بولتن فرهنگی هنری/مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی 13 اردیبهشت 99
جعفرپور با اشاره به آسیب دیدن فعالان بخش فرهنگ و هنر با توجه به بیماری کرونا گفت: در صحبتی که با وزیر ارشاد داشتیم، ایشان قول مساعد دادند که دغدغه و نگرانی های فعالین این بخش را پیگیری و رفع کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : شورای عالی انقلاب فرهنگی روزنامه خراسان

جمشید جعفرپور در گفت و گو با پارلمانی خبرگزاری شبستان با اشاره به آسیبی که بحران کرونا به بخش فرهنگ و هنر کشور وارد کرده است، گفت: به هر حال همان گونه که می دانیم، بیماری کرونا باعث تعطیلی و یا نیمه تعطیل شدن بسیاری از مشاغل شده است. بخش فرهنگ و هنر نیز متاثر از این بیماری دچار آسیب دیدگی و خسارت هایی شده است و فعالان این بخش متاسفانه صدمات اقتصادی بسیاری دیده اند که نیازمند توجه دولت هستند.

رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: بسیاری از فعالان این عرصه در تماس با ما خواستار حمایت های دولت در قالب ارایه تسهیلات با سود و بهره کم شدند. در صحبتی که با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی داشتیم، وی قول دادند که به خسارت دیدگان این بخش توجه لازم خواهد شد تا بخشی از خسارت آنها جبران شود

وی ادامه داد: صالحی میزان خسارات به این بخش تا پایان فروردین را 976 میلیارد تومان اعلام کرد که این رقم کمی برای بخش فرهنگ و هنر ما نیست. آقای صالحی گفته اند که بخش هایی که خسارت دیده اند، شناسایی شده اند، خسارت آنها برآورد شده است و قرار است کمک هایی در قالب ارایه تسهیلات، وام های کم بهره و همچنین بخشودگی اجاره بها به آنها انجام شود.

جعفرپور گفت: اگر ما در حال حاضر به این بخش ها که دچار آسیب شده اند، توجه نکنیم قطعا نمی توانند در آینده و پس از بحران کرونا مجدد فعالیت خود را از سر گیرند و تعطیلی آنها ادامه دار خواهد بود البته خوشبختانه دولت در این زمینه اقداماتی انجام داده است و قرار است این اقدامات برای حمایت از این بخش ادامه دار باشد.

رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: ما در کمیسیون فرهنگی مجلس دهم و تا زمانی که امکان فعالیت داشته باشیم، دغدغه و نگرانی دوستان را پیگیری خواهیم کرد و پس از آن نیز از دوستان در کمیسیون فرهنگی مجلس یازدهم می خواهیم که حمایت های دولت از این بخش ها را جدی بگیرند و نگرانی فعالان عرصه هنر و فرهنگ را در این رابطه برطرف کنند./

پایان پیام/ 33

لینک خبر :‌ خبرگزاری شبستان
مسعود بصیری رئیس سازمان بسیج رسانه کشور در صفحه شخصی خود در توییتر به سکانسی از سریال هم گناه در شبکه نمایش خانگی واکنش نشان داده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : 598

مسعود بصیری رئیس سازمان بسیج رسانه کشور در صفحه شخصی خود در توییتر به سکانسی از سریال هم گناه در شبکه نمایش خانگی واکنش نشان داده است.

لینک خبر :‌ جهان نیوز
هیات مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوان با توجه به رکود ناشی از شیوع ویروس کرونا خواستار بهره مندی نویسندگان از بیمه بیکاری شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : پایگاه خبری اعتماد روزنامه بانی فیلم اتحاد خبر

به گزارش ایسنا، در متن نامه فریدون عموزاده خلیلی رئیس هیات مدیره این انجمن به سیدعباس صالحی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) آمده است:

جناب آقای دکتر صالحی
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

با سلام و آرزوی سلامتی برای جنابعالی و همه دوست داران فرهنگ کشورمان، چنانچه مستحضرید شرایط ناگوار پیش آمده بر اثر شیوع بیماری کرونا دامن همه اقشار کم درآمد جامعه از جمله نویسندگان را هم گرفته است. در حال حاضر جامعه نشر به دلیل شرایط رکود بازار و عدم برگزاری نمایشگاه های کتاب، فعالیت های تولیدی خود را متوقف کرده و در نتیجه نویسندگانی که معاششان وابسته به چاپ آثارشان است در این شرایط نابسامان از حداقل درآمد حق التالیف و ویراستاری و ... محروم شده اند.
با توجه به شرایط پیش آمده و نظر به این که گروهی از نویسندگان سال هاست که مشمول خدمات بیمه تأمین اجتماعی بوده و حق بیمه خود را نیز پرداخته اند، شایسته است که دوران کنونی، دوره بیکاری ایشان تلقی شده و از مزایای بیمه بیکاری بهرمند شوند.
از آنجا که رسیدگی به امور اهل ادب و هنر بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و از آنجا که شخص جنابعالی خود دارای سابقه فرهنگی هستید، امیدواریم به انجام این امر مهم اهتمام ورزیده و توجه دیگر مسوولان ذی ربط را به آن جلب کنید.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
شیوه نامه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات متضمن حق و تکلیف برای مردم (قوانین، مقررات و تصمیمات عمومی) ابلاغ شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ سایت های دیگر : تین نیوز

شعارسال :شیوه نامه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات متضمن حق و تکلیف برای مردم (قوانین، مقررات و تصمیمات عمومی) ابلاغ شد.

شیوه نامه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات متضمن حق و تکلیف برای مردم (قوانین، مقررات و تصمیمات عمومی) طی نامه شماره 109569 مورخ 99/02/09 توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس کمیسیون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات ابلاغ شد.

از طریق لینک زیر می توانید متن کامل را دریافت نمایید :

دریافت متن کامل

شعارسال،با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از پایگاه ملی اطلاع رسانی قوانین و مقررات کشور ،تاریخ انتشار: 10 اردیبهشت 1399،کدخبر:6917 ،www.dotic.ir

لینک خبر :‌ شعار سال
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ سایت های دیگر : روزنامه اصفهان زیبا

تهران-ایرنا- دبیر کمیسیون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، در توییتی از ابلاغ شیوه نامه های جدید قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات به ویژه شیوه نامه تشخیص و تفکیک اطلاعات مربوط به حریم خصوصی و اطلاعات شخصی از اطلاعات عمومی خبر داد.

حسین انتظامی در توییت خود نوشت: بعضی دستگاه ها در پاسخ متقاضیان اطلاعات می گفتند محرمانه است، در حالی که نبود! امروز شیوه نامه ای برای جلوگیری از این کار ابلاغ شد. البته کار مبنایی، اصلاح قانون اسناد محرمانه دولتی مصوب 1353 است که کمیسیون انتشار و دسترسی به اطلاعات به دنبال آن است.

شیوه نامه مذکور شیوه نامه شامل 12 بند است که در سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات قابل دسترس است.

این شیوه نامه برای کلیه موسسات عمومی مشمول قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات ، کلیه موسسات خصوصی ارائه دهنده خدمات عمومی و روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران قابل اجرا است.

تاکنون 15 شیوه نامه مرتبط تدوین شده که 9 شیوه نامه پس از طی مراحل حقوقی، کارشناسی، تصویب در کمیسیون و تأیید رییس محترم جمهوری، ابلاغ شده است.

بر اساس ماده 18 قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، تمامی مصوبات کمیسیون ذیربط، پس از تأیید رئیس جمهوری لازم الاجراست. شیوه نامه تشخیص و تفکیک اطلاعات مربوط به حریم خصوصی و اطلاعات شخصی از اطلاعات عمومی که بر اساس ماده 18 قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مصوب 1387و آیین نامه های اجرایی آن، در تاریخ 97/10/30 به تصویب کمیسیون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات رسیده بود پس از تأیید رئیس جمهوری لازم الاجرا می شد.

در نهایت این شیوه نامه در تاریخ 1399/01/30 به تایید رئیس محترم جمهور رسید و جهت اجرا ابلاغ شد.

منبع خبر : ایرنا

لینک خبر :‌ مجله بوبینا
آمار روزانه وزارت بهداشت از تعداد مبتلایان و فوتی های ویروس کرونا همچنان مورد قبول بعضی از کارشناسان نیست. در جدیدترین تصمیم، وزیر ارشاد در نامه ای از شورای شهر تهران خواسته آماری به جز آمار وزارت بهداشت اعلام نکنند، اما شورای شهر گفته آنها آمار فوتی های بهشت زهرا را در اختیار دارند و بر همین پایه، آمار وزارت بهداشت را نادرست می دانند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ سایت های دیگر : آمد خبر شعار سال

آمار روزانه وزارت بهداشت از تعداد مبتلایان و فوتی های ویروس کرونا همچنان مورد قبول بعضی از کارشناسان نیست. در جدیدترین تصمیم، وزیر ارشاد در نامه ای از شورای شهر تهران خواسته آماری به جز آمار وزارت بهداشت اعلام نکنند، اما شورای شهر گفته آنها آمار فوتی های بهشت زهرا را در اختیار دارند و بر همین پایه، آمار وزارت بهداشت را نادرست می دانند.

به گزارش روز نو :آمار روزانه وزارت بهداشت از مبتلایان و فوتی های ویروس کرونا به جدیدترین بحران جمهوری اسلامی تبدیل شده است. از آنجا که حکومت حتی می تواند از آب بازی نوجوانان یا رفتن چند بچه مقابل یک پاساژ بحران درست کند، باید قبول کرد ایجاد بحران از آمار مرگ و میر کاری بسیار ساده است!

ابتدای شیوع ویروس کرونا، آمار به تفکیک استان ها اعلام می شد و مشخص بود وضعیت هر استان چگونه است. البته آمار ها نواقصی داشت و به شکل عجیبی مثلا آمار مبتلایان یک استان به نسبت روز قبل کمتر می شد. تعدادی از رسانه ها و فعالان فضای مجازی در شبکه های اجتماعی به این آمار ها ایراد گرفتند. پیش از این رویداد24 نیز در گزارش هایی به این مسئله پرداخته بود و تناقض های عجیب در این آمار را نشان داده بود؛ چنانچه مثلا فردای روزی که مردم مازندران به حضور گسترده مسافران نوروزی اعتراض کرده بودند، آمار این استان به شکل عجیبی کاهش پیدا می کرد.

بعد از این اعتراض و انتقاد ها بود که دولت دیگر از ارائه آمار تفکیکی استان ها اجتناب کرد. در حالی که مثلا در ایالات متحده، آمار تفکیکی بر اساس ایالت و شهر در دسترس است. در ایران روحانی گفته استان ها را به سه دسته سفید، زرد و قرمز تقسیم کرده ایم، اما به خاطر عدم انتشار آمار، کسی نمی داند کدام استان قرمز یا کدام استان سفید است. البته گفته شد استان هرمزگان و بوشهر در وضعیت سفید هستند که این موضوع با انتقاد شدید نمایندگان آن ها مواجه شد و به این ترتیب در فقدان آمار رسمی مستدل، حرف و حدیث ها زیاد شد و دولت در این موضوع به بی صداقتی متهم شد. البته در کشوری که آمار صندوق ذخیره ارزی ، جزییات صادرات غیرنفتی و واردات ایران ، جذب سرمایه گذاری خارجی ، درآمد فروش نفت و حتی آمار کشته شدگان اعتراضات محرمانه است، طبیعی است وزارت بهداشت هم به سمت آمار های محرمانه روی بیاورد.
بیشتر بخوانید: واقعیات دیده نشده از گسترش ویروس کرونا/ آمارهای روزانه چقدر واقعی است؟
در موراد قبل اعتراض رسمی انجام نمی شد، اما این بار بالاخره صدای اعتراض یک نهاد رسمی از شورای شهر تهران (هرچند کم قدرت) بلند شد و تعدادی از اعضای شورای شهر تهران به نحوه ارائه آمار از سوی دولت اعتراض کردند. جهانپور سخنگوی وزارت بهداشت در پاسخ گفت طبق هیچ قانونی مجبور نیست برای شورای شهر آمار اعلام کند، وزارت بهداشت به مجلس و قوه قضائیه و نهاد های بالادستی پاسخگو است.

بعد از اینکه اعضای شورای شهر به ادبیات او اعتراض کردند، این بار او با کنایه به اعضا که از حامیان میرحسین موسوی و کروبی در انتخابات 88 بودند، وارد فضای تقابلی با شورای تهران شد. در دوره انتخابات هم بعضی از آمار ها را قبول نداشتند. پیشتر در مورد یکی از اعضای شورای شهر گفتیم ایشان متخصص تولد است [ناهید خداکرمی]، بهتر است در مورد تخصص خود صحبت کند تا مرگ ومیر. در مورد علت فوت هیچ کدام از این عزیزان تخصص ندارند. برای کنجکاوی خودم درخصوص تخصص این افراد جست وجو کردم دیدم سابقه شمارش و آمار دارند و در مورد انتخابات اظهارنظر داشتند.

اشاره کیانوش جهانپور به سخنان ناهید خداکرمی درباره آمار کشته شدگان بود که گفته در روزهای پیک، در برخی روزها حتی 110 متوفی داشتیم این در حالی است که در هیچ روزی در آمار وزارت بهداشت تعداد کشته شدگان از 100 نفر بیشتر اعلام نشده بود اما خداکرمی افشا کرد که این آمار واقعی نیست.

صحبت های جهانپور با استقبال کیهان و سایر اصولگرایانی مواجه شد که قبلا به خاطر انتقاد جهانپور از چین از دست او عصبانی بودند. برخی فعالان فضای مجازی درباره جهانپور گفتند او با سکوت نسبت به کارکرد سامانه مستعان و بانمک بازی درباره اعضای شورای شهر تهران، قصد دلجویی از اصولگرایانی را دارد که در ماجرای سفیر چین به او تاخته بودند.

در این میان بعضی خبرنگاران زردنویس به ازدواج ناموفق جهانپور با یکی از اعضای شورای شهر تهران (الهام فخاری) اشاره کردند و نوشتند این ادبیات حاصل عقده های یک شکست عاطفی بوده است.
بیشتر بخوانید:
آمارهای روزانه ویروس کرونا چه می گویند؟/ چه شرایطی پیش روست؟ +نمودار
به گزارش رویداد24 ماجرای انتقاد ها البته پای شورای عالی امنیت ملی را هم به میان کشید. برخی منابع خبری گفتند که محسن هاشمی رییس شورای شهر تهران نیز به خاطر انتقاد از آمار روزانه ویروس کرونا به شورای عالی امنیت ملی احضار شده است. محسن هاشمی البته توضیح داد که هنوز ابلاغ رسمی به دست او نرسیده است.

محسن هاشمی از مسئولان خواسته بود با شتابزدگی در رفع محدودیت های ایجاد شده، دستاورد رعایت دو ماه گذشته مسائل ایمنی توسط شهروندان را با خطر مواجه نکنند و موجبات ایجاد موج جدید بیماری کرونا را فراهم نیاورند.

سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران نیز روند مبتلایان و فوتی ها در تهران را نسبت به کل کشور رو به افزایش خواند و به شهروندان تهرانی هشدار دارد که وضعیت در شهر تهران مناسب نیست و تا 10 روز آینده موج جدیدی از بیماری در تهران را خواهیم داشت.

گام بعدی را وزارت ارشاد برداشت و در نامه ای عجیب از محسن هاشمی و اعضای شورای شهر خواست آماری جز تصمیمات وزارت بهداشت اعلام نشود.
با افزایش فشارها، محمدجواد حق شناس رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران از رئیس شورای شهر خواست تا پاسخ قانونی به وزیران ارشاد و بهداشت بدهد و جایگاه قانونی شورا را به آنها یادآوری کند. حق شناس گفته بود شیوه برخورد وزیران معظم (صالحی و نمکی) با شورای شهر یادآور داستان یوسف یعقوب است که برادران بزرگ تر یوسف شورا او را به چاه انداختند و در پاسخ به پدر گرگ را گناهکار معرفی کردند اما این گرگ درونشان بود که وفا پیشه نکرد.

بیشتر بخوانید: وزارت بهداشت هر روز آمارسازی می کند/ دولت زیر بار اعلام آمار تفکیک شده نمی رود
اعضای شورای شهر تهران فعلا برگ برنده خود برای استناد به آمارسازی دولت را رو کرده اند. آن ها به آمار افراد دفن شده در بهشت زهرا دسترسی دارند. محسن هاشمی در پاسخ به کنایه های وزارت بهداشت اعلام کرد آمار روزانه کفن و دفن در بهشت زهرای تهران را در اختیار دارد و انتقادات اعضای شورای شهر از آمار های اعلام شده روزانه وزارت بهداشت بر پایه همین آمار است؛ آماری که افشا شدن آن می تواند جهانپور و افرادی که جهانپور از طرف آن ها سخن می گوید را با چالش جدی مواجه کند.

حالا آمار کشته ها از هفتاد نفر در روز گذشته است. اگر در روز های گذشته تعداد مبتلایان 200 نفر یا 300 نفر اضافه می شد، اکنون چند روزی است که به آمار روزانه مبتلایان 900 نفر و 1000 نفر اضافه می شود. دولت در این شرایط همه کسب و کار ها را باز کرده و می گوید بعضی استان ها و شهر ها سفید هستند، اما همچنان مشخص نیست کدام استان و کدام شهر. البته همین آمار کم، حالا از آمار چین بیشتر شده است.

لینک خبر :‌ روز نو
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جدیدترین توئیت خود روز معلم را گرامی داشت.

به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در متن توئیت سید عباس صالحی آمده است:

معلمی شغل نیست، یک سلوک انسانی است، دلدادگی به دانایی و شیدایی به کاهش جهل و نادانی.

مدیون معلمان مان هستیم. از آنان که طلسم الفبا را برای ما گشودند تا آنان که غبار از جهان و انسان زدودند.

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
شرح وظایف مدیر و عوامل کاروان های حج تمتع 99 با عنوان فعالیت های کاروان های حج تمتع با هدف خدمت رسانی مطلوب به زائران خانه خدا منتشر شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ سایت های دیگر : خبرگزاری شبستان

به گزارش خبرنگار حج و زیارت خبرگزاری فارس، فعالیت های کاروان های حج تمتع (شرح وظایف مدیر و عوامل کاروان) در قالب کتابچه از سوی سازمان حج و زیارت منتشر شد.

در پیشگفتار این کتابچه به قلم علیرضا رشیدیان رئیس سازمان حج و زیارت آمده است: رشد و گسترش نظام های خدمت رسانی از ویژگی های بارز عصر ما است. این امر به ویژه در سال های اخیر در بسیاری از کشورها به مساله مهمی تبدیل شده است. پیامد این تحوّلات منجر به تغییر در برخی از وظایف و ایجاد وظایف متعدد و متنوع جدیدی شده است که نیاز به دانش، مهارت، بینش و نگرش تازه ای دارد. خدمات رسانی با جلوه های تازه، ولی با شیوه های گذشته امری سخت و ممتنع است. رمز موفقیت سازمان حج و زیارت با رسالت و مأموریت امر مقدس خدمت رسانی به زائران بیت الله الحرام و حرم شریف نبوی(ص) و سایر اعتاب مقدس با باز تعریف ماموریت ها و وظایف جدید برای نیروی انسانی که بتواند در تحقق راهبردها، رسالت ها و پیامدها، خود را منطبق با اهداف سازمان نموده و همکاری و مشارکت لازم را بنماید، میسر می باشد. از این روی، شرح وظایف کاروان ها بر اساس مِتُدهای برنامه ریزی عملیاتی و درقالب تشریح محیط اجرای عملیات، طراحی و اجرایی گردیده است .

در این کتابچه علاوه بر رئوس عملیات اجرایی کاروان حج تمتع (مدینه قبل و مدینه بعد)، وظایف عوامل کاروان ها برای خدمت رسانی مطلوب به زائران خانه خدا تشریح شده است.

علاقه مندان به دریافت کتابچه فعالیت های کاروان های حج 99 می توانند از اینجا اقدام کنند.

به گزارش فارس، نام نویسی در کاروان های حج تمتع به دلیل پر نشدن ظرفیت کاروان ها ادامه دارد و امسال در صورت برپایی حج تمتع و تخصیص تمامی سهمیه ایران، 87 هزار و 500 نفر از کشورمان به حج تمتع مشرف می شود.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
رهبر معظم انقلاب کتابداری را یک کار انسانی فرهنگی و پرزحمت می داند ولی اکنون قوانین کاغذی علیه کتابخانه ها عمل می کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ سایت های دیگر : آمد خبر مردم نیوز روزنامه خبر شمال

خبرگزاری مهر ، گروه فرهنگ : رضا کریمی

رهبر معظم انقلاب کتابداری را یک کار انسانی فرهنگی و پر زحمت می دانند ولی اکنون قوانین کاغذی علیه کتابخانه ها عمل می کنند. ظاهراً همه چیز قانونی است اما این فرهنگ کتابخوانی است که زیر چرخ های آئین نامه های خشک و بی فرهنگ در حال له شدن است!!

افزایش 50 درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات دولتی موجب تبعیض میان کارکنان بخش خصوصی و دولتی شده. ولی نکته کمتر گفته شده این است که نهادهای غیردولتی که در عمل به صورت دولتی اداره می شوند بیش از همه این تبعیض را احساس می کنند. آنها مانند اعضای یک خانواده هستند که نمی توانند تفاوت سطح زندگی و درآمد نسبت به یکدیگر را بپذیرند!

نهاد کتابخانه های عمومی یک نهاد عمومی غیردولتی است که بر اساس استدلال های کاغذی غیر واقع بینانه شامل این افزایش حقوق نمی شود ولی در عمل زیر نظر وزیر فرهنگ و ارشاد و در استان ها کاملاً زیر نظر استانداری هاست و عضو شورای اداری استان بوده و مانند دیگر ادارات مدیریت می شود. غیردولتی بودن این نهاد فقط در لحظه پرداخت هزینه ها خودش را نشان می دهد! باید دید لحظه ای که نمایندگان مجلس قانون مدیریت کتابخانه ها را تغییر دادند آیا فکر چنین لحظاتی بودند؟! از آنجا که کارکنان این نهاد دریک سطح و با ارتباط تنگاتنگ با سازمان های هم خانواده مانند فرهنگ و ارشاد اسلامی و کانون پرورش فکری کودک و نوجوان و یا دبیرخانه کانون های مساجد فعالیت فرهنگی را انجام می دهند، اکنون نمی توانند این تبعیض که از اسفندماه شروع شده را هضم کنند.

معلوم نیست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی واقعیت های موجود و این شکاف را در دستگاه های زیر نظر خود چقدر پیگیری کرده و به عواقب آن اندیشیده است. او رئیس هیئت امنای نهاد کتابخانه هاست و برای رفع این تبعیض مشهود باید حساس باشد. سازمان برنامه و بودجه هم که اساساً بیش از آنکه دغدغه ترویج کتاب و کتابخوانی داشته باشد دغدغه بند و تبصره آئین نامه های کاغذی را دارد که تدوین کنندگانش همیشه واقع نگر و دارای دیدفرهنگی نبودند.

اکنون اصحاب فرهنگ باید به فکر باشند و بدانند در کشوری که کتاب از مهم ترین ابزارهای فرهنگی است کتابدارانش به شدت از مدیریت فرهنگی کشور احساس دوری می کنند!
پیش از این بودجه کتابخانه ها در کشور مدام در حال کاهش بوده است و تأسف اینجاست اکنون عدم افزایش حقوق کتابداران صدای اعتراض را دوچندان کرده است. علیرضا مختارپور دبیرکل نهاد کتابخانه ها هم به این وضع بودجه ریزی انتقاد داشته و گفته متأسفانه در طول سال های گذشته بخش فرهنگ در کشور کمترین سهم را داشته و کتابخانه های عمومی کمترین سهم از بودجه را داشته اند و طبق آمار در سال 97 نسبت به 96 متوسط دستگاه های فرهنگی 19 درصد افزایش بودجه داشتند ولی کتابخانه های عمومی 6 درصد افزایش بودجه را تجربه کرد، این در حالی است که اعتبارات و حقوق از همین بخش تأمین می شود.

نکته غم انگیزتر برای کارکنان مناطق جنگی است که آنها هم برخلاف تمام دستگاه های دیگر از افزایش حقوق مربوط به این مناطق محروم مانده اند! اینها در حالی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با کتابداران (تیرماه 1390) فرموده اند هرچه ما پیش برویم، احتیاج ما به کتاب بیشتر خواهد شد. ایشان در این دیدار فرموده اند که بنده از دوران نوجوانی در مراجعه به کتابخانه ها، نقش کتابداران را از نزدیک مشاهده می کردم... می دیدم که کتابدارها چه زحمتی می کشند و چه دلسوزی ای به خرج می دهند. نفس کتابداری، یک کار انسانیِ فرهنگیِ برجسته ای است.

از آن دیدار تا کنون در پی لبیک نمایندگان به این تأکید و توصیه بودجه کتابخانه ها مدام در حال چالش بوده است! اکنون این کار انسانی فرهنگی و پرزحمت به شدت نحیف و معترض است و قوانین کاغذی علیه کتابخانه ها عمل می کنند. ظاهراً همه چیز قانونی است مدیریت غیردولتی کتابخانه ها قانون است، بودجه هم قانونی است! اما این فرهنگ کتابخوانی است که زیر چرخ های آئین نامه های خشک و بی فرهنگ در حال له شدن است!!

کد خبر 4911012

محمد آسیابانی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
تهران - ایرنا - رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه از توزیع 200 هزار بسته حمایتی با همکاری خیران در سراسر کشور توسط این سازمان خبر داد و گفت: از نیمه ماه رمضان سرفصل دوم حمایت ها را آغاز خواهیم کرد.

به گزارش روز پنجشنبه از روابط عمومی سازمان اوقاف و امور خیریه، حجت الاسلام والمسلمین سیدمهدی خاموشی، ضمن تبریک فرا رسیدن ایام ماه مبارک رمضان گفت: رمضان، ماه ضیافت الله است، در این ماه به ما آموخته اند که باید گرسنگی و تشنگی را تحمل کنیم تا به یاد گرسنگان و تشنگان و گرسنگی و تشنگی قیامت باشیم. اگر در احکام اسلام دقت کنیم، علاوه بر اینکه روزه برای فرد سازنده است، احکام پیرامونش، سازندگی اجتماعی به همراه می آورد.

وی با اشاره به دعاهای ماه مبارک رمضان اظهار کرد: این دعاها به ما یاد می دهند که باید به فکر همنوعانان باشیم و این فرهنگ اسلام در ماه رمضان است.

خاموشی بیان کرد: بنابر آنچه در متون اسلامی آمده است، برای بهشت رفتن دو بال نیاز است یک بال ایمان موحدانه که ابزارش نماز است و دومی انفاق ، آن زمان که از جهنمیان سؤال می کنند، چرا شما به جهنم آمدید؟ می گویند: برای اینکه اهل نماز و اطعام مساکین نبودیم. آیات بسیاری در این باره در قرآن به چشم می خورد که به ما یاد می دهد به دیگران و زندگی اجتماعی توجه داشته باشیم.

وی در ادامه با اشاره به شیوع بیماری کرونا که تمامی جوامع را درگیر کرده است، عنوان کرد: با مشاهده اولین مورد ابتلا به این بیماری در کشور، دستگاه های دولتی و حاکمیتی از جمله وزارت بهداشت و درمان با اهتمام جدی در این زمینه وارد عمل شدند و رهبر معظم انقلاب اسلامی همه را به خط قرارگاه کرونا سوق دادند و تدبیر ایشان سبب شد همه گوش به فرمان عمل کردند و در نقشه جامعه جهانی، ایران یک رتبه خوبی در مقابله با این ویروس به خود اختصاص داد.

وی یادآور شد: در این رتبه خوب بین المللی، مردم نقش مهمی داشتند و با ایفای این نقش، اعم از رعایت بهداشت محیط، رفت و آمد نکردن در محیط های پرخطر و حتی قرنطینه کردن، به طور طبیعی اقتصاد مدتی تعطیل بود و اقشار آسیب پذیر و کسانی که درآمد روزانه دارند به طور طبیعی آسیب دیدند که انشاالله با همدلی مردم این دوران نیز پشت سرگذاشته می شود.

خاموشی در ادامه با اشاره به نمونه ای از این همدلی ها افزود: 90 درصد بسته های حمایتی که توسط بقاع متبرکه تهیه شده تحت پوشش کمک های مردمی بوده و اوقاف در تکمیل این بسته ها همکاری می کند. همچنین در این مدت در ایام عید نوروز و نیمه شعبان، بیش از 200 هزار بسته حمایتی با همکاری سازمان اوقاف و امور خیریه از طریق نیات واقفان خیراندیش که نیت اطعام داشتند، در سراسر کشور توزیع شده است.

رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه اظهار کرد: مبنی بر فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی، یک آرایش جدید در اوقاف شکل گرفت و موجب شد، جهش دومی را در این زمینه تدبیر کنیم بر همین اساس از نیمه رمضان، سرفصل دوم را آغاز خواهیم کرد. با توجه به توسعه جغرافیایی بقاع متبرکه، این امکان وجود دارد که از محیط پیرامونی و افرادی که در آن جوامع حضور دارند و نیازمند کمک هستند شناسایی دقیق صورت پذیرد و تدابیر لازم اتخاذ شود.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
تهران- ایرنا- مدیرکل بقاع متبرکه و اماکن مذهبی سازمان اوقاف و امور خیریه گفت: با توجه به برنامه ریزی و هماهنگی های انجام شده تاکنون 6 میلیون و 846 هزار و 570 عدد ماسک توسط خادمین، خیرین و نیروهای داوطلب مردمی در بقاع متبرکه تولید و بین مردم و بیمارستان ها توزیع شده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ سایت های دیگر : مجله بوبینا نصیر نیوز پایگاه خبری اعتماد

حجت الاسلام و المسلمین محمد نوروزپور روز جمعه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: از مجموع ماسک های تولید شده تعداد پنج میلیون 640 هزار و 470 عدد بین اقشار مختلف مردم و بقیه به بیمارستان ها و دانشگاه های علوم پزشکی توزیع شده است.

وی ادامه داد: هچنین یک میلیون و 432 هزار و 730 لیتر محلول ضد عفونی در قالب وایتکس الکل و غیره نیز تولید و در نقاط مختلف به خصوص مناطق محروم توزیع شده است.

نوروزپور با بیان اینکه 11 هزار 260 نوبت نیز بقاع متبرکه و محیط پیرامون آن ضدعفونی شده است، افزود: 201 هزار و 745 بسته بهداشتی در قالب مواد شوینده و ضدعفونی نیز تولید و بین اقشار مختلف مردم توزیع شد.

مدیرکل بقاع متبرکه و اماکن مذهبی سازمان اوقاف و امور خیریه با قدردانی از خیرین، نیکوکاران و نیروهای داوطلب مردمی در لبیک به بیانات رهبر معظم انقلاب در مقابله با ویروس کرونا و کمک به نیازمندان، اظهار داشت: از ابتدای آغاز به فعالیت این حرکت جهادی تاکنون 91 هزار و 276 سبد غذایی نیز شامل برنج، گوشت، ماکارانی، روغن، حبوبات، رب گوجه و غیره در قالب سبد کالا بسته بندی و بین نیازمندان و آسیب دیدگان از ویروس کرونا توزیع شده است.

وی با اشاره به فعالیت 372 گروه جهادی در قالب مبلغین بومی، خدام ثابت و نیروهای افتخاری نیز گفت: با به کارگیری 903 دستگاه چرخ خیاطی در 217 کارگاه تولیدی، انواع مواد ضد عفونی، ماسک، لباس پزشکی گان و غیره تولید و توزیع شده و این روند همچنان ادامه دارد.

مدیرکل بقاع متبرکه سازمان اوقاف و امور خیریه با بیان اینکه تاکنون 21 هزار و 340 دست لباس پزشکی گان نیز تولید و بین بیمارستان ها توزیع شده، تصریح کرد: همچنین 243هزار و 570 پرس غذای گرم طبخ و بین بیمارستان ها و نقاهتگاه ها توزیع شده است.

نوروزپور با بیان اینکه تاکنون 312 هزار و 516 میان وعده غذایی نیز بین بیمارستان ها و نقاهتگاه هاتوزیع شده است، افزود: تاکنون 6هزار و 280 تخته پتو و تعداد چشم گیری ملحفه و غیره نیز به بیمارستان ها و نقاهتگاه ها اهدا شده است.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
حمید اسلامی : خبر کوتاه و مختصر بود؛ عملیات بهسازی و آماده سازی محل جدید موزه دائمی بانک پاسارگاد در حال انجام است و این موزه به زودی با 600 اثر هنری در یک فضای زیبای تاریخی و فرهنگی دایر می شود. در میان انبوه خبرهای تلخ کرونایی پایان سال گذشته این خبر به ظاهر کم اهمیت کام هنرمندان و هنر دوستان ایرانی را شیرین کرد؛ زیرا داستان غم انگیزی پشت سر آن بود که گویا به پایان شیرینی ختم می شود. داستانی که گویای نا امنی سرمایه گذاری بخش خصوصی در ایران است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : شعار سال

موزه داری بانک های کشور از دیرباز در ایران رواج داشته اما ورود بانک پاسارگاد به این حوزه از جنسی دیگر بود. بیشتر بانک های کشور از جمله بانک ملی، سپه، تجارت، کشاورزی، صادرات و البته بانک مرکزی از سال های گذشته موزه هایی را در بخشی از ساختمان های عریض و طویل خود دایر کرده اند که عمدتا جنبه تبلیغاتی دارد و محلی برای نگهداری اشیای قیمتی است که تاریخچه ای از سیر تحول بانکداری و پول در کشور را حکایت می کنند؛ اما رویکرد اقتصادی و تجاری به آن مد نظر نیست، اما بانک پاسارگاد اگرچه نگاهی فرهنگی در تاسیس موزه موردنظر خود داشته، ولی مدیران آن به صراحت ورود به این عرصه را فرصتی اقتصادی هم می دانند تا در کنار معرفی هنر ایران به جهان از سرمایه گذاری خود برای ذی نفعان بانک هم بهره ببرند. کاری که در دهه های اخیر بیشتر بانک ها و شرکت های بزرگ بیمه در جهان به آن همت ورزیده اند و به بازار هنر رونق بخشیده اند. سرمایه گذاری پرسودی که بانک خصوصی پاسارگاد هم آن را با فروش یک اثر ارزشمند پرویز تناولی، هنرمند معاصر، در چهارمین حراج بین المللی کریستی در دبی تجربه کرد . پرسپولیس یک اثر حجمی منحصربه فرد در ابعاد بسیار بزرگ و از جنس برنز است که به گفته تناولی 2 سال قبل از حراج، آن را به مبلغی بسیار پایین تر از آنچه در حراج کریستی به فروش رفته به بانک پاسارگاد فروخته است. این اثر در این حراجی با قیمت 800هزار دلار که بالاترین فروش یک اثر حراج شده در آن تاریخ در این بازار هنر بین المللی بود، فروخته شد. موفقیت فروش آثار هنرمندان وطنی در حراج کریستی که یک بازار بین المللی آثار هنری است، توانست عرصه جدیدی را روی هنر معاصر ایران بگشاید. سهم آثار هنرمندان ایرانی از 20 میلیون دلار فروش در این بازار بیش از 12 میلیون دلار بود. ارقام پیشنهادی برای آثار ایرانی در این حراج با کل بودجه فرهنگ و هنر سالانه در آن سال ها برابری می کرد. قیمت یک قطعه عکس از یک فیلمساز ایرانی هم در این حراج جهانی معادل هزینه تولید یک فیلم سینمایی در آن روزها بود. این اعداد و ارقام نشان می دهد حضور در یک بازار بین المللی و تعامل با جهان پیرامون می تواند چه ظرفیت هایی را برای هنر معاصر ایران فراهم کند.

اما داستان غم انگیز این موزه داری چیست و از کجا سرچشمه گرفت؟ قبل از پرداختن به این ماجرا بد نیست از پاگرفتن این موزه آغاز کنیم. موزه هنرهای تجسمی معاصر بانک پاسارگاد در یک دوشنبه اسفند سال 1387 با حضور مدیران ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مقاماتی از بانک مرکزی و بانک های کشور و جمعی از هنرمندان و با جانمایی 150 اثر کم نظیر از آثار هنرمندان مطرح نقاش، عکاس، خوشنویس و مجسمه ساز ایرانی همچون احمد اسفندیاری، غلامحسین نامی، محمد احصایی، آیدین آغداشلو، ابراهیم حقیقی،محمود جوادی پور، زنده رودی، حسین خسروجردی، پرویز تناولی، پریوش گنجی، حسین علی ذبیحی، حمید عجمی و چند تن دیگر در طبقه سوم موسسه فرهنگی هنری صبا وابسته به فرهنگستان هنر افتتاح شد. بانک پاسارگاد این مکان را ماهانه 30 میلیون تومان اجاره کرده بود تا پس از آن با خرید مکان موزه دائمی ، آثار یادشده را به آنجا منتقل کند.

مدیران بانک پاسارگاد در همان روز افتتاحیه اعلام کردند که قصد دارند این آثار را به مرور در حراج های بین المللی عرضه کنند. همه مقامات شرکت کننده در این افتتاحیه از کار به قول آنها ارزشمند بانک پاسارگاد تعریف و تمجید کردند. هنرمندان حاضر در مراسم هم این اقدام فرهنگی، اقتصادی را ستودند و با اشاره به خشکسالی مالی در زندگی هنرمندان اظهار امیدواری کردند که این اقدام بانک پاسارگاد سرآغاز حرکتی در بین سرمایه گذاران بخش خصوصی برای رونق گرفتن بازار هنر و معرفی آثار با ارزش هنری کشور در سطح جهان شود. این ماه عسل مقامات دولتی با بانک پاسارگاد تا مرداد ماه سال 1396 به طول انجامید؛ اما به ناگاه بدون ارائه مدرک محکمه پسندی با اتهام بی شناسنامه و سرقتی بودن آثار موجود در موزه بانک پاسارگاد، دستور پلمب این موزه صادر شد و این آثار برای مدت یک سال در حبس قرار گرفت. هرچه هنر مندان و دلسوزان سرمایه گذاری بخش خصوصی هم فریاد زدند که این رفتار عجیب موجب فرار سرمایه از بازار هنر می شود، گوش کسی بدهکار نبود. سه روز پس از این اقدام چند تن از هنرمندان کشور از جمله نصراله افجه ای، جلال شباهنگی، علیرضا سمیع آذر، علی شیرازی، ناصر پلنگی، طاهر شیخ الحکمایی، لیلی گلستان، پریوش گنجی، مصطفی دشتی و چند تن دیگر در مصاحبه هایی با رسانه ها اعلام کردند که گنجینه بانک پاسارگاد اصیل است و از سال 1387 اجاره نشین موسسه صبا بوده است. در شهریور ماه همان سال هم آیدین آغداشلو و پرویز تناولی شهادت دادند که آثارشان را به موزه پاسارگاد فروخته اند و بارها از آن بازدید کرده اند؛ اما این تلاش ها نیز فایده ای نداشت. سرانجام کاسه صبر هنرمندان سرریز شد و 600 نفر از این هنرمندان در پانزدهم مهرماه سال 97 که در بین آنها نام های بزرگان هنرهای تجسمی هم بسیار به چشم می خورد؛ نامه ای اعتراض آمیز به حسن روحانی نوشتند و خواستار رسیدگی به این موضوع شدند. بانک پاسارگاد هم با تنظیم شکایتی به قوه قضائیه پناه برد و خبر هایی غیررسمی از حکم رفع پلمب موزه موقت بانک پاسارگاد به گوش می رسید. اینک پس از نقل این ماجرا اهمیت خبر کوتاه صاحب خانه شدن آثار هنری موجود در موزه بانک پاسارگاد برای هنرمندان مشخص می شود؛ چراکه آنها می دانند که در ایران تشکیل یک آثار خانه، نام دیگری که برای موزه ساخته اند، به دست بخش خصوصی و اداره مستقل آن چه اهمیتی دارد. وقتی که موزه دولتی پاسارگاد در استان فارس که متولی آن پیش و پس از انقلاب دولت ها بوده اند پس از 50 سال هنوز نیمه کاره رها شده است و هیچ دولتی زحمت تمام کردن آن را به خود نداده است. موزه ای که باید تابلوی فرهنگ و تمدن چند هزار ساله ایران باشد و این روزها که هزینه ها سر به فلک می کشند هم می توان آن را با 10میلیارد تومان به پایان برد.

لینک خبر :‌ دنیای اقتصاد
پدرام امینی ابیانه می گوید: هیچوقت ایران را ترک نمی کنم. بسیاری فکر می کنند که ما (هنرمندان) از جامعه و مردم طلبکار هستیم، اما برخلاف این تصور من و امثال من به جامعه بدهکاریم. کسی که وارد حیطه هنر می شود اتفاقا به جامعه بدهکار است، زیرا هنرمند باید دوردست را ببیند و خود را وقف جامعه کند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : روزنامه بانی فیلم

به گزارش خبرنگار ایلنا، دشواری کسب مجوز و مجاب کردن مسئولان برای اجازه نشر آثار، بزرگترین چالش هنرمندان سبک های مختلف است که این تداوم دشواری ها گاه خوانندگان و آهنگسازان و نوازندگان را به انزوا و عدم فعالیت وامی دارد. کم نیستند هنرمندانی که با وجود دانش و شناخت و تبحر کافی به دلیل مشکلات عدیده مدیریتی و اجرایی دست از فعالیت کشیده اند یا ترک وطن کرده اند.

یکی از سازهای پرطرفدار گیتار و یکی از سبک های شنیدنی و پرطرفدار فلامنکو است که با وجود مشترکانش با فرهنگ و موسیقی ایرانی همواره مورد بی مهری مسئولان و متولیان قرار داشته و همین کاستی روند رو به رشد آن را به نوعی متوقف کرده و باعث دلسردی فعالان آن شده است. نتیجه این رویه مبهم البته به عدم تولید آثار موسیقایی ختم نمی شود و مقوله آموزش را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و خروجی مثبت آموزشگاه ها و دانشگاه ها را تنزل خواهد داد و اینگونه است که در مدت زمانی نه چندان طولانی شاهد کمبود موسیقی دانان، نوازندگان و آهنگسازان سبک های مهجورتر خواهیم بود.

پدرام امینی ابیانه (آهنگساز، مدرس و نوازنده گیتار) که سال هاست در زمینه موسیقی فعالیت می کند و این روزها به آموزش و برگزاری کنسرت های آنلاین مشغول است و یکی از معدود نوازندگانی است که سرعت نوازندگی اش زبانزد است و طی سال های گذشته سه رکورد گینس را در این زمینه شکسته، اما به دلایلی موفق به ثبت آن نشده است.

امینی ابیانه در زمینه سرعت و زمان نوازندگی پیوسته به مدت 20 ساعت متوالی و همچنین در دو رشته نیم ساعته سرعتی و نواختن 44 نت در دوضرب پا موفق به شکستن رکورد دیگر نوازندگان شده است.

او که کتاب های آموزش جامع گیتارفلامنکو ، 300 نکته که خواننده ها باید بدانند و خودآموز گیتار پاپ را به رشته تحریر درآورده و آلبوم های آتش یک تا سه را در کارنامه دارد، درباره نحوه نظارت و مدیریت مسئولان وزارت ارشاد می گوید: طی رفت و آمده ایم به وزارت ارشاد در زمان حال و سال های گذشته متوجه این موضوع شده ام که اغلب مشکلات را مسئولان رده پایین وزارت ارشاد ایجاد می کنند نه مسئولان رده بالای وزارتخانه که به طور کلی نحوه سیاست گذاری درستی اتخاذ می کنند.

شما جز اولین افرادی هستید که در ایران کنسرت برگزار کرده اید، درست است؟

بله من جزو اولین افرادی هستم که در اوائل دهه هفتاد کنسرت برگزار کرده ام. من در سال 1371 موفق به برگزاری کنسرت شدم و اسناد و مدارک آن نیز موجود است و در صفحات شخصی ام وجود دارد و می توانم آنها را ارائه کنم. اولین کنسرت من برای کمک به مسلمانان و آسیب دیدگان بوسنی بود که در آن مقطع در جنگ به سر می برد. به طور کلی همیشه تلاشم این بوده کنسرت هایم برای امور خیریه باشد.

در سال های گذشته قصد داشتید رکوردهای خود را در گینس ثبت کنید اما این اتفاق نیفتاد. باتوجه به این موضوع و بر اساس تجربیات خودتان بفرمایید سیاستگذاری های مسئولان وزارت ارشاد در مقاطع مختلف تا چه حد بر کیفیت سبک ها و گونه های غیرایرانی تاثیر گذاشته؟

ببینید من طی رفت و آمده ایم به وزارت ارشاد در زمان حال و سال های گذشته متوجه این موضوع شده ام که اغلب مشکلات را مسئولان رده پایین وزارت ارشاد به وجود می آورند نه مسئولان رده بالای وزارتخانه که به طور کلی نحوه سیاست گذاری درستی اتخاذ می کنند. بر اساس شواهد خودم می توانم بگویم که گاه مسئولان رده پایین ازجمله ممیزها، کینه ورز و ناتوان در نوازندگی و تولید و ارائه اثر. به طور کلی آنها تلاش دارند از هم انتقام بگیرند و ترجیح شان این است کارها و امورات شاگردان خودشان را سر و سامان بخشند.

این روند چه آسیب هایی را در پی داشته و دارد؟

اگر بخواهیم از زمان حال صحبت کنیم باید بگویم آسیب های موجود باعث شد موجودی مانند امیر تتلو به وجود بیاید. تتلو بچه ای بود که در ایران حرف گوش می کرد و اگر مثلا به او می گفتند برو و روی ناو بخوان این کار را می کرد و اگر از او می خواستند روی قایق این کار را انجام دهد، می پذیرفت. به هرحال با رفتارهای مناسب است که می توان بچه و شخصیتش را شکل داد. با این حساب، تتلو را اگر در کشور نگه می داشتند، هرچه به او می گفتند، می خواند و هرطورکه می گفتند رفتار می کرد. در مقابل وقتی کسی را بازی دهیم درنهایت او مانند فنر می پرد و گاه رفتارهایی خارجاز توقع ما بروز می دهد. یادم هست زمانی که شادمهر عقیلی در ایران بود یکی از همین مسئولان که خود را استاد و نوازنده گیتار می داند به چشم من نگاه می کرد و می گفت کاری می کنم که شادمهر ممنوع الکار شود! به هرحال اگر بخواهیم می توانیم آدم ها را نگه داریم. اگر درست بگویم سال 1376 بود که جشنواره ای با نام پاپ برگزار شد و افرادی چون من ، شاهکار بینش پژوه، بابک امینی، بابک ریاحی، داریوش خواجه نوری، شادمهر عقیلی و خشایار اعتمادی در آن حضور یافتند. اما الان اغلب آنها مهاجرت کرده اند. آن افراد باسواد و کاربلد بودند، اما چرا از ایران رفتند؟! شاهکار بینش پژوه دکترای تاریخ داشت و باقی هم باسواد و کاربلد بودند. بی شک اگر آن افراد بی مهری نمی دیدند، ترک وطن نمی کردند و قابل هدایت بودند. یعنی ما می توانستیم در راستای سیاست های کشور از وجودشان بهره ببریم و آنچه را بخوانند و اجرا کنند که مردم و مخاطبان می خواهند، نه اینکه به کافه ها و کاباره ها بروند و به اجرای برنامه بپردازند.

شما نیز همواره برای فعالیت تلاش کرده اید و گاه مورد بی مهری قرار گرفته اید. چرا مانند دوستان و همکاران تان مهاجرت نکردید؟

من همیشه حامی و اسپانسر خودم بوده ام. اما همه اینگونه نیستند. یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که موزیسین ها و گیتاریست ها زیاد اهل کتاب خواندن نیستند و فقط موسیقی بلدند، به همین دلیل گول می خورند و اگر مثلا فلان اسپانسر در لس آنجلس به آنها قول و وعده الکی بدهد، می پذیرند و می روند و به خواسته هایش عمل می کنند. مثلا اگر لازم باشد در چلوکبابی نیز به اجرای برنامه می پردازند. چنین افرادی آینده نگر نیستند و ممکن است درگیر بازی های مرسوم شوند و به حاشیه بروند.

چرا درنهایت رکوردهای گینس تان را ثبت نکردید؟

آخرین بار که به وزارت ارشاد رفتم در جلسه شورای موسیقی حضور یافتنم قضیه رکورد گینس را مطرح کردم.

از چه زمانی حرف می زنید؟

ماجرا مربوط به حدود 2 یا 3 ماه پیش است. رئیس شورا آقای گنجه ای نیز در جلسه حضور داشتند. من ماجرا را توضیح دادم و گفتم من رکورد گینس را در گرجستان زده ام، اما آن را ثبت نکرده ام زیرا این کشور را دوست ندارم و حال باتوجه به اینکه در شرایط فعلی برخی کشورها، ایران را به ناحق جنگ طلب می دانند، تمایل دارم این اتفاق ازسوی ایران رخ دهد و من به عنوان پیام آور صلح و دوستی از سوی کشورم آن را رقم بزنم؛ اما مسئولان حاضر در جلسه از خواسته ام استقبال نکردند. انگار نه انگار که چنین اتفاقی افتاده و حتی شاید برگه درخواستم را نادیده گرفته اند یا آن را پاره کرده اند. در راستای همین اتفاق معاون وزیر، آقای جاودانی برای مساعدت مسئولان به من نامه داده و انجام کارهای مربوطه را تایید کرده اند. من فارغ التحصیل پژوهش موسیقی هستم و معادل دکترای نوازندگی ام را از دانشگاه گرجستان دریافت کرده ام. حال شما توجه کنید فلان خواننده معروف که نت خوانی بلد نیست به وزارت ارشاد می رود و مجوز و مدرک درجه یک می گیرد. پسر فلان مسئول در وزارت ارشاد نوازنده است و معادل دکترا گرفته است! این اتفاقات بسیار آسیب زننده است. نتیجه چنین پارتی بازی هایی این است که فردی چون شاهکار بینش پژوه مقابل وزارت ارشاد می رود و روی خودش بنزین می ریزد تا خودش را آتش بزند و سپس از ایران می رود و عده ای دیگر به دلیل اتفاقات مشابه سرخورده می شوند.

چنین مشکلاتی اعم از زد و بندها و لابی ها همه جا وجود دارد و نمی توان آنها را کتمان کرد.

بله درست است. شاید فساد در بخش های مختلف وجود داشته باشد و به چشم نیاید، اما وجود فساد در دنیای هنر اتفاق بسیار بدی است و نباید اینگونه باشد زیرا آسیب های بزرگی در پی خواهد داشت. تازه شما حساب کنید من آدم خوش شانسی هستم و به طور معمول و همیشه از وزارت ارشاد مجوزهایم را دریافت کرده ام. اگر بی مهری هایی هم وجود داشته در کنارش آدم هایی هم بوده اند که به من محبت کنند.

شما از دهه هفتاد تاکنون به وزارت ارشاد رفت و آمد کرده اید و با مدیران ادوار مختلف برخورد داشته اید. به نظرتان در این سه دهه کدام مدیران و مسئولان خدمات بیشتری به مخاطبان و فعالان عرصه موسیقی ارائه کرده اند؟

موضوع جالبی که وجود دارد این است که با تغییر مدیرکل ها و حتی وزیران، اعضای شورا هیچ گاه تغییر نمی کنند و همیشه بوده اند. می توان گفت تنها جایی که اعضای شورایش تغییر نکرده، وزارت ارشاد است. به همین دلیل هرچقدر مدیران سیاست ها را تغییر دهند، آنها اگر نخواهند، گوش نمی دهند و کار خودشان را می کنند. حال اینکه موسیقی در همه ادیان و کشورها و حکومت ها وسیله و ابزاری برای تبلیغ محسوب می شود. در کشور ما نیز چنین رویه ای وجود دارد. در دوران دفاع مقدس زمانی که می جنگیدیم و حمله ای صورت می گرفت، مارش نظامی داشتیم و فردی چون آهنگران سرود می خواند که آن سرودها نیز موسیقی محسوب می شد. زمانی که امام خمینی(ره) به ایران آمدند، حضورشان با موسیقی به مردم اعلام شد. هنوز که هنوزه زمانی که می بینم سربازان با مارش ای مجاهد شهید مطهر رژه می روند به یاد زنده یاد مجتبی میرزاده می افتم. با این حساب می توان گفت موسیقی همیشه لازم است و به نوعی ابزار تبلیغات است و باید از آن استفاده شود. زمانی که پیامبر اسلام(ص) برای اولین بار می خواست اذان اقامه شود از بلال حبشی که خوش صدا بود، خواست این کار را انجام دهد. زمانی که می گوییم الله یحب الجمیل و جمال خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد، معنایش همین است. بنا به همین دلایل است که اعضا و مسئولان مربوطه در ارشاد باید موزیسین ها را حمایت کنند. زمانی که شخصی در ارشاد به دیگری ضربه می زند در واقع به ابزار تبلیغات کشور آسیب رسانده است. البته بخشی از کاستی های این چنینی مبنا و محوریت فرهنگی نیز دارد. مثلاً زمانی که شما به آرایشگاه می روید، آرایشگر از شما می پرسد بار قبل کجا اصلاح کرده ای و موهایت را خراب کرده اند!

البته شاید مشکل اصلی بلاتکلیفی تلویزیون در حوزه موسیقی است؟

اغلب تصور می کنند این مشکل پس از پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آمده اما اینطور نیست. نگاه حرام بودن موسیقی در سال های پیش از انقلاب هم وجود داشته و اگر کتاب سه تار نوشته جلال آل احمد را بخوانید متوجه منظورم خواهید شد. در آن مقطع نیز سازها را می شکستند. زمانی که سه تار زیر عبایی ساخته می شود معنایش چیست؟ به هرحال هیچ ساز و ابزاری بی دلیل و بیخود ساخته نمی شود، مثلا در حال حاضر گیتارهایی کوچک و بی صدا برای استفاده در آپارتمان ها ساخته شده تا کم صدا باشند و مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکنند. سه تار زیر عبایی نیز به این دلیل ساخته شد تا در دوران ممنوعیت قابل پنهان کردن باشد. اگر اشتباه نکنم پس از انقلاب آقای خاتمی مجوز موسیقی را از امام خمینی(ره) گرفتند، با این حال بازهم تلویزیون از نشان دادن ساز امتناع می کند. مثال معادل این اتفاق ورزش بوکس است. بوکس در ایران فدراسیون دارد و ورزشکاران ایرانی به صورت قانونی در مسابقات برون مرزی شرکت می کنند، اما تلویزیون اخبار آن را پوشش نمی دهد و تصاویر و فیلم های مسابقات آن را پخش نمی کند. متاسفانه این رفتارها سلیقه ای است وگرنه بوکس تیم ملی دارد و با اینکه اسمش امریکایی است اما در یونان باستان مشت زنی وجود داشته است.

آیا خودتان تاکنون بدون ساز در شبکه های تلویزیونی به اجرای برنامه پرداخته اید؟

زمانی که در شبکه های برون مرزی صداوسیما حضور می یابم و به اجرا می پردازم سازم نمایش داده می شود و مشکلی در این زمینه وجود ندارد، اما در شبکه های داخلی چنین نیست و ساز نمایش داده نمی شود. این رفتارها نتیجه سلیقه مدیران است و نمی توان گفت سیاست کلی چنین چیزی از آنها می خواهد. مثلاً آلبومم آتش من مجاز است و به صورت قانونی منتشر شده اما مثلا معلمی در مدرسه ای به شاگردم می گوید اجازه اجرای قطعات این آلبوم را نداری، زیرا مجاز نیست. به هرحال چنین رفتارهای سلیقه ای وجود دارد و همانطور که گفتم در وزارت ارشاد این افرادی هستند که اعمال سلیقه می کنند و گرنه به طور مثال من با مدیرکل دفتر موسیقی صحبت کرده ام و انسانی بسیار فهیم است، اما خب او نمی تواند به تک تک امور رسیدگی کند و ببیند چه پارتی بازی ها و لابی هایی صورت گرفته است زیرا کارهای دیگری دارد و نمی تواند به جزییات امور نظارت کند.

درنهایت پس از آن که حدود 2 ماه پیش برای ثبت رکورد گینس و دیگر امور مربوطه به ارشاد رفتید، به نتایج و خواسته هایتان رسیدید؟

طی آخرین حضورم در وزارت ارشاد به خواسته هایم نرسیدم با این حال هیچوقت ایران را ترک نمی کنم. به نظرم هرچقدر هم شرایط سخت باشد همیشه راه های دیگری نیز هست. اگر به فراز و نشیب های هزار سال اخیر توجه کنید، خواهید دید که هنر همیشه راه خودش را پیدا کرده است. مثلا اگر در مقطعی از نقاشی ممانعت به عمل آمده این هنر از راه تذهیب به مسیر خود ادامه داده است. من نیز همواره راه و مسیر خودم را پیدا کرده ام. هر زمان مشکلی ایجاد شده فعالیتم را متوقف نکرده ام. مثلاً کتاب نوشته ام. بسیاری فکر می کنند که ما (هنرمندان) از جامعه و مردم طلبکار هستیم، اما برخلاف این تصور من و امثال من به جامعه بدهکاریم. کسی که وارد حیطه هنر می شود اتفاقا به جامعه بدهکار است، زیرا هنرمند باید دوردست را ببیند و خود را وقف جامعه کند. این حرف شکسپیر است که می گوید هنرمند هم باید زجر بکشد و هم اینکه مانند شمع بسوزد و خود را وقف مردم کند.

در ایام کرونایی، چگونه به فعالیت هایتان ادامه می دهید؟

طی این روزهای بحرانی با اینکه انگشت m یا همان انگشت میانی ام شکسته و پایم از سه جا دچار شکستگی شده اما تقریبا هر شب کنسرت های آنلاینم را برگزار کرده ام و به اجرای برنامه پرداخته ام تا لااقل حتی اگر شده یک نفر را در خانه بنشانم و از بیرون رفتنش ممانعت کنم و به این ترتیب از تعداد کرونایی ها بکاهم. از طرفی تا آنجا که در توانم بوده بر تعداد کلاس های اینترنتی ام افزوده ام و تلاشم این بوده بر جذابیت های آن برای استقبال بیشتر علاقمندان و هنرجویان بیفزاییم. اینها وظیفه ماست. به طور کلی در کار فرهنگی شکست وجود ندارد و هر چه هست موفقیت بیشتر یا کمتر است.

لینک خبر :‌ خبرگزاری کار ایران
امیر دژاکام نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر که سال 87 نمایش رویاهای خلیج فارس را به صحنه برد معتقد است در تئاتر، سینما و تلویزیون درباره موضوع خلیج فارس کم کاری کرده ایم.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ سایت های دیگر : آمد خبر تئاتر آنلاین ملیت

به گزارش خبرنگار مهر ، امیر دژاکام نمایشنامه نویس و کارگردان باسابقه تئاتر ایران که آثار متعددی را طی سالیان مختلف بر صحنه سالن های تئاتر اجرا کرده است. یکی از نمایش هایی که دژاکام اجرای آن را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده، نمایش رویاهای خلیج فارس به نویسندگی سیروس کهوری نژاد است.

رویاهای خلیج فارس ابتدا در سال 87 و در بخش بین الملل بیست و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر به صحنه رفت و پس از آن در فروردین و اردیبهشت سال 88 در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر اجرا شد.

در این اثر نمایشی سیروس کهوری نژاد، شیرین بینا، پردیس افکاری، زنده یاد حسین محب اهری، کوروش زارعی، کوروش خزاعی، حمید فلاحی، سیروس همتی، امیر کربلایی زاده، نادیا فرجی، مرجان قمری، مرتضی آقاحسینی، تینو صالحی و بهزاد جاودانفر به ایفای نقش پرداختند.

دژاکام همزمان با روز ملی خلیج فارس درباره شکل گیری ایده نمایش رویاهای خلیج فارس به خبرنگار مهر گفت: در آن سال ها احساس کردم حالا که بازی تغییر نام خلیج فارس شروع شده باید بی تفاوت نباشم. کشورهای دیگر با این بازی ها در طول زمان واقعیت را وارونه جلوه می دهند و سندسازی می کنند. وقتی در دنیا آدم مصنوعی یا آثار باستانی جعلی ساخته می شود، کشورهای عربی نیز به راحتی سند جعلی می سازند و خلیج فارس را به نام خلیج عرب به دیگران معرفی می کنند.

وی یادآور شد: در آن دوران اجرای نمایش رویاهای خلیج فارس واکنش طبیعتی من بود و با استفاده از موضوع عشق و خاطرات خودم از مناطق مختلف جنوب و خلیج فارس این اثر را تولید کردم. سیروس کهوری نژاد هنرمند جنوبی شناخته شده نمایشنامه رویاهای خلیج فارس را نوشت و جزیره هرمز را به عنوان بستر اتفاقات نمایشنامه قرار داد.

دژاکام در ادامه سخنان خود افزود: در آن زمان که رویاهای خلیج فارس را روی صحنه بردم هجمه های زیادی به من وارد شد و حتی برخی گفتند که بابت اجرای این نمایش 400 میلیون تومان چک نقد گرفته ام در حالی که تمامی اعضای گروه به خاطر بودجه کم و کفاف ندادن فروش گیشه برای هزینه های نمایش، دستمزدهای بسیار پایینی گرفتند. من بر اساس دغدغه شخصی خودم به سراغ تولید و اجرای نمایش رویاهای خلیج فارس رفتم.

این هنرمند تئاتر تصریح کرد: درست است در دوره ای زندگی می کنیم که به شرایط پیرامون خود نقد داریم ولی وقتی تاریخ را بخوانیم متوجه می شویم که هیچ سوار اسب سفیدی از بیرون، دلش برای ما نمی سوزد بلکه ما باید خودمان از درون و از طریق فرهنگ خودمان شرایط را بهبود ببخشیم.

وی با بیان اینکه خلیج فارس و بخش های مختلف آن از جزایر گرفته تا مراسم، آئین ها و اقوام ظرفیت بسیار زیادی برای پرداخته شدن در آثار تئاتری را دارند، اظهار کرد: در ادبیات نمایشی ایران آثاری را داریم که به جغرافیا و اقوام مختلف آن می پردازند نظیر نمایشنامه آنجا که ماهی ها سنگ می شوند خسرو حکیم رابط و آثار زنده یاد اکبر رادی.

دژاکام در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: تعجب می کنم چرا در سینما و تلویزیون درباره خلیج فارس، ویژگی ها و بخش های مختلف فرهنگی و جغرافیایی آن به درستی کار و پرداخته نمی شود. ما در حوزه تئاتر، سینما و تلویزیون درباره خلیج فارس کم کاری کردیم و به کسی هم که در این زمینه کار کند ناسزا می گوئیم.

این کارگردان باسابقه تئاتر درباره اینکه آیا اثر دیگری را با موضوع خلیج فارس روی صحنه خواهد برد یا نه، یادآور شد: در حال حاضر روی 4 طرح نمایشی کار می کنم که اولین آن ها نمایشنامه ایوب خان است که به بافت و سنت های کرمان می پردازد. به دلیل شرایط کرونایی موجود از طریق اسکایپ تمرین های نمایش را انجام می دهیم. نمایش دیگری را در رابطه با زندگی اجتماعی معاصر نوشته ام و روی آن کار می کنم. خیلی دلم می خواهد بعد از این کارها درباره بندرعباس و خلیج فارس اثر جدیدی را روی صحنه ببرم.

کد خبر 4913561

فریبرز دارایی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
هومان اسعدی، دبیر چهاردهمین جشنواره ملی موسیقی جوان، از برگزاری این دوره از جشنواره خبر داد.

به گزارش دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هومان اسعدی در باره این دوره توضیح داد: در حال حاضر روند ثبت نام متقاضیان شرکت در چهاردهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان و بارگذاری و ارسال آثار به دبیرخانه از طریق سامانۀ بامک در جریان است.

وی در ادامه گفت: در صورت تداوم شرایط فعلی، دبیرخانه و ستاد جشنواره آمادگی دارد که مرحلۀ نهائی چهاردهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان را نیز از طریق همین سامانه و به صورت مجازی برگزار کند. هر گونه اخبار تکمیلی متعاقباً از طریق سایت انجمن موسیقی ایران اطلاع رسانی خواهد شد.

لازم به ذکر است فراخوان دورۀ چهاردهم در اسفندماه 98 منتشر شده و علاقمندان به حضور در این جشنواره تا پایان اردیبهشت ماه سال جاری زمان برای ارسال آثار خود از طریق سامانۀ بامک دارند.

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
مدیرکل دفتر موسیقی در پاسخ به پرسشی درباره دلیل تعطیلی یک ماهه کنسرت ها در ماه رمضان و برنامه این دفتر برای برقراری کنسرت ها در این ایام اظهار کرد که پیش از شیوع بیماری کرونا در ایران، قرار بوده است در سال جاری برگزاری کنسرت ها تا نیمه اول ماه رمضان ادامه داشته باشد ولی اکنون که فعالیت های فرهنگی و هنری تا اطلاع ثانوی لغو هستند، امکان این امر وجود ندارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ سایت های دیگر : آمد خبر ایران آنلاین ملیت روزنامه بانی فیلم

به گزارش ایسنا، سال هاست که تعطیلی کنسرت ها با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان به امری معمول بدل شده است؛ این در حالی است که می توان انتظار داشت تا پیش از فرا رسیدن شب های قدر به برگزاری این رویدادهای هنری ادامه داد یا حداقل کنسرت هایی را متناسب با این مناسبت تهیه و پخش کرد.

و البته جریان موسیقایی کشور در حالی با آمدن ماه رمضان به استقبال تعطیلی می رود که بجز شب های قدر و ایام شهادت، حتی تلویزیون هم از پخش فیلم ها و سریال های طنز مخاطبش را محروم نکرده و موسیقی خصوصا با پخش تیتراژهای برنامه های مناسبتی جایگاهی ویژه در بین برنامه های رمضانی دارد. با در نظر گرفتن چنین شرایطی، الزامی بر تعطیلی کنسرت ها در ماه رمضان وجود ندارند؛ آن هم در حالی که کنسرت ها هر بار بنا بر شرایطی خاص در کشور، تعطیل می شوند. تعطیلی کنسرت ها به درآمد معیشتی هنرمندان این حوزه آسیب وارد می کند؛ به همین دلیل باید راه حلی برای تعطیلی های طولانی مدت برگزاری کنسرت در کشور در نظر گرفت.

خبرنگار ایسنا در گفت وگویی با محمد اللهیاری رییس دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره علت تعطیلی کنسرت ها در ماه رمضان، برقرار نبودن موسیقی مذهبی در ایام محرم و صفر و برنامه دفتر موسیقی برای حمایت از هنرمندان نواحی و موسیقی کلاسیک ایرانی در ایام کرونا صحبت کرد.

اللهیاری صحبت خود را با ایسنا اینگونه آغاز می کند: در ماه مبارک رمضان به لحاظ معنوی ارتباط بی واسطه ای بین بندگان خدا با خالق خودشان صورت می گیرد، درهای رحمت آسمان به روی بندگان باز است و فرصت بندگی بیشتری فراهم است، لذا این ماه به تعبیری ماه سرور و شادی نیز هست. طبق تقویمی که دفتر موسیقی برای اجراهای صحنه ای سال جاری فراهم کرده، قرار بود تا نیمه ماه رمضان اجراهای صحنه ای برگزار شود و هنرمندان منعی برای برگزاری کنسرت نداشته باشند. طبیعی است که در نیمه دوم رمضان، ایام پر برکت لیلة القدر را داریم و امکان برگزاری اجراهای صحنه ای تا عید فطر وجود ندارد.

او ادامه می دهد: امسال با توجه به شیوع کرونا و منع ستاد ملی مبارزه با کرونا برای برگزاری کنسرت، ما علاوه بر اسفند و فروردین، 15 روز رمضان را نیز از دست دادیم.

رییس دفتر موسیقی همچنین درباره اجرای موسیقی در محرم و صفر می گوید: هر ساله گرچه در ماه های محرم و صفر اجراهای صحنه ای برگزار نمی شود اما هنرمندان به اعتبار زیست خود در فضای فرهنگی ایران اسلامی، همواره با خلق موسیقی مذهبی به شعائر اسلامی ادای دین کرده اند. همچنین بحث اجرای موسیقی مذهبی متناسب با این ایام در کارگروه های مختلف مورد بحث قرار گرفته است. سال های قبل نیز صحبت هایی درباره اینکه چه گونه هایی از موسیقی امکان تطابق و هماهنگی با عنوان موسیقی مذهبی با ایام محرم و صفر را دارند و هم اینکه چگونه می توان با بهره برداری از ابزار موسیقی متناسب، شعائر آداب اسلامی در رابطه با شهادت سیدالشهدا (ع) که توسط مردم گرامی داشته می شود را گرامی تر داشت.

او اضافه می کند: امیدوارم بتوانیم تا فرا رسیدن ماه محرم و صفر برنامه ریزی و هماهنگی خوبی را با هنرمندان داشته باشیم تا بتوان با کمک آن دسته از هنرمندانی که هر ساله ادای دین می کنند، از ظرفیت های موسیقی مذهبی در این ایام بهره برد.

دفتر موسیقی نقشی در ژانر کنسرت های آنلاین شهرداری نداشت

اللهیاری در بخش دیگر سخنان خود می گوید: در اوایل اسفند باتوجه به شیوع کرونا و سیاست های ستاد ملی مبارزه با کرونا، بلافاصله برگزاری اجراهای صحنه ای متوقف شد. پس از آن هنرمندان به صورت خودجوش در اندیشه تداوم مسئولیت اجتماعی خود در مقابل مردم بودند. لذا دیدیم تعدادی از خوانندگان کشور در صفحات مجازی خود به اجرای زنده قطعاتشان پرداختند. در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز جلساتی در سطوح مدیریتی وزارتخانه، برای رقم خوردن تسهیلات لازم به جهت اعطای مجوزها برگزار شد تا حوزه موسیقی بتواند همچنان در کنار مردم باشد و نقش و رسالت اجتماعی خود را ایفا کند.

او درباره اقدامات شهرداری برای برگزاری کنسرت های آنلاین بیان می کند: شهرداری در ایام نوروز اقدام به برگزاری تعدادی کنسرت با همکاری دفتر موسیقی کرد. فهرست گروه هایی که در اجرای نوروزخانه به اجرای هنری پرداختند، توسط مجموعه شهرداری هماهنگ شده بود. پیشتر نیز اعلام کردم که دفتر موسیقی به قراردادهای انتخاب گروه ورود نداشت، دفتر موسیقی صرفا هماهنگی های لازم را با مجموعه صداوسیما برای پخش آنلاین انجام داد و نسبت به اعطای مجوز فعالیت و هماهنگی با نهادهای دیگر جهت بهبود بخشیدن به کیفیت برگزاری اقدام کرد.

اللهیاری همچنین درباره توجه به موسیقی اقوام و موسیقی ایرانی در اجراهای آنلاین اظهار می کند: در بین کنسرت های نوروزخانه، موسیقی اقوام کرد، گیلک، جنوبی و آذری نیز اجرا شد. برنامه های تالار وحدت برای موسیقی ایرانی گسترش پیدا خواهد و با توجه به هماهنگی هایی که بین معاونت فرهنگی، دفتر موسیقی و مجموعه بنیاد رودکی صورت گرفته، قرار است اجراهای آنلاین بیشتری در حوزه موسیقی ایرانی و جدی، به منظور حمایت از موسیقی جدی تر و حمایتی که می توان به بسط و گسترش موسیقی ایرانی کرد، برگزار شود.

امکان برگزاری مجدد کنسرت ها از عید فطر

او درباره برنامه دفتر موسیقی برای برگزاری مجدد کنسرت ها عنوان می کند: امیدوارم بتوانیم بعد از عید فطر اجراهای صحنه ای را از سر بگیریم، گویا مجموعه سازمان سینمایی و سینماداران تلاش می کنند بعد از عید فطر سالن های سینما را باز کنند؛ البته در دفتر موسیقی فعلا در حد بررسی شرایط، تهیه پروتکل ها و اعلام به ستاد ملی مبارزه با کرونا عمل می کنیم؛ چون تصمیم بازگشایی سالن های کنسرت را ستاد ملی مبارزه با کرونا اخذ می کند و در صورت موافقت موضوع را به عوامل ذی ربط اعلام می کند.

رییس دفتر موسیقی ادامه می دهد: جلسه ای را با مجمع صنفی مشاهیر موسیقی، خانه موسیقی و مدیران سالن های بزرگ کنسرت داشتیم تا دغدغه های شرکت های برگزارکننده کنسرت و موارد بهداشتی را که باید در نظر گرفت، بررسی کنیم و ببینیم که آیا برگزاری کنسرت باتوجه به اینکه احتمال حضور مردم در سالن ها کم است، برای آنها به صرفه خواهد بود؟ در نهایت وقتی به نتیجه برسیم و توافق حاصل شود، وزارتخانه نقش میانجیگری و مدیریت خود را برای اعلام مصوبات این جلسات به ستاد ملی کرونا خواهد داشت. اگر آنها شرایط را مهیا ببینند و ستاد مصوبه بدهد، می توانیم اجراهای صحنه ای را برگزار کنیم.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
چند سال پیش که بنیامین بهادری می خواهد برای آهنگ بوی عیدی مجوز بگیرد، خودش را آهنگساز این اثر معرفی می کند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ سایت های دیگر : روزنامه بانی فیلم خبرنامه گویا

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، حاشیه های اجرای آهنگ بوی عیدی یا همان کودکانه توسط بنیامین بهادری و دخل و تصرفی که این خواننده در ترانه ی این اثر داشته همچنان ادامه دارد.

بنیامین بهادری و ماجرای اجرای آهنگ "بوی عیدی"

پس از اینکه بهادری این آهنگ را در برنامه دورهمی اجرا کرد؛ با اعتراضِ ترانه سرای اصلیِ این قطعه یعنی شهیار قنبری و البته آهنگسازِ این اثر یعنی اسفندیار منفردزاده مواجه شد.

در ادامه هم مشخص شد که این آهنگ با مختصاتی که بنیامین بهادری آن را اجرا کرده، مجوزی از سوی دفتر موسیقی صدا و سیما و دفتر موسیقی وزارت ارشاد ندارد.

اما در روزهای گذشته از سوی نزدیکانِ بنیامین بهادری، جوابیه و البته مدرکی در اختیار خبرنگار تسنیم قرار گرفته که نشان می داد این آهنگ با عنوان بوی عیدی از دفتر موسیقی وزارت ارشاد مجوز دارد.

در همین باره با محمد اله یاری مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صحبت کردیم و از او خواستیم تا درباره ی ماجرای این قطعه و چگونگیِ صدور مجوزش برایمان توضیحاتی را ارائه کند.

اله یاری در توضیح ماجرای آهنگِ بوی عیدی اینگونه به خبرنگار تسنیم توضیح داد: اصلِ این اثر به این شکل است که آهنگسازش اسفندیار منفرد زاده، شاعرش شهیار قنبری و خواننده اش فرهاد مهراد است.
این اثر با عنوان بوی عیدی در سال 1393 از دفتر موسیقی برای اجرای صحنه ای مجوز گرفته است. اما در اثری که مجوز گرفته اینگونه درج شده است که آهنگساز: بنیامین بهادری و شاعر: فرید احمدی.
دفتر موسیقی از اخذ رضایت آهنگساز و شاعر اصلی اسنادی در دست ندارد. همچنین دفتر موسیقی نسخه شعری که در آن زمان مجوز گرفته است را در اختیار ندارد(به دلیل ثبت دستی آثار و فقدان سامانه).

صحبت های مدیر کل دفتر موسیقی ثابت می کند که آهنگِ بوی عیدی از این دفتر مجوز گرفته است. اما نکته ی مهم این است که بنیامین بهادری در فُرم هایی که برای درخواست مجوز به دفتر موسیقی ارائه کرده، خود را آهنگسازِ این اثر معرفی کرده است. البته ممکن است این فُرم ها از سوی تهیه کننده یا شرکتی که بنیامین بهادری با آن کار می کند به دفتر موسیقی ارائه شده باشد؛ که البته در آن صورت هم محتوای این فُرم ها باید به تایید بنیامین بهادری رسیده باشد.

البته شعرِ تغییر یافته ی این آهنگ به نام فرید احمدی ثبت شده است. نکته ای در این میان باقی می ماند که آن هم این است که آیا براساسِ ترانه ای از شاعری دیگر می توان دست به دخل و تصرف زد و آن شعر را به نام خود ثبت کرد؟
اگر هم این کار امکان پذیر است، این دخل و تصرف باید به چه صورتی باشد؟

نباید فراموش کنیم که در ادبیات قوائدی مانند تضمین و استقبال وجود دارد که شاعران تحت شرایطی می توانند از سروده های دیگر شاعران استفاده کنند. حال باید دید که شعری که فرید احمدی سروده و بنیامین بهادری خوانده است، در قالب این قوائد قرار می گیرد یا خیر.
خبرنگار تسنیم در روزهای آینده در گفت و گو با متخصصان حوزه ادبیات این مورد را بررسی می کند.

اما آنچه در اینجا بیش از هر چیزی به چشم می آید این است که؛ بنیامین بهادری براساس کدام اصول و قواعد خود را آهنگسازِ آهنگِ بوی عیدی معرفی کرده است؟

بررسی های خبرنگار تسنیم نشان می دهد که مسئولیت حقوقیِ این ماجرا به طور مستقیم برعهده ی بنیامین بهادری و یا شرکتی است که این خواننده با آن کار می کند.
طبق قوانین دفتر موسیقی مسئولیتِ حقوقیِ مربوط به هر اثری برعهده ی متقاضی است و دفتر موسیقی فقط از نظرِ فنی و محتوایی به بررسی اثر می پردازد. هنگامی که متقاضیان از دفتر موسیقی خواستار صدور مجوز برای آهنگ یا شعری می شوند، دفتر موسیقی آنها را موظف به امضای تعهدنامه ای می کند که براساس آن تمام مسئولیت های حقوقیِ آن اثر را می پذیرند.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
بنیامین بهادری در اینستاگرام خود درباره حواشی اخیرش درباره یک قطعه موسیقی توضیحاتی ارائه کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ سایت های دیگر : پارسینه

به گزارش تیتربرتر ؛ در نیمه های فروردین 1399 بود که اجرای بنیامین بهادری در برنامه دورهمی خبرساز شد. بهادری در این برنامه قطعه ی بوی عیدی یا همان کودکانه را خواند. این قطعه را بیشتر مردم ایران با آهنگی از اسفندیار منفردزاده ، ترانه ای از شهیار قنبری و با صدای فرهاد مهراد شنیده اند.

اما مشکل از جایی شروع شد که بنیامین بهادری ترانه این آهنگ را تغییر داده بود و آن را با همان تغییرات اجرا کرد. این تغییرات با واکنش هایی از سوی ترانه سرا و آهنگساز این اثر همراه بود.

در این راستا شهیار قنبری ، ترانه سرای بوی عیدی ⁩ فرهاد مهراد به اجرای ⁧بنیامین⁩ در ⁧دورهمی نوشت: آقای بنیامین بهادری به شکل گستاخانه و بی شرمانه ای در متن ترانه دست می برد و هر چه دم دستش است را ول میکند در متن ترانه: بوی لنگه کفش، بوی جارو، بوی دمپایی...

اجرای ⁧فرهاد مهراد⁩ در این اثر مقدس است. بنیامین و بقیه ای که بدون اجازه این اثر را می خوانند و حتی در متن آن دست می برد، انگار ترانه گل پری جون می خوانند! برای مهران مدیری متاسفم ... سرزمین ما جای پژوهش و تحقیق نیست.

بنیامین بهادری؛ خواننده پاپ در قالب یک استوری در صفحه شخصی خود در اینستاگرام درباره حواشی اجرای قطعه بوی عیدیِ فرهاد مهراد در برنامه دورهمی توضیحاتی ارائه کرد.

بنیامین ضمن گلایه از منتقدانِ اجرای قطعه بوی عیدی با لحنی تهدیدآمیز نوشت:

بوی عیدی بوی تو، بوی کاغذ رنگی...
بوی تند تپش قلب من از دیدن تو
بوی عطرِ با تو رفتن، توی یک خونه ی نو
به اینا حواسمو جمع میکنم! با اینا عشقمو محکم میکنم...
شدت اومدنت تو فکر من!
وحشت از رفتنِ تو حتی یه لحظه؛ که میخوای بری تو فکر!
فکر یک هدیه ی جالب؛ که بگیرم واسه تو...
صدای کفش تو وقتی که میای؛ توی قلب من قدم میزنی عاشقونه اونجور که میخوای!
بوی گلِ سلام تو که پر میگیره تو فضا...

به اینا حواسمو جمع میکنم؛ با اینا عشقمو محکم میکنم
لذت قدم زدن با تو توی پیاده رو
هوا بارونیه زیر چتر عشقِ من و تو
عشق تو بارونِ تنده! داره میشوره منو!
به اینا حواسمو جمع میکنم؛ با اینا عشقمو محکم میکنم
بوی قهوه؛ بوی عکس!
دوتا فنجون برعکس!
اشتیاق دیدن عکس ما دوتا تو یه قاب...
یا تماشای تو؛ اون لحظه که میری توی خواب...
به اینا حواسمو جمع میکنم؛ با اینا عشقمو محکم میکنم

بوی عیدی؛ بوی توپ....
بوی کاغذ رنگی.
بوی تندِ ماهی دودی؛ وسطِ سفره ی نو.
بوی یاسِ جانمازِ ترمه ی مادربزرگ.
با اینا؛ زمستونوُ سر می کنم....
با اینا؛ خستگیموُ در می کنم....
شادیِ شکستنِ قلکِ پول.
وحشتِ کم شدنِ سکه ی عیدی؛ از شمردنِ زیاد! .
بوی اسکناسِ تا نخورده ی لای کتاب....
با اینا؛ زمستونوُ سر می کنم....
با اینا؛ خستگیموُ در می کنم....
فکرِ قاشق زدنِ یه دخترِ چادر سیاه.
شوقِ یک خیزِ بلند؛ از روی بتّه های نور.
برقِ کفشِ جفت شده؛ توو گنجه ها.
با اینا؛ زمستونوُ سر می کنم....
با اینا؛ خستگیموُ در می کنم....

عشقِ یک ستاره ساختن؛ با دولک.
ترسِ ناتموم گذاشتنِ جریمه های عیدِ مدرسه....
بوی گل محمدی؛ که خشک شده لای کتاب.
با اینا؛ زمستونوُ سر می کنم....
با اینا؛ خستگیموُ در می کنم....
بوی باغچه؛ بوی حوض....
عطرِ خوبِ نذری.
شبِ جمعه؛ پی فانوس، توی کوچه گم شدن....
توی جوی لاجوردی؛ هوسِ یه آبتنی.
با اینا؛ زمستونوُ سر می کنم....
با اینا؛ خستگیموُ در می کنم...
با اینا؛ زمستونوُ سر می کنم...
با اینا؛ خستگیموُ در می کنم...

گردآورنده: الهام خلیلی خو

لینک خبر :‌ تیتر برتر
دومین نشست هماهنگی دفتر موسیقی با مدیران سالن های برگزاری کنسرت ها و صنوف حوزه موسیقی برای بررسی شرایط آغاز اجراهای صجنه ای و بازگشایی سالن ها برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، دومین نشست هماهنگی دفتر موسیقی با مدیران سالن های برگزای کنسرت ها و صنوف حوزه موسیقی برای بررسی شرایط آغاز اجراهای صجنه ای و بازگشایی سالن ها با حضور محمد اله یاری مدیرکل دفتر موسیقی، حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی ایران و محسن رجب پور مدیرعامل مجمع صنفی تولیدکنندگان آثار شنیداری و علیرضا اعتمادی عضو هیات مدیره انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران و نمایندگان سالن ها برگزار شد.

در این نشست نمایندگان سالن های هتل اسپیناس پالاس، تالار وزارت کشور، سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران، سالن همایش های برج میلاد، سالن همایش ایرانیان، تالار وحدت و سالن برج آزادی و فرهنگسرای نیاوران حضور داشتند.

در این جلسه درباره رعایت موارد بهداشتی و حضور مخاطبان گفتگو شد و پیشنهادهای سالن ها برای اقدامات بهداشتی و همچنین حمایت از اجرای کنسرت ها پس از بازگشایی سالن ها مطرح شد. این در حالی است که مقرر شد پس از جمع بندی شرایط و تدوین شیوه نامه پیشنهادی، شیوه نامه به ستاد ملی مقابله با کرونا ارائه شود.

همچنین سالن ها و شرکت های برگزاری کنسرت ها برای رفاه حال مردم به توافق هایی رسیدند.

کد خبر 4913841

علیرضا سعیدی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
پژوهشگر و آهنگساز شناخته موسیقی نواحی ایران در تشریح تازه ترین فعالیت های خود از تولید یک پروژه موسیقایی با موضوع طهران قدیم و عدم حمایت ناشران از دانشنامه الحان مذهبی ایران سخن گفت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ سایت های دیگر : آمد خبر پایگاه خبری اعتماد

متین رضوانی پور پژوهشگر و آهنگساز شناخته شده موسیقی نواحی ایران در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن تشریح تازه ترین فعالیت های خود بیان کرد: قطعاً به واسطه شیوع ویروس کرونا کارهای ما هم تعطیل شده است و ناچاریم با ماندن در خانه به رسیدگی به امور جاری زندگی بپردازیم. اما در همین مدت هم بنده مشغول کار روی ترانه های خیلی قدیمی ایرانی به ویژه طهران بودم که قرار است به واسطه حمایت های یک ناشر این پروژه پیش روی مخاطبان قرار گیرد.

وی ادامه داد: شرایطی که برای تولید و عرضه این مجموعه موسیقایی در نظر گرفته شده اجرای ترانه های شادمانه ای است که بر اساس نیاز امروز جامعه انتخاب و تنظیم مجدد شده است. ما برای بازسازی این پروژه فضای کار را به گونه ای طراحی کردیم که علاوه بر وفاداری به اصول و اساس موسیقی ایرانی، گونه های دیگری از موسیقی را نیز به کار اضافه کنیم که بتواند مخاطبان غیرتخصصی جامعه را نیز تحت پوشش قرار دهد و فکر می کنم پس از انتشار می تواند با استقبال شنوندگان مواجه شود چرا که در برگیرنده ترانه ها و موسیقی هایی است که نزدیکی زیادی به گوش شنیداری مردم دارد.

این پژوهشگر و خواننده گفت: پیش بینی ما این است که هر دو یا سه هفته یک بار یک تک آهنگ از این پروژه در فضای مجازی منتشر شود. این در حالی است که بر اساس برنامه ریزی های انجام گرفته حدود 12 قطعه برای این پروژه در نظر گرفته شده که برای دریافت مجوز اشعار از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمامی اقدامات لازم انجام گرفته و در زمان پیش بینی شده در اختیار مخاطبان قرار می گیرد. به هر حال این کار یک تجربه متفاوت در راستای کارهای من محسوب شده و به نوعی اثری است که در فرآیند اقتصادی نظام موسیقی کشورمان قرار دارد و فکر می کنم می تواند هم برای من و هم برای مخاطبان تجربه شنیداری متفاوتی به حساب آید.

رضوانی پور در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به فعالیت های دیگر خود در عرصه موسیقی آیینی نیز توضیح داد: من طی این سال ها 32 جلد کتاب پژوهشی نوشته ام که تاکنون فقط 10 جلد آن منتشر شده است. اما چقدر بد که وقتی برای انتشار آن 22 جلد منتشر نشده اقدام می کنم بسیاری از ناشران که شاید حق هم دارند، به من می گویند چون منفعت مالی برایشان ندارد از انتشار و چاپش معذورند.

وی افزود: این درباره آثار موسیقایی هم نیز صدق می کند چرا که بنده بیش از 30 هزار قطعه مذهبی سنتی را از نقاط مختلف ایران جمع آوری کرده ام که می تواند به عنوان مجموعه ای با نام دانشنامه الحان مذهبی منتشر شود و آرزوی من را محقق کند اما افسوس که کمتر تهیه کننده و ناشری حاضر به همکاری است.

کد خبر 4901230

علیرضا سعیدی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر

این روزها جهان با پدیده نوظهوری روبرو است که نه تنها جان انسان ها را تهدید می کند بلکه آن ها را از فعالیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز دور کرده و فرصت معاشرت و ارتباط رودررو را هم از آن ها گرفته است. کرونا در کشور ما نیز علاوه بر تغییر شکل و شمایل زندگی فردی و اجتماعی، جان بسیاری از هموطنانمان را گرفته است و باعث شده مشاغل زیادی تعطیل و بسیاری از مردم خانه نشین شوند در این میان حوزه فرهنگ و هنر و بالاخص جامعه تئاتر نیز از این قاعده مستثنی نبوده و آسیب زیادی از این تعطیلات اجباری دیده است.

از سوم اسفند ماه 98 که با اعلام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت تمام مراکز فرهنگی و هنری و به دنبال آن تماشاخانه های تئاتری تعطیل اعلام شد جامعه تئاتر کشور ابتدا با یک شوک بزرگ روبرو شد چون نمی دانست با تبعات این بیکاری و تعطیلی اجباری چگونه سر کند. بعد از پایان جشنواره بین المللی تئاتر فجر در پایان بهمن 98 نمایش های زیادی اجرای عمومی خود را آغاز کرده بودند و زمان تعطیلی تماشاخانه ها در سوم اسفند تنها چند روز از اجرای عمومی آنها می گذشت، با متوقف شدن اجراهای روی صحنه، دیگر هنرمندانی هم که قرار بود اوایل سال جدید نمایش های خود را روی صحنه ببرند، بلاتکلیف و نگران شدند چون با شیوع و گسترش بیماری و بالارفتن آمار جانباختگان مشخص نبود که این بحران تا کی قرار است ادامه داشته باشد از همین رو عملاً همه پروژه های در حال آماده سازی و تمرین و برنامه ریزی برای آینده مختل شده بود.

بیش از دوماه تعطیلی تئاتر و ایده های مجازی

این تعطیلات اجباری در حوزه فرهنگ و هنر با وجود گذشت بیش از 2 ماه همچنان ادامه دارد و مشخص هم نیست تا چه زمانی به طول خواهد انجامید اما در این بازه زمانی 2 ماهه اهالی تئاتر شاید بیش از هر صنف و گروه دیگری تلاش کردند در حوزه کاری خود فعال باشند و جزو اولین هنرمندانی بودند که دست به کار شدند و در فضای مجازی فعالیت های خود را به صورت گسترده ادامه دادند که البته این فعالیت ها با انتقاداتی هم همراه بود.

استفاده از فضای لایو اینستاگرام برای اجرای تئاترهای آنلاین و همچنین بحث و تبادل نظر درباره موضوعات مختلف حوزه تئاتر از تدریس و آموزش گرفته تا توجه به بحث تبلیغات و مارکتینگ در این روزهای کرونایی از جمله مباحثی است که هنرمندان تئاتر در این دوران به آن پرداختند و همچنان هم آن را ادامه می دهند.

بعد از این فعالیت های خودجوش هنرمندان در فضای مجازی که به اجرای تئاترهای آنلاین انجامید و به دنبال تجربه برگزاری کنسرت آنلاین در روزهای شیوع ویروس کرونا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران اقدام به راه اندازی پروژه تئاتر آنلاین در پردیس تئاتر تهران کردند که این پروژه توسط تلویزیون اینترنتی نمایش نت پخش شد.

تئاتر آنلاین چگونه برگزار شد؟

این پروژه به مدت 10 شب و از تاریخ 17 تا 26 فروردین ماه برگزار شد و در آن نمایش هایی که آماده اجرا بودند یا اجرایشان به دلیل شیوع بیماری کرونا در اسفند ماه متوقف شده بود به صحنه رفتند.

در گام اول شاهد اجرای چند نمایش کودک و نمایش های قهوه خانه ای و سنتی بودیم. برپایی طرح تئاتر آنلاین از ابتدا با انتقاداتی همراه بود و منتقدان علاوه بر اینکه معتقد بودند در شرایطی که جان همه هموطنانمان در خطر است و با وجوداعلام ضدعفونی کردن و رعایت پروتکل های بهداشتی همه سالن های نمایشی و پلاتوهای تمرین تعطیل هستند چرا باید سالن تحت اختیار شهرداری تهران برای تمرین و اجرای تئاتر باز باشد و از طرف دیگر کیفیت این اجراها و همچنین در تضاد بودن طرح اجرای تئاتر به شکل آنلاین با اصالت هنر تئاتر و زنده بودن و رویارویی مخاطب و هنرمند از دیگر موارد انتقاد به این طرح بود.

برخی از موافقان این پروژه نیز راه اندازی تئاتر آنلاین را همچون برگزاری کنسرت های مجازی و پخش فیلم های سینمایی به صورت آنلاین راه کاری در جهت زنده نگاه داشتن چراغ فرهنگ و هنر در این روزهای کرونایی می دانند و معتقدند در این شرایط اجرای آنلاین تئاتر می تواند به دور نشدن فضای ذهنی مردم از فعالیت های هنری و همچنین منبعی برای کسب درآمد هنرمندان بیکار شده بینجامد.

بازخوانی یک تجربه

فارغ از نقد و نظرهای مطرح شده در این زمینه در راستای شناخت بیشتر تجربه اجرای پروژه تئاتر آنلاین با سعید نوروزی مدیر مسئول تلویزیون اینترنتی نمایش نت درباره پروژه پخش نمایش آنلاین که به مدت 10 شب برگزار شد و راه اندازی فاز جدید این طرح صحبت کردیم.

نوروزی درباره چگونگی فعالیت این سامانه به مهر گفت: پروژه نمایش نت با هدف اطلاع رسانی تمام رویدادهای تئاتری کشور راه اندازی شده است و از آنجا که ما هیچ رسانه تخصصی برای تئاتر نداریم تلاش ما این بوده که نمایش نت یک رسانه تخصصی در حوزه های مختلف تئاتری مثل خبررسانی، تهیه گزارش، ساخت مستند و عرضه فیلم تئاتر باشد. افتتاح رسمی این سامانه همزمان با سی و ششم ین جشنواره بین المللی تئاتر فجر یعنی 28 دی ماه 96 بوده است.

وی ادامه داد: در طول 2 سال گذشته در حدود 1700 گزارش تهیه کردیم و بچه های تیم گزارش ما با حضور در تک تک تماشاخانه ها و جشنواره های تئاتری به تهیه گزارش پرداختند. در کنار این گزارش ها در روزهای عادی از نمایش های روی صحنه هم گزارش تهیه شده و با عوامل و مخاطبان آثار گفتگو داشته ایم. همچنین در تلویزیون اینترنتی نمایش نت ما در حال جمع آوری گنجینه تئاتر کشور هستیم.

وی درباره سرمایه گذاری روی آثار نمایشی گفت: سالن گذشته به تولید تئاتر هم ورود کردیم به صورتی که در جهت فرصت دادن به گروه های جوان در تولید برخی از نمایش ها سرمایه گذاری کردیم و یا به برخی از نمایش ها کمک هزینه دادیم که البته هزینه ای که در این زمینه داشتیم متأسفانه با شکست روبرو شد چون زمان اجراها با اتفاقات آبان ماه و قطعی اینترنت همزمان شد و نه تنها ما بلکه گروه های حرفه ای هم با ضرر روبرو شدند.

به گفته نوروزی سامانه نمایش نت از قبل از شروع بحران کرونا پروژه تئاتر آنلاین را در دستور کار داشته است اما این طرح به دلایل مختلف همچون ارتباط برقرار نکردن مخاطبان با نمایشی که به صورت آنلاین در حال پخش است و واکنش و تعامل با بازیگرها را از آنها می گیرد با مخالفت روبرو شده است. این مخالفت ها در حال حاضر نیز وجود دارد و عده ای بر اجرا نشدن این طرح پافشاری می کنند چون این امکان وجود دارد مخاطبی که برای اولین بار قرار است از طریق آنلاین با هنر تئاتر روبرو شود با نمایشی که از طریق گیرنده خود می بیند ارتباط پیدا نکند و کلاً عطای دیدن تئاتر در سالن های تئاتری را هم به لقایش ببخشد.

انتظار چنین استقبالی نداشتیم

در همین راستا نوروزی درباره این مساله و طرح پخش تئاتر آنلاین که به دلیل تعطیلی تماشاخانه ها راه اندازی شد، توضیح داد: استقبال از این طرح که از 17 تا 26 فروردین ماه به مدت 10 شب برگزار شد از طرف مخاطبان خیلی خوب بود که در ابتدا خودمان هم انتظارش را نداشتیم و حتی برای پوشش بهتر این پروژه سرورهایمان را نیز تقویت کردیم. پروژه تئاتر آنلاین را از خیلی قبل تر مدنظر داشتیم اما در پیگیری هایی که می کردیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موافق این طرح نبود و با این توجیه که تئاتر هنری زنده است و مخاطبان در لحظه به اتفاقات نمایش واکنش نشان می دهند و در صورتی که تئاتر از فضای سالن و ارتباط مستقیم با مخاطب خارج شود ماهیت اصلی این هنر زیر سوال خواهد رفت، با این کار مخالف بودند. البته با تئاتر آف لاین و پخش فیلم تئاتر مشکلی نداشتند که البته ابتدا با آن هم مساله داشتند اما توانستیم با پشت سر گذاشتن شرایط سخت این مشکلات را پشت سر بگذاریم.

وی یادآور شد: تعطیلی تماشاخانه ها به دلیل جلوگیری از گسترش بیماری کرونا از یک جهت تأسف برانگیز است اما از جهت دیگر به دلیل اینکه یک تهدید را تبدیل به فرصت کرد، می تواند اتفاق خوبی باشد چون شرایطی را فراهم آورد که دوستان از این خط قرمز عبور کنند و به این نتیجه برسند که برای پخش تئاتر به صورت آنلاین جای نگرانی وجود ندارد. برنامه ریزی ما برای این پروژه درازمدت است و پخش تئاتر آنلاین در این 10 روز فاز اول این پروژه بود. فاز دوم در ایام ماه رمضان اجرایی می شود و باز هم پخش زنده تئاتر خواهیم داشت که به زودی اطلاع رسانی خواهد شد. هدف ما این است که مردم را با فضای تئاتر بیشتر آشنا کنیم و به سمت حضور در سالن های تئاتری هدایتشان کنیم.

یکی دیگر از انتقادات مطرح شده کیفیت بازی ها، طراحی صحنه و کلیت آثاری است که در این طرح قرار گرفتند البته از آنجایی که این پروژه در اول راه قرار دارد و به گفته نوروزی قرار است به زودی فاز دوم و سوم آن به شکل گسترده تر و در تماشاخانه های دیگری نیز عملی شود، می توان انتظار داشت که کیفیت آثار و دعوت از هنرمندان شناخته شده تر در مراحل بعدی مورد توجه قرار گیرد.

در همین ارتباط مدیر مسئول نمایش نت درباره نظارت بر کیفیت آثاری که در این پروژه قرار می گیرند، عنوان کرد: مخاطبان ما با فضای تئاتر آشنا نیستند و تلاش ما این است که آنها را تئاتربین کنیم. پروژه تئاتر آنلاین با همفکری نمایش نت و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در پردیس تئاتر تهران به ثمر رسیده است و کارهایی که در فاز اول اجرا شد آثاری بودند که سال گذشته به صحنه رفتند و اجرایشان به دلیل تعطیلی تماشاخانه ها و مراکز هنری متوقف شد یا منتظر اجرا بودند بنابراین آمادگی اجرا را داشتند.

وی در پاسخ به این پرسش که در صورت بی کیفیت بودن نمایش ها از نظر سطح بازی ها و یا نامناسب بودن دکور و صحنه آرایی ممکن است مخاطبان ناآشنا به تئاتر از دیدن آثار در سالن ها هم منصرف شوند، توضیح داد: این انتقاد را که ممکن است کیفیت نامناسب نمایش ها، مخاطبان را دلزده کند، قبول دارم اما تلاش ما این است که این اتفاق نیفتد. در بخش بصری این پروژه ما تیمی کاملاً حرفه ای در زمینه نور، صدا و تصویر در اختیار داشتیم و جای هیچ نگرانی وجود نداشت. در زمینه کیفیت آثار نیز تمام تلاشمان این بود که بهترین ها دعوت شوند. در این پروژه سه نمایش کودک اجرا شد که همگی جزو بهترین ها و پرفروش های حوزه خودشان بودند. در زمینه نقالی هم مرشد ورمزیار که جزو پیشکسوتان هستند برای اجرا دعوت شدند.

ابهام درباره آمار و تجربه ای که هنوز کامل نیست

در این ایام حرف های ضد و نقیضی درباره میزان استقبال از این پروژه به گوش می رسید و برخی معتقد بودند میزان بازدیدی که از طرف حسین عالم بخش مدیر مرکز هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران اعلام شده، صحت ندارد و همانطور که در مورد میزان استقبال از کنسرت های آنلاین رقمی غیرمعقول اعلام شده بود میزان بازدید از پروژه تئاتر آنلاین هم بسیار کمتر از این رقم است که نوروزی در این زمینه نیز توضیح داد و یادآور شد که میزان استقبال اعلام شده فقط مربوط به سامانه نمایش نت نیست و شامل بازدید مخاطبان از 13 پلتفرمی می شود که از نمایش نت سیگنال گرفته و این نمایش ها را پخش کرده بودند.

وی در همین زمینه درباره میزان استقبال از این پروژه و بازدیدی که مخاطبان از نمایش ها داشته اند، بیان کرد: خوشبختانه این پروژه با استقبال خوبی روبرو شد البته نمی گوییم همه رضایت کامل داشتند چون با انتقاداتی هم از جانب برخی هنرمندان روبرو بودیم و برخی از اهالی هنر که تخصصی به این موضوع نگاه می کردند نقدهایی هم به این طرح داشتند اما توجه ما به عموم مردم بوده است و قصد جذب حداکثری داشتیم. در فاز جدید این پروژه در حال رایزنی با سالن های دیگری هستیم و کیفیت کارها حرفه ای تر خواهد بود.

وی در پایان صحبت هایش یادآور شد: پروژه تئاتر آنلاین به صورت رایگان برای مخاطبان پخش شده است و تقریباً در 13 پلتفرمی که برای این 10 نمایش خروجی سیگنال دادیم مجموعاً یک میلیون نفر بازدید داشتیم. تلاشمان این است که فاز جدید این پروژه نیز برای مخاطبان به صورت رایگان پخش شود.

بحران کرونا جهان را وارد فاز جدیدی از چگونگی ارتباطات و تعامل با جهان بیرون کرده است و حوزه فرهنگ و هنر هم از این قاعده مستثنی نیست از همین رو شاید باید به استقبال طرح ها و پروژه هایی برویم که تا پیش از این تابو بودند و به عملی کردن آنها فکر هم نمی کردیم؛ پروژه پخش تئاتر به صورت آنلاین نیز یکی از همین برنامه ها است که خواه ناخواه شکل گرفته و در حال حاضر به شیوه های مختلف در فضای مجازی در حال اجراست. البته هیچگاه قرار نیست چنین طرح هایی جای اجرای تئاتر به صورت زنده و در سالن های تئاتری را بگیرد اما مطمئناً با برنامه ریزی درست و استفاده مناسب از امکانات و توجه به نظرات همه اهالی تئاتر و همچنین فراهم آوردن شرایطی برای تأمین نیازهای اقتصادی هنرمندان از این طریق شاید به عنوان یک جایگزین بتواند مورد توجه قرار گیرد.

مطالب مرتبط

لینک خبر :‌ بازتاب
چنانچه مدیریت صحیحی در این خصوص اعمال شود، می توان وضعیت اسفناک موجود در حوزه نشر را مدیریت کرد و با حمایت های هدفمند از این مهلکه نجات یافت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، این روزها که جهان درگیر بحران جدیدی بنام کرونا شده است، تبعات اقتصادی بسیاری گریبان گیر ناشران و کتابفروشان شده است، در این میان بسیاری راه کار برون رفت از وضعیت موجود را برگزاری نمایشگاه کتاب مکجازی و روی آوردن به فروش مجازی عنوان می کنند، اما سید عباس حسینی نیک مدیر انتشارات مجد معتقد است که برای آسیب شناسی و ارائه تدابیر برای خروج از وضعیت بحرانی باید به تحلیل عوامل درونی و بیرونی پرداخت، چرا که عدم توجه به جوانب امر باعث خواهد شد نتیجه مطلوب حاصل نشود.

وی در یادداشتی که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده کوشیده است تا عوامل تأثیرگذار بر حوزه نشر اعم از درونی و بیرونی را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داده و در حد توان آسیب شناسی کند. وی در دو بخش نخست این یادداشت که پیش تر در تسنیم منتشر شد، برای تحلیل وضعیت کتاب در شرایطی که قرنطینه ناشی از بیماری کرونا ایجاد کرده، از 3 حوزه نام برد که باید مورد آسیب شناسی قرار بگیرد، این 3 حوزه عبارت بودند از: الف) حوزه پدیدآوری، ب) حوزه انتشارات و تولید، ج) حوزه عرضه و فروش.

بخش نخست این یادداشت را اینجا ببنید!

بخش دوم این یادداشت را اینجا ببینید!

حسینی نیک در بخش پایانی این نشست به نقش دیگران و بخصوص دولت در ماجرای نجات ناشران از مهلکه فعلی پرداخته است. این یادداشت به شرح ذیل است:

بخش دوم: نقش دولت در تغییر وضعیت موجود

سوای از وظیفه دولت ها در حمایت از فعالیت های فرهنگی که در بیشتر کشورها مورد توجه است، در شرایط موجود که تا حدودی عالم گیر شده، جامعه فرهنگی به حمایت و عنایت بیشتری از جانب دولت نیاز دارد.

دولت جمهوری اسلامی ایران در طول چند دهه اخیر به مقوله کتاب و کتابخوانی توجه ویژه داشته و حمایت های مستقیم و غیرمستقیم از جامعه نشر کرده و اکنون نیز مقید به این امر است.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای برگزاری نمایشگاه بین المللی و نمایشگاه های استانی بودجه مصوب داشته و علاوه بر آن، بودجه نسبتاً زیادی برای تخصیص یارانه خرید کتاب دارد. این بودجه ها به همراه بودجه هایی که برای خرید کتاب های فاخر ناشران وجود دارد، قابلیت تغییر روش اختصاص و مدیریت بر اساس شرایط موجود را داراست.

به نظر می رسد، چنانچه مدیریت صحیحی در این خصوص اعمال شود، می توان وضعیت اسفناک موجود در حوزه نشر را مدیریت کرد و با حمایت های هدفمند از این مهلکه نجات یافت.

الف: پیشنهادات برای تخصیص یارانه کتاب در شرایط موجود:

1- خرید کتاب های فاخر ناشران برای کتابخانه ها با مشارکت شهرداری ها و نهاد کتابخانه های عمومی، وزارات آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می تواند کمک شایانی به وضعیت مالی ناشران باشد.

وزارت خانه های تخصصی دیگر نیز بودجه های پژوهشی مخصوص تجهیز کتابخانه های تابعه خود دارند. هماهنگی و همکاری بین این دستگاه ها می تواند بسیار مفید و قابل توجه باشد.

2- یارانه خرید کتاب به مشتریان سایت های رسمی و تأیید شده ناشران توسط معاونت فرهنگی اختصاص یابد، آنچنان که این یارانه به خریداران کتاب های الکترونیک در پلتفرم های مورد تأیید اختصاص یافت و می تواند تا پایان وضعیت کرونایی تمدید شود.

3- یارانه برای تأمین هزینه پست کتاب های خریداری شده از سایت های مورد تأیید وزارت ارشاد اختصاص یابد. این امر دارای مزایای زیر است:

نخست آنکه حذف هزینه پست کتاب موجب می شود، ضریب نفوذ کتاب تا اقصی نقاط کشور افزایش یافته و علاوه بر فواید اقتصادی برای نشر، کمک بزرگی به توسعه فرهنگی کشور باشد.

دوم آنکه اختصاص یارانه به پست کتاب، کمترین احتمال تخلف و سوء استفاده از یارانه را خواهد داشت. این یارانه نه به ناشر و نه به خریدار بطور مستقیم داده نشده و در عین حال به هردو کمک شده است.

سوم آنکه طرف وزارت ارشاد، شرکت پست خواهد بود و با مبادله اسناد مالی بین دو نهاد دولتی بدون درگیر شدن ناشر و مشتری، تسویه حساب انجام می شود.

4- اختصاص یارانه و برگزاری طرح های فصلی و همچنین تخصصی می تواند کمک مهمی به چرخه نشر، از ناشر تا کتابفروشی باشد. البته این پیشنهاد فقط زمانی امکان عملی شدن دارد که محدودیت های ناشی از کرونا از بین رفته باشد.

ب: تخصیص کاغذ و تأمین اعتبار از طرف دولت

مهمترین هزینه تولید کتاب، تأمین کاغذ آن است و در این شرایط، تخصیص کاغذ با قیمت مصوب می تواند کمک بزرگی به ناشران باشد. علاوه بر آن چنانچه وزارت ارشاد بودجه ای پیش بینی کند تا ناشران بتوانند کاغذ مورد نیاز را از شرکت تعاونی آشنا به صورت اعتباری تحویل گرفته و در مدت شش ماهه پرداخت کنند، مشکل تأمین مبلغ کاغذ برای ناشران حل خواهد شد. اختصاص این اعتبار دارای مزایای زیر است:

1- یکی از مشکلات ناشرات در این شرایط که به امید نمایشگاه بین المللی تولید داشته اند و اکنون باید پاسخگوی طلبکاران و عوامل فنی چاپ باشند، کمی نقدینگی است.

2- تأمین کاغذ برای ناشران امری حیاتی و ضروری است که چنانچه تسهیلاتی در این خصوص داده شود، ناشران می توانند بعد عبور از شرایط بغرنج فعلی و با درآمد کتاب های جدید بازپرداخت داشته باشند.

3- گرفتن تسهیلات بانکی دارای مشکلات و نیازمند پیگیری های زیاد است که در شرایط نیمه تعطیلی بانک ها و کمبود اعتبارات، کار سخت و دشواری است. دادن اعتبار به ناشران با توجه به شناخت وزارت ارشاد از آنها، تحویل کاغذ و پرداخت وجه در مهلت مثلاً شش ماهه می تواند به سهولت انجام شود.

4- درصورت دریافت وام با اعتبارات وزارت ارشاد ممکن است مبالغ دریافتی صرف تولید کتاب نگردد، در حالی که دادن اعتبار با تحویل کاغذ به ناشران بطور قطع منجر به افزایش تولید خواهد شد. البته بدون شک در این اقدام نیز ممکن است تخلفات و جرایمی صورت گیرد که با نظارت دستگاه های مسئول از میزان آن کاسته خواهد شد.

5- بودجه ای که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای این کمک مهم به جامعه نشر اختصاص می دهد حداکثر ظرف شش ماه بازپرداخت شده و اصل مبلغ تأمین می شود.

این دو گروه پیشنهادات با توجه به اولویت در ابتدا ذکر شد و به نظر می رسد چنانچه عملی شوند، عمده مشکلات ناشران در این شرایط حل خواهد شد و نه تنها از عهده پرداخت بدهی ها و هزینه های جاری و عمومی بر می آیند که چرخ نشر نیز به حرکت در خواهد آمد.

ج: پیشنهادات برای ارائه خدمات و حمایت های دولت

موارد متعددی از خدمات و یارانه غیرمستقیم وجود دارد که با آنکه در مصوبه اهداف، سیاست ها و ضوابط نشر کتاب (اصلاحی 1389)، دولت به ارائه آنها مکلف شده و لی هنوز اجرایی نشده یا ناقص اجرا شده است:

ماده 14- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است با همکاری سایر دستگاه ها و در جهت تحقق اهداف ماده 1، بند 4 ماده 3 و سیاست های ایجابی مندرج در این مصوبه، اقدامات زیر را به عمل می آورد:

1- حمایت از تأسیس رشته های دانشگاهی و گسترش آموزش های فنی و حرفه ای مرتبط با تولید و نشر کتاب

2- حمایت از برقراری تأمین اجتماعی فراگیر برای کلیه عوامل نشر کتاب اعم از نویسندگان، مترجمان، ناشران و عوامل فنی، هنری و اجرایی نشر

3- حمایت از به کارگیری و بومی سازی فناوری های نوین در صنعت چاپ و نشر

4- ایجاد تسهیلات حمل ونقل کتاب برای ناشران و توزیع کنندگان کتاب و پست کتاب

5- تسهیل تبلیغ کتاب های فاخر و شایسته و ترویج فرهنگ نقد کتاب در رسانه ملی و سایر رسانه ها

6- حمایت از انتشار ترجمه فارسی کتاب هایی که در سایر کشورها منتشر شده اند، منطبق با این مصوبه

7- گسترش فرهنگ خریدوفروش و تبادل اینترنتی کتاب

8- حمایت از تألیف و تولید کتاب های مرجع و پایه با خرید حق انتشار از نسخه رقومی اثر و ارائه آن در کتابخانه ملی و کتابخانه های عمومی کشور

9- اهدای جوایز ملی به ناشران و مؤلفان و مترجمان برای چاپ و آفرینش آثار مناسب

10- تخصیص جوایز ملی به رشته های فنی و هنری مرتبط با تولید و نشر کتاب

11- خرید کتب مناسب و برگزیده کتاب و اهدا به کتابخانه های عمومی، مدارس، دانشگاه ها، مساجد و نظایر آن در داخل و خارج از کشور با هدف هدایت ناشران به سمت تولید آثار فاخر

12- راه اندازی و تقویت کتابخانه های باز، کتابخانه های ادارات و کلیه مراکز دولتی و عمومی و کتابخانه های روستایی

13- برپایی نمایشگاه های تخصصی و عمومی کتاب در مراکز استان ها و شهرهای بزرگ و نیز نمایشگاه های سیار در شهرهای کم جمعیت و روستاها

14- معرفی آثار برگزیده فارسی به خارج از کشور و حمایت از تألیفات آثار مربوط به ترویج فرهنگ اسلامی یا ترجمه آثار برگزیده به زبان های بیگانه و حمایت از صادرات کتاب

15- ایجاد تمهیدات لازم به منظور بهره مندی حوزه کتاب از تعرفه های فرهنگی در بخش خدمات عمومی

16- تلاش در جهت تدوین قوانین و مقررات لازم برای توسعه صنعت چاپ و نشر کتاب و تصویب آنها در مراجع قانونی ذیربط

به نظر می رسد چنانچه معاونت محترم امور فرهنگی برای بررسی وضعیت موارد فوق و پیگیری تحقق آنها مانند گذشته، شورایی راهبردی با مشارکت فعالان حوزه نشر در معاونت ایجاد کند، می توان راه ها و روش های تحقق اهداف قانونگذار را مورد بررسی قرار داد و تدابیری عاجل اندیشید.

در پایان ضمن آرزوی سلامتی برای همه اصحاب محترم نشر، تداوم موفقیت و استمرار خدمات فعالان این حوزه را از خدای سبحان خواستارم.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

قاسم شمسایی

چند ماهی می شود که خانه ی ما، یعنی زمین درگیر موجود کوچکی به نام کرونا ویروس شده است. ویروسی منحوس که تمام معادلات جهانی را بهم ریخته و قدرت و مدیریت جهانی را به چالش کشیده است. کوئید 19 تبدیل به بحرانی گشته تا مدیریت سردمداران قدرت را به آزمایش بگذارد و ضعف های مارا به رخ مان بکشد. بی شک کشور ماهم ازین جریان مستثنا نبوده و تمام مردم و مدیران را درگیرخودش کرده است. وقتی صحبت از ویروس و بیماری می شود، خط مقدم رویارویی با آن نظام سلامت است. قبل از طرح مسئله باید اذعان داشت که کادر درمانی کشور به عنوان خط مقدم مقابله بااین بحران باتمام کمبود ها روسفید بودند. این را می شود به راحتی با توجه به اعداد و ارقام آمارهای جهانی فهمید. اما این ویروس تنها بحرانی برای نظام سلامت جامعه نبود و به سرعت تاثیر خودش را بر روی بخش های دیگر هم نمایان کرد. اقتصاد شاید نمایان ترین روی این ویروس کوچک بود که تک تک افراد جامعه به خصوص دهک های ضعیف را هدف قرار داد تا آزمون سختی برای اداره کنندگان جامعه باشد. تا جایی که برخی از افراد باید بین معیشت و سلامت یک کدام را انتخاب می کردند، موضوعی که به کرات در روزهای اخیر به آن پرداخته شد اما راهکارهای پیشنهادی به ظن کارشناسان هیچ درمانی برای این بحران همه گیر نبود. و تازه مشکلات اصلی را باید در دوران پسا کرونا نظاره گر باشیم. اما هدف از نگارش این متن وجه دیگر این پاندومیست؛ وجهی که با پیدایش این بحران مارا متوجه بیماری سابقه داری در نظام آموزش کشور کرد. با همه گیر شدن ویروس کرونا مدارس در نیمه های سال تحصیلی تعطیل شد. و با دنباله دار شدن این بیماری و با هدف پیشگیری و تامین سلامت محصلین مدارس و دانشگاه ها تا اکنون نیز از ادامه فعالیت باز ماندند. اما مگر می شود آموزش را تعطیل کرد، اولین و تنها راهکار پیش رو استفاده از آموزش به واسطه فضای مجازی بود. فضایی که تا قبل این استفاده ای صرفا فان برای عموم و تا حدی با بروز رسانی چرخه ی فروش، کاربردی اقتصادی داشت. و بارها در محافل سیاسی باعث بروز مناقشات زیادی نیز شده بود و بعضا متهم ردیف اول بسیاری از مشکلات هم بود و راهکاری جز برخورد قهری و سلبی همچون فیلترینگ نداشت.

اما به یکباره و همچون تصمیمات خلق الساعه دیگر در نظام آموزشی تبدیل به راهکاری برای از سرگیری فعالیت آموزشی کشور در شرایط بحران گردید و شاید غلو نباشد که خودش تبدیل به بحرانی جدید شد. آموزش مجازی در بستر ناآماده نظام آموزشی کشور چه از لحاظ ساختاری و سخت افزاری و چه از لحاظ نرم افزاری با مشکلات عدیده ای همراه شد. بحران جدیدی که ابتدا تنها خودش را در سرعت پایین اینترنت و در دسترس نبودن آن برای تمام مناطق کشور نشان داد و با گذشت اندک زمانی فاصله کیلومتری مسئولین تصمیم گیر را با جامعه هدفشان که حتی توانایی خرید یک گوشی هوشمند را نداشتند به رخ کشید. اما این تمام ماجرا نیست و شاید وجه کوچکی از بیماری نظام معلول آموزش ما باشد. چندی بیشتر ازاین اتفاق نگذشته بود که کلیپی مایه به سخره گرفتن معلم عزیزی شد. کلیپی کوتاهی که در آن یک معلم باسابقه کلمه آنلاین را درست ادا نکرده بود، بعد از تا وزیر آموزش و پرورش به این اتفاق واکنش نشان داد و خواستار دلجویی از معلم شد اتفاقی که از سوی مردم هم در فضای مجازی به وقوع پیوست اما براستی این کلیپ تنها نشان دهنده ضعف یک معلم با سابقه در عدم تلفظ یک کلمه بود و مقصرین هم پخش کننده های این کلیپ بودند. به جرات می توان گفت نه؛ مقصر مسئولان تصمیم گیر و سیاست گذار نظام آموزش هستند که تا این اندازه حتی از دانش آموزان در بروز رسانی نظام آموزشی کشور عقب مانده اند.

بیاییم کمی به عقب برگردیم و از زاویه ای دیگر به این موضوع نگاه کنیم. با حضور گوشی های هوشمند در کشور و همه گیر شدن آن، فضای مجازی از حالت تخصصی و محدود خود خارج شد و خودش را به شکل های متعدد و جذاب عرضه کرد، امروزه با یک سرچ کوتاه در گوشی هایمان به راحتی می توانیم این واقعیت را دریابیم که شبکه های مجازی با تمام محدودیتایی که برایشان ایجاد کردیم بخش عمده ای از زندگی ما را به خودشان اختصاص داده اند و با توجه به جذابیت روز افزونشان تعداد قابل توجهی از مخاطبانشان همین قشر محصل جامعه است. اگر وجه التزام را کنار بگذاربم، بی تعارف نظام و شیوه آموزش منقرض شده ما در کجای این رقابت بی رحمانه جذب مخاطب قرار گرفته است. جالب اینجاست که با تمام این محدودیت هایی که ما برای فضای مجازی قرارداده ایمیم بخش اقتصادی آموزش که بارها از آن به مافیای آموزش یا مافیای کنکور یادکردیم راهش را پیدا کرده و حتی در همین بحران پیش آمده بسیار راحت تر و سریع تر از نظام آمورش به اصطلاح رایگان خودش را با شرایط روز تطبیق داده و با محصولات جذاب به درآمد زایی خود مشغول است.

اما تاریک ترین نقطه این معلولیت شاید اتفاقیست که این روزها در راس تمام خبرها به آن پرداخته می شود جریانی که زیر پوست یکی از همین شبکه های مجازی در جریانست. در روزهایی که قرنطینه خود خواسته خیلی هارا خانه نشین کرده است بازار داغ لایوهای اینستگرامیست که مبتذل ترین موضوعات را به خورد مخاطبین خود می دهد. مخاطبینی که بازهم بیشترشان همان نسل محصل ماست. فضایی که در آن امثال تتلوها در یک روز یک میلیون مخاطب جذب می کنند. آن هم در روزهایی که تیراژ کتاب های ما به اعداد وحشتناکی نظیر صد عدد رسیده است. در روزهایی که مجموع تیراژ روزنامه های ما حتی نزدیک به مخاطبین این افراد نیست. شاید بپرسید این ها چه ربطی به نظام آموزشی کشور دارد. نیاز سنجی و جذابیت و بروز بودن اولین مرحله بازاریابی در فروش محصول است. اتفاقی که با وجود هزینه های هنگفتی که در بحث آموزش و فرهنگ در نهادهای متعدد و موازی می شود خروجی مطلوبی ندارد و باید بپذیریم که در این مسیر شکست خورده ایم. و بیلان های کاری که می دهیم تنها به درد ارائه در کارتابل های مسئولین می خورد. شاید کرونا و زنگ خطری که برایمان روشن کرد بهترین زمان برای بیدار شدن و تغییر مسیر معلولی باشد که این سال ها در نظام آموزشی_فرهنگی طی کرده ایم. شاید این شرایط مارا مجاب کند که یکبار و تنها یکبار بدون نگاه قهری به این بستر که بیشترین مخاطبش نسل محصل ماست نگاه تازه ای بیندازیم و بپذیریم در بازار عرضه و تقاضا محصولی برنده است که خودش را با شرایط روز وفق می دهد و شاید آن زمان بتوانیم تعاریف و ارزش های خودمان را بازیابی کنیم. مخاطب جوان ما توانایی تمیز دادن و انتخاب درست را در بین تمام موضوعاتی که در طول روز در گوشی چند اینچیش به خوردش داده می شود را دارد به شرطی که ما در بین محصولاتی که به آن عرضه می شود باشیم.

لینک خبر :‌ روزنامه صبح امروز
فرهاد عابدینی از جریان شعر در روزهای شیوع ویروس کرونا می گوید و معتقد است شاعر در این دوران خودش را پیدا کرده است.

این شاعر در گفت وگو با ایسنا، درباره وضعیت شعر در سالی که گذشت و تاثیر وقایع اجتماعی بر آن اظهار کرد: سال 98 برای ما از منظر اجتماعی سال پرمشغله و متلاطمی بود. در این سال نشر هم دچار رکود شد. در واقع سال 98 را می توان سال اندوه و ملال نامید و چندان سال همراه با رونقی برای ادبیات نبود و به طور کلی اصلا برای هنر خیلی دلچسب نبود.

او افزود: در این سال برای شعر هم اتفاق خاصی نیفتاد، نه پدیده خاصی دیده شد و نه به طور کلی روند فعالی داشت و خیلی به ندرت مجموعه شعر و داستان چاپ شد. ناشری از دو ماه پیش شعرهای اخیرم را برای چاپ گرفته است اما هنوز خبری نیست، چون همه چیز در سکوت می گذرد.

عابدینی با بیان این که منتقدان ما لب به سکوت باز کرده اند درباره وضعیت نقد ادبی گفت: وقتی جهشی در شعر نباشد، در نقد هم حرکتی نخواهد بود. این روزها خیلی کتاب چاپ نمی شود و کتاب هایی هم که چاپ می شود اغلب به دست خواننده نمی رسد. کتاب شاعران نامدار ما با تیراژ 200 نسخه چاپ می شود. این عدد واقعا غم انگیز است. من اولین دفترم را در سال 52 با تیراژ هزار نسخه چاپ کردم که در طی حدود هفت ماه هم فروش رفت؛ در حالی کهآن زمان جمعیت کمتر بود و فرهنگ هم به اندازه حالا پیشرفت نکرده بود.

این شاعر ادامه داد: وقتی کتاب شعر خوبی چاپ نمی شود یا کم چاپ می شود و به دست منتقد هم نمی رسد، نقد هم انجام نمی شود. در فضای مجازی اما شعر منتشر می شود، تعدادی هم خواننده دارد که آن ها را لایک می کنند، ولی این که کتاب شعر به صورت کاغذی دربیاید به ندرت دیده می شود.

فرهاد عابدینی در پایان از احوال شاعران در روزگار کرونایی نیز چنین گفت: از فضای مجازی پیگیر وضعیت شعر هستم و می بینم که این دوران باعث شده یک عده به خودشان بیایند و از آن حالت پرشر و شور اجتماعی دربیایند و در خانه بمانند، مطالعه کنند و بنویسند. این دوران فرصتی برای برگشت به ذات خود است. در فضای مجازی همچنین می بینم که شعر گفته و منتشر می شود. شاعر حالا که در جامعه نیست، خودش را پیدا کرده و به ریشه خودش برگشته است. اگرچه مدتی مطبوعات چاپ نمی شد و مجلات هم تا اطلاع ثانوی در حالت حیرت هستند، ولی شعر گفته و داستان نوشته می شود.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
ناشران دفاع مقدس در دوران شیوع ویروس کرونا با ابتکار و نوآوری و بهره گیری از فضاهای مختلف رسانه ای و برگزاری پویش های مطالعاتی و اعمال تخفیف برای علاقه مندان به ادبیات دفاع مقدس، ضمن کمک به مردم برای انجام قرنطینه خانگی، توانستند در عرصه کمک به چرخه کتاب و کتابخوانی موثر عمل کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : آقای خبر

به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر دفاع پرس ، ورود ویروس بدون مرز کووید 19 در پایان سال 1398 به کشورمان، تمام فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، ورزشی و فرهنگی را به تعطیلی کشاند. از این میان، برنامه های فرهنگی به واسطه فعالیت های گروهی و اجتماعاتی که به واسطه آن برگزار می شود، زودتر از سایر برنامه ها به تعلیق درآمدند تاجایی که هر روز شاهد اخباری از تعطیلی رویدادهای فرهنگی و هنری بودیم؛ به گونه ای که در عرصه کتاب و کتاب خوانی، شاهد لغو برگزاری مهم ترین نمایشگاه سالانه کشور یعنی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بودیم.

صالحی: کرونا 976 میلیارد تومان به فرهنگ و هنر و رسانه ضرر زد
سید عباس صالحی در این نامه هایی جداگانه به اسحاق جهانگیری، محمود واعظی، محمدباقر نوبخت و محمد نهاوندیان درباره میزان خسارات وارده به حوزه فرهنگ و هنر کشور نوشته است:

مزید استحضار میزان خسارت وارده این بخش تا پایان فروردین ماه جاری بالغ بر 9,760,921 میلیون ریال، معادل 976 میلیارد تومان شده که میزان 3,475,751 ریال از این مبلغ مرتبط با حوزه های فرهنگی است.

حسن پور: خسارت 90 درصدی ناشران و کتابفروشان
هومان حسن پور رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران درباره وضعیت نشر در دوران کرونا گفت: وضعیت ما در این روزها ناگفته پیداست. ناشران و کتابفروشان دچار خسارت 90 درصدی شده اند، 10 درصد را هم برای فروش اینترنتی می گویم و گرنه وضعیتمان بد است.

وی ادامه داد: شرایط برای کتابفروشی ها هم بد است و با تعطیلی مواجه هستند. این روزها ناشران و کتابفروشی ها نه تنها سود ندارد زیان هم می دهند زیرا حقوق پرسنلشان را باید از جیب پرداخت کنند.

ناشران دفاع مقدس و کرونا
ناشران دفاع مقدس نیز همانند تمامی فعالین حوزه ناشر از ضرر تعطیلی ایام نوروز و ماه های فروردین و اردیبهشت مستثنا نبودند و از تعطیلی این ایام ضرر کردند اما از این میان ناشرانی در این حوزه وجود داشتند که سعی بر تبدیل تهدید به فرصت داشتند.

البته فروش اینترنتی نیازمند بسترهایی است که ناشرانی همچون سوره مهر با انجام سرمایه گذاری و دور اندیشی و تولید 2 هزار کتاب الکترونیک و با ایجاد زیرساخت های آن توانست از آن بهره مند شود.

قره داغی: پویش های مطالعاتی کمک به خانه نشینی مردم
عبدالحمید قره داغی مدیر عامل انتشارات سوره مهر در گزارشی از فعالیت های این انتشارات در سال 98 و برنامه های آن برای سال 99 گفت: از سال های قبل بستر حضور آثار مکتوب حوزه هنری و سوره مهر در فضای مجازی فراهم شده بود و استقبال نسبت به آن هم خوب بود. اما در این ایام کرونایی، ظرفیت برای معرفی هرچه بیشتر فعالیت های فضای مجازی بیشتر شد و همکاران ما در سوره مهر با یک برنامه ریزی دقیق، شعار در خانه بمانیم و سفر برویم متناسب با وضعیت راه اندازی کردند و به مخاطبان یادآوری کردند که با کتاب می توان در خانه ماند و به همه جای دنیای سفر کرد.

وی افزود: سوره مهر در حوزه خاطرات شفاهی از جمله دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و سفرنامه ها آثار بسیار خوبی دارد و ما با راه اندازی پویش مطالعاتی و اعمال تخفیف های بی سابقه برای این آثار، برای تشویق خانه نشینی مردم تلاش کردیم. این پویش با استقبال گسترده ای مواجه شد. آنچنان که در بازه زمانی 20 روزه حدود دو هزار و 400 نفر با خرید حدود پنج هزار جلد کتاب از این رویداد و تنها در بخش کتاب فیزیکی استقبال کردند.

مدیرعامل انتشارات سوره مهر ادامه داد: یکی از کارهای جهادی که سوره مهر در این ایام انجام داد به توزیع و پخش آثار حتی با تعطیلی اداره پست به صورت پیک با بهره گیری از نیروهای خودی پرداخت. همکاران ما در سوره مهر از روز دوم فروردین ماه خودشان آثار درخواستی را به درب منازل در تهران و حاشیه بردند.

قره داغی با اشاره به رشد فروش سوره مهر نسبت به سال قبل با وجود تعطیلی های ناشی از شیوع بیماری کرونا گفت: سوره مهر سال گذشته تا اول اسفندماه فروش بسیار خوبی داشت که بی شک اگر اسفندماه هم به آن اضافه می شد بیش از 30 درصد رشد نسبت به سال 97 چه به میزان ریالی و چه به میزان تعداد جلد اثر داشت. با این حال انتشارات سوره مهر حدود 25 درصد در سال 98 نسبت به سال 97 رشد فروش داشته است.

مسوول نشر دارخویین اصفهان: شرایط بد ناشران شهرستانی در دوران کرونا
جانمراد احمدی مسوول نشر دارخویین اصفهان در گفت وگو با خبرنگار دفاع پرس با اشاره وضعیت ناشران شهرستانی در شرایط کشور گفت: ناشران بخاطر ویروس کرونا وضعیت خوبی ندارند؛ عمده خسارت های ما مربوط به چرخه تولید کتاب و هزینه های آن است. ما امسال بیش از 100 عنوان کتاب چاپ اول و حدود 20 اثر تجدید چاپی برای عرضه در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران آماده کرده بودیم.

وی گفت: عمده خسارت های ما مربوط به کتاب هایی است که چاپ شده اند و اکنون با لغو نمایشگاه کتاب تهران روی دستمان مانده که تمام سرمایه و اندوخته مان است. ما به واسطه فروش در نمایشگاه به چاپ خانه ها چک داده ایم و حالا نمایشگاه برگزار نمی شود و سررسید چک های در حالی فرامی رسد که فروشی نداریم.

مسوول نشر دارخویین اصفهان تصریح کرد: تعطیلی چهارماهه ناشران، حقوق کارکنان و کارمندان و اجاره بها و ... همگی هزینه های است که موجب متضرر شدن ناشران در دوران کرونا شده است.

احمدی با پیشنهادی برای جبران خسارت های موجود گفت: خوب است هزینه میلیاردی برگزاری نمایشگاه کتاب را در قالب وام های کم بهره به ناشران بدهند؛ شاید برخی خرید کتاب را به عنوان راه کار در این شرایط پیشنهاد کنند اما من معتقدم با این اتفاق همواره سلیقه ای برخورد می شود و لذا ما راضی به تسهیلات و وام های کم بهره هستیم.

ناشران دفاع مقدس در دوران کرونا با ابتکار و نوآوری و بهره گیری از فضاهای مختلف رسانه ای و برگزاری پویش های مطالعاتی و اعمال تخفیف برای علاقه مندان به ادبیات دفاع مقدس، ضمن کمک به مردم برای انجام قرنطینه خانگی، توانستند در عرصه کمک به چرخه کتاب و کتابخوانی موثر عمل کنند اما در این زمینه بی شک تمام ناشران از وضع به وجود آمده متضرر شدند و باید مورد حمایت جدی دولت قرار گیرند.

انتهای پیام/ 121

لینک خبر :‌ خبرگزاری دفاع مقدس
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : خبرگزاری کتاب ایران روزنامه اصفهان زیبا

به گزارش آمد خبر (amadkhabar.ir) :

حمید فرهمند بروجنی می گوید اکثر توزیع کنندگان کتاب در تهران هستند و به صوت درون خانوادگی عمل می کنند. آنها از امکان دیده شدن کتاب های ناشران شهرستانی جلوگیری می کنند.

به گزارش خبرنگار مهر ، صنعت چاپ و نشر ایران سال های اخیر را با مشکلات فراوانی دست وپنجه نرم کرده است. مشکلاتی چون افزایش سرسام آور قیمت کاغذ، کاهش محسوس تیراژ کتاب، عدم ریسک پذیری ناشران در حمایت از مؤلفان و همچنین افزایش چاپ کتب غیرمجاز و قاچاق لطمه های جدی به بدنه صنعت چاپ و نشر وارد آورده است. ضعف در سیستم توزیع کتاب نیز گلایه مشترک بسیاری از ناشران کتاب است.

به دنبال افزایش روز افزون مشکلات چاپ، بسیاری از ناشران تا آستانه ورشکستگی، تعدیل نیرو و حتی تعطیلی پیش رفته اند. شیوع کرونا مشکلات ناشران را چند برابر کرد. این میان اما باید به ناشران فعال در شهرستان ها توجه بیشتری شود. آنها پیش از کرونا نیز با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کردند، مشکلاتی که شاید ناشران تهرانی چندان با آن مواجه نمی شدند. یکی از ناشران شناخته شده شهر اصفهان، نشر گلدسته به مدیرمسئولی حمید فرهمند بروجنی است. فرهمند بروجنی، عضو هیأت علمی دانشگاه هنر اصفهان است و پژوهشگر تخصصی حوزه هنر و حفظ و مرمت میراث فرهنگی است. شیوه نگرش به تابلوهای نقاشی نوشته داوسن ویلیام کار و کینگ لئوناردویلیام، خواص مواد برای هنرمندان: چسب ها و جلاهای طبیعی نوشته لیلیان ماسشلین کلاینر، دانشنامه خطوط اسلامی نوشته ناجی زین الدین و... از جمله ترجمه های منتشر شده اوست.

فرهمند بروجنی، درباره فعالیت این روزهای نشر گلدسته به مهر گفت: سال هاست که انتشارات گلدسته در زمینه چاپ کتاب های تخصصی، هنر، ادبیات کودک، شعر و کتاب های نفیس هنری فعالیت می کند. از بهمن ماه سال گذشته (1398) به دلیل مشکلاتی از قبیل گرانی کاغذ و هزینه چاپ و پایین بودن تیراژ، فعالیت ما نیز کاهش یافت. عده ای به دنبال چاپ کتاب هایی با شمارگان 50 نسخه و کمتر هستند و برخی دیگر نیز دنبال کتاب سازی هستند که ارزش چاپ ندارند. در صورت تقبل این موارد از اعتبار انتشارات ما نیز کاسته می شود. نشر گلدسته در این سال ها کتاب های مهمی را با صرف هزینه های گزاف منتشر کرده است، اما در پخش و در نتیجه در بازگشت سرمایه با مشکل مواجه شده ایم.

فرهمند با توجه به موانع موجود در چاپ و نشر کتاب ها در دوران قبل از کرونا و همزمان با آن گفت: از زمانیکه ارزش ریال افت کرد و در مقابل قیمت دلار سیر صعودی داشت، مسئله افزایش ناگهانی و چند برابری قیمت چاپ و خدمات آن مشکلاتی بر دوش ناشران گذاشت و صنعت چاپ و نشر نیز کم رونق شد. ما پیش از دوران کرونا نیز با مشکلات و چالش های عدیده ای مواجه بودیم.

وی ادامه داد: قبل از بحران کرونا وضعیت چاپ شرایط ایده آلی نداشت ولی دست کم قادر به چاپ کتاب بودیم. برای مثال سال 93 کتابی با عنوان نگارستان ادیب به چاپ رسید و اتفاقاً با قیمت گرانی که داشت استقبال خوبی نیز از آن شد. اما متأسفانه دو سه سال اخیر چنین امکانی از ما گرفته شده و وضعیت چندان مناسب نیست.

وی از همکاری های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره ارشاد شهرستان اظهار رضایت کرد: خوشبختانه ما در طول سال های فعالیت خود مشکلی در اخذ مجوز انتشار نداشته ایم و تمام مجوزها ظرف مدت یک الی دو هفته و در موارد نادر پس از یک ماه صادر شده اند.

مدیر انتشارات گلدسته با اظهار تأسف از وجود دست های پشت پرده در جلوگیری از پخش مناسب کتاب های تولید شده توسط ناشران شهرستانی گفت: یکی از عمده مشکلات بزرگ نشر کشور نحوه توزیع و پخش کتاب هاست. متأسفانه در ایران نهاد فرهنگی کتاب ضعیف است و سیستمی قوی در پخش آن وجود ندارد. اکثر توزیع کنندگان کتاب در تهران هستند و به صوت درون خانوادگی عمل می کنند. این توزیع کنندگان امکان دیده شدن کتاب های شهرستانی را از ناشران آن ها سلب می کنند و عملکردشان مافیایی است. ما چاره را در این دیدیم که به دنبال یک اسپانسر برای پخش کتاب باشیم و خود به امر توزیع اقدام کنیم.

فرهمند بروجنی در پایان درباره کتاب های در دست انتشار نشر گلدسته اشاره کرد: کتاب شهر در طول تاریخ نوشته لویس من فورد به ترجمه جمشید برومند با موضوع شهرسازی و شهرنشینی در دنیا را تا دو هفته آینده روانه کتابفروشی ها خواهیم کرد.

منبع خبر : خبرگزاری مهر

لینک خبر :‌ آمد خبر
رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران انتصاب ایوب دهقانکار به سرپرستی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران را تبریک گفت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هومان حسن پور با صدور پیامی، انتصاب ایوب دهقانکار به سرپرستی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران را تبریک گفت. در متن این پیام آمده است:

انتصاب شایسته حضرتعالی در مقام سرپرستی موسسه نمایشگاه های فرهنگی و ساماندهی موسسات معاونت فرهنگی در قالب یک موسسه فراگیر را تبریک عرض می کنم. این انتصاب بیانگر تعهد، کارآمدی و شایستگی های برجسته شما در صحنه های خدمت صادقانه به جامعه فرهنگی است.

توفیق روزافزون شما را در انجام امور محوله از ایزدمنان مسئلت دارم.

بر اساس این گزارش، چندی پیش محسن جوادی؛ معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور حکمی ایوب دهقانکار را به سرپرستی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران منصوب کرد.

پایان پیام/ 31

لینک خبر :‌ خبرگزاری شبستان
شیوع ویروس کرونا در کشور مجالی را ایجاد کرد تا مردم و به خصوص نوجوانان و جوانان، دانش آموزان و دانشجویان، از فرصت در خانه ماندن برای ارتباط و انس با کتاب بهره ببرند و روح خود را با مطالعه به آرامش برساند. به خصوص مطالعه کتاب هایی که بتوانیم از آن ها در زندگی مان بهره مند شویم و راه و رسم چگونه زیستن را بیاموزیم.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی ) همزمان با شیوع ویروس کرونا با اجرای طرح کروتاب و ارسال رایگان کتاب در جای جای میهن اسلامی با بسته بندی بهداشتی، راه دسترسی دوستداران را به کتاب آسان کرد و لحظاتی پر بار و با نشاط برای افراد به ارمغان آورد . در این گزارش سعی شده با همراهی طرح کروتاب با آثار پرفروش آن آشنا شویم. چرا که یکی از راه های شناخت کتاب خوب ، انتخاب آثار پر فروش است.

استقبال خوب مخاطبان از طرح کروتاب
کروتاب با شعار آرامش در سایه کتاب همزمان با شیوع ویروس کرونا در ایام پایانی سال 98 و همراه با بهار 99 در بستر فضای مجازی آغاز به کار کرد و به دلیل استقبال، همچنان ادامه دارد. هدف از اجرای این طرح، کاهش اضطراب ناشی از بیماری کرونا در بین افراد جامعه و همچنین ایجاد آرامش و فراهم کردن شرایط مناسب در اوقات فراغت بود که استقبال خوب مخاطبان را به همراه داشته است. در قالب این طرح، 700 عنوان کتاب برگزیده به نشر در موضوع فرهنگ و گفتمان انقلاب اسلامی، فرهنگ زیارت و سیره معصومین(ع)، تاریخ، رمان، زندگی نامه به مخاطبان عرضه شده و کتاب ها بنا به درخواست مخاطبان به جای جای نقاط کشور پرافتخارمان ایران به صورت رایگان ارسال می شود. مخاطبان در طرح کروتاب از تخفیف 25 درصدی 700 عنوان کتاب از تولیدات انتشارات به نشر به علاوه آثار برتر سایر ناشران با بسته بندی کاملا بهداشتی، اقلام متبرک و ارسال رایگان کتاب بهره مند می شوند.

همراه با پرفروش های طرح کروتاب
از میان 700 عنوان کتابی که در این طرح با حساسیت ویژه و نگاهی کارشناسانه انتخاب شد، برخی آثار استقبال خاص مخاطبان را به همراه داشته است. در بخش بزرگسالان می توان به رمان شورانگیز و جذاب دعبل و زلفا اثر حجت الاسلام والمسلمین مظفر سالاری اشاره کرد که همواره در صدر پرفروش های به نشر قرار دارد. این اثر روایتی عاشقانه از آشنایی و زندگی پرفراز و نشیب دعبل خزاعی، شاعر اهل بیت(ع) و همسرش زلفاست؛ در این کتاب مقاطعی از زندگی دعبل در زمان حیات امام موسی کاظم(ع) و امام رضا(ع) به صورت داستانی بیان شده است. اوسنه گوهرشاد نوشته سعید تشکری یکی دیگر از آثار پرفروش طرح کروتاب است که خوانندگان با مطالعه آن بخشی از زندگی پر فراز و نشیب گوهرشاد بیگم را تجربه می کنند. این اثر، رمانی فانتزی از مجموعه رمان های انقلاب اسلامی است که به بیان واقعه شهادت و سرکوب خونین قیام مردم در مسجد گوهرشاد حرم مطهر رضوی می پردازد و فرازهایی از زندگی گوهرشاد بیگم را در دوره تیموریان روایت می کند. کتاب سنگر علاف ها شامل مجموعه داستان های طنز دفاع مقدس از سری کتاب های به نشر نیز در طرح کروتاب با استقبال مخاطبان مواجه شده است. این اثر تالیف اکبر صحرایی، با نگاهی جدید به حوادث در جنگ تحمیلی و به کارگیری زبان طنز، خاطرات و حقایقی را درباره دوران پر افتخار هشت دفاع مقدس برای نوجوانان و جوانان بیان کرده است . یادت باشد روایتی عاشقانه از زندگی شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی و همسرش است که با زبانی ساده و شیرین به قلم رسول ملاحسنی روایت شده است . این اثر نیز در طرح کروتاب علاقه مندان زیادی داشته است . چگونه کتاب بخوانیم نوشته مارتیمر جی. آدلر و چارلز لینکلن ون دورن همراه با ترجمه محمد صراف از جمله آثار پرفروش به نشر در طرح کروتاب است. این اثر در چهار بخش، تکنیک های مفیدی را برای رده بندی موضوعی کتاب ها، خوانش هوشمندانه متن و ارتباط سازنده خواننده با نویسنده ارائه می کند. رمان ارتداد اثر وحید یامین پور از دیگر آثار ارائه شده ویژه دوستداران کتاب در طرح کروتاب است که نویسنده در آن به سراغ سیاست رفته و کوشیده یک عاشقانه سیاسی را برای علاقه مندان تدارک ببیند. سقای آب و ادب اثری درباره عاشورا، ماجراهای روز دهم ماه محرم و خصوصا حضرت عباس(ع) که همراه با روایتی معتبر و مستند اما شیوا و خواندنی به قلم سید مهدی شجاعی نوشته شده است، در روزهای کرونایی با استقبال خوب علاقه مندان همراه بوده است .

اوقات شاد کودکان درخانه با طعم کتاب
این روزها که کودکان به دلیل شیوع ویروس کرونا درخانه مانده اند، خواندن کتاب می تواند اوقات فراغتی دلپذیر برایشان رقم بزند. به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) با طرح کروتاب ، فرصت هم نشینی کودکان را نیز با کتاب فراهم کرده است. در این بین، بخشی از آثار ارائه شده در طرح کروتاب، ویژه کودکان و نوجوانان ایرانی است که در این زمینه می توان به کتاب پیراهن دوستی نوشته مسلم ناصری اشاره کرد. این اثر روایت گر هشت قصه از زندگی حضرت زهرا(س) بر اساس منابع موثق روایی برای نوجوانان و جوانان است تا مخاطبان، در خلال خوانش آن با گوشه هایی از شخصیت حضرت زهرا (س) که کمتر به آن پرداخته شده، آشنا شوند. جام جهانی در جوادیه رمانی از داوود امیریان از جمله آثار ارائه شده به نشر در طرح کروتاب است که با موضوع فوتبال نوشته شده و نوجوانان را با سیاوش و الکس همراه می کند تا تجربه ای جذاب از بازی فوتبال و برگزاری مسابقات به دست بیاورند. سه فندق گمشده از مجموعه داستان های شکر خدا اثر کلرژوبرت؛ نویسنده و تصویرگر فرانسوی و مسلمان نیز در طرح کروتاب در دسترس کودکان قرار گرفته است. نویسنده در این اثر در قالب داستان های تخیلی، مفهوم شکر گزاری از نعمت های خداوند را به کودکان می آموزد و آن ها را متوجه مهربانی های خالق هستی می کند. عید اومده عروسکا مجموعه شعر برای مخاطب خردسال با رویکرد مفاهیم اخلاقی و اجتماعی از دیگر کتاب های پرفروش طرح کروتاب به نشر است که در برخی از شعرهای آن، ارتباط کلامی کودک با خالق خود به وضوح دیده می شود. تاریخ مستطاب آمریکا کتاب طنزی درباره تاریخ آمریکا به قلم محمدصادق کوشکی است که مازیار بیژنی با کاریکاتورهایش آن را جذاب تر کرده است. نوجوانان در ایام قرنطینه، با محمد صادق کوشکی در سه فصل تشکیل آمریکا، آمریکا در جهان و آمریکا و ایران همراه شده و از این کتاب طنز لذت می برند.

گزارشگر: وجیهه تقی زاده

لینک خبر :‌ آستان قدس رضوی
برخی تشکل های نشر با صدور نامه هایی نسبت به تغییرات مدیریتی در موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران اعلام نظر کردند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : آمد خبر

به گزارش خبرنگار مهر ، سرانجام و پس از کش و قوس های فراوان در روز سه شنبه هفته گذشته معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور حکمی ایوب دهقانکار مشاور اجرایی معاونت متبوع خود را به سمت سرپرست مؤسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران و مسئول شکل دهی به مؤسسه شکل گرفته حاصل از ادغام سه مؤسسه زیرمجموعه این معاونت منصوب کرد.

این انتصاب که مدت ها بود در رسانه ها و نیز فضای فرهنگی نشر ایران درباره آن اظهارنظرهای متفاوتی صورت می پذیرفت با واکنش های مختلفی از سوی تشکل های نشر روبرو شده است.

اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در این زمینه به صدور یک پیام تبریک خطاب به رئیس تازه پرداخت و در متن آن عنوان داشت که این انتصاب بیانگر تعهد، کارآمدی و شایستگی های برجسته شما در صحنه های خدمت صادقانه به جامعه فرهنگی است

در سوی دیگر انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان نیز به عنوان یکی از تشکل های فراگیر نشر در حوزه کتاب کودک نیز در دو نامه جداگانه انتصاب دهقانکار را تبریک و از قادر آشنا بابت فعالیت هایش در مؤسسه تقدیر کرد.

در متن نامه این انجمن خطاب به دهقانکار آمده است که این تشکل خواستار توفیق وی در راستای چابک سازی مؤسسات وابسته به منظور رشد و تعالی نشر کشور، با توجه به همگرایی تشکل های نشر است.

همچنین رئیس هیأت مدیره این تشکل در نامه اش خطاب به قادر آشنا نیز عنوان کرده است: فرایند برنامه ریزی و اجرای فعالیت های فرهنگی کارآمد، از جمله سخت ترین امور برای مدیرانی است که در حوزه فرهنگ مسئولیت می پذیرند. لذا شایسته است به پاس تصمیم گیری ها و اقدامات عملی مفید آن جناب؛ مراتب تقدیر و تشکر خود و اعضای این انجمن را تقدیم حضورتان نمائیم.

این نامه ها را می توان به نوعی صف بندی تلویحی تشکل های فراگیر نشر کشور در مقابل انتصاب مدیری دانست که جایگاه قائم مقامی نمایشگاه کتاب تهران را با حکم خود در اختیار خواهد داشت و از همین رهگذر باید تدبیری نیز برای رفع اختلاف نظرهای موجود میان تشکل های نشر با اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران بر سر بعضی انتصاب ها در فرآیند مدیریت نمایشگاه کتاب تهران داشته باشد. اختلافی که سال گذشته منجر به تهدید تلویحی ترک نمایشگاه کتاب از سوی برخی از تشکل ها شد و آنها خواستار حضور نمایندگان خود در ساختار کمیته های داخلی نمایشگاه کتاب شدند.

دهقانکار که پیش از این در مقام مشاور اجرایی معاونت و نیز عضو شورای سیاستگذاری و رئیس شورای نظارت بر نمایشگاه کتاب تهران به فعالیت پرداخته است با حضور در این مسند تازه راه برای اجرای اصلاحات مورد نظر خود در فرآیند مدیریت نمایشگاه کتاب تهران را بسیار هموارتر می بیند. حال باید منتظر ماند و دید که تشکل های نشر به عنوان بازوهای اجرایی وی در این مسیر تا چه اندازه با وی و ساختار مؤسسه ادغامی در شرف تأسیس سر سازگاری خواهند داشت.

کد خبر 4914489

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
تهران- ایرنا- رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، صدمات همه گیری کرونا به بازار نشر را جانکاه دانست و گفت: یک اشتباه راهبردی می تواند برای همیشه بازار نشر و فروش کتاب را در ایران به هم بریزد، اگر در این بحران چهار کتابفروشی را از دست بدهیم، سرمایه عظیمی نابود شده که از فروش نمایشگاه هم بسیار بیشتر است.

روزهایی که همه گیری ویروس کووید-19، باعث تعطیلی همه اصناف و ادارات کشور شد، کتابفروشان و ناشران آسیب جدی تری را تجربه کردند. روزهایی که اوج فروش و یکی از بهترین بازه های زمانی برای بازگشت سرمایه به کتابفروشان به شمار می رفت، آن ها را به لبه ورشکستگی کشید، از سوی دیگر با لغو نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که قرار بود در روزهای پایانی فروردین برگزار شود، این آسیب ها به اوج رسید.

بسیاری کتابفروشان ضرر خود را بیش از 70 درصد دانستند و در روزهای اخیر در کشور، نزدیک به 10 کتابفروشی، امکان ادامه کار را از دست دادند و فروشگاه خود را بستند، نبود آمار دقیق فروش کتاب باز هم یکی دیگر از ارکان این خسارت است؛ اما با توجه به نامه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به هیئت دولت درباره خسارت های اهالی فرهنگ در روزهای همه گیری، برآوردها و گمانه زنی ها، ارقام بزرگی مطرح می شود که در صورت نبود اقدام های حمایتی، آینده صنف کتاب و صنعت نشر را تاریک نشان می دهد. این موضوعات باعث شد با رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران گفت وگو بپردازیم و چند و چون موضوع را از او جویا شویم.

این گفت وگوی در دو بخش تنظیم شده است که ادامه آن فردا (یک شنبه) در اختیار مخاطبان قرار می گیرد.

هومان حسن پور در گفت وگو با خبرنگار ایرنا گفت: اتحادیه در حوزه آسیب هایی کرونا به ناشران و کتابفروشان در چند حوزه عمل کرده است. سعی کردیم برآوردی از اتفاقاتی که می افتد و پیش بینی برای آینده داشته باشیم. ناشران، کتابفروشان و موزعان، هر سه حوزه اصلی کتاب درگیر بودند و در این میان نظر اعضای صنف را هم به روش های مختلف می پرسیدیم که جمع بندی بهتری داشته باشیم. محدودیت هایی هم در برگزاری جلسات داشتیم چون نمی توانستیم جلسات عمومی برگزار کنیم.

وی افزود: ترجیح می دهم در رسانه با عدد و رقم بازی نکنم، چون خطر بزرگی دارد، اگر اعداد را با وسواس و در جای خود خرج نکنیم، باعث می شود حساسیت از بین برود. اعلام اعداد و ارقام و بزرگ شدن موضوع باعث می شود شنوندگان و مدیران نسبت به موضوعی که می شنوند حساسیت کمتری داشته باشند. اتاق اصناف باید در زمینه مشکلات مالی صحبت کند و وظیفه در نظر گرفتن آمار و اعلام آن به عهده اتاق اصناف تهران است. دولت هم این جزئیات را می دانند از اتاق اصناف جواب می خواهد، ملاک و معیار دولت برای این موضوعات، آماری است که صنوف ارائه می کنند.

حسن پور گفت: ارزیابی خسارت ها، استانداردی دارد که از سویی با اقتصاد کشور و از سویی با مسائل بخش خصوصی هماهنگی پیدا می کند. سخن گفتن درباره موضوعی که نیاز به تحقیق و بررسی دارد در رسانه ها جایز نیست

همه نقدینگی بازار کتاب، به خاطر نمایشگاه استفاده شد

حسن پور با توضیح شرایط فعلی ناشران کتابفروشان و موزعان تهران گفت: ناشران شاید چیزی نزدیک به دو پنجم از ورودی و خروجی خود را سالانه، به روزهای منتهی به نمایشگاه معطوف می کنند، امسال با پیش بینی ها گفته می شد همکاران لیتوگرافی، از بیست و ششم اسفند کار خود را تعطیل می کنند و پانزدهم فروردین سر کار خود باز می گردند، ناشران برای این که به این تعطیلی نخورند مجبور شدندکار خود را زودتر آغاز و قسمت عمده کتاب ها را تولید و همه منابع نقدی خود را استفاده کردند و حتی تعهدات اسنادی مثل چک به دیگران دادند.

از مولف و مترجم تا چاپخانه و لیتوگراف و همه نهادهایی که با ناشران داد و ستد مالی دارند، فکر می کردند بیست و ششم فروردین نمایشگاه آغاز می شود، سرمایه ها برمی گردد و چک هایی که داده اند پرداخت خواهد شد. با آغاز کرونا شرایط در کشور تغییر کرد شاید مردم تا دوره ای از خانه بیرون می آمدند و در شهر بودند اما عملاً کتابفروشی ها کتابی نمی فروختند، فشار روانی سنگینی بود که مردم عجله داشتند به خانه برگردند.

حسن پور گفت: اینجا بحث دوم به وجود می آید؛ حجم بزرگ تولید در انبار ناشران داریم، حجم گسترده تعهدات برای ماه های آتی، نبود وجوه نقد که برای تولید کتاب استفاده شده است. از سوی دیگر پیش از آن که همه گیری کرونا آغاز شود، کتاب فروشان به دلیل پایان سال خریدهای زیادی داشتند، مثلاً کتابفروشان دانشگاهی با در نظر گرفتن آغاز ترم جدید دانشگاه ها و معرفی کتاب توسط استادان و از سوی دیگر تعطیلات نوروز، در اسفندماه فروش قابل توجهی دارند. در حوزه کودک بحث عید و عیدی را داریم، در حوزه عمومی هم با توجه به فراغت بال مردم فرصت مطالعه بیشتر است و کتاب های ادبی و داستانی فروخته می شود.

وی افزود: در بخش هنر نیز فاجعه دیگری روی داد، کسانی که پوستر و کارت پستال و سررسید و سالنامه چاپ کرده بودند، کارشان در اسفند دیده می شد و اوج فروش شان بود، کتابفروشان همه این محصولات را خریده بودند و در کتابفروشی گذاشته بودند، ناگهان فروش شان متوقف و مشکلات کتابفروشان از اینجا آغاز می شود.

دومینوی تخریب، چرخه تولید کتاب را نابود می کند

حسن پور اظهار داشت: اعلام شروع بیماری از ابتدای اسفند بود که تا بیست و پنجم اسفند وضعیت حاد شد و چک های کتابفروشان برگشت خورد، چون پیش بینی کرده بودند درآمدی خواهند داشت و بر اساس آن بدهی های خود را تسویه می کنند.

وی آغاز مشکلات جدید را در وصول نشدن چک ها دانست و گفت: مشکل سوم از اینجا آغاز شد، چک های کتابفروشان دست موزعان است. آن ها نیروی کار زیادی دارند و معمولاً در اسفند باید تسویه حساب زیادی انجام بدهند و آن ها نیز بر اساس چک هایی که دریافت کرده اند، به ناشران چک دادند یا چک ها را خرج کردند و در نتیجه وقتی چک کتابفروش برگشت می خورد، چک موزع هم برگشت می خورد و در نهایت ناشر سرمایه ای که فکر می کند به چرخه تولید برمی گردد را از دست می دهد، حتی چک ناشر به صحافی و لیتوگرافی داده بود هم، وصول نمی شود. شما دومینوی تخریب را می بینید که چرخه گردش سرمایه در بازار کتاب را به هم می ریزد.

حسن پور اعلام کرد: اگر این ماجرا همین امروز تمام شود و تا تابستان ادامه پیدا نکند، باز هم ضرر بسیاری به همه اصناف مرتبط با کتاب خورده است. بخش عظیمی از چک ها نیز در فروردین برگشت خورده است، بسیاری از کتابفروشان پرداخت بدهی های معوق خود را تا 4 ماه عقب انداخته اند، همه بخش های تولید، توزیع و فروش کتاب این درد را می شناسند. ناگوارترین بخش قضیه اینجاست که بسیاری از ناشران و کتابفروشان و موزعان در اسفند نتوانسته اند حقوق کارکنان و کارمندان خود را بدهند و در فروردین هم این وضعیت ادامه داشته و تا امروز بدتر شده است.

وی با تشریح فعالیت های اتحادیه برای جبران خسارت ها گفت: در اتحادیه از دهم اسفند راه حل های شفاهی خود را ارائه دادیم و از بیستم اسفند مکاتبات با نهادهای مربوط را آغاز کردیم. راهکارهای پیشنهادی را به شهرداری، بیمه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای مربوط به کتاب گفتیم و اعلام کردیم اگر می خواهند اتفاقی ناگوار رخ ندهد، باید به سرعت اقدام کنند. حتی زمان بندی هم دادیم که در اسفند چه کارهایی نیاز است و در ادامه، در فروردین و در اردیبهشت چه کارهایی باید انجام داد تا این آسیب ها و تبعات اندکی متعادل شود.

نمایشگاه کتاب انگیزه ای بود که کلیه وجوه نقد در بازار کتاب را بلعید، طبیعی هم بود چون هر سال هم این اتفاق می افتد. این ماجرا همه بخش ها را زمین گیر کرد، چه کاغذ چه کتاب و هر موضوعی که به کتاب مربوط می شود، چون دیگر نمی شد چیزی فروخت و همه درها بسته بودند.

حسن پور در پاسخ به این سوال که آیا در ماه های آینده باید منتظر بسته شدن کتابفروشی ها باشیم، گفت: بله، قطعاً با چنین شرایطی روبه رو خواهیم شد. اما در این بخش دو ویژگی داریم که در همه بازارها کیمیا است، یکی کارفرمایان خوب و دیگری کارکنان خوب، هر کارمندی در این بازار و در شرایط اقتصادی کشور، حاضر نیست با یکی از بخش های مربوط به کتاب همکاری کند یا در کتابفروشی مشغول کار شود، پس هر کسی در این زمینه بی کار می شود، یک سرمایه ملی است که از دست رفته، ما کارشناس کتاب را از دست می دهیم.

وی ادامه داد: از سوی دیگر هر کارفرمایی در این شرایط سرمایه خود را به کتاب اختصاص نمی دهد چون می تواند سرمایه اش را در هر شغلی استفاده کند و 10 برابر کار در حوزه کتاب درآمد داشته باشد. بزرگترین سرمایه ای که از کشور از دست می دهد زمانی است که یک ناشر یا یک کتابفروش، کار خود را تعطیل می کند. این گونه ناشران بزرگتر آسیب پذیرتر می شوند و ناشران کوچک تر از بین می روند.

کتابفروشان از تعطیلی اسفند و ناشران از لغو نمایشگاه کتاب ضرر کردند

حسن پور در پاسخ به اینکه فروش آنلاین چه فایده ای برای ناشران و کتابفروشان داشت، بیان کرد: اینکه می گویند ناشران و کتاب فروشان زیرساخت های فروش آنلاین را نداشته اند، درست نیست. پیش از این هم گفته ایم حمایت از کتابفروشان یعنی کمک به دیجیتال شدن فروش و سرمایه گذاری در دسترسی آنلاین به موجودی کتاب کشور، این مطالب را یک سال پیش گفته بودیم، در زمان اعلام تعطیلی، اتفاقاً اکثر دوستان کتابفروش ما به سیستم آنلاین متصل بودند اما وقت مشتری کتابی را می خواهد و نمی توان به کتابفروشی، انبار یا دفتر نشر رفت، چگونه فروش آنلاین می توان داشت؟

کسانی که داعیه فروش آنلاین و چند میلیون انبار ذخیره برای همه محصولات، نه تنها کتاب دارند و کارشان بر اساس فروش آنلاین است و در گذشته مدعی ارسال 24 ساعته بودند، زمان ارسال محصولات شان تا 3 هفته هم رسید، اگر بخواهیم با این همه تاخیر محصول را دریافت کنیم، دیگر خرید آنلاین چه فایده ای دارد؟ صبر می کنیم تا این شرایط به پایان برسد هزینه پیک هم نپردازیم .

این ناشر اظهار داشت: پیشنهاد ما به کتابفروشان این بود که هرچه ذخیره دارند را به فروش برسانند. کار های خاصی مثل کتابفروشی در 12 ماه سال فروش ندارند، کار ما اوج فروش دارد، اسفند یا نمایشگاه کتاب از روزهای شلوغی و پرفروش بازار کتاب است و امسال اسفند و فروردین برای دو رسته اصلی بازار کتاب، از بین رفت. اوضاع به گونه ای نیست که من بگویم با جبران خسارت ها مشکل حل می شود، باید کل مبحث را دوباره بازخوانی و راه حل های مناسبی پیدا کنیم.

اگر حمایتی در کار نیست، باید زودتر اعلام شود

حسن پور گفت: مسئله کرونا خارج از همه چهارچوب ها و تفکرات و پیش بینی های افراد است. از سوی دیگر به بخش خصوصی می گویند باید دو ماه فروشگاه، انتشارات و انبار بسته باشد و باید هم در خانه بمانم، نمی گویم چرا این را گفتند، این کار باید انجام می شد و وظیفه داشتند این قوانین را اجرا کنند چون مسئله حفظ سلامت اجتماعی بود.

وی افزود: این دیگر مسئله ای نیست که بتوانیم بگوییم وابستگی نشر به دولت است، اینجا حکم رسمی آمده است باید در فروشگاه را ببندید و اگر باز کنید جریمه می شوید و فروشگاه نیز پلمپ خواهد شد، همین مسئله برای دفاتر نشر، چاپخانه ها و همه نهادهای مربوط به کتاب بوده است. همه هم به یکدیگر توصیه می کردیم از خانه بیرون نرویم، یعنی حتی اگر کتابفروشی ها باز هم بودند، مخاطبی نبود. اما به هر حال این کار عواقبی دارد، این همان موضوعی است که این روزها به عنوان خسارت کرونا مطرح می شود. این صدمات را چه کسی باید به عهده بگیرد؟ دستور دهنده دو راه حل دارد یا بگوید من نمی توانم کمکی کنم اما مجبور بودم این دستور را بدهم چون جان مردم در خطر بود، در این حالت صنوف باید فکر دیگری به حال خود بکنند و با یکدیگر به نتیجه برسند و توافق داشته باشند.

حسن پور ادامه داد: راه حل دیگر اینکه دستور دهنده برای جبران خسارت اقدام کند اما در این حالت نیز سرعت عمل بسیار مهم است چون طولانی شدن این ماجرا دامنه خسارت را گسترده تر می کند. چون با طولانی شدن موضوع افرادی که بی کار خواهند شد بیشتر می شود، همدلی ها کمتر می شود و همه دنبال گرفتن خسارت هستند. بدترین حالت در این موضوع، در برزخ نگه داشتن اصناف است، ما شرایط فشار را درک می کنیم اما اگر شرایط جبران وجود ندارد، باید به صراحت مطرح شود این چشم انتظاری آسیب بیشتری ایجاد نکند. اگر دولت آن چه را درباره اش صحبت کرده، به سرعت عملیاتی کرد و کارها انجام شد، حالا ما مسائل درون صنفی را با هم حل کنیم، نخست باید بلاتکلیفی ها با دولت تمام شود تا ما بدانیم باید چه واکنشی نشان بدهیم.

وضعیت کتاب از همه بدتر است. فکر می کنید در این شرایط ناشر جرئت می کند به مولف و مترجم پیشنهاد کار جدید بدهد؟ آیا معقول است؟ در اسفند گفته بودیم به اقدام عاجل و آنی نیازمندیم، اگر آن موقع می دانستیم امکان کمک کردن وجود ندارد و برنامه ای برای حمایت نیست، شاید تصمیم دیگری می گرفتیم. همه دیدیم در کشورهایی که اقتصاد آزاد است و هیچ حمایتی از اصناف صورت نمی گیرد برنامه ریزی های دقیق حمایتی صورت گرفته است.

خسارت کرونا به بازار کتاب ویرانگر است

حسن پور خسارت کرونا را ویرانگر خواند و گفت: به دلیل همین وضوح ویرانی است که دولت از اصناف می خواهد درباره خسارت ها صحبت کنند، حرف های من چکیده ای از همه دردهای صنف است، نمی توانم یک بخش را ندیده بگیرم و بخش دیگری را مهم تر بدانم، شاید هر کسی راه حلی برای این مشکلات داشته باشد اما راه حل او شاید برای این لحظه و خود او مناسب باشد و برای 2 هزار نفر دیگر مشکلات بیشتری فراهم کند.

رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان بیان کرد: به عنوان مسئول صنف، شما را پشت دوربین می آورم که واقعیت های این شهر فرهنگ را ببینید، آنچه گفتم تمام زوایایی است که به کتاب باید نگاه کرد. این حرف ها شاید در نهایت ترجمان ریالی هم شود اما جای مطرح کردن آن در نشست های تخصصی است. این صدمه به قدری جانکاه است که یک اشتباه راهبردی می تواند برای همیشه بازار نشر و فروش کتاب را در ایران به هم بریزد، شما حساب کنید اگر در این بحران ما چهار کتابفروشی را از دست بدهیم چه سرمایه عظیمی نابود شده است. این عدد وقتی در چرخ قرار می گیرد ممکن است چند برابر شود، و معنای ناگوار ملی پیدا کند.

پایان بخش اول

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
زهیر توکلی با ابراز مخالفت با تحریم جشنواره های فرهنگی به خاطر اعتراض سیاسی، از فضای سیاست زده شعر معاصر می گوید.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ سایت های دیگر : آقای خبر آمد خبر بهارستانه

این شاعر در گفت وگو با ایسنا، درباره وضعیت شعر در سالی که گذشت و تاثیر وقایع اجتماعی بر آن اظهار کرد: آن قدری که می دانم التهابات سیاسی نیمه دوم سال گذشته باعث تولید شعرهای سیاسی زیادی با مضامین تلخ شد، ولی من در بین آن ها شعر قوی ندیدم.

او افزود: دیگر این که یک سری دعوای سیاسی بر سر این که در جشنواره شعر فجر شرکت نمی کنیم پیدا شد که آن ها هم طبیعی است. فضای شعر معاصر ما فضای سیاست زده ای است و این ها طبیعی است، وگرنه جشنواره شعر فجر یک جشنواره کاملا تخصصی برای انتخاب کتاب سال شعر است. من شخصا هیچ درک متقابلی از شاعرانی که می گفتند ما می خواهیم از جشنواره شعر فجر انصراف دهیم و نمی خواهیم کسی کار ما را بررسی کند نداشتم، چون این یک حرکت فرهنگی است و نمی شود به خاطر یک اعتراض سیاسی یک حرکت فرهنگی را که به نفع فرهنگ کشور است کلا تعطیل کنیم. زمانی یک جشنواره ایدئولوژیک برگزار می شود، یعنی موضوعی دارد که به نحوی به جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ربط دارد و ممکن است شاعری از این ها خوشش نیاید، او اگر در چنین جشنواره ای شرکت نکند حق دارد و حتی اگر شرکت کند، بی صداقتی است، اما جشنواره فجر فقط اسمش به دهه فجر مربوط است، اما در واقع همان طور که همه می دانند انتخاب کتاب سال شعر کشور است و به مسائل سیاسی و ایدئولوژیک ربطی ندارد.

توکلی با بیان این که جشنواره شعر فجر در واقع جایزه کتاب سال شعر است گفت: چه فرقی می کند این جشنواره در چه حکومتی باشد؟ بالاخره باید جایزه کتاب سال شعر اهدا شود. این اتفاق خوبی است که ما برای شعر جایزه مستقل کتاب سال داشته باشیم و من نمی فهمیدم چرا یک عده از شاعران می گفتند ما به دلیل اعتراضی که به وقایع اخیر داریم از جشنواره شعر فجر انصراف می دهیم . در نهایت هم این جشنواره برگزار شد و من شاهد بودم که هیچ یک از داوران هیچ گونه فیلتر سیاسی و ایدئولوژیکی بر روی شعرها نداشتند. ما داوران کتاب ها را واقعا از منظر فنی بررسی کردیم و نتیجه این شد به شاعرانی که اصلا در دسته بندی سیاسی خاصی نبودند جایزه داده شد. من برای برخی هم صنفان خودم، شاعران متاسفم که این قدر مسائل سیاسی را به شکل غیرمنطقی و در جایگاه غیرمناسب اعمال می کنند. من به این که شاعری موضع سیاسی داشته باشد و بر اساس آن انتخاب کند که با کدام ناشر کار کند یا در کدام جشنواره شرکت کند حق می دهم، ولی هر چیز جایگاهی دارد.

این مدرس ادبیات همچنین درباره بسامد تعطیلی کلاس های حضوری درس ادبیات در روزهای شیوع ویروس کرونا بیان کرد: من کلاس های مختلفی داشتم که همگی تعطیل شد. این تعطیلی ضرر مالی بزرگی هم به مدارس زد، حالا تدریس ما در مدرسه از طریق فضای مجازی انجام می شود و برای همین کیفیت تدریس افت کرده است، اما هیچ چاره ای نداریم. به طور کلی روی آموزش و خصوصا آموزش ادبیات در این وضعیت هیچ حسابی نمی شود باز کرد. دانش آموز به ظاهر در کلاس حاضر است، اما کسی نمی داند که او واقعا حواسش به درس و کلاس هست یا نه. بخش بزرگی از آموزش مشافهه است، برای همین من و دانش آموز باید همدیگر را ببینیم و با هم حرف بزنیم، که این اتفاق نمی افتد. ولی تجربه خوبی هم شد که نتیجه گرفتیم می شود بخشی از کارهای آموزشی را مجازی انجام داد. به نظر من می شود تدریس مجازی و تمرین در مدرسه انجام شود. با توجه به ترافیکی که در کلان شهرهای ما هست می شود بخشی از آموزش مجازی باشد، حداقل در یک سری از مناطق تهران که می دانیم همه امکانات استفاده از فضای مجازی را دارند و دانش آموز برای تمرین و فعالیت های حضوری به مدرسه بیاید.

زهیر توکلی با اشاره به عملکرد صدا و سیما، در پاسخ به سوالی درباره حضور و ایفای نقش ادبیات در روزگار کرونایی بیان کرد: خیلی کارها می شد انجام داد، رسانه ملی می توانست خیلی کارها انجام دهد و برنامه های کم خرج ولی پراستفاده برای مردم بسازد. مثلا می توانستند سراغ استادان ادبیات دانشگاه یا نویسنده ها و شاعران بروند و یکی از شبکه ها را کامل برای کتاب خوانی، شعرخوانی، داستان خوانی و ... به ادبیات اختصاص دهند. آن ها می توانستند از این وضعیت که استادان ادبیات، شاعران و نویسندگان وقت باز دارند استفاده کنند، اما متاسفانه خیلی استفاده ای نمی کنند.

او ادامه داد: من درس های حافظ مرحوم حسین آهی را این روزها در یک کانال تلگرامی گوش می کنم و یاد می گیرم و لذت می برم، فکرش را بکنید چقدر باید افسوس خورد برای این که این مدل برنامه ها در رادیو و به خصوص در تلویزیون ما کم است. چطور برای شومنی که هیچ چیز بارش نیست یا سلبریتی ای که هیچ چیز بارش نیست برنامه تعریف می کنند؟ اما یک برنامه تعاملی ادبیات که یک عده بنشینند و یک استاد ادبیات از حافظ بگوید و پرسش و پاسخ در آن انجام شود، که بعد از مدتی هم خیلی به پیشرفت ادبیات مملکت کمک می کند، وجود ندارد. صدا و سیمای ما در حال حاضر بیشتر یک بنگاه است. معلوم است که می شود در ایام کرونایی از ادبیات خیلی استفاده کرد، اما متاسفانه صداوسیمای ما کمتر دنبال برنامه های جدی که با حضور نخبگان و فرهیختگان باشد، است. صداوسیما در این ایام نشان داد که اقلا در حوزه فرهنگ اهل این که بخواهد ستاد بحران تشکیل بدهد و کار را مطابق برنامه بحران پیش ببرد، نیست.

این شاعر همچنین از لایوهای اینستاگرامی برخی شاعران انتقاد کرد و گفت: این روزها همه شاعران در اینستاگرام لایو می گذارند که این کار خیلی مبتذلی شده است. مثلا من لایو یکی از شاعران را دیدم که در جایی همانند قهوه خانه نشسته بود و یک نفر داشت ساز می زد. خودنمایی هایی از این قبیل این روزها زیاد است، اما می توان در لایو درباره شعر با مردم صحبت کرد. همان طور که برخی لایوهایی که در این روزها منتشر می شود، همانند لایوهای بیدل خوانی محمدکاظم کاظمی، لایوهای اسماعیل امینی، اسدالله امرایی و... مفید هستند. البته این لایوها کار صدا و سیما است که یک ستاد بحران داشته باشد تا در این شرایط کرونا از پتانسیل و ظرفیت شاعران، نویسندگان، ادیبان و مورخان استفاده کند تا این طور وقت مردم به بطالت نگذرد.

زهیر توکلی در پایان به مشغولیت های این روزهایش به خواندن و نوشتن کتاب اشاره و بیان کرد: جدای از تدریس در کلاس های مدرسه به صورت مجازی، باید کتابی را به موسسه شهرستان ادب تحویل دهم که خیلی هم عقب افتاده، اما در حال آخرین ویرایش های آن هستم. در پایگاه نقد شعر بنیاد شعر و ادبیات داستانی هم که 3500 هنرجو دارد و به هنرجویان رایگان خدمات می دهد شعرها را نقد آموزشی می کنم. به همه شاعران جوان توصیه می کنم که در این سایت عضو شوند و از این پایگاه استفاده کنند.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲

هما نیابتی، مدیر نشر ورجاوند معتقد است: این صنعت بسیار ضعیف بود و کرونا موجب شد تا حوزه کتاب توی کما برود، مانند بیماری که اگر اکسیژن را از آن بگیرید مرگ مغزی خواهد شد.

هما نیابتی در گفت وگو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا ، گفت: ابتدا باید مقدمه ای را بگویم: صنعت نشر حلقه های بهم پیوسته ای است که مخاطب آخرین حلقه از این زنجیره به حساب می آید. اناشر وابسته به مولف، مویسنده و مترجم است یا مان صاحب اثر است و به علاوه به ویراستار، طراح، چاپخانه و در ادامه بخش کاغذ، مقوا و عوامل وابسته به این بخش و... از طرفی حوزه چاپ تنها مختص به کتاب نیست و هر چیزی که منتشر شود، از یک بروشور گرفته تا پوستر و حتی بنر تبلیغات دورن شهری را شامل می شود. در حوزه کتاب اما عوامل زیادی دست به دست می دهند تا کتاب به مخاطب برسد. گاهی مخاطب کتاب را می شناسد و آگاهانه آن را می خرد و گاهی کتابی را در کتابفروشی مشاهده می کند و پس از تورق و مشاهده فهرست و یا پشت جلد تصمیم به خرید آن می کند. از طرفی برخی از ناشران با امکان فروش کتاب در سایت هاشان، جوابگوی نیاز کسانی هستند که دنیال کتاب مشخصی می گردند.

او در ادامه گفت: در شرایط کنونی که بیماری کرونا موجب تعطیلی گسترده صنوف شده و کتابفروشی ها هم به تبع آن تعطیل هستند، مخاطب دچار مشکلاتی شده است و در ادامه کتابفروشی هم درگیر مشکل شده است. هزینه های کتابفروشی مثل مالیات و حقوق پرسنل و حق ناشر را نمی تواند پرداخت کند. کتاب هایی را که خریده است نمی تواند به فروش برساند و بدهکاری اش باقی می ماند و هزینه هایی که تامین نشده است. مشکل بعدی در حلقه میان نشار و توزیع کننده است چرا که ناشر با کتابفروشی مستقیما همکاری نمی کند، چرا که تعداد ناشران ما در ایران و کتابفروشی ها نسبتی یک به ده دارد و این میان توزیع کننده ها هم نمی توانند هزینه هایی که در قبال قرارداد و پرداخت چک به ناشر داشته اند را فراهم کنند. توزیع کننده کتاب های مختلف در زمینه های گوناگون را از ناشر گرفته و ویترین سپرده اما کتابفروشی تعطیل است.

نیابتی با مقایسه حوزه نشر و بیماری که در حال مرگ است گفت: در انتها ناشر که از انتهای سال اقدام به چاپ عناوین مختلف کتاب و تجدید چاپ کتاب های پرطرفدار کرده است و خودش را برای نمایشگاه آماده می کند، با عدم برگشت سرمایه و بدهی روبه رو می شود و هزینه هایی که صرف کاغذ و مقوا و هزینه چاپ کرده است را نمی تواند به دست بیاورد و بر همین اساس تمام معادلات بهم می خورد چراکه بر مبنای فروش در ویترین کتابفروشی و نمایشگاه هزینه کرده است. همین موضوع باعث شده بسیاری از ناشران حقوق و عیدی پرسنل خود را پرداخت نکنند و بعضی دفاتر را تعطیل کرده اند و در خانه کار را ادامه دهند تا بتوانند با هزینه کمتر در بازار زنده بمانند. با یک ضربه به علت کرونا مثل دومینو کل این حوزه زمین خورده است. خوب می دانیم که پیش از این هم حوزه کتاب بسیار ضعیف بود و کرونا موجب شد تا حوزه کتاب توی کما برود. مانند بیماری که اگر اکسیژن را از آن بگیرید مرگ مغزی خواهد شد.

او در مورد اقدام های اتحادیه ناشران گفت: اتحادیه ناشران از ابتدا این ماجرا را پیش بینی کرده بود و مکاتباتی با تامین اجتماعی و بخش های دولتی برای چاره اندیشی داشت تا به این صنف کمکی بشود اما هنوز اتفاقی نیافتاده و ما همچنان منتظریم. ارشاد در حال پیگیری و رایزنی با بانک مرکزی برای گرفتن فرصت و عدم ایجاد بدحسابی برای ناشران در سیستم بانکی بشود.

مدیر نشر ورجاوند در ادامه گفت: به عنوان عضو هیات مدیره انجمن زنان ناشر نامه ای را برای ارشاد ارسال کردیم تا هزینه های برگزاری نمایشگاه کتاب امسال را به ناشرانی که در لیست هرساله ارشاد برای نمایشگاه بوده اند پرداخت کند تا ضرر و زیان تولید کتاب برای نمایشگاه جبران شود. از طرفی ناشران با ایده برگزاری نمایشگاه مجازی موافق نیستند زیرا ارتباط با مخاطب و جنب و جوش نمایشگاه موجب فروش و بازگشت نقدینگی آنها می شود. اردیبهشت، بهار ناشران بود.

منبع خبر : خبرگزاری برنا

لینک خبر :‌ مجله بوبینا
وب سایتی عجیب در فضای مجازی این روزها نسخه های پی دی اف کتاب های بسیاری را با توجیه رونق مطالعه به صورت غیرقانونی در دسترس قرار داده و اعتراض برخی از ناشران را برانگیخته است.

خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ: بیش از سه سال است که پدیده قاچاق کتاب به صورتی جدی وارد ادبیاتِ نشر و کتاب در ایران شده است. طی این مدت بخش زیادی از پتانسیل شخصی و صنفی نشر ایران برای مقابله با این پدیده مواجه شده است، اما گویی قاچاق کتاب مانند یک ویروس موذی هوشمند هر روز در حال ایجاد تصویری تازه از خود در مقابل نسخه های درمانی است که برای آن ارائه می شود.

قاچاق در فاز نخست خود شامل فروش نسخه های کتاب هایی بود که به دلایل متعدد سال ها از سوی ناشران اجازه نشر پیدا نمی کرد. کتاب هایی که به طور عمده توسط نویسندگانی در مدح رژیم پهلوی نوشته شده و یا درباره برخی از آئین ها و باورهای ضاله بوده است و یا کتاب هایی از نویسندگان قدیمی که به دلیل امکان انتشار نیافتن آن به دلیل ضوابط جاری بر انتشار کتاب، در سال های پس از انقلاب انتشار آنها به صورت افست و کپی در بساطی های کتاب بود. این اتفاق در رده بعدی خود رفته رفته دامن کتاب هایی که در سال های پس از انقلاب برای مدت معدودی اجازه انتشار پیدا کرده بودند، اما به دلیل رفتارهای خاص نویسنده و یا منوط کردن انتشار مجدد آنها به برخی از ممیزی های رایج، امکان انتشار پیدا نکرده و در نتیجه نسخه کپی از همان معدود نسخه های موجود آن سر از بساط فروشندگان آن هم فروشندگان کنار خیابانی کتاب در می آورد.

قاچاق کتاب در ادامه به سراغ کتاب هایی رفت که از قضای روزگار کاملاً قانونی منتشر شده بود و هنوز هم در موجودی انبار فروشندگان و ناشران آنها وجود داشت، اما اقبال زیاد مخاطبان، قاچاقچیان را به وسوسه انداخته بود تا با انتشار غیرقانونی آنها از سود حاصل از فروش بهره ببرند. در کنار آن فروش برخی از کتاب هایی که اجازه انتشار در ایران پیدا نکرده بودند را نیز باید به این مساله افزود که نمونه بارز آن جنجال هایی بود که در این سال ها درباره کتاب زوال کلنل ایجاد شد و بارها و بارها از سوی مؤلف این اثر درباره آن شرح داده شده است.

اما این هم پایان راه قاچاق کتاب در ایران نبود. در چند سال اخیر برخی از نویسندگانی که به هر دلیل ترجیح داده بودند تا نسخه کتاب هایشان توسط ناشرانی خارج از ایران منتشر شود، سعی کردند با تمسک به بازار فروش قاچاق کتاب در ایران برای خود مشتری پیدا کنند، به این ترتیب که مشتری در ایران از طریق برخی سایت ها این کتاب ها را سفارش داده و حتی مبلغ آن را به صورت ریالی به حسابی در داخل ایران واریز کرده و در ادامه نسخه ای از کتاب که به صورت قاچاق در ایران افست شده بود، برای وی با پست و یا پیک ارسال می شد که این موضوع در حال حاضر نیز ادامه داشته و رایج است.

اما بخش ویژه ای از موضوع قاچاق و فروش غیرقانونی کتاب به فروش و پخش نسخه های پی دی اف کتاب های ناشران در فضای مجازی اختصاص دارد. این امر که روزگاری تنها برای کتاب های درسی و دانشگاهی رایج بود، این روزها به سادگی و با یک سرچ اینترنتی ساده برای بسیاری از کتاب ها قابل دسترسی است و جالب اینکه هیچ شکایتی از آن نمی شود، چون عاملش تقریباً نامشخص است.

این روزها اما یک پایگاه اینترنتی تقریباً نوپدید در فضای مجازی پا را فراتر از همه این اتفاقات گذاشته و با صراحت اقدام به انتشار پی دی اف بخش وسیعی از کتاب های ناشران فعال در این روزهای بازار نشر ایران کرده است.

این پایگاه که خبرگزاری مهر به منظور جلوگیری از اشاعه استفاده از آن، از ذکر نام آن معذور است درباره فعالیت خود اینگونه توضیح داده است:

اینجا کتابخانه مجازیِ رایگانی از پی دی اف هایِ عمدتاً فارسی است و سعی دارد، مجموعه ای قابلِ اتّکا، منظّم و طبقه بندی شده از پی دی اف هایِ استاندارد و مناسب تهیه کرده و در اختیارِ فارسی زبانان بگذارد. ایده و توجیهِ کلّیِ ما این است که رواجِ فرهنگِ کتابخوانی، تقریباً به هر شکل و وسیله، در دراز مدّت به نفعِ صنعتِ نشر خواهد بود و همچنین به طورِ کلّی به نفعِ جامعه، خصوصاً در میانِ ملّتی نه چندان اهلِ مطالعه.

جالب تر اینکه در بیانیه مفصل این سایت در توجیه این سرقت آشکار مادی و فرهنگی آمده است:

حدودِ دو سوّمِ کتاب هایِ سایت را کتاب هایِ آزاد تشکیل می دهد، کتاب هایی که، به دلایلِ مختلف، مشکلِ کپی رایت ندارند. مثلِ کتبِ قدیمی، کتبی که مدتها از درگذشتِ نویسنده یا صاحب اثر می گذرد، کتاب های چاپ انتشاراتی هایی که دیگر دایر نیستند، ویراست هایِ قدیمیِ یک کتاب، آثاری که صاحبانش (نویسنده و مترجم و ناشر) با آزاد و رایگان بودنِ نسخه الکترونیکیِ کتاب مشکلی ندارند، و غیره. ولی یک سوم دیگر، کتاب هایی هستند که این ویژگی ها را ندارند و می توان با تسامح کتاب هایِ چاپ جدید یا کتاب های روز نامیدشان. یعنی کتاب هایی که در حالِ حاضر به شکل کاغذی (چاپ شده) به فروش می رسند و چاپ حدوداً دو دهه اخیر هستند و نویسنده و مترجم و ناشر به هر دلیل از انتشارِ رایگانِ نسخه الکترونیکی کتابشان خرسند نیستند. صاحبانِ چنین کتاب هایی حق دارند با ایده ما در مورد مفید بودن رایگان نسخه الکترونیکیِ کتاب ها برای صنعتِ نشر در درازمدت موافق نباشند و بر آنان خُرده ای نیست. لذا بعد از درخواست شان، نسخه الکترونیکی کتاب را حذف می کنیم.

در ادامه توجیه این سایت درباره اقدام آن نیز آمده است:

علاوه بر وجودِ این آثار در سایت ها و بالاخص کانال های تلگرام و دستیابی آسان کاربران به آنها، نبودشان کیفیت سایت را بسیار پایین تر می آورد. درواقع اگر در رعایت کپی رایت سختگیری می کردیم، فقط کتاب های قدیمی باقی می ماندند و این یک سوم می تواند کمک زیادی به رونق سایت و درنهایت رونق کتابخوانی کشور کند.

درباره هر یک از مواردی که گردانندگان این سایت با بیان آن کار خود را توجیه کرده اند می توان توضیحاتی قابل توجه ارائه کرد، اما نکته جالب توجه این سایت درباره گردانندگان آن است.

پیگیری های خبرنگار مهر نشان می دهد که دامنه این سایت در کشور آلمان و توسط شرکتی فعال در این کشور ثبت شده است و میزبانی خدمات سرور آن نیز در اختیار شرکتی در آلمان است. این دامنه اینترنتی در تابستان سال گذشته ثبت و از آبان ماه سال گذشته شروع به فعالیت کرده است و این روزها بسیاری از ناشران فعال کشور شاهد عرضه رایگان نسخه های پی دی اف کتاب های خود در آن هستند.

نکته قابل توجه در این است که در قوانین جاری درباره مصادیق این نوع از تخلف ها و دزدی های آشکار فرهنگی که خسارت های مادی زیادی را نصیب ناشران، اهالی قلم و بازماندگان آنها می کند، سکوت و ضعف زیادی دیده می شود. از سوی دیگر مقابله با چنین پدیده هایی نیز به عزمی صنفی و جمعی نیاز دارد که ضرورت اقدام نهادهای صنفی ناشران و اهالی قلم درباره آن را می طلبد.

هفته گذشته و بر اساس اعلام اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران شعبه ای ویژه در دادسرای فرهنگ و رسانه برای مقابله با موضوع قاچاق کتاب ایجاد و درباره آن اطلاع رسانی شد. حال باید دید که آیا چنین اتفاقاتی در بازار نشر ایران که کپی رایت در آن هنوز مخالفان جدی داشته و قوانین حمایت از مؤلفان و مصنفان نیز نیم بند است، می تواند خلاء های موجود که منجر به رونق قاچاق کتاب شده است، را پر کند یا اینکه کماکان بسیاری از ناشران حتی برای شکایت از چنین پدیده هایی سستی و کم کاری کرده و مفری برای خود از آن نمی بینند.

کد خبر 4913962

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲

به گزارش گروه فرهنگی رکنا، 236 هزار کتاب صوتی وارد بازار فرهنگی کشور شده است. کتاب خلاقیت جدید در فضای کتابخوانی کشور نیست ، سال ها از قدمت آن می گذرد ولی در تمام این مدت موفق به جذب مخاطب مناسبی نشده است.

این در حالی است که در زندگی پرمشغله امروز ، یکی از راه هایی که می توانیم ، از کتاب دور نباشیم و در خانه، خودرو شخصی، محل کار و... از کتاب خوانی عقب نمانیم، گوش دادن به کتاب های صوتی است.

این که چرا تا به حال کتاب الکترونیک خوب جا نیفتاده است و چه رده سنی جذب شده اند و در چه حدی در محیط زیست تاثیر گذار بوده است با محمد قدم پور مدیر نشریه "آواسا" به گفت و گو نشسته ایم .

کرونا، فروش کتاب های صوتی را بالا برد

محمد قدم پور-مدیر نشریه "آواسا"-در خصوص اینکه چرا فرهنگ استفاده از کتاب صوتی همچنان در کشور جا نیافتاده است گفت:در این ایام کرونایی که مردم بیشتر در خانه و قرنطینه بودند و فرصت فراغت بیشتری داشتند، گوش دادن به کتاب های الکترونیک بیشترصورت گرفته است.

لازم به ذکر است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تخفیفات ویژه ای برای این طرح در دوران قرنطینه کرونایی گذاشته بود و به همین دلیل استفاده از کتاب هایی صوتی مورد استقبال قرار گرفت و آمار استفاده از این کتاب ها در این 2 ماه حدود 8 برابر شده بود ولی بالافاصله با پایان این طرح، آمار ریزش چشمگیری داشته است. البته پایان گرفتن دوران قرنطینه هم می تواند یکی از دلایل باشد و این کاهش کاملا ملموس است.

نقش رسانه ملی در فرهنگ سازی کتاب های صوتی

قدم پور در ادامه توضیح داد :در رسانه ملی تا به امروز تبلیغی در خصوص کتاب های صوتی نکرده و در فرهنگسازی این نوع کتابخوانی نقش نداشته است فقط گاهی در اخبار دیده شده است که یکسری از پلتفرم ها معرفی شده اندو هیچ صحبتی از ناشر خاصی نبوده است.

این ناشر در خصوص آسیب مالی که دوران کرونایی به ناشران توضیح داد : تنها ضرری که ناشران دیدند فعالیت و تولید نداشتن بود ولی افزایش فروش کتاب های صوتی و قرنطینه بودن مردم در حوزه کاری باعث جبران شده است و در کل کرونا به قشر کتاب های اکترونیک صدمه کمتری وارد کرد. البته 80 درصد تخفیفی که وزارت فرهنگ و ارشاد برای فروش کتاب های صوتی گذاشته بود مزید بر علت هم بود.

در اختیار قراردادن یارانه کتاب صوتی به ناشران

محمد قدم پور در خصوص ادامه پیدا کردن این تمهیدات برای دوران بعد از کرونا پیشنهاد داد :بهتر است یک بن و یارانه ای در اختیار ناشران صوتی قرار بدهندکه ما تخفیفات دائم بر روی محصولاتمان داشته باشیم و دولت حمایت کند و تا حدود 30 درصد تخفیفات را بر عهده بگیرد و خود ناشران هم یک سری تخفیفات جزئی حدود 10 درصد داشته باشند که خوانندگان کتاب با حدود 60 درصد تخفیف بتوانند کتاب ها را تهیه کنند و در نتیجه اگر دولت یارانه ای برای این امر در نظر بگیرد ما هم ضرر نمی کنیم و استقبال می کنیم.

فروش بیشتر رمان و کتاب های ادبی در زمان قرنطینه

او در ادامه افزود که در حوزه کودک ، رده سنی 4 تا 8 سال بیشتر از کتاب های صوتی استفاده کرده اند و دلیل آن را جذابیت بیشتر فایل های صوتی در این سنین و وقت نداشتن والدین برای خواندن کتاب برای کودکان بوده است. در خصوص ژانر کتاب های بزرگسالان ، رمان و کتاب های ادبی فروششان بیشتر از حتی کتاب های کودکان و نوجوانان بوده است.

کتاب صوتی و داشتن محیط زیستی سالم

قدم پور در خصوص استقبال از کتاب های صوتی تا چه میزان می تواند به حافظ محیط زیست باشد توضیح داد : این موضوع به فرهنگ سازی بر می گردد و متاسفانه هنوز عده ای فکر می کنند که باید حتما کتاب چیزی باشد که بتوان آن را ورق زد و تصویر ببینند و مخصوصا در حوزه کودک که با تصویر بیشتر نسبت به صوت ارتباط می گیرند و همه ی این ها بر می گردد به تبلیغ و فرهنگ سازی در رسانه ملی که در مجموع در سال های اخیر هم پیشرفت خوبی داشته است.

او ادامه داد : رسانه مکتوب به سمت صفر شدن می رود و باید در نهایت همه به سمت کتاب صوتی هدایت شوند و از لحاظ هزینه کردن و سرفه جویی کردن،کتاب های صوتی مقرون به صرفه تر است.

این ناشر در آخر به بحث حمایت و سهل گرفتن مجوز ها برای انتشار فایل های صوتی اشاره کردکه درنهایت راحت تر تولید ها صورت گیرد. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

حوادث اختصاصی رکنا را اینجا بخوانید:

آیا این خبر مفید بود؟ 0 0 منبع خبر : رکنا

لینک خبر :‌ آمد خبر
حمیدرضا شاه آبادی معتقد است یکی از دلایلی که معمولا کمتر موفق به کسب جایزه بین المللی در عرصه ادبیات می شویم، این است که نتواسته ایم خودمان را به خوبی معرفی کنیم به همین دلیل همچنان ناشناخته باقی می مانیم.

این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان که از سوی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان به عنوان نامزد جایزه آسترید لیندگرن انتخاب شده است، در گفت وگو با ایسنا، درباره این جایزه اظهار کرد: برای معرفی خودم برای این جایزه خوشحال هستم. واقعیت این است مکانیزم این انتخاب، مکانیزم امیدوارکننده ای است؛ گروهی از نویسندگان چند جلسه دور هم جمع شده و افراد مختلف را بررسی کردند. از این که من را انتخاب کردند خوشحال شدم زیرا در یک فرایند کارشناسی و توسط گروهی از نویسندگان انتخاب شده ام. امیدوارم نتیجه انتخاب، نتیجه خوبی برای ادبیات کودک کشورمان باشد.

او سپس گفت: تصور می کنم ظرفیت ادبیات کودک کشورمان در حدی هست که بتوانیم در جوایز جهانی مطرح و برنده شویم. گمان می کنم دلیل این که تاکنون نتوانسته ایم این جایزه را ببریم این است که نتواسته ایم به خوبی خودمان را معرفی کنیم. فرایندی که برای معرفی کاندیداها و قرار گرفتن آن ها در رقابت وجود دارد، گاهی اوقات فرایند صحیحی نیست، سوابق نویسنده ها به خوبی جمع آوری و معرفی نمی شوند. متاسفانه شرایط ترجمه آثار نویسندگان در کشورهای دیگر هم شرایط سهلی نیست و به همین دلیل ما همچنان ناشناخته باقی می مانیم و دیده نمی شویم.

شاه آبادی خاطرنشان کرد: نهادهای متولی معرفی افراد برای جوایز در ابتدا باید سعی کنند با یکدیگر هماهنگ تر باشند و تا حد امکان روی کاندیداهای واحدی به توافق برسند. سپس همه ما، از تک تک نویسندگان تا نهادهای مختلف مدنی و سازمان های دولتی، باید تلاش کنیم آثار نویسندگان منتخب در خارج از کشور دیده شود، همچنین نسبت به معرفی آن ها و تهیه رزومه مناسب برای معرفی حداکثر تلاش را بکنند. البته باعث خوشحالی است که تقریبا در یک سال گذشته اتفاق های خوبی در این زمینه افتاده است. وزارت ارشاد برای ایجاد ارتباط میان نهادهای معرفی کننده، بعد گرفتن اسامی آن ها نسبت به تهیه رزومه نویسندگان منتخب تلاش می کند. به نظرم اتفاق خوبی است ولی همچنان جا دارد این اتفاق گسترده تر شود و در حوزه های مختلف دیگر هم خود را نشان دهد.

نویسنده دروازه مردگان درباره تاثیر جوایز بر نویسندگان، گفت: صددرصد جوایز موثر هستند. جوایز ادبی، توجه عمومی را به آثار یک نویسنده جلب می کند. جوایز ادبی بین المللی در حوزه گسترده جهانی توجه ها را جلب می کند. هر نویسنده و هر هنرمندی دوست دارد دیده شود و بازخورد کار خود را بر ذهن مخاطبانش ببیند. جوایز ادبی می توانند نماد این بازخورد باشند و عکس العمل عمومی و کارشناسانه را نسبت به آثارشان نویسنده نشان دهند و معرف آن در سطح جهانی باشند.

او تاکید کرد: از طرف دیگر تجربه ملت های دیگر ثابت کرده، زمانی که یک نویسنده از یک کشور موفق می شود جایزه جهانی ببرد توجه مردم دنیا به ادبیات آن کشور جلب می شود. در واقع سود یک جایزه بین المللی فقط به نویسنده نمی رسد بلکه دیگر نویسندگان آن کشور هم شناخته می شوند، در نتیجه ادبیات و صنعت نشر آن کشور هم رشد می کند.

شاه آبادی درباره تاثیر عوامل دیگر از جمله نگاه سیاسی بر انتخاب نویسندگان در جوایز بین المللی هم گفت: در جوایز مختلف، گروه های مختلف داوری، فعالیت می کنند و داوران سلایق خود را به کار می گیرند. زمانی که یک نفر به عنوان داور یک جایزه انتخاب می شود ه قطعا به او اجازه داده می شود سلیقه خود را هم دخالت بدهد. سلیقه نیز می تواند از چیزهای مختلف سرچشمه بگیرد، فکر نمی کنم بشود با اطلاق برخی از صفت ها جوایز را بی اعتبار کرد. این طور نیست. حتی اگر قرار باشد برخوردهای غیرادبی صورت بگیرد، حتما نویسنده باید دارای حداقل بضاعت ادبی باشد تا آثارش حداقل امتیاز را بگیرند تا بتوانند دیده شوند و بعد مسائل غیرادبی هم بر روی آن تاثیر بگذارد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
مراسم معارفه ایوب دهقانکار سرپرست موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران روز شنبه 13 اردیبهشت ماه برگزار می شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، روز گذشته با حکم محسن جوادی معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایوب دهقانکار به عنوان سرپرست موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران منصوب شد.

بر اساس این گزارش، ایوب دهقانکار با این حکم سرپرست موسسات ادغامی وزارت ارشاد شد. از این رو مراسم تکریم قادر آشنا مدیرعامل پیشین موسسه نمایشگاه های فرهنگی و معارفه ایوب دهقانکار به عنوان مدیر جدید روز شنبه 13 اردیبهشت ماه از ساعت 11:30 در سالن مرحوم عاشوری موسسه نمایشگاه ها برگزار می شود.

در حکم وی مواردی برای پیگیری درخواست شده است که عبارتند از:

1. ساماندهی موسسات بر اساس منطق روشن بهره وری بیشتر، نوآوری و همگرائی در فعالیت ها، کاهش هزینه ها و یافتن منابع مالی مناسب دولتی و بخش خصوصی طراحی شده است. لازم است این نکات در همه مراحل ساماندهی مد نظر باشد

2. در مسیر ساماندهی موسسات، حفظ کرامت و حرمت همه همکاران در موسسات ضروری است و هرگونه تصمیمی در مورد آنها باید توجیه کافی داشته و با جلب رضایت همکاران و رعایت احتیاط لازم و بدون شتابزدگی باشد.

3. ضوابط قانون کار باید بدون تبعیض در مورد همه همکاران لحاظ شود و منافع مشروع و قانونی آنها تامین شود.

4. با توجه به وجود افراد صاحب نظر در هیات امنا و هیات مدیره موسسات و نیز مدیران و کارشناسان با تجربه، لازم است نظر مشورتی آنها در همه مراحل سامان دهی مورد توجه باشد و اولویت انتخاب مدیران و مسئولان بخش های گوناگون از کارکنان موسسات باشد.

5. امید به خداوند و اخلاص در عمل و دقت در تصمیم گیری و تدبیر و دوراندیشی رمز موفقیت شما در این سمت جدید است.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
رئیس سازمان سینمایی اقدامات این سازمان در روزهای شیوع کرونا برای حل مشکلات سینمای ایران را تشریح کرد.

به گزارش هنرآنلاین ، حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی با تأکید بر اینکه جبران ضرر و زیان صنعت سینما در پی شیوع ویروس کرونا یکی از اولویت های اصلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، گفت: در جلسات متعدد بررسی آسیب های کرونا مقرر شده است تا از قشرهای آسیب پذیر سینما از طریق پرداخت مستقیم و همچنین فعالیت هایی که بر اثر کرونا دچار آسیب و تعطیلی شده اند، حمایت شود.

انتظامی درباره روند حمایتی سازمان امور سینمایی در این زمینه از اسفند 1398 تاکنون اظهار کرد: حمایت از آسیب های وارده به صنعت سینمای ایران موضوعی است که مدیران دولتی سینما درباره آن اتفاق نظر دارند و سازمان سینمایی با حداکثر توان خود در این موضوع اهتمام داشته و با کمک فعالان صنفی به ترمیم آسیب های وارده خواهیم پرداخت.

تصویب بسته های حمایتی در کارگروه بررسی آسیب های کرونا

وی با اشاره به توقف صدور پروانه ساخت آثار سینمایی و برگزاری کارگروه بررسی آسیب های کرونا در سینما گفت: تاکنون در شش جلسه برگزارشده این کارگروه، پیشنهاد ها و بسته های حمایتی مختلف مطرح و مورد تصویب قرار گرفته است.

انتظامی در عین حال تصریح کرد: ازجمله این بسته های حمایتی می توان به تعویق پرداخت اقساط اعضای خانه سینما به مدت سه ماه و پرداخت وام قرض الحسنه به سینماهای بخش خصوصی به ازای هر پرده ده میلیون تومان (به شرط عدم اخراج کارکنان) اشاره کرد.

به گفته رئیس سازمان سینمایی، پرداخت هزینه سهم کارفرمای بیمه تأمین اجتماعی کارکنان آموزشگاه ها، لابراتوارها، شرکت های پخش و سینماها از طریق اعتبارات حمایتی سازمان سینمایی از اسفندماه تا زمان بازگشایی سالن های سینما و حمایت از فیلم های سینمایی اکران نشده در صورت عرضه در شبکه نمایش خانگی است که معادل 20 درصد مبلغ قرارداد علاوه بر قراردادی که با آن سامانه ها دارند از دیگر موارد حمایتی از سوی این سازمان در این ایام است.

ثبت نام سه هزار و 645 نفر در سامانه حمایت

رئیس سازمان سینمایی با اشاره به ثبت اطلاعات فعالان سینما که در اثر کرونا دچار آسیب شده اند در سامانه hemayat.samfaa.ir خاطرنشان کرد: در این سامانه سه هزار و 645 نفر ثبت نام کرده اند و بررسی ها با اولویت افراد ضعیف تر و آسیب دیده بیشتر ناشی از بیکاری کرونا و بر اساس اطلاعات دریافتی، فرمول ها و اولویت ها خواهد بود و درنهایت با مطابقت اطلاعات خانه سینما و صندوق اعتباری هنر، بسته های مختلف حمایتی برای گروه های مختلف تعریف خواهد شد.

انتظامی درباره زمان احتمالی بازگشایی سالن های سینما اعلام کرد: ضوابط بازگشایی سالن های سینما در 15 بند برای ارائه به ستاد ملی مبارزه با کرونا آماده و تدوین شده است و پس از کسب تکلیف نهایی از این ستاد بر اساس قوانین بهداشتی ابلاغ شده نسبت به بازگشایی سالن های سینما اقدام می شود.

وی در پایان تأکید کرد: تاکنون مصوبات و نتایج کارگروه بررسی آسیب های کرونا اطلاع رسانی شده و مصوبات جلسات آینده هم به طور مرتب اطلاع رسانی خواهد شد.

لینک خبر :‌ هنر آنلاین
امیر اثباتی (سینماگر و طراح صحنه) در یادداشتی که به مناسبتی روز جهانی کارگر به نگارش درآورده، انتقاداتی را نسبت به خانه سینما مطرح کرده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

به گزارش خبرنگار ایلنا، امیر اثباتی (سینماگر و طراح صحنه) به مناسبت روز جهانی کارگر یادداشتی نوشت و در اختیار ایلنا قرار داد. متن یادداشت به شرح زیر است:

در روز جهانی کارگر، بسیار شرمنده ام.

امروز 12 اردیبهشت مطابق با اول ماه مه، روز جهانی کار و کارگر است و من به شدت شرمنده ام. علتش را توضیح می دهم.

از حدود 130سال پیش تاکنون در چنین روزی کارگران بسیاری از کشورها در قالب اتحادیه ها و سندیکاها به نحوی خواسته هایشان را برای بهبود شرایط کار و زندگی اعلام می کنند و بر آن اصرار می ورزند. سابقۀ تشکیل اتحادیه های کارگری در ایران، به شکل محدود و ابتدایی آن به عصر مشروطیت می رسد. اگر از مقررات پراکنده ای که از اواخر قاجار و اوایل پهلوی در همین زمینه وضع شد بگذریم، که شاخص ترینِ آن آیین نامۀ سال 1315 است و به مقرات کار و بیمۀ کارگر هم توجه کرده، باید از تشکیل وزارت کار و تصویب قانون کار در1325 و با اصلاحاتی در 1337 یاد کنیم و قانون کار جمهوری اسلامی ایران که پس از انقلاب و در پی کش وقوس های فراوان سرانجام در سال 1369 به تصویب رسید.

قانون کار قاعدتاً به مناسبات میان کارگر و کارفرما و مسائلی مانند تعریف مشاغل و حرفه ها، حداقل دستمزد، شرایط کار، قرارداد میان کارگر و کارفرما، جبران خسارت ها، بیمه، امنیت شغلی، حقوق بیکاری و... می پردازد. نمایندگان کارگران و کارفرمایان و دولت هرساله برای تنظیم این مناسبات جلساتی برگزار می کنند و به نتایجی می رسند که معمولاً برای هیچ کدام هم چندان راضی کننده نیست! ولی به هرصورت برای این ارتباط تعریفی وجود دارد که با همۀ کاستی ها و اشکالات، حکایت از پدیده ای مدرن می کند. دربارۀ حق و حقوق و مسئولیت های متقابل است نه لطف و مرحمت و بخشندگی و منت گذاشتن و گناه و ثواب.

حدود 30سال قبل خانه سینما به عنوان "جامعه اصناف سینمای ایران" با هدف حفظ و صیانت از حقوق مادی و معنوی دست اندرکاران حرفه ای تولید و توزیع و نمایش هنر/ صنعتِ سینما تشکیل شد. طبعاً کسب هویت حقوقی، امنیت شغلی و تأمین اجتماعی از اهداف اصلی و اولیۀ این نهاد صنفی بود. اما آیا اصلاً این نهاد که به دلیل حضور بعضی چهره های شاخص هنری، به ویژه برخی بازیگران و کارگردانان و...بسیار مشهور و گاه در معادلات سیاسی یا رویدادهای اجتماعی تأثیرگذار شده بود، درواقع یک تشکل صنفی بود یا یک انجمن یا مؤسسۀ فرهنگی؟

در دولت های نهم و دهم مدیران دولتیِ سینما و تعدادی -البته اندک- از سینماگران به ویژه برخی از تهیه کنندگان و کارگردانان در تلاشی مشترک کوشیدند تا با اِعمال فشار و استناد به مقرراتی که هرچندگاه یک بار تغییر می کرد و ابهاماتی حقوقی در پی داشت، اساساً خانه سینما را از ماهیت صنفی آن تهی سازند و خانۀ سینمای مطلوب و مطیع خودشان را در حد یک "مؤسسۀ فرهنگی" بنا کنند و جایگزین سازند. تلاش مذبوحانه و عبثی بود و حتی ریخت وپاشِ بی حساب و کتابِ میلیاردها تومان هم تحت عناوین مختلف، ازجمله "عیدی" فایده ای نداشت و با مدیریت سنجیده و مقاومت اعضا، خانه سینما فریب نخورد و تسلیم نشد.

یادمان نرود که مکاتباتِ مکرر و پیگیری های فراوانِ مدیران خانه سینما با رئیس دولت نهم و دهم برای تأمین منابع لازم به منظور ایجاد صندوق بیمه بیکاری که بر اساس ماده 116 قانون برنامه چهارم توسعه، دولت مکلف به انجامش بود، عملاً از طرف مسئولان مسکوت ماند ولی به همان میزان مبالغی در اختیار معتمدان و عمّالشان قرار دادند تا نمایش خیابانی و تحقیر آمیز و موذیانۀ توزیع "عیدی" و ...را در مقابل دفتر تهیه کنندگانِ کذایی برپا کنند؛ مدیریتی متناسب با عصر قبیله ها و عشیره ها و رفتاری فریبکارانه و ماقبل مدرن.

به نظر می رسید اصولاً اعضای خانه سینما نمک نشناس هستند! بذل و بخشش های شهردار وقتِ تهران که گهگاه سخاوتمندانه بن های خرید شهروندی را به سینماگران "هدیه" می داد و البته تصادفاً آرزو و اصرار و سماجتِ قابل تحسینی برای نقل مکان از خیابان بهشت به پاستور داشت هم در زمان مناسب! با قدردانی و جبرانِ قابل توجهی از سوی سینماگران روبرو نمی شد.

اما باید انتظار داشت و قبول کرد که این "عیدی ها" و "هدایا" زیر زبان بعضی همکاران چنان مزه کرده باشد که بدعادت شده باشند و گاهی هوس کنند که از یک جایی به مناسبتی باز هم مرحمتی بشود و کیسه ای گشوده و یکی دو اشرفی به طرفشان پرتاب شود.

کشمکش های خانه سینما و وزارت ارشاد اما خوشبختانه منجر به یک توفیقِ اجباری شد: چاره جویی و جست وجوی راه حلی که تشکل های عضو را از برزخِ "تشکلِ صنفی یا مؤسسۀ فرهنگی" خلاص کند و اگر قرار است "جامعۀ اصناف سینمای کشور" باشند بروند جایی خودشان را ثبت کنند که اصناف می روند، یعنی وزارت کار. و در آن صورت علاوه بر اینکه ماهیت و مشروعیت حقوقی خود را از مرجعِ مشخص و معینی کسب می کنند که دست کم اما و اگر و حرف و حدیث کمتری دارد، شاید قدری به مطالبات و اهدافِ واقعاً صنفی خود بیشتر و جدی تر بپردازند؛ از امنیت شغلی تا قرارداد واحد و حقوق بیکاری و از تعریف مشاغل و شرح وظایف و مسئولیت ها تا ضوابط منطقیِ پذیرش و لغو عضویت و توجه به استمرار شغلی و تشخیص عضو واقعی و... خلاصه تغییر از وضعیت "باشگاه فرهنگی" به "صنف" در تعریف حقوقیِ آن.

حالا اول باید مشخص می شد که کدام تشکل "کارگر"ی است و "کدام تشکل "کارفرما"یی! مدت ها وقت صرف شد تا بعضی دوستانِ دانشمند! بفهمند و یا از سرِ ناچاری بالاخره بپذیرند که واژه های "کارگر" و "کارفرما" مفاهیمی حقوقی هستند و در نسبت با "پرداخت" یا "دریافت" دستمزدِ معین بابت انجام کارِ معین طبق قراردادِ معین، معنی می شوند و کسی بابت اطلاق این عنوان به مثلاً "کانون کارگردانان"، خدای ناکرده قصد توهین به آنان را ندارد!!! باور کردنی نیست که لابد تمامی اعضای این تشکل در آثارشان مدعی همدلی و دفاع از حقوقِ کارگران و فرودستان و مظلومان باشند ولی برخی از همین اساتید حتی عنوانِ حقوقیِ "کارگر" را برنتابند و آن را دون شأن خود بدانند، که دانستند و زیر بار عنوان انجمن صنفیِ کارگری" نرفتند و مدعی شدند که "انجمن صنفی" هستند اما در مقام شامخِ "کارفرمایی"! این میزان از کج فهمی و توهم و نخوت به راستی که نوبر است. به هر صورت طی دو سه سال اخیر که روند ثبت انجمن های صنفی در وزارت کار ادامه داشت، کمابیش از این "نوع" هنرمندان و اعضای صنفی در برخی تشکل ها مشاهده و موجب حیرتِ فراوان شد.

هرچند تاکنون اکثریت تشکل های خانه سینما در وزارت کار ثبت شده اند یا در مسیرِ تکمیل مراحل اداری آن هستند، اما هنوز هم ظاهراً بعضی انجمن ها و کانون ها بلاتکلیفند و نفهمیده اند بالاخره کی به کی است و چی به چی. و در این هیر و ویر سر و کلۀ ویروس کرونا هم پیدا شد!

با تعطیلیِ ناگزیرِ و اجباریِ سینماها و از دست رفتن اکرانِ نوروزی، طبعاً خسارت هنگفتی به سینماداران و بعضی تهیه کنندگان و پخش کنندگان وارد آمد. عوامل تولید البته اغلبشان درفصل بیکاری و کم کاریِ سالانه به سر می بردند که معمولاً از پیش از جشنواره فیلم فجر تا پایان تعطیلاتِ نوروزی و اوایل اردیبهشت طول می کشید و برایشان عادی بود و تازگی نداشت. تعدادی سریال تلویزیونی در چارچوب زمانبندی های پخش و نوبتِ آنتن مشغول کار بودند که اغلبشان یا حداقل تعدادی، تقریباً تا به انتها به کارشان ادامه دادند و توجهی به هشدارهای دولتی و غیردولتی نکردند. چند تایی پروژه هم در مرحلۀ پیش تولید متوقف شد که گویا این روزها پنهان و آشکار از سرگرفته شده اند.

اما به هرحال بیماریِ مهلکِ فراگیر و جهانی همه را غافلگیر کرده بود و کابوسِ هراس از آیندۀ نامعلوم به سرعت شکل می گرفت و پررنگ می شد. اغلبِ دولت ها، درمانده وگیج و کلافه، تصمیمات شتابزده و کوتاه مدت و گاه متناقضی را اعلام می کردند و می کنند که اعتبار چندانی نداشت و ندارد. در مورد ایران آنچه مسئله و مشکل را پیچیده تر و مدیریت اوضاع و شرایط را دشوارتر می سازد فقدان اطلاعات لازم دربارۀ ابعاد مسئله و مختصات دقیقِ شرایط است. انگار با وجود درآمدِ به ظاهر پایان ناپذیرِ فروشِ نفت، هیچوقت لزومی نداشته که معادلات و محاسبات اقتصادی و مالی و دخل و خرج حساب و کتابی داشته باشد.

آن آقای "معجزۀ هزارۀ سوم" بر اساس همین نگاهِ نبوغ آسا و به پشتوانۀ آن منابع مالیِ هنگفت که البته چند صباحی بیش نپایید، در اولین اقدام برای رتق و فتق امور، "سازمان برنامه و بودجه" را از دایرۀ مدیریت اقتصادی حذف کرد. سازمان برنامه و بودجه یعنی جمع آوری اطلاعات دقیق، پردازش کارشناسانه و علمی داده ها و تخصیص درست منابع برای اموری که باید درباره شان سنجیده و حساب شده تصمیم گیری شود و سرانجام کنترل و ارزیابی پروژه ها. اما آقای "معجزه" ظاهراً به توزیعِ مستقیمِ چک پول از روی سقف اتومبیلش به مردمی که ملتمسانه دست دراز کرده بودند تا چیزی گیرشان بیاید اعتقاد داشت. و بر همین روال هر نمایندۀ مجلسی یا فرمانداری یا... به فکر شهر و قبیله و فک و فامیل خود بود تا آ ن ها را راضی سازد واحیاناً آرای دورۀ بعدی انتخابات را ذخیره کند و موقعیت های نان و آب دارتری برای خودش فراهم بیاورد. آنچه مهم نبود دوراندیشی و توسعۀ متوازن و پایدار و ایجاد ساختاری بود که با هر تلنگری فرونپاشد.

حالا که دیگر مدت هاست آن دورانِ طلایی "معجزه" به سر آمده و کفگیر به ته دیگ خورده و چیزی برای حاتم بخشی نمانده. و کسی هم نمی داند تعداد کارگران کارخانه ها و کارگاه ها و دستفروشان و کارگران ساختمانی و کارگران مهاجر افغان و... همۀ آن ها که به دلیل شرایط اخیر بیکار شده اند چقدر است و چند سرعائله به نان شب محتاجند و اصلاً تأمینِ این نانِ شبِ فعلاً موجود، تا چند ماه دیگر دوام دارد.

برگردیم به خانۀ سینما. خانه سینما هم مقیاس کوچکی است از جامعۀ بزرگتری که در آن زندگی می کنیم. مدیرانِ اغلب تشکل ها اطلاع دقیقی از وضعیت معیشتیِ اعضا ندارند. دارند؟ می دانند چه کسی سال گذشته چند کار کرده و احتمالاً چه درآمدی داشته؟ اصلاً کارکرده یا بیکار بوده؟ اگر بیکار بوده از چه طریقی امرار معاش می کرده؟ الان چه می کند؟ حداقلِ نیازِ ماهانه اش با توجه به تعداد افراد تحت تکفلش و.... چه قدر است؟ چند نفر در یک صنف معین چنین وضعی دارند؟ چند نفر می توانند تا 3ماه آینده دوام بیاورند؟

اصلاً در سینمای ایران نظام دستمزدی بر مبنای چه منطقی استوار است؟ منطق مشخص و قابل تبیینی دارد؟ اختلاف فاحش و گاه چندبرابریِ دستمزد دو هم حرفه و یا دو نفر از دو حرفۀ متفاوت بر چه اساسی شکل گرفته و جا افتاده؟ اساساً کفِ دستمزدها در هر حرفه چقدر است؟

میانگین اشتغال به کار در حرفه های مختلف سینمایی چند ماه از سال است؟ میانگین درآمد چقدر است؟ تعداد افراد عضو یک صنف به تعداد تولیداتِ سینمایی (عرضه و تقاضای نیروی کار) چه نسبتی دارد؟

شرایط ویژۀ کار در سینما با شرایط ِ کارگران در حرفه ها و مشاغل دیگری که تحت پوشش وزارت کار قرار دارند چگونه مقایسه و منطبق می شود؟ چه راه حلی متصور است؟

بله، ماجرا بسیار پیچیده است. راه حل ساده ای ندارد. پس چه کنیم؟ طبق معمول می شود اصلاً صورت مسئله را پاک کرد و رفت سراغ گزینۀ بی دردسر: همان "عیدی" و "هدیه" و "بن شهروندی" و...

مشکل تمامی ندارد! ما سینماگران تنها گروهی در جامعه نیستیم که دولت موظف است از نظر مالی حمایتمان کند. اهالی تئاتر و موسیقی و تجسمی و... هم هستند. و فراتر از حوزۀ فرهنگ گروه های دیگری هم نیازمند حمایت اند. خون ما سینماگران که از خون مثلاً راهنمایان گردشگری با تعدادِ بسیار بیشتر از گروه ما یا بسیاری مشاغل دیگر، رنگین تر نیست. هست؟

منابع مالیِ در اختیارِ دولت هم محدود است. شاید باور نمی کنید؟! ولی همین طور است. باور بفرمایید با توجه به اخبار مربوط به فساد های ریز و درشت در دستگاه های مختلف، همین هم که باقی مانده جای شکر و تشکر دارد! بگذریم.

پس سهمیۀ منطقی و مناسبی به همه نمی رسد. باید گزینش کرد. بله دقیقاً باید "گزینش" کرد. فعلاً بازیگر، کارگردان، فیلمبردار، طراح یا...هر همکاری را که سال گذشته احتمالاً و حدوداً درآمدش بیش از 100 میلیون بوده از فهرست خط بزنیم. سینماگری را که بازنشسته است هم از دایرۀ نیازمندان حمایت مالی کنار بگذاریم. کسانی را که مثلاً از راه تدریس حقوق ثابتی دارند هم و... به همین ترتیب تلاش کنیم تا برسیم به افراد واقعاً نیازمند و برایشان چاره ای بیندیشیم و حرمت شان را هم نگهداریم. با دادنِ عیدی 500هزار تومانی به هرکارگر ساده ای هم که بیکار شده، بیشتر به او توهین می شود نه کمک.

در این روز که روز کارگر است و یادآور لزومِ تلاش برای ایجاد شرایطی است تا هر انسانی بتواند شرافتمندانه از حق کارکردن به نحوی انسانی و عادلانه برخوردار باشد و در بیکاری و بیماری و از کارافتادگی هم بی پناه و درمانده نشود، شرمنده ام. بسیار شرمنده ام. شرمنده ام از اینکه در سینمای ایران به کار مشغولم و شرمنده ام که عضو "انجمن صنفی کارگری طراحان فیلم" هستم که یکی از اصناف عضو خانه سینماست؛ خانه سینمایی که اندازه و قوارۀ "کانون کارگردانان"اش با یدک کشیدن عنوان "کارفرما" در حد تأمین هدیه ای 500هزار تومنی برای "تمامی اعضای خودش" است، و در اطلاعیه ای این را پیروزمندانه اعلام می کند و دعوت می کند تا اعضای محترمش با اطمینان از رعایت بهداشت! به خانه سینما مراجعه کنند و هدیۀ ارزشمندشان را تحویل بگیرند. و البته آن ها را مخیّر می گذارد که لابد محض ثواب، منت بر سر نیازمندی دیگر بگذارند و حق شخصی خود را که از بیت المالِ شهرداری نصیبشان شده به هر کس که خودشان مستحق می دانند، ببخشند. میزانسنِ چندسال پیش دوباره تکرار می شود. همچنان در دورانِ ماقبل مدرن به سر می بریم.

بله کارفرما/کارگردانان محترم زورشان به یک نهاد عمومی –شهرداری- رسید (آیا دستیاران فیلمبردار و دستیاران طراح و دستیاران تدوین و دستیاران صدا و... هم همین قدر خرشان می رود که بروند و احقاق حق کنند؟ یا فقط در بضاعت کارگردانان و بازیگران است و دوستان و رفقا و ... راستی کسی یادش مانده معنای "رانت" چیست؟) و "حق"شان را گرفتند و گویا مراسم باشکوهِ توزیع هم دو روز پیش با موفقیت برگزار شد. اجازه بدهید علاوه بر احساس شرمندگی بابت این همه حقارت، از سکوت برخی از اعضای کانون کارگردانان در قبال این اقدامِ عوامانه، متظاهرانه و عقب مانده بسیار متعجب باشم.

در شرایطی که هر شهروند عادی هم در حدِ توان و بضاعتِ ذهنی اش به روزها و ماه های سختِ پیش رو فکر می کند و نگرانِ آیندۀ مبهم و تلخی است که گریبانِ همه را خواهد گرفت و اگر اندکی عقل و انصاف داشته باشد لابد مدلی از ساماندهیِ عادلانه را در ذهن تجسم می کند، در عوض همفکری و چاره اندیشی و آمادگی برای برنامه ریزی های فوری و میان مدت و بلند مدت، و ایجاد و استفاده ازظرفیت های قانونی و دستیابی به حقوقِ شایستۀ سینماگران، افق فکری کانون کارگردانان خانه سینما باید این قدر کوتاه و حقیر باشد؟ در حد "هدیۀ مرحمتی"؟

و شرمنده ام که این نوع طرز تفکرِ قبیله ای و رویکردِ پوپولیستی در میان تعدادی دیگر از اصناف و آحاد صنفی هم خریدار دارد.

عده ای هم تازه به صرافتِ "حقوق بیکاری" افتاده اند و شعارش را سر می دهند که دست کم به 80 درصد سینماگران باید این حقوق تعلق بگیرد. پرسش اینجاست که آن 80درصد شامل چه کسانی است و 20درصدِ بقیه را چه کسانی تشکیل می دهند؟ میزان بیمۀ بیکاری چقدر است؟ اساساً این عدد و آمار ازکجا آمده؟ مستند به کدام بانک اطلاعاتی است؟ مگر نه این که باید بر مبنای شاخص هایی و ضوابطی، همان افراد موردنظر شما، 80درصدِ سینماگران، شناسایی شوند؟ پس چرا ایجاد بانک اطلاعات را تجسس در احوال شخصی قلمداد می کنید؟ چرا گزینشِ ناگزیر را تبعیض می نامید؟ پاسخ درست این است: ما هم می خواهیم از مزایای جامعۀ مدنی و مدرن بهره مند شویم و هم نمی خواهیم آدابش را به جا بیاوریم. "هم خر را می خواهیم و هم خرما را". باید گفت: "اول برادریت را ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث بفرما!"

بله، امروز، روز جهانی کارگر است و درحالی که مردم جهان گرفتار مصیبتی عظیم شده اند و کارگران و اقشار گوناگون در بسیاری از کشورها از تجربیات و دستاوردهای جامعۀ مدرن برای تخفیف مشکلات و بهبود نسبی شرایطِ زیستیِ خود و مدیریت این دورانِ سخت و دشوار کمک می گیرند، من شرمنده ام که در خانه سینما همچنان درگیر و شاهد مباحثی هستم که ده ها سال قبل باید از ذهن همه پاک می شد و ما اکنون در "روز مبادا" جای دیگری ایستاده بودیم.

امیر اثباتی

12 اردیبهشت 1399

لینک خبر :‌ خبرگزاری کار ایران
تهران - ایرنا - ابراهیم داروغه زاده معاون سابق نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی و دبیر جشنواره فیلم فجر با حکم دادگاه کارکنان دولت از شکایت دادستانی به دلیل صدور مجوز برای تعدادی فیلم سینمایی تبرئه شد.

ابوذر نصراللهی روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار قضایی خبرگزاری ایرنا درباره تشکیل این اظهار کرد: موکل با شکایت دادسرای ارشاد در زمان ریاست سابق قوه قضائیه، به دلیل صدور مجوز برای فیلم هایی نظیر ارادتمند، نازنین بهاره و تینا ، عرق سرد ، کاناپه ، ناپدید شدن ، دم سرد ، هجوم ، هایلایت ، اتاق تاریک ، جاده قدیم ، دلم می خواد ، آستیگمات ، درساژ ، مارموز ، آشغال های دوست داشتنی ، اکسیدان ، عصبانی نیستم ، هجوم ، رحمان 1400 و خوک و ... تحت تعقیب قرار گرفت.

این وکیل دادگستری افزود: پس از تشکیل پرونده و صدور کیفرخواست در شعبه دادسرا، موضوع برای رسیدگی به شعبه 1059 دادگاه کارکنان دولت ارجاع شد.

نصراللهی گفت: دی ماه سال 98 جلسه رسیدگی برگزار شد که در این جلسه علاوه بر تقدیم لایحه، دفاعیات خود را در رد شکایت صادره به صورت مبسوط بیان کردیم و نهایتاً دادگاه محترم به دور از هرگونه نگاه سیاسی و تنها بر پایه مستندات حقوقی در اواخر اسفند 98 حکم خود را صادر و موکل را از اتهام انتسابی در کیفرخواست تبرئه کرد.

وکیل مدافع ابراهیم داروغه زاده درباره دو فیلم ارادتمند، نازنین بهاره و تینا و کاناپه که در کیفرخواست صادره از سوی دادستانی مورد استناد و اشاره قرار گرفته، گفت: این دو فیلم هیچگاه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پروانه نمایش چه برای نمایش داخلی و چه خارجی دریافت نکرده بودند، بنابراین اساساً نمایش احتمالی این دو فیلم در خارج از کشور ارتباطی به موکل ندارد.

نصراللهی اضافه کرد: این نکته را نیز باید در نظر گرفت که در دوران حضور موکل در سمت معاونت نظارت و ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حدود 200 فیلم موفق به اخذ پروانه نمایش شدند که اکثرا فیلم های خوبی بودند و برخی مورد اقبال عمومی کم نظیری قرار گرفتند لکن بنا به موارد ذیل این معاونت به هیچ وجه امکان دخالت دادن منویات شخصی خویش برای صدور پروانه را ندشته است.

این وکیل دادگستری گفت: زمانی که تهیه کننده بنا دارد فیلمی بسازد، ابتدا و حسب مورد به یکی از دو اداره کل نمایش خانگی یا اداره کل سینمای حرفه ای مراجعه و طبق دستورالعمل ناظر بر آیین نامه بررسی فیلم نامه و صدور پروانه فیلم سازی مصوب 1368 و اصلاحی 1377، موضوع در شورای پروانه ساخت مطرح و در صورت تصویب اکثریت، پروانه ساخت توسط مدیر کل مربوطه صادر می شود. به طور کلی حساسیت زیادی در این بخش وجود ندارد چون پروانه بر اساس فیلمنامه صادر می شود و فیلمسازان معمولا برای اخذ پروانه ساخت از نظر شورا تبعیت می کنند.

نصراللهی اضافه کرد: پس از ساخت و تدوین، نسخه ای از فیلم تحویل اداره کل مربوطه می شود و این اداره فیلم را به شورای صدور پروانه نمایش موضوع ماده 6 آیین نامه نظارت برنمایش فیلم یا اسلاید و ویدیو و صدور پروانه نمایش آن ها مصوب 1382 متشکل از یک نفر روحانی آشنا به مسایل هنری، سه نفر دارای بینش سیاسی، اجتماعی و اسلامی و آشنا به مسایل فیلم و سینما و یک نفر کارشناس امور فیلم و سینمای داخلی و خارجی که همگی با حکم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نصب می شوند ارسال می کند.

این وکیل دادگستری توضیح داد: شورای صدور پروانه نمایش، پس از تماشای فیلم یا اجازه صدور پروانه نمایش را می دهد که در این صورت از سوی اداره کل مربوطه پروانه صادر می شود یا آن را مردود اعلام می کند که تا طی مراحل قانونی و تصویب مجدد شورا، پروانه صادر نمی شود یا آن که با ذکر موارد اصلاحی اجازه صدور پروانه را می دهند که در این صورت پس از اصلاح، نماینده شورا موضوع را تأیید و مدیر کل مربوطه پروانه نمایش را صادر می کند. با این توصیف معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی تحت هیچ شرایطی اجازه دخالت ماهوی در مراحل صدور پروانه نمایش را ندارد و فقط می تواند در صورتی که شرایط شکلی صدور پروانه رعایت نشده باشد تذکر دهد. بنابراین انتساب جرم به معاونت نظارت و ارزشیابی به دلیل صدور مجوز در حالی که اختیاری خارج از اراده شورا ندارد فاقد محمل قانونی و از مصادیق تکلیف مالایطاق است.

وی همچنین با اشار به ماده چهار آیین نامه اجرایی پروانه نمایش گفت: معاونت نظارت و ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در موارد معدودی که بحث امنیت ملی یا حساسیت های بسیار ویژه در خصوص برخی فیلم ها وجود دارد مبادرت به جلوگیری از اکران فیلم هایی مانند سنتوری و رستاخیز کرده که همین موضوع سبب شده مالکان فیلم ها از طریق دیوان عدالت اداری اقدام به طرح شکایت علیه وزارت ارشاد کرده و این وزارتخانه محکوم به پرداخت مبالغ معتنابهی به عنوان خسارت به تهیه کنندگان شدند.

نصراللهی همچنین در ادامه با اشاره به رسیدگی به این پرونده در دوره ریاست حجت الاسلام والمسلمین رئیسی و فارغ از هرگونه نگاه های سیاسی و استقلال کامل دادگاه و قاضی در رسیدگی به موضوع گفت: به نظر می رسد حضور حجت الاسلام والمسلمین رئیسی بر مسند ریاست قوه قضائیه در صدور احکام این چنینی بی تأثیر نبوده و قوه قضاییه نشان داد سلایق و تنوع فرهنگی را در کشور درک کرده و الزاما باید با درک این حقیقت، تنوع های فرهنگی را برآورده ساخت چنانکه در ماجرای فیلم خانه پدری اقدام شایسته و بجای رئیس قوه قضائیه را شاهد بودیم که شخصاً به ماجرا ورود و با مدیریت مناسب و درست موضوع، مشکل را برطرف و امکان نمایش دوباره این فیلم را فراهم کرد و همین مسئله نیز موجب قدردانی اهالی سینما طی نامه ای از شخص رییس قوه قضائیه شد.

این وکیل دادگستری با اشاره به مطرح بودن شعار تحول در دستگاه قضایی از ابتدای حضور حجت الاسلام والمسلمین رئیسی در قوه قضائیه و ظهور و بروز این تحول در برخی بخش ها و ساختارهای سیستم قضایی گفت: یکی از مسائلی که در این راستا باید مورد توجه قرار گیرد موضوع قضازدایی است؛ موضوعی که حجت الاسلام والمسلمین رئیسی بارها بر آن تأکید کرده است.

وی افزود: در این ارتباط باید دو موضوع را مدنظر داشت یکی آن که نگاه اسلامی و شرعی در مواجهه با جرایم بیش از آن که انتقام باشد، اصلاح و بازپذیری است و این بدان معنی است که هر روشی که بتواند این هدف را تأمین کند قاعدتا باید مورد رضایت شارع مقدس باشد و از طرفی موضوع فرهنگ و هنر یک موضوع کاملا تخصصی است؛ چه بسا یک موضوع هنری در نظر برخی پسندیده و در نزد برخی ناپسند باشد. مقوله زمان و مکان نیز در موضوعات فرهنگی هنری بی تأثیر نیست چنان که زمانی موسیقی پاپ در ایران زیاد در مرکز توجه نبود و حتی برخی به مخالفت با آن می پرداختند اما امروز به جرأت می توان گفت رادیو تلوزیون بیش از موسیقی سنتی به موسیقی پاپ یا تلفیقی توجه دارد. بنابراین باید به مقوله هنر، کاملا حرفه ای و تخصصی نگاه کرد و این نگاه تخصصی را به تخلفات این حوزه توسعه داد.

وکیل مدافع داروغه زاده ادامه داد: به نظر می رسد دولت و قوه قضاییه باید با هم اندیشی در خصوص قضازدایی از مقولات فرهنگی و هنری گام برداشته و نظام صنفی را به عنوان جایگزین نظام قضایی برگزینند چنانکه در دوره ریاست حجت الاسلام والمسلمین رئیسی شاهد راه اندازی شورای حل اختلاف ویژه اصحاب رسانه بودیم و می توان این قبیل مسائل را به سایر حوزه های فرهنگی مانند سینما نیز تعمیم داد؛ به این صورت که رسیدگی به تخلفات هر حوزه فرهنگی و هنری به دست کانون ها یا خانه های آن صف واگذار شود تا در صورت بروز تخلف، در دادسرا و دادگاه انتظامی صنف مربوطه با نگاهی تخصصی موضوع را رسیدگی کند.

وی گفت: در بسیاری از نظام های صنفی نماینده ای از قوه قضاییه برای رسیدگی به تخلفات حاضر است که مانع از به انحراف کشیده شدن جریان دادرسی می شود ضمن آن که برای فرد معترض به رأی دادگاه انتظامی، امکان اعتراض در مراجع قضایی وجود دارد. بدیهی است در صورتی که تخلفات به صنف واگذار شود اولاً با توجه به نگاه تخصصی، تخلف به صورت واقعی تشخیص داده می شود و ثانیاً نظام پاسخ دهی به تخلف کاملا می تواند اثر اصلاح کننده داشته باشد زیرا پاسخ ها معمولا به صورت لغو پروانه یا ممنوعیت موقت یا دایم از کار است و اعمال این ها می تواند اثر پیشگیرنده داشته باشد و در نگاه اجتماع هم این پاسخ ها معمولا پسندیده تر است زیرا برخورد توسط نهاد های مدنی در نزد مردم قابل قبول تر از برخورد دولتی است.

نصراللهی یادآور شد: به عنوان نمونه زمانی که صنف ناشران یا روزنامه نگاران حکم به تعطیلی یا لغو جواز نشریه یا کتابی را صادر کنند مردم راحت تر این موضوع را می پذیرند تا زمانی که دولت یا قوه قضائیه بخواهد در قضیه ورود کند زیرا در یک نگاه ساده مردم می پذیرند که برخورد نظام صنفی فارغ از انگیزه های سیاسی است. اگر چه نباید از نظر دور داشت که نظام کیفری در مقوله فرهنگ و هنر باید فقط به عنوان آخرین راه حل و در زمانی که احساسات عمومی جریحه دار می شود مورد توجه قرار گیرد.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
واقعا چه کسی مسئول این ولنگاری و ادبیات بی اخلاق در شبکه نمایش خانگی است. متاسفانه الان وضعیت این شبکه از سینما به مراتب بدتر است و رفتارها و جملاتی به نمایش گذاشته می شود که در سینما هرگز بیان نمی شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ سایت های دیگر : قدس آنلاین افکار نیوز

به تازگی دیالوگی را از یک سریال شبکه نمایش خانگی شنیدم که به شدت باعث تاثر و تاسفم شد.

مسعود بصیری در قدس آنلاین نوشت: در صحنه ای از یکی از این مجموعه های مثلا خانگی که اتفاقا اصلا نباید وارد خانه شوند، پسر جوانی به مادرش که با لباس ورزشی از بیرون وارد خانه می شود می گوید: چرا با این تیپ میری بیرون مادر؟ اینجوری منم بیرون ببینمت عصبانی(!) میشم {گویا اصل کلمه چیز دیگری بوده و دوباره با تیغ سانسور صداگذاری شده و به عصبانی تغییر یافته است} بعد از این جمله جوان، هردو (مادر و پسر) می خندند و مادر به پسر می گوید: بی حیا

نمی خواهم نام سریال را ذکر کنم اما چون ذکر نامش هم آزاردهنده است و اساسا اسم سریال هم ایجاد مشکل ذهنی می کند. این سریال هم در وی او دی ها به نمایش گذاشته می شود و بسیاری از نوجوانان این سرزمین مشغول دیدن آن هستند و پدرها و مادرها با خیال راحت که فرزندشان در مقابل محصولات تولیدی وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران نشسته است احتمالا به آینده خوب فرزندشان فکر می کنند و خوشحالند که جگرگوشه اشان به ماهواره پناه نبرده است.

واقعا چه کسی مسئول این ولنگاری و ادبیات بی اخلاق در شبکه نمایش خانگی است. متاسفانه الان وضعیت این شبکه از سینما به مراتب بدتر است و رفتارها و جملاتی به نمایش گذاشته می شود که در سینما هرگز بیان نمی شود.

از همه بدتر آنکه این فیلم ها بعضا مورد ارزیابی و سانسور هم قرار می گیرند و بدبختانه باید بگویم آنچه در سوپرمارکت های کشورمان تحت عنوان شبکه نمایش خانگی به فروش می رسد یا بر روس سایتهای نمایش فیلم و سریال در اختیار مخاطب قرار می گیرد سانسور هم شده است و وای به حال وقتی که سریال ها به دست کارگردانان و نویسندگان آنها بیافتد و بخواهند خودشان چیزی تولید کنند. در واقع این که قرار است در خانه ما به نمایش گذاشته شود، سانسور شده است والا اوضاع خیلی بدتر از این بود

از همه بدتر این که کارگردانان مجموعه های نمایش خانگی بعضا طلبکار هم هستند که چرا دیالوگهایشان سانسور می شود

سوال این است که کسی قرار نیست به فکر این مصیبت در خانواده ها باشد؟

کسی نمی خواهد جلوی این بی بندوباریها را بگیرد؟

ماجرا باید آنقدر ادامه پیدا کند که فرزندانمان از دست بروند و گرفتار جنایت های جنسی و فروپاشی های خانوادگی شویم تا متوجه بلایی که بر سرمان رفته بشویم؟

چه کسی مسئول است؟

لینک خبر :‌ عصر ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ سایت های دیگر : برترین ها تیتر20

[پولاد امین] درحالی که سینمای دنیا با بسته شدن سالن ها و تعطیلی تولید بحرانی ترین دوره تاریخش را سپری می کند؛ کارشناسان و نظریه سازان سینما تمرکزشان را گذاشته اند روی یافتن راه حل هایی برای عبور از این بحران- که حتی در قیاس با بحران هایی چون جنگ دوم جهانی هم شدیدتر و احتمالا دیرپاتر به نظر می رسد. هالیوود ریپورتر در مورد بزرگ ترین بحران تاریخ سینما نوشته است که در بحران های قبلی سینما همواره جامعه را در عبور از بحران کمک می کرد؛ این بار اما خودش درگیر بحران شده است و کسی هم نیست به فریادش برسد. یکی از پیشنهادها و راه های جایگزین برای استمرار روند حرکت اقتصادی سینماها در هفته های اخیر طرح احیای درایوین سینماها بود. موضوعی که رسانه های جهان غرب در هفته های اخیر به شدت روی آن مانور داده اند و حالا با انتشار اخباری مختلف در این مورد به نظر می رسد این موضوع کم کم دارد به نتیجه می رسد.

روز گذشته سایت اینترنتی کانال تلویزیونی معروف هشت در آمریکا، گزارشی منتشر کرد با این عنوان که آیا در طول پاندمی کرونا شاهد بازگشت درایوین سینماها خواهیم بود؟ در این گزارش آمده است: در شرایطی که در ایالت های گوناگون آمریکا و دیگر کشورها، بازگشایی گام به گام مشاغل ازجمله رستوران ها مورد بحث قرار گرفته است و روزبه روز به این اتفاق نزدیک تر می شویم، اما سالن های سینما حداقل تاکنون جزو این مشاغل نبوده اند و این باعث تحرکاتی در صنعت سینما شده است.
این گزارش با نقل بخشی از گزارش سی ان ان درباره تمایل بیش از 300 درایوین سینما در سراسر آمریکا برای بازگشایی همراه با دیگر مشاغل ، از زبان جان وینسنت، رئیس اتحادیه مالکان سینماهای درایوین می نویسد که سینماهای درایوین ذاتا با معیارهای حفظ فاصله اجتماعی بنا شده اند، بنابراین بازگشایی آنها در شرایط حاضر نه تنها شدنی است، بلکه به شدت منطقی و معقول هم به نظر می رسد.
رئیس اتحادیه مالکان سینماهای درایوین در این گزارش گفته است که این سینماها در روزهایی که بازگشایی اقتصاد در دستور کار قرار گرفته است، نه تنها تحرکی در سینما ایجاد می کند که مفری برای آرامش افراد آسیب دیده و خسته از کرونا هم ایجاد می کند. امنیت و فاصله اجتماعی را کجا می توان یافت؟ معلوم است: در درایوین سینما. جایی که شما در کنار افراد مشخصی در داخل ماشین نشسته اید و قرار هم نیست از آن بیرون بیایید و سوار ماشین آن دیگری شوید! جان وینسنت در ادامه از فرماندار نیویورک یاد کرده که این روزها به شدت به دنبال صدور اجازه بازگشایی سینماهای درایوین بوده است.
انتشار این گزارش همزمان با آغاز طرح درایوین سینما در ایران نشانگر یکی از معدود مواردی است که سینمای ایران همگام با سینمای دنیا ابزاری واحد را برای عبور از بحران به کار می گیرد. جالب این است که برخلاف موارد قبلی، این بار حمایت گروه های مختلف سیاسی- رسانه ای نیز از این طرح وجود دارد و این شانس موفقیت آن را بیشتر هم کرده است. برای همین هم هست که در روزهای اخیر اغلب رسانه ها و خبرگزاری ها نمایش فیلم خروج ابراهیم حاتمی کیا را در پارکینگ برج میلاد، مورد تجلیل و تقدیر قرار داده و از موفقیت حتمی آن گفته اند. اما با این حال، در این بین نظرات متفاوت و مخالفی نیز وجود دارد که بر این واقعیت دلالت دارد که این طرح برای موفقیت راه دراز و دشواری را در پیش رو دارد...
سازندگان فیلم خروج در تبلیغاتی که در مورد نمایش فیلم شان در پارکینگ برج میلاد منتشر کرده اند، این طرح را تحت عنوان سینما ماشین به عنوان ایده ای نو، در جهت نجات سینمای ایران از رکود و تعطیلی مطرح کرده اند. ادعاهایی که باعث شکاف در حمایت همه جانبه از این طرح شده و موجب شده انتقاداتی علیه این طرح کلید بخورد!
در حالی که برخلاف ایده نمایش آنلاین فیلم ها که سینماگران را به حمایتی همه جانبه واداشته است، دست اندرکاران سینمای ایران در صحبت درباره درایوین سینما احتیاط می کنند، اما آغاز این مسیر توسط فیلم خروج به تهیه کنندگی سازمان اوج انتقاداتی را موجب شده است که البته بیش از اصل ماجرا حواشی را مدنظر دارد. درواقع از فردای انتشار آگهی های نمایش فیلم خروج، در کانال ها و گروه های سینماگران بحث هایی شکل گرفته است در این مورد که آیا این ایده ادامه دار خواهد بود یا اینکه تنها و تنها در مورد فیلم خروج اعمال خواهد شد و بعد از آن گرفت وگیرهای طبیعی چنین طرحی دوباره مثل تمام سال های گذشته جلوی ادامه فعالیت آن را خواهد گرفت؟ رضا اورنگ، منتقد سینما نمایش فیلم خروج را در طرح سینما ماشین توسط موسسه اوج تلاشی برای نجات این فیلم از ورشکستگی کامل می داند: پس از نمایش خروج در جشنواره فیلم فجر اوجی ها به دنبال راه چاره از کرونا استفاده کردند، با راه انداختن جاروجنجال رسانه ای اکران اینترنتی،حالا هم طرح سینما ماشین را پیش کشیده اند تا شکست فیلم خروج لابه لای خبرها گم شود. من نه پیشگو هستم و نه هیچ وقت پیشگویی کرده ام، اما از همین الان سرنوشت این طرح معلوم است!
بدبینی اغلب سینماگران به این طرح ریشه در ذات و مفهوم درایوین سینما دارد. از نظر این عده، درایوین سینما بیش از اینکه جایی برای فیلم دیدن باشد، جایی برای پیک نیک خانوادگی است و با توجه به مسائلی که این نوع سینما رفتن از نظر اجتماعی خواهد داشت، بی تردید آینده چندان خوبی بر آن متصور نیست، به خصوص با در نظر گرفتن تعابیر مختلفی که در این سال ها از حریم خصوصی شاهد بوده ایم، اجرای طرح سینما ماشین می تواند باعث بروز مشکلاتی در این زمینه شود و درنهایت هم طرح را به تعطیلی بکشاند. این گروه با توجه به تجربه قبل از انقلاب عقیده دارند که این طرح در ایران جا نخواهد افتاد. مهدی سجاده چی، فیلمنامه نویس با اشاره به اینکه این طرح در ادامه راه قطعا با مشکلاتی مواجه خواهد شد ، می گوید که ریشه تمام این مشکلات برمی گردد به تعابیر مختلفی که از حریم خصوصی در مجریان قانون وجود دارد: قطعا در اجرای درایوین سینما مشکلاتی پیش خواهد آمد و جلوگیری از این مشکلات بستگی دارد به اینکه یک بار برای همیشه و از نظر قانونی معلوم شود که درون خودرو حریم خصوصی افراد هست یا خیر.
اما محمدرضا لطفی، کارگردان سینما به این طرح خوشبین است. او می گوید که برای موفقیت این طرح باید نگاه ها درباره درایوین سینما اصلاح شود، چون دلایلی که باعث تعطیلی درایوین سینما در ایران شد، می تواند سینما ماشین را هم به تعطیلی بکشاند. در حقیقت این نگاه وجود داشت که این نوع سینما نشانه بی بندوباری و طاغوت و غرب گرایی بود، مثل بیلیارد که تا 30 سال به همین دلایل ممنوع بود و با تغییر نگاه ها مجوز گرفت و الان هم مشکلی ندارد ...
عده ای ازجمله فرزاد موتمن در یادداشتی مفصل به این مسأله اشاره کرده اند که درایوین سینما جای خوبی برای فیلم دیدن نیست: تجربه تاریخی نشان می دهد که درایوین ها راه صحیح فیلم دیدن نبودند و از دهه 1980 به بعد عملا تعطیل شدند و زمین هایشان برای ساخت مجتمع های تجاری استفاده شد. عدم تناسب فیلم خروج با جنس فیلم های درایوین سینماها دلیل دیگری برای بدبینی نسبت به آتیه چنین طرحی است. یکی از سینماگران در توییتی نوشته است که مشکل اکران خروج در درایوین سینما این است که مشتریان درایوین سینما مخاطب خروج نیستند. البته عده ای نیز بر این باورند که همین موضوع شاید بتواند امنیت و آینده این طرح را تأمین کند. طرحی که اگر به نتیجه برسد، راه تازه ای برای بازگشت سرمایه حداقل در کوتاه مدت در اختیار سینمای ایران قرار خواهد داد، اما اگر به ناگاه بعد از خروج قطع شود و نوبت به فیلم های دیگری نرسد، بی تردید آتش انتقادات علیه موسسه سازنده این فیلم را تندتر خواهد کرد!

درایوین سینما در نگاهی تاریخی

درایوین سینماها تقریبا عمری به درازای خود سینما دارند، یعنی درحالی که آغازین سال های قرن بیستم را سال های آغازین سینما محسوب می کنند، عمر درایوین سینماها نیز تقریبا به همان سال ها برمی گردد. گفته می شود که تأسیس نخستین درایوین سینما به قبل از جنگ جهانی اول برمی گردد. سینمایی به نام دولوکس که در آمریکا در سال 1915 تأسیس شد، اما فعالیتش زیاد ادامه نیافت و خیلی زود تعطیل شد. اما این آغاز راهی بود که تا سال 1940 به فعالیت بیش از 15 درایوین سینما در آمریکا انجامید.درایوین سینما اما در دهه های 50 و 60 میلادی به اوج فعالیتش رسید، تا جایی که گفته می شود در آن دهه بیش از 4هزار سینمای درایو در آمریکا فعالیت داشتند. در همان سال ها هم بود که درایوین سینما به ایران نیز راه یافت و ابتدا در تهران پارس و سپس در ونک دو سینما از این نوع تأسیس شد. شهرهای دیگری که در آن سال ها درایوین سینما داشتند، آبادان و رامسر بودند که اتفاقا استقبال خوبی را هم شاهد بودند.پایان کار درایوین سینما در ایران نیز در روزهای انقلاب بود. منابع تاریخی سینما آخرین نفس درایوین سینما در ایران را آتش گرفتن یا آتش زدن درایوین سینمای ونک یکسال قبل از انقلاب می دانند، وقتی که فیلم آخرین تانگو در پاریس را نمایش می داد...بعد از آن مسائلی باعث شد درایوین سینما دیگر در دستور کار قرار نگیرد، تا روزهای کرونایی اخیر که سازمان اوج دوباره این ایده را پیش کشید و نمایش فیلم خروج را برای نخستین بار در ایران معرفی کرد.

لینک خبر :‌ روزنامه شهروند
با هدف آرام کردن وضعیت قرمز خانه سینما، امروز نشستی در این تشکیلات برگزار می شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : شهدای ایران

در پی افزایش اعتراضات به هیئت مدیره خانه سینما به خاطر عملکرد ضعیف و تبعیض آمیز این تشکیلات در رسیدگی به امور صنفی سینماگران، مدیریت این نهاد در پی اقداماتی ایذایی برای آرام کردن وضعیت است. در این جهت، احتمالا امروز همایون اسعدیان (رئیس هیئت مدیره خانه سینما) نشستی را با مدیران برخی از صنوف سینمایی زیرمجموعه خانه سینما برگزار خواهد کرد.
برخی از مدیران اصناف سینمایی، وضعیت این روزهای خانه سینما را با وضعیت رژیم پهلوی در دی ماه سال 57 توصیف می کنند که در برابر اعتراضات، دچار انفعال و رو به سقوط بود!
گفتنی است، طی هفته های اخیر به خاطر ابهاماتی که در توزیع عیدی و کمک های شهرداری تهران بین اعضای صنوف سینمایی صورت گرفته و همچنین انحلال کارگروه کرونا در خانه سینما، نارضایتی ها از هیئت مدیره خانه سینما افزایش یافته است.

لینک خبر :‌ روزنامه کیهان
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

علی رویین تن، کارگردان سینما که فیلم های دلشکسته و فیلم توقیف شده زمهریر را در کارنامه سینمایی خود دارد معتقد است نمایش آنلاین آثار سینمایی در شبکه نمایش خانگی اتفاق بسیار خوبی است و می تواند در این روزها برای حال مردم خوب باشد.

علی رویین تن در گفت وگو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا با دفاع از اکران آنلاین آثار سینمایی گفت: اکران آنلاین آثار سینمایی در شبکه نمایش خانگی در شرایطی که سینماها به علت بیماری کرونا تعطیل هستند، اتفاق خوبی است و می تواند یک فتح الباب تازه برای سینمای ما و البته راه چاره ای برای گذر از این روزهای سخت و ادامه زندگی است.

رویین تن با تمجید از ابراهیم حاتمی کیا برای نمایش آنلاین فیلم تازه اش ( خروج ) گفت: ابراهیم حاتمی کیا با این تصمیم پیشرو شد و امیدوارم این اتفاق ادامه یابد.

او در ادامه با اشاره نمایش آنلاین فیلم ها در سرتاسر جهان گفت: می دانیم که سینما و آثار سینمایی روی پرده معنی پیدا می کند و تماشای فیلم روی پرده عریض سینما فرهنگی بالنده است. موضوع دیگری هم وجود دارد و آن هم این که جلوی پیشرفت و تکنولوژی را نمی توان گرفت و ما هم باید پس از پشت سر گذاشتن بحران کرونا، از اصول جهانی نمایش آنلاین فیلم ها تبعیت کنیم.

این فیلمساز درمورد سازوکار نمایش آنلاین فیلم ها در دیگر کشورهای جهان گفت: در کشورهای دیگر برای مثال فیلمی روی 1500 پرده سینما در حال نمایش است و همزمان با آن عده ای می توانند با خرید حق تماشای خانگی فیلم که قیمت آن چندین برابر بلیت سینماست، فیلم را در خانه تماشا کنند. اکران آنلاین برای مردمی است که اصطلاحا سینمارو نیستند و ترجیح شان تماشای فیلم در خانه است.

رویین تن در آخر به قیمت گذاری فیلم خروج اشاره کرد و گفت: بهای تماشای آنلاین فیلم حاتمی کیا غیراستاندارد و کمتر از حد معمول و معقول است اما همچنان معتقدم که اتفاق بسیار خوبی است و می تواند در این روزها برای حال مردم خوب باشد. در واقع سینما هم در سهم خود را اینگونه می پردازد.

منبع خبر : خبرگزاری برنا

لینک خبر :‌ مجله بوبینا
فیلم سینمایی طلا به کارگردانی پرویز شهبازی دومین اثر سینمایی ایران است که پس از خروج به صورت آنلاین اکران می شود. اکران این فیلم سینمایی با خروج تفاوتی داشت که مربوط به قیمت بلیت آن می شد و طلا سه هزار تومان گرانتر از خروج به صورت آنلاین اکران شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

در تماسی با محمد شایسته یکی از تهیه کنندگان فیلم سینمایی طلا دلیل گران شدن بلیت فیلم سینمایی طلا نسبت به خروج را جویا شد که این تهیه کننده در پاسخ به پرسش خبرنگار برنا از دلیل این اتفاق ابراز بی اطلاعی کرد و تأکید داشت که از دلایل گران شدن بلیت این فیلم بی خبر است.

با پیگیری های خبرنگار برنا مشخص شد که به طور کل قیمت بلیت اکران آنلاین فیلم های سینمایی افزایش داشته و از این پس فیلم سینمایی خروج که پیش تر با قیمت 12 هزار تومان نمایش داده می شد نیز با قیمت 15 هزار تومان در دسترس است و به نظر می رسد این گرانی هیچ ارتباطی به طلا و تهیه کنندگان و سرمایه گذارهای آن ندارد.

قیمت بلیت نمایش اکران فیلم های سینمایی در اکران آنلاین در همه سایت ها و رسانه های مجازی 15 هزار تومان شده است. هنوز مشخص نیست که دلیل بالا رفتن قیمت بلیت اکران آنلاین چیست و این تغییر توسط کدام نهاد یا سازمان صورت گرفته است.

منبع: برنا

لینک خبر :‌ سرزمین ارتباطات
کارگردان سینما و تلویزیون گفت: می توانیم با ساخت فیلم های مشترک با کشور های همسایه در مسیر سینمای استراتژیک گام برداریم، زیرا این امر سبب تسری فرهنگ ایرانی به دیگر کشورها و زمینه ساز تأمل در فرهنگ می شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

حمید دهقانپور، تهیه کننده، مدرس و کارگردان سینما و تلویزیون، در گفت وگو با ایکنا، درباره سینمای استراتژیک گفت: استراتژی نوعی تصمیم گیری، انتخاب، فرماندهی و رهبری است و شکل تصمیم گیری ها و انتخاب ها می تواند در استراتژی سینما مؤثر باشد. البته هر فردی این عبارت را از دیدگاه خود تعریف می کند و برخی آن را مدیریت و برنامه ریزی سینما می نامند، هر چند در بسیاری از موارد این عبارت به درستی به کار نمی رود.

وی افزود: در واقع استراتژی سینما را می توان فعالیتی مشخص و دقیق برای رسیدن به مقاصد گوناگون اعم از ملی، دینی و... توصیف کرد و می توان روند دیگر کشورها را نیز ارزیابی کرد و به عنوان الگو از آن بهره جست. در دوره هایی مدیر امور سینمایی کانون پرورش، رئیس مرکز آموزش فیلمسازی کانون پرورش فکری و مدتی نیز رئیس دانشکده سینما و تئاتر بودم که برای هر کدام از آن ها استراتژی خاصی در نظر داشتم و همین امر باعث شد که در دهه 60 گروهی در امور سینمایی باشند که حاصل آن از نظر مدیریت استراتژیک ساخت فیلم هایی مانند دونده ، امیر نادری، خانه دوست کجاست ، عباس کیارستمی، باشو غریبه کوچک ، بهرام بیضایی و کلید ، ابراهیم فروزش باشد. بنابراین وجود استراتژی نمونه سازی باعث شد چنین آثار ارزشمندی برای سینمای کودک و نوجوان ساخته شود.

استراتژی مشخصی در سینما وجود ندارد

دهقانپور ادامه داد: تغییر مدیریت ها باعث شده که استراتژی مشخصی در سینما وجود نداشته باشد و در دوره ای سیاست ها حمایتی و در دوره هایی نظارتی یا هدایتی باشد؛ بنابراین استراتژی یک تفکر سیستمی، تصمیم گیری جمعی و کارآفرینی است و می توان در آن الگوی مشخصی را دید که در سینمای ایران کمتر مشاهده می شود، در حالی که هفت کمپانی سینمای آمریکا براساس یک استراتژی مشخص فیلم می سازند.

وی گفت: وقتی اوباما رئیس جمهور آمریکا شد، فیلم 12 سال بردگی هم ساخته شد و این اقدام براساس یک استراتژی مشخص است؛ بنابراین ما نه استراتژی سینمای هالیوود را داریم که با پژوهش هایی نیاز های جامعه را شناسایی کند و براساس آن فیلم بسازیم و نه سینمای ما صنعتی شده است. سینمای صنعتی در ایران مفهومی ندارد و تا زمانی که این هدف محقق نشده باشد و کمپانی های گوناگونی در عرصه فیلم سازی نداشته باشیم و تهیه کننده ها وابسته به دولت باشند، سینمای استراتژیک شکل نمی گیرد.

این کارگردان بیان کرد: اگر استراتژی تبدیل به تمایز شود، ارزشمند است، یعنی اگر ما می خواهیم فیلم های ارزان بسازیم، چه زمانی ارزشمند خواهد بود؟ فیلم های ارزان ساختن زمانی ارزشمند است که تأثیرگذار باشد. به این معنا که در دنیا از نظر میزان تولید جزء 30 کشور اول دنیا هستیم، اما از نظر میزان درآمد و بازتاب فروش جایگاه مطلوبی نداریم، در حالی که در هالیوود کمترین مبلغی که برای ساخت یک فیلم برآورد می شود، حدود 20 تا 25 میلیون دلار است، هر چند تعداد بسیار کمی با 2 میلیون دلار ساخته شده اند، اما این موارد جزء استثنا هستند.

تعیین استراتژی مشخص برای سینما

وی در پاسخ به اینکه لازمه سینمای استراتژیک چیست و چگونه می توان آثاری استراتژیک تولید کرد، گفت: مدیریت صحیح لازمه این امر است، یعنی فردی را برای مدیریت سینما انتخاب شود که سینما را به عنوان رسانه بشناسد و از تأثیر سینما بر جامعه آگاهی داشته باشد و مشاوران متعددی در خدمت مدیریت قرار گیرد و فیلم ها با استراتژی مشخص ساخته شود.

دهقانپور با اشاره به ظرفیت های سینمای ایران برای تبدیل شدن به سینمای استراتژیک تصریح کرد: می توانیم با ساخت فیلم های مشترک با کشور های همسایه نظیر افغانستان، پاکستان، ترکیه و ... در این مسیر گام برداریم، زیرا فرهنگمان را به دیگر کشور ها تسری و تعامل فرهنگی را در دیگر عرصه ها توسعه می دهیم، در حالی که این کار ها را انجام نمی دهیم و در نهایت به معضلاتی برمی خوریم که کل کار متوقف می شود، مانند اتفاقی که برای فیلم مولانا رخ داد.

تمرکز بر اشتراکات فرهنگی

این مدرس دانشگاه تصریح کرد: بین کشور ما و بسیاری از کشور های همسایه اشتراکات فرهنگی وجود دارد و می توانیم از این مسئله استفاده و آثار مشترکی را تولید کنیم و این امر می تواند برای سینمای ایران درآمدزایی کند و در ادامه سینما را به صنعت تبدیل کرد و از وابستگی آن به دولت کاست. هر چند استراتژی می تواند این باشد که مانند کره شمالی با هیچ کشوری ارتباطی نداشته باشیم و خودمان برای خودمان فیلم بسازیم یا مانند کره جنوبی که با استراتژی قوی توانست سریال هایی بسازد که از تلویزیون ایران هم پخش شود و به عبارتی تلویزیون ایران را به تسخیر درآورد.

وی در پایان یادآور شد: سینمای غالب یا تأثیرگذار ایران، سینمای اجتماعی و دگراندیشانه است که در بسیاری از جشنواره ها نیز حضور می یابد و سینمای کشورمان را متفاوت جلوه می دهد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری بین المللی قرآن
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

جهانی خبر- جبارآذین - طرح های سازمان اوج با اکران های آنلاین و سینما ماشین فیلم خروج ساخته ابراهیم حاتمی کیا واستقبال سینماگران ازآن ها برای برون رفت سینما ازچارچوب اجباری وتحمیلی کرونا ونجات اکران ازشرایط بحرانی ورکود و توفیق های اجتماعی وسینمایی این طرح ها به رغم برخی مشکلات و موانع، زمینه رابرای ورود هنرمندان عرصه های دیگرازجمله تاتری هامهیاکرده تا آن ها هم دراین حوزه جدیدبخت آزمایی کنند.گرچه این نوع اکران هاهرگزنمی تواندجای نمایش فیلم هاو نمایش هارا درسالن های سینما وتاتربگیرد،ولی راهی نو و تجربه ای جدید است که نشان می دهد،می شود سینماوهنرراازمحاصره کرونانجات دادوهمچنین انحصار اکران توسط مافیا و همپیاله هایشان رادرهم شکست، به شرط آنکه ازمسیرسلامت منحرف نشده و مافیایی دیگردراین حیطه شکل نگیرد و تبدیل به ابزارسلطه و زور آزمایی حزبی وجناحی نشود.درهرحال درشرایط کنونی،استقبال اهالی هنر ومردم ازطرح های" سینما آنلاین" و"سینماماشین" نشان می دهدکه این طرح ها جواب داده که جای امید و قدردانی دارد.

لینک خبر :‌ جهانی پرس
سینماپرس: در پی انتشار یادداشت اخیر سینماپرس که در آن خبر از تدارک تجمع اعتراضی صنوف سینمایی علیه رفتار ظالمانه و ضدصنفی مدیران شاه نشین خانه سینما داده بود، هیأت مدیره این نهاد که مدت ها است با موجی از انتقادات و خشم سینماگران روبرو است تصمیم گرفته تا ساعت 11 صبح امروز جلسه ای اضطراری با روسای صنوف معترض تشکیل دهد اما بر اساس شنیده ها تصمیم صنوف معترض آن است که یک بار برای همیشه با قدرت و اتحاد جلوی ستم بیشتر مدیران این نهاد ضدصنفی را بگیرند!
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

به گزارش سینماپرس همایون اسعدیان که با عملکرد به شدت غلط خود طی سال های اخیر منجر به ایجاد تنش و تشتت در خانه سینما شده و علاقه به قدرت مانع از آن است که با استعفا اهالی سینمای کشور را خرسند کند بعد از انتشار یک یادداشت در سینماپرس با عنوان از نامه نگاری انتقادی صنوف سینمایی بر ضد رفتارهای دیکتاتورمآبانه مدیران شاه نشین خانه سینما تا خبرهایی مبنی بر تدارک تجمع اعتراضی صنوف سینمایی در دوران کرونایی! تصمیم گرفت در این دوران بحرانی کرونا با ریشخند به ستاد مقابله با کرونا دستور به برگزاری جلسه ای اضطراری و حضوری با معترضین را بدهد تا شاید بتواند آتش خشم سینماگران را فرو نشاند.

این در حالی است که یکی از روسای صنوف سینمایی که مایل نبود نامش فاش بشود به سینماپرس اطلاع داد: ما به هیچ عنوان جلوی عملکرد تبعیض آمیز و ظالمانه مدیران خانه سینما کوتاه نخواهیم آمد؛ ما امروز به خانه سینما می رویم تا علیه دیکتاتورها توفان به پا کنیم!؛ ما به شدت تحت فشار هستیم! این ها از ترس تحصن و تجمع اعتراضی ما حتی کرونا را به ریشخند گرفته اند و در این زمانی که باید فاصله گذاری اجتماعی رعایت شود می خواهند پیروی همه رفتارها و تصمیمات غلط شان با بی تدبیری تمام ما را زیر یک سقف جمع کنند تا احتمالا با دادن وعده وعیدهای همیشگی ما را مجبور به سکوت نمایند در صورتی که هرگز چنین اتفاقی رخ نخواهد داد و این بار ما مصرتر از همیشه پای کار هستیم تا تکلیف این هیأت مدیره را یک سره کنیم!

لازم به ذکر است بر اساس شنیده های سینماپرس از یک منبع آگاه روز گذشته در گروه مجازی روسای صنوف و هیأت مدیره خانه سینما جدال لفظی شدیدی میان برخی مسئولان صنوف با مدیران مستبد خانه سینما صورت گرفته است.

مدیران این نهاد ضدصنفی که بی توجه به مشکلات عدیده معیشتی و نیازهای اقتصادی سینماگران مرتبا مشکلات شدید زندگی سینماگران را نادیده می گیرند و به جای حل مشکلات رفاهی و معیشتی زندگی سینماگران، تخصیص عادلانه عیدی و... را دور از شأن سینماگران برمی شمردند باعث شده اند تا روز به روز به دامنه انتقادات و خشم اهالی سینما افزوده شود.

مدیران ناکارآمد خانه سینما که این نهاد را تنها تکیه گاهی برای قدرت خود می دانند به تازگی با عملکرد نادرست شان موجب خروج 5 تشکل از کارگروه کرونای سینما شدند! در بخشی از بیانیه اعتراضی این 5 تشکل علیه دیکتاتوران خانه سینما آمده است: تصور ما بر این است که متاسفانه این گونه حرکات غیرصنفی می تواند بیشتر در جهت شیوع ویروس کرونا باشد تا در حکم مقابله با آن !

همچنین اظهارات کذب همایون اسعدیان علیه هیأت ساماندهی صنوف سینمایی دولت دهم نیز با انتقاد جدی از سوی سینماگران آزاده و اندیشمند روبرو شده است! در همین رابطه تاکنون سعید الهی، حسین فرحبخش و سیدضیاء هاشمی مواضع تندی علیه رئیس هیأت مدیره خانه سینما گرفته و حتی خواستار اقامه دعوی علیه وی در دادگاه های صالحه شده اند !

لینک خبر :‌ سینما پرس
یک کارگردان معتقد است در نتیجه توقف پروژه های تولید و بسته شدن سالن ها معیشت بخشی از اهالی سینما به خطر افتاده، اما می توان با رعایت پروتکل های بهداشتی کم کم به زندگی عادی بازگشت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

به گزارش گروه فرهنگی قدس آنلاین ، نوید محمودی، تهیه کننده و کارگردان سینما در واکنش به طرح ضوابط بازگشایی سالن های سینماها به صورت داوطلبانه اظهار کرد: من جزو آن دسته از افرادی هستم که فکر می کنم باید کم کم به زندگی عادی بازگشت. سینماداران در حال حاضر نیز هزینه های جاری را پرداخت می کنند که مهم ترینش سالن یا مجموعه ای از سالن ها است که هزینه های خودش را دارد و به طور کلی حقوق کارمندان سینماداران نیز باید پرداخت شود، پس می توان گفت هزینه ها همچنان وجود دارد.

وی در ادامه با ذکر مثالی افزود: این روزها می گویند نباید تولید فیلم ها را آغاز کرد، اما پرسشی که اینجا مطرح می شود این است که آیا می دانید چه خانواده بزرگی در سینما مشغول به کار هستند و این روزها بیکارند؟ مگر چقدر می توان از این افراد حمایت معیشتی کرد؟ در شهری زندگی می کنیم که برای زندگی در یک ملک استیجاری به فراخور هر منطقه باید اجاره بهای بسیاری پرداخت و من درباره قشری از اهالی محترم سینما صحبت می کنم که در مناطق متوسط زندگی می کنند که با درآمدشان سازگار است و امروز به دلیل توقف همه پروژه ها و بسته شدن سالن های سینما معیشت این افراد هم به خطر افتاده است.

محمودی تصریح کرد: در حالی که فکر می کنم باید به مرور و با رعایت همه موارد بهداشتی کارها در جامعه راه بیفتد و خودم نیز جزو کسانی هستم که معتقدم جریان زندگی باید به مرور به حرکت درآید و باید به شرایط زندگی عادی بازگردیم. از طرفی دیگر با یک بیماری همه گیر در دنیا مواجه ایم که تا امروز نزدیک به سه میلیون نفر را درگیر خودش کرده است و قطعاً باید با رعایت اصول بهداشتی و مراقبت های لازم به زندگی عادی بازگشت. به همین دلیل احساس می کنم می توان سالن های سینما را بازگشایی کرد و رفتارهایی که منجر به مراقبت بیشتر می شود را انجام داد. بعد از آن مسئله مهم استقبال یا عدم استقبال مخاطب است که در جای خود بسیار حائز اهمیت است.

کارگردان مردن در آب مطهر درباره اکران آنلاین فیلم ها و جایگاه آن در وضعیت فعلی سینمای ایران عنوان کرد: فکر می کنم نمایش آنلاین برای سینمای ما و یک نوع از سینما در ایران که اتفاقاً از مخاطب و تولید نیز برخوردار است، لازم و ضروری است و حتی بازگشت سرمایه بهتری هم دارد. فراموش نکنید برای هیچ فیلمسازی در هیچ نقطه ای از دنیا که برای یک مرتبه فیلمش را بر پرده سینما دیده باشد، جذاب نیست آن را در تلویزیون ببیند، اما اینجا یک مسئله بسیار مهم وجود دارد. سالانه تعداد بسیار زیادی فیلم وجود دارد که در زمان های مرده ی اکران، با سالن های بسیار کم و سئانس های محدود نمایش پیدا می کنند و در نهایت با 100 تا 300 میلیون تومان فروش از پرده سینما پایین می آیند و به اکران خود خاتمه می دهند.

وی ادامه داد: به عقیده من بخش مهمی از دغدغه فیلمساز، عرضه اثرش به مخاطب است. حال وقتی امکان نمایش آنلاین و مخاطب این نوع اکران وجود داشته باشد، طبیعتاً فیلم نیز جامعه هدف خودش را پیدا خواهد کرد. شما تصور کنید 100هزار نفر یک فیلم را ببینند خیلی بهتر از 10 هزارنفری است که به سالن های سینما می آیند و البته با ذره بین دنبال این فیلم می گردند که در کدام سالن اکران می شود.

محمودی تصریح کرد: به نظرم اکران آنلاین در دنیا نیز کاملاً حرفه ای پررونق و جذاب است و برایش فیلم ساخته می شود و اصلاً بد نیست و اتفاقاً برای یک دسته از فیلم های ما خوب و لازم هم هست. من در حال حاضر فیلمی به نام هفت و نیم دارم که در تعداد زیادی جشنواره حضور پیدا کرده و جوایزی هم کسب کرده است و فکر می کنم اکران آنلاین برای این فیلم مفید خواهد بود. به همین دلیل نمایش آنلاین چیزی است که در شرایط فعلی ضرورتش احساس می شود و باید به آن توجه کرد و پس از چند مرتبه فیلم دیدن در اکران آنلاین در مورد آن می توان بیشتر صحبت کرد.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ قدس آنلاین
سینماپرس: هوشنگ توکلی بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون گفت: مدیران فرهنگی اهدافی سیاسی و جناحی را دنبال می کنند و توجهی به اخلاقیات و فرهنگ ندارند، مدیران سیاسی کار سینمایی در دستگاه ها و نهادهای مختلف هم کار خود را با انگ و اتهام زدن به دیگران پیش می برند که تمامی این مسائل به ضرر فرهنگ و هنر کشور است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

بازیگر فیلم های سینمایی ماهوش و زادبوم در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: اگر ما امروزه در سینما، وزارت ارشاد، خانه سینما و سایر حوزه های دیگر فرهنگی و هنری دچار مشکلات کلان شده ایم به دلیل بازی های سیاسی است که برخی مدیران انجام می دهند اما در رأس آن ها افرادی سازمان یافته وجود دارند که به آن ها دیکته می کنند چه بگویند و چه بکنند و چه کسانی را تخریب نمایند.

وی ادامه داد: این تاول چرکینی است که ما طی این سال ها در سینما شاهد بودیم و متأسفانه هنوز هم این تاول سر باز نکرده و از همین رو نباید امید داشته باشیم که به این زودی ها اثری مثبت در حوزه فرهنگی و هنری کشور و بالاخص سیاست های فرهنگی رخ بدهد.

توکلی سپس اشکال اصلی چنین اتفاقات شومی در سینمای کشور را از نهادهای نظارتی دانست و در همین راستا تصریح کرد: این مجموعه های نظارتی مانند حلقه های یک زنجیر با مدیران و متولیان فرهنگی متصل هستند! بی تردید اگر دستگاه های نظارتی بر عملکرد متولیان فرهنگی در این سال ها کار خود را به نحوی شایسته انجام می دادند اوضاع در سینمای کشور چنین آشفته نمی شد! در واقع این مدیران دارند دستور و فرمان همان نهادهای نظارتی را اجرا می کنند و این وسط هم چیزی گیرشان می آید!

این سینماگر برجسته و پیشکسوت کشور با تأکید بر اینکه سال ها است در سینما تشکیلاتی برای تخریب کل نظام شکل گرفته است متذکر شد: در دولت آقای احمدی نژاد و زمان ریاست آقای شمقدری در سازمان سینمایی هم 7-8 نفری بودند که شرایطی کاذب ایجاد کرده و به همه القا کردند که خانه سینما توسط دولت بسته شده است در صورتی که چنین ادعایی کذب محض بود و هیچ گاه خانه سینما بسته نشد و تنها سعی مسئولان وقت بر این بود که خانه سینما بتواند به شکلی قانونی ادامه حیات بدهد.

وی در همین راستا افزود: این افراد در آن دوران تمام تلاش شان را کردند تا آبروی نظام را در سطح جهانی ببرند چرا که با تفکرات رئیس جمهور وقت مخالف بودند؛ امروزه هم عقبه همان گروه ها در رأس کار هستند و باز هم دارند بازی های سیاسی در می آورند و با کارها و اظهارات خود آبروی کشور و نظام را می برند.

توکلی در پایان اظهاراتش تأکید کرد: تا زمانی که چنین افرادی روی کار هستند و همه امکانات در اختیار آن ها قرار دارد نمی توان انتظاری برای بهبودی اوضاع سینما داشت. این افراد تخریب گر هستند تنها در صورت رفتن شان می توان امیدی برای بهبود شرایط فرهنگی و هنری کشور داشت.

لینک خبر :‌ سینما پرس
سینماپرس: اسحاق خانزادی صدابردار و صداگذار پیشکسوت سینما در خصوص بحران کرونا، بیکاری گسترده سینماگران و انفعال مدیران سینمایی برای توجه به وضعیت بد معیشتی هنرمندان گفت: خانه سینما و سازمان سینمایی هیچ قدم مثبتی برای هنرمندان برنمی دارند، این در حالی است که وظیفه این دو نهاد رسیدگی به امور معیشتی و رفاهی اهالی سینما است، این وظیفه خانه سینما است که در بحران های متعدد به فریاد اعضایش برسد اما دریغ از اینکه حتی با یک تماس حال ما را بپرسند و دغدغه ای برای رفع وضعیت بغرنج زندگی مان داشته باشند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

برنده سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری برای فیلم های در مسیر تندباد و اعتراض در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: در تمامی کشورهای دنیا هنرمندان به خصوص پیشکسوتان جایگاه ویژه ای دارند و مسئولان آن ها را روی چشم های شان می گذارند و در همه حال و همه شرایط از آن ها دلجویی می کنند اما متأسفانه در کشور ما قضیه معکوس است و هنرمندان از کمترین جایگاهی نزد مدیران برخوردار نیستند.

این سینماگر برجسته تأکید کرد: این وظیفه یکایک دستگاه های فرهنگی و هنری از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سیما، خانه هنرمندان و مخصوصاً سازمان سینمایی و خانه سینما است که در این دوران کرونا قدمی برای بهبود وضعیت بحران زده زندگی هنرمندان بردارند اما دریغ از کمترین کاری!؛ البته احتمالاً هرچه بتوانند برای دوستان و آشنایان و رفقای شان انجام می دهند اما بنده و امثال بنده در این وانفسا از هر رسیدگی بی بهره می مانیم.

خانزادی در بخش دیگری از این گفتگو یادآور شد: من در بیش از 1000 فیلم سینمایی کار کرده ام؛ از سال 1347 که وارد عرصه سینما شدم تا همین حالا تمام زندگی ام را وقف رشد و اعتلای سینمای کشور کرده ام؛ در دوران انقلاب و سال های دفاع مقدس با افتخار حضور داشتم و هرچه در توانم بود انجام دادم؛ در کارنامه کاری من بیش از 200 فیلم دفاع مقدسی دیده می شود و تاکنون چندین جایزه از جشنواره فیلم انقلاب و دفاع مقدس دریافت کرده ام اما افسوس و دریغ از اینکه این مسائل برای آقایان مدیر و مسئول کمترین اهمیتی داشته باشد و آن ها از ما یادی بکنند.

صدابردار سریال های تلویزیونی مردان آنجلس و سفر سبز خاطرنشان کرد: بنده در سال 1396 بیمار شدم و کارم به جراحی قلب و تعویض دریچه رسید اما دریغ از آنکه حتی یک نفر از اهالی هنر و مدیرانی که این همه از بنده تعریف می کردند و استاد استاد خطابم می کردند حالی از من بپرسند! در عوض تا توانستند بی محلی کردند، تهیه کنندگان دستمزدهایم را ندادند و من در این بحران اقتصادی بیش از 70 میلیون تومان منهای پول بیمه ام از جیبم خرج کردم.

وی ادامه داد: در این سال های اخیر که با بیکاری دست و پنجه نرم می کنم حتی یک نفر از مدیران خانه سینما و سازمان سینمایی حالم را نپرسیدند؛ زمانی که مشکلم را با آقای شاهسواری به عنوان مدیرعامل خانه سینما که جامعه اصناف سینمای ایران است و باید خدمات صنفی به اعضایش ارائه کند در میان گذاشتم، هیچ قدمی برایم برنداشتند. حتی آقای حیدریان رئیس وقت سازمان سینمایی که به من وعده دادند مشکلم را حل می کنند 2 سال وقت مرا با این بیماری ام تلف کردند و مرا بردند و آوردند و در نهایت هیچ کمکی نکردند.

صدابردار فیلم های سینمایی سربازهای جمعه و ازدواج به سبک ایرانی تصریح کرد: پیشکسوتان سینما همواره مورد بی مهری قرار می گیرند؛ هیچ کس در این سینما حتی نیم نگاهی به ما نمی اندازد و این در حالی است که بنده و امثال بنده سال ها برای رشد سینمای کشور تلاش های شبانه روزی کردیم و اگر نبودیم امروز سینمایی وجود نداشت. بنده پس از سال ها حضور در سینما به این نتیجه رسیه ام که در کار هنر هیچ احترام واقعی وجود ندارد و آدم ها تا زمانی که به انسان نیاز دارند جواب سلام او را می دهند و اگر کاری نداشته باشند به راحتی دیگران را فراموش می کنند.

این صدابردار پیشکسوت با انتقاد از رفتار بد مسئولان خانه سینما اظهار داشت: همین خانه سینمایی که اقایان الآن در آنجا نشسته اند را بنده و چند نفر دیگر دوندگی کردیم و زمینش را خریدیم به امید آنکه مأمن و سرپناهی برای اهالی سینما باشد اما امروزه وضعیت این نهاد صنفی به جایی رسیده که حتی مسئولان صنف خودمان هم هیچ یادی از ما نمی کنند و حالی از ما نمی پرسند!

لینک خبر :‌ سینما پرس
اولین شب از طرح سینماماشین با اکران فیلم خروج در حالی برگزار شد که افراد مختلف از طیف های گوناگون مخاطبان سینما برای شریک شدن در این تجربه متفاوت، خود را به برج میلاد رسانده بودند.

خبرگزاری مهر - گروه هنر- زهرا منصوری: سه شنبه هفته گذشته بود که روابط عمومی سازمان اوج اعلام کرد فیلم سینمایی خروج به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا قرار است در طرح سینما ماشین به نمایش گذاشته شود، طرحی که البته پیش از انقلاب هم تجربه شده بود این اما اولین نمایش یک فیلم بعد از انقلاب در قالب آن بود و البته دومین ایده ای که خروج بعد از اکران اینترنتی، پیشگامش می شد تا باز هم عنوان اولین را از آن خود کند.

این طرح البته این روزها در جهان در حال تجربه است و اتفاقاً در کره جنوبی و آلمان استقبال بسیار خوبی هم از آن شده است. حالا ما هم از قافله عقب نمانده ایم. در این روزهایی که سینماها به دلیل شیوع بیماری کرونا بسته اند این بهترین استفاده از ظرفیت های موجود است تا رابطه مان با سینما قطع نشود. هر چند پیش تر انگیزه اصلی مان شکست کرونا بود، اما این روزها دیگر سعی کرده ایم زندگی مسالمت آمیز با آن را هم تجربه کنیم؛ این را از افزایش تردد افراد در خیابان ها و باز شدن فروشگاه، مراکز تجاری و مغازه ها می توان دریافت و البته از آماری که ارائه می شود و روز به روز سیر آن نزولی است. سینما در این میان اما از این قضیه مستثنی است و بازگشایی آن به صورت سابق حالا حالاها بعید به نظر می رسد. بنابراین این یک موضوع عقلانی است که از این ایده های نو استقبال شود تا این هنر نمیرد.

روایت یک تجربه هیجان انگیز

بعد از انتشار خبر سینماماشین بسیاری به اعضای تیم روابط عمومی اوج بابت این طرح دستمریزاد گفتند. در محافل رسانه ای و مجازی هم بازار گفتگو درباره آن حسابی داغ بود. همین شد که نتوانستیم از تجربه نگاری اولین شب اجرایی شدن این طرح چشم پوشی کنیم. برای خودم به عنوان خبرنگار سینما این هیجان انگیزترین تجربه شرکت در آئین اکران یک فیلم سینمایی بود.

فیلم حاتمی کیا را پیش از این در جشنواره دیده ام. ما خبرنگارها البته تقریباً تمام فیلم ها را پشت سر هم در جشنواره می بینیم و از این نظر که دیگر در طول سال فیلمی برای تماشا نداریم برایمان، خوشایند نیست! با این وجود تماشای خروج ؛ این فیلم اعتراضی، در ماشین برایم یک تجربه متفاوت است. بیان معایب و محاسن خروج بماند برای بعد، در این گزارش تنها می خواهم مشاهداتم از اولین شب اجرای طرح سینماماشین را روایت کنم.

به جایگاه اصلی که می رسیم ماشین های مختلفی را می بینم که اکثراً لاکچری اند، بینشان تک و توک می توانی پراید پیدا کنی البته یک تاکسی هم می بینم که در محل مورد نظر جاگیر می شود پنجشنبه صبح بلیت فروشی خروج برای سانس های 21:30 و 23:30 آغاز و در همان ساعات ابتدایی ظرفیتش پر می شود، همین موضوع را خبری و بعد هم با تیم روابط عمومی هماهنگ می کنم تا روز جمعه گزارشی از سینماماشین تهیه کنم. سینما ماشین قرار است با ظرفیت 160 ماشین در هر سانس، در پارکینگ شماره 3 برج میلاد با بلیت 40 هزار تومانی به ازای هر خودرو و با دو نفر سرنشین انجام شود.

به طرف برج میلاد راه می افتم. محاسباتم برای ترافیک و این داستان ها اشتباه از آب در می آید و خیلی زودتر یعنی در ساعت 20 به پارکینگ شماره 3 برج میلاد می رسم و فکر می کنم فقط این من هستم که این همه زود رسیده ام اما به محض رسیدن می بینم که صاحبان حدود 10 ماشین از من ذوق زده تر بوده اند و زودتر رسیده اند. البته گروه های مختلف فیلمبرداری و عکاسان هم آمده اند و از همان دقایق ابتدایی شروع به ضبط و ثبت اتفاقات کردند.

دو ورودی برای پذیرش ماشین ها تعبیه کرده اند، ورودی ها هم شامل سازه هایی قرمز رنگ است که همه خلاقیتشان در این خلاصه شده که دو سه بنر با تصویر فرامرز قریبیان بازیگر نقش یک فیلم رویش بچسبانند! منتظر می مانیم تا ورود بدهند. دور و برم را خوب نگاه می کنم آدم های مختلف با ماشین های متفاوت آمده اند، بیشترشان جوان ترها هستند، بعضی هایشان انگار هیچ ربطی به سینمای حاتمی کیا و دغدغه هایش ندارند، همان کارگردانی که این سال ها بیشتر معترض بوده و کارنامه اش مملو از فیلم های دفاع مقدسی و مقاومتی است، همان کارگردانی که وقتی 20 سالم بود آنقدر شیفته او و سینمایش بودم که در خبرها و گزارش هایم گاهی برایش تیتر عمو ابراهیم می زدم اما حالا در سن 28 سالگی بعضی حرف هایش را نمی فهمم و مثل سابق شیفته اش نیستم اما همچنان برایم کاریزما دارد.

افطار و سلفی در صف انتظار ورود

باز هم دور و برم را نگاه می کنم، عده ای را می بینم که افطار می کنند، آن طرف تر دختر و پسری را می بینم که عکس سلفی می گیرند، بعضی ها هم البته به خبرها توجه نکرده اند و ظرفیت ماشینشان بیشتر از 2 نفر است. تاکید بر حضور 2 نفر در هر خودرو به این دلیل است که سرنشینان پشت دیدشان محدود می شود و نمی توانند فیلم را به خوبی تماشا کنند اما تیم هدایت به این موضوع خرده ای نمی گیرند.

حالا تعداد ماشین های منتظر، زیاد هم شده است و کم کم ورود می دهند اما پیش از ورود هر خودرو، 2 نفری را می بینم که ماسک و گان و دستکش دارند یعنی سر تا پایشان را پوشانده اند و با پمپ شروع به ضدعفونی کردن سطوح ماشین ها می کنند. آن طرف تر هم یک آمبولانس برای حوادث غیرمترقبه در حین اکران پارک شده، پلیس برج میلاد هم آمده اما تنها یک نفر است. او هم دور و بر را خوب نگاه می کند.

2 نفر در هر جایگاه با یک لپ تاپ نشسته اند و مراحل چک بلیت و پلاک را انجام می دهند، این مرحله البته کمی طولانی و حوصله سربر است. تمام تیم هدایت کننده شیلد و دستکش دارند یکی دو نفر هم کاور پوشیده اند و با علمک های قرمز رنگ در دستشان (که اسمش را هم نمی دانم!)، ماشین ها را با نظم خاصی به جایگاهشان هدایت می کنند. به جایگاه اصلی که می رسیم ماشین های مختلفی را می بینم که اکثراً لاکچری اند، بینشان تک و توک می توانی پراید پیدا کنی البته یک تاکسی هم می بینم که در محل مورد نظر جاگیر می شود.

فضای پارکینگ با چند پروژکتور کاملاً روشن است اما در همین فضای اصلی هم هیچ اقلام تبلیغی نمی بینم گویا پیش بینی باد و باران را کرده اند چون با وزش باد بنرها به سرعت از جایشان کنده می شوند. هر کدام از ماشین ها آرام آرام در جای مخصوص به خودشان جاگیر می شوند، هیچکدام از سرنشینان از خودروشان پیاده نمی شوند، قاعده مندند و منتظرند تا نمایش فیلم آغاز شود. برخی هم موبایلشان را درآورده اند و از این تجربه تازه و نمایشگری که مدام تصویر ابراهیم حاتمی کیا و فرامرز قریبیان را نشان می دهد و رویش نوشته رادیوی خود را روی فرکانس Fm 107/8 بگذارید ، فیلم می گیرند.

سرنشین یک خودروی دیگر می گوید این نوع اکران برایم جالب بود و آمدم، به سراغ یک ماشین دیگر می روم، صاحبش تقریباً 25 ساله است و می گوید نگاه نکردم که چه فیلمی به این صورت اکران می شود فقط آمدم تا این نوع نمایش را تجربه کنم؛ هرکدام دلیلی داشتند اما عمده دلیل همین تفریح بود در همین حین از بچه های روابط عمومی می پرسم که آیا حاتمی کیا خودش هم می آید یا خیر که می گویند جلسه دارد و به این سانس نمی رسد، سوال بعدی ام این است که چند خودرو برای مدعوین و مهمانان است که می گویند در این سانس هیچ، ولی در سانس بعدی سه ماشین مهمان داریم.

به سراغ چند نفر می روم تا مصاحبه کوتاهی کنم، پسر 22، 23 ساله ای که به همراه دوستش آمده است، می گوید چون سینماها بسته بود آمدیم تا اینجا فیلم ببینیم، سرنشین یک خودروی دیگر می گوید این نوع اکران برایم جالب بود و آمدم، به سراغ یک ماشین دیگر می روم، صاحبش تقریباً 25 ساله است و می گوید نگاه نکردم که چه فیلمی به این صورت اکران می شود فقط آمدم تا این نوع نمایش را تجربه کنم؛ هرکدام دلیلی داشتند اما عمده دلیل همین تفریح بود. در این روزهای کرونایی که تفریحات کم شده است انگار مردم از هر تفریحی که مطمئن باشند دچار کرونا نمی شوند، استقبال می کنند.

تقریباً همه ماشین ها جاگیر شده اند، همین جا متوجه می شوم که راه خروج ماشین ها متفاوت و از یک سمت دیگر است این کار را کرده اند تا در سانس بعدی دچار مشکل ورود و خروج ماشین ها و احتمالاً ترافیک نشوند، هرچند در خبرها عنوان شده بود که ماشین های شاسی بلند در ردیف های عقب تر قرار می گیرند اما چند تا از همین ها در ردیف جلوترند و چند 206 در ردیف های عقب تر یعنی با این تفاسیر دیدشان صفر می شود. نکته دیگر این است که جاگیری ماشین ها به گونه ای است که امکان خروج پیش از اتمام فیلم را ندارند و باید آن را تا پایان ببینند.

در همین فضا در خبرهای غیررسمی بین بچه های خبرنگار گفته می شود که خوب بد جلف 2، ارتش سری و شنای پروانه هم قرار است به همین شیوه به نمایش دربیایند منتها با بلیت های گران تر.

کم کم تمام پروژکتورها را خاموش می کنند، از تماشاگران هم می خواهند که چراغ های ماشینشان را خاموش کنند. نمایش فیلم در ساعت 21:24 آغاز می شود، حالا همه جا تاریک مطلق است، نمایشگر هم انصافاً کیفیت خوبی دارد، کمی صدای فیلم را می شود شنید، دقیقاً متوجه نمی شوم که این پخش صدا به دلیل پایین بودن شیشه برخی ماشین هاست یا اینکه نمایشگر صدا را پخش می کند. هندزفری موبایلم را در می آورم، رادیویش را روی فرکانس گفته شده می گذارم و صدا را چک می کنم، صدا هم کیفیت خوبی دارد. برایم جالب است که بدانم این صدا تا شعاع چند متری قابلیت دریافت دارد، این موضوع را از تیم روابط عمومی می پرسم که می گویند تمام این محوطه و افرادی که در برج میلاد هستند می توانند صدا را دریافت کنند.

باز دور و برم را نگاه می کنم، همه جا سکوت است. دوست دارم بدانم برج میلاد که معروف است برای برنامه های این چنینی همواره فاکتور به دست است، چقدر برای این نمایش از اوج دریافت کرده است؟ به سراغ محمد ذوقی که این روزها رشد سازمانی داشته و از مقام مدیر روابط عمومی به دستیار ارشد رئیس سازمان اوج ارتقا پیدا کرده و فرد شماره یک سازمان اوج در اطلاع رسانی های اخیر در فضای رسانه ای بوده است، می روم تا در این باره گپ کوتاهی داشته باشیم.

سینماماشین ؛ یک امکان برای سرگرمی سالم

او در توضیحات ابتدایی درباره این طرح به خبرنگار مهر می گوید: آخر سال 98 بود که دیدیم سینماها تعطیل شده است و باید کاری برای فیلم های خودمان، مردم و سینما کنیم. ما به دو اقدام رسیدیم که یکی از آن ها اکران آنلاین و دیگری طرح سینما ماشین بود. سینما ماشین قبل از انقلاب برگزار می شد و در حال حاضر در خارج از کشور در حال پیگیری است اما بعد از انقلاب این طرح پیگیری نشد ما تصمیم گرفتیم این کار را برای فیلم خروج انجام بدهیم و فکر می کنیم با توجه به وضعیتی که مردم دارند و اینکه گویا کرونا حالا حالاها رفتنی نیست و سال 99 با آن دست درگریبانیم، به نظرم سینما ماشین یک امکان سرگرمی و تفریح سالم برای مردم است.

ذوقی: مسئولان فرهنگی باید فکری به حال سینما کنند. ما پیش از این هم اوضاع خوبی در اکران نداشتیم. فیلمسازان زیادی معترض به وضعیت اکران فیلمشان بودند به طوری که به اندازه فیلم های نمایش داده شده، آثاری داشتیم که پشت سد اکران می مانند. امسال با این وضعیت تدبیر مسئولان ارشاد چیست؟ ذوقی البته تأکید دارد: از سوی دیگر مسئولان فرهنگی باید فکری به حال سینما کنند. ما پیش از این هم اوضاع خوبی در اکران نداشتیم. فیلمسازان زیادی معترض به وضعیت اکران فیلمشان بودند به طوری که به اندازه فیلم های نمایش داده شده، آثاری داشتیم که پشت سد اکران می مانند. امسال با این وضعیت تدبیر مسئولان ارشاد چیست؟ ما برای فیلم خودمان این تدبیر را کرده ایم و استقبال از سانس های اول خوب بوده است از همین رو مشغول بررسی و امکان سنجی هستیم که این اتفاق را در نقاط دیگر رقم بزنیم.

نمی خواستیم سینماماشین لاکچری باشد!

وی افزود: سینما ماشین یک نکته مهم دارد و برای اینکه چرخ این صنعت بچرخد باید معادلات اقتصادی آن درست باشد. ما شنیدیم برخی از دوستان دیگر هم در تدارک این طرح هستند. این طرح دو نکته دارد یکی اینکه ممکن است به شرایط کنسرت نزدیک شود یعنی قیمت بلیت ها 80 و 100 هزار تومان باشد اما ما نمی خواستیم این چنین باشد چون اگر قیمت بلیت از حدی بیشتر باشد برای عموم مردم سخت می شود که در این وضع اقتصادی در این طرح شرکت کنند. ما نمی خواستیم سینما ماشین یک امکان لاکچری باشد.

دستیار ارشد رئیس سازمان اوج ادامه داد: به همین خاطر معادله اقتصادی که دنبالش بودیم این بود که با جذب اسپانسرهای مختلف اعم از غیرفرهنگی و اقتصادی و با لحاظ مسئولیت های اجتماعی که دارند این کار را انجام بدهیم. اگر سینماماشین بتواند اسپانسر جذب کند به نظرم سودده است و این چرخه ادامه پیدا می کند اگر به طور مطلق اسپانسر پیدا نکنند، متولیان ناگزیرند که بلیت ها را گران کنند. تلاش ما این است که قیمت بلیت را کم نگه داریم و در عین حال یک چرخه سودده باشد، البته تا حالا توانستیم این کار را کنیم و برایمان آورده مالی داشته است. برای این یک هفته، ده شبی که قرار است خروج در برج میلاد اکران داشته باشد توانسته ایم شرکت بهران را به عنوان اسپانسر پای کار بیاوریم. همچنین مشغول مذاکره با اسپانسرهای دیگر برای اجرای این طرح در نقاط دیگر هستیم. به نظرم اگر طراحی مان را دقیق کنیم، چند شب از اجرایش بگذرد، بازخوردها را ببینیم و بتوانیم برخی نقاط ضعف را اصلاح کنیم به نظرم سینماماشین می تواند یک امکانی برای تفریح مردم در چند ماه از سال باشد.

برج میلاد پولی از اوج نگرفت

ذوقی عنوان کرد: برج میلاد برای این طرح از ما پول نگرفت و به صورت مشارکتی در حال اجرای این طرح هستیم البته قرار است درصدی از فروش و اسپانسر را به متولیان این برج بدهیم. شرکت سینمایی نور تابان هم در این طرح با ما همراه شده و قرار است برای فیلم های دیگر که اتفاقاً برای اوج نیستند این طرح را پیگیری کند. درباره اجرای این طرح را برای فیلم های دیگر اوج هم فکر می کنیم البته این نکته وجود دارد که فیلم هایی که قرار است در سینما ماشین به نمایش گذاشته شوند باید در حال اکران باشند یعنی نمی شود الان فیلمی در سینما ماشین اکران شود و صاحبانش بگویند قرار است 3 ماه دیگر در سینماها به نمایش در بیایند یا اکران اینترنتی شوند. البته اکران سینما ماشین امن تر است ضمن اینکه تجربه جذابی برای مخاطبان است و خیلی ها کنجکاو می شوند تا یکی دو باری آن را تجربه کنند.

وی در پایان توضیح داد: ما اعتقادی داریم مبنی بر اینکه با ساختن اتمسفر برنامه، فضای سالم و امنی شکل می گیرد یعنی لزومی ندارد تک تک ماشین ها با چراغ چک شوند. همین که مجری این برنامه اوج و فیلم برای حاتمی کیاست، فضا را می شود ارزیابی کرد. ضمن اینکه داخل ماشین حریم خصوصی است و فکر می کنم مردم ما انقدر با فرهنگ هستند که آداب این برنامه ها را بدانند.

استقبال از سینماماشین فوق العاده بود

آن سوتر پیمان انوشه مدیر مارکتینگ سایت سینماتیکت را می بینم، به سراغ او هم می روم تا درباره این طرح تازه متولد شده با هم صحبت کنیم.

صفحه خروج و سینماماشین در سایت سینماتیکت در حدود 2 ساعت بیش از 70 هزار بازدید داشت و این موضوع بسیار جالب بود، اگر فیلم های بیشتری به این طرح اضافه شود استقبال بیشتری را هم شاهد خواهیم بود وی به خبرنگار مهر می گوید: با توجه به اینکه در چند وقت اخیر سینماها تعطیل بوده اند و مردم نیاز به تفریح دارند، استقبال فوق العاده ای از این طرح شد. صفحه خروج و سینماماشین در سایت سینماتیکت در حدود 2 ساعت بیش از 70 هزار بازدید داشت و این موضوع بسیار جالب بود، به نظرم اگر فیلم های بیشتری به این طرح اضافه شود استقبال بیشتری را هم شاهد خواهیم بود. ما کمی مشکلات فنی داشتیم که حلش کردیم چون یک پروژه سرعتی بود. ضمن اینکه سانس اول فیلم در ساعت 9 صبح در یک ساعت سولد اوت شد.

وی افزود: اگر سایز نمایشگر بزرگ تر شود ماشین های بیشتری را می شود پذیرا بود. البته باید کمی چینش ماشین ها را اصلاح کنیم در این صورت دید بهتر خواهد شد این مدل سینما در کل دنیا مرسوم است برای مثال در کره جنوبی و آمریکا بسیار جا افتاده و استقبال خوبی هم از آن می شود البته این طرح در کشورهای دیگر در خارج از شهرها انجام می شود چون بحث بودجه و محل نمایش را دارند.

انوشه عنوان کرد: احتمالاً در ماه های آینده تعداد محوطه های نمایش دهنده سینما ماشین به 20 محوطه برسد. همین حالا حدود 8 گروه سینمایی آمده اند و ما با آنها مذاکره کرد ایم تا فیلم ها را در محوطه آنها به نمایش بگذاریم.

مدیر مارکتینگ سینماتیکت در پایان اظهار کرد: قرار است چند خاصیت به طرح سینما ماشین اضافه کنیم چون نبود امکان انتخاب جایگاه چند فرصت می دهد یکی اینکه ما می توانیم به ترتیب ورود و ارتفاع ماشین ها، آنها را در جایگاه ها جاگیر کنیم، این کار جلوی ترافیک را می گیرد و دید افراد را بهتر می کند. بحث بوفه آنلاین هم یکی دیگر از موارد است برای مثال ما می توانیم خودمان بسته ها را ضدعفونی کنیم و آن ها را به صورت پکیج در اختیار خودروها قرار بدهیم. به نظرم حتی بعد از کرونا هم سینما ماشین می تواند یک تفریح بسیار جذاب برای مخاطبان باشد.

بعد از اتمام گزارش با توجه به اینکه ماشینم را در سوی دیگر پارک کرده ام من کمی زودتر از محوطه خارج می شوم. اما وقتی به میدان آرش می رسم ماشین های زیادی را می بینم که خیلی زودتر برای تماشای فیلم در سانس دوم آمده اند و منتظرند تا درهای ورودی باز شود و به پارکینگ شماره سه برای تماشای خروج بروند.

کد خبر 4914386

زهرا منصوری

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
کارگردان فیلم سینمایی عنکبوت در واکنش به احتمال اکران آنلاین آن نوشت؛ فقط در صورت تعطیلی سینما ها تا انتهای سال 99 می توان گزینه اکران آنلاین را روی میز دید.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : آمد خبر

به گزارش خبرنگار حوزه سینمایی گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا ، با راه اندازی طرح اکران آنلاین که هم اکنون با نمایش چند فیلم از جمله دو پروژه سینمایی معتبر خروج ابراهیم حاتمی کیا و طلا پرویز شهبازی به طور جدی ادامه دارد، برخی صاحبان فیلم هایی سینمایی از اشتیاق خود برای حضور در این طرح دادند.

با توجه به بسته بودن سینماها احتمال ادامه جدی این نمایش وجود دارد، با این حال بسیاری منتظر نشسته اند تا استقبال از پروژه هایی ابتدایی حاضر در سامانه اکران آنلاین را ببینند و با ریسک کمتری به توزیع فیلم در این طرح بپردازند.

عنکبوت از جمله فیلم هایی بود که اخیرا خبرهایی مبنی بر نمایش آن در پلتفرم های اینترنتی شنیده می شد. فیلمی که دست روی سوژه ای خاص گذاشته و در سانسی ویژه در جشنواره فجر نیز رونمایی شد.

با این حال پس از حدس و گمان ها ابراهیم ایرج زاد، کارگردان عنکبوت در این رابطه در صفحه مجازی اش نوشت:

بعد از این همه خبرها و حدس و گمان هایی هایی که این چند روز در فضای رسانه ایی مبنی بر اکران آنلاین عنکبوت منتشر شد. همینجا باید اعلام کنم که در حال حاضر هیچ تصمیمی برای اکران آنلاین عنکبوت گرفته نشده است.

همچنین تهیه کننده و سرمایه گذار محترم عنکبوت نیز تاکیدشان بر این نکته است که با توجه به امیدواری های زیاد برای بازگشایی سینماها در آینده نزدیک حتما انتخاب اول برای عنکبوت اکران عمومی در سینما می باشد. و فقط در صورت تعطیلی سینما ها تا انتهای سال 99 می توان گزینه اکران آنلاین را روی میز دید.

عنکبوت یکی از شانس های اکران 99 است پس حتما بهترین تصمیم درباره نمایش آن گرفته می شود.

عنکبوت که بعد از تابستان داغ دومین ساخته ایرج زاد است، یک داستان جنایی با رگه های پررنگ اجتماعی اش دارد و روایت زندگی مردی است که قصد دارد ریشه فساد را خشک کند و ... .

در این فیلم که اثری پربازیگر به حساب می آید، محسن تنابنده، ساره بیات، ماهور الوند، شیرین یزدان بخش، فرید سجادی حسینی، علی باقری، مهدی حسینی نیا، حمیدرضا هدایتی راد، گلنوش قهرمانی، آتیه جاوید، مهدخت مولایی، نیوشا علیپور، یوسف خسروی، غلامعلی رضایی، حمید حاجی محمدزاده، میثم دامن زه، حامد شیخی، رضا شیخ انصاری، سید جمشید حسینی، آویسا سجادی، سحر عبدالهی، امیر سیدی گروه بازیگرانش را تشکیل می دهند.

انتهای پیام /4143/

لینک خبر :‌ خبرگزاری آنا
بازیگر سریال زوج یا فرد گفت: امیدوارم تعطیلی پروژه های سینمایی به بازیگرانی که همواره روی پرده بودند شوک وارد کرده و به آنها یادآوری کند که کمی وضعیت بازیگران کم کار را درک کنند، امیدوارم این بازیگران کمی احساس بازیگرانی که سالها در خانه بوده اند را تجربه کنند.

به گزارش سینماپرس ، مرجانه گلچین در گفت وگو با میزان، پیرامون تغییرات احتمالی تاثیر حضور سلبریتی ها در سینمای پساکرونا بعد از بازگشایی سینماها گفت: واقعیت امر دوران قرنطینه بدون شک در فرهنگ جامعه تاثیرگذار بوده و بسیاری از افراد را به مطالعه بیشتر، همنشینی با خانواده و تماشای آثار مختلف سینمایی ترغیب کرده اما واقعیت امر نمی توانیم خوش بین باشیم که سینمای بعد از کرونا در روند انتخاب بازیگران خود تغییر خاصی نماید.

وی در همین راستا ادامه داد: مشکلات پیرامون انتخاب بازیگران و یا محدودیت در حضور بازیگران سینما مشکلی نیست که امروز به وجود آمده باشد و مشکلی هم نیست که بعد از کرونا حل شود، استفاده از بازیگران چهره در اکثریت آثار و پرکار بودن برخی بازیگران در مقابل بیکاری عده زیادی از بازیگران همواره چالش بزرگی در عرصه سینما بوده است.

بازیگر سریال سه دونگ سه دونگ درباره حضور حداقلی برخی از بازیگران در اکثر آثار سینمایی افزود: ما همواره شکایت خود را به خانه سینما برده ایم که چرا برخی بازیگران در همه آثار سینمایی حضور دارند و از برخی بازیگران حتی نامی هم برده نمی شود، این گلایه همواره بین ما بازیگران وجود داشته و بعید می دانم که مافیای انتخاب بازیگران سینما پس از بازگشایی سینماها از هم پاشیده شود.

وی در همین رابطه اضافه کرد: مافیای انتخاب بازیگران سینما سالهاست حضور داشته و افرادی در این میان هستند که همواره به قول معروف نان به هم قرض می دهند، در حال حاضر می بینیم که بسیاری از بازیگران سلبریتی سینما تئاتر را هم در دست گرفته اند و به صورت گروهی از آثار سینمایی راهی تئاترهایی با سرمایه تولید بالا می شوند.

بازیگر سریال زوج یا فرد درباره بیکاری بسیاری از بازیگران در ایام کرونا اذعان کرد: واقعیت امر بسیاری از بازیگران از قبل هم در قرنطینه بوده اند، آنها با بیکاری و کم کاری آشنا بوده اند و باور کنید که این تعطیلات کرونا برای آنها اتفاق بسیار پیچیده ای نیست زیرا مدت هاست که دیده نشده اند.

وی در همین راستا تصریح کرد: امیدوارم تعطیلی پروژه های سینمایی به بازیگرانی که همواره روی پرده بودند شوک وارد کرده و به آنها یادآوری کند که کمی وضعیت بازیگران کم کار را درک کنند، امیدوارم این بازیگران کمی احساس بازیگرانی که سالها در خانه بوده اند را تجربه کنند و بدانند که هیچکس از پول و دستمزد بدش نمی آید اما بهتر است که کمی انصاف هم داشته باشیم.

این بازیگر سینما با اشاره به مشکلات عدیده معیشتی بازیگران پیشکسوت افزود: بازیگران ما در این شرایط به شدت غم نان دارند، آنها در این شرایط باید به فکر کرایه عقب افتاده خانه هایشان باشند و اگر نه که بازیگران سلبریتی شاید امروز بیکار باشند اما چندین فیلم در نوبت اکران داشته و به سرعت با آغاز فصل تولید سر کار می روند.

گلچین در همین رابطه خاطرنشان کرد: مثالی این روزها بین مردم وجود دارد که فرق بین دارا و ندار در ایام قرنطینه چیست، از نظر من باید دید دوران قرنطینه برای بازیگران سلبریتی و پرکار سینما چطور می گذرد و برای بازیگرانی که سالها کاری نداشته اند چطور می گذرد؟ این قیاسی ناراحت کننده است که شاید به اندکی تامل در قبال آن بتوانیم غم بسیاری از هنرمندان کشور را درک کنیم.

لینک خبر :‌ سینما پرس
کارگردان فیلم سینمایی لباس شخصی معتقد است پس از بازگشایی سینماها به دلیل غیرعادی بودن شرایط و طرح فاصله گذاری اجتماعی، استقبال از فیلم های اکران شده کم خواهد بود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ امیرعباس ربیعی کارگردان فیلم سینمایی لباس شخصی که در بخش نگاه نو سی و هشتمین جشنواره ملی فیلم فجر حضور داشت درباره احتمال اکران آنلاین این فیلم گفت: اکران آنلاین لباس شخصی مسئله ای بود که به آن فکر کردیم اما فعلا مردد هستیم و باید مدتی بگذرد تا ببینیم چه اتفاقی برای فیلم هایی که به صورت آنلاین نمایش داده شدند رخ می دهد و پس از آن بتوانیم تصمیم بهتری بگیریم.

وی افزود: لباس شخصی اولین تجربه کارگردانی من در زمینه فیلم داستانی بلند است به همین جهت تمایل دارم تا اولین فیلمم روی پرده نمایش داده شود و از طرف دیگر هم دوست دارم در هر بستری که تماشاگر بیشتری مخاطب آن هستند، نمایش داده شود.

این کارگردان با اشاره به این که اکران آنلاین مخاطبان بیشتری دارد، ادامه داد: احساس می کنم در نمایش آنلاین مخاطبان بیشتری می توانند فیلم را ببینند و این قابلیت وجود دارد که فردی با خرید یک بلیت اینترنتی، همراه خانواده فیلم را تماشا کند. در کل به اکران آنلاین نگاه مثبتی دارم.

ربیعی در پاسخ به این پرسش که چه زمانی را مناسب اکران لباس شخصی در سالن های سینمایی می داند، توضیح داد: اکنون شرایطی است که نمی توان برای اکران زمان تعیین کرد. اگر عید فطر هم سینماها باز شود به دلیل غیرعادی بودن شرایط، فاصله گذاری اجتماعی و افزایش تعداد فیلم های متقاضی برای اکران، استقبال از فیلم ها بسیار کم است و فکر می کنم برای اکران لباس شخصی در سالن های سینمایی بهتر است شرایط عادی تر شود.

کارگردان فیلم سینمایی لباس شخصی در پایان درباره کارهای اخیر خود بیان کرد: در حال حاضر روی چند طرح با برخی دوستانم کار می کنم و تمرکزم روی متن آن ها است اما هیچ کدام به نتیجه قطعی نرسیده است و به محض آن که فیلمنامه ها آماده شوند وارد مذاکره با تهیه کننده ها می شویم.

فیلم لباس شخصی محصول مرکز فیلم و سریال سازمان هنری رسانه ای اوج به تهیه کنندگی حبیب والی نژاد اثری تاریخی سیاسی است و به اتفاقات دهه شصت و فعالیت پیچیده حزب توده در ایران می پردازد.

مهدی نصرتی، توماج دانش بهزادی، مجید پتکی، میلاد افواج، عماد درویشی، مهیار شاپوری، احمد لشینی، شهاب بهرامی، روزبه رئوفی، کیوان محمود نژاد، نجلا نظریان و ماه منیر بیطاری در این فیلم ایفای نقش می کنند.

منبع:صبا

لینک خبر :‌ دانا
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : میزان سینما پرس

معاون امور فرهنگی هنری شهرداری تهران گفت: من موافق بازگشایی سینما ها با رعایت پروتکل های بهداشتی از عید سعید فطر به بعد هستم، در حال حاضر بیماری کرونا مسیر بهتری را در پیشگیری طی می کند و می توان به بازگشایی سینما ها در تاریخ احتمالی عید فطر امیدوار بود.
به گزارش بازارکار عباس سجادی در گفت وگو با خبرگزاری میزان، پیرامون تصمیمات صورت گرفته برای بازگشایی سینماهای کشور گفت: در حال حاضر ستاد ملی مبارزه با بیماری کرونا در کشور مشغول به فعالیت است، این نامگذاری نشان دهنده آن است که یک نهاد و مجموعه باید در مورد این مسائل تصمیم گیری کند، از نظر من در شرایط فعلی برای بازگشایی سینماها نیازمند تصمیم گیری متمرکزی هستیم زیرا برنامه ریزی استاندارد نیازمند عبور از شرایط فعلی است.

وی در همین راستا ادامه داد: از سویی بیماری کرونا با کسی شوخی ندارد و شاهد آن هستیم که تمام دنیا را تهدید کرده است، از نظر من مرجع اصلی سیاست گذاری در قبال بازگشایی سینما وزارت بهداشت کشور و نهادهای تابعه هستند، تمامی اهالی سینما و سینماداران باید تابع این تصمیمات و پروتکل های الحاقی از سوی این نهادها باشند.

تعطیلی سه ماهه سینماها، توفیقی اجباری برای تغییری عظیم

معاون امور فرهنگی هنری شهرداری تهران تنها راه برای بازگشایی سینماها را اینگونه شرح داد: بدون شک بازگشایی سینماها تنها با تبعیت از پروتکل های وزارت بهداشت امکان پذیر است، در حال حاضر نباید تصمیمات کارنشده گرفت و به قول معروف وقت آن نیست که هر فرد ساز خود را بنوازد زیرا گاهی یک تصمیم غلط در چنین شرایطی می تواند سلامت جامعه را به خطر بیندازد.

رئیس سابق فرهنگسرای نیاوران تخطی از دستورات ستاد ملی مبارزه با کرونا را نادرست خواند و اظهار کرد: من معتقدم که دستورات ستاد ملی مبارزه کرونا باید برای همه لازم الاجرا باشد و در این زمینه هیچکس بنا به صلاح خود تصمیمی نگیرد.

لزوم پرداخت به خلیج فارس در تمامی عرصه های فرهنگی و هنری

سجادی درباره احتمال بازگشایی سینماها در پایان ماه مبارک رمضان تصریح کرد: من موافق بازگشایی سینماها با رعایت پروتکل های بهداشتی از عید فطر به بعد هستم، در حال حاضر بیماری کرونا مسیر بهتری را در پیشگیری طی می کند و می توان به بازگشایی سینماها در تاریخ احتمالی عید فطر امیدوار بود.

این مسئول هنری در همین رابطه خاطرنشان کرد: اگر بازگشایی سینماها بخواهد این مسیر را منحرف کند این اتفاق بدون شک درست نیست، طبیعتا با تمهیدات صورت گرفته اگر سینماها با رعایت نکات بهداشتی بازگشایی شوند می توانیم شاهد بازگشت این هنر به چرخه طبیعی خود باشیم.

خبرمرتبط؛

لینک خبر :‌ روزنامه بازار کار
کل هنرپیشه های سینما و تلویزیون که از راه بازیگری امرار معاش می کنند بیش از 70 نفر نیستند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

گروه فرهنگی : مهران احمدی بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون، روز 5 اردیبهشت سال 1399 در برنامه دورهمی با اجرای مهران مدیری، به انتقادها علیه سینماگران که از پرداخت مالیات سرباز می زنند پاسخ داد. او گفت برخی با مقایسه مهران مدیری و یک راننده تاکسی می گویند چرا این طرف بی ام و سوار می شود و مالیات نمی دهد آن یکی تاکسی دارد و باید مالیات بدهد؟ او با بیان اینکه این مقایسه اشکال دارد و نباید انجام شود، مدعی شد:

به گزارش بولتن نیوز به نقل از فکت نامه، کل هنرپیشه های سینما و تلویزیون حرفه ای اعم از خانم و آقا که از این راه امرار معاش می کنند بیش از 70 نفر نیستند. او کار این 70 نفر را خاطره سازی برای نسل های آتی خواند و انتقادها در خصوص چرایی مالیات ندادن هنرپیشه ها را بی مورد دانست.

تعداد بازدید : 4

کد ویدیو
دانلود

فیلم اصلی

آیا تعداد کل هنرپیشه های حرفه ای سینما و تلویزیون، که از این راه امرار معاش می کنند 70 نفر است؟ آیا تعداد افراد یک صنف یا نوع حرفه در پرداخت یا معافیت مالیاتی اثرگذار است؟ فکت نامه در این گزارش می کوشد به این دو پرسش پاسخ دهد:

1- تعداد هنرپیشه های حرفه ای سینما و تلویزیون

با یک جست و جوی ساده در اینترنت می توان اسامی هنرپیشه های حرفه ای و شناخته شده سینما و تلویزیون را استخراج کرد، این بخش ماجرا چندان پیچیده نیست. نگاهی به وب سایت خانه سینما نیز می تواند مرجع خوبی برای یافتن تعداد فعالان این حوزه باشد. براساس اطلاعات منتشر شده در خانه سینما، این صنف بیش از 3 هزار عضو دارد. شرط عضویت در خانه سینما فعالیت حرفه ای در یکی از بخش های تولید، توزیع و نمایش سینمای ایران است. البته روشن نیست چند نفر از این 3هزار عضو خانه سینما، را هنرپیشه ها تشکیل می دهند اگر ده درصد آنها بازیگر باشند بیش از 300 بازیگر حرفه ای داریم.

نگاهی به اسامی بازیگرانی که در چند سال اخیر در فیلم ها و سریال ها حضوری مستمر داشته اند نشان می دهد که در تاریخ سینما، تلویزیون و تئاتر ایران نام بیش از 700 هنرپیشه را ثبت کرده که در این لینک اسامی آنها در دسترس است. خیلی از آنها دیگر فعال نیستند برخی از آنها نیز فوت کرده اند ولی روشن نیست دقیقا کدام یک از آنها از این راه امرار معاش می کنند ولی قاعدتا آنها که این روزها در سینما و تلویزیون حضوری مستمر دارند و در پروژه های گوناگون ایفای نقش می کنند را بتوان بازیگران حرفه ای دانست که از این راه امرار معاش می کنند هرچند ممکن است برخی از آنها در سایر حرفه ها مثل رستوران و کافه داری یا برج سازی و ... نیز دستی داشته باشند ولی نمی توان آنها را بازیگران غیرحرفه ای دانست. بلکه آنها از سرمایه و شهرت خود در حرفه های دیگر نیز استفاده می کنند و البته مالیات آن را نیز جداگانه باید پرداخت کنند.

بنابراین برای روشن شدن ادعای مهران احمدی و فقط برای نمونه (افراد دیگری نیز می توانند در این جدول باشند و یا ممکن است برخی از این افراد ادعا کنند که سینما حرفه آنها نیست و می توانند ما را تصحیح کنند) اسامی 105 بازیگر حرفه ای که طی سال های اخیر در سینما و تلویزیون حضوری مستمر داشته اند در جدول زیر آمده است.

2- آیا بازیگران از پرداخت مالیات معاف اند؟

آیا تعداد افراد یک صنف یا نوع حرفه در پرداخت یا معافیت مالیاتی اثرگذار است؟ مطابق ماده 1 قانون مالیات های مستقیم، افراد زیر باید مالیات پرداخت کنند:

1- کلیه مالکین اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی نسبت به اموال یا املاک خود واقع در ایران

2- هر شخص حقیقی ایرانی مقیم ایران نسبت به کلیه درآمدهایی که در ایران یا خارج از ایران تحصیل می کند.

3- هر شخص حقیقی ایرانی مقیم خارج از ایران نسبت به کلیه درآمدهایی که در ایران تحصیل می کند.

4- هر شخص حقوقی ایرانی نسبت به کلیه درآمدهایی که در ایران یا خارج از ایران تحصیل می نماید.

5- هر شخص غیر ایرانی (اعم از حقیقی یا حقوقی) نسبت به درآمدهایی که در ایران تحصیل می کند و همچنین نسبت به درآمدهایی که بابت واگذاری امتیازات یا سایر حقوق خود و یا دادن تعلیمات و کمک های فنی و یا واگذاری فیلم های سینمایی (که به عنوان بها یا حق نمایش یا هر عنوان دیگر عاید آنها می گردد) از ایران تحصیل می کند.

بنابراین تمام افراد جامعه از هر صنف و حرفه ای که باشند باید مالیات درآمد خود را پرداخت کنند و قانون استثنایی قائل نشده است.

ماده 2 قانون مالیات های مستقیم اشخاصی که مشمول پرداخت مالیات نیستند را به این شرح اعلام کرده است: وزارتخانه ها و موسسات دولتی، دستگاه هایی که بودجه آنها بوسیله دولت تامین می گردد، شهرداری ها و بنیادها و نهادهای انقلاب اسلامی دارای مجوز معافیت مالیاتی از رهبر فعلی و پیشین انقلاب اسلامی. غیر از این 4 بخش تمام اشخاص حقیقی و حقوقی باید مالیات پرداخت کنند و از این حیث میان رانندگان تاکسی و بازیگران شناخته شده و کمتر شناخته شده سینما و تلویزیون وجود ندارد.

طبق ماده 81 قانون مالیات های مستقیم تنها درآمد حاصله از فعالیت کشاورزی از پرداخت مالیات معاف است.

بنابراین درآمد اشخاص حقیقی و حقوقی از هر صنف که باشند مشمول مالیات است تنها قانون بودجه سالیانه مشخص می کند که چه سقفی از درآمد از پرداخت مالیات معاف است. یعنی کم درآمدها از پرداخت مالیات معاف اند ولی اینکه چه میزانی از درآمد، کم و معاف از مالیات محسوب می شود را قانون در بودجه سنواتی تعیین می کند. بر اساس تبصره 6 قانون بودجه امسال (سال 1399)، سقف معافیت مالیاتی موضوع ماده 84 قانون مالیات های مستقیم سالانه 36 میلیون تومان تعیین شده است. یعنی افرادی که کمتر از 3 میلیون تومان در ماه درآمد دارند از پرداخت مالیات معاف هستند ولی درآمد بیش از 3 میلیون به صورت پلکانی تا 35 درصد باید مالیات پرداخت کنند بنابراین هر چه درآمد بیشتر باشد مالیات نیز بیشتر خواهد بود.

در بند ل ماده 139 گفته شده فعالیت های انتشاراتی و مطبوعاتی و قرآنی (دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد و دستگاه های ذی ربط)، فرهنگی و هنری که به موجب مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام می شوند، از پرداخت مالیات در آئین نامه اجرایی این بند که به تصویب هیات وزیران رسیده در بخش تولید، تکثیر و نمایش فیلم، علاوه بر بازیگری، مشاغل فیلم نامه نویسی، تهیه کنندگی، کارگردانی، صدابرداری، صداگذاری، فیلمبرداری، طراحی صحنه، و لباس، تدوین گری، مدیریت تدارکات، فیلمبرداری، جلوه های ویژه، بدلکاری، چهره پردازی، خدمات لابراتوار فیلم سازی، عکاسی، گویندگی، منشی گری صحنه، مدیریت تولید فیلم، آهنگسازی، دوبلوری، انیمیشن سازی، مستندسازی، مونتاژگری، بازیگردانی، نورپردازی، دستیاری کارگردان و صدابرداری و نمایش فیلم و پخش و فروش آثار تصویری معاف از مالیات اعلام شده است.

جمع بندی

مهران احمدی هنرپیشه و بازیگر سینما، مدعی شد: کل هنرپیشه های سینما و تلویزیون حرفه ای اعم از خانم و آقا که از این راه امرار معاش می کنند بیش از 70 نفر نیستند. او کار این 70 نفر را خاطره سازی برای نسل های آتی خوانده و انتقادها در خصوص چرایی مالیات ندادن هنرپیشه ها را بی مورد دانسته است.

نگاهی به اسامی بازیگران سینما و تلویزیون که در سال ها اخیر به طور مستمر در فیلم ها و سریال ها حضور داشته اند نشان می دهد که عدد بسیار بیشتر از 70 نفر است. ضمن اینکه خانه سینما بیش از 3 هزار عضو دارد که اگر ده درصد آنها بازیگر باشند بیش از 300 بازیگر حرفه ای داریم.

از این رو فکت نامه به ادعای مهران احمدی بازیگر سینما که مدعی است کل هنرپیشه های سینما و تلویزیون حرفه ای اعم از خانم و آقا که از این راه امرار معاش می کنند بیش از 70 نفر نیستند نشان نادرست می دهد.

لینک خبر :‌ بولتن نیوز
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی رکنا، عبدالرضا اکبری بازیگر 67 ساله سینما و تلویزیون ایران در خصوص اوضاع معیشتی و کرونایی حاکم در جامعه بعد از ورود کروناویروس به کشور گفت.

عبدالرضااکبری – بازیگر،کارگردان،مدرس بازیگری،با تاکید بر این که شیوع ویروس کرونا موجب اختلال در اوضاع اقتصادی مردم و هنرمندان شده گفت : در حال حاضر در جامعه نه کاری است ، نه تئاتر اجرا می رود و نه فیلمی بر پرده سینما است. دانشگاه ها هم تعطیل و حال و آینده مردم بلاتکیف مانده است .

گرفتار نامه باز با خانه سینما

وی در ارتباط با اختلالاتی که با ورود این ویروس کشنده در فضای حرفه ای اش رخ داده و شرایط زندگی گفت : وضعیت معیشت هنرمندان دچار آسیب جدی شده و با ادامه این شرایط بحرانی تر هم خواهد شد . این روزها گرفتار و در حال نامه بازی با خانه سینما هستیم تا شاید این شرایط نابسامان را بشود کاری کرد ولی هنوز این نامه ها بررسی و حل نشده است.

در دوره کرونایی خبری از وزارت ارشاد نیست

عبدالرضااکبری در خصوص اینکه در اوضاع کرونا یی وزارت ارشاد چگونه می تواند حامی و حمایتگر هنرمندان باشد گفت : تاکنون هیچ کمک و خبری از آن ها نیست اما از طریق خانه سینما و انجمن بازیگران پیگیر هستیم.فرم هایی پر کرده و ارسال کردیم که در دست بررسی است و هنوز معلوم نیست که چه اتفاقی قرار است بیافتد.

خاموشی موتور تولید با آمدن کرونا

عبدالرضا اکبری در ادامه در مورد آثاری که قرار بود در آن نقش آفرینی کند اما به خاطر شیوع ویروس کرونا دچار توقف شد چنین گفت : این فیلم ها در حال پیش تولید بود که متاسفانه با ورود کرونا به کشور متوقف شد و ساخت و اکران نرسید و در این دو ماه ما مجبور به ماندن در خانه شدیم و هیچ خبر خاصی درباره تولید این فیلم ها ندارم.

این بازیگر سریال های تلویزیونی در پایان درباره ویروس کرونا این گونه اظهار نظر کرد : گفتند این ویروس همانند سرماخوردگی است اما همین سرماخوردگی با ورود به ایران و شیوع در کشور اقتصاد مردم و هنرمندان را درگیر و بیکار کرده است.

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

حوادث اختصاصی رکنا را اینجا بخوانید:

آیا این خبر مفید بود؟ 0 0 منبع خبر : رکنا

لینک خبر :‌ آمد خبر
انتظامی درباره زمان احتمالی بازگشایی سینماها اعلام کرد: ضوابط بازگشایی سالن ها در 15 بند برای ارائه به ستاد ملی مبارزه با کرونا تدوین شده است و پس از کسب تکلیف نهایی از این ستاد بر اساس قوانین بهداشتی ابلاغ شده نسبت به بازگشایی سالن های سینما اقدام می شود.

به گزارش گروه فررهنگ و هنر خبرگزاری آنا از روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس سازمان سینمایی با تاکید بر اینکه جبران ضرر و زیان صنعت سینما در پی شیوع ویروس کرونا یکی از اولویت های اصلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است گفت: در جلسات متعدد بررسی آسیب های کرونا مقرر شده است تا از قشرهای آسیب پذیر سینما از طریق پرداخت مستقیم و همچنین فعالیت هایی که بر اثر کرونا دچار آسیب و تعطیلی شده اند، حمایت شود.

حسین انتظامی درباره روند حمایتی سازمان امور سینمایی در این زمینه از اسفند 1398 تا کنون اظهار کرد: حمایت از آسیب های وارده به صنعت سینمای ایران موضوعی است که مدیران دولتی سینما درباره آن اتفاق نظر دارند و سازمان سینمایی با حداکثر توان خود در این موضوع اهتمام داشته و با کمک فعالان صنفی به ترمیم آسیب های وارده خواهیم پرداخت.

تصویب بسته های حمایتی در کارگروه بررسی آسیب های کرونا

وی با اشاره به توقف صدور پروانه ساخت آثار سینمایی و برگزاری کارگروه بررسی آسیب های کرونا در سینما گفت: تاکنون در6 جلسه برگزار شده این کارگروه، پیشنهادات و بسته های حمایتی مختلف مطرح و مورد تصویب قرار گرفته است.

انتظامی در عین حال تصریح کرد: از جمله این بسته های حمایتی می توان به تعویق پرداخت اقساط اعضای خانه سینما به مدت سه ماه و پرداخت وام قرض الحسنه به سینماهای بخش خصوصی به ازای هر پرده ده میلیون تومان (به شرط عدم اخراج کارکنان ) اشاره کرد.

به گفته رئیس سازمان سینمایی، پرداخت هزینه سهم کارفرمای بیمه تامین اجتماعی کارکنان آموزشگاه ها، لابراتورها، شرکت های پخش و سینماها از طریق اعتبارات حمایتی سازمان سینمایی از اسفند ماه تا زمان بازگشایی سالن های سینما و حمایت از فیلم های سینمایی اکران نشده درصورت عرضه در شبکه نمایش خانگی است که معادل 20 درصد مبلغ قرارداد علاوه بر قراردادی که با آن سامانه ها دارند از دیگر موارد حمایتی از سوی این سازمان در این ایام است.

ثبت نام سه هزار و 645 نفر در سامانه حمایت

رئیس سازمان سینمایی با اشاره به ثبت اطلاعات فعالان سینما که در اثر کرونا دچار آسیب شده اند خاطر نشان کرد: در این سامانه سه هزار و 645 نفر ثبت نام کرده اند و بررسی ها با اولویت افراد ضعیف تر و آسیب دیده بیشتر ناشی از بیکاری کرونا و بر اساس اطلاعات دریافتی، فرمول ها و اولویت ها خواهد بود و در نهایت با مطابقت اطلاعات خانه سینما و صندوق اعتباری هنر، بسته های مختلف حمایتی برای گروه های مختلف تعریف خواهد شد.

انتظامی درباره زمان احتمالی بازگشایی سالن های سینما اعلام کرد: ضوابط بازگشایی سالن های سینما در 15 بند برای ارائه به ستاد ملی مبارزه با کرونا آماده و تدوین شده است و پس از کسب تکلیف نهایی از این ستاد بر اساس قوانین بهداشتی ابلاغ شده نسبت به بازگشایی سالن های سینما اقدام می شود.

وی در پایان تاکید کرد: تاکنون مصوبات و نتایج کارگروه بررسی آسیب های کرونا اطلاع رسانی شده و مصوبات جلسات آینده هم به طور مرتب اطلاع رسانی خواهد شد.

انتهای پیام /4143/

لینک خبر :‌ خبرگزاری آنا
سرپرست اداره کل صدور مجوز و امور رسانه های ساترا ضمن تشریح ابلاغیه های این سازمان به وی اودی ها برای فراهم آوردن زیرساخت های نظارتی، از مهلت پنج ماهه برای اجرایی شدن آن ها خبر داد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ سایت های دیگر : سینما پرس افکار نیوز آمد خبر

خبرگزاری مهر - گروه هنر- عطیه مؤذن: احتمالاً شما هم متعجب می شوید وقتی می بینید برخی از فیلم های خصوصی هنرمندان یا آدم های معمولی برای اولین بار از برخی رسانه های کاربرمحور و مجوزدار رسمی سر در می آورد و یا برخی فیلم های ایرانی که هنوز مجوز عرضه در شبکه نمایش خانگی را ندارند، در این سرویس ها به اشتراک گذاشته می شوند. شاید حتی به عنوان والدین نگران باشید که فرزندتان وقتی وارد یکی از این سرویس های وی اودی می شود چه محتوایی را می بیند. محصولاتی که کودک و بزرگسال نمی شناسد و نمی دانید چقدر باید مراقب باشید تا فرزندتان که قرار است سریال انیمیشنی جدیدی را ببیند یک باره با صحنه هایی خشن یا ترسناک یا... مواجه نشود.

سرویس های وی اودی این روزها نظارتی جدی را می طلبد به ویژه برای خانواده هایی که خیلی راحت گوشی را به دست فرزندان کودکشان می سپارند تا به خیال خودشان با آن آرام باشند اما نمی دانند کودکشان درگیر چه دنیاهایی خواهد شد. کودکی که اگرچه ممکن است این روزها قرنطینه باشد اما قرنطینه با تماشای خیلی از این فیلم و سریال ها نه تنها معنایی ندارد که خوب یا بد خیلی فراتر و آزادتر از چاردیواری خانه پدری، افکار، اصول و ارزش ها و فرهنگ او را با تهدید مواجه می کند.

محمدرسول حاج اقلی سرپرست اداره کل صدور مجوز و امور رسانه های ساترا است؛ همان سازمانی که علی الظاهر در شرایط فعلی اصلی ترین نهاد متولی نظارت بر عملکرد سامانه های عرضه محصولات ویدئویی در فضای مجازی است. حاج اقلی در ساترا مسئولیت صدور مجوزها را برعهده دارد و به همین بهانه با او به گفتگو نشستیم تا بیشتر درباره سازوکار نظارت بر این سامانه های مجازی بدانیم و برای بخشی از نگرانی ها در این زمینه پاسخی پیدا کنیم.

حاج اقلی در این گفتگو با تأیید بسیاری از معضلات موجود، از یک بازه پنج ماهه برای رفع مشکلات سخن گفته است.

با ما در این گفتگو همراه شوید:

* سرویس های وی اودی و یوجی سی و در کل سرویس هایی که امروز در قالب صوت و تصویر فراگیر شناخته می شود، در حال حاضر با معضلات زیادی رو به رو هستند که بخش عمده ای از آن ها نظارتی و محتوایی است. به عنوان مدیرکل صدور مجوزها بفرمائید چرا هر سرویسی از همان ابتدای صدور مجوز و فعالیت از دسته بندی های مشخص برخوردار نیست که به طور مثال مخاطب سرویسی که محتوای کودک عرضه می کند از سرویس های دیگر تفکیک شده باشد.

نوع فعالیت مورد تقاضای رسانه ها در حال حاضر توسط متقاضی تعیین می شود و ساترا الزامی در این زمینه برای رسانه ها ندارد. لذا توزیع فعالان در بخش های مختلف صنعت صوت و تصویر فضای مجازی شاید متوازن نباشد. در حالی که منافع عمومی اقتضا می کند حوزه هایی از صنعت صوت و تصویر فضای مجازی که مغفول مانده تقویت شود. این تنظیم گری در برنامه های ما وجود دارد که شکل گیری رسانه های جدید را به سمت حوزه هایی که ضعیف تر است مثل حوزه کودک که به لحاظ محتوا و سرویس وضعیت مطلوبی ندارد جهت دهی کنیم.

* این اقدامات و جهت دهی ها چگونه اعمال شده است چون به قول خود شما سرویس ها هنوز وضعیت خوبی ندارند و خود ساترا مدعی قوانین تنظیم گری و حتی نظارت بر این سرویس هاست.

رسانه ها بر اساس مقررات صدور مجوز، ملزم به رعایت الزاماتی هستند که بخشی از این الزامات برای حفاظت از گروه های آسیب پذیر و مورد حمایت نظیر کودکان است. به طور مثال رسانه هایی که خدمات وی اودی ارائه می دهند موظف هستند که قابلیت کنترل والدین را در سرویس هایشان ایجاد کنند تا براساس آن والدین بتوانند با تعیین رده بندی سنی مخاطب، صرفاً محتوای متناسب با همان رده سنی در اختیار فرزندشان قرار گیرد.

قابلیت کنترل والدین همین الان در برخی رسانه های صوت و تصویر ایجاد شده و قابل استفاده است و باقی رسانه ها نیز ظرف مدت مشخصی موظف به پیاده سازی و اعمال این الزام هستند * این اقدام همین الان در برخی از پلتفرم های خارجی هم استفاده می شود اما دقیقاً سوال این است که چرا هنوز در نمونه های ایرانی اجرایی نشده است.

قابلیت کنترل والدین همین الان در برخی رسانه های صوت و تصویر ایجاد شده و قابل استفاده است و باقی رسانه ها نیز ظرف مدت مشخصی موظف به پیاده سازی و اعمال این الزام هستند. البته مکانیزم های محافظت از کودکان متنوع است که تجربیات جهانی متعددی برای آن وجود دارد. اما ساترا متناسب با شرایط رسانه ها سطح مشخصی از این استانداردها را الزامی می کند.

* اگر این مکانیزم ها اجباری است از چه زمانی اعمال خواهد شد؟

اجباری شده است. ما ابلاغ کرده ایم و طبیعتاً در یک بازه چند ماهه به پلتفرم ها مهلت می دهیم که بتوانند این قابلیت ها را در خود ایجاد کنند.

* می توانید به صورت مشخص تر بگویید چند ماه؟

براساس مقررات حداکثر بازه ای 5 ماهه برای رسانه هایی که فاقد این قابلیت ها هستند در نظر گرفته می شود.

* یکی از معضلات مهمتر هم رده بندی سنی فیلم و سریال ها چه خارجی و چه ایرانی است که هنوز اعمال نشده است و یا در حوزه فیلم و سریال های خارجی ممیزی ها به شکل سلیقه ای اعمال می شود.

رده بندی سنی نیز از الزاماتی است که باید در همین بازه 5 ماهه اعمال شود. درباره ممیزی ها نکته شما درست است و مرجع واحدی برای ممیزی محتوا تعریف نشده است که البته بخشی به اقتضای پیچیدگی های فنی و محتوایی این فرایند است. خود سرویس ها این کار را انجام می دهند و ما خروجی آنها را ارزیابی و نظارت می کنیم.

مرجع واحدی برای ممیزی محتوا تعریف نشده است که البته بخشی به اقتضای پیچیدگی های فنی و محتوایی این فرایند است. خود سرویس ها این کار را انجام می دهند و ما خروجی آن ها را ارزیابی و نظارت می کنیم فیلم و سریال های خارجی به لحاظ متن و گفتار و صحنه ها کنترل می شود و اگر اختلافی با معیارها داشته باشد حتماً تذکر داده می شود. برای افزایش سهولت و ضریب اطمینان این فرایند، هر رسانه یک نفر را به عنوان رابط نظارت بر محتوا به ساترا معرفی می کند تا هم تعامل رسانه و ساترا درباره رفع مشکلات محتوایی تعریف شده و دقیق انجام شود و هم اینکه رابط نظارت بر محتوا در طول زمان آموزش ببیند تا تخلفات احتمالی به حداقل برسد.

* چقدر بهره گرفتن از روانشناس و جامعه شناس برای این سرویس ها که کاربران برخی از آن ها چند صد هزار نفری است الزامی است؟

برای شناسایی ابعاد پنهان روان شناختی و جامعه شناختی برخی فیلم ها، قطعاً بهره گیری از متخصصان مختلف نظیر روان شناس و جامعه شناس مفید است. البته ساترا کارگروه های تخصصی برای بررسی محتوا و ضوابط آن دارد که در آن ها از افراد با تجارب و تخصص های متنوع بهره می گیریم. یکی از کارکردهای حضور این متخصصان، تحلیل و بررسی آخرین فیلم های روز است. آخرین نتایج تحلیل ها جمع آوری می شود و به طور مثال معاونت نظارت و پایش می فهمد که فلان فیلم که روی خروجی قرار دارد چه مشکلاتی دارد و ارزیابی های خود را به سرویس ارائه می کند.

* ولی هنوز برخی از فیلم و سریال های خارجی در سرویس ها نقیض آن چیزی است که شما می گوئید.

به هر حال کل محتوای یک رسانه هیچ گاه به طور صددرصدی عاری از ایراد نمی شود. ما حتماً باید حاشیه خطایی را در سرویس ها در نظر بگیریم. در رسانه های وی اودی خیلی این حاشیه باید پایین باشد و در یوجی سی یا کاربرمحورها بالاتر است.

* البته در وی اودی ها هم هنوز بالاست...

در رسانه های مختلف متفاوت است. برخی سطح اطمینان بالایی دارند و برخی کمتر. این را باید در نظر بگیرید که ساترا هنوز در آغاز تنظیم گری و تکمیل مقررات است و آموزش سرویس ها هم به طور تدریجی اتفاق می افتد. اکنون وضعیت این سرویس ها نسبت به یکی دو سال قبل خیلی بهتر شده است.

* اگر همه مقرراتی که قرار است اعمال شود از طرف سرویس ها اجرایی نشود تخلف ها به چه صورت ثبت می شود و اصلاً نظارت روی کسانی که تخلف می کنند یا ضوابط را اجرا و اعمال نمی کنند به چه صورت است؟

بخشی از این فرایند نظارت به کشف تخلف و بخشی به رسیدگی و برخورد با تخلف مربوط می شود که بین این دو باید تفکیک قائل شویم. البته هر قدر هم نهادهای نظارتی به طور دقیق و با تمام امکانات نظارت داشته باشند باز هم این نظارت صددرصدی نخواهد بود. با این حال هیچ گاه اینها کافی نخواهد بود. در نظارت بر محتوا به ویژه محتوای صوت و تصویر فضای مجازی، علاوه بر نهادهای نظارتی 2 رکن مهم دیگر دخیل است؛ مهمترین و مؤثرترین آنها کاربران رسانه هستند که با مکانیزم گزارش تخلف این نظارت را انجام می دهند.

در نظارت بر محتوا به ویژه محتوای صوت و تصویر فضای مجازی، علاوه بر نهادهای نظارتی 2 رکن مهم دیگر دخیل است؛ مهمترین و مؤثرترین آنها کاربران رسانه هستند که با مکانیزم گزارش تخلف این نظارت را انجام می دهند. رکن دیگر خود رسانه ها هستند رکن دیگر خود رسانه ها هستند که با استفاده از سازوکارهای ماشینی و انسانی، بر محتوای در حال انتشار یا انتشاریافته در رسانه نظارت می کنند. ما برای فعال سازی سازوکارهای مردمی برنامه داریم تا خود مردم به محض اینکه محتوای متخلفانه ای را مشاهده کردند گزارش دهند. در فاز رسیدگی به تخلفات هم فرایندهایی در داخل ساترا وجود دارد که به محض اینکه محتوای متخلفانه کشف شود رسیدگی انجام شده و در اولین مرحله به رسانه تذکر داده می شود تا محتوا را بلاک یا حذف کنند و به کاربر تذکر می دهند. اگر این اتفاق رخ نداد در مرحله بعد ساترا از سایر ابزارهای در اختیار خود استفاده می کند تا نرخ تخلف از محتوا به حداقل ممکن برسد.

* این مشخص است که سهم شما و دیگر نهادها در کشف و تشخیص این محتوا چقدر است؟

ما به عنوان کسی که مجوز این رسانه ها را داده ایم حتماً فرایند موردنظر را طی می کنیم اما این فرایند نافی وظایف دیگر نهادها نیست. اقدامات تنظیم گرانه برای نفی مداخله سایر بخش های حاکمیتی نیست، بلکه برای مشخص کردن سلسله مراتب این فرایندهاست چون سهل گیرانه ترین اقدامات، کارهای تنظیم گرانه است. ما رسانه ها را تقویت می کنیم و به آن ها اموزش داده و در برخی موارد ملزمشان می کنیم سیستم های فنی داشته باشند که خودشان بتوانند این محتوا را کشف کنند. البته همیشه سازوکارهای رسیدگی قضائی به عنوان ابزار ضمانت اجرایی مقررات وجود دارد که سعی می کنیم در موضوعات تنظیم گرانه ساترا ، حداقل ارجاعات به مرجع قضائی رخ دهد.

* آماری دارید که روزانه چقدر از این تخلفات بررسی می شود؟

الان آمار دقیقی نمی توانم ارائه کنم، ولی معاونت پایش و نظارت ساترا دائم در حال رصد است و بیشتر گزارش های تخلف از رسانه های یوجی سی یا کاربرمحور دریافت می شود.

* ما گاهی می بینیم سایتی مثل آپارات به عنوان یکی از همین رسانه های کاربرمحور محتوایی از فیلم های خصوصی یا ویدئو کلیپی نامتناسب با هنجارهای کشور راعرضه می کند و گاهی تا چندین ماه هم بازدید می خورد اما کسی متوجه نمی شود.

یکی از ضعف های موجود در همان رکن اصلی کشف و مقابله با تخلف، یعنی مشارکت کاربران و مخاطبان در گزارش این تخلف هاست .

* شاید خود مخاطب دوست داشته باشد ببیند و گزارش ندهد.

بالاخره بخش عمده ای از مخاطبان هستند که متوجه تخلف و آسیب های آن هستند و برای کاهش آن مشارکت می کنند. در همه سرویس ها ما قابلیت ریپورت را اجبار کرده ایم که برخی رسانه ها هم اکنون این قابلیت را دارند.

سازوکارهای ماشینی و انسانی در اختیار ساترا همواره فعال است و تخلفات احتمالی را کشف می کند. اما ما واقعاً روی مشارکت مخاطب حساب کرده ایم چون با تکثر رسانه ها و فراوانی بسیار بالای محتواها، رسیدگی و نظارت کامل توسط یک مرجع عملاً نشدنی است * شاید اصلاً مخاطبان دیر عمل کنند خود ساترا چگونه ورود خواهد کرد؟

سازوکارهای ماشینی و انسانی در اختیار ساترا همواره فعال است و تخلفات احتمالی را کشف می کند. اما ما واقعاً روی مشارکت مخاطب حساب کرده ایم چون با تکثر رسانه ها و فراوانی بسیار بالای محتواها، رسیدگی و نظارت کامل توسط یک مرجع عملاً نشدنی است. در دنیا هم هیچ رسانه کاربرمحوری این ادعا را ندارد که کل محتوایش را می تواند صددرصد نظارت کند و نباید رکن مخاطب را حذف کرد.

* ساز و کار صدور مجوز بر چه مبنایی است چون تاکنون سرویس های زیادی مجوز گرفته اند و ظاهراً قاعده خاصی وجود ندارد.

همان طور که گفته شد، صدور مجوز برای رسانه ها براساس مقررات صدور مجوز رسانه صوت و تصویر فراگیر انجام شده که طی فرآیندی کاملاً شفاف صورت می پذیرد. هم اکنون 60 رسانه خواهان مجوز هستند و 100 رسانه هم با مجوز صوت و تصویر فراگیر در حال فعالیت هستند. به لحاظ تعداد رسانه ها نیز با توجه به اینکه در حوزه زیرساخت و تجهیزات صوت و تصویر فراگیر محدودیتی متصور نیست، تا جایی که تجهیزات کشور اجازه دهد امکان افزایش تعداد فعالان فراهم است. با این حال اگر ما به نقطه ای برسیم که ببینیم تکثر این رسانه ها باعث نقض منافع عمومی نظیر سردرگمی مخاطب یا نقض قواعد رقابت یا حقوق کاربر شود حتماً مداخله می کنیم.

* گاهی پیش آمده است محتوایی ایرانی روی این سرویس ها بارگذاری شده است که از این طریق در فضاهای دیگر نیز به اشتراک گذاشته شده است و یا قطعه ای از یک خواننده بدون اینکه مجوز ارشاد را بگیرد بارگذاری می شود. در این موارد چه کسی مسئول است؟

نوع مداخله ساترا بستگی به نوع تخلف دارد؛ به عنوان مثال زمانی که مالکیت فکری یک شخص حقیقی یا حقوقی نقض می شود، ساترا ورود می کند علاوه بر مجازات بابت نقض مالکیت فکری، اگر حقی تضییع شده باشد برای تأدیه حقوق رسیدگی لازم صورت گرفته و حتی در صورت لزوم پرونده به مراجع قضائی ارجاع می شود. همانطور که اخیراً در موضوع اکران آنلاین فیلم های سینمایی، محتوا به صورت غیرمجاز در برخی از رسانه ها منتشر شد و ساترا در این مورد رسیدگی کرده و سرویس های متخلف را شناسایی و هماهنگی لازم برای مسدود شدن آنها را انجام داد.

کد خبر 4912713

عطیه موذن

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ سایت های دیگر : سینما خانه روزنامه نوآوران

به گزارش آمد خبر (amadkhabar.ir) :

کارگردان فیلم سینمایی ترانه شرقی از اکران نشدن این فیلم سینمایی بعد از گذشت 6 سال خبر داد و یادآور شد برای سهل شدن نمایش فیلم تغییراتی در گروه بازیگران داده است.

احسان صدیقی کارگردان فیلم سینمایی ترانه شرقی درباره دلایل اکران نشدن اولین فیلم بلند سینمایی اش بعد از 6 سال به خبرنگار مهر گفت: نگارش فیلمنامه ترانه شرقی از اسفند ماه سال 1391 شروع شد و پس از چند بار بازنویسی در نهایت آن را به اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد ارسال کردیم که پروانه ساختش صادر شد. شاید با وضعیتی که بحران کرونا به وجود آورده زمان مناسبی برای درد دل کردن نباشد و برای من به عنوان یک فیلم اولی مشکلات بسیاری را همراه داشته باشد اما واقعیت این است که این فیلم بعد از 6 سال هنوز بلاتکلیف است.

وی ادامه داد: 6 سال از اکران نشدن فیلم به دلیل حضور بازیگر مرد آن در شبکه های فارسی زبان بیگانه گذشته است! من زیاد اهل غر زدن یا گلایه کردن نیستم اما باید به مسئولان فرصت داد که با ترس هایشان کنار بیایند، مدیران ارشاد در این سال ها چند بار جابجا شدند که شاید این مدیران اخیر بهتر از قبلی ها باشند البته شاید و نه صد درصد.

وی ادامه داد: متاسفانه آقایانی که با مهمانی ها و بزم هایشان به دنبال ارتقا بودند ساختار سینمای نحیف ایران را بر هم زدند و اگر به پشت سر نگاه کنیم از فیلم های گذشته اثری نیست و تماما سینمای در حال اکران ما مبتذل و بی هویت شده تا جایی که شوخی و بلاهت جای قصه های ایرانی و بافت جامعه را گرفته است. این حرف من اما دلیل بر آن نیست که معدود فیلم های خوبی هم که ساخته می شود، دیده نشوند اما مافیایی وجود دارد که اجازه دیده شدن به هر اثری را نمی دهد.

این کارگردان درباره تغییر یکی از بازیگران فیلم برای اکران این اثر بیان کرد: در حال حاضر باید با عجله کار کنیم، فیلم بسازیم و گلایه نکنیم چون این فرهنگ کشور ماست که روز به روز با محصولات سخیف مورد هجوم قرار گرفته و من خودم در این وضعیت آتش به اختیار عمل کردم به این شکل که سرانجام برای ترانه شرقی تصمیم جدیدی گرفتیم و با کمک و همفکری دوستان به این نتیجه رسیدیم که بازیگر مرد فیلم را که به دلیل مهاجرت به اقتصاد محصول ما ضربه زده بود از فیلم حذف کنیم و با هنرمند با استعدادی به نام رضا پایروند همکاری کنیم. وی به واقع بهتر از انتخاب قبلی من است و امیدمان به اکران را صد چندان کرده است. رضا پایروند جوانی خوش سلیقه ای است که یقین دارم از او بیشتر خواهید شنید.

وی بیان کرد: ترانه شرقی در چندین جشنواره به جز فیلم فجر حضور داشت و در چهل و ششمین جشنواره بین المللی فیلم رشد موفق به دریافت جایزه بهترین کارگردانی در بخش بین الملل شد. ارسال فیلم به جشنواره ها بعد از مهاجرت بازیگر فیلم متوقف شد و ما همچنان به امید آزادی محصولمان هستیم.

وی درباره ویژگی های فیلم توضیح داد: زمان نگارش فیلمنامه متوجه شدیم که سوژه من به فیلم عشق ساخته میشاییل هانکه نزدیک است همین موضوع نگرانی هایی برایم در پی داشت اما در نهایت فیلم من با ساخته هانکه خیلی متفاوت است و قیاس درستی نیست چون اساسا پرداختن ما به این موضوع در واقع همان الگوی سبک زندگی ایرانی است؛ داستان فیلم مربوط به ذات و سرشت آدمی است و نه هیچ چیز دیگر و هر مولفه ای در این فیلم معنا و شخصیت دارد.

صدیقی یادآور شد: این را هم اضافه کنم که خانه در فیلم من یک شخصیت بسیار مهم از کل فیلم به شمار می آید. در همین خانه است که مخاطب می تواند امواج عشق را احساس کند ضمن اینکه من باید تنهایی یک زوج سالخورده را نشان می دادم. انزوای زن و مرد از جامعه و سپس انزوای آنها از هم به لحاظ روحی و جسمی و سرانجام تلاش یکی از آنها برای رهایی از انزوا و بازگشت بوی عشق به خانه یک روایت کامل از زندگی کهنسالی با همان ریتم واقعی اش است و لوکیشن فیلم هم به نظرم شبیه خانه های همه پا به سن گذاشته هاست.

وی متذکر شد: وقتی جا و مکان محدود باشد همه چیز محدود می شود و کنار آمدن با کمبودها سخت تر و این برای زندگی این زوج یک روال طبیعی است اما قضیه عشق باز هم ممکن است در همین جای کوچک بر اثر یک اتفاق سرانجامی دیگر پیدا کند. خانه در فیلم من جایی است برای یادآوری عشق و علاقه قدیمی و همچنین یک تکیه گاه یا به نوعی حصار که بتواند از شما محافظت کند چون هر چقدر هم در انزوا باشید اگر هنوز خون در رگهایتان جریان داشته باشد و قلبتان بتپد در این جهان حضور دارید و می توانید عشق بورزید.

این کارگردان در پایان درباره انتخاب بازیگر نقش مرد فیلم توضیح داد: انتخاب بازیگر مرد فیلم خیلی سخت بود. چون نقش اصلی یک پیرمرد 70 ساله است و ما بازیگرانی در این سن در ایران خیلی کم داریم. ضمن اینکه همان هایی که هستند هم برای مخاطب شناخته شده اند و تماشاگر با دیدن شان بقیه فیلم را پیش بینی می کند. ترانه شرقی جنسی از بازی می خواست که کم تر دیده شده باشد که در نهایت به کریم اکبری مبارکه رسیدیم. او به قدری نقش خود را خوب ایفا کرد که من به عنوان سازنده اثر عاشق نقش شدم و تک تک اعضای سازنده فیلم در هنگام بازی اش، اشک در چشمان شان جمع می شد.

ترانه شرقی اولین فیلم بلند سینمایی احسان صدیقی و به نویسندگی و تهیه کنندگی محمود غلامی است و داستان یک زوج سالمند را روایت می کند که پس از سال ها با فراموشی که برای رخساره (پروانه معصومی) رخ می دهد زندگی شان دچار تغییر می شود. پروانه معصومی، کریم اکبری مبارکه، نازنین فراهانی، رضاپایروند بازیگران این فیلم سینمایی هستند.

منبع خبر : خبرگزاری مهر

لینک خبر :‌ آمد خبر
عوامل سازنده خروج ازجمله حاتمی کیا در روزهای سکون سینما و سکوت مدیران، سراغ طرح هایی جالب توجه رفته اند تا شخصاً و حتی به دور از نگاه گیشه ای با خلاقیتی خواسته، لحظاتی مفرح را برای علاقه مندان و خانواده ها رقم بزنند و جانی به سینمای راکد فعلی ببخشند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰

به گزارش خبرنگار حوزه سینمایی گروه فرهنگ و هنر خبرگرزاری آنا ، در روزهایی که شاهد تعطیلی اجباری و ناخواسته مراکز هنری بالاخص سالن های سینمایی و راکد شدن فعالیت های سینمایی هستیم، یک تجربه تازه از ابراهیم حاتمی کیا و تهیه کنندگان فیلم خروج ، معادلات این حال و هوای سکون کامل هنری را بهم ریخته است.

خروج با اکران آنلاین و با رقم زدن اتفاقی تازه در سینمای ایران، یکباره نگاه ها را به خود مجذوب کرد؛ از این حیث که مگر می توان چنین فیلمی خاص از کارگردانی ویژه در سینمای ایران را بدون رفتن بر پرده اکران عمومی وارد چنین فضایی کرد؟

آخرین فیلم حاتمی کیا در همان چند روز ابتدایی رونمایی در فضای مجازی، هرچند با قاچاق و توزیع غیرقانونی هم مواجه شد؛ اما به سرعت از گیشه اینترنتی میلیاردی عبور کرد تا تأکید بر تجربه ای منحصر به فرد در روزهای رکود سینما باشد.

بعد از این اتفاق نظرات متفاوتی در پیگیری این شیوه از اکران میان فیلمسازان و صاحبان فیلم رسانه ای شد که خروجی آن نیز تا به الان، ابراز علاقه مندی برخی سینماگران بر عرضه اینترنتی آثارشان است. آنچنان که تازه ترین فیلم سینمای آنلاین طلا ی پرویز شهبازی خواهد بود که این نیز می توان طرح را جانی دوباره ببخشد.

در روزهایی که مسئولان سینمایی عمده کارشان را صرفاً معطوف به برگزاری جلسات آنلاین دورهمی و یک سری پیشنهاد برای بازگشایی مجدد و احتمالی سالن های سینماها کرده اند، ابتکار عمل ابراهیم حاتمی کیا و صاحبان خروج ستودنی است و جالب تر اینکه برای دیده شدن این اثر و به ویژه سینمای آنلاین، خود وارد میدان شده اند.

سینما ماشین ایده ای است که در برخی کشورهای صاحب سینما مورد استقبال بوده و به زودی نیز با ایده ای دیگر از سازنده خروج و سازمان اوج در مکان هایی از کشورمان شکل عملیاتی خواهد گرفت. در این راستا سینما ماشین از جمعه 12 اردیبهشت به مدت یک هفته در دو سانس 21 و 23:30 در پارکینگ شماره 3 برج میلاد تهران برپا می شود.

طرحی که به نظر می تواند در هر نوبت از اکران بالغ بر 150 خودروی دو نفره و حداقل 300 تماشاگر را در تجربه ای جالب توجه به پای تماشای این فیلم اجتماعی حاتمی کیا بکشاند. هرچند عوامل خروج از جمله ابراهیم حاتمی کیا تماماً نگاه گیشه ای به این نوع طرح ها نخواهند داشت اما به نظر این خلاقیت بتواند مورد توجه علاقه مندان و خانواده ها قرار گیرد.

در روزهایی که عموم مردم باید به دور از تفریحات سالم و دورهمی نشینی ها باشند، همین خلاقیت های جدید می تواند در ساعات بعد از افطار ماه مبارک رمضان، لحظاتی مفرح را برای آنان رقم بزند.

انتهای پیام /4143/پ

لینک خبر :‌ خبرگزاری آنا
خبرگزاری میزان- ابراهیم حاتمی کیا بار دیگر برای اولین بار تصمیمی تازه در سینمای ایران گرفت، اکران سینما ماشین اقدام تازه حاتمی کیا برای تماشای آخرین ساخته اش است، اقدامی که شاید برای بسیاری از مخاطبان تازگی دارد.

تاریخ انتشار: 13:02 - 10 اردیبهشت 1399

- کد خبر: 616626
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰

خبرگزاری میزان - پس از شیوع کرونا و تعطیلی طولانی مدت سینماها، گره سردرگم چرخه اکران در سال جدید تمامی اهالی سینما را نگران کرده بود، گره ای که حتی پیش از این تعطیلات و سال های گذشته همواره با در صف ماندن تعداد زیادی از آثار سینمایی و ناراحتی فیلمسازان از این چرخه همراه بود.

سال جدید، اما برای سینمای ایران اتفاق تازه ای به همراه داشت، پس از آنکه در اوایل اسفند ماه سال گذشته سینما ها به صورت کامل تعطیل شدند و آثار اکران نوروز نیز نتوانستند به اکران برسند، پیش بینی ها مبنی بر سال سخت سینمای ایران در چرخه اکران خبر می داد، اما ابراهیم حاتمی کیا توانست با یک بدعت تازه نور تازه ای به سینمای ایران بتاباند.

بیشتر بخوانید: برای مشاهده آخرین اخبار از سینمای ایران اینجا کلیک کنید

وی تصمیم بر اکران آنلاین فیلم سینمایی خروج آخرین و بیستمین فیلم خود پیش از اکران سراسری در سالن های سینما گرفت، این تصمیم در ابتدا ریسک بزرگی خوانده می شد و ترس از قاچاق آن در میان بسیاری از اهالی سینما در بحث و گفتگو بود، اما با وجود تمام مشکلات خروج راه خود را پیدا کرد.

فیلم سینمایی خروج بعد از گذر از روز های سخت آغازین اکران به سرعت مرز یک میلیارد تومان فروش را پشت سر گذاشت، این فیلم روز های گذشته دو میلیاردی شد تا بسیاری از کارگردانان آثار خود را برای اکران آنلاین آماده کنند، پسرکشی، هایلایت، هفت و نیم، خون شد و طلا از جمله آثاری بودند که آماده اکران آنلاین شدند.

اما این پایان کار ابراهیم حاتمی کیا نبود، وی بار دیگر برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی ایران تصمیمی تازه در سینمای ایران گرفت، اکران سینما ماشین اقدام تازه حاتمی کیا برای تماشای آخرین ساخته اش بود، اقدامی که شاید برای بسیاری از مخاطبان تازگی دارد، اما بار دیگر می تواند بدعتی تازه در سینمای ایران خلق کند.

سینما ماشین از جمعه با نمایش فیلم سینمایی خروج در پارکینگ برج میلاد تهران کار خود را آغاز خواهد کرد. این طرح سینمایی با مشارکت سازمان هنری رسانه ای اوج و موسسه سینمایی نورتابان برای اولین بار با نمایش تازه ترین اثر ابراهیم حاتمی کیا کلید خواهد خورد.

سینما ماشین از جمعه 12 اردیبهشت به مدت یک هفته در دو سانس 21 و 23:30 در پارکینگ شماره 3 برج میلاد تهران برگزار خواهد شد. این طرح تحت تدابیر بهداشتی و با مجوز و موافقت ستاد ملی مقابله با بیماری کرونا انجام خواهد گرفت. بلیت فیلم سینمایی خروج در سینما ماشین از پنجشنبه صبح در سایت سینماتیکت به فروش خواهد رسید.

این طرح با حضور حدود 160 ماشین در هر سانس و محل قرارگیری آن ها با خط کشی مشخص شده اجرا می شود، لازم به ذکر است طبق دستورالعمل اجرای این طرح در هر خودرو حداکثر دو نفر امکان تماشای فیلم را خواهند داشت.

طبق اخبار شنیده شده بلیت فیلم سینمایی خروج به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و تهیه کنندگی حبیب الله والی نژاد در اکران سینما ماشین از پنجشنبه صبح مورخ 11 اردیبهشت 1399 در سایت سینما تیکت به فروش خواهد رسید.

تجربه سینما ماشین در جهان حاصل تفکر ریچارد هالینگزهد (Richard Hollingshead)، یک طرفدار و عاشق سینما است؛ وی در کمپانی ویز اتو پروداکتز که برای پدرش بود مسئولیت مدیریت فروش را به عهده داشت، به خاطر سختی هایی که مادرش از نشستن روی صندلی های سینما می کشید، تصمیم به تاسیس سینمای رو باز و به اصطلاح طرح سینما ماشین شد.

وی در ابتدا این طرح را در مقابل خانه اش و به کمک یک پروژکتور کداک مدل 1928 بر روی کاپوت خودرویش آزمود و برای صدای فیلم نیز یک رادیو را در پشت پرده سینمای جدیدش تعبیه کرد، وی پرده را نیز در مقابل ماشینش به چند درخت گره زده بود.

ریچارد هالینگزهد برای اولین بار در سال 1933 سینما ماشین را در کرسنت بولوار در نیوجرسی برگزار کرد و همان موقع این اختراع خود را به ثبت رساند و بعد از حدود یکماه، با سرمایه اولیه ای برابر 30 هزار دلار، شرکت پارک-این تیاترز را راه اندازی کرد.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ میزان
این هفته قسمت چهارم فصل سوم سری جدید "شام ایرانی" در شبکه نمایش خانگی توزیع می شود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم ، در این قسمت از "شام ایرانی" به کارگردانی سعید ابوطالب اتفاقات غیرمنتظره ای در راه است و تخیّلات فانتزی حامد آهنگی او را وارد جنگ می کند! جنگی که پایان آن با بسیاری از آثار کارنامه سیدجواد هاشمی شباهت دارد! "شام ایرانی" که از این پس هر هفته جمعه ها از طریق VODها پخش می شود.

پخش سری جدید این مجموعه از 29 اسفندماه آغاز شده و حالا در فصل سوم که با حضور سیدجواد هاشمی، علی انصاریان، حامد آهنگی و جورج اوسطا بازیگر لبنانی ضبط شده، این مجموعه مخاطبان وفادار خود را پیدا کرده است. به ویژه که سه فصل جدید فضای شاد و مفرحی دارد که با دیگر ساخته های کارگردانان قبلی متفاوت است.

به ویژه در این فصل مخاطبان استقبال بسیاری نسبت به حضور بازیگر خارجی در مجموعه داشته اند و پُررنگ کردن شباهت ها و قرابت های فرهنگی مهمانان خارجی از جمله ویژگی های "شام ایرانی" است.

از آنجایی که ساخت فصل چهارم این مجموعه به علت کرونا در مرحله پیش تولید متوقف شده، گروه کارگردانی منتظر مجوز خانه سینما برای ادامه فیلمبرداری فصل های باقیمانده اند.

"شام ایرانی" هر هفته جمعه ها از شبکه نمایش خانگی پخش می شود و میزبان این هفته آن سیدجواد هاشمی است.

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
فرزاد مؤتمن فیلمساز در صفحه شخصی خود یادداشتی درباره اجرای طرح "سینما - ماشین" نوشت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ سایت های دیگر : سینما پرس

به گزارش هنرآنلاین ، در پی انتشار خبر اکران فیلم"خروج" ساخته ابراهیم حاتمی کیا در پارکینگ برج میلاد که مخاطبان می توانند فیلم را در ماشین های خود به تماشا بنشینند، فرزاد مؤتمن کارگردان سینما در صفحه شخصی خود در اینستاگرام دراین باره یادداشتی نوشت که در ادامه می خوانید:

چنان در تبلیغاتشان آورده اند "برای اولین بار، سینما - ماشین"، که یک لحظه فکر می کنی حضرات اختراعی کرده اند، اما خط اول تبلیغ را که می خوانی متوجه می شوی منظورشان همان "درایوین سینما" است. دیده اند یا خوانده اند که در روزهای اخیر با تعطیلی سینماها و رستوران ها در بسیاری از کشورها به دلیل گسترش بیماری کووید-19، بعضی از رستوران های بزرگ پارکینگ های خود را به درایوین سینما تبدیل کرده اند، گفته اند که خوب ما هم بکنیم، اما تجربه تاریخی نشان می دهد که درایوین ها، راه صحیح فیلم دیدن نبودند و از دهه 1980 به بعد عملاً تعطیل شدند و زمین هایشان برای ساخت مجتمع های تجاری مورد استفاده قرار گرفتند.

ایده ساخت درایوین از اوایل دهه 1930 در آمریکا، برای استفاده آن دسته از تماشاگرانی شکل گرفت که نمی توانستند خودشان را منضبط کنند که بر صندلی تنگ سالن سینما و نزدیک به شخص دیگری بنشینند. (درواقع هم زمان با تعطیلی درایوین ها، از نیمه دوم دهه 1970، در ساخت سینه پلکس ها، صندلی ها پهن شدند و دسته های عریض با جای لیوان، پیدا کردند، چیزی که در ساخت مجتمع های سینمایی ما نادیده گرفته شده)، اساس ایده ساخت درایوین ها، بر پایه راحت طلبی مخاطب شکل گرفت که از اساس با تماشای جدی فیلم، متغایر بود، اما بزرگی و لش بودن اتومبیل های آمریکایی، این ایده را عملی می کرد. پس از جنگ جهانی دوم و در دوره "بیبی بوم"، درایوین ها بسیار گسترده شدند. پس از جنگ با تقسیم جدید بازارهای جهانی بین کشورهای فاتح (متفقین)، آمریکا بسیار ثروتمند شد، خانواده ها پرجمعیت شدند. فقط در سال1949، سه میلیون نفر به جمعیت آمریکا اضافه شد. حضور خانواده ها با شش هفت بچه پر سر و صدا، تبدیل به معضل شد و خانواده ها ترجیح دادند که به درایوین بروند زیرا دیگر در اتومبیل هایشان کسی به آن ها گوشزد نمی کرد که بچه هایشان را ساکت کنند، همین باعث افت کیفیت مشاهده فیلم ها شد، چون عملاً دقت و تمرکزی در کار نبود، دیدن فیلم در درایوین فقط نوعی وقت گذرانی محسوب می شد. دوران "بیبی بوم" تا نیمه دهه شصت ادامه پیدا کرد. اتومبیل ها پهن تر و پهن تر شدند، اما اساساً فیلم هایی که به "فیلم های تابستانی" معروف بودند در این سینماها به نمایش درمی آمدند. کمدی موزیکال های نه چندان جدی و "فیلم های ساحلی". از ابتدای دهه هفتاد به دنبال بحران انرژی و گرانی بنزین، اتومبیل ها کوچک شدند تا کم مصرف باشند. تماشای فیلم در اتومبیل های تنگ دهه هفتاد در درایوین ها، طاقت فرسا بود. کم کم از اقبال عمومی از درایوین ها کاسته شد. به تدریج این سینماها به محل وقت گذرانی جوانانی تبدیل شد، که در اتومبیل هایشان سرشان بیشتر به "کار" خودشان گرم بود، آن بیرون هم یک فیلمی در حال اکران بود که تماشایش دقت چندانی طلب نمی کرد.

از نیمه دوم دهه هفتاد، این سینماها "دو فیلم با یک بلیت" فیلم های رده ب، آثاری از "سینمای سیاه پوستان" و "کمدی - سکسی" ها را نمایش دادند و از ابتدای دهه هشتاد رو به تعطیلی گذاشتند. در ایران در سال 1349 درایوین سینمای ونک واقع در خیابان ونک با فیلم "روس ها دارن میان" (نورمن جویسون)، افتتاح شد، اما واقعاً مورد استقبال قرار نگرفت و تعطیل شد و تجربه اش در سال های اخیر تکرار نشد. در دوران تعطیلی فعلی حاکم بر سینماهای دنیا، از درایوین می توان به عنوان یک راهکار موقتی استفاده کرد اما از آنجا که ما اصلاً درایوین سینما نداریم و فعلاً در پارکینگ می خواهند اکران هایی را برگزار کنند، به چند نکته باید دقت داشت. قبل از هر چیز مسئله کیفیت پخش تصویر و صداست. بخصوص صدا، که باید بلندگوهای پرتابل به اتومبیل ها داده شود و با توجه به اینکه صدای اغلب فیلم های کنونی با سیستم "1 / 5" کار شده اند برایش باید راه حلی در نظر داشت. چنانچه مثل قدیم یک بلندگو به هر اتومبیل داده شود نتیجه اش شنیده نشدن بسیاری از صداها خواهد بود. البته تهیه کنندگانی که فیلم هایشان را در درایوین به نمایش درمی آورند می توانند برای این اکران ها یک میکس صدای مونو را در نظر بگیرند.

نکته دیگر این است که تماشای فیلم در اتومبیل های پراید، رنو و این پژوهای تنگ و بسته ای که در کشور ما تولید می شوند، واقعاً تجربه ای نچسب و عذاب آور خواهند بود، هر چه بیشتر از اتومبیل های بزرگ تر استفاده شود، بهتر است. مسئله بعدی این است که در درایوین، فیلم ها را با ماشین های شاسی بلند تماشا نمی کنند. این اتومبیل ها مانع دید سرنشینان اتومبیل های دیگر می شوند. با توجه به تعداد زیاد ماشین های شاسی بلند در شهرهای کنونی، احتمالاً باید به جایگاه ویژه ای برای این ماشین ها فکر کرد و بالاخره تماشای فیلم در اتومبیل واقعاً جای تمرکز و دقتی که حین مشاهده فیلم در سینما (یا حتی در سینمای خانگی) داریم را نمی گیرد. بد نیست بیشتر به کمدی ها که تعدادشان کم هم نیست برای اکران در درایوین فکر کرد. شنیده شدن صدای خنده و قهقهه از اتومبیل های دیگر فضا را گرم می کند.

لینک خبر :‌ هنر آنلاین
کارگردان فیلم دل شکسته گفت: سینمای ایران دست سرمایه گذارانی افتاده که عقل ابزاری آن ها بیشتر از عقل بنیادی شان کار می کند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ سایت های دیگر : مجله بوبینا سینما پرس روزنامه بانی فیلم

علی روئین تن کارگردان سینما، درباره علت ساخته نشدن فیلم های جذاب و پرمحتوایی چون دل شکسته ، به خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، گفت: سینمای ایران دست سرمایه گذارانی افتاده که عقل ابزاری آن ها بیشتر از عقل بنیادی شان کار می کند؛ اکثر سرمایه گذاران به این فکر هستند که با وارد کردن رنگ و لعاب و لوکیشن های آن چنانی آثاری در کمترین زمان و با درآمد حداکثری را تولید کنند. به عبارتی مولفه انتقاد و فرهنگ سازی و عمق درام در فیلم های آن ها دیده نمی شود و هیچ معنایی برای آنها ندارد.

او افزود: مسئولان ما هم بیشتر به دنبال پروپاگاندای خود و حفظ میزشان هستند. سرمایه گذاران خصوصی هم بیشتر به سمت ساخت فیلم های آتراکسیون (عامه پسند و سخیف) گرایش دارند. پس فیلم هایی چون دلشکسته در این میان جایی ندارند.

این کارگردان ادامه داد: امثال من نه این قدر لاکچری هستیم که فیلم هایی با مضمون خیانت و ... بسازیم و نه مسئولیتی داریم که مانند مسئولان فیلم های پروپاگاندا تولید کنیم. ما می خواهیم فیلم دلی خودمان را کارگردانی کنیم که در چنین شرایطی سرمایه ای برای ما وجود ندارد.

روئین تن بیان کرد: تقریباً همه کارگردان های مولف به بیکاری نزدیکتر می شوند و سخت تر می توانند کار کنند. وقتی فیلم های امسال جشنواره فجر را می بینید، آثار خالی از آرمان زیاد به چشم می خورد و قطعاً در ادامه وضع بدتر می شود. در این وانفسا فیلمسازانی موفق ترند که حرف گوش کن تر هستند و در هر شرایطی می توانند کار کنند.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ باشگاه خبرنگاران جوان
منوچهر صفرخانی از موافقت سازمان سینمایی با طرح سینما خودرو خبر داد. به گزارش سینماخانه، با ادامه شیوع ویروس کرونا و تعطیلی سالن های سینما، منوچهر صفرخانی کارگردان و بازیگر با ارسال نامه ای به سازمان سینمایی خواستار اجرای طرح سینما خودرو (Drive in cinema) برای کمک به اقتصاد سینماداران و صاحبان فیلم ها کرد که این نامه [...]

منوچهر صفرخانی از موافقت سازمان سینمایی با طرح سینما خودرو خبر داد.
به گزارش سینماخانه، با ادامه شیوع ویروس کرونا و تعطیلی سالن های سینما، منوچهر صفرخانی کارگردان و بازیگر با ارسال نامه ای به سازمان سینمایی خواستار اجرای طرح سینما خودرو (Drive in cinema) برای کمک به اقتصاد سینماداران و صاحبان فیلم ها کرد که این نامه مورد موافقت این سازمان قرار گرفت.
صفرخانی درباره اجرایی شدن این طرح پس از موافقت سازمان سینمایی و تائید مکان های نمایش فیلم گفت: در حال حاضر برای اجرای این طرح مشغول تجهیز و راه اندازی سینماها در تهران و چند استان هستیم تا انشالله بتوانیم با سینما اتومبیل خدمت شایسته ای به صنعت سینما ارائه دهیم.
وی افزود: رعایت تمامی پروتکل های بهداشتی کشور در صنعت سینما و اجرای دقیق گام دوم فاصله گذاری اجتماعی از جمله موارد مهم اجرایی شدن این طرح است. امیدوارم سینما خودرو ضمن ایجاد بستر مناسب برای گسترش سرگرمی سالم در جامعه، قدم کوچکی برای ادامه فعالیت و رشد سینمای کشور بردارد.

لینک خبر :‌ سینما خانه

شهدای ایران: پس از آنکه سالن های سینما به دلیل شیوع ویروس کرونا تعطیل شدند، فیلم خروج اکران اینترنتی و آنلاین را تجربه کرد.

این فیلم بناست تا اولین اکران با خودرو را هم تجربه کند. در این طرح که سینما ماشین نامگذاری شده است از جمعه 12 اردیبهشت به مدت یک هفته در دو سانس 21 و 23:30 در پارکینگ شماره 3 برج میلاد تهران برگزار خواهد شد.

این طرح تحت تدابیر بهداشتی و با مجوز و موافقت ستاد ملی مقابله با بیماری کرونا انجام خواهد گرفت.

لینک خبر :‌ شهدای ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۰

بانی فیلم: برگزاری جشنواره فیلم فجر به شکل مستقل از نخستین دوره برگزاری اش تا کنون، مورد انتقاد بسیاری از کارشناسان سینما قرار گرفت.
اتلاف سرمایه سینما و صرف هرینه هایی گزافی که هیچ گونه خاصیتی برای سینمای نحیف ایران در بر نداشته است، سرقصل تمامی این انتقادات بود.
بسیاری از منتقدان، جشنواره جهانی فیلم فجر را به یک دورهمی سینمایی تشبیه می کنند که دست اندرکارانش با استفاده از فضای رسانه ای، تلاش می کنند آن را مهم نشان دهند!
همه اینها در شرایطی ست که این روزها به واسطه شیوع بیماری کووید19 اوضاع اقتصادی جامعه نیز به شدت دچار آسیب شده. شنیدن اینکه در چنین اوضاع نابسامانی، برخی در اندیشه جا انداختن ضرورت برپایی این دورهمی سینمایی هستند نشان از دور بودن این افراد از درک شرایط مردم و جامعه دارد.
حالا گویا به نوشته ایسنا در شرایطی که تکلیف بسیاری از جشنواره های سینمایی مهم دنیا مشخص شده و برخی از آن ها به تعویق افتاده یا کلا لغو شده اند، هنوز خبری از جشنواره جهانی فیلم فجر نیست ولی شنیده می شود تلاش ها بر این است که این رویداد لغو نشود.
سینمای ایران هیچ نیازی به رویداد یک هفته ای بین المللی ندارد مگر ضرورت تعطیلی آن و هزینه کردنش در زیرساخت های سینما.
باید پذیرفت که اتلاف بودجه در چهار – پنج دوره ای که تاکنون این رویداد یک هفته ای برگزار شده، فرصت های زیادی را از سینمای ایران دریغ شده، فرصت هایی که می توانست جان تازه ای به سینمای نحیف کشورمان دهد.

به گزارش ایسنا، جشنواره جهانی فیلم فجر به دبیری محمدمهدی عسگرپور قرار بود از 28 فرودین تا پنجم اردیبهشت امسال یعنی پیش از شروع ماه مبارک رمضان برگزار شود، اما شیوع ویروس کرونا این رویداد را هم مثل خیلی دیگر از اتفاقات کشور و جهان در تاریخ مشخص خود لغو کرد.
نیمه اسفندماه سال قبل خبر تغییر زمان برگزاری جشنواره جهانی فجر منتشر و اعلام شد به دلیل محدودیت های به عمل آمده در بیشتر کشورهای درگیر و در پی هماهنگی با ریاست سازمان سینمایی و رایزنی با فیاپف (فدراسیون جهانی اتحادیه های تهیه کنندگان فیلم)، تصمیم برآن شده که با هدف هرچه باشکوه تر برگزار شدن جشنواره جهانی فیلم فجر به عنوان مهم ترین رویداد بین المللی سینمای ایران، این جشنواره در نیمه دوم خرداد ماه 1399 برگزار شود.
این تاریخ در شرایطی تعیین شده بود که تصور می شد وضعیت همه گیری ویروس کرونا با گذشت زمان بهبود یابد، اما حالا که به روزهای پایانی دهه اول اردیبهشت ماه رسیده ایم چندان امیدی به عادی شدن شرایط تا خردادماه نیست و حتی بازگشایی احتمالی سینماها در عید فطر هم با واکنش مثبتی همراه نبوده است. ضمن اینکه جدا از وضعیت داخلی، با توجه به بین المللی بودن این جشنواره باید شرایط کشورهای دیگر و مهمانانی که احتمالا قصد حضور در این جشنواره را دارند هم باید مدنظر قرار داد.
البته از مدتی قبل شنیده می شد که احتمالا زمان برگزاری جشنواره به مهرماه موکول خواهد شد که آن هم به دلیل نامشخص بودن پایان همه گیری این ویروس یا شروع دوباره آن در پاییز قطعی نیست.
در این میان اظهارنظرهایی هم مطرح شد مبنی براینکه با توجه به خسارت زیادی که تعطیلی سینماها از اسفندماه تا کنون به سالن ها، فیلم هایی که در نوبت اکران بودند و به طور کلی سینما وارد کرده، بعضی جشنواره های فیلم از جمله همین جشنواره جهانی فجر برگزار نشوند و سازمان سینمایی هزینه بر پایی آن را برای جبران خسارت ها و کمک به سینما صرف کند. این موضوع با واکنش تند عسگرپور همراه شد و در او یادداشتی با عنوان کرونا، سینما و صف ماسک داران گفت: انگار ناتوانی ها به حدی رسیده که حتماً باید در درون خانواده، یک چیزی فدای چیزی دیگر از همان خانواده شود.
با این حال از آنجا که در چند وقت اخیر خبر لغو یا برگزاری آنلاین جشنواره های مختلفی منتشر شده است، تعیین تکلیف جشنواره جهانی فیلم فجر پرسش خیلی از کسانی بوده که به نحوی این جشنواره برایشان اهمیتی دیگر دارد. گفت وشنودها این احتمال را می دهد که جشنواره ی امسال به دلیل فراهم نبودن شرایط تا پایان خردادماه و بعد از آن فرارسیدن ماه های محرم و صفر و بعد هم تراکم جشنواره ها در پاییز و زمستان برگزار نشود، اما پیگیری جدید ایسنا حاکی از این است که جشنواره جهانی فجر با تغییراتی در ساختار خود برگزار می شود ولی نتیجه قطعی آن تا چند روز آینده و پس از جمع بندی های نهایی اعلام خواهد شد.

اشتراک گذاری در:

لینک خبر :‌ روزنامه بانی فیلم
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

گروه فرهنگ و هنر – دیگر آنقدر روزهای کرونایی طولانی شده که دل مان برای ساده ترین تفریحات هم تنگ شود، برای یک دور هم بودن، برای پارک رفتن، گشتن در گالری ها و یا با دوستان در سینما فیلم دیدن. نزدیک به دو ماه است که سینماها تعطیلند و معلوم هم نیست چه زمانی بتوانند فعالیت شان را از سر بگیرند. گرچه تمهیداتی مثل اکران آنلاین اندیشیده شده اما بدون شک لذت فیلم دیدن روی پرده نقره ای حال و هوای دیگری دارد. حالا قرار است خودمان را با کرونا وفق دهیم و به گونه ای دیگر فیلم را روی پرده سینما تماشا کنیم، با ماشین هایمان.
سینما-ماشین از کجا آمد؟
پدیده سینما-ماشین یا همان درایوین سینماها پدیده تازه ای در جهان نیست. قدمت نخستین سینما – ماشین به سال 1932 میلادی باز می گردد. در این سبک از سینماها، افراد ماشین های شخصی شان را مقابل پرده ای بزرگ که برای نمایش فیلم آماده شده، پارک می کنند و از داخل اتومبیل شان فیلم را تماشا می کنند. سینما-ماشین حاصل تفکر ریچارد هالینگزهد، یک طرفدار و عاشق سینما است. او در کمپانی ویز اتو پروداکتز که برای پدرش بود مسئولیت مدیریت فروش را به عهده داشت و به خاطر سختی هایی که مادرش از نشستن روی صندلی های سینما می کشید، تصمیم به تاسیس سینمای رو باز یا به اصطلاح طرح سینما-ماشین گرفت.
او در ابتدا این طرح را در مقابل خانه اش و به کمک یک پروژکتور کداک مدل 1928 روی کاپوت خودرویش امتحان کرد و برای صدای فیلم هم یک رادیو را در پشت پرده سینمای جدیدش تعبیه کرد، او پرده را هم مقابل ماشینش به چند درخت گره زده بود.
هالینگزهد برای اولین بار در سال 1932 سینما ماشین را در کرسنت بولوار در نیوجرسی برگزار کرد و همان موقع این اختراع خود را به ثبت رساند و بعد از حدود یک ماه، با سرمایه اولیه ای برابر 30 هزار دلار، شرکت پارک-این تیاترز را راه اندازی کرد.
در طرح سینما-ماشین ابتدا با مشکلات متعددی هم در زمینه تصویر و هم صدا مواجه بود، اما با پیشرفت تکنولوژی هم مشکلات تصویری برطرف شد و هم این امکان فراهم شد که هرکدام از اتومبیل ها، صدای متن فیلم را از طریق رادیوی FM خود دریافت کنند.
سینما-ماشین به ایران آمد
در ایران اما اولین سینما- ماشین در سال 1339 افتتاح شد. سینما تهرانپارس یا درایوین سینمای تهرانپارس اولین سینمای اتومبیل رو در ایران بود که در تپه های تهرانپارس افتتاح شد. گنجایش این سینما 284 اتومبیل و بهای بلیت آن 150 ریال بود. به هر اتومبیل یک گوشی یا بلندگوی مخصوص داده می شد که بینندگان به میل خود صدای آن را تنظیم می کردند. فیلم های این سینما را سینما مولن روژ تامین می کرد.
استقبال خوب مردم باعث شد سرمایه گذاران به فکر نسخه دوم این سینما با امکانات و تجهیزات رفاهی بیشتری بیفتند. به همین دلیل سینما ونک یا درایوین سینمای ونک در سال 1348 با نمایش فیلم روس ها دارند می آیند در تهران افتتاح شد. این سینما دومین سینمای اتومبیل روی تهران بعد از درایوین سینمای تهرانپارس بود که در قطعه زمینی به مساحت 14 هزار متر بر جاده ونک احداث شده بود. این سینما گنجایش 236 اتومبیل را داشت. از مشخصات این درایوین سینما وجود کانال های هوای گرم بود که توسط لوله های مخصوص قابل انتقال به تمام اتومبیل ها می رسید به طوری که در تمام اوقات سال حتی در زمستان هم امکان تماشای فیلم وجود داشت. در قسمت پشت درایوین سینما هم یک ساختمان چند طبقه شامل رستوران، سینما، تریا و دانسینگ و بخش های منضم به آن ها از قبیل آشپزخانه و... وجود داشت. در رستوران سینما یک دیوار شیشه ای قطور و وسیع امکان تماشای فیلم را حین غذا خوردن برای تماشاگران میسر می ساخت. در این رستوران که تماماً با مبل های گران قیمت تزئین شده بود تماشاچیان می توانستند به وسیله گوشی های مخصوص و مجزا صدای فیلم را به زبان فارسی یا انگلیسی بشنوند.
بازگشت به دوران طلایی
در طول بیش از یک قرنی که از آغاز فعالیت این سبک از سینماها می گذرد، در برخی از کشورها، سینما-ماشین های متعددی شکل گرفته اند. حالا در دوران کرونا که تقریبا امکان اکران فیلم در هیچ سینمایی در دنیا فراهم نیست، بعضی از کشورها بیش از پیش به استقبال این سبک از اکران رفته اند. یکی از دو سینمای اتومبیل روی آلمان در 6 آپریل همه بلیت هایش را برای فیلمی از سال 1999 فروخته است و این یعنی بازگشت سینما به دوران سینما های روباز. مدیر این سینما در آلمان می گوید: مهم نیست ما چه چیزی نمایش دهیم. مردم می خواهند از خانه بیرون بیایند و فیلم تماشا کنند.
در کنار این سینما های قدیمی، مکان هایی هم با تغییر کاربری به سینما هایی اتومبیل رو تبدیل شده اند. دی-لایو، یک شرکت مدیریت رویدادها، یک سینمای اتومبیل رو در مرکز تجارت دوسلدورف درست کرده است و مردم همه بلیت هایش را خریده اند. لو استودیو، سینمایی مستقل در شهر مارل آلمان، در یک محوطه باز چند صفحه نمایش بزرگ نصب کرده و طی چند ساعت بلیت فیلم های انگل و شیرشاه را فروخته است. یکی از مدیران این سینما ها می گوید: مسئولان ابتدا نگران سلامتی مردم بودند، ولی ما تا الان هیچ مشکلی نداشته ایم. به مردم گفته می شود داخل ماشین هایشان بمانند.
در کره جنوبی هم موجی از سینما های اتومبیل رو راه افتاده است. در تمام پارک ها و پارکینگ های عمومی کشور کره جنوبی، مانند آلمان سینما های اتومبیل رو راه اندازی شده است. منطقه نوآن ، در شرق سئول ، یک صفحه نمایش بزرگ در یک پارک محلی برپا کرده و فیلم های قدیمی تر را به صورت رایگان برای مردم نمایش می دهد. او سونگ ریک، شهردار این منطقه، به مردم پیشنهاد کرد برای آرامش عاطفی و تسکین ضربات روحی ای که قرنطینه و فاصله اجتماعی باعثش شده به سینما های اتومبیل رو بیایند. اکنون در آمریکا از 320 سینمای اتومبیل رو فقط 25 مورد باز هستند. در تاریخ 12 آپریل اندرو کومو، فرماندار نیویورک، گفت که می خواهد سالن های اتومبیل رو را باز کند: این ها سینما های اتومبیل رو هستند. شما با افراد خانواده تان داخل ماشین هستید. دو سینمای اتومبیل رو هم در آمریکا خواستار لغو محدودیت ها شده اند.
در برج میلاد به سینما-ماشین بروید
حالا ایران هم می خواهد در شرایطی که امکان بازگشایی سینماها وجود ندارد، دوباره به جمع کشورهایی که سینما- ماشین دارند، بپیوندد. فیلم خروج به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا که به دلیل تعطیلی سینماها از 24 فرودین ماه به صورت آنلاین در سامانه وی اودی اکران شده، قرار است در پارکینگ برج میلاد هم روی پرده بزرگ نمایش داده شود. این طرح که موافقت اجرای آن از ستاد ملی مقابله با کرونا هم گرفته شده، از جمعه 12 اردیبهشت ماه به مدت یک هفته در 2 سانس 21 و 23:30 در پارکینگ شماره 3 برج میلاد تهران برگزار خواهد شد.
قرار است این طرح با حضور حدود 160 ماشین در هر سانس که محل قرارگیری آن ها رو به یک پرده نمایشی بزرگ، خط کشی و مشخص شده است اجرا شود. در هر اتومبیل فقط دو نفر مجوز نشستن دارند چون به غیر از این امکان تماشای فیلم روی پرده وجود ندارد. سرنشینان اجازه پیاده شدن از ماشین را ندارند، فیلم را روی پرده می بینند و صدای آن را هم یا از طریق صدای محیطی یا از رادیو موج FM خواهند شنید که البته هنوز به طور قطعی مشخص نیست کدام یک انجام خواهد شد. با این حال هر خودرویی هم اجازه ورود نخواهد داشت. مثل ماشین های غیرسواری و سنگین که ممکن است مانع دید شوند.
باید منتظر ماند و دید مردم در این روزهای کرونایی چقدر از این طرح استقبال می کنند و آیا مکان های دیگری هم برای سینما-ماشین ها در نظر گرفته می شود یا خیر؟

ارسال دیدگاه
نام: ایمیل: دیدگاه:

لینک خبر :‌ روزنامه ابتکار
دنیای اقتصاد : سرانجام سینما ماشین در ایران هم راه افتاد و از فردا میزبان دوستداران سینما می شود. نخستین فیلمی هم که قرار است به این شیوه نمایش داده شود، خروج ابراهیم حاتمی کیا است. فیلم خروج در تجربه شیوه های مختلف اکران در ایران، صاحب رکوردی جالب است. این فیلم هم نخستین فیلم اکران آنلاین بود که تازه ترین شکل اکران فیلم ها در ایران و جهان است و هم نخستین فیلمی است که پس از پیروزی انقلاب یعنی بیش از چهار دهه به یکی از قدیمی ترین شکل های اکران فیلم روی پرده می رود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

سینما ماشین در ایران سابقه دور و درازی دارد و این بار از جمعه 12 اردیبهشت به مدت یک هفته در دو سانس 21 و 23:30 در پارکینگ شماره 3 برج میلاد تهران برگزار خواهد شد. فروش بلیت فیلم سینمایی خروج در سینما ماشین از صبح امروز آغاز می شود. این طرح با حضور حدود 160 ماشین در هر سانس که محل قرارگیری آنها با خط کشی مشخص شده اجرا می شود.طبق دستورالعمل اجرای این طرح در هر خودرو حداکثر دو نفر امکان تماشای فیلم را خواهند داشت.

مراقبت های بهداشتی و اجتماعی در دوران کرونا باعث شده تا ایده های متنوع و جالبی برای بازگشایی بازارهای عمومی مطرح شود.

دو، سه هفته پیش در همین صفحه از بازگشت و گسترش دوباره سینماماشین ها در کشورهایی چون آلمان، کره جنوبی و... نوشتیم، ایده ای قدیمی که با تعطیلی سالن های سینمایی دوباره مورد توجه قرار گرفته و از قضا در مدت زمان کوتاهی توانسته بود طرفدارهای پر و پاقرصی هم پیدا کند. در یک ماه گذشته شمار علاقه مندان به تماشای فیلم در سینماماشین ها افزایش قابل توجهی داشته است و این ایده را مطرح کرده که در روزهای پیش رو تعداد بیشتری از سینماماشین ها راه اندازی یا بازسازی شود. شنیده ها حاکی است که در صورت موفقیت این طرح یعنی بازگشت سرمایه فیلم ها، مجوزهایی برای احداث سینماماشین ها در نقاط دیگر شهر تهران و البته شهرهای دیگر کشور نیز صادر خواهد شد. رکود بازارهای سینمایی در کشور و موفقیت نه چندان قابل توجه اکران آنلاین، احتمال گسترش سینماماشین ها را بیشتر کرده است.

سینما تهران پارس یا همان درایوین سینمای تهران پارس که در سال 1339 در تپه های تهران پارس تاسیس شد، نخستین سینما ماشین در ایران محسوب می شود، در این سینما، تماشاگران با ماشین های خود وارد محوطه سینما می شدند و از درون خودروهای خود اقدام به تماشای فیلم می کردند و به هر خودرو یک بلندگوی مخصوص داده می شد که بینندگان برای خود صدای آن را کم یا زیاد کنند، ظرفیت درایوین سینمای تهران پارس 284 خودرو و قیمت بلیت این سینما برای هر خودرو 150 ریال بود.

سینما ماشین حاصل تفکر ریچارد هالینگزهد (Richard Hollingshead )، یک طرفدار و عاشق سینما است؛ وی در کمپانی ویز اتو پروداکتز که متعلق به پدرش بود مسوولیت مدیریت فروش را به عهده داشت، به خاطر سختی هایی که مادرش از نشستن روی صندلی های سینما می کشید، تصمیم به تاسیس سینمای رو باز و به اصطلاح طرح سینما ماشین گرفت. وی در ابتدا این طرح را در مقابل خانه اش و به کمک یک پروژکتور کداک مدل 1928 روی کاپوت خودرویش آزمود و برای صدای فیلم نیز یک رادیو را در پشت پرده سینمای جدیدش تعبیه کرد، وی پرده را نیز در مقابل ماشینش به چند درخت گره زده بود. ریچارد هالینگزهد برای اولین بار در سال 1933 سینما ماشین را در کرسنت بولوار در نیوجرسی برگزار کرد و همان موقع این اختراع خود را به ثبت رساند و بعد از حدود یکماه، با سرمایه اولیه ای برابر 30 هزار دلار، شرکت پارک این تیاترز را راه اندازی کرد. طرح سینما ماشین در ابتدا از مشکلات متعددی هم در زمینه تصویر و هم صدا برخوردار بود، اما با پیشرفت تکنولوژی هم مشکلات تصویری برطرف شد و هم این امکان فراهم شد که هر کدام از اتومبیل ها، صدای متن فیلم را از طریق رادیوی FM خود دریافت کنند.

درباره احداث سینماماشین در ایران نظرهای موافق و مخالف بسیاری در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. موافقان بر تجربه منحصربه فرد تماشای فیلم در کنار دیگران و در شرایط امن تاکید کرده اند. اما نظر مخالفان سویه های متفاوتی دارد.

شاید مهم ترین منتقد طرح سینما ماشین در ایران، فرزاد موتمن کارگردان شناخته شده سینما باشد. او به تازگی در این باره نوشته است: در ایران در سال 1349 درایوین سینمای ونک واقع در خیابان ونک با فیلم روس ها دارن میان (نورمن جویسون)، افتتاح شد، اما واقعا مورد استقبال قرار نگرفت و تعطیل شد و تجربه اش در سال های اخیر تکرار نشد. در دوران تعطیلی فعلی حاکم بر سینماهای دنیا، از درایوین می توان به عنوان یک راهکار موقتی استفاده کرد اما از آنجا که ما اصلا درایوین سینما نداریم و فعلا در پارکینگ می خواهند اکران هایی را برگزار کنند، به چند نکته باید دقت داشت. قبل از هر چیز مساله کیفیت پخش تصویر و صداست. به خصوص صدا، که باید بلندگوهای پرتابل به اتومبیل ها داده شود و با توجه به اینکه صدای اغلب فیلم های کنونی با سیستم 1 / 5 کار شده اند برایش باید راه حلی در نظر داشت. چنانچه مثل قدیم یک بلندگو به هر اتومبیل داده شود نتیجه اش شنیده نشدن بسیاری از صداها خواهد بود. البته تهیه کنندگانی که فیلم هایشان را در درایوین به نمایش درمی آورند می توانند برای این اکران ها یک میکس صدای مونو در نظر بگیرند. نکته دیگر این است که تماشای فیلم در اتومبیل های پراید، رنو و این پژوهای تنگ وبسته ای که در کشور ما تولید می شوند، واقعا تجربه ای نچسب و عذاب آور خواهد بود، هر چه بیشتر از اتومبیل های بزرگ تر استفاده شود، بهتر است. مساله بعدی این است که در درایوین، فیلم ها را با ماشین های شاسی بلند تماشا نمی کنند. این اتومبیل ها مانع دید سرنشینان اتومبیل های دیگر می شوند. با توجه به تعداد زیاد ماشین های شاسی بلند در شهرهای کنونی، احتمالا باید به جایگاه ویژه ای برای این ماشین ها فکر کرد و بالاخره تماشای فیلم در اتومبیل واقعا جای تمرکز و دقتی که حین مشاهده فیلم در سینما (یا حتی در سینمای خانگی) داریم را نمی گیرد. بد نیست بیشتر به کمدی ها که تعدادشان کم هم نیست برای اکران در درایوین فکر کرد. شنیده شدن صدای خنده و قهقهه از اتومبیل های دیگر فضا را گرم می کند.

لینک خبر :‌ دنیای اقتصاد
حقوق بیکاری، یکی از بدیهی ترین حقوق کارگری است و هر کارگری به محض از دست رفتن فرصت شغلی یا بیکاری مقطعی، می تواند از تامین اجتماعی درخواست حقوق بیکاری کند؛ اما اینکه چنین فرآیندی برای اهالی سینما فعال نشده، اتفاق عجیبی است که شاید از کاهلی متولیان امر در سازمان سینمایی و خانه سینما یا عدم تطبیق بیمه اهالی سینما با بیمه کارگری حکایت داشته باشد!
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ سایت های دیگر : تابناک گیلان

پس از آنکه مدیریت خانه سیما نتوانست انتظارات حداقلی اهالی سینما را برآورده کند و سازمان سینمایی نیز اقدامات مورد انتظار را برای تامین حداقلی اهالی سینما در دوران تعطیلی سینما فراهم نکرد، گروهی از اهالی سینما مستقیم دست به کار شدند و بیش از هزار و سیصد تن از اعضای صنوف مختلف زیرمجموعه خانه سینما، در نامه ای خطاب به روسای صنوف، خواستار بهره مندی از حقوق بیکاری شدند؛ نامه ای که مخاطبش اشتباه انتخاب شده است.

به گزارش تابناک ؛ تعطیلی سالن های سینما و تولید فیلم ها و سریال ها در دو ماه اخیر، شرایط دشواری را برای اهالی سینما به وجود آورده، به گونه ای که برخی فعالان عرصه تولید در تماس با سرویس فرهنگی تابناک خواستار آن بودند که گزارشی در مخالفت با ازسرگیری فعالیت های سینمایی به نگارش درنیاید و با مقایسه رستوران ها و دیگر کسب و کارهای با فعالیت های سینمایی، خواستار حمایت برای آغاز مجدد این فعالیت ها شدند.

در شرایطی که سینما از نخستین فعالیت هایی بود که تعطیل شد و یکی از دیرپاترین تعطیلات را در میان کسب و کارها در میان مشاغل ممنوع در دوران پساکرونا بوده، انتظار اهالی سینما فعال نمودن منابع مالی برای تامین حداقلی و دست کم پرداخت بیمه کاری بود؛ حقی که با توجه به پرداخت بیمه برای اهالی سینما می بایست فعال می شد و اهالی سینما به ویژه گروه های کم بنیه اقتصادی در پشت صحنه و بخش های فنی از آن برخوردار می شدند.

این وضعیت منجر به شکل گیری کمپینی در سطح صنوف برای این مطالبات حداقلی شد و در نهایت بیش از 1300 تن از اعضای صنوف سینمایی در بیانیه ای خطاب به روسای صنوف، خواستار فعال شدن این حداقل ها به ویژه حقوق بیکاری، به ویژه در ایام تعطیلی سینما و اوج گیری فشار اقتصادی شدند.

در این بیانیه آمده است: خدای تعالی حق را روشن ساخته و راه های آن را آشکار کرد. مراتب سپاسگزاری را از تمامی بزرگان، اساتید و پیشکسوتانی که در این پویش ما را همراهی کردند به جا می آوریم. خوشحالیم حق طلبی در شرایط سخت و بحرانی کنونی که بیش از 70 روز بیکاری ما اهالی سینما می گذرد، باعث همدلی و اتحاد با یکدیگر نیز شده است. خدا را شاکریم بعد از امضای بیش از 1300 اعضای خانه سینما برای دریافت حقوق بیکاری، این پویش باعث تعهد و یکدلی اعضای خانه شد.

در ادامه این بیانیه تاکید شده است: سپاسگزاریم از روسای صنوف محترم خانه سینما علی الخصوص 18 صنفی که مسئولانه و مقتدرانه در راستای مطالبه اعضا، نامه ای تنظیم و ارائه کردند، پس آن از وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان سینمایی سپاسگزاریم که این نامه را پاسخگو بودند و امید را به اهالی خانه بازگرداندند، همچنین از هیات مدیره خانه سینما سپاسگزاریم که جهت تعلق این کمک ها بی وقفه تلاش کردند.

اهالی صنوف سینمایی تاکید کردند: این روز های سخت، ویروس کرونا برای همه اهالی سینما برابر است، در شرایط کنونی همه با هم هفتاد روز بیکار در خانه مانده ایم. پس خواهشمندیم برای احقاق حق اهالی این خانه لطفا حداقل به 80 درصد اعضای خانه سینما این حقوق تعلق گیرد تا بتواند بخش کوچکی از صدمات اعضا و خانواده شریفشان را جبران کند.

اهالی سینما در نهایت خواستار این شدند: برای پیگیری قانونی و احقاق حق طلب شده از سوی اعضا خواهشمندیم، جهت همراهی دوباره اعضای بدنه، با اتحاد و تنظیم نامه جدید برای درخواست حقوق بیکاری کرونا برای تمام اعضا صنوف کارگری خانه سینما سریعا اقدام کنید و آگاه باشید که تمام اعضا امروز به اتحاد و همبستگی صنوف نیازمندند تا این رخداد مهم و تاریخی رقم بخورد. لازم به ذکر است، مطالبه اعضا از صنف و خانه سینما طبق اساسنامه قانونی و اولویتمند است.

حقوق بیکاری یکی از بدیهی ترین حقوق کارگری است و هر کارگری به محض از دست رفتن فرصت شغلی یا بیکاری مقطعی، می تواند از تامین اجتماعی درخواست حقوق بیکاری کند؛ اما اینکه چنین فرآیندی برای اهالی سینما فعال نشده، اتفاق عجیبی است که ممکن است از کاهلی متولیان امر در سازمان سینمایی و خانه سینما یا عدم تطبیق بیمه اهالی سینما با بیمه کارگری حکایت داشته باشد! باید دید این درخواست 1300 امضایی منجر به فعال شدن حقوق بیکاری خواهد شد یا وضع به همین منوال پیش خواهد رفت؟

لینک خبر :‌ خبرگزاری تابناک
پاندمی کروناویروس که تاثیر خسارت باری بر سینمای دنیا گذاشته، اگر چه موجب تعطیلی سالن ها شده اما انگار احیای نوعی دیگراز سینما را هم نشانه گرفته؛ سینمایی که اتفاقا همین سینمای مدرن و دیجیتالی امروز آن را از رونق انداخت.

به گزارش ایسنا، با شیوع گسترده ویروس کوید 19 از چند ماه قبل، در کنار تمام وجوه زندگی بشر که تحت تاثیر قرار گرفت و به تعطیلی رفت، سالن های سینمایی دنیا هم مصون نماندند و از آنجا که به نوعی مرکز تجمع محسوب می شدند خیلی زودتر از مراکز اجتماعی دیگر با تعطیلی روبرو شدند. اما حالا که چندماهی از این شروع این ماجرای غریب گذشته است، خیلی ها در نقاط مختلف جهان به فکر افتاده اند تا از بستر دیگری برای نمایش فیلم و دادن فرصت تماشا به آدم های کلافه از فاصله استفاده کنند و آن هم چیزی نیست جز درایواین سینما (Drive-in Cinema).

البته این درایواین سینما یا سینما خودرو ابتکار امروز نیست، بلکه از سال ها قبل وجود داشته، حتی روزگاری در ایران خودمان هم چنین سینمایی که به سینمای صحرایی معروف بوده، داشتیم و طرفداران دوآتیشه آن به عشق دیدن فیلم در درایواین سینما هزاران کیلومتر به پایتخت سفر می کردند.

درایواین سینما ، سینما خودرو یا سینما ماشین نوعی سینما در یک محوطه باز است که شامل یک صفحه نمایش و محوطه ای برای پارک اتومبیل ها است تا تماشاگران در فضایی متفاوت و خصوصی تر به تماشای یک فیلم بنشینند. پرده نمایش فیلم می تواند یک دیوار سفید ساده باشد یا داربستی که بشود پرده ای روی آن نصب کرد. صدای فیلم هم یا از طریق بلندگوهایی در محوطه یا از طریق امواج رادیو (FM) شنیده می شود. این سینماها در ساختار اصلی خود معمولا فضایی برای رستوران های کوچک و حتی جایی برای بازی بچه ها هم دارد؛ اما سال هاست که چندان رونقی در دنیا ندارند.

تاسیس اولین درایواین سینما به قبل از جنگ جهانی دوم برمی گردد؛ سینما دولوکس در امریکا که سال 1915 در نیومکزیکو شروع به کار کرد و البته فعالیتش خیلی ادامه نیافت و یک سال بعد بسته شد. تا سال 1940 در نقاط دیگری از آمریکا 15 درایواین سینما به راه افتاد که بعضی از آن ها تا قبل از جنگ جهانی همچنان فعال بودند.

بعد از سال 1945 رشد جمعیت برون شهری و بیشتر شدن افرادی که صاحب اتومبیل شدند، باعث یک جهش عظیم در راه اندازی درایواین سینما شد به طوری که هر سال صدها مدل از این نوع سینما برپا می شد. اوج درایواین سینما در دهه 50 و اوایل دهه 60 میلادی بود که تعداد این سینماها به 4000 رسید و آن موقع طرفدار بیشتری هم داشتند چون ارزانتر از سینماهای معمولی بودند.

اما از دهه 70 میلادی رونق این نوع سینما در نتیجه پیشرفت تکنولوژی و تغییراتی که در سرگرمی های خانگی پیش آمد مثل تلویزیون رنگی، تلویزیون های کابلی، ویدیو، وی سی آر و... رو به افول رفت و اگر چه در شروع قرن 21 بعضی از این سینماها به شکلی دیگر احیا شدند اما تلاش برای رونق قبلی آن ها چندان موفقیت آمیز نبود تا جایی که براساس گزارش ها تا دو سال قبل کمتر از 300 درایواین سینما در سراسر جهان وجود داشته است.

حالا در روزهایی که ضرر چند میلیارد دلاری برای گیشه سینمای دنیا تخمین زده می شود (فقط تا اوایل ماه مارس (فروردین) پنج میلیارد دلار)، پاندمی کروناویروس و ممنوعیت اجتماعات و بسته شدن سینماها، موج غیرمنتظره ای از توجه به درایواین سینما را سبب شده است.

در این مدت خبرهایی از راه افتادن سینماخودرو در کشورهای مختلف گزارش شده که به کره جنوبی، ژاپن، امریکا و استرالیا می توان اشاره کرد و از قضا با واکنش ها و استقبال خوب هم مواجه شده اند.

ایران هم با اعلام اینکه فیلم خروج به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا را قرار است در سینما ماشین نمایش دهد به فهرست کشورهایی اضافه شده که همه گیری کرونا مسبب تکرار این تجربه شده است.

سال ها قبل یعنی در دهه 30 خورشیدی اولین درایواین سینما با نام تهران پارس ساخته شد و بعد هم درایواین سینمای ونک.

اما فعالیت آن ها ادامه پیدا نکرد و حالا فیلم خروج پس از اکران آنلاین، نه در مکان شناخته شده به عنوان درایواین سینما بلکه در فضایی روباز با ساختار درایواین سینما برای علاقه مندانش اکران می شود.

اکران این فیلم که در پارکینگ برج میلاد انجام می شود احتمالا یک امکان موقت برای شرایط خاص این روزهای کرونایی است ، اما با پیگیری منوچهر صفرخانی (بازیگر و کارگردان) شاید این نوع سینما برای روزهای پس از کرونا هم بتواند میزبان علاقه مندانش باشد.

صفرخانی مدتی قبل با درخواستی که به سازمان سینمایی ارائه کرده خواستار اجرای طرح سینما خودرو برای کمک به اقتصاد سینماداران و صاحبان فیلم ها شده است. این درخواست مورد موافقت سازمان سینمایی قرار گرفته و او در این باره گفته، برای اجرای این طرح مشغول تجهیز و راه اندازی سینماها در تهران و چند استان است.

به این ترتیب به نظر می رسد شاهد نمایش تعداد بیشتری از فیلم های در صف اکران به طور وسیع تر در تهران و شهرهای دیگر باشیم.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
بلیت سینما ماشین برای اکران فیلم خروج برای هر خودرو 40 هزار تومان اعلام شد.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، سینما ماشین (تماشای فیلم روی پرده سینما از داخل خودرو) از جمعه 12 اردیبهشت به مدت یک هفته در دو سانس 21 و 23:30 در پارکینگ شماره 3 برج میلاد تهران برگزار خواهد شد.

بلیت فروشی از صبح امروز در سایت سینماتیکت آغاز شده و برای هر خودرو یک بلیت لازم است.

نمایش فیلم فقط برای سرنشینان جلو امکان پذیر است و سرنشینان عقب امکان تماشای مناسب فیلم را ندارند. ماشین های شاسی بلند باید از جایگاه های عقب تر استفاده کنند. داشتن رادیو برای خودروها (جهت شنیدن صدای فیلم) ضروری است.

از ورود موتور، ون، وانت و مینی بوس جلوگیری خواهد شد.

در صورت بارندگی شدید، سانس لغو خواهد شد و بلیط شب دیگری در اختیار قرار خواهد گرفت.

درب های محوطه نمایش فیلم از نیم ساعت قبل از شروع سانس باز خواهند شد.

برای خرید بلیت به لینک زیر مراجعه کنید:

https://cinematicket.org/Film/Detail/?fid=8505&fileid=4844&t=%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
سینما ماشین با نمایش فیلم سینمایی خروج در پارکینگ برج میلاد کار خود را آغاز می کند.

اعتمادآنلاین| سینما ماشین با نمایش فیلم سینمایی خروج در پارکینگ برج میلاد کار خود را آغاز می کند ( بیشتر بخوانیم ).

این طرح سینمایی با مشارکت سازمان اوج و موسسه سینمایی نورتابان برای اولین بار بعد از انقلاب با نمایش تازه ترین اثر ابراهیم حاتمی کیا کلید خواهد خورد.

سینما ماشین از 12 اردیبهشت به مدت یک هفته در دو سانس 21 و 23:30 در پارکینگ شماره 3 برج میلاد تهران برگزار می شود.

این طرح تحت تدابیر بهداشتی و با مجوز و موافقت ستاد ملی مقابله با بیماری کرونا انجام خواهد گرفت.

بلیت فیلم سینمایی خروج در سینما ماشین از پنجشنبه صبح در سایت سینماتیکت به فروش می رسد.

این طرح با حضور حدود 160 ماشین در هر سانس اجرا می شود و در هر خودرو حداکثر دو نفر امکان تماشای فیلم را خواهند داشت.

درایوین سینما که قبل از انقلاب در چند نقطه تهران انجام می شد بعد از انقلاب متوقف شده بود.

سینمای تهران پارس اولین سینمای اتومبیل رو در ایران بود که در سال 1339 در تپه های تهران پارس با فیلم فضانورد کمپانی والت دیزنی افتتاح شد.

دیگر درایوین سینمای تهران سال 1348 در ونک تاسیس شد.

لینک خبر :‌ پایگاه خبری اعتماد
سینما ماشین برج میلاد از جمعه 12 اردیبهشت ماه با اکران فیلم سینمایی خروج ابراهیم حاتمی کیا کار خود را آغاز خواهد نمود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

به گزارش روابط عمومی برج میلاد، با توجه به شیوع بیماری کرونا و تعطیل شدن سینماهای کشور طرح راه اندازی سینما ماشین با مشارکت سازمان هنری، رسانه ای اوج کلید خورد تا بار دیگر شاهد حضور علاقه مندان و رونق نمایش فیلم های سینمایی در فضایی متفاوت باشیم.

سینما ماشین از جمعه 12 اردیبهشت در دو سانس 21 و 23:30 برای علاقه مندان نمایش فیلم خواهد داشت.

راه اندازی این طرح با پیش بینی تمام تدابیر لازم بهداشتی و با مجوز و موافقت ستاد ملی مقابله با بیماری کرونا صورت می گیرد.

در این سینما شهروندان از داخل خودروهای خود به دیدن فیلم می نشینند.

علاقه مندان می توانند برای تهیه بلیت به سایت سینما تیکت مراجعه نمایند.

بعد از کنسرت های آنلاین ، سینما ماشین دومین نوآوری فرهنگی است که متناسب با محدودیت های ناشی از شیوع بیماری کرونا در برج میلاد شکل می گیرد.

لینک خبر :‌ گیتی آنلاین
دلایل اصلی اینکه تولید محتوای کودک در قالب هایی چون سینما، تلویزیون و VOD با بی توجهی مواجه می شود، این است که حوصله کافی برای این کار وجود ندارد و دوم آنکه شاید سینماگران نگران هستند که نتوانند از پس این کار بربیایند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

به گزارش فرهیختگان آنلاین ، متن مصاحبه فرزاد اژدری، کارگردان حوزه کودک با فرهیختگان به این شرح است:

به نظر شما آیا در ایامی که بحران کرونا وارد ایران شد و قرار شد تمام مردم در خانه ها قرنطینه شوند، ما محصولات مناسبی داشتیم که بتوانیم اوقات فراغت فرزندان مان را پر کنیم و آنها را راضی کنیم که در خانه بمانند؟

فکر می کنم ماجرای بیماری کرونا همه را در هر زمینه ای غافلگیر کرد؛ مخصوصاً در زمینه تولید، حالا چه بخش تولیدات ایرانی باشد و چه جهانی. قطعاً هنوز همه از ظرفیت های محصولاتی استفاده می کنند که قبل از قرنطینه و قبل از حضور کرونا بر کره زمین تولید شده بود، ولی به صورت کاملاً مشخص در ایران شاهد هستیم که حجم تولیدات و فیلم ها و سریال هایی که برای قشر کودک ونوجوان ساخته می شود، به شدت کاهش یافته است؛ چراکه کسی به شیوع این ویروس و بحران فکر نمی کرد.

نمی دانم باید گفت این مساله خوب یا بد است؛ اما باید منتظر شد و دید که چه اتفاقی می افتد، چون تولید یک فیلم و سریال چیزی نیست که بتوان در خانه انجام داد یا حتی به صورت آنلاین انجام شود و همانند درس مدرسه و سامانه شاد نیست. باید به مسائلی که هنگام دور هم جمع شدن و با هم فیلم و سریال ساختن به وجود می آید، توجه شود و بعد تولیدات تدوین و ارائه شوند. فکر می کنم بیشترین سودی که تولیدکنندگان در این ایام داشتند، براساس VOD، نمایش خانگی و اینترنت و نمایش فیلم ها و سریال ها بر بستر اینترنت بود. دوستانی که این پلت فرم ها را داشتند، بیشتر استفاده کردند ولی باز هم آنها نیازمند تولید سریال، فیلم و محتوا هستند. به هرحال این ویروس چیزی است که به همه جوانب مخصوصاً بخش هنری ضربه وارد کرده است.

همان طور که به VOD اشاره کردید، در ایران تابه حال VOD ها بیشتر بحث عرضه فیلم و سریال را برعهده داشتند، یعنی هیچ گاه شاهد نبودیم که VOD های ایرانی بخواهند در حوزه کودک ونوجوان تولید محتوا داشته باشند. نتفلیکس از یک جایی به بعد یک سری فیلم برای کودکان تولید کرد. دیزنی پلاس که اخیرا افتتاح شده تا با نتفیلیکس رقابت کند، اساسا روی کار کودک متمرکز شده است. یعنی اینها از پیش تولید اثر همراه بودند و حمایت کردند، نه اینکه صرفا حق پخش را بخرند و کار را عرضه کنند. فکر می کنید VOD ها در ایران هم می توانند تولید محتوای کودک ونوجوان را برعهده بگیرند؟

الان شاید بیش از یک سال و نیم باشد که VOD ها یا پلت فرم هایی که پخش کننده فیلم و محتوا هستند، فیلم و سریال می سازند و تولید دارند. مثلا سریال هایی که اعلام می شود فقط از فلان پلت فرم می توانیم ببینیم، تولیدات خودشان است. برای همین، مدتی است که در این پدیده نوظهور تولید محتوا اتفاق افتاده است. اینکه فیلم و سریال هایی در حوزه کودک ونوجوان تولید شود، هنوز برای تولیدکنندگان قدری محل اشکال است، چون نمی دانند کودکان و نوجوانان را با چه شکل و شمایلی جذب کنند؛ اما کسی که این کار را آغاز کند، بدون شک با استقبال فراوانی حتی بیش از تولید محتوا برای بزرگسالان مواجه می شود؛ چراکه مصرف محصولات سرگرمی توسط کودکان و نوجوانان ما از نظر آماری بسیار بالا است و اوقات فراغت آنها پای اینترنت و موبایل صرف می شود؛ پس چه بهتر که سینماگران ما از این فرصت و خلأ به وجود آمده، در VOD ها استفاده کنند و مناسب با شرایط قرنطینه، فیلم ها و سریال هایی تولید کنند که تماشاچی بیشتر می پسندد. خودمان فیلم ها و سریال ها یا آثاری را تولید کنیم که تماشاچی پسندتر باشند و به همین ترتیب می توان به تعداد زیادی از انیمیشن ها یا فیلم های کودک دنیا اشاره کرد که در همین مدت دوبله شده و بر فضاهای VOD قرار گرفته است. از نظر من قشر کودک ونوجوان بسیار از این طرح استقبال خواهند کرد.

چرا در ساخت فیلم و سریال آن طور که باید و شاید به بحث کودک ونوجوان توجه نمی شود؟ درصورتی که در کل جهان سینمای کودک چرخ صنعت سینما را می چرخاند؟ آیا به دلیل فقدان نهاد متولی در تولید محتوا فیلم و سریال در این ژانر است؟

یک دلیل این است که الان بحث VOD بحث جوانی برای کشور ما است و شاید در 5-4 سال اخیر جدی شده، حتی تا چند وقت پیش تلویزیون هم به مقابله با بحث تولید محتوا برای VOD ها می پرداخت و درگیری هایی به صورت کاملاً جدی و مخفیانه با تولید محتوا و آثار وجود دارد که باید در زمان تصویب قانون اساسی در آن ذکر می شد.

هنگام تصویب قانون، این حق به تلویزیون رسمی کشور داده شد و خب قطعاً در آن زمان تنها مرجع تولید رسمی ویدئو در کشور تلویزیون بود؛ اما حالا با توجه به ظهور اینترنت و رایانه، ملزومات جدیدی در این بحث احساس شده و در 4-3 سال اخیر، خود این پلت فرم ها به تولید فیلم پرداخته اند. اما اینکه چرا در حوزه کودک ونوجوان کار نمی کنند، این طور نیست که متولی خاصی داشته باشد. بسیاری از این سازمان ها و نهادهای فعلی مثل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یا حتی بخش انیمیشن مرکز گسترش، هنروتجربه یا مراکزی از این دست، در دستورالعمل خود و در اساسنامه شان چنین چیزی را همانند تلویزیون لحاظ نکرده اند که می توانند سریال هم بسازند.

آنها اگر بخواهند این کار را انجام دهند، شاید با منع قانونی و ایراد اساسی اساسنامه مواجه شوند و قانون آنها را از انجام این کار منع کند، پس حتما باید یک بازنگری در قانون اتفاق بیفتد. اغلب این متولیان که بحث بودجه دولتی را همراه دارند، نمی توانند انتفاعی باشند، یعنی باز براساس اساسنامه نمی توانند از فروش آثار خود انتفاع مالی به دست بیاورند. باید این ماجرا را به بخش خصوصی واگذار کنند و کسانی هم که در بخش خصوصی تلاش می کنند، به نظر سن بالایی دارند، یعنی کمتر می بینیم یک پخش کننده جوان یا گروه جوان بخواهد فیلم یا سریالی را پخش کند. اگر جوان گرایی در پلت فرم های جدید یا VOD ها بچربد، اتفاقات مثبتی رخ می دهد.

دلایل اصلی اینکه تولید محتوای کودک در قالب هایی چون سینما، تلویزیون و VOD با بی توجهی مواجه می شود، این است که حوصله کافی برای این کار وجود ندارد و دوم آنکه شاید سینماگران نگران هستند که نتوانند از پس این کار بربیایند، درحالی که در چند وقت اخیر آثار خیلی سخیف هم طرفدار یافته و تماشاگران کودک ونوجوان خود را پیدا کرده؛ حتی تا این اندازه که برخی از دوستانی که رسانه های تصویری دارند، بخش هایی از کارتون را با هم تلفیق می کنند و موسیقی می گذارند و به انیمیشن دیگری تبدیل می کنند که وجود خارجی ندارد و بسیار پرطرفدار می شود و تماشاگران کودک ونوجوان هر هفته در سوپرمارکت ها دنبال این هستند که آن را بخرند.

هدف از گفتن این موضوع این است که ما هنوز در مرحله آزمون و خطا هستیم، چون کسانی که می خواهند این کار را انجام دهند هنوز به این نتیجه نرسیده اند که حوزه کودک ونوجوان، جدا از بحث فرهنگی، بستری برای انتفاع مالی هم هست. مساله دیگر این است که جوانان را کمتر به بازی و فعالیت در این عرصه می گیرند. کمتر اعتماد می کنند که تولید یک سریال 26 قسمتی را به جوانی بدهند که هیچ سابقه درخشانی در ساخت فیلم کودک ونوجوان ندارد و شاید بتواند این کار را هم انجام دهد. از نظر من، در همین شرایط قرنطینه و کرونا تولیدات این ژانر کم کم شروع خواهد شد و باید دید که چه چیزی پیش می آید.

تابه حال بیشتر تلویزیون و سینما برای توزیع فیلم و سریال فعال بودند و همان طور که بیان کردید VOD ها خیلی نوپا هستند. وقتی به یک سری از فعالان سینما گفته می شود که چرا فیلم های سینمایی در ژانر کودک ونوجوان ساخته نمی شوند، بحث عدم تخصیص سالن را مطرح می کنند و وقتی می گوییم چرا در تلویزیون فیلم و سریال ساخته نمی شود، دو موضوع سانسور و بودجه را مطرح می کنند. آیا VOD هایی که در حال حاضر جوانان واردش شده اند و اتفاقات خوبی را رقم می زنند، می توانند امکان مناسبی برای اکران دیجیتال آثار کودک ونوجوان را فراهم کنند؟

با دل شیری که تهیه کننده فیلم خروج داشت، این تابو شکسته شد. ظاهراً می توانیم یک فیلم را روی اینترنت پخش کنیم، کما اینکه در دنیا پای همه فیلم ها به سالن نمی رسد و برخی در اینترنت پخش می شوند و به سود لازم هم دست می یابند. شاید اگر این اتفاق بیفتد، عقب نشینی مردم و تماشاگران از سالن ها رخ دهد و فیلم کم کیفیت که چهارتا شوخی رکیک نیز دارد و در چهار لوکیشن بازی شده باشد، دیگر قابل توجه مردم نباشد.

حالا و در چنین شرایطی، به عنوان فیلمساز اگر می خواهم فیلمم روی پرده برود، باید دنبال سوژه ای بروم که قابلیت دیدنش بر پرده سینما بیشتر از قابلیت پخش در گوشی همراه باشد. اتفاقی که در خارج از کشور هم رخ می دهد و هیچ کسی جنگ ستارگان را بر گوشی موبایل نگاه نمی کند، چراکه اصلا معنی ندارد و باید حتماً روی پرده عریض سینما تماشا شود.

شاید در آینده با این اتفاق مواجه شویم که سینما به نفع اینترنت کنار برود؛ یعنی در درازمدت اگر واقعاً فیلمسازان ایرانی خود و فعالیت هایشان را به روز نکنند، متاسفانه اینترنت در بحث دیجیتال گوی سبقت را از آنها خواهد ربود. با توجه به شناختی که از جوانان فعال سینمایی دارم، به نظرم این اتفاق نخواهد افتاد و ان شاءالله نیروهای تازه نفس وارد کار می شوند. متولی داشتن فیلم کودک ونوجوان، شرط لازم است اما کافی نیست. ما به عنوان فیلمساز و فیلمنامه نویس و تهیه کننده باید به سراغ سوژه ها و موضوعاتی برویم که کودکان ونوجوانان دهه 90 بتوانند آن را بپذیرند، نه اینکه از نوستالژی های قدیم خود فیلم بسازیم؛ بلکه باید خود را با موضوعات روز و سوژه های تازه به روز کنیم. کسانی که در جای جای مملکت بودجه می دهند و از سوی دولت متولی این آثار هستند، باید با خواسته های روز جامعه همراه شوند.

لینک خبر :‌ فرهیختگان
باید گفت که جریانی در کشور ما هست که سینما را قرق کرده است. جریانی که با یک سری کمدی های خیلی عامه پسند، سینما را تسخیر کرده و سرمایه داران و تهیه کنندگان به تولید این گونه آثار ترغیب شدند؛ چراکه برگشت سرمایه سریع تر، جدی تر و قطعی تر اتفاق می افتاد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

به گزارش فرهیختگان آنلاین ، متن مصاحبه نادره ترکمانی، عضو مرکز توسعه سینمای کودک و نوجوان در بنیاد سینمایی فارابی با فرهیختگان به این شرح است:

به نظر شما در ایام قرنطینه یعنی از زمانی که بحران کرونا وارد ایران شد و قرار شد تمام مردم در خانه ها قرنطینه شوند، تولیدات مناسبی داشتیم که بتوانیم اوقات فراغت فرزندان مان را پر کرده و آنها را مجبور کنیم که در خانه بمانند؟

تقریبا سه ماهی از ورود بحران کرونا در ایران می گذرد؛ اما نمی دانم تلویزیون برای کودک ونوجوان چه برنامه ای را در نظر گرفته که متفاوت باشد و بتواند ایام مفرح، جذاب، تاثیرگذار و آموزش دهنده ای را برایشان در خانه فراهم کند. سینما هم به دلیل شرایط کرونا تعطیل شده و همکاران من همانند هرسال درصدد تولید آثاری در سینمای کودک ونوجوان هستند ولی متاسفانه به دلیل تعطیلی سینماها به طور کلی ارتباط مقوله سینما با کودکان ونوجوانان قطع شده، مگر اینکه آثاری که ازطریق VOD منتشر می شوند را دراختیار کودک ونوجوان قرار بدهند؛ اما فکر می کنم یکی از قالب هایی که رسالت جدی تری در تولید محتوای کودک ونوجوان برای این ایام دارد، صداوسیما است.

اتفاقی که باید در ایام کرونا می افتاد، تغییر نگرش نسبت به تولید فیلم و سریال ژانر کودک ونوجوان ازطریق تلویزیون بود؛ یعنی رسانه ملی باید با یک نگاه بازتر، شفاف تر، ملایم تر و دوستانه تر عمل کند. نگاه خصمانه، کنترل گرانه و سانسوری به سینما که این روزها شاهد آن هستیم را کنار بگذارد و آثار سینمای کودک ونوجوان را با دست همکاری، همیاری و همسویی برای شاد کردن بچه ها جذب یا خریداری کند یا به هر نحوی از طریق این رسانه برای مردم نمایش دهد.

اگر تلویزیون سیاست خاص و مشخصی را برای جذب آثار سینمایی تولید شده در طول این چندین سال در پیش بگیرد و بتواند آثاری که در طول این سال ها برای کودک ونوجوانان ساخته شده، جذب و خریداری کند و نمایش دهد، نشان دهنده تغییر نگرش در صداوسیما است. در طول این مدت که تلویزیون به خاطر شرایط کرونا برنامه هایی را تنظیم می کند، غیر از اطلاع رسانی برای کرونا و تاکید روی مؤلفه هایی که از فشار عصبی و روحی خانواده ها کم می کند، باید به بچه ها هم توجه کند. باید آموزش بدهیم که بچه ها درس بخوانند و تفریح خود را داشته باشند. کسانی که در این عرصه فعالیت می کنند، به طرق مختلف تلاش می کنند تا بچه ها فشار روحی زیادی را تحمل نکنند و در این مورد، صداوسیما بیشترین وظیفه را برعهده دارد. صداوسیما باید با شیوع جریان کرونا با تدبیر، برای نمایش آثاری که شیرین، مفرح و تاثیرگذار است، برنامه داشته باشد تا اوقات فراغت کودکان را به درستی پر کند.

برنامه های پخش شده از تلویزیون هیچ کدام برای بچه ها مناسب نبوده و مخاطبان هیچ یک از برنامه ها کودک ونوجوان نیستند. تولیدات زیادی از آثار کودک ونوجوان در اشکال متعدد و با اهداف مختلف وجود دارد که می توانند کودکان و نوجوانان را سرگرم کنند؛ اما چرا صداوسیما به سمت خریداری این آثار نمی رود و دست وفاق به سمت سینماگران کودک دراز نمی کند؟ این امر، موجب می شود تولید محتوای مناسبی در رسانه ملی نداشته باشیم و این ظلم به تمام بچه های امروز ما و نوجوانان و جوانان آینده ما خواهد بود.

در تمام این سال ها نقدهای زیادی به تلویزیون و سینما و نسبت شان به تولید آثار کودک ونوجوان وارد شده است. این روزها نیز با پدیده ای چون VOD ها طرف هستیم. فکر می کنید امکان VOD برای اکران دیجیتال آثار کودک ونوجوان مناسب است یا خیر؟

عرضه محتوا در ژانر کودک ونوجوان در سه قالب است که یکی از آنها، سینما است، دیگری شبکه نمایش خانگی که می تواند تولیدات سریال های خانگی و تله فیلم های مناسب کودک ونوجوان را در دل خود جای دهد و دیگری هم تلویزیون است که می تواند هر دو گونه را اعم از آثار سینمایی، سریال و تله فیلم های مناسب کودکان و نوجوانان داشته باشد. این چندگانگی در تلویزیون نمود بیشتری دارد. از نظر من، VOD فرصت و امکان بسیار خوبی برای معرفی آثار سینمای کودک ونوجوان به مخاطبان است.

VOD ها می توانند ارائه دهنده آثار ویژه مخاطبان در گروه های سنی متعدد باشند، به ویژه در شرایطی چون کرونا که قرنطینه هستیم و برای رفتن به سالن سینما محدودیت وجود دارد. اصولاً VOD در این شرایط می تواند جریان سازی کند؛ چراکه تمایل خانواده ها به تماشای فیلم بیش از کتاب خواندن است و افراد وقت خود را با تماشای آثار سینمایی و سریال هایی از همین VOD ها پر کرده اند. VOD ها خیلی خوب می توانند در شرایط کرونا یا حتی شرایط عادی جامعه کمک کننده و تاثیرگذار باشند و این شرایط نیز فرصت خوبی برای بروز فعالیت این پدیده نوظهور است تا بتواند آثاری را برای مخاطبان کودک ونوجوان که حدود 13 میلیون نفر از جامعه را در بر می گیرند، نمایش دهند.

آیا خود VOD ها هم می توانند نقش تولید محتوا در ژانر کودک ونوجوان داشته باشند؟

البته که باید به این سمت بروند. توصیه من به VOD ها هم این است که به تولید محتوای فیلم و سریال در ژانر کودک ونوجوان توجه ویژه ای داشته باشند و اگر براساس نیازسنجی از مخاطب، فعالیت کنند، قطعا با استقبال و بازگشت سرمایه و البته ارائه یک کار فرهنگی آبرومند مواجه خواهند شد.

اتفاقاً کرونا موجب شد تا تجربیات جدیدی در عرصه ارائه فیلم ایجاد شود. یکی از آنها اکران اینترنتی فیلم خروج بود که برای عوامل و سرمایه گذار فیلم هم سودمند بود و مخاطب هم از تماشای اثر لذت برد. این فعالیت می تواند تبدیل به یک جریان ادامه دار شود و در آینده شاهد اکران اینترنتی آثار بیشتری باشیم. از نظر من، با توجه به سخت شدن مسیر تولید در ایام کرونا و فیلمبرداری در لوکیشن های متعدد، چه بسا امکان دارد که بتوانیم تولیدات انیمیشنی مناسبی در قالب VODداشته باشیم؛ چراکه امکان تولید، به ویژه در ژانر کودک ونوجوان، بسیار مهیا و آسان است و می تواند تولیدات کم خطر و بهداشتی را در پی داشته باشد.

در بررسی ریشه ای تر، چرا اهالی سینما و تلویزیون کمتر به ژانر کودک ونوجوان توجه می کنند؟ درصورتی که در خارج از ایران چرخه اصلی سینما را ژانر کودک ونوجوان می چرخاند و بیشترین سود را همین ژانر به همراه دارد.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سالیان پیش در عرصه سینمای کودک ونوجوان فعال بود اما الان چندین سال است فعالیت چندانی ندارد و اخیراً در یکی دو فیلم مشارکت کرد. بنیاد فارابی که بخش کودک دارد یکی از متولیان اصلی حمایت از آثار سینمای کودک ونوجوان است. تقریباً می توان گفت 80 درصد آثاری که در طول این سال ها تولید شده، به نحوی حمایت بنیاد فارابی در بخش کودک را داشته است؛ اینکه چرا در سینما این رغبت برای سرمایه گذاران و فیلمسازان کمتر است، باید گفت که جریانی در کشور ما هست که سینما را قرق کرده است. جریانی که با یک سری کمدی های خیلی عامه پسند، سینما را تسخیر کرده و سرمایه داران و تهیه کنندگان به تولید این گونه آثار ترغیب شدند؛ چراکه برگشت سرمایه سریع تر، جدی تر و قطعی تر اتفاق می افتاد. این ترس از پرداختن به سینمای کودک باعث شد حتی سینمادارانی که به ستاره های فیلم ها توجه می کردند، رغبتی به اکران آثار کودک که در آنها ستاره های بازیگری حضور داشتند هم پیدا نکنند، درصورتی که در تولید فیلم و سریال برای این ژانر نیازی به چهره های شناخته شده نیست.

پخش کننده هم همین طور است و این یک نوع شکست سرمایه برای سرمایه گذاران به وجود خواهد آورد که همگی موجب شده سینمای کودک ونوجوان مورد اقبال قرار نگیرد. درحالی که آثاری را نیز در این نوع ژانر شاهد بودیم که توانسته اند فتح گیشه کنند؛ مثلا مدرسه موش ها و کلاه قرمزی . این آثار در دوران خود و سال هایی که روی اکران بودند توانستند رکورد بشکنند. اگر مروری به فروش آثار در سال های متعدد داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که سینمای کودک، در گذشته نه چندان دور ما، بارها توانسته رکوردشکنی کند اما مسائل ذکر شده، میان تهیه کنندگان، سینماداران، سرمایه گذاران و پخش کنندگان فیلم ترس و واهمه ایجاد می کند.

از نظر من، باید در هر شرایطی از تمام گونه های سینما به ویژه ژانر کودک ونوجوان حمایت شود؛ چراکه کار کردن در این حوزه یک حرکت فرهنگی و جریان ساز است و ما در آینده با کودکان و نوجوانانی مواجه هستیم که آینده مملکت را می سازند؛ به همین دلیل، متمرکز شدن بر شیوه های تولید، پخش، ارائه، اکران روی پرده های سینما، نمایش آثار در تلویزیون، خریداری و یا سرمایه گذاری VODها در این عرصه می تواند جریان جدی فرهنگی ایجاد کند و سرمایه گذاری مثبتی برای فرزندان این مملکت خواهد بود.

از نظر شما چرا تولید فیلم و سریال در ژانر کودک ونوجوان به گونه ای نیست که کودکان با خانواده به تماشای آن بنشینند؟

به طور کلی اگر فیلمی در حوزه سینمای کودک ونوجوان ساخته می شود، می تواند فیلم خانوادگی باشد. اگر تولید فیلم برای کودکان و نوجوانان و خانواده تحت عنوان فیلم خانوادگی انجام شود، خانواده در کنار فرزندان از دیدن فیلم بر پرده سینما لذت می برند؛ اما اگر فیلم صرفا ویژه کودکان باشد و دیگر اعضای خانواده نتوانند به تماشای اثر بنشینند، شکست سرمایه را به دنبال داشته و یک آسیب جدی در تولید فیلم و سریال ژانر کودک ونوجوان است.
در مرکز توسعه سینمای کودک ونوجوان (از نهادهای وابسته به بنیاد فارابی که سال 1397 تاسیس شد) تمرکز ما بر این است که تولید فیلم کودک ونوجوان صرفا یک فیلم اختصاصی برای کودک و یا بزرگسال نباشد؛ بلکه تمام خانواده را سرگرم کند و اگر به این درجه از تولید فیلم برسیم، از لحاظ تجاری نیز به سود رسیده ایم.

لینک خبر :‌ فرهیختگان
بلیت سینما ماشین برای اکران فیلم خروج برای هر خودرو 40 هزار تومان اعلام شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ سایت های دیگر : مجله بوبینا میزان سلام نو جهان نیوز افکار نیوز

صراط:

سینما ماشین (تماشای فیلم روی پرده سینما از داخل خودرو) از جمعه 12 اردیبهشت به مدت یک هفته در دو سانس 21 و 23:30 در پارکینگ شماره 3 برج میلاد تهران برگزار خواهد شد.

بلیت فروشی از صبح امروز در سایت سینماتیکت آغاز شده و برای هر خودرو یک بلیت لازم است.

نمایش فیلم فقط برای سرنشینان جلو امکان پذیر است و سرنشینان عقب امکان تماشای مناسب فیلم را ندارند. ماشین های شاسی بلند باید از جایگاه های عقب تر استفاده کنند. داشتن رادیو برای خودروها (جهت شنیدن صدای فیلم) ضروری است.

از ورود موتور، ون، وانت و مینی بوس جلوگیری خواهد شد.

در صورت بارندگی شدید، سانس لغو خواهد شد و بلیط شب دیگری در اختیار قرار خواهد گرفت.

درب های محوطه نمایش فیلم از نیم ساعت قبل از شروع سانس باز خواهند شد.

برای خرید بلیت به این لینک مراجعه کنید:

https://cinematicket.org/Film/Detail/?fid=8505&fileid=4844&t=%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC

لینک خبر :‌ صراط نیوز
پدیده سینما ماشین که پنج دهه قبل در ایران تجربه شد، حالا بار دیگر به خاطر شیوع کرونا و تعطیلی سینماها قرار است با خروج ابراهیم حاتمی کیا به کشور بازگردد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

خبرگزاری شبستان - سرویس فرهنگی- محمد پورعلم : پیدایی کرونا در چین و شیوع سریع آن درسایر نقاط دنیا، به یکباره جامعه جهانی را شگفت زده کرد. در ابتدا هیچ تحلیل گری تصور نمی کرد این ویروس تا این اندازه میهمان جهان بماند، اما حالا که چند ماه از همه گیری کرونا می گذرد، افزایش تعداد مبتلایان و مرگ و میر ناشی از آن، همگان را متقاعد کرده که این بیماری به زودی از جهان رخت برنمی بندد.

جهانی که برای این گونه چالش ها آماده نبود، در ابتدا واکنش های شتاب زده از خود نشان داد اما آرام آرام همه مسئولان و مردم کشورهای مختلف پذیرفتند که با عصبانیت نمی توان کرونا را شکست داد بلکه باید در مقابل آن حساب شده عمل کرد. قرنطینه مردم در شهرها و خانه هایشان یکی از نخستین راهکارهای مقابله با کرونا تشخیص داده شد و بسیاری کشورها با وجود چالش های پیش رو، به آن تن دادند. مردمی که پیش از این، ساعات بسیاری از روز و شب خود را به همراه دیگران در مجامع عمومی می گذراندند حالا روزها و هفته ها در خانه مانده بودند. در این میان بود که آمار افسردگی و اختلافات خانوادگی رو به فزونی گذاشت و به چالش های اقتصادی ناشی از کرونا افزود. مردمی که در ابتدای قرنطینه نگران درآمد و کسب و کار خود بودند، در روزهای پس از آن باید فکری به حال روح و روان خود و خانواده شان می کردند. کودکان بیش از همه در معرض آسیب بودند و هشدارهای فراوانی در این زمینه مطرح شد.

اکنون هفته ها از شیوع کرونا می گذرد اما انگار خبری از خلاصی جهان از کرونا نیست. دیگر نمی توان به راه حل های دم دستی و دست و پا شکسته موجود اتکا کرد. آشپزی در خانه، بازی در خانه، مطالعه در خانه و ... . راه حل های موجود کافی نیست؛ به همین خاطر کم کم افرادی پیدا شده اند که ذهن خود را از ساختارهای موجود فراتر می برند و کوشیدند به گونه ای دیگر بیاندیشند. مثلا عده ای تلاش می کنند ارتباطات مجازی را از احوال پرسی روزانه فراتر ببرند و اهدافی سودمند چون آموزش مجازی را پیگیری کنند.

اما در این میان افرادی هم هستند که به سراغ تجربیات گذشته بشری رفته اند تا شاید بتوان از دل آن ها راه حل هایی خلاقانه برای امروز یافت. شاید باورکردنی نباشد اما یکی از این راه حل ها، فعالیت دوباره سینماهای ماشینی است. سینماهایی که در دهه های گذشته به گونه ای متفاوت فیلم نمایش می دادند. در واقع درایو-این-سینماه ا فضاهایی بزرگ و معمولا روباز بودند که مردم ماشین های خود را مقابل پرده ای وسیع پارک می کردند و از داخل ماشین هایشان به تماشای فیلم می نشستند.

پدیده سینمای ماشینی برای نخستین بار در سال های دهه سی در آمریکا ظهور کرد و آرام آرام در کشورهای دیگر هم دیده شد. در آن زمان سینماها همچون امروز از امکان تهویه مطبوع و صندلی های راحت و مناسب بهره مند نبودند به همین خاطر ایده سینمای ماشینی می توانست مخصوصا برای خانواده های دارای فرزند کوچک مناسب باشد. کودکان می توانستند خوراکی های خود را در ماشین بخورند و سر و صدایشان دیگر سایر تماشاگران را آزار نمی داد.

سینمای ماشینی اما در سال های پیش از انقلاب در کشور ما هم تجربه شد. سینما ماشین تهرانپارس و ونک دو مجموعه ای بودند که در تهران برای این منظور تجهیز شدند. به خصوص مجموعه ونک که در سال 1348 افتتاح شد، امکاناتی هیجان انگیز داشت و از تکنولوژی های روز دنیا بهره می برد. به طور مثال در این مجموعه تمهیدی اندیشیده شده بود تا هر ماشین از سیستم گرمایش مرکزی مجموعه استفاده کند تا در فصل های سرد، مشکلی برای نمایش فیلم نباشد. از سوی دیگر برای دریافت صدای باکیفیت، به هر ماشین یک بلندگو اختصاص داده می شد. همچنین فضاهایی برای صرف غدا طراحی شده بود که از داخل آن ها نیز می شد فیلم را تماشا کرد.

همان گونه که گفته شد، ایده سینمای ماشینی از دهه سی شکل گرفت و در دهه های پنجاه و شصت به اوج خود رسید. در آن زمان دیگر بسیاری کشورها چنین فضاهایی برای نمایش فیلم داشتند. اما این شیوه اکران فیلم در سال های پس از آن دیگر جذابیت سابق را نداشت؛ چرا که با همه امکاناتی که داشت بازهم برای نمایش فیلم های جدی و پرجزییات مناسب نبود. در آن سال ها تمرکز اندک بینندگان نسبت به فیلم موجب شده بود تنها فیلم های سرگرم کننده و کمدی در درایو این سینماها به نمایش دربیاید. از سوی دیگر سینماها هم کم کم صاحب امکانات رفاهی مناسب تر می شدند و مخاطبان بیشتری را به خود جلب می کردند. همین شد که در سال های دهه هفتاد و هشتاد بسیاری از سینما ماشین ها تعطیل شدند. برخی تغییر کاربری دادند و برخی به فضاهایی کنار افتاده و بی مصرف بدل شدند.

حالا اما کرونا و تعطیلی سینماها بار دیگر دست اندرکاران سینما را به این فکر انداخته که بار دیگر به سراغ این امکان قدیمی بروند و سینما ماشین ها را احیا کنند. چنان که هالیوود ریپورتر گزارش داده در هفته های اخیر کشورهایی چون آلمان و کره جنوبی چنین تجربه ای را بازسازی کرده اند.

در ایران هم مجموعه سینماتیکت که پیش از این مرجع فروش بلیط سینماها بوده به فکر افتاده تا چنین امکانی را برای علاقه مندان به سینما فراهم کند. از این رو به عنوان نخستین تجربه قرار است خروج ابراهیم حاتمی کیا در یکی از پارکینگ های برج میلاد به صورت سینما ماشین اکران شود. خروج که پیش از این نخستین فیلم ایرانی بود که اکران اینترنتی شد حالا نخستین فیلمی است که پس از پنج دهه برای ماشین ها اکران می شود. قراراست ساخته ابراهیم حاتمی کیا از فردا جمعه 12 اردیبهشت ماه در دو سانس و به مدت یک هفتهددر پارکینگ شماره سه برج میلاد به نمایش درآید.

باید منتظر ماند و دید تجربه دوباره سینما ماشین در ایران از چه کیفیتی برخوردار است و چه میزان مخاطب از آن استقبال می کنند؟

پایان پیام/ 14

لینک خبر :‌ خبرگزاری شبستان
سینما پرس: محمدحسین فرحبخش: اکران آنلاین فیلم ها که با خروج شروع شد، طرح خوبی است اما اگر جا بیفتد. البته که خود ما باید آن را جا بیندازیم و فعلا باید دید می توانیم موفق شویم یا خیر.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ سایت های دیگر : برترین ها هارپی

به گزارش سینماپرس ، محمدحسین فرحبخش کارگردان و تهیه کننده سینما درباره طرح اکران آنلاین فیلم های سینمایی که فعلا با استقبال روبرو شده است، به صبا گفت: اکران آنلاین فیلم ها که با خروج شروع شد، طرح خوبی است اما اگر جا بیفتد. البته که خود ما باید آن را جا بیندازیم و فعلا باید دید می توانیم موفق شویم یا خیر.
اکران آنلاین اگر بین فیلمسازان و مخاطبان جای خود را پیدا کند، قطعا خیلی از فیلم ها از این طریق می توانند به نمایش درآیند و همچنین اکران روی پرده نیز خلوت تر می شود. الان سینماها بسته است اما این طرح می تواند کنار سینما باشد بنابراین به ویژه در دوران کرونا که بسیاری از مردم در خانه نشسته اند و کمتر سرکار می روند اتفاقا می تواند خیلی موفق شکل گیرد

لینک خبر :‌ سینما پرس
استقبال از اکران سینما ماشین فیلم خروج به گونه ای است که ظرفیت سانس اول تمام شده و نود درصد بلیت های سانس دوم به پایان رسیده است.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

استقبال از اکران سینما ماشین فیلم خروج به گونه ای است که ظرفیت سانس اول تمام شده و نود درصد بلیت های سانس دوم به پایان رسیده است.

در حالی که چند ساعت از فروش بلیت فیلم سینمایی خروج ساخته ابراهیم حاتمی کیا در سینماماشین گذشته است با استقبال مردم سانس های روز جمعه پر شد. به طوری که بلیت های سانس اول در ساعت 21:30 به طور کامل به فروش رفته و بیش از نود درصد از بلیت های سانس دوم در ساعت 11:30 نیز فروخته شده است.

سینماماشین از روز جمعه 12 اردیبهشت ماه کار خود را با نمایش فیلم سینمایی خروج در پارکینگ شماره 3 برج میلاد آغاز خواهد کرد.

طرح سینماماشین با مشارکت سازمان هنری رسانه ای اوج و مؤسسه سینمایی نورتابان و با حمایت شرکت نفت بهران برگزار می شود قواعد زیر برای میزبانی از علاقمندان تعیین شده است؛

1- هر جایگاه متعلق به یک خودرو است و قیمت بلیت برای هر خودرو 40 هزار تومان است.

2- نمایش فیلم فقط برای سرنشینان جلو امکان پذیر است و سرنشینان عقب امکان تماشای مناسب فیلم را ندارند.

3- در صورت بارندگی شدید، سانس لغو خواهد شد و بلیط شب دیگری در اختیار قرار خواهد گرفت.

4- ماشین های شاسی بلند در جایگاه های عقب تر مستقر خواهند شد.

5- از ورود موتور، ون، وانت و مینی بوس جلوگیری خواهد شد.

6- درب های محوطه نمایش فیلم از نیم ساعت قبل از شروع سانس باز خواهند شد.

7- داشتن رادیو برای خودروها ضروری است.

این طرح تحت مجوز و با موافقت ستاد ملی مقابله با بیماری کرونا انجام می شود.

بلیت فیلم سینمایی خروج در سینما ماشین در سایت سینما تیکت به فروش می رسد.

لینک کوتاه کپی لینک

لینک خبر :‌ انتخاب
جزییات بیشتری از طرح اکران سینما ماشین فیلم خروج که با استقبال روبرو بوده، منتشر شد.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی فیلم، ظرفیت اولین سانس اکران این فیلم در ساعت 21 روز جمعه پر شدن و سانس 23:30 نیز در حال تکمیل شدن است.

سینماماشین از روز جمعه 12 اردیبهشت کار خود را با نمایش فیلم سینمایی خروج در پارکینک شماره 3 برج میلاد آغاز خواهد کرد.

این طرح با مشارکت سازمان هنری رسانه ای اوج و موسسه سینمایی نورتابان و با حمایت شرکت نفت بهران برگزار خواهد شد. خریداران بلیت این فیلم در جریان باشند که:

1- هر جایگاه متعلق به یک خودرو است.
2- قیمت بلیت برای هر خودرو 40 هزار تومان است.
2- نمایش فیلم فقط برای سرنشینان جلو امکانپذیر است و سرنشینان عقب امکان تماشای مناسب فیلم را ندارند.
3- در صورت بارندگی شدید، سانس لغو خواهد شد و بلیت شب دیگری در اختیار قرار خواهد گرفت.
4- ماشین های شاسی بلند در جایگاه های عقب تر مستقر خواهند شد.
5- از ورود موتورسیکلت، ون، وانت و مینی بوس جلوگیری خواهد شد.
6- درهای محوطه نمایش فیلم از نیم ساعت قبل از شروع سانس باز خواهند شد.
7- داشتن رادیو برای خودروها ضروری است.

این طرح تحت مجوز و با موافقت ستاد ملی مقابله با بیماری کرونا انجام می شود.

بلیت فیلم سینمایی خروج در سینما ماشین در سایت سینما تیکت به فروش می رسد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

سلام نو - سرویس فرهنگ و هنر: رامین راستاد که در سال گذشته سریال وارش به کارگردانی احمد کاوری و فیلم سینمایی مشت آخر به کارگردانی مهدی فخیم زاده از وی پخش شد، در خصوص فعالیت های اخیرش گفت : این تعطیلات ناخواسته به دلیل شیوع ویروس کرونا موجب شد که به آرشیو نوشته های خودم رجوع کنم و انشالله در تلاش هستم که امسال یک نمایشنامه ای را برای اجرا بر روی صحنه ببرم و در این خصوص با تعدادی از دوستان بازیگر نیز صحبت شده است که انشالله پس از بهبود شرایط مقدمات این نمایش را فراهم خواهیم آورد.

وی در همین راستا افزود : تمایل دارم در سال جدید یک فیلم سینمایی را نیز برای اکران در گروه هنر و تجربه جلوی دوربین ببرم، البته در این زمینه نیز با دوستان صحبت شده است ولی ابتدای امر همه چیز بستگی به بهبود اوضاع جامعه دارد.

بازیگر سریال زیر تیغ در خصوص فیلم سینمایی مشت آخر اذعان کرد : طبق صحبت هایی که آقای فخیم زاده با بنده انجام دادند، گویا در زمان نگارش فیلمنامه مشت آخر ، برای نقش هرمز به بنده فکر می کردند و بر اساس کاراکتری که از بنده می شناختند این نقش را در فیلمنامه نوشته اند.

بیشتر بخوانید :
مصاحبه پیشین سلام نو با رامین راستاد
حواشی پیش آمده برای سریال وارش خنده دار بود / مسئولین استان گیلان به فکر سواحل دریای خزر و مرداب انزلی باشند
در سال های اخیر تلویزیون ریزش مخاطب داشته است / بخشی از مردم با تلویزیون قهر کرده اند

رامین راستاد در ادامه در خصوص تجربه همکاری با مهدی فخیم زاده اظهار کرد : در فیلم سینمایی مشت آخر مجدد این شانس به بنده رو کرد که برای دومین بار پس از گذشت 5 سال از پخش سریال فوق سری به کارگردانی مهدی فخیم زاده و تهیه کنندگی حبیب الله کاسه ساز با مهدی فخیم زاده همکاری کنم.

وی در همین راستا ادامه داد : همکاری با مهدی فخیم زاده تجربه عجیبی است، زیرا ایشان به لحاظ کارگردانی و ارتباطی که با دیگر عوامل فیلم دارند، خیلی خوب کار خود را می شناسند و تجربه کار با او یک عالم دیگری محسوب می شود و از این حیث بنده این خوش شانسی را داشته ام که با ایشان دو بار همکاری داشته باشم.

بازیگر فیلم سینمایی مشت آخر در خصوص استقبال مخاطبین از این فیلم سینمایی اظهار کرد : متاسفانه استقبال خوبی از این فیلم نشد و طبق اخباری که شنیده ام، فیلم مشت آخر با اکران سیصد یا چهارصد میلیونی در گیشه مواجه شد و طبق فروش این روزهای سینما، این مبلغ بسیار مبلغ پایینی است.

وی در همین راستا افزود : من هیچ اطلاعی از سیاست های قسمت پخش فیلم ندارم، اما فیلم مشت آخر فیلمی نبود که با این رقم فروش به کار خود پایان دهد، شاید در پخش و تبلیغات کار کوتاهی صورت گرفته است، اما مطمئناً این فیلم باید خیلی بیش از این مبلغ در سینماها می فروخت، البته این فیلم در شبکه نمایش خانگی و آنلاین فروش خوبی داشت و گویا در این مدیوم بیشتر فیلم دیده شد و نسبت به اکران موفق تر بود.

بازیگر فیلم سینمایی آزادی به قید و شرط در خصوص اکران فیلم و تئاترهای آنلاین پیش از اکران در سینما ها، همانند فیلم خروج اظهار کرد: باید زمان بگذرد و فیلم هایی زیادی در این عرصه اکران شوند تا بتوان قضاوت درستی از این نوع اکران داشت، اما اینکه فیلم سینمایی خروج به صورت آنلاین 2 میلیارد فروش داشته است خبر بسیار خوبی است، اما این را باید در نظر بگیریم که نام ابراهیم حاتمی کیا که خود وزنه ای در سینما ایران محسوب می شود به عنوان کارگردان در تیتراژ فیلم در کنار استاد فرامرز قریبیان در فروش این فیلم بی تاثیر نبوده است.

وی در همین راستاد ادامه : البته امیدوارم که این ارقام واقعی باشد و برای تنها یک فیلم نباشد، یا به عنوان مثال فیلمی با خرید یکسری بلیط های ارگانی به این فروش دست نیابد، زیرا این مبلغ فروش واقعی فیلم نیست و فروش واقعی زمانی اتفاق می افتد که یک خانواده به صورت دلخواه یک مبلغی را پرداخت نمایند و به تماشای فیلم بنشینند، البته ناگفته نماند به نظر بنده بسیار حیف است که فیلم سینمایی را در تلویزیون ببینیم، به عقیده من فیلم سینمایی برای سینماست و باید در سینما دید و لذت برد.

بازیگر سریال معمای شاه در خصوص بیانیه کارگردانان مبنی بر تعطیلی فیلمبرداری ها در زمان شیوع ویروس کرونا هم اظهار کرد : این ویروس، ویروس خطرناکی است و بیماری مهلکی است و حضور 60 انسان در کنار یکدیگر و در فضای بسته کاری است که ریسکش بسیار بالاست و بنده با این بیانیه کانون کارگردانان مبنی بر تعطیلی فیلم ها موافق هستم زیرا سلامتی یک انسان از کل منفعتی که عاید یک فیلم می شود بسیار مهم تر است.

وی در ادامه پیرامون بازگشایی سینماها و اینکه آیا در این شرایط بازشدن مجدد سینماها به نفع سینما است، یا خیر تصریح کرد : پاسخ این سوال بسیار سخت و نیاز به کارشناسی دارد و جواب من در واقع نظر شخصی من است و مطمئناً نمی تواند جواب درست و کاملی باشد، اما به هرحال تجمع در این شرایط خطرناک و ریسک بالایی دارد و به عقیده بنده باید رعایت کرد و زمانی که خانه خدا بسته می شود، طبیعتاً بسته شدن سینما و مسجد آنقدر اهمیت ندارد.

رامین راستاد در پایان در خصوص کم کاری خود در سال 1398 خاطر نشان کرد : بله بنده در سال 1398 بسیار کم کار بودم و یک سریال و یک تله فیلم کار کردم، البته از این شرایط ناراضی نیستم و حتی امیدوارم شرایط به گونه ای شود که از سال 1398 هم کم کارتر شود و یا حداقل در فیلم هایی فعالیت کنم که علاقه قلبی به آنها داشته باشم، هرچند که سن بنده نیز به جایی رسیده است که باید کمی گزیده تر کار کنم.

لینک خبر :‌ سلام نو
غلامرضا موسوی با بیان اینکه اجباری برای بازکردنِ سینما ها نیست، گفت: با رعایت مفاد 15 ماده ای نکات بهداشتی می توان سینماها را بازگشایی کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر،

غلامرضا موسوی در گفتگو با "شهر فرنگ" در خصوص بازگشایی سینماهای ایران، گفت: سازمان سینمایی بعنوان متولی سینمای دولتی سینمای ایران باید برای هر اقدامی که انجام می دهد سناریویی داشته باشد.

تهیه کننده سینما با بیان اینکه هیچ اجباری برای بازگشایی سینما ها نیست، افزود: در صورتی که ستاد ملی مبارزه با کرونا و وزارت بهداشت اجازه بازگشایی به سینما داران را بدهد، معاونت سینما داران برنامه ریزی کرده اند تا با رعایت 15 شرط بهداشتی بتوانند سالن های سینما را باز کنند.

موسوی افزود: نمی خواهیم مانند سینما داران چین سینما ها را باز کنیم و دوباره مجبور به بستنِ آن کنیم.

او به هزینه های گزاف سینماداران در صورت باز شدنِ سینما اشاره کرد و افزود: می توان شرایطی در نظر گرفت که تماشاچیان با فاصله بیشتری به سینما بروند. صندلی های کنار هم فروخته نشود.

کد ویدیو
دانلود

فیلم اصلی

تهیه کننده سینما از فرهنگ بد سرقت فیلم گفت و افزود: با وجودی که احتمال "کپی رایت" فیلم در فضای مجازی وجود دارد بیشتر کارگردان ها با انتشار محصول خود در فضای مجازی موافقند.
او با اشاره به اجرای طرح "سینما خودرو" یا "سینما ماشین"برای کمک به اقتصاد سینماداران و صاحبان فیلم ها گفت: در آمد حاصل از اکران فیلم" خروج" ساخته "ابراهیم حاتمی کیا"در سایت های مختلف کمتر از اکران در سینما ها نیست.

سینما ماشین از فردا جمعه 12 اردیبهشت به مدت یک هفته در دو سانس 21 و 23:30 در پارکینگ شماره 3 برج میلاد تهران برگزار می شود.
موسوی گفت: هر کاری که بتواند در این شرایط کرونایی مردم را در منزل خوشحال و سرگرم کند مفید است.

محمدرضا لطفی کارگردان سینما در ارتباط اینترنتی با بیان اینکه "نفس ما به نفس سینما بند است"، گفت: مخالفت با بازگشایی سالن سینما به معنی مخالفت با سینما نیست. شرایط خاص امروز کشور، ما را مجبور کرده است که سینما و هر مکان تجمع جمعیتی را ببندیم.
لطفی گفت: ویروس کرونا با سناریوی ما پیش نمی رود و تابع ما نیست.

کد ویدیو
دانلود

فیلم اصلی

محمدرضا لطفی با بیان اینکه صنعت سینمای ایران 2 میلیون مخاطب دارد، گفت: باید عادت سینما رفتن را در مردم حفظ کرد.

او گفت: ما تمام فیلم های خارجی را دیدیم اما بابت آن پولی پرداخت نکردیم.

لینک خبر :‌ شبکه خبر
کسب و کار نیوز - مدیرعامل سایت فیلیمو و آپارات گفت: اکران آنلاین، نوزادی است که با فیلم سینمایی خروج اولین قدم هایش برداشته شد و ادامه خواهد یافت تا همه فیلمسازهایی که محروم از پرده نقره ای هستند یا تمایلی به اکران در سینما ندارند، بتوانند فیلم خود را با ساز و کار جدید در سینمای آنلاین اکران کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

کسب و کار نیوز - مدیرعامل سایت فیلیمو و آپارات گفت: اکران آنلاین، نوزادی است که با فیلم سینمایی خروج اولین قدم هایش برداشته شد و ادامه خواهد یافت تا همه فیلمسازهایی که محروم از پرده نقره ای هستند یا تمایلی به اکران در سینما ندارند، بتوانند فیلم خود را با ساز و کار جدید در سینمای آنلاین اکران کنند.

لینک خبر :‌ روزنامه کسب و کار
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲

فاش نیوز- از کلیه اعضای خانه سینما که تا کنون فرم ثبت نام در سامانه بانک اطلاعات اعضای خانه سینما را پر نکرده اند درخواست می گردد تا 13 اردیبهشت ماه اطلاعات خود را ثبت نمایند.

جهت ورود به سامانه بانک اطلاعات اعضای خانه سینما بر روی تصویر زیر کلیک نمایید.

* منبع: سایت خانه سینما

لینک خبر :‌ فاش نیوز
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲

علیرضا داوودنژاد کارگردان سینما در گفت و گو با خبرنگار سینما رکنا، درباره اکران فیلم ها به صورت آنلاین، سودها و ضررهایش اظهار داشت: اکران آنلاین به طور مسلم مورد استقبال مخاطبان قرار می گیرد اما چند مشکل درمورد اکران آنلاین وجود دارد. اولین اشکال نبود اینترنت پرسرعت و کم هزینه سراسری برای احاد ملت است و دومین علت سرقت و قاچاق فیلم هایی که به صورت آنلاین اکران می شوند و شبکه های ماهواره ای و سایت های اینترنتی این فیلم ها را سرقت می کنند و نمایش می دهند و سومین علت نبود یک پخش تخصصی برای فضای آن لاین است که بتواند با کمک مطبوعات و تبلیغات محیطی و تبلیغات تلویزیونی و تبلیغات در شبکه های مجازی فیلم ها را به صورت گسترده و اثر گذار معرفی و تبلیغ کند و آمار مخاطبان را در همه کشور به صورتی چشم گیر افزایش دهد.درچنین شرایطی مشخص است که فیلمسازانی که فیلم های با هزینه های بالا ساخته اند از این موضوع نگران هستند و می دانند اگر دزدی و سرقت نباشد و اینترنت نیز پرسرعت و کم هزینه باشد و در تمام نقاط ایران دسترسی مردم به آن راحت باشد وهمچنین با کمک شهرداری ها و شبکه های تلویزیونی فیلم ها معرفی و تبلیغ شوند قطعااکران آنلاین برای آن ها بسیار سودمند خواهد بود.

فضای امن برای اکران آنلاین فیلم ها وجود ندارد
وی در ادامه افزود: دلیل عدم استقبال فیلمسازان ما نبود امنیت کافی برای اکران فیلم ها به صورت آنلاین است. اگر اینترنت را در همه نقاط ایران به راحتی و با کمترین هزینه و بیشترین سرعت فراهم کنند؛ فضای اکران آنلاین را ایمن نگاه دارند و کار تخصصی پخش هم صورت بگیرد فیلمساز هم رغبت نشان می دهد تا فیلمش به صورت آنلاین در چنین شرایط بحران ویروس کرونا به دست مخاطبانش برسد.در این زمان اولویت سازمان سینمایی و وزارت ارشاد باید این باشد که با کمک اصناف به دنبال ایجاد شرایط لازم برای فضای پخش آثار باشد اما به نظر می رسد هیچ خبری نیست و کماکان اگر فضای آنلاین امنیت نداشته باشد و فیلم ها در انحصار نمایش فیلم ها در سالن هایی که الان بسته است بمانداین از نظر ارشاد به گونه ایست که گویا هیچ مشکلی نیست و یا شاید حتی فکر می کنند این خوب است و الویت آن ها چیزهایی است که ربط چندانی به وضع مبتلابه جاری و حل مسایل ناشی از آن ها ندارد.
داوودنژاد درباره اکران آنلاین فیلم ها در شرایط شیوع ویروس کرونا اظهار داشت: این بسیار واضح است که نمایش فیلم های ایرانی به صورت آنلاین می تواند هم در خانه نگهداشتن مردم بسیار موثر باشد و هم رونقی خارق العاده به بازار پسا کرونای تولید و توزیع فیلم های ایرانی بدهد. چنین فرصتی که با اکران فیلم خروج به صورت آنلاین توانست نشان دهد می تواند موفق باشد عجیب است که از سوی دولت و نهادهای صنفی با اصرار و پشت کار پیگیری نمی شود. چرا به دنبال ایجاد فضای ایمن برای اکران فیلم ها به صورت آنلاین نیستند؟ محصولات نمایشی به صورت vod می تواند چاره کار سینمای ما باشد اما مشکل امنیت نداشتن فضای اکران آنلاین و ضعف فناوری و فقدان پخش صحیح و تخصصی است. و این مشکلات را تا حدود زیادی دولت می تواند حل کند.
وی در پایان در خصوص اولین تجربه بازیگری خود بعد از سال ها کارگردانی سینما گفت: محمد کارت کارگردان فیلم شنای پروانه با من صحبت کرد و البته که من قصد نداشتم بازی کنم اما دلایلی که برای من آورد به نظرم قانع کننده آمد. او کارگردان با استعدادی است که به صورت حرفه ای می تواند در سینمای ایران به خوبی کار کند. کارت استدلال فنی دقیقی برای استفاده از من به عنوان بازیگر داشت باعث شد تا نقش را بپذیرم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

حوادث اختصاصی رکنا را اینجا بخوانید:

آیا این خبر مفید بود؟ 0 0 منبع خبر : رکنا

لینک خبر :‌ آمد خبر
سینماپرس: کارگردان مجموعه مستند پاژ با اشاره به اینکه ساخت قسمت پنجم این مجموعه به پایان رسید است تأکید کرد جای شاهنامه در سینما و تلویزیون خالی است.

به گزارش سینماپرس ، محمدعلی سجادی کارگردان و تهیه کننده سینما در گفتگو با مهر با اشاره به جدیدترین فعالیت های خود در حوزه سینما گفت: پیش از نوروز امسال قسمت پنجم مجموعه مستند پاژ را به پایان رساندم، این مجموعه درباره شاهنامه فردوسی است که هیچ کس به آن توجه چندانی ندارد.

وی با اشاره به اینکه قسمت پنجم این مجموعه به اسکندرنامه می پردازد و به زودی آماده نمایش می شود، توضیح داد: مجموعه پاژ مجموعه ای درباره فردوسی و شاهنامه است که به صورت مستند پژوهشی ساخته شده است، ما در ایران به مستندهایی این چنین بسیار نیاز داریم که متاسفانه تعداد کمی از این نوع فیلم ها ساخته شده است.

این کارگردان سینما بیان کرد: البته آثار مکتوب و صوتی درباره شاهنامه فردوسی زیاد داریم اما فیلم و یا مستند کمی در این مورد ساخته شده و در حوزه سینمایی و داستانی می توان گفت که تقریبا فیلمی در این باره ساخته نشده است.

وی با اشاره به اینکه 25 اردیبهشت ماه روز فردوسی است، تاکید کرد: سال گذشته در همین روزها بود که قسمت اول مجموعه پاژ که درباره چگونگی تدوین شاهنامه فردوسی بود در خانه هنرمندان به نمایش درآمد. قسمت دوم این مجموعه درباره بخش های مختلف شاهنامه است، قسمت سوم درباره سیاوش و قسمت چهارم درباره اسطوره بازگشت است، امیدوارم شرایط مناسبی فراهم شود تا بتوان این قسمت ها را نیز نمایش داد.

سجادی گفت: اینکه بدون چشمداشت مالی کاری را انجام دهیم و تنها خواسته مان این باشد که این فیلم را نمایش دهند اما شرایط مناسبی برای نمایش آن فراهم نمی شود، بسیار تلخ است.

وی تاکید کرد: بسیاری از نهادها و سازمان های مرتبط با سینما، برای تحقیق روی یک فیلمنامه که قرار است نوشته شود 200 میلیون تومان پول می دهند آن هم فیلمنامه ای که معلوم نیست نوشته و یا ساخته می شود یا نه. آن وقت یک فیلمساز مانند من با همان بودجه فیلمنامه می نویسد و آن را جلوی دوربین هم می برد.

این کارگردان سینما ادامه داد: البته تلویزیون می تواند رسانه خوبی برای نمایش فیلم هایی از این دست باشد، اما تلویزیون در حال حاضر تمایلی به پخش فیلم ها و برنامه های خاص ندارد. البته من چندان نگران نمایش این مستندها نیستم چرا که معتقدم تولید این مجموعه باید انجام می شد که شد.

وی توضیح داد: البته در حال حاضر اکران فیلم ها بستگی به شرایط موجود دارد و نمی توان اعلام کرد که چه زمانی فرصت نمایش فیلم ها به خصوص مستندهایی از این دست فراهم می شود.

سجادی در پایان درباره دیگر فعالیت های هنری خود گفت: همچنین با توجه به اینکه در قرنطینه خانگی هستیم، تعدادی نقاشی با موضوع کرونا کار کرده ام و هنوز هم مشغول آن هستم، همچنین سعی می کنم براساس شاهنامه یک یا دو کار را آماده کنم.

لینک خبر :‌ سینما پرس
حمیدرضا قطبی گفت: تنوع در سینما نیاز به نگاه و حمایت مسئولان و دست اندرکاران اصلی دارد که متاسفانه سال هاست اعمال نمی شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ سایت های دیگر : باشگاه خبرنگاران جوان مجله بوبینا روزنامه بانی فیلم

اعتمادآنلاین| حمیدرضا قطبی نویسنده و کارگردان سینما، در خصوص حمایت نکردن و نپرداختن به تولید فیلم های عاشقانه در سینما گفت: سینما این سال ها باید یکسویه عمل کند و به تولید برخی فیلم ها بپردازد.

از زمانی که بحث تولید فیلم های به اصطلاح اجتماعی به میان آمد و وجوه و دیگر ژانر های سینمایی کنار گذاشته شد؛ چنین اتفاقی رخ داد که این به عنوان معضلی بزرگ برای سینماست.

کارگردان فیلم جامه دران بیان کرد: این جریانی که راه افتاده جز دفع مخاطب و پایین کشیدن سطح سلیقه و پیشرفت سینما چیزی به دنبال نداشته است. چنانچه در سال های اخیر شاهد دفع مخاطب بودیم و این با ذات اصلی سینما مغایرت دارد.

قطبی عنوان کرد: وقتی فیلم هایی با ژانر های مختلف ساخته شود افراد متعددی با انگیزه ها و علایق متفاوت را جذب می کنیم و اینگونه است که سینما می تواند به جایگاه اصلی خود نزدیک شود.

او افزود: تنوع در سینما نیاز به نگاه و حمایت مسئولان و دست اندرکاران اصلی دارد که متاسفانه سال هاست اعمال نمی شود و به شخصه امیدی به تعویض رویکردشان ندارم و قطعا این نوع اعمال سلیقه و راهکار ها اصلا صحیح نیست. اتفاقا تغییر نگاه در بخش های مختلف هنر، قطعا سازنده خواهد بود و به رشد و تعالی کشورمان کمک خواهد کرد.

این کارگردان درباره آماده شدن نسخه نهایی فیلمنامه توران تور گفت: حدود دو ماه آینده نسخه نهایی آماده می شود.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

لینک خبر :‌ پایگاه خبری اعتماد
سازمان سینمایی اوج در یک توئیت از اصلاح عبارت اولین سینما ماشین کشور در پوستر فیلم خروج خبر داد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ سایت های دیگر : فرارو

شهرآرانیوز/ سازمان سینمایی اوج در توئیترش برای پوستر اکران فیلم خروج در قالب سینما ماشین اصلاحیه ای منتشر کرد:

اصلاحیه/ عبارت برای اولین بار در پوستر سینما ماشین به اشتباه درج شده است و در پوسترهای بعدی این طرح اصلاح خواهد شد. از اینکه این اشتباه را به دوستانتان در سازمان هنری رسانه ای اوج تذکر دادید، سپاسگزاریم.

بیشتر بخوانید: اولین سینما ماشین کشور در برج میلاد

در ایران قبل از انقلاب هم درایوین سینما یا سینما ماشین هایی وجود داشته است و در روزهای اخیر عبارت اولین سینماماشین کشور در پوستر فیلم خروج انتقادات زیادی در پی داشت.

بیشتر بخوانید: بازگشت به دوران طلایی سینما های روباز

لینک خبر :‌ شهرآٰرا نیوز
سینماپرس: سعید خانی تهیه کننده سینما از نقش فضای مجازی در افزایش اهمیت گرافیک در سینما گفت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ سایت های دیگر : مجله بوبینا باشگاه خبرنگاران جوان

به گزارش سینماپرس ، سعید خانی تهیه کننده و پخش کننده سینما در گفت و گو با خبرنگاران جوان، درباره نگاه فیلمسازان و سینماگران به طراحی پوسترهای سینمایی گفت: در سال های اخیر فضای مجازی و رسانه اجتماعی اهمیت گرافیک را برای تهیه کنندگان بیشتر کرده است، اما دلیل اصلی نگاه سطحی به بخش گرافیک به دلیل بودجه بسیار کمی است که برای تبلیغات مشخص می کنند. متاسفانه همیشه بخش تبلیغات تحت الشعاع مسائل دیگر قرار می گیرد.

وی افزود: در همه جای دنیا قبل از شروع فیلم، برای تبلیغات برنامه ریزی می کنند. باید در یک پروژه سینمایی عکاس حرفه ای داشته باشید. باید همزمان با آغاز فیلم، عکاس و گرافیست باهم در ارتباط بوده و پوستر و تبلیغات رسانه ای را طراحی کنند، اما بیشتر تهیه کنندگان ما به عکاس فیلم اهمیت نمی دهند.

این پخش کننده با بیان اینکه کیفیت پوسترها در سال های اخیر بهتر شده است، عنوان کرد: در این چند سال، جوان های با استعدادی در عرصه گرافیک سینما ظاهر شده و کار کردند. به نظرم کیفیت پوسترها می تواند بهتر هم شود. در دهه های 70 و 80 فقط سر بازیگر در پوستر بود در صورتی که در این چند سال اخیر ما برای هر فیلم 7 یا 8 پوستر طراحی می کنیم.

وی افزود: من به عنوان پخش کننده از گرافیست های حرفه ای که شرایط طراحی گرافیک برای سینما را می دانند برای پیوستن به این زنجیره و آغاز همکاری استقبال می کنم.

لینک خبر :‌ سینما پرس
از این پس داوری های جشن حافظ شامل اکران اینترنتی فیلم ها نیز می شود. فیلم هایی که فقط نمایش اینترنتی دارند و در سالن های سینما به نمایش درنمی آیند، داوری خواهند شد.

جشن حافظ با افزودن بندی به آیین نامه خود، از این پس در بخش سینمایی، فیلم هایی را هم که اکران آنلاین شده اند، داوری خواهد کرد.

به گزارش خبرآنلاین، در حالی که بخش سینمایی جشن حافظ به داوری فیلم های اکران شده در طی یک سال اختصاص داشت، با آغاز اکران آنلاین در سینمای ایران، این جشن تغییراتی در قوانینش لحاظ کرد.

امید معلم، دبیر جشن حافظ در این مورد گفت: امسال به دلیل شیوع ویروس کرونا و مسائل پیش آمده، ما نیز در جشن حافظ تصمیم گرفتیم که اکران آنلاین فیلم ها را در قوانین جشن لحاظ کنیم. از این پس داوری های جشن حافظ شامل اکران اینترنتی فیلم ها نیز می شود. فیلم هایی که فقط نمایش اینترنتی دارند و در سالن های سینما به نمایش درنمی آیند، داوری خواهند شد.

او ادامه داد: امیدواریم با افزودن این بند، آثار بیشتری را مورد بررسی و داوری در جشن حافظ قرار بدهیم. این بند شامل فیلم هایی با پروانه ساخت سینمایی خواهد شد که تا تاریخ مشخص شده از سوی جشن حافظ در سالن های سینما و یا به صورت اینترنتی نمایش داده شده اند. امیدواریم جشن حافظ از این طریق بتواند از این اتفاق تازه در سینمای ایران (اکران آنلاین)حمایت کند.

لینک خبر :‌ عصر ایران
ایرنا پلاس نوشت: احمد طالبی نژاد، منتقد سینما، با اشاره به صرف بودجه دولتی در پروژه های سفارشی، تاکید کرد در این فیلم ها، بازیگرانی که نهایتا دو یا سه ماه کار می کنند، رقم هایی را می گیرند که حیرت آور است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۲ سایت های دیگر : خبرگزاری جمهوری اسلامی آقای خبر سینما پرس

فیلم اقبال لاهوری ، مدت زمان زیادی است به عنوان یکی از پروژه های مشترک بین جمهوری اسلامی ایران و پاکستان مطرح است ؛ این برشی از صحبت های حبیب ایل بیگی قائم مقام و معاون فرهنگی و پژوهشی بنیاد سینمایی فارابی است.

اتفاقی خیلی عجیب و غریب نیست. طی سال های اخیر شاهد همکاری نهادها و ارگان های دولتی با سینماگران بوده ایم. سازمان هنری- رسانه ای اوج، حوزه هنری، بنیاد سینمایی فارابی و ... به عنوان سرمایه گذار در بسیاری از آثار بیگ پروداکشن (آثار پرهزینه و بزرگ) حضور داشته اند. همکاری که در اصطلاح عمومی به ساخت آثار سفارشی ختم می شود. این اتفاق باعث شده مرزبندی هایی بین کارگردانان، تهیه کنندگان و سینماگران صورت بگیرد و سینمای مستقل و وابسته به یکی از بحث ها و دغدغه های و جدی سینمایی تبدیل شود.

پول هایی وارد شد؛ وجه فرهنگی سینما آسیب دید

احمد طالبی نژاد،منتقد سینما درباره تاثیر همکاری سازمان ها و ارگان های دولتی بر روند فیلمسازی در سینما و آثار سینمایی به خبرنگار ایرناپلاس گفت: از دورانی که آقای ضرغامی معاونت سینمایی را به عهده داشت، یعنی سال های آخر ریاست جمهوری آقای هاشمی، پای نهادهای نظامی و امنیتی به اقتصاد سینما باز شد. یعنی به شکلی برای جلوگیری از بحران هایی که در آن زمان، همه جانبه سینما را در برگرفته بود، آقای ضرغامی که معاونت سینمایی را عهده دار بود، دست به دامن نهادهای نظامی و امنیتی شد و پول هایی را وارد کرد و اقتصاد سینما را به زعم خودش نجات داد. اما با این اتفاق وجه فرهنگی سینما خیلی آسیب دید. مثلا می بینیم که تقریبا دو سوم قهرمان های فیلم های آن دوران یا مامور امنیتی هستند یا فرمانده نظامی. فضایی به وجود آمد که سلامت اقتصاد سینمای ایران را دچار بحران کرد تا اینکه به امروز رسیدیم.

بخش خصوصی نداریم

طالبی نژاد معتقد است امروز به شکلی همه جانبه، نهادهای دولتی چه مستقیم چه غیر مستقیم در اقتصاد سینما دخالت می کنند، در واقع بخش خصوصی نداریم. اگر هم کسی ادعا می کند تهیه کننده بخش خصوصی است به هر حال از رانت های جای دیگری استفاده می کند. وی در ادامه نقدهایش افزود: واقعیت این است که همه این هزینه ها به نوعی پول های دولتی هستند. بعضی هایش پول های کثیف است یعنی سوء استفاده از اموال عمومی مردم است. مثلا بلایی که سر صندوق ذخیره فرهنگیان آمد که نباید هیچ وقت فراموش شود. من یک معلم بازنشسته هستم و فکر می کنم وظیفه همه معلم هاست که حداقل در این قضیه کوتاه نیایند و روشن شود که چقدر پول از این صندوق ذخیره برداشت شده و صرف فیلمسازی و سریال سازی و ... شده است و برنگشته . اگر برمی گشت می گفتیم سرمایه گذاری صورت گرفته است.

بودجه دولتی و عدم کنترل در ریخت و پاش دستمزدها

این منتقد با اعلام اینکه می توانم بگویم در حال حاضر 90 درصد تولیدات سینمای ایران به نوعی وابسته هستند ، درباره موفقیت فیلم های حمایت شده در اکران عمومی عنوان کرد: بعضی از فیلم ها مثل فیلم هایی که درباره شخصیت های مهم تاریخ معاصر یا گذشته است، مورد حمایت ویژه بنیاد سینمایی فارابی است. این حمایت ویژه به این معنی است که پولش را صد در صد می دهد و سعی می کنند که آثار با کیفیت بسازند. اگر چه اغلب این فیلم ها متاسفانه چندان از نظر اقتصادی موفق نبوده اند، البته چند اثر فروش خوبی داشته اند اما در کل از نظر اقتصادی خیلی موفق نبوده اند. مثلا فیلم غلامرضا تختی را که بهرام توکلی ساخت، به نظرم یکی از بهترین فیلم هایی است که درباره تاریخ معاصر ایران ساخته شده است، اما موفقیت اقتصادی زیادی به دست نیاورد.

طالبی نژاد با اشاره به صرف بودجه دولتی و دستمزدهای این پروژه ها گفت: گاهی شاهد هستید بازیگرانی که نهایتا دو یا سه ماه برای یک فیلم زحمت می کشند، رقم هایی را می گیرند که حیرت آور است. در حالی که کارگردان آن اثر کمتر از آنها می گیرد. فیلمنامه نویس ها هم در قیاس با سایر عوامل گویی مبلغی دریافت نمی کنند. یعنی قیمت فیلمنامه پایین ترین قیمت، در قیاس با سایر هزینه های تولید فیلم است.

کمک به سینما از طریق صنوف

طالبی نژاد درباره عملکرد نهادها در تولید فیلم ها و نقش صنوف سینمایی تصریح کرد: نکته ای که نباید فراموش کنیم این است که نهادهایی برای خود بخش فرهنگی درست کرده اند و این از اول انقلاب هم وجود داشته است. مثلا حوزه هنری به عنوان تولید کننده و نمایش دهنده، همان اوایل دهه شصت وارد عرصه شد و به صورت رقیب جدی وزارت ارشاد هم درآمد. در آن زمان حوزه هنری بیشترین تولید را داشت و بسیاری از سینماها را هم در اختیار گرفته بود. این اتفاق همینطور ادامه پیدا کرده است تا اینکه امروز به اوج و نهادهای دیگری که سرمایه گذاری می کنند و بهانه شان هم کار فرهنگی ست، رسیده است. در حالی که اگر اینها می خواهند به سینما کمکی بکنند یا وظیفه خودشان می دانند یا هر چیز دیگر، باید از طریق صنف های سینمایی این اتفاق صورت بگیرد. امروزه صنف های سینمایی کاملا در مقابل تحولات اقتصادی سینما فشل هستند، هیچ کارکردی ندارند که این باعث تاسف است.

5757

کد خبر 1383454

لینک خبر :‌ خبر آنلاین
منوچهر هادی که در یکی دو سال گذشته پرکارترین کارگردان سینمای ایران بود و این روزها سریال دل را در شبکه نمایش خانگی دارد، مهمان کافه خبر لایو خبرآنلاین بود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، منوچهر هادی با سه فیلم اجتماعی نام خودش را به عنوان یک کارگردان جوان در لیست کارگردان های سینمای ایران ثبت کرد. پس از آن اما او من سالوادور نیستم را ساخت که با بازی رضا عطاران و یکتا ناصر توانست عنوان پرفروش ترین فیلم سال 94 را از آن خود کند و بعد از این فیلم منوچهر هادی هر چه ساخت با استقبال مخاطب روبه رو شد. هرچند از طرف طیف مخاطب جدی تر سینمای ایران با انتقادات بسیاری روبه رو شد. منوچهر هادی که سال پیش با سریال عاشقانه بخت خود را در شبکه نمایش خانگی آزموده بود و بعد با رحمان1400 باز هم می رفت تا رکورد پرفروش ترین فیلم سال را بزند، در این روزها که به خاطر شیوع کرونا استقبال از وی اودی ها و سریال های نمایش خانگی بالا رفته، سریال دل را به مخاطب عرضه کرده و به گفته خودش سریالش در هر قسمت رکورد قسمت قبل خود را می شکند. این درحالی است که این سریال هم با انتقادات بسیاری روبه رو شده است. از ریتم کند تا انتخاب بازیگران سریال مواردی هستند که اغلب مخاطبان این سریال در شبکه های اجتماعی درباره اش می نویسند. در این گفت وگو که در قالب گفت وگوی لایو کافه خبر انجام شد سعی کردیم بخش زیادی از این انتقادات را با منوچهر هادی در میان بگذاریم و پاسخ او را بشنویم.

قبلا در یک گفت وگو درباره اینکه چطور فیلم و سریال پربیننده می سازید اشاره ای به فرمول امیر قلعه نویی داشتید.

این مثال را یادم هست که یک مربی مثل آقای قلعه نویی که یک زمانی در هر تیمی که می رفت نتیجه می گرفت؛ اولین تیمی که رفت تیم خوبی هم همراهش بود.هم مربی هایی که در کنارش بودند، هم مشاوران باشگاه و هم بازیکن های خوب همه باعث موفقیتش شدند. بعد از آن وقتی که می خواست به تیم دیگری برود اطرافیانش و حتی چندتا از بازیکن ها را با خودش می برد یا سراغ تیمی می رفت که بازیکن هایی در آن سطح داشته باشند و با تفکرات و اندیشه هایی که داشت آن تیم را هم اول می کرد. از نظر من چون فوتبال هم بازی می کنم، فوتبال و سینما تشابهات زیادی دارند. بیشتر از همه تایم فیلم سینمایی است که 90دقیقه است و فوتبال هم 90دقیقه است. بعضی فیلم ها ممکن است طولانی تر شوند، فوتبال هم ممکن است به وقت اضافه بکشد. در سینما حرفه ای ها کار می کنند، در فوتبال حرفه ای هم حرفه ای ها هستند و این رقابت را سخت می کند؛ به خصوص در بخش مدیریت، هدایت، کارگردانی یا مربیگری. من فعلا فیلم تجاری می سازم و سریال برای مردم می سازم، در این راه وقتی برنده ای که مخاطب داشته باشی. نمی گویم صرفا کسی که مخاطب داشته باشد برنده است. اصلا این جمله را قبول ندارم. خیلی از فیلمسازهایی که فیلم هایشان فروخته پشت همین فروش و مخاطب پنهان می شوند درصورتی که باید اشکالات کار را هم ببینیم. ممکن است یک فیلمی بسازی که بی محتوا و بی مغز باشد هیچ جنبه آموزشی هم نداشته باشد اما بفروشد. ممکن است در یک فیلم از فاکتورهایی استفاده کنی که صرفا برای فروش باشد. من موافق این نیستم. من می گویم فیلم هم باید بفروشد هم چیزی برای ارائه به مخاطب داشته باشد. جنبه آموزشی و سرگرمی خوب و مفرح داشته باشد یا اگر عاشقانه می سازی عاشقانه ای باشد که بالاخره دو نکته داشته باشد. وقتی فیلم می سازی سالوادور ، آینه بغل و رحمان 1400 ، سریال می سازی دلدادگان ، عاشقانه ، خداحافظ بچه و دل و همه اینها پرمخاطب می شوند، شاید غریزی در وجود من است یا علمش را دارم، بالاخره یک چیزی هست. یک موقع هست یک فیلم از تو می فروشد شاید یک اتفاق باشد مثل یک سالی که ما کره جنوبی را 6-2 بردیم. یک دوره ای بود که بهترین دوره تیم ملی بود و جماعتی اتفاقی دور هم جمع شده بودند که هیچ دوره ای اینقدر بازیکن فوتبال خوب با هم نداشتیم.

وقتی کارنامه ات را مرور می کنیم به نظر می رسد شاید سلیقه فیلمسازی خودت این مدل فیلم ها نیست و اگر قرار باشد مطابق سلیقه خودت بسازی شاید کارگر ساده نیازمندیم بسازی ولی چندسالی است که بیشتر تجاری می سازی.

هر فیلمسازی دوست دارد فیلم هنری بسازد. برای اعتبارش و نشان دادن همه استعدادهایش. ولی متاسفانه شاید این چیزی که می خواهم بگویم احساس شود که توجیه فیلم هایی مثل عاشقانه و سالوادور باشد که به موقع از اینها هم دفاع می کنم و می گویم چقدر سخت تر است کار کمدی بسازی یا سریال بسازی و پربیننده ترین سریال تاریخ نمایش خانگی باشد. چه عاشقانه و چه دل . می توانید از فیلیمو بخواهید آمار تماشای سریال را به شما بدهد. رقبای ما هم همه رقبای خوبی هستند. این حتما یک فرمولی دارد، اندیشه ها و تفکراتی پشتش است. من به عنوان فیلم اول قرنطینه را ساختم، بعد از آن 20تا تلفیلم ساختم که همه اجتماعی بود و جز بهترین تلفیلم های تلویزیون بود. خیلی پیشنهاد داشتم از طرف تهیه کننده ها. هر فیلمسازی دوست دارد اجتماعی کار کند و معضلات اجتماعش را بازگو کند اما سرمایه گذار شخصی برای کار اجتماعی به راحتی جذب نمی شود. اگر سرمایه گذار بخواهی بیاید باید به او دروغ بگویی. در این روزها یک فیلم اجتماعی خوب با بازیگرهایی مثل حامد بهداد، شهاب حسینی، نوید محمدزاده، پریناز ایزدیار، ترانه علیدوستی و ...هزینه بالایی دارد. با یک گروه حرفه ای با یکی دو بازیگر در این سطح یک فیلم اجتماعی شش تا هفت میلیارد هزینه اش می شود. سرمایه گذارها پیش من می آیند و می گویند اصل پولمان هم برگردد ما راضی هستیم ولی یک درصد اگر بخواهم به دروغ وعده ای بدهم این کار را نمی کنم. با اینکه چه در کار کمدی و چه در کار اجتماعی بلدم چه کنم که پول سرمایه گذار دربیاید. مگر اینکه اتفاقی غیرقابل پیش بینی رخ بدهد. صبح فیلم روی پرده باشد، بعدازظهر کل ایران فیلم را پایین بکشند. ولی من نمی روم به سرمایه گذار بگویم یک فیلمنامه اجتماعی می نویسم که مثلا 40میلیارد بفروشد یا تو 7میلیارد هزینه کن، فیلم من حتما 21 میلیارد می فروشد که اصل پولت برگردد. وگرنه فیلم اجتماعی بلدم و ساختم. کارگر ساده نیازمندیم ، زندگی جای دیگری است و یکی می خواد باهات حرف بزنه که جایزه کارگردانی جشنواره بین الملل گرفتم و یکتا سیمرغ گرفت و کلی هم جشنواره خارجی رفتم و آمدم. بنابراین من هم بلدم اجتماعی بسازم، البته تو باید آنقدر توانایی داشته باشی مثل این دوست جدید و جوانمان که شنای پروانه را ساخت محمد کارت، دمش گرم، یا مثل سعید روستایی، محمدحسین مهدویان، یا آقای اصغر فرهادی که اجتماعی می سازند و فروش هم دارند. دمشان گرم. سخت ترین کار دنیا را انجام می دهند. بخش خصوصی، فیلم اجتماعی بسازی و اینقدر هم مخاطب داشته باشی. دارم تلاش می کنم فیلمنامه خوب و درجه یکی به دستم بیاید که مطمئن باشیم هم در جشنواره موفق می شود و هم در گیشه. تقریبا سوژه اش را هم پیدا کردم، فیلمنامه هم آماده است. در بخش خصوصی می سازم. فیلم دولتی هم نمی سازم. با بودجه فارابی، اوج و ... یا هر پول بیت المال دیگری فیلم نمی سازم.

من سالوادور نیستم

خیلی به شما انتقاد شده که می گویند همه این جنس فیلم ها از سالوادور شروع شد که البته خوب هم فروخت و شاید اقتصاد سینما را حتی در بخشی نجات داد اما می گویند شما مبدع این نوع سینما بودی که حتی در انتقاد به آن عنوانی مثل بدتر از فیلمفارسی را به کار می برند.

فیلمنامه سالوادور را آقای رضا مقصودی نوشته بود. قرار بود محمدحسین لطیفی بسازد، نشد. بعد قرار بود مسعود اطیابی بسازد نشد. خلاصه قسمت ما شد. ما نیامده بودیم که شیوه جدیدی در فیلمسازی رواج دهیم یا مثلا از فیلمفارسی تقلید کنیم. تم آن فیلم جابجایی بود، تمی که خیلی سال ها قبل از انقلاب و بعد از انقلاب کار شده و همیشه هم اگر بقیه قواعد را درست رعایت کرده باشند در گیشه جواب داده. آن فیلم هم در نوع خودش حداقل آمد رکورد تاریخ سینما را در فروش شکاند و مخاطب میلیونی داشت. آن آقایی که در بخش خصوصی فیلم اجتماعی می سازد، سرمایه گذار را بیچاره می کند و از سینما فراری می دهد و فیلمش نه در فستیوال موفق است نه یک جشنواره خارجی می رود و نه در فجر موفق است و دیگر هم نمی تواند فیلم بسازد، آن کار کار درستی است یا فیلمی مثل سالوادور ؟ من احساس می کنم سالوادور فیلم مقدسی است در این زمینه. حداقل اگر یادتان باشد 48ساعت متوالی در بعضی روزها روی پرده بود. ما که نه تبلیغات داشتیم نه بلیت به کارمندان دولت می دادیم.

تبلیغات داخلی آنچنانی نداشتید.

خارجی هم نداشتیم. آن زمان فیلم های دیگر هم بودند. ما دو هفته تبلیغات جم داشتیم که همه فیلم ها داشتند چرا بقیه نفروختند؟ خود فیلم باید یک چیزهایی داشته باشد، البته تبلیغات هم کمک می کند، اکران عید هم مفید است و ... در سینما همه چیز مهم است. اینکه بگویی چون اسمش سالوادور بود یا چون در برزیل فیلمبرداری شده بود یا هنرپیشه زن داشت یا ریوالدو در آن بود فروخت، هر کدام از اینها به تنهایی غلط است. من می گویم یک مجموعه باید در کنار هم قرار بگیرد و هدایت درست بشود و اکران خوب بگیرد تا بفروشد. در زمانی که سالوادور اکران بود ابد و یک روز هم فکر می کنم بود که آن هم خوب فروخت ولی فیلم ما پرفروش ترین فیلم سال شد. حداقل من می گویم اگر آن فیلم را ساختم گیشه را رونق داد. سالن دارها به من زنگ می زدند و تشکر می کردند که بعد از چندماه ضرر رونق گرفته اند. حداقل آن فیلم این کار را انجام داد و هیچ ادعای دیگری هم نداشت ضمن اینکه بدآموزی هم نداشت. شوخی های جنسی یا هزارجور شوخی که به هر قیمتی بخواهیم بخندانیم که نداشتیم.

می گویند در ادامه فیلم هایی که از این جنس ساخته شد سطح سلیقه مخاطب را پایین آورد. این را قبول دارید؟

نه. مخاطب ابد و یک روز هم می بیند، مغزهای کوچک زنگ زده هم می بیند. هر فیلمی اگر در قاعده خودش، در فاکتورهایی که باید رعایت کند درست جلو برود و مخاطب را هم بتواند در نظر بگیرد به نظر من موفق است.

ایرادی که بسیاری از افراد به سریال شبکه نمایش خانگی دل می گیرند، شاید سبک ساخت این سریال و نوع استفاده از موسیقی و حجم ترکیب تصویر، دیالوگ و موسیقی است که خیلی در سریال های داخلی رایج نبوده است، حتی یک عده از دوستانی که در شبکه نمایش خانگی سریال می سازند نیز معتقدند در سریال دل کم فروشی هست و خیلی ها هم دنبال این هستند که بدانند چرا اصل داستان کم است؟

نکته ای که وجود دارد این است که بیننده فکر می کند تنها یک کلیپ سه دقیقه ای می بیند. اما برای ساخت آن کلیپ شاعر باید شعر بگوید، خواننده روی کلیپ بخواند و ضبط کند و تمام این موارد وقت بیشتری را از من می گیرد تا بخواهم سه دقیقه، دو بازیگر را کنار یکدیگر قرار دهم و آنها مقابل هم بایستند و دیالوگ بگویند. ضبط سکانس هایی که دو بازیگر دیالوگ دارند برای من سخت نیست، من حتی روزی پانزده دقیقه هم از این مدل ضبط داشتم. اما کار کلیپ خیلی سخت تر است. این سختی هم در کار مونتاژ وجود دارد، هم بسیاری از اوقات ما برای ساخت کلیپ، یک سری پلان ضبط کردیم و اینگونه نیست که ما در کلیپ ها از پلان های آرشیوی استفاده کنیم، این کلیپ ها کار ما را زیادتر کرده است، ضمن اینکه ژانر عاشقانه کلیپ و موسیقی می طلبد. یک زمانی هست که کار پلیسی، اکشن و یا تاریخی است، من هیچ گاه وسط آن کلیپ نمی گذارم تا خواننده بخواند چون هیچ منطقی در این باره وجود ندارد. سوالی که مطرح می شود این است که چرا سریال دل تا این اندازه مخاطب دارد؟ چرا کارهای دیگر این حجم از مخاطب را ندارد؟ آن ها که مانند ما کلیپ نساخته اند. ریتم کُند، در ذات این کار است؛ یک نفر عاشقانه در کافی شاپ نشسته و مشغول صحبت است، این وسط بلند شود چند لگد هم بزند؟ چنین چیزی امکان ندارد. وقتی دو نفر مشغول صحبت عاشقانه هستند یا یک نفر به دیگری پیشنهاد ازدواج می دهد چگونه می توان ریتم را تند کرد. مثلا در سریال به کارکتر رسا تجاوز شده و کسی هم نمی داند چه کسی این کار را انجام داده، بیاییم در خیابان تعقیب و گریز راه بیندازیم تا متجاوز را پیدا کنیم؟ نه قصه اینگونه است و نه اجرای این موضوع هیجان و ریتم تند را می طلبد. من در هر صورت در دکوپاژ و فیلمسازی، از قصه الهام می گیرم. قصه است که به من می گوید چگونه کار کنم، دکوپاژ من تابع قصه است. البته خیلی از مخاطبان ما نسبت به سریال انتقاد دارند، ما هم انتقادشان را می پذیریم ولی اگر کلیپی ساخته شده متناسب با آن صحنه بوده، اگر موسیقی زده شده متناسب با آن موقعیت و صحنه بوده. فیلمنامه ای دست من رسیده که بسیار آن را دوست داشتم و دلیل دوست داشتنم هم این است که بدون تبلیغات، سریال بین مردم جا افتاده و مورد پذیرش مردم قرار گرفته است. این درحالی است که سریال های دیگری هم هست، برنامه های تلویزیون و سریال های تلویزیون هم بودند و با خانه نشینی مردم به خاطر کرونا، هزاران فیلم وسریال و شبکه ماهواره ای و غیر ماهواره ای در اختیار مردم قرار داشت که مردم می توانستند آنها را انتخاب کنند و ببینند؛ ولی آمار ما دوباره رکورد شکست. در ابتدا خودمان رکورد زدیم، بعد قسمت هفدهم با بیست و پنج میلیون دقیقه در فیلیمو رکورد زدیم، این رقم در قسمت نوزدهم به بیست و شش میلیون دقیقه رسید و بارهم در قسمت بیستم رکورد قبلی خودمان را شکستیم. این نشان می دهد که سریال مخاطب دارد که چنین اتفاقی می افتد.

سریال دل

یعنی خودتان رکورد خودتان را می شکنید!

سریال های دیگر فعلا اندازه ما بازدید نداشته اند. البته من هم سریال کرگدن و هم سریال هم گناه را می بینم و واقعا از آن ها لذت می برم اما اساسا ژانر آنها یک ژانر دیگر است. مثلا سریال هم گناه قصه دزد و پلیس است که مناسبات آن به خوبی رعایت شده و این به خاطر مصطفی کیایی است که کارش را به درستی بلد است؛ البته این سریال در ابتدای راه است و به مرور زمان قطعا بالا می آید و به ما هم می رسد چه بسا رکورد ما را نیز بشکند. اما مهم این است که کارها دیده شوند و مردم دوست داشته باشند. مشکلی که وجود دارد این است که عده ای می نشینند پای تلویزیون و هر چیزی را که می بینند نقد می کنند. ماشاالله که در همه زمینه ها هم قاضی زیاد داریم. یک نفر می آید کارشناسی دقیق انجام می دهد، نقدش نقد مثبتی است و می گوید ایراد کار اینجاست، من قطعا آن را می خوانم و سعی می کنم نکات مثبتش را هم در فیلمبرداری اعمال کنم ولی یک عده از همان ابتدا با ادبیات زشت و حرف های رکیک به سمت سریال حمله می کنند که مشخص است یا فرد از این ناراحت است که چرا خودش این نقش را بازی نکرده است یا ناراحت است که چرا منوچهر هادی پرکار است، یا ناراحت است که چرا ما این قدر مخاطب داریم. منی که کارگردان سریال هستم نمی توانم در خیابان راه بروم چون با حجم عظیمی از استقبال مواجه می شوم خب فرض کنید چه اتفاقی برای بازیگران می افتد. همه سریال را دیده اند و هرکسی که ما را می بیند تعریف و تمجید می کند. البته عده ای از ریتم کار ناراضی هستند.

ریتم سریال نسبت به سریال هایی که در تلویزیون یا در شبکه نمایش خانگی پخش می شود نامتعارف است و شما این ریتم معمول را به نوعی شکانده اید و عده ای از ان خوششان می آید و عده ای هم مخالف آن هستند.

این سریال یکی از کارهایی بود که من صد درصد به فیلمنامه متعهد بودم و محال ممکن است در این سریال حتی یک سکانس را پیدا کنید که من تغییری در آن ایجاد کرده باشم. عده ای قسمت بیستم را می بینند و می گویند ای بابا بیست قسمت گذشته هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است. خب مگر چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ به یک نفر تجاوز شده، به یک نفر شک شده، دنیال همه رفتند، یک نفر عاشق یک فرد دیگر شده، هزار اتفاق در قصه به وجود آمده است.

البته از قسمت سوم تعمدا ریتم سریال کندتر شد و آن حالت گمراهی که برای مخاطب می گذاشتی یک مقدار سخت بود.

مخاطب حال حاضر، یک مخاطب باهوش است و مانند ده سال گذشته نیست که تو بتوانی به مخاطب رکب خوب بزنی، رکبی که بتوانی برای درام او را غافلگیر کنی و مخاطب سال 1399 آن قدر فیلم و سریال دیده که غافلگیر کردنش چه در اجرا و چه در نوشتن بسیار سخت است. زمانی که یک کاری مانند سریال پایتخت6 می آید و این همه مخاطب و نقد دارد یعنی در نهایت موفق بوده است. همه این اتفاق که برای محسن تنابنده یا احمد مهرانفر که نیست، پس چرا بقیه کارهایشان اندازه پایتخت دیده نمی شود؟ چون سریال کارش را درست انجام می دهد و مخاطب هم از آن استقبال می کند. البته در این میان هم نقدهایی به آن وارد می شود که برخی از این نقدها درست و به جا است و برخی از این نقدها می تواند سلیقه ای باشد. به نظر من باید یک سریال را تا انتها دید بعد درباره آن قضاوت نهایی را انجام داد.

شما در اینستاگرام یک بخشی از قصه را لو داده بودی، همان بخشی که نوشتید اگر قسمت های قبل را خوب دیده باشید در قسمت بیستم متوجه می شوید که تجاوز کار چه کسی بوده است.

من فکر می کردم در قسمت بیست مخاطب صددرصد متوجه می شود که کار چه کسی است و در قسمت بیست ویک رسما نام فرد به زبان آورده می شود. اما من امروز تعداد زیادی کامنت داشتم که از من پرسیده شده بود بالاخره تجاوز کار چه کسی بوده است؟ و به احترام آن یک عده ای که هنوز متوجه نشدند یک هفته دیگر هم صبر می کنیم تا مشخص شود. اساس فیلم این است که شما یک گره ای را ایجاد می کنید و آن را آرام آرام باز می کنید. در سریال بالاخره باید یک سری موانع ایجاد شود، من فکر می کنم همین که رفته رفته مخاطب ما بیشتر می شود یعنی به مرور زمان بیشتر آن را پسندیده اند. اگر بازدید یک قسمت از قسمت دیگر کمتر بود، من می پذیرفتم که مخاطب از یک جایی خوشش نیامده اما اینکه قسمت به قسمت بیننده بیشتر می شود یعنی کاملا آن را پسندیده.

یکی دیگر از انتقادهایی که به این سریال شده بود و شما هم در اینستاگرام با یک پست پاسخ انتقادها را دادید، ماجرای سن خانم ساره بیات بود، درباره اینکه چرا این انتخاب ها را داشتید توضیح می دهید؟

موضوعی که وجود دارد این است که وقتی کار در شبکه نمایش خانگی انجام می شود، هم سرمایه گذار و هم مخاطب دنبال بازیگر چهره می گردد و ما متاسفانه تقریبا بازیگر چهره بین بیست تا بیست و پنج سال نداریم و من اگر بخواهم بازیگر تازه وارد و جدید بیاورم بحثی که پیش می آید این است که نزدیک سی میلیارد هزینه برای یک سریال چهل قسمتی می شود، حالا اگر بازیگر چهره نداشته باشد می شود پانزده میلیارد اما ممکن است نفروشد. حتی سریال هایی که در آن ستاره کم است قطعا بازیگران دیگر، بازیگران درجه یک تئاتر هستند و مهم این است که هم بازیگر تئاتر، هم متوسط و هم چهره با هم ترکیب شوند تا یک تیم خوبی تشکیل شود و هرکسی جای خودش بنشیند.

در کل درباره انتخاب بازیگران سریال دل انتقادات زیادی به شما می شود.

تو ممکن است به عنوان کارگردان برای هر نقش چهار، پنج گزینه داشته باشی. البته در این سریال اکثر بازیگرها گزینه های ابتدایی ما بودند و اگر دوباره هم می خواستم این سریال را بسازم انتخاب هایم همین ها بود. این دفاع الکی نیست، دیالوگ توجیهی هم نیست. الان اشکال کار انتخاب بازیگرهای ما چیه؟ انتخاب بازیگر سلیقه است. یک سری مثلا می نویسند ساره بیات برای این نقش مناسب نبود. از نظر ما بود. به حرفشان احترام می گذاریم ولی تو اگر بخواهی یک فیلم بسازی فراخوان بدهی و از کل مردم نظرسنجی کنی که فلانی برای این نقش مناسب است یا نه که نمی شود. ما ساره بیات را برای این نقش مناسب دانستیم و کارش را هم درست انجام داده و خیلی هم برای این نقش زحمت کشیده اما به ذائقه بخشی از مخاطب ها خوش نیامده. کما اینکه سریالی که من کارگردانی کردم خیلی ها دوست ندارند.

با سعید راد، بیژن امکانیان و خانم بایگان کار کردید که بخشی از نوستالژی سینمای دهه پنجاه و شصت هستند.

در هر صورت برای نقش پدرها و مادرها باید بازیگرهایی انتخاب می کردیم که سنشان به بازیگرهای جوان ما بخورد. نزدیکی شان به نقش هم مهم بود. فیلمنامه را هم دادیم خواندند دوست داشتند و انتخاب ما هم بودند و بازی کردند. خیلی هم با خاطره خوب کار را تمام کردیم.

از این تجربه راضی بودی؟

خیلی. اینکه کار دیده می شود مهم است.

بیژن امکانیان بعد از مدت ها یکی از بهترین نقش ها را ایفا کرده است.

برای اینکه خیلی برای کارش زحمت کشید و خیلی برایش جدی بود. همه بازیگرها همین بودند. من که خودم از انتخاب بازیگرها و نتیجه کار تا اینجا راضی بودم و مطمئنم در ادامه همانطور که تا الان پیش بینی کرده بودم رفته به رفته مخاطبمان بیشتر شده و میزان رضایت بالا رفته از اینجا به بعد هم همینطور باشد و این سریال فکر می کنم سریال تاریخی برای مخاطب این مدیوم باشد.

سریال عاشقانه

در این روزهای شیوع کرونا گفته می شود که فروش دی وی دی خیلی پایین آمده. این به فروش شما ضربه زده؟

هر هفته دی وی دی منتشر می شود و مخاطب خودش را دارد. از طرفی در وی او دی مخاطب بیشتر شده. اساسا این اتفاق باعث شد که بازار وی اودی ها رونق بگیرد و استقبال از آن بیشتر شود. رفته رفته فروش دی وی دی منسوخ می شود.

چند قسمت از سریال مانده؟

به نیمه کار رسیدیم و فکر کنم نوزده، بیست قسمت مانده.

با عاشقانه چه می کنید. فصل دوم را می سازید؟

از قبل برای ساخت فصل دوم عاشقانه متعهد هستیم و قرارداد داشتیم. در حال نگارش فیلمنامه هستند. یک مقدار حساسیت روی آن سریال بالاست. ارشاد هم لطف کردند نهایت همکاری را با ما داشتند و از طرف شورا هم یک مشاور به ما دادند که از ابتدا کنار ما باشد که ان شالله کار را شروع کنیم. اولین کاری که به صورت جدی در دست داریم عاشقانه است.

با توجه به مشکلات خانم افشار تغییر بازیگر خواهید داشت؟

برای نقش ایشان صددرصد. ایشان خودش قصد ندارد به ایران برگردد. اساسا باید اول به ایران بیاید ببینیم تکلیف خودش چه می شود. فعلا قصد ندارد به ایران بیاید تا زمانی که آماده بشویم اگر مشکلش حل شد که خودش بازی می کند اگر هم حل نشد که بازیگر جایگزین می گذاریم.

258258

کد خبر 1382825

لینک خبر :‌ خبر آنلاین
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی رکنا، کرونا خیلی زود خود را به فضای سینما و تئاتر به طور کل هنر رساند و حرکت در این عرصه ها را به توقف کشاند.
پروژه های سینمای و تلویزیونی به بن بست تولید رسیدند و همچنان نیز جز مشاغل پرخطر محسوب می شوند. این یعنی تا اطلاع ثانوی خبری از تولید اثر سینمایی جدید و آمدن بخش های تازه ساخته شده سریال های تلویزیونی و شبکه خانگی نیست . هنرمندان این عرصه ها نیز بیکار شده و معیشت آنان با ادامه این شرایط بحرانی خواهد شد .

امیرعلی دانایی بازیگر جوان سینما و تلویزیون ایران از روزگار هنرمندان در دوره کرونایی ، چگونگی ادامه ساخت آثار سینمایی و تلویزیونی با شرایط فاصله گذاری اجتماعی و آنچه این روزها خودش انجام می دهد و با روزگار بعد از ورود کرونا به ایران چه می کند به خبرنگار فرهنگی رکنا گفت .

داغدار نبود مادر
دانایی با تاکید بر اینکه به تازگی مادر را از دست داده و به شدت غمزده این غم بزرگ است گفت : بعد از فوت مادرم ، شرایط روحی مناسبی ندارم و با پشتوانه عشق مادرم در تلاشم تا به زندگی برگردم .

محکوم شدن به قرنطینه خانگی
وی در ادامه با گفتن از اینکه کرونا و شیوع گسترده آن شرایط زندگی همه را تغییر داده است ادامه داد: کار کردن در این روزها با مانع مواجه شده است . کرونا همه را به خانه ماندن محکوم کرده است ؛ ماندن در خانه و رعایت اصول قرنطینه مانع بزرگ تر شدن حلقه فراگیری این ویروس است .ویروس کرونا و درگیری که این بیماری برای مردم به وجود آورده باعث ایجاد تغییراتی در زندگی همه شده که من هم از این قاعده مستثنی نیستم.
سینما فقط بازیگر نیست

دانایی در خصوص اینکه در اوضاع کرونایی وزارت ارشاد چگونه می تواند حامی و حمایتگر هنرمندان باشد گفت : تا به حال به این موضوع که وزارت ارشاد باید در این شرایط به من کمک کند فکر نکرده بودم . اما پیشنها میکنم که وزارت ارشاد به هنرمندانی که در پروژه های سینمایی کار می کنند کمک کند چرا که سینما فقط بازیگر نیست . افراد و بخش هایی که پشت صحنه تولید یک اثر هستند طبیعتا نیاز مالی ویژه ای خواهند داشت . کار مهمی که باید انجام شود کمک کردن به این افراد در این دوره کرونایی است تا این شرایط ویژه که با ورود این ویروس مرگبار به کشور ایجاد شده است را پشت سر بگذاریم.

دو فیلم سینمایی بلا تکلیف و یک سریال در حال پخش
امیر علی دانایی در مورد فیلمی که در نوبت اکران داشت و کرونا هنوز اجازه بر پرده سینما اکران شدنش را نداده است چنین گفت: فیلم بی وزنی 2هفته پس از به نمایش درآمدن در سینماها به دلیل توقف اکران بلاتکلیف است و فیلم لاله هم در نوبت اکران فیلمهای نوروز بود که شرایطش به تصمیم گیری در مورد بازگشایی یا عدم بازگشایی سینماها بستگی دارد ،اما یک سریال نمایش خانگی خواب زده را دارم که در حال حاضر در پخش است.

وی در خصوص اینکه آیا تهیه کنندگان این آثار تصمیمی برای اکران آنلاین دارند یا خیر چنین توضیح داد:اطلاعی ندارم.با تهیه کننده فیلم ها صحبتی در این خصوص نکردم.

استقبال خوب از خواب زده
دانایی در مورد اینکه استقبال از نمایش خانگی خواب زده را چگونه برآورد می کند گفت :پاسخ خوبی از این نمایش گرفتم . سریال خواب زده به کارگردانی سیروس مقدم در اپلیکشن روبیکا در حال پخش است . اپلیکشن هایی که این گونه سریال ها را به اشتراک می گذارند توجه ویژه به بازدید و استقبال دارند که طبق شنیده ها بازخورد و استقبال خوبی داشته است.

دوره کرونایی وقت خودسازی
این بازیگر سینما ؛ تئاتر و تلویزیون در مورد اینکه اوقات روزهای قرنطینه و متوقف شدن پروژه های خود را چگونه می گذراند اینگونه گفت : فعالیت اقتصادی با توجه به حضور پررنگ کرونا ،کمرنگ شده است . بیشتر سعی در خودسازی دارم . این روزها می توانیم کمی بیشتر به خودمان توجه کنیم . مطالعه و ورزش کنیم .باشگاه ها تعطیل است در خانه ورزش می کنم . زیاد فیلم می بینم و کتاب می خوانم . که به نظرم این ها فعالیت های شخصی است که هر شخص با توجه به برنامه هایی که دارد می تواند این کار ها را انجام بدهد.

جهان غافلگیر حمله کرونا

دانایی در خصوص اینکه کرونا بر روی فعالیت های هنری نه تنها در ایران که در جهان اثر گذاشته است اگر دوره طولانی در زندگی انسانی حضور داشته باشد و دارو و درمانی هم برایش پیدا نشود چه تغییراتی در عرصه های هنری شکل خواهد گرفت اینگونه اظهارنظر کرد: خیلی زود است که درباره وضعیت کرونا و تاثیراتش صحبت کنیم چرا که تمام جهان درگیر این ویروس است . هنوز نتوانستند آن را کنترل کنند و کشور های مختلف کارهایشان را تعطیل کردند و نتیجه این که تاثیرش در آینده چگونه است یک سوال مجهول است که جوابش به نظر من قابل پیش بینی نیست .

با دنبال راه حل در برابر کرونا بود

وی با تاکید بر اینکه وقتی که فاصله اجتماعی هنوز قابل تشخیص نیست که باید 5 متر باشد یا 6 متر یا حتی 8 متر ، همه باید با ماسک بیرون بروند در این شرایط چگونه می توان به فکر تولید آثار سینمایی و تلویزیونی بود ادامه داد: با یک بحران جهانی که غیر قابل پیش بینی است مواجه هستیم . نسل ما چنین بحران همه گیری را تاکنون تجربه نکرده بود . با تغییری ناگهانی مواجه شده است که باید برایش برنامه ریزی کند. به طور مثال بعضی ،در اولین اقدام برای فیلم هایی که از قبل ساخته شده اند به تصمیم اکران آنلاین رسیده اند . مثل فیلم خروج که گویی نتیجه خوبی داشته و استقبال مناسبی از سوی مردم نیز صورت گرفته است . شاید با ادامه وضعیت کرونایی ، دیگر تهیه کنندگان نیز به فکر راه چاره بیافتند . به مرور راه حل ها خود را نشان میدهند. باید منتظر راه حل ها و تصمیمات بود و حتی خود نیز به راه حل ها فکر کنیم .برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

حوادث اختصاصی رکنا را اینجا بخوانید:

آیا این خبر مفید بود؟ 0 0 منبع خبر : رکنا

لینک خبر :‌ آمد خبر
سریال آقازاده به نویسندگی و تهیه کنندگی حامد عنقا و کارگردانی بهرنگ توفیقی که قرار است به زودی راهی شبکه نمایش خانگی شود، منتشر شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

به گزارش تیتربرتر ؛ سریال آقازاده جدیدترین سریال حامد عنقا به کاگردانی بهرنگ توفیقی است که برای شبکه نمایش خانگی ساخته شده است و اثر قبلی او برای شبکه نمایش خانگی سریال قلب یخی بود.

حامد عنقا و بهرنگ توفیقی حالا یکی از زوج های سریال سازی کشور هستند. آنها پیش از این انقلاب زیبا، پدر و بر سر دوراهی را برای تلویزیون ساخته اند و حالا قرار است در شبکه نمایش خانگی هم این همکاری را تکرار کنند.

آن طور که توصیف شده است این سریال قصه ای پرالتهاب و جذاب را روایت می کند که نام شخصیت اصلی آن حامد و حرفه او دادیاری است.

یکی از شاخصه های این سریال حضور بازیگر معروف و سوپراستار بزرگ ترک کیوانچ تاتلیتوغ به عنوان بازیگر در بین دیگر بازیگران سریال است.

کیوانچ در ایران به دلیل بازی در سریال عشق ممنوع، کوزی گونی، ایزل، سعید و شورا و چند سریال دیگر شناخته شده است و نزد ایرانیان بسیار محبوب است.

حامد عنقا برای قرارداد با این بازیگر راهی ترکیه شد و مذاکرات با کیوانچ انجام شده است. برخی هم گفته اند که سامیه لک به نمایندگی از سریال آقازاده در ترکیه با مدیر برنامه کیوانچ تاتلیتوغ مذاکراتی را انجام داده است.

آقازاده که با گذشت 90 درصد از تصویربرداری با شیوع کرونا در کشور به ناچار متوقف شد، قرار است به زودی با لحاظ کردن تمهیدات بهداشتی وزارت بهداشت ضبط خود را از سر بگیرد. در حالی که اخیرا شایعاتی درباره بیمار شدن حامد عنقا؛ نویسنده و تهیه کننده سریال شنیده می شد، این فیلمنامه نویس که در ایام نوروز یک حمله قلبی را پشت سر گذاشته، اکنون با طی کردن روند درمان و دوران نقاهت در تلاش برای به پایان رساندن پروژه تولیدی خود است.

حامد عنقا تهیه کننده طی روزهای گذشته در گفتگو با رادیو گیومه گفت: آقازاده از تمام کارهای من در این سال ها حتی سریال تاریخی نردبام آسمان سخت تر بود. هم موضوع سختی داشت و هم برای اولین بار شکل خاصی از روایت را تجربه کردیم. ما سعی کردیم ترکیب خیلی خاصی از بازیگران را کنار هم بنشانیم. آقازاده پرکاراکترین و پربازیگرترین کاری است که در این سال ها داشتم.

تهیه کننده سریال با اشاره به اینکه پیش تولید آقازاده از اردیبهشت ماه 98 آغاز شد، ادامه داد: ما وارد تولید شدیم و تا همین ماجرای کرونا یعنی 6، 7 اسفند کار ادامه داشت. حالا کمتر از 10 درصد کار باقی مانده است

وی درباره زمان شروع دوباره کار، توضیح داد: منتظریم تا از سوی وزارت ارشاد و ستاد ملی کرونا این موضوع اعلام شود. فکر می کنم در همین چند روزه کار به انجام برسد. فکر می کنم از یک هفته 10 روز بعد از اینکه فیلمبرداری مان را شروع کنیم با هماهنگی وزارت ارشاد و اخذ پروانه نمایش بتوانیم پخش سریال را آغاز کنیم.

تدوین و ساخت موسیقی قسمت های ابتدایی این سریال درحال انجام است و به زودی پخش آن در شبکه نمایش خانگی و سامانه های وی او دی فیلیمو و نماوا آغاز می شود.

امین تارخ، امیر آقایی، مهدی سلطانی، ثریا قاسمی، لعیا زنگنه، جمشید هاشم پور، سینا مهراد، دیبا زاهدی، سامیه لک، مسعود فروتن، سعید داخ، روزبه معینی و امین حیایی با حضور کامبیز دیرباز و هنرمندی نیکی کریمی، با حضور افتخاری محمدحسین لطیفی بازیگران آقازاده به کارگردانی بهرنگ توفیقی هستند.

بر این اساس از بازیگران مطرح این سریال می توان به مهدی سلطانی و امین تارخ اشاره کرد که در نقش پدرهای داستان این سریال قرار گرفتند و در قصه سریال آقازاده روبروی هم قرار دارند.

این سریال قصه ای پرالتهاب و جذاب را روایت می کند که نام شخصیت اصلی آن حامد و حرفه او دادیاری است.

اینطور که از نام سریال و این توضیح رجبی فروتن برمی آید احتمالا با یک سریال با موضوعی اجتماعی و کنایه های روز ، یا شاید با یک عاشقانه متفاوت روبه رو خواهیم شد.

تهیه کننده این سریال قصد دارد این بار نیز همانند سریال پدر از یک چهره ناشناس برای ایفای نقش اول زن خود استفاده می کند.

ریحانه پارسا بازیگری که با سریال پدر به نویسندگی و تهیه کنندگی حامد عنقا معرفی شد، اکنون در پروژه های مختلف تئاتر، سینما و شبکه نمایش خانگی مشغول به فعالیت است.

حامد عنقا متولد 1357 در تهران طراح، فیلمنامه نویس و تهیه کننده است. وی از سال 1378 فعالیت خود را با ساخت مستندهای اجتماعی آغاز کرده است.

وی در دوره های مختلف در تلویزیون، سینما و صنعت موسیقی به عنوان طراح، تهیه کننده و سرمایه گذار فعالیت کرده است.

همچنین وی به عنوان مربی و معلم کارگاه ها و دوره های مختلف کارآفرینی و خلاقیت در زمینه فرهنگی و هنری فعالیت کرده است.

در حال حاضر وی به عنوان مدیر و طراح سامانه پخش آنلاین کنسرت (حام) فعالیت می کند.

وی دبیر کارگروه هنر مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است و اکنون نیز سمت مشاور هنری رئیس هیئت مؤسسین دانشگاه آزاد را دریافت کرده است.

بهرنگ توفیقی متولد 1355در تهران کارگردان، بازیگر و فیلم نامه نویس ایرانی است. وی با مهاجرت خانواده به جنوب ایران از سال 1364 تا 73 در بندر دیر (استان بوشهر) زندگی کرد و در آنجا دیپلم تجربی گرفت.

وی کار حرفه ای را با بازیگری شروع کرد. همچنین در برخی فیلم ها برنامه ریز، دستیار کارگردان، مدیر تولید و نویسنده بوده است.

وی کار هنری اش را با دستیاری کارگردانی از سال 1374 آغاز کرد. بازیگری را توأم با دستیاری کارگردان از سال 1379 دنبال کرده و در سال 1390 سریال مسیر انحرافی را کارگردانی کرد.

گردآورنده: الهام خلیلی خو

لینک خبر :‌ تیتر برتر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

به عبارت دقیق سینما ها تحت تاثیر شیوع کرونا آسیب هفتاد و دو میلیارد تومانی دیدند، همچنین اگر در سینما ها فروردین ماه به روی مخاطبان باز می بود اکران نوروزی فیلم ها در یک نگاه خوشبینانه می توانستند گیشه پنجاه میلیاردی داشته باشد.

تینا جلالی | امروز دقیقا هفتاد روز است که از تعطیلی اجباری و اضطراری سالن های سینما ها در سراسر کشور می گذرد و صاحبان سینما و مسوولان سینمایی اطمینان داده اند که ظرف یک ماه آینده پرده های عریض سینما رنگ نمایش فیلم را به خود نخواهند دید؛ همچنین با اختلاف نظر هایی که سر بازگشایی سینما میان اهالی سینما، سینماداران و مسوولان سینما دیده می شود بعید به نظر می رسد کرکره سینما ها فعلا بالا کشیده شود تا مردم بتوانند مثل روزگار قبل از کرونا به سالن سینما بروند.

مثل روز روشن است که سینما با اقتصاد گره خورده است، پس چرخه مالی در آن از اهمیت فراوانی برخوردار است. پر واضح است تعطیلی پی در پی و ناخواسته سینما ها سه بخش تولید، توزیع و اکران فیلم را در معرض شدید آسیب اقتصادی قرار داده است و هیچ پیش بینی هم نمی توان کرد که چه زمانی سینماگران از این بحران خارج شوند.

لازم به گفتن نیست که کل کشور در ماه های اخیر با تلاطم و التهاب ناشی از ورود ویروس همه گیر کرونا دست و پنجه نرم کرده و همچنان می کند، این وسط سینما هم مثل باقی بخش های اقتصادی و فرهنگی کشور دچار آسیب های زیادی شده است.

در همین رابطه بسیاری از کارشناسان معتقدند وضعیت اقتصادی کشور در شرایط دشواری قرار گرفته به طوری که اگر نتوانیم شرایط را تحت کنترل خود درآوریم بعید نیست افراد قدرت خرید فعلی خود را هم از دست بدهند.

ما در گزارش پیش رو تلاش کردیم ابعاد مختلف تعطیلی سینما را مورد واکاوی قرار دهیم و ببینیم خسارت های مادی و معنوی ناشی از خاموشی سینما ها چه میزان بوده است.

فروش فیلم ها نسبت به مدت مشابه
از آنجایی که گیشه و بازگشت سرمایه یک فیلم سویه پر اهمیت آن به حساب می آید و متر و معیار ارتباط گیری مخاطب را با اثر روشن می کند، به سامانه فروش فیلم سازمان سینمایی نگاهی انداختیم تاببینم گیشه فیلم ها در بازه زمانی مشابه امسال چقدر بوده است.

بر اساس آمار پنل گزارش گیری سازمان سینمایی، اسفند سال نود و هفت گیشه کلیه فیلم ها به رقم 9 میلیارد و هشتصد و بیست میلیون تومانی دست پیدا کرده و سینما ها بیش از یک میلیون نفر مخاطب داشته اند. در فروردین سال 98 مجموع فروش فیلم ها معادل 57 میلیارد و سیصد و هفتاد وسه میلیون تومان بوده است و فیلم ها بیش از چهار میلیون و پانصد نفرتماشاگر داشتند.

در اردیبهشت سال 98 هم چرخه مالی فیلم ها به رقم 26 میلیارد و ششصد و هشتاد و یک میلیون تومان با تماشاگر دو میلیون و هفتصد هزار نفری رسیده است.

هفتاد و دو میلیارد تومان خسارت 70 روز تعطیلی
در ارزیابی وضعیت اقتصادی گیشه سینما ها در این مدت تعطیلی هفتاد روزه نسبت به مدت مشابه می توانیم اینطور برآورد کنیم که اگر سینما ها تعطیل نبودند مجموع فروش فیلم ها از اسفند سال 98 تا فروردین و 10 روز ابتدایی سال 99 به رقم هفتاد ودو میلیارد تومان می توانست دست پیدا کند که ا ز این رقم 50 درصد سهم صاحبان سینما ها می شد، به صاحبان فیلم ها 40 درصد این رقم می رسید و پخش کنندگان هم صاحب 10 درصد از این رقم می شدند.

به عبارت دقیق سینما ها تحت تاثیر شیوع کرونا آسیب هفتاد و دو میلیارد تومانی دیدند، همچنین اگر در سینما ها فروردین ماه به روی مخاطبان باز می بود اکران نوروزی فیلم ها در یک نگاه خوشبینانه می توانستند گیشه پنجاه میلیاردی داشته باشد.

ضرر 95 میلیارد تومانی سینما تا تعطیلی عیدفطر
این نکته را هم در نظر بگیریم که سینما ها قطعا تا عید فطرتعطیل هستند و ما باید فروش اردیبهشت و بخشی از خرداد را هم به این مبلغ اضافه کنیم. یعنی میزان خسارت ناشی از شیوع کرونا بر گیشه فیلم ها در یک نگاه خوشبینانه به رقم 95 میلیارد تومان می رسد. (سینما ها در اردیبهشت سال 98 بیست وشش میلیارد فروش و ششصد و هشتاد میلیون نفر مخاطب داشته اند)

چهارهزار و پانصد نفر بیکار در سینما
فیلم های سینمایی از کنار هم قرار گرفتن مجموع عوامل شکل می گیرد؛ از بازیگر که مقابل دوربین نقش آفرینی دارد تا کارگردان و نویسنده و مدیر فیلمبرداری و طراح صحنه و ... که هر کدام در پست های مختلف مسوولیتی را بر عهده دارند.

اما از آنجایی که هر پروژه تولیدی منابع انسانی مربوط به خود را می طلبد برای دست یافتن به یک رقم درست از نیروی انسانی که به خاطر شیوع بیماری کرونا آسیب دیده اند با یک منبع مطلع در وزارت ارشاد گفتگو کردیم. او به ما گفت: در حال حاضر 32 صنف اعضای صنوف خانه سینما را تشکیل می دهند. ذیل این 32 صنف پنج هزار و ششصد نفر مشغول فعالیت هستند و در رشته های مختلف سینما کار می کنند.

از انجمن کارگردانان سینما گرفته تا صنف بدلکاران، تدوینگران، نویسندگان و طراحان گریم و ... این ها عوامل و دست اندرکاران فیلم و سریال هستند. از این پنج هزار و ششصد نفر، 20 درصد را افراد صاحب نامی تشکیل می دهند که از امکانات مالی خوبی برخوردار هستند و نیاز اقتصادی ندارند، اما باقی اعضای خانه سینما را که از این 20 درصد کم کنیم چهار هزار و پانصد نفر هستند که حداقل حقوق دریافتی شان سه میلیون تومان بوده است.

این افراد متاسفانه در جریان تعطیلی های اخیر یا شغل خود را از دست داده اند (چون تولید فیلم وسریال ها کنسل شده) یا دچار بلاتکلیفی درکار شده اند. این افراد در حال حاضر نیز به لحاظ معیشتی وضعیت سخت و بغرنجی دارند.

1300 نفر خواستار بیمه بیکاری شدند
درادامه این بحث بد نیست به نکته ای اشاره کنیم که روز گذشته رسانه ای شد. اینکه بیش از 1300 نفر از اعضای صنوف مختلف زیرمجموعه خانه سینما، در نامه ای خطاب به روسای صنوف، خواستار بهره مندی از حقوق بیکاری ناشی از تعطیلی های اخیر شدند.

این افراد در نامه شان آوردند: در شرایط کنونی همه با هم هفتاد روز بیکار در خانه مانده ایم. پس خواهشمندیم برای احقاق حق اهالی این خانه لطفا حداقل به 80درصد اعضای خانه سینما این حقوق تعلق گیرد تا بتواند بخش کوچکی از صدمات اعضا و خانواده شریف شان را جبران کند .

در نظر بگیرید افراد زیاد دیگری هم عضو خانه سینما هستند که مایل به رسانه ای شدن نام شان نداشتند و ناچار این نامه را امضا نکردند.

هشتاد میلیارد تومان آسیب به تولیدات سینما
حالا بیاییم ببینیم اگر از ابتدای اسفند تا آخر اردیبهشت جریان تولید در سینما ها برقرار می بود چه میزان سرمایه وارد سینما می شد. فرض کنیم در یک روند خوشبینانه سازندگان 20 فیلم دارای مجوز وپروانه ساخت در یک شرایط کاملا عادی فیلم شان را از مرحله پیش تولید عبور داده و به تولید می رساندند.

متوسط تولید هر فیلم را چهار میلیارد تومان در نظر بگیریم. هزینه ای نزدیک به هشتاد میلیارد تومان در این مدت می توانست به سینما تزریق شود و به تمامی عوامل سینما بابت دستمزد و حقوق برسد. پس سینما از فرآیند تولید هم دچار هشتاد میلیارد تومان خسارت شد.

تاثیرتعطیلی سینما بر اوقات فراغت
در دوران کرونا بحث عمده ای که به وجود آمد قرنطینه های طولانی مدت به منظور جلوگیری از تردد ها بود و همین مساله باعث شد که مردم از زندگی عادی خود دور بمانند و نظم زندگی آن ها دستخوش تغییراتی شود. اما آیا تعطیلی سینما ها در این مدتی که پشت سر گذاشتیم و نبودن سرگرمی هنر هفتم هم می تواند بر روحیه مردم تاثیر بگذارد؟

این موضوع را با دکتر ناصر قاسمزاد روانشناس و مدیر کلینیک روانشناسی بهاران در میان گذاشتیم. او معتقد است در کلانشهر ها سینما در میان شهروندان از جایگاه ویژه ای برخوردار است و همیشه مردمی پیدا می شوند که کاملا جدی به مقوله سینما در زندگی شان فکر می کنند. ضمن اینکه بخش اعظمی از مردم هم هستند که به همراه خانواده یا دوستان خود از سینما برای گذران اوقات فراغت شان استفاده می کنند.

دکتر قاسمزاد با بیان اینکه جایگاه و صنعت سینما در دو دهه اخیر در بخش های حرفه ای و تجاری ارتقا پیدا کرده به نکته مهمی اشاره می کند: پیش از شیوع کرونا در کشور، ما درگیر تحریم ها بودیم و همچنین مسائل اجتماعی و سیاسی زیادی را پشت سر گذراندیم، لذا میزان استرس و اضطراب در افراد جامعه بالاست و به همین دلیل است که فیلم های تجاری حال وهوای کمدی پیدا کردند و تولید بعضی فیلم های کمدی به قسمت دوم و سوم هم رسید.

برای اینکه چنین فیلم هایی این توانایی را دارند که بخشی از مشکلات روحی و روانی افراد را کم کننند و باعث انبساط خاطر شوند

این روانشناس در بخش دیگری از صحبت خود به سودمندی بازگشایی سینما اشاره می کند و می گوید: رییس سازمان سنجش اعلام کرده که با رعایت کلیه نکات بهداشتی استفاده ازماسک و رعایت فاصله اجتماعی قرار است کنکور دکتری را با بیش از صد و هفتاد هزار نفر داوطلب در خردادماه برگزار کنند؛ در نظر بگیرید که ساختمان های آموزشی کشور تهویه مناسب ندارد و دانشجویان قرار است در یک مدت زمان چهارساعته در یک اتاق با تمام اختلاط هایی که با هم دارند در کنار هم بنشینند و برای شان آزمون برگزار کنند. حالا من از شما سوال می پرسم؛ آیا این طرح با توجه به نوع بافت سینما و تهویه مناسب و رعایت پروتکل های بهداشتی در سینما قابلیت اجرایی ندارد؟

کرونا و سازگاری
مگر چقدر می توان مردم را در خانه های شان نگه داشت؟ آیا اساسا می شود در این مورد موفق بود؟ تا چه زمانی مکان های عمومی مثل سینما ها در سراسر کشور باید تعطیل باشند؟ این ها پرسش هایی بود که بد ندیدیم با دکتر قاسمزاد در میان بگذاریم.

او توضیح می دهد: نظرم این است که ما باید با کرونا سازگاری کنیم. برای اینکه این ویروس تا 2 سال آینده در اغلب کشور ها خواهد بود و در کمین همه ما هست. پس لازم است که نحوه تعامل با آن را بیاموزیم.

به گفته این روانشناس اکثر کشور های پیشرفته پایان قرنطینه خود را (با لغو برگزاری اجتماعات بالای هزار نفر) 22 اردیبهشت اعلام کردند که قطعا در سینما چنین اجتماعاتی هیچ وقت شکل نمی گیرد: به اعتقاد من بخشی از جامعه باید پیش قدم شوند و نحوه تعامل و سازگاری زندگی صحیح را به مردم آموزش دهند که خب چه کسی بهتر از اهالی سینما که جزو فرهیختگان جامعه ما به حساب می آیند.

همانطور که در ایتالیا این فرهنگ به وجود آمده که با استفاده از نشانه گذاری صحیح، مردم را به رعایت نکات بهداشتی دعوت کردند. در کشور ما هم می توان به این سمت وسو رفت و سینما در این مسیر می تواند پیشگام این فرهنگ آموزی باشد

در دو هفته اخیر که اکثر مشاغل شروع به کار کردند، به گفته قاسمزاد می توانستیم با رعایت کلیه نکات بهداشتی و استفاده از پروتکل ها جوان ها را به سمت سالن های سینما هدایت کنیم تا آن ها اوقات فراغت خود را در سالن های سینما بگذرانند: باید این بازگشایی کاملا سنجیده و اصولی صورت گیرد و در وهله اول به جای باز کردن در سالن های کوچک سینما، پردیس های مجهز به قوانین بهداشتی همچون ایران مال، کوروش و چهارسو را به صورت پایلوت باز کنیم و استقبال مردم را مورد ارزیابی قرا ردهیم.

این روانشناس حوزه سلامت در انتهای صحبتش به این مهم تاکید می کند که باید برای سازگاری مردم با کرونا الگو طراحی کنیم وگرنه مردم به الگو های غلط کنار آمدن با کرونا پناه می برند. این موضوع مثل بچه ای می ماند که اگر درست تربیتش نکنیم از روش های تربیتی غلط استفاده خواهد کرد: در نظر بگیرید که بخش خصوصی در حال حاضر در کشور پشتیبانی ندارد و ما در همه صنعت ها با رکود مواجه هستیم و عده زیادی بیکار شده اند.

باید چرخه اقتصادی کشور به چرخش در بیاید. تاکید می کنم که می توانیم با استاندارد سازی و رعایت کلیه نکات بهداشتی در های سینما و تئاتر را به روی مردم باز کنیم. در حال حاضر من با بیماران افسرده زیادی به صورت آنلاین در ارتباط هستم که بیشتر آن ها به خاطر اینکه زندگی عادی شان مختل شده رنج می برند و تمایل دارند با دوستان و خانواده خود به سرگرمی مورد علاقه شان بپردازند. بیاییم با ایجاد شرایط مناسب بازگشایی سالن های سینما را آزمایش کنیم.

باید برای سازگاری مردم با کرونا الگو طراحی کنیم وگرنه مردم به الگو های غلط کنار آمدن با کرونا پناه می برند. این موضوع مثل بچه ای می ماند که اگر درست تربیتش نکنیم از روش های تربیتی غلط استفاده خواهد کرد.

در نظر بگیرید که بخش خصوصی در حال حاضر در کشور پشتیبانی ندارد و ما در همه صنعت ها با رکود مواجه هستیم و عده زیادی بیکار شده اند. باید چرخه اقتصادی کشور به چرخش در بیاید. با استاندارد سازی و رعایت کلیه نکات بهداشتی در های سینما و تئاتر را به روی مردم باز کنیم.

در حال حاضر من با بیماران افسرده زیادی به صورت آنلاین در ارتباط هستم که بیشتر آن ها به خاطر اینکه زندگی عادی شان مختل شده رنج می برند و تمایل دارند با دوستان و خانواده خود به سرگرمی مورد علاقه شان بپردازند. بیاییم با ایجاد شرایط مناسب بازگشایی سالن های سینما را آزمایش کنیم.

منبع: روزنامه اعتماد

منبع خبر : فرادید

لینک خبر :‌ مجله بوبینا
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

فریبا خانی _ روزنامه نگار

مخاطب عزیز، که گاهی تلفن می زنی یا در فضای مجازی زیر پست های ما پیام می گذاری، که روزنامه نگاری مرده است، تو به ما یادآوری می کنی که روزنامه نگار خوب باید افشاگر، جسور و بی پروا باشد و روشنگری کند. راست می گویی. روزنامه نگاری مرده است و ما مردگانی بیش نیستیم. نمی دانم چرا این پیام تو مرا یاد جمله میگل د اونامونو فیلسوف اسپانیایی می اندازد. او می گوید: گاهی سکوت به مثابه دروغ گفتن است! پس اگر چیزی را دانستی و سکوت کردی، پس دروغگویی.
مخاطب عزیز، گله کردی چرا روزنامه گران شد؟ بله، دلایلش را توضیح داده بودیم. اما چرا سال هاست در این مملکت پراید گران می شود اما فرهنگ ارزان. حالا هم که همان نیمه جانی که سینماها و کتابفروشی ها و ناشران و روزنامه ها داشتند با وضعیت کرونا از دست رفت. گفتی فلان خبر در سایت خبری فلان، در کانال تلگرام این همه دیده شده است، شما چندبار دیده شده اید؟ نمی خواهم خودم را توجیه کنم... حالا سناریو نویسان بزرگی پشت در اینستاگرام و تلگرام ابتذال می نویسند و مخاطب می خرند. این روزها روزهای ابتذال است؛ روزهای دیده شدن فلان خواننده و هنرپیشه یا ورزشکار درجه چندم است. پس ستون نویسان قهار که سال ها در روزنامه های کاغذی نوشتند و تولید اندیشه کردند و روشنگری کردند، کجا هستند؟ آنها هم می توانند گوشه هایی در لایوهای اینستاگرامی یا کانال های شخصی تلگرام داشته باشند. جا خیلی زیاد است. فضای مجازی برای همه جا باز کرده است. تیموتی اسنایدر سیاسی نویس آمریکایی درست می گوید: در عصر اینترنت ما همه ناشر شده ایم! اما من باز به فکر فرو می روم. آیا می شود در لایو های دونفره اینستاگرام روشنگری کرد؟ وقتی صداها قطع و وصل می شود. وقتی وسط حرف های اندیشمندان، قلب های رنگی و استیکرهای بی ربط بالا می آیند. دارم از تو سؤال می کنم... تو به من بگو! خیلی وقت است که گیج و منفعل شده ام.
مخاطب عزیز، یک چیزی برایت بگویم، سوسن طاقدیس مُرد. نه اینکه حالا مرده، بیایم مرده پرستی کنم و بگویم چون نیست بهترین است، اما او یکی از مهم ترین و برجسته ترین نویسندگان حوزه کودک و نوجوان این مملکت بود. یکی از قصه های معروفش، قدم یازدهم است؛ داستان بچه شیری که در قفس باغ وحش به دنیا می آید. بچه شیر فقط می توانست در آن قفس ده قدم بردارد، به قدم یازدهم که می رسید، سرش به میله های فلزی قفس می خورد. نمی دانم چرا روزنامه نگاری این روزها مرا یاد آن بچه شیر می اندازد.
مخاطب عزیز، زیاد وقتت را نگیرم. این روزها هیچ کس حوصله مطلب طولانی ندارد. فضای مجازی این عادت را تشدید کرده است. پس کوتاه می نویسم و تو را و روزنامه ها و کتاب های بی مخاطب را و قیمت مبتذل پراید را به خدا می سپارم.

لینک خبر :‌ روزنامه همشهری
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

یادداشت آیین باور /فریبا کلاهی
به نظر می رسد، تنها قشری که تا کنون هیچ اعتصاب و تظاهرات و تجمعی برای معاش خود نداشته است ، خبرنگاران باشند و اهالی رسانه! البته و صد البته این، هرگز به معنای رضایت و امنیت شغلی و تامین نیازهای معیشتی این صنف،نیست.اگر حرفی زده نشده،اگر گزارش و خبری از دل آشوب و جیب خالی خبرنگار به میان نیامده است ، دلیل دل بزرگ این قشر مظلوم وظرف رسانه است، اختیاردار آن مدیران مسول و صاحبان امتیاز هستند.آنان که، اجازه نمی دهند از تریبون خودشان، علیه خودشان در نشریاتشان چیزی نوشته شود.

رسانه برای دیگران تلاش می کند، خبرنگاران برای گشودن گره های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی .. جامعه صبح تا شب، می دوند، تا در انتهای روز جمع حق التحریری که معلوم نیست کی پرداخت می شود، درذهنشان گشاینده گره معیشتیشان باشد.

و البته اکثر مدیر مسولان و سرپرستان اجازه نمی دهد خبرنگار بنویسد : ای مردم، ای مدیران و ناظران کلان رسانه ها، من چند ماه است دوزار حق التحریرم را نگرفته ام. بیمه نیستم و مرخصی ندارم.

تمام طول ماه از شنبه تا شنبه دویده ام ،جمعه وعید و رمضان و محرم هم برای من، به معنای کار بیشتر است ، ساعت کاری ندارم، محدوده جغرافیایی ندارم،ساعت نهار و شام ندارم،کرایه ماشین و تلفن و اینترنتم با خودم است، بیمه نیستم ،حقوق ثابت ندارم ، اما مباد دهان باز کنم و بگویم حقوق این ماه من را بدهید! من عکاسم، گزارشگرم ، یادداشت نویسم یا خبرنگار برای آنچه می نویسم هم تامین و اعتبارانتشار ندارم که مباد مزاج این یا مذاق آن را خوش نیاید.

اگرنقد کنم یا از گلایه ها و نبودها بنویسم هیچ دستگاه و نهادی مرا به میان خود راه نخواهد داد. نمی توانم تخصصی برخورد کنم زیرا معاش من تامین نیست و باید بازاریاب و تبلیغات چی رسانه ام هم باشم.

“...مگر همه شرکتها و نشریات دنیا دست مزدهارا به موقع ،اندازه و تمام کمال می دهند که ما بدهیم؟نمی خواهی ؟ بفرما بیرون.”

اینجوری می شود که عاشقان صفرکیلومترخبرنگاری، عشق دوربینها! وارد عرصه می شوند و خبرنگار حرفه ای خانه نشین .آنکه بلد است و می داند چه باید بنویسد به خاطر نبود کاغذ وحمایت، کرکره ها را پایین می کشد تا دلالان و مجیز نویسان پا به عرصه حضور بگذارند. تا دیگران بیایند و آلبوم عکس مسئولان تازه به دوران رسیده و عاشق دیده شدن را منتشر کنند.

اینگونه است که خبرنگارهرماه باید کوله بردوش رسانه عوض کند، یا باید لب فروبندد و یا در به دریافتن شغلی هرچند نامرتبط با حقوقی اندک و ثابت در یکی از همین دستگاه های به ظاهر خدمات رسان باشد.

دست آخر خبر ها می شود کپی پیستی ،خبرنگار سفارشی نویس و متقلب و دروغ پرداز و خبر فروش و آدم فروش و زرد نویس . آنهم در آستانه انتخابات.

و او که اهل دغل نیست و حرفه ای می نویسد ،این میان دوسر سوخت است. کی قرار است وضعیت مطبوعات کشور درست شود؟

چرا به هر تازه واردی، به هرشکلی بی هیچ ضمانت و چهارچوبی مجوز نشریه می دهند؟ چرا به امری چنین حساس و اثر گذار با دیده دقت و حساسیت بیشتری نگاه نمی شود؟

چرا داشتن چند سال سابقه خوش خبرنگاری ،قلم قوی ، را جزو شروط دریافت مجوزرسانه قرار نمی دهند؟ ظاهرا در این بخش آزادی مطبوعات زیادی بی داد می کند.

مدیرو سرپرستی که از ارایه نام خبرنگارش به اداره ارشاد یا دیگر نهاد ها ابا دارد ،زیرا خودش به جای او می رود کارت هدیه می گیرد!کسی که یک خط نمی تواند بنویسد، با عنوان دهن پر کن مدیر مسول و صاحب امتیاز فلان نشریه برای خودش رزومه می سازد. یابا بند(پ) سرپرست می شود و موقعیت و رانت و رابطه در شهر برای خودش دست و پا می کند . بعد با (پول جان کندن خبرنگار) پول روی پول می گذارد. همان بلایی که برسر نشر کتاب آمد. همه شده اند ناشر مولف!

چرا خودشان را به ندانستن می زنند این مسولان؟که خوب می دانند برخی تنها با این فکر که کاندیدای شورا یا مجلس هستند ،مجوز می گیرند. چرا جذب خبرنگار و نحوه قرار داد را یک اجبار رسمی متصل دریافت مجوز نمی کنند؟ چرا نظام پرداخت دست مزد خبرنگاررا زیر نظر یک نهاد قوی قرار نمی دهند؟

چرا کسی از خبرنگاران برای طرح مسئله معیشتشان دعوت نمی کند؟ چرا همواره یک عده خاص به جای خبرنگاران و نماینده ایشان،حرف می زنند؟ آنهم حرفهایی که ربطی به خود خبرنگار ندارد؟

چرا ما خبرنگار می شویم؟ بهتر نیست اختلاسگر شویم بیشتر تحویلمان بگیرند؟

این یک طاعون است که به جان انتشاراتمان هم افتاده است درصد بالایی از ناشرین در منزل و با یک تلفن دلالی می کنند، کتابهای خود و فامیلشان را چاپ می کنند و پول کاغذ دولتی و یارانه را باد می دهند . چه باید کرد؟

لینک خبر :‌ آیین باور
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : ایران آنلاین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

تهران (پانا) - امروز رسانه ها در هدایت و جهت دهی افکار عمومی بویژه در شرایط بحران نقش مؤثر و تعیین کننده ای دارند و می توانند با ظرفیت و نفوذشان بر مخاطب ابعاد و مراحل مختلفی از بحران را به تصویر بکشند حالا فرقی نمی کند موضوع سیل باشد یا بیماری کرونا، آن طور که محمد خدادی معاون مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی می گوید: رسانه های ما در نوع مواجهه با بحران روز به روز شرایط بهتری پیدا کردند حتی او از رسانه ها به عنوان سربازان گمنام عرصه اطلاع رسانی یاد می کند که بی نام در سخت ترین شرایط بیشترین کار را می کنند.

به گزارش ایران، با او درباره نقش رسانه ها در دوران بیماری کرونا گفت و گو کردیم که می خوانید:
یکی از شاخص های مهم در بحران ها، اطلاع رسانی بموقع و دقیق رسانه ها در آگاه سازی مردم است آیا رسانه های ما به تعداد کافی خبرنگاران متخصص و آموزش دیده در حوزه بحران دارند؟
ببینید ما تاکنون برای خبرنگاران به دفعات ودر لایه های مختلف کلاس های آموزشی برگزار کرده ایم. ولی به نظرم اصلاً ما مشکل آموزش نداریم بلکه مشکل بیشتر در بحث مهارت و مأموریت رسانه است مثلاً اینگونه نیست که هر کس که آموزش می بیند مهارت هم دارد؛ نه. آموزش لازم وجود دارد ولی کافی نیست، چرا؟ چون اساساً دنیای آموزش و اجرا دو دنیای جدا از هم هستند و این مهم کاملاً احساس می شود. هم اکنون 28 هزار نفر خودشان را خبرنگار می دانند پس مشکل ما در کلاس و دوره و آموزش و... نیست بلکه مشکل ما در بحث مهارت است. از طرفی بحران مهارت فقط محدود به رسانه نیست در نسبت بین دانش و صنعت هم مشکل داریم. در یک سال گذشته موضوع مهارت را به عنوان یک دغدغه مطرح کردیم.

به نظر می رسد مدرک نمی تواند به تنهایی در به کار گیری فرد در رسانه کافی باشد به همین علت موقع استخدام نباید مدرک ملاک باشد بلکه برگزاری آزمون مهارتی، دوره کارآموزی و.... لازم است حالا فرقی هم نمی کند چه برای افرادی که دانشگاه نرفتند و کار روزنامه نگاری کردند و چه افرادی که دانشگاه رفتند اما کار روزنامه نگاری بلد نیستند. مهم این است که در فضای رسانه ای بحث کارآموزی، مهارت آموزی و کارگاه آموزشی را بگنجانیم تا به یک دغدغه اصلی تبدیل شود. از طرفی رسانه باید وارد فضای عرضه و تقاضا شود تا اقتصاد رسانه پا بگیرد. الان یکی از مشکلات رسانه این است که رسانه به صورت نذری اداره می شود یعنی یکی پول می دهد و یکی هم نیت می کند در حالی که باید در آمد اصلی یک رسانه از محل فروش آن تأمین شود نه از محل آگهی. باید پول رسانه از چرخه عرضه و تقاضا تأمین شود. البته این موضوع را نمی شود به صورت مطلق مطرح کرد این موضوع به صورت نسبی است ولی عموماً این طور است. اصلاً ببینید چقدر از مطالب روزنامه که تولید می شود متناسب با تقاضا است و چقدر رسانه ها تقاضا شناسی و موضوع شناسی انجام می دهند؟

بحران بعدی به بحث مأموریت رسانه ها و همچنین به فاصله بین کارکرد پوششی رسانه و سوژه ای رسانه برمی گردد. الان کارکرد پوششی بیشتر از سوژه ای شده است. به نظرم نباید خبرنگار دیدگاه تولید کند بلکه کار او باید تولید اطلاعات یا خبر باشد البته در اینجا نحوه تولید محتوا در بحران می شود انتخاب رسانه.
در ماجرای کرونا هم رسانه ها به دلیل احساس مسئولیت و مهارت کسب شده در بحران های یکسال اخیر درمیدان آمدند و نقش مؤثر و موفقی هم داشتند؛ کارکرد رسانه ها نمره منفی نمی گیرد بلکه نمره آنها مثبت است چون باعث ایجاد اجماع شد.

معاونت مطبوعاتی به عنوان متولی امر و با توجه به اینکه دغدغه ها و مشکلات را می شناسد برای عبور و گذر از این مرحله وهمچنین مدیریت آن چه کرده است؟
به نظرم ما در این موضوع به موفقیت نسبی دست پیدا کردیم به دلیل اینکه سازمان رسانه ای ما جایگاه خودش را در این زمینه پیدا کرده و از طرفی هم معاونت مطبوعاتی توانسته بخش اطلاع رسانی خود را فعال کند. در جریان بیماری کرونا هم بلافاصله یک کمیته اطلاع رسانی ستاد ملی مقابله با کرونا به ریاست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شد و با استقرار دبیر خانه این کمیته در معاونت مطبوعاتی هماهنگی، سیاست گذاری تقسیم کار و هم افزایی رسانه ها در سطح ملی و بین المللی انجام گرفت. همچنین در اولین اقدام پیش دستانه زمانی که دانشجویان از چین به ایران منتقل شدند جلسه تبیینی موضوع کرونا درمعاونت مطبوعاتی با حضور مسئولان وزارت ارشاد و مدیران رسانه های اصلی کشور تشکیل و کار رسانه ای از همان زمان آغاز شد. دفتر مطالعات و برنامه ریزی معاونت مطبوعاتی بلافاصله یک دوره آموزشی شناخت کرونا برای رسانه ها برگزار کرد.

همچنین سازماندهی کارکرد رسانه با تشکیل سه کارگروه متشکل از ستاد خبری مقابله با کرونا، دو کمیته اقدام خبری مقابله با کرونا و کمیته محتوای خبری مقابله با کرونا با ترکیب سردبیران رسانه ها و نمایندگان معاونت سیاسی – سیما و رادیو سازمان صداوسیما و نمایندگان دستگاه ها تشکیل گردید.علاوه بر آن کارگروه تولید محتوا ونظارت بر فضای مجازی هم شروع به کار کرد و به این ترتیب سازمان رصد – تحلیل نیازهای مخاطب - تولید محتوا – نشر مقابله با شایعات و.... شکل گرفت علاوه بر آن ظرفیت شورای اطلاع رسانی استان ها به میدان آمد و شروع به کار کرد. این یعنی دوماه تلاش شبانه روزی هزاران نفر در سراسر کشور در رسانه های مختلف- فضای مجازی – مکتوب – برخط – شبکه های تلویزیونی و رادیویی و.... با تقسیم کار و هماهنگی و هم افزایی در بعد ملی و استانی... یعنی ما بستر هدایت رسانه و دسترسی اطلاعات رسانه را فراهم کردیم. نکته مهمی که در موضوع کرونا باید به آن اشاره کرد این است که کار اطلاع رسانی آن را آقای رئیس جمهوری و دولت به رسانه ها سپردند و خود رسانه ها آن را اداره کردند. همین اطلاع رسانی رسانه ها باعث شد که مردم در خانه ماندند و بیرون نیامدند آن هم نه با زور و رفتار پلیسی بلکه با دادن اطلاعات بموقع و دقیق و باور پذیر که اگر نیایند هم به خود کمک می کنند هم به دیگران واین یک وظیفه ملی است. جاده های کشور نه با تقابل و تهدید بلکه با اطلاع رسانی بسته شد و...چرا؟ چون کارکرد اطلاع رسانی فضای اطلاعات در بستر تبیین و برای اقناع و باور پذیری مردم بود. مردم ما باور کردند که برای مقابله با کرونا باید در خانه بمانند الان هم وضعیت ما نسبت به روزهای اول شیوع بیماری کرونا بهتر شده است.حتی کار کرد رسانه ای ما در فضای اخبار فیک (خبر های جعلی) هم کمتر شده است.

یعنی معتقدید رسانه ها در موضوع بیماری کرونا توانستند در اطلاع رسانی و آگاه سازی مردم درست عمل کنند؟
به طور قطع در بحث کرونا مهم ترین عامل پیشگیری، اطلاعاتی بود که از طریق رسانه ها به مردم داده شد. کرونا سه ویژگی داشت؛ غافلگیری آن، ناشناخته بودن آن و سوم در برگیری آن که برای هر کدام دستوراتی تدوین شد که با آگاه کردن بموقع مردم نتیجه داد.نقش رسانه ها و اثراطلاعات نزدیک ترین عنصر به هر فرد درمقابله با کرونا بود بعد می رسیدیم به دارو، درمان و مواد شوینده چون رسانه به عنوان پلی بود که در بین همه پزشکان – متخصصان – متولیان و... قرار گرفت و اثرگذار بود شاهد آن هم همین وضعیت که امروز درکشور مشاهده می کنید یعنی همدلی، همکاری و هم افزایی بین همه مردم و دستگاه ها و پزشکان و.....

اما با این حال ما در موضوع کرونا شاهد اخبار ضد ونقیضی هم بودیم که باعث سردرگمی و نگرانی مردم می شد؟
باید پذیرفت که اخبار فیک (خبر های جعلی) بخشی از محیط رسانه ای است. زمانی که انحصار اطلاعات بود ما کمتر شاهد اخبار فیک بودیم چون منبع یکی بود و اطلاعات هم مشخص بود ولی طبیعی است که وقتی دامنه منابع گسترش می یابد و فضای تکثیر وجود دارد و یا با استفاده از موبایل می توان بدون واسطه به اطلاعات دسترسی پیدا کرد فرصت برای تولید اخبار فیک به وجود می آید. امروز متأسفانه مردم دنیا به دلیل نوظهور بودن شبکه های اجتماعی نسبت به جریان اطلاعات وصحت و سقم آنها شناخت و مهارت کافی ندارند که بتوانند برای ورود به اطلاعات از منبع آن جست و جو کنند. بنایراین ما باید دانش این امر را به مرور زمان ارتقا دهیم تا مردم آگاه شوند و مهارت استفاده از اطلاعات را پیدا کنند. نکته ای که وجود دارد این است که مهم ترین عامل ایجاد اخبار دروغ به عنوان بحران رسانه بازنشر اخباری است که اصلاً معنی ندارد رسانه ای خبر رسانه دیگر را باز نشر دهد - این به همه مردم سرایت کرده نتیجه آن این شده برای کاربر مهم این است که یک اطلاعاتی را برای دیگری بفرستد اینکه محتوایی درست یا غلط داشته باشد دیگر مهم نیست و این خطرناک است چون فکر می کند ویتامین فرستاده در حالی که در داخل آن سم بوده و منجر به مسمومیت شده است.

موفقیت یک رسانه برمی گردد به موضوع اعتماد سازی و شفافیت اطلاعات که گاهی خط قرمزها مانع انتشاراخبار دقیق می شود نظر شما چیست؟
من اعتقادی به سانسور ندارم چون دلیلش را همان مهارتی می دانم که اشاره شد. در واقع ما یک خود سانسوری داریم چون اساساً نمی خواهیم در مواجهه با موضوعات وقت بگذاریم آن هم به خاطر نبودن عرضه و تقاضا لذا ریسک نمی کنیم خطر نمی کنیم و هزینه هم نمی خواهیم بپردازیم و بهتر آنکه ساده ترین راه را انتخاب می کنیم و آن اینکه تولید محتوای بی خطر می کنیم که روز بگذرد. ما به عنوان معاونت مطبوعاتی حق اینکه به مطلب یک رسانه قبل از انتشار نظارت کنیم نداریم ما فقط بعد انتشار می توانیم نظارت کنیم. به نظرم خبرنگار باید مطلب خود را به گونه ای تهیه کند که بتواند مدافع آن باشد چه دربرابر مدعی حقیقی یا حقوقی – چون نمی شود بگویی هر اتهامی که به هرکس می خواهی بزن و پاسخگو هم نباش – ولی این راه دارد همیشه هم بوده آن هم مهارت و دقت برای صحت محتوای مستند است ثانیاً انتخاب سوژه به جای کارکرد پوششی و پشت میز نشینی خبرنگاران است. ما موضوعات و بحران های مهمی مثل سیل و زلزله و.... داشتیم ولی چند خبرنگار راجع به موضوع سیل گزارش میدانی تهیه کردند و چرا از آنجا گزارش میدانی حداقلی تهیه شد؟ چرا؟ چون انگیزه چندانی برای عرضه و تقاضا نیست آن هم به خاطر همان اقتصاد و دور باطلی است که اشاره شد.
از طرفی اشکال ما این است که وارد فضای کمی شدیم و تصور می کنیم که اگر به جای یک سایت چند سایت یا چند روزنامه با تعداد صفحات زیاد داشته باشیم اثر گذار تر خواهد بود و به نوعی امتیاز محسوب می شود در حالی که اینگونه نیست قطعاً کلید رسانه در کیفیت است نه کمیت.

هم اکنون جایگاه رسانه ها را چگونه ارزیابی می کنید؟
خب وقتی امروز 13 هزار نفر مدعی داشتن رسانه هستند یا 400نفر ادعا می کنند روزنامه دارند باید نتیجه کار را پیش بینی کرد. درست است که اصل رسانه بخشی از حیات جامعه است ولی باید به صورت حرفه ای و تخصصی کار کرد.ما جایگاه و مختصات کمی خوب داریم اما در جایگاه حرفه ای و تخصصی جایگاه متناسب با نیاز نداریم چون وارد دنیای کمی شدیم البته این تنها شامل رسانه نمی شود بلکه دانشگاه و شرکت و... هم زیاد داریم. ضعف ما جایی است که متأسفانه تصور می کنیم که تعدد در هر چیزی خوب است.

پس چرا مجوز داده می شود؟
ما مجوز نمی دهیم تنها رجیستر(ثبت) می کنیم.

به عنوان متولی حوزه رسانه چه راهکاری برای این مسأله دارید؟
به نظرم در قانون جدید مطبوعات باید فکری در این زمینه صورت بگیرد.معتقدم برای تقویت واثر گذاری متناسب با نیاز باید به واقعیت برسیم و نیاز شناسی کنیم.امروز تقریباً همه متوجه شدند که داشتن چند رسانه امتیاز محسوب نمی شود. اتفاقاً ما نباید انحصار ایجادکنیم چون خطرناک است وامکان دارد به یک کالابرای خرید و فروش تبدیل شود وبازار سیاه ایجاد شود. یکی از راهکارهای دیگر بحث یارانه است که از یک سال گذشته یارانه به افرادی تعلق می گیرد که نمره ضریب انتشار آن 80 باشد نه اینکه اسم آن فقط رسانه باشد. الان هم رتبه بندی روزنامه ها شروع شده که در آن تعداد اخبار تولیدی و کیفیت ملاک کار قرار می گیرد.

در موضوع بیماری کرونا رسانه همانند سایر کسب و کارها دچار خسارت هایی شدند برای جبران ضرر و زیان آنها چه برنامه ای دارید؟
ما در این زمینه رسانه ها را در لیست 10شغل آسیب دیده قرار دادیم بعد استمهال مالیات و بیمه هم برای آنها صورت گرفت از طرفی با مشورت رسانه ها برآورد خسارت تهیه و به ستاد ملی مقابله با کرونا اعلام کردیم علاوه بر آن یک نوبت یارانه مطبوعات هم به همه رسانه ها واریز شد.
البته این اقدامات کافی نیست ولی تلاش حداکثری می کنیم تا حمایت نه به صورت تبلیغی بلکه به شکل مدیریت منطقی صورت بگیرد تا در نهایت به دست اهل آن برسد و منجر به رشد رسانه شود. وظیفه و اولویت ما این است که بقای رسانه را با مهارت – عرضه و تقاضا و انتخاب مخاطب رسانه گره بزنیم چون در اینصورت است که بقای رسانه تضمین می شود.از نظر من رسانه ها در ماجرای سیل و کرونا خود را از سه جهت اثبات کردند: اول اینکه نشان دادند در صحنه باتمام وجود هستند - غیرت دارند و تلاش سخت کوشانه مرام آنهاست، دوم اینکه ثابت کردند کار خود را بلدند و سوم اینکه کارکرد تبلیغاتی نداشتند بلکه کارکرد اقناعی تبیینی و توان محتوا و فرآورده سازی و عملیاتی داشتند. علاوه بر آن مرجعیت رسانه ای ایجاد کردند و مقابله با اخبار دروغ و جعلی صورت گرفت. رسانه ها تلاش کردند اطلاعات تولید کنند و آرامش را به جامعه بازگردانند و علاوه برآن اجماع ملی در کشور پیرامون ستادملی مقابله با کرونا شکل گرفت.

به طور کلی رسانه های ما در موضوع کرونا حرکت رو به جلو داشتند. البته مطلق نمی توان راجع به چیزی صحبت کرد. باید گفت که رسانه های ما در نوع مواجهه با بحران روزبه روز شرایط بهتری پیدا کرده اند ولی موضوعاتی مثل: مهارت تولید اطلاعات و رفتن از سمت کارکرد پوششی به سوژه، استفاده از عنصر مشاهده و میدان، موضوع شناسی و مخاطب شناسی هنوز هم به عنوان آسیب های رسانه وجود دارد.دریک جمله رسانه های ما در موضوع بیماری کرونا قدرت خود را به رخ کشیدند که به نظرم ماندگار است . لازم است همین جا قدردان زحمات سربازان گمنام عرصه اطلاع رسانی که بی نام در سخت ترین شرایط بیشترین کار را کردند باشیم.

واکنش به مصادره و مسدود شدن سایت های موسسه ایران
امریکا می خواهد صدای مردم ایران شنیده نشود
نظر شما به عنوان معاون مطبوعاتی درباره مصادره کردن دامنه سایت رسمی روزنامه ایران توسط امریکا چیست؟ چرا که این اقدام مغایر اعلامیه جهانی حقوق بشر و آزادی بیان است و به نوعی ایجاد محدودیت رسانه هاست.
ماهیت دولت امریکا یکجانبه گرایی با هدف کسب سود به دور از هر مؤلفه انسانی و حقوقی و حتی عرفی است که تبلور آن در رفتار ترامپ نمایان شده است مصادره کردن غذاو دارو و تحمیل سختی بر زنان و کودکان برای کسب منافع مادی شاید در گذشته نتیجه سیاست های امریکا بود درخفا اما امروز عریان شده و رسماً اعلام می کند- ابایی هم ندارد که به عصر بربریت بازگشته اند.

در ماجرای کرونا اقدام هر انسانی که انسانیت را حتی درشعار قبول دارد اعلام حمایت از مردم است نه اعلام و اقدام به محاصره و فشار و تهدید و ایجاد اضطراب و رعب و وحشت علیه مردم. امریکایی ها این کار را در مورد مردم ایران کردند و مانع از دسترسی مبتلایان به کرونا به دستگاه اکسیژن و دارو و... شدند اگر چه ما در ایران مشکل مردم را با همت مردم و دولت به بهترین شکل و بالاترین استاندارد حل کردیم چون عزت ما از خداست و همت ما هم ریشه دردین و فرهنگ ملی ما دارد. محدود کردن روزنامه ایران که صدای مردم ایران است در همین راستا شکل گرفته و اقدام دولت امریکا همانند سیاست های این کشور خلاف هرگونه حقوق انسانی و اخلاقی است که نگذاریم صدای مردم ایران شنیده شود و صدا ها را با ایجاد محدودیت و ممانعت باید خفه کرد اگرچه محکوم به شکست بوده و خواهد بود.
نتیجه رفتار امریکایی ها هم اثبات نیات واقعی آنهاست و البته نه تنها نتیجه نداشته و نخواهد داشت بلکه باعث مقاومت – استقلال و فراهم کردن زندگی بدون امریکا در جهان شده و خواهد شد.

لینک خبر :‌ خبرگزاری پانا
تهران- ایرنا- فریدون صدیقی پیشکسوت روزنامه نگاری اعتقاد دارد: خبرهای فوری را می توان در پلتفرم های جدید مانند پیام رسان ها عرضه کرد اما نباید فراموش کنیم که قرار نیست اسیر سرعت شده و دقت را از دست بدهیم.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ سایت های دیگر : مجله بوبینا پایگاه خبری اعتماد شهرآٰرا نیوز

اتفاقاتی که در روزهای اخیر و به ویژۀ پس از بحران کرونا در رابطه با تعطیلی و فعالیت مجدد روزنامه ها و نشریات کاغذی رخ داد، بار دیگر مباحث پیرامون نقش و قدرت و جایگاه رسانه ها (به خصوص) در شرایط بحرانی را برجسته ساخت.

در این روزها برخی از افزایش توان و زیرساخت های فناورانه برای رسانه ها به دلیل مخاطرات و بحران های زندگی مدرن و نقش بحران ها در شرایط آتی دفاع کرده و ایجاد و تقویت چنین زیرساخت هایی را مسیر محتوم رسانه در دنیای مدرن می خوانند. موضوعی که البته منتقدان سرسختی دارد چرا که کاغذ و سیاق مکتوب را جزئی جدایی ناپذیر برای روزنامه ها دانسته و فضای دیجیتال را نه مسیری محتوم که تنها صورتی از انوع رسانه می دانند.

در این میان البته برخی چاره را نه در جدال بین شیوه های مدرن و سنتی که در ریشه ها می بینند؛ موضوعی که تمرکز بر آن نشان از آسیب ها و کاستی هایی در بحث رسانه ها در کشور وجود دارد.

این که اساسا رسانه ها در ایران تا چه حد قدرت و ظرفیت ذاتی خویش را در ایفای رسالتشان که خبررسانی دقیق، درست و فارغ از بحث های جناحی است، پوشش می دهند.

همۀ روزنامه ها زیرساخت های دیجیتالی شدن را ندارند

فریدون صدیقی استاد روزنامه نگاری دانشگاه و پیشکسوت رسانه ، در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا و در تشریح وضعیت رسانه ها در شرایط کنونی، بیان کرد: اخبار امروز ما دور از واقعیت است و مبتنی بر رخدادها نیست؛ صرفاً به رخدادها نوک می زند و مثلاً در بهترین شکل 10 درصد از واقعیت را بیان می کند. چیزی که خود خواننده هم به آن رسیده است و این دیگر گوش دادن ندارد و بر این اساس کسی این اخبار را دنبال نمی کند

وی درباب این که آیا زیرساخت های لازم برای فعالیت در عرصۀ دیجیتال برای روزنامه ها فراهم است، گفت: خیر زیرساخت برای همه روزنامه ها موجود نیست؛ البته برخی از روزنامه هایی که متعلق به سازمان ها و نهادهای دولتی هستند، مشکل زیرساخت ندارند؛ مثلاً روزنامه ایران که وابسته به وزارت ارشاد است یا روزنامه جام جم که وابسته به صداوسیما است و یا روزنامه همشهری که وابسته به شهرداری است و یکی دو روزنامه دیگری مانند قدس، شهرآرا و این ها که وابسته به سازمان ها هستند ابزارهای نشر تصویری و فعالیت در فضای مجازی را دارند.

اما موضوع اینجاست که هر توسعۀ جانبی درگرو توسعه مستمر و پیوسته خود رسانه است؛ آیا رسانه های ما جدا از ظرفیت ها و کارکردها و ابزارهای فناوری های ارتباطی، خودشان مجهز هستند؟ وقتی یک روزنامه با 6 نیرو یا 4 نیرو منتشر می شود، داستان فرق می کند.

این پیشکسوت رسانه در مورد مخاطب رسانه، تصریح کرد: درواقع هدف اصلی رسانه ها مخاطب نبوده است؛ درحالی که برای روزنامه نگار هدف اصلی مخاطب است تا چیزی که خلق و تولید می کند، خوانده و دیده شود؛ و وقتی مطلب و خبر خوانده می شود که مخاطب خودش را در آن متن و محتوای تولیدشده ببینید. همواره خلائی که در تولید اخبار وجود دارد و اخبار گویا و واگویهٔ حقیقت موجود نیست. درنتیجه مخاطبی وجود ندارد. وقتی هدف کمرنگ می شود و تولیدکننده خبر به دنبال این است که رسانه اش چیزهایی را تولید کند که پاسخ به نیازهای مدیرمسئول و صاحب امتیاز باشد؛ یعنی رسانه در خدمت آن سازمان یا رسانه است و تریبونی برای آن است نه برای مردم.

صدیقی یادآور شد: در این حالت مردم موضوع دوم رسانه اند و در وهلهٔ اول رسانه در خدمت انتقال پیام سازمان و نهاد متبوعش است؛ درنتیجه می خواهد آهسته برود و بیاید و چیزی نگوید که به نهاد دیگر بربخورد و یقه اش را نگیرند و مناقشه ای بین این ها درنگیرد. درنتیجه با این شیوهٔ خبررسانی آسیب را به زعم خودشان چنان پایین می آورند که رسانه های ما تبدیل به شاخه ای از روابط عمومی های آن سازمان و نهاد می شوند و بخشی از وظایف روابط عمومی را انجام می دهند. نمی خواهم این موضوع را به صورت مطلق بیان کنم که ما هیچ نشر و حوزه ای نداریم که بتواند مسائل مردم را بیان کند، چرا هستند اما گاه گاهی که البته بعدازآن توضیحات متأخری می آید و تکذیب می شود و ... خبرنگار سرزنش می شود و سردبیر مورد عتاب و خطاب قرار می گیرد و ...

برای سیستم این موضوع اهمیت ندارد که زیرساخت هایی را برای حرکت متنوع در سایر ابعاد در نظر بگیرد چراکه اهمیت مردم به عنوان موضوعی متأخر موردتوجه است و اولویت اول این است که چیزهایی نوشته شود که امنیت سازمان و نهاد متبوعش به خطر نیفتد، به سازمان بالاتری برنخورد و یا منتقد فلان سازمان و نماینده و وکیل و ... نباشد؛ در یک کلام مناسبات سازمانی صاحب رسانه با پیرامونش به هم نخورد و دعوایی درنگیرد.

مهارت هایی که خالقان خبر باید بیاموزند

صدیقی در اشاره به مهارت هایی که نیروی انسانی در رسانه و به ویژه در اشکال نوین باید برخوردار از آن باشد، بیان کرد: آنچه که در این میان وجود ندارد و ضعف عمده ای محسوب می شود، ضعف نیروی انسانی متخصص است. آیا همه کسانی که کار خبر می کنند یا در رسانه ای (اعم از سایت، خبرگزاری یا روزنامه ها) مشغول به کار هستند، حرفه ای هستند؟ واقعیت این است که همه این افراد در این موقعیت و شرایط و ظرفیت و خلاقیت و آموزه ها نیستند و بخشی از این ضعف باز به سازمان برمی گردد چراکه موضع سازمان نیست که آن مهارت در کل نیروها باشد.

وی افزود: صرفا قرار است خبری و گزارشی داده و توزیع شود که به کسی هم برنخورد و ... درنتیجه آن آدم های مستعد هم اغلب مأیوس و سرخورده می شوند و بدل به کارمندان می شوند؛ یعنی آدم هایی چسبیده به صندلی شان، درحالی که خبرنگار باید بیرون و در صحنه باشد.

این استاد روزنامه نگاری در مورد آموزش حرفه ای خبرنگاران برای حضور در دنیای رسانه مجازی و چند رسانه ای ادامه داد: درنتیجه اگر قرار است وضع موجود را ارتقا بدهیم، باید ببینیم که نیروهای ما حرفه ای هستند؟ بله البته درمجموع و در هر رسانه ای تعدادی که بتوانند آن کارکرد را داشته باشند، هستند، چنانچه جمع دیگری هم هستند که فاقد خلاقیت، ابتکار، تجربه، دانش و مهارت لازم اند یا تاکنون به آن بی اعتنا بوده اند. نکته این است که این آدم ها باید آموزش هایی را ببینند که با درک و فهم نور، صدا و حرکت آشنا شوند. باید کاربردهای ابزار را بشناسند، باید تصویر را بشناسند، یعنی ترکیب بندی نماها را بشناسند، صدا را بشناسند.

باید کلاس هایی برای این افراد گذاشته شود که بفهمند و بیایند کارکرد صدا و نور و حرکت چه چیزی است. ما وقتی گزارش روزنامه ای را می دهیم کل حرکت در قلم ما خلاصه می شود؛ یعنی وقتی گزارش توصیفی انجام می دهیم باید بنویسیم اما در گزارش غیرمکتوب نیاز به توصیف نداریم چون تصویر دارد و معنی دیگر این است که در کار تصویری باید کم گو باشیم.

این استاد روزنامه نگاری خاطرنشان کرد: البته مباحث ثابتی هم وجود دارند مانند ذات کار خبری؛ یعنی مؤلفه ها، عناصر، رویه ها و شیوه هایی که در کار روزنامه نویسی از آن ها بهره گرفته می شود مانند مصاحبه، گزارش، خبر، تولید خبر، گزارش خبری، یادداشت و مقاله و ... هریک کارکرد خودش را دارد؛ وقتی مصاحبه می کنید باید موضوع را بشناسید، مصاحبه شونده را بشناسید، هدف از موضوع را بشناسید که چرا مصاحبه می کنید و همۀ این ها هست و این کاری است که دانشکده ها انجام می دهند و این اصول را آموزش می دهند.

وی افزود: در گزارش هم به همین صورت است که باید بدانید موضوع چیست، گزارش چیست؟ تحقیقی است؟ توصیفی است یا گزارش از شخص است و... همه این اصول در سرجای خودش است. می خواهم بگویم عناصری که در یک خبر هست، چه برای تولید خبر مکتوب باشد و چه در خبر تصویری، ارزش های خبری اش فرقی نمی کند و آن چیزی که فرق می کند نوع صدا و حرکت است و عناصر تازه ای که در اختیار شماست و شما را از یک سری پرگویی ها بی نیاز می کند.

در گزارش های مکتوب، مهم نیست که تولیدکننده خبر چه صدا و چه ویژگی هایی دارد، چاق است یا لاغر است و ... اما در تولید محتوای تصویری، خود صدا اهمیت می یابد و قرار نیست شما با یک صدای نامفهوم مواجهه باشید. در اینجا صدا باید با موضوع همخوانی داشته باشد. گزارشی که قرار است در معدن تهیه شود با صداهای جانبی چه می کند؟ این که فرد چقدر باید صدای روی تصویر داشته باشد یا چقدر خودش در تصویر باشد، مهم است. ایجاز، کوتاهی و تدوین در کار دیجیتالی بسیار مهم است.

در کار رسانه ای، دقت نباید فدای سرعت شود

صدیقی تصریح کرد: گزارشگری که خبری را در لحظه می دهد و زمان تدوین ندارد هم باید کارش از پیش تدوین شده باشد؛ یعنی فیلم را در ذهن خود ساخته باشد و مناسبات آن را پیش تر در ذهن چیده باشد؛ و این موضوعات نیازمند این است که آدم ها فهم، درک، شعور و ذهن تصویری داشته باشند. شناخت این مدیا یا رسانه بسیار مهم است.

وی افزود: خبرهای آنی را می توان در پلتفرم های جدید مانند پیام رسان ها عرضه کرد اما نباید فراموش کنیم که قرار نیست اسیر سرعت شده و دقت را از دست بدهیم. در این اتفاقات گاهی دقت را قربانی سرعت می کنیم. خبررسانی نیاز به مقداری مکث و تأمل و دقت دارد. همیشه گفته ام و باز تکرار می کنم که روزنامه نگار در تمامی رسانه ها نگاه اتفاقی نسبت به پدیده ها ندارد و باید نگاه تحلیلی داشته باشد. وقتی روزنامه نگار یا خبرنگار نگاه تحلیلی و فرایندی به یک رویداد دارد که در گزارشی که می دهد، نگاهی پیش از رویداد و پس ازآن به موضوع دارد دارد و این نگاه تحلیلی در خبری که اعلام می کند همراهش است؛ منظور جهت دادن و سمت وسو دادن و گمراه کردن مخاطب نیست بلکه این است که خبرنگار به دنبال چه هست و چرا باید باشد.

کار بر روی پتلفرم های جدید مانند پیام رسان ها برای خبرگزاری ها مطلوب تر از روزنامه ها است؛ البته روزنامه ها هم در این تلاش و تجربۀ جدید فعال بوده اند؛ مثلادر یک سال اخیر روزنامه همشهری این کار را انجام داده و روزنامهٔ ایران هم به دنبال آن بوده است. روزنامه همشهری حتی به دنبال این موضوع بوده است که رادیو داشته باشد. درنتیجه این کارها را می توان انجام داد و نیاز به کار پیچیده ای ندارد. روزنامه های رسمی و بخشی از روزنامه های بخش خصوصی (متعلق به سازمان ها و نهادها منظور است) هم چنین امکاناتی دارند و روزنامه های مستقل که انگشت شمار هستند، اگر موفق و مؤثر هستند، قطعاً در این حوزه ها هم می توانند موفق و مؤثر باشند.

صدیقی عنوان کرد: کارکرد رسانه، اگر به نقش و رسالت یک روزنامه واقف باشیم و به آن احترام بگذاریم این است که بگذاریم که این نقش به درستی ایفاء شود و این در صورتی ممکن است که فضای مناسب را برای آن رسانه فراهم کنیم؛ فضایی که در آن خبرنگار در همه جا حضور دارد و اطلاع رسانی شفاف و بهنگام می کند و این اطلاع رسانی قطعاً و یقیناً در چهارچوب منافع و مصالح ملی خواهد بود.

صدیقی در انتها یادآور شد: مشکل این است که ما در طول سال ها نقش رسانه و اطلاع رسانی را نادیده گرفته ایم، پایمال و رهایش کرده ایم و نمی گذاریم آن گونه که بایدوشاید کار کند؛ اگر هم روزنامه یا رسانه ای ناقل خبری با چنین مشخصاتی بوده، درنتیجه دعواهای درون سیستمی و درون سازمانی اخباری را منتشر کرده است. مثلاً اعلام گوشت آلوده و اخباری مانند این، درنتیجه دعوای دو جریان که متصدی گوشت هستند بروز می کند که یکی برای تخریب دیگری این کار را می کند.

وی افزود: در فضای خبر و خبررسانی از سدی که وجود دارد، به صورت قطره ای استفاده می کنیم؛ و سؤال این است که تجمیع این همه آب پشت این سد برای چه است؟ بنابراین باید این شرایط بازتعریف شود و به مخاطب اهمیت بدهند؛ وقتی این اهمیت نادیده گرفته می شود، کارشناس صاحب نظر و مسئول ما به ناچار برای این که پیامش به مخاطب برسد با شبکه های برون مرزی مصاحبه می کند. حرف هایش را می زند کسی هم کاری با او ندارد چون منافی منافع ملی نبوده ولی همین حرف ها را در روزنامه های داخلی نمی تواند بیان کند.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
خبرگزاری میزان- نمایندگان و عوامل خبریِ 30 رسانه خارجی از 13 کشور جهان، در جریان فعالیت های انستیتو پاستور ایران و روند توسعه شبکه آزمایشگاهی کووید 19 در کشور قرار گرفتند.

تاریخ انتشار: 10:49 - 12 اردیبهشت 1399

- کد خبر: 617098

خبرگزاری میزان - طبق اعلام روابط عمومی معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 44 نفر از نمایندگان و عوامل رسانه های خارجی از 30 رسانه و 13 کشور جهان ازجمله آذربایجان، اسپانیا، آلمان، امریکا، انگلستان، ترکیه، چین، روسیه، عراق، فرانسه، قطر، لبنان و یمن در تور رسانه ای بازدید از انستیتو پاستور ایران شرکت کردند.

در جریان این تور رسانه ای که به همت اداره کل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد، نمایندگان رسانه های خارجی با فرآیند های تشخیصی آزمایشگاهی بیماری کرونا (کووید 19) در این مرکز مهم تحقیقاتی آشنا شدند.

بیشتر بخوانید: برای مشاهده آخرین اخبار از وزارت ارشاد اسلامی اینجا کلیک کنید

دکتر علیرضا بیگلری رییس انستیتو پاستور ایران نیز طی نشستی با نمایندگان رسانه های خارجی حاضر، به تشریح نقش و فعالیت های این مرکز در حوزه های مختلف تشخیصی، اپیدمیولوژی، تحقیقاتی، تولیدی و آموزشی مرتبط با کروناویروس پرداخت و خبرنگاران ضمن تمجید از فعالیت ها و زیرساخت های انستیتو پاستور ایران در مقابله با اپیدمی کروناویروس، آن را به عنوان الگویی موفق در سطح منطقه و دنیا مطرح کردند.

انستیتو پاستور ایران، موسسه ای تحقیقاتی، تولیدی، خدماتی و آموزشی است که با هدف تأمین بهداشت و سلامت جامعه راه اندازی شده است و طی نزدیک به صد سال گذشته در کنترل بسیاری از بیماری های عفونی در کشور و دنیا نقش مهمی ایفا کرده است.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ میزان
کارکنان که تابع مقررات سازمانی و اداری هستند در قبال تصمیم مقامات و تصمیم گیران برای جابجایی مدیریت عالی سازمان رفتاری منضبطانه دارند چون به وظایف سازمانی خود واقف و با آن همراه اند اما تحرکات نافرمانی گونه برخی مدیران ارشد سازمان در قبال تصمیم دولتمردان بسی جای تامل دارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱ سایت های دیگر : شعار سال

پرسش: ایرنای این روزها پس از نشت خبر برکناری سید ضیاء هاشمی مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی که تاکنون از سوی هیچ منبع رسمی نیز تکذیب نشده و همین نشانه پایان کار او در ایرنا تلقی می شود سبب نوعی آنارشی اداری و سازمانی نه از سوی کارکنان بلکه ازسوی مدیران منصوب هاشمی که ظاهرا منافع خود را در خطر دیدند، شده است.

کارکنان که تابع مقررات سازمانی و اداری هستند در قبال تصمیم مقامات و تصمیم گیران برای جابجایی مدیریت عالی سازمان رفتاری منضبطانه دارند چون به وظایف سازمانی خود واقف و با آن همراه اند اما تحرکات نافرمانی گونه برخی مدیران ارشد سازمان در قبال تصمیم دولتمردان بسی جای تامل دارد.

از جمله این تحرکات پروتست گونه،بخشنامه واتساپی پدرام الوندی معاون خبر سازمان در واقع نوعی فرمان نافرمانی به مدیران، روسای دفاتر و مراکز داخلی و سردبیران در برابر چنین تصمیمی است که آنان را ملزم به جمع آوری طوماری علیه این تصمیم کرده است.

چنین اقدام اعتراضی تا کنون در ایرنا بی سابقه بوده که معاون خبر و ارشدترین مقام سازمانی پس از مدیرعامل دست به اقدامی شورش مآبانه با تشویش و تحریض مدیران و کارکنان حوزه خبر در سراسر کشور بزند و حتی مبادرت به ارسال پیام به رابطین و مسئولان اندک دفاتر باقیمانده در خارج از کشور کند تا آنان را به حمایت از مدیرعامل در آستانه برکناری سازمان نماید.

حتی فرضآ مدیران، روسای مراکز داخلی و خارجی، سردبیران و خبرنگاران به موجب ترجیح منافع یا ترس از مقام مافوق در این فراخوان اجباری مشارکت و طومار دستوری را توشیح کنند و نهایتا منجر به عقب نشینی تصمیم گیران دولتی در تغییر مدیرعامل ایرنا شود آیا این مدیرعامل دیگر قادر خواهد بود بر آنان مدیریت کند؟ آیا وامدار آنان نخواهد بود؟ آیا دستور مدیرعامل بر چنین مجموعه ای نافذ خواهد بود؟ چنین مدیرعاملی باید به چه کسی پاسخگو باشد مجموعه طومار نویسان زیر دست یا وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی بالا دست؟

گرچه معاون خبر ایرنا دراین پیام واتساپی وانمود می کند که او و هیچ یک از مدیران نقشی در این حرکت باصطلاح خودجوش کارکنان ندارند اما به قول ضرب المثل معروف "قسم حضرعباس را قبول کنیم یا دم خروس را؟ انتشار پیام واتساپی معاون خبر در کانال تلگرامی همفکری مدیران ایرنا دم خروسی است که از بیرون پیداست.

البته موضوع به همین جا بسنده نمی شود معاون خبری که ادعا می کند هیچ دخالتی در طومار نویسی ندارد وقتی با مخالفت و عدم همراهی شماری از مدیران و سردبیران ایرنایی عضو گروه تلگرامی همفکری مدیران با چنین روش مذمومی مواجه می شود دستور حذف و خروج آنان از این گروه تلگرامی را صادر می کند و احتمالا در مرحله بعدی عزل این دسته از مدیران و سردبیران نیز در دستور کار معاونت خبر سازمان قرار می گیرد.

آنان که در نهادها و سازمان های دولتی فعالیت داشتند و دارند تغییر مدیری را بنا به صلاح تصمیم سازان و تصمیم گیران دولتی امری طبیعی و بدیهی می دانند شاید این موضوع برای افرادی چون پدرام الوندی معاون خبر ایرنا که از همشهری محله بدون هیچ سوابق دولتی به منصب ارشد ترین مدیریت خبری ایرنا رسید ثقیل به نظر آید و همان پیشینه جنجال آفرینی با جمع آوری طومار در برخی مجلات و نشریات را راهگشا بداند و در ایرنا نیز پیشه کند.

اما باید بدانیم که در سازمان های دولتی راهکار عزل و نصب های مسئولان و مدیران در سطوح مختلف را قانون تعیین و تصریح کرده و ساز و کار خودش را دارد نمی توان با اردوکشی مجازی و طومار نویسی باج خواهی منصب یا مناصب را اشاعه داد.

این شیوه تقابلی با قانون نه تنها راهگشا و در حمایت از مقام یا مدیر مورد نظر نیست بلکه تخریب ناآگاهانه و نابخردانه آن مدیر عالی است که متاسفانه باید اذعان کرد با اتخاذ چنین روش سبکسرانه طومار نویسی بیشترین ضربه و آسیب به شان علمی و اعتبار مدیریتی دکتر سید ضیاء هاشمی از سوی دوستان ناآگاه وارد شد که مصداق ضرب المثل "بهترین نوع تخریب ، دفاع بد است" به شمار می آید.

پرسشی که این روزها به ذهن ایرنایی ها خطور می کند این است که این همه تقلای عبث از سوی مدیران منصوب هاشمی درممانعت از تغییر ضیاء هاشمی برای چیست؟ آیا صرفا برای منافع حاصل از تداوم پست و مدیریت خودشان است؟ که البته پاسخ به نظر مثبت خواهد بود ولی آنچه که مایه تعجب است دست و پا زدن این مدیران و تمسک آنان به هر وسیله و روشی برای نگه داشتن مدیرعامل کنونی ایرنا است که این پرسش را تبدیل به ظن و گمان کرده است.

تصور این عده از پرسشگران ظنین شده این است که نگرانی برخی مدیران منصوب هاشمی نه لزوما برکناری هاشمی است بلکه اضطراب و نگرانی از دوران پسا هاشمی در ایرنا است که اگر مدیرعاملی غیر از باند آنها در این سازمان منصوب شود بسیاری از مسایل پوشیده وعملکردهای پنهانی و حساب و کتاب های مالی و رازهای نهفته عیان شود و تشت رسوایی آنان از بام ایرنا بیافتد.

به همین سبب است به تحرکات درون سازمانی و برون سازمانی با جمع آوری طومار مدیریتی و رایزنی های بیرون سازمانی ادامه می دهند تا در گام نخست به ممانعت از تغییر هاشمی و گام دوم انتصاب مدیرعامل از باند خوشان منتهی شود و وضعیت کنونی ایرنا با همه مسایل پیدا و پنهانش به دولت بعدی انتقال یابد.

در میان این کشاکش تصاحب صندلی مدیریت عالی ایرنا و تلاش شائبه برانگیز برخی معاونان و مدیران منصوب هاشمی در مخالفت با تصمیم تصمیم گیران و مقامات دولتی برای نگه داشتن مدیرعامل کنونی، آنچه که زیان دیده و می بیند خبرگزاری جمهوری اسلامی و کارکنان این سازمان خبری بین المللی و به طریق اولی دولت تدبیر و امید و کشور است.

این روزها معاونان و برخی مدیران خبرگزاری جمهوری اسلامی به جای انجام وظایف ذاتی خود تمامی توان و امکانات رسانه ای و نفوذ ایرنا را مصروف رایزنی ، طومارنویسی و اردوکشی درون سازمانی با هدف تقابل و رویارویی با تصمیم تصمیم گیران و مقامات دولتی و موافقان تغییر مدیرعامل ایرنا داشتند که این تنش های مدیریتی و رها شدگی مدیریت سازمانی ایرنا را در وضعیت استیصال و نابسامانی قرار داده به گونه ای که هر یک از کارکنان به یکدیگر می رسند ناخودآگاه می گویند در ایرنا چه خبره؟

*یادداشت وارده

لینک خبر :‌ پرسش
بسیاری از مؤسسات در شرایط عادی هم برای کسب حداقل درآمد و گذران امور مؤسسه با مشکلات جدی روبرو بودند و حالا با شرایط بوجودآمده از ویروسی کرونا، ضربه بیشتری را متحمل شده اند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، مدیر عامل اتحادیه مؤسسات و تشکل های قرآن و عترت در نامه ای به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی اعلام کرد که تعداد قابل توجهی از مؤسسات قرآنی در معرض خطر کاهش درآمد و تعطیلی اند.

به گفته مدیرعامل اتحادیه مؤسسات و تشکل های قرآنی، بسیاری از مؤسسات در شرایط عادی هم برای کسب حداقل درآمد و گذران امور مؤسسه با مشکلات جدی روبرو بودند و حالا با شرایط بوجودآمده از ویروسی کرونا، ضربه بیشتری را متحمل شده اند.

همه گیری کرونا وضعیت اقتصادی کشورهای جهان را به شدت تحت تأثیر قرار داده و تعطیلی به دلیل شرایط قرنطینه و فاصله گذاری، بسیاری از کسب و کارها را از رونق انداخته و یا به طور کلی تعطیل کرده است. رویدادهای زیادی در طول این ایام به دلیل شرایط بوجود آمده از ویروس کرونا، به تعویق و یا تعطیل شده اند. یکی از آنها، تعطیلی نمایشگاه بین المللی قرآن کریم است؛ نمایشگاهی که هر سال در ماه مبارک رمضان برگزار می شد اما امسال بنابر تشخیص ستاد ملی کرونا و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو شد.

رحیم قربانی در نامه ای که به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارسال کرده، گفته حالا که نمایشگاه برگزار نخواهد شد، بهتر است که هزینه آن را به مؤسسات قرآنی دهید تا بخشی از خسارات وارده به آنها جبران شود اما عبدالهادی فقهی زاده معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت و گو یا یکی از رسانه ها گفته است که به دلیلی لغو نمایشگاه بین المللی قرآن، اعتباری از سوی وزارت ارشاد به این معاونت واریز نشده است.

معاون قرآن و عترت وزیر ارشاد حتی این وعده را داده است که علی رغم مشکلات موجود، تا قبل از پایان خردادماه سال جاری، نسبت به پرداخت حمایت از فعالیت های آموزشی مؤسسات قرآنی در حد امکان، اعتباری تخصیص داده شود.

آنچه بیش از هر چیزی مهم است اینکه برای هزاران مؤسسه، قطع درآمد و عدم حمایت مالی نهادها و سازمان ها به منزله تعطیلی دائم آنها خواهد بود. اغلب آنها هیچ پس انداز و یا دسترسی به اعتبار مالی ندارند و اگر نهادهای بالادستی به آنها کمک نکنند چه بسا به طور کلی تعطیل شوند.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در باره حمایت از موسسات فرهنگی قرآن و عترت گفت: به دنبال شیوع ویروس کرونا و به بار آمدن خسارات متعدد، مکاتبات و هماهنگی هایی صورت گرفته است که امیدواریم به تخصیص بودجه و اعتبارات قابل توجه در این زمینه منجر شود.

به گزارش روابط عمومی معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، فقهی زاده در جلسه هماهنگی برنامه های این معاونت ویژه ماه مبارک رمضان گفت : از همان روزهای اولیه شیوع ویروس کرونا و بدون فوت وقت ، ستاد فرهنگی " اقدامات مقابله با کرونا " را در داخل معاونت تشکیل دادیم و فعالیت در فضای مجازی را شروع کردیم و با اجرای طرح " خانه های نورانی " اولین تجربه فعالیت مجازی قرآنی را در فضای کرونایی از ابتدای سال 99 رقم زدیم ؛ ا لحمدلله گام نخست این طرح با موفقیت در پایان فروردین ماه به پایان رسید و هم زمان با ماه مبارک رمضان، دومین مرحله از این طرح را ادامه خواهیم داد.

معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن تشریح برنامه های معاونت ، به لغو نمایشگاه بین المللی قرآن کریم در ماه مبارک رمضان اشاره کرد و گفت : همانطورکه قبلا اعلام کرده ایم، با توجه به پروتکل وزارت بهداشت و شرایط ویژه کشور امسال امکان برگزاری نمایشگاه بین المللی قران وجود ندارد و در این خصوص اعتباری نیز به معاونت تخصیص داده نمی شود .

دکتر فقهی زاده همچنین در خصوص اعلام زمان حمایت از موسسات قرآنی گفت: علی رغم مشکلات اعتباری موجود، ان شاءالله تا قبل ازپایان خرداد ماه 99 نسبت به پرداخت حمایت از فعالیت های آموزشی موسسات قرآنی در حد مقدورات اعتباری اقدام خواهیم کرد .

معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به این سوال که آیا نمی توان از اعتبار نمایشگاه بین المللی قرآن کریم در سال 99 برای طرح های حمایتی موسسات استفاده کرد؟ گفت : دریافت اعتبار برای هر طرح و برنامه ای منوط به تصویب آن در شورای طرح و برنامه وزارتخانه و برگزاری آن است، طرح ها و برنامه های دیگری عمدتاً در حوزه فعالیت های قرآن و عترت در عرصه فضای مجازی در معاونت و ادارات کل استانی پیش بینی شده است که نیاز به تامین اعتبارات لازم دارد .

فقهی زاده همچنین در باره جبران خسارات وارده به موسسات قرآنی که در اثر شیوع ویروس کرونا متضرر شده اند، گفت :

از طرف دیگر به دنبال شیوع ویروس کرونا و به بار آمدن خسارات متعدد در حوزه فعالیت های قرآنی مردمی ، مکاتبات و هماهنگی هایی از طرف معاونت برای حمایت از موسسات قرآن و عترت صورت گرفته است که امیدواریم به تخصیص بودجه و اعتبارات قابل توجه در این زمینه منجر شود؛ معاونت قرآن و عترت به محض حصول نتیجه جزییات آن را اعلام خواهد کرد.

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
در محله نفرآباد سکونت داشتند. پدرش در خان بازار حضرتی حضرت عبدالعظیم(ع) مغازه کوچکی داشت و او در ایام محرم هر روزی که به مغازه پدر سر می زد، گوشه چشمی هم به تعزیه خوان هایی داشت که در اطراف حرم به خصوص تکیه تاریخی نفرآباد تعزیه می خواندند. تماشای این تعزیه ها بهترین تفریح و سرگرمی او بود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳

به گزارش رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به نقل از همشهری آنلاین، تعزیه خوان ها آن چنان واقع گرایانه اجرا می کردند که او همزادپنداری عجیبی با آنها پیدا و آرزو می کرد روزی مانند آنها تعزیه بخواند و نمایش اجرا کند، اما پدرش با توجه به باورهای مذهبی، با فعالیت فرزندش در نمایش و موسیقی مخالف بود. تا اینکه علاقه و عشق پسر به کارهای هنری، پدر را هم مجاب کرد تا با فعالیت های او مخالفتی نداشته باشد. شهاب راحله همان پسرک بازیگوش کوچه پس کوچه های نفرآباد، حالا در 41 سالگی هنرمندی است با دغدغه های ریز و درشت. علاقه او به هنر، یادگاری از همان تعزیه های بی بدیل و هنرمندانه ای است که در تکیه های نفرآباد اجرا می شد. راحله حالا در زمینه نمایش، موسیقی، خوانندگی و البته نوشتن دستی بر آتش دارد.

دانش آموخته مدیریت فرهنگی و هنری است. دانش آموز که بود، به همراه چند تن از دوستانش در مدرسه تئاتر اجرا می کرد. بزرگ تر که شد تصمیم گرفت کار هنری را جدی تر دنبال کند. برای این کار تنها مرکز سینمایی یعنی انجمن سینمای جوان ری بهترین گزینه بود. او و دوستانش بعد از قبولی در آزمون ورودی موفق شدند وارد انجمن شوند و در کلاس ها شرکت کنند. آنها بعد از مدتی در سال 1375 یک گروه نمایش تشکیل دادند و نام آن را گروه تئاتر راگا گذاشتند و امروز همان گروه با نام گروه تئاتر بیان در وزارت ارشاد ثبت شده است. حالا برخی اعضای گروه حضور موفقی در عرصه هنر دارند.

راحله که سال گذشته جایزه ویژه 40 سالگی انقلاب را در بخش تئاتر از رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران دریافت کرده است، می گوید: برخی نمایش هایی که در جوانی اجرا کردیم، خیلی مورد توجه قرار گرفت. یکی از کارهای ما، نمایش موسی و شبان بود که برای اجرا در ایتالیا دعوت شد، اما از آنجا که بیشتر اعضای گروه ما کم سن بودند و خدمت سربازی نرفته بودند، نتوانستیم برای اجرا به ایتالیا برویم.

یک مرکز فرهنگی کافی نیست

راحله معتقد است بچه های ری سرشار از استعدادهای هنری هستند. این در حالی است که ری فقط یک فرهنگ سرا و یک مجتمع فرهنگی هنری دارد. او می گوید: شهرری باید حداقل 10 فرهنگ سرا و چند مجتمع فرهنگی هنری داشته باشد. در حالی که تنها فرهنگ سرای منطقه هم هنوز با استانداردها فاصله دارد و از همه بدتر همین مراکز محدود هم در بین مردم شناخته شده نیستند و شهروندان به خوبی از برنامه های آنها مطلع نمی شوند. این نکات زمانی نگرانی ما را بیشتر می کند که بدانیم هم اکنون در شهرری حدود هزار و 500 قهوه خانه فعال است. حالا تصور کنید جوان و نوجوان ری تا رسیدن به تنها فرهنگ سرای منطقه، در مسیر خودش با چه خطراتی مواجه است. آسیب های اجتماعی کنار گوش بچه های ماست. خودم چند تن از دوستانم را در اثر این گونه غفلت ها از دست دادم.

او که این روزها به عنوان صداپیشه در برنامه نوگلان قرآنی شبکه قرآن مشغول کار است، می گوید: برای توسعه فرهنگ و هنر در جامعه باید هزینه کرد. بسیاری از بچه های بااستعداد شهرری به دلیل مشکلات مالی خانواده هایشان قادر به شرکت در کلاس های آموزشی نیستند.

از نظر شهاب راحله، این روزها همه چیز شکل فرهنگی دارد؛ از تهدیدها گرفته تا جنگ ها. او می گوید: باید روی فرهنگ سرمایه گذاری شود. ما باید امکانات لازم برای هدایت بچه هایمان داشته باشیم.

اجرای تئاتر خیابانی در شهرری

هنوز هم آن مرد دوره گرد را فراموش نکرده است؛ همان که بساط نمایشش را در میدان کوچک شهرری برپا و پرده خوانی می کرد و پسرک بدون هیچ واسطه ای می توانست نمایش ببیند و مسحور هنرنمایی مرد پرده خوان شود. شهاب راحله که قبلاً مصیبت های وارده بر اهل بیت(ع) را در تعزیه خوانی های تکیه نفرآباد دیده بود حالا دیدن شمر در داخل دیگ آب جوش و خولی با زنجیرهایی بر دست و گردن حتی بر روی پرده نقاشی برایش بسیار هیجان داشت و آبی بود بر آتش درونش. همه این خاطره های شیرین سبب شد تا این هنرمند متعهد اهل شهرری خاطرات کودکی را چون گنجی گران بها با خود به روزگار جوانی بیاورد و همین خاطرات سنگ بنای علاقه او به تئاتر خیابانی شود. این گونه بود که وقتی عباس عبدی یکی از پیشکسوتان هنر تئاتر از او برای اجرای تئاتر خیابانی دعوت کرد، با اشتیاق پذیرفت و با وجود فرصت ها و اجراهای خوبی که در تئاتر صحنه ای داشت، اما همچنان به اجرای خیابانی وفادار ماند و حالا یکی از هنرمندان نام آشنای عرصه تئاتر خیابانی است.

شهاب راحله در مورد تئاتر خیابانی می گوید: در تئاتر صحنه ای، همه چیز در خدمت بازیگر است؛ چه از لباس فاخر و موسیقی گرفته تا نور و عوامل دیگر، اما در نمایش خیابانی هنرمند است و تماشاگرانش که بی واسطه نمایش را تماشا می کنند.

او می گوید: شهرری محل نشو و نمای من بوده و هست. من در کنار دوستان هنرمندم اجراهای زیادی در شهرری داشته و تا کنون موضوعات زیادی را دستمایه کار نمایش خیابانی در شهرری قرار داده ام. از موضوعات مذهبی و آیینی گرفته تا شکاف بین نسل ها، دفاع مقدس و... و باز هم اگر مسئولان و مردم شهرری بخواهند، اجراهای دیگری هم خواهیم رفت.

شهاب راحله افتخارات زیادی را در کارنامه خود دارد، از جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره مهر برای نمایش نقش نور گرفته تا جایزه دوم کارگردانی در جشنواره تئاتر فجر در سال 1380 برای نمایش فاتح خیبر. همین نمایش در نشست سران کشورهای اسلامی هم اجرا شد و مورد تقدیر قرار گرفت. راحله پیش از آن هم در سال 1379 جایزه نخست کارگردانی را از جشنواره بین المللی عروسکی یونیما برای نمایش موسی و شبان گرفته بود. کارهای شهاب راحله در اغلب جشنواره ها جزو آثار اول تا سوم است، اما خودش معتقد است چیزی به نام آلبوم افتخارات ندارد و همه این تقدیرنامه ها و جوایز چیزی جز کسب تجربه نبوده است.

لینک خبر :‌ فرهنگ وهنر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : خبرگزاری جمهوری اسلامی جماران

بزرگنمایی:

پیام خوزستان - اهواز - بلایای طبیعی همواره بخشی از جامعه را به نوعی درگیر می کند اما این بار ویروس کرونا همه قشرها و از جمله جامعه موسیقیایی را نیز متاثر کرده است.این روزها با تعطیلی آموزشگاه های موسیقی در اهواز ساز این آموزشگاه ها از کوک خارج شده است.

توقف فعالیت آموزشگاه های موسیقی بر اثر شیوع کرونا موجب قطع در آمد اهالی موسیقی شده است. نوازندگان و فعالان عرصه موسیقی که هزینه زندگی خود را از طریق آموزشگاه های موسیقی و نیز تدریس به دست می آورند و اکثر این افراد جز نوازندگی شغل دیگری ندارند .
کرونا در حال حاضر تلنگری بر جامعه هنری بخصوص موسیقی وارد کرده تا به فکر درآمدزایی از طریق شغل دیگری باشند .
ورشکستگی آموزشگاه های موسیقی به دلیل شیوع بیماری کرونا
مسئول واحد موسیقی حوزه هنری خوزستان با اشاره به برگزاری کلاس های موسیقی با رعایت پروتکل های بهداشتی اظهار داشت : طی سه ماه تعطیلی آموزشگاه های موسیقی متاسفانه صاحبان ملک آموزشگاهها اجاره بهای خود را طلب می کنند و با توجه به اینکه آموزشگاهها در این مدت هیچ درآمدی نداشته اند با مشکلی جدی روبرو شده اند و از مسئولان انتظار کمک دارند.
سجاد کوراوند ادامه داد : از دولت تقاضا داریم با اعطای تسهیلات بلاعوض و یا اعطای وام کم بهره با دوره تنفس و پرداخت مدت دار از آموزشگاه های موسیقی حمایت جدی به عمل آورد.
وی گفت : آموزشگاه های موسیقی در این مدت حدود سه ماه هیچگونه فعالیتی نداشته اند و همین عامل باعث می شود تا هنرآموز موسیقی دلسرد شود ، این در حالی است که می توان در محل آموزشگاه با رعایت کامل نکات بهداشتی بر اساس ارائه زمان بندی برای هر هنرآموز تدریس را به صورت انفرادی ادامه داد .
کوراوند افزود : اکثر مدرس های موسیقی تنها یک شغل در آموزشگاه دارند که در این مدت با مشکل معیشتی روبرو شده اند و اگر این روند ادامه یابد با چالش سخت تری روبرو خواهندشد.
مسئول واحد موسیقی حوزه هنری خوزستان با اشاره به ورشکستگی آموزشگاه بر اثر شیوع ویروس کرونا گفت : اگر این روند ادامه پیدا کند تمامی آموزشگاه هایی که شرایط یکسانی در پرداخت اجاره بها دارند ورشکست می شوند و به ناچار مجبور به تعطیلی کامل آموزشگاه خواهند شد .
کوراوند خاطرنشان کرد : این دغدغه جدی اهالی موسیقی است و امیدواریم هرچه زودتر این مساله تمام شود ؛چرا که اگر ادامه یابد مشکلات جدی تری در پی خواهد داشت .
فضای مجازی راهکار مناسبی برای آموزش موسیقی نیست
یک مدرس موسیقی در اهواز در گفت وگو با خبرنگار ایرنا اظهارداشت :متاسفانه با شیوع ویروس کرونا تمام برنامه های هنری مختل شده است و جامعه مدرسین موسیقی را دچار مشکل کرده . فعالیت های موسیقی به این دلیل اینکه با مخاطب سروکار دارد بیشتر آسیب دیده است .
مهزیار کریمی مدرس ساز سنتی در اهواز بااشاره به کارآمد نبودن فضای مجازی در بحث آموزش ادامه داد : فضای مجازی برای برخی حرفه ها مناسب است ولی برای آموزش موسیقی که باید شاگرد حتما در کنار استاد مشق و تمرین را بیاموزد خیلی کارایی ندارد .
وی افزود : برخی هنرجوها با انگیزه قبل از شیوع کرونا فعالیت آموزشی خود را آغاز کردند که با شیوع این بیماری و تعطیلی مراکز آموزشی آنان از ا دامه کار دلسرد شده اند.
این مدرس آموزش ساز گفت : باتعطیلی آموزشگاه ها بسیاری از مدرسان موسیقی بیکار شده اند. شغل ما فقط تدریس موسیقی است و در آمد دیگری غیر از این نداریم ضمن اینکه برخی از نوازندگان موسیقی با اجرای کنسرت ها درآمدزایی داشتند که شیوع ویروس کرونا کلیه کنسرت ها و اجراهای موسیقی را به تعطیلی کشاند.
وی خاطرنشان کرد : مسئولان ذیربط باید به این مساله به طور جدی نگاه کنند و چاره اندیشی کنند باید برای جبران خسارت و تامین معشیت هنرمندان موسیقی فکری اساسی کرد.
90درصد آموزشگاه های موسیقی اهواز اجاره ای هستند
مدیر آموزشگاه موسیقی سرایش اهواز که حدود سه ماه است آموزشگاه وی تعطیل شده است نیز گفت: تعطیل شدن آموزشگاه باعث شده تا هزینه های سنگینی متحمل شویم مخصوصا هزینه اجاره ملک چرا که حدود 90 درصد آموزشگاه های اهواز اجاره ای هستند و با تعطیلی فعالیت مشکل پرداخت اجاره بها دارند.
عارف قادری نژاد افزود: میانگین اجاره ماهانه یک محل برای ایجاد آموزشگاه موسیقی در اهواز بالغ بر 50 میلیون ریال است که تامین این هزینه با این شرایط بسیار دشوار می باشد .هزینه ماهانه یک آموزشگاه با محاسبه هزینه آب ،برق ، تلفن ، منشی بیش از 100 میلیون ریال است.
وی با اشاره به برگزاری کلاسهای غیر حضوری و مجازی گفت : برگزاری کلاس های مجازی باتوجه به سرعت کم اینترنت با مشکل مواجه شده است بسیاری از کلاس های مجازی هنرجویان نیمه تمام مانده و روند آموزش آنها متوقف شده است.
قادری نژاد با بیان اینکه سال گذشته شهریه کلاس های آموزشی از سوی اداره کل ارشاد اسلامی خوزستان افزایش یافت ولی بسیاری از آموزشگاه ها با همان تعرفه سابق شهریه دریافت کردند افزود : اکثر آموزشگاه ها با توجه به شرایط اقتصادی هنرجوها همان شهریه سال 97 را دریافت می کردند تا هنرجوهای این رشته هنری به دلیل شهریه بالا آموزش را رها نکنند.
مدیر آموزشگاه موسیقی سرایش با بیان اینکه تا کنون هیچگونه کمک مالی به آموزشگاه های موسیقی صورت نگرفته است خاطر نشان کرد : از مسئولان درخواست داریم برای جبران خسارتی که به آموزشگاه ها وارد شده فکری اساسی کنند و با پرداخت تسهیلات بلاعوض یا کم بهره از این قشر حمایت کنند.
برآورد خسارت کرونا به آموزشگاه های موسیقی
مدیر هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با اشاره به برآورد خسارت آموزشگاه ها در دوران تعطیلی حدود سه ماهه ناشی از شیوع کرونا در گفت وگو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت : اداره کل ارشاد اسلامی در حال جمع آوری برآورد خسارتهای آموزشگاههای موسیقی اهواز و استان است که پس از تکمیل اطلاعات خسارت های وارده از نظر هزینه های آموزش ، مدرسین و اجاره بها به سازمان اعلام و طبق مصوبه درنظر گرفته شده پرداخت خواهد شد .
ژاله شفیعی با بیان اینکه آموزشگاه ها با در نظر گرفتن پروتکل های بهداشتی می توانند به صورت انفرادی کلاسها و دوره های خود را در محل آموزشگاه برگزار کنند افزود : طی سه ماه تعطیلی خسارات بسیاری به آموزشگاه ها و هنرجویان وارد شده است.
ویرگفت : آموزشگاه ها می توانند با هنرجوهای خود به صورت مجازی ارتباط داشته باشند ؛ هرچند این نوع آموزش با توجه به سرعت اینترنت و مشکلات موجود و بعضا نداشتن گوشی هوشمند سخت است ولی از طرفی باعث خواهد شد هنرجو از روند آموزش دور نمایند .
شفیعی در عین حال گفت : طی سه ماه شیوع ویروس کرونا در کشور انتشار برخی آثار هنرمندان موسیقی در فضای مجازی و بهره برداری از امکانات این فضا باعث شده تا موسیقی رنگ و بوی بیشتری نسبت به قبل داشته باشد و مورد توجه همگان قرار گیرد .
وی گفت : درست است برنامه های فرهنگی نظیر جشنواره های موسیقی تعطیل شده است ولی طی این مدت به همت اساتید موسیقی و گروه های موسیقی برنامه ها و جشنواره های خوبی در فضای مجازی برگزار شد که نشان دهنده فعالیت و همت اهالی هنر موسیقی استان خوزستان و کشور است.
مدیر هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با بیان اینکه آثار فاخر و برجسته ای طی این مدت تولید شده است گفت : انجمن موسیقی استان خوزستان در این مدت آثار و برنامه های فاخری را در فضای مجازی منتشر کرده و زمینه ای برای سرگرمی ، آموزش و بهره مندی علاقه مندان به موسیقی در این شرایط که طرح محدودیت اجتماعی در کشور اجرا شده را فراهم کرده است.
کلانشهر اهواز حدود 25 آموزشگاه هنری موسیقی دارد که با شیوع ویروس کرونا از ابتدای اسفند 1398 تعطیل شده اند و هیچگونه فعالیتی ندارند .
ویروس کرونا نخستین بار در شهر ووهان چین شناسایی شد و تاکنون به 210 کشور سرایت کرده است که سازمان بهداشت جهانی را برآن داشته تا وضعیت فوق العاده اعلام کند.
شیوع ویروس کرونا در کشور موجب توقف فعالیت مراکز آموزشی و فرهنگی همچنین لغو کنسرت ها و همایش ها در کشور شد. در این مدت اهالی موسیقی اقدام به تولید محتوا در زمینه هنری ، ادبیات ، موسیقی و تئاتر به صورت آنلاین در فضای مجازی کردند.
برچسب ها
ویروس کرونا موسیقی سنتی ایرانی کنسرت موسیقی اهواز
پروندهٔ خبری
خسارت اقتصادی کرونا به اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه

لینک خبر :‌ خوزستان آنلاین
ایسنا/آذربایجان غربی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی گفت: کرونا به حوزه فرهنگ و هنر استان 21میلیارد تومان خسارت زد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : آمد خبر

حجت الاسلام ناصر خدایاری در گفت وگو با ایسنا افزود: طبق آخرین برآوردها از آغاز شیوع کرونا تاکنون 21میلیارد تومان به حوزه فرهنگ وهنراستان خسارت وارد شده است.

وی با اشاره به اینکه جامعه هنر، اصحاب فرهنگ و رسانه نیز به تناسب بقیه اصناف ازبابت شیوع کرونا متضرر شده اند، تصریح کرد: انجمن های سینمایی، موسیقی، هنرهای تجسمی، آموزشگاه های موسیقی، ناشران وکتاب فروشی ها ومطبوعات دراین ایام بیشترین خسارت را متضرر شده اند.

حجت الاسلام خدایاری با اشاره به اینکه وزارت ارشاد در پی جبران این خسارت ها است، خاطر نشان کرد: درخواست طرح تسهیلات بلاعوض باسود کمتر، اجرای طرح(تحفه) برای کمک به فرهنگ و هنر با سود26 درصد و پیگیری وصول خسارات ایام شیوع کرونا و توزیع عادلانه در بین اصحاب فرهنگ وهنر از جمله حمایت های اداره کل از اصحاب فرهنگ و رسانه است.

وی با تاکید براینکه میزان خسارت به چاپخانه ها به صورت مجزا بررسی شده است، اظهار کرد: درحال حاضر از 300کانون تبلیغات و آگهی استان، 200کانون فعال بوده و برای همه آنها درخواست تسهیلات بانکی کم بهره داده شده است.

مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی یاد آور شد: از 150دکه مطبوعات استان برای100دکه دار تسهیلات بلاعوض با سود کمتر از وزارت خانه درخواست کرده ایم.

وی با اشاره به اینکه هیچ کدام ازفعالیت فرهنگی و هنری استان در ایام کرونا تعطیل نشده است، اظهار کرد: تمامی فعالیت ها به صورت مجازی برگزار می شود و دراین مدت بیش از گذشته استعدادها به ویژه استعداد های شمال وجنوب استان معرفی و تولید محتوا شده است.

حجت الاسلام خدایاری ادامه داد: رونمایی از بازی اندرویدی ویروس کرونا، تولید بیش از500 برنامه درارتباط با بیماری کرونا، پایش بیش از10هزار خبر، راه اندازی نرم افزار ختم مجازی و رونمایی ازاین محصول درصورت ادامه بیماری کرونا، برگزاری مسابقات کتابخوانی و جشنواره های مجازی ازجمله اقدامات اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان درایام تعطیلی کرونا است.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ سایت های دیگر : رادیو گفت و گو فصل اقتصاد

فصل تجارت - در شرایطی که شیب ابتلا به بیماری منحوس همچنان صعوی است و مدیران خوش خیال خود را به خواب زده و شرایط را عادی می بینند، دولت با طرح بازگشایی داوطلبانه سینماها، توپ بازی با سلامت مردم را در زمین سینماداران انداخته است.
هومن بیک نژاد، سینمادار تبریزی که در برنامه رادیویی "تقاطع فرهنگ" سخن می گفت، با اشاره به حمایت های مثبت وزارت ارشاد از بخش خصوصی، اظهار کرد: برخی افراد در حال حاضر سینماهایی را از وزارت ارشاد اجاره کرده اند که سالن آن در داخل مجتمع های فرهنگی است و تمامی هزینه ها نیز بر عهده موجر است.
وی با بیان این مطلب افزود: ما هم اینک ماهانه بیش از 60 میلیون تومان به وزارت ارشاد اجاره پرداخت می کنیم که اگر سینماها راه افتد، از نظر قانونی امکان تفکیک اجازه بها برای ما مقدور نیست.
بیک نژاد با بیان اینکه از منظر کارشناسی سالن های سینا و تئاتر در این مجتمع های فرهنگی از یکدیگر تفکیک نشده تا اجاره بهای هر سالن که اقدام به بازگشایی می کند، به صورت مجاز پرداخت شود، افزود: طی دو ماه اخیر قرار شد اجاره بها از سوی وزارت ارشاد پرداخت نشود ولی مشکل بزرگ تر، آنست که تئاتر داران قصد بازگشایی دارند.
وی بازگشایی سینماها با ظرفیت بالا و مخاطب اندک را اقدامی کاملا غیر اقتصادی دانست و گفت: هیچیک حتی برای دریافت بسته حمایتی قدم به این مجتمع فرهنگی هنری نمی گذارد؛ چه برسد به آنکه قصد خرید بلیط و تماشای فیلم در داخل سینما را داشته باشد.
بیک نژاد تصریح کرد: هم اینک هیچ راهکاری حتی برای بازگشایی 30درصد ظرفیت سینماها وجود ندارد چراکه وزارت ارشاد هیچگاه به دریافت 30درصد اجاره خود راضی نمی شود.
این سینمادار به رادیو گفت وگو گفت: در حال حاضر مالیات و هزینه های سالن بر عهده سینمادار است. وقتی از سینما صحبت می کنیم همه سینما کوروش را در ذهن تصور می کنند اما سینماهایی داریم که تنها با یکی دو سالن فعال هستند. وزارت ارشاد چه فکری برای این سینماها کرده است؟
بیک نژاد در خصوص روند پخش فیلم نیز در بحران کنونی گفت: برخی پخش کننده ها با تهیه کننده هایی روبرو هستند که برای اکران فیلم مصر بوده و احساس می کنند حتی در شرایط کنونی فروش خواهند داشت ولی تهیه کننده های حرفه ای هیچگاه چنین تمایلی ندارند.

لینک خبر :‌ فصل تجارت
معاون اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان از بخشودگی سهم کارفرمای بیمه هنرمندان برای سه ماه خبر داد و گفت: طبق برآورد کرونا 50 میلیارد ریال به فرهنگ و هنر استان ضربه زده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

محمود علیمحمدی امروز در گفت وگو با خبرنگار فارس در زنجان اظهار کرد: شیوع بیماری کرونا موجب تعطیلی مراکز فرهنگی، کتابفروشی ها، برنامه های هنری و ... شد.

معاون اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان از لغو بسیاری از برنامه های فرهنگی در استان به علت شیوع کرونا خبر داد و گفت: پس از پایان این بیماری، برنامه ها از سر گرفته می شود.

وی با اشاره به اینکه طبق برآورد انجام شده کرونا 50 میلیارد ریال به فرهنگ، هنر و رسانه استان خسارت وارد کرده است، گفت: بخشی از این خسارت ضرر و زیان و بخشی نیز مربوط به منفعت حاصل از کسب است که حاصل نشده است.

علیمحمدی با اشاره به برنامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای حمایت از اصحاب هنر و رسانه برای جبران بخشی از خسارات وارده ناشی از کرونا تصریح کرد: در همین راستا بخشودگی سهم کارفرما در بیمه هنرمندان در ماه های فروردین، اردیبهشت و خرداد را خواهیم داشت.

وی با اشاره به اینکه طبق برآورده های انجام شده سهم کارفرما بین 600 هزار تا 2 میلیون تومان است که وزارتخانه نسبت به بخشودگی آن اقدام می کند، گفت: امکان استفاده از این تسهیلات برای هنرمندان ایجاد شده است.

انتهای پیام/73005/ق

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
چندی است در مشکین دشت برخی با یدک کشیدن نام مقدس خبرنگار، سعی در تخریب و باج گیری از مسئولین و منتخبین مردم را دارند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۲/۱۱

به گزارش شهروندالبرز ، به نقل از پیام رسان البرز ، خبرنگاری شغلی است با تعاریف مشخص و چهار چوب های معین، خبرنگار فردی است که با اتکا به قوانین و مقررات حوزه خبر فعالیت می کند.

چندی است در مشکین دشت برخی با یدک کشیدن نام مقدس خبرنگار، سعی در تخریب و باج گیری از مسئولین و منتخبین مردم را دارند.

با سکوت مسئولین ذی ربط و عدم برخورد قاطع با این افراد معلوم الحال، فرصت را غنیمت شمرده و با استفاده از ادبیاتی سخیف و کوچه بازاری به اصلاح افراد را نقد می کنند.

جالب اینکه در برخی مطالب خود را مدعی العموم تلقی کرده و پا را از گلیم فراتر برده اند و خود را در جایگاه قضاوت قرار داده اند.

در نوع نوشتار این افراد خبرنگار نما بیشتر از زبان تمسخر، تهمت و افترا استفاده شده که نمایانگر نبود سو