بولتن فرهنگی هنری / مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی 16 شهریور 98
انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان با نگارش نامه ای خطاب به سیدعباس صالحی نسبت به موضع گیری وی درباره کپی رایت برای کتاب های کودک به شدت انتقاد کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶ سایت های دیگر : خبرگزاری کتاب ایران ایرانا چاپ و زندگی

به گزارش خبرنگار مهر ، چندی پیش و در آستانه هفته دولت، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری در شبکه دوم سیما به مرور فعالیت ها و دستاوردهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره تصدی مقام وزارت توسط خود پرداخت و در این میان اشاره ای نیز به فعالیت های انجام شده در این وزارتخانه در حوزه کودک و نوجوان به میان آورد. انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان در راستای اظهارنظرهای صالحی در این گفتگو اقدام به تهیه و انتشار نامه ای خطاب به وی درباره اظهاراتش در این حوزه کرده است. متن این نامه که نسخه ای از آن نیز در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته است به این شرح است:

جناب آقای دکتر سید عباس صالحی

وزیر محترم فرهنگ وارشاد اسلامی

با سلام و احترام

حضرت عالی در گفتگوی اخیرتان در شبکه دوسیمای جمهوری اسلامی ایران، به طرح مسائل گوناگون در حوزه فرهنگ پرداخته و طی آن به نکات امید بخشی اشاره داشتید. موضوع هایی از قبیل رتبه بندی ناشران، توجه ویژه به ناشران فعال، کتاب سازی و اقدامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای مقابله با قاچاق کتاب و تلاش در جهت کاهش التهابات در بازار کاغذ و ...

جناب عالی اشاره کرده اید ایجاد تعادل بین تالیف و ترجمه، هسته خاص کیفی و نگرش گرایانه تالیفی اهل قلم و ناشران در کنار انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نو جوان را می طلبد و ادامه داده اید گفتگوهای قابل توجهی در زمینه های مختلف نشر کتاب کودک و نوجوان داشته ایم. لازم است اشاره شود که متاسفانه این انجمن با 92عضو و با میزان حدود 60 در صد تولید کتاب کودک و نو جوان کشور، در جریان این مبحث قرار نداشته و هیچ تماس وگفتگویی در این مورد با این انجمن صورت نگرفته است. نگرانی اعضای انجمن این است که نظرات غیر کارشناسی در این موضوع ارائه شده است.

انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان از رویکرد وزیر محترم به تقویت امر تالیف و قانونمند شدن ترجمه از طریق حمایت از حقوق مادی و معنوی (کپی رایت) در حوزه نشر، چه در داخل کشور و چه در سطح بین المللی، استقبال میکند و آماده هر گونه همراهی در این امر مهم است. اما باور داریم که رعایت حق نشر تنها محدود به حوزه کتاب کودک ونوجوان نیست و باید در تمام حوزه ها دنبال شود و اگر قرار بر نقطه آغازی باشد، لازم است بررسی هایی در این باره انجام شود که در کدام حوزه آسان تر و روان تر می توان به این هدف دست یافت.

ضمنا باید توجه داشت در حوزه کودک و نوجوان کپی رایت و پرداخت حقوق مولف، تصویرگر و مترجم در شرایط بحرانی و تورمی کشور باعث افزایش هزینه تولید برای ناشر و در نتیجه افزایش قیمت کتاب کودک برای مصرف کننده آن می شود، لذا در اولویت قرار دادن این حوزه، که ضعیف ترین بخش اقتصادی نشر کشور است، احتمال نادیده گرفتن آثار سوء این موضوع را تداعی می کند.

در فرمایشات حضرت عالی آمده است ...که نشر کودک و نو جوان موظف باشد تا از ناشر خارجی اجازه ترجمه وانتشار کتاب را دریافت کند ولی مشخص نشده که آیا در این الزام، راهکارهای عملی و قانونی و راه حل های رفع مشکلات موجود در مسیر عملی شدن این الزام مورد توجه قرار گرفته است؟ به عنوان مثال:

1- با توجه به تحریم ظالمانه از سوی کشور آمریکا و اجتناب بنگاههای نشر از همکاری با ناشران ایرانی، چه تمهیدی برای وادار کردن آن ها به عقد قرارداد با ناشران ایرانی اندیشیده شده؟ آیا مشاوران محترم شما به این معضل بزرگ توجه کافی داشته اند؟.

2- برای پرداخت حقوق ناشر، مولف و تصویرگر خارجی با توجه به تحریم نظام بانکی کشور و اجتناب از گشایش حساب برای اشخاص و موسسات ایرانی در بانک های خارجی، چه راه حلی در نظر گرفته شده است؟ در این باره فقط معدود ناشران ایرانی، که در خارج از کشور شرکت تاسیس کرده اند، می توانند وارد عمل شوند. شنیده هاحاکی از این است که متأسفانه حتی حساب برخی از آژانس های ادبی داخلی در خارج از کشور نیز مسدود شده است.

3- برای تامین ارز مورد نیاز بابت خرید رایت، آیا بانک مرکزی ایران همکاری لازم را با ناشران ایرانی خواهد داشت؟ اگر همکاری لازم صورت نگیرد، آیا سازمانی امورمالیاتی ارزهای تامین شده از بازار آزاد رادر محاسبات ناشران مورد قبول قرار خواهد داد؟ واین در حالی است که خرید ارز از بازار آزاد به عنوان قاچاق، نوعی جرم تلقی می شود.

4- آیا به مشکل تداخل نظام ممیزی در حوزه کتاب کودک و نوجوان با رعایت حقوق مادی و معنوی پدید آورنده خارجی توجه و چاره اندیشی شده است؟ شایسته است توجه شود که عقد قرار داد و پرداخت بخشی از مبلغ قرار داد به ناشر خارجی، قبل از ترجمه و ممیزی انجام می گیردو ناشر ایرانی در قراردادهای رسمی متعهد می شود اثر را بدون هیچگونه دخل و تصرف چه در متن وچه در تصویر منتشر کند.

5- در صورت عدم رعایت کپی رایت از سوی دیگر ناشران، صاحب این حق در کدام محکمه ی قضایی می تواند اعاده حق کند؟ آیا محاکم کشور بدون تصویب قانون الحاق به کپی رایت می توانند رای به نفع صاحب این حق صادر کنند؟ اصولا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این زمینه با قوه قضاییه رایزنی لازم را انجام داده است؟

در پایان اشاره می شود انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان قطعا به حمایت از تالیف و مدیریت ترجمه باور دارد و همواره در اجرای سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه مربوط در کنار مسئولان آن وزارتخانه بوده و خواهد بود. (هر چند که در یکی دو سال اخیر مورد بی مهری وبی توجهی قرار گرفته است) لذا، در شرایط بحران اقتصادی و تحریم های سنگین که بر کشور و مردم تحمیل شده است، باید تمام جوانب و مشکلات را با دقت کارشناسی و سپس تصمیم گیری کرد. قبل از هر چیز باید به سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها برای حمایت و رفع موانع حوزه تالیف اندیشید و این چرخه را روان تر و پویا تر ساخت و در کنار آن ترجمه را قانونمند نمود.

کد خبر 4713014

حمید نورشمسی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر

به گزارش جماران؛ سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حساب توییتری خود نوشت:

عاشورا تجسم قیامت صغری است. در پل صراط تصمیم. یک سو مرگ با حسین (ع) و آن سو زندگی با یزید.

هر محرم و عاشورا، یادآور یک دلهره وجودی است:

این که چقدر تصمیم درست می گیریم.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ جماران
نشست هم اندیشی " نمایشگاه ملی اقدامات حوزه آسیب های اجتماعی " بین همایون امیرزاده رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پروین داداندیش مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و زهرا عابدینی مشاور رئیس سازمان امور اجتماعی وزارت کشور برگزار شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : خبرگزاری شبستان

به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در ابتدای این جلسه امیرزاده با بیان اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ظرفیت ها و امکانات خود را برای برپایی هرچه بهتر این نمایشگاه به کار خواهد گرفت، اظهار داشت: دستور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز براین است که در این زمینه از تمام ظرفیت های خود به نحوی مطلوب استفاده کنیم.

وی ادامه داد: با تشکیل شورای اجتماعی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رویکرد تازه ای در این زمینه آغاز شده و این رویکرد مبتنی بر توجه عمیق تر این وزارتخانه به پدیده های اجتماعی به ویژه آسیب های پیرامون آن است، همچنین جدای از بخش آسیب های اجتماعی این وزارتخانه در موضوع نشاط اجتماعی نیز به دنبال توسعه زیرساخت های مناسب و تقویت اوقات فراغت است.

امیرزاده تاکید کرد: فعالیت های حوزه های اجتماعی با انتصاب مشاور امور اجتماعی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان دهنده تمرکز ویژه این وزارتخانه در حوزه های اجتماعی است و این موضوع نه تنها در بخش ستاد بلکه در پایین ترین رده های مدیریتی و اجرایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یک رویکرد ضروری و اثرگذار مورد توجه قرار گرفته است.

وی یادآور شد: تقویت ابعاد محتوایی و اجرایی با اتخاذ رویکرد حضور فعالانه تر در موضوعات اجتماعی مدنظر این وزارتخانه بوده و سعی می شود از این نمایشگاه به عنوان یک فرصت استفاده شود تا دستاوردها، دغدغه ها، تنگناها و محدودیت هایی که در این زمینه وجود دارد بیشتر نمایان شود.

در ادامه زهرا عابدینی هدف از برپایی این نمایشگاه را تشریح کرد و گفت: ما به دنبال تاسیس نمایشگاهی برای اطلاع رسانی اقدامات دولت و سایر قوا در بخش آسیب های اجتماعی هستیم، همگرایی و هم افزایی دستگاه ها به همراه زیرساخت های ایجابی و بودجه ای این موضوع را محقق خواهد کرد.

وی ادامه داد: از طریق این نمایشگاه ظرفیت شناسی سایر دستگاه ها محقق می شود و می توانیم الگوی مدیریتی و تجربه های جدید کاری را در آن مشاهده کنیم، به اعتقاد ما تا زمانی که اقدامات انجام شده به صورت نمایشگاهی در نیاید نمی توان اقداماتی که تا به امروز در این زمینه انجام شده است را نشان داد.

مشاور رئیس سازمان امور اجتماعی وزارت کشور خاطرنشان کرد: ما به دنبال برپایی این نمایشگاه به صورت دستگاهی نیستیم اما به این نتیجه نیز رسیده ایم که اقدامات اصلی در مورد آسیب های اجتماعی به خوبی از سوی دستگاه ها ارائه نمی شود، به همین منظور نمایشگاه، با رویکرد موضوع محوری برگزار می شود.

عابدینی یادآور شد: براین اساس هیچ دستگاه و استانی در این نمایشگاه غرفه نخواهد داشت و موضوعات، محور نمایشگاه خواهند بود.

وی ابراز داشت: این نمایشگاه دارای بعد علمی خواهد بود، درواقع موضوعات متناسب با وضع موجود، رویکرد مدیریتی و برنامه ای به صورت گامی رو به جلو بررسی خواهد شد.

در پایان این جلسه پروین داداندیش مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور اجتماعی با بیان این مطلب افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در رویکرد جدید خود نسبت به آسیب های اجتماعی به دنبال عمل به وظابف سازمانی خود است اما خود را متولی مستقیم موضوع آسیب های اجتماعی نمی داند.

وی ادامه داد: از منظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موضوع آسیب های اجتماعی متولی خود را دارد اما پس از سخنان رهبر معظم انقلاب و تاکید ایشان بر موضوع آسیب های اجتماعی این وزارتخانه نیز در این موضوع ورود پیدا کرد. به همین منظور در ماموریت های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با سرفصل فوق العادی، تولیت شورای اجتماعی این وزارتخانه به منظور ورود موثرتر به موضوعات و پدیده های اجتماعی در دستور کار قرار گرفت.

داداندیش در پایان گفت: در این حوزه دو موضوع ارتقای سرمایه اجتماعی و نشاط اجتماعی مورد توجه برنامه نویسان و شورای اجتماعی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دارد.

13 شهریور 1398 11:56

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
رییس کمیته پدافند غیرعامل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه سند راهبردی پدافند غیر عامل فرهنگی کشور با همکاری بدنه دانشگاهی کشور در حال تدوین است، گفت: اصحاب فرهنگ و هنر در دفاع غیرعامل فرهنگی راهگشا هستند.

به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، علی اصغر کاراندیش معاون حقوقی، امور مجلس و استان های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس کمیته پدافند غیرعامل این وزارتخانه با تاکید بر این مطلب افزود: بهره گیری از ظرفیت مردمی هنرمندان کشورمان که نشأت گرفته از اعتماد عمومی اقشار مختلف جامعه است می تواند افق روشن تری از تصمیم گیری های اجرایی کاربردی را در اختیار مسؤلان امر قرار دهد.

وی گفت: در سال های اخیر باتوجه به تغییرات گسترده در حوزه فضای مجازی و شتاب فزاینده بهره مندی کاربران با سنین متفاوت که البته عمده ایشان نوجوانان و جوانان هستند، مؤلفه های تهدید جنگ نرم در اشکال گوناگون به چشم می خورد.

کاراندیش ادامه داد: رهبر معظم انقلاب با درک عمیق از تغییرات صحنه نبرد جنگ نرم از سوی دشمنان انقلاب، همواره موضوع دائمی بودن تکنیک های دفاع با رویکرد پدافند عامل و غیر عامل را در عرصه های فرهنگی و هنری گوشزد نموده اند که اتخاذ سیاست های کلان از سوی مسؤلان امر ضرورتی انکار ناپذیر است. دشمن در جنگ نرم به شکل جبهه ای مبانی کشور های هدف را مورد تهاجم قرار می دهد تا از این طریق هویت ملی را به اضمحلال برساند. فرهنگ دینی و بومی ما به هم عجین شده و قطعا دشمن، جمهوری اسلامی را به عنوان یک راهبرد فرهنگی همواره در تیررس اقدامات سوء خود قرار داده است.

وی در عین حال تصریح کرد: بدیهی است در حوزه آفند و پدافند می بایست راهبرد متناسب با حرکت جبهه ای دشمن در عرصه فرهنگی برای صیانت از هویت ملی مورد توجه قرار گیرد. رسالت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همه ارکان فرهنگی و هنری با توجه به ظرفیت های این بخش در دو بعد فرهنگ عمومی و تخصصی حائز اهمیت است.

اقدامات خوبی در زمینه آموزش و فرهنگ سازی موضوع پدافند غیرعامل انجام شده است

کاراندیش با تاکید بر اینکه در ناتوی فرهنگی دشمنان ، پدافند غیر عامل فرهنگی ضرورتی انکار ناپذیر در صیانت از هویت ملی و دینی است، افزود: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال جاری اقدامات خوبی در زمینه آموزش و فرهنگ سازی موضوع پدافند غیرعامل انجام داده است. معاونان و رؤسای سازمان های تابعه، تلاش های های قابل توجهی برای شناسایی نقاط آسیب پذیر داشته اند و تلاش شده است در سراسر کشور ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری نماینده پدافند غیرعامل در استانداری ها، گام های جدی را برای راهبری کمیته فرهنگی پدافند غیرعامل بردارند.

وی تاکید کرد: برگزاری نشست های تخصصی با اصحاب فرهنگ و هنر می تواند برای رسیدن به راهکارهای متناسب برای دفاع غیر عامل فرهنگی بسیار راهگشا باشد. بهره گیری از ظرفیت مردمی هنرمندان کشورمان که نشأت گرفته از اعتماد عمومی اقشار مختلف جامعه است می تواند افق روشن تری از تصمیم گیری های اجرایی کاربردی را در اختیار مسؤلان امر قرار دهد.

کاراندیش گفت: سردار جلالی رئیس سازمان پدافند غیر عامل کشور نیز از رویکرد جدید وزارتخانه با عنوان پدافند غیر عامل فرهنگی استقبال و همکاری خوبی را در تعاملات دو جانبه مدنظر قرار داده اند.

وی افزود: سند راهبردی پدافند غیر عامل فرهنگی کشور با همکاری بدنه دانشگاهی کشور در حال تدوین است که با بهره گیری از نظرات نمایندگان محترم مجلس در کمسیون فرهنگی، قابلیت اجراء خواهد داشت.

رییس کمیته پدافند غیرعامل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: بهره گیری از اساتید مجرب برای آموزش عمومی مردم از طریق رسانه ها و کانون های فرهنگی-هنری مساجد، از دیگر اولویت هایی است که در دستور کار کمیته پدافند غیر عامل وزارتخانه قرار گرفته است که امیدواریم با بهره گیری از ظرفیت 22هزار کانون فرهنگی-هنری مساجد درکشور، شاهد انعکاس مطالب و آگاهی بخشی عمومی برای اقشار مختلف جامعه باشیم.

13 شهریور 1398 12:22

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات با بیان اینکه شاکله فرهنگی دولت مشکل دارد، گفت: با توجه به سابقه ای که نسبت به روحانی قبل از انقلاب سراغ دارم، انتظار نداشتم وی اینطور در رابطه با فرهنگ بی تفاوت باشد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : تابناک کرمان

سیدمحمدجواد ابطحی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو، با اشاره به موضوع گرانی کاغذ، اظهار داشت: تصور نمی کنم باتوجه به حجم وسیع طرح ها و لوایح موجود مجلس در پایان دوره خود بتواند به موضوع کاغذ ورود کند البته اعضای کمیسیون فرهنگی می توانند طبق ماده 234 یا گزارش ماده 45 آئین نامه داخلی عمل کنند و از عدم تمهیدات دولت در این زمینه را پیگیری کنند.

وی با بیان اینکه وزیر ارشاد اعلام کرده است کمک هایی در زمینه کاغذ صورت گرفته است، افزود: چون این تصمیم دیر اتخاذ شد، تاثیری در بازار نداشت چراکه آقایان اگر می خواستند کمک کنند باید زودتر آن را انجام می دادند.

ابطحی با طرح این پرسش که آیا با فضای دیجیتال نیازی به این حجم از کاغذ داریم یا خیر؟!، گفت: در حال حاضر در دنیا از طریق بی کربنات سدیم و آهک کاغذ مرغوبی تولید می کنند که در صورت مواجه با آب آسیب کمی ببیند و همچنین به سادگی پاره نشود. در کشور ما نیز تولید این کاغذ شروع شده است، بنابراین معتقدم در درازمدت مشکل کاغذ حل شدنی خواهد بود.

وی با تاکید بر لزوم قرار دادن یارانه در اختیار ناشران برای کاهش قیمت کتاب ها، دفاتر و لوازم تحریر، ادامه داد: متاسفانه در کشور ما امر فرهنگ مظلوم واقع شده است، یعنی برای لوازم آرایش که رتبه دوم را در خاورمیانه دارد ارز 4200 تومانی تخصیص می دهند و خوراک سگ و گربه وارد می کنند اما به دلیل عدم تخصیص ارز کاغذ شاهد گرانی این کالای مهم در بازار هستیم.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات با بیان اینکه شاکله فرهنگی دولت مشکل دارد، خاطرنشان کرد: با توجه به سابقه ای که نسبت به روحانی قبل از انقلاب سراغ دارم، انتظار نداشتم وی اینطور در رابطه با فرهنگ بی تفاوت باشد.

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجو
مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر یکی از مؤسسات تابعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که از محل فصل پنجم وزارت ارشاد کمک های مالی قابل توجهی دریافت کرده است؛ اما مشخص نیست این مؤسسه بودجه تزریقی را صرف چه کرده است؟
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : فرتاک نیوز تابناک هرمزگان

به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم ، 28 خرداد 1398، رأس 11:39، سایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام به انتشار خبری مبنی بر راه اندازی سایت موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر به نشانی الکترونیکی www. TFarhang.ir می کند. مؤسسه ای که بدون هیچ اطلاعاتی در پی شفافیت سازی های وزارت فرهنگ کشف می شود. مؤسسه ای که در یک قلم از حمایت های مالی، تنها برای هنر نمایش چندین میلیارد تومان دریافت می کند؛ بدون آنکه بدانیم این مؤسسه پول مذکور را صرف چه کرده است. مهمتر آنکه در همان سال آنچه برای هنر نمایش در انجمن نمایش هزینه شده بود، نزدیک به رقم موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر بود.

در خبر وزارت فرهنگ درباره این مؤسسه آمده بود از جمله اهداف این موسسه می توان به ایجاد و توسعه مراکز فرهنگی، هنری، آموزشی و تربیتی، حمایت از برنامه های فرهنگی، هنری، سینمایی، سمعی و بصری، مطبوعاتی انتشاراتی، آموزشی، تربیتی، علمی، تحقیقاتی و فعالیت های الکترونیکی در فضاهای مجازی و نمایشی و حمایت های مادی و معنوی به اهالی فرهنگ و هنر، محققان، نویسندگان، فیلمسازان و خادمان آنان به منظور پیشبرد فرهنگ اسلامی- ایرانی اشاره کرد.

به عبارتی قرار بود موسسه ای که در سال 1371 تاسیس شده است، یک بازوی یاری رسان به جامعه فرهنگ و هنر باشد. مؤسسه ای که اسماً خصوصی است؛ اما با رونمایی از سایتش مشخص می شود کاملاً دولتی است.

با گشت وگذاری در سایت این مؤسسه با اطلاعات جذابی روبه رو می شویم. در تاریخچه این مؤسسه آمده است بر اساس اساسنامه ای که در تاریخ 1371/04/23 به ثبت می رسد پرداخت تسهیلات به اصحاب فرهنگ و هنر در کنار سرمایه گذاری، فعالیت های بازرگانی و عملیات اعتباری به عنوان موضوع فعالیت موسسه تعیین می شود.

از همین رو نام مؤسسه را موسسه اقتصادی توسعه فرهنگ و هنر می گذراند؛ اما هیات امنا موسسه در جلسه فوق العاده ای که در تاریخ 1372/09/07 به ریاست علی لاریجانی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می شود نام موسسه را به موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر تغییر می دهد.

در کنار این هیئت امنا یک هیئت مدیره نیز وجود دارد که مرکب از پنج نفر عضو اصلی و دو نفر عضو علی البدل خواهد بود که هیأت امناء از بین خود یا از خارج به مدت سه سال انتخاب می نمایند. سمیع اله حسینی مکارم، مشاور وزیر امور اقتصادی و دارایی، امین عارف نیا (مدیرعامل)، مشاور امور فرهنگی شهردار تهران، حسین سیفی، مدیر کل پشتیبانی ، رفاهی و خدمات فنی وزارت فرهنگ، بابک درویشی، مدیر گروه حقوق عمومی دانشگاه آزاد اسلامی، اردشیر بهاروند، خزانه دار موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر اعضای این هیئت را تشکیل می دهند. باز توجه داشته باشیم که این ترکیب نیز ترکیبی سیاسی است تا فرهنگی.

این مؤسسه دارای یک سند راهبردی است که بسیار شبیه به مدل بنیاد رودکی است و حتی می توان گفت یک نسخه کپی با کمی جرح و تعدیل همان است. مسائلی چون حمایت از هنرمند، ارائه خدمات به اهالی هنر، تسهیل فعالیت های اقتصادی و ... اهداف این مؤسسه اعلام شده است. شما می توانید این برنامه راهبردی را در اینجا مطالعه کنید.

یکی از بندهای این سند، ذیل سیاست های مؤسسه توسعه، گسترش و بهره برداری فضاها و مراکز فرهنگی، هنری و مطبوعاتی با تأکید بر بهینه سازی خدمات فنی، تخصصی و آموزشی است که به شکل جالبی به جای توسعه و گسترش، یا آن گونه که در نام مؤسسه آمده کمک به توسعه شکل و شمایلی دیگری به خود گرفته است و آن هم حذف بخش خصوصی به نفع بدنه دولتی است.

اولین مکان تحت لوای این مؤسسه مجتمع فرهنگی و هنری استاد محمود فرشچیان است. مکانی که در سال 1384 تأسیس می شود و پس از سه سال به بخش خصوصی تحویل داده می شود. توجه داشته باشید انتقال مکان های فرهنگی به بخش خصوصی طبق ابلاغیه اصل 44 قانون اساسی صورت می گیرد که هنوز به عنوان یک قانون برآمده از قانون اساسی پابرجاست. طبق آن دولت دیگر نمی تواند تصدی فضاهای فرهنگی را برعهده داشته باشد. در سال 1395 این مکان فرهنگی به مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر انتقال داده می شود. دقت داشته باشیم که قرار بر آن بود این مؤسسه فضاهای فرهنگی را توسعه و گسترش دهد تا آنکه تصدی آنها را برعهده بگیرد.

مکان دیگر فرهنگسرای بزرگ شهرکرد است که در سال 1381 احداثش به دستور احمد مسجدجامعی، وزیر وقت فرهنگ کلید می خورد و در نهایت در سال 1394 توسط اسحاق جهانگیری افتتاح می شود. طبق اطلاعاتی که در سایت مؤسسه وجود دارد این مکان بدون برگزاری مناقصه به مؤسسۀ کمک به توسعۀ فرهنگ و هنر به عنوان بهره بردار سپرده می شود.

تالار مرکزی شهر رشت دیگر مکان تحت لوای مؤسسه است که در سال 1397 توسط سیدعباس صالحی افتتاح می شود و بلافاصله به مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر سپرده می شود. هم اکنون مدیر آن بهرام جمالی، مدیر پرحاشیه بنیاد رودکی است. به عبارتی برای مدیریت فضای فرهنگی که به ظاهر در ساختار خصوصی اداره می شود، از یک نیروی دولتی استفاده شده است.

اما هنوز به پاسخ پرسشمان نرسیدیم و اینکه این مؤسسه به اسم هنرهای نمایشی، پول میلیاردی تحویل گرفته اش را چه کرده است؟ بیش از شش ماه از درخواست خبرنگار تسنیم برای ارائه مدارک شفاف سازی این مؤسسه در سامانه دسترسی آزاد اطلاعات وابسته به وزارت فرهنگ می گذرد و هنوز هیچ پاسخی به این پرسش داده نشده است. زمانی که در سایت این مؤسسه به دنبال فعالیت های فرهنگی می گردیم چیزی دستگیرمان نمی شود. در این مدت نه سالن تئاتری ساخته شده است و نه از یک رویداد فرهنگی حمایت شده است. حداقل اخبار سایت این را می گوید. هر چند در اخبار این سایت از ساخت مجتمع های فرهنگی در شهرهای کرمان، اراک، ارومیه، رودان، طبس، خرامه، بشاگرد و میناب خبرهایی درج شده است؛ اما نشانی از تأثیر این مؤسسه در ساخت این مکان ها دیده نمی شود. تنها فعالیت عمرانی این مؤسسه احداث ساختمان جدید اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان در مجموعه فرهنگی و هنری فرشچیان است که بابت آن مدیر مؤسسه توسط وزیر تقدیر می شود. هر چند مشخص نیست مکانی که قرار بوده در انقیاد بخش خصوصی باشد چگونه به مکانی برای بخش دولتی بدل می شود.

در 19 مرداد امسال سایت مؤسسه در خبری اعلام می کند خانم حیدری، معاون وزیر فرهنگ به خبرگزاری ایرنا گفته است برون سپاری فعالیت های فرهنگی نشانه ای از کارآمدی دولت است. هر چند رویه ای که در این مؤسسه رخ داده است نشان می دهد دولت چندان تمایلی به کاهش تصدی گری خود ندارد و همه چیز را در تشکیلاتی به ظاهر خصوصی و در انقیاد شخصیت های قدرنمند دولتی در چنته خود نگاه می دارد. 9 مرداد امسال امین عارف نیا، مدیرعامل مؤسسه که مسئول ستاد برنامه های فرهنگی المپیک 2020 نیز هست، در سفری به تبریز از فضاهای فرهنگی و هنری این شهر دیدن می کند. شهری که فضای فرهنگی خود را به بخش خصوصی انتقال داده است و حال پس از این بازدید به نظر می رسد اداره کل فرهنگ استان قصد فضاهای فرهنگی تبریز را به موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر هبه کند. این رویه کاملاً برخلاف سیاست خصوصی سازی و حرف های لادن حیدری، از اعضای هیئت امنای این مؤسسه است.

بار دیگر باید پرسید بودجه اهدایی وزارت فرهنگ به این مؤسسه در قالب فصل پنجم - که عموماً برای کمک به نهادهای خصوصی در حوزه فرهنگ تعریف شده است - در کجا هزینه شده و تا چه اندازه هم راستای تعاریف این مؤسسه بوده است؟ این مؤسسه با وجود ساختار دولتی قدرتمندش - که شائبه ایجاد رانت را تداعی می کند - تا چه اندازه فضا را برای بخش خصوصی سازی سالم نگاه می دارد؟ آیا تلاش برای سلب اختیار بخش خصوصی در فضای فرهنگ بخشی از مأموریت این مؤسسه است؟ آیا دولت می تواند بهره بردار فضاهای فرهنگی باشد؟

شاید خواندن فصل پنجم وزارت ارشاد این روزها بد نباشد. جایی که در آن از حمایت بخش خصوصی و افزایش اعتماد این بخش به دولت سخن به میان آمده است؛ اما فقدان شفافیت و رفتارهای مشکوک چیز دیگری می گوید. برای خواندن فصل پنجم وزارت ارشاد به اینجا مراجعه کنید.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حساب توییتری خود درباره مهدی شادمانی نوشت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : دنیای اقتصاد جماران وانا خبرگزاری پانا خبرگزاری ایمنا

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حساب توییتری خود نوشت:

یک ماه قبل به مناسبت روز خبرنگار به دیدار شادمانی رفتم.

امروز بار دیگر بی او در میان خانواده اش بودم. همسر و فرزندان و خانواده خودش و همسرش.

چقدر بوی و حس نفس اش در جمع خانوادگی اش دیده می شد.

مهدی عمرش را تلف نکرد. هرجا رفت، عطرش هم هست.

در اولین شب جمعه محرم به یادش باشیم.

258258

کد خبر 1296834

لینک خبر :‌ خبر آنلاین
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با حضور در منزل مهدی شادمانی با خانواده آن مرحوم ابراز همدردی کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : خبرگزاری شبستان

به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید عباس صالحی بعداظهر امروز با حضور در منزل مرحوم مهدی شادمانی با خانواده این خبرنگار ابراز همدردی کرد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیش از این همزمان با روز خبرنگار با حضور در بیمارستان بقیه الله از این خبرنگار عیادت کرد.

مهدی شادمانی از خبرنگاران عرصه ورزشی پس از قریب سه سال مبارزه با بیماری سرطان در ( 9 شهریورماه 98 ) دار فانی را وداع گفت.

این خبرنگار ورزشی که در میان همکارانش به اسطوره امید معروف بود تا لحظه مرگش دست از تلاش و امید برای بهبود برنداشت.

پس از این دیدار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حساب توئیتری خود نوشت:

یک ماه قبل به مناسبت روز خبرنگار به دیدار مهدی شادمانی رفتم.

امروز بار دیگر بی او در میان خانواده اش بودم. همسر و فرزندان و خانواده خودش و همسرش.

چقدر بوی و حس نفس اش در جمع خانوادگی اش دیده می شد.

مهدی عمرش را تلف نکرد. هرجا رفت، عطرش هم هست.

در اولین شب جمعه محرم به یادش باشیم .

14 شهریور 1398 19:23

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در موضوع مجوزهای صادر شده برای واردات کاغذ ضمن بیان اینکه افراد شایسته ای تا کنون مجوز گرفته اند، اعلام کرد افراد بیشتری مجوز واردات خواهند گرفت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵ سایت های دیگر : خبرگزاری برنا اعتماد آنلاین روزنامه ابتکار چاپ و زندگی

به گزارش خبرنگار مهر ، سید عباس صالحی، وزیر ارشاد درباره اوضاع نابسامانی که وارد کنندگان غیرحرفه ای کاغذ برای مطبوعاتی ایجاد کردند و التهاب آن دامن رسانه ها را گرفته است این طور گفت: در سال 97 بخصوص شش ماهه نخست در بحث کاغذ مشکل خاصی نبود و روال معمولی بود ولی در شش ماهه دوم کاغذ کمی کاغذ واردات داشتیم و در سال 97 این موضوع با ارز دولتی وارد شد. در سال 97 زمزمه حذف کاغذ از لیست کالاهای اساسی باعث ابیجاد التهاب در بازار شد. اما اواخر اردیبهشت 98 کاغذ، کتاب و مطبوعات مشمول ارز دولتی باقی ماند.

وی با اشاره به اینکه آمارها میگوید 400 هزار تن مصرف کاغذ سالانه است که شامل درسی و تحریر و 80 هزار تن آن هم مطبوعات و کتب است، افزود: شرایط ما در بحث کاغذ مطلوب نیست و وضعیت خوبی ندارد، عملاً در، دو ماه گذشته تخصیص ارز و واردات در حال انجام است.
صالحی افراد دارای مجوز واردات کاغذ را پنج وارد کننده اصلی عنوان کرد که مطبوعاتی که به چاپ می رسانند تیراژ بالایی دارند و بعد گفت: آنها حق واردات کاغذ دارند و تلاش می کنیم که تعداد وارد کننده ها را گسترش دهیم [اشاره به صدور مجوزهای واردات].

وزیر ارشاد وعده داد: در دوماه آینده با تصمیمات گرفته شده شرایط مطلوبی ایجاد خواهد شد تا کسانی که تاکنون واردات نداشته بتواند برای تامین کاغذ مورد نیاز اجازه واردات بگیرند.

کد خبر 4712136

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
مدیرعامل سازمان راهداری و حمل ونقل جاده ای، وعده هر ساله مسئولان درباره گران نشدن قیمت بلیت های اربعین را تکرار کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

عبدالهاشم حسن نیا معاون وزیر راه و شهرسازی در گفت وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، اظهار کرد: 50 درصد زائران از حمل ونقل عمومی مانند اتوبوس جهت تردد استفاده می کنند و 45 تا 50 درصد از زائران هم از خودرو های شخصی و حمل ونقل ریلی و هوایی استفاده می کنند.
وی با بیان اینکه هشت هزار دستگاه اتوبوس جهت تسهیل در تردد زائران آماده کرده ایم، گفت: در کشور حدود 14 هزار دستگاه اتوبوس فعال می باشند که برخی از آنها با مشکلات فنی روبه رو هستند؛ درنتیجه سه تا چهار هزار دستگاه برای حمل ونقل درون کشور پیش بینی شده و حدود هشت هزار دستگاه هم برای تردد بین شهری در نظر گرفته ایم.
حسن نیا با بیان اینکه قیمت بلیت اتوبوس جهت اعزام زائران امسال گران نمی شود، افزود: مشکل سوخت، روغن موتور و لاستیک را برای تمامی رانندگان اتوبوس در این ایام برطرف کرده ایم و پارکینگ های لازم را جهت خودرو های شخصی هم آماده کرده ایم.
در همین رابطه، احمدرضا عامری، مدیرعامل اتحادیه شرکت های تعاونی مسافربری کشور هم با بیان اینکه هیچ برنامه ای برای افزایش قیمت بلیت اتوبوس، مینی بوس و سواری کرایه نداریم، به خبرگزاری فارس گفت: در همین شرایط فعلی هم سفر از سبد خانوار بسیاری از اقشار حذف شده است.
گفتنی است حدود هفت سال که راهپیمایی زائران اربعین حسینی وارد مرحله جدیدی شده و جمعیت میلیونی زائران ایرانی به این مراسم آئینی عظیم پیوسته اند. به موازات این اتفاق، نیاز به تأمین زیرساخت ها برای حضور مردم در این مراسم آنچنانکه مورد توقع می رفت فراهم نشده است. با وجود تجربه چند ساله، اما هنوز هم در آستانه اربعین برخی نواقص همچون ساخت جاده و پارکینگ و وسایل نقلیه و... وجود دارد.
یکی از این موارد، افزایش هزینه حمل ونقل است. هر ساله مسئولان وعده می دهند قیمت بلیت مسیرهای منتهی به مناطق مرزی گران نمی شود، اما با دو برابر شدن نرخ بلیت در آستانه اربعین، مسئولان بخش خصوصی و دولتی اینچنین استدلال می کنند که این افزایش قیمت به معنی گرانی نیست، بلکه علت آن است که وسایل نقلیه مسیر برگشت را خالی بازمی گردند. در سوی دیگر، مردم می گویند که برخی از این مسیرها در ایام عادی سال هم مسافر زیادی ندارند و دریافت هزینه برگشت اجحاف در حق مردم است.
در این بین دولت وظیفه دارد از این اجتماع عظیم به هر نحو ممکن حمایت کند. حضور میلیونها زائر ایرانی در ایام محرم و صفر در عراق و متعاقبا حضور زائران عراقی حرم رضوی در ماه صفرو سایر ایام سال، بر امنیت ملی و روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دو کشور آنچنان تأثیری دارد که هزینه های دولت برای ایجاد زیرساخت ها و کاهش هزینه زائران در ایام اربعین، در برابر آن به چشم نمی آید.
علاوه بر این نهادهایی مانند سازمان اوقاف و امور خیریه هم وظیفه دارند به این حوزه به طور جدی ورود کنند.
موقوفه های قابل توجهی در سال های گذشته از سوی عاشقان حسینی برای تعظیم عزاداری اباعبدالله الحسین اختصاص یافته است. در این برهه تاریخی که حرکت میلیونی اربعین، عظمت حسینی را در چشم جهان درخشان نموده و زمینه اتحاد مسلمانان رافراهم کرده، چه فرصتی بهتر از این برای مصرف موقوفات اباعبدالله وجود دارد؟ بنابراین مسئولان کشور باید با همه ظرفیت پای کار آمده و تلاش کنند در حد توان از مشکلات مردم بکاهند، چنانچه حذف روادید بین دو کشور در این ایام، به عنوان گامی ارزشمند برداشته شد.

لینک خبر :‌ روزنامه کیهان
معاون امور حج و زیارت در جلسه کارگروه اربعین حسینی سازمان حج و زیارت از نام نویسی حدود 181 هزار نفر از متقاضیان زیارت اربعین حسینی در سامانه سماح خبر داد و گفت که این تعداد از روز یکم شهریور ماه به این سامانه مراجعه کرده اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج و زیارت؛ جلسه کارگروه اربعین حسینی سازمان حج و زیارت امروز چهارشنبه با حضور جمعی از معاونان و مدیران کل سازمان حج و زیارت، مشاوران رییس سازمان، معاون امور حج و زیارت، مدیرکل عتبات، مدیرکل دفتر بازرسی، مدیرکل فناوری اطلاعات، سرپرست حوزه ریاست و روابط عمومی، مدیرعامل شرکت شمسا و جمعی از کارشناسان مربوطه برگزار شد.
در این جلسه گزارش کاملی از روند برنامه های انجام گرفته برای ثبت نام زائران اربعین حسینی ارائه شد.
اکبر رضایی معاون امور حج و زیارت در این نشست با اشاره به اینکه نام نویسی در سامانه سماح از ابتدای شهریور ماه آغاز شده است، گفت: تاکنون بیش از 181 هزار نفر نام نویسی کرده اند که بخشی از این افراد ثبت نام خود را با واریز مبلغ بیمه و هلال احمر نهایی کرده اند.
وی هزینه نام نویسی در سامانه سماح را رایگان دانست و گفت: فقط زائران باید در زمان ثبت نام هزینه های بیمه و خدمات درمانی(هلال احمر) را پرداخت نمایند که این هزینه ها به همراه حق الزحمه دفتر خدمات زیارتی حدود 25 هزار تومان خواهد شد که البته در صورت عدم مراجعه به دفاتر خدمات زیارتی این هزینه سه هزار تومان تقلیل می یابد و متقاضیان باید 22 هزار تومان پرداخت نمایند.

وی سازمان حج و زیارت را یکی از اعضای ستاد مرکزی اربعین حسینی و مسئول کمیته اعزام دانست و افزود: طبق مصوبه ستاد مرکزی اربعین حسینی نام نویسی از متقاضیان زیارت اربعین حسینی باید از طریق سامانه سماح انجام گیرد و در این سامانه نحوه عزیمت متقاضیان به مرزها، مرزهای خروجی و تاریخ رفت مشخص شده است که افراد ثبت نام کننده باید این مشخصات را به درستی وارد نمایند.
معاون امور حج و زیارت سازمان حج و زیارت- با بیان اینکه درگاه اینترنتی سامانه سماح به آدرس https://samah.haj.ir/ با خدمات دهی مناسب در خدمت متقاضیان است، گفت: متقاضیان می توانند از طریق دفاتر خدمات زیارتی سازمان حج و زیارت در سراسر کشور یا حتی از طریق اینترنت خانگی به این سامانه وصل شوند و عملیات نام نویسی را به سهولت انجام دهند.
وی همچنین تصریح کرد: سامانه سماح به عنوان سامانه اصلی در ارائه اطلاعات سفر زائران به منظور برنامه ریزی برای دیگر کمیته های اربعین محسوب می شود و سایر کمیته ها می توانند استفاده بهینه در راستای ارائه خدمات بهتر به زائران داشته باشند.

معاون امور حج و زیارت سازمان حج و زیارت تصریح کرد: متقاضیان نام نویسی را به روزهای آخر و نزدیک موسم اربعین موکول نکنند و هرچه زودتر نام نویسی را انجام دهند.

وی با بیان اینکه متقاضیان باید در این دوره مدارک لازم اعم از گذرنامه و رسید اینترنتی(تعهدات بیمه) ثبت نام را در طول سفر مراقبت نمایند، گفت: در صورت عدم همراه داشتن مدارک، از خروج متقاضیان جلوگیری خواهد شد.
رضایی با بیان اینکه دوره اعزام اربعین بدون روادید است اما باید گذرنامه در اختیار زائران باشد، گفت: مهر ورود و خروج در گذرنامه ثبت می شود.

وی همچنین افزود: به منظور راهنمایی زائران اربعین حسینی که وارد کشور عراق می شوند ، طراحی نرم افزار موبایلی که توسط همه افراد قابل استفاده و دارای اطلاعات جامع و مفیدی باشد مدنظر خواهد بود و در دستور کار قرار دارد.

معاون امور حج وزیارت سازمان حج و زیارت در خصوص خدمات رسانی موکبها به زائران اربعین حسینی گفت: طبق مصوبه ستاد مرکزی اربعین حسینی موکبهای ایرانی در مرزها از 13 تا 30 مهر ماه فعالیت خواهند کرد و موکبهای عراقی نیز در طول مسیر از تاریخ 17 تا 27 مهر ماه به خدمت رسانی برای زائران ایرانی می پردازند.

حجت الاسلام صحبت الله رحمانی مدیر کل عتبات سازمان حج و زیارت نیز در خصوص برنامه های انجام گرفته در حوزه های ثبت نام در سامانه سماح و سایر برنامه ریزی ها، ضمن ارائه گزارش کامل برای مدیران مربوطه در سازمان حج و زیارت گفت: طبق برنامه ریزی ها متقاضیان باید در سامانه سماح هزینه تعیین شده بابت بیمه و هلال احمر را بپردازند؛تعهدات بیمه ای زائرانی که در سامانه سماح نام نویسی کرده و هزینه های مربوط به بیمه را پرداخت کرده اند از 50 کیلومتر قبل از مرزها و تا روز بازگشت ادامه می یابد.
وی بر نام نویسی در سامانه سماح توسط متقاضیان تاکید کرد و گفت که روند نام نویسی به صورت مناسبی در حال انجام است و در روزهای منتهی به اربعین ستاب بیشتری می گیرد.

در ادامه این جلسه معاونان مربوطه در سازمان حج و زیارت و کارشناسان ، ضمن استماع گزارشات مطرح شده راهکارهایی را در خصوص فعالیت بهتر کمیته ثبت نام اربعین حسینی مطرح کردند.

لینک خبر :‌ پایگاه خبری حج و زیارت
مسئولان حج در حالی از قول عربستان در پذیرفتن شروط برای از سرگیری سفر عمره خبر داده اند که هنوز تضمینی برای عملیاتی شدن این سفر معنوی وجود ندارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : همراز خبرگزاری بین المللی قرآن سخن خبر ناطقان

به گزارش خبرنگار مهر ، عملیات اعزام زائران به عمره مفرده 24 فروردین سال 94 متوقف شد و دلیل آن این نیز این بود که 17 فروردین همان سال دو مامور در فرودگاه جده عربستان به دو نوجوان ایرانی که در حال بازگشت به کشور بودند تعرض کردند و پس از این اتفاق وزارت امور خارجه کاردار عربستان را احضار و شکایتی علیه این دو مامور خاطی ارسال کرد و تقاضای رسیدگی به پرونده آنان و مجازاتشان را داشت.

بازخوانی پرونده

در همان زمان قشقاوی معاون وزیر امور خارجه تاکید کرد: در روز بعد از این واقعه و در غیاب سفیر عربستان سعودی در تهران، کاردار و کنسول آن کشور توسط مدیرکل کنسولی به وزارت امور خارجه احضار و مراتب اعتراض شدید جمهوری اسلامی ایران نسبت به این عمل شنیع و غیرانسانی که باعث جریحه دار شدن افکار عمومی کشورمان شده را به وی ارائه کرد. طرف سعودی نیز ضمن ابراز تاسف شدید از این اتفاق رذیلانه قول داد موضوع را در بالاترین سطح توسط مقامات کشورش مورد پیگیری قرار داده و با افراد خاطی به شدت برخورد شود.

وی گفت که با توجه به این رفتار غیرانسانی و ضد دینی، منتظر برخورد دولت سعودی با این افراد و اعمال اشد مجازات در مورد آنها هستیم. نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در ریاض و جده تا حصول نتیجه مشخص پیگیر ماجرا خواهند بود و متعاقباً نتایج آن در اختیار خانواده ها و افکار عمومی قرار خواهد گرفت.

همچنین جنتی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز عنوان کرد که به سازمان حج دستور داده شد تا زمانی که این افراد مجرم (متجاوزان به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده) محاکمه بشوند و مورد مجازات قرار بگیرند، فعلاً عمره متوقف می شود و پروازهای ایران تعلیق خواهد شد.

سعید اوحدی رئیس سازمان حج و زیارت نیز در نامه ای به مسئولان اعلام کرد که تعلل در خصوص این موضوع به معنی عدم توانایی دولت سعودی نسبت به تأمین امنیت و حقوق زائران است.

او گفت که امروز رسیدگی به این موضوع با در نظر گرفتن اشد مجازات برای خاطیان به مطالبه عمومی تبدیل شده و در این راستا سازمان حج و زیارت با ارسال دو نامه بندر بن محمد حجار به وزیر حج عربستان با صراحت تأکید کرد که اگر تعلل بیشتری در این زمینه داشته باشند ما توجیهی برای اعزام عمره گزاران به این کشور نخواهیم داشت و در صورتی که وزارت حج و دولت عربستان در این زمینه تعلل داشته باشند به معنای این است که توان تامین امنیت زائران را ندارند و در این زمینه باید تصمیمات دیگری اتخاذ شود.

چند روز پس از این رخداد طرحی یک فوریتی برای لغو عمره به امضای 70 نماینده مجلس رسید و بعد از مدتی نیز تعلل مسئولان عربستان در مجازات و اعلام حکم ماموران باعث شد که طرح دو فوریتی نیز در مجلس آماده شود.

در نهایت پس از برگزاری جلسات مختلف میان مسئولان و نمایندگان مجلس این موارد باعث شد که توقف عملیات اعزام های عمره در دستور کار قرار گیرد و مسئولان برقراری مجدد اعزام ها را منوط به مجازات ماموران خاطی فرودگاه جده دانستند.

و سرانجام پیگیری ها باعث شد پس از گذشت حدود یک سال حکم ماموران خاطی صادر و این افراد به چهار سال زندان و هزار ضربه شلاق محکوم شوند.

در حالی این حکم صادر شد که مسئولان عربستان اعلام کردند که ما درخواست مجازات شدیدتر برای تخطی گران درخواست کرده بودیم اما چون قوه قضائیه عربستان تصمیم گرفته بود دیگر آنها نتوانستند اقدامی انجام دهند اما 4 سال زندان، هزار ضربه شلاق و انفصال از خدمت را رسماً و کتباً اعلام کرده اند که اتفاق افتاده است.

از آن زمان تاکنون عملیات عمره مفرده انجام نشده است و آن هم به دلیل روابط سیاسی میان دو کشور بوده است. برقراری عمره نیاز به رابطه سیاسی و اقتصادی با عربستان دارد چرا که عمره در عربستان توسط شرکت های خصوصی انجام می شود.

در پایان عملیات حج تمتع سال گذشته حجت الاسلام قاضی عسکر نماینده سابق ولی فقیه در امور حج و زیارت هنگام بازگشت از مکه از ارائه پیش نویسی برای از سرگیری اعزام زائران ایرانی به حج عمره مفرده به مسئولان حج عربستان خبر داد و اعلام کرد در صورت پذیرش شرایط ما از سوی مسئولان عربستان به خصوص حفظ عزت و کرامت زائران ایرانی همانند حج واحب و پس از مشورت با برخی مسئولان مربوطه در کشور امیدوارم بتوانیم این مهم را نیز به انجام برسانیم.

با گذشت یک سال از ارائه پیش نویس برای آغاز مجدد عمره، سرانجام مسئولان حج اعلام کردند که عربستان شرایط ایران را پذیرفته است و در همین رابطه حجت الاسلام سید عبدالفتاح نواب نماینده ولی فقیه در امور حج نیز پس از بازگشت از عملیات حج 98 در فرودگاه مهرآباد عنوان کرد مردم در خواست از سرگیری سفر حج عمره را دارند و مسئولان هم در حال پیگیری هستند تا این فرصت ایجاد شود، موانعی در مورد برگزاری حج عمره وجود داشت که برطرف شده است و باید برنامه ریزی شود که در صورت انجام آن اعلام می شود تا زائران بتوانند مشرف شوند.

وی افزود: شرایط ایجاب می کند تا راه اندازی حج عمره به صورت محدود شروع شود تا آرام آرام به صورت کامل راه اندازی شود. اساساً تعطیل شدن حج عمره هم به خاطر یک ناخشنودی بود، وگرنه تعطیل نمی شد. شرایط ایجاب می کند تا راه اندازی حج عمره به صورت محدود شروع شود تا آرام آرام به صورت کامل راه اندازی شود. اساساً تعطیل شدن حج عمره هم به خاطر یک ناخشنودی بود، وگرنه تعطیل نمی شد

قول های عربستان برای آغاز مجدد عمره

همچنین رئیس سازمان حج و زیارت نیز از دیداری با وزیر حج عربستان خبر داد و اعلام کرد در این دیدار بر عزت، کرامت، امنیت و حمایت کنسولی از اتباع و زائران ایرانی در عمره تاکید شد.

علیرضا رشیدیان بیان کرد: در این خصوص 3 راهکار وجود دارد اول اینکه کنسولی ایران مثل سالهای قبل در عربستان مستقر شود. دوم اینکه در قالب دفتر حافظ منافع این امر حاصل شود و سوم اینکه شبیه به روند کار در موسم حج که تعدادی از کارمندان وزارت خارجه و سازمان حج و زیارت خدمات کنسولی به اتباع ایرانی ارائه کردند در موسم عمره نیز فراهم شود.

وی ادامه داد: وزیر حج عربستان روی موضوع سوم تمایل بیشتری نشان داد و البته در خصوص موضوع دوم نیز عنوان کرد که رایزنی و پیگیری می شود. سومین بحثی که از سوی ما مطرح شد این بود که با شروع راه اندازی عمره زائران ایرانی انتظار می رود قوانین و ضوابط سختگیرانه عربستان برای سفر زائران، سیاحان و گردشگران این کشور به ایران لغو شود.

رشیدیان یادآور شد: قول هایی در این رابطه داده شده و با توجه به مهیا بودن شرایط راه اندازی سفر عمره امیدواریم همه مباحث تامین شود.

در حال حاضر 6 میلیون نفر پشت نوبت اعزام به عمره مفرده هستند و فیش ثبت نام بانکی در سال های 87 و 90 را در دست دارند و چنانچه اعزام ها مجدداً آغاز شود سالیانه 800 هزار نفر مشرف خواهند شد و با این شرایط 8 سال اعزام ها به طول می انجامد.

تهیه پیش نویس و تلاش برای از سرگیری اعزام های عمره و در نهایت موافقت با آغاز مجدد اعزام ها باعث شد تا نمایندگان مجلس نسبت به این موضوع واکنش نشان دهند بطوری که برخی از آنها اعزام ها را در صورت ارائه تضمین های قوی از سوی عربستان، درست می دانند و برخی دیگر مخالف آغاز مجدد هستند و نظرشان این است که ارزی که در عمره از کشور خارج می شود صرف ازدواج جوان ها و مسکن نیازمندان شود.

آغاز مجدد عمره در صورت ارائه تضمین های قوی عربستان

محمداسماعیل سعیدی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در گفت وگو با خبرنگار مهر در خصوص ازسرگیری مجدد عمره گفت: با توجه به شکست های پی درپی آل سعود در یمن و اختلافات شدیدی که با امارات پیدا کرده است و از سوی دیگر، در شرایطی که انتظار داشت آمریکا از او پشتیبانی کند که نکرد بنابراین چندین ماه است که دولت عربستان رویکردی جدید را در قبال ایران پیش گرفته و به سمت اصلاح ارتباط پیش می رود.

وی ادامه داد: یکی از مواردی که می تواند در جهت اصلاح روابط مؤثر باشد، ازسرگیری مجدد عمره است که خودشان روزی این سفر را برای ایرانیان حذف کرده بودند.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه پیشتاز برهم زدن روابط منطقه ای، خود عربستان است، گفت: در جلساتی که چند ماه پیش کمیسیون فرهنگی با مسئولان حج برگزار کرد نیز عنوان شد عربستان در حال اصلاح روابط و آماده سازی برای برقراری اعزام زائران به عمره است.

سعیدی تصریح کرد: وظیفه اصلی عربستان، آماده سازی و ایجاد زمینه حضور تمامی حجاج کشورهای مختلف است و نمی تواند مانع این موضوع شود.

وی با اشاره به اینکه چند سال قبل در فرودگاه عربستان، شأن، شخصیت و امنیت مالی و جانی زائران رعایت نشد که این موضوع یک قصور نابخشودنی است، افزود: همچنین در دهه 60 نیز 300 نفر از حجاج در عربستان کشته شدند بنابراین اگر از جنایت صدام بگذریم، از جنایت آل سعود نمی گذریم.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه اعزام مجدد عمره، منوط به ارائه تضمین های قوی از سوی عربستان است، تصریح کرد: این تضمین ها باید در عمل باشد نه اینکه فقط بخواهند برای استفاده سیاسی، شعار دهند اعزام مجدد عمره، منوط به ارائه تضمین های قوی از سوی عربستان است این تضمین ها باید در عمل باشد نه اینکه فقط بخواهند برای استفاده سیاسی، شعار دهند بلکه باید عملاً آن را به دولت ایران ثابت کند و اگر این اتفاق رخ دهد، می توان عمره را آغاز کرد.

سعیدی با اشاره به اینکه به طور حتم در کمیسیون فرهنگی از مسئولان سازمان حج می خواهیم که برای بررسی اعزام مجدد عمره حضور پیدا کنند، اظهار داشت: با توجه به اینکه جان، مال، شخصیت و امنیت حجاج مهم است به همین دلیل باید اطمینان پیدا کنیم که عربستان تضمین های قوی می دهد یا خیر.

وی به نقش نظارتی مجلس اشاره کرد و اظهار داشت: اگر ببینیم مشکلاتی در خصوص اعزام های مجدد عمره وجود دارد و نگرانی هایی احساس شود، به طور حتم به بخش بالاتر اطلاع می دهیم تا جلوی این کار گرفته شود.

کد خبر 4708967

مهناز قربانی مقانکی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
وزیر ارتباطات از سوء استفاده اهدا کنندگان سیم کارت رایگان از زائران حج 98 خبر داد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳

به گزارش خبرنگار حوزه حج و زیارت گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا ، پس از واقعه تلخ منا در حج 1394 که منجر به شهادت بسیاری از هموطنان مان شد، سالیانه بسیار از عاشقان بیت الله الحرام به آرزوی زیارت خانه خدا روز شماری می کنند.

در سال جاری از کشورمان 75 هزار زائر در قالب 449 کاروان به حج تمتع اعزام شده اند که از این تعداد 235 کاروان مدینه قبل و 214 کاروان مدینه بعد هستند.

مراسم حج با سعی و تلاش مسئولانه سازمان حج و زیارت و تمهیدات ویژه امسال مانند سامانه رایانه ای زائران، انتقال ماشین آلات نانوایی برای پخت نان باب طبع زائران ایرانی به عربستان، فعالیت شبانه روزی امور درمانی و پزشکی و هم چنین اسکان مناسب زائران ایرانی و برنامه ریزی پرواز ها از جمله عواملی بودند که حج تمتع 98 را برای زائران این سفر الهی آسان تر کرد.

نکته قابل تأمل در حج 98 مربوط به اهانت سعودیان به زائران ایرانی و یا مسائلی مشابه آن نیست؛ مشکل آن جاست که در زمان عزیمت زائران به حاجیان سیم کارت های رایگانی اهدا شده که عاملی بر کلاهبرداری از این عزیزان شده است.

محمد جواد آذری جهرمی در صفحه اینستاگرام خود با بیان این مطلب که اهدا کنندگان سیم کارت به زائران حج 98 از این موقعیت سوء استفاده کرده اند و با مدارک زائران گوشی تلفن همراه وارد کشور کرده اند، از این کار با عنوان کلاهبرداری نامبرد و یاد آور شد؛ که آنان که این اقدام را کرده اند هنوز ما را نشناخته اند. در آخر نیز از استیفای حقوق حاجیان حج تمتع 98 که از این طریق مورد سوء استفاده قرار گرفته اند خبر داد.

گفتنی است؛ حالا باید منتظر نشست و دید که کدام یک از حامیان ارتباطی حج تمتع 98 که در تبلیغات اغوا کننده شان خود را خادم حجاج معرفی می کردند مبادرت به این کلاهبرداری نموده اند و آقای وزیر چه برخوردی با این خاطیان خواهد کرد.

انتهای پیام/4100/

لینک خبر :‌ خبرگزاری آنا
تهران- ایرنا- رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با بیان اینکه ابوریحان بیرونی دغدغه حمایت از دین داشت، گفت: ابوریحان از بزرگترین متفکران بشریت است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳

به گزارش خبرنگار گروه آموزش و دانشگاه ایرنا، حسن بلخاری قمی شامگاه چهارشنبه در نشست تخصصی بررسی آرا و اندیشه های ابوریحان بیرونی با تاکید بر اینکه این دانشمند یکی از بزرگترین متفکرین بشریت است، گفت: وی دوم رجب 440 هجری قمری وفات یافت.

وی با بیان اینکه ابوریحان بیرونی درباره عاشورا اثری به نام "آثار بجا مانده از قرون گذشته" دارد و در 29 سالگی آنرا نگاشته است، خاطر نشان کرد: ابوریحان فرقه اسماعیه را فرقه ای ضاله می داند زیرا علم را بنا بر مشاهده تفسیر کرد و همین عامل را بزرگترین دلیل مخالفت با فرقه ضاله اسماعیله می دانست.

این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: ابوریحان بیرونی تلاش فراوانی برای تنقیح احادیث ائمه بخصوص احادیث امام باقر (ع) و امام صادق (ع) داشت و وی معتقد بود که قال امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) الزاما سند نیست بلکه باید احادیث را شناخت و سپس به آن اعتماد کرد.

در ادامه این مراسم مهدی محقق رییس هیات مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران نیز، ابوریحان بیرونی را یکی از چهره های درخشان علمی دانست و تصریح کرد: وی آثار درخشان علمی از خود بر جا گذاشته و همیشه مورد توجه دانشمندان دوران جدید بوده است.

وی ادامه داد: دو کتاب ابوریحان به درخواست بانوان هم عصرش نگاشته شده که نشان از توجه ویژه وی به زنان است در عین حال حتی با اینکه با عقاید زکریای رازی مخالفت داشته، او را دانشمندی بزرگ می دانستد.

غلامحسین رحیمی استاد دانشگاه تربیت مدرس و محمد باقری عضو هیات علمی پژوهشکده تاریخ علم دانشگاه تهران نیز به بیان دیدگاه های خود درباره آثار و سلوک و مرتبه علمی ابوریحان بیرونی پرداختند.

به گزارش ایرنا، ابوریحان بیرونی دانشمندو ریاضی دان، ستاره شناس، تقویم شناس، انسان شناس، هندشناس، تاریخ نگار، گاه نگار، و طبیعی دان برجسته ایرانی، سده چهارم و پنجم هجری است. بیرونی را از بزرگ ترین دانشمندان مسلمان و یکی از بزرگ ترین دانشمندان فارسی زبان در همه اعصار می دانند. همچنین وی پدر انسان شناسی و هندشناسی است./

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
رئیس سازمان حج و زیارت گفت : خدمت رسانی تا آخرین نفر حضور حجاج در عربستان باید چون روزهای نخست عملیات حج ، پر انرژی و با نشاط تداوم یابد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

رئیس سازمان حج و زیارت گفت : خدمت رسانی تا آخرین نفر حضور حجاج در عربستان باید چون روزهای نخست عملیات حج ، پر انرژی و با نشاط تداوم یابد.

به گزارش روابط عمومی سازمان حج وزیارت ؛ علی رضا رشیدیان چهارشنبه شب در جلسه ای با مدیران اجرایی ستاد حج در مدینه منوره با تسلیت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) افزود : امروز ما هرچه داریم از فرهنگ و مکتب عاشوراست و تمامی موفقیت هایمان نیز ناشی از تمسک و توسل به این نهضت و فرهنگ است .

وی با بیان اینکه خداوند سنت احیای محرم و صفر را در مردم ما قرارداده است که شور وشعور و احیای ارزش های اصیل دینی را موجب می شود ، افزود : ما نیز اینک خدا را شاکریم که هم خدمت گذار ضیوف الرحمن هستیم وهم میهمانان پیامبرمکرم اسلام (ص) و حضرت فاطمه (س) وائمه بقیع را خدمت کنیم و برگزاری عزای اباعبدالله (ع) در این سرزمین مقدس توفیقی بزرگ برای همه ماست.

وی با تاکید بر اینکه کسانی که در این سرزمین قدم می زند باید قدردان این حضور باشند ، افزود : انشالله همانطور که در حدیث آمده نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) در خدمت به مومنان حریص بودند ما نیز به عنوان پیروان حضرت در خدمت مردم بویژه زائران و حجاج تا آخرین لحظه حضور آنان در خاک عربستان حریص بوده و همانند روز نخست، شاداب و پرانرژی در خدمت به حجاج حضور داشته باشیم .

ااهمیت پایان کار کمتر از شروع کار و اخذ قراردادها نیست.

الان در مرحل حسابرسی حساب کشی بسیار مهم است که آن قراردادها به درستی تصفیه کنیم .

وی در ادامه با اشاره به روند قراردادها با طرف های کشور میزبان و اهمیت حسابرسی و ارزیابی دقیق نحوه خدمات رسانی آنها در این مرحله از کار گفت: اهمیت پایان کار در کمتر از شروع کار و انعقاد قراردادها نیست و اینک که وارد مرحله تصفیه قراردادها شده ایم باید خدمات صورت گرفته از سوی شرکت های طرف مقابل به خوبی مورد بررسی و حسابرسی قرار گیرد .

رییس سازمان حج وزیارت بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به آمار زائران بازگشتی هم گفت: تا پایان چهارشنبه شب در مجموع 312 پرواز انجام شده و از این طریق 76 هزار و 189 نفر به کشور بازگشته اند .

وی گفت : از این تعداد یک هزار و 303 نفر نیز به عنوان پروازهای تعجیلی زودتر از زمان موعد خود و خارج از برنامه پروازی کاروان هایشان به کشور بازگشته اند که جزو افرادی بودند که 40 روز حضور آنها به پایان رسیده و به هر دلیلی قصد بازگشت زودتر از موعد داشتند که با استفاده از ظرفیتهای خالی هواپیماها به کشور بازگشتند .

رشیدیان همچنین با اشاره به موضوع نقل بین شهری گفت:طی حج امسال یک هزار و 707 دستگاه اتوبوس برای 505 کاروان خدمات نقل بین شهری فراهم شد که 73 هزار و 817 نفر از آن بهره جستند .

وی درباره آمار زائران حاضر در مکه و مدینه هم گفت: در حال حاضر نیز یک هزار و 620 نفر در قالب 12 کاروان در مدینه حضور دارند که این تعداد در مکه 68 کاروان با حدود 9 هزار و 609 نفر جمعیت است و در روزهای آتی تا 17 شهریور ماه همه آنها به کشور باز می گردند .

وی افزود : خدمات رسانی نیز تا روز 17 شهریور ماه به زایران حاضر در کشور عربستان با قوت ادامه می یابد .

رشیدیان درموضوع تغذیه نیز گفت: ایراداتی در منوی غذا و غیره داشتیم که باید این مشکلات نیز مورد بررسی قرار گیرد .

وی در خصوص برگزاری کاروان های زیارت دوره در مدینه نیز افزود : 84 هزار و 892 نفر از خدمات زیارت دوره مدینه و خدمات نقل در این حوزه بهره مند شدند .

وی با بیان اینکه در مکه خدمات مناسب نقل درون شهری انجام گرفته است، گفت: امسال 119 دستگاه اتوبوس برای عمره مجدد کسانی که درخواست آن را داشتند ارایه شد و این خدمات برای نخستین بار انجام گرفته است .

رشیدیان همچنین به خدمات درمانی اشاره کرد و گفت: در حال حاضر یک نفر در مرکز پزشکی مکه بستری است؛ یک هزار و 842 نفر نیز از ابتدا حج در بیمارستان مرکز پزشکی بستری شده و 339 نفر نیز در بیمارستان سعودی خدمات دریافت کرده اند .

وی افزود: 320 هزار و 942 مورد ویزیت هم در درمانگاهها و مطب های تجهیز شده، انجام شده است.

وی در ادامه امار حاجیانی که به علل مختلف از جمله بیماری های قلبی و عروقی از ابتدای ایام حج در این سرزمین مقدس فوت کرده اند را نیز 19 نفر ذکر کرد .

وی در خصوص دیگر خدمات به زائران گفت: واحد امداد و راهنمایان با سه ایستگاه همچنان فعال است و خدمات تا روز حضور زایران ادامه می یابد .

لینک خبر :‌ پایگاه خبری حج و زیارت
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از جام جم، سازمان های مردم نهادی که با نیت دستگیری از نیازمندان تشکیل شده اند، اما تعداد بسیار زیاد، شفافیت مالی پایین و پاسخگو نبودن آنها باعث شده بسیاری از مردم به نیات خیرخواهانه موسسان آنها شک داشته باشند. در این میان، بد نیست امروز که سالگرد درگذشت مادر ترزاست و در تقویم رسمی سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی خیریه و نیکوکاری نامگذاری شده، بار دیگر نگاهی بیندازیم به مشکلات پیش روی خیریه ها در ایران و خلأهایی که باعث شده عده ای سودجو در کشور با استفاده از انواع و اقسام روش های پولشویی و کلاهبرداری وجهه خیریه های خوشنام را لکه دار کنند.

در سال های اخیر، مهم ترین انتقادی که بسیاری از مسؤولان در دولت و مجلس به موسسات خیریه وارد دانسته اند، این است که با وجود فعال بودن ده ها هزار موسسه خیریه در کشور، این موسسات نتوانسته اند تاثیر چندانی بر فقرزدایی در جامعه بگذارند. جالب این که در همه این سال ها همواره آمارهای متناقضی درباره تعداد خیریه های مجاز منتشر شده مثلا بهمن 96، محمدعلی کوزه گر، معاون وقت مشارکت های مردمی سازمان بهزیستی کشور به ایسنا گفت: بیش از 28 هزار موسسه خیریه در کشور وجود دارد. این در حالی است که خود او، خرداد سال گذشته نیز در گفت وگو با باشگاه خبرنگاران جوان عنوان کرد: بیش از 38 هزار پروانه فعالیت برای موسسات خیریه پیشین صادر شده است. البته این آمار 28 یا 38 هزاری فقط مربوط به موسسات خیریه ای است که به خود زحمت دریافت مجوز از نهادهای حکومتی مربوطه را داده اند، در صورتی که بسیاری از کارشناسان معتقدند حدود نیمی از خیریه های فعال در کشور اصلا مجوز ندارند؛ کارشناسانی مثل محسن ولیئی که زمانی مدیرکل کمیته امداد استان تهران بود و مدیرعامل سازمان مردم نهاد مجمع خیرین استان تهران است. او به ما می گوید حدود نیمی از موسسات خیریه فاقد مجوز هستند و هیچ نهادی در حکومت روی فعالیت های آنها نظارت نمی کند.

ولیئی معتقد است فعالیت خیریه های بدون مجوز به هر شکلی که باشد، غیرمجاز است و مراجع ذی صلاح از جمله قوه قضاییه و نیروی انتظامی موظف به برخورد با آن هستند. او اما تاکید دارد در موضوع خیریه ها به دلیل نفس انجام کارهای عامل المنفعه در این موسسات، دستگاه های مسؤول عموما از برخورد قانونی با آنها پرهیز می کنند، مگر این که در موسسه ای وجود جرایمی مثل پولشویی یا کلاهبرداری ثابت شود.

ناظران خیریه ها، پرتعداد اما ضعیف

در کشور ما چهار نهاد وزارت کشور، سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی و سازمان اوقاف مجاز به صدور مجوز برای موسسات خیریه هستند و هرکدام از خیریه ها اگر فقط از یکی از این نهادها مجوز داشته باشند، می توانند به صورت رسمی و قانونی فعالیت کنند. اما تعدد نهادهای مرجع برای صدور مجوز خیریه ها، داد بسیاری از مسؤولان دولت و مجلس را درآورده و آنها را به این نتیجه رسانده که این مساله سبب دشواری نظارت پذیری این موسسات شده است. به گونه ای که محمدعلی کوزه گر، دی 97 با مصداق قرار دادن نیروی انتظامی در این باره به ایسنا گفت: مشکل اصلی ما وجود مراجع متعدد برای صدور مجوز خیریه ها است. به طوری که حتی نیروی انتظامی اقدام به صدور مجوز برای فعالیت خیریه ها کرده است. این در حالی است که نهادهای دیگر از جمله نیروی انتظامی باید به وظایف ذاتی شان عمل کنند.

از سوی دیگر، باید توجه داشت مسؤول اصلی نظارت بر صورت های مالی و عملکرد هر موسسه خیریه نهادی است که به آن موسسه مجوز داده. اما آیا نظارت دقیقی از سوی هرکدام از این نهادهای چهارگانه بر فعالیت موسسات خیریه صورت می گیرد؟ مدیرعامل مجمع خیرین استان تهران به این پرسش پاسخ منفی می دهد و تاکید دارد هیچ کدام از این ارگان ها نظارت لازم را بر خیریه های زیرمجموعه خود اعمال نمی کنند.

ولیئی در توضیح بیشتر این مساله می گوید: نهادهای مرجع صدور مجوز خیریه ها معمولا فقط زمانی صورت های مالی موسسات خیریه را بررسی می کنند که این موسسات برای تمدید مجوز درخواست داده باشند. یعنی هیچ کدام از این نهادها نظارتی مستمر بر عملکرد خیریه ها ندارند. او همچنین توضیح می دهد خود خیریه ها نیز برای ارائه صورت های مالی شفاف و گزارش دهی مستمر به نهادهای صادرکننده مجوز تمایلی ندارند. مدیرعامل مجمع خیرین استان تهران البته این مساله را ناشی از بی توجهی خیریه ها به موضوع شفافیت مالی می داند و تاکید دارد با وجود این اتفاق نمی توان غالب موسسات خیریه را با یک چوب راند و آنها را کلاهبردار دانست.

پولشویی و فرار مالیاتی

براساس ماده 139 اصلاحی قانون مالیات های مستقیم، در صورتی که غیرانتفاعی بودن یک موسسه خیریه در اساسنامه آن تصریح شده باشد و دریافتی های نقدی و غیرنقدی آن در مواردی مثل تبلیغات اسلامی، تحقیقات فرهنگی، علمی و دینی، تعلیم و تربیت، بهداشت و درمان، بنا و تعمیر و نگهداری مساجد، مدارس علوم اسلامی و مدارس و دانشگاه های دولتی، تعمیر آثار باستانی، کمک به مستضعفان و آسیب دیدگان حوادث ناشی از حوادث غیرمترقبه هزینه شود و این موضوع به تایید سازمان امور مالیاتی برسد، آن موسسه از پرداخت مالیات معاف خواهد بود. این که تایید چنین مساله ای به سازمان امور مالیاتی کشور واگذار شده، اتفاقی است مبارک، زیرا باعث می شود یک نهاد حکومتی دیگر علاوه بر دستگاه صادرکننده مجوز بر هزینه و درآمد موسسات خیریه نظارت داشته باشد. اما این که چرا با وجود این نظارت، طبق صحبت های یک ماه پیش هادی خانی، مدیرکل دفتر بازرسی ویژه سازمان امور مالیاتی، برخی موسسات خیریه به محلی برای پولشویی و فرار مالیاتی تبدیل شده اند، خود سؤالی است که باید مسؤولان این سازمان و البته مراجع چهارگانه صدور مجوز خیریه ها به آن پاسخ دهند؟ خانی در توضیح این مساله گفته است که برخی از اشخاص مانند موسسات خیریه یا صندوق های قرض الحسنه که دارای معافیت مالیاتی هستند، دستگاه کارتخوان خود را به صورت اجاره ای در اختیار سایر افراد قرار داده اند. او البته این امید را به مردم داده است که با اجرای آیین نامه مالیات های غیرمستقیم بتوانند تا پایان امسال بساط کارتخوان های اجاره ای را جمع و به این صورت راه فرار مالیاتی برخی سودجویان زیر پرچم خیریه ها را نیز سد کنند.

ولیئی نیز که خود در زمان مسؤولیتش در کمیته امداد گردش مالی سالانه موسسات خیریه را بیش از 40 هزار میلیارد برآورد و تاکید کرده بود که حدود 90 درصد این گردش مالی غیرقابل رصد است، امروز به ما می گوید که علت اصلی شفاف نبودن دخل و خرج خیریه ها، همان ضعف سیستم نظارتی سازمان های صادرکننده مجوز این موسسات است. بنابراین او تنها راه حل این مساله را نظارت جدی تر این نهادها بر موسسات خیریه می داند و تاکید می کند که اگر سازمان هایی مثل بهزیستی، به صورت مستمر صورت های مالی این موسسات را بررسی کنند و خرج و دخل های آنها را با اساسنامه هاشان تطبیق دهند، امکان وقوع تخلف در موسسات خیریه به حداقل می رسد. مدیرعامل مجمع خیرین استان تهران البته معتقد است که این سهل انگاری در نظارت فقط مختص بهزیستی نیست و نهادهایی مثل نیروی انتظامی، سازمان اوقاف و وزارت کشور نیز معمولا نظارت دقیقی بر عملکرد خیریه های زیرمجموعه خود ندارند. اما در کنار نظارت ضعیف، تعدد نهادهای صادرکننده مجوز برای خیریه ها و تعامل پایین بین این نهادها را نیز می توان به عنوان یکی از علت های اصلی شفافیت مالی پایین این موسسات در نظر گرفت. از این رو باید تاکید کرد تا زمانی که سازمانی جداگانه برای رصد امور مالی خیریه ها تشکیل نشود، مشکل نظارت بر خیریه ها برطرف نخواهد شد. زیرا امروز این ارگان ها تا حدی ناهماهنگ با یکدیگر عمل می کنند و هنوز حتی یک آمار ساده تجمیعی از تعداد خیریه های مجوزدار در کشور ارائه نشده است.

لینک کوتاه لینک کپی شد

لینک خبر :‌ اقتصاد آنلاین
معاون امور حج و زیارت گفت: طبق مصوبه ستاد مرکزی اربعین، نام نویسی از متقاضیان زیارت اربعین حسینی باید از طریق سامانه سماح https://samah.haj.ir/ انجام شود. در این سامانه نحوه عزیمت متقاضیان به مرزها، مرزهای خروجی و تاریخ رفت مشخص شده، بنابراین لازم است افراد ثبت نام کننده مشخصات خود را به درستی وارد کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

اکبر رضایی معاون امور حج و زیارت در کارگروه اربعین با یادآوری این که ثبت نام این سفر از اول شهریورماه آغاز شده است، گفت: تاکنون بیش از 181 هزار نفر نام نویسی کرده اند که بخشی از آن ها ثبت نام خود را با واریز مبلغ بیمه و هلال احمر نهایی کرده اند.

او هزینه نام نویسی برای اربعین را در سامانه سماح رایگان اعلام کرد و درباره مبلغ 25 هزار تومانی که هنگام ثبت نام اینترنتی از متقاضیان سفر اربعین دریافت می شود، توضیح داد: زائران باید در زمان ثبت نام هزینه های بیمه و خدمات درمانی (هلال احمر) را پرداخت کنند که مبلغ آن به همراه حق الزحمه دفتر خدمات زیارتی حدود 25 هزار تومان خواهد شد، اما در صورت مراجعه نکردن به دفاتر خدمات زیارتی و ثبت نام شخصی، این هزینه سه هزار تومان کمتر می شود و متقاضیان باید 22 هزار تومان پرداخت کنند.

او تاکید کرد: برای خروج از مرزها متقاضیان اگرچه به ویزای عراق نیازی ندارند اما مدارکی چون گذرنامه و رسید اینترنتی ثبت نام (تعهدات بیمه) را همراه داشته باشند. در صورت نداشتن این مدارک، از خروج متقاضیان جلوگیری خواهد شد. همچنین باید دقت شود در مرز، مهر ورود و خروج در گذرنامه ثبت شود.

معاون امور حج وزیارت درباره خدمات رسانی موکب ها به زائران اربعین گفت: طبق مصوبه ستاد مرکزی اربعین حسینی موکب های ایرانی در مرزها از 13 تا 30 مهرماه فعالیت خواهند کرد و موکب های عراقی نیز در طول مسیر از تاریخ 17 تا 27 مهرماه به خدمت رسانی می پردازند.

حجت الاسلام صحبت الله رحمانی مدیرکل عتبات سازمان حج و زیارت اضافه کرد: تعهدات بیمه ای زائرانی که در سامانه سماح نام نویسی کرده و هزینه های مربوط به بیمه را پرداخت کرده اند، از 50 کیلومتر قبل از مرزها و تا روز بازگشت جریان خواهد داشت./ایسنا

کلمات کلیدی

اربعین برپایی موکب ها معاون امور حج و زیارت

لینک خبر :‌ ایران آنلاین
رئیس سازمان حج و زیارت اعلام کرد : از ابتدای عملیات بازگشت حجاج از 25 مردادماه تا کنون 90 درصد حجاج ایرانی به کشور بازگشتند.

رئیس سازمان حج و زیارت اعلام کرد : از ابتدای عملیات بازگشت حجاج از 25 مردادماه تا کنون 90 درصد حجاج ایرانی به کشور بازگشتند.

به گزارش پنجشنبه شب روابط عمومی سازمان حج و زیارت ، علی رضا رشیدیان در این رابطه به خبرنگار ما گفت : تا آخر وقت پنجشنبه 79 هزار و 877 نفر معادل بیش از 90 درصد حجاج ایرانی به وطن بازگشته اند.

وی عنوان کرد : هم اکنون در مدینه التبی یک هزار و 377 نفر و در مکه مکرمه 6 هزار و 409 نفراز زائران ما حضور دارند و تمامی خدمات در حال انجام است.

وی با بیان اینکه عملیات حج ظرف 72 ساعت آینده به انجام می رسد، اظهار کرد : از روز 16 شهریورماه خدمات نقل درون شهری در مکه پایان می یابد اما سایر خدمات چون تردد بیش شهری ، آشپزخانه ها و مراکز بهداشتی ما تا آخرین نفر مشغول خدمات دهی خواهند بود.

وی ابراز امیدواری کرد : بعد از 17 شهریور ماه و اتمام عملیات حج و بازگشت تمامی زائران ایرانی را با حجی مقبول و سعی مشکور و کوله بار از معنویت به کشور بازگردند.

رشیدیان در ادامه با اشاره به خدمات پزشکی هم گفت : مراکز پزشکی هم در حدی که برای خدمات دهی به حجاح موجود مکه و مدینه نیاز است فعال و در حال خدمات دهی است .

وی اظهار کرد : هم اینک دو نفر از حجاج ما در بیمارستان مرکز پزشکی حج در مکه و سه نفر دیگر از زائران ما در بیمارستان عربستان سعوی (دو نفر در مکه و یک نفر در مدینه)بستری هستند و امید است قبل از اتمام کار، خدمات مربوط به معالجه آنان انجام شده و آنها را با اخرین پرواز به کشور بازگردانیم .

لینک خبر :‌ پایگاه خبری حج و زیارت
جعلی بودن امامزادگان یکی از شبهاتی است که طی سالیان اخیر حرف و حدیث های زیادی را به خود اختصاص داده است؛ در این گزارش به شبهه جعلی بودن امامزادگان پاسخ داده شده است.

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا ابوالفضل کیمیایی: عشق به اهل بیت(ع) آن چنان در وجود عاشقانش رخنه کرده است که با فرارسیدن ایام خاصی همچون محرم و صفر، با تمام وجود در راه عزاداری سید و سالار شهیدان؛ امام حسین(ع) سر از پا نمی شناسند. ارادتمندان اهل بیت(ع) و امام زادگان در طول سالیان دراز با زیارت قبور مطهر این بزرگان از حض و بهره معنوی بسیاری برخوردار شده اند.

سادات علوی در چهار گروه وارد ایران شدند

زمانی که امام زادگان و سادات علوی به سرزمین ایران گام نهادند؛ مقارن با خلافت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) بود. در آن زمان دین اسلام در میان ایرانیان پذیرفته شده بود و ایران به عنوان مکانی امن برای مسلمانان و دوستداران اهل بیت(ع) و خاندان پیامبر(ص) به شمار می آمد و شرایط آن را داشت که محلی برای اقامت و سکنای سادات و امام زادگان باشد. این بزرگان در 4 مرحله تاریخی وارد ایران شدند.

به گفته تاریخ نگاران؛ امام زادگان و سادات علوی با دو هدف به ایران آمدند عده ای از این بزرگان با هدف ترویج دین مبین اسلام و تشیع به ایران آمدند و گروهی دیگر نیز به سبب وجود حکومت های ظالم وقت در سرزمین های مادریشان تصمیم گرفتند برای نجات جان خود به ایران پناه بیاورند.

گروه اول و قسمت اعظم سادات، بعد از واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) برای مبارزه با ظلم امویان و خون خواهی امام حسین(ع) وارد ایران شدند که با توجه به شرایط حاکم آن زمان در مقابل ظلم امویان تاب نیاوردند و به شهادت رسیده اند و در استان های مختلف مدفون شدند.

دوران خلافت حجاج بن یوسف زمانی بود که گروه دوم سادات و امام زادگان وارد ایران شدند. پذیرش ولایتعهدی امام رضا(ع) دلیلی شد تا بیش از 40 هزار نفر از سادات و امام زادگان به ایران مهاجرت کنند. با ورود این بزرگان در آن مقطع تاریخی و شهادت امام رضا(ع) به دست حاکمان عباسی، مسیر ورود سادات علوی از مرز بصره و اهواز به داخل ایران جریان بیشتری گرفت. آنها از سوی اهواز به استان های مرکزی و جنوبی مانند فارس، یزد، اصفهان، سمنان و خراسان ورود پیدا کردند. شهادت امام هشتم(ع) دلیلی شد که این بزرگان نیز به دست حاکمان ظالم عباسی به شهادت برسند و در همین استان ها نیز به خاک سپرده شوند، از آن زمان این بقاع به عنوان امام زادگان مورد احترام ایرانیان قرار دارند.

گروه چهارم دسته ای از سادات به شمار می آیند که تعداد آنها از سه گروه دیگر بیشتر است، اینان در زمان حکومت علویان بر مازندران به ایران مهاجرت کرده اند. بیشتر پراکندگی امام زاده ها در قم، ری، قزوین، مازندران و بخش های جنوبی ایران مربوط به مهاجرت آنان به این مناطق است. امام زادگان پس از مهاجرت به این سرزمین ها همان جا به شهادت رسیده و یا وفات کرده اند.

حکومت علویان بر مازندران، شرایط ورود گروه چهارم سادات را به ایران فراهم کرد. تسلط علویان بر مازندران علتی بود که گروه چهارم امام زادگان و سادات علوی از سه گروه دیگر بیشتر باشند به همین علت ورود این بزرگان با پراکندگی در شهر های قم، ری، قزوین و مازندران همراه بود.

شبهه پراکنی درباره امام زادگان با هدف ضربه زدن به اصل دین است

موضوعی که همواره از سوی برخی افراد با هدف وارد کردن شک و شبهه به وجود امام زادگان مطرح شده است، مسئله افزایش آمار امام زاده ها قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است. از سوی دیگر انجام برخی آداب و رسوم خرافی توسط برخی افراد بی اطلاع در این مکان ها بسیار نگران کننده است. اصالت و درستی وجود این امام زادگان نیز از دیگر مواردی است که همواره مورد سؤال برخی شکاکان با اهداف گوناگون بوده است.

نظر آیت الله صافی گلپایگانی درباره تحقیق درباره امام زادگان این است که به صورت عمومی درباره صحت و سقم وجود امام زادگان نمی توان نظر داد، اما باید تعریف دقیق و واحدی از امام زادگان داشته باشیم.

اوایل انقلاب بسیاری از امام زادگان جعلی شناسایی و تخریب شدند

حجت الاسلام محمد نوروزپور در گفتگو با خبرگزاری آنا درباره وجود امام زادگان جعلی در ایران می گوید: ما امامزادگان جعلی نداریم، بعضاً اوایل انقلاب یا قبل از انقلاب بعضی از افراد در بعضی از جاها بر اساس خواب یا حدس و گمان مطرح می کردند که در فلان محل فردی مدفون شده که امام زاده است، مثلاً کسی می گفت؛ من خواب دیده ام که در این محل امام زاده ای مدفون است و این امام زاده به خواب من آمده و گفته است؛ من امام زاده هستم، در این محل به قبر من توجه نمی شود. بر همین اساس با ساختن بنایی بر روی آن قبر آن مکان تبدیل به امام زاده شده است. در همان اوایل انقلاب با ورود سازمان اوقاف و امور خیریه تمام این مواردی که سندیت نداشته اند تخریب شده است به عنوان مثال؛ در استان گیلان بیش از 72 مورد تخریب شده است. بعد از انقلاب هم چندین مورد داشتیم که توسط سازمان اوقاف و امور خیریه پیگیری شده و توسط دستگاه های ذی ربط و مراجع قضایی و امنیتی تخریب شده اند.

وی اظهار می کند: اما اینکه عده ای می گویند امام زاده جدیدی احداث شده است، این اصلاََ واقعیت ندارد. شاید گفته شود؛ ما از اینجا رد می شدیم، کنار این خیابان امام زاده ای نبوده، و به یکباره دیدیم گنبد و بارگاهی بالا رفته و امام زاده ای ساخته شده است، حقیقت از این قرار است که بقاع متبرکه قبور این امام زادگان حرم های کوچکی داشتند، به اندازه یک اتاقک، خیّری پیدا شده کنار این بقعه زمین هایی را خریداری کرده و با توجه به حاجتی که از وجود این امام زاده گرفته برای آن گنبد و گلدسته، رواق و شبستان ساخته است، لیکن اصل بقعه وجود داشته و موجودیت آن در اسناد سازمان اوقاف موجود است. البته مسئله بازسازی و مرمت و همچنین گسترش فضای امامزادگان در دستور کار سازمان اوقاف است. به طور مثال در حال حاضر بیش از 2 هزار امامزاده در حال مرمت و بازسازی هستند که تمام این اقدامات با نظر مستقیم سازمان اوقاف و معتمدین و هیئت امنای آن امام زاده انجام می شود.

مدیر کل بقاع متبرکه و اماکن مذهبی سازمان اوقاف و امور خیریه در ادامه یادآور می شود: مردم و متدینین با توجه به عشقی که به امام زاده محله شان دارند، در این مکان ها درمانگاه و زائرسرا می سازند و شبستان هایشان را گسترش می دهند، بودجه ای نیز از سوی دولت به این نوع کار ها اختصاص پیدا نمی کند. بودجه آن کاملاً مردمی است، مردم با عشق و علاقه ای که دارند این کارها را انجام می دهند. حرم امام رضا(ع) نیز از روز اول این گونه نبوده است، حرم امام رضا(ع) یک هزار و 200 سال است که بنا شده و بار ها بازسازی و مرمت و گسترش یا فته است. نکته مهم این است که بازسازی و مرمت و یا گسترش یک امام زاده به معنای ساخت یک امام زاده جدید نیست.

نوروزپور در ادامه سخنان خود بیان می کند: مردم ما مطمئن باشند که سازمان اوقاف و امور خیریه به عنوان متولی این کار با حساسیت بسیار بالایی این مسائل را رصد می کند و اگر بقعه ای وجود داشته باشد که اصالت لازم را دارا نباشد سازمان اوقاف با جدیت با این گونه موارد برخورد قاطع می کند. بحمدالله با موارد این چنینی برخورد نداشته ایم.

وی در رابطه با وارد کردن برخی شبهات به مسائل اعتقادی تأکید می کند: نکته مهم در رابطه با وارد کردن شبهه به آمار امامزادگان است که عده ای تصور می کنند امام زادگان از قبل از انقلاب تا کنون افزایش پیدا کرده اند، در صورتی که این چنین نیست. قبل از انقلاب آمار درستی از وجود امام زادگان وجود نداشته است. و بسیاری از امام زادگان نیز یا شناسایی نشده و یا در آمار نیامده اند. هر منبعی که آماری ارائه می کرده تماماََ بر اساس حدس و گمان و تخمین بوده است. قبل از انقلاب کار کارشناسی و بررسی درستی بر روی آمار امام زاده ها انجام نشده بود و پایشی از تعداد امام زاده ها وجود نداشت. اطلاعات درستی از این بزرگان در دست نبود و همچنین در میراث فرهنگی کشور نیز به ثبت نرسیده بودند.

تمام امام زادگان ثبت میراث فرهنگی شده اند

نوروز پور درباره فعالیت های انجام شده سازمان اوقاف و امور خیریه در زمینه امام زادگان نیز اظهار می کند: سازمان اوقاف و امور خیریه و میراث فرهنگی در یک اقدام مشترک تمام امام زاده ها را به ثبت رساندند، این مکان ها که آثار تاریخی ما هستند در شهرها و بلاد مختلف ثبت میراث فرهنگی شدند و تمام اسناد و مدارک این امامزادگان در سازمان اوقاف مربوطه موجود است. سامانه جامع امام زادگان یکی از اقدامات سازمان اوقاف و امور خیریه است که در آن مشخصات و اسناد تمام امام زادگان در کل کشور ثبت و ضبط شده و برای تمام علاقه مندان قابل دسترسی است. در واقع مشخص است که در کشور و هر استان در حال حاضر چه تعداد امام زاده ثبت شده که مورد تأیید سازمان اوقاف و امور خیریه هستند.

وی در ادامه تصریح می کند: مردم برای آگاهی از صحت و سقم وجود مکان های مقدس مانند امام زادگان می توانند به ادارات اوقاف سراسر کشور مراجعه کنند. شجره امام زاد گان و شرح حال شان در سامانه جامع امام زادگان بارگذاری شده و در ادارات اوقاف شهرستان ها نیز موجود است. سازمان اوقاف و امور خیریه با همکاری نهادهای ذی ربط، دستگاه های مسئول و اساتید حوزه و دانشگاه در حال تهیه دائرة المعارف بقاع متبرکه کشور است.

دائرة المعارف امام زادگان درحال تدوین است

مدیر کل بقاع متبرکه و اماکن مذهبی سازمان اوقاف و امور خیریه در باره آمار و اطلاعات امام زادگان ادامه داد: دائرة المعارف بقاع متبرکه بعد از تکمیل شدن در سامانه جامع امام زادگان بارگذاری خواهد شد. این اقدام با همکاری اساتید حوزه و دانشگاه و کسانی که در علم انساب تخصص دارند و مورد تأیید هستند و همچنین با استفاده از اسناد معتبری که در کتابخانه های اوقاف، آستان قدس رضوی و قم وجود دارد تألیف و چاپ خواهد شد.

وی با تصریح بر نظارت سازمان اوقاف بر تمام امور امام زادگان بیان کرد: بعد از انقلاب اسلامی بعضی از بقعه ها تخریب شده و بعضی ها تغییر کاربری داده اند، زمانی که برای سازمان اوقاف محرز شده؛ امام زاده ای سندیت لازم را دارا نیست اقدام لازم را انجام داده است، به طور مثال 72 بقعه فقط در استان گیلان تخریب شده است. جایی لازم بوده تخریب شود، تخریب شده، جاهای دیگری هم که نیازی نبوده کاربری اش را عوض کرده اند، مثلاً گفته اند اینجا حرم نیست، ضریح را جمع کرده و آنجا را به حسینیه تبدیل کرد ه اند.

بارگذاری اطلاعات تمام امام زادگان در سامانه جامعه موقوفات

نوروز پور یادآور شد: بقاع متبرکه در سامانه جامع موقوفات بارگذاری شده اند و تمام موارد مشخص است. مردم و محققان اگر سؤالی دارند می توانند به ادارات اوقاف و امور خیریه مراجعه کرده و از بانک جامع اطلاعاتی استفاده کنند. تاریخ، ورود امامان و امام زادگان را به ایران در مقاطع مختلف ثبت و ضبط کرده است که تماماََ قابل مشاهده و بررسی است.

وی در ارتباط با ورود امام زادگان به ایران و شهر های مختلف گفت: مثلاً امام زاده علی بن باقر(ع) در مشهد اردهال مدفون هستند، زمانی که مردم کاشان خدمت امام باقر(ع) حضوراً رسیدند و از ایشان درخواست کردند که برای تبلیغ دین مبلغ نیاز داریم، امام باقر(ع) فرزندش علی بن باقر(ع) را که از علمای زمان بودند به کاشان فرستادند و ایشان در نهایت در همان جا به شهادت رسیدند و در مشهد اردهال کاشان به خاک سپرده شدند. مزار امام زاده علی بن باقر(ع) در مشهد اردهال یکی از مکان های مقدس و بسیار مورد وثوق مردم ایران است.

جلوگیری از اعمال خرافی در حرم امام زادگان توسط سازمان اوقاف

مدیر کل بقاع متبرکه و اماکن مذهبی سازمان اوقاف و امور خیریه با بیان این مطلب که بعضی افراد در اماکن و بقاع متبرکه به اعمال خرافی دامن می زنند، خاطرنشان می کند: خرافات در همه ادیان و زمان ها بوده و هست. هیچ کس نمی تواند تماماً جلوی خرافات را بگیرد، اما تنها راه برای کاستن اعمال خرافی کار های فرهنگی است. گاهی شاهد انجام بعضی اعمال خرافی در امام زادگان هستیم که باعث تأسف و نگرانی می شود، اما نکته مهم در این است که سازمان اوقاف به عنوان متولی امور امام زادگان با تمام این بدعت ها و خرافات مبارزه می کند و تاکنون نیز بسیاری از این نوع اعمال خرافی را جمع کرده است. آنجایی که سازمان اوقاف متوجه اعمال و عادات خرافی در بقاع متبرکه و امام زادگان می شود جلوی این سنت های غلط را می گیرد.

نوروز پور در ادامه تأکید می کند: مسئله نذورات و وجوهی که مردم به امام زادگان اهدا می کنند نکته ای بسیار مورد اهمیت است، چراکه درآمد امامزادگان هر محله در همان محل و برای امورات عمرانی و اعمال خیرخواهانه هزینه می شود. در حال حاضر در کشور 22 هزار نفر جزء هیئت ا منای امام زادگان هستند که موظفند در امام زادگان کارهایی مانند، عمران و آبادی، مرمت، و همچنین کارهای فرهنگی، قرآنی و خدمات اجتماعی را انجام دهند.

منابع نذورات امام زادگان صرف امور خیریه همان محل می شود

وی یادآور شد: رسیدگی به امور فقرا، نیازمندان، بحث دارو و درمان، کلاس های مختلف، مشاوره های خانوادگی و مذهبی نیز از دیگر فعالیت هایی است که به واسطه وجود امام زادگان انجام می شود. یکی از اقدامات موثر اعضا هیئت امنا نیز جلوگیری از خرافاتی است که وارد مسائل دینی شده است. این افراد که از بزرگان شهر و قوم آن محل هستند، از علما، روحانیون، متدینین و مسئولان تشکیل شده اند.

مدیر کل بقاع متبرکه و اماکن مذهبی سازمان اوقاف و امور خیریه تاکید کرد: این سازمان به عنوان نهاد متولی بقاع متبرکه و امامزادگان آماده دریافت هرگونه گزارش در خصوص اعمال و حرکات خرافی در مکان های مقدس است تا در اسرع وقت و با تمام قدرت وارد عمل شود.

شبهه پراکنی در وجود امام زادگان توسط افراد معاند

حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا عادل معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه نیز درباره وجود بقاع متبرکه و امام زادگان در ایران می گوید: وجود حرم امام زادگان به عنوان مکان هایی مقدس که مردم با حضور در آنها به راز و نیاز با خداوند می پردازند و فرائض دینی را به جای می آورند بسیار ستودنی و مقدس است. متأسفانه از سوی برخی از افراد ناآگاه و بعضاََ معاند درباره وجود امام زادگان جعلی در ایران شبهه پراکنی های بسیار زیادی صورت گرفته است. این گونه اقدامات بعضاً از طریق فضا های مجازی انجام می شود.

وی با انتقاد از افراد معاندی که در حوزه اعتقادی و مذهبی با نیات سوء، شبهه پراکنی می کنند، بیان می کند: نکته مهم در مسائل اعتقادی و دینی این است که اگر شبهه پراکنی در امور دینی صورت بگیرد، در اذهان عمومی ماندگار می شود و تمام افراد نیز بدون این که سندی در باره شبهه وارده دیده باشند به نقل آن می پردازند. به طور مثال در مسئله امام زاد گان از قول کارگردان سینما جناب آقای مجید مجیدی روایتی شده بود که لوکیشن ساخته شده برای فیلم ایشان بعد از گذشت زمانی تبدیل به یک مکان مقدس شده و مردم آن مکان را زیارت می کردند، این خبر در تمام فضای مجازی پراکنده شد و تأثیر مخرب خود را گذاشت.

مبارزه سازمان اوقاف با خرافه گری در بقاع متبرکه

معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه می افزاید: در صورتی که آقای مجیدی به صراحت این مسئله را تکذیب کرد و این خبر را از پایه و اساس دروغ خواند. نکته مهم این است که تکذیبیه این خبر به گستردگی خود شایعه فراگیر نشد، در صورتی که رسانه های متعهد باید در این چنین مواردی بیشتر فعال باشند و تکذیبیه خبر را بارها انعکاس دهند تا فراگیر شود.

عادل خاطرنشان می کند: سازمان اوقاف به عنوان یک سازمان حمایتی و فرهنگی با کوچکترین خرافه یا شایعه ای در حوزه اعتقادات دینی مبارزه می کند و در صورتی که با انجام اعمالی در امام زادگان و بقاع متبرکه روبرو شود بدون هیچ گونه درنگی جلوی اینگونه اعمال را خواهد گرفت.

تمام امام زادگان توسط هیئت امنای معتمد اداره می شوند

گفتنی است؛ سازمان اوقاف و امور خیریه به عنوان نهاد متولی امور امام زادگان در کشور همواره با انجام نظارت دقیق و مستمر بر بقاع متبرکه و قبور امام زادگان سراسر کشور این اماکن مقدس را به مکان هایی برای حل مشکلات افراد محلی و نیازمندان آن منطقه مبدل کرده و از سوی دیگر برپایی مراسم مذهبی در این مکان ها فرصت شرکت علاقه مندان را فراهم می کند. هیئت امنای امام زادگان که تماماََ از افراد سرشناس و مورد اطمینان محلی و متدینین تشکیل شده است با هدایت های سازمان اوقاف و نظارت شبانه روزی بر امور جاری امام زادگان از انجام هرگونه اعمال و رفتار خرافی و به دور از شئونات اسلامی جلوگیری می کنند.

نکته حائز اهمیت اقدامات بزرگ فرهنگی و اجتماعی است که به واسطه وجود این اماکن متبرک صورت می گیرد و انجام آن گره از زندگی هزاران مسلمان و شیفته اهل بیت(ع) می گشاید. مهم این است که هیچ گونه امام زاده غیرواقعی در کشور عزیزمان ایران وجود ندارد و سازمان اوقاف و نهاد های امنیتی و اطلاعاتی با تمام توان خود آماده برخورد با هرگونه جعل و سوء استفاده در این زمینه ها هستند.

انتهای پیام/4100/پ

لینک خبر :‌ خبرگزاری آنا
معاون هنری در حالی اصرار به ادغام و انحلال انجمن های تخصصی هنری دارد که به نظر می رسد او چشم انداز مشخصی از این مسأله ندارد و موضوع بیش از آنکه فرهنگی مدیریتی باشد، سیاسی است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶ سایت های دیگر : شعار سال

به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم ، چندی است زمزمه انحلال و ادغام مؤسسات وابسته به معاونت هنری ارشاد با اعلام رسمی روابط عمومی وزارت ارشاد بدل به یک حقیقت می شود. وزیر فرهنگ نیز در جمع خبرنگاران حاضر به پاسخ نمی شود و همه چیز را به معاون هنری خود، مجتبی حسینی سوق می دهد، مردی که در 18 ماه مدیریت خود به هیچ رسانه ای پاسخگو نبوده است و با وجود مدعای شفافیت دستگاهش، بر ابهام عملکردش بیش از پیش افزوده شده است، نمونه ابهام ماجرا در موضوع ادغام ها رقم می خورد.

در حالی که مجتبی حسینی قرار بود در شبکه چهار سیما، در برابر منوچهر اکبرلو به ابهامات پاسخ دهد در دقیقه آخر از حضور در برنامه تلویزیونی ممانعت می کند تا امین مؤیدی، چهره تازه معرفی شده این روزها به جای او پاسخ دهد. روی آنتن زنده تلویزیون حسین مسافرآستانه، از اعضای هیئت مؤسس انجمن هنرهای نمایشی روی خط می آید و ضمن مخالفت شدید با طرح امین مؤیدی، مشاور برنامه ریزی و نظارت راهبردی معاونت امور هنری می گوید: هر وقت ارشاد قصد داشته در مورد انجمن نمایش کاری کند، جز ضرر در حق انجمن کاری نکرده است. ارشاد اداره تئاتر را تعطیل کرد و به ضررش تمام شد. انجمن نمایش را که در کل کشور شعبه داشت به بهانه واهی سامان دهی تعطیل کرد و تئاتر را پراکنده کرد. زیر انجمن نمایش سابق دینامیت گذاشتند و بعد با خواهش و تمنا خواستند انجمن نمایش را راه اندازی کنیم. دولت نمی تواند بر تئاتر کشور اشراف داشته باشد. انجمن بال اداری و اجرای تئاتر کشور است .

البته مسافرآستانه پیشتر به خبرنگار تسنیم گفته است که طبق مفاد مندرج در اساسنامه دولت توانایی انحلال انجمن هنرهای نمایشی را ندارد؛ چرا که انجمن یک نهاد خصوصی است. در همین راستا مسافرآستانه به اکبرلو می گوید انجمن نمایش توسط بنده، آقای خبری و مرحوم کشن فلاح به صورت شخصی تشکیل شد و طبق اساسنامه قابل ادغام و انحلال توسط دولت نیست. مگر اینکه بگویند "امور تئاتر را خودمان می خواهیم اداره کنیم" که بهتر است تکلیف ما را مشخص کنند. هیئت مدیره انجمن از ماجرا خبر ندارد .

او درباره استقلال انجمن های استانی هم گفت قبلاً این اتفاق رخ داده و حساب شخصی نیز ارائه داده شد؛ اما به مشکل برخوردند .

محمدرضا درند، مدیر انجمن کرمانشاه از مخالفان فعال با این طرح در برنامه شب تئاتر می گوید: برخلاف حرف رئیس جمهور در زمان رأی اعتماد که قرار بود با اهالی هر قشری مشورت شود، بدون هماهنگی هنرمندان این تصمیم گرفته شده است، آن هم در اتفاقات جشنواره های استانی و با سرعتی عجیب. به ما بگویند در مورد ادغام با چه کسی مشورت شده است، آیا اساسنامه انجمن را خوانده اند؟ آیا می دانند تعداد دفترها و شعب انجمن چه تعداد است؟ .

بیشتر بخوانید: معمایی به نام کمک به توسعه فرهنگ و هنر

او تأکید می کند اگر قرار است تغییری رخ دهد چرا به سراغ مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نمی روند که تنها یک دفتر در تهران دارد. او می افزاید: حمایت از استان ها به صفر رسیده است؛ در حالی که بار تئاتر کشور بر دوش استان هاست. ما اتفاقات بین 1385 تا 1394 را فراموش نمی کنیم که فرایند انتخاباتی به انتصاب حاکمیتی بدل شد .

جهانشیر یاراحمدی، مدیر انجمن هنرهای نمایشی استان بوشهر که مدیریت جلسه را به عهده داشته و نقش پررنگی در اعتراضات داشته می گوید حرف های هنرمندان در این جلسه سانسور شده است و به هیچ عنوان مطالب مطرح شده بازتاب داده نشده است. او می گوید در این جلسه در رابطه با ساختار انجمن هنرهای نمایشی به طور کلی صحبت شده است و بر این مهم تأکید شده است که انجمن در این سال ها چه تأثیری بر تئاتر کشور گذاشته است. انجمن هنرهای نمایشی هم اکنون نزدیک به 500 شعبه و دفتر در سراسر کشور دارد.

یاراحمدی می گوید: این زنجیره عاشقانه و دلی به کار خودش ادامه می دهد. این انجمن های تئاتر در هر بخش و منطقه ، بر براساس رایزنی ها و شرایط شهرستان محل فعالیت، با صحبت و رایزنی با بخش خصوصی و شهرداری و فرمانداری امور را پیش می برد. بخش اندکی از بودجه این انجمن ها از طریق دولت تزریق می شود .

او با یادآوری این نکته که هنوز بودجه 1397 انجمن ها داده نشده است می گوید: یکی از مسائلی که طراحان این پروژه مطرح می کنند انضباط مالی است که مشخص نیست شفافیت با چه کسی است. در حالی که در سال 1397 به استان بوشهر برای رویدادهای آن سال تئاتر 15 میلیون پرداخته شده است و باقی آنچه پرداخته شده است، معوقات تفاهم نامه های سال 1396 است .

یاراحمدی می افزاید: در دوره آقای حسینی تفاهم نامه های دوره آقای شفیعی منحل شد. این تفاهم نامه ها میان رشته های هنری شکل می گیرد که براساس آنها بودجه ها پرداخت می شد. طبق این تفاهم نامه انجمن می دانست که براساس آن چه مقدار بودجه دریافت می کند. دستگاه آقای حسینی به تفاهم نامه اعتقادی ندارد. معلوم نیست حمایت از انجمن استان ها براساس چه معیاری است. می گویند محصول محور است که این هم شنیده هاست و اکنون 1397 تمام شده، کارنامه اش هم ارائه شده است؛ ولی نتیجه ای نگرفتیم .

آقای یاراحمدی تأکید می کند که معاونت هنری هیچ شناختی به جهان خارج از تهران ندارد و بدون مطالعات به سراغ چنین برنامه ای رفته است. او می گوید: به گمان من طراحان این مسئله هیچ اشرافی به استان ها ندارد. طرحی که مطرح شده است به نظر برای استان ها خطرناک است. توجیه معاونت هنری تجمیع است؛ در حالی که راه حل خودشان تبدیل شدن انجمن ها به مؤسسات است که در این صورت 34 مؤسسه باید تأسیس شود. حالا اگر هر شهر هم مؤسسه ای بخواهد داشته باشد این عدد به 500 می رسد. چگونگی تشکیل این مؤسسات و این که چه کسانی باید مؤسسه تشکیل دهند زیر سؤال است. گفته اند می خواهند با بخش نامه چنین امری را پیش ببرند؛ ولی اگر 20 نفر در یک استان شرایط را داشته باشند، مشخص نیست این مؤسسات چگونه شکل می گیرند. مشخص نیست این مؤسسات از چه مجرایی تشکیل می شوند، این باعث بیشتر شدن مؤسسات می شود و این ناشی از عدم شناخت و اشراف بر استان هاست .

وی می افزاید: اکنون دهه شصت نیست که یکی در تهران برای همه شهرها یک نسخه بپیچد و همه بدبختی های آن روی دوش هنرمندان استان بیفتد. نگاه بالا و پایین به این مسأله وجود دارد. اگر نگاه روشنی به مسأله وجود داشت نگاه مطمئناً تغییر می کرد. مؤسسه ای که وجود خارجی دارد، بودجه هم دریافت می کند ولی عملاً کاری نمی کند باید از بین برود؛ ولی مؤسسه ای که وجود دارد و در تمام کشور فعالیت می کند، مگر می شود از بین برود؟ از بین بردنش عقلانی نیست. اگر روزی برسد که این انجمن ها از بین بروند این تشکیلات در استان ها به جا می ماند؛ اما مصائب اداری آن روی دوش بچه های تئاتری باقی می ماند .

آنچه مشخص است هنرمندان تئاتر از دخالت های وزارت ارشاد در امور اجرایی بسیار نگران اند. خبرها حکایت از آن می کند که هنرمندان در حال رایزنی با نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای ورود به این مسأله هستند. در سال 1384، با تغییر دولت، وزارت ارشاد وقت به حسین پارسایی دستور می دهد تا انجمن نمایش را منحل کند. این مهم بدون رعایت قانون، پشت درهای بسته با حضور افرادی چون محمود عزیزی و مجید سرسنگی منحل می شود. طبق اساسنامه انجمن وقت برای انحلال نیاز به برگزاری مجمع عمومی بود. انحلال انجمن نمایش موجب دردسرهای بسیاری برای مدیریت تئاتر می شود تا در نهایت انجمن تازه ای تشکیل می شود که به سبب ساختار انتصابی اش مورد اعتراض هنرمندان قرار می گیرد. در دوره حضور مهدی شفیعی در اداره کل هنرهای نمایشی رویه انتصابی به انتخابی بدل می شود و حتی شنیده می شود قصد بر آن بوده انجمن مرکزی نیز رویه انتخاباتی پیدا کند.

در همین راستا آقای یاراحمدی می گوید: این ماجرا یک رویه ساده و سطحی دارد و یک رویه عمیق. ماجرای عمیقش تلخ است و تلخی آن است که عده ای در وزارت ارشاد نشسته اند و می گویند "وزارت در 12 سال گذشته کار غیرقانونی کرده است و ما اکنون درست می گوییم."، از کجا مشخص می شود که دوستان جدید کار غیرقانونی نمی کنند؟ آنچه رخ داده بر اساس مرّ قانون بوده است. ماده 12 اساسنامه انجمن به انجمن این حق را داده است که در استان ها شعبه تأسیس کند. برای عملی شدن این ماده و تبدیل شدن به آیین نامه چندین سال وقت صرف شده، توسط معاونت هنری تأیید شده، در روزنامه آگهی شده است و کاملاً طبق یک روال قانونی صورت گرفته است. حالا دست روی این مسأله گذاشته اند که این غیرقانونی است؛ در حالی که از همین جایگاه کنونی مجوز شعب صادر شده است و خلاف قانون رخ نداده است. تبصره ای در آیین نامه تأسیس مؤسسات فرهنگی وجود دارد که مؤسسات مجاز به تأسیس شعب در استان ها هستند .

وی می افزاید: ما تصور می کنیم که دوستان برای انجام شدن انحلال تفسیر به رأی می کنند. آنچه از قانون واضح است باید صورت بگیرد نه آنچه من از آن تفسیر می کنم. آقای حسینی قصد داشت جمع معترض را آرام کند که "اتفاقی برای شما رخ نمی دهد"؛ اما به نظرم سخنان دوستان موجب شد معاونت هنری به ابهامات موجود برسند. در حالی که معاونت می گوید این رویه برای تقویت مالی استان هاست؛ ولی آقای حسینی در پرسش اینکه چگونه این تقویت صورت می گیرد، پاسخی ندارند. چرا باید ساختاری که تجربه شده است و انجمن ها برایش زحمت می کشند، از بین برد؟ چه اندیشه ای است که باید چیزی را از بین ببریم و چیز تازه ای بسازیم؟ چه تضمینی وجود دارد که این طرح نیز روزی از بین نرود؟ چرا نباید هنرمند آرامش داشته باشد؟ اگر ساختار مشکلی دارد باید با مشورت این ساختار تقویت شود که به گمان همه ما در استان ها ساختار درستی است. اگر ضعف دارد آن را بپوشانید. اگر مؤسسه ای در جایی کار نمی کند، انداختنشان در یک چاله دیگر راه حلش نیست .

امین مؤیدی در برنامه ای رادیویی به علی جعفری، مجری شبکه فرهنگ قول می دهد مستندات طرح ادغام و انحلال را در اختیار رسانه ها قرار دهد؛ اما با وجود این، هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است و به نظر می رسد مجتبی حسینی بدون برنامه ای روشن در حال عملی کردن این برنامه است، برنامه ای که به نظر می رسد تحت فشار سیاسی در حال رخ دادن است. شنیده می شود یکی از وزرای ارشاد دولت اصلاحات به دنبال کسب کرسی ریاست هیئت مدیره مؤسسه ای است که از ادغام انجمن ها تشکیل می شود، مؤسسه ای که با نام ایرانیان از آن یاد می شود و قرار است کل بودجه هنری کشور بدان تزریق شود. گفتن این نکته نیز خالی از لطف نیست که در حوزه این مؤسسات رقمی بین 5 تا 10 درصد به عنوان بالاسری از بودجه تزریقی به نفع مؤسسه کسر می شود که از نقاط مبهم مؤسسه داری در ارشاد است.

انتهای پیام/+

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
اداره کل هنرهای نمایشی دو طرح پویش تئاتر شهرهای ایران و رپرتوار تئاتر استان ها را برگزار می کند.

به گزارش ایلنا، اداره کل هنرهای نمایشی دو طرح پویش تئاتر شهرهای ایران و رپرتوار تئاتر استان ها را از مهرماه سال جاری، با مدیریت واحد هماهنگی تئاتر استان ها و مشارکت ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سراسر کشور و انجمن هنرهای نمایشی استان ها برگزار می کند.

برگزاری این دو طرح در راستای بهره مندی از ظرفیت و امکانات آموزشی، ضرورت برگزاری کارگاه های تجربی، عملی و آموزشی در استان ها و شهرهای ایران و همچنین توجه به توسعه اجراهای نمایشی و امکان بهره مندی مخاطبان سراسر کشور از تولیدات موفق است.

پویش تئاتر شهرهای ایران به منظور بهره گیری از ظرفیت و قابلیت دانش آموختگان و فارغ التحصیلان هنر نمایش و بهره مندی از هنرمندان فعال و شناخته شده و مدرسان صاحب تجربه برگزار می شود.

مهم ترین اولویت این طرح گسترش دانش و تجربه در سطح گروه های نمایشی سراسر کشور از طریق برگزاری کارگاه های عملی و گسترش روند تولید، دانش افزایی و اجرا با پشتوانه مشارکت هنرمندانی از شهرهای سراسر کشور است. در این طرح روندی آموزشی و کارگاهی با استفاده از ظرفیت هر شهر و استان در دو حوزه نمایشنامه نویسی و تولید و اجرای نمایش با حضور و راهنمایی مدرسان حرفه ای دنبال خواهد شد.

طرح رپرتوار تئاتر استان ها یا اجراهای دوره ای تئاتر، به منظور اجرای نمایش های موفق به شکل چرخشی جهت بهره گیری از مخاطب سراسری برگزار می شود.

این طرح به دنبال ایجاد شرایطِ اجرای آثار نمایشی در سراسر کشور و بهره مندی مخاطبان از آثار موفق است که با اعلام آماد گی گروه در هر زمان و در هر سالنی قابل اجرا باشد.

در این طرح، آثار نمایشی حرفه ای مرحله تداوم و تکامل اجرای اثر را در سایر سالن های نمایشی به عنوان یک تولید قابل قبول هنری ادامه خواهند داد. بهره مندی از ظرفیت، توان و قابلیت سالن های نمایشی و بهره مندی اقتصادی گروه های نمایشی از تولیدات شان از مهم ترین اهداف این طرح است.

واحد مدیریت هماهنگی تئاتر استان های اداره کل هنرهای نمایشی، جهت برگزاری رپرتوار تئاتر استان ها ضمن دعوت از هنرمندان و گروه های حرفه ای جهت برگزاری اجراهای دوره ای، بدین وسیله اعلام می کند گروه هایی که تقاضای اجرای عمومی آثار موفق خود را در سالن های نمایشی سراسر کشور دارند می توانند با مراجعه به این واحد تقاضای خود را ارائه کنند.

آثار منتخب و مکان اجرا پس از بررسی تقاضای گروه های نمایشی در شورای هماهنگی رپرتوار تئاتر، معرفی خواهند شد. شرایط و نحوه حمایت از گروه های نمایشی این طرح نیز به تناسب شرایط و پیشنهادات استان با مشارکت اداره کل هنرهای نمایشی صورت خواهد گرفت.

برنامه، مکان و زمان طرح پویش تئاتر شهرهای ایران نیز پس از ارزیابی شورای علمی و آمادگی شهرهای میزبان متعاقباً اعلام می شود.

لینک خبر :‌ خبرگزاری کار ایران
اصغر نوری گفت: جای طنز سخیف کلامی در سالن های حرفه ای تئاتر نیست و ما نشان دادیم که می توان تماشاگر را با رعایت ادب، شاد کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

اصغر نوری مترجم و کارگردان نمایش ستاره شناس درباره این نمایش در گفت و گو با خبرنگار حوزه تئاتر گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، گفت: نمایشنامه ستاره شناس یک نمایشنامه طنز است که در مطب یک روان شناس اتفاق می افتد و دو خانم برای روان کاوی به این مطب مراجعه می کنند که متوجه می شوند روان پزشک در مطب نیست و باید خود روان کاوی انجام دهند تا مشکلات خود را حل کنند. زمانی که این دو درباره زندگی خود صحبت می کنند متوجه می شوند که یک مردی در زندگی هر دو وجود دارد و همین سبب می شود تا ما با زندگی این دو آشنا شویم.

نوری درباره فضای نمایش گفت: فضای نمایش، فضایی است که جامعه امروز ما با آن آشنایی دارد مانند تنهایی، هویت و اینکه انسان ها نمی دانند به دنبال چه چیزی در زندگی هستند و برای فرار از تنهایی، انسان هایی را وارد زندگی خود می کنند که باعث می شود تنهایی آن ها بزرگ تر شود. شیوه نمایشنامه در متن و اجرای ما نیز وجود دارد یعنی شیوه مینیمال به همراه طنز که همه اتفاقات نمایش خلاصه و موجز روایت می شود؛ لحن طنز از ابتدا تا پایان در فضای نمایش ستاره شناس حاکم است.

نوری درباره استقبال مخاطبان از نمایش ستاره شناس گفت: در این چند شب اجرا استقبال تماشاگران از نمایش بسیار خوب بوده و ما شب هایی را با ظرفیت تکمیل تماشاگران به اجرا رفته ایم. خوشبختانه مخاطبان از نمایش ما راضی بوده اند. گروه ما تئاتر 88 است، زیرا از سال 88 این گروه تشکیل شده و یکی از اعضای ثابت گروه غزاله رشیدی است که در نمایش های ما حضور دارند. سال گذشته سهیلا صالحی به گروه ما اضافه شدو متن نمایشنامه ستاره شناس را با هم نمایش نامه خوانی کردیم، ولی برای بازیگر مرد از احمد ساعتچیان دعوت کردیم، زیرا من کار های خوبی از ایشان دیده ام و از بازیگران باسابقه و اساتید خوب تئاتر ما هستند.

کارگردان نمایش ستاره شناس درباره مشکلات اجرا بیان کرد: مسئله مالی برای تولید تئاتر یک مسئله جدی است، اما خوشبختانه سمانه افکاری و موسسه فرهنگی هنری برگ از ما حمایت کردند و تهیه کننده کار شدند و این مشکل برای گروه ما به زودی حل شد. نمایشنامه ستاره شناس چهار شخصیت دارد و زن سومی هم به نمایش اضافه می شود که این را با سروناز نانکلی تمرین کرده بودیم، ولی متاسفانه یک روز مانده به بازبینی، تصادف کردند و ما امیدوار بودیم به اجرا برسند ولی نتوانستند و جایگزینی برای این کاراکتر در زمان کم سخت بود. به همین دلیل پایان بندی نمایشنامه را کمی تغییر دادم تا با حذف این شخصیت قصه نمایش آسیب نبیند.

نوری با اشاره به اینکه سعی شده در نمایش ستاره شناس از طنز سالم و آبرومند استفاده شود، بیان کرد: در زمان اجرای نمایش ستاره شناس تماشاگر با لحن طنز همراه می شود و می خندد، ولی نمایش ما کار یا حرف زشتی را به مخاطب نشان نمی دهد. از نظر من جای طنز سخیف کلامی در سالن های حرفه ای تئاتر نیست و ما سعی کردیم این را نشان بدهیم که می توان تماشاگر را خنداند و البته می توان مودب هم باقی ماند و حرف زشتی را بر زبان نیاورد. متاسفانه در بسیاری از سالن های حرفه ای ما این طنز سخیف را بیان می کنند و این مرز بین تئاتر حرفه ای و تئاتر آزاد را برمی دارد. از سالن های شناخته شده و گروه های حرفه ای انتظار می رود تا یک استانداردی از کار هنری و اندیشه را در کار نشان دهند.

وی ادامه داد: تماشاگر عامی که برای اولین بار برای تماشای نمایش می آید باید تعریف درستی از تئاتر را ببیند، اما متاسفانه در برخی اجرا ها که با افراد شناخته شده اجرا می شود، این اتفاق می افتد و نمایش های سخیف و مبتذل روی صحنه می رود که شاید شخص بازیگر نتواند آن حرف را در کنار فرزند خود به زبان بیاورد در حالی که آن را روی صحنه می زند. این باعث می شود که تماشاگر تعریف نادرستی از تئاتر را داشته باشد. باید به جای این حرف ها بیشتر تلاش کنیم تا نمایشی سرگرم کننده و جذاب برای مخاطب اجرا کنیم و در کنار آن از تئاتر نیز محافظت کنیم.

نوری درباره کار های آتی خود گفت: در حال حاضر روی پروژه نسبتا بزرگ تری مشغول هستم و پیش از این سه رمان از آگوتا گریستف به نام سه گانه دوقلوها ترجمه کرده بودم که از رمان های پرتیراژی بوده است و حال نمایشنامه ای بر اساس این سه گانه نوشته ام، متن نمایشنامه به پایان رسیده و قصد دارم سال بعد این نمایشنامه را بر روی صحنه ببرم. این پروژه بزرگ به همراه بازیگران بیشتری خواهد بود و بعد از اجرای نمایش ستاره شناس روی این پروژه تمرکز خواهم شد.
انتهای پیام/

لینک خبر :‌ باشگاه خبرنگاران جوان
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

آناهیتا زینی وند : بعضی از اقشار در روستاها، شهرستان ها و کلانشهرها به ندرت وضعیت اقتصادی خوبی داشته باشند اما بر طبق فرهنگ و آدابی که وجود دارد دختران را بعد از سن بلوغ جسمی و حتی خیلی قبل از آن به عقد فردی در می آورند که چندین سال از او بزرگتر و حتی جای پدر آن دختر است؛ اما مسئله چالش برانگیز در این مسئله این است که معمولا بچه های کودک همسر از طبقه فرودست جامعه هستند. خانواده ها یا این فرزندان را در شرایط خیلی بد و سنتی می فروشند و شیربهای آنها را دریافت می کنند و آنها را به عقد مردانی خیلی بزرگتر از خودشان در می آورند و غالبا این بچه ها خوشبخت هم نمی شوند.

به گزارش گروه اجتماعی سایت خبری مدآرا ، کارکردن درباره برخی سوژه های خاص، نه تنها دردناک است بلکه اثر آن می تواند تا سالهای سال در روح و جسم یک هنرمند اعم از بازیگر و یا خالق آن اثر نمایان باشد. آناهیتا زینی وند کارگردان نمایش بختک از آن دسته کارگردان و هنرمندانی است که مدت هاست همه توانش را در خدمت معرفی یک سوژه و یا دغدغه به مخاطبان خود بکار گرفته و در این راه مشکلات و مصائب بسیاری را هم به جان خریده است. او می گوید: می خواهم ثابت کنم که محیط است که انسان را می سازد. اگر محیط تغییر کند بعضی آدم ها توانمندی هایشان بیشتر از کسانی است که ادعای آن را دارند مثلا در محیط های بورژوایی افراد فکر می کنند هنر امری لوکس و فقط متعلق به آنها است.

در ذیل مشروح گفت و گوی سایت مدآرا با این کارگردان شناخته شده تئاتر را می خوانیم:

*آغاز فعالیت اجتماعی تان از چه زمانی بود و اصلاً چه شد که این دغدغه را پیدا کردید؟

خیلی طولانی است. من در ابتدا می خواستم کار تحقیقی انجام بدهم. همه چیز از یک روزنامه شروع شد، یک روز بعد از ظهر من روزنامه ای می خواندم که نوشته بود بچه ای توسط مادر و ناپدری اش شکنجه شده، سوخته و فوت کرده است. درست وقتی که خودم، کودکی در همان سن و سال داشتم. فکر کار و به نوعی دغدغده ام از همین جا شروع شد و به دنبال منبع خبر رفتم. یک سازمانی بود به اسم انجمن حمایت از کودکان و زنان در سهروردی که به آن سازمان مراجعه کردم و قرار شد در آنجا مستندی تهیه کنم و کار عکاسی انجام دهم.

البته گویا قبل از من یک خانم سرشناس فیلمساز مجموعه عکسی را از آنها گرفته بود و در یکی از کشورهای خارجی به نمایش گذاشته بود که آنها هم به همین دلیل نسبت به وضع موجود حساس شده بودند چرا که نزدیک بود که کلاً لغو مجوز شوند و به همین خاطر جلب اعتماد متولیان این سازمان کار راحتی نبود. من هم بعد از کلی رفت و آمد خسته شدم و دیگر در جلساتشان شرکت نکردم. یک روز بعداز ظهر همسرم به من گفت که سوژه ای پیدا کرده؛ به این شکل که برخی از اعضای سازمان های حمایت از کودکان کار و خیابان در روز لغو روز جهانی کودکان کار تجمع کرده بودند و بروشورهایی هم پخش کرده بودند و همسرم مشاهداتش را در این رابطه با من در میان گذاشت. من تا آن زمان حتی نمی دانستم سازمان هایی به این شکل کار می کنند.

بعد از آن من با جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان تماس گرفتم و آدرس گرفتم. سمت پاسگاه نعمت آباد بود، با همسرم یحیی به آنجا رفتیم و اتفاقاً آنها خیلی هم از ما استقبال کردند. به آنها گفتم می خواهم فیلم بسازم و در واقع نطفه کار از اینجا شکل گرفت و من به نوعی آلوده این کار شدم تا جاییکه دوربین و فیلمسازی کلاً کنار رفت.

* که تبدیل به یک فعال اجتماعی – مدنی شدید؟

مدنی خیر ولی اجتماعی بله.

* چه شد که تئاترتان را به سمت مسائل اجتماعی بردید؟ می توانستید تئاتر گیشه پسند و پرمخاطب بسازید، چرا مسائل اجتماعی با این همه دردسر را انتخاب کردید؟!

حدود سال 85- 84 که فیلم می ساختم بعد از حدود دو سال کارکردن، روز آخر که فیلم ها را گرفتم و راش ها را جمع کردم یکسری بچه های کوچک را برداشتم بردم جلوی لوگوی جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان که روی دیوار به شکل چرخ دنده بچه ها از نژادهای مختلف به هم زنجیر شده و نقاشی شده بود. (آن زمان جمعیت هیچ تابلویی نداشت) می خواستم با بچه ها عکس بگیریم آنها جلو در ایستادند و من گفتم جلو لوگو بروند تا با هم عکس بگیریم که در همین لحظه یکی از بچه ها گفت ما عکس نمی گیریم!! تو می خواهی از ما فیلم بسازی و معروفی شوی. من تا یک سال و نیم دیگر به آنجا نرفتم. و وقتی هم دوباره به آنجا رفتم فقط برای آموزش بود چون به هیچ وجه دنبال این نبودم که با این کار معروف شوم.

* آن کودک چند سالش بود؟

خیلی کوچک بود، حدود 8 یا 9 سال. فال فروش بود ولی درک و شعور او از من که فکر می کردم شاید با این دوربین تا چند سال بعد روی فرش قرمز باشم، بیشتر بود.

من بازیگری هم خوانده بودم ولی دنبال کار سینما بودم و عشقم دوربین و تئاتر بود. ولی کار این کودک سیلی به من زد و کار را کنار گذاشتم. بچه های این قشر علیرغم اینکه ما فکر می کنیم نمی فهمند و سواد ندارند و کتاب نخوانده اند، به مراتب از هر تحلیلگر اجتماعی تحلیل های قوی تری دارند چون مدام می بینند و در بطن جامعه هستند و درک می کنند و هر وقت که دوباره این موضوع یادآوری می شود باز هم حالم بد می شود که یک انسان چقدر می تواند خبیث باشد، آن کودک واقعیت را گفت. شاید بخشی از آن حسی بود و یک بخش آن این بود که من مادرم و دوست دارم برای این بچه ها کاری انجام دهم، اما واقعیت این بود که می خواستم یک فیلم خوب از بچه هایی بسازم که خودم تا به حال آنها را ندیده بودم، مدام من در خیابان بودم ولی این کودکان را نمی دیدم و تصور می کردم که مافیایی در پشت پرده وجود دارد که هر روز بچه ها را می برد و می آورد و این بچه ها برای این کار تولید می شوند.

* چند روز پیش جمله ای می خواندم با این مضمون که کسی که زبان مردم نباشد، هنرمند نیست؛ هنر فروش است! شما با این حرف موافقید؟

باللاخره هنر هم به نوعی صنعت محسوب می شود. هنر زمانی می تواند ذات و ماهیت خودش را داشته باشد که از قالب صنعت خارج شود و مردمی باشد. در غیر این صورت یک بازیگر خیلی خوب می تواند روی صحنه بازی کند، یک مکانیک هم موتور ماشین را پایین بیاورد و یک جراح هم خیلی زیبا می تواند جراحی کند. شما اگر صنعتگر باشی و حرفه ات این باشد فقط می توانی از این طریق نان دربیاوری! اگر زبان مردم نباشی و ذات هنر را متوجه نشوی، هنر؛ صنعتی بیش نیست ولی هنرِ یک هنرمند زمانی می تواند در جامعه تاثیرگذار باشد که در خدمت مردم باشد و به استناد به حرف شما؛ زبان مردم باشد نه صرفاً زبان یک صنعت. در این صورت شما هم یک مشتری دارید و در مقابل کاری که انجام می دهی مانند بازیگری، تابلوفروشی، ساخت فیلم، عکاسی پول دریافت می کنید.

*در مورد نمایش ندبه و حواشی که در رابطه با آن بوجود آمد توضیح می دهید؟

نمایش “ندبه” یکی از آثار آقای بیضایی است که اواسط دهه 50 نوشته شده و قصه آن هم تقریبا از دوره قاجار شروع می شود. در آن نمایشنامه به ظاهر یک طربخانه است که تمام آنها نماد و نشانه است. طربخانه را ایران می بینیم و زن های آن همه نشان از ایرانیانی که عرق خاصی به این خاک دارند و در انتها هم می بینیم که تنها کسانی که باقی می مانند، کشته می شوند و پایبند طربخانه یا همان خاک هستند و پرچم ایران را می زنند، همین زن های طربخانه هستند و مادر طربخانه همان گلباجی است که همچنان ماند و به نحوی از خانه و خاک محافظت کرد.

کار “ندبه” کار سنگین و به اصطلاح انرژی بری بود. حدود دو سال بر روی نمایشنامه آن کار کردم تا توانستم به یک پرداخت و شکل اجرایی منسجم برسم. چون دریافتی که از متن می شود، دریافتی محیطی است یعنی گویی کار باید در فضای محیطی و خانه واقعی با تمام توضیحات صحنه ای که داده شده، اجرا شود ولی این امکان پذیر نیست و شاید خود آقای بیضایی به این شیوه کار را اجرا نمی کردند ولی من به عنوان کارگردان تشخیص دادم که پرداخت دیگری روی کار بزنم.

یعنی طوری بشود که زمان کار، شامل گذشته و حال را مدام نگه داشت. آن زمان آقای قاسم جعفری (مدیر تئاتر شهرزاد) همراه با آقای شفیعی که مدیریت وقت مرکز هنرهای نمایشی را بر عهده داشتند، قول دادند که مجوز داده شود و اطمیان خاطر دادند و گفتند که شما با خیال راحت تمرینات خودتان را انجام دهید. من اصلاً در جریان نیستم و هیچ وقت با آقای شفیعی صحبت نکردم و نمی دانم آیا واقعاً این قول ها در میان بوده یا نبوده و یا اینکه نقل قول بوده است. در نهایت علیرغم تمام این صحبت ها و مطالبه گری ها، آقایان حتی جواب صحبت های ما را هم ندادند و این کار تنها در دو شب اجرا رفت و بعد از آن دیگر هیچ وقت اجرا نشد. این اتفاق در حالی افتاد که نمایشنامه ندبه با مجوز وزارت ارشاد منتشر شده بود.

* یعنی نمایش توقیف شد؟

این افراد اصلا موافق کلمه توقیف نیستند چرا که می گویند ما اصلا مجوزی صادر نکردیم که بخواهیم آن را توقیف کنیم و معتقد بودند که فقط مجوز یک اجرای خصوصی را داده اند ولی چیزی که آن زمان آقای قاسم جعفری به عنوان مدیر تئاتر شهرزاد به من گفتند این بود که 5 شب اجرا بروید و اگر مشکلی پیش نیامد، اجرا را همچنان بروید و آن همه هزینه ها و دکور سنگین و ... بر همین مبنا بود ولی شب دوم دستور آمد که باید اجرا جمع شود.

* در جایی خواندم که بچه هایی که در نمایش “ندبه” استفاده کردید جزء بچه های آسیب دیده بودند، این عدم اعتماد به نفس آنها را چطور برگرداندید که آنها اینقدر محکم و خوب ایستادگی کردند و بازی کردند؟

من یادم نمی آید در مصاحبه هایم از دختران آسیب دیده یا سازمانشان اسمی آورده باشم و ممنون می شوم که بگویید این مطلب را کجا خوانده اید.

* فکر می کنیم تیوال.

یک بار تهیه کننده من این صحبت را کرده بود و من هم با مجوز خود بچه ها در کار “چهار صندوق” که خود بچه ها خواهان معرفی بودند از آنها به عنوان بچه های کار و خیابان یاد شد.

* برای بازگرداندن اعتماد به نفس به این کودکان از روانشناس در مجموعه تان استفاده می کنید یا خودتان این کار را می کنید؟

معمولا کودکانی که با آنها کار می شود روانشناس و مددکار دارند اما تئاتر آمیخته با روانشناسی است یعنی کسی که تئاتر کار می کند، آموزش می دهد و این آموزش هم کمی متفاوت است و بر اساس انتفاع نیست؛ طبیعتاً نکات حساسی را در نظر می گیرد. ذات نمایش به این شکل است که به دلیل برون ریزهایی که ایجاد می شود اگر صفر تا صد کار را پله به پله بالا بیایی، طبیعتا اعتماد به نفس به وجود می آید و خیلی از مشکلات و اتفاق ها و اتودهایی که حین آموزش زده می شود، تو را به پالایش روح می رساند. این در واقع همان کاتارسیس است که در یونان باستان- یونان که می گویم چون مبدأ تئاتر یونان است- به آن می پرداختند.

* شما بیشتر کارهایتان با بچه های آسیب دیده است و سوژه کارها و بازیگران و هنرپیشه های تئاترهایتان هم بچه های آسیب دیده هستند؟ چرا بچه های آسیب دیده؟

شاید به این خاطر است که می خواهم ثابت کنم که محیط است که انسان را می سازد. اگر محیط تغییر کند بعضی آدم ها توانمندی هایشان بیشتر از کسانی است که ادعای آن را دارند مثلا در محیط های بورژوایی افراد فکر می کنند هنر امری لوکس و فقط متعلق به آنها است.

آیا کسی که فال می فروشد، در یک خانواده نابسامان بزرگ شده، معنی جنگ را چشیده، طعم مهاجرت را چشیده این توانایی را ندارد؟ در صورتی که اصلا این طور نیست. من جمله خانم دکتر پونه عبدالکریم زاده؛ بازیگر گلباجی که خودشان مدرس دانشگاه هم هستند، را در کار “ندبه” فراموش نمی کنم که می گفت من از این بچه ها بازی می گیریم، یک جاهایی این بچه ها هستند که به من می گویند... آنقدر آکادمیک و عالی و با تمرکز هستند که هر لحظه می دانند چه کاری انجام می دهند.

* خود واقعی شان هستند؟

خیر، خود واقعی شان نیستند. اگر بخواهی بر اساس خود واقعی بازی انجام دهی یعنی دقیقا از حافظه عاطفی استفاده می کنند. من بازیگری در “چهار صندوق” داشتم که او را به جای یکی از بازیگرانی که رفت جایگزین کرده بودم، ایشان با چند کارگردان دیگر هم کار کرده بود. وقتی به من معرفی شان کردند به ایشان گفتم چند اتود برای من بزن که توانایی ات را ببینم. ایشان به گوشه ای رفت و شروع کرد به گریه کردن. گفتم این یعنی چه؟ یعنی بازی و بعد متوجه شدم تمام کارگردان ها همین را از او خواسته اند و بازیگری، فن بیان، فن بدن، موسیقی، نمایشنامه خوانی را به او یاد نداده بودند و فقط از این فرد چیزی را خواسته بودند که او بلد بود؛ گریه کردن و مظلوم نمایی و این فرد چند نمایش دیگر هم کار کرده بود و فکر می کرد بازیگر است. یک سال زمان برد تا من توانستم ایشان را به حدی از بازیگری برسانم.

* شما در هیچ کدام از تئاترهایتان از بازیگران معروف استفاده نکردید؟

خیر در “ندبه” اکثریت بازیگران در تئاتر جایگاهی داشتند. چهره های سینمایی نبودند اما بازیگرانی بودند که در عرصه تئاتر کار کرده بودند. ما دو دکتر در عرصه تئاتر داشتیم. آقای بهبهانی؛ مدرس دانشگاه و آقای دکتر شهبازی، خانم دکتر پونه عبدالکریم زاده. در آن کار حدود 30 بازیگر بودند که 7 نفر آنها از بچه های کارگاه من بودند.

*سر تئاتر”بختک” خیلی اذیت شدید؟ منظور پیگیری و رفتن و آمدن ها برای قانع کردن جهت اجراست؟

نه اتفاق خاصی برایم نیفتاد. من اگر تنها باشم و به من بگویند آن کار توقیف می شود، می پذیرم و هیچ مشکلی برایم پیش نمی آید. ولی دفعه اولی که سر موضوع “بختک” آقای علی نژاد؛ مسئول سالن با بنده تماس گرفتند که طرحت مجوز نمی گیرد، آن روز سر کلاس و تمرین بودم و بچه ها هم متوجه موضوع شدند و حالشان بد شد. یکی از دلایل ناراحتی من زحمات بچه ها است که 2 تا 3 سال کار هنری می کنند و تمام احساس و انرژی شان را می گذارند و آنها خیلی راحت به این بچه ها نه می گویند و اینها دیده نمی شوند، این موضوع من را آزار می دهد.

* مجوز و سختی های “بختک” چه بود؟ این همه سنگ انداختن ها....

“بختک” اصلا قرار نبود بختک شود. وقتی من این کار کارگاهی را شروع کردم می خواستم ژانر کاری خودم را عوض کنم. دوست داشتم با یک تم شاد و کمدی و موزیکال کار را به روی صحنه ببرم و قرار نبود کار به این شکل باشد و 180 درجه کار پیچید و نقطه مقابل انتظارات من شد.

این حرف که میزنم مربوطه به 3 سال پیش است که به بچه ها می گفتم بنویسید “من خوشبخت ترینم”، “من شادترینم” ، “من خندان ترینم” و از دل اینها هیچ چیز شادی در نمی آمد. وقتی بچه ها شروع به نوشتن می کردند و از قصه های خودشان، دوستانشان و جامعه و اتفاقاتی که افتاده، می گفتند در نهایت همه به تلخی ختم می شد. من هم سعی کردم آنها را به سمتی که سالها دوست داشتم، هدایت کنم. به مباحثی بپردازیم که شاید حتی در بیان آنها آموزش ندیده ایم تا برسد به اینکه بخواهیم آنها را بیان کنیم. شاید در عرف، اخلاق و فرهنگ ما حتی بیانش جایگاهی ندارد و وقاحت دارد.

* شما بر سر کار “بختک” تابوشکنی کردید؟

به بچه ها گفتم موافقید با سوژه تجاوزجلو برویم و داستان ها را به آن سمت ببریم، اوایل بعضی از بچه ها موافقت کردند و برخی مخالفت. ولی بعد از چند جلسه استقبال کردند چون بچه ها در کارگاه های برابری جنسیتی هم شرکت کرده بودند، تمایل داشتند و با تمام قدرت دوست داشتند که این پروژه شکل بگیرد.

من پرونده های مختلفی را خوانده بودم، به بچه ها گفتم شروع به نوشتن کنید و خیلی از آنها می گفتند ما می دانیم چون قصه آخر مستندی بین المللی شده بود و آن را گرفتند و نوشتند. یکی از آنها می گفت برای همسایه ما فلان اتفاق افتاده و بچه ها داستان هایشان را تعریف می کردند و من سعی می کردم آن ها را به سمت پرونده هایی که خواندم، هدایت کنم. چون این پرونده ها نکات مشترک بسیاری دارند که خیلی راحت این انعطاف را دارد که تغییر کند. بچه ها را در نوشتن به آن سمت می بردم ولی به هیچ عنوان در نوشته هایشان دست نبردم و فقط قصه ها را به سمت پرونده ها هدایت می کردم. تمام پرونده هایی که در “بختک” اعلام شد، مستنداتش موجود است که شاید تغییرات خیلی کم در آن ایجاد شده آن هم در جهت قابل هضم کردن موضوع و نه رمانتیک کردن آن.

* برای مجوز “بختک” خیلی اذیتتان کردند؟

خیلی نه، به من دو دلیل گفتند اول اینکه سوژه خط قرمز است و دوم اینکه نمایشنامه ساختار ندارد چون من طرح را ارائه کرده بودم و گفتم آن را بچه ها نوشته اند و بنده در ساختار نمایشنامه دست نبرده ام و من پذیرفتم که آن را تبدیل به نمایشنامه کنم و باید کار را تا 24 ساعت تحویل می دادم. سپس من به همراه یکی از دوستان با ایجاد تغییرات کار را اصلاح کردیم و سپس دوباره ارائه کردیم که آنها مجدداً مخالفت کردند و گفتند شکل واهی دارد و این قصه ها برگرفته از مجلات زرد است. ما نمی توانیم مجوز بدهیم. دو رأی مخالف و یک رأی مشروط به بازبینی به ما دادند و گفتند که با دو رأی منفی نمی توانیم زمان بازبینی بگذاریم که بالاخره بعد از یکی دو ساعت آنها قانع شدند تا یک تاریخ بازبینی برای ما مشخص کنند اما گفتند هیچ چیزی مشخص نیست و احتمال رد آن 80 به 20 است. به آنها گفتم چرا می گویید برگرفته از مجلات زرد است، من حاضرم مستندات و پرونده ها را ارائه کنم. حتی دیه یکی از پرونده ها را ما خودمان جمع آوری کردیم. روز بازبینی، بازبین ها از نمایشنامه خوششان آمد.

* چه شد که به موضوع تجاوز محارم روی آوردید؟

غیر از موضوع محارم اگر خانواده به یک آگاهی و شعوری رسیده باشد؛ مطالبه گر می شوند. در خیلی از پرونده ها شخص این قدرت را دارد و پیوند عاطفی حداقل بین خود و فرد متجاوزگر مانند پدر، برادر و سرپرست خانواده نیست به هر حال عرقی در خانواده است و اگر عرق نباشد، مسائل قانونی وجود دارد. وقتی اتفاق بین پدر و دختر می افتد حکم بین پدر و دختر این است که یا باید پدر اعدام شود یا تبرئه. حد میانه مثل حبس ابد وجود ندارد. اینها مشکل حقوق و قوانین است بنده هم حقوقدان نیستم. برای قاضی پذیرفته است که پدر این اقدام را انجام داده و مجرم است و باید یک تلنگری به او زده شود که اگر قاضی این موضوع را بپذیرد باید آن فرد را به چوبه دار بسپارد که از طرفی این پدر خانواده ای را اداره می کند و در این بین هم مادر متوجه موضوع می شود ولی برای حفظ خانواده مجبور به سکوت می شود.

این موضوع ارتباط زیادی هم به سطح و طبقه زندگی ندارد. طبق تحقیقاتی که برای “بختک” سال گذشته انجام دادیم به موردی بر خوردیم که فرد مورد نظر پدربزرگی بود اتفاقاً در دانشگاه هم تدریس می کرد. البته اورژانس اجتماعی اصلا در چنین مسائلی وارد نمی شود جز در حد تذکر و برای خودش دردسر درست نمی کند. دو هفته پس از اینکه ما در حال انجام این اقدامات و پیگیری ها بودیم با ما تماس دیگری گرفته شد که پدربزرگ متوجه وضعیت شده و می خواهد دختر و نوه اش را به استرالیا بفرسد و دخترش در آنجا ازدواج کند. وقتی با دوستانمان مسئله را در میان گذاشتیم آنها گفتند که با توجه به مشکلات روحی مادر که حتی بچه را به مدرسه هم نمی فرستد، قطعا به یک ماه هم نرسیده پلیس استرالیا به خانه آنها خواهد رفت که همین اتفاق هم افتاد. در تماسی که از جانب اقوام آنها متوجه شدیم بعد از آنکه مادر دو هفته فرزندش را به مدرسه نفرستاد، پلیس استرالیا به منزل آنها رفته و دلیل این موضوع را جویا شده و متوجه حالت ها نامتعادل مادر شده است، بچه را با خودشان برده و به مادر اجازه دادند هر روز به مدت دو ساعت بچه را ملاقات کند و بعد از آن مادر را به روان درمانی فرستادند که خوشبختانه پس از این اتفاقات شرایط آنها اکنون خیلی بهتر از قبل شده است. پرونده های ما اینگونه بود.

* از بچه های آسیب دیده در کارهایتان استفاده کردید؟

همه بچه ها در کارگاه من بودند. لفظ آسیب دیده را دوست ندارم در موردشان به کار ببرم.

مشکل بزرگ من این بود که بازیگرانم خیلی جوان بودند و بر سر موضوعات اذیت می شدند حتی گاهی پای برخی پرونده ها گریه می کردند. من سعی می کردم پرونده هایی مانند پرونده ای که از خاطره یا تعریف همسایگان بود را به صورت مستند به آنها نگویم و گاهی قصه ها را تعدیل می کردیم تا به بچه ها خیلی فشار روحی وارد نشود.

* از چه لفظی به جای آن استفاده می کنید؟

کسانی که در کارگاه بازیگری بودند چون قرار است این بچه ها کار کنند و جالب اینکه 3 نفر از آنها برای 3 کارگردانی مطرح هستند. یکی از بازیگران من خانواده سطح بالایی دارد، در رشته مهندسی دانشگاه تهران تحصیل کرده، من تلفیق می کنم تا یک دست شود. در حال حاضر 3 نفر از بچه ها برای کار 3 کارگردانی که بر سر کار آنها نشسته بودند، بازی می کنند. برای اینکه دنیای حرفه ای و شغلی این کودکان رقم می خورد؛ من از این لفظ استفاده نمی کنم مگر اینکه در جایی خود آنها دوست داشته باشند که عنوان شود.

* چرا در “بختک” تابوشکنی کردید؟ در بین کارگردان ها معمولاً کسی جسارت شما را نداشت که به این سوژه بپردازد به خصوص اینکه کارگردان خانم هم باشد

بالاخره باید این اتفاق می افتاد و از یک جایی شروع می شد. ضمن اینکه بحث انتفاع است تابوشکنی زمانی اتفاق می افتد که سود مالی نباشد و فقط یک هدف و باور باشد. من در هیچ کاری پولی دریافت نکردم و چه بسا از جیب خودم هم هزینه کرده باشم. و اگر درآمدی هم بوده بین بچه ها تقسیم شده و خودم ریالی برنداشته ام و هر جا که ممکن بود کار ضرر کند، از پس اندازم به کار تزریق کردم. چون سود مالی ندارم و برایم مهم نیست ممنوع الکار بشوم و نتوانم تئاتر به روی صحنه ببرم. تابوشکنی زمانی شکل می گیرد که محافظه کار نباشی، این کار ریسک بود و ممکن بود مجوز بدهند یا ندهند.

* معنی تابوشکنی از دیدگاه شما چیست؟

بیان آنچه که هست.

* چرا اینقدر آناهیتا زینی وند کم داریم؟ انگشت شمارند، دغدغه آنها فقط گیشه است. چند وقت است که شاهد هستم آناهیتا زینی وند پای مجوز “بختک” و پای بچه ها ایستاده، شبانه روز وقت می گذارد و آنها را رشد می دهد و بزرگ می کند ، کسانی که هیچ چیز از تئاتر نمی دانند ، شما این خمیرمایه را شکل می دهید و بعد از آنها بازیگر درست می سازید، پس می توان به آناهیتا زینی وند هنرمند گفت.

لفظ هنردوست درست است نه هنرمند. هنرمند بودن فاکتورهای زیادی دارد.

* از اول می خواستم بپرسم که چرا دغدغه شما مردم است و گیشه نیست که یاد حرف آن کودک می افتادم و چیزی نگفتم، چرا حرف آن بچه را فراموش نکردید؟

بعضی جمله ها را هرگز فراموش نمی کنم و آن جمله حال من را بد کرد و سیلی محکمی به من زد. من همیشه از بچگی، ته ذهنم خمیرمایه هایی برای انجام کارهای به این شکل داشتم حتی در دوران فیلمسازی فیلمی به نام “آب لوله” ساختم که قبرستان شهرم خرم آباد را نشان می داد که بچه های کوچک با دست های ضعیفشان دبه های آب را می بردند و برای منبع درآمد می فروختند. من به دنبال آن سوژه رفتم. شاید به این سیلی نیاز داشتم. شاید هم در ذات و ماهیتم چیزی بود که به این سمت بروم. شاید سرنوشت من این بود. شاید این سیلی نیاز بود تا به خودم بیایم.

* تا به حال ناامید نشده اید؟

بعضی اوقات کار با این بچه ها خیلی سخت و انرژی بر است. بعضی وقت ها گریه کردم، همسرم و فرزندم آرمان می گفتند از این بچه ها چه انتظاری داری که روح تو را آزار ندهند و تو را نبینند، باید برگردی و همیشه این حرف را زدند و من بعد از اینکه گریه کردم حالم خوب شده و پوست انداختم و دوباره دنبال کار رفتم.

*پس ناامیدی در حدی نبود که کار را کنار بگذارید؟

خیر، شاید در حد عصبانیت بود. در اوج خستگی و عصبانیت گفتم که لعنت بر من و پشت دستم را داغ می کنم و ادامه نمی دهم! ولی فردا که شد گفتم امروز روز دیگری است، چون این باور را پیدا کرده ام.

* تا به حال شده به این فکر کنید که چرا یک تئاتر گیشه پسند نسازم و بتوانم گیشه را بگیرم و با پول آن مستند بسازم. چرا هیچ وقت این کار را نکردید؟

به این موضوع فکر نکرده ام. ولی در کار”ندبه” برای یک شخصیت اصلی خانم سحر قریشی را معرفی کردند و من اصلا این خانم را نمی شناختم ولی آنها مصر بودند این خانم بیاید. وقتی این موضوع را به من گفتند به آنها گفتم که اجازه دهند که من رزومه این خانم را ببینم، بعد از اینکه رزومه ایشان را دیدم متوجه شدم نه ایشان به کار من می آید و نه من به کار او. ایشان دقیقا همزمان با کار من تمایل داشتند با آقای سیامک صفری کار تئاتر انجام دهند که کار با شکست گیشه مواجه شد و همزمان با کار “ندبه” بود. در این پیشنهاد بحث گیشه مطرح بود. ایشان خانم سینمایی و هنرمند است، شاید ما خیلی در حوزه کار هم نیستیم و ژانر کار متفاوت است نه اینکه ایشان ناکارآمد باشد. اگر از ایشان اسم بردم به این دلیل بود که اسم ایشان را آقای قاسم جعفری به من معرفی کردند و بسیار هم مصر بودند و بعد از اینکه این اسم را به من دادند متوجه شدم که کار من، کار گیشه نیست و آدم پول دوستی نیستم و در حد همین که چای بخورم و همسرم هست و آرامش نسبی دارم کافی است، من دغدغه پول ندارم و مسئله فقط همین بوده است.

نظر شما درباره مقوله “کودک همسری” که این روزها هم موافق و مخالف هم کم ندارد چیست؟

در مورد مقوله کودک آزاری و کودک همسری می توان گفت کودک همسری زیرمجموعه ای از کودک آزاری است که شامل انواع مختلف جسمی، روانی، جنسی را می شود که بخش جنسی هر دو بعد روانی و جسمی را در برمی گیرد. در کارهای تحقیقی و همچنین تئاتر “بختک” به مقوله کودک همسری پرداخته بودم، متأسفانه کودک همسری غالبا ارتباط مستقیمی با وضعیت اقتصادی و فرهنگی جامعه دارد. بعضی از اقشار در روستاها، شهرستان ها و کلانشهرها به ندرت وضعیت اقتصادی خوبی داشته باشند اما بر طبق فرهنگ و آدابی که وجود دارد دختران را بعد از سن بلوغ جسمی و حتی خیلی قبل از آن به عقد فردی در می آورند که چندین سال از او بزرگتر و حتی جای پدر آن دختر است؛ اما مسئله چالش برانگیز در این مسئله این است که معمولا بچه های کودک همسر از طبقه فرودست جامعه هستند. خانواده ها یا این فرزندان را در شرایط خیلی بد و سنتی می فروشند و شیربهای آنها را دریافت می کنند و آنها را به عقد مردانی خیلی بزرگتر از خودشان در می آورند و غالبا این بچه ها خوشبخت هم نمی شوند. به این دلیل که آنها مورد معامله قرار گرفته اند و اگر در آن برهه زمانی هم متوجه نشوند، بعدها این مسئله را متوجه خواهند شد و در بهترین حالت دچار افسردگی خیلی شدید می شوند و تن به تمامی خواسته های مرد می دهند. اما بعضی از آنها واکنش های دیگری نشان می دهند؛ بعضی از آنها از خانه فرار می کنند یا درگیر طلاق های زود می شوند و در همان سال های اولیه جدا می شوند.

با مورد یا موارد خاصی در این رابطه هم برخورد داشته اید؟!

بله! مثلا یک دختر 18 ساله را می شناختم که با وجود 3 فرزند، در شرف طلاق از شوهرش بود.

بسیاری از این مردها از قشر فرودست جامعه هستند و یا شغل درست حسابی و دائم ندارند و یا اینکه گرفتار اعتیادند و در موارد خیلی بدتر دخترانی که به عقدشان در می آیند را به عنوان کالا و ابزار استفاده می کنند و در شرایط خیلی فجیع تر این دختران خرید و فروش می شوند یعنی شوهر تحت عنوان کلاه شرعی، برای تأمین مواد مخدر و درآمد همسر (یا دقیق تر کودک همسر) خود را در اختیار دیگران قرارمی دهد. ما از این موارد زیاد داشتیم.

در یک اپیزود تئاتر بختک دقیقا مستند از همین پرونده بود که دختر 18 ساله طغیان کرده و شوهر خود را کشته بود چرا که خانواده دختر زمانی که او فقط 12 سالش بوده او را به عقد این مرد درآورده بودند و مرد برای تأمین مواد این دختر را به مردهای دیگر اجاره می داد.

وقتی که بخواهیم به سمت واکاوی جامعه پیش برویم همه این موارد آسیب است. بچه هایی که از این مادرها به دنیا می آیند اگر نخواهیم بگوییم دقیقا جا پای مادر می گذارند ولی در اثر این آسیب ها انسان هایی بسیار منزوی و پرخاشگر می شوند و معمولا به اعتیاد روی می آورند چون دوای درد افسردگی هایشان است.

اگر می خواهیم جامعه سالم و رو به رشد داشته باشیم باید قوانینی وضع شود که جلوی این کودک همسری ها گرفته شود. چون از هر کدام از این دختر بچه ها مادرانی سرخورده، آسیب دیده و تعرض شده می شوند و طبیعتا اگر بخواهیم خوشبیتانه فکر کنیم این مادران نمی توانند بچه های موفقی را به جامعه تحویل دهند.

* تئاتر بعدی شما چیست؟

فعلا کارهای عقب افتاده را انجام می دهم. کتاب می خوانم و فعلاً تدریس هم نمی کنم بنابراین کارگاه هم ندارم. تا چه پیش بیاید.

گفت و گو: مونا معافی عکس: رویا مرادی

لینک خبر :‌ مدآرا
بهادر پگاه عقیده دارد با توجه به اینکه خوشنویسی هنر سخت و دیررسی است، نمی توان به عنوان سرگرمی به آن نگاه کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶

سرویس تجسمی هنرآنلاین: نمایشگاه آثار خوشنویسی بهادر پگاه در گالری آرتیبیشن برپاست. پگاه در گفت وگو با هنرآنلاین با اشاره به اینکه خوشنویسی را از 4 سالگی آغاز کرده است گفت: پدرم علی اکبر پگاه خوشنویس و شاعر است و من خوشنویسی را زیر نظر ایشان آغاز کردم. در سن 26 سالگی توانستم مدرک استادی خط شکسته نستعلیق را از انجمن خوشنویسان ایران دریافت کرده و به عنوان جوان ترین استاد خط شکسته در این انجمن شناخته شوم.

او که سال 92 عضو هیئت داوران جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران در گلستان بوده است، درباره گرایش خود به شکسته نستعلیق گفت: خوشنویسان وقتی به دوره ممتاز می رسند برای شرکت در دوره فوق ممتاز باید رشته تخصصی انتخاب کنند. از نظر من خط شکسته زیباترین نوع خط است و دلربایی که دارد در سایر خطوط نیست. انحنا و پیچش های آن از نگاه من بسیار زیباست و به آن خیلی علاقه دارم.

پگاه که 5 نمایشگاه انفرادی داشته و در 190 نمایشگاه گروهی در داخل و خارج از کشور شرکت کرده است، درباره سبک و سیاق خود در شکسته نویسی گفت: اصولا در خط شکسته دو شیوه رایج است. یا باید به سبک قدما بنویسید و یا به شیوه اساتید معاصر مانند یدالله کابلی کار کنید. با توجه به اینکه من چند سال شاگرد استاد ملک زاده بودم و ایشان به شیوه قدما می نوشتند، من هم به شیوه میرزا غلامرضا و سیدعلی اکبر گلستانه که خوشنویسان دوره قاجار هستند گرایش پیدا کردم و درون مایه خطم به خط قدما تمایل دارد.

پگاه افزود: با این حال خوشنویس خوب کسی است که خط او حتی بدون امضا هم قابل شناسایی باشد. من در این سال ها تمام تلاشم این بود که بتوانم خط خودم را بنویسم و این موضوع را در قلم غبار بیشتر توانستم نشان دهم. نکاتی در خوشنویسی هست که پس از مرحله استادی افراد مختلف بنا بر سلیقه خود از آنها استفاده می کنند و حتی در بعضی موارد هم خود خوشنویس ریزه کاری هایی را به خطش اضافه می کند. من حدود 10 سال است که خط خودم را دارم و دوست ندارم ادامه دهنده و تقلید کار باشم.

او درباره وضعیت اقتصادی خوشنویسان معاصر گفت: کسب درآمد از هنر خوشنویسی بسیار سخت و دشوار است. امروزه تعداد زیادی خوشنویس در کشور داریم و برای اینکه یک خوشنویس بتواند از این راه درآمد داشته باشد یا باید نخبه باشد و آثارش نسبت به دیگران متمایز باشد، یا اینکه اسم او برند شود تا بتواند مجموعه داران را جذب کند. تفاوت خوشنویسی با نقاشی خط نیز در همین است. در نقاشی خط ممکن است با کپی کاری بتوانند آثار خود را بفروشند اما در خوشنویسی باید خط شما ویژگی خاصی داشته باشد تا جلب توجه کند؛ بنابراین از هر هزار نفر شاید یک نفر بتواند درآمدی از راه خوشنویسی داشته باشد.

پگاه که دارای 80 مقام ملی و بین المللی است و از سال 1385 تا 1397 در تمامی جشنواره های ملی و بین المللی معتبر موفق به کسب مقام شده است، افزود: در عین حال با توجه به اینکه خوشنویسی هنر سخت و دیررسی است، نمی توان به عنوان سرگرمی به آن نگاه کرد. چون اگر چند روز تمرین نداشته باشید این موضوع در خط شما کاملاً قابل مشاهده است. بنابراین خوشنویسان مجبور هستند زمان زیادی را صرف هنر خود کنند، بدون آنکه بتوانند درآمدی از آن کسب کنند و یا درآمدشان به تدریس محدود می شود.

او با اشاره به اینکه مصحح اوراق امتحانات انجمن خوشنویسان ایران است، گفت: دغدغه ای که در دو سال اخیر داشتم این بود که یک کتاب را به صورت کامل در یک صفحه نوشته و به عنوان اثر هنری به نمایش درآورم. این کار بسیار سخت است چون حجم کتاب خیلی زیاد است و گنجاندن آن در یک صفحه دشوار است، اما برایم جذاب بود که به عنوان مثال کل رباعیات خیام را بر روی یک صفحه کاغذ بیاورم و این کارها را با قلم دو دانگ و غبار می نویسم.

پگاه درباره فعالیت های اقتصادی که در زمینه خوشنویسی انجام می شود به طور نمونه حراج تخصصی باران گفت: برگزاری حراج های تخصصی کار بسیار خوبی است و خیلی خوشحال کننده است که قیمت آثار خوشنویسی قدما و معاصرین تا این حد بالا برود. با این حال عقیده دارم بهتر است گاهی در این حراجی ها فقط آثار معاصرین ارائه شود تا خوشنویسان معاصر بهتر دیده شوند. این رویدادها باید هنرمندان زنده را دریابند زیرا به این ترتیب برای هنرمندان درآمدزایی می شود. تنها چیزی که از قدیم تا به حال دست کاری نشده خوشنویسی است و بنابراین این آثار باید حضور پررنگی در حراج های مختلف داشته باشند.

گفتنی است بهادر پگاه متولد 1367 در قزوین است و 5 سال متوالی جوان نمونه و نخبه هنری کشور از سوی ریاست جمهوری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال 1388 تا 1392 معرفی شده است. کسب عنوان جوان نمونه و نخبه هنری برگزیده کشور از میان 8 نخبه تمامی گرایش های هنرهای تجسمی در سال 1392 و دریافت جایزه از سوی ریاست جمهور در سالن همایش های بین المللی هتل المپیک از دیگر دستاوردهای اوست. پگاه دو مرتبه کتابت کل قرآن کریم و همچنین کتابت هفت شهر عشق منطق الطیر عطار نیشابوری، رباعیات خیام، رباعیات حافظ، رباعیات شیخ بهایی، غزلیات شیخ بهایی، رباعیات عبید زاکانی، رباعیات محتشم کاشانی و موش و گربه عبید زاکانی را انجام داده است.

لینک خبر :‌ هنر آنلاین
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶

خبرگزاری آریا - نخستین آلبوم گروه بارامانت با نام هومرگ چند هفته ی پیش به همت نشر جوان و در بحبوحه ی اجراهای جریان فرعی در گالری محسن رونمایی شد. این آلبوم حاصل فعالیت هشت ساله ی گروه است. با اینکه سرپرست و آهنگساز گروه یعنی هامد بابایی دوست ندارد این گروه با برچسب متال شناخته شود اما المان های موسیقی مشخصاً به زیرشاخه هایی از موسیقی متال اشاره دارد. این آلبوم هشت قطعه بی کلام دارد که بیشتر بر ریف های گیتار الکتریک تاکید دارد و کمتر سراغ سولو نوازی می رود. آنچه در ادامه می خوانید خلاصه ای از توضیحات هامد بابایی در رابطه با گروه بارامانت و آلبوم هومرگ است:
تردید رعشه ای است بر هر آنچه پایدار و قطعی است
اولین قطعه ای که ما ضبط کردیم به هشت سال قبل بازمی گردد. بارامانت در ابتدای راه نام دیگری داشت اما ترجیح دادم نام بومی انتخاب کنم. چندین ماه به دنبال اسمی مناسب بودم تا اینکه بارامانت را پیدا کردم. این نام نتیجه ی غلط خوانی من از عبارت بارِ اَمانت در یک کتاب بود. این بهترین اتفاق بود چراکه از نظر مفهومی، این اشتباه به کار ما در گروه نزدیک است. شاید کل تفکر بارامانت در این جمله (از متن اکرم احمدی توانا برای بارامانت) خلاصه شود: تردید رعشه ای است بر هر آنچه پایدار و قطعی است . این شک و تردید دائما در زندگی ما وجود دارد و هر لحظه هم قطعیت را بر هم می زند. فکر می کنم اگر همه به هر چیزی شک کنند راحت تر مسیرشان را طی می کنند، تک بعدی نمی شوند، از آدم ها بت نمی سازند.
هزینه های سرسام آور تولید آلبوم
به این ترتیب و با چنین تفکری بارامانت شکل گرفت. امیر خوش حرف دوست بیست ساله ام همیشه کنار من بوده و کمک کرده است. اجراهای کوچک و بزرگ زیادی داشتیم. حتی در قم و شیراز اجرا کردیم. پروسه ی تولید آلبوم را آغاز کردیم. آهنگسازی و نوازندگی گیتار را من انجام دادم، امیر خوش حرف هم بخش دیگری از گیتارهای آلبوم را نواخت. گیتاربیس آلبوم را من زدم؛ به خاطر هزینه ها نتوانستم با نوازنده های بیس دیگر همکاری کنم. فرشاد رمضانی در قطعه Friendlessness گیتار بیس زد. درامزهای آلبوم را همایون مجدزاده نوشت. در این مورد بسیاری ما را نقد کردند حتی ساسان سفلایی که با ما کار کار کرده بود گفت: چرا همایون درامز می نویسد؟ من هم گفتم چرا شما نمی نویسی؟ من قبلا به ایشا هم گفته بودم و زمان هم برای این کار وجود داشت. در مجموع این روش و مدل نقد کردن بسیار آسان است. من هم دوست داشتم که یک درامر این لاین ها را می نوشت و تست هم کردیم و در سال 94 هم برای یک قطعه بیش از یک میلیون هزینه کردم و دیدم که شدنی نیست. تمام میکس و مسترها را هم همایون مجدزاده انجام داد و من از صداها خیلی راضی بودم. قطعه Stillness که سال 95 منتشر کردیم هم همایون میکس ومستر کرده بود اما این بار با رویکرد جدیدی این کار را انجام داد. تمام گیتارها را کِلین ضبط کردیم و همایون ری امپ کرد. طراحی آلبوم را سام کشمیری از بچه های استودیو کارگاه انجام داد. او خیلی حساس است و من هم تا حدی وسواسی هستم بنابراین با هم همکاری خوبی داشتیم. البته ما طرح های دیگری داشتیم که به دلیل افزایش ناگهانی قیمت ها نتوانستیم آن ها را اجرایی کنیم. همین جا لازم است بگویم هزینه تولید این آلبوم از ارشاد، استودیو، نوازنده ها و ... حدود پنجاه میلیون تومان بود که خیلی تلاش کردم اسپانسری پیدا کنم اما در نهایت نشد.
مرگ خوش
نام آلبوم هومرگ به معنای مرگ خوش یا بهمرگی است؛ ایده این آلبوم زمانی به ذهنم رسید که عموی من مدتی با مرگ دست و پنجه نرم می کرد. خیلی خوشحالم که توانستیم برایش مجوز بگیریم. ما هیچ چیزی را در این آلبوم تغییر ندادیم. هومرگ حال اکنون من و ما است. در رونمایی هم گفتم ارشاد غول بزرگی نیست تنها باید بدانید چطور با آن ها برخورد کنید. یک راه این است که خیلی راحت از این موضوع بگذریم و اصلا سراغ مجوز نرویم اما من اولویتم این بود که آلبوم را به شکلی منتشر کنم که به گوش مخاطب بیشتری برسد.
نگاه چند رسانه ای
همیشه سعی کردیم بارامانت صرفا موسیقی نباشد و واقعا مهم است که حتی بارامانت را به یک ژانر موسیقی محدود نکنیم و دست خودمان را نبندیم. فرمت های متفاوتی از اجرا برای بارامانت وجود دارد؛ ممکن از کنسرت باشد یا پرفورمنس (نه به معنای امروزش) یا حتی تنها موسیقی ما و ویدئوآرت ها به نمایش گذاشته شود. خیلی سعی کردیم قسمت تجسمی را به کارمان تزریق کنیم. همانطور که موسیقی می تواند به مخاطب تصویر ارائه دهد المان های تجسمی هم می تواند به شما تصویر مستقیمی ارائه دهد و شما ادامه ی آن را بسازید. همچنین از نظر من اینکه بتوانیم نظر اقشار دیگری از جامعه هنری را به کارمان جلب کنیم برای ما دستاورد مثبتی است. در نهایت باید تاکید کنم بارامانت با اعضایش معنا پیدا می کند؛ امیر خوش حرف، حسن شیدایی که کارهای تصویر را انجام می دهد، امیر پورمند که فیلم ها و عکس ها را تهیه می کند و کیوان موسوی که به عنوان نوازنده درامز در اجراها کنار ماست.

لینک خبر :‌ خبرگزاری آریا
تهران-ایرنا- یک زوج هنرمند با اقتباس از آثار نگارگری دست به خلق مجسمه نگاری زده اند تا تصاویر دو بعدی را در حجم های سه بعدی جانی تازه دهند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : ستاره نیوز

آثار مجسمه نگاری مینا صدری و حسین عصمتی زوج هنرمند و پژوهشگر را می توان نمونه ای از فعالیت بینارشته ای در حوزه هنر تجسمی قلمداد کرد. مجسمه هایی که از نگارگری اقتباس شده اند؛ تصاویر دو بعدی در حجم های سه بعدی تجسم یافته اند. برخی از مجسمه ها و پیش طرح های این آثار که قرار است از 15 شهریور در گالری تابستان خانه هنرمندان ایران فعالیت خود را آغاز کند، توسط مینا صدری و تعدادی نیز توسط حسین عصمتی طی 5 سال فعالیت خلق شده است.

به بهانه برگزاری نمایشگاه مجسمه نگاری با این زوج هنرمند به گفت وگو نشستیم و از همبستگی میان نگارگری و مجسمه سازی پرسیدیم.

صدری به ایرنا گفت: در این نمایشگاه نوعی ارتباط دو سویه میان نگارگری و مجسمه سازی شکل گرفته که ویژگی یگانه ای دارد و آن تلاش برای نمایان کردن ویژگی های نگارگری در یک حجم سه بعدی است.

وی با اشاره به انتخاب عنوان مجسمه نگاری برای این نمایشگاه گفت: عنوان این نمایشگاه واژه ای مرکب از مجسمه و نگارگری است. یکی از ویژگی های نگارگری عنصر خط است. در این آثار سعی شده است، با وجود تسلط حجم، خط نیز به عنوان یک عنصر دو بعدی جلوه گری کند. این تلاش به آن جهت صورت پذیرفت تا آثار حجمی، متفاوت از مجسمه های کلاسیک شوند و مخاطب را با آثاری متفاوت با ماهیت نگاه تصویری ایرانی روبرو نماید.

صدری با اشاره به ارتباط هنر و مذهب گفت: در طول تاریخ ایران، هنر به ویژه هنر اسلامی، همبستگی با دین و معانی آن داشته است. هنرمندان در عرصه های معماری و هنرهای وابسته به آن تا هنرهایی همچون شعر و موسیقی و هنرهای صناعی و تصویری برای خلق آثاری تلاش کردند که محملی برای تجلی جلوه های الهی باشد و به صورت فراگیر در زوایای مختلف زندگی رخ نماید.

این هنرمند افزود: در حقیقت ذکر و فکر مسلمانان در این گستره هنری به تعادل می رسد و عالمی در مقابل آنها گشوده می شود که دین در همه جنبه های آن جلوه داشته است. این امر به ویژه در وقایع و ایامی همچون ایام محرم که رابطه معنوی عمیق تری ایجاد کرده، سبب شده است هنرمندان عالی ترین و خالص ترین آثار هنری خود را برای عامه مردم ارائه کنند.

وی با گلایه از شیوه آموزش در نهادهای هنری کشور گفت: مهم ترین آسیب هنر امروز عدم تربیت صحیح در نهادهای آموزشی از پایه های ابتدایی تا عالی در تفهیم صحیح دین و جایگاه آن برای تعریف هنر و کارکرد آن است.

وی در ادامه با تشریح پژوهش خود با عنوان چالش در کارکرد تربیتی هنرهای سنتی در مواجه با نظام آموزشی معاصر (غرب) گفت: هنر سنتی به عنوان هنر اصیل ایرانی، ذیل آموزه های اسلام، کارکرد تربیتی به جهت ارتقای آگاهی های دینی و اخلاقی در سطح جامعه داشته، و از اسباب تعادل روحی و اجتماعی جامعه محسوب می شده است. این هنر محملی برای حرکت نفس به سوی خدا به شمار می رفته و به تعبیری جزء مکمل برای گسترش معنویت در زندگی مسلمانان بوده است.

وی با خواندن این بیت از فردوسی "هنر چون نپیوست با کردگار شکست اندر آورد و بر بست کار" پژوهش خود را ادامه داد: کارکرد تربیتی هنر سنتی را می توان ناشی از زیبایی و رابطه شکل گرفته از هماهنگی "صورت با معنا" یا "شکل با محتوا" دانست. سنخیت و تناسب صورت با معنا از بحث های مهم در عرصه هنرهای سنتی در قرون متمادی بوده، که از مرحله آموزش شروع و تا خلق اثر هنری تداوم یافته است.

نمایشگاهمجسمه نگاری شامل 14 مجسمه برنزی و 34 تابلو از پیش طرح های این مجسمه ها، نتیجه سالها مطالعه، تحقیق و مشق از آثار نگارگری و تجربه مجسمه سازی است، که در قالب مجسمه های نگارین رخ نموده است. از ویژگی مهم این آثار بهره بردن از اختصاصات تصویری نگارگری است، به طوری که مخاطب خاص و عام هر دو بر این واقعیت اذعان می کنند.

حسین عصمتی نیز در گفت وگو با خبرنگار ایرنا با اشاره به نوآوری در این نمایشگاه گفت: هر هنرمندی به دنبال رسیدن به جایگاهی است که بتواند بیان هنری خود را گسترش داده و بیان مختص خود را هم از جنبه محتوایی و هم به لحاظ فنی و شکلی بیابد. برای رسیدن به این هدف مبانی فکری متفاوتی وجود دارد. برخی مبنا و بستر نوآوری را هنر مدرن یا به تعبیری هنر غرب می دانند و تجربیات خود را بر آن اساس پایه ریزی می کنند ولی ما تلاش کردیم مبنای تجربیات خود برای رسیدن به بیانی نو را بر اساس هنر نگارگری بنا کنیم.

وی افزود: پس از فراگیری هنر نقاشی و مجسمه سازی، سال های متمادی به مطالعه نگارگری و مشق از آثار هنرمندان نگارگر پیشین پرداختیم و تلاش ما بر آن بود تا آنقدر این مشق و نقل تکرار شود تا ویژگی های نگارگری در خط و ربط آثار جلوه کند.

این پژوهشگر در تشریح شکل گیری نمایشگاه اظهار کرد: ساخت آثار حجمی با توجه به اختصاصات نگارگری را آغاز کردیم و به تعبیری با اقتباس از نگارگری به خلق آثاری پرداختیم که سابقه نداشته است. در اقتباس ، رابطه های مختلفی شکل می گیرد. رابطه ای که در این آثار بین نگارگری و مجسمه سازی به عنوان پیش متن و بیش متن شکل گرفت با تغییر سبک همراه بود و به این ترتیب تصویر دوبعدی به حجم سه بعدی تبدیل شد. نمایشگاه مجسمه نگاری ما حصل سال ها تلاش و تجربه در حیطه نگارگری و مجسمه سازی است و می توان ادعا کرد فعالیتی بینا رشته ای رخ داده است . بی شک این اولین تجربه ما در این عرصه و قابل نقد و بررسی است.

وی افزود: نگارگری یا به طور عام تر هنر اسلامی گنجینه ای است که طی قرون، گام به گام تکوین یافته و آثار آن به شکل میراثی گرانبها اکنون در دسترس است. این میراث چنان غنایی دارد، که قابلیت تاثیر گذاری فراوان و اقتباس توسط هنرمندان را در خود دارد. هنرمندان در تمام رشته ها چنان که تا کنون نیز استفاده های خلاقانه ای از این هنر داشته اند، می توانند همچنان از آن بهره برده و به خلق آثار نوین بپردازند.

وی با اشاره به نقش هنر اسلامی در ترویج و حفظ آیین های مذهبی گفت: تربیت یکی از کارکردهای هنر اسلامی بوده است لذا از اهداف آن گسترش ارزش ها دینی و انسانی اسلام است. ترویج و حفظ آیین های مذهبی نیز در حیطه ی ارزش های دینی و معنوی قرار دارد و هنرمند مسلمان می تواند بدان بپردازد.

در آثار خیالی نگار یا به تعبیری نقاشی قهوه خانه این امر رخ نموده و هنرمندان تلاش کرده اند تا آیین های مذهبی و ملی را احیا و حفظ نمایند. هنرمندان نگارگر در دوره معاصر مخصوصا در دوره انقلاب اسلامی در این امر کوشش فراوان کردند و آثار متعددی را بوجود آوردند اما این آثار دیده نمی شود. یا در مجموعه هنرمندان مهجور می ماند و یا در مراکز مختلف بایگانی می شود.

وی در پایان با گلایه از نبود حمایت کافی از هنرهای سنتی گفت: متاسفانه عرصه بر هنرمندانی که به نگارگری روی می آورند و به هنر ایران علاقمند هستند و قصد دارند آثارشان ماهیت اسلامی ایرانی داشته باشد، تنگ شده؛ یا حمایتی از آنها وجود ندارد و یا آنقدر ناچیز است که به حساب نمی آید و این هنرمندان حتی برای نمایش آثار خود نیز با مشکل روبروهستند.

مینا صدری، فارغ التحصیل کارشناسی رشته نقاشی و کارشناسی ارشد پژوهش هنر و دکترای دانشگاه های تهران و شاهد است. تدریس و آموزش را از سال 1380 در دانشگاه های تهران، شاهد، الزهرا، تربیت مدرس و سوره آغاز کرد و اکنون نیز عضو هیات علمی گروه نقاشی و مجسمه سازی و استادیار پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. وی در سال های تحصیل و تدریس، ناظر و مجری چندین طرح پژوهشی بوده و در کنار آن نیز به نگارش چندین کتاب و مقاله پرداخته است؛ کتاب های نگاره های عرفانی ، آ سیب شناسی آموزش هنرهای سنتی در دوران معاصر از آن جمله هستند. صدری در جشنواره ها و رویدادهای هنری داخلی نیز به عنوان داور حضوری فعال داشته و خود نیز با شرکت در مسابقات هنری موفق به دریافت چندین جایزه داخلی و بین المللی شده است.

حسین عصمتی نیز تحصیلات دانشگاهی خود را در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد نقاشیِ در دانشگاه های تهران و تربیت مدرس گذرانده و همچنین دکترای رشته تاریخ تحلیلی تطبیقی هنر اسلامی را در دانشکده هنر دانشگاه شاهد تهران به اتمام رساند و در ادامه نیز موفق به دریافت گواهینامه درجه یک نگارگری معادل دکترا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گردید. عصمتی از سال 1378 تا کنون به تدریس و آموزش طراحی، نقاشی و نگارگری در مقاطع و سطوح مختلف آموزشی آکادمیک پرداخته و در این میان نیز چندین جلد کتاب و مقاله به رشته تحریر درآورده است که از آن جمله می توان به کتاب شیوه طراحی از نقوش حیوانی در نگارگری ایران اشاره کرد. وی در جشنواره ها و رویدادهای هنری مختلف داخلی و بین المللی به عنوان داور، عضو شورای برنامه ریزی و دبیر اجرایی حضوری فعال داشته و خود نیز با شرکت در مسابقات هنری موفق به دریافت جوایز و الواح تقدیر متعددی شده است. حسین عصمتی شرکت در نمایشگاه های مختلف داخلی و خارجیِ انفرادی و گروهی را نیز در کارنامه فعالیت های هنری خود به ثبت رسانده است.

علاقه مندان می توانند برای دیدن آثار مجسمه نگاری از تاریخ 15 لغایت 25 شهریورماه به خیابان طالقانی خیابان شهید موسوی شمالی باغ هنر، خانه هنرمندان گالری تابستان مراجعه نمایند.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
در نشست "آسیب شناسی آموزش بازیگری در ایران" امین تارخ به جای خالی مسئولانی از وزارت ارشاد، آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری اشاره کرد و گفت حداقل امیدوار است صدای شان به آن ها برسد و اصغر همت اشاره کرد در بحث آموزش کار از اصلاح گذشته است و باید انقلابی صورت گیرد.

به گزارش هنرآنلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، دومین نشست از دور اول نشست های دفتر پژوهش و انتشارات اداره کل هنرهای نمایشی با عنوان "سه شنبه های پژوهشی تئاتر" برگزار شد.

موضوع این نشست "آسیب شناسی آموزش بازیگری در ایران" بود و شب گذشته، سه شنبه 12 شهریورماه با مدیریت سیدجواد روشن و حضور و سخنرانی امین تارخ و اصغر همت در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر میزبان علاقه مند شد.

تلاشی برای بررسی آموزش بازیگری در دانشگاه و ایرادات آن و آموزش های آزاد و مشکلاتش

در ابتدا روشن، مدیر و کارشناس این جلسات، ضمن خوشامدگویی به حاضران و سخنرانان، به اهمیت برگزاری این نشست ها اشاره کرد و موضوع آموزش بازیگری را یکی از مواردی دانست که با توجه به علاقه مندی نسل جوان به مقوله بازیگری، نیازمند بررسی دقیق است.

او بحث آموزش بازیگری را به دو حیطه دانشگاه و خارج از دانشگاه تقسیم کرد و گفت: ما بنا داریم در این نشست به موضوع آموزش بازیگری در دانشگاه و ایرادات این سیستم و همچنین آموزش های آزاد و مشکلات آن بپردازیم. هر چند قطعا این موضوع بسیار وسیع است و در یک نشست دو ساعته نمی توان به همه موارد و زوایای آن پرداخت ولی حداقل امیدوارم طرح این موضوع آغازی برای پرداخت جدی تر و دقت نظر بیشتر در این زمینه باشد.

همت: آزمون عملی سهمی اندک در پذیرش دانشجویان دارد و این غلط است

در ادامه اصغر همت با ذکر تاریخچه ای از آموزش تئاتر در ایران بعد از تشکیل سازمان پرورش افکار، به چگونگی شکل گیری دانشکده هنرهای دراماتیک، سینما-تئاتر فعلی و دانشکده هنرهای زیبا و دانشجویان و اساتیدی که در آن جا مشغول بودند پرداخت.

او در ادامه یکی از علل موثر در تاثیرگذاری سیستم آموزشی را بحث گزینش دانشجو دانست و گفت: در گذشته اکثر کسانی که وارد دانشگاه می شدند افرادی بودند که سال ها تجربه کار تئاتر داشتند و حتی برخی مسئولیت هایی نیز در این خصوص داشتند. گزینش دانشجو به سختی، با محدودیت، به لحاظ تعداد و به شکل تخصصی برگزار می شد و همین موضوع باعث شد کسانی وارد دانشگاه شوند که هر یک از چهره های نامدار تئاتر ایران بوده و هستند. برخلاف امروز که گزینش دانشجو براساس یک کنکور سراسری است و آزمون عملی و تخصصی سهم کم و گاه بی تاثیری در پذیرش یک دانشجو دارد چرا که یک نفر با داشتن نمره بالا در آزمون نظری و رتبه خوب کنکور، از آن جایی که این رتبه و نمره 70 درصد امتیاز را به خود اختصاص می دهد، می تواند وارد دانشگاه شود و این سیستم گزینش غلط است.

او در ادامه تصریح کرد: اوضاع در دانشگاه های غیرانتفاعی، آزاد و علمی- کاربردی که بدون هیچ آزمون و گزینشی به پذیرش و ثبت نام دانشجو می پردازند بسیار تاسف بار و غیر قابل باور است. افزایش و رشد کمی تعداد دانشجویان بدون در نظر گرفتن توانمندی و استعداد آن ها، همچنین نبود امکانات و اساتید مناسب باعث ضربه زدن به سیستم آموزش صحیح است.

مدیرعامل سابق خانه تئاتر در ادامه به موضوع اساتید اشاره کرد و ابراز داشت: ببینید زمانی که دکتر کوثر، مهدی فروغ و بهرام بیضایی در سیستم دانشگاهی مسئولیت داشتند چه کسانی در دانشگاه درس می دادند؟ افرادی که الان وقتی به آن ها فکر می کنیم غیر قابل تصور است که ما چنین دوره هایی داشته ایم و حالا قیاس کنید با وضع موجود.

مدیر سابق گروه تئاتر سوره در ادامه بحث به موضوع سرفصل های آموزشی اشاره کرد و اظهار داشت: زمانی که در دانشگاه سوره مسئولیت داشتم با ایجاد گروه های تخصصی با حضور اساتید به نام در گرایش های مختلف با الگوبرداری از مدیرت بهرام بیضایی در دانشگاه تهران، علاوه بر جذب اساتید خبره در هر درس، در سرفصل دروس نیز تغییراتی اعمال کردیم.

او گفت: بسیاری از سرفصل های آموزشی ناکارآمد بود و الان هم چنین است. در برخی از موضوعات و دروس شاهد هستیم تا 12 واحد به آن ها اختصاص یافته است ولی به طور مثال هیچ واحدی برای سولفژ نداریم. من با حمایت آقای زم در حوزه هنری، محتوای برخی دروس را تغییر دادم تا آموزش ها تخصصی و کاربردی شود و شرایطی را فراهم کردم تا به عنوان مثال افرادی مثل صدیق تعریف، آواز یا سعید ذهنی، سولفژ درس دهند.

تارخ: آموزش بازیگری در مدارس، نقش موثری در تربیت نیروهای کارآمد دارد و متاسفانه در حال حاضر به آن بی توجه ایم

در ادامه این نشست امین تارخ ضمن تاکید بر جایگاه دانشگاه در بحث آموزش و ضعف های سیستم آموزش دانشگاهی، به اهمیت مراکزی مثل کانون پرورش فکری اشاره کرد و اظهار داشت: کانون پرورش فکری در دوره ای سهم به سزایی در آموزش تئاتر داشت و افراد بسیاری را وارد عرصه حرفه ای کرد ولی متاسفانه دیگر آن مسیر دنبال نشد.

او همچنین به جایگاه و تاثیر وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: مدرسه نیز از جمله مراکزی است که می تواند در آموزش هنر، در اینجا تئاتر و بازیگری، موثر باشد. آموزش تئاتر از سنین پایین در مدارس نقش موثری در تربیت نیروهای کارآمد دارد که متاسفانه در حال حاضر مسئولان به آن بی توجه هستند.

اصغر همت نیز در خصوص نقش مدرسه در آموزش تئاتر گفت: در شیراز، دبیرستان حیات که ما در آن درس می خواندیم یکی از مراکز مهم و موثر در تئاتر بود و برخی معلمان ما از اساتیدی بودند که آموزش های اولیه تئاتر را مدیون آن ها هستیم و این نکته بسیار مهمی است که چگونه یک مدرسه تبدیل به یک مرکز موثر در تئاتر می شود.

راه اندازی کارگاه آزاد بازیگری؛ اتفاقی جدید در سیستم آموزشی خارج از دانشگاه در بعد از انقلاب

تارخ در ادامه بحث خود به آموزشگاه آزاد هنری اشاره کرد و گفت: زمانی که من کارگاه آزاد بازیگری را راه اندازی کردم، یک اتفاق جدید در بعد از انقلاب در سیستم آموزشی خارج از دانشگاه بود و آغازی شد برای راه اندازی و گسترش کلاس های آزاد. هدف من یک آموزش سیستماتیک در زمینه بازیگری بود که با حضور اساتید و افراد شاخص انجام می شد. مثلا من بر آموزش یوگا به عنوان یکی از دروس مورد نیاز یک بازیگر تاکید داشتم ولی به مرور آموزشگاه های متعددی راه اندازی شد که متاسفانه برخی صلاحیت لازم را نداشتند و ندارند.

او اظهار داشت: زمانی که خود من در شورای تائید مراکز آموزشی بودم تاکید داشتم که فرد مسئول و صاحب امتیار باید دارای صلاحیت لازم و تجربه مفید باشد و سخت گیری هایی انجام می شد ولی حالا با داشتن یک مدرک کارشناسی و گاهی غیرمرتبط، به راحتی مجوز آموزشگاه صادر می شود و نظارتی نیز بر آن ها نیست. حتی برخی مجوزها را به دیگران اجاره می دهند که جای تاسف دارد و گاهی افرادی در این آموزشگاه ها درس می دهند که حتی اسم شان را نیز نشنیده ایم. از نظر من استاد واژه ای است که نمی توان آن را به هر کسی اطلاق کرد و خود من نیز بدون تواضع خود را استاد نمی دانم و این بسیار مهم است که چه کسانی و با چه صلاحیتی درس می دهند. از طرف دیگر تمرکز من فقط بر آموزش بازیگری بود ولی می بینیم در یک آموزشگاه با حدود نهایتا 100 متر فضا دروس متعدد گریم، کارگردانی، صدابرداری، طراحی صحنه، تدوین و... تدریس می شود و برای من جای سوال است که این تعداد رشته های مختلف را چگونه در یک فضا و زمان محدود می توان آموزش داد؟

او در ادامه گفت: حالا که دیگر برای آموزش حتی نیاز به همان مجوزهای ساده نیز نیست و خیلی ها با اجاره کردن یک پلاتو و درج یک آگهی به برگزای یک کارگاه و ورک شاپ می پردازند و هیچ نظارتی نیز بر آن ها نمی شود و این گونه اقدامات به آموزش صحیح لطمه می زند. چرا که همه افراد صلاحیت این کار را ندارند. حالا کلی جوان علاقه مند بازیگری در بین این کلاس ها و کارگاه ها در رفت و آمد هستند به امید آنکه به موفقیت برسند.

جای خالی مسئولانی از وزارت ارشاد، آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری

رئیس سابق انجمن بازیگران سینما اظهار داشت: در این نشست جای مسئولین خالی است و برخی از حرف های ما به آن ها بر می گردد. باید در اینجا مسئولانی از وزارت ارشاد، آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری می بودند و حداقل امیدوارم صدای ما به آن ها برسد که باید در این زمینه کارهای اساسی انجام شود.

اصغر همت نیز در همین راستا اظهار داشت: در بحث آموزش کار از اصلاح گذشته است و باید انقلابی صورت گیرد و در گام نخست مسئولان باید در وزارت علوم به شیوه کنونی گزینش دانشجو پایان دهند و فکری نیز برای دانشگاه هایی که بدون آزمون دانشجو می پذیرند کنند.

این نشست با طرح سوالاتی از سوی حاضران و گپ و گفت در خصوص موضوعات مطرح شده بعد از حدود دو ساعت به اتمام رسید. نشست آتی "سه شنبه های پژوهشی تئاتر" با موضوع "مغایرت یا همجواری تئاتر دانشجویی با تئاتر تجربی" با حضور قطب الدین صادقی و محمودرضا رحیمی 16 مهرماه برگزار خواهد شد.

لینک خبر :‌ هنر آنلاین
عباس عظیمی می گوید موسسه هنرمندان پیشکسوت علاوه بر برگزاری جشن و دورهمی برای هنرمندان، در تلاش برای ثبت خاطرات و انتقال تجربیات آن ها به آیندگان است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان ، هنرمندان پیشکسوت از جمله اقشار اجتماعی هستند که در سال های جوانی -به خاطر فعالیت حرفه ای خود- ارتباط گسترده ای با عموم مردم دارند و بالطبع مورد توجه اند اما حضور اجتماعی آن ها با نزدیک شدن به میانسالی و کهن سالی آرام آرام کاهش می یابد که همین امر موجب کم توجهی و بی توجهی عموم جامعه نسبت به آن ها می شود. در نهایت هم خبر درگذشت آن ها، خاطرات فعالیت چندین ساله شان را زنده می کند. موسسه هنرمندان پیشکسوت از جمله موسسات وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که در جهت بیشتر به هنرمندان پیشکسوت فعالیت می کند. درگذشت مرحوم داریوش اسدزاده بهانه ای شد تا با عباس عظیمی مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت درباره راهکارهای تکریم هنرمندان پیشکسوت گفتگو کنیم.

امروزه در جامعه ما پس از فوت هنرمندی پیشکسوت، همه به یاد او می افتند. از او سخن می گویند و برایش بزرگداشت می گیرند. نقش مجموعه هایی همچون موسسه هنرمندان پیشکسوت در فرهنگسازی اجتماعی و توجه به این قشر در هنگام حیات چیست؟

ما به عنوان موسسه هنرمندان پیشکسوت با فرهنگ رایج مرده پرستی در کشورمان به شدت مخالفیم. به این معنا که پس از مرگ هنرمندان برایشان بزرگداشت های باشکوه بگیریم در حالی که پیش از مرگ آن ها را فراموش کرده ایم.

شان هنرمند، تجلیل از او پس از مرگ نیست. هنرمندان پیشکسوت باید پیش از آن که از دنیا بروند مورد توجه قرار گیرند و از تجربه آن ها بهره برداری شود.

هدف ما در موسسه هنرمندان پیشکسوت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در وهله نخست توجه به هنرمندان و تکریم آن ها پیش از درگذشت است.

توجه به هنرمندان و تکریم آن ها در موسسه چگونه پیگیری می شود؟

موسسه ما وجهه همت خود را بر خوشحال کردن هنرمندان با برپایی جشن ها، سفرها، دورهمی ها قرارداده است تا آن جا که اگر به خاطر احترام خانواده هنرمندان نبود، به حضور در مراسم عزای درگذشت هنرمندان رغبتی نداشتیم.

تعامل با هنرمندان پیشکسوت چه ویژگی خاصی دارد؟

برخورد با هنرمندان نیازمند لطافت و ظرافت هایی در خور آن هاست تا بتواند انرژی تازه ای در آن ها ایجاد کند. شاید باورکردنی نباشد اما دیدارهای کوتاه با هنرمندان پیشکسوت و دلجویی از آن ها نقش مهمی در روحیه این عزیزان دارد.

نگاه موسسه به شخصیت حرفه ای هنرمندان پیشکسوت و سوابق آن ها چیست؟

هنرمند تا زنده است سرمایه ای است که باید از او بهره مند شد. نگذاریم این سرمایه زیر خاک برود، سپس هزاران صفحه در مدح او سخن بگوییم. اگر این تمجیدها که در هنگام مرگ هنرمند از تریبون طرح می شود، هنگام زنده بودنش مطرح می شد امید فوق العاده ای به او تزریق می شد و شاید می توانست عمر او را طولانی تر کند.

ایده ما بهره مندی از هنرمندان و تجربیات گران سنگی است که آن ها در طول سالیان طولانی فعالیت کسب کرده اند؛ چرا که جامعه نیازمند بهره مندی از این تجربیات ارزشمند است و باید از راه های مختلف برای انتقال این تجربیات بهره جست.

این ایده تا چه اندازه محقق شده است؟

در حال حاضر موسسه هنرمندان پیشکسوت به خاطر مشکلات مالی، بضاعت کافی برای تحقق این امر در اختیار ندارد اما با عبور از این مقطع، انتقال تجربیات هنرمندان را از وظایف اصلی و در اولویت خود می دانیم.

آیا در این زمینه طرحی در دست اجرا دارید؟

بله، در آینده نزدیک دو استودیوی موسیقی و سینمایی افتتاح می کنیم تا کار ثبت و ضبط تجربیات هنرمندان به طور حرفه ای کلید بخورد. احتمالا این بخش را با ثبت خاطرات شفاهی هنرمندان پیشکسوت آغاز می کنیم.

البته اکنون یک سالی می شود که ساخت مستند از زندگی پیشکسوتان هنرمند را به عنوان تورقی بر زندگی آن ها آغاز کرده ایم.

در پایان نکته ای باقی مانده است؟

امیدوارم روزی برسد که به جای تشکیل ستاد برگزاری تشییع برای هنرمندان از سوی نهادهای مختلف، ستاد بزرگداشت آن ها در زمان حیات شکل بگیرد.

پایان پیام/ 14

لینک خبر :‌ خبرگزاری شبستان
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : بیتوته مدآرا

به گزارش سایت خبری و تحلیلی دیده بان ایران ؛ گفته می شود که شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی وزارت ارشاد فهرستی از کلمات دارد و این کلمات و واژگان مثل شراب، می یا آغوش در هر شعری که باشد با ممیزی روبه رو می شود. محمدعلی بهمنی، رئیس پیشین شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی وزارت ارشاد هم در گفت وگو با شهروندآنلاین وجود چنین فهرستی را تأیید کرده و حتی می گوید که شرایط از چند سال قبل هم سخت تر شده است: این که بگویند شعر حافظ، مولانا، سعدی و دیگر شعرای نامی ایرانی اصلاح شود اصلا درست نیست. اصولا باید از آنها بخواهند که شعر دیگری را انتخاب کنند. البته در توضیحی هم که دفتر شعر و ترانه برای محسن چاووشی یا درخواست کننده مجوز داده است، خواسته اند که سطر 6 حذف شود. و حالا معلوم نیست که آیا این آلبوم محسن چاووشی هم مثل آلبوم ابراهیم دوباره همان روال زمانبر را برای دریافت مجوز طی خواهد کرد یا نه. ظاهرا آلبوم قمارباز از محسن چاووشی قرار است بعد از محرم و صفر و در پاییز 98 با اشعاری از سعدی و مولانا روانه بازار شود.

دست به دست شود برای پاسخگو نبودن

دفتر موسیقی وزارت ارشاد البته آنچنان که باید در این گونه موارد پاسخگو نیست. روز گذشته شهروند با مریم نقیبی، سرپرست نظارت و ارزیابی دفتر موسیقی تماس گرفت اما او همه چیز را به روابط عمومی و محمد الهیاری، مدیرکل دفتر موسیقی حواله کرد. همچنین سعید بیابانکی از اعضای شورای شعر و ترانه هم به شهروند گفت که تمایلی به صحبت در این باره ندارد و دوباره همه چیز را به دفتر موسیقی و مدیر کل ارجاع داد. در ادامه تماس های شهروند با مجید فروغی، مدیر روابط عمومی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم به نتیجه نرسید.

ترانه هایی که مشت مشت مجوز گرفت

مشکل اینجاست که هیچ استانداردی برای مجوزها وجود ندارد. اصولا شعرها را با توجه به این که مفهومش از نظر خودشان مضر نباشد، ممیزی می کنند و در مقابل به شعرهای بی کیفیت تری مجوز می دهند

با وجود همه اصراری که شورای شعر و ترانه در برابر صدور مجوز ترانه ها دارد، کسانی هستند که مجوز هر ترانه ای را که بخواهند، می گیرند؛ مثل هر بار این در رو نبند نرو یا با انگشت همه نشون می دن منو . چند وقت اخیر هم این رویه در جای خود، حسابی زیر تیغ نقد رفته است، اما ظاهرا و آن طور که محمدعلی بهمنی می گوید؛ در این طور موارد شرکت های موسیقی به شورای شعر و ترانه مسلط تر هستند و ظاهرا زورشان می چربد: مشکل اینجاست که هیچ استانداردی برای مجوزها وجود ندارد. اصولا شعرها را با توجه به این که مفهومش از نظر خودشان مضر نباشد، ممیزی می کنند و در مقابل به شعرهای بی کیفیت تری مجوز می دهند.

البته او این رویه را زاییده شرایط جدید شورای شعر و ترانه می داند: در گذشته این طور بود که هر 12 نفر عضو این شورا، درباره همه اشعار نظر می دادند اما از زمان افزایش کارشناس ها، اعضا به سه گروه تقسیم شدند. از آن به بعد، شعرهایی که به دفتر می رسد تقسیم بر سه می شود و برای بررسی در اختیار گروه ها قرار می گیرد. ظاهرا دلیل این تغییرات افزایش حجم ورودی اشعار به شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی وزارت ارشاد بوده است تا از عقب افتادن پرونده ها جلوگیری شود.

از زولپیدوم و ترامادول تا دست و آغوش

یغما گلرویی: شعری داشتم که می گفت: نمی خواهم در آغوش موج دریا گم بشوم؛ که گفتند کلمه آغوش باید حذف شود، چون تحریک کننده است

از سال ها قبل، نمونه های ممیزی و اظهارنظر درباره اشعار زیاد شده است اما جالب ترین آن، صحبت های پرویز افشار، سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر در روزهای پایانی سال 96 بود که به طور غیرمستقیم و به بهانه بدآموزی، خواستار اضافه شدن چند کلمه به فهرست سیاه وزارت ارشاد شده بود: در فضای مجازی شاهد موجی از ظهور خوانندگانی هستیم که برای ترامادول و زولپیدوم و داروهای اعتیادآور دیگر ترانه خوانده بودند که با آنها هم برخورد مناسب صورت خواهد گرفت.

در آشفته بازار مواد مخدر، سوداگران و پیاده نظام های آنها در فضای مجازی تلاش می کنند به روش های مختلفی این مواد را تبلیغ کنند. کمی پیشتر، عبدالجبار کاکایی، شاعر و ترانه سرا از حذف کلماتی چون بوسه، آغوش و گرفتن دست در ترانه های اجتماعی صحبت کرده بود؛ رویه ای که ترانه های روزمینی را با خشم و عصبانیت بیشتری به زیر زمین خواهد برد.

نقل قولی هم از یغما گلرویی، شاعر و ترانه سرا وجود دارد که باز هم از همین ممیزی ها گفته است: شعری داشتم که می گفت: نمی خواهم در آغوش موج دریا گم بشوم؛ که گفتند کلمه آغوش باید حذف شود، چون تحریک کننده است.

ترانه هایی مجوز می گیرد که هر بار این در رو در مقابل آن فاخر است

همه ماجرا به ممیزی کلمات ختم نمی شود و حالا برخی ترانه سراها هم در فهرست حساسیت های ارشاد قرار دارند؛ مثل نیلوفر لاری پور که به شهروند می گوید: کاری به واژه و عبارت من نداشتند، با نام من مشکل داشتند. چندبار ترانه هایم را بردم اما آنها را حذف کردند، به همین دلیل من هم مدتی است که دیگر با آنها کار نمی کنم.

او از آلبوم هایی صحبت می کند که در گذشته اشعار آن را سروده اما به دلیل حساسیت ها، اسمش به طور کامل حذف شده است: اسمم از آلبوم چمخاله سعید مدرس، کاملا حذف شد اما در آلبوم سعید نیکبخت اسمم را به جای نیلوفر لاری پور نوشتند نیلوفر تهرانی. این ترانه سرا درباره ممیزی اشعار شعرای نامی ایرانی هم این طور توضیح داد: ممکن است برداشت شان از کلماتی که در یک شعر آمده، درست نباشد، بنابراین تصورشان این است که مردم هم همان برداشت را خواهند داشت اما در برابر آن، این روزها به شعرهایی مجوز می دهند که هر بار این در رو در مقابل آن ترانه فاخر است!

البته او معتقد است که درنهایت باید ببینیم چه کسی به چه فرمی و با چه تهیه کننده ای شعر را برای مجوز به شورا برده است، بنابراین برخی مجوز همان شعر را می گیرند و برخی خیر.

لینک خبر :‌ دیدبان ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

سلام نو – سرویس سیاسی: اصولگرایان در کنار اقبال کمتری که در بین عموم مردم دارند همیشه با یک بحران جدی هم دست به یقه بوده و هستند و آن هم عدم اقبال در بین هنرمندان مختلف است که روز به روز بدتر می شود، البته این به معنای وابستگی هنرمندان به اصلاح طلبان نیست بلکه می توان گفت هنرمندان به نسبت با اصلاح طلبان رابطه بهتری دارند.

هرچه قدر هم کیهان و دوستانش به سینمای ایران بد و بیراه بگویند و موسیقی را مطربی قلمداد کنند و علم الهدی در مشهد از کنسر ت ها انتقاد کند باز هم حسرت اصولگرایان عدم نفوذ و اقبال جدی در بین هنرمندان است، تا جایی که تتلو را به ملاقات داماد علم الهدی می برند. آن ها هرچند در بین شعرا و طیف معدودی از شاخه های هنری حامیانی اندکی دارند ولی در سینما، تلویزیون، تئاتر و موسیقی غریب مطلق هستند.

آن ها حتی در این سال ها تلاش کردند چهره های متفاوتی را به سوی خود جلب کنند اما هر بار به شکلی به در بسته خوردند. اول سراغ علیرضا افتخاری رفتند که دست آخر دست آوردی جز نابود کردن زندگی شخصی و هنری او به دست احمدی نژاد نداشتند.

افتخاری درباره دیدار با احمدی نژاد به ماهنامه تجربه می گوید:

ماجراهای دیدار من و آقای احمدی نژاد خیلی سر و صدا کرده و باعث شده بود در سخنانم خیلی محتاط باشم. به هر حال آقای احمدی نژاد آتشی در زندگی من انداخت که هنوز هم پشیمانم و در آن آتش می سوزم.

آقای احمدی نژاد جوری خودش را به آغوش من انداخت که انگار من یوسف گم گشته ایشان بودم. یک جوری به من چسبید و من را بوسید و پشت سر هم این اتفاقات را شکل دادند که... بابا بوسیدن یک بار، دو بار... جمله بعدی ام را امیدوارم جرات انتشارش را داشته باشید ولی من طناب خریده بودم خودکشی کنم. فشار بدی روی من و خانواده ام بود. فرزند کوچکم فهمید و گریه کرد و گفت: بابا نکن .

چه بغل احمدی نژاد چه تلاش های بعدی اصولگریان علیرضا افتخاری را در دامن آن ها نیانداخت. او باز هم به نسرین ستوده آهنگ هدیه کرد و برای شجریان با اشک آرزوی سلامتی کرد.

دیگر تلاش اصولگرایان در دوران پسا 88 سرمایه گذاری روی سالار عقیلی بود. امکانات مختلفی در اختیار سالار عقیلی قرار گرفت و او سهم زیادی در آنتن تلویزیون یافت تا شاید صدای شیرینش یاد شجریان را از دل مخاطبان پاک کند، اما چنین نشد. سالار عقیلی پس از بهره بردن کامل از امکاناتی که در اختیارش قرار گرفت به راه خودش ادامه داد و به مرور از حامیانش فاصله گرفت.

او آهنگ بخوان جانان را برای محمدرضا شجریان خواند و آن را به به محضر خسرو آواز ایران پیش کش کرد. روی آنتن زنده تلویزیون هم به صراحت شجریان را ستود و گفت: من از ابتدا آقای شجریان را دوست داشتم و هنوز هم شجریان را عاشقانه می پرستم.

عقیلی در واکنش به جنجال های اخیر درباره رقص فرزانه کابلی در کنسترش هم محکم از خانم کابلی دفاع کرد به خبرگزاری فارس گفت: این ها یک گروه حرکت های نمایشی بودند که از انجمن هنر های نمایشی مجوز داشتند. چندین بار هم فیلم هایش را برای ارشاد فرستادیم و ناظرین در جلسات تمرین این گروه با ما حضور یافتند و از نزدیک همه چیز را دیدند و ارزیابی و تایید کردند. مگر می شود کسی بدون مجوز روی صحنه برود؟ در ضمن ما سی سال است که کار هنری انجام می دهیم و به مردم و این مرز و بوم خدمت می کنیم. این همه کار های ملی میهنی خلق کرده ایم. ما که نمی آییم با یک کار این چنینی تمام آنچه را تا به حال ساخته ایم، خراب کنیم!

اما این ها اقدامات قابل دفاع اصولگرایان و تلاش هایی محترم بود، شاهکار آن ها تلاش برای جذب تتلو بود که به جرات می توان آن را از بدترین تصمیم های سیاسی این طیف دانست. آن ها تتلو را روی ناو ارتش بردند، برایش کلیپ درست کردند، به عنوان حامی رییسی او را به دیدار کسی بردند که حالا رییس قوه قضاییه است و دست آخر هم با حضور حمید رسایی از او تقدیر کردند.

چنین زنجیره ای از تصمیمات فاجعه بار کم سابقه و کم نظیر است و کاری است که کمتر طیفی سیاسی چنین کودکانه به آن دست زده باشد. نتیجه تمام این ها در نهایت رفتن تتلو از ایران و انتشار مجموعه ای از سخیف ترین آثارش و حملات پیوسته به اصولگرایان بود.

تنها جذب جدی آن ها در این سال ها الهام چرخنده و تنها خلق جدی آن ها حامد زمانی است که به تازگی با ماجرای دعواهای فرودگاهی خود با پلیس مشهور شده.

اما چرا چنین است؟ واقعیت این است طبع عمومی هنرمندان با رویکردهای بسته و کنترلی اصولگرایان هم خوان نیست و آن ها صرفا برای کسب پول و امکانات با چهره ها و نهادهای خاص همکاری می کنند و دست آخر فیلم انتخاباتی رقیب آنان را می سازند. در کنار این مسئله اساسی این است که عموم هنرمندان سیاسی نیستند بلکه صرفا برای بهبود شرایط کار، زندگی و فعالیت هنری خود به یک شخص خاص رای می دهند. واقعیتی که اصلاح طلبان آن را پذیرفته اند و اصولگرایان نه!

لینک خبر :‌ سلام نو
معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درگذشت آی محمد یوسفی ، هنرمند موسیقی خراسان را تسلیت گفت.

اعتمادآنلاین| سید مجتبی حسینی در پیام تسلیت برای درگذشت استاد آی محمد یوسفی نوشته است:

استاد آی محمد یوسفی چند دهه افسانه ها و آیین های قومی را با نوایی که از دل برمی آمد و صدای ابریشمین دوتار خواند و نواخت و روایت کرد.

از دسته کم شمار پیران چنگی بود که ساز را به رشته ابریشمین آراسته می کرد و باور داشت صدا از دوتار ابریشم برخیزد نه سیم های فلزی، هنرمندی که در ساز و آوازش معرفت جلوه دارد چنانکه در زندگی اهل معرفت بود.

استاد آی محمد از اصیل ترین نوازندگان بخشی سبک درگز، مکتب درگز در دوتارنوازی خراسان را زنده نگه داشت و سینه اش سرشار از شعر و موسیقی این مکتب بود. به سنت کهن پای بند بود و تا آخرین دمی که توان داشت، خواند و نواخت.

استاد آی محمد یوسفی حافظ عاشق و وفادار بخشی از فرهنگ، آیین و موسیقی سرزمین خراسان بود.

درگذشت استاد آی محمد را به خانواده عزیزش و هنرمندان و دوستداران موسیقی تسلیت می گویم و بهترین درجات را در عالم باقی از درگاه خداوند برای این هنرمند بزرگوار خواستارم.

روحش شاد و یادش گرامی

منبع: فارس

لینک خبر :‌ اعتماد آنلاین
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: مشکل اصلی گرانی کاغذ مداخله بیش از حد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بازار کاغذ است.

اعتمادآنلاین| سید احسان قاضی زاده هاشمی با اشاره به گرانی کاغذ و نبود دفتر مشق دولتی در بازار، گفت: مشکل اصلی در این زمینه مداخله بیش از حد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بازار کاغذ است.

نماینده مردم فریمان در مجلس شورای اسلامی افزود: چندی پیش وزارت صنعت، معدن و تجارت کارگروه کاغذ را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واگذار کرد و از زمانی که آنان در این موضوع دخالت کردند، به جای آنکه اوضاع کاغذ بهتر شود، بدتر شد.

وی ادامه داد: در واقع انتقال کارگروه کاغذ از وزارت صنعت، معدن و تجارت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اشتباه بود و اگر این کارگروه ذیل وزارت صمت باقی می ماند، قطعا چنین مشکلاتی پیش نمی آمد.

بازار کاغذ به علت مداخله وزارت ارشاد ملتهب شد

وی درباره روش های حل مشکل گرانی کاغذ گفت: اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این قضیه مداخله نکند، مشکل حل می شود چرا که بازار کاغذ به علت مداخله آنان ملتهب شده است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس تاکید کرد: متاسفانه ما نمی دانیم که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه تصمیمی برای کنترل قیمت کاغذ اتخاذ می شود و معمولا تصمیم گیری در این باره صرفا تابع نظر دو سه نفر است.

منبع:خانه ملت

لینک خبر :‌ اعتماد آنلاین
زهرا نعمت الهی گفت: کارگاه داستان تصویری دستان همیشه برای من فرصت کشف، خلق و آشنایی های جدید بوده، اما این بار دستان فرصت تجربه شگفتی ها را در جایی دورتر، در سرزمین قصه های افسانه ای برایم فراهم کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶

زهرا نعمت الهی در گفت وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره حضورش در نمایشگاه بین المللی کتاب پکن گفت: در پنج روز حضورم در نمایشگاه کتاب پکن فرصت دیدار از تازه های نشر ناشران بین المللی حوزه کودک را داشتم. با قرار قبلی با تعدادی از ناشران حاضر در نمایشگاه، دیدار و درباره داستان هایم گفت وگو کردیم. با ناشران جدیدی آشنا شدم. پیشنهادهایی برای همکاری در پروژه های مشترک و مذاکره درباره چند داستانم، از دیگر فرصت های ایجاد شده در این سفر بود.

وی افزود: در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه 21- 22 آگوست، در غرفه فستیوال اناناس دو نشست پیرامون تجربه ام به عنوان یک نویسنده ایرانی از خلق داستان تصویری داشتم. طی این کارگاه ها، پروسه خلق داستان تصویریِ برگزیده ام دختر حنا را از ایده اولیه و تحقیق تا چگونگی انتخاب تصویرگر، استوری برد، پیش طرح ها و رسیدن به ماکت نهایی تشریح کردم و از نگاهم به داستان تصویری، ضرورت ها و کارکردهای این شکل ادبی و همچنین سوژه های موردعلاقه ام با مخاطبانم گفت وگو کردم. این نشست ها فرصت مغتنمی بود برای آشنایی ام با چند تصویرگر جوان و موفق چینی که علائق مشترکی با من داشتند. در روزهای جمعه و شنبه 23-24 آگوست در غرفه کودکان BIBF سه داستان آن بیرون چه خبر است؟ ستاره های روی زمین و دختر حنا را برای کودکان چینی بلندخوانی کردم.

نعمت الهی ادامه داد: روز جمعه به همراه عباسعلی وفایی رایزن فرهنگی ایران در پکن، از بخش هایی از مرکز کودکان چین دیدار کردیم. همراهان ما در این دیدار، ک خو کینگ معاون مرکز کودکان چین و لو یا مین معاون بخش ارتباطات سازمان زنان چین بودند. در کارگاهی در این مرکز، تجربه قصه گویی خلاق و بلندخوانی داستانم آن بیرون چه خبر است؟ را با کودکان چینی داشتم. اما فراتر از همه این تجربه های شگفت انگیز، ارزشمندترین دستاوردم از این حضور، دوستی با انسان هایی از نقاط مختلف دنیا بود که همه وجه مشترکی داشتند و آن عشق به کودکان و ایستادگی برای آنان بود.

لینک خبر :‌ خبرگزاری کتاب ایران
رایزن فرهنگی ایران در روسیه پیشنهاد کرد: ناشران استانی روسیه که هم جوار دریای خزر هستند در نمایشگاه کتاب استان گیلان (رشت) شرکت کنند
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶ سایت های دیگر : خبرگزاری کتاب ایران ربیع خبرگزاری تسنیم خبرگزاری شبستان

به گزارش خبرگزاری فارس، مدیرعامل مؤسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران در دیدار ولادیمیر گریگوریف، معاون آژانس فدرال چاپ و نشر روسیه در نشستی همکاری های فرهنگی میان ایران و روسیه را بررسی کردند.

در این دیدار که در مرکز فرهنگی شهرداری شهر مسکو برگزار شد، قادر آشنا به تبیین اشتراکات دیرینه فرهنگی دو کشور پرداخت و تاکید کرد: رویکرد مؤسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران ارتباط با کشورهایی است که در حوزه تمدنی با جمهوری اسلامی ایران نزدیکی دارند و این موضوع در دستور کار بوده و برنامه ریزی ما، تقویت همکاری های فرهنگی با کشورهای همسایه بویژه روسیه است.

آشنا با ابراز خرسندی از سفر آقای گریگوریف به ایران و بازدید ایشان از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و نیز آشنایی وی با فضای صنعت نشر کشورمان تصریح کرد: ترجمه و چاپ کتاب های روسی با موضوعات مختلف بویژه نمایشنامه در ایران از جایگاه قابل قبولی برخوردار است ولی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان با توجه به توانمندی ایران، ناشران دو کشور نیازمند حمایت و تقویت همکاری هستند. قائم مقام نمایشگاه کتاب تهران در این نشست با اشاره به جایگاه تصویرگری ایران در دنیا خواستار همکاری مشترک تصویرگران ایرانی و روسی شد.

ولادیمیر گریگوریف نیز با ابراز خوشحالی از حضور کشورمان در سی ودومین نمایشگاه بین المللی کتاب روسیه، به نقش ایران در تمدن بشری پرداخت و تصریح کرد: بدون شک ایران سهم ارزنده ای در فرهنگ و تمدن بشری دارد و در روسیه هرآنچه مربوط به فرهنگ و تمدن ایران باشد، قطعاً مورد توجه مخاطبین قرار خواهد گرفت.

وی افزود: کشوری که تحت شدیدترین تحریم های ظالمانه قرار دارد توانسته است در حوزه های مختلف پیشرفت داشته باشد و اینکه ایران بعد از انقلاب اسلامی قادر بوده مشکلات عدیده ای را پشت سر بگذارد می تواند نمونه موفق برای جوامع بشری باشد و یقین دارم هیچ نوع تحریمی نمی تواند مانع پیشرفت های علمی و صنعتی ایران باشد.

گریگوریف همچنین با اشاره به تنوع زبانی کشور روسیه تصریح کرد: در روسیه یکصد زبان رسمی وجود دارد و 300 ناشر فعال روسی به 50 زبان در قالب هزار عنوان کتاب و تیراژ 50 میلیون نسخه در سال در بازار کتاب روسیه فعالیت می کنند.

معاون آژانس فدرال روسیه ضمن تشریح فعالیت های خود، از برگزاری کنگره بین المللی کتاب کودک و نیز کنگره بین المللی مترجمان در سپتامبر سال 2020 خبر داد و از کلیه فعالین ایرانی در این حوزه ها برای شرکت در این رویداد فرهنگی دعوت کرد.

قهرمان سلیمانی، رایزن فرهنگی کشورمان نیز در این نشست با اشاره به حضور پر شمار دانشجویان ایرانی در روسیه، تربیت نسل جدید مترجمان ایرانی را فرصت مغتنمی برای شناخت بی واسطه مردم ایران از فرهنگ و ادبیات روسیه دانست و پیشنهاد کرد ناشران استانی روسیه که هم جوار دریای خزر هستند در نمایشگاه کتاب استان گیلان (رشت) شرکت کنند که با استقبال طرف روسی قرار گرفت.
انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
هزینه شرکت در نمایشگاه های خارجی نسبت به سال های قبل به مراتب بیشتر شده است و ناشران به حمایت سازمان های دولتی بیش از گذشته نیاز دارند تا اندوخته های بین المللی خود را از دست ندهند اما...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) ، چند سالی است که جمعی ناشران ایرانی در نمایشگاه های بین المللی شرکت و آثار خود را به جامعه جهانی معرفی می کنند،اما عوامل مختلفی باعث محدودیت فعالیت بین المللی ناشرانی شده که از چندسال پیش برای جهانی کردن نشر خود تلاش و سرمایه گذاری کرده بودند؛ تا جایی که از جمع این ناشران، تعداد قابل توجهی از حضور در نمایشگاه فرانکفورت امسال منصرف شده اند. یکی از اصلی ترین این عوامل نوسانات ارزی و کاهش ارزش ریال مقابل یورو است که به نظر، صرفه حضور در نمایشگاه های خارجی را برای ناشران پایین برده است.

با نزدیک شدن به زمان برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت از چند ناشر که در سال های گذشته در این نمایشگاه شرکت می کردند، اما امسال از این کار منصرف شده اند، دلیل انصراف شان را جویا شدیم که در این گزارش می خوانید:

نهادهای مدعی از تربیت نیروهای متخصص حمایت کنند
علیرضا رئیس دانا، مدیر انتشارات نگاه با اشاره به اینکه نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت در زمره مهم ترین نمایشگاه های دنیا است، به ایبنا گفت: به شخصه همواره مشتاقم به عنوان شخص حقیقی یا حقوقی در این نمایشگاه حضور داشته باشم. شرکت در این گونه نمایشگاه ها برای من که به این حوزه عشق می ورزم، اندوخته و آورده بسیار زیادی داشته و یکی از دستاوردهایش این بوده است که ما را وامی دارد آثار چاپی خود را از موضعی بیرونی هم بنگریم.

او درباره تجربه ای که سال های گذشته در بازدید از غرفه های ناشران بزرگ دنیا داشته است، توضیح داد: این بازدیدها در حکم دوره ای آموزشی بود و ما در هر بازدید توأمان و در لحظه خود را نقد می کردیم؛ نقد به چسب و نوع صحافی، کاغذ، طرح روی جلد، صفحه آرایی و وجوه بصری کتاب.

رئیس دانا

رئیس دانا: هزینه شرکت در نمایشگاه بین المللی در نبود حمایتِ واقعیِ مسئولان، شبیه قماری از پیش باخته است

ادامه داد: پیش تر رسم ما این بود که برای آشنایی و تجربه همکاران انتشارات، تعدادی از کارمندان را نیز برای بازدید از نمایشگاه و کسب تجربه به فرانکفورت اعزام کنیم. انصافا حضور در این نمایشگاه برای همکاران حکم دانشگاهی را داشت که سطح توقع من و کارمندان انتشارات نگاه را از کتاب و تولید آن بالا می برد اما اکنون نمی توانیم اقداماتی از این دست را در برنامه سالانه خود قرار دهیم زیرا هزینه این برنامه در نبود حمایتِ واقعیِ مسئولان شبیه قماری از پیش باخته است.

مدیر نشر نگاه با تاکید بر اینکه در فعالیت هایش روی پای خود ایستاده است بیان کرد: منظورم از حمایت این است که نهاد های متولی و مدعی کتاب و فرهنگ، باید در فکر تربیت نیروهای متخصص و خلاق باشند. اگر این گزاره صادق باشد، تربیت جز در سایه ارتباط و همبودی ممکن نمی شود.

وی افزود: شرکت نکردن موسسه انتشارات نگاه در نمایشگاه کتاب فرانکفورت، حاصل نوعی ضرورت و در عین حال ناچاری و اجبار است. از سویی هزینه شرکت در این نمایشگاه، با توجه به میزان تورم و گرانی، سرسام آور است.

رمز فروش کپی رایت، خرید کپی رایت است
رئیس دانا به طور کلی کسب تجربه و معاشرت و انتخاب کتاب ، ترغیب دیگران به خرید و همکاری و درنهایت امضای تفاهم نامه را هدف از برگزاری نمایشگاه کتاب دانست و ادامه داد: به همان اندازه که دیگران آثار خود را در مقابل چشم ما به نمایش می گذارند، ما نیز همان کار را انجام می دهیم اما در این خصوص دو معضل بزرگ وجود دارد؛ اول اینکه دادوستد یعنی چرخه دادن و گرفتن ، حال چگونه باید انتظار فروش چیزی را داشته باشیم وقتی خود حق و حقوق دیگران را نمی دهیم.

این ناشر توضیح داد: ما در داخل کشور، با مسأله قاچاق و فروش غیرقانونی کتاب مواجهیم، درست همین رفتار را خود ما با کتاب ها و آثار دیگران انجام می دهیم؛ درحالی که رمز فروش کپی رایت، در خرید کپی رایت نهفته است.

او در تشریح دومین معضل برقراری ارتباط مناسب در نمایشگاه های بین المللی کتاب اظهار کرد: نکته دیگر به محتوای آثار تألیفی و تصحیحی ما بازمی گردد؛ بدین قرار که جدا از مسأله کیفیت آثار، بخش مهم دیگری نیز در زمره محذوفات و اصلاحاتی است که پیش از نگارش اثر، در اثنای نگارش و پس از اتمام آن بر متن اعمال می شود.

جعفریه: امسال هزینه-فایده کردیم و متوجه شدیم که شرکت در نمایشگاه فرانکفورت صرف نمی کند. این در شرایطی است که من دنبال پول نبودم و مسئولان باید ارزش کار ما را بدانند

بیایید خودمان قضاوت کنیم که در این صورت چه بر سر خلاقیت آثار تألیفی می آید.

مدیر انتشارات نگاه ادامه داد: در اینجا کاری به متون کلاسیک ندارم، گرچه درباره آن نیز می توان چون و چرا کرد. در عین حال باید بگویم حتی در چارچوب قوانین موجود، گاه متولیان امر سخت گیری های زیادی اعمال می کنند. در نتیجه، متن های ما تاحدودی از ریخت و مناسبات ساده انسانی، تأکید می کنم مناسبات ساده انسانی، می افتد.

رئیس دانا در پایان گفت: به هر تقدیر به نظر می رسد بهترین اقدامی که برای یک ناشر باقی می ماند این است که از دور بر جمعیت پرشور و پرهیجان نمایشگاه هایی از این دست نگاهی بیندازد، از دور رصد کند و دوباره سرگرم کار خود شود.

باید ارزش کار ما را بدانند
نشر ثالث از دیگر نشرهایی است، که در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت 2019 شرکت نخواهد کرد. این درحالی است که در سال های اخیر، این نشر حضور منظمی در این نمایشگاه داشت و برنامه های بین المللی خود را پیگیری می کرد.

محمدعلی جعفریه، مدیر نشر ثالث نوسانات ارزی و اختلاف قیمت یورو و ریال را علت شرکت نکردن برخی از نشرها در این دوره از نمایشگاه کتاب اعلام کرد و به ایبنا گفت: در سال های گذشته هزینه-فایده، به نفع ثالث بود اما امسال هزینه-فایده کردیم و متوجه شدیم که صرف نمی کند. این در شرایطی است که من دنبال پول نبودم و مسئولان باید ارزش کار ما را بدانند.

وی با بیان اینکه شرکت این نشر در نمایشگاه های بین المللی در تمام سال ها بدون حمایت های دولتی بوده است، ادامه داد: ناشران بخش خصوصی با هزینه خود در نمایشگاه های بین المللی شرکت می کنند و حتی اجاره غرفه می پردازند.

مدیرمسئول نشر ثالث از ارسال کتاب های نشر ثالث برای ارائه در نمایشگاه فرانکفورت 2019 خبر داد و گفت: کارهایی که در این روزها باید انجام دهیم بسیار زیاد است و زمان لازم برای شرکت در نمایشگاه فرانکفورت را نداریم.

ناشران بزرگ با ناشرهای ایرانی مذاکره نمی کنند
انتشارات ققنوس هم در نمایشگاه کتاب فرانکفورت 2019 شرکت نخواهدکرد و غرفه ای نخواهد داشت. مهدی حسین زادگان، مدیر داخلی انتشارات ققنوس با اعلام این خبر به ایبنا گفت: شاید در این نمایشگاه نه به عنوان ناشر؛ بلکه تنها به عنوان بازدیدکننده حضور داشته باشیم.

به گفته مدیر انتشارات ققنوس، این انتشارات بیشتر به عنوان خریدار رایت کتاب های خارجی در نمایشگاه شرکت می کند. او ادامه داد: در نمایشگاه تلاش داریم تا با ناشرهای خارجی برای تبادل حق رایت، رایزنی

حسین زادگان: ناشران خارجی عملا نشر ایران را تحریم کرده اند و حتی به ایمیل های ما پاسخ نمی دهند

کنیم. در کنار آن سعی در معرفی آثارمان را داریم اما مطابق با تجربه سال های قبل، این کار عملا مورد استقبال ناشران بنام جهان قرار نمی گیرد.

حسین زادگان با اشاره به این نکته که معمولا ناشران بزرگ با ناشرهای ایرانی مذاکره نمی کنند، بیان کرد: مگر اینکه ناشران کوچکی بخواهند از طرح گرنت استفاده کنند و به دنبال سود آن با ایران قرارداد مبادله رایت ببندند.

وی اضافه کرد: ناشرانی که پیشنهاد خرید حق رایت آثار ما را می دهند دانشگاه هایی هستند که به صورت خصوصی فعالیت و کتاب چاپ می کنند. دو هزار یورو برای آن ها پول کمی نیست.

او با بیان اینکه در این سال ها دستاوردهای مورد نظر انتشارات ققنوس، حاصل نشده است، ادامه داد: بسیاری از ناشران آمریکایی و انگلیسی حاضر به مذاکره با ایران نیستند. ناشران خارجی عملا نشر ایران را تحریم کرده اند و حتی به ایمیل های ما پاسخ نمی دهند.

حسین زادگان ادامه داد: تا زمانی که اصول کپی رایت در ایران به شکل قانونی انجام نشود، به نظرم حرکت های فردی کاری بیهوده است؛ یعنی منجر به رسیدن یا نزدیکی به هدف نخواهدشد.

مکانیسم مبادله رایت به سادگی اتفاق نمی افتد
محسن طائب، مدیر انتشارات پیدایش بعد از سال ها شرکت در نمایشگاه های بین المللی کتاب، امسال در غرفه جمعی که توسط موسسه نمایشگاه های فرهنگی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت برپا می شود، شرکت نخواهد کرد. او دلیل اصلی این تصمیم را به دلیل فقدان دسترسی به فرد مناسب برای شرکت در این دوره نمایشگاه کتاب فرانکفورت اعلام کرد و به ایبنا توضیح داد: اگر در بخش تامین منابع انسانی به مشکل نمی خوردم، احتمال بیشتری برای شرکت داشتیم.

وی افزود: به نیرویی نیاز داشتیم که چهار روز برپایی نمایشگاه کتاب، از ساعت 9 صبح تا 6 بعداز ظهر آنجا بیاستد، زبان بداند و اطلاعات لازم برای انجام فعالیت های نمایشگاهی را داشته باشد. همچنین باید با ناشران شرکت کننده در این نمایشگاه برای برگزاری جلسات مذاکره هایی در راستای تبادل رایت انجام می شد. شرکت در نمایشگاه فراکفورت، درحالی که شرایط لازم مهیا نشده، نمی تواند مفید باشد.

او ادامه داد: مدت زمان در نظر گرفته شده برای معرفی افرادی که در نمایشگاه فرانکفورت

دمیرچی: تعداد مهم نیست، کیفیت کتابی که به جامعه جهانی عرضه می شود از اهمیت بالایی برخوردار است

شرکت می کنند، تمام شد و ما نتوانستیم نیروی مناسب را پیدا کنیم. همچنین از دیگر همکاران در بخش بزرگسال استعلام کردیم و متوجه شدیم ناشران جدی حوزه بزرگسال، امسال در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت حضور نخواهند داشت. در هرصورت حضور آن ها و ما در این غرفه به صورت مشترک می توانست معنایی داشته باشد که با فقدان حضور آن ها، حضور ما با یک قفسه کتاب و عناوین محدود رنگ و جلوه ای نداشت.

مدیر انتشارات پیدایش درباره شرط فروش کپی رایت سه عنوان کتاب در عودت اجاره بهای غرفه که امسال برای ناشران حاضر در غرفه ایران و با هدف تسهیل و حمایت از ناشران اعمال می شود، گفت: دوستانی که این تصمیم را گرفتند جوانب کار را در نظر نگرفته اند. اگر من به عنوان ناشر توانستم در نمایشگاه فرانکفورت به نتیجه ای برای تبادل حق کپی رایت برسم، نقل و انتقل پول به چه شکلی خواهدبود؟ دوم در صورت انجام مذاکرات، تهیه پول به چه صورت خواهد بود. با توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته ایم نقل و انتقالات پول یک مساله و تهیه آن پول هم مساله دیگری است که فکرمی کنم به هیچ کدام توجه نشده است.

به گفته طائب، تحقق تبادل سه رایت کتاب، چیزی نیست که با حضور در نمایشگاه ممکن شود و حداقل به شش ماه تا یک سال کار نیاز دارد. این در حالی است که مکانیسم خرید و فروش رایت به سادگی اتفاق نمی افتد، نمی گویم که انجام این کار محال است، امکان شدن دارد، اما نیاز به برنامه چند ساله دارد، تا در فعالیت یک یا دو ساله، زمینه لازم برای تبادل رایت را مهیا کنیم.

او در ادامه به یکی از تجربه های خود از شرایط تبادل حق رایت کتاب با کشورهای اروپایی اشاره کرد و گفت: می خواستم کتابی را از انتشارات انگلیسی بگیرم و شاید 10 بار این پول را منتقل کردم و برگشت خورد و در نهایت به من گفتند که وزارت فرهنگ ما گفته که با ایران کار نکنید، درحالی که این موارد در نظر گرفته نمی شود.

شرکت در نمایشگاه فرانکفورت و هزینه های بالا...
داریوش نویدگویی، مدیر انتشارات نویدشیراز که در دوره های پیشین نمایشگاه فرانکفورت شرکت کرده است، با اعلام اینکه هنوز مشخص نیست که در این دوره از نمایشگاه بین المللی فرانکفورت شرکت کند یا نه، به ایبنا گفت: شرکت در نمایشگاه فرانکفورت

طائب: با توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته ایم نقل و انتقالات پول یک مساله و تهیه آن پول هم مساله دیگری است که فکرمی کنم به هیچ کدام توجه نشده است

هزینه سنگینی برای ما دارد و صرفا هدف شرکت در نمایشگاه های خارجی نیست.

او ادامه داد: سال گذشته که در نمایشگاه فرانکفورت شرکت کردیم و در آن صحافی سنتی یعنی احیای کتاب های قدیمی خطی انجام دادم. انجام صحافی دستی پیش از این در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت وجود نداشت و مورد استقبال قرار گرفت؛ حتی مرا به برلین دعوت کردند تا در آنجا آموزش دهم.

وی با اشاره به برخی تبلیغات سوء علیه ایران گفت: انجام صحافی دستی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت خیلی خسته کننده بود اما ارزش داشت؛ تاجایی که آلمانی ها می گفتند چنین افرادی که احیاکننده فرهنگ های سنتی هستند، نمی توانند تفکر داعشی داشته باشند.

نویدگویی با بیان اینکه تابه حال هیچ سالی برای شرکت در نمایشگاه فرانکفورت حمایت نشده است و امسال هم نمی خواهم که حمایت شوم. توضیح داد: به این دلیل که امسال دویستمین سال آشنایی گوته با حافظ و سعدی است، تدارک بیشتری برای شرکت در این نمایشگاه دیدم -در نمایشگاه کتاب استان فارس حتما برنامه هایی برای این رویداد فرهنگی خواهیم داشت- که در شرایط سیاسی امروز می تواند تاثیرگذار باشد اما هنوز موسسه نمایشگاه ها به ما جوابی نداده است.

کیفیت در برابر تعداد عناوین
مدیریت انتشارات هرمس در تیرماه 98 تغییر کرد. این تغییر عاملی بود که این انتشارات امسال نتواند در نمایشگاه فرانکفورت شرکت کند. سعید دمیرچی، مدیر انتشارات هرمس به ایبنا گفت: حضور در نمایشگاهی مانند فرانکفورت که برای تبادل حق رایت برگزار می شود، با نمایشگاه هایی مانند پکن و مسکو متفاوت است. در نمایشگاه کتاب پکن و مسکو مانند نمایشگاه کتاب تهران عرضه کتاب هم صورت می گیرد.

به گفته دمیرچی احتمال این وجود دارد که کتاب های این انتشارات از طریق موسسه نمایشگاه های فرهنگی برای معرفی به نمایشگاه فرانکفورت فرستاده شود.

او با اشاره به ترجیح مدیریتی بر اولویت های داخلی انتشارات، ادامه داد: موارد مربوط به تجدید چاپ کتاب ها و مسائل داخلی انتشارات باید زودتر تعیین تکلیف شوند؛ به همین دلیل تصمیم بر نبود هرمس در این دوره از نمایشگاه فرانکفورت گرفته شد. امسال اولویت هرمس این است که به نیازهای بازار داخلی پاسخگویی بهتری نسبت به سال های قبل داشته باشد.

به گفته مدیر انتشارات هرمس، تعداد عناوینی که این انتشارات با آن ها در نمایشگاه کتاب شرکت می کند، مهم نیست، بلکه کیفیت کتابی که به جامعه جهانی عرضه می شود از اهمیت بالایی برخوردار است.

لینک خبر :‌ خبرگزاری کتاب ایران
حق نشر (کپی رایت) دو رمان نوجوان هستی و زیبا صدایم کن نوشته ی فرهاد حسن زاده به ناشری چینی واگذار شد.

به گزارش خبرگزاری مهر ، انتخاب این دو کتاب در ادامه ی طرح چاپ پنج رمان ایرانی برای نوجوانان 12 تا 18 ساله چینی با موضوع رشد و پرورش نوجوانان و مواجهه با زندگی و انتخاب سرنوشت زیر نظر گروه واردات و صادرات نشر ملی چین انجام شد.

بر اساس این خبر کتاب های هستی و زیبا صدایم کن پس از حضور کشور چین به عنوان مهمان ویژه در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در سال 1398 از سوی نماینده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به کارشناس خرید و عامل فروش ناشر چینی معرفی و قرار شد این آثار با شمارگان 3 هزار نسخه به چاپ برسد.

معرفی فرهاد حسن زاده، نویسنده ی کتاب ها کودک و نوجوان به عنوان نامزد ایرانی دریافت جایزه دو مسابقه مهم بین المللی آسترید لینگرن و هانس کریستین اندرسون از دیگر دلایل خرید این دو اثر از سوی ناشر چینی عنوان شد.

جولیتا یی لیو، کارشناس خرید و عامل فروش حق نشر انتشارات Writers Publishing House در این باره اظهار داشت: با توجه به ناشناخته بودن ادبیات کودک و نوجوان ایران در چین، امیدواریم با ورود این کتاب ها به بازار کتاب چین امکان انجام فعالیت های مشابه در آینده افزایش یابد.

این انتشارات، چاپ 50 کتاب اصلی، خرید 30 امتیاز نشر از ناشران خارجی و فروش 30 حق نشر کتاب چینی به ناشران دیگر کشورها را در پرونده ی فعالیت حرفه ای خود دارد.

یادآوری می شود این دو اثر در قالب طرح رمان نوجوان امروز در کانون منتشر شده و پیش از این نیز امور بین الملل کانون حق نشر هستی را به ناشرانی از کشورهای ترکیه و لبنان و زیبا صدایم کن را به کشورهای ترکیه، لبنان، مصر و ارمنستان واگذار کرده است.

کد خبر 4713055

حمید نورشمسی

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
محدود شدن فروش کتاب های درسی در کتاب فروشی ها به سه مقطع هفتم، هشتم و نهم از نظر برخی منتقدان، ارتباط بدنه جامعه با کتاب فروشان را کم رنگ می کند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ، امسال فروش کتاب های درسی درحالی آغاز شد که بحث فروش مستقیم کتاب های درسی مقاطع تحصیلی ششم به بالا در مدارس کشور، نگرانی و دغدغه هایی را در میان صنف کتاب فروشان ایجاد کرد. تا سال گذشته توزیع و فروش کتاب های مقاطع هفتم، هشتم و نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم در اختیار کتاب فروشان بود اما امسال سهم کتاب فروشان از فروش کتاب های درسی، فقط به کتاب های سال های هفتم، هشتم و نهم محدود شد.

تیر ماه امسال که زمزمه هایی از این خبر به گوش رسید، هومان حسن پور رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در نامه ای به ریاست جمهوری عنوان کرد که تصمیم اخیر وزارت آموزش و پرورش برای عدم عرضه کتاب های درسی در کتابفروشی ها، علاوه بر اینکه آسیبی جدی به کسب و کار تخصصی کتابفروشان به حساب می آید، در تناقص آشکار با اصل 44 قانون اساسی و قوانین نظام صنفی جمهوری اسلامی ایران است.

این موضوع حتی واکنش سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را نیز به همراه داشت. او اواخر تیرماه نامه ای به سرپرست وزارت آموزش و پرورش ارسال کرد که در متن آن اشاره شده بود: با توجه به اهمیت ترویج کتاب و کتابخوانی و ضرورت ایجاد ارتباط میان قشر جوان و نوجوان با عرصه کتاب، خواهشمند است دستور فرمایید درخصوص تصمیم یادشده بررسی بیشتری صورت گیرد، علاوه بر اینکه با توجه به شرایط اقتصادی این تصمیم به زیان صنف کتاب فروشان خواهد بود.

با وجود این نامه نگاری ها، عملا اقدام جدی و موثری انجام نشد؛ آن چنان که ثبت سفارش گروهی و انفرادی کتاب های پایه اول ابتدایی از 23 تیر آغاز شد و تا 5 شهریور ادامه داشت؛ همچنین ثبت نام کتاب های پایه دهم دوره دوم متوسطه و پایه هفتم استعداد های درخشان نیز که از 23 تیر آغاز شد، تا شانزدهم شهریور ادامه دارد.

هر حرفه ای به تخصص نیاز دارد
کاهش فروش کتاب مقاطع تحصیلی به سه مقطع بهانه ای شد تا به سراغ کتاب فروشان برویم و نظر آن ها را در این زمینه جویا شویم. آرش ارجمند، مدیر کتابفروشی پیام در این زمینه می گوید: تا سال گذشته حجم کتاب هایی که می فروختیم بسیار خوب و چشمگیر بود اما امسال کاهش پیدا کرده و فعالیت ما نیز کم شده است.

وی افزود: اینکه فروش عمده کتاب های درسی را به طور رسمی از کتاب فروشان گرفته اند و وزارت آموزش و پرورش متولی آن شده، خوب نیست زیرا پیش از این، زمانی که دانش آموز و خانواده اش به فروشگاه می آمدند، این حضور باعث می شد علاوه بر کتاب های درسی، کتاب های دیگری هم خریداری کنند.

ارجمند با بیان اینکه چنین اقدامی به مرور در فروش و روند کاری ما تاثیر منفی دارد، گفت: البته با این رویه که آموزش و پرورش در پیش گرفته، به نظر می رسد که در سال آینده همین سه مقطع هم حذف و رسما فروش همه کتاب ها به این وزارتخانه محول شود.

وی یادآور شد: نمی دانم که مدارس و آموزش و پرورش با توجه به حجم سنگین فعالیت های آموزشی خود، چگونه می توانند توزیع کتاب های درسی را که به هرحال کار دشوار و زمان بری است انجام دهند.

کتاب فروشان را محدود نکنید
محمد ناصری مدیر کتابفروشی فدک که مخالف فروش کتاب به دانش آموزان توسط مدارس است، گفت: به نظر من این کار درست نبود. بسیاری از کتاب فروشان با انجام این کار محدود شدند؛ زیرا ما در کنار فروش کتاب های درسی می توانستیم کتاب های عمومی را نیز به دانش آموزان یا خانواده هایشان بفروشیم.

وی افزود: با این رویداد فروش کتاب فروشی هایی که کتاب درسی می فروشند طبیعتا پایین تر می آید و به دنبال آن نقدینگی آن ها نیز کاهش پیدا می کند که مشکلات بعدی را به دنبال دارد.

ناصری با بیان اینکه توزیع و فروش کتاب توسط مدارس مباحث کاری و حرفه ای را با مشکل روبه رو می کند، عنوان کرد: این موضوع فقط برای کتاب فروشان مشکل ندارد بلکه خانواده ها هم با این موضوع مشکل دارند زیرا امسال سایت و سامانه ثبت نام مشکلات زیادی به همراه داشت و اولیا ناراضی بودند.

وی با اشاره به مزایای حضور خانواده ها در کتابفروشی ها گفت: فروش کتاب های درسی در کتاب فروشی ها، مزایای زیادی به همراه دارد زیرا دانش آموزان و خانواده هاشان علاوه بر خریداری یک دوره کتاب درسی، می تواند کتاب های بیشتری خریداری کرده یا ارتباط بهتر و مستمری در طول سال با کتاب فروش داشته باشد.

به گفته ناصری، کاهش این ارتباط در طول سال موجب می شود همین رابطه محدود هم روز به روز کمتر و حتی قطع شود که این اتفاق آسیبی جدی به جامعه و بدنه صنعت نشر وارد می کند.

پس کتاب فروشان چه می شوند؟
آن چنان که از سیاست های وزارت آموزش و پرورش مشخص است احتمال می رود که برای سال تحصیلی آینده همین سه مقطع باقی مانده هم به چرخه ثبت و فروش کتاب این وزارتخانه بازگردد اما پس نقش کتاب فروشان در این میان چه خواهد بود؟ اینکه همین سود حداقلی هم از فعالان حوزه فروش کتاب گرفته شود، چه نتیجه ای به همراه خواهد داشت؟ این ها همه سوالاتی است که در سایه تعامل و ارتباط مثبت صنف و سازمان ها و نهادهای مختلف می تواند نتایج مثبتی برای اهالی نشر به همراه داشته باشد.

لینک خبر :‌ خبرگزاری کتاب ایران
طرح تخفیف فصلی کتاب که برخی اهالی نشر اصرار دارند بهتر است یارانه حمایتی ارشاد از خوانندگان کتاب خوانده شود پاییز سال جاری به دوازدهمین ایستگاه برگزاری اش می رسد؛ طرحی که در ابتدای کار به شکلی آزمایشی و با عنوان یک کتابفروشی به وسعت ایران برگزار شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶

آن طور که مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب می گوید به رغم محدودیت های اقتصادی، معاونت فرهنگی درصدد افزایش بودجه آن به سه میلیارد تومان است؛ طرحی چهارساله که همچنان برخی کتابفروشان آن را مُسکنی موقت پیش روی اهالی نشر می دانند و از مسئولان می خواهند به چاره ای جدی برای حل مشکلات شان بیندیشند.
درخواست کتابفروشان برای یکسان سازی تخفیف ها
پیشینه برگزاری این طرح به پیشنهاد مدیران وقت مؤسسه خانه کتاب (از زیرمجموعه معاونت فرهنگی وزارت ارشاد) بازمی گردد؛ زمانی که مسئولان معاونت فرهنگی تصمیم به اجرای آزمایشی طرح تخفیف فصلی کتاب با عنوان کتابفروشی به وسعت ایران در هفته کتاب سال 94 گرفتند. هدف از اجرای آن گام برداشتن به سوی توسعه کتابخوانی بود. البته با تأکید بر اینکه یارانه معاونت فرهنگی ارشاد بدون واسطه به دست خوانندگان کتاب برسد. کتابفروشی به وسعت ایران در دوره زمانی حدوداً دو هفته ای به مشارکت 215 کتابفروشی انجامید که بیشتر از پیش بینی های مسئولان خانه کتاب بود و در نهایت به حمایت ارشاد از 105 کتابفروشی منتهی شد. در ادامه روند برگزاری این طرح با تغییراتی همراه شد؛ از تغییر نام آن به عیدانه ، تابستانه و پاییزه کتاب ، تا تلاش برای جلب مشارکت هرچه بیشتر کتابفروشان و همچنین افزایش بودجه حمایتی مورد نظر برای اختصاص یارانه بیشتر. تا جایی که در دوره دوم که همان سال با عنوان عیدانه کتاب برگزار شد بودجه 100 میلیون تومانی آن به 900 میلیون تومان افزایش پیدا کرد. مردم با مراجعه به کتابفروشی های عضو قادر به خرید کتاب های حوزه عمومی با در نظر گرفتن تخفیفی 20 درصدی بودند که مابه التفاوت این تخفیف از سوی خانه کتاب و معاونت فرهنگی به کتابفروشان پرداخت می شد. نیکنام حسینی پور، مدیرعامل مؤسسه خانه کتاب، درباره چگونگی برگزاری دوازدهمین دوره این طرح در پاییز سال جاری به ایران می گوید: بیش از یک ماه از پایان تابستانه کتاب و پشت سرگذاشتن تجربه 11 دوره اجرایی شدن این طرح گذشته. با تکیه بر همین مسأله در حال بررسی و آسیب شناسی دوره های گذشته هستیم. برخی کتابفروشان معتقد به یکسان سازی مبلغ تخفیف برای کتاب های تألیفی و ترجمه شده هستند. این درخواست در حالی مطرح شده که طرح تابستانه در سال 98 با اختصاص تخفیف 25 درصدی برای کتاب های تألیفی و تخفیف 15درصدی برای آثار ترجمه شده برگزار شد. حسینی پور درباره پیشنهادی که اهالی رسانه درباره نحوه اجرای طرح پاییزه کتاب داشته اند هم ادامه می دهد: برخی دوستان رسانه ای با اتکا به فهرست آثار پرفروش دوره های قبل معتقد به استقبال مردم از عنوان هایی مشخص و تکراری اند. این مسأله نشان می دهد نیاز به معرفی بیشتر و بی طرفانه سایر کتاب ها احساس می شود. نه تنها رسانه ها، بلکه حتی سازمان هایی که کاری در حوزه فرهنگ از عهده شان ساخته است می توانند با معرفی تشکل هایی که دست به معرفی آثار برتر حوزه های مختلف می زنند به مردم در انتخاب های خود کمک کنند. دوره گذشته با یارانه ای 2میلیارد و 500 میلیون تومانی برگزار شد. حسینی پور با تأکید بر اینکه در صدد جلب نظر وزیر ارشاد از طریق گفت و گوهای معاون فرهنگی برای افزایش این مبلغ هستند می گوید: نه تنها برگزاری این طرح متوقف نمی شود، بلکه به احتمال بسیار بودجه به سه میلیارد تومان هم افزایش پیدا خواهد کرد. در طرح تابستانه کتاب هر مراجعه کننده قادر به خرید کتاب تا سقف یکصد و بیست هزار تومان بود که به درخواست کتابفروشان به دنبال افزایش این مبلغ هم هستیم.
اما در کنار تأکید حسینی پور بر اثرگذاری این طرح و علاقه مندی کتابفروشان به شرکت در آن، همچنان برخی فعالان نشر مخالف تداوم آن هستند.حمیدرضا شعبانی، مدیر مسئول انتشارات و کتابفروشی دف از جمله افرادی است که موافقت چندانی با برگزاری درازمدت چنین طرح هایی ندارد و به ایران می گوید: امیدوارم برگزاری این طرح منجر به آن نشود که مسئولان فرهنگی از حل سایر مشکلاتی که در سطح زیرساختی گریبان صنعت نشرمان را گرفته غافل شوند. او مشکلات صنعت نشر و موانع پیش روی اهالی کتاب را خیلی بیشتر از آن می داند که بتوان با چنین اقداماتی دردی از حوزه کتاب درمان کرد. البته منکر برخی اثرات مثبت این طرح نیست، اما نگاه های سلیقه ای در ممیزی کتاب، آسیب هایی که به دلیل برگزاری نمایشگاه های استانی گریبان فعالان نشر را گرفته و همچنین گرانی های ملزومات چاپ را فراتر از حمایت های این چنینی می داند.
گامی در راستای نوسازی شیوه مدیریتی کتابفروشی ها
نادر قدیانی یکی از رؤسای سابق اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، برخلاف شعبانی از موافقان برگزاری طرح تخفیف یا به عبارت دیگر یارانه فصلی کتاب است. او در این زمینه به ایران می گوید: در نظر گرفتن این یارانه را یک اقدام خوب معاونت فرهنگی در دولت فعلی می دانم.
یکی از مهم ترین فایده های آن معطوف به ضرورتی بوده که کتابفروشان در نوسازی شیوه مدیریتی کتابفروشی خود بر اساس برنامه های کامپیوتری و اتصال به اینترنت داشته اند. مدیرمسئول انتشارات قدیانی تأکید می کند که در اغلب نقاط جهان کتابفروشان به شکل شبکه ای و از طریق فضای مجازی به یکدیگر متصلند. او این طرح را گامی مؤثر در جهت پیشروی به سوی شیوه های نوین مدیریتی می داند. قدیانی با اشاره به برخی مشکلات اقتصادی پیش روی ناشران که تأثیری جدی بر افزایش قیمت پشت جلد کتاب ها داشته، این طور ادامه می دهد: کاغذ از بندی 70 هزار تومان در دو سال قبل به بندی 500-400 تومان رسیده؛ افزایش قیمتی که در نهایت به کاهش توان اقتصادی مردم در خرید کتاب انجامیده است. شاید مبلغی که برای تخفیف های مذکور در نظر گرفته شده چندان زیاد نباشد اما برای خوانندگان کتاب و کتابفروشان دلگرم کننده است. به گفته قدیانی از نشانه های مثبت این طرح تلاش کتابفروشان برای اطلاع رسانی های خودجوش و همچنین برپایی برخی جلسات دیدار و گفت و گو با اهالی کتاب حتی همراهی بیشتر رسانه ها در اختصاص فضایی به خبرهای مرتبط با کتاب و کتابخوانی است. البته او هم تأکید می کند تخفیفی که به هر یک از خریداران کتاب اختصاص پیدا می کند چندان قابل توجه نیست و بهتر است با هدایت بودجه هایی که در بخش هایی همچون نمایشگاه های استانی کتاب تلاش بیشتری در راستای حمایت از کتاب انجام شود.

کلمات کلیدی

خانه کتاب تخفیف فصلی کتاب درمان موقت نشر

لینک خبر :‌ ایران آنلاین
مدیر نشر ارمغان طوبی معتقد است نبود نظارت صنفی امکان ایجاد تخلف در کتاب فروشی های آنلاین را بالا برده است؛ اگرچه اختلال در قواعد بازر در نمایشگاه ها و کتاب فروشی های سنتی نیز وجود دارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳

علی حاجی تقی، مدیرانتشارات ارمغان طوبی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره کتاب فروشی های آنلاین بیان کرد: باید بپذیریم، سیستم های فروشگاهی و خدماتی آنلاین وارد بازار و اقتصاد دنیا و همچنین ایران شده اند؛ البته در این حوزه به غیر از معدودی فروشگاه، از جریان جاری دنیا عقب هستیم. با وجود این بازار نشر ایران خواهی نخواهی به این سمت حرکت کرده است.

مخالفت با کتاب فروشی های آنلاین بخردانه نیست
وی با بیان این مطلب که مخالفت با ایجاد فروشگاه های آنلاین کتاب تفکر بخردانه ای نیست، افزود: نمی توان با پیشرفت فناوری در حوزه های مختلف، مبارزه کرد؛ علاوه بر این کسب وکار آنلاین به عنوان یک نوع از کسب وکار شناخته می شود.

حاجی تقی، درباره دلایل مخالفت برخی فعالان حوزه نشر با فروشگاه های اینترنتی ادامه داد: مخالفت ها ناشی از دو دلیل است؛ نخست اینکه کتاب فروشی های آنلاین از نظر برخی به مثابه رقیب تعریف می شوند و هر فعال اقتصادی از وجود رقیب خوشحال نمی شود. دلیل دیگر مخالفت، تخلف، تخفیف های خارج از عرف و بی توجهی به به روزرسانی اطلاعات فروشگاه است که همه این عوامل بهانه هایی به دست مخالفان می دهد.

مدیرانتشارات ارمغان طوبی با بیان اینکه فروشگاه های آنلاین در بهبود بازار نشر موثر هستند، گفت: سال هاست که کم بودن تعداد کتاب فروشی در مقایسه با ناشران به عنوان یکی از دغدغه های صنعت نشر گفته می شود؛ علاوه بر این می دانیم تاسیس یک کتاب فروشی به بودجه قابل توجهی نیاز دارد، بنابراین ایجاد یک فروشگاه اینترنتی با عرضه چند 10 هزار عنوان کتاب و پاسخگویی به نیاز مخاطبان در دور ترین روستا ها و شهر های کشور بی تردید در بهبود وضعیت بازار نشر موثر خواهد بود.

حاجی تقی با بیان این مطلب که کتاب فروشی های آنلاین توزیع کتاب در کشور را تقویت می کنند، افزود: به نظر می رسد، نظارت صنفی بر فروشگاه های آنلاین کتاب چندان وجود ندارد و به همین خاطر امکان ایجاد اختلال از سوی فعالان این حوزه وجود دارد؛ البته یادآور می شوم اختلال در قواعد بازار نشر تنها در این فضا دیده نمی شود بلکه از این دست مشکلات در نمایشگاه های کتاب و کتاب فروشی های سنتی نیز وجود دارد.

وی ادامه داد: پرسش اینجاست در حالی که مخالفان فروشگاه های آنلاین از تخفیف های غیر متعارف فعالان این حوزه ابراز نارضایتی می کنند، آیا در نمایشگاه ها و یا کتاب فروشی ها تخفیف های درصد بالا وجود ندارد؟ اعمال نظارت صنفی بر کتاب فروشی های فیزیکی مثلا در پیشگیری از عرضه کتاب های تقلبی، قاچاق و ارائه تخفیف های غیر معمول برای کتاب فروش های آنلاین یکی از استاندارد ها مهم است. اعمال نظارت های صنفی کمک می کند تا فروشگاه های آنلاین به مرور به وضعیت مطلوب نزدیک شوند.

مدیرانتشارات ارمغان طوبی، درباره شبهه پیگیری دشوار تخلفات احتمالی فروشگاه های آنلاین افزود: تاکید دارم برخورد قانونی با فروشگاه های آنلاین متخلف به مراتب آسان تر از برخورد با کتاب فروشی فیزیکی متخلف است. به عنوان مثال؛ پیگیری قانونی عرضه کتاب قاچاق در یک کتاب فروشی فیزیکی نیازمند دریافت فاکتور است که بسیاری از کتاب فروشی ها این فاکتور را عرضه نمی کنند. اگر این فاکتور در اختیار باشد ناشر باید در رفت و آمد های مکرر به اتحادیه به نتیجه برسد.

حاجی تقی در مقایسه بین امنیت خدمات بین دو فروشگاه آنلاین و فیزیکی کتاب بیان کرد: مدیران فروشگاه آنلاین به مخاطبان خود توصیه می کنند با دو معیار نماد اعتماد الکترونیکی و نشانی سایت http به خرید اقدام کنند. این دو شاخص، امنیت مالی و هویت سایت را تضمین می کنند. اگر مشکلی در ارائه خدمات ایجاد شود، کاربر با کلیک بر روی این نشان با توجه به وجود مقررات سخت گیرانه، می تواند پیگیر مشکل خود باشد.

وی گفت: نظارت صنفی از سوی اتحادیه ناشران و کتاب فروشان بر عملکرد کتاب فروشی های آنلاین در اتحادیه مورد غفلت قرار گرفته است.

مدیر انتشارات ارمغان طوبی، درباره حذف موزع از گردونه توزیع با فعالیت کتاب فروشی های آنلاین بیان کرد: نباید فراموش کنیم ارتباط مستقیم ناشر و کتاب فروش حرفه ای نیست؛ به عبارت دیگر ناشر پخش و خرده فروش حلقه های نشر را تشکیل می دهند. خرده فروش به دو شکل کتاب فروشی فیزیکی و آنلاین قابل تعریف است؛ علاوه بر این ارتباط مستقیم کتاب فروش با یک و یا چند ناشر از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست؛ بنابراین بهتر است با مراکز پخش همکاری داشته باشند.

حاجی تقی افزود: شاید در برخی موارد ارتباط خرده فروشی کتاب با ناشر سود بیشتری داشته باشد اما خرده فروش، چه آنلاین و چه کتابفروش نباید از این امتیاز برای رقابت ناسالم از طریق درصد تخفیف بیشتر به مشتری استفاده کند. این همان آسیبی است که در برخی سایت های فروش کتاب دیده می شود.

وی با تاکید بر اهمیت حفظ کتاب فروشی های سنتی بیان کرد: حفظ کتاب فروشی های سنتی به واسطه حضور مشتری و تماس نزدیک مخاطب با کتاب با اهمیت بوده درعین حال کتاب فروشی آنلاین امکان دسترسی سریع تر به ویژه برای مخاطبان ساکن مناطق دور افتاده را تسهیل می کند. علاوه براین یکی از فواید کتاب فروشی آنلاین عرضه کتاب ناشران گمنام و کمتر شناخته شده است؛ در حالی که عرضه کتاب این دست ناشران برای کتاب فروشان فیزیکی مقرون به صرفه نیست.

لینک خبر :‌ خبرگزاری کتاب ایران
مدیر نشر افق گفت: دانلود غیر مجاز کتاب های پی دی اف ضررات جبران ناپذیر به اهالی قلم وارد می کند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : خبر آنلاین اقتصاد نیوز شفاف تیتر ۱

رضا هاشمی نژاد مدیر مسئول انتشارات افق در گفتگو با خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، در خصوص مطالعه پی دی اف ها در صفحات مجازی گفت: تفاوت مطالعه پی دی اف با کتاب در انتقال حس خوب کتاب به مخاطب است.

وی افزود: به نظر بنده مطالعه کتاب های پی دی اف آسیب های جدی و جبران ناپذیری به افراد وارد می کند.

هاشمی نژاد ادامه داد: دانلود پی دی اف های غیر مجاز یک عمل غیروجدانی و خلافی است که باعث بی احترامی و نابودی روحیه نویسندگان و ناشران در تولید کتاب های با کیفیت، شاخص و ورود ضرر و آسیب های غیرقابل کنترل به آینده افراد کتاب خوان می شود.

مدیر مسئول نشر افق با اشاره به راهکار های مناسب جهت دور شدن افراد از فضای مجازی اظهار داشت: کتابخانه ها با در اختیار قرار دادن کتاب در میان افراد، باعث جذب بیشتر مخاطبان به کتاب ها می شوند.

وی ادامه داد: البته کتابخانه های خارج از کشور چند سالی است که نسخه پی دی اف آثار اهل قلم را به راحتی و با رعایت دستمزد آثار ارزشمند اهالی قلم و مدت یک ماه در اختیار افراد برای دانلود به عنوان مطالعه آن کتاب، قرار می دهند.

هاشمی نژاد خاطر نشان کرد: نرم افزار ها، پلت فرم ها و سایت هایی وجود دارند که به ارائه کتاب های دیجیتالی با رعایت حقوق منافع ناشران و نویسندگان به قیمت بسیار ارزان وجود دارند که با وجود گرانی کاغذ عامل مهی در افزایش سرانه مطالعه و صرفه جویی در مصرف کاغذ است.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ باشگاه خبرنگاران جوان
گروه ادب مدیر انتشارات روزگار در یادداشتی با انتقاد از بی حرمتی که به کتاب می شود، گفت: اهالی نشر و قلم پرچمدار فرهنگ و استقلال کشورند، نباید آن ها را بی سلاح در معرض تیر های زهرآگین دلالان کتاب تنها گذاشت.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

به گزارش خبرنگار ایکنا ؛ محمد عزیزی، مدیرمسئول انتشارات روزگار در یادداشتی نسبت به رفتار و بی حرمتی که به کتاب می شود، همچنین کتاب هایی که اکنون به دست دلالان افتاده اند، انتقاد کرد. این یادداشت را در ادامه می خوانید.

نمی خواهم از ن والقلم و ما یسطرون حرف بزنم. از مداد العلماء افضل من دماء الشهدا بگویم، از دانش اندر دل چراغ روشن است ، از او یار مهربان است، بگویم. از علما، فضلا، نویسندگان و شاعران بگویم که در ستایش از قلم و کتابت و کتاب به حق سخن ها گفته اند، اما نمی توانم یادآوری نکنم که روزگاری بر سر در تمام مدارس ما این شعر حکیم ابوالقاسم فردوسی حک شده بود که: توانا بود، هر که دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود

و این ها را که می نویسم بی اغراق دست و دلم می لرزد. چه کسی باور می کند در کشوری که می گویند مردمش نه برای شکم و شهوات، که برای دین و فرهنگ، یعنی قلم و کتاب و خدا و پیامبر انقلاب کردند، امروز به جایی رسیده اند که به راحتی با کفش روی دشتی از کتاب که همچون زباله در کف خیابان و بیابان ریخته شده است، راه می روند و در حال تماشای فرهنگی هستند که در حال نابودی کامل است.

خوب یا بد، زرد یا غیر زرد، کتابی که هر روز در گوشه و کنار شهر، چنین خوار و خفیف و افکنده بر خاک می بینمش، حرمت دارد. همان طور که دانه افتاده بر کف زمین و یا در آشغال حرمت دارد.

نگوییم این کتاب ها، چه و چه بوده اند، به هر حال این کتاب ها کلمه به کلمه، سطر به سطر، پاراگراف به پاراگراف به قلم نویسنده ای، محققی، مترجمی، شاعری، نوشته شده و به قلم ویراستاری صفحه آرایی، چاپخانه و صحافی و ناشری چاپ شده اند و نزد همه این اصناف، عزیز و محترم بوده اند. پس چه شده است که امروز در بسیاری جا ها در زیر پای مردم به 500 تومان و هزار تومان و گاه کیلویی فروخته می شوند.

حرمت امامزاده را متولی نگه می دارد. پس قبل از همه، نظام حاکم، دولت محترم، متولیان امور فرهنگی و سپس ناشران و اهل کتاب باید حرمت کتاب را حفظ کنند و آن را این گونه مفت این گونه خوار و خفیف در اختیار دلالان کتاب قرار ندهند و از کتاب حمایت کنند. کتاب باید با کاغذ و ارز دولتی و با مقوا، فیلم و زینک به قیمت دلار 4200 تومانی به وفور چاپ شود و به قیمت ارزان به کتابفروشی ها برود تا مردم بدانند مثل نان شب کتاب را هم که مطالعه آن برای رشد آن ها و فرزندانشان از واجبات است، بخرند.

دولت با گشاده دستی باید از گسترش کتابخوانی حمایت کند تا مردم با مطالعه صاحب اندیشه شوند و مردمی که صاحب اندیشه باشند، البته فریب هیچ شیادی و هیچ بیگانه ای را نخواهند خورد.

جامعه تا وقتی اهل کتاب، مطالعه، تفکر، گفتگو و نقد و نگاه نباشد، البته رشد، ترقی، ابتکار، خلاقیت، استقلال و پویندگی هم نخواهد داشت.

مردمی که کتاب ها را با قیمتی کمتر از کود، کمتر از خاک و آجر و در زیر پای خود می بینند، البته که حرمتی برای اهل قلم و اندیشه و فرهنگ و تعلیم و تربیت قائل نخواهند شد.

این که ناشران از روی ناچاری و فشار و طلبکاران مجبور می شوند کتاب های خود را با تخفیفی های 50 درصد و 70 درصد بفروشند، نشانه بروز یک فاجعه بزرگ فرهنگی است. نگوییم مشکل این ها به ما چه ربطی دارد؟ اهالی نشر و قلم اکنون پرچمدار فرهنگ و استقلال کشورند، نباید آن ها را بی سلاح، تشنه و گرسنه وسط میدان و در معرض تیر های زهرآگین دلالان کتاب تنها گذاشت.

چرا یک نویسنده، یک مترجم، یک ناشر مدام باید احساس ترس و نگرانی از آینده اش داشته باشد؟ کتاب های عمومی کشور، مدارس، مساجد و نهاد ها اگر از ناشران و کتاب های خوب، با خرید از آن ها حمایت کنند، چرا ناشران باید مجبور شوند در انبار های خود را به صورت مجانی به روی دلالان کتاب باز کنند و دلالان اینگونه نسبت به کتاب ها بی حرمتی کنند و کتاب لگدمال شود؟!

خداوند به کتاب قسم خورده است. معجزه ای دین مبین ما کتاب (قرآن کریم) است. همه امامان ما از حرمت کتاب و اندیشه، سخن ها گفته اند. انقلاب ما یک انقلاب ارزشی و غیر مادی، یک نهضت الهی بوده است. پس حرمت کتاب، حرمت نشر و حرمت قلم را نگهداریم.

کاش می شد در میان باغ / گریه گل را تماشا کرد

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری بین المللی قرآن
مسکو - ایرنا – سی و دومین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب مسکو با شرکت نزدیک به 500 ناشر روس و خارجی ازجمله چند موسسه ایرانی آغاز بکار کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

به گزارش روز پنجشنبه ایرنا، نمایشگاه بین المللی کتاب مسکو در مجموعه مرکز نمایشگاه های روسیه موسوم به ودنخا در فضایی به وسعت پنج هزار مترمربع در سالن شماره 75 و محوطه مقابل آن دایر شده است.
نخست وزیر روسیه در پیامی به نمایشگاه بین المللی کتاب مسکو خاطرنشان کرد که با وجود توسعه فناوریهای دیجیتال کتاب همچنان محبوبیت خود را حفظ کرده است.
دمیتری مدودف خاطرنشان کرد که این نمایشگاه مهم ترین رویداد ادبی پاییز است و در ان علاقه مندان به ادبیات با یکدیگر ملاقات کرده و تازه ترین کتاب های انتشار یافته در روسیه و کشورهای مختلف عرضه می شود.
ولادیمیر مدینسکی وزیر فرهنگ روسیه نیز در سخنانی در نمایشگاه بین المللی کتاب مسکو از حاضران خواست تا بیشتر از ان که برنامه های تلویزیونی تماشا کنند به کتاب خوانی بپردازند.
در نمایشگاه امسال ناشرانی از دهها کشور جهان از جمله پرتغال، اسپانیا، چین، بلاروس، کوبا، جمهوری اسلامی ایران و همچنین کشورهای آسیای میانه و آفریقایی شرکت دارند و حدود یکصد هزار جلد کتاب نیز عرضه شده است.
در چارچوب برنامه نمایشگاه بین المللی کتاب مسکو دهها برنامه فرهنگی ازجمله رونمایی از کتاب های جدید و برگزاری میزگردها و سمینارهای فرهنگی پیش بینی شده و شماری از نویسندگان و شخصیت های فرهنگی روس نیز با علاقه مندان امور فرهنگی دیدار می کنند.

طبق اعلام مرکز هماهنگی نمایشگاه های کتاب امسال بیش از 356 ناشر و انتشارات داخلی و خارجی در این نمایشگاه حضور دارند.

غرفه بنیاد ابن سینا تحت عنوان انتشارات صدرا با بیش از 180 اثر در موضوعات قرآن و علوم قرانی، فلسفه و عرفان، اقتصاد اسلامی، هنر اسلامی، حقوق اسلامی، ادبیات معاصر و کودک در روز نخست این نمایشگاه با استقبال خوب علاقه مندان و مخاطبان مواجه شده است.
بنیاد ابن سینا امسال 23 اثر جدید خود را به مخاطبان معرفی کرده است و اساتید دانشگاه ها، دانشجویان شرق شناس، نویسندگان، مسئولان انتشارات های مختلف داخلی و خارجی از جمله مخاطبینی هستند که از غرفه بنیاد دیدن می کنند و با مسئولان گفت وگو کرده و در جریان تازه ترین اخبار قرار می گیرند.
نمایشگاه بین المللی کتاب مسکو تا روز هشتم ماه سپتامبر (روز شنبه هفته آینده) دایر است.

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
مصطفی رحماندوست، شاعر و نویسنده مطرح حوزه کودک و نوجوان و دبیر اولین دوره جشنواره قصه گویی، در دوره بیست و دوم این جشنواره به زادگاهش، همدان آمد تا در کارگاهی قصه گویی را به کارکنان کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان همدان بیاموزد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در همدان، این روزها که فراخوان دوره بیست و دوم جشنواره قصه گویی منتشر شده و قصه گوها در حال ارسال آثار خود به این جشنواره هستند، مصطفی رحماندوست، شاعر و نویسنده پیشکسوت و مطرح حوزه کودک و نوجوان و دبیر این جشنواره در اولین دوره، به زادگاه خود، همدان آمد تا برای هم استانی هایش کارگاه قصه گویی برگزار کند.

رحماندوست در این کارگاه با تاکید بر اینکه هر فردی می تواند قصه گو باشد، بیان کرد: ارتباط کلامی در قصه های نوشتاری 11 درصد است اما در قصه گویی این ارتباط افزایش می یابد.

قصه گویی مادر تئاتر است
شاعر صد دانه یاقوت با اشاره به اینکه استفاده از ابزارها به نوعی که قصه گویی را به تئاتر نزدیک کند، اشتباه است، افزود: قصه گویی مادر تئاتر است و همانگونه که مادر نباید ادای فرزندش را دربیاورد، قصه گویی نیز نباید با استفاده از ابزار و پوشش قصه گو، به شیوه ای از تئاتر تبدیل شود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: فرمول خاصی برای شروع قصه وجود ندارد و این مسئله به ابتکار قصه گو بستگی دارد. قصه گو باید به گونه ای روایت کند که خودش هم تحت تاثیر قرار بگیرد. روایتگری یعنی اینکه قصه ی دلت را بگویی و جان کلمه را دربیاوری. این نوع از روایت، ضعف های قصه گو را می پوشاند.

این پیشکسوت حوزه قصه گویی تاکید کرد که شرکت کنندگان در انتخاب قصه دقت کنند و قصه ای را انتخاب کنند که برای گفتنش بی تاب باشند؛ قصه ای که با تمام وجود دلشان بخواهد برای دیگران تعریف کنند.

قصه گویی تعاملی؛ مبتنی بر هوشیاری و خلاقیت است
نویسنده قصه دوتا لاکپشت تنها ، قصه گویی را نوعی تکنولوژی دانست و گفت: قصه گوییِ تعاملی یکی از انواع قصه گویی است که باید در زمان هوشیاری و محکم آن را گفت. این نوع قصه گویی مبتنی بر هوشیاری و خلاقیت زبانی است.

وی که زمان قصه گویی را همیشه می داند، توصیه کرد که شرکت کنندگان به عنوان یک هنرمند دل مخاطب را در دست بگیرند و به گونه ای قصه بگویند که مخاطب لحظه به لحظه از قصه در ذهنش نقاشی بکشد.

رحماندوست افزود: کسی که شرح حال خود را می نویسد اعتماد به نفس و قدرت دارد.

آرزویم این بود معلم شوم
این شاعر همدانی که در محله امامزاده یحیی به دنیا آمده است، در حاشیه این کارگاه در گفت وگویی با خبرنگار ایبنا کمی از پیشینه اش در زادگاه خود گفت و یادآور شد: پس از اتمام تحصیلاتم در دانشگاه بسیار دوست داشتم که به همدان برگردم و معلم شوم؛ در واقع این موضوع آرزوی من بود، اما به دلیل سابقه سیاسی که داشتم، مانع معلم شدنم شدند و من مجبور شدم به تهران برگردم و تحصیلاتم را ادامه دهم و به کار مشغول شوم.

نویسنده بچه زمین گفت: تمام شهرها و روستاها و نقاط ایران را یکی می دانم و افزود: همانگونه که قلبم برای سیستان و بلوچستان، کرمان و کرمانشاه و کردستان می تپد، برای همدان و تهران هم می تپد.

وی ادامه داد: اگر می گویم کاش آکادمی قصه گویی در همدان راه اندازی شود به این دلیل است که هم در همدان علاقه مندان بسیاری وجود دارد و هم اینکه تمام ایران می توانند از آن استفاده کنند.

رحماندوست با بیان اینکه تدریس در آکادمی قصه گویی ترکیه، فنلاند و کره جنوبی را رد کرده است، گفت: اگر این آکادمی تشکیل شود و من در آن کار کنم، برای همه ایران کار کرده ام.

قصه گوهای همدان نکته سنج هستند
این نویسنده همدانی درباره اوضاع نشر و کتاب هم عنوان کرد: ادبیات کشور فراز و فرود داشته است و اکنون با گران شدن کاغذ و پس از آن گران شدن کتاب، تیراژ کتاب نیز پایین آمده است و نویسنده و ناشر نمی توانند درآمد مناسبی داشته باشند که این موضوع باعث می شود آثار ترجمه ایی افزایش یابد. تا وضع اقتصادی مملکت خوب نباشد، وضع نویسندگی نیز خوب نیست.

رحماندوست که خالق بیش از 320 اثر است، با اشاره به اینکه از نظر او هیچ یک از کتاب هایش کامل نیست، افزود: هر کدام از کتاب هایم را که نگاه می کنم، احساس می کنم اگر امروز می نوشتم، تغییر بهتری در آن ایجاد می کردم. در تلاش هستم که یک اثر خوب خلق کنم و هنوز آثارم را کامل نمی دانم. همیشه حس می کنم آثارم بچه های کوچکی هستند که باید بزرگشان کنم.

این پیشکسوت قصه گویی که برای تدریس در کارگاه قصه گویی به همدان آمده بود، با بیان اینکه قصه گوهای همدان را قصه گوهای خوبی دیدم که بسیار نکته سنج بودند، اذعان کرد: آن ها در انتخاب قصه مسئله دارند و باید قصه های خوبی انتخاب کنند.

این شاعر همدانی که پس از چند سال به زادگاهش آمده است، بیان کرد: چند سال بود که به گنجنامه نرفته بودم؛ به آنجا رفتم و دیدم که بسیار زیبا شده است. در مجموعه تلکابین گنجنامه ایام جوانی و کوهنوردی خودم را به یاد آوردم.

رحماندوست در پایان با آرزوی تداوم روند زیبا شدن استان همدان گفت: امیدوارم مردم همدان همانگونه که خوش اخلاق بودند، خوش اخلاق تر شوند و گردشگر بیشتری از همدان بازدید کند و اوضاع اقتصادی شهر بهبود یابد.

لینک خبر :‌ خبرگزاری کتاب ایران
تفاهم نامه همکاری مشترک میان موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران و اتحادیه ناشران روسیه امضاء شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵ سایت های دیگر : خبرگزاری موج اعتماد آنلاین خبرگزاری کتاب ایران

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران، با این سند که در حاشیه سی ودومین نمایشگاه بین المللی کتاب مسکو امضاء شد، همکاری شیوه های ممکن جهت گسترش همکاری های نمایشگاهی و بازار کتاب و دیگر ابعاد چاپ و نشر مورد توافق قرار گرفت.

امکان اعطای غرفه رایگان و همچنین امکان پرداخت هزینه های اعزام متخصصین برای برگزاری فعالیت های فرهنگی و نشست های علمی به صورت پایاپای از دیگر مفاد این تفاهم نامه است.

پیش از امضای این سند همکاری، قادر آشنا قائم مقام نمایشگاه و مدیر عامل موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران، قهرمان سلیمانی رایزن فرهنگی کشورمان در مسکو، کنستانتین چنییُف رئیس اتحادیه ناشران روسیه، به همراه معاون این اتحادیه، رئیس اتحادیه ناشران استانی روسیه، رئیس دانشگاه دوستی ملل روسیه و جمعی از ناشران و چهره های دانشگاهی روسیه ابعاد همکاری های فی مابین را بررسی کردند.

در این نشست قادر آشنا ضمن تاکید بر اشتراکات فرهنگی دو کشور، با معرفی نمایشگاه کتاب تهران و وضعیت نشر ایران از هیأت اتحادیه ناشران روسیه جهت شرکت در نمایشگاه کتاب تهران به طور رسمی دعوت کرد.

قهرمان سلیمانی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیز با ابراز خرسندی از حضور طرفین در غرفه ایران بیان کرد: سندی که امروز امضا می شود، زمینه حقوقی حضور اتحادیه ناشران روسیه در نمایشگاه کتاب تهران را فراهم می کند.

از سوی دیگر کنستانتین چنییف ضمن ابراز امیدواری درخصوص اجرای مفاد تفاهم نامه فی مابین، این سند همکاری را نقشه راه آینده میان صنعت نشر دو کشور دانست و بر تحکیم روابط فرهنگی تاکید کرد.

او همچنین از ناشران کشورمان جهت شرکت در نمایشگاه های استانی روسیه دعوت به عمل آورد و تاکید کرد: در سی وسومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با همراهی هیات عالی فرهنگی و ناشران حرفه ای روسیه شرکت خواهیم کرد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
نوشین جعفری که یک ماه پیش در رابطه با اکانت توییتری یاردبستانی و اهانت های مذهبی آن، بازداشت شد، از ارتباطات گسترده ای با اهالی سینما و نمایش برخوردار بود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶ سایت های دیگر : ایران امروز

پرسش: گروهی از اهالی سینما از جمله جعفر پناهی، رخشان بنی اعتماد ، باران کوثری و آزاده صمدی در منزل نوشین جعفری عکاس سینما و تئاتر حضور یافتند.

نوشین جعفری که یک ماه پیش در رابطه با اکانت توییتری یاردبستانی و اهانت های مذهبی آن، بازداشت شد، از ارتباطات گسترده ای با اهالی سینما و نمایش برخوردار بود.

###

لینک خبر :‌ پرسش
حقیقت این است که کسب توفیق در جشنواره های خارج از کشور، ارزشی را اثبات نمی کند. آنها به تکنیک محض جایزه نمی دهند و راهشان نیز با ما متفاوت است؛ روشن است که آنها کدامین فیلم ها را می خواهند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶ سایت های دیگر : روزنامه خراسان

باشگاه خبرنگاران نوشت: حقیقت این است که کسب توفیق در جشنواره های خارج از کشور، ارزشی را اثبات نمی کند. آنها به تکنیک محض جایزه نمی دهند و راهشان نیز با ما متفاوت است؛ روشن است که آنها کدامین فیلم ها را می خواهند.

.

بیشتر بخوانید :همسر سابق امین حیایی از عشقش رونمایی کرد + فیلم

در حالیکه هنوز برخی رسانه ها، از اکران فیلم فرانسوی اصغر فرهادی کارگردان پرحاشیه ایران در داخل کشور خبر می دهند، آقای کارگردان با رفتاری نامتعارف و غیر اخلاقی در جریان اهدای جوایز جشنواره کن بار دیگر در مقابل دوربین ها مساله ساز شد.

.

پس از اطلاق عنوان بهترین بازیگر زن جشنواره کن 2013 به برنیس پژو (B r nice Bejo)، بازیگر فرانسوی فیلم سینمایی “گذشته” به کارگردانی اصغر فرهادی، این کارگردان پر سابقه در رفتارهای غیر متعهدانه، این بار با در آغوش کشیدن و بوسیدن بازیگر زن فیلمش پررنگ تر از گذشته به فرهنگ آیینی و دینی ایرانیان دهن کجی کرده است.

.

بیشتر بخوانید :همسر سابق امین حیایی از عشقش رونمایی کرد + فیلم

گفتنی است رفتار غیر متعارف آقای فرهادی در مقابل دوربین های خبری جهانی که دهن کجی به فرهنگ دینی و آیینی ایرانیان تعبیر شده با استقبال رسانه های ضد انقلاب از جمله سایت صهیونیستی بالاترین همراه شده است.

.

هنوز تا این لحظه معاونت سینمایی وزارت ارشاد اسلامی نسبت به تکرار این حرکات وقیحانه از سوی فرهادی واکنشی نشان نداده است.

اصغر فرهادی (زادهٔ 1351 در خمینی شهر) کارگردان و فیلم نامه نویس ایرانی است. اصغر فرهادی برنده سه جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در سال های 1384، 1387 و 1389 شده است. خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین به عنوان بهترین کارگردان برای فیلم دربارهٔ الی و خرس طلایی جشنواره برلین به خاطر فیلم جدایی نادر از سیمین از دیگر افتخارات فرهادی است. اصغر فرهادی همچنین برنده جایزه بهترین فیلم خارجی در جشنواره گلدن گلوب سال 2012 میلادی به خاطر کارگردانی و نویسندگی فیلم جدایی نادر از سیمین شد.

اصغر فرهادی اولین فیلمساز ایرانی است که توانسته است این جایزه را به خود اختصاص دهد.

اصغر فرهادی پس از گذراندن دوره لیسانس در رشته تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران، مدرک فوق لیسانس خود در همین رشته را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرد. اصغر فرهادی فعالیت در سینما را از سال 1365 در انجمن سینمای جوان اصفهان آغاز کرد. نخستین حضور حرفه ای او در سینما در فیلم ارتفاع پست ساخته ابراهیم حاتمی کیا در سال 1380 به عنوان فیلمنامه نویس بود.

اصغر فرهادی برنده سه جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی شده است

حاشیه های اصغر فرهادی:

بیشتر منتقدین و اهالی سینما مهمترین ساخته های اصغر فرهادی را فیلم های درباره الی و جدایی نادر از سیمین می دانند دربارهٔ الی پیش از آغاز بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر به دلیل بازی گلشیفته فراهانی در آن توسط مقامات وزارت ارشاد از جشنواره کنار گذاشته شد. سرانجام دستور حضور فیلم در جشنواره پس از رایزنی های نهادهای غیردولتی سینما و برخی داوران جشنواره و در پی درخواست مشاور امور هنری رئیس جمهور وقت به وزیر ارشاد صادر شد. پس از آن هم در حالی که فیلم از وزارت ارشاد پروانهٔ نمایش داشت و در برنامهٔ اکران نوروز قرار داشت، به دلایل نامعلومی از اکران آن جلوگیری شد که البته پس از گذشت نزدیک به چهارماه توقیف بی دلیل سرانجام اکران شد.

اصغر فرهادی در چهاردهمین جشن خانه سینما و پس از دریافت جایزه بهترین کارگردانی برای فیلم دربارهٔ الی گفت: ای کاش وضع مملکت طوری شود که گلشیفته (فراهانی) بتواند برگردد، امیدوارم که بهرام بیضایی برگردد، امیر نادری بتواند در ایران فیلم بسازد و امیدوارم که جعفر پناهی هم بتواند در ایران فیلم بسازد. به دنبال انتشار این سخنان، بی درنگ رسانه های خبری وابسته یا نزدیک به اصول گرایان و تندروها واکنش های تندی از خود نشان دادند.

وب گاه جهان نیوز از لغو پروانه ساخت فیلم جدید اصغر فرهادی با عنوان جدایی نادر از سیمین به دلیل اظهارات ساختارشکنانه اش خبر داد، و وب گاه هنرنیوز متعلق به هیئت اسلامی هنرمندان نیز خبر داد که مجوز فیلم او با دستور مستقیم سیدعلیرضا سجادپور، مدیرکل اداره کل نظارت و ارزشیابی سینمای حرفه ای وزارت ارشاد، لغو شده است. خبرگزاری فارس در یادداشتی ادعا کرد که اصغر فرهادی در جشن خانه سینما خواستار تغییر هر چه زودتر وضعیت مملکت شد و روزنامه کیهان این کارگردان را هتاک خواند و اعلام کرد که اصغر فرهادی در موضع گیری های اخیر خود با محافل جریان برانداز هم نوایی می کند .

کیهان در رابطه با اصغر فرهادی اظهار داشت او در تلاش است با ژست اپوزیسیون و بیان سخنان ساختارشکنانه حمایت جشنواره های غربی و رسانه های ضدایرانی را نیز جلب نماید . در نهایت در اوایل مهرماه سال 1389 درحالیکه فیلمبرداری جدایی نادر از سیمین به پیشرفت 20 درصدی رسیده بود، جواد شمقدری، معاون سینمایی وزارت ارشاد در گفت وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا اعلام کرد اصغر فرهادی به دلیل حرف هایش که حرف های جالبی نبودند مجوز ساخت فیلم خود را از دست داده است و افزود که به آقای فرهادی یک هفته مهلت داده شده تا حرف های شان را اصلاح کنند ، اما ایشان نظرات خود را پس نگرفته است.

پس از توضیحات اصغر فرهادی درباره سخنانش در جشن سینما که اعلام کرده بود داستان شکل دیگری به خود گرفته که من مایل و معتقد به آن نبوده ام. حمیدرضا دیبایی مدیر روابط عمومی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت وگو با ایسنا، اظهار کرد که منعی برای ادامه تولید فیلم اصغرفرهادی وجود ندارد.

اصغر فرهادی جایزه گلدن گلوب خود را در سال 2012 از دستان خواننده زن مشهور آمریکایی ((مدونا)) دریافت کرد. اصغر فرهادی همان لحظه در میان دیدگان بزرگ سینمای جهان در صحبت های خود گفت از مردم سرزمینم تشکر میکنم آنها مردمانی دوست داشتنی و صلح دوست هستند.

با سلام
حضور همه عزیزان وتسلیت این ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین(ع) ویارانش.
به نظر من فرهنگ غنی اسلامی ودینی ومذهبی ما ایرانیان . دیدن چنین رفتار غیر اخلاقی از یک کارگردان باسابقه سینمای ایران جز افسوس .غم چیز دیگری برای من نداشت.
وایشان از این رفتار غیر حرفه ای جزء جدا کردن خود از فرهنگ خوب سینمای ما واستادان وزحمت کشان این رشته چیز دیگری نخواهد بود. وبه عقیده من این حسه مسؤلیت پذیری عزیزان وسروران وزارت محترم فرهنگ وارشاد اسلامی وبه خصوص مدیران انجمن سینمایی در برخورد با اینگونه رفتارهای غیر اخلاقی چیزه دیگری نخواهد بود. باتشکر از شما وافسوس به حاله آقای کارگردان.باید گفت شما چرا؟؟؟؟؟؟

لینک خبر :‌ شما نیوز
در برداشت به سوژه دستگیری عبدالمالک ریگی در فیلم جدید سعید ملکان اشاره خواهیم کرد.

در برداشت به سوژه دستگیری عبدالمالک ریگی در فیلم جدید سعید ملکان اشاره خواهیم کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

سعید ملکان، تهیه کننده سینما، می خواهد اولین تجربه کارگردانی خودش را جلوی دوربین ببرد. ملکان پیش از تهیه کنندگی سینما جزو طراحان چهره شناخته شده بود. این تهیه کننده حالا می خواهد تجربه جدیدی را رقم بزند و خودش کارگردانی فیلمی را برعهده بگیرد.

در برنامه سینمایی برداشت امروز به موضوع ممنوع التصویری هانیه توسلی در تلویزیون نیز خواهیم پرداخت. محمدحسین رنجبران مدیرکل روابط عمومی صداوسیما در توئیترش اعلام کرد که هانیه توسلی ممنوع التصویر نیست. رنجبران بعد از آنکه اعلام شد تلویزیون حاضر به پخش تصاویر هانیه توسلی در تیزر فیلم ایده اصلی نشده است، اعلام کرد که این موضوع صحت ندارد. اما کمی بعد از توئیت رنجبران بود که پخش کننده فیلم ایده اصلی گفت هنوز هم هانیه توسلی ممنوع التصویر است و هیچ تغییری در شرایط به وجود نیامده است.

در ادامه به افشاگری فرزاد موتمن درباره جشن خانه سینما می پردازیم و از حضور یک چهره جدید در فیلم تازه ابراهیم حاتمی کیا خواهیم گفت.

ازطرفی هفتاد و ششمین دوره جشنواره فیلم ونیز میزبان فیلم سینمایی متری شیش و نیم است. دومین ساخته سینمایی سعید روستایی، که یکی از شانس های اصلی برای رفتن به اسکار بود، در اولین حضور بین المللی اش به ونیز رفته و اکران آن در سینمای دارسنا روی پرده رفت و با استقبال 1500 نفری روبرو شد. این فیلم تا پایان جشنواره 3 اکران داشته و در بخش افق های جشنواره ونیز با فیلم هایی از 13 کشور جهان به رقابت خواهد پرداخت. عوامل فیلم متری شیش و نیم، چندی پیش، از اینکه کمیته انتخاب نماینده ایران برای اسکار 2020 منتظر نتیجه حضور این فیلم در ونیز نشدند، گلایه کردند.

در پایان این قسمت، گفتگوی پدرام ابدان با سیاوش خیرابی را شاهد خواهیم بود.

برنامه برداشت امروز را ببینید و نظر بدهید.

سعید ملکان، تهیه کننده سینما، می خواهد اولین تجربه کارگردانی خودش را جلوی دوربین ببرد. ملکان پیش از تهیه کنندگی سینما جزو طراحان چهره شناخته شده بود. این تهیه کننده حالا می خواهد تجربه جدیدی را رقم بزند و خودش کارگردانی فیلمی را برعهده بگیرد.

در برنامه سینمایی برداشت امروز به موضوع ممنوع التصویری هانیه توسلی در تلویزیون نیز خواهیم پرداخت. محمدحسین رنجبران مدیرکل روابط عمومی صداوسیما در توئیترش اعلام کرد که هانیه توسلی ممنوع التصویر نیست. رنجبران بعد از آنکه اعلام شد تلویزیون حاضر به پخش تصاویر هانیه توسلی در تیزر فیلم ایده اصلی نشده است، اعلام کرد که این موضوع صحت ندارد. اما کمی بعد از توئیت رنجبران بود که پخش کننده فیلم ایده اصلی گفت هنوز هم هانیه توسلی ممنوع التصویر است و هیچ تغییری در شرایط به وجود نیامده است.

در ادامه به افشاگری فرزاد موتمن درباره جشن خانه سینما می پردازیم و از حضور یک چهره جدید در فیلم تازه ابراهیم حاتمی کیا خواهیم گفت.

ازطرفی هفتاد و ششمین دوره جشنواره فیلم ونیز میزبان فیلم سینمایی متری شیش و نیم است. دومین ساخته سینمایی سعید روستایی، که یکی از شانس های اصلی برای رفتن به اسکار بود، در اولین حضور بین المللی اش به ونیز رفته و اکران آن در سینمای دارسنا روی پرده رفت و با استقبال 1500 نفری روبرو شد. این فیلم تا پایان جشنواره 3 اکران داشته و در بخش افق های جشنواره ونیز با فیلم هایی از 13 کشور جهان به رقابت خواهد پرداخت. عوامل فیلم متری شیش و نیم، چندی پیش، از اینکه کمیته انتخاب نماینده ایران برای اسکار 2020 منتظر نتیجه حضور این فیلم در ونیز نشدند، گلایه کردند.

در پایان این قسمت، گفتگوی پدرام ابدان با سیاوش خیرابی را شاهد خواهیم بود.

برنامه برداشت امروز را ببینید و نظر بدهید.

لینک خبر :‌ خبر فوری
خبر آنلاین : چند سالی ست در جریان برگزاری جشنواره فجر و یا جشن سینمای ایران با تعداد زیادی از شرکت کنندگان در مراسم مختلف بخصوص جشن پایانی مواجهیم که دربهترین حالت می توان آنها را دوست دار سینما دانست.

کافی ست در هنگام اعلام برندگان بخصوص در حوزه بازیگری چشم ها را ببندیم و از صدای تشویق ها که آمیخته به کف و انواع سوت است دریابیم که انگار جشنی با حضور طرفداران بازیگران در یک میدان شهر در حال برگزاری ست.

بدتر آنکه مجریان این گونه مراسم هم عمدتاً تحت تاثیر این شرایط انتخاب می شوند و عملاً در تعاملی تلویزیونی مجلس را به قول معروف گرمتر هم می کنند، شاید آنها و حتی برگزارکنندگان راهی غیر از این هم نداشته باشند چرا که غالباً علاقه مندان که ممکن است اهل و عیال و فرزندان را هم بهمراه داشته باشند برای دیدن اختتامیه آمده اند و لابد باید بهشان خوش بگذرد.

این در حالیست که دست اندرکاران سینما همواره از همین رویه شاکی اند و فکر می کنند جایی در مراسم اینچنینی ندارند. مدیران برگزاری هم معتقدند غالب سینماگران اگر بدانند جایزه ای دریافت نمی کنند به سختی پا به مراسم می گذارند و عملاً حضور در مراسم بدون دریافت جایزه را چیزی مثل سیاهی لشکری می دانند. نتیجه آنکه در خلال برگزاری مراسم پایانی با چیزی مواجهیم که ما به ازایش در دنیا کم یافت می شود. در غالب جشنهای آکادمیک کشورهای صاحب نام درحوزه سینما، احدی بی حساب و کتاب نمی تواند به مراسم راه یابد و البته دست اندرکاران سینما هم حضور در مراسم را فارغ از اینکه جایزه ای نصیبشان می شود یا نه جزو فعالیتهای حرفه ایشان می دانند. در این مسیر البته یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد و اینکه در خارج معمولاً آرای داوران تا لحظات پایانی لو نمی رود، حال آنکه در جشن های ما فرهنگ لو رفتن جوایز امری بدیهی ست.

اگر برگزاری جشن یا جشنواره را هم به سان نقطه عطف در روابط سینمایی بدانیم پس سینما نیازمند رویدادهای اینچنینی هم هست، در واقع گاهی این اجتماعات برای پیشبرد برخی اهداف نیاز است، حداقلش این است که در مقابل جریاناتی که برای بی ارزش جلوه دادن و بی آبرونشان دادن سینمای ایران کم نمی گذارند و از تریبونهایی مثل فلان برنامه تلویزیونی و یا روزنامه، سینما را آماج حملات خودقرار می دهند، برگزاری اجتماعات بخصوص با حضور سرمایه های اصلی و با اصالت سینما می تواند کمی معادله را بر هم زند، ضمن آنکه سینما به عنوان یک هنر مدرن نیازمند گردهمایی و هم اندیشی ست. پس مدیران همواره با یک موقعیت متناقض مواجهند، هم سینما به مراسم جشن و جشنواره نیاز دارد، و هم سینماگران صاحب نام برای حضور طبیعی در اینگونه برنامه ها تابع شرایط خاصند تا حدی که گاهی اوقات برای حضورشان شروطی مطرح می کنند.

بنظر می رسد فرهنگ حضور در جریانهای رقابتی که برگزاری مراسم پایانی بخشی از آن است توسط دست اندرکاران سینما روز به روز وضعیت بدتری پیدا می کند و مجموعاً در طول سالهای اخیر برای کلیت سینما کمتر سازنده بوده و عملاً خستگی را بر تن مدیران، برگزارکنندگان، دست اندرکاران، اهالی مطبوعات و... باقی می گذارد. این مساله پیوند عمیقی با موضوعات دیگری از قبیل ابهام در جایگاه صنف، عدم تسلط مدیران به ویژه در بخش دولتی که گاهی با عوام گرایی و گاهی با تضعیف نهادهای صنفی صورت می گیرد، نقص ساختارهای جشن ها و جشنواره ها، عدم درک درست دست اندرکاران حرفه ای از نقش اجتماعی خود، ترجیح منافع فردی به منافع جمعی که درجامعه ایرانی تقریباً نهادینه شده و مقصر اصلی آن نهادهای حاکمیتی هستند، دلسردی عمومی نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی و....دارد.

پس بنظر می رسد برای حل این مشکل روبه رشد باید طرح و برنامه ای داشت، رها کردن این موضوع و یا احاله دادن آن به ساختارهای حاکمیتی کمکی به حل ماجرا نمی کند و صرفاً دایره سوءتفاهمها را بالا برده و سرمایه ها را هدر می دهد.

اگر واقعاً بخش مهمی از سینماگران نام آشنا (ظاهراً این اواخر ناشناخته ها هم صاحب شرط شده اند) برای حضور در رقابت و مراسم پایانی خواسته یا ناخواسته قواعد رایج را رعایت نمی کنند بهتر است تا مدتی این گونه مراسم برگزار نشود و یا کمتر برگزار شود و با ایجاد شاکله ای جدید فضایی متناسب با فرهنگ سینماگران طراحی شود. و البته گردهمایی هایی که برای سینما لازم است به گونه ای دیگر ترتیب داده شود. سابقه نشان داده برای برخی گردهمایی ها (خارج ازمحدوده های جشن وجشنواره) دست اندرکاران علاقه مندی بیشتری از خود نشان می دهند که بنظر می رسد در این گونه برنامه ها وجه جدی و قابل اعتنای سینمای ایران هم جلوه بیشتری نسبت به جشن ها و جشنواره های رقابتی از خود نشان می دهد.

پرواضح است که سینمای ایران با عرض و طولی که دارد احتیاج مبرمی به جریانهای رقابتی دارد، ولی چه باید کرد وقتی فرهنگ آن به درستی شکل نگرفته و شواهد حاکی از آن است که به این زودی ها هم نمی خواهد بگیرد.

لینک خبر :‌ دنیای اقتصاد
در هفته ای که گذشت خبر های متنوعی از حاشیه تا تولیدات سینمایی منتشر شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

به گزارش خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ،در هفته ای که گذشت خبر های متنوعی از حاشیه تا تولی سینمایی منتشر شد.

سینما ها در دهه اول محرم و دهه آخرصفر حق پخش فیلم کمدی ندارند.

بلیت سینما ها 22 شهریور همزمان با روز سینما نیم بها می شود.

محمد علی سجادی از احتمال اکران سودابه در پاییز و ادامه تدوین سمپاشی خبر داد.

فیلمنامه ابوکهف به کارگردانی علی براتی هفته آینده کامل و تولید آن بزودی آغاز می شود.

برج ماهی بهمن کامیار در مرحله انتخاب بازیگر است و فیلمبرداری آن در تهران خواهد بود.

صداگذاری دوزیست برزو نیک نژاد توسط علیرضا علویان آغاز شد.

اکران های خارج از ایران دختر شیطان احتمالا از زمستان آغاز می شود.

فیلمبرداری زنبور کارگر افشین صادقی به پایان رسید.

خوب بد جلف ارتش سری در مرحله روتوش نهایی قرار دارد و نسخه نهایی آن یکماه آینده آماده می شود.

علیرضا قاسمخان از احتمال اکران روز های نارنجی در پاییز گفت.

تدوین سگ ها دیشب نخوابیدند ساخته رامین رسولی رو به اتمام است.

کیانوش عیاری گفته "رکر" با بازی رضا لطاران به جشنواره فیلم فجر نمی رسد.

دیاپازون در اولین حضور جهانی خود به جشنواره بین المللی بوسان رسید.

تولید پروژه سینمایی لالع ساخته اسدالله نیک نژاد که چند سالی متوقف شده بود دوباره به راه افتاد.

سازندگان بی وزنی در تلاشند که این فیلم را پاییز اکران کنند.

فیلمبرداری روزبلوا بهروز شعیبی ادامه دارد.

عزت الله رمضانی فر در لامینور مهرجویی بازی می کند.

گوهر خیراندیش و نهراوه شریفی نیا بازیگران گورکن شدند.

اولین نمایش فیلم پسر مادر ساخته مهناز محمدی در جشنواره فیلم تورنتو است.

سینما های کشور از ساعت 17 یکشنبه 17 شهریور تا پنجشنبه 21 شهریور تعطیل هستند.

فیلم سینمایی خروج ابراهیم حاتمی کیا در گچساران کلید خورد و جدیدترین باریگر آن پانته آ پناهی ها است.

پیش تولید روزی دو میلیون مجید توکلی آغاز شد.

فیلمبرداری پروا ساخته مهران مهدویان به ایستگاه پایانی رسید.

فیلمبرداری سه کام حبس سامان سالور به نیمه رسید.

نیوجرسی به کارگردانی مسعود اطیابی مهر 98 کلید می خورد.

نت های مسی یک رویا کاندید جایزه بزرگ هارل امریکا شد.

به گفته رضا میرکریمی قصه فیلم بعدی او جنگی و بر اساس خاطرات خودش است.

بهنوش بختیاری و نادر سلیمانی در سبز سفید قرمز محمد حسین لطیفی بازی می کنند.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ باشگاه خبرنگاران جوان
در ایران و بسیاری دیگر از کشورها همچنان فوکوس روی جشنواره های کن، برلین و ونیز و بازارهای جانبی آنها برای فروش فیلم است. بی شک این بازارهای فیلم سنتی، فرصت مناسبی است که نباید از دست داد اما منحصر کردن نگاه به بازار اروپا که اگر همه آنها را صاحب شد، به اندازه بازار چین نمی شود، منطق اقتصادی ندارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

رشد شگفت انگیز سینمای چین باعث شده حتی کمپانی های میجر آمریکا به سمت تولیدات فیلم های تمام چینی برای به دست آوردن سهم بیشتری از فروش در این بازار رو به توسعه حرکت کنند و در این زمینه نیز دستاوردهایی داشته باشند؛ اما همچنان تمرکز عمده پخش کننده سینمای ایران که فاقد دانش جدی در حوزه اقتصاد هستند، صرفاً متمرکز بر بازار اروپا است که اکنون در مقایسه با بازار شرق آسیا، ابعاد بزرگی ندارد.

به گزارش تابناک ؛ اگر گردشی در شهرهای توریستی اروپا داشته باشید با سیلی از توریست های چینی مواجه می شوید که صرفاً از بلندای برج های هنگ کنگ و شانگهای به قاره سبز نیامده اند، بلکه طیف وسیعی از آنها از قشرهای متوسط چین هستند که در نتیجه افزایش قدرت اقتصادی، فرصت تجربه های تازه را یافته اند؛ مردمانی که اگر در روزگار دیوار آهنین آرزویشان داشتن یک دوچرخه بود، اکنون دوچرخه مردمان شهرهایی اروپایی را تأمین می کنند که به عنوان توریست مهمان شان هستند.

همزمان با افزایش قدرت خرید مردم چین، بخش های فرهنگی و تفریحی این کشور نیز به سرعت در حال توسعه است، به گونه ای که اکنون در چین بیش از شصت هزار پرده سینما وجود دارد که بیش از نه هزار پرده سینما در سال 2018 احداث شده است. این تعداد معادل بیش از 31.5 درصد از کل سالن های سینمای دنیا (قریب به 190 هزار پرده) است! کمپانی های میجر آمریکا به سرعت پی بردند که این بازار بزرگ 1.4 میلیارد نفری چه ظرفیت عظیمی دارد و آمار 1.7 میلیارد بلیت سینمای فروخته شده در چین نیز شکی باقی نمی گذارد که دریچه تازه ای روی اقتصاد سینمای جهان باز شده است.

آنچه اشتیاق نسبت به این بازار را افزایش می دهد، رشد چشمگیر سال به سال این بازار است، به گونه ای که تعداد بلیت فروخته شده در سال 2017، 1.4 میلیارد قطعه بلیت بود و در سال 2018 این آمار بیش از 300 میلیون رشد داشته است. این تعداد تماشاگر با گردش مالی بسیار بزرگی همراه شده که از گردش مالی سینما در اتحادیه اروپا بزرگ تر و در حال نزدیک شدن به گردش مالی سینمای آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا) است که در سال 2018، 11.9 میلیارد دلار بود.

میزان فروش فیلم های سینمایی در چین در سال 2016 به 6.58 میلیارد دلار رسید و در سال 2017 به 8.6 میلیارد دلار افزایش یافت. این رشد فروش در سال 2018 نیز تداوم یافت و رقم 8.86 میلیارد دلار فروش برای این سال در سینمای چین ثبت شد و اکنون گیشه سینمای چین صرفاً در تابستان 2019، 2.45 میلیارد دلار فروش داشته است. بخش قابل ملاحظه ای از این فروش متعلق به فیلم های خارجی از جمله تولیدات سینمای آمریکاست.

دور از انتظار نیست که در آینده نزدیک، بسیاری از فیلمسازان بزرگ، مقصد اصلی شان چین باشد و نخستین نمایش آثارشان و آغاز اکران عمومی فیلمشان از دل اژدهای سرخ آغاز شود. آنچه به توسعه سینما و تولید فیلم های کیفیت تر منجر می شود، افزایش سرمایه گذاری بیشتر در تولید است و این اتفاق رخ نمی دهد، مگر آنکه این سرمایه گذاری با فروش بیشتر به سوددهی منتهی شود و بازار چین فرصتی بزرگ برای دستیابی به این فرصت است.

در ایران و بسیاری دیگر از کشورها همچنان فوکوس روی جشنواره های کن، برلین و ونیز و بازارهای جانبی آنها برای فروش فیلم است. بی شک این بازارهای فیلم سنتی، فرصت مناسبی است که نباید از دست داد اما منحصر کردن نگاه به بازار اروپا که اگر همه آنها را صاحب شد، به اندازه بازار چین نمی شود، منطق اقتصادی ندارد. اقتصاد سینما ایجاب می کند، برای آن گروه از مردم چین که علاقه مند به سبک خاص فیلم سازی ایرانی هستند، محصولاتی عرضه کنیم و سهمی ولو در حد چند درصد از بازار چین را به خود اختصاص دهیم.

لینک خبر :‌ خبرگزاری تابناک
سینماها که در ایام عزاداری تاسوعا و عاشورای حسینی نمایش فیلم نخواهند داشت، اکران خود را از روز جمعه همزمان با روز سینما نیم بها آغاز می کنند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان ، در روزهای گذشته، شورای صنفی اکران برنامه تعطیلی سینماها در ایام شهادت امام حسین(ع) را اعلام کرد.

غلامرضا فرجی سخنگوی این شورا از تعطیلی سینماها از روز یکشنبه هفته جاری تا روز پنجشنبه بیست و یکم شهریور خبرداد. بنابراین سالن های سینمای سراسر کشور از یک روز قبل از تاسوعای حسینی تا دو روز پس از عاشورا برنامه نمایش فیلم نخواهند داشت.

البته در این میان، صاحبان سینماها امکان نمایش فیلم در روز چهارشنبه بیست و یک شهریور را دارند اما به نظر می رسد با توجه تعطیلی سینماها در روزهای پیش و پس از آن(سه شنبه و پنجشنبه) سینماها از اکران فیلم در روز چهارشنبه هم صرفنظر کنند.

اما نکته دیگر درباره اکران این روزها، تصمیم شورای عالی اکران برای نیم بها کردن بلیط سینماها به مناسبت روز ملی سینماست. چنان که علی سرتیپی سخنگوی این شورا اعلام کرده، سینماها در روز جمعه بیست و دوم شهریورماه و پس از تعطیلی چند روزه، بلیط تمامی سانس های خود را نصف قیمت می فروشند.

پایان پیام/ 14

لینک خبر :‌ خبرگزاری شبستان
یک کارشناس فرهنگی گفت: محصولات فرهنگی و هنری امروزه هدایتگری لازم را ندارند و سینما به بیراهه رفته است؛ ما امروزه بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که استعدادها را به مقاصد عالیه هدایت کنیم و بر اساس نیازهای روز جامعه و به ویژه نسل جوان آثار دینی فاخری را تولید کنیم که در آنها تعریف جدی و دقیق مفاهیم والای عاشورایی وجود داشته باشد و علت قیام امام حسین(ع) و دستاوردهای این قیام به خوبی تبیین شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵ سایت های دیگر : هفته نامه شما

دکتر لاله افتخاری، با بیان اینکه نیاز تولید آثار دینی و عاشورایی در سینما و تلویزیون به شدت احساس می شود، در گفت وگو با سینماپرس اظهار داشت: نکته مهمی که در تولید این گونه آثار وجود دارد این است که نباید اجازه دهیم این وقایع تحریف شوند؛ ما باید تعریف جدی و دقیق از واقعه داشته باشیم. ما باید سعی کنیم علت قیام بزرگ امام حسین(ع) را به درستی تبیین کنیم. ما با انجام این کارها است که می توانیم شمر زمانه و امام حسین(ع) زمانه را به عموم مردم و به ویژه جوانان بشناسانیم.
این عضو سابق کمیسیون فرهنگی مجلس در پاسخ به این سؤال که به عقیده شما علت کم کاری در این حوزه و عدم اقبال مدیران و مسئولان سینمایی و تلویزیونی برای تولید این آثار چیست تصریح کرد: از کوزه همان برون تراود که در اوست! شاید این مدیران تربیت و فرهنگی دیگر دارند، ما نباید از آنها انتظار داشته باشیم که در پی تولید فیلم های فاخر و ارزشمند دینی باشند. این کارها متعلق به انسان های دغدغه مند است. افرادی مانند زنده یاد فرج الله سلحشور بودند که سال های عمرشان را برای پژوهش و تحقیق برای تولید آثار ارزشمند دینی صرف کردند و تصویری زیبا از آیات قرآن مجید ارائه دادند.
افتخاری متذکر شد: مسئولان به حمایت جدی از یکایک دغدغه مندان و فعالان حوزه فرهنگ و هنر که دغدغه پرداختن به مفاهیم ارزشمند دینی را دارند، موظف اند. افسوس که امروزه کار درستی صورت نمی گیرد؛ این روش صحیح نیست که هر کس هرطور که دوست دارد فیلم بسازد، این یک مشکل فرهنگی است که باید برطرف شود.

لینک خبر :‌ روزنامه کیهان
سینمای فرهنگی و جدی ما در یک دوره از فروش و محبوبیت بالایی برخوردار بود اما امروز با تغییر ذائقه مخاطب این بخش از سینما دچار چالش جدی شده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶ سایت های دیگر : راهنمای سفرمن مصداق

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا ، روز سینما در هفته آتی قرار دارد. سینما نیز به عنوان ویترین فرهنگی هر کشور از اهمیت ویژه ای برخوردار است. سینمای ما نیز در آستانه ورود به 50 سالگی انقلاب اسلامی باید در ساختارها و سازمان ها و نهادهای تصمیم ساز و تصمیم گیرنده خود تفکر کند که آیا واقعا کارنامه قابل قبولی در این زمنیه دارد یا خیر؟

گفت و گو با مدیران سینمایی کشور یکی از سوژه های اصلی تسنیم است که در آن تلاش کردیم تا ابعاد و زمینه های کاری آنان را واکاوی کنیم. در ادامه مصاحبه با آقای سیداحمد میرعلایی مدیر اسبق بنیاد سینمایی فارابی که بعد از مجید شاه حسینی تصدی این سازمان را بر عهده داشته است را می خوانیم. این دوره که در پایان دولت دهم قرار داشت یکی از دوره های مهم این نهاد سینمایی شناخته می شود.

مشکل اصلی نبود برنامه ریزی برای سینما است

آقای میرعلایی مساله برنامه ریزی و کارشناسی سینما برای مدیریت این پدیده برجسته و مهم کشور از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ تربیت نسل جوانی که وارد سینما می شوند و آینده آنان به عنوان مثال یکی از موارد مهمی است که باید برای آن برنامه داشت. در دوره مدیریت شما برای این حوزه چه اقداماتی انجام شد؟

اصل مشکل سینمای ما نبود برنامه ریزی برای یک سینمایی که قرار است در خدمت کشوری که به آن جمهوری اسلامی می گویند باشد. این خدمت در هر دسته ای قرار داشته باشد کارشناسی می خواهد و برنامه ریزی. بگذارید در ابتدا و مقدمتا چند نکته را بگویم. ما در مدیریت سینمایی کشور برنامه ریزی کامل و درستی نداشتیم. 40 سال از انقلاب گذشت ولی برنامه ریزی جامعی نداشتیم البته به هر صورت و یا بهتر بگویم باری به هر جهت به جاهایی رسیدیم ولی لازم است برای 40 سال بعد برنامه ریزی کنیم. انقلاب ما سیاسی، مادی و اقتصادی نبوده است بلکه ریشه آن مبتنی بر فرهنگ بوده است.

خدمت امام گفتند که ساواک دارد ایجاد رعب و وحشت می کند و اجازه بدهید که ما هم کار نظامی کنیم. ولی امام گفتند که خیر و فقط کار روشنگری و فرهنگی کنید. همان امامی که گفتند اگر دشمنان این کشور به ما تعدی نظامی کنند و زور بگویند ما باید مبارزه نظامی کنیم.

در مقایسه با رهبر معظم انقلاب امروزه هیچ رهبری در دنیا وجود ندارد که مانند ایشان در کنار سایر موارد اینچنین مشرف به مسائل فرهنگی باشد. ایشان یک انسان فهیم و روشن نسبت به مسائل فرهنگی هستند و رسما یک ادیب و مفسر مسائل مهم روز در جهان معاصر به شما می آیند.

فیلم هایی محکوم به عدم اکران

با توجه به اینکه تا قبل از آن پخش کننده های سینما اصلا تمایلی به اکران فیلم های ساخته شده بنیاد را نداشتند، یکی از اتفاقات مهم این بود که با بالا بردن جذابیت برنامه ریزی شده فیلم های مورد حمایت این بنیاد پخش کننده های قدرت مند ما می آمدند و حتی حاضر می شدند که پول پیش بدهند و فیلم های ما را برای اکران ببرند. این خیلی اتفاق نادر و مهمی بود.

پخش کننده هایی که این کار را کردند از فروش خوبی هم برخوردار شدند. بخشی از هزینه هایی که به فارابی تعلق می گیرد با عنوان هزینه های حمایتی از سینما به هزینه های جاری و پرسنل آن تعلق می گیرد. روند درست همین بود که فیلم ها به خوبی بفروشد تا هزینه های فارابی از آنجا تامین شود شود. اگر اعتباری به فارابی تعلق بگیرد مستقیم باید برای فیلم و سینما هزینه شود ولی این مسیر از سال سوم به بعد جواب داد. در سال سوم و چهارم توانستیم با پول فروش فیلم هایمان بیشتر از قبل از فیلم ها حمایت کنیم. در دو سال آخر ما امکاناتی که جذب کردیم برای فارابی معادل یک سال کمکی بود که دولت به ما می کرد. سینما فرهنگ به فروش خوبی رسید و توانست فیلم فرهنگی در کنار فیلم های خارجی اکران کند و هزینه های خودش را درآورد و حتی توانست به فارابی هم کمک کند.

این نکته را هم اضافه کنم که فیلم هایی که می بایست برای اکران های بین المللی در نظر گرفته شود باید توجه لازم در مورد مضمون آن صورت گیرد. بگذارید یک مثال بزنم سریال یوسف در کشورهای زیادی در دنیا به نمایش درآمده است. هر کس که این سریال را ببیند می فهمد که جمهوری اسلامی ایران داعش را ایجاد نکرده است. این همان قصه و فهم درست از هنرهای نمایشی است که با آن می شود با دنیا حرف زد.

برخی از مسئولین فرهنگی ما به وظایف خود به خوبی عمل نکرده اند و الا ما باید یک نقشه راه خوب، کامل، عملی و کارشناسی شده برای سینما، تئاتر، تلویزیون و کنسرت های موسیقی و... داشته باشیم. اما کجا است؟ آیا نباید کمیسیون فرهنگی مجلس لااقل در دوره بعدی خود برای آینده فرهنگ کشور برنامه داشته باشد؟ این نهاد و سایر نهادها و مهم تر از آن شورای انقلاب فرهنگی باید فعال ترین و مهم ترین نیروها را در اطراف خود داشته باشد و با داشتن برنامه مناسب و شفافیت در برنامه ریزی و کار عمل کند. یک نفر مانند آقای پژمان فر هم که درباره مسائل فرهنگی دلسوزانه ابراز نظر می کند دانسته و ندانسته با موضع های تندی مواجه می شود. حمیات از این نیروهای فکری بر عهده کیست؟

الگوی ما برای جوانان چیست؟ آیا انتظار داریم که جوانان ما بروند به سمت یک سینمایی که تحول برانگیز است؟ البته پرچم جمهوری اسلامی ایران را در مجامع سینمایی بین المللی به اهتزاز درآوردیم. این مهم است که کشورها و جشنواره های مهم دنیا می خواهند که پرچم ما در کنار کشورهای دیگر در جشنواره هایشان برافراشسته باشد.

ضرورت اکران های خارجی در نگاه رهبر انقلاب

رهبر انقلاب حدود 8 سال قبل فرمودند که حالا بعد از حضور در جشنواره های مهم دنیا باید اکران های بین المللی را فتح کرد. اما برنامه ریزی ما (مسئولین و سینماگران) برای اکران های بین المللی چیست؟ ما کلی در این زمینه مانع داریم. رژیم صهیونیستی همیشه مترصد آن است تا مانع حضور جهانی ما شود. کسانی که در بازارهای جهانی فیلم حضور دارند می دانند من چه می گویم. آن ها به صورت غیر محسوس همواره تلاش مجدانه دارند تا در روند خرید و فروش فیلم های ما در بازار جهانی مانع ایجاد کنند. البته باتوجه به نگرانی ها و دشمنی هایی که آن ها و متعهدین آن ها نسبت به جمهوری اسلامی احساس می کنند این از زاویه دید آن ها طبیعی است؛ ما چه باید بکنیم؟

من و همکارانم مدتی که در فارابی بودیم هدف گذاری ما این بود که باید جذابیت در سینما را هدف قرار دهیم. تازه بعد از چهار سال توانستیم به این هدف تاحدودی برسیم. اما چیزی که مهم بود این بود که این فیلم ها فرهنگی و اخلاقی باشد و فقط برای فروش به هر قیمت ساخته نشود. این فیلم ها عموما پرفروش بودند اما نه پرفروش مبتذل و بی اخلاق. الان سینمای ما دچار یک نوع بداخلاقی شده است و اگر معالجه نشود به بد باتلاقی که هم اکنون گوشه هایی از آن احساس می شود گرفتار خواهد شد و این محصول عدم تعهد مسئولین مربوطه می باشد و بعد سازندگان این گونه آثار.

فروش بالا به چه قیمت؟

وقتی مشکلات را ریشه یابی نمی کنیم همین نتایج منفی ایجاد می شود. ما یک شورا داریم در اکران، یک شورا داریم در بخش دیگر و یکباره می بینیم کلی شورا داریم و نتیجه آن شده است که داریم می بینیم، پس وجود این همه شورا به چه دردی می خورد؟ طبیعی است در شرایط اقتصادی موجود و هزینه های بالای فیلم و فیلم سازی یکی از اصول مهم فیلم سازی موفق توجه به عرضه و درآمد آن باشد. البته در کنار توجه به محتوا و پیام فرهنگی که این محصول باید داشته باشد. اما توجه کنیم برخی از فیلم های ما چه چیزی را به مخاطب خود می فروشد؟ مسئولین محترم فرهنگی برای کارنامه کاری خود می آیند و با افتخار می گویند که ما فلان قدر در سال فروش داشتیم، اما باید توجه داشته باشند که چه چیزی را فروخته اند؟ اما کارشناسی صورت گرفته بر اساس محتوا و پیام فیلم های اکران شده تامین نشده که در این صورت ممکن است گاهی اوقات وجدانا باعث سرافکندگی نیز می باشد. این روند باعث شده است مخاطب ما ذائقه شان افت کند و آثار مبتذل و سطحی امروز را تماشا کند. اما به نظر می رسد سینماروهای ما مقصر نیستند. و یک سوال اینجا مقصر کیست؟ مسئولین، سینماگران بدون تفکر و اندیشه، پخش کننده ها یا سینماداران یا همه گزینه ها؟

فیلم هایی که در آن سال ها ساخته شد و نتیجه داد مانند چمران، دربند، هیس دخترها فریاد نمی زنند و.. فیلم هایی بودند که هم پیام داشتند و هم از سلامت برخوردار بودند و البته فروش خوبی هم داشتند. قصد ما این بود که مسیر را برای فیلم سازان به گونه ای هموار کنیم که ثابت شود می شود فیلم خوب و فرهنگی ساخت که فروش خوب هم داشته باشد. که اصل فروش خوب مساوی است با بالا بودن مخاطب آن اثر همیشه مورد توجه برای هر فیلم سازی می باشد.

فیلمی مانند هیس دخترها فریاد نمی زنند واقعا با استرس ساخته شد. مدیریت در عرصه فرهنگی زمانی موفق است که که ریسک پذیر باشد و این استرس ها را تجربه کند. شاید جواب بگیرد شاید هم به نتیجه نرسد. بدیهی است نباید انتظار داشت تمامی محصولات یک مجموعه با موفقیت صد در صد مواجه شود.

تیتر اخبار سینمایی ما وضع حمل خانم بازیگر شده است

در شرایط فعلی وضعیت رسانه ها را در نسبت به سینما چگونه رازیابی می کنید؟ آیا رسانه ها به بهبود وضعیت سینما کمک کرده اند یا در جهت عکس و نزدیک کردن فضای سینمایی کشور به فضای فرهنگی نقش آفرینی کردند؟

به این نکته باید اشاره کرد که برخی از منتقدین به هنرمند و مدیر ما جهت لازمه را ارائه نمی کنند و حتی بعضی اوقات به علل مختلف که خوشبینانه ترین آن ها کم اطلاعی در این مقوله می باشد آدرس غلط هم می دهند مساله جنجال سازی نیز خیلی متداول شده است. یکی از مسائل نفوذ همین جنجال های مطبوعاتی است که بعضا برخی به آن دامن می زنند تا با آن برخی از مسائل دنیای بازیگری و... به نادرست و خارج از مسیر حرفه ای آن برجسته شد. مثلا فلان خانم وضع حمل کرد یا سگ فلان شخص چه شد؟ اینها خبرهای سینمایی ما شده است. انقدر ابتذال ایجاد کردیم که به ولنگاری فرهنگ رسیده ایم. علت این مساله آن بخش از دنیای غیر حرفه ای سلبریتی های غربی است که فضای مسموم آن وارد فرهنگ و هنر کشور ما شده است.

سیاست غلط در پخش و اکران ما دارد فرهنگ و اخلاق آنان را نابود می کند. سیستم توزیع اکران ما افتاده است به جان بزرگترین سرمایه مردم که فرهنگ آنان است. فیلم هایی که جدی است را می گویند نمی فروشد چون بلد نیستند آن را درست تبلیغ کنند و تحویل مردم دهند. برخی از پخش کننده ها نیز در ایام جشنواره فیلم فجر می روند و فیلم های بفروش را رصد می کنند که کدام است و زمینه را فراهم می کنند تا با او شریک شوند و 20 یا 30 درصد پول فیلم را می دهند و در 60 تا 70 درصد فروش آن سهیم می شوند. آخر این چه آشفته بازاری است؟

نسل فیلم ساز اول متفکرانه انتقاد می کرد

درباره نسل جوان بگویید که در گلوگاه ورودی سینما در چه وضعیتی قرار دارد و تصمیمات شما در دوران مدیریت چگونه بوده است؟

جوانی که می خواهد فیلم بسازد متاسفانه مسیر عملی به گونه ای است که باید فیلم جشنواره ای بسازد و در آن نقاط سیاه را نشان دهد که آن هم غلط است زیرا کسانی که از نسل اول و دوم سینما بودند و رفتند در این سبک فیلم ساختند برای خودشان تفکر و اندیشه ای داشتند که موفق شدند، آن ها از فضای روز جامعه تحلیل و مطالعه داشته اند. حالا جوان فیلم ساز امروزی ما به جای اینکه دنبال تفکر و تحلیل برود و یا از متفکران کمک بگیرد مستقیم سراغ خود آن کارگردان رفته و از همان دارد الگوبرداری سطحی می کند. یا اینکه مستقیم دنبال فروش بالا می رود و فیلم های مبتذل و سطحی می سازد. پس با این همه شورا و عناوین سیاست گذاری فرهنگی کجا باید او به فکر باشیم و او را مدیریت، هدایت و حمایت اصولی داشته باشیم؟

ما در برنامه ریزی برای جوانان مان الگو نداریم. یک فیلم ساز می آید و جایزه می گیرد و موفق می شود بعد به دلیل نبود برنامه ریزی ما برای او به صورت خودرو می رود و معروف می شود. در حالی که باید او را حمایت و مدیریت کنیم تا بتواند در اکران های جهانی و در روند کاری با دانستن نقاط مثبت و منفی خود رشد بهتر و صحیح تری داشته باشد. او هم فرزند این مملکت است و باید درست تشویق شود. ما با عدم مدیریت او را رها کرده و خودرو معروف می شود تا جایی که گاها در مقابل رسانه و تلویزیون ایستادگی می کند یا نادانسته چنان خردش می کنیم که مجبور به فرارمی شود.

از سوی دیگر یکی از مشکلات مهم ما این است که با تغییر یک مدیر همه چیز عوض می کند. یکی از معضل های این کشور عدم انتخاب درست یک مدیر شایسته است که محصول آن عمر کوتاه مدیریت ها است و این بزرگ ترین ضربه به نظام و برنامه ریزی های لازمه و حیف و میل بیت المال می باشد.

با جدیت هایی که اخیرا درعملکرد دتسگاه قضا مشاهد می شود امیدواریم این پیشنهاد که تکرار اعلام می گردد مورد توجه سازمان محترم بازرسی کل کشور قرار گیرد که برای انتخاب مدیران یک سازوکاری ایجاد شود که طی آن برای هر مدیریت در طی انجام وظیفه کارنامه ای ایجاد شود که برای انتخاب مدیران به ملاکی برسند که هر مدیر ناموفقی در هر قسمت بعد از مدتی به جای دیگری حواله نشود.

اما یکی از برنامه ریزی های خوبی که در آن دوره بود جذاب جوانان علاقه مند و متعهد بود که در مرکز گسترش سینمای تجربی و سینمای جوان و تاحدودی در فارابی صورت گرفت و جدا هم جواب گرفتیم. بزرگترین سرمایه ما جوان ها هستند ولی برای آنان هیچ برنامه ریزی دقیق و مهمی وجود ندارد.

انقلاب ما در جهان در حال حرکت به سمت مدارج بسیار بالایی است. در جهان انقلاب را در زمینه های علمی، ورزشی و... و همچنین سینما به عنوان نمونه های برتر می شناسند اما سینمای ما ضمن کسب موفقیت های خود که در ابتدای صحبتم به آن اشاره کردم در مسیر هدف مندتری که جز وظایف ذاتی مورد انتظار چنین ملت فهیم و فرهنگ مداری است باید قرار بگیرد.

ارتباط شما با بدنه هنرمندان چگونه بوده است؟

سعی کردیم با عنوان یک دوست و همراه با جامعه سینماگران و هنرمندان ارتباط داشته باشیم. ما جدای از خط و ربط سیاسی که برخی داشتند در حد توان با همه ارتباط مناسبی برقرار کردیم. قصد و تلاش ما این بود که در جهت ارتقای سینمایی کشور قدمی برداریم و زیرساخت ها و زمینه ها را برای بهبود وضعیت سینمایی کشور اصلاح و آماده کنیم. تمام هنرمندانی که در این زمینه و به هر صورت آماده همکاری بودند از آن ها کمک گرفتیم و با هم سعی کردیم مسیر را طی کنیم.

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
بعد از برگزاری جشن خانه سینما تعدادی از سینماگران مثل فرزاد مؤتمن انتقاد هایی نسبت به شیوه داوری فیلم ها در این رویداد سینمایی طرح کردند. مؤتمن در صفحه شخصی اش داوری های این جشن را ناجوانمردانه توصیف کرد. به گفته او همه فیلم ها توسط همه اعضا مشاهده نمی شود و فیلم های مورد توجه در جشنواره یا موفق در اکران بیشتر مورد توجه قرار می گیرند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶

خوبی جشن خانه سینما این است که یک موضوع را یادآوری می کند؛ موضوع خود سینما. خیلی خوب است که دوست داشته باشیم مفهومی با عنوان عدالت در هر جایی محقق شود؛ حتی در سینما که ترکیب پیچیده ای از صنف و بازار و صنعت و فلسفه و جامعه شناسی و مدیریت و البته کیفیت خلاق هنری است؛ مفهومی که شکل های مختلفی دارد و ارزیابی آنها هم ترکیبی فنی و ذوقی است. آدمیزاد همیشه به دنبال داوری بی خدشه بوده است اما فعلاً روش بی گزندی برای آن معرفی نشده است. نه هیأت داوری ها و هیأت منصفه ها راه حل کاملی بوده اند نه داوری جمعی از طریق آرای عمومی که امتیازش مشارکت بیشتر قلمداد شده است. در مورد روشی که در خانه سینما با عنوان آکادمی از آن یاد می شود، چند صد نفر رأی می دهند؛ روشی که با رأی گیری چند هزار نفر برای اسکار فاصله دارد. البته سینمای ما هم با آن احوال صنعتی فاصله دارد. ولی به هر حال اهالی سینما در تلاش برای ارزیابی و تأکید بر اهمیت توجه به کیفیت، سال ها جشن و داوری داشته اند و شیوه های گوناگون را بررسی کرده اند تا الان که به اینجا رسیده ایم. در میان دو گزینه گروه محدود داوری به شکل جشنواره فجر و شکل رأی گیری از گروه پر شمار، به نظر رسیده شکل آکادمی با نیاز ها و ساختار سینمای ما سازگاری دارد و از امسال، رسماً انجمن عالی هنرها و فنون سینمایی ایران با تصویب اساسنامه و انتخاب هیأت رئیسه شروع به کار کرده است و اکثر اهالی مرتبط با خانه سینما هم از آن با خبرند. در جشن پیش رو که دوره بیست و دوم خواهد بود، نمایش ها و امکان تماشا برای داوران در طول سال فراهم شده و به اطلاع آنها رسیده است و با شروع اکران امسال، داوران با کارت هایی که در اختیار دارند می توانند به سینماهای صاحب کیفیت بالای پخش که هماهنگ و معرفی شده اند بروند و آثار را ببینند. انجمن عالی هم از صاحبان آثار خواسته بر اساس شیوه آکادمی، در طول سال برای به رخ کشیدن ظرفیت های گوناگون فیلم های خود تلاش کنند و ما و خانه سینما هم آماده همراهی با آنها هستیم. آیا این شیوه مشکلی نخواهد داشت؟ کسی ادعایی مطرح نکرده است و فعلاً نمونه با سابقه آن، اسکار هم پیوسته مورد نقد است. در مورد تأثیر ثروت و ارتباطات و تبلیغ که اقتصاد، پشتیبانی اش می کند، قاعده بی بدیل چیزی است که صنعت سینما مثل انواع صنایع دیگر، دچار آن است و خوب است اگر ما راه حلی داریم، شرح دهیم. حتماً آکادمی مشتاق رسیدن به حداکثر شفافیت و عدالت است و از همه همکاران می خواهیم پیشنهاد های خود را با دبیرخانه آکادمی در خانه سینما در میان بگذارند. در ضمن، نمونه های آماری و شکل مشارکت برای دیدن فیلم ها در سالنی مشخص در دوره ای مشخص، نشان از مشکلاتی دارد که بعضی از همکاران گرامی به بخشی از آن اشاره کرده اند. اما فعلاً ایده ای عملی برای حضور همه داوران برای تماشای همه فیلم ها و رأی دادن متکی به تماشا در شرایط برابر، در اختیار نیست. البته ساز و کارهایی مثل اپلیکیشن تخصصی و استفاده از انواع الگوریتم، مورد بحث است که در ایده و اجرا با مشکلاتی مواجه هستند و باید از طریق مشارکت و همفکری و ارائه پیشنهادهای خلاق، به روش های علمی و عملی ارزیابی کیفی ممکن در صنعت سینمای ایران نزدیک تر شویم؛ خانه سینما و انجمن عالی آماده استقبال از نظرات پیشرو و مؤثر هستند تا در سال های پیش رو، آداب و ترتیب تشویق در سینمای ایران، منطقی تر باشد.

کلمات کلیدی

آکادمی سینمایی ایران انتقاد های فرزاد مؤتمن جشن خانه سینما

لینک خبر :‌ ایران آنلاین
گروه هنر تهیه کننده سینما گفت: سینمایی که در آن سیاست های مافیایی حکمفرماست، جایی برای پرداخت آثار عاشورایی نیست. در این سینما تنها گیشه و سودآوری ملاک است!
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶ سایت های دیگر : راهنمای سفرمن ستاره نیوز خبرگزاری حوزه سینما پرس

امیرحسین شریفی، تهیه کننده سینما و تلویزیون، در گفت وگو با خبرنگار ایکنا با بیان اینکه سینمایی که رویکرد مافیایی دارد به عاشورا توجه نمی کند، اظهار کرد: برای اینکه سینما بتواند به عاشورا بپردازد باید پایه و اساسی درست داشته باشد، اما وقتی این سینما در چنگال مافیایی اسیر شده که تنها به آدم های خاص اجازه کار می دهد، چگونه انتظار دارید به موضوعات عاشورایی بپردازد. در همین راستا سینمای امروز ما در اختیار چند نفر است که با برنامه ریزی های خود تنها به فکر سودآوری هستند.

وی افزود: برای من بسیار عجیب است که چگونه یک تهیه کننده می تواند هم رئیس کانون پخش کنندگان سینما باشد و هم اینکه به عنوان تهیه کننده آثارش متقاضی نمایش باشد، زیرا در چنین وضعیتی مشخص است که شرایط اکران به بهترین نحو در اختیار این افراد قرار می گیرد. شاهد این مثال علی سرتیپی است که اکران فیلم های سینمایی را در دست خود گرفته است.

روابط حرف اصلی را در برنامه سازی تلویزیون می زند

شریفی گفت: انتقادم از وضعیت نامطلوب پیش آمده، تنها به سینما مختص نمی شود، بلکه چنین فضایی در تلویزیون نیز وجود دارد. در رسانه ملی تعدادی تهیه کننده هستند که به واسطه ارتباط با مدیران سیما همیشه مشغول کار هستند، اما عده دیگر محکوم به خانه نشینی شده اند. البته من برای کاری که انجام می دهم سال ها زحمت می کشم. این را بیان کردم تا این سوءتفاهم پیش نیاید که به دلیل کار نکردن این گلایه ها را مطرح می کنم.

تهیه کننده فیلم سینمایی اشک و سرما با بیان این که چند طرح عاشورایی در دست تولید دارد، گفت: هم در سینما و هم در تلویزیون طرح های بسیاری خوبی دارم که در آن ها عاشورا و فرهنگ محرم محور است، اما هرگاه این طرح ها را پیشنهاد داده ام به نتیجه ای دست نیافته ام. البته در ظاهر و پیش روی خود از طرح هایم تعریف می شود، اما وقتی پای عمل به میان می آید، هیچ اتفاقی را شاهد نیستم. این بدقولی ها در شرایطی است که عده ای دیگر در این حوزه (عاشورا) کار می کنند، چون تجربه و پشتوانه علمی لازم را ندارند در کارشان به موفقیتی دست نمی یابند.

ساخت فیلم عاشورایی بدون اعتقاد امکان ندارد

شریفی تأکید کرد: نمی توان درباره محرم فیلم ساخت، اما به این مهم اعتقاد نداشت. البته قبول دارم تخصص در برخی مواقع عدم اعتقاد را پوشش می دهد، اما درباره موضوعات بزرگی چون عاشورا انتظار نمی رود که تنها با تکیه بر داشته های تخصصی کار کرد. مطلب دیگری که در این بحث بیانش ضروری است، ظرفیت جذب تماشاگر فیلم های عاشورایی است. این قبیل تولیدات اگر به صورت خوبی پردازش شود، مطمئن باشید در جذب تماشاگر به موفقیت خوبی دست پیدا خواهند کرد.

این تهیه کننده اضافه کرد: بگذارید تعزیه را مثال بزنم. این هنر دینی سالهاست در این سرزمین طرفدار دارد و هیچ گاه از میزان مخاطبان آن هم کاسته نمی شود، چون عموم ما از کودکی با آن بزرگ شده ایم. حال تصور کنید فیلمی بتواند حسی را که تعزیه در مخاطب ایجاد می کند روی پرده خلق کند؛ اتفاقی که اگر رخ دهد تبعات خوشایندی به همراه خواهد داشت. در این میان فیلم روز واقعه پیشتر چنین کاری کرده است، اما آیا دو یا سه فیلم می تواند برای 40 سال سینمای انقلاب کافی باشد.

تهیه کننده فیلم ضیافت در جواب به این سؤال که آیا تنها فضای مافیایی سینما باعث شده فیلم های عاشورایی در تولیدات سالیانه جایی نداشته باشد، چنین توضیح داد: برای کم کاری سینما در پرداختن به موضوعات عاشورایی تنها یک دلیل وجود ندارد، بلکه عوامل بسیاری باعث کم کاری شده است. برای مثال باید به حساسیت هایی که در این حوزه وجود دارد اشاره کنم. کمتر سینماگری به خود جرئت می دهد که درباره عاشورا به صورت مستقیم فیلم بسازد، چون مطمئن نیست اثرش به اکران راه پیدا کند.

وزارت ارشاد باید مدافع جایگاهش باشد

شریفی گفت: برای رفع این معضل، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید نقش اصلی را ایفا کند، چون اگر این مرکز به عنوان بانی سینما معرفی شده، باید تنها او به آثار اجازه نمایش بدهد. پس وقتی به فیلمی پروانه ساخت و نمایش داده شده دیگر فیلمسازش نباید از هیچ هجمه ای واهمه داشته باشد، اما در عمل چنین اتفاقی رخ نمی دهد و می بینیم برخی آثار با در اختیار داشتن هر دو محور ساخت و نمایش باز هم راهی به اکران پیدا نمی کنند!

این تهیه کننده متذکر شد: به طور حتم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در هیئت هایی که دارد از وجود کارشاسان مذهبی بهره می برد تا مجوزهایش به لحاظ دینی و فقهی، کارایی لازم را داشته باشد، اما اگر آن ها می بینند که این شرایط برای اجازه نمایش به برخی فیلم ها کافی نیست، باید قبل از ساخت فیلمنامه هایی را که در آن موضوعات عاشورایی مد نظر قرار گرفته به حوزه های علمیه ارجاع دهند تا آن ها نظرات کارشناسانه خود را بدهند تا زمانی که فیلم ساخته شد، دیگر فرد یا گروهی اعتراضی نداشته باشد.

وی در انتهای این گفت وگو تأکید کرد: امروز بدخواهان انقلاب به ویژه کسانی که سعی دارند چهره ای خشن از اسلام در دنیا به تصویر بکشند از سینما به عنوان ابزاری برای رسیدن به خواسته شان بهره می برند. برای همین اگر بتوان پیام عاشورا را با زبانی جذاب و فاخر به دنیا بیان کرد همه مردم به رأفت و مهربانی اهل بیت و دین مبین اسلام پی خواهند برد. خلاصه اینکه، اسلام واقعی آن مکتبی است که امام حسین(ع) آن را در عاشورا فریاد زد. پس بیاییم سینما را مثال جمله کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا ، عاشورایی کنیم.

گفتگو از داود کنشلو

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری بین المللی قرآن

خبرگزاری ایلنا: نحوه برگزاری مراسم پایانی بیست و یکمین دوره جشن سینمایی ایران انتقاداتی را بدنبال داشته است محمد مهدی عسگر پور کارگردان سینما و مدیر عامل سابق خانه سینما با انتشار یادداشتی که اختصاصی در اختیار ایلنا قرار داده به این مراسم و نحوه اجرایی آن انتقاد کرده است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

چندسالی ست درجریان برگزاری جشنواره فجر و یاجشن سینمای ایران باتعداد زیادی ازشرکت کنندگان درمراسم مختلف بخصوص جشن پایانی مواجهیم که دربهترین حالت می توان آنهارادوستدارسینمادانست. کافی ست درهنگام اعلام برندگان بخصوص درحوزه بازیگری چشمهاراببندیم وازصدای تشویق هاکه آمیخته به کف وانواع سوت است دریابیم که انگارجشنی باحضورطرفداران بازیگران دریک میدان شهردرحال برگزاری ست.

بدترآنکه مجریان این گونه مراسم هم عمدتاًتحت تاثیراین شرایط انتخاب می شوند و عملاًدرتعاملی تلویزیونی مجلس رابه قول معروف گرمتر هم می کنند، شایدآنهاوحتی برگزارکنندگان راهی غیر از این هم نداشته باشندچراکه غالباً علاقه مندان که ممکن است اهل وعیال وفرزندان راهم به همراه داشته باشند برای دیدن اختتامیه آمده اندولابد بایدبه آنها خوش بگذرد.

این درحالی است که دست اندرکاران سینماهمواره ازهمین رویه شاکی اند و فکرمی کنند جایی درمراسم اینچنینی ندارند.

مدیران برگزاری هم معتقدند غالب سینماگران اگربدانند جایزه ای دریافت نمی کنند به سختی پابه مراسم می گذارندو عملاًحضوردرمراسم بدون دریافت جایزه را چیزی مثل سیاهی لشکری می دانند.

نتیجه آنکه درخلال برگزاری مراسم پایانی باچیزی مواجهیم که مابه ازای آن دردنیا کم یافت می شود.

درغالب جشن های آکادمیک کشورهای صاحب نام درحوزه سینما، احدی بی حساب وکتاب نمی تواندبه مراسم راه یابدو البته دست اندرکاران سینماهم حضوردرمراسم رافارغ ازاینکه جایزه ای نصیبشان می شودیانه جزوفعالیتهای حرفه ایشان می دانند.

دراین مسیرالبته یک نکته مهم دیگرهم وجودداردو اینکه درخارج معمولاً آرای داوران تالحظات پایانی لونمی رود، حال آنکه درجشن های مافرهنگ لورفتن جوایزامری بدیهی است.

اگربرگزاری جشن یاجشنواره راهم به سان نقطه عطف درروابط سینمایی بدانیم پس سینما نیازمند رویدادهای اینچنینی هم هست،درواقع گاهی این اجتماعات برای پیشبرد برخی اهداف نیازاست،حداقلش این است که درمقابل جریاناتی که برای بی ارزش جلوه دادن وبی آبرونشان دادن سینمای ایران کم نمی گذارند و ازتریبون هایی مثل فلان برنامه تلویزیونی و یا روزنامه، سینمارا آماج حملات خودقرار می دهند،برگزاری اجتماعات بخصوص باحضورسرمایه های اصلی و با اصالت سینما می تواند کمی معادله رابرهم زند،ضمن آنکه سینمابه عنوان یک هنرمدرن نیازمند گردهمایی وهم اندیشی ست.

پس مدیران همواره بایک موقعیت متناقض مواجهند،هم سینمابه مراسم جشن وجشنواره نیازدارد،وهم سینماگران صاحب نام برای حضورطبیعی دراینگونه برنامه هاتابع شرایط خاصندتاحدی که گاهی اوقات برای حضورشان شروطی مطرح می کنند.

بنظرمی رسدفرهنگ حضوردرجریانهای رقابتی که برگزاری مراسم پایانی بخشی ازآن است توسط دست اندرکاران سینماروزبه روز وضعیت بدتری پیدامی کندو مجموعاً درطول سالهای اخیربرای کلیت سینماکمترسازنده بوده وعملاً خستگی رابرتن مدیران،برگزارکنندگان،دست اندرکاران،اهالی مطبوعات و... باقی می گذارد.

این مساله پیوند عمیقی با موضوعات دیگری از قبیل ابهام درجایگاه صنف، عدم تسلط مدیران به ویژه در بخش دولتی که گاهی باعوام گرایی وگاهی با تضعیف نهادهای صنفی صورت می گیرد، نقص ساختارهای جشن ها و جشنواره ها، عدم درک درست دست اندرکاران حرفه ای از نقش اجتماعی خود، ترجیح منافع فردی به منافع جمعی که در جامعه ایرانی تقریباً نهادینه شده است، دلسردی عمومی نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی و....دارد.

پس به نظر می رسد برای حل این مشکل روبه رشدبایدطرح وبرنامه ای داشت، رهاکردن این موضوع ویااحاله دادن آن به ساختارهای حاکمیتی کمکی به حل ماجرا نمی کندوصرفاًدایره سوءتفاهم هارابالابرده وسرمایه هاراهدر می دهد.

اگرواقعاًبخش مهمی ازسینماگران نام آشنا (ظاهراًاین اواخرناشناخته هاهم صاحب شرط شده اند) برای حضوردررقابت ومراسم پایانی خواسته یاناخواسته قواعدرایج رارعایت نمی کنندبهتراست تامدتی این گونه مراسم برگزارنشودو یا کمتربرگزارشود و با ایجادشاکله ای جدیدفضایی متناسب بافرهنگ سینماگران طراحی شود.البته گردهمایی هایی که برای سینما لازم است به گونه ای دیگرترتیب داده شود.

سابقه نشان داده برای برخی گردهمایی ها(خارج ازمحدوده های جشن وجشنواره) دست اندرکاران علاقمندی بیشتری ازخودنشان می دهند که به نظرمی رسد دراین گونه برنامه هاوجه جدی وقابل اعتنای سینمای ایران هم جلوه بیشتری نسبت به جشنها وجشنواره های رقابتی ازخودنشان می دهد.

پرواضح است که سینمای ایران باعرض وطولی که دارداحتیاج مبرمی به جریانهای رقابتی دارد، ولی چه بایدکرد وقتی فرهنگ آن به درستی شکل نگرفته وشواهد حاکی ازآن است که به این زودی هاهم نمی خواهدبگیرد.

لینک خبر :‌ برترین ها
منصور لشکری قوچانی، تهیه کننده آثاری چون قاتل اهلی ، عصر یخبندان ، هفت ماهگی ، خط ویژه و...، گفت: در این شرایطِ بازیگر محور بودن سینما، بازیگران وقتی می بینند کاری سرمایه گذار دارد میزان دستمزدشان را تغییر می دهند.

اعتمادآنلاین| منصور لشکری قوچانی، تهیه کننده سینما، گفت: معمولا نرخ دستمزد بازیگران را فیلم قبلی شان تعیین می کند. همیشه حداکثر 40 درصد از بودجه پروژه به دستمزد بازیگران و 15 درصد به گروه فیلمبرداری اختصاص پیدا می کند.

وی ادامه داد: سینمای ما این روزها بازیگر محور شده است. به طور کلی نرخ دستمزدها برای تهیه کنندگان شفاف و معلوم است اما اگر فیلمی دولتی یا سفارشی باشد یا تهیه کننده خصوصی برای آن کار در نظر گرفته شود، از کارگردان تا تک تک عوامل آن فیلم قیمت دستمزد خود را تغییر می دهند.

تهیه کننده قاتل اهلی در ادامه افزود: به طور مثال اگر فیلمی سرمایه گذار داشته باشد و برای ساخت آن 10 میلیارد تومان بودجه درنظر بگیرد بازیگر هم درخواست دستمزد یک میلیاردی می دهد اما زمانی که بودجه ساخت فیلم 3 میلیارد تومان باشد با 300 میلیون تومان حاضر است بازی کند.

منبع: خبرآنلاین

لینک خبر :‌ اعتماد آنلاین
سینماپرس: دکتر لاله افتخاری عضو سابق کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی همزمان با آغاز ماه محرم در خصوص لزوم تولید آثاری متناسب با این ایام در سینما و تلویزیون اظهار داشت: محصولات فرهنگی و هنری امروزه هدایتگری لازم را ندارند و سینما به بیراهه رفته است؛ ما امروزه بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که استعدادها را به مقاصد عالیه هدایت کنیم و بر اساس نیازهای روز جامعه و به ویژه نسل جوان آثار دینی فاخری را تولید کنیم که در آن ها با تعریف جدی و دقیق مفاهیم والای عاشورایی وجود داشته باشد و علت قیام امام حسین (ع) و دستاوردهای این قیام به خوبی تبیین شود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳

عضو جمعیت زنان انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: عاشورای حسینی (ع) متعلق به زمان و مکان خاصی نیست، این واقعه متعلق به تاریخ بشریت است؛ راز ماندگاری این واقعه عظیم این است که بر اساس مبانی الهی صورت گرفته و همین مهم باعث جاویدان شدن آن شده است. از همین رو مخاطبان عاشورا به زمان و سن و کشور و آیین خاصی تعلق ندارند و همه آزادگان و بشریت مخاطب جدی عاشورای حسینی (ع) هستند.

وی ادامه داد: امام حسین (ع) فرمودند: اِن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعادَ کونوا احراراً فی دنیا کم یعنی اگر دین ندارید و از معاد نمی ترسید، پس در دنیای تان آزاده باشید. ؛ این جمله خطاب به همه بشریت است و نیاز است ما مفهوم این جمله را به درستی درک کنیم، اگر مفهوم این جمله به درستی درک شود ما شاهد تحولات شگرفی خواهیم بود.

افتخاری سپس با بیان اینکه نیاز تولید آثار دینی و عاشورایی در سینما و تلویزیون به شدت احساس می شود اظهار داشت: نکته مهمی که در تولید این گونه آثار وجود دارد این است که نباید اجازه دهیم این وقایع تحریف شوند؛ ما باید تعریف جدی و دقیق از واقعه داشته باشیم. ما باید سعی کنیم علت قیام بزرگ امام حسین (ع) را به درستی تبیین کنیم. ما با انجام این کارها است که می توانیم شمر زمانه و امام حسین (ع) زمانه را به عموم مردم و به ویژه جوانان بشناسانیم.

وی تأکید کرد: با تولید آثار ارزشمند سینمایی و تلویزیونی می توان فرهنگ های ارزشمندی همچون: ایثار، شهادت، مقاومت، پایداری و انسانیت را پیاده سازی کرد. بنده معتقدم نیاز است که نخبگان بر اساس نیاز مخاطبان دست به تولید محصولات فرهنگی و هنری در این خصوص بزنند؛ از کتاب گرفته تا فیلم و تئاتر؛ ما باید همه توان خود را به کار ببندیم تا این مفاهیم را برای نوجوانان و جوانان و بزرگسالان به درستی تبیین کنیم.

این کارشناس فرهنگی در پاسخ به این سوأل که به عقیده شما علت کم کاری در این حوزه و عدم اقبال مدیران و مسئولان سینمایی و تلویزیونی برای تولید این آثار چیست تصریح کرد: از کوزه همان برون تراود که در اوست!؛ شاید این مدیران تربیت و فرهنگی دیگری دارند، ما نباید از آن ها انتظار داشته باشیم که در پی تولید فیلم های فاخر و ارزشمند دینی باشند. این کارها متعلق به انسان های دغدغه مند است. افرادی مانند زنده یاد فرج الله سلحشور بودند که سال های عمرشان را برای پژوهش و تحقیق برای تولید آثار ارزشمند دینی صرف کردند و تصویری زیبا از آیات قرآن مجید ارائه دادند.

افتخاری متذکر شد: مسئولان موظف هستند حمایت جدی از یکایک دغدغه مندان و فعالان حوزه فرهنگ و هنر که دغدغه پرداختن به مفاهیم ارزشمند دینی را دارند، هستند. افسوس که امروزه کار درستی صورت نمی گیرد؛ این روش صحیح نیست که هر کس هرطور که دوست دارد فیلم بسازد، این یک مشکل فرهنگی است که باید برطرف شود.

وی در پایان اظهاراتش خاطرنشان کرد: دشمنان اسلام و انقلاب مرتباً از فضای مجازی و عرصه فرهنگی و هنری استفاده می کنند و بر علیه باورها و عقاید ما اثر تولید می کنند اما متأسفانه مسئولان ما که فارق از آینده نگری هستند نه تنها هیچ گاه در پی تقابل با حرکت های دشمن نبوده اند بلکه قدمی هم در راستای تولید حداقلی آثار دینی برنمی دارند.

لینک خبر :‌ سینما پرس
در ایام عزاداری حسینی و در دهه اول محرم و پس از گذشت یکی دو هفته از دستگیری جعفری و مشخص شدن ابعاد ماجرا، اقدامی از سوی 200 نفر از اهالی سینما و تئاتر انجام شد که جای بحث فراوان دارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳

گروه فرهنگی _ سید محسن عبدالهی: داستان دستگیری نوشین جعفری که از گردانندگان اصلی اکانت یار دبستانی در توییتر بود، وارد فاز جدیدی شده است. وی که بیشتر به عنوان عکاس در سینما و تئاتر فعالیت می کرد، به علت نشر توییت های توهین آمیز نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام و فعالیت ضد انقلاب اسلامی، توسط نهادهای اطلاعاتی دستگیر شده است.

به گزارش بولتن نیوز، پس از دستگیری این فرد معلوم الحال دو اتفاق مهم در حمایت از وی رخ داد. اتفاق اول فعالیت مجدد اکانت یار دبستانی با توییت هایی همانند گذشته بود. گردانندگان این صفحه برای اینکه نشان دهند نوشین جعفری بیگناه دستگیر شده است مجددا اقدام به نشر توییت های توهین آمیز کرده اند. البته از فقدان شعور این افراد همین بس که فکر می کنند همه مانند خودشان از عقل بی بهره اند و نمی دانند که برای یک اکانت امکان فعالیت چند ادمین وجود دارد. و البته عجیب است چرا نهادهای امنیتی در حالی که توانسته اند به نوشین جعفری که پشت این صفحه بوده است، برسند، اقدام به از دسترس خارج کردن آن نکرده اند تا امروز مجددا شاهد نشر خزعبلات جدید در فضای مجازی باشیم.

اما اتفاق مهم تر جای دیگری رخ داد. پس از دستگیری جعفری تعداد زیادی از اهالی سینما در اینستاگرام خود پست هایی در حمایت از وی منتشر کردند و بدون دانستن اینکه آیا واقعا چنین جرمی از طرف وی رخ داده است یا خیر، مطابق معمول سراسیمه واکنش نشان دادند و از جعفری حمایت کردند. تا اینجای قضیه را می شود با مماشات طی کرد و گفت که در فضای احساسی اولیه و مطابق الگوی همیشگی خود رفتار کرده اند.

اما در ایام عزاداری حسینی و در دهه اول محرم و پس از گذشت یکی دو هفته از دستگیری جعفری و مشخص شدن ابعاد ماجرا، اقدامی از سوی 200 نفر از اهالی سینما و تئاتر انجام شد که جای بحث فراوان دارد. این حضرات مشعشع الفکر که خیال می کنند همه چیز را می فهمند و می دانند و می توانند در هر زمینه ای اظهار فضل نمایند، با انتشار یک نامه که 200 امضای اهالی سینما و تئاتر را پای خود دارد، از نوشین جعفری حمایت کردند و خواستار آزادی وی و مشخص شدن ابعاد پرونده برای ایشان شدند. اینکه این ها خود را در چه جایگاهی دیده اند که برای دستگاه های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی تعیین تکلیف می کنند جای تامل دارد.

مماشاتی که پیش از این با رفتارهای هنجارشکنانه و اظهارنظرهای ضدانقلاب این افراد شده بود، باعث شده است امروز این خیال واهی را در سر داشته باشند که افراد مهمی هستند و می توانند برای جمهوری اسلامی خط و نشان بکشند. اگر دستگاه قضایی بدون ترس از سلبریتی بودن و سر و صدای کاذبشان پس از فتنه سال 88 برخورد محکمی با این ها می کرد و آن دسته ای را که در کف خیابان حضور پیدا کرده بودند و مردم را به تظاهرات علیه نظام تشویق می کردند، همچون مردم عادی حاضر در صحنه و فعالین نفوذی ضد انقلاب دستگیر و روانه زندان می کرد، امروز به خود اجازه نمی دادند که در دهه اول محرم از فردی حمایت کنند که به عزای سالار شهیدان جسارت کرده است.

جلوگیری از خروج پگاه آهنگرانی از کشور ما را امیدوار کرد که در دوره جدید قوه قضاییه قرار است بدون توجه به ادا و اطوارهای سلبریتی جماعت و سر و صدای کاذبشان با ایشان برخورد شود. امروز نیز اگر به صورتی جدی به ارتباط این 200 نفر با نوشین جعفری و علی الخصوص حمایت سفت و سخت تعدادی خاص از این جماعت از وی ورود نشود، فردا روز احتمالا پا را فراتر خواهند گذاشت و یک هنجارشکنی جدید علیه اعتقادات مردم و جمهوری اسلامی به راه خواهند انداخت. قوه قضاییه باید بدون نگاه مهربان و نشان دادن عطوفت بیش از اندازه نسبت به این افراد پوچ و توخالی که جسارت خود را تا حمایت از توهین کننده به ائمه اطهار رسانده اند، برخوردی جدی نماید و اجازه ندهد رفتارهای اینچنینی ادامه پیدا کنند.

قطعا برای قوه قضاییه که این روزها از معاون وزیر و وزیر تا نماینده مجلس و آقازاده در پای میز محاکمه اش حاضر شده اند، برخورد با تعدادی فرد پر سر و صدا که خاصیت خاصی هم ندارند، سخت نخواهد بود. اما نباید برخورد با این ها را محدود به دستگاه قضایی کرد. با نگاهی به لیست امضاکنندگان نامه حمایت از نوشین جعفری خواهیم دید که اکثر این ها در سینما و تلویزیون مشغول فعالیت هستند و از قبل جمهوری اسلامی است که امروز برای خودشان اسم و رسمی در کرده اند.

اگر صدا و سیما و مسئولان سازمان سینمایی غیرت دینی شان به جوش بیاید و خود وارد عمل شوند و راسا با این افراد برخورد کنند، قطعا برای شروع یک قدم بزرگ خواهد بود. با یک اقدام مناسب در مقابل رفتار سلبریتی جماعت حساب کار دستشان می آید که نمی شود هم از بیت المال و جیب جمهوی اسلامی ارتزاق کنند و در رسانه آن معروف بشوند و صاحب تریبون؛ و هم علیه همین نظام که موجودیت خود را به او وابسته اند، فعالیت کنند. اگر امروز با این جماعت برخوردی قاطع و چندجانبه صورت نگیرد، فردا روز باید منتظر تبعاتی جدی باشیم که یکی از تبعاتش رسمیت بخشیدن به اظهارفضل ها و قدرت بخشیدن به بازی های رسانه ای آن ها خواهد بود.

لینک خبر :‌ بولتن نیوز
آخرین آمار فروش فیلمهای سینمایی روی پرده سینمای ایران نشان می دهد که فیلهایی که در شهریورماه نمایش داشتند تا امروز حدود پنج و نیم میلیارد تومان پول وارد چرخه سینمای کشور کرده اند اما این در حالی است که آثاری که از ابتدای همین ماه روی پرده رفتند تا امروز پس از گذشت دو هفته، تعداد سالن های بسیار کمی در اختیار دارند و میزان فروش شان بسیار پایین است.

به گزارش ایسنا، آمار فروش فیلمهای روز سینمایی بر اساس داده هایی که در سامانه فروش سینمای ایران تا امروز (13 شهریورماه) قرار گرفته به این شرح است:
فیلم سینمایی برمودا به کارگردانی رهبر قنبری که از 6شهریورماه روی پرده رفته، تا امروز 11 میلیون و 429 هزار تومان فروش داشته و بیش از هزار نفر مخاطب آن بوده اند. این فیلم در حال حاضر 15 سینما در اختیار دارد.

فیلم چاقی ساخته راما قویدل که نمایشش روی پرده سینما از چهارشنبه هفته گذشته آغاز شده، پس از یک هفته اکران 89 میلیون و 747 هزار تومان فروش داشته و بیش از 6هزار نفر مخاطب داشته است. این فیلم سینمایی 65 سینما در اختیار دارد.

صدای منو می شنوید به کارگردانی صادق آشتیانی پور که از 6شهریورماه روی پرده رفته، تا امروز 875 هزار تومان فروش داشته و در 9 سینما نمایش داشته است.

فیلم سینمایی روسی ساخته امیر حسین ثقفی با محدودیت سنی +15 سال و از 30 مردادماه نمایشش را روی پرده سینماهای کشور آغاز کرده است. این فیلم تا امروز 454 میلیون و 639 هزار تومان فروش داشته و در 73 سینما در تهران وشهرستان نمایش پیدا کرده است. 33 هزار نفر تا امروز مخاطب این فیلم در سینماها بودند.

فیلم ایده اصلی به کارگردانی آزیتا موگویی که از نیمه مردادماه روی پرده سینماها رفته است تا امروز حدود دو میلیارد و 360 میلیون تومان فروش داشته و در 155 سینما نمایش داشته است. این فیلم به تفکیک با جذب بیش از 183 هزار مخاطب در تهران حدود یک و نیم میلیارد فروش داشته است.
فیلم سینمایی جانان ساخته کامران قدکچیان با گذشت حدود یک ماه نمایش و اکنون با دراختیار داشتن سینماهای محدودی در تهران در مجموع 292 میلیون تومان فروش داشته و 26 هزار نفر آن را در سینماها تماشا کرده اند.
فیلم قسم به کارگردانی محسن تنابنده از 9مردادماه نمایش خود را روی پرده های سینما آغاز کرد. این اثر با در اختیار داشتن 131 سینما تا امروز نزدیک به دو میلیارد تومان فروش داشته است و 148 هزار نفر پای تماشای آن در سینماها نشسته اند.

فیلم سینمایی تپلی و من ساخته حسین قناعت از دوم مردادماه اکرانش آغاز شده و برای مخاطب خانواده و کودک و نوجوان ساخته شده است، حدود یک میلیارد و 360 میلیون تومان فروش داشته و 133 هزار نفر آن را در سینماها تماشا کرده اند. از مجموع فروش این فیلم سینمایی بیش از 758 میلیون تومان حاصل فروش در تهران بوده است.
فیلم سرکوب به کارگردانی رضا گوران پس از یک ماه و نیم نمایش و اکران در 100 سینما به فروشی نزدیک به 870 میلیون تومانی رسیده است. تا امروز بیش از 65 هزار نفر مخاطب این فیلم سینمایی بوده اند.
فیلم سینمایی قصر شیرین ساخته سیدرضا میرکریمی که از دوم مردادماه روی پرده سینماها رفت نزدیک به سه میلیارد تومان فروش داشته و بیش از 241 هزار نفر آن را در 142سینما تماشا کرده اند.
انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
بهروز رشاد تهیه کننده سینما، در خصوص آخرین وضعیت دریافت پروانه نمایش و اکران قطار آنشب توضیح داد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : شاینا نیوز

بهروز رشاد تهیه کننده سینما، درباره آخرین وضعیت اکران فیلم سینمایی قطار آنشب به خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، گفت: پروانه نمایش این فیلم بدون ممیزی صادر شد. فکر می کنم امسال بتوانیم آن را اکران کنیم و با این هدف در حال رایزنی با سرگروه هستیم.

افشین هاشمی، سیامک صفری، مریم بوبانی، بهناز نادری، بهرام شاکری و بازیگر خردسال آیلین رشیدیان در قطار آنشب به ایفای نقش می پردازند.

عوامل اصلی این فیلم عبارتند از:

نویسنده: بهروز رشاد و حمیدرضا قطبی بر اساس رمانی از احمد اکبرپور، تهیه کننده و مجری طرح: بهروز رشاد، کارگردان: حمیدرضا قطبی، مدیر فیلمبرداری: محمد رسولی، تدوین: حسن حسندوست، طراح صحنه: هومن معصومی، طراح چهره پردازی: ناهید علامی، صدابردار: حسین بشاش، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: واحیک خچوویان، منشی صحنه: هدیه نصیری، دستیار تهیه: میثم صانعی، عکاس: بهروز صادقی، مدیر تدارکات: داوود ناظمی.

فیلم سینمایی قطار آنشب در سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان اصفهان حضور داشت و جوایز متعددی در بخش های مختلف دریافت کرد.

انتهای پیام/

آخرین وضعیت اکران قطار آنشب

لینک خبر :‌ باشگاه خبرنگاران جوان
نشست سیاستگذاری سینما و تنوع ژانر در سینمای ایران سه شنبه 12 شهریور 98 با حضور امیررضا نوری پرتو، سید حسن حسینی و وحید اله موسوی در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : خبرنامه گویا

به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نقل از پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، در ابتدای این برنامه، امیررضا نوری پرتو محقق و منتقد سینمای ایران به ذکر مقدمه درمورد ژانر در سینمای ایران پرداخت و گفت: باید ببینیم اصلاً چیزی به مفهوم ژانر به معنای آکادمیک و آنچه که در سینمای جهان مطرح است، در سینمای ایران وجود دارد یا خیر و آیا مؤلفه های ژنریک در سینمای ایران شکل گرفته و رنگ بومی به خود گرفته است یا خیر؟ اصولاً دو ژانر همیشه جذاب برای مردم کل دنیا وجود داشته که ملودرام یا درام و کمدی بوده است و واقعیت این است که سینمای ایران بر مدار این دو ژانر حرکت کرده ولی باید گفت ما این دو ژانر را هم، به معنای آکادمیک و به معنای واقعی نداشته ایم.

در بخش دوم این برنامه وحید اله موسوی دیگر محقق و منتقد سینما، با اشاره به پژوهش خود تحت عنوان تحلیل مفهوم ژانر در سینمای ایران ، توجه و تمرکز به مفاهیم زیرژانر ، چرخه و ساحت های ژانری را در مطالعات ژانری حائز اهمیت دانست و در توضیح پژوهش خود گفت: نظام ژانری ایران یک پیوستار است که باید آن را از ابتدا مورد بررسی قرار داد . به همین دلیل این پژوهش به بررسی مفهوم ژانر از دوران قاجار پرداخته که در مراحل بعدی به دوره پهلوی اول و دوم می رسد.

او در توضیح دوران قاجار گفت: با بررسی آگهی های چاپ شده در این دوران ، متوجه می شویم که بیشتر فیلم ها آموزشی بوده اند و روی ابعاد آموزشی آن ها تأکید شده است. به مرور زمان، شمایل هایی که در فیلم های دهه 30 و 40 وجود دارد، در دهه 50 نهادینه می شود. وی افزود: با توجه به اینکه دولت در دوره پهلوی اول و دوم هیچ حمایتی از سینمای عامه پسند نمی کند و از طرف دیگر، ورود بی رویه فیلم های خارجی و نمایش آن ها برای مخاطبان صورت می گیرد، این مسأله باعث شکل گیری انتظارات ژانری در این دوران می شود.

در بخش بعدی سید حسن حسینی منتقد دیگر این برنامه، ژانر و مطالعه ژانر سینمایی را یکی از کارآمدترین ابزارهایی دانست که برای خوانش تاریخ سینمای ایران می توان از آن استفاده کرد. او در پاسخ به نحوه فعالیت مسئولان سینمایی و سیاستگذاری در این عرصه خاطرنشان کرد: جواب این پرسش یک جواب آرمانی ست، اینکه مسئولان سینما از مقابل سینما کنار بروند و اجازه دهند آفتاب مخاطب به تن سینما بتابد. این یعنی مانعی که ایجاد کرده اند، برطرف شود. او اعتراف کرد که این یک پاسخ آرمانی ست و امکان تحقق آن وجود ندارد.

او صحبت از ژانر را غیبت از ژانر برشمرد و اظهار داشت: ما در غیاب ژانر از ژانر صحبت می کنیم. یعنی غیبت آن را می کنیم. او ادامه داد: یک بحث ژانر، تولید ژنریک است یعنی کالای فرهنگی باید تولید ژنریک شود. به عبارت دیگر باید در قالب مناسبات بازار آزاد تولید، عرضه و مصرف شود. تا زمانی که مناسبات بازار آزاد یعنی عرضه و تقاضا وجود نداشته باشد، تولید ژنریک مخدوش شده است و تصدی گری دولت مسأله ای ست که همین مناسبات را مخدوش می کند. ژانر در حوزه فیلم عامه پسند است که با دو پارادایم برای فهم میزان محبوبیت سروکار داریم که یکی بحث اقتصادی و اعداد و ارقام است و دیگری بحث مردم شناسی. تصدی گری دولت هردو بعد را مخدوش می کند. به لحاظ اقتصادی منجربه عدم فهم میزان دخل و خرج فیلم می شود و به لحاظ مردم شناسی نیز مشکلاتی را ایجاد می کند. این تصدی گری مناسبات دیگر را نیز مخدوش می کند. مثلاً همواره شاهد دیدن سلبریتی ها در سینمای ایران هستیم بدون ملاحظه ستاره ها. نداشتن ستاره ها در سینما، حاصل مخدوش شدن مناسبات ژنریک است.

موسوی در ادامه با بیان اینکه فهم علت عدم شکل گیری ژانر در سینمای ایران ساده است، اذعان کرد: ما چطور می توانیم هنجارشکنی را در تنوع ژانرها نشان دهیم؟ وقتی ما بخواهیم به طور مثال ژانر وحشت را داشته باشیم باید بتوانیم هیولا نشان دهیم. شکل گیری ژانر به نظام نگرش کلی تری که بر سیاست، اقتصاد و اجتماع آن جامعه حاکم است، برمی گردد. بنابراین باید همه حوزه ها منطبق بر هم باشند تا ژانرها شکل بگیرند. در نتیجه در این میان، ژانرهایی که بی خطرند ساخته می شوند و تداوم می یابند. وی افزود: بنابراین این محدودیت های ژانری باعث می شود که مخاطب تنوع ژانرها را در آن سوی مرزها بجوید و به آن برسد.

امیررضا نوری پرتو نیز در پایان این برنامه در راستای بهبود وضعیت سینمای ایران عنوان کرد: عزم جدی فراگیر چندوجهی نیاز است. تا زمانی که سینمای ایران با اقتضائات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود نتواند صنعتی شود، ما نمی توانیم صاحب ژانر شویم. لزوم وجود اراده جمعی هم از سمت حکومت گران و هم از سمت خود سینماگران و نیز خود مردم احساس می شود.

گزارش: فریبا رضایی

13 شهریور 1398 16:19

لینک خبر :‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
نهاوند- معاون سازمان امور سینمایی کشور از احداث 250 سالن سینما توسط بخش خصوصی در کشور خبر داد.

به گزارش خبرنگار مهر ، جلسه بررسی ظرفیت های شهرستان نهاوند در راستای احداث پردیس سینمایی عصر چهارشنبه با حضور معاون سازمان امور سینمایی کشور، مدیرکل ارشاد استان همدان به همراه شهردار و مدیر ارشاد نهاوند برگزار شد.

رمضانعلی حیدری خلیلی در این جلسه اظهار کرد: طی سال های اخیر بیش از 250 سالن سینما توسط بخش خصوصی در کشور در دست ساخت قرار گرفته است.

وی با اشاره به حمایت های مالی از طرف سازمان امور سینمایی کشور برای ساخت این پردیس ها، گفت: هنوز در برخی شهرهای پرجمعیت کشور بخش خصوصی توجیه مالی برای ایجاد سینما ندارد که پردیس سینمایی راهکار خوبی برای این موضوع بود که به کمک شهرداری ها اجرا خواهد شد.

رئیس سازمان امور سینمایی کشور ادامه داد: طرح پردیس سینمایی امید با مشارکت شهرداری ها در 20 شهر از استان های کشور اجرا خواهد شد که با استقبال شهرداری مواجه شده و در آینده اجرایی می شود.

وی تصریح کرد: پردیس سینمایی امید حداقل در 3 سالن با مشارکت شهرداری نهاوند در این شهر اجرا می شود.

کد خبر 4711620

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
سخنگوی شورای صنفی نمایش گفت: سینما ها از یکشنبه 17 شهریور تا پایان روز پنجشنبه 21 شهریور تعطیل هستند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : شهدای ایران راهبرد معاصر خلیج فارس خبرگزاری تابناک گام خبر

به گزارش جام جم آنلاین از میزان، غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش پیرامون تعطیلات سینما در ایام عاشورا و تاسوعای حسینی گفت: در جلسه شورای صنفی نمایش مصوب شد که سینما های سراسر کشور از روز یکشنبه هفدهم شهریور (هشتم محرم) شب تاسوعای حسینی تا پایان روز پنجشنبه 21 شهریور تعطیل هستند.

سخنگوی شورای صنفی نمایش خاطرنشان کرد: یکشنبه 17 شهریور، دوشنبه 18 شهریور، سه شنبه 19 شهریور، پنجشنبه 21 شهریور کاملاً سینما ها تعطیل هستند.

لینک خبر :‌ جام جم
تولید یکی از جنجالی ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران از سر گرفته شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : فرتاک نیوز کندو نیوز اسپوتینگ روسیه

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ پروژه سینمایی لاله محصول دولت دهم که با سفارش ویژه رییس جمهور وقت در دست تولید بود حالا در دولت دوازدهم قرار است به سرانجام برسد و در جشنواره فجر امسال رونمایی شود. تورج منصوری تهیه کننده جدید این پروژه است و علیرضا رضاداد به عنوان مشاور پروژه حضور دارد.

ماجرای لاله از دولت دهم آغاز شد. وقتی اسدالله نیک نژاد قرار شد فیلمی درباره لاله صدیق قهرمان اتومبیلرانی بسازد و بودجه بالای فیلم حساسیت هایی ایجاد کرد وزیر و رییس سازمان سینمایی وقت به مجلس احضار شدند اما به هر شکل تولید فیلم آغاز شد اما در دولت دهم به سرانجام نرسید و در اواسط فیلمبرداری با تغییر دولت و روی کار آمدن حجت الله ایوبی به عنوان رییس سازمان سینمایی، این پروژه به دلیل هزینه های بسیار بالا و سپرده شدن کارگردانی آن به نیک نژاد که سال ها در خارج از کشور مشغول فعالیت بود، متوقف شد. نیک نژاد مدت ها پیگیر پایان فیلمبرداری این فیلم بود پیگیری که حالا به سرانجام رسیده است.

فیلمبرداری بخش های باقی مانده لاله طی روزهای آینده به تهیه کنندگی تورج منصوری و کارگردانی اسدالله نیک نژاد آغاز می شود و از گروه تولید سابق تنها محمدرضا منصوری و پروانه پرتو در پروژه حضور ندارند. اغلب سکانس های باقی مانده مربوط به پیست اتومبیلرانی است و نقش برادر لاله صدیق هم به علت بزرگ شدن بازیگر از داستان حذف شده. بودجه تولید ادامه فیلم لاله توسط مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تامین می شود

لینک خبر :‌ خبرگزاری برنا
کارگردان فیلم سینمایی "دیدن این فیلم جرم است"، دل پری از توقیف این فیلم دارد و در گفتگو با خبرفوری، به انتقاد از مدیریت چندگانه سینما در ایران می پردازد.

کارگردان فیلم سینمایی "دیدن این فیلم جرم است"، دل پری از توقیف این فیلم دارد و در گفتگو با خبرفوری، به انتقاد از مدیریت چندگانه سینما در ایران می پردازد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

داستان "دیدن این فیلم جرم است" درباره تعدی یک تبعه متنقذ انگلیسی به زنی محجبه (با بازی لیندا کیانی) است. امیر (با بازی مهدی زمین پرداز) که همسر هانیه و فرمانده پادگان بسیج شهید موسوی است این تبعه را دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار می دهد. بعد از دستگیری تبعه انگلیسی که عضو هیئت مدیره یک شرکت بزرگ فروش نفت است پسر آیت الله احتشام که آقا زاده ای وابسته به حاکمیت است (با بازی حمیدرضا پگاه) برای آزادی تبعه به پایگاه بسیج می آید که او هم توسط امیر زندانی می شود. حضور گسترده نیروهای امنیتی در محل ماجرا را پیچیده تر می کند.

داستان فیلم در یک پایگاه بسیج اتفاق می افتد؛ پایگاهی که اتفاقا از همه قشر در آن حضور دارد و برای کارگردان نمادی از میهن تلقی شده است؛ فضای پایگاه شرایط جنگی را در ذهن تداعی می کند. زهتابچیان کارگردان فیلم می خواسته شرایط خاص کشور (ماجرا در روز تایید برجام اتفاق می افتد) که شبیه شرایط جنگی مانند جنگ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است را نشان بدهد.

حالا سعید دشتی، بازیگر این فیلم به گفتگوی اختصاصی با خبر فوری در برنامه سرنا پرداخته است و از قصه توقیف این فیلم می گوید.

سعید دشتی به علت توقیف " دیدن این فیلم جرم است" اشاره کرد و اظهار داشت: واقعا علت توقیف " دیدن این فیلم جرم است" را نمی دانیم و فقط هرازچندگاهی می شنویم که اکران به تعویق می افتد!

وی خاطرنشان کرد: واقعا نمی فهمم فیلمی که پروانه ساخت می گیرد، چرا باید توقیف شود؟!

بازیگر سینما و تلویزیون خاطره خوشی از فضای مجازی هم ندارد و در بخش دیگری از این گفتگو درخصوص ذات و ماهیت فضای مجازی می گوید: زمانی که از اوقات خوب زندگی عکس و فیلم می گیریم و در شبکه های اجتماعی منتشر می کنیم، درواقع به ذات دروغ فضای مجازی تن داده ایم و از تلخی ها و واقعیات زندگی فرار می کنیم.

در ادامه، فیلم این گفتگو را ببینید.

داستان "دیدن این فیلم جرم است" درباره تعدی یک تبعه متنقذ انگلیسی به زنی محجبه (با بازی لیندا کیانی) است. امیر (با بازی مهدی زمین پرداز) که همسر هانیه و فرمانده پادگان بسیج شهید موسوی است این تبعه را دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار می دهد. بعد از دستگیری تبعه انگلیسی که عضو هیئت مدیره یک شرکت بزرگ فروش نفت است پسر آیت الله احتشام که آقا زاده ای وابسته به حاکمیت است (با بازی حمیدرضا پگاه) برای آزادی تبعه به پایگاه بسیج می آید که او هم توسط امیر زندانی می شود. حضور گسترده نیروهای امنیتی در محل ماجرا را پیچیده تر می کند.

داستان فیلم در یک پایگاه بسیج اتفاق می افتد؛ پایگاهی که اتفاقا از همه قشر در آن حضور دارد و برای کارگردان نمادی از میهن تلقی شده است؛ فضای پایگاه شرایط جنگی را در ذهن تداعی می کند. زهتابچیان کارگردان فیلم می خواسته شرایط خاص کشور (ماجرا در روز تایید برجام اتفاق می افتد) که شبیه شرایط جنگی مانند جنگ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است را نشان بدهد.

حالا سعید دشتی، بازیگر این فیلم به گفتگوی اختصاصی با خبر فوری در برنامه سرنا پرداخته است و از قصه توقیف این فیلم می گوید.

سعید دشتی به علت توقیف " دیدن این فیلم جرم است" اشاره کرد و اظهار داشت: واقعا علت توقیف " دیدن این فیلم جرم است" را نمی دانیم و فقط هرازچندگاهی می شنویم که اکران به تعویق می افتد!

وی خاطرنشان کرد: واقعا نمی فهمم فیلمی که پروانه ساخت می گیرد، چرا باید توقیف شود؟!

بازیگر سینما و تلویزیون خاطره خوشی از فضای مجازی هم ندارد و در بخش دیگری از این گفتگو درخصوص ذات و ماهیت فضای مجازی می گوید: زمانی که از اوقات خوب زندگی عکس و فیلم می گیریم و در شبکه های اجتماعی منتشر می کنیم، درواقع به ذات دروغ فضای مجازی تن داده ایم و از تلخی ها و واقعیات زندگی فرار می کنیم.

در ادامه، فیلم این گفتگو را ببینید.

لینک خبر :‌ خبر فوری
درست در روزهایی که بازیگران و عوامل فیلم متری شش و نیم مشغول شرکت در جشنواره فیلم ونیز هستند، آمار دانلود غیرقانونی این فیلم بسیار بالا رفته و داغ دل بسیاری از سینماگران و کسانی که ساخت فیلم و سریال هایی که در سینما و شبکه های خانگی فعال اند را تازه کرده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : سینما سینما

آفتاب نیوز :

اتفاقی که به هیچ عنوان تازگی ندارد و موضوع روزی نیست؛ اما همچنان دامن بسیاری از فعالان این عرصه را گرفته است و باعث می شود این صنعت نتواند آنطور که باید رشد کند. به طوری که به عنوان نمونه همچنان شاهد سریال هایی هستیم که در شبکه های خانگی ساخته می شود؛ اما یا کیفیت لازم را ندارند یا بدون آنکه تکلیف قسمت ها و فصل های بعدی آن معلوم شوند به صورت نامعلومی متوقف شده و این موضوع بی احترامی تمام به مخاطب را نشان می دهد. اتفاقی که البته به مخاطبانی برمی گردد که با دانلودهای غیرمجازشان و رعایت نکردن حق کپی رایت کابوس سازندگانی شده اند که نمی توانند سرمایه ساخت یک مجموعه باکیفیت را به دوش بکشند. در صورتی که برای ساخت فیلم سینمایی و سریال های شبکه های خانگی میلیاردها تومان هزینه می شود.

اتفاقی که هر دو سر آن باخت است. از یک سو با باخت مخاطب طرف هستیم. چون مخاطب با رعایت نکردن حق تولیدکننده و دانلود غیرقانونی، سرمایه ای که بابت تهیه آن فیلم و سریال شده را بر باد می دهد و از سوی دیگر با باخت سازنده طرف هستیم. چون با ساخت فیلم های بی کیفیت خود باعث ریزش مخاطب شده و مخاطب را به این نتیجه می رساند که دیدن یک بار فیلمی که چندان هم خوش ساخت و جذاب نیست ارزش هزینه کردن ندارد و این اجحافی خواهد بود برای فیلم هایی که سطح کیفی بالایی دارند و بابت آنها سرمایه گذاری مالی و معنوی هنگفتی شده است.

ذائقه ایرانی، دانلود رایگان!

تمام این مسائل دست به دست هم داده است که باوجود فتوای مراجع تقلید در زمینه حرام بودن دانلودهای غیرمجاز و باوجود ایجاد کمپین ها و درخواست هایی که از سوی سازندگان صورت گرفته شده است و باوجود سایت ها و شبکه های خانگی که فیلم های سینمایی پس از اکران و سریال هایی که برای شبکه های خانگی ساخته می شود را با قیمتی کم تر از نسخه دی وی دی آنها در اختیار مخاطبان قرار می دهد؛ اما نتواند ذائقه ببیندگان ایرانی را از رایگان تماشا کردن این فیلم و سریال ها تغییر دهد. هرچند نسخه های وی او ای تاحدود توانسته مخاطبان را به سمت تماشا از این طریق سوق دهد؛ اما به صورت تمام و کمال موفق به این موضوع نشده است.

درحالی که سرمایه گذاران ساخت فیلم و سریال برای حفظ سرمایه و انگیزه ادامه فعالیت در این عرصه نیاز به حمایت تماشاگران دارند در غیر این صورت این بازار همچنان روند سراشیبی خود را پیش گرفته و پیشرفتی در این صنعت را شاهد نخواهیم بود. به طوری که بسیاری از سازندگان عطای ساخت را به لقایش می بخشند.

دانلود غیرمجاز حق من است

بسیاری از مخاطبان با توجیح های گوناگون تلاش می کنند خود را متقاعد کنند حقی در زمینه دانلود غیرمجاز و تماشای رایگان این محصولات فرهنگی دارند. چون با محصولی ناملموس طرف هستند و متقاعد کردن این افراد که بابت محصول ناملموس نیز باید هزینه کنند هم نیاز به فرهنگسازی دارد که متاسفانه در جهان سوم نسبت به آن فرسنگ ها عقب مانده و همچنان اندر خم یک کوچه است که به این فرهنگ برسند دانلود غیرمجاز شما ضربه ای اساسی به این صنعت خواهد زد.

این در حالیست که مخاطب ها اگر به این موضوع توجه کنند با هزینه کردن هرچند اندک به خودشان احترام گذاشته اند. چون در این شرایط تولیدکنندگان تلاش می کنند آثاری که تولید می کنند آثاری باکیفیت باشند و سطح کیفی کار را بالا ببرند.

به نظر می رسد معضلات اقتصادی چند وقت اخیر بهانه خوبی شده برای آنکه بسیاری را متقاعد کند توان اقتصادی مردم برای تهیه بسته های فرهنگی با این قیمت فراهم نیست. در صورتی که چنین نگاهی اگر با بار فرهنگی همراه شود به مرور کمرنگ خواهد شد چون در هر صورت هزینه های پنهان که به صورت عینی و محسوس در زمان دانلود غیرمجاز خود را نشان نمی دهد موجب شده است بسیاری بر این تصور باشند که دانلود غیرمجاز برایشان به صرفه تر از آن باشد که بخواهند آن را به صورت قانونی دانلود یا با خرید اشتراک در شبکه های خانگی تماشا کنند. در صورتی که این دانلودها برای مردم گران تر تمام می شود چون هزینه ترافیک چند برابر راه های قانونی است و مردم از این هزینه ها بی خبرند.

کمپین ها و خواش هایی که به نظر بی ثمر هستند

برای ایجاد فرهنگسازی که هم از نظر شرعی و هم از نظر عرفی مسیر دانلود غیرمجاز را به مسیر درست خود هدایت کند تاکنون تلاش های بسیاری شده است. یکی از اولین تلاش ها مربوط به سریال قهوه تلخ بود که مهران مدیری، کارگردان در ابتدای هر قسمت از سریال از مخاطبان خود می خواست تا سی دی این سریال را تهیه و سپس به تماشا بنشینند. این اتفاق اتفاق تاثیرگذاری بود و هرچند ادامه دار نشد و حتی قهوه تلخ به پایان نرسید؛ اما در هر صورت می توان آن را به عنوان اولین گام تلقی کرد.

پس از آن نیز فعالیت های دیگری نیز صورت گرفت که از جمله آنها می توان به صفحه ای اشاره کرد تحت عنوان دانلودهای خود را حلال کنید به راه افتاد. این موضوع نیز چون هزینه ای آنچنانی دربرنداشت باز هم اثر مثبت خود را گذاشت. اما باز هم بودند کسانی که همچنان دانلود غیرمجاز را به این سبک ترجیح می دهند.

تیرماه 97 بود هم عوامل فیلم ساخت ایران 2 نیز تلاش کردند با ایجاد کمپینی در این زمینه اعتراض خود را نشان داده و به دنبال حامیانی در این زمینه باشند. این کمپین با عنوان تماشای غیرمجاز ممنوع در میان رسانه ها به طور جدی خواستار همکاری همه جانبه برای رفع این معضل شدند.

هرچند عوامل این سریال به ویژه کارگردان و تهیه کننده بر این باور بودند عدم رعایت قانون کپی رایت، عدم حمایت نهادهای نظارتی و فرهنگی مانند وزارت ارشاد و عدم حمایت مردمی دست به دست هم داده است تا همچنان شاهد آن باشیم دانلودهای غیرمجاز در مدار حرکتی خود پیش برود این موضوع را خیانتی بزرگی می دانند که به فیلام ها و سریال های تولیدی وارد می آورد و آینده این صنعت را به خطر می اندازد.

امیر پروین حسینی، تهیه کننده سریال ساخت ایران یک و دو در این زمینه گلایه دارد که چرا باوجود آنکه دانلود غیرقانونی همانطور که از نامش مشخص است غیرقانونی است؛ اما جلوی آن از طریق مراجع قضایی و قانونی گرفته نمی شود. او با اشاره به شعار عدالتخوای ادامه می دهد: کاملا مشخص است چه سایت هایی در حال فعالیت غیرقانونی در این زمینه هستند؛ اما اینکه چرا جلوی آنها گرفته نمی شود من نمی توانم به آن پاسخی دهم. این تهیه کننده با انتقاد از اینکه ظاهرا اراده ای برای جلوگیری از این عمل نیست به این نکته تاکید دارد که همین بی توجهی باعث آشفتگی شده که افراد سودجو از این آشفته بازار سوداستفاده می کنند.

امیر پروین حسینی در پاسخ به این سوال که روند کمپینی که سال گذشته راه انداختند به کجا رسید پاسخ می دهد که برای به دست آوردن آمار و ارقام دقیق نیاز به تحقیقات میدانی و گسترده ای داشت که خود بودجه ای جدا می طلبید و برای همین تنها آنچه می شود در این زمینه گفت شنیده های اطرافیان است که چندان نمی توان بر روی آنها استناد کرد.

مقامات قضایی کمی جدی تر باشند بساط دانلود غیرمجاز برداشته می شود

ضمن اینکه او در نهایت بر این باور است اگر مقامات قضایی نسبت به این موضوع به صورت جدی تری نگاه کنند و بدانند که سرمایه های بسیاری در این زمینه در حال به باد رفتن است و اگر برای چنین کارهای غیرقانونی جریمه ای در نظر گیرد خود به خود این بازار مکاره از بین خواهد رفت. چون بسیاری از مردم نسبت به این موضوع نیز بی اطلاع بوده و همین بی اطلاهی هم به چنین فضایی دامن زده و برخی دیگر نیز این موضوع را حق خود می دانند و می گویند همه دانلود می کنند و اگر من این کار را نکنم باقی این کار را خواهند کرد! برای همین به نظر می رسد این وضعیت با هیچ فعالیت فرهنگی، کمپین، خواهش و تمنا راه به جایی نبرد. به گفته این تهیه کننده برای مراجع قانونی و قضایی ممانعت از دانلود غیرمجاز کاری ندارد. کافیست بخواهند. مردم هم اگر بدانند باید از خودشان شروع کنند وضعیت فیلم سازی ما که در این زمینه سرمایه گذاری می کنیم بهتر خواهد شد و انگیزه برای کار هم بالاتر می رود و به سرعت این صنعت به صنعتی پویا بدل می شود که نفع آن نخست به مردم و شعور مخاطب خواهد رسید.

لینک خبر :‌ آفتاب نیوز
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

سینماسینما ، سیدرضا صائمی

امروزه سینما دیگر یک ابژه سرگرمی ساز صرف نیست که مبتنی بر صنعت و تجارت صورت بندی شود بلکه به شیوه ای از تفکر و اندیشیدن بدل شده که به جای واژه از تصویر برای بیان مفاهیم و آگاهی بخشی بهره می برد. سینما را می توان به مثابه یک گفتمان بصری در بازنمایی فرهنگ و هنر و فلسفه و واقعیت های اجتماعی دانست که با تکیه بر سویه ارتباطاتی خود به کانونی جذاب برای هم اندیشی و هم افزایی پژوهشگران رشته های مختلف به ویژه متخصصان علوم انسانی بدل شده و از این رو هر روز شاهد گستردگی مرزهای دانش بین رشته ای در حوزه سینما هستیم.

امروزه با گسترش علاقمندان رشته های علوم انسانی و هنر و بسط و توسعه مباحث نظری در حوزه سینما، توجه به تحلیل میان رشته ای آثار سینمایی افزایش یافته و علی رغم بی انگیزگی ها و کسالت روحیه جمعی ناشی از بحران های اقتصادی موجود، همچنان محافل و جلسات سینمایی به ویژه آنهایی که حرفی تازه در این حوزه دارد با استقبال گرم و پرشوری مواجه می شود. از سویی طی سالهای اخیر شاهد رشد کمی و کیفی سینمای مستند در کشورمان بودیم که درخشش خوبی در جشنواره های بین المللی داشته اند. سینمای مستندی که به سراغ بسیاری از سوژه های اجتماعی و فرهنگی مغفولی در جامعه ما رفته که امکان نمایش و نقد آنها کمتر فراهم شده و فرصت تحلیل های میان رشته ای نیافته است. بسیاری از این مستندهای تاثیرگذار به دلیل برخی ملاحظات و ممیزهای موجود امکان پخش از رسانه های عمومی از جمله تلویزیون را پیدا نکردند. حتی اکران و نقد و بررسی آنها در محافل دانشگاهی هم محدود بوده. این در حالی است که نهادهای فرهنگی و هنری می تواند این خلاء بزرگ را حل کنند و به حلقه وصل پژوهشگران و فعالان دانشگاهی با سینمای مستند شوند. برگزاری جلسات نمایش و نقد فیلم در این مراکز می تواند به تولید روایت های متفاوتی از نقد فیلم منجر شده و به دستاوردهای تازه ای برسد که هم برای پژوهشگران علوم انسانی مفید باشد و هم برای اهالی سینما و فیلمسازی راهگشا. از این رو پیشنهاد می شود تا با راه اندازی یک کانون مطالعاتی بین رشته ای سینما که هم شامل فیلم مستند باشد هم داستانی و برگزاری جلسات نمایش و نقد فیلم ها به شکل هفتگی که با حضور کارگردان فیلم، منتقدان سینما و پژوهشگران علوم انسانی همراه باشد، به شکل گیری و بالندگی این حوزه کمک کرد. از این حیث تشکیل یک کانون یا واحد مطالعات بین رشته ای سینما در سازمان سینمایی یا خانه سینما که به شکل جدی و هدفمند در این زمینه دست به کار پژوهشی بزند ضروری است.

لینک خبر :‌ سینما سینما
سینمای ایران در سه سال اخیر شاهد افت فروش 25 میلیاردی در اکران تابستانی خود بوده است، اتفاقی که نیازمند تصمیم گیری و برنامه ریزی صحیحی است تا به یک خطر جدی برای درآمد سینمای ایران بدل نشود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : تیک اقتصاد نیوز

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، افت فروش سینمای ایران این روزها به یکی از مسایل جدی و مورد بحث در بین اهالی این حوزه و البته مخاطبان بدل شده است، در چند هفته اخیر این روند کاهشی شیب تندتری به خود گرفته است.

نکته جالب توجه این است که با وجود ایجاد باوری مبنی بر افت فروش سینماها در ایام محرم، اما با یک بررسی مشخص می شود که کاهش فروش فیلم ها تنها به این ایام محدود نمی شود بلکه سیر نزولی فروش فیلم ها بیش از یک ماه مانده تا محرم آغاز می شود، اتفاقی که باید به فکر راه چاره ای برای آن بود.

آمار سامانه فروش سینمای ایران گواهی بر این مسئله است و با مروری بر میزان فروش فیلم های روی پرده در سه سال اخیر (از سال 96 تا 98) کاهش فروش قابل مشاهده است.

به همین بهانه به مرور دلایل کاهش فروش سینمای ایران در پیش از آغاز محرم پرداخته ایم.

96 کمترین کاهش فروش؛ 97 بیشترین

امسال بیش از یک ماه شده است که فروش سینمای ایران سیر نزولی را به خود گرفته و ورود به کانال چهار یا پنج میلیارد تومان به رویای دست نیافتنی بدل شده است. مجموع فروش فیلم ها از تاریخ 9 مرداد تا 9 شهریور (یک ماه پیش از آغاز محرم) 21 میلیارد و 94 میلیون تومان بوده است و این در حالیست که وقتی یک ماه به عقب باز می گردیم سینمای ایران به فروشی بالغ بر 30 میلیارد و 55 میلیون تومان دست پیدا کرده است.

این موضوع در مورد سال 97 هم صدق می کند و در بازه 22 مرداد تا 19 شهریور 19 میلیارد و 465 میلیون تومان درآمد نصیب سینمای ایران شد، اما یک ماه قبل فیلم های روی پرده توانستند رکورد فروش 30 میلیارد و 328 هزار تومانی را به نام خود ثبت کنند.

فروش سینمای ایران از یکم مرداد تا یکم شهریور 96

و اما در سال 96 از یکم تا 30 شهریور درست یک ماه قبل از آغاز محرم بود و سینمای ایران در این مدت توانست به فروشی بالغ بر 11 میلیارد و 757 میلیون تومان دست پیدا کند. در عین حال از یکم مرداد تا یکم شهریور همین سال فروش فیلم هایی که روی پرده بودند به 16 میلیارد و 493 میلیون تومان رسید.

با یک مرور ساده مشخص است که سال 96 کمترین کاهش فروش را تجربه کرده است و اختلاف فروش بازه زمانی بررسی شده در سال 97 بیشتر از دو سال دیگر بوده است، اما آنچه مهم است توجه کارشناسان و اهالی سینما به دو ماه قبل از محرم است.

فروش سینمای ایران از 22 تیر تا 22 مرداد 97
علل افت فروش سینماها چیست؟

حال اگر بخواهیم دلایل عمده افت فروش سینماها را بررسی کنیم به مسایل و موضوعات مختلفی می رسیم که البته بارها از زبان چهره های مختلف سینمایی طرح شده اما گویا عملی نه.

ترکیب مناسب فیلم های روی پرده به منظور جذب تمامی سلایق مخاطبان یکی از همین موارد است، اتفاقی که در بیش از یک ماه اخیر آنطور که باید رخ نداده است، در واقع هر از چند گاهی چند فیلمی که پیش بینی می شود بتوانند مخاطبان زیادی را به سینماها بکشانند همزمان اکران می شوند و فروش خوبی را هم عاید سینما می کنند اما پس از مدتی سینمای ایران با رکودی جدی رو به رو می شود، چرا که فیلم هایی روی پرده می روند که چندان از عناصر جذابیت برای مخاطبان برخوردار نیستند و نمی توانند فروش خوبی داشته باشند.

البته نباید حجم بالای فیلم های متقاضی اکران و محدودیت سالن های سینمایی را فراموش کرد. دیگر موضوعی که می تواند بر این افت فروش تاثیرگذار باشد، نبود یک فیلم کمدی مناسب روی پرده است تا بتواند ضمن ایجاد فضای رقابتی با سایر آثار روی پرده، جمع زیادی از مردم را راهی سالن های سینما کند.

به این موضوعات باید، زمان اکران را هم باید اضافه کرد. مدت هاست که زمان اکران به امری اساسی و مهم برای سازندگان فیلم های سینمایی بدل شده است که رقابتی تنگاتنگ برای رسیدن به این مقصود دارند و به همین دلیل در تمام طول سال شاهد روند یکسان و صعودی فروش نیستیم.

بازه زمانی که نیاز توجه و راه حل جدی است

آنچه برای حل این مشکل بسیار ضروری است، توجه به وضعیت فروش سینمای ایران در دو ماه پیش از محرم است، چرا که با فرا رسیدن ایام عزاداری امام حسین (ع) طبق روال همیشه فروش سینمای ایران با افت جدی رو به رو می شود و اگر شرایط در دو ماه قبل از محرم و صفر بهبود پیدا نکند، سینمای ایران برای چهار تا پنج ماه با رکودی جدی رو به رو خواهد شد که آسیب های جبران ناپذیری را به پیکره این صنعت خواهد زد.

اگر برنامه ریزی درستی برای اکران این بازه زمانی در نظر گرفته شود، مطمئنا درآمد خوبی نصیب سینمای ایران می شود که می تواند روند کاهشی محرم و صفر را هم جبران کند. چرا که تابستان همواره از فصل های پرفروش برای سینمای ایران بوده است و اگر این روند در سال های آینده نیز ادامه پیدا کند آرام آرام اکران نوروز را همواره سهم عمده ای در درآمد سالانه سینمای ایران دارد هم خطر رکود تهدید می کند.

258243

کد خبر 1296817

لینک خبر :‌ خبر آنلاین
با وجود آنکه هنوز فصل تابستان به پایان نرسیده و قاعدتاً باید در این فصل طلایی شاهد فروش قابل توجهی باشیم، فروش تابستان ماه به ماه افت کرده و اکنون با یک افت شدید، نه تنها صاحبان فیلم های سینمایی روی پرده را نگران کرده، بلکه این نگرانی را تقویت نموده که با توجه به شرایط اقتصادی گروهی از مردم با شیبی تند در حال کاهش تفریحاتی نظیر تماشای فیلم در سالن های سینما هستند.

با وجود آنکه هنوز فصل تابستان به پایان نرسیده و قاعدتاً باید در این فصل طلایی شاهد فروش قابل توجهی باشیم، فروش تابستان ماه به ماه افت کرده و اکنون با یک افت شدید، نه تنها صاحبان فیلم های سینمایی روی پرده را نگران کرده، بلکه این نگرانی را تقویت نموده که با توجه به شرایط اقتصادی، گروهی از مردم با شیبی تند در حال کاهش تفریحاتی نظیر تماشای فیلم در سالن های سینما هستند.

به گزارش تابناک ؛ یکی از عوامل اصلی شتاب گرفتن سالن سازی در پایتخت و دیگر شهرستان ها، افزایش گرایش عمومی به سینما به عنوان یک تفریح نسبتاً ارزان بوده و این شتاب همچنان تداوم دارد اما اگر اتفاقاتی که در تابستان هزار و سیصد و نود هشت برای گیشه سینمای ایران رخ داد حتی در میان مدت تداوم یابد، بخش خصوصی برای توسعه زیرساخت های سینما به محافظه کاری روی می آورد و چه بسا مسیر ساخت سالن های سینما نیز به چالش کشیده بود.

سینمای ایران در اکران نوروز بهترین تولیداتش را عرضه کرد و یک شروع بی سابقه با 57 میلیارد تومان فروش را تجربه کرد که با توجه به افزایش 20 درصد قیمت بلیت سینما، اتفاق قابل توجهی بود و در اکران دوم نوروزی نیز بخش دیگری از مهم ترین فیلم های سال یک جا عرضه شد. این رقابت شدید برای اکران در ماه های نخست و استقبال تصمیم گیران و اکران عمده فیلم های دارای ظرفیت فروش بالا، باعث نشد شاهد افت فروش نباشیم اما توانست تا حدودی افت فروش را کنترل کند و با توجه به افزایش قیمت بلیت سینما، افت فروش آنچنان خود را نشان نداد اما همه اینها تا پیش از تابستان بود.

فروش فیلم های سینمایی در تابستان آهسته آهسته افت کرد و اکنون مشخص شده تازه ترین فیلم هایی که از چهارشنبه هفته گذشته اکران شده اند و قاعدتاً باید در نخستین هفته اکران فروش قابل توجهی داشته باشند، در مجموع حدود هشت و هزار و دویست میلیون بلیت فروخته اند که فیلم چاقی با برخورداری از ویترین علی مصفا، لادن مستوفی، مهسا کرامتی و حمید فرخ نژاد، بیش از هفت هزار بلیت و 91 میلیون فروش داشته و صدرنشین گیشه در میان تازه نفس های گیشه بوده است و سایر فیلم های روی هم هزار و اندی بلیت فروخته اند!

این اتفاق اسباب نگرانی های شماری از تهیه کنندگان را فراهم آورده و برخی از این سینماگران در گفت وگو با تابناک تاکید کردند نسبت به افت چشمگیر فروش نگرانند، چرا که با این شدت کاهش سطح فروش، دست کم فیلم های روی پرده هزینه تولیدشان بازنخواهد گشت و ممکن است شرایط سختی برای سرمایه گذاران این فیلم ها حادث شود که آنها را از مسیر تولید در سینمای ایران به کلی دور نماید؛ اما نگرانی جدی تر تداوم این وضعیت است.

اگر موج رکورد در سینما در ماه های آینده نیز تداوم داشته باشد که بعید نیست چنین شود و این موضوع به جز اکران نوروز سال آینده، در ماه های بعدی نیز وضعیتی شدیدتر از سال کنونی بیاید، می توان به این باور جدی رسید که پس از یک دوره شش ساله رونق قابل توجه سینما، دوران تازه رکورد آغاز شده است. این رکورد دور از انتظار نیز نخواهد بود، چرا که با توجه به افزایش هزینه های اقتصادی خانوارها، قاعدتاً بخشی از هزینه هایی که خارج از نیازهای اصلی است یا به کل حذف می شود و یا به حداقل کاهش می یابد که سینما نیز می تواند در این زمره قرار گیرد.

لینک خبر :‌ خبرگزاری تابناک
گروه هنر یک بازیگر سینما و تلویزیون گفت: عمده آثار مناسبتی سیما با نوعی شتاب زدگی و سطحی نگری همراه هستند و همین عامل کیفیت مجموعه های تلویزیونی را تحت تأثیر قرار می دهند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

پژمان بازغی، بازیگر سینما و تلویزیون در گفت وگو با ایکنا درباره دلایل حضورش در سریال مرضیه که ویژه ماه محرم تولید شده است؛ اظهار کرد: آشنایی با فلورا سام و مجید اوجی و تجربه همکاری با آن ها یکی از دلایل ایفای نقش در این اثر است. غنای متن یکی دیگر از دلایل مؤثر برای حضورم در این سریال است؛ قصه این مجموعه روایتی پلیسی اجتماعی است که کمتر در تلویزیون به آن پرداخته شده است.

روایتی در بطن ماه محرم
وی افزود: این سریال به صورت مستقیم به واقعه عاشورا نمی پردازد، فقط قصه در بازه زمانی محرم رخ می دهد، اما همزمانی با این ایام شخصیت ها را تحت تأثیر قرار می دهد و قصه روایتی جذاب به خود می گیرد. مفاسد اقتصادی هم از موضوعاتی است که در این سریال مطرح شده است. من در این مجموعه نقش روزنامه نگاری را بازی می کنم که به همراه دوستش درصدد کشف یک جریان فساد است و همین موضوع منجر وقوع اتفاقاتی در سریال می شود.

این بازیگر درباره سطحی نگری مجموعه های مناسبتی سیما اظهار کرد: عمدتاً آثار مناسبتی سیما با نوعی شتابزدگی و سطحی نگری همراه هستند و همین عامل کیفیت فیلم ها را تحت تأثیر قرار می دهند. در همین مجموعه هم شتاب زدگی وجود دارد، این اثر همزمان با تصویربرداری اش روی آنتن می رود البته تلاش کرده ایم که این تعجیل آسیبی به اثر وارد نکند اما در هر صورت این روند قطعاً بی تأثیر نیست.

بازغی درباره گروه بازیگران مجموعه مرضیه اظهار کرد: یکی دیگر از عواملی که سبب می شود فیلم یا سریالی موفق باشد، مجموعه بازیگران آن اثر است. در مرضیه تیم بازیگری به گونه ای طراحی شده است که همه نقش ها فرصت دیده شدن داشته باشند. همچنین اطمینانی که تمام گروه به کارگردان و تهیه کننده دارند انگیزه آن ها را برای کیفیت بهتر، مضاعف کرده است.

برای حضورم در سینما معیار های خاصی دارم

وی درباره حضور کم رنگش در سینما گفت: برای حضورم در سینما قواعد و معیارهای خاصی دارم که حتماً باید انتظاراتم در این زمینه برآورده شود و به همین جهت حاضر نیستم در هر فیلمی حضور یابم و متأسفانه آثار من در شرایط خوبی اکران نشده اند، برای همین هم بسیاری از فیلم هایی که در آن بازی کرده ام دیده نشده اند.

وی درباره حضور مافیا در سینما گفت: من این کلمه را تاکنون به کار نبرده ام، اما فکر می کنم، هنر هفتم گرفتار یک نوع مافیای صنعتی شده و این نکته کاملاً در سینما مشهود است، منظور از مافیا این است که تنها عده ای در سینما فعالیت می کنند و عرصه را برای حضور سایرین تنگ کرده اند.

طنز؛ جولانگاه نقد اجتماعی

این بازیگر درباره اولین حضورش در سینما تصریح کرد: نیوکاسل جدیدترین تجربه من در سینماست. در این فیلم سینمایی شکل متفاوتی از طنز ارائه شده است، چون متأسفانه طنز آنگونه که باید در سینما درک نشده است. تصور ما از طنز به آثار سطحی خلاصه می شود که فروش فیلم را تضمین می کنند، درصورتی که در بسیاری از مواقع طنز می تواند رویکرد اجتماعی داشته باشد که شاید در سایر ژانرها نتوان به آن پرداخت.

این بازیگر ادامه داد: سینماگران در به وجود آمدن این وضعیت نقشی ندارند زیرا بخش خصوص باید بتواند روی پای خودش باشد و اگر این اتفاق رخ ندهد قادر به ادامه فعالیت نخواهد بود. فکر می کنم طنز فاخر نیازمند سرمایه گذار دولتی است که اگر نتوانست در گیشه موفق عمل کند سازندگانش را خانه نشین نکند.

وی تأکید کرد: حمایت دولتی صرفاً اتفاق مثبتی در سینما نیست و گاهی موجب تخریب سینما هم می شود، اما برخی مواقع سینما نیازمند تقویت و حمایت است. در شرایط فعلی که فقط یک ژانر در سینما فروش دارد، سینماگر ترجیح می دهد که تنها در همان حوزه فعالیت کند و به همین جهت باید تلاش کرد تا آثار با کیفیت تولید شوند.

بازغی با انتقاد از اکران نشدن برخی فیلم هایش گفت: متأسفانه شرایط نامطلوبی که در حال حاضر وجود دارد سبب شده بسیاری از آثارم فرصت اکران پیدا نکنند، توچال و چهل کچل از جمله این آثارند. این تولیدات به دلیل اینکه سینما داران به اکران این قبیل آثار علاقه مند نیستند یا به اکران راه پیدا نمی کنند یا در صورت نمایش کمتر فردی، موقعیت دیدن آن ها را پیدا می کنند.

وی با تأکید بر این که نمایش در جشنواره فیلم فجر هم به دیده شدن بهتر فیلم ها کمک می کند، گفت: حضور و موفقیت در جشنواره فیلم فجر سبب می شود آثار بهتر دیده شوند، البته نمی توان این نکته برای تمامی آثار صادق نیست ولی به هر حال نمی توان از تأثیر آن غفلت کرد. این اتفاق درباره فیلم هلن رخ داد. این اثر به لحاظ کیفی فیلم بدی نبود، اما، چون موقعیت نمایش در جشنواره را نداشت اکران خوبی هم به دست نیاورد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری بین المللی قرآن
دو کارگردان و یک نویسنده فیلمنامه درخصوص لزوم مطرح شدن مسائل مهم اجتماعی در سینما و تلویزیون مطالبی را به خبرگزاری برنا بیان کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا ؛ مسائل اجتماعی قطعاً پر رنگ ترین موضوعاتی هستند که در آثار سینمایی و تلویزیونی ایران به چشم می خورند و این مشخصه قطعاً انتظار دیده شدن مسائل اصلی جامعه در آثار نمایشی را به وجود می آورد. برای بررسی این موضوع با چند تن از سینماگران گفت وگو داشتیم که در ادامه می خوانید.

حجت قاسم زاده اصل: نگاه آموزشی و تربیتی بر آثار نمایشی نشأت گرفته از کم سوادی است

حجت قاسم زاده اصل، کارگردان تلویزیون، در گفت وگو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا ، اظهار داشت: به نظرم تلویزیون حداقل 20 سال و سینما 10 سال از جامعه عقب است. مسائلی که امروز در تلویزیون مطرح می شود مسائل روز مردم نیستند و بیشتر به دهه 30 و 40 مربوط می شوند. سینمای امروز ما نیز شبیه به سینمای دهه 50 شده که هیچ نشانی از مردمش نداشت و امروز دلیل این اتفاق را می توان ممیزی ها و نگاه اشتباه مسئولان به سینما و تلویزیون دانست.

قاسم زاده اصل خاطرنشان کرد: نگاهی که مسئولان به تلویزیون و آثار نمایشی دارند بیشتر مربوط به کتاب تعلیمات دینی دوران ابتدایی مدارس است و این نگاه قطعاً شرایطی را به وجود می آورد که تنها شاهد ساخت و تولید آثار سفارشی هستیم که کمترین ارتباطی با مردم و جامعه ندارد. همه ما می دانیم نهادهای نظارتی قوانینی دارند که فیلمسازان و تولیدکنندگان برنامه های تلویزیونی و سینمایی باید آنها را رعایت کنند و همه ما می دانیم که چارچوب هایی وجود دارد و قطعاً برخی مسائل اخلاقی را بدون وجود نهادهای نظارتی خودمان در نظر می گیریم اما مشکل من با نگاه آموزشی و آموزنده بودن و رسالت آموزندگی قائل شدن برای سینما و تلویزیون است که قطعاً نگاهی غلط است و قطعاً کسانی که چنین دیدگاهی دارند افرادی بی سواد یا کم سواد هستند.

وی افزود: از طرفی در تلویزیون جو و وضعیتی به وجود آمده که اگر یک نفر بخواهد به نقد موضوعی در جامعه بپردازد به شدت طرد می شود و به هیچ عنوان کسی نمی خواهد صدای مخالف را بشنود و تنها طیفی که صد در صد مقبول نظر حاکمیت است می تواند در تلویزیون حضور داشته باشد. امروز می بینیم که آثار قدیمی تلویزیون که در گذشته مجوز گرفته اند نیز نمی توانند دیگر مجوز بگیرند. من فعالیتم را از تلویزیون آغاز کردم اما تلویزیون مدتی است که شروع به طرد نیروهای قدیمی خود کرده است.

این کارگردان در ادامه گفت: آثار اجتماعی ما باید سیاسی باشند و اگر قرار است یک موضوع حساس و خاص مطرح شود برای موافقت با ساخت باید قصه فیلم را به قبل از انقلاب برد. همه این مشکلات نشأت گرفته از نگاهی کوته بینانه دارد و این نگاه کوته بینانه معتقد است انتقاد به هر بخش از سیستم یعنی زیر سوال بردن کل سیستم. ندیدن زشتی ها و زباله ها در خانه و پنهان کردن آن ها زیر فرش در فرهنگ ما ایرانی ها ریشه دارد و این موضوع در سیاست های فرهنگی ما نیز وجود دارد و تمام تمرکز بر این است که مبادا فیلمی ساخته شود که کمی منتقد باشد امروز در سینما و تلویزیون مردم ما سطح سلیقه شان به واسطه آثار ضعیف به قدری کاهش یافته که برای دیدن واقعیات جامعه به سینما نمی روند و هدف از سینما رفتن و فیلم دیدن فقط خندیدن شده است.

کارگردان مجموعه تلویزیونی یادآوری اظهار داشت: من سعی دارم آثار تلویزیون را دنبال کنم و می بینم سیاست های جدید رسانه ملی تمرکز بر کمیت شده و کیفیت را به طور کل رها کرده است و وقتی قصه ای 5 دقیقه ای را در 50 دقیقه تعریف می کنیم از وقت مردم دزدی کرده و به شعورش توهین کرده ایم، قطعاً چنین شخصی تنها چند بار به دیدن آثار تلویزیون می نشیند و بعد نیاز قصه شنیدن، فیلم و سریال دیدنش از طرق دیگری ارضا می کند.

قاسم زاده اصل در ادامه درباره میزان تأثیرگذاری سینما و تلویزیون بر جامعه، گفت: انتظار ما از سینما و تلویزیون خیلی زیاد است. تأثیر گذاشتن بر جامعه تنها کار هنرمند نیست و به طور کل ما قبل از اینکه یک فرد تأثیرگذار بر جامعه بخواهیم که در تلویزیون و سینما باشد باید یک هنرمند تربیت کنیم. تلویزیون ما سال هاست هیچ هنرمند و انسان شاخصی تربیت نکرده و تنها انتظار دارد آثارش بر جامعه تأثیر بگذارد در حالیکه وقتی هنرمندی شاخص و بزرگ نداریم چنین انتظاری را نمی توانیم داشته باشیم. نکته بعدی در عدم تأثیرگذاری تلویزیون بر جامعه نپرداختن به آسیب ها و مسائل حساس است. در تلویزیون ما همه چیز باید خوب نشان داده شود و این ریاکاری قطعاً باعث می شود کمترین ارتباط موجود بین تلویزیون و مردم از بین برود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: تلویزیون ما به قدری از جامعه عقب مانده که امروز می بینیم هنوز دغدغه های مطرح شده در تلویزیون همان دغدغه هایی است که همین رسانه ملی در دهه 60 و 70 مطرح می کرد و هیچ پیشرفت و تغییری در این زمینه نداشته و در واقع هیچ تغییری نکرده است. مردم امروز به واسطه دسترسی به انواع رسانه ها اطلاعات بیشتری دارند و خیلی مواقع از هنرمندان و سیاست گذاران جلوتر هستند و دیگر نمی شود با قصه های خسته کننده و تکراری آن ها را سرگرم کرد.

صلح میرزایی: هنرمند در شناخت آسیب های اجتماعی باید به روز باشد

قدرت الله صلح میرزایی، کارگردان سینما و تلویزیون، در گفت وگو با خبرنگار برنا ، اظهار داشت: سوژه های اجتماعی مورد نیاز جامعه است و امروز می بینیم بسیاری از این سوژه ها و روایت ها با مردم فاصله دارند و این فاصله باعث می شود مخاطب مجذوب آثار نشود و خود و زندگی اش را نبیند. قطعاً برای ایجاد ارتباط بین مردم و آثار نمایشی مان باید فاصله ها را کم کرد و سازندگان آثار نمایشی باید به سمت سوژه هایی بروند که به زندگی مردم نزدیک بوده و با آنها ارتباط داشته باشد.

صلح میرزایی خاطرنشان کرد: از دلایل فاصله گرفتن آثار نمایشی از مردم و واقعیات جامعه می توان به چند مقوله مهم اشاره کرد. یکی از اصلی ترین دلایل نبود جسارت کافی در هنرمندان مان است که این مسأله اجازه نمی دهد به سراغ سوژه های حساس بروند در حالیکه اگر سوژه ها شناسایی شوند و معضلات جامعه را در قالب هنرمندانه مطرح کنیم قطعاً خیلی از معضلات جامعه حل می شوند. به عنوان مثال اعتیاد که خود یک معضل بزرگ در جامعه ما به حساب می آید هنوز برخورد آثار نمایشی مان به خصوص در تلویزیون به شکلی است که در سال های دهه 1360 شاهدش بودیم در حالیکه شکل و نوع اعتیاد تغییر پیدا کرده و فرد معتادی که در آن سال ها در جامعه می دیدیم با یک معتاد امروزی تفاوت های بسیاری دارد.

وی افزود: قطعاً قصه ها در سریال ها و فیلم ها نشأت گرفته از تخیل نویسنده هستند اما همین تخیل که برآمده از واقعیات جامعه است باید با تحقیق و پژوهش همراه باشد. امروز یکی از اصلی ترین مشکلات ما در فیلمنامه، تحقیق و پژوهش و تکراری بودن اکثر سوژه ها است در حالیکه می توان به سوژه های تکراری با نگاهی نو پرداخت.

کارگردان مجموعه تلویزیونی دختری به نام آهو اظهار داشت: از طرفی نظام آموزشی ما دچار ایرادات بسیاری است که آن عدم هماهنگی بخش های مختلف است. در مدرسه نوعی آموزش وجود دارد که در دانشگاه دقیقاً عکس آن اتفاق می افتد. ما هنوز در نظام آموزشی مان به کتاب محوری بودن تأکید داریم ما این روش امروز دیگر منسوخ شده است. متأسفانه در همه مسائل آموزشی، تربیتی، فرهنگی و هنری ما از روش های منسوخ شده استفاده می کنیم و این منجر به عدم تأثیرگذاری می شود. ما نباید در سینما و تلویزیون فقط مسائل مثبت و خوب را ببینیم و در قرآن، که کتاب مقدس ما مسلمانان است، بدی ها و خوبی ها کنار هم قرار گرفته و معرفی شده، بدون بیان بدی ها چطور می توان خوبی ها را شناسایی کرد؟ قطعاً باید بدی ها و زشتی ها را نیز نشان دهیم.

صلح میرزایی در ادامه گفت: فیلم های ما قهرمان ندارند و این نیز یکی دیگر از مشکلات ما در شخصیت پردازی و قصه گویی است. تماشاگر در مواجهه با یک اثر نمایشی اگر با یک قهرمان همزادپنداری کند و همراه شود بهتر می تواند مضمون مورد نظر را دریافت کند و در نتیجه تأثیرگذاری اثر بیشتر است. جامعه امروز با جامعه ای که دیروز می شناختیم تفاوت بسیاری دارد و مردم در بسیاری مواقع چند قدم از هنرمندان جلوتر هستند و یک هنرمند باید برای آگاهی بخشی و برقراری ارتباط با مخاطب فرد بسیار به روزی باشد.

این کارگردان تصریح کرد: آثار هنری قطعاً می توانند در جامعه تأثیرگذار باشند اما قطعاً این مسأله نیاز به دقت در بیان دارد به این معنی که باید سوژه های نو و جذاب انتخاب و مسائل را هوشمندانه مطرح کرد. با ساخت آثار جذاب و دیدنی می توان کاری کرد که مردم از دیدن برنامه ها و سریال های ماهواره ای فاصله بگیرند. اگر در سینما و تلویزیون ما آثار خوبی ساخته شود قطعاً مردم دیدن آثار ایرانی که به فرهنگ و سبک زندگی شان نزدیک تر است را ترجیح می دهند.

رویا غفاری: نگاه آموزشی و تربیتی باید از آثار سینمایی و تلویزیونی برداشته شود

رویا غفاری، فیلمنامه نویس تلویزیون، در گفت وگو با خبرنگار برنا ، اظهار داشت: طبیعتاً مردم در آثار اجتماعی تلویزیون و سینما انتظار دارند که جامعه خود را ببینند اما واقعیت این است که این اتفاق به هیچ عنوان در شهرهای بزرگ ما رخ نمی دهد به این معنی که هنوز نگاه به مسائل اجتماعی امروزی نیست و ما مشکلات امروز را نمی بینیم و اگر فیلم و سریالی درباره مسائل اجتماعی یک روستا یا شهری کوچک ساخته شود بیشتر از دیگر آثار به واقعیت نزدیک است.

غفاری خاطرنشان کرد: روابط در آثار نمایشی ما وقتی شامل مسائل سنتی می شوند شاید بهتر از دیگر مسائل روایت شوند اما مشکلات امروزی هیچ نمودی در تلویزیون ندارند و در سینما نیز خیلی کم به مسائل اصلی پرداخته می شود و البته اگر این اشکال در تلویزیون پر رنگ تر است دلیلش اجازه ندادن به فیلمسازان و فیلمنامه نویسان برای پرداختن به مسائل روز است.

وی افزود: اینکه مسائل اصلی جامعه در تلویزیون دیده نمی شود به معنی عدم آگاهی و اطلاع از مشکلات و مسائل نیست. این مشکلات را هم مسئولان و هم هنرمندان تا حدی می شناسند اما میلی به ارائه آنها و یا اجازه ای برای بیان آن ها وجود ندارد. از طرفی عدم آگاهی نیز وجود دارد به عنوان مثال مسئولان همه کودکان را با کودک خود مقایسه می کنند و اگر در یک اثر کودکی وجود داشته باشد که شبیه به فرزندان هیچ از مسئولان نباشد با همین جمله که این این کودک اصلاً شباهتی به کودک من نیست و من تابحال چنین کودکی ندیده ام برچسب غیر واقعی بودن به اثر زده می شود و اجازه ساخت یا پخش نمی دهند.

این فیلمنامه نویس در ادامه اظهار داشت: مقولات دیگر نیز با همین گستره دید کم مورد تحلیل مسئولان قرار می گیرند و اکثر اقشار و افراد و مسائل جامعه کنار گذاشته می شود و مردم وقتی زندگی واقعی خود را در آثار تلویزیونی نمی بینند هیچ علاقه ای به دیدن تلویزیون ندارند و به سراغ برنامه ها، سریال ها و فیلم های خارجی می روند. تلویزیون متأسفانه نگاهی پدرانه به جامعه دارد و این نگاه باعث شده تا بیش از حد به سانسور اعتقاد پیدا کند.

نویسنده مجموعه تلویزیونی یادآوری درباره نگاه مثبت تلویزیون به جامعه، گفت: هر نگاه مطلقی نتیجه عکس دارد. ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز نسبی است و این مسأله در فیلم های ما وجود ندارد و نگاه پدرانه و مصلحت اندیشانه که می بینیم باعث شده تا بسیاری از مسائل مطرح نشود. تلویزیون متأسفانه تنها نگاهی آموزشی به آثار دارد و وقتی تمام بار آموزشی و فرهنگی را بر دوش فیلم و سریال می بینند قطعاً نتیجه ای حاصل نمی شود.

غفاری در پایان اظهار داشت: سینما و تلویزیون قابلیت آموزشی ندارد و بخش عمده و اصلی آن به مبحث سرگرمی برمی گردد. یک فیلم قطعاً می تواند ایجاد موج و تفکر کند، امروز می بینیم که سریال جای رمان را گرفته و قطعاً چنین رسانه ای می تواند کارکرد اجتماعی داشته باشد اما وقتی نگاه ما یک نگاه مطلق اجتماعی باشد نمی توانیم به رسالت اصلی آثار نمایشی برسیم و نگاه مطلقاً آموزشی باید از آثار سینمایی و تلویزیونی برداشته شود.

لینک خبر :‌ خبرگزاری برنا
اکران فیلم های روی پرده این هفته در حالی به پایان رسید که فیلم سینمایی قسم توانست خود را به جایگاه دومین فیلم پرفروش گیشه برساند؛ همچنین تگزاس 2 پس از مدت ها صدرنشینی، قعرنشین شد.

مهدی درستی: دومین هفته از آخرین ماه تابستان در حالی برای سینمای ایران به روز پایانی رسید که فیلم تازه ای به چرخه اکران افزوده نشد و افت فروش هفته های گذشته نیز همزمان با آغاز ماه محرم ادامه پیدا کرد.

روند کاهشی که تنها محدود به محرم و صفر نمی شود و بررسی ها نشان داده است که در سه سال اخیر سینمای ایران از یک ماه زودتر با خطر رکود مواجه بوده و هست. در این هفته به جز یک جا به جایی، شاهد تغییر چندانی در جدول فروش سینمای ایران نبودیم و صدرنشین و قعرنشین هفته های پیش همچنان به جای خود تکیه زدند.

چشمگیرترین پیشرفت در جدول فروش

این هفته گیشه هفتگی سینمای ایران شاهد یک تغییر چشمگیر بوده است، فیلم سینمایی قسم به کارگردانی محسن تنابنده توانست با افزایش تعداد مخاطبان و به تبع آن بالا بردن فروش خود، رشد چشمگیری در جدول را تجربه کرده و خود را به جایگاه دومین فیلم پرفروش هفته برساند.

فیلم تنابنده در حالی دومین هفته شهریور را به پایان برد که با رکورد 331 میلیون و 402 هزار تومانی خود توانست پس از فیلم سینمایی ایده اصلی ساخته آزیتا موگویی در صدر قرار بگیرد. البته باید منتظر بمانیم و ببینیم که این روند در هفته های آینده هم ادامه پیدا خواهد کرد یا نه؛ چرا که شاید عملکرد ضعیف رقبا فضا را برای پیشروی قسم فراهم کرده است.

قسم با وجود آنکه تا هفته گذشته سیر ثابتی را با کمترین میزان تغییر در پیش گرفته بود، با فروش نسبتا خوبی که این هفته داشت (البته با توجه به شرایط فعلی سینما)، در مجموع دو میلیارد و 36 میلیون تومان فروخته است و فاصله زیادی با ایده اصلی ندارد.

چه خبر از نفروش ترین فیلم روی پرده؟

حال از صدر جدول سری به قعر بزنیم، جایی که فیلم سینمایی صدای منو می شنوید؟ به کارگردانی صادق پروین آشتیانی به مانند هفته گذشته حضور دارد. این فیلم که نامش به دلیل رکورد عجیبی که در کمترین میزان فروش از خود به جای گذاشت، بر سر زبان ها افتاده است، این هفته توانست تکانی به خود بدهد و شاید به خوبی از این شهرت منفی بهره ببرد.

این فیلم که هفته پیش تنها یک مخاطب داشت، در این هفته پای 106 نفر را به سینماها باز کرد تا به فروش یک میلیون و 432 هزار تومانی دست پیدا کند.

البته تیزرهای تلویزیونی صدای منو می شنوید؟ چند روزی است که آغاز شده است و احتمال می رود که سبب جذب بیشتر مخاطبان شود اما نبود بازیگر چهره و مورد پسند مخاطبان، موضوعی گیرا و همچنین تبلیغات جذاب از جمله عواملی هستند که نبودشان زمینه را برای شکست این فیلم در گیشه مهیا کرده است.

ایده اصلی صدرنشین ماند، فیلم های آبیار و جاویدی اوج گرفتند

در نهایت این هفته هم ایده اصلی در نبود یک رقیب سرسخت و جدی با فروشی بالغ بر 445 میلیون و 571 هزار تومانی توانست برای چندمین هفته پیاپی صدرنشین گیشه بماند.

این در حالی است که تگزاس 2 ساخته مسعود اطیابی پس از آنکه در دو ماه اخیر در صدر گیشه برای خود جا خوش کرده بود و پایین هم نمی آمد، این هفته عقب نشینی کرد و به جای صدر در قعر جدول فروش هفتگی قرار گرفت.

این فیلم که تا به امروز مجموعه فروش خود را به 24 میلیارد و 886 هزار تومان رسانده است، در دومین هفته شهریور تنها 125 میلیون و 685 هزار تومان فروخت. البته جای او که با فیلم قسم پر شد اما دو فیلم شبی که ماه کامل شد ساخته نرگس آبیار و سرخپوست به کارگردانی نیما جاویدی به خوبی از فرصت ناکامی رقبا استفاده کرده و بار دیگر طعم شیرین نیمه بالای جدول فروش را تجربه کردند. این دو فیلم به ترتیب 255 میلیون و 744 هزار تومان و 249 میلیون تومان فروختند.

البته نباید تاثیر جوایزی که این دو فیلم در جشن های سینمایی اخیر از آن خود کردند را بر این افزایش فروش بی تاثیر دانست.

و کاهشی که همچنان ادامه دارد

در پایان نگاهی هم به فروش هفتگی سینمای ایران داشته باشیم که همچنان بر مدار کاهش پیش می رود. دو میلیارد و 414 میلیون تومان درآمد در دومین هفته شهریور عاید سینمای ایران شد که یک میلیارد و 349 میلیون تومان آن حاصل فروش تهران بوده است.

همچنین 206 هزار و 369 نفر در این هفته به تماشای فیلم های روی پرده نشستند.

سخن تکراری است اما چاره ای جز گفتن نیست، افت فروش 700 میلیون تومانی هفته پیش در این هفته به 800 میلیون تومان رسید و با ادامه این روند در دو، سه هفته آینده بعید است که خبری از میزان فروش و گیشه باشد. یکی از دلایل عمده پرفروش شدن فیلم های اجتماعی را می توان توقف اکران فیلم های کمدی روی پرده به مناسبت ایام عزاداری امام حسین (ع) دانست و باید دید که در هفته های آینده می توانند این روند رو به رشد را حفظ کنند یا نه.

حال نوبت آن رسیده است که سری به آمار دقیق سامانه فروش سینمای ایران از فروش هفتگی سینما بزنیم. (از هشتم تا 15 شهریور)

نام فیلم

نام کارگردان

فروش هفتگی

فروش کلی

ایده اصلی

آزیتا موگویی

445 میلیون و 571 هزار تومان

دو میلیارد و 473 میلیون تومان

قسم

محسن تنابنده

331 میلیون و 402 هزار تومان

دو میلیارد و 36 میلیون تومان

شبی که ماه کامل شد

نرگس آبیار

255 میلیون و 744 هزار تومان

18 میلیارد و 248 میلیون تومان

سرخپوست

نیما جاویدی

249 میلیون تومان

13 میلیارد و 984 میلیون تومان

قصر شیرین

رضا میرکریمی

216 میلیون و 48 هزار تومان

دو میلیارد و 976 میلیون تومان

روسی

امیرحسین ثقفی

166 میلیون و 934 هزار تومان

493 میلیون و 72 هزار تومان

تگزاس 2

مسعود اطیابی

125 میلیون و 685 هزار تومان

24 میلیارد و 886 هزار تومان

نیوکاسل

محسن قصابیان

112 میلیون و 573 هزار تومان

یک میلیارد و 891 میلیون تومان

ایکس لارج

محسن توکلی

109 میلیون و 242 هزار تومان

پنج میلیارد و 892 میلیون تومان

چاقی

راما قویدل

85 میلیون و 194 هزار تومان

113 میلیون و 756 هزار تومان

تپلی و من

حسین قناعت

78 میلیون و 521 هزار تومان

یک میلیارد و 382 هزار تومان

زهرمار

جواد رضویان

71 میلیون و 561 هزار تومان

پنج میلیارد و 963 هزار تومان

سرکوب

رضا گوران

48 میلیون و 611 هزار تومان

876 میلیون و 182 هزار تومان

جانان

کامران قدکچیان

43 میلیون و 95 هزار تومان

303 میلیون و 669 هزار تومان

سامورایی در برلین

مهدی نادری

26 میلیون و 398 هزار تومان

6 میلیارد و 481 میلیون تومان

ما همه با هم هستیم

کمال تبریزی

23 میلیون و 521 هزار تومان

10 میلیارد و 598 هزار تومان

برمودا

رهبر قنبری

11 میلیون و 125 هزار تومان

12 میلیون و 830 هزار تومان

صدای منو می شنوید؟

صادق پروین آشتیانی

یک میلیون و 432 هزار تومان

یک میلیون و 512 هزار تومان

241243

کد خبر 1296911

لینک خبر :‌ خبر آنلاین
فیلم مرد ایرلندی مارتین اسکورسیزی به جای اکران بر پرده سینما روی شبکه های اینترنتی پخش خواهد شد. علاقمندان سینما نگرانند مبادا این اتفاقات آغازی برای حذف فرم قبلی سینما باشد و آهسته آهسته دیدن فیلم در سینما از بین برود.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵

شعار سال: همین روز ها قرار است فیلم مرد ایرلندی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و با بازی آل پاچینو و رابرت دنیرو به نمایش در بیاید. طبیعتا مشتاقان اسکورسیزی در جهان منتظرند تا آخرین اثر او را بر پرده بزرگ سینما تماشا کنند، اما گویا این اتفاق رخ نخواهد داد. این فیلم برای اولین بار در فستیوال فیلم نیویورک به نمایش در می آید و بعد از یک اکران مختصر در آمریکا از طریق شبکه تلویزیونی-اینترنتی نتفلیکس، برای افرادی که مشترک این شبکه باشند به نمایش در خواهد آمد .

البته در تاریخ سینما، فیلم های زیادی بودهاند که به جای اکران در سینماها، از شبکه های نمایش خانگی و تلویزیون سر در آوردهاند، اما به نظر می رسد فیلم مرد ایرلندی، مهمترین فیلم در این مجموعه باشد. اکران موقت این فیلم در سینما هم ظاهرا به خاطر قوانین اسکار است تا این فیلم بتواند در جشنواره اسکار شرکت کند .

در چند سال گذشته شبکه تلویزیونی نتفلیکس پیشرفت بزرگی کرده است. این شبکه که سابقا برای توزیع DVD فعالیت می کرد، حالا به یکی از غول های برنامه ساز جهان تبدیل شده است و ساخت نزدیک به 400 فیلم سینمایی، فقط قسمتی از تولیدات این شبکه بوده است .

سریال های مشهوری مثل نارنجی مد جدید است، خانه پوشالی (house of cards) چیز های عجیب، حس هشتم، نارکوس و ... مشهورترین محصول این شبکه به شمار می رود. حدود صد عنوان سریال که تا امروز بیش از 1700 قسمت آن تولید شده است، به جز این نتفلیکس ده ها مجموعه انیمیشن مخصوص کودکان و بزرگسالان نیز تولید کرده است .

این شبکه از یکی دو سال قبل به ساخت محصولات بین المللی هم فکر کرد و در حال حاضر به 14 زبان زنده دنیا، مثل هندی و عربی و کره ای و ژاپنی، سریال تولید می کند .

رقبای نتفیلکس

موفقیت نتفلیکس باعث شده رقبای زیادی برای این نوع برنامه سازی متولد شوند. رقبایی که همین روز ها به شدت به دنبال بازاریابی و قردارداد بستن با ستارگان سینما و تلویزیون هستند و به زودی از آن ها بیشتر خواهید شنید. شبکه تلویزیونی آمازون قدیمی ترین رقیب نتفلیکس است. شرکت هولو هم که به خاطر خاطرات ندیمه مشهور شده است، جدیدترین رقیب نتفلیکس به شمار می رود .

بعضی غول های تکنولوژی نیز تلاش کردهاند سرویس اختصاصی خود را ایجاد کنند. (مثلا فرض کنید در ایران شرکت لنز ایرانسل شروع به تولید مجموعه های اختصاصی خود کند که فقط از طریق لنز قابل دریافت باشد) مثل شرکت اپل که شبکه اپل+ را برای محتوای اریجینال خود ارائه داده است. نزدیک به 20 مجموعه در این شبکه در حال ساخت است. فیسبوک، دیزنی+ یوتیوب و یاهو نیز تحربه هایی در این زمینه داشت هاند، اما به نظر می رسد برنامه ریزی دیزنی پلاس و اپل بیشتر از سایر رقبا باشد .

پایان سینما؟

غول های برنامه ساز تلویزیونی، بدشان نمی آید وارد صنعت سینما هم بشوند. شاید مردم دنیا هم موافق باشند به جای صف ایستادن، همزمان روی گوشی های تلفن همراه و سایر دستگاه ها و با هزینه ای به مراتب کمتر، جدیدترین فیلم های سینمایی دنیا را نگاه کنند. به خصوص اینکه در بسیاری از کشور های دنیا، امکانات مناسب برای تماشای فیلم های روز سینمای جهان وجود ندارد .

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از وبسایت رویداد24 ، تاریخ 14 شهریور 98، کد مطلب: 187066: www.rouydad24.ir

لینک خبر :‌ شعار سال

گلشیفته فراهانی بازیگر ایرانی این روزها با فیلم نغمه های عرب در جشنواره ونیز حضور دارد. وی مصاحبه ای با ریپابلیکا انجام داده است که در زیر آن را می خوانید.

نقش سلما در (نغمه های عرب) کیست؟

سلما یک روانشناس متولد تونس است. او تونس را در ده سالگی ترک کرده. وقتی که روانشناس می شود،تصمیم به بازگشت می گیرد، و فکر می کند می تواند کمک کند. سلما عقیده دارد که مردم نیاز به حرف زدن و گوش دادن دارند. اما این ظاهر داستان است. فکر می کنم در آخر فیلم به سلما باید کمک شود. زمانی که فیلمنامه را خواندم، خیلی خندیدیم. فیلمنامه بسیار بامزه بود و در عین حال سرسری نبود. عمق داشت. طنزی داشت که باعث تفکر شما می شود.

نغمه های عرب درباره شرایط زنان مسلمان در کشورهای مسلمان حرف دارد.دراین باره با کارگردان صحبت کردید؟

من فکر می کنم چیزی که مانلی می خواست این بود که بیشتر نغمه های عرب داستانی جهانی دارد و می تواند در هر جایی رخ بدهد . البته به فرهنگ تونس ارتباط دارد.اما همانطور که در فیلم می بینید زنان قوی تر از مردان هستند.

شما در پروژه های متنوعی ایفای نقش کرده اید از پروژه های هالیوودی تا شاهکاریی از فیلمسازانی مانند اصغر فرهادی یا فیلم های مستقل. چقدر تغییر لهجه برای تان چالش برانگیز بوده. از نظر شما چه تفاوتی میان فیلم های با بودجه کلان و پروژه های مستقلی مانند نغمه های عرب وجود دارد؟

فکر می کنم بخشی از این به شخصیت خودم برمی گردد که نمی خواهم در یک قالب باقی بمانم. نمی خواهم بازیگر سینمای مستقل باشم یا بازیگر سینمای فیلم های پول پاروکن یا بازیگر فیلم های ایرانی یا فرانسوی یا اسپانیایی هر چیز دیگری باشم. نمی خواهم به عنوان نمادی شناخته شوم. شخصیت من هم اینطوری است. در دی ان ای من است. من هر محدودیتی را می شکنم. بنابراین کار در سینماهای مختلف بخشی از این ویژگی است. در عین حال بیشتر احساس می کنم به سینمای مستقل تعلق دارم. چون در سینمای مستقل مشارکت، گفت وگو بیشتر است. مقدار زیادی باید دقت داشته باشی،تلاش کنی، عرق بریزی..

هترین لحظه هنری و بهترین لحظه ایی که در کارنامه خود داشتید.

فکر می کنم بهترین و بدترین لحظه زندگی من خروجم از ایران باشد. بدترین بود، دردناک بود. پر از زخم بود. در عین حال اوج گیری من شد. ..من تابعیت فرانسه را دارم. در اروپا زندگی می کنم. بیشتر شهروند اروپا و دنیا هستم. خوش شانس بودم که پس از خروج از ایران و رفتن به کشورهای مختلفی مانند آمریکا توانستم بفهمم کجا زندگی کنم. سالهاست در فرانسه زندگی می کنم. من کشور فرانسه و مردم وفرهنگش را دوست دارم. به لحاظ ذهنی تاوان فراوانی دادم تا بتوانم خودم را در یک فرهنگ سنگین و عظیم جا بدهم. من حالا خودم را فرانکوفون می دانم. پاسپورت فرانسوی دارم.

چه احساسی دارید که در اینجا حضور دارید .یکی از بازیگران همکار شما آدام درایور برای شیرطلایی رقابت می کند. نمی دانم فیلم او را (داستان ازدواج) را دیده اید که شانس بزرگی برای جایزه دارد؟

حضور در ونیز به خصوص برای جشنواره همیشه شگفت انگیز بوده. من احساس می کنم در میان خانواده ام هستم. چون چند سال پیش در هیات داوران بودم و بارها به جشنواره آمده ام. دقیقا همه محل ها را می شناسم..البته وقتی خودمان در جشنواره فیلم داریم، وقت دیدن فیلم های دیگر را نداریم یا اینکه وقت کارهای دیگر. اما برای آدام درایور آرزوی موفقیت می کنم. و همینطور دیگر بازیگران. به هر حال جشنواره ونیز یک جشن است.

دنیای تصویر آنلاین،ما همه دورهم جمع می شویم تا برای سینما جشن بگیریم. به خصوص سینمای این روزها که آُسیب پذیرتر شده. پس ما بخاطر فیلم ها دور هم جمع می شویم تا جشنی بگیریم برای تلاشی که انجام داده ایم. من بودن کنار بقیه را ارج می گذارم. چه چیزی بهتر از این. این که من چه کسی هستم، ما چه فیلمی ساختیم، در چه بخشی فیلم داریم، چه جایزه ایی قرار است بگیریم، اهمیت ندارد. فقط دور هم جمع شدیم . این شگفت انگیز است.

مطالب مرتبط

لینک خبر :‌ بازتاب
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵ سایت های دیگر : خبرگزاری پانا خبرگزاری جمهوری اسلامی شبکه خبری ایرانیان

پانزدهمین نشست هم اندیشی سینما، گفتمان فرهنگی با موضوع سینمای کودک و ترسیم افق های پیش رو با حضور: وحید نیکخواه آزاد، نادره ترکمانی، جعفر گودرزی، ابراهیم فروزش، کامبوزیا پرتوی و سیدجواد هاشمی و یزدان عشیری در سازمان سینمایی حوزه هنری برگزار شد. این نشست در ادامه سلسله برنامه های سینما گفتمان فرهنگی توسط سازمان سینمایی حوزه حوزه هنری برگزار شده است.

به گزارش رسیده، در ابتدای مراسم یزدان عشیری در خصوص اهداف این برنامه گفت: این نشست با هدف هم اندیشی پیرامون موضوعات مهم سینمایی طراحی شده است. حوزه سینمای کودک یکی از پرچالش ترین عرصه های سینمای کشور است و شاید اغلب کارشناسان و سینماگران بر این باورند سینمای کودک می تواند خانواده ها را به سالن های سینمایی بکشاند و رونقی برای سینما ایجاد کند و با پویایی گیشه ها، بازدهی اقتصادی خوبی هم برای این عرصه فراهم شود.

وی افزود: این سینما به دلیل سروکار داشتن با موضوعات سنی خاص و حساس به ویژه در تحکیم بنیان های فکری و عاطفی آینده سازان کشور بیشترین کارکرد تربیتی و آموزشی و پند آموزی را در کنار سرگرمی و تفریح دارد. تعدد متولیان در این حوزه بسیار است. از جمله: سازمان سینمایی، بنیاد فارابی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان- آموزش و پرورش- و بسیاری از نهادها و NGOها و حتی شورای عالی انقلاب فرهنگی، با این حال- اهمیت و ضرورت توجه به سینمای کودک به نسبت متولیان متعددش و شعارهای داده شده در فرآیند محصولات خیلی قابل درک و مشاهده نیست.

عشیری خاطرنشان کرد: بارها بر تعطیلی جشنواره کودک تاکید شده درحالی که کاستی های موجود در سینمای کودک به معنای تعطیلی و کنار گذاشتن جشنواره اش نیست، ولی برگزاری این رویداد با سازو کاری ضعیف با 7 فیلم دست و پا شکسته و نحیف مطلوب نیست. اساسا- جشن و جشنواره مانند جشن های باستانی ایران در فصل خرمن چینی محصول و برداشت صورت می گرفته اما زمانی که ما محصول خوب نداریم برگزاری جشن خرمن چینی برای سینمای کودک نیز بی معناست.

وی عنوان کرد: برغم ضرورت توسعه سینماهای کشور بویژه برای کودکان و نوجوانان متأسفانه سالن های مختص این گروه های سنی و استانداردهای آن ها نداریم. در این میان حوزه هنری به عنوان یکی از متولیان دغدغه مند اقداماتی را در طرح های توسعه اش برای سینمای کودک و نوجوان در برخی استان ها عملیاتی کرده است. حتی در تهران نیز سینمای ویژه کودک نداریم. در حالی که به طور کلی حال سینمای ایران خوب نیست اما حال سینمای کودک بسیار بد است. سینمای کودک نیاز به کمک سرآمدان و پیشکسوتان این عرصه دارد تا با هم اندیشی و طرح مسئله کمکی به بهبود این سینما شود. مسئولان و مدیران سینمایی به دلیل درگیری با ترافیک مشکلات گوناگون حواس شان به این سینِما نباشد.

فروزش:سینماداران هستند که به سینماگران جهت می دهند تا چه فیلمی بسازند که صندلی های سالن پر شود

سپس ابراهیم فروزش با اشاره به روند شکل گیری سینما و جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان گفت: سال 1345 جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان شکل گرفت. شاید سن بعضی از فعالان امروز در این عرصه به آن سالها نرسد اما ما بوده و تجربه کرده ایم. همزمان با شکل گیری سینمای کودکان و نوجوانان، اثری از مراکزی نظیر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نبودیم و بعد از مدت زمان طولانی از شکل گیری این سینما و تنومند شدن این نهال، در سال 1344 شاهد تاسیس این کانون بوده ایم. این جشنواره در آن سالها یکی از پر رونق ترین جشنواره های جهان و گروه الف بوده. در واقع سینمای روز آن زمان به فیلم های فارسی تعلق داشته است اما با این حال از این سینِما هم بسیار استقبال می شده و سالن ها را از مخاطب پر می کرده است.

سینمای کودک نیاز به حمایت ویژه دارد

وی افزود: بعد از رونق فعالیت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در اواخر سال 49 تازه امور سینمایی کانون پا گرفت که با 4 فیلم انیمیشن و 3 فیلم زنده، وارد جشنواره شده بودیم. در واقع این جزو اولین فیلم هایی بود که در زمینه کودکان تولید شد چرا که در این زمان فیلم کودک معنایی نداشت. در این سالها تولید درسینما کودک شروع شده و ما وارد عرصه ای جدی تر از تجربه شدیم. بنابراین بستر برای شناخت بچه ها از سینمای کودک و مراکز فیلمسازی کودکان فراهم و سینمای کودک به معنای واقعی پا گرفت. این جای سوال دارد که چرا در زمانی که جمعیت ایران در آن سال ها بین 25 تا 30 میلیون بوده است، با وجود امکانات کم، استقبال چشمگیری از فیلم ها صورت می گرفته اما سینمای کودک امروز به نسبت 85 میلیون جمعیت چه از نظر تولید و چه از نظر پخش به آن شکل مورد توجه نیست؟ در حالی که ما نیروهای خلاق زیادی داریم.

کارگردان فیلم معروف کلید عنوان کرد: در حال حاضر عامل بازدارنده ما در این عرصه حمایت مالی و معنوی از سینمای کودک است. نیروهای معنوی و فعال ما در این زمینه زیادند و فعال عمل می کنند. سینمای کودک نیاز به حمایت ویژه مالی دارد، بخش خصوصی حق دارد برای فیلمی سرمایه گذاری کند که به بازگشت پولش امیدوار باشد اما همین بخش وقتی ضرر می کند به سراغ کارهای دیگر می رود.

وی اظهار داشت: این را هم باید بگویم که این سینماداران هستند که به سینماگران جهت می دهند تا چه فیلمی بسازند که صندلی های سالن پر شود این در حالی است که 51 درصد از جبران هزینه از این طریق است در شرایطی که تهیه کننده تقریبا یک چهارم از هزینه را می تواند باز گرداند.

وی با تاکید بر حمایت های گذشته از سینمای کودک و نبود دغدغه برای بازگشت پول یادآور شد: در حال حاضر در موقعیتی هستیم که سینمای کودک از یاد رفته است و خانواده ها با دیده تحقیر به فیلم های کودک و نوجوان نگاه می کنند. برای اینکه این چرخ زنگ زده راه بیفتد دولت باید کمک کند، پول بگذارد، حمایت ها را تصویب کند و به این سینما رونق دهد چرا که بخش خصوصی هیچ یک از این حمایت ها را بدون منفعت خود در نظر نمی گیرد. بنابراین حمایت دولتی باید سالیان دراز ادامه داشته باشد تا فیلم هایی ساخته شود و مردم با این سینما آشتی کنند، نه اینکه فیلم ها را در بخش مرده ضایع کنند. معتقدم دولت باید سینماهایی را برای کودکان بسازد و مردم آرام آرام متوجه این سینما شوند. بخش دیگر مربوط به تکنیک است که از آن بسیار عقب هستیم. ماهواره ها و فضاهای مجازی به پیشرفتی رسیده است که ما از ان عقب مانده ایم. باید ببینیم در دنیا چه می گذرد آیا بچه های ما رغبت می کنند فیلم های ما را ببینند؟

وحید نیکخواه آزاد: امروز صاحب اختیار وجه اقتصادی سینما، سینمادار است

در ادامه وحید نیکخواه آزاد در پاسخ به ابراهیم فروش اظهار داشت: این چیزی که شما می گویید درست و صحیح است و خیلی ها به آن معتقد هستند اما نقطه نظر مقابلی وجود دارد که می گوید این بلاهایی که بر سر سینمای کودک آمده به خاطر حمایت دولت است. ما نمی توانیم بگوییم تمام این چرخه طبق نظر ما پیش برود در حالی که سینمای ایران درست یا غلط دارای مناسباتی است. امروز صاحب اختیار وجه اقتصادی سینما، سینمادار است، او تنها کسی است که خوب یا بد را مشخص کرده و در عمل نشان می دهد که چه چیزهایی باید ساخته شود. بازخوردها بر ادامه فیلم و رفتار فیلمساز تاثیر می گذارد. برخی معتقدند دهه 60 دوران طلایی سینمای کودک است در حالی که در گذشته مواردی داشته ایم که فیلم بازخورد خوبی نداشته در شرایطی که به آن فیلم جوایز زیادی تعلق گرفته و سوبسیدهای بسیاری نیز به آن اختصاص داده شده بود. سینمای کودک ما به دنبال آثاری همانند کلاه قرمزی و شهر موش ها است و از اکران آن حمایت می کند. عده ای می گویند سوبسیدهای دولتی حاشیه امنی برای فیلمساز است و اشتیاق فیلمساز را بیشتر می کند.

وی عنوان کرد: سینماداران از هر چیزی که با استقبال خوبی مواجه شود، حمایت می کنند بنابراین با سینمای کودک نه عقد و اخوت دارند و نه پدرکشتگی. اختصاص سوبسید دولتی به سینمای کودک، حاشیه امنی را برای فیلمساز ایجاد می کند که فیلمساز دیگر به فکر بازگشت پول خود نیست. بهشتی همیشه می گفت سینمای کودک در آن دوران یک مغازه پنج دهنه بود اما حالا به یک زیرپله تبدیل شده و تنها راه نجات آن، موفقیت از لحاظ اقتصادی است. از قضای روزگار ما با بچه هایی طرف هستیم که سرگرم کردن آنها یک هدف بزرگ است. در دهه 60 آقای پرتوی در سن 32 سالگی گلنار را ساخت. چگونه است که یک فرد 32 ساله که هیچ پشتوانه سینمای تجاری کودک نداشته، تشخیص می دهد چنین فیلمی بسازد و موفق شود اما حالا بعد از سی و چند سال کسی پیدا نمی شود که چنین فیلمی بسازد. ناگفته نماند در این دوران فیلم هایی موفق دیگری نظیر دزد عروسک ها و پاتال و غیره هم وجود داشت که امروز بعد از 3 دهه از وجود آنها محروم هستیم.

فروزش در جواب به این سوال گفت: من نیز سوال دارم که با وجود این همه پیشرفت در علم و فناوری چرا فیلمسازان ما فیلمی به خوبی گلنار و غیره را دیگر نمی سازند؟ این امر نیاز به بررسی دارد.

جعفر گودرزی: سینما در دهه60 در نشاط اجتماعی تأثیر داشته است

جعفر گودرزی در این بخش گفت: می گویند دهه 60 و دهه هفتاد اوج طلایی سینمای کودک بوده است که به مرور به وضعیت اسف باری رسید. باید عنوان کنم بعد از انقلاب و جنگ، مسئولان 2 رویکرد سینمای جنگ و کودک و نوجوان را پیگیری می کردند و تنها روزنه ای که می شد شادی را نشان داد از طریق سینمای کودک بود چرا که این سینما نقش تعیین کننده ای در نشاط اجتماعی داشته است و سینمای دفاع مقدس در مسیر دیگری حرکت کرد. در آن دوره مسئولانی که تعیین کننده بودند، بچه کوچک داشتند و سینمای کودک برایشان مهم بود ولی گویا با بزرگ شدن فرزندانشان یک مقدار رها شدند و دیگر این سینما برایشان اهمیتی ندارد چرا که در آن سالها به این سینما اعتقاد جدی تری داشته اند. از سوی دیگر از دهه هفتاد به بعد فیلم های اجتماعی روی کار آمدند و سینمای کودک رها شد در واقع سینمای کودک در آن دوران عرصه ای برای تجربه بود و متاسفانه با وجود آثار خوب، فیلمسازان آن را رها کردند و رفتند. معتقدم فیلم هایی هم که ساخته می شود در همین مرحله مانده و به اکران نمی رسند.

سیدجواد هاشمی : با تکرار ساخت فیلم های دهه 60 مخالف هستم

سیدجواد هاشمی یادآور شد: مدت هاست زمانی که همه درباره فیلم کودک صحبت می کنند از دهه60 مثال می زنند و فیلم هایی مثل دزد عروسک ها و گلنار را یادآوری می کنند، در حالی که باید آن دوران را رها کرد. این چه مقایسه ای است؟ هرچند من آرزو داشتم گلنار را بسازم ولی در دوران جدید اصلا نباید از آن فیلم ها ساخت. باید به دنبال فیلمی پاک و دلنشین بچه ها بود. من می گویم باید دهه 60 را فراموش کنیم چون بچه های الان با بچه های دهه 60 تفاوت دارند و زمانه ای نیست که درباره آن حرف بزنیم بنابراین باید ببینیم چرا به سینما نمی روند؟

این کارگردان با اشاره به شهر موش ها و کلاه قرمزی بیان کرد: من کاملا با حرف نیکخواه مبنی بر تکرار ساخت فیلم های دهه 60 مخالف هستم. بنده شهر موش ها را 2 بار دیدم. یک بار رو به پرده دیدم که اصلا فیلم خوبی نبود و این را محکم به مرضیه برومند گفتم و یک بار هم رو به بچه ها دیدم که متوجه شدم دهه شصتی ها آن را دوست داشته اند. این فیلم یک پشتوانه تلویزیونی منحصر به فرد داشت که تنها فیلم بزرگسال است. شهر موش ها و کلاه قرمزی اصلا در زمره فیلم های کودک نیستند. من برای اینکه تورنادو و پیشونی سفید را بسازم از ذهنیت خود فاصله گرفتم تا این فیلم ها حداقل پول خود را برگردانند هرچند خیلی فیلم شاخی نشدند، اما پول خود را برگرداندند. به نظرم فیلم کودک باید شتر، گاو، پلنگ باشد؛ از همین رو فیلم من هم تلفیقی از فیلم کودک و بزرگسال بود.

وی ادامه داد: یک بار مرضیه برومند به من گفت تو خیانت کردی و نمونه خیانت تو گنجاندن آهنگ پارسال بهار دست جمعی رفته بودیم زیارت در فیلمت بود که منجر شد به شما رای ندهم. من گفتم خوب شد رای ندادید. فیلم شهر موش های شما را هم بچه ها دوست ندارند. منظور من این است که ما باید ببینیم چه چیزی ساخته شود؟ چه شیوه ای بکار ببندیم که بچه ها فیلم ها را دوست داشته باشند. من دیدم که 25 درصد تماشاگران فیلم رحمان 1400 کودکان بوده اند و این مصیبت است. باید ببینیم چگونه می شود عادت رفتن به سینما را به خانواده ها برگرداند. من کمی لِم آن را پیدا کردم به طوری که واقعا بچه ها پیشونی سفید را دوست دارند هرچند بخش هایی از آن اصلا مربوط به کودکان نیست.

فروزش: در سینمای کودک باید به تغذیه فرهنگی هم توجه کنیم

فروزش در ادامه عنوان کرد: آقای نیکخواه همزمان با نشان دادن فیلم کلاه قرمزی و تبلیغات گسترده آن، فیلم باشو،غریبه کوچک ساخته شد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت و پول خوبی از آن درآمد. فیلم دونده هم این روند را طی کرد. ما باید به فکر رسالت فرهنگی خود هم باشیم و باید 2 وجه را در نظر گرفت یعنی هم بچه سرگرم شود و پولش را در بیاورد و هم- باید دنبال چیزی باشیم که هم چرخه تولید را راه بیاندازد و هم بچه ها را با این سینما آشتی دهد و هم بچه ها فیلم را دوست داشته و تغذیه فرهنگی شوند. ما باید مقداری هم آبروی خود را حفظ کنیم و تنها نباید به سرگرمی توجه کنیم.

نیکخواه آزاد توضیح داد: به خاطر همین است که من با پیشونی سفید مخالف هستم چون در قسمتی از آن می دیدم که آهنگ پارسال بهار دست جمعی رفته بودیم زیارت وجود داشت در حالی که این آهنگ اصلا با خوراک فرهنگی ما سازگار نیست و فیلم جواد هاشمی خوراک فرهنگی ندارد. از سوی دیگر به نظرم ما باید برای کودکان خودمان فیلم بسازیم این در حالی است که محمدعلی طالبی می گوید فیلم من در هلند تدریس می شود ولی سهم بچه های ما از این فیلم ها چیست؟ چیزی که دیده نشود و با مردم ارتباط برقرار نکنند موضوعی است که انگار اصلا وجود ندارد مهم این نیست که باشو غریبه کوچک و ... چقدر خوب هستند مهم این است که چقدر مردم ما آن را شناخته اند. چیزی که با مردم ارتباط برقرار نکند انگار که در کل وجود ندارد.

گودرزی تصریح کرد: من خیلی موافق این بحث شما نیستم چون برای مثال روز واقعه در زمان خودش دیده نشد ولی رفته رفته مردم از آن استقبال کردند و هر سال هم به ارزش آن اضافه می شود.

در بخش دیگری از این نشست فروزش با انتقاد به نبود تهیه کننده خوب برای ساخت فیلم های کودک گفت: فرض کنید که من می خواهم یک فیلم خوب بسازم حالا باید به کجا مراجعه کنم؟ کدام دفتر شخصی چنین فیلمی می سازد؟ پول و سرمایه کجاست که بتوان از آن استفاده کرد؟ ما شرایط لازم را نداریم چگونه باید فیلم بسازیم؟

نیکخواه آزاد در پاسخ به فروزش گفت: البته باید توجه داشت که شما اصلا فیلم هایی مانند گلنار و ... نمی ساختید موضوع دیگری که می خواهم بگویم این است که من در عین اینکه منتقد جدی برای مدیریت فرهنگی فعلی سینمای کودک هستم اما به آینده نزدیک سینمای کودک بسیار امیدوار هستم. جواد هاشمی 6 تا فیلم ساخته با اینکه شهرتش مربوط به پیش از ورودش به سینمای کودک است یعنی اینکه از سر ناچاری وارد این عرصه نشده و می توانست بر اساس تجربه اش، خالق فیلم های دفاع مقدس باشد اما دغدغه کودک دارد که موفق هم شده است. غلامرضا موسوی یکی از باهوش ترین و متبحرترین تهیه کنندگان است و جایی نمی خوابد که آب به زیرش رود. او امسال یک فیلم کودک ساخته. امام (ره) بچه ای در حال گریه را در بغل آدم زشتی دید که سعی در ساکت کردنش داشت، امام به مرد گفت بچه را بگذار زمین تا ساکت شود چرا که تو را دیده و ترسیده است، خوشبختانه دولت سینما را زمین گذاشته است پس مطمئن باشید سه سال دیگر اتفاقات بهتری در این زمینه می افتد.

فروزش توضیح داد: حرف های که شما می زنید بسیار امیدوارکننده است اما باید دید در ادامه چه اتفاقی می افتد. خوشبین بودن به چند فیلم نمی تواند خیلی امیدوار کننده باشد.

نیکخواه آزاد ادامه داد: طی سه سال اخیر چند فیلم کودک اکران شده است که جریان جدیدی را نشان می دهد؟ این روند قطعا به روغن کاری و اصلاحات نیاز دارد.

کامبوزیا پرتوی:سینمای کودک گم شده است

در بخش دیگر از این نشست کامبوزیا پرتوی افزود: من همانند فروزش معتقدم که باید از سینمای کودک حمایت شود چون ما گم شده ایم. حداقل ترین حمایت ما این است که کودک یک سینما داشته باشد. در پردیس ایران مال سینمایی مختص به کودکان ایجاد شده است و پزش را به ما می دهند. در این سالن سعی شده شرایط خوبی برای مخاطب کودک فراهم شود. به نظرم کودکان حق دارند سینمایی داشته باشند این کار مصداق بارز حمایت از سینمای کودک است. باشو غریبه کوچک تماشاچی داشته است یا نه برای من بسیار دردآور است چرا که این فیلم باید برای سینمای آینده ما به یادگار بماند.

وی توضیح داد: چیزی با ان شاالله و ماشاالله درست نمی شود چهل سال می گذرد و در جلسات متعددی بوده ایم ولی کاری حل نشده. به نظرم نیازمند بودجه ای مصوب از مجلس هستیم. قدم اول این موضوع باید بر اساس مصوبه ای محکم برداشته شود و با نظر شورای مربوطه سپس این چرخه راه می افتاد به گونه ای که اصلا نیازی به حمایت نشود. در فسیتوال های دیگر به گروه سنی توجه بسیاری می کنند و بزرگسالان بر نوع فیلم ها و محتوای آن نظارت می کنند. ما باید فکری به حال این سینما بکنیم که تنها با مصوبه محکم امکانپذیر است.

در ادامه پرتوی اظهار کرد: آیا ما مخاطب را تربیت کرده ایم؟ ما بچه ها گفته ایم که باید فیلم ببیند؟ ما مخاطب به معنای واقعی نداریم و فرزندانمان را برای این رویداد فرهنگی تربیت نکرده ایم. باید به کودکانمان یاد بدهیم فیلم هایی مانند باشو غریبه کوچک را ببینند. فیلم هایی که ادبیات کودک دارند پشتوانه سینمای کودک ما هستند. ما کودکانمان را تربیت نکرده و آنها را کوچک نگه داشته ایم تا حدی که برای فهماندن حرف ها و ارتباط با آن باید خم شویم. بچه ها یاد نگرفته اند سر خود را بالا کنند و واکنش نشان دهند. خیلی از فیلم ها نظیر باشو غریبه کوچک و دونده فدا شدند و جایگاه خود را در سینمای ما پیدا نکرده اند. امیدوارم نیاز این موضوع احساس شود و مسیری در جهت تربیت فرازندان ما را در پی گیرد.

نتیجه غفلت از کودکان حضور ساسی مانکن ها در مدرسه هاست

نادره ترکمانی عنوان کرد: من بشدت معتقدم دولت وظیفه دارد از سینمای کودک در حوزه مادی و فرهنگی حمایت کند. 25 سال است که کودکان را رها کرده ایم و نتیجه این غفلت حضور ساسی مانکن و نمونه های نظیر آن است اما حالا دیگر جایی برای غفلت نیست. 26 درصد جامعه ما کودکان و نوجوانان است که جمعیتی بالای 16 میلیون را شامل می شود. متولی این جمعیت کیست؟ جز تلویزیون و سینما و آموزش و پرورش مسئول این اتفاق است؟ من مخالف سالهای طلایی دهد 60 هستم. این دوران گذشت و تمام شد. اگر قرار باشد تا 1400 مدام این روند را تکرار کنیم به جای پیشرفت به عقب می رویم. باید این دهه را رها کرد چرا که مدل فکری این بچه ها فرق کرده و دیگر آن فیلم ها را دوست ندارند. در اصل ما نزول و سقوط سینمای کودک را درک نکرده ایم جریان فرهنگی برای کودکان توضیح داده نشده است و حوزه فرهنگ و شناخت مسائل نسبت به اطراف تعریف نشد و بچه ها را به حال خود رها کرده ایم. بارها تاکید کرده ام که فیلم هایی نظیر رسوایی فیلم خوبی نیست. بارها هشدار داده ام که از فیلم های خوب این ژانر توسط مدارس و آموزش و پرورش حمایت شود اما تنها فرآیند مدارس پرکردن سالن های نمایش خارج از توجه به موضوعیت و محتوای فیلم بوده است. برای مثال در همین تهران کودکانی وجود دارند که سالن سینما را از نزدیک ندیده اند. همه ما غفلت کرده ایم. آیا فیلم هایی که در حوزه کودک ساخته می شود را تلویزیون می خرد؟ آموزش و پرورش حمایت می کند؟ آیا شهرداری در جهت حمایت از آن بیلبوردهای تبلیغاتی خود را دراختیار این فیلم ها قرار می دهد؟ سینمای کودک یک سمتی نیست و دولت باید حمایت کند. عامل این غفلت ها هم سینماگران نیستند چون دغدغه کودک را به اندازه توان دارند و دولت هم مقصر است. این یک چرخه است و اگر قرار است این زنجیره به هم وصل نشود کاری از پیش نمی رود. در مواقع لزوم به جای حمایت از تولید ملی از فیلم های خارج از چارچوب استفاده شده و نسبت به فیلم های مناسب بی توجه شده اند. من همیشه منتقد آموزش و پرورش هستم که همیشه سکوت می کند علیرغم اینکه چهل و نهمین جشنواره فیلم رشد که به سینمای کودک اختصاص دارد و یک جشنواره قدیمی است ولی کاری نمی کند. آموزش و پرورش نتوانست عملکرد مثبتی را در حوزه کودکان و نوجوانان در برنامه خود قرار دهد و بعضا من دعا می کنم که کاش این سازمان نسبت به ژانر فرهنگی بی تفاوت بود چرا که با توجهات اشتباه به سینمای کودکان و نوجوانان ضربه زد. انگار که میل و رغبتی به این عرصه فرهنگی نداشته و آن را نقطه مقابل سیاست های خود می بیند.

هاشمی در این بخش گفت: شما درباره آموزش و پرورش اشتباه می کنید. این سازمان موافق این حرف شما است. من سی سال در آموزش و پرورش بوده ام و می دانم که آموزش و پرورش دست وزیر نیست بلکه دست هزاران مدیر مدرسه است.

در ادامه گودرزی توضیح داد: در حال حاضر سینمای کودک و نوجوان مانند طفل سر راهی و بچه طلاق است که کسی مسئولیت آن را قبول نمی کند و اگر قبولش داشتند قطعا اتفاقات خوبی می افتاد.

سپس ترکمانی اظهار کرد: اگر ما یک شورای عالی فرهنگی داشتیم قطعا سینمای کودک بخشی از آن بود و مراکزی که عنوان کودک و نوجوان را یدک می کشند باید به مصوبات مطرح شده در شورای عالی عمل کنند اما متاسفانه همه این مسئولیت ها را از دوش خود برداشته و بر گردن دیگری می اندازند. حتی جشنواره کودک و هر حوزه ای که به سینمای ما کمکی کند جزو تعهدات فرهنگی هر یک از ما است و من اولین کسی هستم که این مسئولیت را بر گردن خودم می دانم. در کشور ما همه چیز مدیرمحور است اگر اولویت مدیری سینمای کودک باشد پیشرفت می کنیم در غیر این صورت پسرفت در انتظار ماست.

وی در ادامه با اشاره به داوران کودک و نوجوان جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان توضیح داد: در جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان داوران کودکی که به فیلم قطار آن شب رای دادند کاملا آموزش دیده بودند که باید همانند بزرگسالان فیلم را ببینند یعنی چه که می گویند شما کودک هستید در واقع این بچه ها در جشنواره شست و شوی مغزی شده بودند.

سپس هاشمی اظهار کرد: اصلا به این فکر نکنید که در کشور ما اتفاقات با طبقه بندی علمی و فرهنگی پیش بروند چرا که کشور ما در حوزه فرهنگ دست هزاران نفر اداره می شود و این خود سینما را تعطیل می کند. برخی به سلیقه خود کارها را انجام می دهند در این مملکت نمی شود حتی برای یک مدیر مدرسه تعیین تکلیف کرد که بچه ها را به سینما ببرند. نه فقط آموزش و پرورش بلکه در همه ارکان و همه تشکیلات قوانین به صورت خودسر انجام می شود. مدیران خود فیلم هایی را که می پسندند برای دانش آموزان تجویز می کنند پس سینمای کودک به معنای آنچه که برای اهالی فرهنگی پسندیده است پیش نمی رود.

وی با اشاره به لزوم ساخت فیلم پاک گفت: همکاری با حوزه هنری به نفع فیلمسازان است و در کلیت تنها جایی است که درد فرهنگی اش بیشتر از بلیتی است که در گیشه هایش می فروشد اما در جزئیات مشکلاتی دارد. با اینکه سینمای آزادی موقع اکران فیلم به من ظلم کرده ولی معتقدم حمایت حوزه هنری به من کمک بسیاری کرده است. من با نیکخواه بسیار موافق هستم چرا که باید بچه را زمین گذاشت تا خودش آرام شود.ما چاره ای جز ساخت فیلم پاک نداریم فیلم من پاک بوده چرا که سه عنصر فرح و شادی، آموزش و تربیت را داشته است اما شما هم هر کاری انجام بدهید تا زمانی که پدر و مادر از فیلم خوشش نیاید از آن فیلم استقبال نمی شود. من خواهش می کنم درباره این حرف بزنیم که چه فیلمی بسازیم که بچه ها دوست داشته باشند در این صورت است که سینمادار، آموزش و پرورش و مدیر مدرسه از فیلم استقبال می کنند. فیلم کلید فروزش، کلید خیلی از قصه های تاریخ سینمای کودک بوده است بنابراین باید به متن فیلم ها توجه شود تا سینمای کودک رشد کند.

گودرزی عنوان کرد: من با نظر خانم ترکمانی کاملا موافق هستم و درست است که باید از سینمای کودک حمایت همه جانبه شود چرا که بخش خصوصی وارد این قضیه نمی شود. در دهه 60 فیلم های کودک سرگروه داشتند و این موارد به سینمای کودک رونق می داد. سی و دو دوره جشنواره برگزار شده ولی کاش هر سال در کنار برگزاری جشنواره، یک سینمای کودک هم می ساختیم تا امروز، 32 تا سینمای کودک داشته و برای اکران جر و بحث نمی داشتیم. من نمی دانم چرا فیلمسازان ما دچار پیچیدگی شده اند. از آن زمانی که سادگی و شیرینی را از سینمای کودک گرفتیم این اتفاقات برای سینمای کودک رخ داد چرا که بچه ها قادر به فهم مسائل پیچیده نیستند و باید با سادگی با آنها حرف زد تا هویت سینمای کودک بازگردد. به طور کلی معتقد هستم در سینمای خود به عرصه تولید محتوای ارزشمند نیازمندیم و این روش می تواند سینما را در مسیر اصلی خود قرار دهد. ضمن اینکه چرا از عنصر تخیل از فیلم هایمان استفاده نمی کنیم در حالی که کودکان ما به ان احتیاج داشته و می تواند راهگشا و ما را به این دنیا نزدیک کند. تا همخوانی مابین این عناصر ایجاد نشود ما از کوکانمان عقب هستیم در حالیکه این قشر خود صاحب نظری در عرصه رسانه هستند.

ترکمانی بیان کرد: باید فیلمسازان به کودکان نزدیک شوند و ارتباطی تنگاتنگ ایجاد شود تا اتفاقات خوبی در این حوزه رخ دهد. فیلم کودک به فانتزی نیاز دارد.

هاشمی بیان کرد: در سال 1391 فیلم پیشونی سفید1 و یا اختاپوس ، به فروش بالایی رسید. در حالی که در آن فصل پاییز همزمان 25 فیلم در حال پخش بوده و 7 فیلم با هم اکران شد اما ما پرفروش ترین فیلم بوده ایم واین برای فیلمساز بهترین اتفاق است. با این حال سی دی این فیلم بسیار فروش داشت و با فروش 300 هزاری آن روبرو شده ایم و بعد از 6 سال 40 هزار سی دی دیگر تولید و به فروش رسید این نشان می دهد که بچه ها فیلم را دیده اند. سریال هشتگ خاله سوسکه هم در سینمای خانگی فروش خوبی داشته است پس باید گفت فیلم کودک مخاطب دارد اما خانواده ها آنها را به سینما نمی آورند. بچه ها قدرت این را ندارند تنهایی به سینما بروند. بنابراین به اشتباه نگوییم که بچه ها طرفدار فیلم کودک ایرانی نیستند آنها حتی نازل ترین فیلم های کودک را هم می بینند. در این شرایط فیلمسازان باید برای ساخت فیلم های خوب تلاش کنند ما در اصل دغدغه اینکه بچه ها فیلم ها را نمی بینند نداریم بلکه دغدغه ما این است که سالن های سینمای ما پر نمی شود و باید به دنبال علت آن باشیم.

این کارگردان در بخش دیگر از صحبت هایش توضیح داد: ما دیکتاتوری اندیشه ها داریم. در شورای تخصصی فیلمنامه کودک فارابی گروهی هستند که می نشینند و اندیشه های فیلمنامه نویسان را دیکتاتوری می کنند و می گویند آنچه را که ما می خواهیم را باید بسازید. این روال در سازمان سینمایی و دیگر ارگان های مربوطه ادامه دارد غافل از اینکه ما با این روش هرگز به مدینه فاضله نمی رسیم. اگر قرار باشد فیلم هایمان را دولتی بسازیم به سرنوشت 53 فیلم مانده در کشوهای فارابی دچار می شویم چرا که دیکتاتوری ساخته و تولید می شوند و هرگز به هدف اصلی نخواهد رسید. من به آقای تابش پیشنهاد داده ام که شوراهای فارابی را برداشته و با حمایت از فیلمسازان مقبول به سیاست های فارابی، به تولید آثاری خارج از سیاست های دیکتاتوری بپردازد. این اعتماد لازم است تا فیلمی ساخته شود که مردم دوست دارند و آن را به سینماها می کشاند. من لم جذب مخاطب را پیدا کرده ام و می دانم که اگر پیشونی سفید 4 را بسازم باز هم موفق خواهم شد. من می دانم که اگر فارابی فیلم های من را تصویب می کرد قطعا این فیلم ها راهی کشوهای فارابی می شد.

در ادامه این برنامه عشیری تاکید کرد: مشکل سینمای کودک را نباید بی نسبت با کلیت سینمای ایران دید. ما باید مخاطب سینمای ایران را نسبت به کل جمعیت بسنجیم و در سال 98 با افت این میزان روبرو هستیم. اگر حتی ما با دهه 60 این روند را مقایسه کنیم به طور وحشتناکی با ریزش مخاطب سرو کار داریم و این مشکل در سینمای غیرکودک هم وجود دارد. بحث دیگر تولید محتوا است که در سینمای کودک وجود ندارد. آمارها در سطح کمی بسیار امیدوار کننده است فقط موسسه بهمن سبز حوزه هنری 31 فیلم در حوزه کودک در دو ساله اکران کرده که این نشان می دهد ما به لحاظ کمی می توانیم امیدوار باشیم. از زاویه دیگر متاسفانه بخشی از معضلات ناشی از این است که سینمای غیر کودک ما به دلیل ذائقه سازی غلط در مخاطب نوعی قهر و کدورت با سینما را به صورت فراگیر در خانواده ها ایجاد کرده و این دامن گیر سینمای کودک هم شده است.

وی افزود: با وجود حجم تولید بالا چه اتفاقی افتاده است که کودک قادر به ارتباط با فیلم ها نیست و دیگر نمی تواند نوستالژی هایی برای نسل کودک و نوجوان ما بسازند. فقدان ساختارهای محتوایی و فرهنگی در فیلم ها و عدم توجه به ذائقه مخاطب کودک امروز باعث شده است حتی تولیدات ما هم در بایگانی ها خاک بخورد یا نفروشد.

فروزش خاطرنشان کرد: منظور من از حمایت دولتی ادامه ایجاد شوراهای مختلف در حوزه سینما نیست که هر کدام بر اساس سلیقه ها، تفکرات، سیاست ها و غیره اظهار نظر می کنند. بلکه منظور بنده بودجه ای مشخص در این زمینه است. فیلمنانه ای تصویب می شود و به چرخه تولید می رسد اما با عوض شدن مدیر یک بخش فرهنگی سرنوشت ان تغییر می کند. همانطور که یک مدیر مدرسه تعیین می کند که چقدر از دانش آموزان مخاطب فیلم باشند یا نباشند. ما باید موانع سر راه حمایت از تولید و اکران فیلم ها را برداریم تا به آینده سینمای کودک امیدوار شویم.

سینمای کودک ما در مرحله زیرپله قرار دارد

نیکخواه آزاد توضیح داد: این خوب است که ما بتوانیم بودجه ای را از دولت بگیریم چرا که قرار است صرف فرهنگ کشور ما شود ولی به این امیدی نداشته باشید. هاشمی با ساخت تورنادو بر سینمای کشور تاثیر گذاشته است. سینمای کودک ما در مرحله زیرپله قرار دارد بنابراین باید چیزی برای ارائه داشته باشیم که امیدوار کننده باشد. در حال حاضر بچه های ما تنها یک کلیک با جذاب ترین فیلم های دنیا فاصله دارند. ما یک مزیت زبان فارسی را داشتیم ولی حالا آن هم حل شده است و همین موضوع کار را برای فیلمسازان سخت می کند. فیلم های ما در شبکه نمایش خانگی وضعیت بهتری از اکران پیدا می کند آیا دلیل این موضوع این نیست که سطح فیلم های ما در حد شبکه نمایش خانگی است و در حد سینما نیست؟ مهمترین عنصر ما قصه پردازی و قصه گویی است اما آنچه که باعث تمایز آثار حال حاضر با فیلم های دهه 60 می شد، همین بوده است برای مثال پاستاریونی با وجود اینکه صحنه و پروداکشن خوبی دارد ولی قصه چندانی ندارد. ما در دهه 60 رقیب نداشته ایم اما امروز این گونه نیست و بچه ها فیلم های ما را با بهترین آثار روز جهان مقایسه می کنند و در جایگاه مقایسه با بهترین ها قرار گرفته ایم.

جایزه جشنواره کودک به فیلم 23 نفر یک خیانت است

هاشمی بیان کرد: برخی فیلم ها واقعا حمایت دولتی نیاز دارد ولی تنها متن خوب کافی نیست و این باید آسیب شناسی شود. در واقع به همین دلایل است که من مجبور می شوم کارهایی را بسازم که از نظر بسیاری از افراد زهرماری تلقی می شود. اگر من به مرحله برند شدن رسیده ام برای این است که در این مراحل به متن بهتری برسم و با وجود اهمیت، اما آیا می شود با نویسنده های امروز که وقت برای نوشتن، نمی گذارند متنی نوشت که هم خوب باشد و هم خیال انگیز؟ همین موضوع دلیل شکست پاستاریونی است چرا که خیال انگیز نیست. من به خاطر همین است که پیشونی سفید ، تورنادو را اینگونه ساخته ام. بچه ها به دنبال فانتزی هستند به همین دلیل است که می گویم جایزه جشنواره کودک به 23 نفر یک خیانت است. من می دانم 23 نفر یک فیلم بسیار خوب است اما نباید به آن جایزه داد چون المان های فیلم های کودکان را ندارد. بنابراین اگر می خواهیم امروز به بچه ها برسیم باید ببینیم آنها چه چیزی نیازی دارند که در واقع همان فانتزی و خیال انگیزی است در در جریان بازی های اینترنتی باید این عنصر بیشتر شود.

نیکخواه آزاد عنوان کرد: این امر برای امروز نیست در تمام دوران ها همینطور بوده و بچه ها نیاز به فانتزی داشته و دارند. من با شما همسو هستم ولی باید به دنبال عناصر جذابیت فیلم ها بگردیم. ما باید به دنبال دغدغه بچه های امروز بگردیم باید با قصه گویی خوب و فانتزی شود که نتیجه بخش شود.

فروزش در خصوص مشکل سینمای کودک اظهار کرد: حلقه گمشده حمایت مالی از فیلم ها است پس باید شروع کنیم. سرمایه گذاری در این زمینه لازم است که نداریم. من می دانم هاشمی سرمایه ساخت فیلم اولش را از خود گذاشته است. کمتر آدم شجاعی داریم که تمام زندگی خود را پای کار بگذارد ما تهیه کنندگانی داریم که در سینمای بزرگسال نابود شده اند.

هاشمی تصریح کرد: در حال حاضر سرمایه گذاری دارم که منتظر است فیلم بعدی ام را بسازم چون فیلم های قبلی من پولشان را برگردانده اند. من حرف خیلی ها را گوش ندادم به دنبال این رفته ام به دنبال چیزی هستم که خانواده ها را به تماشای فیلمم بنشاند چون راهی جز این نبود من حتی به آهنگساز گفتم فراموش کن که کسی در صنفت از تو دفاع کند. من به علت کمبود بودجه نتوانستم در فیلم هایم از گریم هالیوودی استفاده کنم .من سرعتم را بالا بردم تا هزینه هایم پایین بیاید و سرمایه گذار ضرر نکند. این مسیر را می روم تا برند شوم آن وقت دیگر فلیمی می سازم که موضوعاتی مثل پارسال بهار دست جمعی را در فیلمم نمی آورم چون دیگر نیازی ندارم ولی در حال حاضر به این نیاز دارم.

سپس گودرزی توضیح داد: در اینجا چند نکته می گوییم اول اینکه چرا به افرادی مثل فروزش و نیکخواه بها نمی دهیم؟ ما حتما باید با آزمون و خطا به جوانان برسیم؟ این تفکر اشتباهی است چرا که بسیاری از دوستان با تجربه را که می توانند راهگشا باشند رها کرده ایم تا به جوانان برسیم. در حال حاضرنسل های چند سال گذشته مان را در بلاتکلیفی از سیاست های مربوط به کودکان ونوجوانان وارد دنیای بزرگسالان کرده ایم درواقع حتی دوران بلوغ آنها را نادیده گرفته ایم و نهایتا با همه پدیده ها ناگهانی روبرو شده و تحت تاثیر قرار می گیرند. بخش دیگری از مشکلات بی توجهی به قصه گویی است که این قشر را با عالم واقعی روبرو می کند. نکته دیگر هم این است که چرا فیلمسازان عرصه کودک اصرار دارند، فیلمنامه هایشان را خودشان بنویسند؟ این فیلم های مزخرف که بر خانواده ها تاثیرات مخرب می گذارد قطعا خانواده ها را ازسینما دور می کند. در ادامه باید بگویم ما هروقت از اقتباس و ادبیات کودک و نوجوان دوره شده ایم ضربه اش را خورده ایم.

هاشمی اظهار کرد: نویسندگان جایگاه خوبی پیدا نکرده اند و پول خوبی هم به آنها پرداخت نمی شود. در حال حاضر نویسندگان حرفه ای وقت ندارند یعنی زمان زیادی را برای نوشتن کار می خواهند در حالیکه در این مدت درگیر نوشتن آثار دیگری هستند و هر فیلم را طی مدت چند روزه می نویسند در این شرایط قطعا نویسندگی خوبی برای اثر نخواهیم داشت. نویسنده حرفه ای، فانتزی و کودک نویس که برای کار وقت بگذارد در این کشور به تعداد انگشت دستانمان نداریم. شناختن ادبیات و سینمای کودک کافی نیست بلکه این موفقیت نیاز به تجربه دارد. دولت باید نویسندگانی را در اختیار بگیرد که در ازای درآمد مناسب و تیتراژ خوب متنی با کیفیت را تولید کرده و اجازه گرفتن چند کار همزمان را آن ها سلب کند. ما با بحران روبرو هستیم و به مدیریت آن نیاز داریم. متاسفانه همه تصمیم گیرندگان سینمای کودک، کودک را نمی شناسند.

پدر من را برای اکران فیلم دو خواهر درآوردند

پرتوی در ادامه یادآور شد: اقتباس نه تنها در سینمای کودک بلکه لازمه سینمای ما است ولی همیشه بد پیش رفته است. در این عرصه فقط سیما فیلم و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چند کتاب کودک را خریداری کرد و هیچ وقت قدم بزرگی برای ساخت آن بر نداشته اند. آیا این اقتباس ها پاسخگوی سینمای ایده آل ما هستند یا نه؟ ما در حال حاضر از این فضا دور بوده ایم و آثار اقتباسی خوب بسیار کم داریم. ما باید نویسنده فانتزی نویس و آشنا به کودک را تربیت کنیم که بتوان آنطور که باید برای ساخت فیلم های کودک اقدام کنیم. ما اقتباس خوبی نداریم. من برای ساخت فیلم در حوزه کودک امکاناتی ندارم و شرایطش هم دیگر برایم پیش نیامده است. در آخرین فیلمم دو خواهر که مسئولیت تهیه کنندگی و کارگردانی آن را خود برعهده داشته ام پدر من را برای اکران فیلم درآوردند چون با نمایش فیلم روز واقعه همزمان شده بود و نهایتا منجر به شکست من شد. بعد از این فیلم باید چه امیدی به سینما داشته باشم؟ همه این مشکلات هم ناشی از حمایت دولتی فیلم روز واقعه و حمایت شخصی از فیلم من بوده است. با وجود چاپ پوستر و تبلیغات مانع از اکران فیلم من شدند و دیگر برایم مهم نبود که سینمای کودک به کجا کشیده می شود. در حال حاضر هیچ امید، خیال آسوده و حامی ای برای سینمای کودک وجود ندارد چرا باید فیلم بسازم؟ برای من هم آسان است که آثار سخیف و کمدی را بسازم ولی نساختم.

فروزش یادآور شد: سینمای کودک نیاز به قدرتی دارد که پشت آن بایستد و جریان را به سمت و سوی مورد نظر هدایت کند.

نیکخواه آزاد توضیح داد: ما نباید احیای سینمای کودک را به ارگان های دولتی منوط کنیم چون جاهای دولتی به دنبال رزومه ای برای خود هستند. آنها نمی توانند با آثار کودک پز بدهند. این در حالی است که مسئولان عوض می شوند و اشکال اصلی تکیه به مسئولان دولتی همین است و هر کدام برای خود سازی می زنند. ما مرکز توسعه سینمای کودک و نوجوان را با این استدلال راه انداختیم یعنی به مدیران گفتیم که مدیران رفتنی هستند و ما ماندنی. راه ما از این حمایت دولتی و تعیین تکلیف جداست. ما فقط با ایستادن روی پای خودمان می توانیم به نتیجه برسیم.

هاشمی بیان کرد: من فکر می کنم در حال حاضر به سینمای کودک کمی توجه شده یعنی اکرانش ساده تر شده است. به جرئت می توان گفت هیچکس به اندازه نیکخواه آزاد در عرصه ادبیات کودک تاثیرگذار نبوده است با اینکه 30 سالی هست که با ایشان دعوا دارم و بسیاری از حرفه ای های این عرصه باید در حرف هایشان انگیزه بدهند تا حداقل ازحمایت های اندک برخودار شویم که درست و منطقی باشد. سینمادار حاکم بلامنازع است پس باید شرایط را به نحوی فراهم کنیم که صندلی های سینمایش را پر کنیم. ما باید به مسئولین انگیزه حمایت بدهیم.

ترکمانی ادامه داد: این نیست که مسئولان ما به دنبال حمایت نباشند، چرا که تلاش خود را در این زمینه کرده اند و برای نمونه می توان به تغیییر شکل در شوراهای فارابی اشاره کرد. شکل و فرم از مدل تک نفره تغییر کرده است و فیلمنامه ها توسط اتاق فکر نوشته می شود که این گام خوبی است. اگر برای سینمای کودک سرتان درد می کند باید مطالبه گری صورت گیرد و این اقدام توسط سینماگران انجام شده است. معتقدم شرایط کلی سینما مشکل دارد و مسئولان فرهنگی دیگر هم در این زمینه مقصرند که باید پا بیش بگذارند. چرا حوزه هنری وارد جریان تولید نمی شود؟

هاشمی نیز تاکید کرد: معتقدم حوزه هنری باید در حیطه اکران وارد میدان حمایتی شود که اتفاقا شده و عمل کردی چشمگیری داشته است.

عشیری در خصوص وظیفه ارگان ها و مراکز در حمایت از سینما گفت: برخی مراکز در کشور ازجمله کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان- فارابی- آموزش و پرورش و ... ماموریت دارند. فارابی وظیفه تخصیص بودجه و حمایت از فیلم ها را برعهده دارد و در کنار آن حوزه هنری وظیفه حمایت از اکران را. این در حالی است که حوزه هنری در کنار تولید فیلم و ساخت آثاری چون بیست و یک روز بعد و لوپتو در حوزه کودک و نوجوان، طی دو سال اخیر بیش از 31 فیلم مربوط به سینمای کودک را اکران کرده و پخش 13 فیلم در این ژانر بر عهده داشته است. به دلیل اهمت کودکان و نوجوانان، مرکزی به نام حوزه هنری کودکان و نوجوانان ایجاد شده که راهبردهایی در این زمینه دارد. در مرحله اکران فیلم ها توجه و حواس فیلمسازان به حوزه هنری است چرا که مسئولیت آن حمایت از سینمای خانواده است و در این زمینه کارنامه موفق تری دارد.

اشتراک گذاری در:

لینک خبر :‌ بانی فیلم
مقصود جباری تهیه کننده فیلم اولی ها معتقد است بخش دولتی و خصوصی تمایل کمی برای سرمایه گذاری روی این بخش از سینما دارند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵ سایت های دیگر : خبرگزاری مهر خبرگزاری برنا سینما پرس تیک

اعتمادآنلاین| مقصود جباری تهیه کننده سینما با اشاره به اینکه چند فیلمنامه از کارگردانان جوان در دست دارد، گفت: در شرایط فعلی تامین سرمایه برای تولید فیلم با توجه به افزایش قیمت ها و تورم موجود در جامعه بسیار سخت شده و این باعث می شود که بخش قابل توجهی از فیلمسازان نتوانند مانند گذشته دست به تولید بزنند.

او بیان کرد: به عنوان یک تهیه کننده همیشه با فیلم اولی ها کار کرده ام و در آینده نیز همین کار را می کنم چرا که دوست دارم راه جوان ها را برای ورود به سینما هموار کنم و در توان خود هر آنچه که از دستم برمی آید برای آن ها انجام می دهم.

تهیه کننده فیلم آزادی مشروط توضیح داد: در حال حاضر مساله این است که تامین سرمایه برای فیلم های اول به خصوص در حوزه بخش خصوصی بسیار سخت است، چرا که سرمایه گذاران بخش خصوصی کمتر تمایل به سرمایه گذاری روی فیلم اولی ها دارند، از طرف دیگر نهادها و ارگان های دولتی نیز چندان کارگردان های فیلم اولی را جدی نمی گیرند.

او تاکید کرد: در چنین شرایطی کار برای کارگردان های اول سخت تر شده و بسیاری از آن ها در حوزه تولید دچار مشکل شده اند. این در حالی است که ما نیازمند کارگردانان جوان هستیم تا تفکرات جدیدی را وارد سینما کنیم، در واقع در بین همین جوان هایی که به دنبال ساخت فیلم اول خود هستند می توانیم آینده سینمای ایران را بسازیم.

این کارگردان توضیح داد: اگر می خواستم با کارگردانان شناخته شده کار کنم، بی شک جذب سرمایه برای ساخت فیلم کار مشکلی نبود اما برای فیلم اول با مشکل مواجه می شوم که البته این مشکل حتما برای دیگر تهیه کنندگانی که در چنین شرایطی قرار دارند نیز بوجود آمده است.

او ادامه داد: امیدوارم بخش های دولتی روی کارگردانان جوان فیلم اولی سرمایه گذاری کنند و شرایط لازم برای ورود آن ها به سینما را فراهم کنند.

جباری در پایان گفت: نباید فیلم اولی ها را رها کرد و با اعتماد به آن ها می توان آینده سینمای ایران را درخشان کرد و نه تنها راه برای سینماگران جوان باز می شود بلکه چرخ سینما نیز می چرخد.

در جشنواره گذشته تعدادی فیلم دیدم که ساخته شدن یا نشدن آنها هیچ آورده ای برای سینمای ایران نداشت و بی شک همین بودجه می توانست برای تولید فیلم های کارگردانان اول هزینه شود.

منبع: مهر

لینک خبر :‌ اعتماد آنلاین
سینماپرس: بیش از پنج سال از توقیف فیلم رستاخیز می گذرد، سه وزیر به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمده اند، کار به دادگاه و صدور حکم هم کشیده، اما هیچ اتفاقی نیفتاده و سرنوشت اکران این فیلم همچنان مبهم است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶

به گزارش سینماپرس ، بیش از پنج سال از توقیف فیلم رستاخیز می گذرد، سه وزیر به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمده اند، کار به دادگاه و صدور حکم هم کشیده، اما هیچ اتفاقی نیفتاده و سرنوشت اکران این فیلم همچنان مبهم است. ایسنا در این باره نوشت: مهم ترین تناقض و پرسش درباره فیلم رستاخیز این است که چطور فیلم برای نمایش در خارج از کشور مجوز دارد و حتی از جشنواره بغداد جایزه بهترین فیلم را هم می گیرد، اما پروانه نمایش آن در ایران اعتبار ندارد! پرسش دیگر این است که با شکایت انجام شده از سوی سازندگان به دلیل جلوگیری از اکران فیلم، وزارت ارشاد در دادگاه بدوی محکوم شد مبنی براینکه هم در جهت منع اکران، غیرقانونی عمل کرده و هم این تصمیمش موجب بروز خسارت به سازندگان فیلم شده است، اما آیا تعیین خسارت دلیل بر این می شود که فیلم همچنان توقیف بماند؟ درویش بارها در صحبت های رسمی و غیررسمی اش از بلاتکلیفی فیلم رستاخیز که یک دهه از عمرش را برای ساخت آن صرف کرده ولی برخورد با آن مثل فیلم های زیرزمینی بوده، انتقاد کرده، ضمن اینکه ماجرای توقیف فیلم رستاخیز او را از تصمیم به فیلمسازی و گرفتن یک پروانه ساخت دیگر از وزارت ارشادی که پای مجوزش نایستاده و فیلم قبلی اش را آن گونه به محاق توقیف برده، دلسرد و بی اعتماد کرده است؛ به ویژه آنکه در این سال ها مسئولان ارشاد مسئولیت پیگیری فیلم رستاخیز را بالاتر از سطح وزارت ارشاد دانسته اند، چون به گفته آنها از اکران فیلم رستاخیز با نظر مخالف بعضی از مراجع عظام جلوگیری شد. با این حال شنیده ها حاکی از آن است که درویش در این چند سال فیلمنامه هایی نوشته و حتی قصد ساخت فیلمی با نام درخشش درباره فتح خرمشهر را داشته یا شاید هم دارد، اما معلوم نیست آیا اقدامی برای تولیدش می کند یا خیر.

لینک خبر :‌ سینما پرس
بیش از 5 سال از توقیف فیلم رستاخیز می گذرد، 3 وزیر به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمده اند، کار به دادگاه و صدور حکم هم کشیده، اما هیچ اتفاقی نیفتاده و سرنوشت اکران این فیلم همچنان مبهم است.

به گزارش ایسنا، سه سال پیش بود که احمدرضا درویش، کارگردان فیلم سینمایی رستاخیز این سوال را پرسید که چطور شده از توقف نمایش رستاخیز 18 ماه می گذرد اما با دو وزیر فرهنگ مشکل فیلم حل نشده است؟ و حالا به آن 18 ماه و آن دو وزیر، باید 20 ماه و یک وزیر دیگر اضافه کرد و این سوال را دوباره پرسید، چون شرایط برای نمایش عمومی این فیلم که می توانست در این روزهای محرم اتفاقی خوب در سینما باشد، تغییری نکرده است.

رستاخیز با سرمایه بخش خصوصی و مشارکت شرکتی از کویت و شرکتی فرهنگی وابسته به یکی از مراجع عظام، پس از 10 سال پشت سر گذاشتن پروسه تولید در سال 91 تمام شد و در جشنواره دوره سی ودوم فیلم فجر به نمایش درآمد، آن هم وقتی که قبل از جشنواره برای گروهی از اعضای هیات دولت و نهادهای لشگری و کشوری رونمایی شد تا آن ها فیلم را پیش از مردم ببینند که بازتاب های مثبتی را در آن مقطع برانگیخت؛ بماند که پیش تر تعامل هایی با برخی مراجع درباره ساخت این فیلم و تمام آنچه امروز به محل بحث و مناقشه تبدیل شده انجام شده بود اما گروه سازنده بعدها چندان تمایلی به استفاده از نام آن ها و ذکر جزئیات نداشته و ندارند.

این فیلم که در جشنواره فجر با 11 نامزدی و کسب هشت سیمرغ بلورین در بخش ملی جشنواره و یک سیمرغ بلورین و جایزه مصطفی عقاد در بخش بین الملل آن، با کلی تمجید مدیران روبه رو شده بود، به طوری که آن را شروع کننده جریانی تازه در سینما و جهان شیعه معرفی می کردند، پروانه نمایش گرفت و راهی اکران شد، اما آنچه در نهایت عاید رستاخیز با 9 پروانه ساخت (تمدید سالانه در طول ساخت) و دو پروانه نمایش (داخلی و خارجی) شد، فقط یک روز اکران بود و بعد با یکسری مخالفت های غیررسمی که قدرت شان از مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیشتر بود از پرده سینماها پایین کشیده شد.

این در حالی است که علاوه بر سینماگران مطرحی که از فیلم رستاخیز حمایت کردند و توقیف آن را مانعی دانستند تا خودشان دیگر به سراغ کارهای دینی و مذهبی نروند، حتی برخی نمایندگان مجلس که نظرات تندی نسبت به سینما داشتند، از این اتفاق انتقاد کردند؛ از آن جمله حجت الاسلام پژمانفر بود که اکران نکردن فیلم رستاخیز را رویه غلط دو وزیر قبلی فرهنگ و ارشاد (پیش از سید عباس صالحی) دانست و ابراز امیدواری کرد که دکتر صالحی این روند غلط را اصلاح کند. یا مثلا سید احسان قاضی زاده هاشمی، نماینده مجلس، گفته بود: آنچه بر سر فیلم رستاخیز آمده حاکمیت سلیقه ها در عرصه هنر است و دولت هم نتوانست پاسخ قابل قبولی به سازندگان فیلم به ویژه کارگردان و تهیه کننده اثر بدهد. او با تأکید بر ضرورت رفع توقیف رستاخیز و اکران این فیلم سینمایی در داخل کشور، رخوت ایجاد شده در تولیدات سینمایی مذهبی و دینی را ناشی از برخورد سلیقه ای با فیلم رستاخیز دانست.

و الان پس از آنکه سیدعباس صالحی (وزیر ارشاد) یکی دو سال قبل تلویحا اعلام کرد که امکان نمایش این فیلم در ایران نیست، اگر پای حرف ها و درد دل های کارگردان و دیگر سازندگان رستاخیز بنشینیم از تناقضاتی که در این پرونده با این همه مجوز قانونی می بینند گله مند و ناامید از باز شدن گره فیلم لااقل در این دولت هستند چون با وجود اظهارنظرهایی مبنی بر اینکه با ایجاد هاله نور روی چهره حضرت ابوالفضل (ع) مشکلی برای اکران نیست، اما سازندگان و کارگردان فیلم نه به آن راضی هستند و نه این کار را به لحاظ فنی ممکن می دانند.

مهم ترین تناقض و پرسش درباره فیلم رستاخیز این است که چطور فیلم برای نمایش در خارج از کشور مجوز دارد و حتی از جشنواره بغداد جایزه بهترین فیلم را هم می گیرد، اما پروانه نمایش آن در ایران اعتبار ندارد؟!

پرسش دیگر این است که با شکایت انجام شده از سوی سازندگان به دلیل جلوگیری از اکران فیلم، وزارت ارشاد در دادگاه بدوی محکوم شد مبنی براینکه هم در جهت منع اکران، غیرقانونی عمل کرده و هم این تصمیمش موجب بروز خسارت به سازندگان فیلم شده است، اما آیا تعیین خسارت دلیل بر این می شود که فیلم همچنان توقیف بماند؟

درویش بارها در صحبت های رسمی و غیررسمی اش از بلاتکلیفی فیلم رستاخیز که یک دهه از عمرش را برای ساخت آن صرف کرده ولی برخورد با آن مثل فیلم های زیر زمینی بوده، انتقاد کرده، ضمن اینکه ماجرای توقیف فیلم رستاخیز او را از تصمیم به فیلمسازی و گرفتن یک پروانه ساخت دیگر از وزارت ارشادی که پای مجوزش نایستاده و فیلم قبلی اش را آن گونه به محاق توقیف برده، دلسرد و بی اعتماد کرده است؛ بویژه آنکه در این سال ها مسئولان ارشاد مسئولیت پیگیری فیلم رستاخیز را بالاتر از سطح وزارت ارشاد دانسته اند، چون به گفته آن ها از اکران فیلم رستاخیز با نظر مخالف بعضی از مراجع عظام جلوگیری شد .

با این حال شنیده ها حاکی از این است که درویش در این چند سال فیلمنامه هایی نوشته و حتی قصد ساخت فیلمی با نام درخشش درباره فتح خرمشهر را داشته یا شاید هم دارد، اما معلوم نیست آیا اقدامی برای تولیدش می کند یا خیر.

در نهایت اینکه رستاخیز از زمان ساخت تا به حال هفت وزیر فرهنگ به خود دیده ولی اکرانش پس از گذشت هفت سال از پایان تولید، هنوز راه به جایی نبرده، در حالی که به گفته احمدرضا درویش رستاخیز برای کسب پروانه نمایش بیش از 50 نمایش خصوصی برای مسئولان، روحانیون محترم و اساتید دانشگاه و اقشار مختلف مردم داشت و نکاتی که می توانست محل اختلاف باشد مورد نظر گرفته شد و اصلاحاتی را خودمان انجام دادیم، یعنی فارغ از حوزه قانون و ممیزی قبل از اکران عمومی همه نوع پالایشی را صورت دادیم و بعد هم شورای پروانه نمایش فیلم را دید و مجوز صادر شد. حتی مجلس شورای اسلامی، کمیسیون فرهنگی و رئیس کمیسیون هم تایید کردند که فیلم رستاخیز بدون اشکال است و حجت را تمام شده دانستند. مسئولان قبلی وزارت ارشاد (در زمان مدیریت حجت الله ایوبی در سازمان سینمایی و وزارت علی جنتی) هم با خیال راحت سخنانی در دفاع از فیلم و مفتخر بودن به ساختش ارائه دادند و فیلم اکران شد، اما در همان روز اول دچار مشکل شد.

اما حالا بعد از گذشت این چند سال که ماجرای فیلم مجوزدار رستاخیز به گره ای کور تبدیل شده و با توجه به پاسخ های کلی مسئولان وزارت ارشاد که تعیین تکلیف فیلم را به مرجعی بالاتر از این وزارتخانه حواله می دهند، شاید فقط می توان انتظار داشت همان مراجع بالاتر مشکل فیلم رستاخیز را حل کنند.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
پس اگر دوست داشتید خبرنگار شوید باید تمام موارد بالا را خوب به خاطر داشته باشید. شاید یک روز خبرنگار حرفه ای شوید ... آن روز ... روز مرگ توست ... شک نکن...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵ سایت های دیگر : روزنامه خراسان

تابناک کرمان، سید هادی کسایی زاده؛ خبرنگاری را نمی شود بعنوان شغل به آن نگاه کرد هر چند باید خبرنگار از این راه درآمد هم داشته باشد و برای آن وارد فضا و تعریف حرفه ای اقتصاد رسانه می شویم. اما قبل از ورود به اقتصاد رسانه خبرنگار باید ابتدا خبرنگار باشد.
در قوانین جمهوری اسلامی ایران چیزی بعنوان رتبه بندی خبرنگاران بر اساس تجربه، سوابق، تحصیلات، حضور در مناطق جنگی و بحرانی، عالم به فنون روزنامه نگاری، عملکرد، تأثیرگذاری و غیره ... نداریم برای همین فردی که با پارتی بازی یا رابطه و یا عشقی یک هفته است وارد یک خبرگزاری رسمی شده با فردی که 10 سال کار خبرنگاری حرفه ای کرده و در یک رسانه کار می کند همتراز است.

اما در کل افرادی که علاقه دارند وارد شغل خبرنگاری شوند چند توصیه را باید خوب یادبگیرند و در کنار آن شرایطی را قبول کنند.

* خبرنگار باید هوش و استعداد و توانایی در درک مسائل اجتماعی-فرهنگی و سیاسی او نسبت به سایر جامعه بیشتر باشد (بینش)

* خبرنگار باید به شغلی که در آن مشغول است عشق داشته باشد تا جائیکه در این راه حتی جانش را از دست بدهد (شهید)

* خبرنگار باید با در حوزه خبری که کار می کند باسواد و معلومات باشد و لحظه به لحظه در حوزه تخصصی که دارد مطالعه کند. بعنوان مثال اگر خبرنگاری در حوزه حقوقی یا محیط زیست یا بانک و بیمه کار می کند باید به تمامی قوانین و مقررات در این حوزه آگاهی داشته و به روز باشد و تمامی اخبار را رصد کند.

* خبرنگار ساعت کار ندارد و در تمام 24 ساعت شبانه روز باید همانند یک سرباز آماده باش باشد.

* خبرنگار باید صبور، آرام، متفکر، با سیاست، روابط عمومی بالا، ارتباطات خوب، ورزشکار، چابک، تیزبین، جسور، شجاع و سلامت نفس داشته باشد.

* خبرنگار باید تمامی علوم و اصول خبرنویسی، خبرنگاری، روزنامه نگاری، عکاسی، فیلم برداری، فضای مجازی، نرم افزارهای مرتبط، رایانه و ... را بداند و به درستی از آن استفاده کند.

* خبرنگار نباید دیدگاه و عقاید شخصی خود را در کارش دخیل کند و همیشه باید این دیدگاه پنهان باشد و در اخبار و گزارش های خبرنگار اصل بی طرفی باید رعایت شود.

* خبرنگار ایران باید به اصول و قانون اساسی جمهوری اسلامی پایبند بوده و در هر حالی برای منافع کشور حرکت کند.

* خبرنگار باید با عناوین مجرمانه آشنا بوده و تمام اقداماتش از دیدگاه حقوقی چک شود.

البته در این شغل سختی هایی هم هست که باید به دلیل عشقی که دارید تحمل کنید. الان خبرنگار سراغ دارم که از ساعت 8 صبح تا 6 عصر کار می کند و ماهانه 450 هزارتومان حقوق می گیرد و یا بسیاری از همکارانم بیمه نیستند.

در ایران خبرنگار به تنهایی حقوقی ندارد اما باید از حقوق همه آحاد کشور دفاع کند. هر چند روزخبرنگار داریم اما فقط از 8 صبح تا 5 عصر است و تمام می شود. در ایران رسانه ها همه وابسته به دولت یا شخصیت های سیاسی یا اقتصادی هستند و کمتر رسانه کاملا خصوصی پیدا می کنید که بی طرف بنویسید یا دستش در جیب بیت المال نباشد.

رانت خواری یا فساد در رسانه ها مانند بسیاری از مشاغل وجود دارد اما اگر بخواهید سالم خبرنگاری کنید و درست حرکت کنید در طول ماه دائم در مسیر دادسرا و دادگاه هستید یا باید جریمه بدهید و یا محکوم شوید.

امنیت شغلی ندارید و هر لحظه ممکن است اخراج شده یا رسانه شما توقیف یا فیلتر شود. یا اینکه حزب سیاسی رقیب سرکار بیاید و همه خبرنگاران حزب قبلی را قلع و قمع کند که در ایران این موضوع طبیعی است.

در ایران وزارت ارشاد هیچ حمایتی از خبرنگار ندارد و تمامی اقدامات فرمالیته است و تو تنها هستی و باید با این شغل بسازی و بسوزی و جیک نزنی ...

گاهی مجبور می شودی خارج از اصول خبرنگاری زرد بنویسی ... گاهی تیترهای مسخره منتشر کنی ...گاهی سازمانی را خراب کنی و گاهی دستور می رسد فردی را بزرگ کنید تا پست بگیرد.

پس اگر دوست داشتید خبرنگار شوید باید تمام موارد بالا را خوب به خاطر داشته باشید. شاید یک روز خبرنگار حرفه ای شوید ... آن روز ... روز مرگ توست ... شک نکن...

حالا انتخاب با توست ...

در هرحال اگر تمامی این شرایط را پذیرفتید و داشتید می توانید از یک سایت خبری یا حتی یک کانال تلگرامی یا یک وبلاگ یا نشریه محلی وارد رسانه شوید. نیاز هم نیست حقوق بگیرید.حتی شده یک سال باید کار کنید ... در این یک سال حداقل در 5 رسانه متفاوت کار کنید تا خوب آب دیده شوید. از رسانه اصولگرا تا اصلاح طلب ...هم سایت هم خبرگزاری و نشریه ... خواهش کنید بعنوان کار آموز وارد شوید و کار کنید. به شرطی که تمام موارد بالا را درک کرده و داشته باشید.

شاید خبرنگاران بی بی سی یا العالم یا رسانه های حرفه ای را ببینید و دوست داشته باشید مثل آنها دیده شوید. اولا هر خبرنگاری سبک خودش را دارد. دوم اینکه اگر طبق اصول جلو بروید و سالم باشید می توانید موثر واقع شوید. اینکه تلاش کنید گزارش یا خبری را منتشر کنید هنر نیست. هنر و حرفه خبرنگار این است که گزارش و خبری را به نتیجه برساند. چه بسیار خبرنگارانی که جان گروهی را نجات دادند. خبرنگارانی که قانونی را تغییر دادند یا اینکه گره از کار افرادی برداشتند.

پس نیت تو و هدفت باید فقط مردم باشد. خبرنگار مسئولان بودن غیر از خفت هیچ چیزی ندارد. ذوق زدگی خبرنگاران رسانه ملی وقتی روبروی مسئولان می ایستند و میکروفن را جلوی دهان آنها می گیرند تا یک دقیقه هر چی دلش بخواهد بگوید نباید الگوی شما باشد چون رسانه ملی هیچ وقت الگوی خوبی برای این شغل حرفه ای نیست.

خبرنگار حرفه ای باید علمش در سطحی باشد که هر مسئول کشور را دید برایش 5 سوال مهم برای پیگیری و باز شدن گره مردم و کشور داشته باشد. حتما برای آبدیده شدن نمایشگاه مطبوعات بیائید. جایی هم نداشتید غرفه پایگاه خبری جامعه خبر در خدمت شما هستم. یا در دفتر کارم. هر چه بلد باشم یاد می دهم به شرطی که واقعا حرفه ای شوید.
منبع: جامعه خبر
انتهای پیام/*

لینک خبر :‌ تابناک کرمان
گروه فعالیت های قرآنی سیدمحمدجواد شوشتری، مدیرعامل ایکنا، با اشاره به اینکه این خبرگزاری از ابتدای بحث ادغام به دنبال اجرای رسالت خود بدون سوگیری و به شایستگی بوده است، گفت: بعد از صدور بیانیه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی که باید فصل الخطاب پرداختن به حواشی این موضوع شناخته شود، دیگر جای پرداخت ایکنا به حاشیه ها وجود ندارد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳

به گزارش ایکنا ؛ روند پرچالش و پیچ و خم ادغام دو اتحادیه مؤسسات قرآنی کشور به چند سال پیش بازمی گردد، جریانی که ایکنا براساس رسالت رسانه ای خود، کوشید تا اخبار و تحولات مربوط به آن را پیگیری و تا حصول نتیجه دنبال کند. در حالی که به نظر می رسید این فرایند با صدور بیانیه منتشرشده از سوی رئیس شورای توسعه فرهنگ قرآنی به پایان برسد و بساط این کشمکش فرسایشی جمع شود تا مدیران امور قرآنی کشور گام های بلندتری برای اجرای صدها برنامه زمین مانده با هدف حرکت در مسیر توسعه حقیقی فرهنگ قرآنی بردارند، اما همچنان شاهد حواشی این موضوع هستیم. برای اطلاع از رویکرد ایکنا در مورد پیگیری ادغام دو اتحادیه قرآنی و موضع گیری آن بعد از صدور بیانیه رسمی شورا، گفت وگویی با سیدمحمدجواد شوشتری، مدیرعامل خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، صورت گرفته که در ادامه آمده است:

سیدمحمدجواد شوشتری، مدیرعامل ایکنا، با اشاره کوتاهی به پیشینه فرایند ادغام دو اتحادیه مؤسسات قرآنی، گفت: روند ادغام دو اتحادیه مؤسسات قرآنی که یکی عهده دار حمایت از مؤسسات دارای مجوز از سازمان تبلیغات اسلامی بود و دیگری نهاد بالادستی مؤسسات تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به حساب می آمد به اوایل دهه 90 بازمی گردد. البته همین صدور مجوز برای فعالیت مؤسسات قرآنی از سوی دو نهاد، خود داستان دیگری است که هنوز به سرانجام نرسیده است که در اینجا قصد پرداختن به آن را ندارم. به هر حال پیشنهاد ادغام دو اتحادیه، مطرح و هر دو طرف برای وحدت بخشی و هماهنگی فعالیت های مردمی با دولت و حاکمیت از آن استقبال کردند. این اصل واضح و مشخصی است که تعدد نمایندگی مؤسسات در بسیاری موارد سبب بروز مشکلات عدیده ای از جمله در حوزه تخصیص بودجه، نوع تعامل مؤسسات با دولت، سردرگمی مسئولان از عدم وجود مسئول واحد، نبود نظارت درست و... شده و به مؤسسات و فعالیت های قرآنی آسیب رسانده است. بنابراین در حالی که اعضای هیئت مدیره هر دو اتحادیه از سویی و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز سازمان تبلیغات اسلامی از سوی دیگر به اصل بحث ادغام دو اتحادیه و ضرورت وحدت بخشی به این کانال ارتباطی میان حوزه مردمی و نهادهای حاکمیتی معتقد بودند، اما این روند ادغام به درستی عملیاتی نشد.

وی ادامه داد: شورای توسعه فرهنگ قرآنی نیز هرچند بسیار دیرهنگام و پس از حواشی فراوان ازجمله تجمع جمعی از مدیران مؤسسات قرآنی در محل دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و دادن اولتیماتوم دوهفته ای، به این امر ورود پیدا کرد تا این موضوع هرچه زودتر به نتیجه رسد و بیانیه ای در این خصوص منتشر شد.

شوشتری افزود: ایکنا از ابتدای این جریان و از زمان طرح نخستین مطالب در زمینه ادغام، تلاش کرد تا با انتشار اخبار، گفت وگو با هر دو طیف برای احصای نظراتشان و سلسله گفت وگوهایی با فعالان بخش مردمی و صاحب نظران این عرصه، برپایی چند نشست تخصصی در خبرگزاری، ضمن اطلاع رسانی این موضوع مهم که دغدغه بسیاری از فعالان قرآنی نیز بود، به شفاف سازی در این خصوص بپردازد.

او به نظرات مثبت بسیاری از کارشناسان و فعالان قرآنی از هر دو طیف در مورد رویکرد ایکنا در این موضوع به ویژه مدیران دلسوز مؤسسات قرآنی در شهرستان ها، اشاره و بیان کرد: این رسانه امیدوارانه کوشید با تحلیل موقعیت های مختلف این جریان، رسالت خود را بدون جانبداری و سوگیری که بارها آن را مورد تأکید قرار داده و بسیاری نیز آن را تأیید کرده اند، به انجام رساند. در این راه دو رسانه تخصصی دیگر یعنی شبکه قرآن و معارف سیما و رادیو قرآن نیز در بخش های خبری و تحلیلی خود بارها به موضوع ادغام دو اتحادیه قرآنی پرداخته و همسو با این خبرگزاری حرکت کردند.

وی تصریح کرد: همه ما به گمان اینکه صدور بیانیه از سوی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، حسن ختامی بر این داستان خواهد بود، به دنبال ختم به خیر شدن این موضوع بودیم، ا ما بعد از بیانیه همچنان شاهد شکل گیری فضای حاشیه ای پیرامون موضوع ادغام هستیم.

مدیرعامل ایکنا با اشاره به اینکه به نظر می رسد مشکلات ادغام دو اتحادیه قرآنی ریشه در مباحثی خارج از فضای ادغام داشته باشد، اظهار کرد: بر همین اساس و با توجه به برداشتی که حاصل شده، ایکنا از این پس اخبار و حواشی بحث ادغام دو اتحادیه مؤسسات قرآنی را منتشر نخواهد کرد و صرفاً اخبار و بیانیه هایی را که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی که حاکی از پایان این مناقشه است رسانه ای می کند.

شوشتری در پایان از خداوند منان فضای آرام و توأم با همدلی را برای جامعه قرآنی خواستار شد و با اشاره به اینکه این فضا ترسیم شدنی است، گفت: امیدوارم وضعیت فعالان قرآنی برای همیشه در شرایط مطلوب باشد و ایکنا نیز رسالت خود را برای ارتقا و توسعه فرهنگ قرآنی به انجام رساند.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری بین المللی قرآن
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶ سایت های دیگر : تابناک اصفهان

رئیس دفتر تخصصی سینما گفت: پس از منتفی شدن طرح ادغام کتابخانه اختصاصی سینما با کتابخانه تخصصی هنر، این کتابخانه مجدداً راه اندازی شده و هم اکنون در دسترس علاقه مندان است.

مصطفی حیدری، در گفت وگو با خبرنگار ایسنا-منطقه اصفهان اظهار کرد: سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری های سرتاسر کشور دارای دفاتر تخصصی سینما هستند و مرجعیت علمی و مرجعیت عملی دو موضوعی است که همواره مدنظر این دفاتر بوده است.

وی ادامه داد: بحث مرجعیت علمی با این هدف مورد توجه قرارگرفته که دفاتر تخصصی سینما، حوزه اختصاصی خود را بیش از گذشته تقویت کنند و به همین خاطر نیز دفتر تخصصی سینمای اصفهان سال گذشته پیشنهاد تأسیس کتابخانه اختصاصی سینما را مطرح کرد که خوشبختانه مورد موافقت قرار گرفت و در نیمه دوم سال 97 آغاز به کار کرد.

رئیس دفتر تخصصی سینما گفت: آنچه هم در زمان تأسیس و هم در زمان راه اندازی مجدد کتابخانه تخصصی سینما مورد اهمیت بوده، به روز بودن کتاب های کتابخانه است و اگرچه هزینه خرید کتاب در سال اخیر افزایش چشمگیری داشته، دفتر تخصصی سینما تلاش کرده تا به روزترین کتاب های این حوزه را تهیه کند.

حیدری تصریح کرد: در حال حاضر این کتابخانه بیش از 800 عنوان کتاب دارد و مکاتباتی را نیز با مدیریت نهاد کتابخانه های اصفهان مبنی بر انتقال کتاب های حوزه سینما از سایر کتابخانه های شهر به این کتابخانه تخصصی حوزه سینما انجام داده است. در آینده ای نه چندان دور نیز قرار است همه کتاب های تخصصی سینما که به کتابخانه های اصفهان اهدا می شود به این کتابخانه انتقال پیدا کند.

وی، تنها مشکل این کتابخانه را بهای بالای کتاب های تخصصی سینما دانست و اظهار کرد: با توجه به بودجه محدود یک و نیم میلیون تومانی که به صورت فصلی از طرف سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی اصفهان برای خرید کتاب در اختیار این دفتر قرار می گیرد، امکان خرید همه کتاب های مورد نیاز آن وجود ندارد و به همین دلیل اولویت ما برای خرید کتاب ها، کتاب های به روز و مرجع در حوزه سینماست بااین وجود تقریباً می توانیم ادعا کنیم که اغلب کتاب های مرجع و لاتین حوزه سینما در این کتابخانه وجود دارد.

رئیس دفتر تخصصی سینما با اشاره به علت تعطیلی این کتابخانه و راه اندازی مجدد آن گفت: در برهه ای از زمان قرار شد که کتابخانه این دفتر با کتابخانه تخصصی هنر در حوزه تجسمی ادغام شود، اما طی بررسی هایی که سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان انجام داد و همچنین با تأکید دفتر تخصصی سینما بر فعالیت مجزای این کتابخانه، طرح ادغام منتفی شد و این کتابخانه پس از یک تعطیلی موقت دوباره راه اندازی شد.

حیدری خاطرنشان کرد: استفاده از امکانات کتابخانه اختصاصی سینما برای همه افرادی که کارت عضویت در سایر کتابخانه شهر را داشته باشند بلامانع است و خوشبختانه تاکنون استقبال خوبی نیز از آن شده است.

به گزارش ایسنا، علاقه مندان برای استفاده از کتاب های این کتابخانه می توانند روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت 8 تا 14 و پنجشنبه ها از ساعت 8 تا 13 به خیابان استانداری، جنب موزه هنرهای معاصر، دفتر تخصصی سینما، طبقه همکف مراجعه کنند.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران با اعلام اینکه احیا فرهنگ بومی و محلی را به صورت ویژه در برنامه کاری دارم، گفت: کارگروه ترویج فرهنگ بومی در ارشاد تشکیل شده و در 6 ماهه دوم برنامه های جامعی در سطح استان پیش بینی شده است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۶ سایت های دیگر : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، صبح امروز مهرانگیر عباسی مدیر خبرگزاری فارس در استان مازندران به همراه جمعی از خبرنگاران مرکز استان با عباس زارع مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران دیدار و گفت وگو کردند.

عباس زارع در جمع خبرنگاران فارس در ارتباط با اقدامات انجام شده در سطح استان پس از حضورش، اظهار کرد: مشکل تالار مرکزی رامسر که یک مشکل 18 ساله بوده حل شده است.

وی با اعلام اینکه برنامه ریزی برای رفع مشکل تالار مرکزی شهر ساری در دستور کار برنامه ارشاد استان قرار دارد، افزود: به صورت ویژه طرح ساماندهی تالار مرکزی شهر را پیگیری می کنم.

به گزارش فارس، کلنگ تالار مرکز شهری در سال 86 تحت عنوان تالار مرحوم کردان به زمین زده شد، این پروژه بر اساس برنامه ریزی قرار بود به مدت سه سال به بهره برداری برسد.

میزان اعتبار در نظر گرفته شده برای اجرای این پروژه در سال 96 حدود 6 میلیارد تومان بود و مساحت اجرای طرح بیش از 12 هزار و 966 متر مربع است، اکنون با گذشت بیش از 11 سال میزان پیشرفت فیزیکی این پروژه حدود 86 درصد اعلام شده است.

در گزارشی که خبرنگار فارس در چند ماهه گذشته پیگیری کرده متولیان سابق ارشاد استان تنها دلیل عدم بهره برداری از این پروژه را کمبود اعتبارات در بخش تجهیزات اعلام کردند.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران قول برنامه ریزی شده ای برای بهره برداری از این پروژه نداد اما برای تکمیل این پروژه دغدغه دارد و اعلام کرده است که به صورت ویژه برای تکمیل این پروژه برنامه ریزی می کند.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران با اشاره به کلنگ زنی خانه مطبوعات مازندران، از برنامه ریزی برای ساخت مجتمع فرهنگی هنری در کلاردشت خبر داد.

وی با اعلام اینکه احیا فرهنگ بومی و محلی را به صورت ویژه در برنامه کاری دارم، گفت: کارگروه ترویج فرهنگ بومی در ارشاد تشکیل شده و در 6 ماهه دوم برنامه های جامعی در سطح استان پیش بینی شده است.

زارع برگزاری نمایشگاه کتاب، نمایشگاه مطبوعات،کتاب کودک، نمایشگاه بازی های دیجیتال و نمایشگاه عکس در سطح استان طی سال جاری را دیگر برنامه های ارشاد استان اعلام کرد و گفت: اولویت اول بنده در ارشاد استان ترویج ارزش های دینی و اسلامی است.

وی با اعلام اینکه ارشاد متولی فرهنگ و هنر استان مازندران است، افزود: در کنار دستگاه های تخصصی برای فرهنگ سازی قرار می گیریم.

مدیرکل ارشاد مازندران با اعلام اینکه سیاست گذاری های فرهنگی استان در ارشاد انجام می شود، یادآور شد: راهبردها را در اختیار سایر ارگان ها و نهادها قرار می دهیم.

وی با اشاره به اقدامات انجام شده برای تکریم مفاخر در سطح استان، گفت: شناسایی و تکریم مفاخر استان برای ارشاد دارای اهمیت است در همین راستا بحث تجلیل از مفاخر فرهنگی و هنری را به صورت فصلی در دستور کار داریم و این موضوع در سطح شهرستان ها هم به صورت ویژه پیگیری می شود.

مدیرکل ارشاد مازندران در ارتباط با ساماندهی آگهی های ثبتی در مازندران، بیان کرد: نرم افزاری در این ارتباط طراحی می شود و به صورت سیستمی آگهی های ثبتی برای انتشار در اختیار نشریات قرار می گیرد.

وی در پایان درباره برخی گلایه های فعالان رسانه ای استان در ارتباط با توزیع ناعادلانه آگهی های مزایده و مناقصه، بیان کرد: این آگهی ها بر اساس درجه روزنامه برای انتشار تقسیم می شود از طرفی گزارش توزیع آگهی ها در سامانه جامعه رسانه ای کشور بارگذاری می شود.

انتهای پیام/86004/غ

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۵ سایت های دیگر : شبکه اطلاع رسانی دانا خبرگزاری برنا صبح الوند مرآت

به گزارش شبکه خبری تهران نیوز ؛ لحظاتی پیش مرز خسروی در استان کرمانشاه ، به عنوان نزدیکترین پایانه مرزی ایران به کربلا و دیگر شهرهای مهم عراق، بعد از سال ها انتظار زوار اربعین، با حضور وزیر کشور و مقامات عراقی و استانی بازگشایی شد.

درهای این مرز که سالها به دلایل امنیتی، بسته بود، امروز توسط وزیر کشور به روی زایرین اربعین حسینی بازگشایی شد و بنا بر اعلام مسئولان پایانه، این مرز، از 7 صبح تا 7 شب جهت پذیرایی از زائران اربعین آماده است .

پیشتر اعلام شده بود مرز رسمی خسروی – به عنوان بزرگترین پایانه مرزی خاورمیانه – در توافقی که بین وزرای کشور ایران و عراق صورت گرفته برای تردد زائران اربعین حسینی و عتبات عالیات بازگشایی می شود .

با بازگشایی این مرز، زائران ایرانی اربعین حسینی، از این پس می توانند از طریق چهار مرز مهران، شلمچه، چذابه و خسروی به زیارت کربلای معلی و عتبارت عالیات بروند.

مرز خسروی یکی از پایانه های رسمی و بین المللی غربی ایران است که در شهرستان قصر شیرین واقع شده است و ارتباط زمینی ایران و بخش عربی عراق توسط این مرز برقرار است. شهرستان قصرشیرین با داشتن 186 کیلومتر مرز مشترک با عراق دارای دو مرز رسمی پرویزخان و خسروی می باشد که مرز رسمی پرویزخان با اقلیم کردستان عراق و مرز خسروی با حوزه عربی کشور عراق هم مرز است.

جاده 48 از ساوه تا این مرز ادامه دارد که در گذشته در مسیر راه ابریشم بوده است.

در سال 1392 روزانه بیش از 200 دستگاه کامیون حامل کالاهای صادراتی از مرز رسمی و بین المللی خسروی به عراق صادر می شود ضمن اینکه روزانه 35 کاروان زوار ایرانی از طریق این مرز به عتبات عالیات کشور عراق اعزام می شوند.

نخستین گروه از آزادگان جنگ ایران و عراق در تاریخ 26 مرداد سال 69 حدود یک سال پس از پایان جنگ از طریق این مرز وارد ایران شد به همین مناسبت هر سال، مراسم نمادینی در این نقطه صفر مرزی برگزار می شود.

علاوه بر تردد زوار عتبات عالیات در قالب کاروان های زیر پوشش سازمان حج و زیارت، مبادلات اقتصادی صادرات کالا نیز از این مرز از سرگرفته شده است.

انتهای پیام/*

لینک خبر :‌ تهران نیوز
احسان عابدی ، فعال حوزه کتاب و کتابخوانی استان یزد، در یادداشتی برای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، از انتشار بدون کارشناسی کتاب در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس انتقاد کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : مشرق نیوز فرهنگ امروز

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در یزد - احسان عابدی: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس همانطور که از نامش پیداست، از اصلی ترین متولیان حراست از گنجینه دفاع مقدس و ترویج ارزش های این دوره تاریخی و تاریخ ساز کشور ماست.

یکی از فعالیت های اصلی این بنیاد انتشار کتاب در زمینه دفاع مقدس است که متاسفانه با اینکه به منابع و امکانات خوبی دسترسی دارد، اما در این زمینه موفقیت چندانی نداشته و حجم انبوه کتاب های منتشر شده توسط ناشران وابسته بنیاد نتوانسته در فرهنگ سازی و فراگیر شدن و جذب مخاطب توفیقی به دست بیاورد.

مُبرهن است که علت اصلی عدم موفقیت بنیاد، در کیفیت نازل کتاب های آن است و اگر موارد استثناء را فاکتور بگیریم، درصد عظیمی از کتاب هایی که به همت و پیگیری این بنیاد تهیه و منتشر می شوند، گاه حداقل استانداردهای لازم برای یک کتاب جذّاب را هم ندارند.

انگیزه نگارش این سطور، کتابی است که به تازگی از سوی انتشارات خط شکنان منتشر شده که ناشر وابسته به اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان یزد است؛ کتاب من زمین گیر شدم یکی از کتاب های مجموعه تاریخ شفاهی دفاع مقدس یزد است که قرار است به خاطرات رزمنده جانباز آقای ولی سلطانی گردفرامرزی بپردازد.

نکته عجیب و حیرت انگیز اینکه روی جلد کتاب نوشته شده: تاریخ شفاهی ولی سلطانی گرد فرامرزی به کوشش ولی سلطانی گردفرامرزی ! و وقتی بر حیرت تان افزوده می شود که کتاب را باز می کنید و می بینید به سبک پرسش و پاسخ نوشته شده است. یعنی این رزمنده عزیز خودش از خودش سوال پرسیده و خودش جواب سوالات خودش را داده است!

کسانی که با بدیهیات و اولیات کار تاریخ شفاهی آشنا باشند بدون توضیح متوجه عمق فاجعه می شوند، اما برای اطلاع ناشر و مولف محترم باید عرض کنم که تاریخ شفاهی یک گفتگوی دونفره است که با پرسش مصاحبه گر و پاسخ های راوی جلو می رود و هیچ گاه یک شخص نمی تواند تاریخ شفاهی را به صورت خودنوشت کار کند.

این کتاب مُشتی است نمونه خروارها کتابی که نشان می دهد هیچ گونه کار کارشناسی و نظارتی بر انتشار کتاب در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس وجود ندارد و حتی کسی نیست بر کتاب سازی بنیاد نظارت کند که اگر محتوا ضعیف است، حداقل کتاب سازی استاندارد باشد.

لینک خبر :‌ خبرگزاری کتاب ایران
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : زریان ریکار

طاهر ابوبکری نویسنده کتاب، در گفتگو با خبرنگار کردپرس می گوید: کتاب جامع گردشگری استان آذربایجان غربی تالیف و گردآوری شده توسط بنده، پنجم مهرماه سال 1395 و همزمان با گرامیداشت روز جهانی گردشگری و با حضور مسئولان ارشد استانی در اداره کل میراث فرهنگی رونمایی شد، ولی چند روز بعد طی نامه ایی که از سوی این اداره کل به بنده ابلاغ شد اجازه چاپ کتاب را منوط به رفع ایراداتی دانستند.

اما متاسفانه علیرغم پیگیری های فراوان به ویژه از استانداری و میراث فرهنگی استان، آنها تا به امروز نیز حاضر به ابلاغ آخرین ایرادات پیشنهادی خود و اداره کل ارشاد بصورت رسمی و کتبی به اینجانب نشده اند و با گذشت 3 سال از آن زمان هنوز نتوانسته ام مجوزچاپ کتابم را دریافت کنم .

او اضافه می کند: در مهر ماه همان سال میراث فرهنگی استان در نامه ای به من اعلام کرد که بر حسب بررسی اجمالی به عمل آمده در کتاب راهنمای جامع گردشگری شما مواردی از اشتباه و اشکالات مشاهده شده که نیاز به بررسی و بازبینی مجدد را ضروری می سازد و تا قبل از اعلام رسمی این اداره کل از هرگونه چاپ و تکثیر کتاب خودداری فرمایید .

هیات نحوه تدوین کتاب بعد از مراسم رونمایی از آن تشکیل شد!

ابوبکری می گوید: چگونه ممکن است از یک کتاب رونمایی کنند و سپس نسبت به ایرادات آن حساس شوند؟ آیا قبل ازمراسم رونمایی، اداره کل گردشگری استان کتابم را مطالعه نکرده بود؟ آیا برای همه فرمانداریهای استان نامه ارسال نشده بود؟ همه این سوالات تاکنون بی پاسخ مانده اند و پس از دریافت نامه مذکور بود که هیات نحوه تدوین برای کتابی که رونمایی شده بود، تشکیل شد. باید بعرض برسانم که همان زمان نیز در میان برخی از معاونین میراث فرهنگی استان اختلافاتی در مورد بودن و یا نبودن برخی از مراسمات و جاذبه های گردشگری وجود داشت و چوب این اختلاف نظرات داخلی را ما خوردیم .

استانداری آذربایجان غربی خواست تا اسامی خاص امکان گردشگری را ترجمه کنم

او با اشاره به دلایل عدم صدور مجوز چاپ این کتاب بیان می کند: استانداری از بنده به عنوان نویسنده این کتاب درخواست کرده است تا در تهیه کتاب راهنمای جامع گردشگری استان آذربایجان غربی و ذکر اسامی جاذبه ها و اماکن خاص ابتدا باید به زبان فارسی سپس زبان ترکی و بعد زبان کردی و سپس لاتین نگارش شوند و بنده هیچ وقت با این موضوع مشکلی نداشته و ندارم. با علم به اینکه اسامی خاص نباید ترجمه شوند. اما این موضوع با نامه های دریافت شده بعد از آن و نظرات رد و بدل شده در جلسات، بصورت کامل با یکدیگر منافات دارند و معتقدم حذف بخشی از اسامی و برجسته سازی بخشی دیگر، باعث بروز واکنشهای تند مسولان محلی و مردم می شود و بنده توان پاسخگویی به آنها را در آینده ندارم و تنها دلیل به تعویق افتادن مجوز کتاب تا به امروز تنها این قضیه بوده است که بصورت کتبی آنرا به استانداری آذربایجان غربی اعلام کرده و درخواست مساعدت کرده ام .

نویسنده کتاب اضافه می کند: جالب است که اداره کل میراث فرهنگی استان کتابی را تحت عنوان جولایی چاپ می کند و بعدا همین اصطلاح برای استفاده در کتاب ما ممنوع می شود یا بعنوان مثال نقشه های تولید شده مسیرهای گردشگری استان را که حاصل شش ماه فعالیت تخصصی ما بودند به تهران برای تصمیم گیری ارسال می شوند و یا در کتابچه های میراث مورد استفاده واقع می شوند اما به یکباره برای ما ممنوع می شوند .

بنیاد ایرانشناسی کتاب مورد بحث را مطالعه کرده و در خصوص اصطلاحات و عناوین و اسامی و وجه تسمیه شهرهای استان را که در کتابم به کار برده ام نظر خاصی ارایه نداده که این به منزل تایید آن است اما متاسفانه استانداری آذربایجان غربی و سایر ادارات مربوطه و مرجع، از ساده ترین ایرادات املایی موجود در کتاب به عنوان تحریف برای اینجانب یاد کرده اند(املای نانوشته بدون غلط نخواهد بود).

او ادامه می دهد: همچنین یکی دیگر از ایراداتی که به این کتاب گرفته شده است و برای من بسیار جالب بود این بود که سوال کرده بودند که دلیل برجسته کردن شهید والامقام خلبان حیدری در شهر مهاباد چیست؟ و چرا به یادمان شهید باکری در ارومیه اشاره نشده است اگر قرار به برجسته سازی باشد اولویت با شهیدان باکری و امینی است و این موضوع برای من بسیار عجیب بود !

این در حالی است که تمامی یادمان های شهدای استان در یک فصل جداگانه معرفی شده اند و حتی آنهایی که سایت پلان آنها در حد طراحی اولیه سه بعدی باقی مانده بود. اصلی ترین هدف از برجسته سازی برخی از المانهای تهیه شده برای تعدادی از شهدای والامقام، تنها با این هدف بوده که برای سایر شهدا نیز المانهایی در خور توجه تهیه و در میادین و ورودی شهرها نصب شوند .

کتاب راهنمای جامع گردشگری آذربایجان غربی با هدف همزیستی اقوام ایرانی تالیف شده است

نویسنده کتاب راهنمای جامع گردشگری آذربایجان غربی می گوید: این کتاب با هدف آشنایی بیشتر اقوام در استان آذربایجان غربی با یک دیگر تهیه شده است و معتقدم سبب افزایش تعاملات فرهنگی مردم در سطح استان می شود واین کتاب را به عنوان یک ایرانی با رویکرد افزایش وحدت، همدلی، همگرایی و همزیستی مسالمت آمیز بین اقوام ایرانی ساکن در استان و کمک به توسعه گردشگری استان تهیه کرده ام.

اگر غیر از این است چرا من باید از پیرانشهر بلند شوم و برای خوی و ماکو و میاندوآب و ماکو و تکاب و شاهیندژ با هزینه شخصی تولید محتوا نمایم و عکاسی کنم و عکس خریداری کنم و شبها بهمراه همراهان و خانواده ام توی پارکهای این شهرها توی چادر بخوابم؟ شاید باورش برای خیلی از مسولان سخت باشد اما من عاشق وطنم هستم و در راستای کمک به توسعه آن از هیچ حرکتی دریغ نخواهم کرد .

شعار بومی سپاری پروژه ها بلاتکلیف مانده/ پروژه به یک غیر بومی واگذار شد

ابوبکری در خصوص عقد قرارداد میراث فرهنگی استان با یک شرکت دیگر جهت تالیف کتابی با همین عنوان می گوید: متاسفانه میراث فرهنگی سال 98 با یک شرکت ظاهرا غیربومی و خارج از استان قرارداد منعقد کرده است تا شبیه همین کتاب ما را ، شاید با اندکی تغییرات جزیی برایشان تهیه کنند و این پروژه را به آنها سپرده اند. در حالی که آنها از کتاب من رونمایی کرده اند، برای کتاب من هیات نحوه تدوین با حضور ده اداره کل و بنیاد و معاونت برایش تشکیل داده اند و حتی مصوبه ای سه جانبه بین استانداری و سازمان برنامه و بودجه و اداره کل میراث فرهنگی برای حمایت مالی از آن وجود دارد. اما انگار مکاتبات صد و اندی صفحه ای که برای این کتاب رد و بدل شده اند کاغذ سفیدی بیش نبوده اند .

او با اشاره به اینکه شعار بومی سپاری پروژه ها بلاتکلیف مانده است، تاکید می کند: تا کنون 150 میلیون تومان(در فاصله زمانی سال های94 تا 95) برای این کتاب هزینه کرده ام و هنوز هم در حال پرداخت حق الزحمه نیروهایی هستم که سال 94 در گردآوری کتاب اینجانب را یاری داده اند، اما با گذشت 3 سال هنوز اجازه چاپ و نشر آن را دریافت نکردم.

مولف کتاب با انتقاد از این وضعیت می گوید: آیا آنهایی که خارج از استان می آیند استان ما را بهتر می شناسند و درک بهتری از معادلات اجتماعی، قومی، مذهبی و زبانی استان ما دارند؟ آقای استاندار در تمامی مصاحبه ها و سخنرانی های خود از فساد ستیزی و مبارزه با قوم گرایی صحبت می کند اما چرا از کتاب بنده حمایت نمی شود و در کمال ناباوری برای تدوین این کتاب با مجموعه دیگری که از خارج از استان و از تهران می آیند قرارداد بسته می شود! لطفا ما را نیز دریابید .

اشتغال زایی برای 10 نفر با چاپ این کتاب پیش بینی می شود

نویسنده پیرانشهری در خصوص مشخصات کتابش می گوید: کتاب تدوین شده شامل 21 فصل و مشتمل بر تمامی اطلاعات گردشگری استان آذربایجان غربی(فرهنگی- مذهبی- اکوتوریسم- تاریخی-کوهنوردی-مردم شناسی- صنایع دستی- راهیان نور و ....) به صورت شهرستان به شهرستان و 500 صفحه و در قطع رحلی تدوین و صفحه آرایی شده است.

او ادامه می دهد: نقشه راهنمای گردشگری کلیه شهرستان ها ، اپلیکیشن ، وب سایت و کتابچه تمامی شهرستان ها نیز آماده شده بودند که به دلیل عدم حمایت مالی و عدم صدور مجوز کلا تا به امروز کنار گذاشته شده اند و براساس پیش بینی ها در صورت ارایه مجوز به صورت مسستقیم حداقل برای ده نفر اشتغالزایی دایمی صورت می گیرد .

گفت و گو از تانیا شعفی

لینک خبر :‌ خبرگزاری کرد پرس
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : روزنامه صبح ساحل آفتاب جنوب

مدیر کانون فرهنگی تربیتی غدیر بندرعباس به تشریح آخرین وضعیت سینما غدیر بندرعباس پرداخت.

کرامت بلالی در گفت وگو با ایسنا، منطقه خلیج فارس، افزود: خوشبختانه با استقبال عموم مردم به ویژه خانواده ها چراغ سینما غدیر همچنان روشن و باقدرت به کار خود ادامه می دهیم.

وی با بیان اینکه همه روزه از ساعت 17 تا 23 در سه سانس اکران فیلم "جانان" در این سینما جریان دارد، اظهار کرد: سینما غدیر بندرعباس به دلیل نداشتن برخی زیرساخت ها از جمله سیستم صوت دالبی در بین سینماهای درجه دوم بندرعباس قرار دارد.

بلالی با اشاره به اینکه قیمت بلیط در این سینما 5 هزار تومان و سه شنبه ها 3 هزار تومان است، تصریح کرد: با حمایت مدیرکل آموزش وپرورش هرمزگان و معاون پرورشی و فرهنگی آموزش وپرورش هرمزگان به دنبال رفع نواقص هستیم که راه اندازی بوفه از این اقدامات است که در مسیر عملی شدن قرار دارد.

وی با بیان اینکه استقبال از سینما غدیر در شش ماه دوم با باز شدن مدارس رونق بیشتری به خود می گیرد، اضافه کرد: با توجه به اینکه سینما غدیر بندرعباس متعلق به آموزش وپرورش هرمزگان است همواره فیلم های به نمایش درآمده مورد استقبال خانواده ها به ویژه فرهنگیان قرار می گیرد.

مدیر کانون فرهنگی تربیتی غدیر بندرعباس با اشاره به اینکه به دلیل بازسازی های صورت گرفته تا ابتدای سالجاری بدهی های گذشته را تسویه کردیم، خاطرنشان کرد: هزینه های ارتقا درجه سینما به ممتاز بسیار زیاد است اما امیدواریم با تمهیدات و حمایت های آموزش وپرورش هرمزگان بتوانیم به این مهم دست یابیم.

وی از برگزاری جلسه نقد و بررسی فیلم های سینما بندرعباس با حضور دانش آموزان در سال تحصیلی جدید خبر داد و عنوان کرد: با توجه به وجود درس سواد رسانه ای در پایه دوم متوسطه در سال تحصیلی جدید با تعامل صورت گرفته مابین اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش وپرورش هرمزگان جلسات نقد و بررسی با حضور کارشناسان در سینما غدیر برگزار خواهد شد.

بلالی در پایان شایعات مطرح شده در خصوص تعطیلی این سینما را تکذیب کرد.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
نصرالله قادری می گوید: ضعف عمده ما در گیتی تئاتر آشنا نبودن با شعر است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : تیتر برتر میهن امروز خط بازار

به گزارش ایسنا، این نویسنده و کارگردان تئاتر در نشست رسانه ای اولین جشنواره نمایشنامه نویسی اقتباسی گام دوم با هدف تولید متون اقتباسی، که در نگارخانه رضوان مشهد برگزار شد، بیان کرد: از منظر عمده نظریه پردازان، ادبیات سه رکن رمان، شعر و درام است و مشکل ترین بخش آن، ادبیات دراماتیک یا درام است.

او افزود: ضعف عمده ای که در گیتی تئاتر ما مشاهده می شود به هزار و یک دلیل و مهم ترین دلیل این است که با شعر آشنا نیسیتم و نوشتن ساده مد شده است. ضعف بیان داستان درام وجود دارد و مخاطب ما با دروغ بزرگی که به آن هنر گفته شده روبه رو است. ظرفیت سالن تئاتر یونان 20 هزار تماشاگر بوده است که به معنای برای عموم بودن تئاتر بوده ا ست، اما اکنون این طور نیست.

قادری با اشاره به این که اولین قدم مثبت این جشنواره اقتباس از آثار ایرانی و غربی است، گفت: دومین حسن این جشنواره این است که از ابتدا از کسانی که شرکت می کنند، نمایشنامه نخواسته اند. قرار بر این بوده است که در قدم اول آثار را بفرستند و در صورت تایید، ادامه کار را ارسال کنند. شرکت کنندگان باید به امر اقتباس بپردازند که حتما از منابعی باشد که شورای سیاست گذاری جشنواره تایید کرده و اگر شورا تایید کرد بر اساس منبع بنویسند.

این مدرس تئاتر بیان کرد: اولین لازمه یک کار نویسنده رقابت است؛ رقابت و نه حسادت. در شهری این جشنواره را برگزار کردیم و شرکت کنندگان برای جایی می نویسند که آدمی به نام حکیم توس در آن است. خلق هنر و صنعت تنها با الهام و ناخوداگاه جمعی امکان پذیر است.

او ادامه داد: در طرح هایی که بررسی کردیم، چند نقطه قوت وجود داشت، بعد از این که بخش زیادی از متون بررسی شد، متوجه شدیم جوان گرایی در این جشنواره وجود دارد و جوانان می نویسند، نکته دیگرحضور بسیار فعال خانم ها بود و سومین نکته این است که تمام این نمایش نامه نویسان کسانی هستند که در رشته های فنی مهندسی هستند و وارد این رشته شده اند. گروه دیگر افرادی هستند که در این حوزه به صورت حرفه ای کار می کنند.

قادری خاطر نشان کرد: در دنیایی که تئاتر حرفه ای کار می شود بنگاه هایی هستند که تولیدی اند و فقط خط داستان را می خرند و مبلغی می دهند. در گام دوم نمی توانیم توقع جهانی داشته باشیم و اعجاز بیافرینیم. باید تاکید کنم که این طور نیست و هنرمندان ایرانی از کتاب های دشواری اقتباس کرده اند. به جرأت می توانم بگویم کارهایی که شرکت کنندگان ارسال کرده اند ضعیف تر از نمونه های جهانی آن ها نیست.

این نویسنده اظهار کرد: به عنوان معلم و منتقد، صادقانه می گویم، کارهایی که در این گام به جشنواره فرستاده اند بسیار خوب است و امیدوارم به موفقیت خوبی برسند.

انتهای پیام

لینک خبر :‌ خبرگزاری دانشجویان ایران
شاید برای خیلی ها باور کردنی نباشد که آماده کردن یک شماره روزنامه در ابتدای دهه هفتاد شامل گذر از چند خوان رستم بود. چند سالی از پایان جنگ گذشته بود و مردم هرمزگان در آن ایام بشدت پیگیر مسایل سیاسی کشور و موضوع سازندگی بودند از این رو با پیگیری گسترده غلامحسین عطایی (65 تا70) سرانجام بعد از سالها مجوز روزنامه ندای هرمزگان از سوی وزارت ارشاد دولت وقت صادر شد و هرمزگان صاحب دومین نشریه استانی بعد از پیروزی انقلاب شد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

کاظم گلخنی

قابل ذکر است اولین نشریه محلی استان باختر نام داشت که قبل از انقلاب مدتی فعال بود .

القصه اولین شماره نشریه ندای هرمزگان که در 14 شهریور سال 1371 بصورت هفتگی منتشر شد و باعث خوشحالی بسیاری از مردم و دلسوزان توسعه استان شد.

نگاه روزنامه ندای هرمزگان در آن ایام سیاسی و توجه ویژه ای به تولیدات فرهنگی در حوزه شعر ، تاریخ ، فرهنگ و رسوم ، ادبیات و طنز داشت و تا امروز این توجه ادامه داشته است.

هفت خوان رستم

آماده کردن یک شماره از روزنامه آن هم بدون تجهیزات امروزی نظیر دوربین دیجیتال ، رایانه ، برنامه صفحه بندی ، ایمیل و ...خودش داستانی داشت ، تهیه مطالب و عکس آن هم از نقاط مختلف استان و چسباندن مطالب تایپی و عکس های ظاهر شده روی یک صفحه مقوایی کمتر از یک خوان رستم نبود ، مرحله بعد ارسال ماکت های صفحات صفحه مهم با هواپیما به تهران بود، از اینجا به بعد دلهره داشتیم عکسی یا مطلبی از ماکت صفحات جدا یا جابه جا نشود و چاپخانه کارش را به خوبی انجام دهد .

روزهای خوب مطبوعات

در اواخر دهه دهه هفتاد و توجه دولت اصلاحات به فعالیت مطبوعات نگاه مردم به جراید آنچنان بود که برای خرید روزنامه جلوی دکه ها صف می کشیدند، در این ایام تجهیزات رایانه ای به صنف مطبوعاتی تازه اضافه شده بود و ندای هرمزگان با استفاده از این تجهیرات پیشرو در نشر اخبار و مطالب سیاسی و اجتماعی استان شده بود ، صفحات، سیاسی ، تنفس در هوای شعر ، تاریخ ، طنز طرفداران زیادی داشت و بسیاری از شاعران نویسندگان نامدار و اهل قلم در روزنامه ندای هرمزگان فعالیت می کردند .

و ما همچنان از محرومیت نوشتیم

در این سالها تعداد چاپ و تیراژ ندای هرمزگان افزایش یافته بود و بسیاری از مردم توقع داشتند مشکلات استان به خصوص محرومیت مناطق کمتر برخوردار از طریق روزنامه ندای هرمزگان پیگیری شود و این مهم در ابتدای دهه 80 شمسی با توانمندی روزنامه ندای هرمزگان شدت یافت.

چقدر بی مهری کشیدیم

بعد از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد روزنامه ندای هرمزگان با اینکه مغضوب همیشگی دولت نهم و دهم بود و در زمینه درآمد آگهی های دولتی و دیگر حمایت ها مورد بی مهری قرار گرفت اما با انتشار 3 بار هفته در 8 صفحه و جذب گزارش نویسان ، به منتقد بزرگ دولت وقت تبدیل شد و مدام با نشر مشکلات و کمبودها بوی بهار را به چالش کشید .

کارخانه تولید خبرنگار

دراواسط دهه هشتاد شمسی روزنامه ندای هرمزگان با در اختیار داشتن کادر مجرب مطالب تولیدی خود را در بخش های خبر ، گزارش ، فرهنگ و تاریخ ، ورزش ، طنز تقدیم مردم استان میکرد ، بخشی از خبرنگاران استان که الان در خبرگزاری ها و روابط عمومی ادارات استان فعالیت می کنند مدتی همکار ما در روزنامه بودند ، در این ایام بود که سایت روزنامه شروع بکار کرد و اخبار و مطالب خود را در فضای اینترنتی منتشر
کرد .

دو دهه در صدر جدول تکیه زده ایم

در اواسط سال 86 روزنامه ندای هرمزگان در اولین جشنواره ملی مطبوعات خلیج فارس شرکت کرد در این جشنواره خبرنگاران ندای هرمزگان بیشترین جوایز مطبوعاتی را نصیب خود کردند و جالب است بدانید بعدها این جشنواره در هر استانی برگزار شد این روزنامه ندای هرمزگان بود که در صدر بیشترین رتبه ها و جوایز قرار گرفت و این توفیق تا همین امروز همچنان ادامه داشته است .

برایمان توسعه استان مهم تر است

بعد از کنار رفتن دولت احمدی نژاد بسیاری تصور بر آن داشتند که روزنامه ندای هرمزگان با توجه به مشی سیاسی اصلاح طلبی نگاه انتقادی خود را نسبت به شرایط تغییر دهد ، اما رورنامه ندای هرمزگان همه ی توجهش همواره به سرفرازی و پیشرفت و توسعه استان هرمزگان بوده و هست از این رو هر جا حقی اجحاف شد، محرومیتی بود ، مشکلاتی بروز کرد در همه حوزه ها از ورزش، سیاست گرفته تا اقتصادی و اجتماعی به انتشار مکرر اخبار و گزارش و یادداشت پرداخته و این مهم تا امروز ادامه داشته است.

با ذائقه مردم آشنا هستیم

در اواسط دهه 90 روش های روزنامه نگاری متاثر از رشد فضای مجازی و ذائقه مردم شد از این رو سعی کردیم با کوتاه کردن اخبار، یادداشت ها و گزارشات باعث تشویق خوانندگان به مطالعه شویم و در این زمینه تلاش خود را در فضای مجازی دو چندان کردیم و نظیر دیگر جراید تلاش داریم با انتشار لینک اخبار سایت روزنامه ندای هرمزگان در پیام رسان های اجتماعی باعث ارتباط بیشتر مردم با اخبار معتبر شویم.

روزهای سخت از راه می رسد

در اواخر سال 96 با شروع تورم و افزایش تحریم ها وضعیت جراید استانی به شکل بی سابقه ای به خطر افتاد ، کاغذ در بازار گران شد ، یارانه کاغذ برداشته شد و حمایت های دولت بخصوص در پرداخت هزینه اگهی ها سخت و سخت تر شد ، این وضعیت غم انگیز به حدی پیشرفت که بیش از 80 درصد جراید استانی توان حضور و فعالیت خود را از دست دادند و عملا به جز معدودی از جراید قدیمی استان که به ضرب و زور صرفه جویی کماکان خود را حفظ کرده اند. اغلب جراید از گردونه فعالیت مطبوعاتی استان خارج شدند و در وانفسا که هر روز شاهد افزایش نشر مطالب بی پایه ، شایعات و رشد رسانه های مجازی بی هویت هستیم بی توجهی به جراید دقیقا ظلم آشکاری به فعالیت معتبر و رسمی جامعه مطبوعاتی است و امید داریم دولت در جهت حمایت از مطبوعات و پرداخت مطالبات جراید تلاش بیشتری
نماید .

همسو با تحولات اخیر

یکی دیگر از تحولات عصر حاضر توسعه برنامه های اجتماعی و شبکه های پیام رسان در فضای مجازی است که البته روزنامه ندای هرمزگان همسو با این تحولات خود را با شرایط تطبیق داده و با راه اندازی بخش مجازی روزنامه در پیام رسان های اجتماعی با توجه به میزان نشر مطالب مبهم و شایعات ، سعی در شفاف سازی و اطلاع رسانی دقیق اخبار از طریق فضای مجازی کرده است . نکته مهم اینکه روزنامه ندای هرمزگان با استفاده از نظرات مردم در فضای مجازی طی این چند سال اقدام به تهیه صدها گزارش کرده است و این روند باعث اعتماد مردم و بعضا رفع مشکلات شده است.

بچه ها متشکریم

روزنامه ندای هرمزگان از همه خبرنگاران نشریه و مستقر در شهرهای دور و نزدیک استان که در این سالها در عرصه انتشار اخبار و گزارشات فعالیت کرده اند تقدیر و تشکر می کند، از همکاران عزیزی که در بخش فنی و تهیه و انتشار روزنامه و توزیع کنندگان زحمتکش که به نوعی دیده نمی شوند، تشکر و از تلاش این عزیزان قدر دانی می کند. از همه ی خبرنگاران ، سردبیران ، نویسندگان عزیزی که در طی این 30 سال با ما همکاری کردند تشکر می کند.

همچنان با شما هستیم

و کلام آخر اینکه با وجود همه ی سختی های سالهای اخیر، بروز مشکلات اقتصادی و بعضا بی مهری ها ، قصد داریم مثل همیشه همسو با مردم عزیز و در کنار شما خوبان گرامی تلاش خود را در عرصه رسانه بیشتر از گذشته کرده ، با این هدف که بتوانیم نقشی بیشتر در توسعه و آبادانی بیشتر هرمزگان عزیز داشته
باشیم.

لینک خبر :‌ روزنامه ندای هرمزگان
نوشته ی: راشدانصاری(خالوراشد)
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

منتقدی می گوید، چرا فلان بیتت آبکی است، دوست شاعری می گوید، شعر هفته ی قبل ات به ویژه اواخر شعر را بیش از حد کِش داده بودی! آن یکی می گوید، شعر امروزت مثل شعر دیروزت قوی نبود و... و... در خصوص داستانک ها و نثر ها و داستان ها هم وضع به همین صورت اسفناک است!
عزیزان دلم، استادان گرانقدر، رفقای خوب من، شما طوری حرف می زنید که انگاری تا حالا اسم روزنامه به گوش تان نخورده است! کسی که نمی داند فکر می کند تا به امروز شاید یک صفحه روزنامه را مطالعه نفرموده اید! بابا جان این جا روزنامه است نه برگ چغندر. شما می گویید چرا شعرت را بیش از حد کشش داده ای؟ خب، وقتی سردبیر محترم دستور می دهد و می گوید:" شعر امروزت باید 27 سانت باشد...! "، شما جای من باشید چه کار می کنید؟! (بله درست متوجه شدید، شعر سانتی!). تازه یک بار هم که متری دم دست همکارم نبود، گفت:" این شماره یه داستان بنویس که یک وجب و چهار انگشت باشه! "؛ و یا هنگامی که دوبیتی شما در سه مصراع منتشر می شود، بعد از همکار صفحه آرا دلیلش را می پرسی، می گوید، چون جا نداشتیم مصراع چهارم را حذف کردیم! دیگر چه انتظاری از من ِ. شاعر و نویسنده و طنزپرداز دارید؟!
صفحه آرا که نمی داند در دوبیتی و رباعی، همان مصراع چهارم مهم است که ضربه ی نهایی می زند! این جا بود که یک دوبیتی بداهه برای همکارم گفتم:" دوبیتی در سه مصرع دیده بودی؟ / که آن را توی صفحه چیده بودی! / خدا خیرت دهد همکار ِ. خوبم/ به جای صفحه بندی ر.. بودی! "
وقتی مدیر مسوول محترم می گوید، مرغ در استان نایاب است و فردا حتما شعر طنزی در خصوص کمبود مرغ روی میز من باشد، شما چه خاکی به سرتان می ریزید؟! حالا به این مصیبت اضافه کنید این که به محضی رسیدید منزل، همسرت می گوید:" موتور یخچال سوخته! " یا:" کولر الان سوخت! " یا:" قسط این ماه تعاونی مسکن مطبوعات هم ندادیم! " و:" اجاره ی خونه هم دو ماهه عقب افتاده! " و یا:" من دارم می رم خونه ی مامانم دیگه نمی تونم با یه نویسنده ی بی خیال زندگی کنم! ". به نظر شما شعر یادشده در چه حالی سروده خواهد شد؟ آیا این جا قضیه ی جوششی بودن شعر صدق می کند یا شعر مزبور فوق کوششی و زورشی! (تلفیقی از زور و کوشش!) خواهد بود!
در روز صفحه بندی روزنامه و درست در دقیقه ی نود هنگامی که پشت میزت مشغول چرت زدن هستی، یک مرتبه خانم صفحه آرا مثل زلزله روی سرت خراب می شود و می گوید، حدود پنج سانت دیگر به داستان امروزت اضافه کن که فضای خالی داریم، شما ای منتقد عزیز در آن لحظه کجایی که حال و روزم را بدانی؟!
وقتی شعری در 9 بیت گفته ای و در ثانیه های آخر که روزنامه در حال آماده شدن برای چاپ است، می گویند سه بیتش را حذف کن که الساعه یک آگهی رسید، شما چه حالی بهتان دست می دهد؟!
وقتی شما شعری گفته ای، اما لحظه ی آخر مدیر مسوول عزیز مثل دسته ی گل می آید و می گوید این دوبیتش که از شهرداری انتقاد شده است را بردار که آگهی مان قطع می کنند و به جای آن دوبیت در باره ی فلان اداره بگو که مدتی است به ما آگهی نمی دهند، شما باشید آیا روانی و راهی بیمارستان نمی شوید؟!
به خدا شعر که خبر و گزارش و نثر نیست که هر لحظه بشود چند بیتی را نوشت و.
هنگامی که مطلب شما در روزنامه چاپ می شود، ولی به دلیل تغییرات فراوان، اول فکر می کنی مطلب شخص دیگری است، اما بعد که به دقت نگاه می کنی متوجه می شوی مطلب شماست که مثل جگر زلیخا تکه پاره شده است و کاری هم از دستت بر نمی آید، چون روغنی که روی زمین ریخته شد دیگر نمی شود جمع کرد! آیا در این جا انتقاد منتقدان وارد خواهد بود؟!
منتقد عزیز آیا خود ِ. شما تا به امروز شعر طنز 7 بیتی ی به عنوان مثال گفته ای که بگویند یک بیتش، چون توهین به جناح چپ است، حذف کن و یک بیتش هم، چون به جناح راست برمی خورد را حذف کن! یک بیتش به دلیل انتقاد از رییس جمهور باید حذف کنی!
همچنین اگر نشستی و زور زدی (زور زدن برای نوشتن، و سرودن کار زشتی نیست!) و از وضعیت بد ِ. فرهنگی استان چیزی نوشتی، ولی به شما گفتند فکر سهمیه ی کاغذمان از ارشاد و. باش و شما به ناچار بلافاصله با 180 درجه چرخش، نشستی و از وضعیت خوب ِ. فرهنگی استان و کشور نوشتی آن وقت چه؟ حرفی برای گفتن می ماند؟!
البته از آن جایی که صاحب این قلم طی این سال ها با نشریات فراوانی همکاری داشته است، لذا مواردی که عرض شد مربوط به یک نشریه خاص و دوره ای خاص نمی شود، بلکه شامل حال بیشتر ِ. روزنامه ها، هفته نامه ها و ماهنامه هامی شود! (این چند سطر توضیح آخری به دستور سردبیر عزیزمان داده شد!)
انتهای پیام/*

لینک خبر :‌ تابناک هرمزگان
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳

مرجان فرهمند |خراسان رضوی -خبرنگار:

اقتصاد هنر یا همان بازار فروش آثار هنری سال هاست یکی از مهم ترین دغدغه های فعالان و هنرمندان عرصه هنرهای تجسمی در ایران محسوب می شود که می تواند در چارچوب ساختارمند و برنامه ریزی شده ای تاثیر زیادی بر رونق این حوزه و خلق آثار هنری جدید و فاخر داشته باشد. تجربه ثابت کرده است که توسعه و رشد متوازن و پایدار بر پایه فرهنگ و اقتصاد می تواند دستاوردهای بزرگی از جمله پیشرفت جوامع را به ارمغان بیاورد. بسیاری از فعالان اقتصادی و هنری در طول تاریخ به این نتیجه رسیده اند که توسعه هنر و گسترش فعالیت های هنری با 2 مقوله مهم و اساسی صنعت فرهنگی و اقتصاد هنر گره خورده است.

چرخه اقتصاد هنر در عرصه هنرهای تجسمی نسبت به هنرهای نمایشی دیرتر به راه افتاده است؛ هنوز فروش آثار هنری در بسیاری از کشورهای در حال توسعه با اقبال عمومی مواجه نشده و مردم به این باور نرسیده اند که می توانند با خرید آثار هنری علاوه بر سرمایه گذاری، به پویایی هرچه بیشتر اقتصاد هنر که می تواند توسعه اجتماعی را نیز در پی داشته باشد، کمک کنند.

سرمایه گذاری و اقتصاد در هنر

نخستین بازار فروش یک ساله آثار فرهنگی و هنری با عنوان گذر فرهنگ و هنر توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی در مجتمع تجاری آسمان مشهد راه اندازی شد. یکی از اهداف تاسیس گذر فرهنگ و هنر به خصوص در منطقه پرتردد و نزدیک به حرم مطهر رضوی(ع) حضور زائران و مسافران و نشان دادن قدرت فرهنگی و هنری خراسان بزرگ با نگاه ایرانی- اسلامی است. مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی ضمن تسلیت ایام سوگواری خاندان اهل بیت(ع) درباره این رویداد فرهنگی اظهار می کند: در گذر فرهنگ و هنر این بستر برای هنرمندان فراهم می شود تا آثار فرهنگی و هنری خود را در یک مجموعه و فضای منسجم در معرض بازدید عموم و خرید هنردوستان و هنرجویان قرار دهند.

جعفر مروارید با اشاره به طرح مثلث توسعه اقتصادی فرهنگی بیان می کند: راه اندازی این بازار و گذرگاه هنری اقدام موثری است که مرتبط با شعار امسال یعنی رونق تولید است و گامی در مسیر رونق اقتصاد هنر به شمار می رود. وی در ادامه می افزاید: به عنوان مدیر اداره فرهنگ و ارشاد وظیفه ایجاد فرهنگ خلق ثروت و گفتمان تولید را در فضاهای فرهنگی داریم تا به فرهنگ نه فقط به عنوان خلاقیت، بلکه به عنوان صنعت تولید و سرمایه زا نگاه شود.

اهداف و ویژگی های بازار فرهنگ و هنر

به گفته مدیر کل ارشاد و فرهنگ اسلامی خراسان رضوی، یکی از اهداف تاسیس این گذرگاه هنری حمایت از دستان هنرمند و ذهن خلاق جوان ایرانی و استفاده از تجربه اساتید و پیشکسوتان و تعامل و همفکری بیشتر این 2 نسل در فضای فرهنگی و هنری با یکدیگر است. مروارید با اشاره به دیگر اهداف این رویداد فرهنگی عنوان می کند: با برپایی این نمایشگاه آثار فرهنگی و هنری در سبد خرید کالای خانواده ها قرار می گیرد و از طرفی قدرت فرهنگی و هنری خراسان بزرگ به زائران خارجی نشان داده می شود تا ضمن معرفی کالاهای ایرانی به آنان، گفتمان خلاقیت و هنر را در قالب یک صنعت فناورانه ثروت ساز در جامعه ترویج دهیم.

مروارید درباره آثار هنری این مجتمع توضیح می دهد: مجموعه هنرهایی که در گذر فرهنگ و هنر مجتمع آسمان وجود دارد نقاشی، صنایع هنری تجسمی، آثار هنری بین المللی از کشورهای همسایه، استودیو و عکاسی هنری، آثار هنری بر روی چرم، تصویرسازی، خطاطی، تذهیب، آثار فرهنگی در قالب کتاب و محصولات فرهنگی، مد و لباس با نگاه ایرانی و اسلامی است. وی خاطرنشان می کند: تاکنون 45 واحد از این مجموعه 70 واحدی، شامل 15 واحد به صورت نگارخانه و 30 واحد به صورت مغازه راه اندازی شده است. همچنین 2 مجموعه دیگر هم از این گذرها با همکاری شهرداری مشهد و دانشگاه فردوسی در بازار گلستان و پردیس دانشگاه فردوسی در حال برنامه ریزی است.

حمایت از هنرمندان و آثار هنری

به گفته مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، 2 مجموعه هنری و فرهنگی دیگر هم در مشهد با همکاری شهرداری و دانشگاه فردوسی مشهد جنب بازار گلستان و وکیل آباد با عنوان گذر فرهنگ و هنر در مرحله برنامه ریزی است. این 2 مجموعه 2 بخش مختلف شهر یکی در مرکز شهر و دیگری بخش هایی از وکیل آباد را پوشش می دهند و با توجه به این که ما نیازمند این هستیم که در این بخش از شهر هم پوشش داشته باشیم، این مجموعه در این مکان از شهر در نظر گرفته شده است.

وی خاطرنشان می کند: بر اساس توافقات مالک مجموعه آسمان با هنرمندان، این مجموعه به مدت یک سال به صورت رایگان در اختیار هنرمندان برای فروش آثار هنری قرار می گیرد و سپس بعد از یک سال با توافق بین مالک و هنرمند و شرایط وضع موجود ادامه همکاری می دهند.مروارید بیان می کند: گذر فرهنگ و هنر به وسعت 3200 متر مربع شامل 69 واحد تجاری در طبقه دوم مجتمع تجاری آسمان مشهد قرار دارد که هر واحد به صورت رایگان به مدت یک سال در اختیار هنرمندان و فرهنگ دوستان قرار گرفته است.

کسانی که واحدهای تجاری مزبور را در اختیار می گیرند از پرداخت کرایه مغازه معاف هستند و فقط هزینه های جاری مانند برق و آب و سهم خود از شارژ مجتمع را پرداخت می کنند. در پایان مراسم از تابلوهای نقاشی سمانه احسانی نیا و آقای طلایی در این مجتمع رونمایی شد و اثر خانم احسانی نیا توسط آقای قدیری مدیر مجموعه سرمایه گذاری آسمان خریداری شد.

لینک خبر :‌ روزنامه همشهری
مهرداد نهایی معتقد است که خانه تنبور فرصتی بزرگ برای موسیقی ایران است که متاسفانه در حال سوزاندن این فرصت هستیم.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : بولتن نیوز

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، سومین جشنواره کُهن آواهای تنبور 31 مرداد و یکم شهریور در روستای بانزلان واقع در منطقه دالاهو - استان کرمانشاه برگزار شد. این جشنواره در دو دوره گذشته، پس از پایان سومین جشنواره کهن آواهای تنبور ، گفت وگویی با بهرام فاضلی مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه منتشر کردیم که واکنش های مختلفی در بین اهالی هنر در پی داشت. مهرداد نهایی آهنگساز و مدرس عرصه موسیقی نسبت به این ویدیو واکنش نشان داده و با نوشتن مطلبی به بررسی و تحلیل گفته های مدیرکل ارشاد استان کرمانشاه پرداخته است.

در ادامه متن یادداشت مهرداد نهایی را می خوانید:

دیروز متن مصاحبه ی خبرنگار تسنیم با مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان کرمانشاه را مطالعه کردم و بر خود واجب عینی دیدم که در این مورد مطالبی را به عرض برسانم.
تاکید می کنم که مطلب حاضر بر اساس متن مصاحبه ی تسنیم با مدیر کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه نگارش یافته است.

در مقدمه ای کوتاه در مورد خانه تنبور و جایگاه آن، لازم است نکاتی را به عرض برسانم. خانه ی تنبور از نگاه اتنوموزیکولوژیک یک فرصت استثنایی و مغتنم برای حوزه ی موسیقی غرب ایران و در نگاه کلان تر کل کشور است. به یقین هر کشوری با مرزبندی و پرچم مشخص خود، با صرف هزینه های کلان و تلاش فراوان سعی در معرفی جهانی فرهنگ و هنر خود دارد. شاید اولین و جدی ترین نتیجه ی این حرکت، تثبیت فرهنگی و هویتی در این وانفسای دهکده ی جهانی باشد. با این نگاه خانه ی تنبور کوششی خود جوش و غیرت مندانه از مردمان غرب کشور، با سرپرستی و مدیریت استاد علی اکبر مرادی است. فرصتی که همانند بسیاری از فرصت های دیگر، در حال سوزاندن آن هستیم. اینکه موسیقی یک منطقه، در خود آن منطقه و در همان جغرافیا و با حضور مردم همان منطقه دارای دپارتمانی منسجم و کارآمد باشد که تاکنون هم توانسته برگزاری سه گردهمایی ( جشنواره ) موفق را در کارنامه ی خود ثبت کند، به گواه پژوهشگران و فعالان موسیقی نواحی، یک فرصت بی نظیر است. در نگاه اول شاید مکان دور افتاده ی خانه تنبور و دسترسی سخت به آن به دور از منطق به نظر آید. اما واقعیت آن است که خاستگاه موسیقی تنبور دقیقا همین جاست: در دل کوه های زاگرس؛ در میان جنگل های بکر بلوط؛ در مضیقه های فراوانی که مردمان این نواحی طی سالیان و دهه ها و صده ها تحمل کرده اند و ساختار این موسیقی بر اساس همین مولفه ها شکل گرفته است. پس به یقین مکان یابی خانه تنبور بسیار آگاهانه و بر اساس اصول و استانداردهای اتنوموزیکولوژی (دانش فرهنگ شناسی موسیقی) صورت پذیرفته است.

پس از این توضیح سخنان جناب مدیر کل ارشاد استان کرمانشاه در این مصاحبه را در چند محور، مورد بررسی قرار می دهم.

محور اول: انجام فعالیت های فرهنگی و هنری که با هدف حفظ و اشاعه ی یک موضوع مشخص صورت می پذیرد هیچ گاه در نزد بخش خصوصی مقبولیت و جایگاهی نداشته و ندارد. زیرا اولین و مهمترین اولویت بخش خصوصی، بازگشت سرمایه و حساب منفعت و زیان انجام یک پروژه است. بسیار عجیب است که مدیر کل محترم چنین مسئله ی مهمی را از نظر دور داشته اند و چند بار به این نکته اشاره مستقیم می کنند. همچنین سیاست گذاری اشتباه و غیر تخصصی وزارت ارشاد در حوزه ی صدور مجوز تولید موسیقی، که منجر به تخریب ذائقه ی شنیداری غالب مردم و افول موسیقی فاخر و ارزشمند سنتی و نواحی ایران شده و تمام بزرگان موسیقی و اساتید طراز اول کشور بارها و بارها آن را بیان کرده اند، باعث دور شدن هرچه بیشتر سرمایه گذار خصوصی، از این حوزه ها گشته و عملا جز برگزاری چنین جشنواره هایی، عرصه ای برای ابراز چنین موسیقی باقی نمانده است. در واقع، این مدیریت و سیاست گذاری اشتباه، خود به تنهایی لطمات فراوانی بر پیکر این موسیقی وارد کرده است.

محور دوم : آقای مدیر کل در بخشی گفته اند: در دفاع از این مجموعه(خانه تنبور ایران) و برای تثبیتش و برای اینکه هویت بگیرد، کار اصلی را ارشاد انجام داده است. مجوز ساخت این مجموعه و برگزاری این جشنواره را ارشاد صادر کرده است.

جناب آقای مدیر کل! به قول سعدی شیرین سخن:
غیر از هنر که تاج سر آفرینش است / دوران هیچ منزلتی جاودانه نیست
به عقل ناقص خود گمان می کنم که این وزارت فرهنگ است که از بدو تاسیس خود، از آثار و اندیشه و جایگاه هنر و هنرمندان این مرز و بوم هویت یافته است و به یقین موسیقی باستانی و اصیل تنبور نیز با پیشینه ی تاریخی و فاخری که دارد، برای تداوم و بقای خود، نیازی به مجوز از هیچ کسی ندارد. صرف ارائه ی مجوزهای قانونی که وظیفه ی ذاتی وزارت فرهنگ و ارشاد است و در قوانین جاری جمهوری اسلامی به تفصیل و متقن تصریح شده است، در مورد این جشنواره به هیچ عنوان کار اصلی نبوده و هویتی هم ایجاد نمی کند.

محور سوم : جناب مدیر کل در مباحثی که مربوط به حوزه ی مدیریتیش نیست بسیار مسلط تر سخن گفته اند، تا مسائل مربوط به حوزه ی تخصصی و مدیریتی جنابشان.
به یقین وزارت راه و زیر مجموعه های مربوط، در بحث راه دسترسی به خانه تنبور بدون هیچ منتی موظف به ترمیم و بهسازی هستند زیرا که این مسیر، راه مواصلاتی و عبور و مرور ده ها روستا و بخش است که جمعیت نسبتا فراوانی را هم در خود جای داده است.

در حوزه ی امنیت هم که مسئولان و متصدیان امور امنیتی و انتظامی، هماهنگ و منسجم در سه سال گذشته، به بهترین شکل ممکن و بدون کوچکترین خللی و صد البته بدون هیچ منتی، مسئولیت ذاتی خود را انجام داده اند. یکی از نقاط قوت جشنواره کهن آواها در این سه سال هم، بخش تامین امنیت از سوی نهاد های ذیربط بوده است. اما این مسئله به هیچ عنوان نمی تواند دلیلی و بهانه ای بر عدم اختصاص بودجه از سوی اداره کل ارشاد استان کرمانشاه به این امر مهم فرهنگی باشد. نکته ی مایوس کننده این است که جناب مدیر کل در تمام این مسائل با نگاه طلبکارانه ارائه ی نظر می کنند.

اما در جواب سوالی در مورد عدم تامین بودجه ی فرهنگی استان، از واژه من چه می دانم استفاده می کنند و از مسائل مربوط به شش ماه گذشته ی مجموعه ی خود نیز اطلاعی ندارند، چون یک ماه است که به ارشاد کرمانشاه آمده اند!!!

شاید انتظاری غیر منطقی نباشد که چنین جایگاهی به دست مدیری توانمندتر که از اوضاع و احوال جامعه ی هنری خود آگاه تر و نسبت به مسائل روز جامعه حساس تر باشد سپرده شود.

به عنوان یک کارشناس و پژوهشگر موسیقی که شانزده سال گذشته را در قصر شیرین، نقطه ای دور افتاده و محروم در استان کرمانشاه به فعالیت هنری مشغول بوده ام، عرض می کنم که انگیزش و نیرویی که جشنواره ی کهن آواهای تنبور در میان جوانان و نوجوانان منطقه و شاید مملکت ایجاد کرده، اگر از جشنواره ملی جوان و فجر بیشتر نباشد، به یقین کمتر نیست. در حالی که بودجه برگزاری این جشنواره شاید یک صدم جشنواره های فوق الذکر نباشد و این مهم، مدیون تفکر والا و دوراندیشانه برگزارکنندگان آن، به ویژه جناب مرادی بزرگوار است.

در پایان مجددا عرض می کنم که این مطلب مستند به متن مصاحبه ی خبرگزاری تسنیم انتشار یافته در تاریخ هشتم شهریور ماه 1398 است.

*مهرداد نهایی کارشناس، پژوهشگر، آهنگساز و مدرس موسیقی

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ خبرگزاری تسنیم
رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره نمایشنامه نویسی اقتباسی گفت: هدفی که به دنبال آن هستیم فاصله گرفتن از متون غربی در نمایشنامه ها و توجه به محتوای غنی ادبیات خودمان است.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳

به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، محمدعلی چمی گو عصر امروز در نشست خبری جشنواره ملی نمایشنامه نویسی اقتباسی گام دوم که در نگارخانه رضوان برگزار شد،گفت: هدف این جشنواره این است که در اقتباس و توجه به متون داخلی و قوی که داریم، فرهنگسازی کنیم و امیدواریم با اهتمام و توجه خوبی که اساتید دارند بتوانیم در این راه قدم محکمی برداریم.

رئیس شورای سیاست گذاری جشنواره ملی نمایشنامه نویسی اقتباسی گام دوم افزود: هدف دیگری که به دنبال آن هستیم فاصله گرفتن از متون غربی در نمایشنامه ها و توجه به محتوای غنی ادبیات خودمان است.

خلاء متن، رنج تئاتر و سینمای ایران است

سید مهدی شجاعی نیز در این نشست گفت: آنچه تئاتر و سینمای ما از آن رنج می برد، خلاء متن و نمایشنامه و فیلمنامه است، در صورتی که ادبیات ما بسیار پربار است و می توان از آن اقتباس کرد.

این نویسنده معاصر افزود: در تئاترهای امروزه به متن و نمایشنامه توجه کمی می شود و این جشنواره در جهت تولید نمایشنامه خوب و پیوند آن با اجرا قدم خوبی را برداشته است.

عضو هیأت داوران این جشنواره از دیدن آثار ارسالی به این جشنواره ابراز امیدواری کرد.

رفتن به سوی اقتباس از آثار ایران و جهان، گام بزرگ جشنواره

عضو هیأت داوران جشنواره ملی نمایشنامه نویسی اقتباسی گام دوم نیز در ادامه این جلسه گفت: 184 متن به این جشنواره ارسال شده که 22 نمایشنامه کامل و بقیه طرح است.

سعید تشکری افزود: امروز نخستین مرحله داوری طرح های برگزیده انجام گرفت و 39 طرح به مرحله بعدی راه پیدا کردند.

وی با اشاره به گام بزرگ این جشنواره به سوی اقتباس بیان کرد: گام بزرگ این جشنواره رفتن به سوی اقتباس از آثار مطرح ایران و جهان است و این اتفاق برای رفع مشکلی که در حوزه نمایشنامه با آن روبه رو هستیم، خوب است.

عضو هیأت داوران جشنواره ملی نمایشنامه نویسی اقتباسی گام دوم متذکر شد: در این جشنواره با احترام به نمایشنامه نویسی مستقل مواجه هستیم و درباره اجرا صحبت نمی کنیم، بلکه درباره نمایشنامه صحبت می کنیم.

درام مهم ترین بخش ادبیات است

همچنین در ادامه این جلسه دیگر عضو هیأت داوران جشنواره ملی نمایشنامه نویسی اقتباسی گام دوم گفت: ادبیات سه رکن درام، شعر و داستان را دارد که مهم ترین بخش آن درام است، ضعف عمده ای که در تئاتر ما دیده می شود، ضعف بیان داستان دراماتیک است.

نصرالله قادری افزود: به مخاطب ما دروغ بزرگی گفته شده است که تئاتر هنر خواص است.

وی با اشاره به حسنات این جشنواره خاطرنشان کرد: از حسن های این جشنواره این است که از ابتدا نمایشنامه نمی خواهد بلکه طرح را هم قبول و بررسی می کند، حسن دیگر آن حضور بانوان با نگاه به مسائل اجتماعی است.

هیأت داوران جشنواره ملی نمایشنامه نویسی اقتباسی گام دوم افزود: یکی دیگر از نکات مثبت این جشنواره حضور کسانی است که شغل حرفه ای آن ها نمایشنامه نویسی نیست.

قادری با بیان اینکه اولین لازمه کار یک نویسنده رقابت است نه حسادت، خاطرنشان کرد: نقطه قوت این جشنواره این است که رقیب پر قدرتی مثل حکیم طوس مقابل نویسندگان است.

در نمایشنامه نویسی خیلی توانمند نیستیم

دبیر جشنواره تئاتر فجر سال 98 نیز در این ادامه این جلسه گفت: واقعیت این است که ما در ادبیات داستانی ید طولایی داریم اما در نمایشنامه نویسی خیلی توانمند نیستیم.

نادر برهانی مرند افزود: در همه کشورهایی که تئاتر، ادبیات، فلسفه و هنر بالنده ای دارند، اقتباس رکن اساسی، کنشگر و جاری است.

وی افزود: حقیقت این است که ما اقتباس را بلد نیستیم و قرار است با این جشنواره اتفاق های خوبی برای اقتباس نویسی بیفتد.

دبیر جشنواره تئاتر فجر سال 98 با بیان اینکه یک اقتباس نویس خوب ابتدا باید یک نمایشنامه نویس خوب باشد، گفت: اقتباس گر باید دانش کافی داشته و رمان شناس باشد، همچنین باید بتواند جهان داستان را درک و تحلیل کند.

برهانی مرند گفت: توصیه من به هیأت داوران و شورای سیاست گذاری این است که رسیدن به تکنیک اقتباس را از طریق برگزاری کارگاه ها برای شرکت کنندگان خود تسهیل کند.

نبود طرح درس اقتباس نویسی در دانشگاه ها

دیگر عضو هیأت داوران این جشنواره گفت: مدت 18 سال است در دانشگاه تدریس می کنم و تا به حال به یاد ندارم طرح درسی درباره اقتباسی نویسی دیده باشم.

شهرام زرگر اظهار کرد: یکی از کارکردهای خوب این جشنواره توجه به این هنر مغفول مانده است.

چاپ 5 نمایشنامه برگزیده این جشنواره

دبیر جشنواره ملی نمایشنامه نویسی اقتباسی گام دوم نیز گفت: جشنواره شامل سه بخش صحنه ای، نوجوان و خیابانی است که مرکز هنرهای نمایشی کشور سه اثر برگزیده در بخش بزرگسالان این جشنواره را از متن تا اجرای روی صحنه پشتیبانی می کند.

مرتضی ملتجی اظهار کرد: همچنین پنج نمایشنامه برگزیده در هر بخش را با نظر هیأت علمی جشنواره چاپ می کنیم.

وی متذکر شد: 39 طرح از 184 طرحی که به جشنواره ارسال شده امروز توسط هیأت داوران انتخاب شد.

دبیر جشنواره ملی نمایشنامه نویسی اقتباسی گام دوم عنوان کرد: نهادهایی که ما را در برگزاری این جشنواره همراهی می کنند، مرکز هنرهای نمایشی کشور، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، مرکز آفرینش های هنری آستان قدس رضوی، شهرداری مشهد، مؤسسه فرهنگی و هنری شهرآرا، حوزه هنری خراسان رضوی، کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان استان، خانه هنرمندان، انجمن هنرهای نمایشی خراسان رضوی و گروه سرمایه گذاری رز هستند.

انتهای پیام/ 70061

لینک خبر :‌ خبرگزاری فارس
*پورتال خبری کاشان/ ایمان سرانجام :
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

برگزاری جشنواره نمایش های آیینی و سنتی در کاشان کاری ارزشمند و ستودنی بود و فرصتی را فراهم آورد تا با زیرساخت ها، امکانات و داشته های فرهنگی شهرمان آشنا شویم و توانایی های کاشان در این حوزه ازنظر کمی و کیفی، کارشناسی و در بوته آزمون و نقد قرارگیرد.

آنچه که بیشتر مورد نقد و سوال اهالی فرهنگ و هنر می باشد موجودیت و ماهیت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان در برگزاری چنین جشنواره هایی در کاشان است، جشنواره ای که با هزینه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کاشان برگزار می شود اما جایگاه نماینده این وزارتخانه یعنی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در کاشان مشخص نیست؟

بارها در چند سال اخیر، شاهد برگزاری جشنواره های متعدد فرهنگی در بخش ملی و بین المللی باهزینه های چند صد میلیونی و حتی چند میلیارد تومانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کاشان بوده ایم، ولی نقش نماینده این وزارت خانه در کاشان با توجه به تقبل هزینه ها از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد بسیار ناچیز و کمرنگ و یا هیچ بوده است.

اینکه صدور احکام برای برگزار کنندگان جشنوارها بدون هماهنگی و حتی مشورت با اداره ارشاد کاشان صورت می گیرد تا این اداره فقط تابع نظرات دستگاه های اجرایی دیگر باشد و برنامه ها بنام و کام دیگر دستگاه ها و افراد برگزار شود، جای کنکاش و بررسی بیشتر دارد.

اینکه مسئولین جشنواره های کاشان همیشه افراد و گروه ثابتی هستند و خبر رسیده، عزیزان پای ثابت جشنواره ها در حال رزومه سازی و تشکیل یک موسسه فرهنگی رسانه ای هستند که در فرصت مناسب مورد پیگیری قرار خواهیم داد، اما اینکه مؤسساتی که کارهای تبلیغاتی و اجرایی جشنواره را عهده دار می شوند و ازسوی مسئولین مورد تقدیر قرار گرفتند دارای مجوزرسمی از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیستند، و حضور شخص میثم نمکی رئیس اداره فرهنگ ارشاد اسلامی کاشان در آیین تجلیل و همراهی و هم نواییشان در تقدیر از این مجموعه های فاقد مجوز دوستان بود، چه معنا مفهومی جز بی قانون بودن اوضاع فرهنگی، هنری شهر و اینکه توان مقابله با آنها و یا حداقل اراده برخورد با چنین مجموعه های غیرقانونی و غیر رسمی در کاشان وجود ندارد،در ذهن فعالین و موسسات رسمی هنری شهر که با زحمات بسیار مجوز گرفته اند هویدا می سازد !! و جز اینکه اوضاع هنری شهر را روز بروز به قهقرا و کج سلیقگی و شخصی نگری کشیده شود انتظاری دیگر می توان داشت؟!

عکسهایی که در مراسم تقدیر از برگزار گنندگان جشنواره نمایش های آیینی و سنتی در کاشان منتشر شد، نشان دهنده این است که اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان هویت و رویکرد اصلی خود را از دست داده و بعنوان یک دستگاه اجرائی نه واقعاً به منزله اجرایی بلکه به عنوان یک دستگاه فقط حاضر در کاشان دارای یک ساختمان بلاتکلیف است!!! چون در روزی که از تمامی دست اندرکاران این جشنواره تقدیر شد، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در شهرداری کاشان نه اداره ارشاد!!!!حضور پیدا کردند و در کنار شهردار و تنی چند از اعضای شورای اسلامی شهر کاشان نظاره گر اهدای هدایا و تقدیرنامه های ستاد برگزاری جشنواره بودند، اینکه چرا در اداره ارشاد این برنامه برگزار نشده و برنامه ریزی برعهده چه کسانی بوده است سوالی بسیار مهم است و چرا در مراسم افتتاحیه جشنواره نمایش های آیینی و سنتی در کاشان، متن نامه ارسالی وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی قرائت نمی شود بسیار ابهام برانگیز است!!!؟ ؟؟ و حتی خبرهایی موثق از هزینه بالغ بر دو میلیارد تومانی وزارتخانه برای جشنواره، نیازمند شفاف سازی بیشتر می باشد.

مهمترین سوال کنشگران فرهنگی و هنری شهر ستان کاشان این است که چگونه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان، نتوانسته است در این زمینه نقش اصلی خود را ایفا کند ؟!

آیا این اهمال کاری را باید بنام مدیرمحتاط و بیش از اندازه مأخوذ به حیای این اداره نوشت ویا اداره ارشاد کاشان به یکی از مجموعه های شهرداری کاشان تغییر ماهیت داده است و به قول مدیر نخبه و جوان شهری که در خصوص شورای هنری مدعی شده بود، قرار است شهرهای دیگر نیز از این طرح استقبال کنند!! حال کاشان ما و شهرداری پیشتاز و مبتکر این اقدام بوده است ؟!

هر آنچه که شهرداری کاشان در برابر تشکیل شورای هنری نیز از نظرات اداره فرهنگ و ارشاد بهره نبرد و حتی مراحل قانونی آنرا مورد رصد و کنکاش قرار نداد تا در نامه ای محمد نظافتی معاونت هنری فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان، وجود شورای هنری شهرداری را غیر قانونی اعلام کرد، اما حضور رئیس ارشاد در این جلسات چه معنایی دارد بجز اینکه متصور بشویم، ارشاد کاشان از منظر ضعف و ناتوانی مجبور به پیوستن به شهرداری کاشان شده است که در تغییر نابهنگام شبانه گذر فرهنگی که وزارت فرهنگ و ارشاد متولی پرداخت تسهیلات می باشد، بی خبر و حتی نادیده انگاشته شد و شهرداری آنچه که میل ونیت شخصی خویش بود را عملیاتی کرد.

شاید از این پس باید نام اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی را با پسوند شهرداری کاشان هم آمیخته دانست و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرداری کاشان نام نهاد!!!!!.

چنانچه جناب آقای میثم نمکی بعنوان رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان برای این مدل رفتار خود و کوچک کردن نام و اعتبار اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان پاسخی مستند مستدل دارد، مشتاقانه منتظر ایشان و دعوتشان برای برگزاری مصاحبه اختصاصی هستیم که با گذشت یکسال از حضورشان تا کنون موفق به برگزاری نشست و جلسات خبری با اهالی رسانه کاشان نشده اند.

از من مرنج گَر وسطِ دل نشاندمت

سائل عزیزِ خویش به ویرانه می برد

لینک خبر :‌ پورتال خبری کاشان
همدان_ ایرنا_ روزگاری قطب تئاتر، صحنه هنرنمایی تئاتریانی بود که در آوردگاه هنر یکه تاز بلامنازع نمایش صحنه ای استان و بلکه کشور بودند، تئاتر ملایر را می گویم، جایش در جشنواره سی و یکم تئاتر همدان خالی بود، حضور داشتند اما نه در ربودن تندیس ها و دیپلم های افتخار...
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴ سایت های دیگر : جماران

دو سه سالی است که هنرمندان تراز یک نمایش صحنه ای و خیابانی این شهر بی مهری ها دلشان را به درد آورد و مجبور به مهاجرت شدند و به یکباره قطب تئاتر استان همدان پشتش خالی شد و رنجور از برخی هنرمند نماهای نقاب زده در صحنه بازیگری.

جشنواره همیشه با حضورشان طمطراقی داشت و دلت قرص بود که هر جایی هیاهوی تئاتری باشد، در آن صحنه می درخشند و نام ملایر بارها و بارها بر بلندای هنر نمایش می ایستد.

شهرم البته هنرمندان خوب و پا به کار زیادی دارد، اما گاهی شیطنت های انگشت شماری دلش را چرکین می کند و می شود همین دو سه سالی که جایش در پله های نخست جشنواره هنر تئاتر محکم نیست.

جشنواره سی و یکم هم امسال تندیس و دیپلم افتخاری برای هنرمندان ملایر به ارمغان نداشت، اتفاقی که هر علاقه مند به هنر تئاتر را می رنجاند، سالها عادت کرده بودیم که هنرمندان ملایر هر چه تندیس و دیپلم افتخار بود را درو کنند، آرزویی که برگشت آن شاید دور از انتظار نباشد.

اگرچه جشنواره سی و یکم برای ملایر که میزبان این آوردگاه هنری بود، دستاوردی نداشت، اما دست اندرکاران هنر و فرهنگ شهرم در افتتاحیه و اختتامیه سنگ تمام گذاشتند، جشنواره ای در شان و شوکت قطب تئاتر استان که منتقد این جشنواره مدیریت، نحوه چینش، فرش قرمز و آغاز جشنواره را بسیار تحسین کرد.

محمد قاسمی که خاک خورده صحنه نمایش است و کوله باری از تجربه در این هنر دارد، به عنوان منتقد جشنواره سی و یکم دعوت شده بود و در چند و چون برگزاری جشنواره البته کمک حال برگزار کنندگان آن.

وی که برگزاری آئین افتتاحیه را فراتر از تصورش عنوان و برنامه ریزی شده دانست، به وجود نویسندگان صاحب قلم، گروه های قوی، کارگردانان خوب و بازیگران توانمند در استان همدان اشاره کرد که این همه قابلیت کار کردن را در این استان سخت کرده است.

کارگردان و نویسنده تئاتر وجود هفت چینش و فضای مختلف در هفت گروه نمایشی حاضر را از دیگر ویژگی های مثبت جشنواره سی و یکم برشمرد و افزود: کارگردانان هفت گروه نمایشی دنیایی از ذهنیات خود را ترسیم کرده بودند که فضای غریبی بود.

قاسمی همچنین برنامه ریزی دست اندرکاران برگزاری جشنواره سی و یکم از سوم تا ششم شهریور در ملایر برای در کنار هم بودن هنرمندان، گروه های نمایشی و داوران حاضر در جشنواره را حتی در هنگام غذا خوردن ستود و ادامه داد: مهمان نوازی، استقبال و نظم جشنواره مطلوب بود.

وی به عنوان منتقد جشنواره تلاش کرد هر آنچه عدالت است در نشست های نقد و بررسی نمایش ها پیاده کند و همواره مخالف واژه "نه" است، واژه ای که معتقد است با ذکر آن کار زمین می خورد و کارگردان نباید در مظان اتهام قرار گیرد.

این کارگردان و نویسنده ملایری که عقبه ای درخشان در هنر تئاتر استان و کشور دارد، تلاش کرد تجربه خود را در اختیار هنرمندان قرار دهد و نشست های نقد و بررسی را در حد و اندازه کلاس های آموزشی و ورک شاپ برگزار کند و نتیجه آن این بود که هیچ نشستی به تشنج کشیده نشد.

قاسمی گریزی هم به دوران شرکت گروه نمایشی خود در جشنواره های استانی زد و اینکه حدود 6 تا 9 ماه برای تهیه یک کار نمایشی تمرین می کردند تا کاری موفق وارد جشنواره شود.

به گفته وی افق نگاه یک کارگردان یا هنرمند باید این باشد که قرار است کار در سطح بین المللی به اجرا دربیاید، در این صورت با نقد و قضاوت منطقی خود تمام تلاشت را به کار می گیری تا در عرصه بین المللی بدرخشی.

قاسمی به حضور 14 دوره گروه نمایشی اش در بخش صحنه ای جشنواره استانی، جشنواره منطقه ای و راهیابی به جشنواره فجر اشاره و ذکر هرگونه شائبه ای مبنی بر اعمال نفوذ همدانی ها در جشنواره های استانی را نادرست و غیرقابل قبول دانست و گفت: سال های سال ملایر در کنار دیگر شهرستان ها همچون تویسرکان و نهاوند به جشنواره منطقه ای رفت، بدون اینکه اعمال نفوذی باشد.

وی با بیان اینکه هرگونه اعمال نفوذ در جشنواره استانی؛ گروه منتخب در جشنواره منطقه ای که برترین های هر استانی حضور دارند را با مشکل مواجه می کند افزود: در جشنواره های استانی انتخاب گروه ها به درستی صورت می گیرد.

کارگردان خوش ذوق و خوش فکر هنر تئاتر البته از نامهربانی هایی در این عرصه سخن به میان آورد و به هشدارهایی که بارها به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر وجود 2 یا سه نفر که به شدت به هنر تئاتر ضربه می زنند، اشاره کرد، افرادی که چیزی جز حاشیه بلد نیستند.

زمانیکه در انجمن نمایش ثبت نام کردم اوایل سال 1370 بود، جمعیت تئاتر ملایر هم یک سالن 300 نفره را پر می کرد که قرار است از این جمعیت به کجا برسی؟ از بین 300 نفر شاید 10 نفر آنها ماندند و بقیه حذف شدند.
عده ای دیدند آبی از این هنر گرم نمی شود، رفتند، عده ای هم با دلشان معامله کردند و ماندند، اگرچه پولی برایشان نداشت.

وی اینگونه ادامه داد: در این سالها به در و دیوار خوردیم تا هنرمند شدیم و با وجود تمام سختی ها و مشکلات، تمام دغدغه ام حواشی بود که ایجاد می شد، در حالیکه خیلی مواقع از حق خودم حتی در تمرین و گرفتن سالن می گذشتم تا گلایه ای نباشد.

کارگردان و نویسنده تئاتر درد دلهایش از بی مهری به هنر نمایش تمامی ندارد، از چوب لای چرخش گذاشتن ها و ناملایمت ها، اما آنگونه که می گوید این حاشیه سازی ها وی را از راهش متوقف نکرد.
وسعت نظر وی البته ستودنی است، از آنجا که تصمیم گرفت روند دوره ای حضور در جشنواره را در همان پله های بالای ترقی نگه دارد و اجازه دهد هنرمندان دیگری از این موقعیت استفاده کنند.

قاسمی اما از این موضوع دردمند است که چرا ملایر پس از این همه سال موفقیت در جشنواره های استانی، منطقه ای و کشوری در تمامی بخش ها، حالا نتوانسته جایگاهی کسب کند.

وی ادامه داد: زمانی تصمیم گرفتم از این جنگ روانی خارج شوم و عرصه را چند سالی در اختیار این افراد که کارشان سم پاشی و متشنج کردن فضا بود، قرار دهم.

کارگردان و نویسنده تئاتر با اشاره به موفق نبودن هنر تئاتر ملایر در سال های اخیر گفت: اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ملایر باید مدعی باشد که چرا با قرار دادن امکانات و استهلاک سالن ها برای گروه های نمایشی، شاهد هیچ خروجی نبوده اند.

قاسمی با اشاره به حضور 2 گروه نمایشی از ملایر در جشنواره استانی در سال های گذشته افزود: این در حالیست که امسال تنها یک کار از ملایر پذیرفته شد و متعجب شدم از افرادی که تا این اندازه منتقد ما بودند، یک کار هم از آنها انتخاب نشد و هم اکنون که عرصه برای آنها باز شده، به جایگاهی نرسیدند که بتوانند حتی در جشنواره استانی حضور داشته باشند.

وی اینگونه توضیح داد: هنر تئاتر در لحظه اتفاق می افتد و هر روز که بیدار می شوی باید با یک فکر باز و اینکه چگونه امروزت با دیروزت متفاوت باشد، فعالیت کنی، نه اینکه دائم درگیر حاشیه شوی.

این کارگردان و نویسنده ملایری انتخاب 2 گروه نمایشی از همدان و تویسرکان برای حضور در جشنواره فجر از سوی داوران را منطقی و حق آنها دانست و گفت: اگر قصوری در کار وجود دارد، این قصور از فرد است، نه از تیمی که پشت آن مسئولان فرهنگی است.

تلاش بیشتر از پیش، افزایش کیفیت مطلوب نمایش ها و جلوگیری از حواشی درخواست های قاسمی به هنرمندان ملایری بود که باید خط فکری و ذهنی شان را تنها به تئاتر معطوف کنند و آنهایی هم که خط فکریشان تئاتر نیست، آن را رها کنند.

وی ضمن آروزی موفقیت برای هنرمندان شهرش تاکید کرد: در اختتامیه جشنواره سی و یکم دلم گرفت، از اینکه در این هیاهوی هنری هنرمندان ملایری که زمانی حرف برای گفتن داشتند، در این جشنواره خبری از آن نبود و این از نظر احساسی برایم ناراحت کننده بود.

کارگردان و نویسنده تئاتر و منتقد جشنواره گفت: این احساس نتوانست من را که دارای وجدان هنر هستم، مجاب کند که در انتخاب آثار حق و ناحق شده است.

قاسمی که تاکنون در بیش از 10 دوره جشنواره فجر، تمامی جشنواره های داخلی و 2 جشنواره خارجی حضور داشته و بسیاری از جشنواره ها را نیز داوری کرده است و بیش از 30 نمایشنامه را نوشته و بیش از 40 کار هنری را کارگردانی کرده است، این موفقیت و پیشرفت را مدیون مجموعه فرهنگی شهرش می داند و امیدوار است در عرصه های هنری بالاتر بتواند آبروی ملایر را حفظ کند.
2087/7528

لینک خبر :‌ خبرگزاری جمهوری اسلامی
شب گذشته هنرمندان استان در جلسه ای سه ساعته با مسئول بسیج هنرمندان کشور به بیان برخی مشکلات و گلایه ها پرداختند.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

گروه فرهنگی آناج: پنج دقیقه ای مانده به ساعت 18 به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی می رسم تا در جلسه دیدار هنرمندان استان با مسئول بسیج هنرمندان کشور حضور داشته باشم. اگرچه دقایقی به آغاز جلسه باقی مانده اما نزدیک به پنج، شش نفری در سالن جلسه حضور دارند، هنرمند هستند و ارزش ها را می دانند؛ می دانند که وقت طلاست و سر وقت آمده اند تا دیداری صمیمی داشته باشند. اندک اندک هنرمندان دیگری نیز حاضر می شوند و راس ساعت 18:20 دقیقه جلسه آغاز می شود. با توجه به تاخیرهای 45 دقیقه ای مراسمات برگزار شده در تبریز، اما آغاز تقریبا به وقت را به فال نیک می گیرم.

با آغاز جلسه جوادی معاون فرهنگی و اجتماعی بسیج هنرمندان کشور با بیان اینکه جلسه قبلیِ امیر نصیر بیگی مسئول بسیج هنرمندان کشور اندکی طول کشیده اجازه خواست تا برای جلوگیری از اتلاف وقت جلسه را آغازکند.

وی با اشاره به تدوین شیوه نامه حمایت از هنرمندان توسط بسیج هنرمندان کشور از هنرمندان حاضر درخواست کرد تا به بیان مشکلات بپردازند.

خضرایی مسئول انجمن نمایش بسیج هنرمندان نخستین کسی بود که به بیان این مشکلات پرداخت. وی با اشاره به سختی های کار تولید نمایش گفت: اساسی ترین مشکل نمایش بیشتر بر پایه تولید است و اگر تولید رخ ندهد هیچ اتفاق مثبتی چه در بحث حرفه ای و چه آماتور رخ نمی دهد.

خضرایی ادامه داد: به همین دلیل آموزش را با بسیج هنرمندان جدی گرفته ایم اما اگر حمایت نباشد به نتیجه ای نخواهیم رسید.

برگزاری یک جشنواره لنگِ 15 میلیون اعتبار!

میرزازاده مسئول انجمن موسیقی بسیج هنرمندان استان نیز در خصوص مشکلات موجود هنرمندان اظهار داشت: کانون های شهرستان ها عملا فعال نیستند و کانون تبریز را نیز نداریم و مستقیما با خود سازمان بسیج هنرمندان آذربایجان شرقی طرف هستیم.

وی ادامه داد: سازمان بسیج هنرمندان در سطح استان به بودجه نیاز دارد و متاسفانه چند کار شاخص هم با اعتبار ارگانهای دیگر انجام شده است.

مسئول انجمن موسیقی بسیج هنرمندان استان عنوان کرد: با توجه به وضعیت اقتصادی کشور از نظر بودجه پسرفت داشته ایم به طوریکه سال گذشته برای جشنواره سرود 15 میلیون تومان نداشتیم! و بالاخره در حاشیه جشنواره موسیقی این جشنواره را اکران و آبروداری کردیم.

وی با اشاره به اینکه تمام آثار هنری نمی توانند در سطح ملی باشند، گفت: در بحث موسیقی باید تولید انجام گیرد و بعدا دیده شود. در حین تولید به هزینه نیازمندیم. اما اگر بالادستی ها تولید را نپسندند تکلیف این هزینه های انجام شده چیست؟

در این میان نصیر بیگی مسئول بسیج هنرمندان کشور به همراه مسئول بسیج هنرمندان استان وارد جلسه شد. خوش و بش ها به زبان ترکی انجام شد اما نصیر بیگی با اعلام اینکه درست است همشهری و ترک زبان هستیم اما به احترام دو مهمان فارسی زبانمان جلسه را به زبان فارسی ادامه دهیم.

البته همین جمله دستمایه شوخی برخی هنرمندان قرار گرفت و آنها به آقای رئیس اعلام کردند که باید به معاونش زبان ترکی آموزش دهد. بعد از این شوخی ها هنرمندان مطرح کردن مشکلات را از سر گرفتند.

همزبان مسئول گروه گرافیک بسیج هنرمندان استان در این نشست تشریح کرد: اگرچه به تازگی به جمع دوستان بسیج هنرمندان پیوسته ام اما در همین مدت سعی کرده ایم تا آموزش را سرلوحه کار قرار دهیم تا وقتی حرف از طراحان گرافیک می شود کارهای فاخر به یاد بیفتد و اگر کسی به سراغ کار مذهبی و حتی غیر مذهبی میرود، یادی از گرافیست های بسیجی بکند.

وی ادامه داد: مجمع طراحان طلوع در همین راستا با تشکیل کارگاه و آموزش بدنبال تولبد آثار فاخر است و به همین منظور همکاری مستمری با بسیج هنرمندان ایجاد شده است، البته آموزش و شبکه سازی اصلی ترین برنامه های ما می باشد.

صنایع دستی به لواشک و پاستیل خلاصه شده است

حسن زاده فعال صنایع دستی درباره مشکلات هنرمندان گفت: صنایع دستی مُرد و تمام شد علت مرگش این است که صنایع دستی ما تبدیل به لواشک و پاستیل شد و کسی قدرت خرید صنایع دستی واقعی ندارد. 45 سال صنایع دستی کار می کنیم اما شکست خوردیم؛ با مشکل مالی مواجه هستیم و در خرج روزانه ماندیم.

وی ادامه داد: برای حمایت از صنایع دستی در عینالی غرفه ای گذاشتند که ماهی یک میلیون اجاره داشت و کسی از عهده چنین مخارجی بر نمی آمد. برای صادرات نیز 60 درصد سود را برای صادرات می خواهند در حالیکه ما سود چندانی نداریم.

این فعال صنایع دستی ابراز داشت: در گذشته 23کارآفرین و سرپرست خانوار با من کار می کردند و امروز 5 نفر شده که تا چند ماه دیگر دوام می آورد و بعد از آن همه بیکار می شویم.

آفت سلبریتی ها بر هنرمندان اصیل

هنرمند بعدی کارتونیست به نام تبریز رحیم قراملکی بود. جای تعجب این بود که هیچ کدام از آنان را به چهره نمی شناختم و تنها زمانیکه خودشان را معرفی می کردند متوجه می شدم چه هنرمندانی در این جلسه حضور دارند. شاید این هم از مصائب پرورش سلبریتی ها و قالب کردن آنان به جای این هنرمندان واقعی است.

قراملکی با گلایه از وضعیت حمایت از هنرمندان انقلابی گفت: اینجا هنرمندانی هستند که تاکنون هیچ حمایتی نشدند در حالیکه همیشه پای انقلاب بودند، برای دفاع از انقلاب و هجمه فرهنگی دشمنان باید از هنرمندان انقلابی حمایت شود.

وی ادامه داد: متاسفانه سازمانها و ارگانها نسبت به وعده هایشان خلف وعده می کنند و این توهینی به ماست که دوست داریم پای کار انقلاب باشیم. چرا ما نباید حمایت شویم؟ مگر هنرمند انقلابی نباید حمایت شود؟دردها در کلام نمی گنجد و باید توسط مسئولین درک شود.

بعد از این گلایه ها در حالیکه امیر نصیربیگی آماده می شد تا به این گلایه ها و مشکلات پاسخ دهد یکی از هنرمندان حاضر با اشاره به یک جشنواره نقاشی عنوان کرد: سه سال قبل تابلو نقاشی هایی از تبریز برای جشنواره بسیج هنرمندان ارسال شد و بعد از جشنواره همه تابلوها به جز تابلوی من برگشت! در این سه سال هرچقدر پیگیری کردیم جوابی به ما داده نشد.

بعد از این صحبت ها نصیر بیگی مسئول بسیج هنرمندان کشور عنوان کرد که حتما این مساله را پیگیری می کند و اگر کسی از تابلو خوشش آمده باید پولش را پرداخت می کرد!

وی سپس در خصوص تشکیل این جلسه اظهار داشت: اگر امروز سازمان بسیج هنرمندان به نقطه ای رسیده که به طرح های خلاقانه نیاز دارد، این مسائل باید مطرح شود و حتی اگر کوتاهی هایی در حوزه استانی و کانونها وجود دارد گوشزد کنید.

مسئول بسیج هنرمندان کشور ادامه داد: از سال گذشته در بحث فیلم سازی، آموزش و جذب به بسیج هنرمندان محول شده تا از این ظرفیت استفاده شود. تولید هم به سازمان های دیگر محول شده است؛ البته این موضوع بدین معنا نیست که اگر کار خوبی وجود داشته باشد از آن حمایت نخواهیم کرد.

وی تاکید کرد: هر سال 100 فیلم ساخته می شود که 20 فیلم سهم جبهه فرهنگی انقلاب است؛ اگر بخواهیم تعداد فیلم ها را افزایش دهیم هیچ ارزشی ندارد بلکه باید روی محتوا کار کنیم. متاسفانه ما نظام آموزشی نداریم و از چیزی که با آن مواجه هستیم بهره برداری می کنیم.

نصیربیگی در خصوص مشکلات صنایع دستی نیز عنوان کرد: اینکه حمایت از هنرمندان صنایع دستی اتفاق نیفتاده شاید مشکل در افراد ماست. زیرا از منابع دولتی و از سطح بسیج تسهیلات برای صنایع دستی اعطا می شود. البته تغییراتی در بسیج میراث فرهنگی خواهیم داشت زیرا باید به صورت جدی در بحث صنایع دستی ورود کند.

حمایت از هنرمندان باید لحظه ای انجام گیرد؛ گذر زمان ارزشی ندارد

وی ادامه داد: در بحث کمک به هنر و هنرمندان باید در لحظه این اتفاق رخ دهد زیرا وقتی زمان بگذرد دیگر ارزش ندارد. ما باید به صورت جدی و اثرگذار وارد کار شویم. البته خواهشی که از شما دارم این است که بسیج را سازمانی نکنید؛ بسیج کاملا مردمی است و باید از ظرفیت های مردم استفاده شود.

مسئول بسیج هنرمندان کشور با انتقاد از کیفیت برخی آثار هنری اظهار داشت: بعضا برخی کارها ارسال می شود که حتی در حد شهرستان هم نیستند و اگر بخواهیم نقش و سطح بسیج را تا به این حد پایین بیاوریم دیگر اثرگذاری نخواهد داشت. آثار باید با توجه به کیفیتشان در کانون ها، استان و در سطح ملی حمایت شود. اگر اثری در سطح ملی باشد ما وظیفه داریم که بودجه اش را فراهم کنیم.

تولیدات هنری باید مبتنی بر نیازهای بروز جامعه باشد

وی افزود: چه می شود که هنرمند بسیجی حتی نمی تواند یک ریال برای اثرش دریافت کند اما فیلم ساز دیگر 500 میلیون تومان بودجه دریافت می کند؟ چرا طرح های نازلی که مربوط به چند سال قبل است ارائه می دهیم و طرح های نیاز روز را تامین نمی کنیم؟

نصیر بیگی تصریح کرد: ما نه جریان سینما را تعریف کردیم و نه برنامه ای برای آن داریم بلکه باری به هر جهت چهار فیلمنامه کهنه آورده و کارشناسی کردیم و دست آخر نیز از آنها حمایت نکردیم! در حوزه سرود و عکس و... هم اوضاع همین است.

وی تاکید کرد: وظیفه ما این است که به دنبال بودجه برویم اما شما به عنوان هنرمند تولید محتوا انجام دهید تا ما به دنبال کار برویم. اگر قرار است که ما چند روزی به تبریز بیاییم و این نشست ها برگزار شود و اتفاق مثبتی برای بسیج هنرمندان رخ ندهد آمدن ما به تبریز هدر دادن بیت المال می شود.

گزارش از: فرناز پورعباس

انتهای پیام/

لینک خبر :‌ آناج
مدیر کل اداره کل اوقاف البرزگفت: در مرحله آزمایشی نخست 300 نفر درمان شدند و درمان آن ها به صورت کامل موفقیت آمیز بوده است
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳

به گزارش خبرنگار شبکه خبری البرز به نقل از روابط عمومی اداره کل اوقاف وامور خیریه البرز، حجت الاسلام و المسلمین علی دشتکی، مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان البرز در نشست خبری با اصحاب رسانه ، با موضوع بصیرت عاشورایی اظهار کرد: کربلا و عاشورا، منظومه ی کاملی ایمان، پاکی و پاکبازی است وستارگانی در دایره این منظومه درخشیدند که تا ابدیت به مسافران جاده ی حقیقت، گرمی و روشنی می بخشند و می آموزند.

دشتکی تصریح کرد: کاروانیان کربلا عاشقانی بودند که تردید و دو دلی را در مسیری که انتخاب کرده بودند راه ندادند بلکه نستوه در مقابل ظلم ایستادند تا با ریختن هر قطره از خونشان درخت فضیلت و ایمان و عدالت بارور شود.

وی با بیان این که، احیاء خون و شهادت دربرهه امروزی نشان از فریاد عدالت خواهی و مظلومین آل علی دارد گفت: بصیرت عاشورایی یعنی زنده نگه داشتن خون انسان های پاکی که از سلاله نبی اکرم جهت براندازی ظلم و جور نشآت گرفته تا نوای آزادی . آزادگی و ایستادگی در برابر ظلم و فساد در جامعه طنین انداز شود. فریاد عصر مظلومیت ال علی باید به گوش جهانیان برسد.

مدیر کل اداره کل اوقاف البرز هچنین افزود: فصل برکندن ریشه های سست ایمان است فصل بیداری و طراوت اندیشه ها و آگاهی امت ها در مقابل ظلم و ستم رهبران کفر است.

دشتکی در بخش دیگری از اجرای طرح درمان ضایعات نخاعی از موقوفات البرز با تعامل و همراهی صندوق حمایت از نخبگان خبر داد و گفت: در مرحله آزمایشی نخست 300 نفر درمان شدند و درمان آن ها به صورت کامل موفقیت آمیز بوده است .

لزوم مقابله با آسیب های اجتماعی از دیگر موضوع مورد بحث مدیر کل اوقاف البرز بود که چنین تشریح نمود: یکی از مهم ترین رویکردهای اوقاف البرز که برای اولین بار نیز در این استان پایه ریزی شد بهره مندی از قدرت فرهنگی در راستای مقابله با آسیب های اجتماعی بود که در این رابطه و به عنوان اولین گام آزادسازی زندانیان غیرعمد را می توان اشاره نمود.

وی افزود: در این خصوص 14 نفر با کمک موقوفات آزاد شدند و به آغوش خانواده های خود بازگشتند . سعی و امید ما بر این است، در صورت همکاری خیرین و عموم مردم هر دو سه ماه یکبار این اقدام تکرار شود .

اداره کل اوقاف البرز همراه با سیاست های گام دوم رهبر انقلاب
عمومیت بخشی و رویکرد اجتماعی امور اوقاف در راستای گام دوم سیاست های ابلاغیه مقام معظم رهبری از دیگر برنامه های اداره کل اوقاف بود که این مقام مسئول به آن اشاره داشت و تاکید کرد: رهبر انقلاب تمام امور را در گام دوم تشریح و به عنوان نقشه راه ترسیم نمودند که یکی از موارد مهم آن عمومیت بخشی و استفاده از ظرفیت مردم و جوانان در تمام صحنه ها ست.
مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان البرز ادامه داد: وظیفه ما اجتماعی سازی فعالیت ها و تعامل با بخش های دولتی و مردمی بوده و شیوه کار ما نیز جهادی و انقلابی در کنار نظام مندی است .

تحقق رشد اقتصادی در سایه رونق تولید و اشتغالزایی دیگر موضوعی بود که دشتکی در رابطه با آن توضیحاتی اینچنین داد: تمام توان ما در اداره کل اوقاف بر این است تا بتوانیم در این موضوع گام هایی برداریم و بخشی از موارد را در دستور کار قرار دهیم و طبق اولویت بندی ها برنامه ریزی های لازم را انجام دهیم هر چند ما تاکنون نتوانستیم در راستای تولید و اشتغال و حتی سرمایه گذاری انجام وظیف نماییم. اما تلاش می کنیم این مهم هم در اولویت قرار گیرد.

اداره کل اقاف پیشتاز در امور خیر است
وی همچنین مطرح کرد: درا مور خیرباید سبقت گرفت. لذا پیگیری ها از سوی اداره کل اوقاف ادامه دارد تا در کنار دستگاه های دیگر استان با نظارت استاندار البرز، سرمایه گذاری و برنامه های اقتصادی با اولویت نگاه استارتاپی در دستورکار قرار گیرد .

دشتکی افزود: با این نگاه تاکنون در استان 40 پروژه سرمایه گذاری تهیه و بخشی از آن ها اجرایی شده است. در این مدت حدود هفت پروژه اداره اوقاف را ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی کشور تصویب و به استان ابلاغ کرده و در سامانه نیپا قرار گرفته است .

اجرای طرح جامع سلامت اجتماعی از سوی اوقاف
مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان البرز اعلام کرد: در بخش مسائل اجتماعی درصدد هستیم تا پیش از پایان سال طرح جامع سلامت اجتماعی که به امور اجتماعی می پردازد را در مرحله اول در بقاع متبرکه و مساجد موقوفه پیاده سازی کنیم و تلاش برای فراگیر شدن این طرح ادامه دارد .

وی عنوان کرد: مانند سال های گذشته، طرح های مختلفی از جمله طرح بصیرت عاشورایی برای ماه محرم برنامه ریزی شده که در بیش از 50 بقعه استان در حال اجراست و ریز برنامه های آن، برگزاری جلسات، گفتمان دینی، کارگاه های معرفتی، خیمه های معرفت، پاسخ به سؤالات و شبهات و حضور مبلغین در بقاع و مساجد و اعزام و استقرار مبلغ هستند .

ویژه برنامه رهروان زینبی در بقاع شاخص البرز اجرا می شود

دشتکی با بیان اینکه ویژه برنامه رهروان زینبی با محوریت بانوان و بصیرت زینبی در بقاع شاخص استان اجرایی می شود، افزود: طرح شمیم نیز جهت حمایت از مراکز، گروه های فعال و هیأت های مذهبی در محرم و صفر با هماهنگی دستگاه های دیگر استان به ویژه سازمان تبلیغات البرز اجرا می شود و نمایشگاهی نیز با این عنوان در برخی امامزادگان شاخص در حال اجراست .

وی اذعان کرد: برنامه ریزی های لازم برای برگزاری باشکوه مراسم اربعین حسینی نیز صورت گرفته است که در این راستا موکب هایی از مراکز فرهنگی و دینی در مسیر پیاده روی و کربلای معلی و نجف اشرف برپا خواهد بود که موکب اربعین البرزی ها نیز در نجف اشرف مستقر می شود .

دشتکی در رابطه با فروش قبور در امامزادگان توضیح داد: تقرب فیزیکی به اهل بیت سلام الله علیها مورد توجه مردم است در حالی که بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری امامزاده ها باید قطب فرهنگی هر استان باشند بنابراین تبدیل بقاع متبرکه به قبرستان، با فرهنگی بودن امامزادگان در تضاد است .

امامزادگان محل انجام اقدامات فرهنگی باشند

وی با اشاره به وجود قبرهای فراوان در ورودی امامزاده ها در البرز اذعان کرد: هزینه بالا برای قبرهای موجود در امامزادگان می تواند یکی از علت هایی باشد که مردم را به سوی آرامستان ها سوق دهد و فعالیت های فرهنگی در امامزادگان انجام شود .

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان البرز اعلام کرد: یک هزار موقوفه در استان البرز وجود دارد که 14 هزار رقبه را شامل می شوند که زیرمجموعه این موقوفات در استان هستند و تلاش برای سند دار کردن این رقبات انجام شده و امروز نسبت به اخذ سند حدود سه هزار رقبه از رقبات اقدام شده اما سند آن ها اخذ نشده است .

وی با بیان اینکه موقوفات شامل دو قسمت منفعتی و غیر منفعتی هستند، اظهار کرد: تمام موقوفات در اختیار ما نیست و برخی در اختیار متولیان است؛ 6 هزار رقبه انتفاعی در استان وجود دارد که از این تعداد حدود سه هزار رقبه سند مالکیت اخذ کرده اند و بقیه در حال انجام هستند .

لینک خبر :‌ خبر 31
کرمان - استاندار کرمان دستاوردهای سفر رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه به استان کرمان را تشریح کرد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ سایت های دیگر : اقتصاد آینده

محمدجواد فدایی در گفتگو با با خبرنگار مهر با اشاره به جمع بندی سفر رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه به استان کرمان گفت: در سفر یک روزه حجت الاسلام خاموشی از یکسری از کاروان سراها بازدید داشتیم که برخی از آنها کاملاً وقفی و یا بخشی از آنها وقفی است که برای بازسازی، مرمت و استفاده اقتصادی از آنها نیازمند هماهنگی با اوقاف داشتیم.

وی ادامه داد: قرار بر این شد که برای هر یک از این کاروان سراها اداره میراث فرهنگی طرح توجیهی و سرمایه گذاری که می خواهد فعالیت کند به اوقاف معرفی کند و اداره اوقاف ظرف 10 روز بررسی کند و به استانداری اطلاع بدهند لذا امیدواریم این مشارکت هرچه زودتر انجام شود و این آثار فرهنگی در یک زمان معقولی بازسازی شوند.

استاندار کرمان با بیان این مطلب که مجموع آثار فرهنگی وقفی استان کرمان حدود 43 اثر است، اظهار داشت: یکی از درخواست هایی که ما از سازمان اوقاف و امور خیریه داشتیم که در زمینه انرژی خورشیدی سرمایه گذاری کنند منتها چون جزئیات آن مشخص نبود قرار شد ظرف مدت یک ماه یک هیئتی متشکل از اتاق بازرگانی و اوقاف با مشارکت کنند تا چگونگی همکاری اوقاف مشخص شود.

وی با اشاره به بحث مدیریت و توسعه باغ فتح آباد، افزود: قرار براین شد این باغ به مدت سه سال به بخش خصوصی واگذار شود و همچنین مقرر شد که 200 میلیون تومان از اعتبارات دولتی برای مرمت این باغ کمک کنیم و بخش خصوصی برای نگهداری و توسعه آن از تسهیلات گردشگری استفاده کند.

فدایی تصریح کرد: مقرر شد که در 9 مورد از موقوفات استان کرمان فعالیت های کشاورزی، شیلات و دامداری انجام شود که یکی از این موارد مربوط به پنج هزار رأس دام است که قرار شد ظرف دو هفته آینده برنامه به بهره برداری رسیده این 9 موقوفه را به استانداری اعلام کنند.

کد خبر 4711647

لینک خبر :‌ خبرگزاری مهر
جهت عملکردخوب شهردارشاهروددرراستای رشدوتوسعه کتاب وکتابخوانی درسطح شهر، لوح تقدیری ازسوی دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی کشور به مهندس احمدی شهردارشاهرودتقدیم شد
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

شاهرود_ حسین بابامحمدی ؛ دراین لوح تقدیر آمده است ؛

برادر گرامی جناب آقای مهندس محسن احمدی

شهردار محترم شاهرود

با اهدای سلام و احترام

کتابخوانه های عمومی از مهم ترین ارکان توسعه فرهنگی،علمی و اجتماعی جامعه محسوب می شوند و رشد و بالندگی این نهاد فرهنگی نوید بخش تعالی روحی و معنوی قشر های مختلف مردم و توسعه فرهنگ شهروندی و مشارکت شهروندان در فعالیت های اجتماعی و فرهنگی است.

تلاش های صادقانه در حوزه فرهنگ و کمک به رشد و توسعه کتاب و کتابخوانی در آن شهر گویای شایستگی و توانمندی های متعهدانه و مسئولانه حضرتعالی می باشد.لذا به پاس قدرشناسی از همکاری ها و خدمات فرهنگی ان برادر گرامی به منظور ترویج فرهنگ کتابخوانی ،مراتب تشکر و سپاس خویش را اعلام می نمایم.

امید است با استمرار این حرکت در اعتلای هرچه بیشتر کتابخانه های عمومی که منشاء رشد و بالندگی بستر فرهنگی جامعه می باشد،موفق و سرافراز باشید.

ومن الله التوفیق

علیرضا مختارپور

دبیر کل نهاد کتابخانه های عمومی کشور

لینک خبر :‌ روزنامه شروع
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۳

کاشان نیوز : نماینده کاشان و آران و بیدگل اخیراً در مجلس با تذکر به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ، گفت: با توجه به جایگاه بلند محتشم کاشانی، (ترکیب بند برجسته عاشورایی) لازم است جایزه ای با عنوان محتشم کاشانی در جشنواره شعر عاشورایی ایجاد و هرسال در ایام محرم به برگزیدگان در ادبیات عاشورایی تقدیم شود چراکه این مسئله غنای فرهنگ عاشورایی را به دنبال خواهد داشت.

باید برای ایشان خاطرنشان کرد که:

اولاً: در 10 تیر 1394 خبری تحت عنوان جایزه ادبی محتشم کاشانی برگزار می شود در کاشان نیوز منتشرشده است که نشان می دهد رئیس اداره فرهنگ و ارشاد وقت کاشان در این خصوص اقداماتی کرده و پیشنهاد هایی داده است.

ثانیاً: در 28 مهر 1394 خبری دیگر با تیتر سومین دوره جایزه هنر و ادبیات محتشم آغاز به کار کرد در کاشان نیوز منتشر شد که در آن آمده است: برزین ضرغامی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران از آغاز به کار سومین دوره جایزه هنر و ادبیات محتشم هم زمان با ماه محرم خبر داد .

باید گفت اگرچه ایجاد یک جشنواره در ارتباط با محرم و ترجیع بند محتشم کاشانی سخنی است که برای اولین بار در عالم مطرح می شود اما جایزه محتشم کاشانی سخن نو و تازه نیست. کاش بجای سخن گفتن از ایجاد یک جشنواره از ادامه کار همان جایزه حمایت می شد.

البته اینکه آقای سید جواد ساداتی نژاد در ایام سوگواری امام سوم شیعیان و ایام محرم سخن از جشنواره گفته است باید گمان کنیم مسامحتاً این کلمه را بجای همان جایزه بکار برده و منظور وی جشن و شادی نبوده است.

ساداتی نژاد علاقه ای به نشریات و مطبوعات محلی ندارد و شاید به همین دلیل از خبر جایزه محتشم کاشانی و محتوای آن اطلاعی نداشته است!

از اینها که بگذریم هنوز خانه محتشم کاشانی به گزارش ایرنا و خبربان در شرف تخریب است و هیچ کس از احیا و توجه به آن سخنی نمی گوید.

لینک خبر :‌ کاشان نیوز
نماینده مردم قوچان در مجلس از حمایت های مادی و تسهیل گرانه از هنرمندان قوچانی برای برگزاری همایش های فرهنگی وهنری در سطح ملی و بین المللی جهت ترویج فرهنگ و هنر قوچان خبر داد.
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۶/۱۴

به گزارش خبرنگار ایلنا از قوچان، هادی شوشتری در جمع پیشکسوتان جامعه هنری و مسئولان انجمن های فرهنگی شهرستان قوچان حضور یافت و در این جلسه کمبودها و مشکلات هنرمندان در عرصه های مختلف هنری و فرهنگی مطرح شد.

شوشتری در این نشست با بیان این مطلب که در مجموعه وزراتخانه های کشور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شرایط و ضعیت خاصی به لحاظ بودجه ای دارد، اظهار داشت: در کل کشورو استان های مختلف در حوزه های فرهنگی-هنری با یک وضعیت مشابه ای مواجه هستیم و مطالبات به حق هنرمندان باید پیگیری شود.

وی به علت عدم صدور مجوز برای کنسرت های موسیقی و مشکلات بوجود آمده در این زمینه ها اشاره کرد و گفت:بهم خوردن کنسرت ها یک جریان عمومی در کشور بود و کنسل شدن کنسرت استاد شهران ناظری باعث شد تا جلوه ی نامطلوبی از قوچان در سطح کشور متبادر و منعکس شود.

هادی شوشتری با عنوان این مطلب که ما در تالار های رودکی و برج میلاد تهران، برنامه هایی را با هدف ارائه فرهنگ، موسیقی، عترت و معارف قوچان برگزار و اجرا کرده ایم، اعلام کرد: ما برای برگزاری برنامه های کشوری و بین المللی در هر جایی، همراه هنرمندان شهرستان هستیم و بعد از جمع بندی های شهرستانی در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، تسهیل گری در امور وزارتی و سفارتی را به عهده می گیریم تا هنر اصیل قوچانی بیشتر و بهتر دیده شود.

وی همچنین از کمبود مکان که یکی از مطالبات مشترک تمام هنرمندان برای انجام فعالیت های هنری است خبرداد و خاطرنشان کرد: مطابق صبحت های مطرح شده با مسئولین شهرستانی به این نتیجه رسیده ایم که باید

ساختمان جدیدی برلی اداره فرهنگ و ارشاد قوچان ساخته شود و ساختمان فعلی به انجمن ها اختصاص داده شود تا این مشکلات نیز در خصوص کمبود فضا و مکان برطرف گردد.

نماینده مردم قوچان و فاروج با اشاره به پتانسیل های بالای هنری در قوچان و بیان موضوع با مسئولان کشوری، گفت: نشریه هنری باغ خبوشان استاد محمد معین فر در شهرستان در حد و قابل رقابت بانشریه بخارا علی ده باشی است و این موضوع را وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز تایید می نماید.

وی در خصوص جذب بودجه برای ادامه کار پروژه ی مجتمع فرهنگی و هنری در قوچان گفت:در زمان وزارت علی جنتی موضوع کمبود مکان برای فعالیت های هنری در قوچان مطرح شد و بر خلاف مخالفت های کشوری در خصوص انجام این پروژه ما با رایزنی های صورت گرفته این پروژه را کلنگ زنی کردیم.

وی در این خصوص، ادامه داد: طبق هماهنگی های صورت گرفته با سازمان برنامه و بودجه، مشکل کمبود بودجه را برای ادامه ی ساخت این متجمع حل نموده و بزودی شاهد ادامه کار ساخت متجمع خواهیم بود.

هادی شوشتری ضمن پیشنهاد برگزاری همایش های بزرگداشت هنرمندان بصورت مدون در قوچان تصریح کرد: هر دوماه، یک بار همایشی در حوزه بزرگداشت یکی از هنرمندان قوچان، بصورت مداوم برگزار شود و ما نیز در تامین اعتبار این بزرگداشت ها کمک خواهیم کرد.

لینک خبر :‌ خبرگزاری کار ایران