادامه گفت: کارشناسانی مانند آقای قاضی نظام که سال ها در این زمینه فعالیت کرده اند شاهد بوده اند که روش های قبلی به آن صورت که باید جواب نداده است. در واقع ما اگر بخواهیم اثر را از فیلمنامه نویس بخریم یا طرف حساب ما فیلمنامه نویس باشد، باز به مشکل دیگری برخورد می کنیم و آن این که آیا کسی حاضر هست این فیلمنامه را تبدیل به فیلم بکند؟ بسیاری از جشنواره های فیلمنامه نویسی ما هم همین مشکل را داشته است. در بخش فیلمنامه نویسی جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان هم اتفاقا با آقای قاضی نظام چندین جلسه درباره همین مبحث صحبت کرده بودیم؛ این که چرا آثاری که آنجا برگزیده می شود به تولید نمی رسد؟ به نظرم این زنجیره باید درست شکل بگیرد. تهیه کننده اگر تصمیم بگیرد یک قصه را کار کند، می توان امیدوار بود که آن قصه تبدیل به فیلم شود، ولی تصمیم از سوی فیلمنامه نویس غالبا منجر به ساخت فیلم نخواهد شد.

اعتماد وجود نداشته باشد، هیچ کاری نمی شود کرد

در این بخش قاضی نظام به مباحثی چون لزوم ایجاد اعتماد دوطرفه برای نتیجه دادن فراخوان فیلمنامه نویسی در بخش اقتباس صحبت کرد و ایل بیگی در توضیحی بر این نگاه گفت: اعتمادسازی اتفاق درستی است و اگر اعتماد وجود نداشه باشد، هیچ کاری نمی توان کرد.

او ادامه داد: بنیاد سینمایی فارابی بر اساس روال عادی خود جلو می رود و اینگونه نیست که سه طرح اخیر باعث شود که مثلا اگر فیلمنامه نویسی کاری ارائه دهد، ما آن را نپذیریم یا اگر کارگردانی دنبال طرحی و فیلمنامه ای باشد، ردش کنیم! به این نکته توجه کنید که این سه طرح ، طرح های ویژه حمایتی است که سازمان سینمایی برای حمایت بیشتر و حرفه ای تر شدن و تخصصی تر شدن بخش فیلمنامه نویسی در سینمای ایران در نظر گرفته و بنیاد سینمایی فارابی مجری آن است.

ایل بیگی گفت: بسیاری از اعضای صنف اذعان دارند که سال هاست سینماگران سراغ فیلمنامه نویسان نمی روند و خود نسبت به نگارش و کارگردانی آثارشان اقدام می کنند. ما می خواهیم با اجرای این سه طرح، به همه اهالی سینما تأکید کنیم که حتما از آثار فیلمنامه نویسان حرفه ای استفاده کنند. این که حتما کنار خودشان، یک فیلمنامه نویس باشد. این که در تیتراژ می بنیم نویسنده و کارگردان و تهیه کننده و ... یک نفر است، این دور از تعاریف حرفه ای صنعت سینماست. در سینمای دنیا هم آنهایی که اعتقادی به این موضوع نداشتند، وقتی مثلا رفتند در هالیوود کار کردند، این قاعده و سیستم استودیویی را پذیرفتند. این که باید یک فیلم فیلمنامه نویس، دیالوگ نویس، طراح شخصیت و... داشته باشد.

باید به روش های متنوع نگارش فیلمنامه رسید

در ادامه برنامه شهرفرنگ شبکه خبر، حمیدرضا مدقق در باب تنوع ژانر در سینما صحبت کرد و این مبحث با توضیحات قاضی نظام درباره کم داشت های سینمای ایران در ژانرهای مختلف سینمایی همراه شد. این فیلمنامه نویس در ادامه درباره فیلمنامه نویسی گروهی و طرحی که شورای مرکزی کانون فیلمنامه نویسان برای توجه به این شیوه به فارابی ارائه داده، صحبت کرد.

قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی در این بخش گفت: در زمینه پیش نویس تفاهم نامه یا طرح همکاری مشترک بین بنیاد سینمایی فارابی و صنف فیلمنامه نویسان هفته گذشته جلسه ای را با شورای مرکزی صنف داشتیم و ما همواره در تعامل با صنوف و اهالی سینما هستیم. طرح ژانر و اقتباس و حمایت از صنف بر اساس فراخوان اعلام شده به قوت خود باقی است و این با بررسی ایده ها و طرح های جدید منافاتی ندارد. باید به روش های متنوع نگارش فیلمنامه رسید و از ایده ها و روش های جدیدی که در دنیا تجربه های موفقی را پشت سر گذاشته، استفاده کرد. ما اتفاقا در حوزه کودک و نوجوان طی دو سه سال گذشته بخش نگارش فیلمنامه با حضور گروه نگارش خلاق را در بنیاد سینمایی فارابی راه اندازی کردیم. این روش آزمایش شده و فیلمنامه های خوبی هم از آن به دست آمده است. این طرح برای این که گروه های سه نفره کارگاهی شکل بگیرد و فیلمنامه نویسان به شکل کارگاهی کار کنند و به فیلمنامه برسند، حتما عملیاتی خواهد شد. حتی ما در جلسه ای با یکی از مراکزی که قرار است با آنجا تولید فیلم مشترک داشته باشیم، راجع به این موضوع و این که اولین گروه سه نفره بتواند برای آن موضوع تشکیل شود، صحبت کردیم و این دغدغه را داریم. این را عرض کردم که این طرح ها مکمل هایی دارد که شاید نیاز نبوده به آن شکل گفته شود، ولی فکر می کنم که با تکمیل کردن این طرح و پیشنهادهایی که به دستمان خواهد رسید، این طرح ها قابل تغییر و بازنگری است. من هم معتقدم اگر ما به سمت فیلمنامه نویسی گروهی برویم، اتفاق های خوبی در این زمینه می افتد. ما پیش از این تجربه ای هم با دوستان در بخش خصوصی در برگزاری یک رویداد استارتاپی برای خلق ایده های مناسب و ایده پردازی داشتیم... از سویی آموزش های تکمیلی برای فیلمنامه نویسان با حضور استادان خارجی و استادان برتر کشور خودمان خالی است. ما با انجمن فیلمنامه نویسان توافق کردیم که این پاتوق در بنیاد سینمایی فارابی به عنوان جایی که خانه خود فیلمنامه نویسان است، شکل بگیرد. پیش نویس توافق همکاری با آنها انجام شده و فکر می کنم که انشالله در روزهای آینده و با رفع کرونا و تغییر شرایط، دوستان بتوانند در سالن بنیاد سینمایی فارابی حاضر شوند و این اتفاق ها می تواند به شکل مشارکتی بیفتد.

برای دیگران راه بسته نیست

ایل بیگی همچنین در این بخش درباره این که طرح حمایت از فیلمنامه نویسان فقط درباره اعضای صنف نوشته شده، گفت: اگر بخواهیم برای حمایت از صنوف رسمی سینمای کشور ذیل خانه سینما با جایی گفتگو کنیم که تعداد زیادی از حرفه ای ها در آنجا فعال هستند، باید سراغ خود صنوف سینمایی برویم. یکی از سیاست های سازمان سینمایی هم حمایت از صنوف سینمایی است و فکر می کنم که این کار درستی بوده است. با این وصف همان طور که اشاره کردم، برای دیگران راه بسته نیست. در طول سال ما در شوراهای بخش فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی، با بیش از چندصد فیلمنامه -که خیلی از آنها شاید توسط فیلمنامه نویسان گمنام نوشته شده باشد- رو به رو می شویم. ما آثار جوان ها را مطالعه می کنیم و مورد بررسی قرار می دهیم و محدودیتی برای مطالعه کار آنها نیست، از آن سو به نظرم اگر کسی توانایی فیلمنامه نویسی حرفه ای و شرایطش را دارد، باید او را تشویق کرد.

مدقق در بخش دیگری از شهرفرنگ به برخی نقطه نظرات منتقدان این سه طرح (مانند زیر سئوال رفتن استقلال و سفارشی نویس شدن فیلمنامه نویسی) اشاره کرد و در پاسخ، قاضی نظام گفت: این که استقلال زیر سئوال می رود یا شیوه کوپنی است، یک نگاه چیپ است. به این مساله باید بازتر نگاه کرد. اما این که سفارشی نویسی را انگ بدانیم هم درست نیست. چه اشکالی دارد فیلمنامه نویس سفارش هم بگیرد؟ البته نظر من این است که اگر به چیزی که سفارش می گیرد، اعتقاد داشته باشد، می تواند فیلمنامه آن کار سفارشی را بنویسد.

ایل بیگی هم در این بخش گفت: ما رویکردها و اولویت ها را می گوییم، نمی آییم دقیقا بگوییم که فیلمنامه نویس راجع به این موضوع چنین چیزی را بنویسد. همان هایی که خیلی مواقع تا چنین طرح هایی پیش می آید، بحث استقلال و آزادگی فیلمنامه نویس و فیلمساز را به میان می کشند می دانند که بسیاری از فیلم های موفق ترین سینمای دنیا هم با سفارش ساخته می شود و نمی دانم چرا آنها این را برای کشور خودمان بد می دانند و برای دیگران ارزش و موفقیت؟ اگر راجع به دستاوردهای کشورمان که کم تر به آن پرداخته ایم، فیلمنامه ای نوشته شود، این سفارشی کار کردن است؟ نادیده گرفتن خیلی از چیزها مردم را ناامید می کند و ما موظفیم از این پوسته ای که دور خودمان تنیده ایم و دائم مسائل شخصی پیرامون خودمان را تگاه می کنیم، بیرون بیاییم و در تعامل با مراکز و نهادها و جاهای دیگر، با نگاه آنها آشنا شویم و سوژه فیلم پیدا کنیم. بسیاری از موفق ترین فیلم های دنیا اینگونه ساخته می شود و طرح های مهم و کارهای موفقی هستند اما کسی که اعتقاد ندارد، نمی آید آنها را بسازد.

او در بخش دیگری از صحبت های خود اظهار داشت: یکی از نکته های مهم در طرح حمایت از صنف فیلمنامه نویسان این است که در هنگام ثبت نام، ما به ارائه دهنده طرح به اعضا سه میلیون تومان می دهیم و در واقع ما پول طرح 5 صفحه ای را می دهیم و جای این که فیلمنامه نویس را ماه ها درگیر کنیم تا فیلمنامه را بنویسد، وقت بگذارد و کار را ارائه دهد و بعد ببینم ایده اولیه مناسب نبوده، کار او با همان طرح 5 صفحه ای مشخص خواهد شد. آن طرح خریداری می شود و در اصل مبلغ در اول کار به هر فیلمنامه نویس بایت ارائه طرح تعلق می گیرد.

بنای ما بر شفاف سازی است

ایل بیگی در ادامه درباره بحث هایی که پیرامون عدالت و چگونگی تخصیص بودجه مطرح می شود، گفت: هر کاری بکنید، آنها که رد می شوند این بحث ها را دارند ولی بنای ما بر شفاف سازی است. ما قرار است در پاسخ به طرح های ارائه شده بگوییم که کار تصویب شده یا رد شده و یا این که با اعلام نظراتی از سوی شورا دوباره می تواند بازنگری شود و در شورا مطرح شود. شورای سه نفره شامل معاون فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی به عنوان دبیر شورا، نماینده رئیس سازمان سینمایی و یک نفر به نمایندگی انجمن صنفی فیلمنامه نویسان است که باید با با حداکثر آراء انتخاب و معرفی شود. یعنی اگر در دوره های قبل خودمان تصمیم می گرفتیم الان نماینده فیلمنامه نویسان هم در کنار ما هست. شاید طرح های خوبی به دست مان برسد ولی اگر در چارچوب اولویت های مان نباشد، آن را کنار بگذاریم و نمی توانم بگویم اصلا چنین اتفاقی نمی افتد.

قاضی نظام در این بخش ارزش قائل شدن برای طرح فیلمنامه را یکی از اتفاقات مهم طرح حمایت از فیلمنامه نویسان دانست و گفت: با این روند، از این پس تهیه کنندگان سینما هم متوجه می شوند که وقتی به فیلمنامه نویس طرحی را سفارش می دهند تا بنویسد، برای نگارش طرح هم با او باید قرارداد ببندند. او در ادامه سخنانش با اشاره به این که بهتر است به مهلت شرکت در طرح حمایت به واسطه بیماری کرونا و ... اضافه شود تا افراد بیشتری در این طرح شرکت کنند، درباره لزوم افزایش تعداد افراد در شورای بررسی آثار و فیلمنامه ها (شورای سه نفره) صحبت کرد.

ایل بیگی در این بخش گفت: راجع به افزایش زمان طرح اقتباسی، باید بگویم ما به تولید این فیلم ها هم فکر می کنیم و اگر می خواهیم فیلم هایمان امسال به جشنواره فیلم فجر برسد، تمدید شرکت در طرح اقتباسی منطقی نیست. البته این مسأله قابل طرح و بررسی مجدد هست. درباره افزایش تعداد کارشناسان هم تلاش می شود که با مشورت ریاست سازمان سینمایی بینیم که آیا امکان افزایش افراد در این شورا هست یا خیر؟ گرچه خود آقای قاضی نظام هم که تجربه حضور در شوراها را دارد می داند که هر چه تعداد اعضای این شوراها بیشتر باشد، خروجی آنها سخت تر خواهد بود و به این نکته هم باید توجه کرد.

در پایان برنامه شهرفرنگ با موضوع فیلمنامه نویسی؛ فراز یا فرود؟ ، قاضی نظام اظهار داشت: باید به فیلمنامه نویس اهمیت داد. چرا وقتی کارگردان خود نویسنده فیلمنامه اش است، می نویسند نویسنده و کارگردان اما وقتی فیلم نامه نویس کس دیگری است، در پوستر یا تیزر نام او دیده نمی شود؟ فیلمنامه نویس نیازمند اعتماد کردن و اعتبار دادن است. در این سه طرح حمایتی از فیلمنامه نویسی هم فیلمنامه نویس دوست دارد فیلمنامه ای بنویسد که فروش خوبی داشته باشد تا این فرصت برای او بازار کار خوبی را رقم بزند و در نوبت های بعدی، تهیه کننده ها به سراغ او بروند.

سرپرست معاونت فرهنگی پژوهشی بنیاد سینمایی فارابی نیز در پایان مطالعه داستان های جدید و توجه به اولویت ها را از نیازهای مهم فیلمنامه نویسی در سینمای ایران دانست.

لینک خبر :‌ خبرگزاری پانا
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹

بانی فیلم: شرکت اول مارکت که فعالیت خود را در حوزه اپلیکیشن از سال 1393 آغاز کرد یکی از اسپانسرهای مهم برنامه های تلویزیونی است. شرکتی که علاوه بر حضور مستمر در سرمایه گذاری برنامه های شبکه های صداوسیما، در زمینه ساخت و تولید فیلم هم فعالیت های متنوعی دارد.
مهران مدیری از برنامه سازان طرف توجه اول مارکت با تولید برنامه دورهمی ، توانست فیلم سینمایی خود ساعت5عصر ، را هم با پول این فروشگاه بزرگ اپلیکیشنی بسازد!
بر اساس اطلاعات سایت اول مارکت، فعالیت های این شرکت در سینما و تلویزیون به این شرح است:
برنامه: دورهمی / مجری: مهران مدیری / شبکه: نسیم
برنامه: حالا خورشید / مجری : رضا رشیدپور / شبکه : سه
برنامه: ویژه شب یلدا / مجری: فرزاد حسنی / شبکه: سه
فوتبال : دربی استقلال – پرسپولیس سال 95 / شبکه سه
برنامه: امروزی ها / مجری: پدرام کریمی / شبکه: یک
و همچنین اول مارکت در حوزه سینما، اسپانسر دو فیلم جهت اکران در سینماهای ایران بوده است که هر دو اثر، رکوردهای تاریخ سینمای ایران را در زمینه های مختلف ارتقاء داده است.
فیلم: نهنگ عنبر /یکی از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران
فیلم: ساعت 5 عصر / شکستن همه رکوردهای روز اول اکران تاریخ سینمای ایران.
اول مارکت که در میان شرکت های هم ارز خود، بیشترین سهم را در پول گذاشتن در برنامه های تلویزیونی و سینما دارد در دوره جدید فعالیت اش تغییراتی عمده ای را ایجاد کرده که مهم ترین این تغییرات، کنار رفتن مصطفی احمدی رابط مالی و تهیه کننده معتمد اول مارکت است.
براساس شنیده های خبرنگار بانی فیلم، مصطفی احمدی یکی از عوامل تصمیم گیر اول مارکت، که تا پیش از این علاوه بر حضور در پروژه های تلویزیونی و سینمایی، تهیه کنندگی برخی از آثار مربوط به اول مارکت را هم برعهده داشت، بنا بر سیاست های جدید این شرکت، دیگر در برنامه دورهمی نیست و جای او را علی اوجی گرفته است!
این تغییر عمده اول مارکت در حوزه تلویزیون است اما در زمینه تولیدات سینمایی هم این شرکت اپلیکیشنی آدم های جدیدی را وارده کرده!
محمدرضا منصوری یکی از این تازه واردان به جمع معتمدان اول مارکت است!
منصوری که پیش از این به عنوان مدیر تولید با رضا میرکریمی همکاری داشت و در تولید فیلم محمد(ص) مجید مجیدی هم عملکردش مورد قبول دوستانش بوده، قرار است به عنوان تهیه کننده، فیلم جدید کارگردان درخت گردو را تولید کند. منصوری به عنوان عضو تازه وارد، فیلم جدید کمدی مهدویان را خواهد ساخت فیلمی که نقش اولش را رضا عطاران بازی خواهد کرد و البته اول مارکت هم سرمایه گذارش خواهد بود!
این تغییرات در اول مارکت برای سپردن مسئولیت تولیدات تلویزیونی و سینمایی به افرادی جدید، شاید به منزله نوعی پوست اندازی برای این شرکت سرمایه گذار باشد که دست ودل بازی اش در حوزه تولید زبانزد اهالی سینما و تلویزیون است!
در آینده باید منتظر شنیدن خبرهای متنوعی از سرمایه گذاری های بیشتر این شرکت متخصص در اپلیکیشن در حوزه تلویزیون و سینما باشیم!

اشتراک گذاری در:

لینک خبر :‌ روزنامه بانی فیلم
این روزها که صدای طبل بی خبری کرونا در جهان پیچیده است برخی ها در خوابند و افرادی بیدار و دست های بسیاری هم پشت پرده این مهمان ناخوانده یا بهتر بگویم ویروس منحوس مشغول به کار شده است که از آشفتگی و اوضاع نابسامان این روزهای مردم خبر می دهد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۳/۰۹

خبرگزاری بسیج قزوین: این روزها که صدای طبل بی خبری کرونا در جهان پیچیده است برخی ها در خوابند و افرادی بیدار و دست های بسیاری هم پشت پرده این مهمان ناخوانده یا بهتر بگویم ویروس منحوس مشغول به کار شده است که از آشفتگی و اوضاع نابسامان این روزهای مردم خبر می دهد.

حدود سه ماه است که مردم ایران و جهان با این ویروس دست و پنجه نرم می کنند برخی خود را در خانه حبس کرده و بعضی ها هم اعتقاد ندارند که چنین ویروسی وجود داشته باشد و با عدم رعایت نکات بهداشتی در اجتماع حضور پیدا کرده و پیه همه چی را به خود مالیده اند.

نقل و قول ها و اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد که فعلا نمی تواند این ویروس ناخوانده را تهدید کند چراکه افسار به دست گرفته و پیشتازی می کند، پیر و جوان و کوچک و بزرگ، مسئول و غیر مسئول هم نمی شناسد.

یکی از زنان خانه داری که دل پُری از وضعیت این روزها دارد، می گوید: اتفاقات تلخ و ناگواری طی سال های گذشته برای مردم رخ داده که نمی گذارد آنها آرام و بدون دغدغه زندگی کنند.

صنوبر میرزایی یادآور شد: بی کفایتی برخی از مسولان باعث شده که پیر و جوان، کوچک و بزرگ برای درآوردن یک لقمه نان حلال صبح تا شب تلاش کنند و در آخر هم هَشتشان گرو نُه شان است.

این زن خانه دار از گرانی ها و تورم گلایه ها داشت که در این خصوص گفت: با این وضعیت و اقتصاد کشور، نمی توان زندگی را چرخاند چراکه تمام قیمت ها چند برابر شده و هیچ کسی پاسخگو نیست و با این وضعیت کرونا هم درآمد آنچنانی نداریم.

وی عنوان کرد: مسولان از تنظیم بازار، تأمین کالاهای اساسی مردم و نظارت بر آنها خبر می دهند اما به نظر بنده با این قیمت ها و گرانی ها هیچ نظارتی صورت نمی گیرد که هیچ، حتی برخی از مغازه ها یا بهتر بگویم بسیاری از آنها از دید بازرسان خارج هستند.

میرزایی با اشاره به اینکه امروز هزینه تمام سوءمدیریت ها را مردم می دهند، ادامه داد: مردم توانسته اند در تمام عرصه ها خوش بدرخشند پس می طلبد دولت هم برای آنها سنگ تمام بگذارد تا امروز شاهد نابسامانی هایی که در جامعه رخ می دهد، نباشیم.

این روزها تب کرونا بالا رفته و دست به یقه اقتصاد شده است، کرونایی که توانسته اقتصاد اروپا یا بهتر بگویم اقتصاد جهان و ابرقدرت ها را زیر سؤال ببرد و با بالا کشیدن خود، افرادی را خانه نشین کرده و توانسته خسارت های مالی بسیاری به کسب و کارها و بنگاه های کوچک و بزرگ بزند که هنوز ابعاد این ضررها برای جهان و جهانیان مشخص نیست.

برخی منابع چنین می گویند و می نویسند، ایران در حالی گرفتار کرونا می شود که اقتصادش تحت تأثیر تحریم ها طی دو سال متوالی، رکود و کوچک شدن را تجربه کرده است....تورمی که این روزها میزان سنجش افکار را بالا و پایین برده و مردم را گرفتار خود کرده است.

خیانت کرونایی

بودند افرادی که می گفتند کرونا خود را به بهار رساند و خیانت کرد و نگذاشت که بهار فصل عاشقانه و شکوفایی شاعرانه ش را به مردم نشان دهد، سالی که نکوست از بهارش پیداست...

یکی از هنرمندان عرصه سینما در این خصوص می گوید: هنرمندان مشکلات فراوانی دارند و تعداد بالایی از آنها در این ایام کرونایی در خانه مانده و بیکار شده اند.

کیومرث محمدی با بیان اینکه هنرمندان تاکنون در هر برهه از زمان هیچ بیمه بیکاری دریافت نکرده اند، افزود: آنها پشتوانه مالی ندارند و ممکن است در سال پنج ماه سر کار باشند چراکه جزو قراردادی ها هستند.

این هنرمند اضافه کرد: هنرمندان حقوق ثابتی ندارند و با توجه به اینکه سه ماه از سال گذشته است، هنوز بیکار بوده و هیچ اتفاقی خوشایندی از سوی مسولان خانه سینما، تامین اجتماعی و دستگاه های مربوطه برای آنها رخ نداده و همچنان با بیکاری دست و پنجه نرم می کنند.

وی یادآور شد: از سوی خانه سینما یک بسته حمایتی جزئی در نظر گرفته شد و این بسته به تعداد محدودی تعلق گرفت و سبد برخی از هنرمندان خالی ماند.

محمدی از تب بالای اجاره خانه های این روزها سخن گفت و افزود: با این وضعیت نه دولت و نه هیچ ارگانی از هنرمندان سینما حمایت نکرده و هنوز بلاتکلیف هستند.

وی عنوان کرد: با توجه به شیوع کرونا در جامعه، اگر هم کارها شروع شود، افرادی اعم از کارگردان، مدیر تولید، برنامه ریز، منشی صحنه، گریم، طراح صحنه، تدارکات و غیره به واسطه اینکه در پشت صحنه و در یک محل برای فیلمبرداری تجمع می کنند، خطرناک بوده و امنیت جانی ندارند.

این هنرمند عرصه سینما با بیان اینکه شغل سینما یکی از شغل های پر خطری بوده و در این ایام کرونایی هم معضلاتی را در پی دارد، ادامه داد: دستمزد برخی از عوامل با ساعات بالای کاریی که دارند، کم بوده و از آنها حمایت نمی شود.

محمدی گفت: دولت از کارگرها حمایت می کند اما هنرمندان سینما سهمی از حمایت دولت ندارند در حالی که این افراد در فرهنگ سازی و هدفمند کردن یک جامعه نقش بسزایی ایفا می کنند.

نوش دارو پس یا قبل از مرگ؟!

طی سال گذشته اتفاقات و حوادث بسیاری رخ داد، افرادی درگیر سیل، زلزله و آوارگی شدند و برای مقابله با آن اقداماتی از پیش تعیین نشده بود که در این هنگام کرونا وارد خانه و بازار جهانی شد و با سیل خروشان و لرزاندن خود آشوب و دلهره ای دیگر در دل ها انداخت که همچنان جولان می دهد.

حسین عطایی که شغل آزادی دارد هم می گوید: با اوضاع کرونا حدود سه ماه است که تمام کسبه شاکی بوده و درآمد آنچنانی هم ندارند.

وی گفت: در ایام کرونا صف های طولانی برای خرید سیم کارت، ترددهای غیرضروری و یا موارد دیگر مشاهده می شود؛ چرا دولت در این خصوص تدابیر لازم را اتخاذ نمی کند؛ چرا باید تعداد دیگری آلوده شده و بعد از آن به فکر چاره اندیشی باشد.

این مغازه دار اضافه کرد: در یکی از کارگزاری های بیمه که چند روز پیش برای تمدید دفترچه رفته بودم، صف طولانی تشکیل شده بود که افرادی هم بدون ماسک و دستکش در این صف فشرده حضور داشتند.

این شهروند افزود: مسولان بعد از اینکه کار از بخیه درآمد به فکر چاره می افتند؛ چرا کسی پاسخگو نیست.

عطایی عنوان کرد: طرح هایی برای پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا در کشور اجرایی شد که برخی از آن ها مثبت بود و اما برخی تدابیر غیر مهندسی شده ضررهایی به اقتصاد و معیشت مردم زد که امیدوارم جبران شود.

پنهان کاری از جنس کرونا

گفت و شنودهایی در میان است که برای نجات و ارتقای جریان فرهنگ عمومی اقداماتی صورت نگرفته است و این مهمان ناخوانده همچنان قربانی می گیرد، محرم و نامحرم نشناخته و پیش از این که مسولان کاری انجام دهند، وارد حریم ها شده است.

این نیز بگذرد

اما این روزها اقدامات خداپسندانه ای از سوی پرستاران در بیمارستان ها، ارگان ها و بسیج عمومی مردم در خصوص بسته های بهداشتی و ضدعفونی شهرها برای مقابله با کرونا صورت می گیرد که گویا این اقدامات با مهمانی کرونا ادامه داشته و آژیر هشدار وضعیت قرمز در شهر همچنان روشن باشد، پس هوشیار باشیم...

1010/گ30/ب

لینک خبر :‌ بسیج
باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: بهمن ارک کارگردان سینما، درباره آخرین وضعیت اکران فیلم سینمایی پوست توضیح داد.

فیلم سینمایی پوست به نویسندگی و کارگردانی بهمن و بهرام ارک و تهیه کنندگی محمدرضا مصباح که در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر در ژانر ترسناک اکران شد، قرار است به صورت آنلاین اکران شود.

بهمن ارک کارگردان سینما، درباره نمایش آنلاین فیلم سینمایی پوست گفت: فعلاً تصمیمی برای نمایش آنلاین این فیلم نداریم. البته با توجه به وضعیت شیوع کرونا امکان دارد این کار را انجام دهیم. متاسفانه هر تصمیمی می گیریم، به خاطر شرایط موجود به قطعیت نمی رسد و مجبور می شویم تصمیم دیگری بگیریم.

او افزود: با توجه به اینکه می گویند احتمالاً پاییز وضعیت کرونا شدیدتر می شود، ممکن است بسیاری از فیلم ها اکران آنلاین داشته باشند.

ارک در خصوص کوتاه کردن فیلمش نسبت به نسخه ای که در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد، بیان کرد: مدت زمان فیلم همان زمان قبلی است و کوتاهش نکرده ایم.

فاطمه مسعودی فر، جواد قامتی، محمود نظرعلیان، ناصر هاشمی، هادی افتخارزاده، عاشق ولی عبدی، نرجس دلارام، ابراهیم دهقان زاده، صدیقه دریانی، وحید شیرزاد، داوود نورپور، داوود مظلومی، امید والا، صمد دلنواز و وحید دلنواز بازیگران این فیلم هستند.

لینک خبر :‌ شبکه اینترنتی آفتاب
عباس امینی کارگردان کشتارگاه همزمان با اکران آنلاین این فیلم سینمایی، ضمن تأکید بر شرایط نابسامان اکران سینماها در سال جاری، داستان فیلمش را روایتی به روز از دردهای جامعه امروز توصیف کرد.

عباس امینی کارگردان فیلم سینمایی کشتارگاه که اکران آنلاین آن از روز چهارشنبه 7 خردادماه در سامانه های فیلیمو و نماوا آغاز شده است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره فرآیند رسیدن به تصمیم عرضه اینترنتی این فیلم اکران نشده گفت: طی توافقی که با سرمایه گذار این اثر داشتیم، تصمیم گرفتیم کشتارگاه را به صورت آنلاین به نمایش بگذاریم. به خصوص که با توجه به وضعیت پیش آمده فکر نمی کنم امسال سینماها رونقی داشته باشد. از سوی دیگر حجم فیلم های انباشته شده زیاد است و باید در نوبت اکران قرار بگیرند که ماجراهای پیچیده تری را رقم می زند.

امینی ادامه داد: در سال های قبل که شرایط نرمالی داشتیم باز هم بحران ها و اتفاقات عجیب و غریبی را در حوزه اکران عمومی داشتیم و حالا این شرایط دوچندان سخت شده است. من هم شانسی برای خودم نمی دیدم که بتوانم در این وضعیت فیلمم را به اکران عمومی برسانم.

مهم دیدن شدن کشتارگاه است

وی با بیان اینکه برای من مهم این است که کشتارگاه دیده شود، گفت: قشر اصلی که به سینما می رفتند و آن را حفظ می کردند قشر متوسط بودند اما امسال همین قشر به لحاظ اقتصادی، اوضاع خوبی ندارند تا بتوانند به صورت خانوادگی به سینما بروند، از این نظر ما این ریسک را قبول کردیم تا کشتارگاه را به صورت آنلاین به نمایش بگذاریم. می دانیم که خطراتی هم دارد و ممکن است فیلم قاچاق شود ولی باید این فرهنگ سازی صورت بگیرد و مردم بدانند فیلم ها را از مجرای قانونی تماشا کنند تا سرمایه افراد از بین نرود. اگر این مفهوم در جامعه جا بیفتد که تماشای غیرقانونی مصداق دزدی است، این وضعیت بهبود پیدا می کند.

امینی اظهار کرد: قانون کپی رایت در ایران بسیار ضعیف است و ما این حق را درباره آثار جهانی هم رعایت نمی کنیم. این قانون هم در ایران وجود دارد ولی جدی گرفته نمی شود با این وجود می دانم که سایت های متخلف در حال شناسایی هستند. مشکل ما بیشتر سایت های ایرانی است که در خارج از کشور فعالیت دارند. ما هم نگران این اتفاق هستیم ولی تجربه ثابت کرده که آنهایی که به سینما علاقه مندند از مجاری اصلی به تماشای فیلم می نشینند. فکر نمی کنم آن دسته از افرادی که به صورت قاچاق فیلم ها را در اختیار می گیرند، اهل فرهنگ باشند. برایشان تفاوتی ندارد که چه فیلمی را تماشا می کنند.

این کارگردان مطرح کرد: ما هر هفته یک بحران داریم اما امیدوارم در این چند وقت اتفاقات عجیب و غریبی رخ ندهد تا بتوانیم یک نمایش سلامت در سینماآنلاین داشته باشیم.

تلویزیون به شرط نفع اقتصادی از اکران آنلاین حمایت می کند!

وی توضیح داد: ما تلاش می کنیم که تبلیغات تلویزیونی هم داشته باشیم ولی تلویزیون کم خطوط قرمز ندارد. از همین رو عملاً تا این لحظه موفق نشدیم با آن ها به نتیجه برسیم. ما متوجه این درگیری ها نمی شویم، اما می دانم که تلویزیون در صورتی حاضر به پخش تیزرهای تبلیغاتی می شود که فیلم ها روی پلتفورم آن ها هم به نمایش دربیاید. گویا همه در حال ایجاد سد برای یکدیگر هستند و اتفاق فرهنگی رخ نمی دهد. به نظر می رسد دلایل اقتصادی ارجح است و اگر این موضوعات برایشان نفع اقتصادی داشته باشد به فیلم ها کمک می کنند در غیر این صورت اقدام به این امر نمی کنند حتی من متوجه شده ام برخی که دوست ندارند اکران آنلاین رونق پیدا کند یک سری ربات ها در تلگرام و سایت ها طراحی کردند که به این شیوه اکران ضربه می زند.

امینی در پایان با بیان اینکه قیمت بلیت این فیلم 15 هزار تومان در ازای هشت ساعت فرصت تماشاست، بیان کرد: موضوع کشتارگاه به روزترین موضوع ی است که تماشاگر می تواند ببیند و حس کند این اتفاقات در حال رخ دادن در جامعه است؛ دردی است که همه ما با این بازار دلار درگیرش هستیم. کشتارگاه سعی کرده لایه های پنهان این ماجرا را در بیان و حواس ها به موضوعی خاص معطوف کند.

کد خبر 4934605

زهرا منصوری

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
تفاهم نامه حمایت از مالکان فیلم های زیان دیده از کرونا در اکران بهار 99، بین بنیاد سینمایی فارابی و صندوق اعتباری هنر به امضا رسید.

به گزارش هنرآنلاین ، پس از اعلام سیاست سازمان سینمایی مبنی بر حمایت از فیلم های متقاضی اکران بهار 1399، صاحبان 21 فیلم (غیر از فیلم های دولتی) که به دلیل شرایط پیش آمده در کشور بابت شیوع بیماری کرونا و تعطیلی سالن های سینما در اکران عید نوروز و عیدفطر، به آنها ضرر و خسارت وارد شده است، وام 4درصدی 300 میلیونی می گیرند.

بر اساس این خبر، تفاهم نامه تأمین اعتبار صدور این تسهیلات، بین بنیاد سینمایی فارابی و صندوق اعتباری هنر در قالب قرارداد متمم به امضا رسیده است و 21 فیلم از سوی بنیاد سینمایی فارابی برای دریافت وام معرفی شده اند.

وام درنظر گرفته شده بلافاصله پس از تکمیل پرونده، توسط صندوق کارآفرینی امید به مالک فیلم پرداخت خواهد شد.

لینک خبر :‌ هنر آنلاین