
تردیدی وجود ندارد انتخاب هر هنرمند برای تولید یک اثر رئالیستی در گام نخست به مثابه قدم گذاشتن روی شمشیری است که در بسیاری موارد و نهایتِ اثر تولید شده به از بین رفتن زمان و هزینه صرف شده و نام و مقام و شأن هنرمند منتج شده است. با وجود این، گاه آثاری که در قالب هنر رئالیستی توسط هنرمندان خلق و ماندگار شده اند؛ به عنوان مهمترین، بزرگ ترین و اثرگذارترین آثار هنری طی فعالیت های هنری بشر از روزگاران دور تا به امروز شناخته می شود.
قدرت رسانه و آشنایی با کولبران
پیش از آنکه به نقد نمایش کمیته نان به نویسندگی و کارگردانی لیلی عاج با بازی الهام شعبانی، ارسطو خوش رزم، غزاله جزایری، شاهو رستمی، لبخند بدیعی و سعید احمدی بپردازیم باید این پرسش را مطرح کنیم که تا پیش از فعالیت رسانه ها و بازتاب رسانه ای، واژه کولبر و فعالیت کولبران تا چه حد برای عموم مخاطبان آشنا بود؟ در واقع طی چند سال اخیر و با توجه به اتفاقات برای بخشی کولبران در مناطق غربی ایران و البته گسترش فعالیت در فضای مجازی عموم افراد جامعه نسبت به وجود، حضور و فعالیت کولبران اطلاعات به دست آوردند.
کارل رایموند پوپر فیلسوف و تئوریسین اتریشی معتقد است رسانه و فعالیت رسانه ها، امروز به مهمترین خوراک بشر تبدیل شده است. او حتی برای این مدعای خود مثالی نیز آورده و می گوید: نوشیدنی های سیاهِ گازدار - شما بخوانید کوکاکولا - که طبق نظر تمام پزشکان برای سلامتی مضر هستند، به واسطه رسانه و تبلیغات آنها نه تنها به بخش جدایی ناپذیر خوراک روزانه مردم بدل شده اند مهمترین اسپانسرهای (حامیان مالی) بزرگ میادین ورزشی جهان از جمله المپیک را به خود اختصاص دادند و این همان کارکرد رسانه است بدون آنکه عموم مردم نسبت به آن اطلاعی داشته باشند.
هنرمندی همراه با دغدغه مردمان شهر و قوم خویش
کمیته نان بخش دوم از تریلوژی (سه گانه) فعالیت لیلی عاج در زمینه پرداختن به زندگی طبقه کارگر در ایران است. او پیش از این نمایش قند خون را بعد از تعطیلی کارخانه قند ورامین و مسائل کارگران این کارخانه بعد از تعطیلی آن به عنوان بخش نخست از این تریلوژی انتخاب کرد. هر چند نگاه نظارت و ارزشیابی نسبت به کار او اجازه نداد قند خون آنگونه که شایسته و بایسته است توسط عموم مخاطبان و علاقمندان تئاتر دیده شود.
عاج در دومین تجربه خود از زندگی طبقه کارگر سراغ بخشی رفته که با فرهنگ آنها بیگانه نیست؛ عاج هنرمندی از خطه کردستان است. شناخت نگارنده نسبت به او از دوران روزهای دانشگاه در حوزه تئاتر و شاخه ادبیات نمایشی در سال 76 زیر چتر واحدی به نام دانشگاه است.
می توان گواهی داد او از همان روزها همواره نسبت به فعالیت مردم قوم وشهر خود نگاه ویژه ای داشت و این را در تجربه های دانشجویی دانشگاه نیز پیشاروی استادان قرار می داد. اما این بار لیلی عاج بعد از اجراهای مختلف در مقام کارگردان و کسب جایزه نخست بخش نمایشنامه نویسی جشنواره بین المللی تئاتر فجر در سال گذشته با نمایشنامه سالی که دوبار پاییز شد با نگاه و روایتی متفاوت، کمیته نان را به نگارش درآورده و در مقام کارگردان آن را 21 اردیبهشت تا 23 خرداد جاری در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر پیشاروی مخاطبان قرار داد.
کمیته نان روایتگر این داستان است: آزاد ، دانشجوی کُرد، در یک مجادله دانشگاهی طرف مقابلش را هل می دهد و فرد مضروب قصد انتقام دارد. مضروب رابطه سیاسی خوبی دارد و خانواده فرودست آزاد قصد دارند او را از طریق مرز کردستان به سلیمانیه انتقال دهند؛ اما این انتقال، در پوشش کولبری به یک تراژدی بدل می شود.
در بطن ماجرا، صبری خانمی حضور دارد که از میان سه پسر شوهر فقیدش - روزگار، آراد و آزاد - آزاد را بیشتر از دو فرزند دیگرش دوست دارد و اصرار اوست که آزاد باید از ایران خارج شود.
صبری با آنکه خلاف فرزندانش کُرد نیست و زبان کُردی نمی داند؛ در این اقلیت بودگی به شخصیت قدرتمند خانواده بدل و حرفش به حکم بدل می شود. حکمی که طی آن برای رهاندن آزاد از مخمصه ای که گرفتار آن شده، در نهایت دو پسر دیگرش کشته می شوند. روزگار و آراد برای نجات آزاد به کردستان می روند. یکی در کوه های کردستان جانش را از دست می دهد و دیگری در تصادف با یک نفتکش.
وجه تفاوت کمیته نان با دیگر آثار لیلی عاج
کمیته نان را می توان متفاوت ترین اثر لیلی عاج در قامت کارگردان تعریف کرد؛ زیرا او برخلاف همیشه شخصیت هایش را آنچنان که بایسته و شایسته نگاه رئالیستی است پیشاروی مخاطبان تصویر کرده است. با تمام نقاط قوت، ضعف و با تمام زشتی ها و زیبایی های ظاهری و باطنی شان.
شخصیت های کمیته نان بیشترین باورپذیری را در آثار لیلی عاج برای مخاطبان دارد. او تا پیش از این همواره میان مخاطب و شخصیت هایش پرده ای عمیق می کشید تا به مخاطبان تاکید کند میان جهان زیست و نظام هنری این افراد که داستان شان را می بینیم با جایگاهی که مخاطبان روی صندلی نشسته اند همواره فاصله وجود دارد.
به زبان ساده تر، مخاطبان حتی اگر می خواستند، نمی توانستند خود را بخشی از شخصیت های نمایش های او بدانند؛ اما این بار در کمیته نان نه تنها خبری از آن پرده نیست که بازیگران با آغوشی باز مخاطبان را برای پذیرش آنها آنچنان که هستند دعوت می کنند و این جز با درایت نگاه و البته تجربه های پیشین لیلی عاج میسر نمی شد.
پرهیز از عادت قدیمی
مشخصه دیگری که در کمیته نان کمتر می توان دید شیفتگی لیلی عاج به مونولوگ نویسی است، او یکی از معدود نمایشنامه نویسان جوان و موفق است که در اغلب آثارش حتی اگر بیشتر از یک شخصیت برای خلق داستان و موقعیت نمایشی داشته باشد عادت به تک گویی های بلند دارد.
اما این بار کمتر می توان خبری از شخصیت ها و تک گویی های بلندشان در کمیته نان دید؛ منهای صحنه حضور میهمانان در خانه صبری و روایت عاشقی او، در بسیاری موارد دیالوگ های او کوتاه، گویا و گاه شلاقی میان بازیگران رد و بدل می شود. بازیگران تا آن حد غرق حس و موقعیت صحنه می شوند که حتی برخی دیالوگ ها را می خورند بدون آنکه کوچک ترین خللی در کیفیت اجرای اثر ایجاد شود.
تصویری که عاج از زندگی کارگر ارائه می دهد، تصویری آشنا برای مخاطبان است. حتی اگر مخاطبان در زندگی خود و اطرافیانشان خانواده متعلق به طبقه کارگر نداشته باشند، به دلیل تعاریف و تصاویری که از طریق رسانه ها یا در جامعه موجود است آشنایی ملموسی با فضای زندگی خانواده های تهیدست کارگر دارند.
تصویر طبقه کارگر و خانواده و زیست آنها در کمیته نان ، با تصویر ذهنی مخاطبان همسو و منطبق است و چندان نیازی ندارند در مواجهه با تصویر زندگی این خانواده کارگر سراغ مفاهیم نشانه شناسی بروند.
توفیق کمیته نان در ارئه تصویری رئالیستی
کمیته نان بی هیچ تردیدی اثر رئالیستی است؛ اثری که در آن خبری از دیالوگ های سنگین با بار فلسفی آثار مدرنیسم و پست مدرنیسم نیست. همچنین در کارگردانی، صحنه پردازی و طراحی لباس هر آنچه عین واقع است را در تصویر شاهد هستیم. اما همین تکرار مکررات زندگی روزمره اثر کمیته نان را برای مخاطب جذاب می کند؛ زیرا این بار در ساحت خلق درام، عاج به خوبی قصه ای را طرح می کند که مخاطب بدون توجه به رنگ و لعاب های لباس بازیگران و یا صحنه پرطمطراق از انواع و اقسام آکسسوارها و اسباب صحنه به قصه صبری، آراد، آزاد و روزگار دل می دهد و به فراخور حس پیش برندگی داستان در صحنه ها با هر کدام از شخصیت ها دست به همذات پنداری می زند.
صبری و نقش پررنگش در ایفای وظیفه مادری
زنان در در نمایشنامه ها و آثار تئاتری عاج همواره جایگاهی متفاوت داشتند. او به عنوان یک نمایشنامه نویس و کارگردان زن، همواره یکی از مهمترین جلوه های آثار درام خود را بر عهده زنان قرار داده است. زنانی که توانمندی آنها را به رخ مخاطبان می کشد؛ اما این بار به رخ کشیدن با فقدان حس باورپذیری همراه نیست و اتفاقاً مخاطب دلیل علاقه صبری نسبت به آزاد در قیاس با دو پسر دیگرش آراد و روزگار را به وضوح در می یابد و حس نمی کند که این مادر میان فرزندانش بی دلیل فرق می گذارد.
صبری مانند تمام مادران، تک تک فرزندان خود را دوست دارد اما به یک دلیل و آن هم بیشترین شباهت آزاد به پدر فقیدشان است که نگاه صبری به آزاد متفاوت است. پدری که دیگر نیست، تا مادر بتواند در سخت ترین شرایط زندگی به شانه او و حضور مردانه اش تکیه کند و خود مجبور است بار تکیه گاه و ستون عمود خیمه خانواده را بر دوش کشد.
چه زیبا و چه موفق و توانا، صبری این بار مردانه را در قامت زنانگی و مادرانگی خود به دوش می کشد. به دوش کشیدنی باورپذیر، جذاب، بدون ایجاد حس ترحم میان مخاطبان.
تلخ است درست عین حقیقت
داستان کمیته نان و قصه زندگی صبری و سه فرزندش تلخ است. از همان شروع نمایش و دعوای آزاد مجروح کردن فردی که پشت و عقبه و روابط سیاسی قوی دارد که خانواده را به حول و ولا می اندازد تا بتواند جان آزاد را نجات دهد تا پایان تراژیک نجات دادن آزاد توسط کولبران برای انتقال به آن سوی مرز؛ روزگار و آراد دو برادر دیگر آزاد که یکی در کوه های کردستان جان خود را از دست می دهد و دیگری در یک تصادف نفتکش؛ همه اینها تلخ است درست عین حقیقت.
اگرخیالات را کنار بگذاریم، بی هیچ تردید با توجه به شرایط اقتصادی امروز زندگی طبقه کارگر سخت است. لیلی عاج برای بازتاب این سختی و تلخی نیازی به افزودن چاشنی دیگر ندارد او تنها برشی از زندگی یک خانواده کارگر را پیشاروی مخاطب قرار می دهد و ابایی ندارد پایان تراژیک اثرش باعث شود مخاطبان با سکوت سالن را ترک کنند.
او به این می اندیشد که بذر بزرگی از تفکر در ذهن مخاطبان خود نسبت به جامعه و کشوری که در آن زندگی می کنند، کاشته باشد تا این بار هر یک از ما در مواجهه با یکی از کارگران زحمتکش در هر شغل و جایگاه و مرتبه ای، نگاهی از بالا به پایین و همراه با تبختر نداشته باشیم و آنها را فارغ از هر نگاه مادی هم نوع خود می بینیم و به عنوان یک انسان آنها را دوست بداریم.
بی هیچ تردید آن افراد نیز نیازی به همدردی و حس ترحم ما ندارند؛ زیرا مقام و شرافت انسانی خود را با گره زدن غرورشان با عرق جبین و امرار معاشی حلال برای سنجاق کردن روزهای زندگی خود مانند ما و پشت سر گذاشتن ماه ها و سالیان زندگی به ما نشان می دهند.
واکنش وزیر به کمیته نان
در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که از میان دولتمردان، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به دیدن نمایش کمیته نان نشست. صالحی بعد از دیدن نمایش درباره کمیته نان در توییتی نوشت: نمایش کمیته نان را دیدم، با موضوع کولبری. روایتی انسانی از سوز فقر با شور عشق، ترکیبی از اشک و زهرخند و لبخند. با قصه نفس گیر، کارگردانی خوب و بازیگری دلنشین.
به گزارش خبرنگار مهر ، صدای پای انحلال نشر کشور روز به روز بلندتر می شود. این گزاره ای است که انتشار آمارهای رسمی کشور در زمینه افزایش هزینه های تولید کتاب در کشور آن را هر روز بلندتر از دیروز اعلام می کند و البته گویا برای دست اندرکاران این بخش قربانیان هنوز جدی نشده اند که کاری از پیش نمی رود.
موسسه خانه کتاب هفته گذشته آماری از نشر ایران در فروردین ماه منتشر کرده که بر اساس آن در فروردین امسال تعداد 2هزار و 624 عنوان کتاب منتشر شده که در مقایسه با 3هزار و 350 عنوان کتاب در دوره زمانی مشابه سال گذشته، 22 درصد کاهش داشته است. این کاهش در تعداد کتاب های عمومی در بازه زمانی مورد مقایسه، 27 درصد و در تعداد کتاب های کودک و نوجوان 15 درصد بوده است.در همین گزارش تصریح شده بود که ناشران تهرانی در فروردین ماه 1398، 2هزار و 452 عنوان کتاب منتشر کرده اند و سهم ناشران شهرستانی تنها 172 عنوان کتاب بوده است.
این اتفاق در حالی رخ می دهد که فروردین ماه با وجود تعطیلات سال نو به دلیل نزدیکی به ایام نمایشگاه کتاب جزئی از ماه های پرکار نشر کشور به شمار می رود و چنین کاهشی در آمار آن خبر از وقوع فاجعه ای بزرگتر در اردیبهشت و خرداد ماه سال جاری می دهد.
این وضعیت در مناطق دور از پایتخت نیز خود را به شکلی تازه نمایش داده است و بسیاری از ناشران و حتی مطبوعات محلی در مقابل این فشار مالی روزافزا چاره ای جز تعطیلی برای خود متصور نبودند. در همین راستا و برای نمونه مشاور استاندار بوشهر از کاهش 40 درصد مطبوعات محلی این استان در ماه های اخیر به دلیل مشکلات مالی خبر داده است.
سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که بیشترین نگاه ها به وزارتخانه تحت هدایت او برای تنطیم بازار کاغذ دوخته شده است، در اواخر هفته گذشته و در حاشیه مراسم بیست و پنجمین سال انتشار نشریه ره آورد در شهرستان نهاوند و در مواجهه با سوال اهالی رسانه درباره وضعیت کاغذ عنوان کرد در همین دوهفته اخیر بیش از هزار تن کاغذ، کمیته فرهنگی وزارتخانه توزیع کرده و در هفته های آینده نیز چند هزار تن کاغذ دیگر وارد می شود که شرایط توزیع و بازار کاغذ را متعادل خواهد کرد.
با این وجود بسیاری از ناشران کشور اذعان می کنند که سامانه توزیع دولتی کاغذ کماکان عنوان می کند که محصولی برای عرضه به ناشران در اختیار ندارد و تنها گروهی که توانسته اند روی کاغذ دولتی را ببینند بخشی از اصحاب مطبوعات هستند.
با وجود وعده صالحی برای کاهش قیمت کاغذ در هفته جاری، بازار کاغذ نخستین روز خود در هفته جاری را با ازایش قیمت شروع کرد.
قیمت هر بند از کاغذ تحریر 70 گرمی وارداتی از کشور اندونزی با اندازه 70 در 100 که روز سه شنبه گذشته از 100 از مرز 500 هزار تومان نیز گذشته بود با اقزایش قیمت دوباره به قیمت 510 هزار تومان برای هر بند آن رسید. این در حالی است که این کاغذ در دو هفته گذشته با قیمت 465 هزار تومان به فروش می رسیده است. قیمت کاغذ تحریر با ابعاد 60 در 90 از همین نوع نیز در بازار نیز که اواخر هفته قبل به رقم بندی 370 هزار تومان رسیده بود در نخستین روز هفته جاری به 380 هزار تومان رسید که نسبت به رقم هفته قبل خود به ازای هر بند با 50 هزار تومان افزایش داشته است.
این ارقام به ساده ترین شکل ممکن به معنای این است که بازار، سیاست های توزیعی وزارت ارشاد را قیمت گذاری کاغذ به هیچ شمرده است و ترجیح می دهد که قیمت این کالا را مانند طلا روزانه تعیین کند. برخی از خبرنگاران که این روزها برای تهیه گزارش به خیابان ظهیرالاسلام تهران سر زده اند عنوان می کنند که فروشندگان کاغذ در این خیابان به مشتریان عنوان می کنند که بازار کاغذ را در ایران سی واردکننده کنترل می کنند و قیمت گذاری روزانه نیز با هماهنگی آنها و این فروشندگان انجام می شود. این رقم در حالی عنوان می شود که پس از ماجرای انتشار لیست واردکنندگان کاغذ با ارز دولتی و افشای اسامی افرادی به عنوان واردکننده که وجود خارجی نداشته اند و نیز اصرار مجدد وزارت صنعت در آن زمان برای تعیین تکلیف و تایید واردکنندگان، به تازگی قواعد سختگیرانه تری برای تایید صلاحیت واردکنندگان کاغذ از سوی وزارت ارشاد در نظر گرفته شده تا جایی که از 24 متقاضی واردات کاغذ تحریر که به دنبال فراخوان تازه وزارت ارشاد تقاضای خود را ثبت کرده اند، تنها 4 متقاضی تایید شده اند. البته در حوزه واردات کاغذ مطبوعات نیز با وجود چنین تدبیری وضعیت کاغذهای وارداتی چندان مطلوب نیست که در گزارش های قبلی مهر به آن پرداخته شد.
آنچه این روزها خود را در این ماجرا بیش از پیش نمایان می سازد کندی دولت و سیاست های آن در اصلاح ساختاری فعلی بازار کاغذ در کشور است. به همین خاطر است که مجموعه دستگاه های فعال و حاضر دولتی در این عرصه یک و نیم ماه پس از پایان نمایشگاه کتاب و درخواست تدبیر رهبر انقلاب اسلامی برای رفع این موضوع، کماکان در فکر سیاستگذاری و برگزاری جلسه و حواله دادن امیدواریشان به جای ارائه کار عملی هستند و مشخص نیست این شیوه در نهایت طی سال جاری کار را به کدام مقصد منتهی کند.
کد خبر 4647536
حمید نورشمسی
به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، لادن حیدری روز شنبه در گفت وگو با خبرگزاری ایرنا با اشاره و تشریح جزئیات برگزاری این دوره از آزمون استخدامی، اظهار داشت: با عنایت به برگزاری آزمون اسفندماه 97 سازمان اداری استخدامی کل کشور، سه برابر ظرفیت وزارت خانه متبوع در مرحله اول معرفی شدند که از یکم تا دوازدهم تیرماه 98 پس از انجام مراحل مصاحبه تخصصی و گزینش جذب خواهند شد.
با تورم نیروی انسانی مواجه ایم
وی درمورد شرایط استخدامی سال 98 این وزارتخانه هم توضیح داد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مجموع با شش هزار و 900 نفر نیروی انسانی رسمی، پیمانی، قراردادی و مجموعاً چهارهزارو520 پست سازمانی با تورم نیروی انسانی مواجه است.
وی افزود: اشکالی که در این رابطه وجود دارد توزیع نامناسب نیروها در سطح شهرستان، مرکز استان و سایر شهرستان های استان ها است، به شکلی که در تعداد زیادی از شهرستان های کمتر توسعه یافته با کمبود نیرو مواجه هستیم، این در حالی است که در شهرستان های بزرگ و مراکز استان ها نتیجه کاملاً برعکس است.
موافقت با جذب 102 نیرو
معاون توسعه مدیریت و منابع وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: سازمان امور اداری استخدامی باتوجه به اینکه نیروهای وزارت متبوع بیش از حد نصاب است؛ با پیگیری های متعدد از طریق این اداره کل با تخصیص 102 سهمیه استخدامی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موافقت کرده است.
به گفته وی طبق توافق مذکور با سازمان اداری استخدامی این سهمیه صرفاً برای ادارات شهرستان ها و نمایندگی های تازه تاسیس است.
معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درعین حال یادآورشد: از سوی اداره کل امور اداری این وزارتخانه اعلام شده که صرفاً سهمیه ها برای اداراتی باشد که بدون نیرو بوده یا با یک یا دو نیرو اداره می شوند، بنابراین طبق مکاتبات با اداره کل های استانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سهمیه ها براساس اعلام نظر مدیران استانی و براساس کمبود نیرو تخصیص داده شده است.
حیدری یادآورشد: آزمون استخدامی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 17 اسفندماه 97 به صورت متمرکز و همراه با دستگاه های اجرایی دیگر از طریق سازمان اداری استخدامی کشور و جهاد دانشگاهی به عنوان مجری آزمون برگزار و نتایج اولیه آزمون سه برابر ظرفیت پذیرش در اردیبهشت ماه سال جاری اعلام شد.
اسامی تائیدشدگان در سایت وزارتخانه بارگذاری می شود
معاون توسعه مدیریت و منابع وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد: اداره تامین نیروی انسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مدارک معرفی شدگان را بررسی و پس از تطبیق مدارک با شرایط شغلی و احراز هویت افراد؛ اسامی تاییدشدگان را جهت ارائه مصاحبه در سایت وزارتخانه متبوع بارگذاری کرد.
حیدری در ادامه سخنان، گفت: در مرحله مصاحبه از مدیران استانی و نمایندگان آنها برای حضور در جلسات مصاحبه دعوت به عمل آمده است، همچنین برای مصاحبه از اساتید متخصص در زمینه های فرهنگی_هنری و روان شناسی استفاده خواهیم کرد.
معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، اظهارداشت: از تعداد سه برابر ظرفیت راه یافته به مرحله دوم در حدود یک و نیم برابر بعد از مصاحبه تخصصی و طی کردن مراحل اداری و گزینش؛ جذب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهند شد.
استخدام نیروهای جدید پیمانی است
حیدری در عین حال خاطرنشان کرد: قرارداد افراد انتخاب شده برای استخدام در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت پیمانی خواهد بود.
معاون توسعه مدیریت و منابع وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در خاتمه از آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، اصفهان، ایلام، چهارمحال و بختیاری، خراسان رضوی، خراسان شمالی و جنوبی، خوزستان، زنجان، سمنان، سیستان و بلوچستان، فارس، قزوین، کرمان، جنوب کرمان، کردستان، گلستان، مازندران، مرکزی، هرمزگان و یزد به عنوان استان هایی که شرایط جذب نیرو دارند نام برد.
1 تیر 1398 13:37
به گزارش ایکنا ؛ مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه اسامی اعضای کاروان نور جمهوری اسلام ایران را متشکل از قاریان، حافظان و گروه مدیحه سرایی و همخوانی قرآن کریم اعزامی به حج تمتع سال 98 اعلام کرد.
این اسامی در سال های گذشته از سوی کمیته اعزام و دعوت از قاریان قرآن کریم اعلام می شد، اما امسال از طریق سازمان اوقاف و امور خیریه و مرکز امور قرآنی این سازمان اعلام شده است. در این فهرست 15 قاری، حافظ و مبتهل قرآن کریم و یک گروه مدیحه سرایی دیده می شود که حضور کریم منصوری، قاری بین المللی کشورمان و همچنین قاریان و حافظانی از استان های خراسان رضوی، تهران، خوزستان، کرمانشاه، قم، آذربایجان غربی و زنجان از جمله آن هاست.
این اسامی به شرح زیر است.
حجت الاسلام والمسلمین مهدی شجاع از خراسان رضوی
کریم منصوری از تهران
حمیدرضا احمدی وفا از خراسان رضوی
سعید پرویزی از تهران
حسن خانچی از خوزستان
هادی موحدامین از تهران
هادی اسفیدانی از خراسان رضوی
امین عبدی از کرمانشاه
کاظم آذرپیرا از خوزستان
سجاد علیپور از آذربایجان غربی
اسحاق عبداللهی از قم
حمیدرضا نصیری از زنجان
محمد پورعاشوری از تهران
مهدی تقی پور از خراسان رضوی
محمدجواد مرادی از قم
گروه مدیحه سرایی و هم خوانی قرآن کریم طه از مازندران
انتهای پیام
به گزارش ایکنا از هند؛ این هفته قرآنی با حضور عبدالهادی فقهی زاده، معاون قرآنی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمود واعظی، مشاور امور بین الملل معاونت قرآن و عترت و استاد دانشگاه تهران برگزار شده است و برنامه های آن تا چند روز ادامه دارد.
این هفته با برگزاری سمینار مفسران قرآن هند و ایران فعالیت خود را در موزه سالار جنگ شهر حیدرآباد که در بخش جنوبی شبه قاره هند قرار دارد، آغاز کرده است و کنسولگری ایران در حیدرآباد، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و بنیاد ولایت دهلی نو در برگزاری این سمینار همکاری دارند.
برگزاری نمایشگاه نسخ خطی قرآن برای نمایش آثار و محصولات قرآنی ایران و هند و همایش مفسران بزرگ ایران و هند و برپایی محافل انس با قرآن در مساجد مختلف از دیگر برنامه های هفته قرآنی ایران در هند است.
بنا بر این گزارش؛ سیدمصطفی حسینی، قاری ایرانی برای شرکت در محافل انس با قرآن هفته قرآنی ایران در هند به این کشور اعزام شده است و در برنامه های آن حضور یافته و قرآن تلاوت خواهد کرد.
انتهای پیام
رئیس مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال احمر، ضمن اعلام فهرست داروهای ممنوعه حج گفت: زائران بیمار برای بردن داروهای تخصصی خود با توجه به شرایط ذکر شده از جمله همراه داشتن نسخه پزشکی منعی ندارند و باید پیش از همراه بردن داروهای تخصصی با پزشک مربوطه مشورت کرده و نسخه پزشکی با فرمت عربی را دریافت کنند.
به گزارش جمعیت هلال احمر، محمدتقی حلی ساز با اشاره به اینکه فعالیت کادر درمانی و پزشکی هلال احمر قبل از حضور کاروان های زائران در شهرهای مدینه منوره و مکه مکرمه آغاز خواهد شد تا همه امکانات برای حضور زائران ایرانی مهیا باشد، گفت: بر این اساس 13 تیر ماه یک گروه 50 نفره از پزشک، پرستار، متخصص دارو و تجهیزات دارویی و خدمات انفورماتیک به منظور راه اندازی درمانگاه های هلال احمر در مدینه و بیمارستان مکه به عربستان اعزام خواهد شد.
وی افزود: فهرست داروهای ممنوعه نیز اعلام شده است که شامل آمپول پتیدین 50 و 100 میلی گرم، آمپول مرفین 10 میلی گرم، قرص متادون 5 و 20 میلی گرم، شربت متادون، قرص هیدرومورفین 2 میلی گرم، قرص متیل فنیدات هیدروکلراید، قرص ترامادول 50 و 100 میلی گرم، آمپول ترامادول 50 میلی گرم، شربت اکسپکتورانت کدئین، قرص استامینوفن کدئین، آمپول دیازپام 10 میلی گرم، قرص دیازپام 2 ،5 و 10 میلی گرم، آمپول بوپرنورفین و قرص بوپرنورفین است.
رئیس مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال احمر درباره داروهای تخصصی بیماران نیز توضیح داد: زائران بیمار برای بردن داروهای تخصصی خود با توجه به شرایط ذکر شده از جمله همراه داشتن نسخه پزشکی منعی ندارند. زائران باید پیش از همراه بردن داروهای تخصصی با پزشک مربوطه مشورت کرده و نسخه پزشکی با فرمت عربی را دریافت کنند.
وی با اشاره به الزامی بودن واکسن مننژیت گفت: بسیاری از زائران با مراجعه به دفاتر جمعیت هلال احمر، واکسیناسیون را انجام داده اند و افرادی که هنوز مبادرت به این مهم نکرده اند باید در فرصت باقیمانده به محلهای تزریق واکسن مننژیت مراجعه کنند.
حلی ساز به بیان برخی توصیه های پزشکی و درمانی پرداخت و گفت: بهداشت فردی یکی از مهمترین راهکارها برای سالم ماندن در ایام حج است، بنابراین زائران از هم اکنون به توصیه ها و نکات بهداشتی توجه جدی داشته باشند.
وی افزود: با توجه به گرمای هوا و همچنین فعالیت های بدنی زائران به ویژه پیاده روی و انجام اعمال در ایام تشریق، زائران باید با آمادگی کامل جسمی و توجه به نکات بهداشتی به سرزمین وحی عزیمت کنند.
رئیس مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال احمر گفت: زائران برای کسب آمادگی جسمانی و حفظ استطاعت جسمی به صورت روزانه پیاده روی کنند؛ پیاده روی یکی از راهکارهایی است که موجب حفظ آمادگی جسمانی خواهد شد و در این زمینه باید به نکات بهداشتی و درمانی توجه ویژه ای شود.
به گفته وی زائران باید به غیر از آمادگی برای کسب قوای جسمانی نسبت به تهیه کفش و ملزومات مناسب برای این سفر مبادرت کنند.
به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نقل از صندوق اعتباری هنر، اعضای صندوق با پرداخت بخشی از حق بیمه کل، مشمول بهره مندی از خدمات بیمه درمان تکمیلی می شوند و مابقی هزینه برعهده صندوق است.
خدمات بیمه تکمیلی همانند سال گذشته در قالب سه طرح (امید، آرامش و رفاه) با پوشش ها و حق بیمه متفاوت ارائه می شود. براین اساس متقاضیان می توانند با انتخاب یکی از طرح ها، افراد تحت تکفل خود را نیز در همان طرح ثبت نام کنند.
تمامی خدمات بصورت الکترونیکی و از طریق سامانه بیمانو به اعضاء ارائه می شود.
لازم به یادآوری است؛ بر اساس مقررات، ارائه هرگونه خدمات منوط به عضویت متقاضی در صندوق اعتباری هنر است.
برای مشاهده و دانلود جداول تعهدات، شرح خدمات و سقف هزینه پرداختی اینجا کلیک کنید.
1 تیر 1398 15:04
صراط:
ورود فرهاد، پسر مهران مدیری به دنیای موسیقی خواه ناخواه با عنوان ژن خوب همراه است. عنوانی که به خودی خود حساسیت زاست و فرهاد مدیری برای در دام آن نیفتادن، باید بیشتر از دیگران مراقب باشد. از اولین آلبوم او که در دنیای موسیقی با نام فرواگ فعالیت می کند و به گفته خودش تولید آن سه سال زمان برده است، پنج شنبه سی ام خرداد رونمایی شد. در حالی که قیمت بالای نسخه الکترونیکی و فیزیکی این آلبوم 9 قطعه ای (20 و 25 هزار تومان) علامت سوال بزرگی ایجاد می کند که چرا قیمت این آلبوم حتی از خواننده های حرفه ای دیگر بالاتر است؟
20 هزار تومان برای 6 قطعه
به گزارش خراسان نام من عشق است... اولین آلبومی است که با صدای فرهاد مدیری بعد از گذشت 9 ماه از ورود رسمی اش به دنیای موسیقی منتشر شده است. او سه قطعه از این آلبوم یعنی قطعه ای هم نام این آلبوم و دو قطعه گل لاله لاله و خاطره را قبل تر منتشر کرده بود. در واقع شش قطعه باقی مانده به نام های تو ، آی گلم ، جمع اضداد ، مرد چیچکا ، دخترعمو و رنگ زردم که بیشتر وام گرفته از ملودی های فولکلور مناطق مختلف هستند قطعه های جدید این آلبوم محسوب می شوند، در حالی که تنها آهنگ سه قطعه از این آلبوم آهنگ سازی شده است.
با این شرایط به نظر می رسد با آلبومی با یک قیمت معمولی که بین 8 تا 12 هزار تومان به فروش می رسد مواجه خواهیم بود. حال این که چنین نیست و قیمت نسخه الکترونیکی و فیزیکی آن به ترتیب 20 و 25 هزار تومان است. قیمتی که تقریبا معادل با هیچ کدام از آلبوم های منتشر شده خواننده های معروف کشورمان نیست و می توان گفت هر قطعه تازه آن 3339 تومان برای مخاطب آب می خورد.
گران تر از همه خواننده ها
برای مقایسه بهتر به سراغ قیمت دیگر آلبوم ها رفتیم که اغلب خواننده های سرشناسی دارند و در یک سال گذشته منتشر شده اند. به طور مثال قیمت نسخه الکترونیکی آلبوم شش قطعه ای محسن چاوشی که تابستان سال گذشته منتشر شد هشت هزار تومان، آلبوم هشت قطعه ای در وادی عشق سالار عقیلی که ماه گذشته منتشر شد 14 هزار تومان و آلبوم 11 قطعه ای ایران من همایون شجریان و سهراب پورناظری که تمام تالیف است و طبق آمار موجود به همراه آلبوم محسن چاوشی جزو پرفروش ترین آلبوم های سال گذشته است با قیمت 12 هزار تومان به فروش رسیده. این در حالی است که قیمت اولین آلبوم خواننده های این عرصه در مقایسه با آلبوم فرهاد مدیری نیز بسیار پایین است.
به هر حال شاید قیمت بالای نسخه فیزیکی آلبوم مدیریِ پسر را بتوان به حساب کمبود مواد اولیه نسبت به گذشته گذاشت اما نمی توان برای قیمت نسخه الکترونیکی آن توجیه دیگری داشت به خصوص این که با توجه به همان اصل ژن خوب، به نظر نمی رسد در جذب اسپانسر برای تولید آلبوم با مشکلی روبه رو بوده باشد. اتفاقی که شاید یک سر اصلی آن به نبود یک قانون مدون برای قیمت گذاری یک آلبوم بر اساس ظرفیت های آن در کشورمان برگردد و یک درمان قطعی را بطلبد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، جمعه 31 خرداد 1398 فرهنگسرای نیاوران میزبان برنامه ای بود که در آن کتاب های ده قطعه برای تار و پارتیتور دست نویس نی نوا اثر حسین علیزاده رونمایی شد. در این مراسم چهره های شناخته شده ای از میان اهالی موسیقی حضور داشتند. حسین علیزاده در این مراسم صحبت های مهمی بر زبان راند که محوریتش لزوم پرداختن به موسیقی و دوری از حاشیه ها بود. بر آن شدیم تا متن کامل صحبت های این آهنگساز و نوازنده تاثیرگذار در موسیقی ایران را در اینجا منتشر کنیم.
در ادامه متن کامل سخنرانی حسین علیزاده در مراسم رونمایی از تازه ترین کتاب هایش را می خوانید:
وقتی اینجا ایستاده ام و سخن می گویم انگار در جمع خانواده خودم هستم. همیشه گفته ام که صحنه امن ترین جایی است که من رویش پا می گذارم و اینجا امن ترین جمعی است که وقتی در حضورشان هستم، کسانی را می بینم که جملگی در این آثار سهیم هستند.
در تمام این سال ها همیشه فکر می کردم که چقدر خوب است وقتی ما اهل موسیقی با هم می نشینیم از ناامیدی ها حرف نزنیم. معمولا از اوضاع بد موسیقی و مجوزهایی که دیر صادر می شوند و دیگر اتفاق های بدِ حوزه موسیقی حرف می زنیم. چند بار در خانه موسیقی گفتم که ما کی درباره پرواز خیالمان با هم صحبت می کنیم؟
مراکز هنری یک تقدس و صفایی دارند. این تقدس و صفا را در جاهای دیگر دنیا دیده ام؛ البته در ایران هم این صفا و تقدس در مراکزی مانند کانون پرورش فکری، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و هنرستان موسیقی(که فقط فرشته ها در آنجا درس می دهند) بوده است. استادان ما وقتی در این محیط ها قرار می گرفتند فرصت صحبت کردن درباره موسیقی و هنر را می یافتند و از روزمرگی بیرون می آمدند.
یکی از جام جهان نماهای روزمرگی همین موبایلی است که دستمان است. همه ما از این وسیله استفاده می کنیم و همیشه می خواهیم در جریان مسائلی قرار بگیریم که بسیار بی ارزش هستند. کسانی هستند که از این وسیله استفاده می کنند تا ما را از پرواز خیالمان دور کنند. هنر برای چیست؟ آیا هنر برای این است که من با فلانی مسابقه بدهم؟ در هنر مسابقه وجود ندارد.
من از اعضای هیات داوران جشنواره موسیقی جوان هستم؛ اما همیشه از شرکت کنندگان در این جشنواره می پرسم که چرا در این جشنواره شرکت می کنید؟ مگر مسابقه معنی دارد؟
البته این جوانان برای تشویق شدن و گاهی هم برای ماجراجویی در این جشنواره شرکت می کنند.
من به شخصه هیچ وقت رغبتی برای شرکت در هیچ مسابقه ای نداشته ام. وقتی شما ابراز عشق کنید، مسابقه ای در کار نیست. یعنی ما می خواهیم چیزی را توصیف کنیم، که از نسل گذشته مان یاد گرفته ایم. من که نمی توانم با نسل قبل از خودم مسابقه بدهم یا حتی با نسل بعد از خودم.
ما گوهری را به هم امانت می دهیم و آن هنر است. ای کاش درباره تمام محیط های موسیقی درباره ذهنمان صحبت کنیم که چه شد این صداها در درون ما ایجاد شد.
شاید اولین بار است که یکی از دوستان قدیمی ام(کیاوش صاحب نسخ) می آید و از زاویه دیگری صحبت می کند. یادم هست که هر وقت خواسته ام قطعه ای از ساخته هایم را برای یک ارکستر گسترش دهم، اثر تازه ای با جوهره ی اثر قبلی در ذهنم ایجاد شده است. به هر حال در گذشته تنها یک ساز دستم بوده اما الان می بینم که شهری از اصوات با کاراکترهای مختلف دارم.
من از نگاه کیاوش صاحب نسخ یاد گرفتم که یک دوست در فرصتی کوتاه حرفی تخصصی در قالب هنر می زند. من همیشه احساس تنهایی دارم. با دوستانی که از بچگی با هم بزرگ شدیم چرا وقتی همدیگر را می بینیم فقط درباره گلایه ها و مشکلات صحبت می کنیم و برای اینکه حرف های عمیق نزنیم، حرف های سطحی می زنیم.
وقتی با محمود فرهمند صحبت می کنم باید درباره این صحبت کنیم که این صدا از کجا به وجود می آید. ساز که یک چوب و یک وسیله است. باید درباره عمقِ ماجرا صحبت کرد؛ نه اینکه بنشینیم و درباره ی این صحبت کنیم که ای بابا چوب خوب گیر نمی آید برای ساختن ساز.
وقتی ما به طرف هنر آمده ایم حتما چیزی در درون ما بوده است که ما را به سویی دیگر می کشد. بیایید به زندگیمان هنری نگاه کنیم. چرا همه ما برده ی ابزار می شویم. یعنی ابزار ساخته می شود و به جای ارتقای سطح ما، ما برده ی ابزار می شویم.
ما موسیقی دان هستیم و در این چهل سال با تمام بدرفتاری هایی که به موسیقی شده و به آن اعتراض داریم؛ نگذاریم فرصت رابطه حسی و قلبی مان را از ما بگیرند. این نکته ای است که در اختیار ماست. ربطی به این دولت و آن دولت ندارد. ما که بلدیم بگوییم دوستت دارم گفتن این حرف هم ممنوع نیست.
همه شما را به عشق دعوت می کنم. در مقابل شما کوچکترینم اما حداقل تجربه زندگی خودم را در این چارچوب می بینم. بیشتر شما که از اهالی موسیقی هستید آثار بسیاری را خلف کرده اید؛ موسیقی دان وقتی اثری خلق می کند که از همه چیز فارغ شود. همه چیز دورت خدا می شود و شما هم خدا می شوید و خلق می کنید. وقتی اثری زیبا خلق می کنی به خودت احسنت می گویی.
همه ی این چیزهایی که در شکل کتاب و تکنوازی ها شکل گرفته همه اش یکی است و فقط بسته بندی اش فرق می کند.
وقتی نوازنده ای بر روی صحنه قطعه ای از من را اجرا می کند، تمام وجودم سفت می شود تا زمانی که اجرای آن قطعه تمام شود. به همه نوازندگانی که امشب روی این صحنه نواختند، تبریک می گویم.
امروز بانوان در رشته های مختلف بسیار فعال شده اند و ما می بینیم که چقدر در کارشان عالی هستند. بانوان بسیاری هستند که در سطح بسیار بالایی نوازندگی می کنند و ای اتفاق علی رغم تمام محدودیت ها شکل گرفته است.
در زمینه آواز هم همینگونه است ولی متاسفانه صدای این بانوان آوازخوان را در مکان های عمومی نمی توانیم بشنویم اما به صورت خصوصی صدای این بانوان را زیاد می شنویم.
جامعه ای داریم که پتانسیل بالایی دارد. این جمع ها و این پتانسیل کمتر دیده می شود. چون این جمع ها به مسائل پیش پا افتاده و تا حدودی مبتذل می پرداختند. به تک تک شما هم این انتقاد وارد است. درست مثل فیلم فارسی ها شده است. کنسرت ها هم به همین سرنوشت دچار شده اند و هر کنسرتی که جمعیت زیاد و درآمد زیادتر داشته باشد، بیشتر در چشم است.
وقتی درآمد مالی چیزی زیاد باشد، یعنی تبلیغات زیادی هم برایش شده است. بچه ای که تازه به دنیا آمده است هم با مزه ی کوکاکولا آشناست. تقریبا در تمام دنیا هر روز کوکاکولا را تبلیغ می کنند. این برند جزئی از فرهنگ جهانی شده است.
ما تبلیغات لازم برای فرهنگ اصیلمان را نداریم. شبکه های تلویزیونی هر روز و هر ساعت مشغول تبلیغ مسائل مالی هستند. هر روز به مخاطب می گویند که اگر این کار را بکند، فلان چیز را برنده می شود و تمام بحث ها درباره ی مادیات است.
بیشتر بحث های ما هم درباره این است که فلان کنسرت چقدر فروخت و فلان اجرا چقدر درآمد داشت.
من ندیدم در مطالبی که درباره موسیقی نوشته می شود، به خودِ موسیقی پرداخته شود. تقریبا همه اش درباره حاشیه هاست. البته خبرنگاران ما باید آگاهی موسیقی شان بالا باشد و شاید به این دلیل به خودِ موسیقی نمی پردازند که آگاهی لازم را در این زمینه ندارند.
ما ناامید نشویم برای اینکه در جامعه ما امثال این جمعی که امروز در اینجا هستند، زیاد داریم. ما هیچ امکانی برای تبلیغ نداریم. خیلی هم نمی خواهیم در این مسیری برویم که دیگران می روند. گاهی به عنوان یک وسیله خوب از آن استفاده می کنیم اما معمولا از آن دوری می کنیم.
من خیلی امید دارم. پنجاه سال مشغول تدریس موسیقی بوده ام، در کنارش هم فعالیت های دیگری داشته ام. باید بگویم که اصالا از این جامعه ناامید نیستم. در کشوری که موسیقی اینقدر تحت فشار بوده است، به راستی که موسیقی جُنب و جوش زیادی دارد و در میان جوانان و نوجوانان استعدادهای زیادی دیده می شود.
من نه مسئولم و نه وزیرم، اما باید بگویم که یک تاروپودی که هدفش بسیار والاست شکل گرفته است. از نظر اقتصادی اگر بخواهیم به این جریان نگاه کنیم شاید برخی فکر کنند که این ها عقل ندارند، چون از نظر اقتصادی اصلا درآمدی ندارد.
اما فقط مسائل مالی مهم نیست. اگر فلان کار درست است، آن را انجام می دهیم. اگر بگویند که کاغذ خیلی کم است و اگر مجبور باشیم روی کف دستمان می نویسیم.
ما وقتی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی کار می کردیم وظیفه داشتیم که تمام آثار گذشتگان را یاد بگیریم و در دستورالعمل مان داشتیم که باید 110 قطعه را از حفظ بتوانیم اجرا کنیم. در عین حال باید تمام ردیف ها را هم کار می کردیم و البته کار می کردیم.
وقتی در زندگی شخصی ام دگرگونی هایی به وجود می آمد، خب من چطور باید آن دگرگونی را تعریف می کردم؟ باید پیش درآمد درویش خان می زدم؟ البته آن را هم خوب بلد بودم اما سوال این بود که سهم من از این زندگی چیست. باید زندگی خودم را تعریف می کردم.
درویش خان یک سهمی داشته و آن را ارائه کرده است. پس من هم باید سهم خودم را می داشتم.
متاسفانه نگاه غلطی در چند دهه پیش به وجود آمد و آن هم این بود که ما فقط باید تکرار کننده ی گذشتگان باشیم. اتفاقا کسانی که با تعصب به گذشته نگاه می کنند، این سنت و این گذشته را به خوبی نمی شناسند. ما باید گذشتگان را چراغ راه آینده مان بکنیم.
هر پدیده ای که به وجود می آید، زمینه های درونی ماست. ما به عنوان هنرمند نمی توانیم زمینه های درونی مان را پاک کنیم و به صورت ضبط صوت عمل کنیم. اگر هوشیار باشیم می فهمیم که هنرمندان قدیمی چه کرده اند و هوشیارانه از داشته های گذشته مان استفاده می کنیم.
آثاری که به عنوان 10 قطعه منتشر شده اند، از قدیم بعد از وزیری من از اولین کسانی بودم که قطعه هایم را نامگذاری می کردم. نامگذاری ها مربوط به اتفاق های همان روز و همان زمانی است که آن قطعه ساخته شده است.
وقتی که قطعه ی هجران را ساختم ایران نبودم. وقتی که خیلی دلم گرفته بود و خیلی دلم برای لطفی تنگ شده بود، ساز را دستم گرفتم، پیش تر هم قطعه ی به یاد عارف اثر لطفی را گوش کردم؛ وقتی که دلتنگی ام زیاد شده بود قطعه ی هجران را برای لطفی ساختم.
بعدها به او اصرار کردم که این قطعه را تمرین کن تا حداقل اگر خواستند که این قطعه را اجرا کنی، بتوانی آن را بزنی، اما تنبلی کرد و این کار را نکرد.(می خندد، خنده ای که با بغض همراه است)
قصه زندگی ام را حتی در کتاب های درسی ام می توانید پیدا کنید. این کتاب 10 قطعه در واقع روایت زندگی من است.
من باید به یک گویشی از زبان قلب خودم می رسیدم.
نی نوا هم همین روایت را دارد. نی نوا یکی از قطعه هایی است که در سال 1362 نوشتم. برخی ها برخوردی عامیانه با این موسیقی داشتند. موسیقی مانند طیف نور است. آنقدر احساسات و بیان ناگفتنی دارد که تنها در غم و شادی نمی گنجد.
نجوایی که با خودم داشتم، وقتی که در اوج جنگ بودیم و می شنیدم که فلان دوستم یا فلان شاگردم در جنگ شهید شده است. طبیعی بود که یادداشت های روزانه من بازگو کننده اتفاق های سال 1362 می گذرد. انگار آن اتفاق ها دردی مشترک است.
وقتی نی نوا پخش می شود، چه کسی که گوش می کند و چه کسی که با این اثر آشنا نیست؛ احساس مشترکی در او ایجاد میشد.
تمام آنچه در درون انسان رخ می دهد را نمی توان به زبان آورد. آیا می توان عشق را معنا کرد؟
تمام هنرمندان وقتی آفریدند، خودشان خدا شدند و خلق کردند.
انتهای پیام/
گروه زنان و جوانان خبرگزاری فارس، سمیراخباز: چادر زیر قیچی گرانی است، مخاطبان فارس من می گویند در بازار قیمت چادر از نیم میلیون تومان هم گذشته و با این شرایط دیگر بسیاری از خانواده های بی بضاعت و کم بضاعت توان خرید این محصول را ندارند. این گرانی برای جامعه اسلامی ما که چادر را به عنوان حجاب برتر معرفی کرده و بسیاری از بانوان محجبه چادر مشکی را به عنوان حجاب برتر انتخاب کرده اند، خوب نیست.
درواقع نوسانات قیمت ارز بر اصلی ترین محصول عفاف و حجاب که پارچه چادر مشکی است هم تاثیر خود را گذاشته و واردات 95 درصدی این محصول را که جز کالاهای اساسی این حوزه است به شکل سرسام آوری بالا برده است، انتظار می رفت که برای تأمین این محصول هم تهمیداتی دیده شود و سؤال اینجاست که چرا مسؤولان برای ارزان کردن و در دسترس گذاشتن این حجاب برتر برای تمام اقشار جامعه اهتمامی ندارند؟ گفته می شود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف شده است که این محصول را به عنوان محصول فرهنگی شناخته و معافیت های مالیاتی برای تولیداتش در نظر بگیرد.
این درخواست ثبت شده در سامانه فارس من، بهانه ای شد که برای آگاهی از علت افزایش قیمت چادر مشکی به سراغ اسدالله سلیمانی، مدیرعامل انجمن تولید کنندگان محصولات عفاف و حجاب برویم.
سلیمانی یکی از قدیمی ترین تولید کننده گان این حوزه و از ایده پردازان طرح تعویض چادر است. این طرح به منظور ارتقای کیفیت چادرهای مشکی بانوان کشور تحت عنوان فردوس به صورت دائمی در حال اجرا است.
طرح فردوس به صورت نمادین در چندین سال گذشته در بخش عفاف و حجاب نمایشگاه قرآن اجرا می شود و برخی تصور می کنند که اجرای این طرح محدود به نمایشگاه قرآن بوده است این در حالی که این طرح به صورت دائمی در نمایندگی های سه برند مشارکت کننده انجام می شود تا کمکی به ارتقای فرهنگ استفاده از پوشش اسلامی باشد.
وی بر اخبار مربوط به افزایش قیمت پارچه چادر مشکی و قیمت تمام شده این محصول صحه گذاشت و به واکاوی علل گرانی این محصول پرداخت.
فارس: در حال حاضر قیمت چادر مشکی چقدر است؟ صحبت از نیم میلیون تومان می شود این افزایش قیمت صحت دارد؟
بله. 500 هزار تومان حد وسط قیمت این روزهای چادر در بازار است و قیمت آن تا یک میلیون و 200 هزار تومان هم می رسد، حداقل قیمت این محصول چیزی حدود 300 هزار تومان در بازار خرید و فروش می شود.
یعنی چادری که پارسال با قیمت 300 هزار تومان می شد در بازار تهیه کرد، به قیمت یک میلیون و 200 تا یک میلیون و 300 هزار تومان فروخته می شود .
*با این حساب قیمت چادر 5 برابر شده است، دلیل آن چیست؟ مگر ارز دولتی به این محصول تخصیص داده نمی شود؟
قیمت چادر 5 برابر شده چون قبلا پارچه این محصول با ارز 3 هزار تومانی و هر یارد چادر 6 هزار و 800 تومان خریداری می شد، اما اکنون قیمت ارز 14 هزار تومان شده و ارز دولتی به این محصول تخصیص داده نمی شود و پارچه آن با ارز آزاد خریداری می شود، قیمت آن 5 برابر افزایش یافته است.
علی رغم افزایش سرسام آور قیمت این محصول فرهنگی، تنها ما در انجمن تولیدکنندگان محصولات عفاف و حجاب در حال پیگیر هستیم چون ماهیت کار خود را به غیر از کار اقتصادی یک کار فرهنگی می دانیم، و بارها از طریق رسانه ها اعلام کرده ایم که قیمت این محصول به صورت شوک آوری بالا رفته است اما تا به این لحظه موفق نشدیم که درباره نابسامانی بازار پارچه چادر مشکی پاسخی از مسؤولان وزارت صنعت و معدن و دیگر مسؤولان مربوطه دریافت کنیم.
سؤال اینجاست که چطور وزارت صنعت و معدن در جمهوری اسلامی ایران 18 میلیارد ریال سال گذشته واردات داشته و در لیست محصولات وارداتی کالاهای غیرضروری مثل کلاه گیس، چرخ پلاستیکی فرغون، مربا و ظروف ملامینی دیده می شود ولی چادر مشکی که جزو کالاهای فرهنگی در جمهوری اسلامی محسوب می شود و بر سر آنها خون های زیادی ریخته شده و از جمله وصایای شهدای انقلاب اسلامی بوده است، مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفته است.
این شرایط شبهه برانگیز است، احساس می کنم عمدی در این کار وجود دارد . به عقیده من کشف حجاب نرم با گرانی چادر در حال رخ دادن است چرا که با گرانی بیش از حد این محصول بسیاری از خانم های محجبه در مضیقه قرار گرفته اند. چون خودم تولید کننده و فروشنده این محصولات هستم بارها به عینه دیده ام که خانواده هایی برای خرید چادر به مشکل افتادند، چرا که برای تهیه آن باید کل درآمد یک ماه شان را هزینه کنند به همین دلیل می گویم این شرایط نوعی کشف حجاب نرم است و باید مسؤولان در این باره پاسخ دهند.
فارس: با توجه به مشکلاتی که برای واردات این محصول وجود دارد، آیا تولید داخلی مشکل را حل نمی کند؟
در حال حاضر 93 درصد پارچه چادر مشکی وارداتی و تنها 7 درصد آن در داخل کشور تولید می شود.
با مدیران تنها کارخانه تولید پارچه چادر مشکی دائماً در حال مکاتبه هستیم، آنها می گوید، ما دولتی نیستیم . وقتی به آنها اعتراض می کنیم که برای برپایی کارخانه شما به پارچه چادر مشکی تعرفه گمرکی بسته شد، پاسخ می دهند این تعرفه به خاطر بی مبالاتی گمرک بوده است که در قالب چادر مشکی پارچه های دیگری هم وارد می شد و پیش از اینکه کارخانه ما راه بیفتد گمرک به پارچه چادر مشکی تعرفه بسته بود.
درواقع مسؤولان این کارخانه با این ادعا که بخش خصوصی هستند تمایل دارند که پارچه شان را به تاجران بفروشند نه تولید کنندگان. وقتی 100 هزار متر پارچه را تاجر می خرد، خب طبیعی است که این پارچه در بازار به قیمت کارخانه نیست.
جالب است که قیمت چادر تولید شده این کارخانه در حال نزدیک شدن به قیمت پارچه چادری کره ای است. سؤال اینجاست که آیا قیمت نخ تولیدی داخل کشور، دستمزد کارگر ایرانی، انرژی و هزینه های حمل و نقل این کارخانه نسبت به کارخانه خارجی ارزان تر نیست؟ چطور می شود قیمت آن تنه به تنه پارچه کره ای بزند و از 11 هزار تومان 13 ماه پیش به 30 هزار تومان رسیده باشد.
فارس:چه کسی باید به این افزایش قیمت رسیدگی کند؟
نمی دانم چه بگویم، باید از مسؤولان پرسید! اگر مسؤولان ما گوش به فرمان رهبری هستند و ایشان اعلام می کنند امسال سال رونق تولید است، چطور با این رفتارشان تیشه به ریشه کارها می زنند و مسؤولان تنها کارخانه تولید چادر مشکی در کشور را متقاعد نمی کنند که با تولید کنندگان همراهی داشته باشد؟ متاسفانه تولیدکنندگان محصولات حجاب به شدت تحت فشارند و از آنان در خصوص تأمین مواد اولیه و نقدینگی هیچ حمایتی نمی شود. پس از آشفتگی هایی که در اقتصاد و ارز رخ داد، کارگاه های تولید کنندگان محصولات حجاب در حال تعطیل شدن هستند و حتی بیش از 35 درصد تولیدی ها تعطیل شده اند.
فارس: میزان تولید این کارخانه چقدر است؟ آیا پاسخگوی نیاز داخلی هست؟
بر اساس گفته ها مسؤولان این کارخانه سال گذشته 4 میلیون متر پارچه چادری در این کارخانه بافته شده است که البته با توجه به میزان عرضه این محصول با بازار می گویم این 4 میلیون متر هم بافته نشد، اما مصرف ما حدود 100 میلیون متر پیش از این برآورد می شد که البته با ادامه روند کشف حجاب نرم در کشور این مقدار به 80 میلیون متر کاهش یافته است.
بنابراین در حال حاضر از 80 میلیون متر پارچه مشکی مورد نیاز در بهترین حالت 4 میلیون متر تولید داخلی است و مابقی را باید وارد کنیم . بارها اعلام کرده ام که با وجود علاقه و عرقی که به وطنم دارم اما در شرایط حاضر نیاز به تزریق پارچه به بازار داریم تا در وضعیت پایدارتر اقتصادی به افزایش کارخانه های تولید کننده اقدام کنیم حتی اگر همین حالا هم به تعداد کارخانه ها بیفزاییم چند سال طول می کشید تولید ما با نیازمان برابر شود.
فارس: چرا این محصول در سبد کالاهای حمایتی دولت نیست؟
جالب است که بگویم در این تاریخ که با همدیگر گفت و گو می کنیم کارگروه وزارت صنعت و معدن در حال توزیع هیجدهمین دوره پارچه های وارداتی خود است در حالی که توان تولید داخلی هم در این حوزه وجود دارد اما به برای واردات این پارچه ها ارز نیمایی تعلق می گیرد. هرچند ارز نیمایی چندان بر قیمت چادر مشکی تاثیر نمی گذارد( چیزی حدود 10 تا 20 هزار تومان تفاوت قیمت ایجاد می شود) و در مقابل چندین برابر شدن قیمت این محصول مؤثر نیست، اما همین مقدار هم به محصولات عفاف وحجاب توجه نمی شود. آیا به عقیده شما می شود این مسأله را چیزی جز عناد و نفوذ تعریف کرد؟
ابائی ندارم که بگویم وزیر صنعت و معدن باید پاسخگوی این شرایط باشد. وزیری که برای کارگروه مواد اولیه چادر مشکی رئیس اتحادیه محصولات صوتی و تصویری را منصوب می کند که شناختی از این شخص ندارم اما توقعم این بود از من و امثال من که حدود نیم قرن در این حوزه تجربه داریم مشورت بگیرد اما این فرد حتی نمی داند اوضاع گرانی چادر چگونه اتفاق افتاده است.
26 اسفندماه برای ریشه یابی این معضل به وی نامه ارسال کردم و هنوز پاسخ مشخصی دریافت نکرده ام. تنها دو پیامک به من ارسال شده و گفته است: ببینید قیمت این پارچه ها چقدر است. این فاجعه است. کسی که تخصص ندارد باید متخصصین حوزه را فرا بخواند تا ابعاد مسأله باز شود اما به نظر می رسد اراده ای برای حل آن وجود ندارد.
درخواست ما در درجه اول از مسؤولان این است که برای سامان دادن وضعیت قیمت چادر مشکی حداقل تعرفه واردات آن را بردارند.
باورکردنی نیست اما خانم ها در کشور ما باید برای حجابشان جریمه می پردازند و در شرایط حاضر وقتی خانم های محجبه برای حفظ اعتقادشان جریمه پرداخت می کنند من هم مشکلی ندارم که به خاطر حفظ چادر حضرت زهرا (س) این چنینی به مسؤولان و متولیان تند و تیزم انتقاد کنم و مورد شماتت قرار بگیرم. واقعا جای سؤال است که چرا در جمهوری اسلامی حجاب و چادری که یکی از انگیزه های نسل ما برای انقلاب بود این طور مورد بی توجهی قرار گرفته است. بخاطر این شرایط متأسفم و خودم را در مقابل زنان محجبه و ظلمی که به آنها می شود مسؤول می دانم. چرا یک خانم باید برای تهیه یک چادر از گلوی بچه هایش بزند؟ این چه توجیهی است که ارز به لوازم آرایش اختصاص داده می شود اما به چادر مشکی نه؟ در حالی که ما حجاب را یکی از نمادهای ملی و دینی خود می دانیم.
نمی دانم مسؤولان فرهنگی خبر دارند یا نه، هنوز ردیف چادر مشکی و محصولات حجاب در لیست مالیات قرار ندارد. یعنی من تولید کننده وقتی برای پرداخت مالیات به اداره مالیات مراجعه می کنم باید توضیح دهم که محصولم چادر مشکی است نه چادر ماشین. این شرایط در اداره بیمه هم وجود دارد.
فارس: شما حدود 50 سال است که در این حیطه فعالیت می کنید و شرایط را بخوبی می شناسید به نظرتان بهترین راه برای حل معضل گرانی چادر و بهبود حال بازار چیست؟
به همراه فعالان عرصه عفاف و حجاب سه سال پیش برنامه ای را تدوین کرده و به کمیسیون فرهنگی مجلس بردیم و درخواست کردیم تا محصولات حجاب را به عنوان کالای فرهنگی بشناسند. اما با شرایط حاضر که این محصول مورد بی توجهی مسؤولان کشور قرار گرفته و دولت اهتمامی برای حل آن ندارد، تنها امیدمان این است که اگر وضعیت را از طریق رسانه ها شرح دهیم شاید برخی خیرین فرهنگی با دغدغه هایی که دارند برای کاهش قیمت این محصول پا به میدان بگذارند. البته سازمان برنامه و بودجه هم باید پاسخگو باشد که چرا برای کالاهای غیرضروری ارز اختصاص داده می شود اما برای چادر مشکی اینطور نیست.
اما با توجه به قیمت جهانی چادر مشکی که حدود 2 دلار است، پیشنهادمان این است که 50 میلیون متر پارچه به کشور وارد شود، تا وضعیت قیمت این محصول به قیمت سال گذشته بازمی گردد.
در واقع اگر ارز مناسبی به واردات چادر اختصاص داده شود، انجمن تولید کنندگان محصولات عفاف و حجاب آمادگی دارد که چادر 300 تومانی حال حاضر بازار را با قیمت 100 هزار تومان عرضه کند، و به این ترتیب قیمت چادر را کنترل کنیم.
انتهای پیام/
حمید قبادی دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور و مشاور معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت وگو با فارس، درباره ضرورت تشکیل انجمن پوشاک مدارس و لزوم تبیین اهداف و مأموریت های این انجمن اذعان داشت: موضوع راه اندازی انجمن ها و تشکل های غیردولتی یکی از مهم ترین تکالیف حوزه های مختلف در فعالیت های تخصصی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و به عبارتی انجمن ها باهدف اجرای یک سلسله اقدامات و مأموریت ها که درنهایت منجر به ارتقاء توانمندی ها، ایجاد جامعیت، ایجاد ارتباط متقابل، شناخت و معرفی ظرفیت ها و پذیرش برخی مسؤولیت ها و مأموریت های فرهنگی، عمومی و اجتماعی می شود، تشکیل می شوند.
قبادی بر ضرورت شکل گیری انجمن پوشاک مدارس در راستای انجام یک سلسله اقدامات و مأموریت های فرهنگی، آموزشی و اجتماعی تأکید و تصریح کرد: صرف نظر از اینکه این انجمن در چه حوزه ای قصد تلاش دارد، ماهیت انجمن ها و تشکل ها در راستای پذیرش عمومی و ایجاد ارتباط منطقی میان اعضای تخصصی و مؤثر یک موضوع شکل می گیرد که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز انجمن های متعددی وجود دارد که با گرایش های تخصصی کار می کنند و نمونه های آن در حوزه های مختلف همچون موسیقی، تجسمی و کتاب نیز مشهود است.
دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور در ادامه به حوزه های تخصصی پوشاک مدارس اشاره کرد و گفت: باوجود انجمن پوشاک مدارس است که می توان این موضوع تخصصی را به نمایندگی از جامعه عضو و هدف در فعالیت ها مشارکت داد و چه بسا سه سال پیش یا قبل تر در حوزه مد و لباس تصور راه اندازی چنین انجمنی وجود نداشت.
وی اذعان داشت: به مرور و با توسعه فعالیت های حوزه مد و لباس با فعالیت های متنوع تخصصی همچون برپایی نخستین نمایشگاه پوشاک مدارس متوجه شدیم که این ظرفیت وجود دارد که در قالب تشکل تخصصی به این موضوع پرداخته شود.
دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور بیان کرد: در حوزه پُردامنه پوشاک مدارس، فعالیت های متعدد و متنوعی وجود دارد چراکه در بخش های مختلف، گرایش های متعددی دیده می شود که ممکن است با ضعف هایی نیز در هر حوزه مواجه باشد و انجمن می تواند در مسیر برطرف کردن این مشکلات گام های مؤثری بردارد.
وی گفت: بسیاری از مشکلات را می توان در حوزه پوشاک مدارس برشماریم و از این گرایش به عنوان حوزه ای تخصصی، پرمخاطب، پردامنه، ثمربخش، مرتبط با آحاد جامعه و البته تأثیرگذار در ادامه زندگی افراد از آن یاد کنیم. از همین رو است که کارشناسان معتقدند جریان پوشاک مدارس علاوه بر اینکه در هر مقطع تحصیلی اثرگذار و فعال است در ادامه زندگی افراد هم اثراتی را خواهد داشت. درعین حال پرداختن به این امر، حرکتی منطقی و بدیهی است که نیاز به پژوهشی فوق العاده ندارد چراکه رفتار خوب و عملکرد مناسب در مقاطع مختلف و توجه به لباس فرزندانمان در دوران تحصیل می تواند اثر مثبت به جا گذارد و در همین رابطه رفتار نادرست تبعات منفی به دنبال دارد.
قبادی در خاتمه با تأکید بر اینکه فعالیت و عملکرد انجمن پوشاک مدارس در تمامی شئون زندگی فرزندانمان مؤثر است، اظهار داشت: آنچه قطعی است آنکه لباس مدرسه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و بدون شک تبیین اهمیت چند جانبه این مقوله در اولویت برنامه های انجمن پوشاک مدرس قرار خواهد داشت چرا که ممکن است مطالعه کتب غیردرسی توصیه ای و اختیاری باشد اما لباس مدارس به دلیل مقررات امری اجباری بوده، بنابراین این الزامی بودن را باید با مسیر انجمن ها و تشکل های تخصصی و همچنین نهاد فردی و اجتماعی در تعامل با مدرسه آمیخت تا به نتایجی مطلوب و در خور توجه دست یافت.
انتهای پیام/
موسیقی ما - نشست ماهانه خانه موسیقی هم زمان با روز جهانی موسیقی، 30 خردادماه در مجموعه موزه هفت چنار با تقدیر از چند هنرمند موسیقی برگزار شد.
این برنامه به همت خانه موسیقی، شهرداری منطقه ده و خانه موزه دکتر معین و استاد امیرجاهد به مناسبت روز جهانی موسیقی و افتتاح برنامه های فرهنگی هنری موزه هفت چنار برگزار شد و در آن از برخی هنرمندان موسیقی متولد فصل تابستان نیز تقدیر شدند.
حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی در مراسم روزجهانی موسیقی گفت: از یک نهاد فرهنگی مانند وزارت ارشاد انتظار داریم تسهیل گر امور هنری باشد. ناگهان با یک تصمیم عجیب و غریب که دریافت ده درصد از درآمد کنسرت ها به عنوان عوارض است مواجه می شویم .
او ادامه داد: نزدیک به یک ماه پیش برای این برنامه به مناسبت روز جهانی موسیقی برنامه ریزی شد وقتی فضای موزه هفت چنار را دیدم بسیار امیدوار شدم که اینجا به یک پاتوق فرهنگی تبدیل شود. فکر نمی کنم اهل دلی به این فضا بیاید و نخواهد به اینجا رفت و آمد داشته باشد. در این روزگار همت مدیران دلسوزی مانند شهردار منطقه ده، نوری در دل ما روشن می کند که هنوز هم می شود امیدوار بود. در اینجا باید تشکر کنم از مسئولان شهرداری و انشاالله به همت شهردار تهران، دکتر حق شناس رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران، دیگر اعضای شورای شهر و شهرداران مناطق به سمتی پیش خواهیم رفت که این پاتوق های فرهنگی ایجاد شود. ما در تهران فضاهایی مانند موزه هفت چنار کم نداریم کما اینکه فضای خانه موزه استاد معین و استاد امیرجاهد هم ایجاد شده که فضای شناخته شده ای است .
نوربخش در پایان گفت: امیدوارم در اینجا بشود برنامه های متعددی را برنامه ریزی کنیم. کارگاه سازی که افتتاح شد و انشالله کار آن ادامه خواهد داشت و کلاس هایی هم برنامه ریزی خواهد شد .
همچنین در این برنامه محمدجواد حق شناس (رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران) و بحیرایی (شهردار منطقه ده) در سخنان کوتاهی از برگزاری این برنامه و برنامه های دیگر در موزه هفت چنار ابراز خرسندی کردند .
در این مراسم که کارگاه سازسازی موزه هفت چنار افتتاح شد، از برخی هنرمندان متولد تابستان پروین بهمنی(هنرمند موسیقی قشقایی)، فیروزه نوایی(نوازنده و مدرس فلوت)، ملیحه سعیدی(نوازنده و مدرس قانون)، محمدرضا ژاله(سازنده ساز)، علی جهاندار(مدرس آواز و خواننده)، بهروز همتی(نوازنده و مدرس تار)، سیمون آیوازیان(مدرس و نوازنده گیتار کلاسیک)، بیژن بیژنی(خواننده) با اهدای تندس خانه موزه امیرجاهد و لوح تقدیر بعمل آمد و از دیگر هنرمندان حاضر نیز با اهدای یادبودی تقدیر شد .
همچنین در سه بخش هادی منتظری(کمانچه) و مسعود حبیبی (دف)، محسن میکائیلی(دهل) و حامد پیرا(سرنا) و گروه موسیقی سوچلا به سرپرستی مجید عزیزی به اجرای برنامه پرداختند .
بریدن کیک نکوداشت زادروز هنرمندان موسیقی متولد تابستان و افتتاحیه برنامه های موزه هفت چنار توسط پروین بهمنی و فیروزه نوایی از دیگر بخش های این مراسم بود .
پولاد امین| محمدرضا گلزار، بهنام بانی، فرزاد فرزین، سالار عقیلی، احسان خواجه امیری، بهزاد جهانبخش، علیرضا قربانی، رستاک حلاج، گروه چارتار، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، محسن ابراهیم زاده، علیرضا طلیسچی، امید حاجیلی، نیما رئیسی، هوروش بند و سیمین غانم. اینها فهرست نام های شناخته شده ای هستند که در یک ماه آینده روی استیج خواهند رفت تا در این روزها و شب های داغ تابستان بازار موسیقی نیز داغ باشد و دوستداران موسیقی (البته آنهایی که دست شان به جیب شان می رود و می توانند صد تا دویست وپنجاه هزار تومان بدهند و بنشینند پای اجراهای صحنه ای خوانندگان وطنی) دست پُری برای انتخاب داشته باشند. اجراهایی که از امروز با کنسرت نوستالژی زنده یاد ناصر چشم آذر در برج میلاد آغاز می شود. دست پُر مخاطبان موسیقی البته تنها در نام های پرتعداد خوانندگان جلوه ندارد، بلکه بازار کنسرت های تیرماه از نظر تنوع سبکی نیز بازار قابل ذکری است و یک علاقه مند موسیقی (می خواهد پاپ دوست باشد، یا سنتی پسند، حتی دوستداران موسیقی کلاسیک و...) قطعا می تواند کنسرتی را پیدا کند که در سطح سلیقه و پسندش باشد. این یعنی یک بازار پویا؛ با این که نگرانی های عده ای از کارشناسان موسیقی هم درباره گزارش اخیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد مبنی بر این که در ماه های اخیر اجراهای مجوزگرفته پاپ در قیاس با سایر سبک ها بیشتر شده قابل درک به نظر می رسد.
به هر روی، در تیرماه از بین حدود 50 اجرای مجوزگرفته (تاکنون) بیش از 40 اجرای پاپ خواهیم داشت؛ که این رقم نسبت به پنج اجرای موسیقی نواحی و دو اجرای موسیقی سنتی و کلاسیک نشان از هژمونی این سبک موسیقی دارد. به خصوص که نگاهی به تک تک اجراها این واقعیت را نشان می دهد که با وجود افزایش قیمت بلیت کنسرت های موسیقی، پاپ ها تنها کنسرت هایی هستند که بلیت های اجراهای تیرماه شان سولداوت شده و با سالن پر به استقبال اجرا می روند. این خود یعنی این وضع در ماه های آتی هم بازتولید خواهد شد و بی تردید، استقبال از کنسرت های پاپ، اجراهای بیشتر و بیشتر پاپ و نفس بریدن گام به گام دیگر انواع موسیقی را در پی خواهد داشت- که تابع بازاری است که در آن موسیقی عامه پسند همه چیز را در اختیار گرفته است.
استیج زیر پای بازیگران
در میان خوانندگان تیرماه شاهد اجرای خوانندگانی هستیم که بیشتر به دلیل حضور در سینما- یا تلویزیون- شناخته شده اند. محمدرضا گلزار و نیما رئیسی دو خواننده ای هستند که قرار است صحنه های تیرماه را به آتش بکشند. دو بازیگر- خواننده ای که مروری گذرا بر ترانه هایی که تاکنون اجرا کرده اند، این پرسش را ایجاد می کند که آیا این دو آن قدری ترانه دارند که بتوان یک کنسرت دو ساعته را با آنها پر کرد؟
تماشاگران هم انگار به این چیزها فکر کرده اند که می بینیم بلیت های سالن میلاد نمایشگاه بین المللی برای کنسرت ششم تیر محمدرضا گلزار در ساعات 19:45 و 22:30 همچنان در سایت های فروش عرضه می شود و به عبارت بهتر هنوز سولداوت نشده- که با توجه به محبوبیت و اشتهار گلزار عجیب به نظر می رسد. پس دوستداران این چهره محبوب (اگر بعد از ماجراهای برنامه برنده باش هنوز محبوبیتی برایش مانده باشد البته!) هنوز می توانند بلیت های 70 تا 190 هزار تومانی کنسرت گلزار را خریداری کنند. مثل نیما رئیسی که 10 تیر ساعت 21:30 در تالار وحدت روی استیج خواهد رفت و بلیت های 50 تا 130 هزار تومانی اش همچنان قابل خریداری است.
پرش روی استیج
طرفداران بهنام بانی هم در روزهای آتی می توانند یک بار دیگر شاهد پرش های معروف خواننده محبوب شان روی صحنه باشند. این خواننده قرار است در روزهای دوم و سوم تیر ساعت 19:30 و 22:15 در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی روی صحنه برود. کنسرت روز دوم تیر سولداوت شده، اما بلیت های 70 تا 185 هزار تومانی کنسرت سوم تیر بانی هنوز قابل خریداری است. بهنام بانی همچنین 5 تیر در محمودآباد، 9 تیر در قزوین، 14 تیر در لاهیجان، 16 تیر در بندرعباس و 26 تیر نیز در مراغه روی صحنه می رود. بلیت های 90 تا 130 هزار تومانی این کنسرت ها هنوز در سایت های بلیت فروشی عرضه می شود.
تور دونه دونه!
محسن ابراهیم زاده هم ازجمله خوانندگانی ا ست که در ماه های اخیر هواداران پرشماری یافته و به این دلیل بلیت های کنسرت های دوم و یازدهم تیر او در برج میلاد که از 45 تا 160 هزار تومان قیمت داشت، به طور کامل به فروش رفته است. ابراهیم زاده همچنین سوم تیر در ایلام و چهارم تیر در کرمانشاه کنسرت دارد. خرم آبادی ها هم 29 تیر میزبان محسن ابراهیم زاده خواهند بود.
استیج بارانی
بعد از چندین و چند آلبوم، هنوز هم پرطرفدارترین آهنگ بابک جهانبخش من و بارون است که در تمام کنسرت ها بارها درخواست می شود و هر بار هم هواداران جهانبخش با اشتیاق تمام آن را با خواننده همخوانی می کنند. این اتفاق دو بار در روز پنجم تیر در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی در ساعات 19:30 و 22: 15 تکرار خواهد شد. اجراهایی که بلیت های 70 تا 185 هزار تومانی اش هنوز هم قابل خریداری است.
باران تویی
یکی دو سال پیش همه جا حرف از چارتار بود. با آهنگی چون باران تویی که نمی شد جایی را یافت که صدای این قطعه در آن نپیچیده باشد. حالا دو سال بعد از آن روزها، گروه چارتار یک بار دیگر با سولداوت شدن کنسرت روز دهم تیرش در برج میلاد شیرینی آن روزهای شهرت و محبوبیت را مزه مزه می کند. کنسرت های روزهای 13 و 14 تیر در شیراز و 21 تیر دوباره در برج میلاد دیگر فرصت دیدار هواداران چارتار با هنرمندان محبوب شان است. بلیت های چارتار 55 تا 185 هزار تومان قیمت دارد.
استیج زنانه
زنان هنرمند هم بهره ای از خوان کنسرت های تیرماه دارند. مثل گروه بهارآفرین و مانتره که روزهای دوم و سوم و البته 31 تیر در فرهنگسرای نیاوران کنسرتی ویژه بانوان خواهند داشت. گروه جام و دختران دریا نیز در همین سالن روز پنجم تیر روی استیج خواهند رفت. مثل گروه رخساره که اینان نیز 16 و 17 تیر میزبان بانوان علاقه مند خواهند شد. خواننده و موزیسین قدیمی، سیمین غانم نیز ساعت 14 روزهای ششم، 14 و 21 تیر در تالار وحدت روی صحنه می رود.
استیج های داغ
امروز امید حاجیلی در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی میزبان علاقه مندانش خواهد بود- که البته کنسرت سولداوت و بلیتش تمام شده است. حاجیلی ششم تیر در هشتگرد و 9 تیر هم دوباره در سالن میلاد روی صحنه می رود. در برج میلاد علیرضا طلیسچی روز 12 تیر روی استیج خواهد رفت و البته طرفداران فریدون آسرایی نیز روز 12 تیرماه در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی به دیدار خواننده محبوب شان خواهند رفت. همان سالنی که هوروش بند هم روز 16 تیر در آن اجرا دارد. هوروش بندی ها پنجم تیر در مراغه، 17 تیر در گیلان، 24 تیر در سردشت و 25 تیر هم در بوکان کنسرت دارند. فرزاد فرزین در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی در 17 تیر ساعت 20 و 22:30 میزبان علاقه مندانش خواهد بود. رستاک حلاج هم فردای آن روز البته در برج میلاد روی استیج خواهد رفت.
هادی مظفری مدیر کل دفتر هنر های تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در پاسخ به اینکه چرا برخی رشته های جوان پسند از جشنواره ملی هنرهای تجسمی جوانان حذف شدند، به خبرنگار حوزه تجسمی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، گفت: هنر های تجسمی ده رشته دارد که اگر هرکدام به زیرشاخه هایش تقسیم شود، دیگر قابلیت تجمیع آن وجود نخواهد داشت. این فقط محدود به خوشنویسی نمی شود؛ رشته عکس هم شامل عکس خبری، مطبوعاتی و ... است. در بخش نگارگری هم این زیرشاخه ها وجود دارند. در کل بخش های مختلفی داریم، اما فقط به جهت اینکه برگزاری جشنواره امکان پذیر باشد و تعداد هنرمندان و نحوه داوری قابل کنترل باشد، یک رشته را وارد جشنواره می کنیم.
وی همچنین، درباره ارزیابی خود از برگزاری دومین جشنواره مجسمه های برفی و یخی، گفت: تفاوت این جشنواره با جشنواره های دیگر در دو بخش بود؛ اول اینکه این رویداد برای مردم تدارک دیده شد و مخاطبان این برنامه عامه مردم بودند؛ اما هنرمندان متخصص و استاد این رشته هم در این جشنواره حاضر شدند.
مظفری افزود: البته ما در بخش مدعوین از اساتید مجسمه سازی و اساتید دانشگاه هم دعوت کرده بودیم. یک بخش هم ویژه دانشجویان دانشگاه هنر و تهران داشتیم که این دانشجویان مشخصاً هنر های تجسمی و هنر های محیطی را دنبال می کنند و مجسمه سازی حوزه تخصصی آنهاست.
مدیر کل هنر های تجسمی با بیان اینکه مردمی کردن هنر یکی از سرفصل های مهم کاری ما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، اظهار کرد: دومین تفاوت این جشنواره فصل برگزاری آن است. معمولاً جشنواره مجسمه های برفی در فصل زمستان برگزار می شود اما برگزاری این جشنواره در پایان فصل بهار بر جذابیت این جشنواره افزود و استقبال مردم را دوچندان کرد.
وی ادامه داد: هر برنامه ای که هنر را به مردم نزدیک کند، از طرفی هنرمندان هم بتوانند از نزدیک با مخاطب گفتگو کنند و در کل برنامه ای که بین مردم نشاط ایجاد کند، مورد توجه اداره کل هنر های تجسمی قرار خواهد گرفت.
مظفری در پایان درباره آخرین خبرها از بازسازی موزه هنر های معاصر تهران اظهار کرد: جزئیات مربوط به مرمت موزه را در نشست خبری تشریح خواهیم کرد.
انتهای پیام/
مراسم اختتامیه و فروش آثار اساتید و پیشکسوتان هنرهای تجسمی با عنوان خانه خوبان به نفع آسیب دیدگان سیل شامگاه گذشته با اجرای بهرام رادان در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
به گزارش ایلنا، اجرای این مراسم را بهرام رادان بر عهده داشت، وی در سخنانی درباره هدف از برگزاری این مراسم یادآور شد: عید امسال عید تلخی بود و اخبار و تصاویری که از وقوع سیل در مناطق غرب و شمال کشورمان شاهد بودیم، باعث شد که بهار ما زیبا آغاز نشود، امیدوارم که با جمع شدن عیدی از این مراسم و اهدای آن به مردم سیل زده کشورمان، اندکی از غم روی شانه های آنها کاسته شود.
در این نمایشگاه 127 اثر از 84 هنرمند برجسته از جمله کامبیز درمبخش، فخر الدین فخرالدینی، حسین محجوبی، یدالله کابلی خوانساری، کوروش شیشه گران، طاهر شیخ الحکمایی، جواد بختیاری، عین الدین صادق زاده، محمد احصایی، معصومه مظفری و... به نمایش گذاشته شده بود که از این میان تعداد 79 اثر با مبلغ بیش از 800 میلیون تومان توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور و برخی از مجموعه دارها خریداری شد.
در نمایشگاه خانه خوبان آثار از 2 تا 90 میلیون تومان قیمت گذاری شده بودند که قرار بود هنرمندان بین 50 تا 100 درصد فروش آثار خود را به آسیب دیدگان سیل اهدا کنند.
نمایشگاه فروش آثار اساتید و پیشکسوتان هنرهای تجسمی با عنوان خانه خوبان توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و با مشارکت اداره کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، موسسه تصویر شهر، سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور، خانه سینما و قرارگاه فرهنگی حمایت از سیل زدگان از 24 تا 31 خردادماه در گالری پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
این مراسم با حضور سعید اوحدی رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، هاشم میرزاخانی مدیرعامل این موسسه، محسن سلیمانی دبیر رویداد خانه خوبان، مهرالله رخشانی مهر رییس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما، پویا محمودیان معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، فرشته طائرپور تهیه کننده و جمعی از مجموعه دارها در گالری پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
Source link
محمد جواد حق شناس عصر شنبه در نخستین نشست عمارت نوفل لوشاتو، افزود: اتفاق نگران کننده پیش آمده در هفته های گذشته ناشی از آسیبی بود که چند سالی است که شهر ما با آن درگیر است، حضور دستفروشان در محور چهار راه ولیعصر (عج) به عنوان آسیب کلان و کلی تبعات آن تئاتر شهر را با خود درگیر کرده است.
وی اظهار داشت: مسئولان فرهنگی باید با برخورد ایجابی برای پر کردن فضای تئاتر شهر با برنامه های مناسب فضای فرهنگی آن منطقه را پر کنند.
حق شناس با بیان اینکه رویکرد شورای شهر و شهرداری تهران در فضای برنامه پنج ساله و بودجه سالانه پیگیر حداکثر تلاش و مساعدت برای توسعه زیر ساخت ها در هنر است خاطرنشان کرد: با وجود مشکل تامین منابع در حوزه های مختلف به طور مستقیم و غیرمستقیم برای هنر و به ویژه نمایش در قالب تئاتر کمک هایی در نظر گرفته شده است.
وی ادامه داد: در سال گذشته 25 درصد بودجه فرهنگی شهرداری کاهش پیدا کرد که مورد اعتراض قرار گرفت و ما تلاش کردیم که حوزه نمایش از کاهش در امان بماند بعد از طی شدن این روند با عدم تخصیص بودجه هم مواجه شدیم اما تلاش کردیم با کاهش کمک روبه رو نشویم و مساعدت کامل را داشته باشیم
این عضو شورای شهر تصریح کرد: به عنوان مثال سال گذشته فعالیتی برای تئاتر نصر انجام دادیم که با پیگیری جدی تر این مکان در اختیار شهرداری قرار گرفت که با بازسازی این مجموعه حال خوبی فراهم کردیم و زمینه بازگشت این فضا به عنوان سرمایه تئاتر را به وجود آوردیم.
وی با تاکید بر اینکه هیچ گاه شهرداری وظیفه ذاتی برای کمک به حوزه هنر نداشته است عنوان کرد: به لحاظ اهمیت تئاتر در حوزه شهری ما خیلی مسئولانه تر از متولی آن فعالیت ها را به سر انجام رسانده ایم.
حق شناس با بیان اینکه احیای پهنه رودکی یکی از مهم ترین فعالیت های هنری محسوب می شود خاطر نشان کرد: این پهنه حوزه هایی از منطقه 11 شهر تهران را در بر می گیرد که تئاتر شهر یکی از ساختمان های مهم آن است که باید مورد توجه واقع شود
به گفته وی، این پهنه یکی از مناطق ارزشمند فرهنگ و هنر شهری است که باید مورد استفاده و توجه جامعه قرار بگیرد.
عضو شورای شهر تهران افزود: شهرداری تهران نه تنها در زمینه تئاتر کم کاری نکرده است بلکه نهایت حمایت را هم انجام داده است زیرا چهارراه ولیعصر (عج) نقطه طلایی فرهنگ و هنر است و تئاتر شهر و تالار رودکی دو چشم تهران هستند که آنهایی که به دنبال کمتر دیده شدن آن بودند به اهداف خود نخواهند رسید
او در خصوص حمایت از محدوده تئاتر شهر نیز گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسئولان فرهنگی باید از حریم خود دفاع کنند.
به گزارش جهان نیوز ، یکی از عجایب کشور این است که به کالا هایی مثل غذای سگ و گربه، مربا، موز، چوب بستنی و... ارز دولتی تعلق می گیرد، اما به کالاهای فرهنگی مثل چادر نه! این روزها قیمت چادر مشکی به دلیل تخصیص نیافتن ارز دولتی بسیار افزایش یافته است؛ به طوری که خانم های چادری برای خرید یک قواره چادر معمولی که در سال گذشته بین 100 تا 300 هزار تومان هزینه می کردند، امسال باید بین 500هزار تا یک میلیون و 300هزار تومان هزینه کنند. با این وضعیت، دیگر بسیاری از خانواده های بی بضاعت و کم بضاعت توان خرید چادرمشکی را ندارند. این گرانی برای جامعه اسلامی ما که چادر را به عنوان حجاب برتر معرفی کرده و بسیاری از زنان محجبه چادر مشکی را به عنوان حجاب برتر انتخاب کرده اند، مسأله ای است که برخی کارشناسان آن را چرخش نرم به سمت حجاب اختیاری تلقی می کنند.
قصه از آنجا شروع شد که نوسان های نرخ ارز بر اصلی ترین محصول عفاف و حجاب، یعنی پارچه چادرمشکی، تأثیر خود را گذاشته است. در یک سال اخیر، انتظار می رفت برای تأمین این محصول هم تمهیداتی اندیشیده شود. حال سوال اینجاست چرا مسوولان برای ارزان کردن و دردسترس قراردادن این حجاب برتر برای تمام اقشار جامعه تلاش نمی کنند؟ این در حالی است که حتی گفته می شود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مکلف شده این محصول را به عنوان محصول فرهنگی بشناسد و معافیت های مالیاتی برای تولیداتش در نظر بگیرد.
چرا قیمت چادر پنج برابر شد؟
در این آشفته بازار اقتصادی، هیچ کالایی در کشور از افزایش بی حساب وکتاب قیمت در امان نمانده است؛ از طلا و ارز گرفته تا پیاز و گوجه فرنگی. باوجوداین، این روزها انگار شنیدن قیمت های جدید و پرنوسان اقلام کمتر واکنش و تعجب مردم را به دنبال دارد، شاید به این دلیل که این چند ماه تقریبا با این شرایط آشناتر شده اند و به جای تعجب کردن، سبد خریدشان را از بازار خالی تر و سفره شان را کوچک تر کرده اند. این را فروشنده ها و آمارها به وضوح اعلام کرده اند. اگرچه شاید بتوان با نخریدن یا کم خریدن برخی اقلام زندگی را گذراند، حذف برخی کالاها حیات فرهنگی جامعه را به خطر می اندازند که چادرمشکی بانوان ازجمله آن هاست. با توجه به وضعیت معیشتی و اقتصادی موجود در جامعه و موقعیت بغرنجی که مردم در آن قرار دارند، بسیاری از شغل ها از دست رفته و کارگاه های تولیدی تعطیل شده اند. بازار از کالاها و محصولات خارجی پُر شده و واردات محصولات ضروری و غیرضروری وارداتی بخشی زیادی از بازار را ازآنِ خود کرده است.
بسیاری از تولیدکنندگان با وجود گران شدن پارچه، سعی می کنند قیمت محصولات شان را تثبیت کنند؛ اما این امر به سختی امکان پذیر است؛ چراکه قیمت پارچه نیز جهشی خیره کننده داشته است. تولیدکنندگان از مسوولان انتقاد می کنند که چرا از اختصاص ارز و محصولات غفلت و گاهی در تأمین محصولات حجاب کوتاهی می کنند. در این بین آقای اسدالله سلیمانی، مدیرعامل انجمن تولید کنندگان محصولات عفاف و حجاب، روز گذشته دراین باره به خبرگزاری فارس گفته است: قیمت چادر پنج برابر شده؛ چون قبلا پارچه این محصول با ارز سه هزارتومانی و هر یارد چادر 6هزار و 800 تومان خریده می شد.
بااین حال، اکنون قیمت ارز 14هزار تومان شده و ارز دولتی به این محصول تخصیص داده نمی شود و پارچه آن با ارز آزاد خریده می شود؛ ازاین رو، قیمت آن پنج برابر افزایش یافته است. در حال حاضر، 93درصد پارچه چادرمشکی وارداتی و تنها 7درصد آن در داخل کشور تولید می شود .
حال این سوال مطرح می شود: وزارت صنعت و معدن سال گذشته 18میلیارد ریال واردات داشته، چگونه ممکن است در فهرست محصولات وارداتی، کالاهای غیرضروری مثل مربای هویچ، کلاه گیس و چرخ پلاستیکی فرغون دیده می شود؛ ولی چادرمشکی که جزو کالاهای فرهنگی در جمهوری اسلامی محسوب می شود، با بی توجهی و بی مهری مواجه شده است؟
معافیت مالیاتی برای مؤسسات فعال در عرصه حجاب
آقای حمید قبادی، دبیر گروه مد و لباس وزارت فرهنگ و ارشاد می گوید: تأمین ارزی و اختصاص سهمیه ارزی به این محصول به وزارت صنعت و معدن و تجارت برمی گردد؛ اما ما به عنوان نهادی که وظیفه هماهنگی و نظارت را برعهده دارد، بارها این موضوع را گوشزد کرده ایم. همان طورکه پیش تر نیز اعلام کرده ام، یک بند قانونی در وزارت صنعت وجود دارد که مسوولیت تأمین و تولید پارچه چادری را برعهده دارد. طبعا باید این نیاز جدی را دنبال کنند؛ چراکه این محصول در کشور ما به عنوان کشور اسلامی، محصولی استراتژیک تلقی می شود. ایران در دنیا پرمصرف کننده ترین کشور در استفاده از این محصول است که برای خودکفایی در آن نیز باید برنامه ریزی کنیم . قبادی ادامه داد: خودکفایی این محصول در کشور ما امری امکان پذیر است و ما در گذشته نیز چنین مسائلی را داشته ایم. مسوولان ذی نفع، به ویژه وزارت صنعت، با توجه به وظایف ذاتی خود باید این مهم را به سرانجام برسانند .
دبیر کارگروه مد و لباس کشور درباره معافیت های مالیاتی وزارت ارشاد گفت: وزارت فرهنگ نیز برای مؤسسه هایی که درزمینه ترویج حجاب و تولیدات داخلی فعالیت می کنند، معافیت های مالیاتی در نظر گرفته که آن را به طورگسترده مدنظر قرار و اقدامات اولیه شامل شناسایی و معرفی آن ها به سازمان مالیاتی را انجام داده ایم . با وجود همه وظایف وزارت صنعت مبنی بر تولید و تهیه پارچه چادری، باید دید چرا دولت تمایلی ندارد فقط بخشی از همان ارزی که به سایر محصولات پرداخت می کند، برای چادر اختصاص دهد تا دست کم از تعداد زنان محجبه ای کاسته نشود که توان خرید چادر را ندارند؟ اینکه اساسا چرا اکنون که چهل سال از انقلاب اسلامی می گذرد، همچنان پارچه مرغوب چادری از کشورهایی مانند ژاپن و کره به ایران وارد می شود و چرا هیچ گاه با حمایت مؤثر از صنعت نساجی کشور به خودکفایی در این محصول مهم دست نیافته ایم؟
فعالان عرصه عفاف و حجاب نیز مدتی است برنامه ای تدوین و به کمیسیون فرهنگی مجلس ارائه کرده اند تا محصولات حجاب را به عنوان کالای فرهنگی بشناسند و شاید برخی خیران فرهنگی به خاطر دغدغه هایشان برای کاهش قیمت این محصول به میدان پا بگذارند.
منبع:صبح نو
به گزارش خبرنگار ایلنا، بنیاد رودکی خردادماه سال گذشته طی تعامل فرهنگی با کشور روسیه و بر اساس تفاهم نامه ای که میان علی اکبر صفی پور (مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی) و آلکساندر سرگییویچ ساکولوف (رئیس کنسرواتوار دولتی چایکوفسکی) امضا شد، تصمیم گرفت پس از ساخت قطعه تیم ملی فوتبال ایران توسط ارکسترهای سمفونیک و ملی، تعدادی از نوازندگان ارکسترهای بنیاد رودکی را برای حمایت از تیم ملی فوتبال ایران به این کشور اعزام کند که این اتفاق افتاد و نوازندگان منتخب به همراهی سالار عقیلی که تعدادشان بیش از صد نفر بود، به روسیه اعزام شدند و در شهرهای سن پترزبورگ، مسکو و کازان به اجرای برنامه پرداختند.
این اتفاق به خودی خود حرکتی مثبت به حساب می آید، اما در نوع خود کاستی های بزرگی داشت که در میان اخبار متعدد فرهنگی و هنری آن مقطع گم شد و به چشم نیامد. یکی از حاشیه هایی که با گذشت یک سال همچنان بی پاسخ مانده، بحث بودجه این سفر است که در ارتباط با آن هنوز توضیحات شفافی از سوی مسئولان ذیربط ارائه نشده است.
قطعأ تعامل فرهنگی با کشور روسیه، ساخت قطعه تیم ملی فوتبال ایران و اعزام تعداد کثیری از هنرمندان عرصه موسیقی مشمول هزینه هایی بوده است. طبق گفته مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی در دی ماه سال 1396 تفاهم نامه ای با فدراسیون فوتبال منعقد شده که براساس آن مسئولیت ساخت سرود تیم ملی فوتبال ایران به مناسبت حضور در جام جهانی 2018 برعهده بنیاد رودکی باشد و توسط منتخبی از ارکسترهای سمفونیک و ملی انجام شود.
همه اینها در حالی است که در همان مقطع و پیش از اعزام هنرمندان موسیقی به روسیه از سوی روابط عمومی بنیاد رودکی اعلام شده بود که برند هاکوپیان به عنوان اسپانسر، بودجه لازم را برای سفر به روسیه تامین خواهد کرد. علی اکبر صفی پور نیز پیش از اعزام اعضای ارکسترها به روسیه، طی گفت و گو با ایلنا در تاریخ 22 خردادماه، گفته بود: هزینه سفر منتخبی از اعضای ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی که تعدادشان به 100 نفر می رسد، از طرف هاکوپیان تامین می شود.
صفی پور در ادامه همان گفتگو؛ اشاره می کند: هاکوپیان به عنوان اسپانسر در کنار ارکستر قرار گرفت و هزینه اعزام منتخبی از اعضای ارکستر را به روسیه و اجرای زنده قطعات تولید شده را در این کشور تامین کرد تا ما یک شب قبل از بازی ایران با مراکش، روز پنجشنبه 24 خرداد در شهر سنت پترزبورگ، 27 خرداد در مسکو و 29 خرداد و یک شب قبل از بازی ایران با اسپانیا در شهر کازان، شاهد اجرای سرودهای ساخته شده برای تیم ملی فوتبال در روسیه باشیم.
علی اکبرصفی پور، پیش از سفر ارکسترها به روسیه برای همراهی تیم ملی فوتبال ایران در نشست رسانه ای این اتفاق نیز گفته بود: شاید به خاطر مسائل و دیدگاه های مختلف حضور این چنین ارکسترها مقداری قابل نقد باشد که چرا در این فضای اقتصادی این تعداد نفر به روسیه سفر کند. درحالیکه من باید بگویم این سفر در قالب سه تفاهم نامه با کنسرواتوار چایکوفسکی، شرکت هاکوپیان و فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته که می تواند در این رویداد جهانی کمک قابل توجهی به ما کند و تمامی هزینه های سفر را اسپانسر ارکستر تامین کرده است.
غلامحسین زمان آبادی (مسئول فرهنگی فدراسیون فوتبال) نیز سال گذشته در گفت وگو با روزنامه شهروند درباره بودجه هزینه شده برای ساخت قطعه تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی گفته است: برای سرود جام جهانی ما ریالی هزینه نکردیم. اسپانسر گرفتیم و یک میلیارد و 500 میلیون تومان آن را هاکوپیان داد و بخشی هم توسط بنیاد رودکی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأمین شد.
غلامحسین زمان آبادی در همان گفت و گو درباره هزینه های این پروژه گفته است: به هر حال هزینه ساخت، تنظیم، حقوق ارکستر سمفونیک ملی و خواننده آن کار به همراه اعزام آنها به روسیه و اجرای زنده در سه شهر و هزینه های جانبی دیگر ساخت این سرود، چیزی حدود 3.5 میلیارد تومان بودجه به خود اختصاص داد.
نکته دیگر اینکه بنیاد فرهنگی هنری رودکی روز دوشنبه، 19 شهریور 1397 به انتشار گزارش مالی خود در 12 ماه منتهی به 29/ 12 / 1396 اقدام کرد و این در حالی است که مسئولان مربوطه در بخش حمایت از آموزش، تولید و خرید آثار هنری به نکته جالبی اشاره کرده اند.
در بخشی از متن گزارش آمده است: حمایت از آموزش، تولید و خرید آثار هنری شامل هشت مورد است که مهمترین آن پرداخت پانصد و چهل و پنج میلیون و دویست هزار تومان برای پیش پرداخت ساخت سرود تیم ملی و اعزام ارکسترها به روسیه است که به صورت نقدی صرف شده است.
بخشی از گزارش مالی سال 1396 ارائه شده توسط بنیاد رودکی
حال سوال این است که با وجود اسپانسر و صرف هزینه های میلیاردی توسط موسسه هاکوپیان چرا بودجه ای معادل پانصد و چهل و پنج میلیون و دویست هزار تومان را به پروژه روسیه اختصاص داده و این مبلغ که به عنوان پیش پرداخت هزینه شده صرف چه مواردی شده است؟!
سخنان مدیرعامل بنیاد رودکی درباره عدم ارائه گزارش مالی پروژه روسیه
علی اکبر صفی پور، درباره دلایل عدم انتشار گزارش مالی سفر به روسیه و جزییات آن پس از یک سال، به خبرنگار ایلنا گفت: گزارش مربوطه حتما طی روزهای آینده تحویل سایت وزارتخانه می شود و جزییات آن به زودی منتشر خواهد شد.
مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی در پاسخ به این سوال که هزینه کلی سفر ارکسترها به روسیه چقدر بوده و آیا تمامی آن را برند هاکوپیان تقبل کرده است، گفت: در حال حاضر اعداد کاملی را در اختیار ندارم تا بگویم برای این پروژه چقدر هزینه شده و رقم دقیق آن در اختیار بخش مالی بنیاد است.
وی گفت: بارها اعلام کرده ام که اگر موسسه بزرگ هاکوپیان کنار پروژه قرار نمی گرفت، این کار شدنی نبود و به نتیجه نمی رسید. قطعا تمام هزینه ها متکی بر موسسه هاکوپیان بوده و هیچ شکی در آن نیست.
صفی پور در پایان سخنانش درباره بودجه هزینه شده توسط بنیاد رودکی نیز گفت: اگر در این میان بنیاد رودکی مبلغی را برای به سرانجام رساندن پروژه اعزام ارکسترها به روسیه هزینه کرده باشد، در گزارش مالی به آن پرداخته خواهد شد.
با این تفاسیر بنیاد رودکی باید برای شفاف سازی هزینه های مربوط به پروژه روسیه، طی روزهای آینده، گزارش مربوط به آن را منتشر کند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم ، با اتفاقات اخیر در محوطه تئاتر شهر و شلیک گلوله ای در غروب آخرین روزهای بهار، دستگاه های مرتبط با پارک دانشجو و محوطه بیرونی تئاتر شهر، با داغ شدن فضای رسانه ها به نفع تئاتر شهر، رفتار متفاوتی نسبت به 15 سال گذشته از خود نشان داده اند. 15 سالی که همواره از خطر بیخ گوش تئاتر شهر گفته شده بود و امروز ناامنی و تمرکز بزه در اطراف این بنای تاریخی عیان تر از هر روز دیگر شده است. در راستای حمایت های جامعه تئاتری از تئاترشهر، روز گذشته مدیریت عمارت نوفل لوشاتو اقدام به برگزاری نشستی دوستانه با محمدجواد حق شناس، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران کرد. نشستی که قرار بود میزبان آقای آبادیان، شهردار منطقه 12 هم باشد که در نبود وی شهردار ناحیه یک این منطقه در جلسه حاضر شد.
در سال گذشته حدود 25 درصد بودجه فرهنگی شهرداری کاهش یافت
محمدجواد حق شناس درباره حریم تئاتر شهر و پهنه رودکی سخنان مبسوطی ارائه داد. وی گفت: حداکثر برای توسعه زیرساخت ها و کمک به شکل گیری فضاهایی تلاش می شود که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در خدمت هنر و فرهنگ کشور مشخصاً هنر نمایش چه تئاتر و چه سینماست. یکی از مباحث کمک رسانی در قالب ماده 17 به مراکزی چون خانه تئاتر و سینما، موزه سینما، موزه موسیقی، انجمن موسیقی و موردی از این دست است. مشکلات جدی در حوزه بودجه داشتیم. این مراکز در این سال ها از حمایت شورا بهره مند بوده اند. در سال گذشته حدود 25 درصد بودجه فرهنگی شهرداری کاهش یافت و این در حالی بود که بودجه دیگر بخش ها افزایش یافت. به نحوی برنامه ریزی کردیم که با همین کاهش کمک ها را بپردازیم؛ اما مشکل دیگر تخصیص بودجه بوده است.
آقای حق شناس در حالی از کاهش بودجه فرهنگی ابراز تأسف می کرد که تأکید داشتند شهرداری یک نهاد متولی فرهنگ نیست. وی افزود: به طور مشخص آن حمایت ها برای نمادهای تئاتر کشور در دستور کار بود. سنگلج آسیب جدی خورده بود و با کمک شهرداری منطقه نیازهای آن برطرف شد یا سال گذشته تئاتر نصر به عنوان یکی از مکان های مهم تهران در اختیار شهرداری قرار گرفت. تئاتر نصر با کمک سازمان زیباسازی بازسازی و مستندسازی شد.
نقطه طلایی تهران چهارراه ولیعصر است
حق شناس درباره تئاتر شهر هم گفت: یکی از محورهایی که دو سال گذشته زمان زیادی از مدیریت شهری را به خود اختصاص داده پهنه رودکی است. ساختمان تئاتر شهر هم به عنوان یکی از مهمترین ساختمان های منطقه 12 در بحث مرمت مورد توجه قرار گرفته است و در دستور کار قرار گرفت. شهرداری منطقه، شرکت توسعه فضای فرهنگی در احیای منطقه کارهای ارزشمندی شکل گرفته است. اتفاق نگران کننده دو هفته گذشته ناشی از آسیبی بود که شهر با آن سال ها درگیر است و آن هم دستفروشان چهار راه ولیعصر است که با وجود وسیع بودن این آسیب دامن تئاتر شهر را هم گرفته است.
وی با اشاره به جلسه ای پیرامون مشکل تئاتر شهر، از پیگیری دستگاه های مختلف در پیگیری این مشکل گفت و تاکید کرد عملیاتی از سه شنبه هفته گذشته در پاکسازی و بهینه سازی فضای پیرامونی تئاتر شهر آغاز شده است. وی درباره مجموعه ایرانشهر و ظرفیت آن هم گفت: ایرانشهر سالنی است که مورد حمایت شهرداری است و بدان توجه دارد. حداکثر تلاش برای پیگیری هنر تئاتر در شهرداری در رخ داده است.
آقای حق شناس در برابر پرسش خبرنگاران مبنی بر اینکه زمین تئاتر شهر و صفه آن - که عملاً تئاتر شهر را از پارک دانشجو مجزا می کند و حریم آن به حساب می آید- متعلق به کدام نهاد است، ابراز ناآگاهی کرد و قول داد در جلسه ای مسائل حقوقی تئاتر شهر را پس بررسی های لازم اعلام کند. آقای حق شناس از تلاش های سه گروه مشاور در حوزه پهنه رودکی خبر داد که هر یک در حوزه ای متفاوت در حال بررسی ابعاد فرهنگی و اجتماعی پهنه رودکی هستند. وی قول مساعدی داد در طی چند روز آینده، پس از جمع بندی مشاوران پهنه رودکی جلسه ای درباره اقدامات انجام شده با حضور خبرنگاران برگزار می شود.
رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر در جمع خبرنگار چند قول پیگیری درباره ارائه تسهیلات به نمایش های روی صحنه و سالن های خصوصی داد. وی در اعتراض خبرنگاران از فقدان تسهیلات در حوزه تبلیغات شهری قول پیگیری اختصاص چند استرابورد شهری و نصب تابلوهای راهنمای مخصوص اماکن فرهنگی داد. آقای حق شناس در واکنش به پیشنهاد خبرنگاران از شهردار ناحیه یک منطقه 12 خواست طراحی یک نقشه راهنمای فرهنگی در پهنه رودکی را در دستور کار قرار دهند.
حق شناس همچنین تأکید کرد در حوزه شهری قرار است خیابان مظفر گذر هنر، خیابان شهریار گذر فرهنگ، خیابان ویلا گذر صنایع دستی شوند و تلاش می شود خانه های منطقه بدل به دفتر هنرمندان و اندیشمندان شود.
در این جلسه همراهان حق شناس اطلاعاتی در اختیار خبرنگاران قرار دادند از جمله آنکه 120 بنای ارزشمند و 36 بنای واجد ارزش در منطقه رودکی قرار دارد. پانزده ملک در حال تملیک است. ویژه ترین برنامه نوروز در پهنه رودکی رخ داده است. اعتباری برای تملک دو خانه در پهنه اختصاص یافته است و در بودجه 98 برای این مهم برنامه ریزی شده است. اتفاقات تمیز کردن تئاتر شهر و نورپردازی با همت شهرداری بود نه وزارت ارشاد. طرح انضباط شهری از هفته گذشته در محوطه خیابان ولیعصر اجرایی شده است. چندین دستگاه دولتی مکلف هستند در حوزه پارک دانشجو پاسخگو باشند.
انتهای پیام/
سید مجتبی حسینی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفت: دست تعامل و همراهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سوی هر نهاد و سازمانی که بخواهد در زمینه فرهنگ و هنر همکاری کند، دراز است.
به گزارش خبرگزاری موج به نقل از واحد ارتباطات و رسانه اداره کل هنرهای تجسمی، سید مجتبی حسینی ضمن اعلام آمادگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای همکاری با برگزار کنندگان رویدادهای هنری، در ارتباط با برنامه های معاونت هنری در خصوص حمایت از برگزاری رویدادهایی برای مخاطبان عمومی و علاقمندان گفت : یکی از سر تیترهای برنامه های وزیر محترم این است که عموم علاقمندان بتوانند از برنامه های هنری استفاده کنند. هنر لایه های مختلف و متفاوتی دارد واگر بخواهیم تصویر درست از هنر ارایه دهیم باید در تمامی لایه لایه ها و مراتب ، برنامه هایی را طراحی کنیم . یعنی اگر تمام هنر تبدیل شود به رویدادهای عمومی که لایه های گسترده تری از مخاطب را در بر بگیرد، طبیعتا گروه ها و لایه های تخصصی تر مورد غفلت واقع می شوند و اگر صرفا به گروه های خاصی و متخصص رجوع کنیم، بخش های عمومی تر هنر نادیده گرفته می شود .
او اظهار داشت : اگر بخواهیم برنامه های هنری را در طول سال های گذشته، آسیب شناسی کنیم یکی از نکاتی که باید بیشتر مورد توجه قرار می گرفت، معرفی خوب از هنر خوب در لایه های عمومی تر جامعه بود. چرا که اگر گوش و چشم عموم مخاطبان با هنر آشنا می شد در واقع گزینه ها و انتخاب هایشان با هنر، متعالی ترمی گشت و طبیعتا در انتخاب های شخصی شان موثر واقع می شد و کمتر جذب نمونه هایی می شدند که ارزش هنری پایین تری دارند.
معاون امورهنری ادامه داد : با این دو مقدمه یعنی این کلان برنامه و این نگاه، نه تنها در حوزه تجسمی بلکه در حوزه تئاتر ، موسیقی و سایر هنرها چنین برنامه ریزی را در پیش گرفتیم که در کنار رویدادهای خاص برای گروه متخصصین هنر، رویدادهای خوب هنری برای مخاطبین گسترده تر اتفاق بیفتد . با نگاه آمایش سرزمینی و کشف ظرفیت های نو در نقاط مختلف ایران می توان رویدادهای هنری گسترده تری را برنامه ریزی کرد. مجسمه های نمکی تالاب نمکزار کجی نهبندان از این گروه است و رویداد مجسمه های برفی و یخی در کلان شهر تهران هم در ادامه همین روند شکل گرفت و همچنین رخدادهای دیگری نظیر سفر سرو نقره ای انجمن صنفی طراحان گرافیک به شیراز و دیگر شهرها... مثال های متعددی می توانیم در مورد گروه ها و رشته های مختلف هنری بزنیم .
حسینی با حضور در جشنواره مجسمه های برفی و یخی در ایستگاه هفت تله کابین توچال گفت : بر اساس قانون، تکالیف و ماموریت های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این وزارتخانه، نهاد مرجع فرهنگ و هنر کشور شناخته می شود و تکالیفی دارد. از رویکرد های ما همراهی و شناسایی ظرفیت نهادها ، سازمان ها و ساز و کارهای مختلف برای برگزاری رویدادهای هنری است و اگر در نهاد های مختلف، تمایلی برای برگزاری رویدادهای هنری وجود داشته باشد؛ آنها را به استانداردهای خاص و تخصصی هر رشته نزدیک کینم. بنابراین دست تعامل و همراهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سوی هر نهاد و سازمانی که بخواهد در زمینه فرهنگ و هنر همکاری کند، دراز است و خود ما هم به سمت کشف ظرفیت های همکاری قدم برمی داریم و تلاش می کنیم این بسترها را فراهم کنیم تا رویداد های هنری کشور بتواند از کیفیت بهتری برخوردار باشد.
به گزارش ایسنا، انجمن علمی نقد ادبی ایران و مؤسسه خانه کتاب با همکاری و حمایت شماری از انجمن های علمی مردم نهاد و مراکز دانشگاهی، با هدفِ حمایت و تشویق پژوهش های اصیل انتقادی و جریان ساز که با رویکرد مدرن به متون ادب فارسی و در قالب مقاله تألیف شده باشند، نخستین دوره جایزه دوسالانه دکتر عبدالحسین زرین کوب را با عنوان نقد زرین در بهمن ماه 1398، همزمان با برپایی هشتمین همایش ملی نقد ادبی ایران در دانشگاه نیشابور برگزار می کند. از عموم پژوهشگران دعوت شده مقالات چاپ شده خود را که در بازه زمانی سال های 96 و 97 در نشریات علمی دانشگاهی و سایر مجلات معتبر منتشر شده، به دبیرخانه دائمی جایزه به نشانی jazarrinkub@gmail.com ارسال کنند.
بنا بر اعلام این فراخوان، فرایند داوری و شاخص هایی که برای دبیرخانه در بررسی مقالات مهم و اولویت دار است، به زودی از طریق سایت انجمن اعلام خواهد شد و ابراهیم خدایار، رئیس انجمن علمی نقد ادبی ایران و دانشیار دانشگاه تربیت مدرس، دبیر دوسالانه نقد زرین ، سیدعلی قاسم زاده، عضو هیئت مدیره انجمن و دانشیار دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) قزوین، معاون علمی جایزه و حسن گوهرپور، نویسنده، روزنامه نگار حوزه فرهنگ و منتقد ادبی دبیر اجرایی دوسالانه نقد زرین هستند.
انتهای پیام
احمد ابوالحسنی، رئیس اتحادیه لیتوگرافان تهران در گفت وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس درباره زینک اظهار داشت: هفته گذشته با تنی چند از نمایندگان مجلس و اعضای کمیسیون فرهنگی جلساتی برگزار شد.
وی با اشاره به صحبت با برخی نمایندگان بیان داشت: مشکلات امروز صنف چاپ و نشر در مقوله کاغذ، مقوا و زینک است، به خصوص زینک که می دانیم به اندازه یک سال جنس در انبارها موجود است، ولی ارشاد اقدام به توزیع آنها نمی کند!
ابوالحسنی در بخش دیگری از سخنانش با تاکید بر اینکه این موارد با علی مطهری نماینده مجلس طی جلسه ای مطرح شد، گفت: صحبت هایی صورت گرفت و قرار شد با وزیر ارشاد و معاون فرهنگی این وزارتخانه پیگیری های لازم انجام شود. ما نیز طی امروز یا فردا با آقای جوادی معاون فرهنگی وزیر ارشاد گفت وگوهایی خواهیم داشت.
رئیس اتحادیه لیتوگرافان تهران با بیان اینکه بنده در رایزنی با نمایندگان مجلس اطمینان خاطر دادم که در صورت توزیع زینک های وارداتی قیمت بازار به کمتر از 20 هزار تومان می رسد، تصریح کرد: اگر آقایان بپذیرند و کمک کنند قضیه زینک و قیمت های نجومی آن از بین می رود و به زیر 20 هزار تومان خواهد رسید. ما نیز تمام تلاش خود را می کنیم و وعده همکاری می دهیم تا زینک های وارداتی با تائید و مسئولیت اتحادیه توزیع شود. در این صورت بنده ضمانت کاهش قیمت را می دهم.
به گفته وی، جنس وارد شده در انبارها موجود است اما عدم توزیع موجب افزایش قیمت ها شده. در این راستا با آقای خجسته رییس کمیسیون مفاسد اقتصادی هم جلساتی داشتیم. قرار شد ایشان مسأله اختلاف ارز را پیگیری کنند و در این راستا نامه هایی هم ارسال شده است. پیش بینی ما این است که به خروجی های خوبی خواهیم رسید.
وی به جلسه آتی با نمایندگان مجلس هم اشاره کرد و افزود: چنانچه موقعیتی فراهم آید هفته آینده نیز مجدد با اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس و برخی نمایندگان جلساتی خواهیم داشت.
وی در پایان از برگزاری انتخابات اتحادیه در مورخ 16 تیرماه اشاره کرد و گفت: با توجه به برگزاری انتخابات احتمالا جلسات در هفته جاری انجام شود.
انتهای پیام/
ناصر تبریزی، مدیر انتشارات فیض کاشانی، در گفت وگو با خبرنگار ایکنا وضعیت بازار نشر را در قیاس با سال های گذشته بسیار ضعیف توصیف کرد و گفت: با توجه به برگزاری نمایشگاه های کتاب تهران و قرآن، شاهد رکود هستیم و این وضعیت تا شهریورماه ادامه دارد و احتمالاً پس از آن قدری بهتر شود.
وی افزود: یکی دیگر از دلایل رکود، گرانی کاغذ است که باعث توقف نشر در بسیاری از انتشاراتی ها شده است. ما نیز بر همین اساس، آثار خود را کاهش دادیم و با چند بند کاغذی که در اواخر سال 97 از وزارت ارشاد دریافت کردیم، برای حضور در نمایشگاه کتاب و قرآن، آثاری را به چاپ رساندیم.
ریسک بزرگ چاپ کتاب با کاغذ گران
تبریزی ادامه داد: هر چند این کتاب ها، همانند گذشته با تیراژ 2 هزار و 5 هزار نسخه چاپ نشد؛ زیرا این میزان کاغذ، برای چاپ چندین عنوان کتاب با تیراژ های بالا کافی نبود. به همین دلیل دست به چاپ کتاب هایی زدیم که از فروش آن ها اطمینان داشتیم و یا کتاب هایی بود که نوبت چاپشان به اتمام رسیده بود.
وی در ادامه بیان کرد: کتاب منتخب مفاتیح الجنان را در دو نوع جیبی و نیم جیبی در 5 هزار نسخه منتشر کردیم، اما کتاب های سیمای پیامبران در آیینه قرآن و تفسیر تربیتی قرآن را در 300 – 400 نسخه و تفسیر بیان الرحمان را هم10 در 350 نسخه چاپ کردیم و کتابی را با کاغذ آزاد چاپ نکردیم؛ زیرا قیمت کاغذ در بازار امروز، 480 هزار تا 500 هزار تومان است و اگر می خواستیم با همین قیمت کتاب چاپ کنیم، قیمت تمام شده بسیار گران تر می شد و در شرایط فعلی ریسک بزرگی است.
تبریزی تصریح کرد: همیشه قرآن و سایر کتاب ها را با تیراژ 5 هزار و 7 هزار نسخه چاپ می کردیم، اما در حال حاضر که 3 ماه از سال گذشته، هنوز کتابی چاپ نکرده ایم و هر چه داریم مربوط به سال گذشته بوده و تمام تلاشمان این است که بتوانیم به ادامه حیات نشرمان کمک کنیم و در صورتی که امسال هم موفق به دریافت کاغذ یارانه ای شویم، کتاب صحیفه سجادیه و نهج البلاغه را چاپ خواهیم کرد.
کاغذ یارانه ای شود
وی راهکار حل این مشکل را در اختصاص یارانه به کاغذ دانست و بیان کرد: همانط ور که دولت برای گندم و سایر کالا های اساسی یارانه می دهد، برای کاغذ هم باید یارانه اختصاص دهد؛ چرا که توسعه نشر و یا توقف آن در شاخص های فرهنگی اثرگذار خواهد بود و به همین دلیل دولت باید با اختصاص یارانه آن را مورد حمایت قرار دهد و بر روی کتاب و فرهنگ سرمایه گذاری کند.
این ناشر با اشاره به واردات کاغذ گفت: اخیراً وزیر ارشاد در مصاحبه ای این خبر را داده بود که چندین هزار تن وارد کشور شده، اما این کاغذ برای مطبوعات بوده و برای استفاده عموم نیست. تاکنون نیز عزم دولت برای حل مشکل کاغذ جدی نبوده و عملکردش در این زمینه بسیار ضعیف بوده است. البته قیمت همه کالا ها به یکباره بالا رفت و نتوانست مدیریت کند.
چاپ قرآن با حمایت دولتی
وی با اشاره به کاهش آمار چاپ قرآن در کشور گفت: در دهه 80 نمایشگاهی در استان خراسان رضوی برگزار شد که قرآن ها را با قیمت 800 -900 تومان قرآن ارائه می کردم و این قیمت در آن زمان هم بسیار اندک بود، حتی قرآن به کشور هایی نظیر عراق و تاجیکستان صادر می کردم و اوضاع بسیار خوب بود، اما قرآنی که دو سال پیش با هدیه 25 هزار تومانی چاپ کردم، آن را 15 تا 20 هزار تومان عرضه کردم. بنابراین نه تنها سود نکردم، بلکه متضرر هم شدم.
تبریزی ادامه داد: مردم انتظار دارند که ناشران قرآن ها را با قیمت های نازل تری ارائه کنند، اما دولت باید این حمایت را از ناشران داشته باشد تا قرآن با هدیه پایین تری به دست آن ها برسد. در کشور هایی مانند عربستان نیز چاپ قرآن با حمایت مستقیم دولت است. البته این به این معنی نیست که ناشران دولتی قرآن چاپ کنند و رقیب ناشران غیردولتی شوند.
انتهای پیام
حمید محسنی؛ مدیر انتشارات کتابدار در گفت وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ، با اشاره به عوامل اصلی کتابسازی در سال های اخیر، گفت: غلبه نگاه کمی به تولید محتواهای فکری و آمارسازی؛ چه از نظر رقابت فردی و بین سازمانی و چه در سطح جهانی یکی از عوامل زمینه ساز رشد کتابسازی است زیرا رواج چنین نگاهی سبب شده است تا نهادهایی که باید مهم ترین نقش را در تولید و مصرف محتواهای باکیفیت داشته باشند خود در دام تولید محتواهایی با کیفیت پایین افتادند.
وی افزود: برخی از این نهادها حتی در این زمینه در حال رقابت با ناشران و نهادهای خصوصی هستند، از سوی دیگر افزایش نگاه کنکوری و نمره مدار به آموزش های پایه از جمله عوامل رشد و توسعه این پدیده شده است.
محسنی با بیان اینکه نگاه کنکوری و کسب رتبه نیازمند تولید محتواهایی است که هدف اصلی آن نمره است، عنوان کرد: این موضوع در حالی مطرح می شود که هدف اصلی نظام آموزشی باید استفاده از راهبردهایی باشد که مهارت هایی چون عادت به مطالعه، سواد اطلاعاتی، خلاقیت و نوآوری، انواع مهارت های شناختی و حسی -حرکتی، و غیره را ایجاد کند.
وی یادآور شد: برون داد چنین نظام آموزشی در سایر سطوح آموزشی و پژوهشی، فعالیت های گوناگون فردی و اجتماعی و در مشاغل گوناگون نیز رفتارهای شناختی و غیرشناختی دانش گریز خواهند داشت.
محسنی بی توجهی به اهداف کمی و کیفی مرتبط با آموزش و پرورش، آموزش عالی و تولید و مصرف محصولات علمی و فرهنگی را یکی دیگر از عوامل موثر بر کتابسازی معرفی کرد و افزود: کم توجهی به اهداف و وظایف بالادستی وزارتخانه ها و نهادهای مهم دولتی و غیردولتی، سند چشم انداز آموزش و پرورش، نقشه جامع علمی کشور و سایر اسناد بالادستی مرتبط با حوزه های متعددی که ناظر بر ارتقای کم و کیف فعالیت های شناختی و مهارت های حرفه ای گوناگون و به خصوص افزایش کمی و کیفی تولید و مصرف کتاب و سایر منابع مکتوب، از جمله عوامل ایجاد کتابسازی است.
مدیریت ناکارآمد
وی با بیان اینکه مدیریت ناکارامد نهادهای آموزشی، علمی و فرهنگی در مقایسه اهداف و وظایف نهادهای مادر مرتبط با ارتقای تولید و مصرف کتاب و سایر محتواهای فکری با وضعیت موجود کشور نشانگر مدیریت ناکارآمد این نهادهاست، گفت: توجه آن ها به اهداف و وظایفی است که برای آن سازوکارهای گسترده مالی، اجرایی، نیروی انسانی و غیره در سطح
کتاب سازی را باید کنشی تلقی کرد که پیش از آغاز فرایند نشر یک اثر شکل گرفته است، در واقع نیز همین گونه است. زیرا بیشتر کنش های مرتبط با تولید محتوا را نویسندگان و محققانی انجام می دهند که عمدتا وابسته به نهادهای آموزشی و پژوهشی هستند
ملی دارند، یکی از دلایل بسیار مهم در گسترش همه پدیده های منفی مرتبط با کتاب و کتابخوانی و کاهش کیفیت فعالیت های شناختی نیز مدیریت ناکارآمد نهادهای دولتی و غیردولتی است که هر کدام در این زمینه دارای وظایف مشخص قانونی هستند.
محسنی افزود: می توان گفت که کم توجهی به نقد، ارزیابی و داوری؛ سنت ها و سازوکارهای مورد استفاده در نظام ارتباط علمی به گونه ای است که داوری، ویرایش، و نقد و ارزیابی در آن نقش پالایشی مهمی دارد.
مدیر انتشارات کتابدار از کم توجهی به این سنت ها و سازوکارهای علمی و حرفه ای و نقطه مقابل آن به عنوان عاملی برای رواج فرهنگ مدح و ثنا، ملاحظه کاری و محافظه کاری نام برد و گفت: این موضوعات در کنار یکدیگر سبب شده است تا افراد و آثاری در این عرصه جولان دهند که شایستگی لازم را ندارند و به همان نسبت افراد و آثاری از دور خارج شوند که باید در مرکز توجه باشند.
وی با اشاره به ناشرانی که به سمت کتابسازی می روند، گفت: تاکید من بر مطالعه پدیده کتابسازی در بافت بزرگ اجتماع، ارتباط آن با کنش های گوناگون مرتبط با نشر و حتی تعریف و بررسی آن به عنوان زیرمجموعه تولید و مصرف اطلاعات و دانش در سطح ملی و جهانی اشاره به این واقعیت دارد که در کتابسازی، مقاله سازی و محتواسازی کم و بیش همه بخش های اجتماع نقش دارند، بر آن تاثیر می گذارند و از آن تاثیر می پذیرند.
محسنی ادامه داد: کتابسازی را باید کنشی تلقی کرد که پیش از آغاز فرایند نشر یک اثر شکل گرفته است، در واقع نیز همین گونه است. زیرا بیشتر کنش های مرتبط با تولید محتوا را نویسندگان و محققانی انجام می دهند که عمدتا وابسته به نهادهای آموزشی و پژوهشی هستند و حتی مصرف کنندگان اصلی محتوا نیز همین گروه از افراد و نهادها هستند.
وی با بیان اینکه این گزاره ها بیشتر برای محتواهای آموزشی و به خصوص پژوهشی مصداق دارد، گفت: تولیدکنندگان محتواهای ادبی بیشتر بیرون از حلقه نهادهای آموزشی و پژوهشی رسمی هستند همچنین مصرف کنندگان محتواهای ادبی نیز همین رابطه را با نهادهای آموزشی و پژوهشی دارد.
مدیر انتشارات کتابدار درباره نقش نویسندگان و مخاطبان این کتاب ها نیز گفت: به نظر من نویسندگان و مصرف کنندگان این دسته از محتواها هم کم و بیش با این نهادها رابطه دارند و به شکل های گوناگون تحت تاثیر کم و کیف کنش آنها هستند؛ برای مثال کم و کیف نقد و داوری محققان و نویسندگان دانشگاهی از آثار ادبی، کم و کیف کتابخانه های دانشگاه ها و موسسات پژوهشی و بخصوص کتابخانه های عمومی بر تولید و مصرف اطلاعات به صورت مستقیم و نامستقیم تاثیر دارد.
به گفته وی، بیشتر کنش های مرتبط با کتابسازی را نویسندگان و محققانی انجام می دهند که وظیفه اصلی تولید محتوا، داوری محتوا، ویرایش علمی و حتا ادبی آن را بر عهده دارند. با این حال، ناشر به عنوان حلقه ارتباطی بین نویسنده و مصرف کننده محتوا مهم ترین نقش را در انتخاب محتوا، ارتقای کیفیت محتوا از طریق مدیریت فرایند داوری و ویرایش و نیز معرفی و عرضه محتوا دارد.
نقش اثرگذار ناشر
محسنی همچنین به دو اصل کلی در حوزه کتابسازی اشاره کرد و گفت: نقش بی بدیل ناشر در مدیریت چرخه نشر (از مدیریت انتخاب و داوری تا مدیریت ویرایش و غیره) اقتضا می کند تا کم و بیش نقش آن در کم و کیف مناسب یا نامناسب بودن محتوا نیز به رسمیت شناخته شود؛ با این توضیح که باید متناسب با جایگاه، وزن و نقش اش در مدیریت همین چرخه پاسخگو
تعریف کتاب سازی به شدت به ارزش ها و شاخص های گوناگون حاکم بر جامعه، کم وکیف تولید و مصرف علوم، فنون، ادبیات و هرگونه محتوای فکری در کشور و حتی در مقیاس جهانی مربوط است
باشد و نه بیشتر.
وی افزود: به عبارت دیگر، ناشر تولیدکننده محتوا نیست اما در افزایش کیفیت و ایجاد ارزش افزوده در محتوا نقشی بی بدیل دارد، از سوی دیگر کم و کیف کنش های هر فرد و نهاد، بخصوص از نوع مهارت های شناختی، تحت تاثیر دانش، مهارت، هدف و وظیفه اوست.
مدیر انتشارات کتابدار نبود سیاست کاری مدون را از جمله عوامل سوق ناشران به پدیده کتابسازی معرفی کرد و گفت: ناشرانی به سمت کتاب سازان، تقویت این پدیده و حتی گاه خود کتابسازی کشش بیشتری خواهند داشت که اهداف بلندمدت و میان مدت شفافی ندارند، به اهداف کیفی کمتر توجه می کنند و با سازوکارهای حرفه ای نشر آشنایی کمتری دارند.
محسنی نبود مهارت و تخصص لازم برای مدیریت کنش های مرتبط با تولید و ارزیابی محتوا را یکی دیگر از عوامل موثر در این حوزه دانست و ادامه داد: برخی از این ناشران از دانش فنی و تخصصی افراد شایسته استفاده نمی کنند و نسبت به اهداف علمی، فنی، فرهنگی، اجتماعی و تاثیر همه اینها بر کنش ها و اهداف اقتصادی خود شناخت کمتری داشته و خود نیز کمتر چنین اهدافی دارند.
به گفته وی، این گروه ها به نقش و تاثیر اعتبار و مهارت حرفه ای، علمی، فنی و تخصصی در افزایش موفقیت شان در حوزه نشر واقف نیستند و برای منافع فوری و بخصوص مالی اهمیت بیشتری قائل هستند.
محسنی با اشاره به نقش ناشران در این حوزه، یادآور شد: تعریف کتابسازی به شدت به ارزش ها و شاخص های گوناگون حاکم بر جامعه، کم وکیف تولید و مصرف علوم، فنون، ادبیات و هرگونه محتوای فکری در کشور و حتی در مقیاس جهانی مربوط است و ناشر به عنوان واسطه بین تولیدکننده و مصرف کننده تا حد خاصی می تواند موجب ایجاد ارزش افزوده در محتوای کتاب شود.
وی تاکید کرد: بهترین ناشران تنها می توانند با اتخاذ سازوکارهای حرفه ای آثار را داوری و ویرایش کنند، اما آنها حتا در مرحله داوری و ویرایش آثار، بخصوص در حوزه علمی نیز به همان افراد و نهادهای تولیدکننده محتوا وابسته اند، به همین دلیل فراتر از این مهارت ها و دانش علمی تولیدشده در کشور نمی توانند حرکت کنند.
محسنی با بیان اینکه تجربه من به عنوان یک ناشر حاکی از آن است که بیشتر آثار رد شده این دسته از ناشران اغلب توسط ناشران دیگر بدون داوری و ویرایش منتشر می شود، گفت: البته تقاضای نشر چنین آثاری در کشور وجود دارد و برای ناشر و صاحب اثر نیز منافع دارد، همچنین کم و کیف بازخورد مصرف کنندگان حوزه های علمی و حرفه ای حاکی از آن است که گاهی تفاوت چندان معناداری از نظر بازخورد مالی و بخصوص تعداد شمارگان بین این دو وجود ندارد.
وی افزود: همین وضعیت سبب شده تا ناشران باکیفیت و حساس تر نسبت به داوری و ویرایش نیز کم و بیش در برزخی گرفتار شوند که آیا در راهبرد انتخاب و چاپ شان کمی تجدید نظر کنند یا نه؟
محسنی البته از پدیده چاپ دیجیتال و شمارگان محدود به عنوان یکی از عوامل مهم در این حوزه نام برد و گفت: چاپ دیجیتال سبب سردرگمی بیشتر در این زمینه شده است، زیرا یکی از دلایل بسیار مهم ناشران در داوری سخت گیرانه نسبت به انتخاب اثر و حتا ویرایش علمی و ادبی آثار این بود که هزینه چاپ افست و انبوه به
کتاب سازی عمدتا توسط افرادی بیرون از حلقه نشر انجام می شود و حداقل باید آن را زیرمجموعه تولید خود محتوا تلقی کرد
مراتب بالاتر بود و هر گونه خطا در این زمینه پرهزینه.
به گفته وی، اما در شرایط فعلی که بیشتر آثار به صورت محدود، چندنسخه ای و دیجیتال منتشر می شوند، پرداخت هزینه های داوری و ویرایش بسیار سنگین خواهد بود. به همین دلیل، مقاومت ناشران معتبر برای حفظ کیفیت آثار علمی در شرایط فعلی برای آن ها بسیار پرخطر و پرهزینه است و برخی از ناشران به بهانه ارائه خدمات نشر، هرگونه آثاری را بدون داوری و ویرایش منتشر می کنند.
راهکارهای پیشنهادی
محسنی همچنین درباره راهکارهای برخورد با کتابسازی، توضیح داد: پدیده کتابسازی در کشور جلوه های گوناگونی دارد، به همین دلیل، برخورد با آن باید متناسب با کم و کیف آن در هر بخش باشد؛ اول از همه تعریف حقوقی، شکلی و محتوایی کتابسازی است. بسیاری از آثار در نگاه محققان، متخصصان و نویسندگان حرفه ای یک حوزه مصداق بارز کتابسازی است اما به دلایل حقوقی قابل پیگیری نیست.
وی ادامه داد: مثلا یک اثر خاص چنان مطابق اصول نگارش علمی بسته بندی شده است که مو لای درز آن نمی رود اما در نگاه متخصصان آن حوزه کتابسازی است. در واقع این دسته از کنش ها با اخلاق حرفه ای نگارش و پژوهش علمی و ادبی منافات دارد همچنین شبیه سازی آثار دیگران بدون ایجاد ارزش افزوده نسبی، مصداق بارز کتابسازی است.
مدیر انتشارات کتابدار با بیان اینکه ارزیابی کتاب ها و مقاله ها اغلب نیازمند توجه به ابعاد گوناگون مساله از جمله اهداف نویسنده و ناشر، مخاطبان آنها، کم و کیف آنها از نظر ساختاری، نگارشی، علمی و ادبی و برخی از شاخص های دیگر این حوزه به شمار می آیند، عنوان کرد: نوشتن اثری آسان خوان با اهداف آموزشی و جلب دانشمندان جوان به علم و پژوهش توسط دانشمند بزرگی چون هاوکینگ حتا اگر حاوی یک استناد به منبعی نباشد نیز مصداق کتابسازی نخواهد بود اما همین اثر را اگر فرد و ناشری دیگر، با محتوایی شبیه سازی شده و بدون ارزش افزوده بیشتر منتشر کند، مصداق کتابسازی است.
محسنی تاکید کرد: حضور یک نویسنده غیرمتخصص در یک حوزه تخصصی معمولا باید با شک و تردید ارزیابی شود؛ البته لازم است کم و کیف تلاش، اهداف نویسنده و ناشر و بخصوص محتوای خود اثر نیز توجه شود. زیرا تشخیص کتابسازی و کم و کیف آن اغلب نیازمند ارزیابی محتوای یک اثر به تنهایی و بخصوص مقایسه آن با آثار هم موضوع و مشابه است.
وی با بیان اینکه کتابسازی در حوزه های علمی و پژوهشی عمدتا به فعلی اشاره دارد که همراه با سرقت محتوایی است، گفت: سرقت محتوایی نیز در حوزه های علمی و پژوهشی تعریف خاص خودش را دارد که طبیعتا اینجا جای شکافتن آن نیست. همه این کنش ها در حوزه های علمی و حتا غیرعلمی غیرمجاز است و مجازات سنگینی هم دارد، برای مثال استفاده از متون دیگران بدون استناد غیرمجاز است. حتی میزان استناد و چند و چون آن نیز اهمیت دارد.
محسنی درباره دیگر مصداق های کتابسازی نیز توضیح داد: تغییر نام
گاه ایجابی سبب می شود تا بیش از هر چیز بستر تولید دانش تقویت شود، البته این نگاه به معنای بسط نظارت بر کیفیت محتوای کتاب از نظر علمی و ادبی و غیره نیست
نویسنده و مترجم، کم و زیاد کردن نام افراد بدون انجام کار، ایجاد تغییرات جزئی در ترجمه یا تالیف، ترکیب چند مقاله و بخش از کتاب های گوناگون، داده سازی، بازنشرهای غیرحرفه ای، انتشار کتابی از ناشر دیگر، و مانند آن از جمله اقدامات آشکار سرقت محتوایی است که می توان آنها را در زمره کتابسازی هم قرار داد.
وی با باین اینکه در بیشتر این کنش ها افرادی درگیر هستند که در زمره تولیدکنندگان محتوا هستند، یادآور شد: کتابسازی عمدتا توسط افرادی بیرون از حلقه نشر انجام می شود و حداقل باید آن را زیرمجموعه تولید خود محتوا تلقی کرد، البته ناشر نیز به دلایل گوناگون می تواند محرک آن باشد و این جدا از نقش واسطه ای ناشر در انتشار و توزیع اثر است.
محسنی تاکید کرد: به عبارت دیگر، حداقل یک ناشر معتبر می تواند واسطه نشر چنین آثاری نباشد و طی سازوکارهای حرفه ای خود، یعنی با داوری آنها را غربال کند و منتشرشان نکند. اما همانگونه که اشاره کردم بخش زیادی از این آثار از طریق ناشران دیگر، در هر حال منتشر می شود.
وی با بیان اینکه سطوح گوناگون کتابسازی نشان می دهد که کاهش این پدیده نیازمند سیاست ها، راهبردها و اقدامات مختلفی است، گفت: در همه این موارد آموزش نقشی مهم دارد، از آموزشِ پژوهش و نگارش تا آگاهی بخشیدن درباره قوانین و مقررات مرتبط با مالکیت فکری و جنبه های حقوقی و قضایی مرتبط با تولید و مصرف محتوا، فرایندهای نشر و از جمله کتابسازی. همینطور آموزش سیاستگذاران و قانونگذاران، آموزش قاضی و هر فرد و نهادی که به گونه ای با این پدیده سرو کار دارد.
به گفته محسنی، جدا از مساله آموزش باید اجرای قوانین مرتبط با حقوق مالکیت فکری و مبارزه با هرگونه پدیده غیرقانونی در این زمینه از جمله کتابسازی به مطالبه ای جدی تبدیل گردد، هرچند نباید فراموش کنیم که کتابسازی زیرمجموعه تولید محتواست و به همین دلیل مهم ترین اقدامات پیشگیرانه و نیز مجازات اقدامات غیرقانونی نیز باید در همین سطح انجام شود.
نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
وی درباره اقدام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای برخورد با کتاب سازان، گفت: کلید و چاره این مشکل ایجاد نوعی چرخشی فرهنگی در کشور است که به جای کمیت به کیفیت توجه شود. البته ارتقای کیفیت محتوا در هر حال و به مراتب بهتر و بیشتر سبب ارتقای شاخص های کمی هم خواهد شد.
محسنی افزود: چرخش فرهنگی در این زمینه به معنای تاکید بر راهبرد کیفی به جای کمی و راهبرد ایجابی در مقابل سلبی است. به همین اندازه مهم، مدیریت راهبردی و هماهنگ همه کنش های مرتبط با تولید و مصرف اطلاعات و چرخه دانش در کشور است؛ به طوری که هم ظرفیت و تقاضا برای مصرف اطلاعات و دانش در کشور ایجاد شود و هم در این زمینه، نوعی مطالبه ملی ایجاد گردد.
وی درباره نگاه ایجابی در این حوزه، عنوان کرد: نگاه ایجابی به معنای ایجاد بستر فرهنگی و اجتماعی است که تضمین کننده چرخه اطلاعات و دانش از تولید تا مصرف باشد. نگاه ایجابی سبب می شود تا بیش از هر چیز بستر تولید دانش تقویت شود، البته این نگاه به معنای بسط نظارت بر کیفیت
بسیاری از مواقع، پدیده های کتاب سازی چنان ظریف، در پوشش ارتقای آموزش و پژوهش و همراه با هزینه های قابل توجه عمل می کند که مرزهای بین کتاب سازی و غیر آن در سطوح گوناگون مخدوش و تشخیص آن دشوار می شود
محتوای کتاب از نظر علمی و ادبی و غیره نیست.
به گفته مدیر انتشارات کتابدار، رویکرد نظارتی ارشاد در زمینه صدور مجوز کتاب عمدتا سلبی است، آن هم در برخی از حوزه های خاص و نه همه حوزه های علمی و ادبی. برخی معتقدند کتاب های فاقد محتوای باکیفیت و یا دور از اخلاق حرفه ای نباید مجوز انتشار پیدا کند و در این میان به نظرم رویکرد باز نسبت به صدور مجوز بهترین رویکرد است و اصولا وزارت ارشاد نه توان لازم برای کنترل کیفی همه حوزه ها را دارد و نه ضرورتی به این کار است.
محسنی درباره مهم ترین اقدامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه فعالیت های راهبردی و ایجابی، گفت: این اقدامات باید به گونه ای باشد که تولید و مصرف محتوای باکیفیت را تقویت کند که از جمله آن ها می توان به تقویت رویکرد سواد اطلاعاتی در آموزش و پرورش و مطالبه برای توسعه کتاب و کتابخانه در این وزارتخانه، ارتقای وضعیت کتابخانه های عمومی و نگاه کیفی به آن، تقویت کتابخانه های کودکان و بخصوص مدارس از طریق ارتباط با آموزش و پرورش، تغییر رویکرد آموزش و پرورش از آموزش کنکوری و نمره مدار به پرورش خلاقیت و مطالعه و پژوهش، تلاش برای رسوخ دانش و مهارت های دانشی در مدیریت نهادها، تلاش برای به رسمیت شناختن مالکیت فکری در تمامی سطوح اجتماع و حمایت از نوآوری و خلاقیت های علمی و دانشی و در نهایت، تلاش برای اجرای قوانین و مقررات مرتبط با تولید و مصرف کتاب و سایر محتواهای فکری در جامعه است.
کتاب سازان در نمایشگاه کتاب
محسنی در بخش پایانی صحبت های خود درباره حضور پررنگ کتاب سازان در نمایشگاه کتاب تهران و تاثیر آن بر فعالیت صنعت نشر، گفت: چنین حضوری می تواند موجب تضعیف ناشرانی شود که برای ارتقای کیفیت هزینه می کنند و عرصه را بر آنها تنگ می کند؛ چه از نظر روانی و چه مالی و فیزیکی. اما آن دیگری کیسه اش پرپول تر، برای ادامه کار پرمایه تر، دارای پشتیبان مالی و انسانی بیشتر، و تریبون و فضایی به پهنه کل کشور در زمان نمایشگاه می شود.
وی افزود: حضور آشکار و همراه با بوق و کرنا و مظلوم نمایی برخی از ابعاد وجودی کتابسازی و کتاب خواری، در کنار حضور پنهان و استتار شده بخش اصلی آن، نشانه همین قدرت و نفوذ آنهاست و ضعف، ناتوانی، از هم گسیختگی، بی عملی، بی انگیزگی، وادادگی، و ناامیدی آشکار و پنهان ساختارهای نهادی است که در این زمینه وظیفه ملی دارند.
مدیر انتشارات کتابدار با اشاره به پوشش کتاب سازان در عرصه های مختلف آموزشی، گفت: در بسیاری از مواقع، پدیده های کتابسازی چنان ظریف، در پوشش ارتقای آموزش و پژوهش و همراه با هزینه های قابل توجه عمل می کند که مرزهای بین کتابسازی و غیر آن در سطوح گوناگون مخدوش و تشخیص آن دشوار می شود.
محسنی با بیان اینکه نشانه شاخص کتابسازی زمانی آشکار می شود که نتایج آن را در بافت زندگی و زمینه جامعه مصرف کننده آنها مطالعه کنیم، گفت: قدرت تخریبی این بخش از کتابسازی در نمایشگاه کتاب و هر محل نمایش دیگر برجسته تر می شود، متاسفانه خود جامعه و نظام آموزشی و پژوهشی به عنوان نماینده متخصص و امانت دار کودکان و نوجوانان دارد آن را تغذیه می کند. در مظلومیت کتاب همین بس که با ابزار کتاب و آموزگار به جنگ با آن رفته ایم و نمایش کتاب اغلب برجسته تر از محتوای خود کتاب و عمل به آموزه های آن است.
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین – الهه هاشمی: پاییز 96 بود که مسئله بحران کاغذ شروع شد و با اینکه در همان سال یک محموله کاغذ از گمرک برای خروج از این بحران ترخیص شد، اما افزایش نرخ ارز بار دیگر این صنعت را با مشکل مواجه کرد؛ تا جایی که در آخرین روز های اسفند ماه در پی افزایش بی رویه قیمت کاغذ، صنف ناشران در نامه ای به مسئولان دولتی خواستار پیگیری جدی حل معضل کمبود و گرانی کاغذ شدند. ناشران در این نامه تنها راه حل شدن بحران کاغذ را خودکفایی در تولید این محصول اساسی دانسته و عمل به فرمایش های مقام معظم رهبری را در این خصوص به هیئت دولت یادآوری کردند، اما متاسفانه تاکنون در این زمینه اقدام مناسبی انجام نشد و مسئله کاغذ واردات محور باقی ماند.
کاغذ در کشور تبدیل به کالایی واردات محور شده است
علی اکبر تورانیان، مدیر انتشارات شهرآب و فعال عرصه کتاب در این باره به خبرنگار جوان آنلاین می گوید: متاسفانه با توجه به بحران ارزی که اواخر سال 96 ایجاد شد، کاغذ را با بحران مواجه کرد. موضوع نگران کننده این بود که مسئولین امر هیچ گاه برای مقابله با تحریم ها برنامه ریزی و آمادگی مناسبی نداشتند.
او با اشاره به اینکه کاغذ در کشور ما یکی از کالا های واردات محور است به همین دلیل نوسانات ارزی شوکی به بازار آن وارد کرد، اظهار می دارد: سرعت افزایش قیمت کاغذ به قدری بالا بود که از 75 تا 80 تومان به مرز 600 تومان هم رسید. یعنی حدود 7 الی 8 برابر افزایش قیمت داشت.
تورانیان با بیان اینکه قدرت تولید از ناشرین گرفته شده است، می گوید: با قیمت های فعلی کاغذ، ناشران ضعیف از رده خارج شده اند و دیگر توان تولید ندارند. ناشران فعال نیز با کاهش تولید عناوین متعدد خود مواجه شده اند.
آن طور که مشخص است با افزایش قیمت کاغذ هزینه تمام شده کتاب نیز افزایش چشمگیری پیدا کرده و این موضوع نقطه مقابل توسعه کتاب و کتابخوانی است که پیشتر مدنظر قرار گرفته شده بود. مسئله ای که تورانیان نیز به آن اشاره می کند و می گوید: در حال حاضر قیمت کتاب حداقل سه برابر افزایش پیدا کرده و همین مسئله موجب کاهش خرید کتاب خواهد شد؛ بنابراین همانطور که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند که دولت باید کاری کند تا کاغذ با قیمت ارزان در اختیار همه ناشران قرار بگیرد تا کتاب به شکل ارزان تر تولید شود و به فروش برسد.
260 هزار تن کاغذ وارداتی گم شد!
مدیر انتشارات شهرآب به بی برنامگی مسئولان در مدیریت بحران کاغذ اشاره می کند و می گوید: اکنون کارگروه کاغذ ثابت کرده که توانایی اداره بحران کاغذ را ندارد و ارز را به واردکنندگانی تخصیص می دهد که نظارتی بر عملکرد آن ها نیست. به عنوان مثال رئیس کارگروه کاغذ اعلام کرده بود از 260 هزار تن کاغذ وارداتی حدود 10 درصد واردکنندگان این کاغذ را به سامانه تحویل داده اند. یعنی 90 درصد این کاغذ ها در یک حلقه مفقوده ای است که هیچ کس از آن اطلاعی ندارد.
او ادامه می دهد: عملکرد کارگروه کاغذ نشان می دهد که به شدت ناموفق بوده و در واقع برنامه ریزی خاصی در کارش ندارد. حتی نظارت بر کسانی که کاغذ را با ارز 4 هزار و 200 تومانی وارد کرده اند نیز نداشته است؛ بنابراین معتقدم که اعضای کارگروه باید تغییر کنند و عمدتا از قشر داخل صنف باشد. زیرا که تشکل های نشر می توانند مسئله کاغذ را ساماندهی کنند.
نگاه ویژه ای برای تولید و خودکفایی کاغذ وجود ندارد
همانطور که گندم ماده اصلی قوت مردم است، کاغذ نیز به عنوان ماده اصلی تغذیه فکر و فرهنگ مردم مورد نیاز است؛ بنابراین باید نگاه دولت به این کالا نگاه یک کالای استراتژیک و کاربردی باشد. مسئله ای که تورانیان آن را بیان می کند و در ادامه می گوید: چه این دولت و دولت های قبل نگاه ویژه به بحث تولید و خودکفایی کاغذ نداشتند؛ و مشکل اصلی ما این است که هیچ جدیتی در این قضیه نبوده است.
از سوی دیگر، اما مافیای کاغذ نیز به بحران این کالا دامن زده است. مدیر انتشارات شهرآب در این باره می گوید: من معتقدم، مافیای کاغذ در پشت صحنه واردات این کالا خودش را پنهان کرده و منافع عالی و سود های کلان از این مسیر باعث می شود تا برخی افراد طوری سیاست ها را همراهی کنند که هیچ وقت در بحث خودکفایی کاغذ حرکت نکنیم و همیشه کاغذ به عنوان کالای واردات محور در کشور پیش برود.
نهاد هایی که فقط ژست مسئولیت پذیری به خود گرفته اند، اما ...
او به مشکلات تولید کاغذ در کارخانه ها اشاره می کند و اظهار می دارد: در زمینه تولید کاغذ کارخانه هایمان چند مشکل اساسی برمی داریم. یکی اینکه کارخانه هایی که موجود هستند، اما به حال خودشان رها شده اند و هیچ نظارت و کنترلی بر این کارخانه ها نیست. یعنی کارخانه کاغذی که به عنوان یک سرمایه ملی و راهبردی برای کشور باید مطرح باشد در شرایط فعلی هیچ کاغذی تولید نمی کنند بلکه لیوان و بشقاب کاغذی را در دستور کار تولید خود قرار داده اند و بدتر آنکه برخی از این کارخانه ها خمیر کاغذ را به خارج از کشور صادر می کنند. یعنی خمیری که باید تبدیل به کاغذ شود را از کشور خارج می کنند و آن وقت چند برابر آن پول می دهیم تا کاغذ به کشور وارد کنیم.
تورانیان درباره مسئولانی که وظیفه حل بحران کاغذ را برعهده دارند، می گوید: باید کارگروه کاغذ و وزارتخانه صمت با کارخانه ها تعامل و نشست داشته باشد و مشکلات آن ها را بررسی کند. حتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز به عنوان متولی فرهنگ و به منظور مطالبه گری باید این تعامل را داشته باشد. اما عملا می بینیم که همه نهاد ها با یک بی توجهی خاص به این بحث مهم ملی کشور پشت کرده اند و فقط ژست مسئولیت پذیری به خود گرفته اند.
راه اندازی کارخانه تولید کاغذ از ساخت نیروگاه هسته ای سخت تر نیست
مدیر ناشر شهرآب با بیان این مسئله که راه اندازی کارخانه های تولید کاغذ از ساخت نیروگاه هسته ای ما سخت تر نیست، می گوید: ما هم دانش تولید کاغذ را داریم هم توانایی و امکانات و بازار آن را. اگر کارخانه کاغذی راه اندازی شود علاوه بر مسئله اشتغال زایی که کارگران می توانند در سه شیفت کار کنند، نیاز داخلی کشور برای کاغذ تامین می شود و علاوه بر آن با واردات این کالا که مانند طلای سفید است، می توانیم نیاز های کشور های همسایه را برطرف کنیم و ارز آوری داشته باشیم. این گونه یکی از اهرم های تحریم که دشمن علیه ما انجام می دهد را می توانیم خلا سلاح کنیم.
در واقع با توجه ویژه به تولید کاغذ در کشور هم خودکفا می شویم، هم اشتغال زایی می شود و هم برای کشور سودآور خواهد بود. البته تورانیان به مسئله نگاه مدیریتی در کشور نیز اشاره می کند و می گوید: نگاه مدیریت تا زمانی که نگاه جهادی نباشد ما هرگز در تولید کاغذ موفق نخواهیم شد. اگر نگاه واردات محور از مسئولان امر دور نشود کاری به جایی نمی رسد.
مدیر نشر شهرآب به نقش بانک مرکزی در حل بحران کاغذ اشاره می کند و می گوید: سیستم بانک ها و بانک مرکزی در زمینه نقدینگی حمایت های لازم را باید انجام دهد آن وقت کارخانه های کاغذ سازی زودتر از آن چه که فکر می کنید راه اندازی خواهد شد و در راستای اقتصاد مقاومتی فعالیت خودش را آغاز خواهد کرد. این کارخانه های فرصتی در برابر تهدید هایی است که سال ها دشمن آن را به رخ می کشد.
موضوع مهم بازیافت کاغذ که از آن غفلت می کنیم
او با بیان این مسئله که در کنار راه اندازی کارخانه تولید کاغذ، کارخانه بازیافت کاغذ را نیز راه اندازی کنیم و بهترین بهره را از آن ببریم، می گوید: بازیافت کاغذ از کاغذی که به عنوان باطله استفاده می شود، بسیار حائز اهمیت است، زیرا که هم از اسراف جلوگیری می کند و هم به حل بحران کاغذ کمک ویژه ای خواهد کرد. در واقع کاغذ های باطله نباید همراه زباله برود و دفن شود. بلکه باید فرهنگ سازی صورت بگیرد و اعلام شود که مردم این کاغذ های باطله را در سطل آشغال نریزند؛ و البته در کنار آن کارخانه های بازیافت کاغذ نیز راه اندازی شود.
تورانیان به کشور هایی که در زمینه بازیافت کاغذ فعال هستند اشاره می کند و می گوید: کشور های پیشرفته ای مانند آلمان در زمینه بازیافت کاغذ فعالیت ویژه ای دارند و از این راه کتاب های ارزان قیمت را به چاپ می رسانند. زیرا که کاغذ بازیافت حکم چاه نفت را دارد. این کاغذ های باطله می تواند تبدیل به خمیر کاغذ شود و مجددا از آن کاغذ تولید شود؛ بنابراین ما نیز از تجارب دیگر کشور ها باید استفاده کرده و برای حل بحران کاغذ قدم مهمی برداریم.
داود محمدی درگفت وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت درباره تاثیر گرانی کاغذ بر اوضاع کتاب های مرجع در حوزه دانشگاهی،گفت: اگر تولید کتاب از تیراژ مناسبی برخوردار نباشد، بطور حتم برای ناشران تولید کتاب، مقرون به صرفه نخواهد بود بنابراین الزامی است که دولت فکر اساسی برای تنظیم نرخ کاغذ در کشور بویژه در حوزه کتاب های مرجع دانشگاهی کند زیرا توسعه فرهنگ کتابخوانی ارتباط مستقیم با افزایش سرانه توسعه علمی در کشور دارد.
تزریق یارانه دولتی در حوزه کتاب یک ضرورت انکارناپذیر است
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه تزریق یارانه دولتی در حوزه کتاب یک ضرورت انکارناپذیر است تصریح کرد: کتاب های علمی خوانندگان خاص خودشان را دارند بنابراین نباید در این حوزه به هیچ وجه ممکن با گرانی کتاب روبرو شویم.
وی ادامه داد: گرانی کتاب های مرجع دانشگاهی، تاثیر منفی در روند مطالعه کتاب در حوزه دانشگاهی دارد و این در حالی است که با توجه گرانی کاغذ حتی کپی کردن کتاب نیز برای دانشجویان صرفه اقتصادی نخواهد داشت و از سوی دیگر نیز کپی کردن کتاب نیز جهت مطالعه جلوه مناسبی ندارد.
مطالعه کتاب صرفا به طریق اینترنت بهره وری جامع در حوزه علم ندارد
نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه مطالعه کتاب صرفا به طریق اینترنت بهره وری جامع در حوزه علم ندارد تصریح کرد: دولت و مجلس برای رفع معضل گرانی کتاب می بایست ورود مستقیم کنند زیرا کتاب های مرجع دانشگاهی جز ضروریات توسعه علمی در حوزه دانشگاهی تلقی می شوند.
هزینه تولید و گرانی کاغذ عامل اساسی افزایش نرخ کتاب های مرجع
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان اینکه افزایش هزینه تولید و گرانی کاغذ عامل اساسی برای افزایش نرخ کتابهای مرجع در حوزه دانشگاهی تلقی می شوند یادآورشد: تولید تیراژ پایین کتاب برای انتشاراتی ها و مولفان کتاب در شرایط گرانی کاغذ صرفه اقتصادی ندارد ./
پایان پیام
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، علم دینی موضوعی است که در دهه های گذشته بارها مورد تاکید رهبران انقلاب اسلامی بوده و عدم تحقق و توجه به آن نیز توسط چهره های انقلابی مورد نقد واقع شده است.
به عقیده محمدحسین رجبی دوانی، نویسنده، پژوهشگر و کارشناس تاریخ اسلام و عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین علیه السلام علت عدم شکل گیری نظام علمی دینی در طول چهل سال بعد از انقلاب اسلامی را باید در ریشه های عمیق تر مربوط به باور مسئولان جمهوری اسلامی ایران جستجو کرد. در این زمینه با او به گفتگو پرداخته ایم که مشروح قسمت اول گفتگو در اختیار مخطبان قرار می گیرد.
انقلاب اسلامی بار دیگر دین را به عرصه زندگی بشر بازگرداند
انقلاب اسلامی ایران یک تحول عظیم نه تنها از لحاظ سیاسی بلکه از نظر فکری و فرهنگی هم پدید آورد و مبانی تفکر غرب که حدود 400 سال سعی کردند بر جهان حاکم کنند به چالش کشید و برخلاف آنچه لیبرالیسم فریاد می زد و ادعا داشت که انسان باید محور همه چیز باشد یا خدا مرده است یا سود بیشتر و نفع بالاتر اصالت بیشتری برای انسان دارد و یا دین هم باید از عرصه سیاست برود و تنها جنبه شخصی داشته باشد، انقلاب اسلامی مطرح شد و بار دیگر دین را به عرصه سیاست و اجتماع برگرداند و مبانی غرب را به چالش کشید.
نظام سلطه استقلال مردم ایران را برنمی تابد
ولی متاسفانه نظام سلطه شرایطی را برای انقلاب در این 40 سال پدید آورد و معضلاتی به مردم ایران تحمیل کرد معضلاتی همچون جنگ هشت ساله و ازهمان ابتدای انقلاب تحریم های گسترده را بر مردم ما وضع کردند و در مجامع بین المللی هر روز سنگی جلوی پای ملت ایران انداختند تنها به این علت که مردم ایران می خواهند ملتی مستقل از کدخدا و غرب باشند و نظام سلطه این استقلال را برنمی تابد و درصدد است تا این مردم را به ستوه بیاورد.
هم صدایی عده ای در داخل با نظام سلطه نتیجه ای جز مقابله با نظام اسلامی ندارد
در طول این چهل سال کسانی که ادعای روشنفکری داشتند مردم را به این سمت و سو سوق دادند که نظام دینی نمی تواند کارآمد باشد و خواسته یا ناخواسته دقیقا همان چیزی را که غرب برای مقابله با انقلاب اسلامی مطرح می کند، مطرح کردند و لیبرالیسم را به عنوان راه سعادت و نجات برگزیدند و سعی دارند که این تفکر را به اسم علم در داخل کشور رواج دهند
خودباختگی برخی مسئولان در مقابل آمریکا یادآور وادادگی شاهان قاجار است
این جریان غربگرا در جایی می گوید علم، دینی و غیردینی ندارد و در جایی دیگر می گوید هنر برای هنر و یا سیاست برای سیاست اصالت دارد. اما همزمان از بعد دیگری هم می گویند دنیا به سان دهکده ای است که کدخدای آن آمریکا است و باید با این کدخدا کنار آمد و سازگاری کرد و لذا متاسفانه ما شاهد بروز نوعی نگاه به مسائل هستیم که خاطره تلخ دوران قاجار را برای ما زنده می کند یعنی افرادی که در اثر خودباختگی در برابر قدرت های به ظاهر بزرگ غربی فکر می کنند که باید با آنها کنار آمد و به آنها امتیاز داد تا بتوانیم خودمان را از شر آنها حفظ کنیم و در این میان شاید از عصبانیت کدخدا کاسته شد و ترحم نمود و گذاشت ما هم با حداقل ها زندگی داشته باشیم.
طبقه غربگرا و اشرافی از نزدیکی با آمریکا به دنبال منافع مادی هستند
البته این طبقه غربگرا و اشرافی خود به حداقل ها راضی نیستند و اتفاقا از نزدیکی با آمریکا دنبال مطامع دنیوی غیرمعمولی است که جز از طریق وطن فروشی و تضعیف کشور در مقابل غرب صاحب آن نمی شود شما شاهدید که تعداد زیادی از کسانی که دم از کدخدا می زدند امروز توسط دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور به علت دست اندازی به بیت المال و فسادهای مالی و ... تحت پیگیری هستند یعنی همزمان که دم از کدخداگرایی و مذاکره با آمریکا می زنند و اینطور برای مردم تصویرسازی می کنند که اگر با آمریکا نباشیم وضعمان خوب نخواهد شد، دست خود و یا اطرافیان شان در بیت المال است.
اگر در عهد قاجار در حاکمیت ضعیف پادشاهانی خودکامه و عیاش و در اوج قدرت های سیاسی بزرگ عده ای در داخل چنین دیدگاه واداده ای داشتند و در مقام وزارت و در روزنامه ها چنین سخنانی را بر زبان جاری می کردند، جای بسی تاسف است که عده ای خودباخته در زمان ما و آن هم با انقلاب عظیمی که تمام معادلات جهان غرب و نظام سلطه را درهم ریخته و مبانی تفکر آنها را به چالش کشیده و به خصوص بعد از جنگ تحمیلی که انقلاب نوپای ما از پس تمام این دشمنی ها سرافراز بیرون آمده، ما مشاهده می کنیم که با ذلت به غرب متوسل می شوند و به مردمی سرافراز که در طول 40 سال مقابل نظام سلطه ایستاده اند، همان حرف هایی را می گویند که افراد ضعیف نیز در عصر قاجار می گفتند.
حقارت و ذلت تربیت یافتگان غرب نسبت به غربی که در حال سقوط است
باید توجه داشت که این نوع نگاه یک نگاه خائنانه است و اگر بخواهیم خیلی خیلی خوشبین باشیم به سبب حقارت و ذلتی است که در این افراد نسبت به غرب وجود دارد این افراد معمولا تحصیلکرده ها و تربیت شدگان غرب هستند و چنان غرب در چشم و باور آنها بزرگ است که حتی اگر غرب مقابل آنها نابود هم شود باور نمی کنند به فرموده امام خمینی (ره) اگر از شر محمدرضا پهلوی خلاص شویم به این زودی ها از شر تربیت یافتگان غرب و شرق خلاص نخواهیم شد.
این ها ظرفیت عظیم اسلام و انقلاب اسلامی و تفکری که انقلاب را به پیروزی رساند و هدایت کرد نشناختند و از این حیث مانند اسلاف بدبختی که در عصر قاجار دم از سازش با غرب و امتیاز دادن به غرب می زدنند می زنند حال آنکه غرب خودش در سراشیبی سقوط قرار دارد و فضیحت هایی از ابعاد گوناگون آن را فراگرفته است.
اگر قرار بود دین در سیاست، علم و فرهنگ دخالت نکند برای چه به اسم اسلام انقلاب کردیم؟
اگر قرار بود علم برای علم، هنر برای هنر و سیاست برای سیاست باشد و دین در آنها دخالتی نداشته باشد چرا به اسم اسلام انقلاب کردیم و چرا انقلاب ما انقلاب اسلامی نام گرفت و چرا با استقبال مواجه شد؟
هدف غربگراها از شرکت در انقلاب اسلامی چه بوده است؟حضور اتفاقی یا نفوذ؟
چرا خیلی از همین افرادی که امروز مقابل غرب واداده هستند در این انقلاب شرکت کردند؟ مگر نمی دانستند که این انقلاب در مبانی در تضاد کامل با غرب است؟ می شود باور کنیم که این افراد همین طوری اتفاقی وارد جریان انقلاب شدند یا نه از این تضاد اطلاع داشتند ولی گفتند بگذار وارد انقلاب شویم و بعدا مبانی غیراسلامی را به درون آن تزریق کنیم تا انقلاب اسلامی را از درون بپاشانیم؟
اگر انقلاب اسلامی را قبول دارید چرا به صاحب نظریه مرگ اسلام جایزه می دهید؟
گویی اصلا عده ای متوجه تفاوت ماهیت اسلامی انقلاب مردم ایران نیستند انقلابی که باید همراه با آن همه ارکان و ساختار کشور اسلامی می شد. این انقلاب در مرحله اول نظام سیاسی حاکم را دگرگون کرد و از بین برد و نظام ولایت را برپا کرد که تا قبل از آن بی سابقه بود مساله این است که اگر دولتی انقلاب اسلامی را قبول دارد چرا باید به فردی به نام که صاحب نظریه مرگ اسلام است جایزه برتر فارابی را بدهد و علاوه بر آن مورد حمایت های وزرای دولت همچون وزیر راه و شهرسازی اسبق همین دولت قرار بگیرد؟
این فرد که صاحب نظریه ایران شهری گری مدرن است عنوان می کند که باید ایرانی گری باستانی با لیبرالیسم آمیخته شود در حالیکه این دو با هم تضاد دارند.
مسئولان و مدیرانی که باور به انقلاب اسلامی ندارند
انقلاب اسلامی باعث دگرگونی در عرصه سیاسی شد و این مورد مهم تر از همه شقوق انقلاب بود چون این نظام سیاسی است که می تواند عرصه های دیگر جامعه را مدیریت و متحول کند یعنی انقلاب در عرصه های اقتصاد، فرهنگ و اجتماع ذیل انقلاب سیاسی رقم می خورد.
ولی بعد از مدتی از انقلاب، مسئولان و مدیرانی پیدا کردیم که باوری به انقلاب اسلامی نداشتند اگر چه بعضا در انقلاب هم حضور داشتند اما قائل به این نبودند که باید ساختار نظام را در بعد سیاست، فرهنگ و اقتصاد اسلامی کرد و صرفا انقلاب اسلامی را وسیله ای برای کنار زدن رژیم پهلوی می دانستند.
این کتاب که به قلم دکتر سهراب صلاحی استاد دانشگاه جامع امام حسین(ع) به رشته تحریر درآمده در 500 صفحه از منظر حقوق و روابط بین الملل زوایای مختلف برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) و شرایط انعقاد این توافق نامه را مورد واکاوی قرار می دهد. کتاب توهم یا واقعیت همچنین به شکلی مستند و تاریخی به بررسی ادعای پیشگیری از جنگ به واسطه توافق هسته ای برجام می پردازد. بررسی نقض عهد طرف های غربی معاهده، بازخوانی کارنامه آمریکا در پایبندی به تعهدات بین المللی و مرور اشتباهات راهبردی در فرآیند مذاکرات هسته ای توسط نویسنده در این کتاب، اطلاعات جامعی در اختیار خواننده می گذارد تا دستیابی به یک عبرت تاریخی از رهگذر بررسی برجام را هموار کند. دفتر پژوهش های کیهان قصد داشت این کتاب را همزمان با سی و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب عرضه کند که پس از تأخیر در روند کار، مجوز کتاب در آخرین لحظات صادر شد و عملا شرایط انتشار کتاب توهم یا واقعیت جهت حضور در نمایشگاه کتاب تهران مهیا نشد.اکنون علاقه مندان به این کتاب و سایر محصولات دفتر پژوهش های کیهان می توانند از طریق کتاب فروشی کیهان در خیابان انقلاب و یا شماره تلفن های 33110709 و 33110201 نسبت به تهیه کتاب اقدام نمایند.
لینک خبر : روزنامه کیهان ارائه این آمار شائبه های زیادی را میان اهالی فرهنگ و ادب به وجود آورد که ناشران شهرستانی اگر با مجوزها و سهمیه کاغذی که در اختیار دارند کتاب چاپ نمی کنند، پس به چه کاری مشغول هستند.
برمبنای آمار مؤسسه خانه کتاب، در فروردین امسال ناشران تهرانی 2452 عنوان کتاب منتشر کرده اند و سهم ناشران شهرستانی تنها 172 عنوان کتاب بوده است. از نظر جغرافیای نشر، 93 درصد کتاب ها در تهران، 4 درصد در خراسان رضوی، یک درصد در البرز و 2 درصد در سایر استان ها منتشر شده اند.
اما تماس با یک ناشر فعال شهرستانی نشان داد آمار ارائه شده مؤسسه خانه کتاب درست نیست و بر اساس اطلاعات ثبت شده در سیستم این مؤسسه منتشر شده و نه واقعیت موجود!
داریوش نویدگویی، مدیر انتشارات نوید شیراز که بیش از پنج دهه در صنعت نشر فعالیت دارد و کتاب های زیادی در همه این سال ها منتشر کرده، در واکنش به آمار منتشر شده، به خبرنگار ما گفت: پیش از این ها مؤسسه خانه کتاب بر اساس شمارگان کتاب های منتشر شده بین ناشران شهرستانی رتبه بندی کرده بود . این مؤسسه در همان زمان تعداد صد و چند عنوان کتاب را مربوط به ناشران استان فارس ذکر کرده بود، در حالی که فقط نشر من (نوید شیراز) در سال 97، 115 عنوان کتاب منتشر کرده است. وقتی این تعداد عنوان کتاب را مربوط به استان فارس دیدم متوجه اشتباه آماری شدم. وقتی فقط یک نشر توانسته بیشتر از 100 عنوان کتاب منتشر کند باید نتیجه گرفت این آمار اشتباه است.
این ناشر ادامه داد: این مسئله را به مدیرعامل خانه کتاب اطلاع دادم و پس از بررسی ها متوجه شدم به خاطر ناهمانگی بین ادارات ارشاد شهرستان ها و مؤسسه خانه کتاب، فهرست کتاب هایی که در شهرستان ها مجوز می گیرند و اعلام وصول می شوند به تهران منتقل نمی شود و جزو آمار خانه کتاب قرار نمی گیرد. مثلاً نشر من در چهارسال اخیر بیش از 400 عنوان کتاب منتشر کرده، در حالی که خانه کتاب از این تعداد کتاب منتشر شده مطلع نبود و ملاک آن ها برای ارائه آمار، تعداد کتاب های ثبت شده در سیستم خودشان است.
به گفته نویدگویی در فروردین 1398 فقط انتشارات نوید شیراز 12 عنوان کتاب منتشر کرده است در حالی که براساس آمار ارائه شده در رتبه بندی فروردین ماه، استان فارس جزو ناشرانی قرار گرفته است که اصلاً کتابی تولید نکرده اند.
این ناشر می گوید: پس از پیگیری ناشران قرار شد مؤسسه خانه کتاب از طریق نماینده ای که در شهرستان ها می گذارد در جریان انتشار کتاب ها قرار گیرد تا عناوین کتاب ها بی واسطه وارد سیستم خانه کتاب شود.
نویدگویی در پاسخ به این پرسش که وارد نشدن عنوان کتاب ها در سیستم مؤسسه خانه کتاب چه تبعاتی برای ناشر دارد، گفت: آمار نادرست سبب می شود در زمان نمایشگاه که براساس عنوان کتاب به ناشر غرفه می دهند، حق ناشران پرکار دیده نشده، ضایع شود.
انتهای پیام/
روزنامه فرهیختگان در گزارشی آورده است: کاغذ را روی سرش گذاشته و با همان حالتی که مشخص است کلافه و ناراحت شده، روی پله مغازه ای که از آن بیرون آمده است، نشسته و به روبه رویش خیره می شود و گاهی هم کاغذی را که روی سرش گذاشته، برمی دارد و نگاه می کند. جلو می روم و می گویم: داخل مغازه بودم و دیدم که بحث می کردید. برای خرید کاغذ آمده اید؟ سری تکان می دهد و می گوید: الان سه ماهی است که هر روزمان همین شده، باید اینجا بیایم و برای چند بند کاغذی که می خواهیم، التماس کنیم. می گویم: چرا التماس؟
پوزخندی می زند و می گوید: می گویند، کاغذ نیست. خب یعنی چه که کاغذ نیست؟ شاید باورتان نشود، اما حاضرم بیشتر از آن قیمتی که می گویند، پول بدهم اما کاغذی را که می خواهیم بخرم. ولی نمی فروشند! درصورتی که کاغذ هم دارند. دیدم که با تلفن زدن یک دفعه چند تن کاغذ می فروشند، اما به کسی که با آنها آشنا باشد یا سودهای چندین برابری نصیب شان کند. من پارتی ندارم که بتوانم راحت خرید کنم. حتی از کسی که همیشه کاغذ می خریدم، دیگر نمی توانم کاغذ بخرم. می گوید ندارم!
می گویم: وقتی قرار است پول بدهید که دیگر پارتی نمی خواهد. از جایش بلند می شود و می گوید: سری بزنید به همین چند مغازه اول خیابان ظهیر الاسلام، می بینید که اوضاع چقدر به هم ریخته است. هیچ کاغذی نمی فروشند. حتی با همان قیمتی که خودشان گفته اند. کاغذهای شان را انبار می کنند تا قیمت ها را بالاتر ببرند، اتفاقاً موفق هم می شوند؛ در این اوضاع فقط ناشران خرده پا و کاغذ فروشانی که به جایی وصل نیستند، زمین می خورند و هیچ کس هم به فکرشان نیست.
در نهایت شاهد این مساله بودیم که بعد از نمایشگاه کتاب تهران و با وجود تاکیداتی که رهبر معظم انقلاب بر مساله کاغذ داشتند، اما باز هم شاهد این بودیم که قیمت کاغذ همین طور بالا رفت و به بندی 500 هزار تومان هم رسید! بعضی ها علت گرانی را به مساله واردات گره می زنند و می گویند اگر واردات تسهیل شود، این مشکلات حل خواهد شد، چون درصورت واردات آزاد، کاغذ مورد نیاز وارد کشور می شود و همین مساله باعث پایین آمدن قیمت و در کنار آن وجود کاغذ زیاد در بازار می شود. البته در مقابل این گفته هم، نظرات دیگری وجود دارد مثلاً یک سری معتقدند باید کارخانه های داخلی به سمت تولید بروند تا بخشی از نیاز داخل را برآورده کنند. مرتضی هاشمی مقدم، یکی از فعالان صنعت چاپ معتقد است دلالی باعث این اتفاق شده است.
او می گوید: دلالی در بازار تمامی ندارد و تمام قیمت های بازار را این افراد سودجو تعیین می کنند، به طوری که هر روز در بازار برای خرید و فروش کاغذهای مختلف ساعت 10 صبح به بعد قیمت ها را نسبت به نرخ دلار روز تعیین و به فروش می رسانند. بخشی از این مساله به خاطر این است که کاغذها با ارز دولتی و ماه ها قبل وارد کشور شده است و هیچ گونه نظارتی هم بر آن نیست. قیمت گذاری کاغذ در بازار متولی ندارد و همین چندنرخی بودن قیمت کاغذ، بازار را به چالش کشیده است و در چند ماه گذشته قیمت های کاغذ را چندین برابر افزایش داده که این موضوع برای صنعت نشر مخرب است و تبعات این وضعیت، حوزه هایی که نیازمند به کاغذ هستند، مانند حوزه های دانشگاهی، آموزشی، مطبوعاتی و... را دچار اختلال می کند. در انبارهای شورآباد به اندازه کافی کاغذ موجود است و فقط باید قیمت ها در این بخش یکسان سازی شود تا پای دلالان حذف و بازار به تعادل برسد.
از طرف دیگر، حرف های مسئولان وزارت صمت هم شنیدنی است. فرشاد مقیمی، معاون امور صنایع وزیر صنعت درخصوص میزان تولید کاغذهای مختلف در کشور می گوید: از سال 92 تا 97 در کشور 50 هزار تن کاغذ تولید شده است و 87 هزار تن واردات کاغذ تیشو داشتیم که در سال 97 تولیدات کاغذ تیشو به 153 هزار تن رسید و واردات آن به 6 هزار تن کاهش یافت به رغم اینکه در سال 97 حدود 10 هزار تن کاغذ تیشو به کشورهای دیگر صادر کردیم. درخصوص کاغذهای بسته بندی، لاینر و فلوتینگ، بین سال های 92 تا 97 در کشور 550 هزار تن تولید و 189 هزار تن واردات داشتیم. در سال 97، تولید این سه نوع کاغذ با افزایش چشمگیری مواجه شد و به 725 هزار تن رسید و واردات آن به 22 هزار تن کاهش یافت. از طرف دیگر در سال 97 شاهد صادرات بیش از 188 هزار تن کاغذهای بسته بندی، لاینر و تیشو بودیم. با وجود پیشرفت هایی که در ارتباط با تولید کاغذهای ذکر شده داشتیم، اما حدود 90 درصد از کاغذهای چاپ، تحریر و روزنامه در کشور وارداتی است.
وزارت صنعت وظیفه سیاستگذاری درخصوص خودکفایی و توسعه تولید کاغذ را ندارد، با توجه به دستورات رهبر معظم انقلاب اسلامی، با وزارت ارشاد به توافق رسیدیم که این بحث در مجلس مطرح شود و وزارت صنعت نیز در این سیاستگذاری ها با دیگر ارگان ها شریک شود تا مشکل کاغذ را در کشور هرچه سریع تر رفع کنیم. با توجه به برنامه ها و سیاستگذاری هایی که در این موضوع به کار گرفته شده، پیش بینی می شود تا دو سال آینده در کشور هیچ مشکلی در بحث کاغذ نداشته باشیم. این حرف ها مقدمه ای شد که بگوییم این بار به سراغ واردکنندگان کاغذ رفتیم، کسانی که خیلی ها معتقدند نبض بازار کاغذ را به دست دارند، پول پارو کرده و حتی قیمت کاغذ را جابه جا می کنند. کارهای عجیب و غریبی انجام می دهند تا قیمت ها را بالاتر ببرند، به قول معروف یک شب تا صبح 100 هزار تومان روی هر بند کاغذ می برند! حرف های برخی از این واردکنندگان را در این گزارش و در ادامه خواهیم آورد. از وارد کننده ای که به ورشکستگی و به قول خودش بی تفاوتی به این اوضاع رسیده تا کسی که در این زمینه فعال است و معتقد است که برخی رسانه ها، خیلی از مسائل حوزه کاغذ را نمی بینند و در این میان، واردکنندگان کاغذ با ارز دولتی بدنام می شوند.
بیشترین ارز برای واردات را چه کسانی گرفته اند؟
در گزارشی که 90 اقتصادی منتشر کرده است، طی یک سال اخیر دو شرکت ارمغان گسترنوید و نگارگسترهامون 7.33 میلیون دلار ارز 4200 برای واردات کاغذ گرفته اند. این درحالی است که قیمت کاغذ در یک سال اخیر 353 درصد رشد داشته است. بررسی ها نشان می دهد برادران طهرانی با شرکت ارمغان گسترنوید و برادران خوش بین با شرکت نگارگسترهامون کل بازار کاغذ روزنامه را در دست دارند. قیمت کاغذ از مرداد سال گذشته که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندین واردکننده ازجمله این دو شرکت را به صورت انحصاری مسئول واردات کاغذ کرده، حدود 300 درصد رشد داشته است.
حسین حدادنژاد، مدیر کاغذ و مقوای پارس:
وقتی به حدادنژاد برای گفت وگو زنگ زدم و هماهنگی ها را انجام دادم، آنقدر بی انرژی صحبت می کرد که اولین سوالم در مورد همین مساله بود؟ حرف هایش ناراحت کننده است و با خواندش متوجه می شوید که این تغییر قیمت ها چقدر می تواند روی کسب وکار فردی که سال هاست در این عرصه فعالیت می کند، تاثیرگذار باشد.
چه چیزی باید بگویم؟ مگر حرفی برای گفتن هم داریم؟ سال هاست که برای کاغذ مشکل داریم. فکر کنید، زمانی بنده به راحتی واردات انجام می دادم و کارم این است که کاغذ وارد کنم، اما حالا فقط نظاره گر بازار شده ام.
هیچ کاری نمی توانیم انجام بدهیم. خیلی از دوستان من در همین خیابان ظهیرالاسلام که عمری است در همین جا در حال فعالیت هستیم، مغازه های شان را برای همیشه بستند و عطای کار در این حوزه را به لقایش بخشیدند. می دانید چرا؟ چون اهل پارتی نبودیم که خودمان را به کسی وصل کنیم. مشکل ما از زمان دولت دهم شروع شد. همان زمان قیمت کاغذ به یک باره بالا رفت و همه ما را دچار مشکل کرد. هر چقدر هم حرف بزنیم، فایده ندارد، چون نمی شنوند و نمی شنوند. فساد در مساله رانت کاغذ زیاد است و این زیاد بودن فساد باعث شده کم کم همه چیز عادی شود.
یکی از واردکنندگان کاغذ: به ما نگویید دزد، دزدی ها جای دیگری است
ابتدای صحبت مان قرار بود اسمش را بزنیم، اما بعد از اینکه حرف هایش را شروع کرد، خواست که اسمش را منتشر نکنیم. برای احترام به این واردکننده معروف کاغذ، حرف هایش را بدون ذکر اسمش منتشر می کنیم. بنده 30 سال است کارم در همین حوزه کاغذ است، اینکه گفته می شود، کاغذها در انبار دپو شده است و وارد بازار نمی شود، حرف نادرستی نیست. بنده طبق آمار و ارقام و ورودی گمرک و خروجی مصرف به شما ثابت می کنم که خیلی از وارد کننده ها کارشان را درست انجام داده اند. شما اگر به اوایل سه ماهه سال 97 بازگردید، این موضوع را خواهید دید، آن زمان انبارها نقل و انتقال داشتند، کاغذ از انبارهای تهران خارج می شد و آنها را به اطراف تهران مثل اسلامشهر و شهریار می بردند. اما اینکه چرا کاغذ الان این طور شده، باعث و بانی اش عدم واردات و ثبت سفارش در یک سال گذشته یعنی همان سال 97 بود. این موضوع یعنی چه؟ یعنی اینکه وزارت صمت و مدیران آن تصمیماتی گرفتند و اجازه ندادند درکنار ارز 4200 تومانی، بازرگانان با ارز آزاد کاغذ وارد کنند. یعنی همه کاغذی که وارد کشور شده است با ارز 4200 بوده است. حالا این ارز 4200 دست چه کسی بود؟ دست وزارت ارشاد و وزارت بازرگانی که حواله می دهند.
اینکه بازرگانان را متهم کنند کاغذ احتکار کردند، حرف درستی نیست. البته نباید بگذریم از کسانی که این کار را انجام می دهند. اما 97 درصد بازرگانان با حواله ارشاد و حواله وزارت بازرگانی در طبق اخلاص کارشان را انجام دادند. حالا سه درصدشان ممکن است خلاف کرده باشند. پس می توان گفت اکثر واردکنندگانی که این ارز را دریافت کرده اند، توانسته اند کاغذها را تحویل دهند، شرکت ما تقریباً 25 هزار تن به دولت کاغذ تحویل داد. یک شرکت دیگر 4500 تن کاغذ به دولت تحویل داده است. این کاغذها کجا رفته است؟ کدام انبار؟ فاکتورهای ما موجود است. به روزنامه ها، کاغذ مورد نیازشان را تحویل داده ایم. از طرف دیگر با فاکتور می توانم بگویم یک رول کاغذمان را به زابل فرستادیم.
سوال من این است که چرا رسانه ها به این موضوع ورود نمی کنند؟ چرا فقط این عینک را زده ایم که همه وارد کنندگان، دزد هستند؟ دزد در جای دیگری است. ببینید ما کاغذمان را طبق حواله ارشاد، به دست روزنامه ها رساندیم. وزارت صمت هم دو حواله داد و ما تحویل شان دادیم. یک سری دیگر حواله هم برای تعاونی ناشران آشنا و وزارت آموزش و پرورش بود و حتی یک روزنامه دولتی از ما سه هزار تن کاغذ گرفته است، حالا می گویند سه هزار تن نبوده و 2900 تن بوده، برای همین 100 تنی که می گویند نبوده، اگر دروغ گفته باشم، بیایند بنده را اعدام کنند. الان تاریخی بگذارید، همین روزی که صحبت کردیم را به عنوان نشانه بگذارید، در دو ماه آینده با توجه به اتفاقاتی که در واردات خواهد افتاد و اگر روال به همین شکل باقی بماند، 20 تا 30 درصد قیمت کاغذ پایین می آید. این را مطمئن باشید.
این اطمینان را برای این مساله می گویم که ما بعد از ساعت ها مذاکره توانستیم وزارت صمت را قانع کنیم که اجازه دهند هرکس بتواند کاغذ وارد کند و این مساله فقط مختص کسانی که ارز دولتی می گیرند، نیست. از زمانی که این مساله اعلام شده، قیمت کاغذ هم پایین آمده است و اگر روال همین باشد، قیمت پایین تر خواهد آمد.
واردکنندگانی که تقلب می کنند
مطمئناً واردات کاغذ در اوضاع کنونی ساده ترین راه حلی است که برای حل مشکل به آن رسیده اند، اما مساله این است با وجود اینکه خیلی از واردت کنندگان می گویند در حال حل مشکل هستند، اما اتفاقاتی در این بین افتاده که وضعیت کاغذ را بغرنج کرده است. یک شرکت یا به عبارتی دیگر یک کارخانه که قرار است کاغذ تولید کند، وارد کار واردات می شود و به جای تولید، ارز دولتی می گیرد و کاغذ وارد می کند. مطمئناً جای واردکننده و تولیدکننده به خودی خود مشخص است، اما در همین بازاری که هیچ چیزش مشخص نیست، کارخانه تولید کاغذ، کاغذ وارد می کند و بعد هم کاغذها دپو می شوند! از این مساله می گذریم چون موضوع بحث مان این نیست، درباره اش هم صحبت زیاد شده و هیچ کس هم جوابی نداده است که چرا باید به یک تولیدکننده، ارز بدهند که کاغذ وارد کند.
اما موضوع دیگر که به گفته کسانی که کاغذ می خرند، کاری متداول شده، این است که فکر کنید شما روزنامه ای دارید و وارد کننده ای را می شناسید. 30 تن کاغذ هم می خواهید. اما از واردکننده به جای 30 تن، 60 تن کاغذ تحویل می گیرید و عملاً برای واردکننده 30 تن اضافه را انبار می کنید و انباردار او می شوید. در این صورت انبار واردکننده خالی می شود و خیلی راحت به همه می گوید کاغذهایش را با همان ارزی که وارد کرده به گیرنده رسانده، اما در واقعیت اتفاق دیگری افتاده است.
حجت الاسلام والمسلمین امیر میثم سعیدی در گفت و گو با خبرنگار گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با اشاره به برگزاری نشست خبر تبلیغ دینی به شیوه موثر با حضور اصحاب رسانه در دفتر آیت الله العظمی جوادی آملی، اظهار کرد: در این نشست، الگوی ارتباطی روحانیت با نسل جوان در ساحت مکتب تبلیغی، فرهنگی و علمی حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی از مراجع معظم تقلید تشریح شد.
مسئول دفتر آیت الله العظمی جوادی آملی در تهران افزود: آیت الله العظمی جوادی آملی باور بنیادی به استفاده از ابزار و شیوه های موثر در تبلیغ دینی دارد و دفاتر نمایندگی ایشان، نگاه علمی و نوآورانه ایشان در این حوزه را در سطحی وسیع گسترش می دهند.
وی اضافه کرد: دفتر تهران آیت الله العظمی جوادی (واقع در میدان شهدا، خیابان مجاهدین اسلام) برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدتی در راستای ترویج فرهنگ اسلام ناب محمدی و استفاده از ظرفیت مناسبت های دینی و انقلابی تدوین کرده است.
سعیدی بیان کرد: این دفتر تلاش دارد فعالیت های خود را با همکاری مساجد و مدارس علمیه و تعامل سازنده با دستگاه های تبلیغی و فرهنگی کشورمان انجام دهد و برای اجرایی شدن این اقدام تاکنون گام های خوبی برداشته ایم.
مسئول دفتر تهران آیت الله العظمی جوادی آملی اضافه کرد: تلاش داریم با استفاده از روش های هنری و عکس نگاشت (اینفوگرافی) اندیشه های دینی را در سطح شهر ترویج کنیم، در همین راستا می توان طرح های جالبی را در سطح ایستگاه های مترو اجرا کرد.
این کارشناس حوزه فرهنگ و اندیشه اسلامی ابراز کرد: دفاتر مراجع تقلید باید از انجام کارهای تکرای و عادی در حوزه فرهنگ سازی دوری کند و به سما ذائقه سازی حرکت کند.
سعیدی در ادامه با بیان اینکه مراسم سوگواری در مصائب اهل بیت(ع) و بیان مناقب و فضائل عترت(ع) پنجشنبه ها از ساعت 8 تا 9 و 30 دقیقه در دفتر تهران آیت الله العظمی جوادی آملی برگزار می شود، گفت: تلاش داریم از همه ظرفیت های فرهنگی، علمی، هنری و نوآورانه در زمینه اشاعه معارف قرآن و اهل بیت(ع) استفاده کنیم.
وی ادامه داد: کتاب های کوثر کربلا و کوثر اربعین ، تازه ترین آثار آیت الله العظمی جوادی آملی است که به ترتیب درباره معرفی شخصیت حضرت سیدالشهدا(ع) و حضرت زینب کبری(س) هستند و دفتر تهران این مرجع تقلید این کتاب را در اختیار علاقمندان قرار می دهد.
یادآور می شود، دفتر آیت الله العظمی جوادی آملی در تهران، میدان شهدا، خیابان مجاهدین اسلام واقع شده است و علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند با شماره های 021-33503573 و 09124677015 تماس بگیرند.
پایان پیام/ 397
به گزارش ایکنا ، مهر نوشت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال گذشته بابت برنامه حمایت از ترجمه و انتشار کتاب های ایرانی در خارج از کشور هزینه ای بالغ بر 12300 یورو و بیش از 15 هزار دلار به ناشران خارجی پرداخت کرده است. همچنین بیش از 45 هزار یورو نیز مصوبات این برنامه برای پرداخت به منظور ترجمه آثار ایرانی در سال 1397 است که هنوز پرداخت نشده است.
بر پایه این گزارش در سال گذشته 82 عنوان کتاب در این کارگروه به منظور ترجمه مورد بررسی و تصویب قرار گرفته است و این مبالغ به ناشران آن در کشورهای مختلف پرداخت شده است.
در میان کشورهای مقصد ترجمه آثار ایرانی در سال 1397 کشورهای ترکیه، مصر و چین بیشترین مقصد برای ترجمه آثار ایرانی بوده اند و جدای از این کشورهای قزاقستان، صربستان، آلمان و انگلستان را نیز می توان در میان این مقاصد پیدا کرد.
در میان مؤسسات نشری که سال گذشته که در سال گذشته موفق به فروش کتاب های خود در قالب این طرح شده اند مؤسسات نشر شباویز، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سوره مهر و مؤسسه شهرستان ادب بوده است.
پیش از این علی فریدونی دبیر این طرح با اشاره به مشمول شدن 400 عنوان کتاب از ابتدای راه اندازی طرح گرنت تاکنون گفته بود: دامنه حمایت دبیرخانه مذکور، شامل کتاب هایی می شود که در داخل کشور و با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است و موضوعات مورد حمایت شامل ادبیات (داستانی و غیر داستانی)، هنر، ایران شناسی، کودک و نوجوان و برگزیدگان جوایز ادبی معتبر جمهوری اسلامی ایران می شد. مبلغ حمایتی تا 1000 دلار برای کتاب کودک و تا 3000 دلار برای بزرگسال و نوجوان که به صورت معادل یورویی پرداخت می شود.
این گزارش می افزاید طرح گرنت با چنین کارنامه ای کماکان برنامه خود برای سال 1398 و نیز میزان مصوبات مالی خود را در سال جاری تاکنون معرفی نکرده است.
لازم به یادآوری است که معاونت امور فرهنگی در حوزه دیپلماسی فرهنگی، دبیرخانه طرح حمایت از ترجمه و انتشار کتاب ایرانی در بازارهای جهانی را از سال 1394 در اداره کل مجامع، تشکل ها و فعالیت های فرهنگی با هدف تقویت صنعت نشر ایران در حوزه بین الملل و گسترش زبان و ادبیات فارسی دایر کرده است.
انتهای پیام
گروه جهاد و مقاومت مشرق - حسین شرفخانلو را برای اولین بار در گعده فرزندات شاهد فعال در توییتر دیدیم. چهره آفتاب سوخته و مهربانش جذاب بود. همان دیدار، منجر به دیدارها و تماس های بعدی شد و خواندن کتاب ها و یادداشت هایش در فضای مجازی باعث شد برای گفتگو به مشرق دعوتش کنیم. در این گفتگو ضمن آشنایی مختصری با پدر شهیدش درباره ریزه کاری های نوشتن برای شهدا هم چیزهایی آموختیم که در بساط آموزش هیچ مدرسه و دانشگاهی پیدا نمی شود. از دو ساعت و بیست و نه دقیقه گفتگوی ما، بخش هایی غیر قابل انتشار بود اما آنچه در ادامه می خوانید، حاوی نکات مهمی است که خواندنش را به شما توصیه می کنیم. حسین برای گفتگو از شهر خوی به تهران آمد؛ دست ما را گرفت و به تبریز، دزفول، عربستان، کربلا و خیلی جاهای دیگر برد...
**: صحبت را از حال هوایت در روزهای یتیمی و دلتنگی برای پدر شهیدت شروع کنیم...
*: برای من که یک موجود خیلی مقدس را از دست داده ام و فقط نشانه هایش برای من مانده، دیدن این نشانه ها خیلی مهم است. شهیدی داریم که فقط یک عکس سه در چهار از او مانده؛ آن هم سیاه و سفید. هر چه هست همان عکس کوچک است. جالبتر اینکه فرزند این شهید، بعد از شهادت پدرش به دنیا آمده و هیچ درک زیستی هم از او ندارد.
شهید علی شرفخانلو - معاون لشگر 31 عاشورا
من 5 ماهه بودم که پدرم شهید شد. البته در زمان تولدم هم پیش ما نبود. جمعاً سه دیدار با پدرم داشته ام. یک بار وقتی که 40 روزه بودم. یک بار زمانی بود که من و مادرم به دزفول رفتیم و یک ماه آنجا بودیم که هوایش به من نساخت و بیمار شدم. خانه ای بود که یک اتاقش تحویل همسر شهید مهدی باکری، یکی ش تحویل همسر شهید حمید باکری و اتاق سوم هم برای ما بود. اینها معمولاً به خانه نمی آمدند. چند پتو و وسائل مختصری آنجا بود که مادرم و من در همان وضعیت زندگی می کردیم. یک بار هم در سردخانه معراج شهدای خوی، پدرم را دیدم. من در بغل مادرم بودم و یک مکاشفه ای هم آنجا اتفاق افتاد.
گفتگو با چند نویسنده دیگر را هم بخوانیم:
من یاغی ام و هزینه اش را هم می دهم! / توقعاتم از دوران اصلاحات برآورده نشد از ممیزان ارشاد تشکر می کنم! / بی خمینی سه سال است پشت در مانده / باخ روایت باخت یک گروه تروریستی است برای هیئتمان اتاقی را از شهرداری میلان اجاره می کنیم / ادبیات معشوق من است چرا شیخ حسین متصدی بوفه شد؟ / نام شهیدِ ارتشی را روی پادگان سپاه گذاشتند فساد پهلوی را بی پرده گفتم؛ با ارشاد به مشکل خوردم / شخصیت داستان من معتقد بود کراوات قلاده خریت است! داستان نویسان انقلابی به فیلمنامه نویسی مهاجرت کنند / وزارت فرهنگ به بی پروایی های جنسی حساسیت کمی دارد 200 متری خط مقدم آجیل می خوردند و منچ بازی می کردند! / خواندن عمار حلب از نان شب هم واجب تر است مظلومیت گردان کمیل به جای درست نویسی، درشت نویسی شد اصلاً حاج حسین یکتا را نمی شناختم / 14 بار بازنویسی در 3 سال موجب قوت کتاب شد / برای نوشتن این کتاب، بارها شکستم زیر و بم کوله گردی که این روزها در ایران رو به گسترش است / هیچ هایک یک سفر اشراقی است
**: یعنی برای شناسایی رفتید؟
*: نه؛ پدرم شهیدی شاخص و جزو موسسین سپاه آذربایجان بود. وقتی شهید شد، ثلمه ای به سپاه در آذربایجان وارد شد. من آبان 61 به دنیا آمدم و آذر 61 آقا مهدی فهمید که خدا به پدرم فرزندی داده؛ او را به بهانه ای به تبریز فرستاد و تاکید کرد که به خانه ات هم سری بزن.
**: یعنی همان دیدار روز چهلم...
*: بله؛ دوست و همراه پدرم تعریف می کند که علی (پدرم) زنگ زد که با هم به تبریز بیاییم. ما به سپاه تبریز رفتیم ولی هنوز میلی به خانه نداشت. خلاصه به سمت خوی حرکت کردیم و علی را کنار خانه پیاده کردم و گفتم سری به خانواده بزن. گفت: صبر کن تا برگردم...
**: یعنی آن دیدار هم آنقدر کوتاه بود...
*: پدرم داخل خانه می آید و بعد از مدت محدودی برمی گردد. دوستش می پرسد: علی! پسرت را دیدی؟ می گوید: بله. باز می پرسد به تو رفته یا به مادرش؟ علی جوابی نداشته بدهد و به فکر فرو می رود. دوستش دوباره پرسید: اینکه فکر کردن ندارد. مگر بچه را ندیدی؟ علی هم گفت: نه، ندیدم. صورتش را نگاه نکردم. دوستش پرسید: چرا؟ علی گفت: ترسیدم صورتش را نگاه کنم و محبت پدری و پسری به دلم بیفتد و نتوانم برگردم.
رفیق پدرم رِند بود و گفت: اینکه حساب نیست. اگر راست می گویی نگاه کن و بعدش دل بکن که اجرت مضاعف شود. همین می شود که پدرم دوباره برمی گردد و من و را می بیند.
دیدار بعدی مان هم می افتد به اسفند 61. پدرم مسئول تدارکات لشگر بود و همه چیز لشگر به او وابسته بود و نمی توانست کارش را رها کند. پسر خاله اش را مامور می کند که بیاید و من و مادرم را به دزفول و آن خانه ای که گفتم در محله سبز قبا ببرد. حدود 18 اسفند من و مادرم به آنجا می رسیم. بعد از عید، من مریض می شوم و من را پیش دکتر می برند. دکتر هم می گوید چون این نوزاد اهل آذربایجان است، هوای اینجا به او نمی سازد و باید زودتر برگردید. این ماجرا برای سه چهار روز قبل از عملیات والفجر یک بوده است.
یکی دیگر از دوستان پدرم می گوید که علی برای سه روز مرخصی نوشت و به سنگر فرماندهی آقا مهدی رفت. دیدم داخل رفت و دو سه دقیقه دیگر با چهره ای برافروخته که معلوم بود گریه کرده، بیرون آمد و برگه مرخصی را پاره کرد. وقتی علت را پرسیدم، جواب داد: مهدی گفت: شما یک بچه داری و اینجا سه هزار بچه مردم امانت من هستند. اگر می شود کاری کن که نروی...
پدرم یکی از دوستان دیگرش را مامور کرد که من و مادرم را به خوی برگرداند. بلیط ایران پیما گرفت و 14 فروردین به سمت خوی حرکت کردیم. این رابطه خاصی بوده و الان نمی توانیم پیدا کنیم که کسی زن و بچه اش را به دست دوستی بدهد تا در این مسیر طولانی همراهی کند.
**: یعنی علیرغم غیرت آذربایجانی، این صمیمیت بوده که این کار انجام شود.
*: بله، رسیدن ما به خوی با فاصله سه چهار روز، مصادف شد با شهادت پدرم. ما حدود 16 فروردین رسیدیم و پدرم 22 فروردین شهید شد. دیدار بعدی هم در معراج خوی بود.
**: یعنی شهر خوی آنقدر شهید داشت که معراج شهدا داشته باشد؟
*: بله، مثلاً در همان روز، 24 شهید با هم تشییع شدند. یعنی یک ردیف گلزار شهدا برای شهدای 22 و 23 فروردین است که 24 فروردین به خوی رسیدند.
**: نحوه شهادت پدرت را هم می گویی؟
*: پدرم معاون آقا مهدی باکری و مسئول تدارکات لشگر بود. عملیات والفجر یک که لو می رود، آقا مهدی روز دوم عملیات، معاونانش را جمع می کند. می گویند سرخی چشم های دو نفر، هیچ وقت از بین نرفت. این موضوع نشانه دیگری هم دارد. این را چند نفر به من گفتند. یکی چشمان علی همیشه به خاطر بی خوابی سرخ بود و یکی چشمان آقا مهدی. مادر بزرگ من هم می گوید اصلاً از روزی که انقلاب شد، این بچه آرام و قرار نداشت و چشمانش را سفید ندیدم. این را بچه های لشگر هم می گویند. وقتی آقا مهدی معاونانش را جمع می کند، پدرم که در بُنِه تدارکاتی بوده با اسماعیل جبارزاده به سمت نفربر فرماندهی می روند. اسماعیل می گوید من که رسیدم، مهدی داشت با بی سیم صحبت می کرد که بین صحبت، بی سیم از دستش سُر خورد و افتاد. مهدی از فرط خستگی خوابش برده بود. خلاصه کمی صبر می کنند تا آقا مهدی شده و جلسه برگزار می شود. بعد از جلسه که می خواستند برگردند، پدرم به اسماعیل می گوید شما برو عقب تا من یخ و آبی که پشت تویوتا آورده ام را به خط جلو ببرم. اینها را به خط تحویل می دهم و برمی گردم. وقتی اسماعیل به عقب می رسد، بی سیم می زنند که علی شهید شده. یعنی در همین فرصت کوتاه...
**: علت شهادت چه بود؟
*: روایت کسی که کنارش بوده را هم شنیده ام. علی گرمایی بوده و تویوتا را هم گل مالی کرده بودند. جایی تحمل گرما را نمی کند و شیشه را پایین می دهد. وقتی می رسند به جایی که باید یخ ها را خالی کنند، همراهش می گوید: شما دور بزن و عقب ماشین را به سمت محل تخلیه یخ ها بیاور.
همراه پدرم می گوید: علی تا ماشین را دور بزند، خمپاره ای کنارمان به زمین خورد. خیز برداشتم. گرد و خاک که افتاد، رفتم و دیدم که علی سرش را روی فرمان گذاشته. گفتم شاید علی می خواهد من را بترساند. گفتم: علی شوخی نکن! تکانش دادم و دیدم که از روی فرمان افتاد! هیچ جراحت و زخمی نداشت. فکر کردم سکته کرده یا ترسیده یا موج گرفته! یخ ها را خالی کردم و برگشتیم عقب و وقتی به بنه تدارکاتی رسیدیم، اسماعیل جبارزاده که پزشک بود، آمد و دید که اصلاً زخمی در بدنش نیست. بعداً متوجه شدیم که زیر بازویش کمی خون لخته شده. بعدها متوجه شدیم که ترکشی اندازه عدس به بازویش خورده و از گوشت رد شده و بعد از عبور از قفسه سینه وارد قلب شده. سند پزشکی اش را هم دارم. بچه های لشگر 27 پیکر پدرم را به دوکوهه آوردند و تحویل قطار دادند.
خلاصه پدرم را برمی گردانند عقب. مادربزرگم در معراج خیلی بی تابی می کرده. ترک ها واژه ای داد به نام نیسگیل . این کلمه معادل فارسی ندارد و برای فهمش باید تُرک باشی.
**: اما می شود توضیحش داد...
*: پدیده بسیار گسترده ای است. فکر کنید مادرت آبگوشت بار گذاشته و شما شهرستان هستید. وقتی می خواهد بخورد، از گلویش پایین نمی رود. می گوید کاش پسرم بود و یک لقمه از این را می خورد. این ماندن لقمه در گلو را نیسگیل می گویند. اینها البته قابل جبران است. بعضی حسرت ها اصلاً قابل جبراً نیستند. مثلاً بعد از شهادت حضرت علی اصغر، رباب آب خورد و شیر به سینه اش دوید. این حسرت مادر هیچ وقت قابل جبران نیست.
مادربزرگم خیلی بیتابی می کند که باید بروم و جنازه پسرم را ببینم. خیلی اصرار می کند و می گوید: مگر شما نمی گویید پسرم سه روز است شهید شده؟ یعنی سه روز است خوابیده. می خواهم بروم ببینم سرخی چشم هایش از بین رفته یا نه؟! نیسگیلِ مادربزرگم، سرخی چشمان پدرم بوده. اجازه می دهند سه نفر داخل سردخانه بروند؛ مادربزرگم، مادرم و من.
**: یعنی هنوز به مرحله ای نرسیده بودند که بگذارند خانواده به راحتی با شهیدشان وداع کنند؟
*: البته علت داشته چون ترک ها احساساتی ترند. از طرفی هم جنازه پدر من سالم بوده اما همزمان جنازه هایی را آورده بودند که متلاشی بوده. مثلاً یک کشتی گیر خیلی غیرتی و لوتی به نام حجت در وصیت نامه اش هم نوشته بود که خدایا اگر خواستی من را شهید کنی، من را با گلوله کلاش نَکُش. برای من گلوله توپ بفرست. گلوله توپ می خورد و از شانه تا قفسه سینه اش با گلوله توپ از بین می رود. پیکرش را با جعبه مهمات آوردند! حالا اگر بخواهی هم این اصلاً امکان پذیر نیست پیکر این شهید را نشان پدر و مادرش بدهی.
**: با این حال سه نفر می روند تا پیکر شهید علی را ببینند...
*: بله، مادر بزرگ، همسر و من. چیزی که می گویم به روایت مادربزرگم است اما من آن را به تایید کسانی که آنجا بودند هم رسانده ام. مادربزرگم می گوید: داخل معراج رفتیم و علی را پیدا کردیم. پشت علی به ما بود و صورتش را نمی دیدم. شروع کردم به صحبت و درد دل با پسرم. به علی گفتم: در عمرت امکان نداشت که حرف من را زمین بگذاری. یادت هست که چقدر احترام من را نگه می داشتی؟ من برای بار آخر آمده ام تا ببینمت. به این خاطر هم آمده ام که چشم هایت را ببینم. چشمت را باز کن تا ببینم هنوز سرخ است یا نه؟ ببین؛ بچه ات هم آمده. اگر نبینی اش، می رود تا قیامت و داغش روی دلت می ماند.
می گویند پدرم سرش را برگرداند، چشمش را باز کرد و یک دور چند نفری که بالای سرش بودند را دانه به دانه دید و دوباره چشم هایش را بست و سرش را به سمت اول برگرداند.
شهید علی شرفخانلو
این روایت همان موقع هم در شهر پیچید. پاسدارهایی هم بودند که این اتفاق را دیده بودند. مادربزرگم بعد از این ماجرا دلش آرام می شود. البته چند جای دیگر هم پدرم می آید و مادربزرگم را آرام می کند. من اینها را در کتاب پدرم به طور کامل نوشته ام. الان که سی و شش سال از شهادت پدرم می گذرد، هر وقت مادربزرگم خواسته، پدرم پیشش آمده؛ در خواب و بیداری. حتی در حج و کارهای مختلف. در سختی ها و خوشی ها. برای همین اسم کتاب پدرم را گذاشتم: اشتباه نکنید من زنده ام ...
حالا تصور کنید پسری پدرش را ندیده و پدرش مظهر خوبی ها بوده و در هر زمینه ای که صحبت می شود، می فهمد پدرش سرآمد بوده. حالا وقتی خودش را نگاه می کند، می بیند که هیچکدام از آن ویژگی ها را ندارد. یعنی از سلب آدمی است که این همه خوب است اما این خوبی ها فقط دارد روایت می شود و فقط حسرتش باقی می ماند. این حسرت آن قدر بزرگ می شود که چاره ای جز نوشتن باقی نمی ماند. حالا کار سخت وقتی است که دانه به دانه دوستان پدر را جمع کنم و بخواهم درباره پدرم تحقیق کند. پدرم از جمله آدم های روشنفکر بود و با عقیده اش جهاد می کرد؛ حرف مقدس مآب ها را نمی خواند و طبیعتاً مخالفت هایی با او می شد. حتی سابقه داشت که به برخی دوستان پدرم که شهید شده بودند، اجازه دفن در گلزار شهدا نمی دادند و می گفتند فلانی منافق بوده! در حالی که همین آدم 300 نفر را انقلابی کرده بود. حالا علتش این بوده که تعبدا حرف فلان روحانی را قبول نمی کرده است!
من تحقیق کردم و فهمیدم تفکری در سپاه حاکم بوده که می گفتند امام که بر ما ولایت دارد، فرمانده سپاه تعیین کرده و او هم فرمانده لشگرها را انتخاب کرده و فرمانده لشگر هم فرمانده سپاه شهر ما را تعیین کرده پس ولایتی که امام دارد تسری پیدا می کند در همه این افراد. الان وقتی فرمانده سپاه شهر می گوید این پرتقال را نخور، شما باید تعبدا آن را قبول کنی.
وقتی آدمی معلم، تحصلیکرده و کتابخوانده باشد، طبیعتاً به این نگاه قانع نمی شود و دنبال ریشه های آن می گردد. با این همه علیرغم حاشیه هایی که بوده، همه از پدرم تعریف می کردند. وقتی با سختی این روایت ها را جمع کردم و کتاب شد، تازه افرادی بودند که به شوخی یا جدی درباره دیدار روز چهلم با پدرم به من می گفتند: پدرت چشم برزخی داشت و تو را می شناخت که به صورتت نگاه هم نکرد!
حالا تصور کنید چه حالی به من دست می دهد. زخم زبان در پیامبر هم اثر کرده بود که خداوند سوره کوثر را نازل کرد. طبیعی است که من هم آزرده بشوم. برای همین است که نشانه می خواهم. در حالی که این نشانه ها نیست. چند سال برای نوشتن کتاب پدرم تلاش کردم. مصاحبه های زیادی گرفتم و با ناشرهای مختلفی مذاکره کردم. بعدش هم که چاپ شد، نمی دانستم و نفهمیدم پدرم از این کتاب راضی است و آن را پذیرفته یا نه! من البته آن حالت رنج را دیدم و رد شدم و حالا اگر نشانه ای هم نبینم، لذت می برم.
پدرم به غیر از مادربزرگم با رفقایش هم ارتباط ویژه ای دارد. مثلاً هفته ای نیست که به خواب یکی از دوستانش نرود و مثلاً درباره اتفاقات هفته آینده اش خبر ندهد. مثلاً می گوید هفته بعد برای دخترت می خواهد خواستگار بیاید؛ حواست باشد.
**: ارتباطشان با مادرت چطور است؟
*: خیلی خیلی گرم و صمیمی.
**: مادرتان بعد از شهادت پدر، ازدواج کردند؟
*: خیر. در شهر ما این کار اصلاً پسندیده نبود و تقریباً همه همسران شهدا با همان تنهایی ها کنار آمدند و فرزندانشان را بزرگ کردند.
**: روایتی شنیدم که به شهدا اجازه داده می شود تا برگردند و به زمینی ها در کارهایشان کمک کنند...
*: بله؛ اصلاً برخی از شهدا اجازه دارند که رشد کنند. احیاء عند ربهم یرزقون معنایش همین است. من خیلی سال پیش خوابی دیدم. عالِمی بود که پدرم خیلی به ایشان علاقه داشت و وصیت کرده بود که نماز میت را ایشان بخواند. نماز شهدا را تا قبل از پدرم، یکی دیگر از روحانیون می خواند اما بعد از پدرم، مسیر عوض شد. نفر قبلی گاهی می شد که به برخی از شهدا منافق می گفت و نمی گذاشت در گلزار شهدا دفن شوند. پدرم در وصیت نامه نوشته بود: نمازم را یکی از علمایی که بر نفس خویش مسلط است بخواند. یعنی این آقایی که نماز شهدا را به صورت کنترات گرفته و اجازه نمی دهد که بقیه این کار را بکنند، بر نفس خویش مسلط نیست! (حتی الامکان حاج آقای فلانی) ... از آن تاریخ تا امروز نماز هر شهید یا خانواده شهید را حاج آقا قراجه ای می خواند. خودش هم پدر شهید است و مدتی مسئول بنیاد شهید خوی بود. حتی وقتی طلاب اهل خوی به دیدار آیت الله العظمی بهجت می رفتند، ایشان آنها را به حاج اقای قراجه ای ارجاع می داد تا از محضرش بهره ببرند.
حاج آقا قراجه ای در حال خواندن نماز یکی از والدین شهدا
**: برویم سراغ همین کتابت درباره پدر...
*: وقتی این کتاب در انتشارات روایت فتح چاپ شد، بازتاب های مختلفی از سراسر کشور گرفتم. مثلاً یک بنده خدایی در شیراز این کتاب را دیده و خوانده و در آنجا ترویجش می کند و جمعی را درگیر این موضوع کرده است. حتی در اینستاگرام هم صفحه ای درست کرده که همه فکر می کنند برای من است. این در حالی است که حتی دو بار بلیط گرفته و به خوی آمده تا شهید را زیارت کند اما ما همدیگر را ندیده ایم. من می خواستم این مخاطب، با شهید در ارتباط باشد و نه با راوی شهید.
شهید علی، حسین چی بود. ترک ها به کسی که حسرت زیارت امام حسین علیه السلام را داشته باشد و اهل هیئت و حسینیه باشد، حسین چی می گویند. این آدم ها یک تیپ و شخصیت خاص داشته و دارند. مثلاً اگر در مشهد یک هیئتی راه بیفتد، حسین چی و غیر حسین چی با هم قابل تمایز هستند. این گروه برای خودشان یک صنف هستند. پدر من هم حسین چی بود. ما کارگاه قالی بافی داشتیم و پدرم استاد فرشبافی بود. وقتی پدرم در دانشگاه قبول شد، چون پدربزرگم پیر و و مسن بود، عملاً کارگاه فرشبافی هم تعطیل شد تا اینکه یکی دو سال بعدش پدربزرگم از دنیا رفت.
آخرین فرشی که در این کارگاه بافتند را نذر امام حسین کردند. آن روزها هم که راه کربلا بسته بود. نذر کرده بودند که این فرش را در ورودی حرم امام حسین علیه السلام بیاندازند. یک جفت فرش خیلی زیبا با نقشه مخصوص خوی و رنگ سورمه ای بود. این فرش ها یکی اش به مرور از بین رفت و یکی دیگرش دست من است و می خواهم تحت یک اتفاقی آن را به کربلا ببرم.
پدرم وصیت کرده بود که چون راه زیارت بسته است و با حسرت زیارت کربلا از دنیا می روم خواهش می کنم اگر روزی راه کربلا باز شد، عکس من را به عنوان زائر کربلا ببرید و زیرش هم بنویسید: این بنده خدا با حسرت زیارت امام حسین شهید شد. من هر بار که به کربلا رفته ام، این وصیت را انجام داده ام. هر بار که رفیق هایش رفتند هم این کار را کردند. آنقدر این حسرت عمیق بوده که بارها این کار انجام شده. برای اربعین هم پوسترهایی چاپ کرده بودم که برخی دوستان آن را از کوله هایشان آویزان کرده بودند. شکر خدا هر سال هم این کار گسترده تر می شود و البته برنامه ای هم برای آن ندارم و هر سال اتفاقی می افتد که انگار از جای دیگری الهام می شود.
نصب تصویر شهید شرفخانلو روی کوله زائران اربعین
من همه عوایدم از کتاب پدر را در حسابی جمع می کنم و آن را وقف اربعین کرده ام.
یادم هست کسی آمده بود در ساختمان ما کار می کرد که وقتی فهمید کاروان به کربلا می بریم، از من خواست او را هم ببرم. بعدها اصرار کرد و من با پولی که برای اربعین وقف کرده بودم، او را در اربعین به کربلا فرستادم. چون استاد بنایی بود فرستادمش به بخش بازسازی عتبات و تصمیم گرفتم این پول را به عنوان دستمزد به او بدهم. او یک ماه برای ستاد بازسازی عتبات کار کرد و دستمزدش را از شهید شرفخانلو گرفت. او استاد کارهای ساختمان بود و هر کاری که می گفتی را بلد بود اما کارش گره خورده بود و به شدت با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کرد. وقتی به کربلا رفت، کارش را پسندیدند و استخدامش کردند و نگذاشتند برگردد. وقتی داستان دلار اینگونه شد، دستمزدش به ریال چیزی حدود بیست میلیون تومان می شود. همه این اتفاقات برای او در چند ماه رقم خورد. حالا تعداد دیگری از اقوامش را هم به آنجا برده و آنها هم که استادکار بوده اند، در آنجا با این درآمد مشغول شده اند.
یک روز حالم به شدت گرفته بود. به این بنده خدا پیام دادم: فلانی! سلامی از طرف من و پدرم به حضرت برسان.
گفت: امروز اتفاقی افتاده. من هر پنجشنبه عهد دارم که از طرف شهید شرفخانلو به زیارت بروم و یک زیارت عاشورا بخوانم. این هفته حالش را نداشتم و نرفتم. صاحب کارم گفت که طبقه دوم حسینیه را که تمیز کنیم و تحویل بدهیم. من با بچه ها به طبقه دوم رفتیم. این قسمت از حسینیه دست بچه هایی از کرج بود. وقتی داشتم آنجا را مرتب می کردم به عکس شهید شرفخانلو برخوردم. به خودم گفتم من امروز به زیارت نرفتم و عکس شهید آمد که تلنگر بزند. وقتی آن عکس را دیدم، متوجه شدم همان پوستری است که آن مخاطب ناشناس در شیراز منتشر کرده بود. این برای آدمی مثل من که دنبال نشانه هاست خیلی مهم است. بعد از آن عُسر ، شکر خدا الان در یُسر هستم.
یاد و نام شهید شرفخانلو در کنار مضجع شریف حسینی
**: در کتاب شهید مدافع حرم حامد جوانی (شبیه خودش) که تو آن را نوشتی، به باران هایی اشاره کرده ای که وقت نوشتن کتاب می آمده. وقت نوشتن، چشمانت هم بارانی می شد؟
*: طبیعی است. من حامد را بعداً فهمیدم. وقتی به نوشته هایم فکر کردم. من با شهدای مختلفی مانوس بوده ام. شهدا به اندازه ای که می خواهند، خودشان را نشان می دهند. گاهی شهیدی اجازه نمی دهد درباره اش بنویسیم. حامد همانقدر که دوست داشت، خودش را نشان داد. معمولاً برای هر شهید یک کتاب نوشته می شود. حامد می دانست که کتابی که من نوشتم، اولین و آخرین کتاب درباره اوست. این کتاب وقتی چاپ شد، افرادی که با آنها صحبت کرده بودم، تازه مطالب جدیدی را به من گفتند. می گفتم: چرا این حرف ها را آن موقع به من نگفتید؟ ... خودشان هم نمی دانستند. یعنی مشخص بود که حامد نمی خواسته این حرف ها زده بشود. من هر کاری هم کردم که این حرف ها اضافه شود، نشد. کتاب حامد جوانی سال 96 چاپ شد. من در سفر حج بودم. دوستان روایت فتح تماس گرفتند که کتاب می خواهد به چاپ سوم برود. گفتند که اگر جرح و تعدیلی داری بفرست. من در اثنای حج، چون خادم هستم اصلاً فراغتی نداشتم. اما این فراغت مهیا شد. مسئول شیفت شب بودم و تا صبح، بیدار می ماندم. من در این فرصت کتاب را ویرایش کردم؛ اما باز هم نشد...
**: جریان انتخاب نام کتاب شبیه خودش چگونه بود؟
*: یک روز صبح از خواب بیدار شدم و دیدم یکی از دوستان به من پیام داده که نام کتابت را شبیه خودش بگذار. فکر کردم و دیدم اسم قشنگی است. طوری بود که اصلاً نمی شد به اسم دیگری فکر کنم. به دوستم زنگ زدم و گفتم: من که از شما اسم نخواسته بودم. سبک زندگی ات طوری نیست که ساعت 4 صبح بیدار باشی. چرا صبر نکردی تا صبح به من زنگ بزنی؟ ماجرا چه بوده؟
بعداً فهمیدم که حامد به خواب این دوست ما رفته و گفته بود به فلانی بگویید نام کتاب را شبیه خودش بگذارد.
**: ما هم در معرفی کتاب معمولاً بخش هایی را انتخاب می کنیم که بشود از آن تیتر جذابی انتخاب کنیم تا این معرفی ها در بین اخبار مختلف، دیده شود.
*: درباره شهید جوانی هم از شهرهای مختلف، بازتاب های مختلفی به من می رسد. آدم های مختلف در تیپ های مختلف.
**: به هر حال چهره و جمال شهید جوانی خیلی گیراست و آدم را جذب می کند.
*: شهید جوانی رفقای زیادی داشت و حالا هم که دستش بازتر است، رفقایش بیشتر شده اند...
**: خوش به حال شما که از شهدا می نویسید و تجربیات خوبی در این زمینه دارید...
*: فکر می کنم ما در یک پیچ تاریخی ایستاده ایم و داریم سرمایه هایمان را به تاراج می دهیم. طرف از حماسه نداشته، از ایثارِ نکرده، از غیرت و غرور ملیِ نداشته اش هزار فیلم و کتاب و تئاتر و عکس و مستند ساخته که تا خانه من و شما هم رسیده. جنگ جهانی اول و دوم یک توحش جهانی بود. مثلاً در متروی روسیه هنوز هم صندلی مخصوص سربازان جنگ جهانی دوم حفظ شده است. در حالی که اصلاً تقدسی در این جنگ ها نبوده.
در مقابل، شخصیت های دفاع مقدس را که می بینیم، می شود فهمید که حتی به لحاظ انسانی هم با افرادی روبرو هستیم که مقدس هستند.
استاد مرتضی سرهنگی اصرار داشت که درباره شهدا و جانبازان شهر خودم بنویسم چون در تهران افراد زیادی هستند که به سوژه ها بپردازند. چهل سال دیگر وقتی می گوییم عبور از اروند، باور نمی کنند. نسل های بعدی می گویند: چیزهایی بوده اما شما خیلی آن را بزرگ کرده اید! ... علتش هم این است که ما این مسائل دفاع مقدس را مستندسازی نمی کنیم. اگر ما این ملات ها را نسازیم، برای ما خواهند ساخت همانطور که درباره ترورهای سال 60، منافقین روایت هایی ساختند که همین امروز هم خیلی ها به روایت آنها استناد می کنند. برای همین است که می گویم ما این سرمایه را به تاراج می دهیم چون ثبتش نمی کنیم. این کار متولی می خواهد. من رزمنده ای می شناسم که 7 گروه مختلف با او مصاحبه کرده اند و کار خاصی هم انجام نشده. و در مقابل هم رزمنده ای بوده که هیچ کسی به سراغش نرفته است. یک مرکزی باید این روند را کنترل و فرماندهی کند. حتی در دیدارهای مسئولان هم، فقط به خانه عده خاصی از خانواده شهدا و جانبازان می روند.
**: همین موضوع برای مادربزرگم که مادر شهید است، اتفاق افتاده. مدام از طرف ارگان های مختلف می آیند برای سرکشی و علتش هم این است که مادربزرگ من هیچ وقت از آنها چیزی نخواسته است. به ایشان پیشنهاد دادم این بار که آمدند، در معیت آنها به خانه شهدا و جانبازانی که فراموش شده اند، بروید.
*: متوسط سنی مادران شهدا بالاست و 10 سال دیگر آنها را در میانمان نداریم. ما با چند نفر از آنها گفتگو کرده ایم؟
**: الان برخی از همکاران رسانه ای ما برای انجام گفتگو با اقوام شهدا مجبورند خاطراتی را از پسر عمو و دختر خاله آنها بگیرند چون مادر و پدر و حتی خواهران و برادران شهدا هم از دنیا رفته اند. از آخرین کتابت برای ما بگو.
*: کتاب شهید صادق عدالت اکبری (آخر شهید می شوی) آخرین کارم بود که توسط انتشارات روایت فتح چاپ شد. شهید اکبری یک سردارزاده و جوانی لاکچری بود و پدرش از نیروهای لشگر 31 عاشورا بود.
مدتی است در خوی ماهی یک بار فرزندان شهید دور هم جمع می شوند و پذیرایی هم فقط با املت است. یکی از بچه ها در آن جمع، گفت که ما در انقلاب سرمایه گذاری کرده ایم و الان در چهل سالگی دارد جواب می دهد. بخور بخورها هم از ثمره است و نه از سرمایه. آن سرمایه به سود دادن افتاده و همه هم سهم شان را از سفره انقلاب برمی دارند و اگر حواست نباشد، سهمی به تو نخواهد رسید... این حرف به ظاهر منطقی به نظر می رسد. هر کسی هم عقب بماند از این گوشت قربانی کمتر بهره می برد. داستان کتاب شهید صادق همان روزها برای من شروع شد. صادق سردارزاده بود. خانه شان در بالای شهر تبریز بود. حتی لباس های فرمش از بقیه شیک تر بود. هر چیزی می خواست برایش مهیا بود. مثلاً به آموزش پاراگلایدر رفت؛ در بوشهر، آموزش غواصی دید؛ مربی راگبی بود؛ برای همه اینها هم پول خرج می کرد. به رغم همه تمتع ها، سهمش را از سفره انقلاب نخواست و سهمش را از سفره شهادت برداشت. صادق فهمید که ما الان در تنگه احد هستیم و اگر غنیمتی هم هست باید تنگه را نگه داریم که از پشت به ما حمله نشود. قشنگی ماجرای صادق این بود. در وصیت نامه اش هم می نویسد که سلام من را به امام خامنه ای برسانید و بگویید شرمنده ام که یک جان بیشتر نداشتم تا پای نظام و انقلاب بدهم.
مزار شهید علی شرفخانلو
**: کتاب دیگری هم در دست نوشتن داری؟
*: بله، درباره رزمنده ای می خواهم بنویسم که زندگی اش بر اساس افکار و اعتقادات بنا شده است. انسان متمولی بوده که چندین باب مغازه داشته. نمایندگی جوجه یک روزه از آلمان غربی داشته. یعنی در شمال شرق کشور هر کسی می خواسته مرغداری تاسیس کند، جوجه اش را ایشان می داده. وقتی جنگ شده با دوستانش به پادگان ارتش می رود تا به جنگ برود. پیش یک چاقوساز می روند و می گویند چیزی برایمان بساز. آن چاقوساز هم چیزی می سازد که یک طرفش مثل کلنگ و طرف دیگرش شبیه گُرز بوده. آنها هم به خرمشهر می آیند و در مقاومت 32 روزه شرکت می کنند. داستان مفصلی دارد که وقتی به خرمشهر می روند کسی تحویلشان نمی گیرد و مجبور می شوند به تهران برگردند و یک هفته در اینجا علاف می شوند و بالاخره رابطشان را پیدا می کنند و دوباره به خرمشهر برمی گردند. این آدم فقط وقتی به مرخصی می آمده که پولش تمام شده باشد. وقتی بی پول می شده، به خوی می آمده، یکی از مغازه هایش را می فروخته، پولی به خانواده می داده و دوباره به جبهه بر می گشته است. در این هشت سال همه مغازه ها و دو ماشین و نمایندگی جوجه اش رفت. فرمانده لشگر به او می گفت حرام است همه پولت را در جنگ خرج کنی، این سهم فرزندان توست. وقتی جنگ تمام شد، حضرت امام فرمودند جنگ تمام شده و هر کسی هر کاری برای ساختن کشور می تواند انجام دهد، بسم الله... این بنده خدا هم می بیند فقط کار در بازار را بلد است که سرمایه می خواهد. کمی کشاورزی هم بلد بوده اما زمین هم نداشته. در حاشیه دریاچه سد ارس، جهاد سازندگی زمین های بایر را واگذار می کرده. در حاشیه ارس روستایی خالی از سکنه بوده. ماشینی داشته که آن را می فروشد و زمینی را در آنجا می خرد. با آب ارس وضو می گیرد و دو رکعت نماز می خواند و با خدا درد دل می کند. بچه های جنگ می شنوند که حاج اسماعیل رفته آنجا. یکی زمینش را شخم می زند، یکی برایش یک آلونک می سازد و خلاصه همه دست به دست هم می دهند و زمین را آباد می کنند. این کار باعث شده همه سکنه روستا به خانه هایشان برگردند. تجارت هندوانه راه افتاده و زمین حاج اسماعیل هر چهارفصل کاشته می شود و محصول می دهد.
کار جالبی که می کند این است که مثلاً روی چند تا از خربزه های زمینش، نام دوستانش را حکاکی می کند و وقتی خربزه ها بزرگ می شوند نام آنها هم باقی می ماند. آن وقت به همه دوستان زنگ می زند که بیایند و خربزه هایشان را بخورند. رفقا هم جمع می شوند و گوسفندی قربانی می کنند و به برکت صفای حاج اسماعیل، یک روز را در طبیعت می گذرانند.
شهید علی شرفخانلو
**: جالب است که بخش مهمی از داستان کتابت را لو دادی.
*: این فقط بخشی از ماجرا بود. داستان حاج اسماعیل آنقدر جالب است که با این تعریف ها لو نمی رود.
کار دیگری هم که در ذهنم است اینکه من به عنوان مدیر آرامستان های شهرستان خوی خاطرات روزانه ام را می نویسم و به نظرم مجموعه جالبی از کار درآمده. کاراکتر مرگ خیلی خشن است اما طنزهای مستتری در خود دارد که بسیار قشنگ است. هر کسی هم در معرضش نیست. مثلاً شما آخرین باری که به غسالخانه رفته اید کی بوده؟ خیلی ها اصلاً تا به حال نرفته اند. مثلاً وقتی شهید می آورند سعی می کنم خودم به غسالخانه بروم و حتی در تغسیل شهید هم سهیم می شوم.
شهیدی آورده بودند از بچه های یگان صابرین که بر اثر تصادف، شهید شده بود. سرش خونریزی کرده بود و تمام کاور هم پر از خون بود. می دانید که خون وقتی می ماند، بو می گیرد. چند روزی هم طول کشیده بود تا کارهای ثبت شهادت و انتقالش به خوی انجام شود. وقتی کاور شهید را باز کردند، عطر خاصی در غسالخانه پیچید. برای هر شهید هم این اتفاق نمی افتد و جالب است که این شهید، خونین بود اما بوی عطر می داد.
طنزهایی هم در کار ما هست. چندی پیش بنده خدایی را آوردند که متولد 1399 بود، یعنی دو سال دیگر 100 ساله می شد. علت مرگش این بود که وقتی از خیابان رد می شده، قدم عقبش به یک ماشین گیر می کند و به زمین می خورد. کبدش خونریزی می کند و به رحمت خدا می رود. یعنی حتی سرش هم به جایی نمی خورد و آسیب نمی بیند! این اتفاق ها خیلی قشنگ و درس آموز است. یا یکی دیگر را آورده بودند که 100 سال و یک ماه و یک روزش بود.
یاد و نام شهید علی شرفخانلو در بین الحرمین
**: حتی دیدن یک انسان صد ساله هم جالب است...
*: بله، شناسنامه های رژیم گذشته را که تعویض کردند، حجم زیادی از کارها به دوش ثبت احوال افتاد. احتمال اشتباهات زیاد بود و مثلاً پدربزرگ و مادربزرگم هشت فرزند داشتند اما نام همه بچه ها به طور کامل در شناسنامه شان نبود. موردی داشتیم که زنی فوت کرده بود و شش بچه داشته اما نام همسر برایش ثبت نشده بود!
*میثم رشیدی مهرآبادی
آیین اختتامیه پنجمین دوره جایزه فرشته با حضور اهالی فرهنگ و ادب و تقدیر از شرکت کنندگان عصر جمعه سی و یکم خردادماه در باغ نگارستان تهران برگزار شد.
به گزارش تابناک و به نقل از روابط عمومی جایزه فرشته؛ عصر آدینه سی و یکم خرداد ماه مراسم اختتامیه دوره پنجم از جایزه فرشته با موضوع جاده در محل باغ نگارستان تهران برگزار شد. در این دوره نیز به سیاق سال های گذشته، این رقابت در دو بخش عکس و داستان کوتاه برگزار شد و از میان شرکت کنندگان در هر دو بخش ده شرکت کننده به عنوان نفرات برگزیده انتخاب شدند.
در ابتدای مراسم، مسعود فروتن که اجرای این رویداد فرهنگی هنری را عهده دار بود، از سید صالح بهشتی؛ مدیریت مجموعه شهر کتاب فرشته دعوت کرد تا توضیحاتی در خصوص دوره پنجم جایزه فرشته ارائه دهد.
بهشتی در این زمینه بیان داشت: باعث خوشحالی است که توانسته ایم این تعداد از استعدادهای جوان را در کنار اساتید هنر و فرهنگ می بینیم. دوره پنجم از جایزه فرشته که امروز شاهد آیین اختتامیه آن هستیم شاید آغاز مسیری باشد که در آینده خواهیم داشت. این موضوع به بین المللی شدنِ جایزه فرشته اشاره دارد که هم رفتار و هم نوع معرفی جایزه فرشته به مخاطبان را تحت تاثیر قرار می دهد. در حقیقت از این دوره به بعد قرار بر این است که جایزه فرشته در استاندارد و کیفیتی بالاتر برگزار شود که معرفی جایزه فرشته در کشورهای مختلف از برنامه های مورد نظر در این زمینه است. بنا به سنتی که در دوره چهارم پایه گذاری شد، در دوره پنجم نیز قرار بر این است که آثار نفرات برگزیده در قالب کتاب هم به زبان فارسی و هم به زبان انگلیسی منتشر شود. آثار برگزیدگان عکس نیز در چند شهر ایران از جمله یزد، کرمانشاه، اصفهان و .. در قالب نمایشگاه به صورت تور به نمایش گذاشته شود. از سوی دیگر قصد بر این است که نمایشگاهی از این آثار در یکی از شهرهای خارجی نیز برگزار شود. در این میان شاید یکی از مهم ترین جوایزی که امسال در این دوره برای برگزیدگان در نظر گرفته شده است، سفر گروهی بیست نفر اول به همراه تعدادی از هیأت داوران به شهر یزد باشد که در شهریور ماه امسال مهمان هموطنان یزدی ما خواهند بود و حاصل این سفر نیز بر اساس هدایت داوران یک کتاب و نمایشگاه عکس دیگر خواهد بود با عنوان قصه های یزد .
نسل جدید ادبیات معاصر می خواهد بیاموزد و بیاموزاند
در ادامه، جواد مجابی به عنوان سخنران ویژه این رویداد پشت تریبون آمد و مطلبی در خصوص صد سال داستان نویسی در ایران معاصر بیان داشت: در خصوص هر رویداد همواره نکات مثبت و منفی وجود دارد که نیازمند تحلیل است. اما امروز من ترجیح می دهم که گزارشی از صد سال داستان نویسی در ایران معاصر را برایتان بخوانم. دو جریان متفاوت در صد سال ادبیات مدرن ایران وجود دارد. فرصتی فراهم شده است تا در این مجلس از ادبیات مدرن ایران به کوتاهی سخن بگویم. در این صد سال از 1300 خورشیدی به این سو ادبیات معاصر ایران به دو دوره نسبتا متفاوت را از سر گذرانده است. جریان نخست 60 سال پاییده و هنوز هم ادامه دارد و جریان دوم تجربه های 40 ساله اش را از سر می گذراند. شروع جنبش هنر و ادبیات جدید ایران بی ارتباط با جنبش هنر و ادبیات مدرن جهان خاصه تحولات فرهنگی قرن بیستم نبوده است. جنبش ملی گرایی که بین دو جنگ جهانی اتفاق افتاد در ایران دو جنبه کاملا متفاوت را تجربه کرد. از یک سو روشنفکران و نویسندگان ایرانی برای تثبیت هویت تاریخی شان کوشیدند به ریشه های تمدن و فرهنگ پیشین خود آگاهی یابند که از طریق بازخوانی اسناد فرهنگی به جا مانده میسر شد. از سوی دیگر برای هم طرازی ب جهان مدرن و معاصر به تحولات فرهنگی و اجتماعی تمدن های پیش روی غربی توجه داشتند. نویسندگان ایرانی به رهبری جمالزاده و هدایت داستان رمان مدرن را با الگوهای جهانی رشد دادند. چند نسل از آنها در آثارشان به موضوع محوری قانون، عدالت و شرایط شهرنشینی حساس بودند.
مجابی با اشاره به تفاوت فضای داستان نویسی سی، چهل سال گذشته با پیش از انقلاب ادامه داد: نسل بعدی نویسندگان که از 1360 خورشیدی تاکنون فعالیت می کنند، از دهه 70 به بعد به دلیل سهولت ارتباطات جهانی و انفجار اطلاعات تکیه اصلی خود را از گنجینه میراث فرهنگی خود برداشتند و بیشتر به میراث جهانی انسان توجه کردند. روند جهانی شدن و یکسان سازی که در فرهنگ آسان تر و سریع تر اتفاق می افتد سیمای نویسندگان دهه 60 به بعد را تا حدی رنگ جهان شهری داده است. در واقع فرهنگ خلاف جهت سیاست حرکت می کند و روند درون پیچ سیاست و اقتصاد در آثار ادبی راهی رو به بیرون از خود باز کرده اند. طبعا چنین تقسیم بندی های کلی نگر ادبی بیشتر برای تشخیص تفاوت های عمده است چون در عرصه علوم انسانی و فرهنگ حکم قطعی کردن روا نیست. مضامین عمده ادبیات نسل های بعدی در این 40 سال اخیر چند مشخصه اصلی دارد؛ نخست مرگ اندیشی و غنیمت شمردن مجال اندک زندگی است. در ادبیات چهل ساله اخیر که به علت انقلاب و جنگ تحمیلی، مرگ و میر در جامعه امری عادی و همنشین زندگی بوده، در این امر موثر است. مرگ در نوشته های جوانان حالتی غیر عرفانی یافته است و بیشتر از یک افق بسته و سرنوشتی ناگزیر حکایت می کند. مورد دیگر پرهیز از ایدئولوژی و سیاست زدگی است که البته نقیضش را نیز در درون خود می پروراند. به طور کلی می توان گفت نسل جدید هنوز در آثارشان شکل نهایی و مطلوب ادبیات هنری را نیافته اند. گرایش به پی افکندن فرهنگی دارند که بتواند به گفت و گوی زنده و فعال با فرهنگ های پیش روی جهان بپردازد چون می خواهند بیاموزند و بیاموزانند.
بزرگداشت ابراهیم فرزامند
بخشی از این مراسم طبق روال سال های گذشته اختصاص داشت به بزرگداشت یکی از چهره های فرهنگ و ادب کشور. در این دوره نیز با تاکید بر اهمیت کتابفروشی ها به عنوان حلقه اتصال کتاب خوان ها و کتاب، از ابراهیم فرازمند مدیر کتابفروشی فرازمند رشت قدردانی به عمل آمد.
گزارش دبیر
در ادامه پژمان موسوی دبیر جایزه در خصوص پنجمین دوره جایزه فرشته گفت: در این دو دوره از جایزه فرشته با جوانانی رو به رو شدیم که توانسته بودند با کمترین امکانات آثار بسیار مهمی را خلق کنند. بسیاری از آثار برگزیده از میان شرکت کنندگان شهرستان های مختلف بود. جوانانی که نه به کارگاه های داستان نویسی دسترسی داشتند نه به کلاس های عکاسی، اما با این وجود توانسته بودند آثار بسیار جدی ای را خلق کنند. فراخوان دوره پنجم دی طبق روال هر ساله دی ماه منتشر شد و شرکت کنندگان مهلت داشتند تا آثار خود را تا سی و یکم فروردین به دبیرخانه جایزه ارسال کنند. در این دوره در بخش داستان کوتاه 459 نفر و در بخش عکس 197 نفر (در مجموعه 591 عکس) آثار خود را به دبیرخانه ارسال کردند که هیات انتخاب در بخش داستان کوتاه 32 اثر را برای مرحله نهایی انتخاب کردند و در بخش عکس 33 نفر به مرحله داوری و حضور در نمایشگاه انتخاب شدند. از ابتدای اردیبهشت تا 5 خرداد ماه هیأت انتخاب آثار برسی کردند و در نهایت هیأت داوران ده نفر برگزیده را از میان آنها انتخاب کردند. به طور کلی می توان گفت این دوره به اذعان هیأت داوران و هیأت انتخاب آثار کیفیتی به مراتب بالاتر و نگاه متفاوت تری نسبت به سال های پیش داشتند. امید داریم که جایزه فرشته هر سال به اهدافش نزدیک تر شده و نگاه های بیشتری را به سوی خود جذب کند.
بزرگداشت ساسان مویدی
در ادامه این مراسم از ساسان مویدی عکاس پیشکسوت که دو مجموعه بمباران تهران و حلبچه وی از شهرت زیادی برخوردار است با حضور هیات داوران بخش عکس، تقدیر به عمل آمد.
پس از این قسمت، ضمن پخش کلیپی از عکس های برگزیده این دوره، شادی قدیریان مطالبی در خصوص انتخاب عکس ها در این دوره بیان کرد: عکس و تصویر زبان خاص خودش را دارد. جاده به خودی خود هم مفهوم و هم فرم بسیار زیبایی دارد و ما در هیات داوری با تعداد زیادی عکس رو به رو بودیم که همگی زیبا بودند. خوشبختانه 60 یا 70 درصد از عکس ها از شهرهای مختلف ایران ارسال شده بود و این یکی از نکات مثبت این جشنواره به شمار می رود. ما در انتخاب عکس ها به دنبال مفهوم و پیامی بودیم که عکس ها منتقل می کردند.
برگزیدگان بخش عکس
جوایز و الواح ده نفر برگزیده بخش عکس دوره پنجم با موضوعیت جاده و با حضور هیأت داوران این بخش شامل شادی قدیریان، رعنا جوادی و آرش خاموشی اهدا شد. نفرات برگزیده بخش عکس از این قرار بود:
نفر دهم: محمد مهیمنی، نفر نهم: مجید خالقی مقدم ، نفر هشتم: امیرمحمد امیری، نفر هفتم: پژمان طاهرخانی، نفر ششم: صبا شامبیاتی، نفر پنجم: امید آرمات، نفر چهارم: هادی دهقان پور، نفر سوم: مرتضی امین الرعایی، نفر دوم: محسن کابلی، نفر اول: امین رحمانی.
بزرگداشت صفدر تقی زاده
در ادامه مراسم از صفدر تقی زاده نویسنده و مترجم پیشکسوت و خالق آثاری مهم با حضور احمد مسجد جامعی، جواد مجابی و هیات داوران بخش داستان کوتاه تقدیر به عمل آمد.
تقی زاده در سخنانی کوتاه به تفاوت های داستان کوتاه و رمان اشاره کرد و از جوانانی که در حوزه داستان کوتاه به فعالیت مشغولند خواست تا با جدیت در این غالب ادبی فعالیت کنند.
برگزیدگان بخش داستان کوتاه
بخش پایانی این آیین اختصاص به اعلام اسانی ده نفر برگزیده بخش داستان جایزه فرشته بود. پیش از اعلام نتایج علی خدایی از اعضای هیآت داوران دوره پنجم جایزه فرشته ، در خصوص انتخاب نهایی آثار گفت: سی و دو اثری که به مرحله نهایی راه یافتند، توانسته بودند جاده را به عنوان یک کاراکتر محوری به خوبی نشان دهند. اما علاوه بر این محور و بازی هایی که با مفهوم جاده شده بود جاده به مثابه برملا کردن راز، فرصت دیدار، دیدن فرزند، یادآوری ها، و ... در این داستان ها بیان شده بود. اما در این میان جاده نقش دیگری نیز داشت که مربوط به زندگی های کنار جاده، حیوانات در جاده ها، قهوه خانه ها و... می شد. بعضی وقت ها جاده باعث شده بود که از موضوعاتی چون دوچرخه، اتوبوس، کوله پشتی و... یاد شود. همه این داستان ها عالی بود و نشان می داد که تخیل نویسندگانش خوب کار کرده. اما هیات داوران متر و معیار دیگری نیز داشت. اینکه این مفاهیم تا چه حد قدرت قصه سازی داشتند و معاصر امروزی بودند؟ چقدر اجراها خوب بود؟ آیا این ها با هم مکالمه می کردند یا محاوره؟ در واقع این اساس و معیا انتخاب ما در این دوره از جایزه فرشته بود.
نفرات برگزیده بخش داستان کوتاه به انتخاب اولیه ی کاوه فولادی نسب، آرش صادق بیگی و حسن محمودی و انتخاب نهایی علی خدایی، ناهید طباطبایی و شیوا ارسطویی به شرح ذیل بودند:
نفر دهم: ابوالقاسم نجاری، نفر نهم: محمدسعید احمدزاده، نفر هشتم: شیرین ورچه، نفر هفتم: مرتضی فرجی، نفر ششم: دلبر یزدان پناه، نفر پنجم: هما جاسمی، نفر چهارم: محمد حسین گلستانی، نفر سوم: اردوان نیک نیا، نفر دوم: الهام روانگرد، نفر اول: محمدعلی دستمالی.
این مراسم با حضور چهره هایی چون: احمد مسجدجامعی، جواد مجابی، احمد پوری، محیط طباطبایی، سیدمحمد بهشتی، ترانه یلدا، علیرضا تابش، نیکنام حسینی پور، ناستین مجابی، سعید صادقی، پرویز جاهد، محمدعلی جعفریه، گیتا علی آبادی، گلبرگ برزین، مهدی افروزمنش، سید محمد طباطبایی، صفدر تقی زاده و ساسان مویدی برگزار شد.
به گزارش ایسنا از ابتدای سال 98 تاکنون یعنی در سه ماه فروردین، اردیبهشت و خرداد، 19 فیلم سینمایی روی پرده رفتند. این تعداد فیلم توانستند برای سینمای ایران 112 میلیارد تومان عایدی به همراه داشته باشند.
گیشه سینما از این مقدار به تفکیک 57 میلیارد و 357 میلیون تومان در فروردین ماه، 26 میلیارد و 663 میلیون تومان در اردیبهشت ماه و 28 میلیارد و 791 میلیون تومان در خردادماه فروش داشت.
در یک مقایسه آماری از میزان فروش همین بازه زمانی با دو سال گذشته می توان دید در فروردین ماه که هر ساله به دلیل وجود تعطیلات نوروزی جزو پرفروش ترین ماهِ سال است، در سال گذشته (97)، حدود 42 و نیم میلیارد تومان و در سال 96، بیش از 27 میلیارد تومان بوده است. بنابر این با نگاهی اجمالی به این اعداد مشخص است که در سال 98 رشد قابل ملاحظه ای در گیشه سینما داشته ایم. اما سوال این است که آیا این افزایش فروش همراه با افزایش مخاطب هم بوده یا تنها تاثیر افزایش بها بلیت ها بوده است؟
بهای بلیت سینماها در سال 98 از 15 هزار تومان در سینماهای مدرن، به 20 هزار تومان (با احتساب ارزش افزوده) افزایش پیدا کرد البته با این نکته که در روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه بهای بلیت به همان میزان قبل و تنها پنجشنبه، جمعه و روزهای تعطیل بلیت سینماها افزایش قیمت دارند.
تعداد مخاطبان سینمای ایران از ابتدای سال (98) تاکنون عددی بیش از 9 میلیون نفر را به ما نشان می دهد این در حالی است که در سال گذشته براساس آماری که موسسه سینماشهر بنابر فروش مکانیزه سینماهای سراسر کشور اعلام کرد سینمای ایران در سیزده روز ابتدایی سال 1397 مجموعاً یک میلیون و 934 هزار و 783 نفر مخاطب جذب کرده است که با این رقم نسبت به مدت مشابه سال 96 با رقم یک میلیون 628 هزار و 763 نفر رشدی معادل 18.8 درصد را شاهد بوده است.
سینمای ایران در سال 97 از روزهای آغازین گیشه بهاری اش تا پایان خردادماه که 19 فیلم سینمایی روی پرده برد توانست حدود 9 میلیون و 800 هزار نفر را به سینما جذب کند که از این مقدار بیش از 4 میلیون نفر در تهران و بقیه در دیگر شهرستانها بودند و مجموع فروش این تعداد فیلم در سه ماهه ابتدایی سال 84 میلیارد و 560 میلیون تومان شده است.
بنابر این از نظر تعداد مخاطب تفاوت قابل ملاحظه ای در دو سال اخیر مشاهده نمی شود در حالی که آمار فروش افزایشی حدود 27 میلیاردی را نشان می دهد. بر این اساس شاید بتوان ثابت کرد سینمای ایران نتوانسته در زمینه جذب مخاطبِ بیشتر، قدمی بردارد و در بهترین حالت تنها همان مخاطبان ثابت خود را حفظ کرده است.
پرفروش ترین فیلم سینمایی که در این سه ماهه (سال 98) روی پرده رفته متری شیش و نیم سعید روستایی با فروشی نزدیک به 27 میلیارد تومان و دو میلیون و 230 نفر مخاطب بوده و در رتبه دوم رحمان 1400 منوچهر هادی با فروش بیش از 22 میلیارد تومان و یک میلیون و 797 نفر مخاطب و در رتبه سوم تگزاس 2 مسعود اطیابی با فروش 17 میلیاردی و یک میلیون و 700 هزار نفر مخاطب قرار دارند.
سه فیلم پایین جدول از نظر فروش نیز به ترتیب تولدت مبارک سمیه زارعی نژاد با نزدیک به 38 میلیون تومان، خانه دیگری بهنوش صادقی 79 میلیون تومان و وکیل مدافع سلمی بابائی و ونداد دوشن با 84 میلیون تومان قرار دارند که هر سه فیلم در جدول اکران ماه رمضان قرار داشتند.
امسال هفت فیلم سینمایی رحمان 1400 ، متری شیش و نیم ، چهارانگشت ، زندانی ها ، پیشونی سفید 3 ، ژن خوک و غلامرضا تختی در جدول اکران نوروزی قرار گرفتند که در مجموع تنها در ایام نوروز بیش از 30 میلیارد تومان عایدی برای سینمای ایران داشتند و به تعبیری تقریباً این میزان فروش یک و نیم برابر سال گذشته است.
در این بین فیلم سینمایی رحمان 1400 که یک اثر کمدی است به دلیل انجام یک تخلف در زمان پخش بعد از حدود یک ماه نمایش روی پرده سینماها توقیف شد و نتوانست تا پایان مهلت مقرر خود روی پرده بماند و فیلم سینمایی تگزاس 2 جایگزین آن شد.
از دیگر اتفاقاتی که در این فصل شاهد آن بودیم ضعف شدید اکران در ایام ماه رمضان بود. امسال اکران سری دوم فیلم های سینمایی که اصلاحا اکران دوم نوروز گفته می شود، با آغاز ماه رمضان همزمان شد.
در این دوره 6 فیلم سینمایی نبات ، به دنیا آمدن ، سامورائی در برلین ، وکیل مدافع ، تولدت مبارک و خانه دیگری روی پرده رفتند اما به غیر از فیلم سامورائی در برلین که توانست نزدیک به پنج میلیارد تومان فروش داشته باشد دیگر آثار نمایش داده شده در این ماه حتی نزدیک به یک میلیارد فروش هم نداشتند که البته در همان ایام بسیاری از سینماگران نسبت به چیدمان اکران انتقاداتی را بیان کردند و سینماداران هم اظهار می کردند که این مقدار فروش حتی به انداره قبوض پرداختی سینماها هم نشده است.
در بین 19 فیلم اکران شده در این فصل نیمی از آثار در ژانر کمدی قرار داشتند و حتی در بین 5 فیلم پرفروش این سه ماهه، 4 فیلم و در بین 10 فیلم بالای جدول هفت فیلم محتوایی طنز داشتند. سهم کودکان و نوجوانان از سینما نیز تنها دو فیلم پیشونی سفید 3 و تولدت مبارک بود که چیزی حدود 10 درصد از کل آثار نمایش داده شده، را شامل می شود.
نکته قابل اشاره دیگر در اکرانهای این فصل بحث ابلاغ تصمیمی مبنی بر اعمال محدودیت سنی برای فیلمهای سینمایی بود. به این ترتیب آثاری که روی پرده سینماها قرار گرفتند بر اساس محتوایشان دارای درجه بندی سنی شدند و در تمامی تیزرهای تبلیغاتی و همچنین سامانه فروش بلیت سینمای ایران این نشان حک شد تا مخاطبان با توجه به آن فیلم مناسب را انتخاب کنند. به طور مثال فیلمهایی مانند شبی که ماه کامل شد ، به دنیا آمدن ، تگزاس 2 ، چهار انگشت بادرجه بندی سنی 12+ و یا فیلم متری شیش و نیم با درجه بندی سنی 15+ سال اکران شدند.
در پایان لازم به ذکر است که تمامی آمار و ارقام استفاده شده در این گزارش بر اساس اطلاعات موجود در سامانه سینمای ایران گردآوری و تنظیم شده است.
انتهای پیام
به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، فیلم سینمایی ما همه با هم هستیم با حضور امیررضا مافی و آرش خوشخو در برنامه تلویزیونی نقدسینما شامگاه گذشته مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
مافی در ابتدای سخنان خود درباره ما همه با هم هستیم گفت: با فیلمی مواجهیم که می خواهد حرف سیاسی بزند اما امر سیاسی ندارد و هجویه ای سیاست زده است. امر سیاسی خوب است زیرا قرائت صحیح از خواسته های جامعه است اما امر سیاست زده آن چیزی است که هیجانات القائی رسانه ای به ما داده اند.
وی ادامه داد: این یک هجویه سیاست زده است که امر سیاسی را اصلا نمی شناسد و به آن نزدیک نمی شود و کارگردان و نویسنده اصلا نمی دانند که به چه چیز در فیلم باید بپردازند. آن ها تلاش کردند همه را بزنند و موضعی هم نداشته باشند. ایران کوچکی را در درون هواپیما تشکیل دادند که می خواهند دست به خودکشی بزنند. هواپیما قرار است در خلیج فارس سقوط کند اما در نهایت در آن جا فرود می آید. با این تفاسیر، مگر می شود این فیلم را نشانه شناسی نکرد؟!
مافی افزود: ما همه با هم هستیم مملو از نماد است، اما به سمت نشانه شدن حرکت نکرده اند. شخصاً این ادعا را به عنوان بیننده نمی پذیرم که کارگردان و نویسنده فیلم موضع سیاسی ندارند.
وی در مقایسه آخرین ساخته کمال تبریزی با فیلم های ماندگارش گفت: آقای تبریزی لیلی با من است را بر اساس یک مبنا و جهان بینی ساخت، اما ما همه با هم هستیم فاقد جهان بینی است و تنها می خواهد در یک وضعیت به ظاهر شلوغ، مسئله ای موهوم یعنی خودکشی دسته جمعی را مطرح کند.
مافی یادآور شد: فیلم یک انفعال جمعی را نشان ما می دهد که آن را از دل هیجانات و سیاست زدگی در می آورد. در این انفعال دسته جمعی، یک شخص شارلاتان مأمور نجات مسافران می شود و این پرسش را ایجاد می کند که منجی یک ملت منفعل به زعم سازنده فیلم آیا یک فرد شارلاتان باید باشد؟! ادعای فیلم این است که اگر همه با هم هستیم، پس چرا به هم رحم نمی کنیم؟
* علاقه کارگردان به بازی با هیجانات سیاسی
خوشخو هم در این برنامه درباره آخرین ساخته کمال تبریزی گفت: ما همه با هم هستیم کمدی نیست زیرا همه موقعیت های کمدی اش را از دقیقه 40 به بعد از دست می دهد. این فیلم رازآلود هم نیست زیرا پایانش هیچ معمایی را حل نمی کند.
وی ادامه داد: با وجود حضور پرشمار بازیگران در ما همه با هم هستیم ، تنها پژمان جمشیدی بازی راضی کننده ای دارد و بقیه مشخص نیست در فیلم چه می کنند؟! فیلم حتی برای یک مخاطب عام که با خانواده به تماشایش نشسته است، پاسخی ندارد. این فیلم یک هجویه شکست خورده با نگاهی تحقیرآمیز به قهرمان هایش است و به قول رابین هود فیلمی که با تحقیر به مردمش بنگرد، خود مستحق تحقیر است.
خوشخو ضمن اشاره به ساخته های پیشین کمال تبریزی از جمله مارموز و خیابان های آرام که اشاره ای به موضوعات سیاسی دارند، گفت: تبریزی دوست دارد با هیجانات سیاسی بازی کند و آن ها را در سطح هیجانات مربوط به دربی پرسپولیس و استقلال تقلیل دهد.
این منتقد در پایان تصریح کرد: ما همه با هم هستیم نقطه تاریکی در کارنامه کمال تبریزی محسوب می شود که فیلم خوش ساخت لیلی با من است را در کارنامه اش دارد.
انتهای پیام/
نصف جهان: اکران فیلم ما همه با هم هستیم کمال تبریزی در کرمان به دستور دادستانی متوقف شد تا این فیلم و کارگردان آن باز هم درگیر حاشیه ای دیگر شوند. گویا لهجه کرمانی بازیگری که در نقش فروشنده مواد مخدر ظاهر شده بود به مذاق اهالی کرمان خوش نیامده و همین امر سبب واکنش هایی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی شده تا جایی که دادستانی کرمان نیز دستور توقف اکران فیلم را صادر کرده است.
نام کمال تبریزی سال هاست با فیلم توقیف شده و پرهیاهوی مارمولک گره خورده است، فیلمی که تنها چهار هفته رنگ اکران را دید و با اعتراض گسترده در اکثر شهرها اکرانش متوقف شد. آن روزها توهین به روحانیت دلیل توقیف مارمولک دانسته شد اما جالب این است که این فیلم در بیست و دومین جشنواره فیلم فجر با کسب 93 درصد آراء، سیمرغ بلورین فیلم منتخب تماشاگران را کسب کرد و در همان مدت زمان کوتاه اکران هم به فروش خوبی دست یافت.
پس از مارمولک ، کمال تبریزی در هر مدیومی که دست به تولید اثر زد با حاشیه های بسیاری همراه بود به طوری که کارنامه کاری اش پر از فیلم ها و سریال های توقیف شده است و در واقع بیشترین تعداد فیلم های توقیف شده را در کارنامه خود دارد. وی در سال 87 فیلم دیگری به نام از رئیس جمهور پاداش نگیرید را ساخت که در آن سعی کرده بود از فضای دو فیلم قبلی یعنی مارمولک و فیلم موفق لیلی با من است بهره بگیرد، اما این فیلم که با اعتراض اصولگرایان مواجه شد، توقیف شد و سرانجام پس از هفت سال با حذف برخی سکانس ها مجوز اکران گرفت. تبریزی در همین سال سریال شهریار را نیز روانه آنتن صدا و سیما کرد که با اعتراض خانواده این شاعر بلندآوازه رو به رو شد که معتقد بودند آنچه در سریال به عنوان زندگینامه شهریارِ شاعر ارائه شده خلاف واقع است.
تبریزی در سال 89 فیلم دونده زمین را ساخت که به دلیل اشارات سیاسی که در آن وجود داشت، توقیف شد تا اینکه در سال 95 و پس از شش سال توقیف، مجوز اکران را به دست آورد. همزمان با اکران این فیلم در گروه هنر و تجربه، کمال تبریزی یادداشتی منتشر کرد که دلیل توقیف فیلم را اشاراتی که دونده زمین به دوران سخت و آشفته ریاست جمهوری احمدی نژاد داشت، اعلام کرد و چون به گفته تبریزی امکان حذف این سکانس ها وجود نداشته این فیلم شش سال از اکران دور ماند.
تبریزی که نشان داده به ساخت فیلم هایی با رگه های سیاسی علاقه وافری دارد، در همین سال فیلم خیابان های آرام را با اشاره به اتفاقاتی که پس از انتخابات 88 در کشور رخ داد، ساخت و از آنجایی که این فیلم پر بود از اشارات و کنایه های سیاسی، با وجود اینکه پس از جشنواره فجر بیست و نهم پروانه نمایش آن صادر شد اما چند هفته قبل از زمان اکران، اجازه نمایش به آن داده نشد و تاکنون هم اقدامی برای رفع توقیف آن صورت نگرفته و در توقیف همیشگی باقی مانده است.
تبریزی در کنار تمام این حواشی و فیلم هایی که یکی پس از دیگری توقیف می شدند، از سال 86 مشغول ساخت سریال سرزمین کهن بود که جزو سریال های الف و به اصطلاح فاخر تلویزیون محسوب می شود. این سریال که به تاریخ معاصر ایران می پرداخت و لیست بلندی از بازیگران نام آشنای سینمای ایران همچون شهاب حسینی، محمدرضا فروتن و نیکی کریمی را در فهرست بازیگرانش داشت، دی ماه 1392 روانه آنتن شد اما ناکامی های سینمایی کمال تبریزی، در رسانه ملی هم گریبانگیرش شد و پس از پخش چهار قسمت، سرزمین کهن از آنتن شبکه 3 حذف شد. این بار ماجرا کمی پیچیده تر از قبل بود. توهینی که به ایل بختیاری شده بود نه تنها بختیاری های استان چهارمحال و بختیاری، خوزستان، اصفهان و لرستان را به اعتراض و واکنش واداشت بلکه نمایندگان این استان ها در مجلس شورای اسلامی نیز نسبت به این توهین واکنش نشان دادند. سرانجام کارگردان و تهیه کننده سریال و همچنین مسئولان صدا و سیما از مردم عذرخواهی کردند و قرار شد اصلاحاتی بر روی سریال انجام شود و با بازنگری در پوشش بازیگران زن، برخی صحنه ها مجدداً فیلمبرداری شود. جالب اینکه پیش از این حواشی، اجازه پخش سریال با همان پوشش و گریم داده شده بود. سرانجام در سال 96 تیزرهای این سریال پرحاشیه که جزو سریال های پرهزینه تلویزیون نیز محسوب می شود، با نام سرزمین مادری از شبکه 3 پخش شد ولی باز هم به دلیل اعتراض بختیاری ها و واکنش برخی نمایندگان مجلس اجازه پخش نیافت. چندی پیش نیز پیشنهاداتی مبنی بر اجازه پخش سریال در شبکه نمایش خانگی مطرح شد که هنوز به نتیجه ای نرسیده و تکلیف هزینه هنگفتی که برای ساخت این سریال شده همچنان مشخص نیست.
تبریزی که سریال هایش از دوران سرکشی تا سرزمین کهن همواره با حاشیه روبه رو بوده است باز هم اقدام به ساخت سریالی دیگر با عنوان الف ویژه کرد که قرار بود برای ماه رمضان 98 آماده شود اما از آنجایی که قرار است هر جا نام کمال تبریزی هست توقیف هم باشد، این سریال نیز توقیف شد با این تفاوت که این بار کمال تبریزی خودش اقدام به توقیف آن کرد! میرباقری، معاونت سیما دلیل توقف تولید الف ویژه را پایین بودن سطح کیفی سریال عنوان کرد اما تبریزی در واکنش به این سخن ضمن تأکید بر بالا بودن کیفیت بخش های تصویربرداری شده سریال، گفت: علت تعطیلی پروژه "الف ویژه" من هستم که به دلیل عدم پرداخت حق الزحمه عوامل پروژه از سوی سازمان و تأخیر ناعادلانه در پرداخت اقساط، ادامه فیلمبرداری را متوقف کردم چرا که این روش در سازمان به امری عادی تبدیل شده و متأسفانه تلاش شبانه روزی افراد زحمتکش گروه سازنده نادیده گرفته می شود.
تبریزی در حرکت بین سینما و تلویزیون، سال گذشته فیلم کمدی سیاسی مارموز را روانه اکران کرد، هرچند این فیلم نیز با انتقاداتی رو به رو شد اما با مشکلی در اکران مواجه نشد و حالا ما همه با هم هستیم را بر پرده نقره ای سینما دارد؛ فیلمی پرهزینه و پربازیگر و گرانقیمت که برخی برچسب مشکوک المنابع را به آن می زنند و مسعود فراستی، منتقد مشهور سینما، این فیلم کمدی را اصلاً کمدی و قابل نقد نمی داند.
تبریزی با توجه به کارنامه کاری اش، کارگردانی است که در چند سال اخیر فعالیتش بیشتر شده و بلافاصله پس از اکران هر فیلم به سمت تولید فیلم دیگری می رود به طوری که این روزها که ما همه با هم هستیم روزهای پرفروشی را تجربه می کند، پروانه ساخت بیستمین فیلم تبریزی به نام در کمال بیشعوری نیز صادر شده است. هنوز مشخص نیست موضوع این فیلم هم سیاسی است یا نه اما تبریزی که به حوزه سیاست بسیار علاقه مند است بعید است به این راحتی از این حوزه دست بکشد و توقیف فیلم هایش هم هیچ خللی در انگیزه وی برای ساخت فیلم بعدی به وجود نمی آورد؛ فیلم هایی که اغلب با استقبال مخاطب مواجه شده و در همان مدت زمان کوتاهی که روی پرده بوده اند فروش خوبی را تجربه کرده اند.
خبرگزاری تسنیم - محمد خاجی
ما همه با هم هستیم آخرین ساخته کمال تبریزی کارگردان کهنه کار سینمای ایران است. در همین آغاز کلام، لازم است تکلیف خود را با اثر روشن کنیم و آن را یک فیلم سینمایی ندانیم؛ چرا که آخرین ساخته تبریزی از حداقل مصالح و مقتضیات لازم برای قوام یک فیلم سینمایی نیز بی بهره است.
همچنین با توجه به فرم معوج و ساختار روایی سراسر شلخته ای که ما همه با هم هستیم از آن برخوردار است، بهتر است از خیر نقد فنی آن هم بگذریم و تنها به ذکر چند نکته درباره کمال تبریزی و مسیری که او طی سال های اخیر با شیبی شتابان در سینمای ایران در پیش گرفته است، بپردازیم.
ما همه با هم هستیم را باید دورهمی کسالت بار اهالی سینما در کنار یکدیگر به شمار آورد. دورهمی ای که از قضا اشتباها الزامات تولید یک اثر سینمایی در نسبتِ آن اعمال شده است. معلوم نیست در این دورهمی به بازیگران و عوامل فیلم خوش گذشته است یا نه اما بی شک به مخاطبان در طول تماشای فیلم خوش نمی گذرد و در پایان توشه ای جز کسالت و بطالت برایشان باقی نمی گذارد.
آخرین ساخته تبریزی یک سوء تفاهم جدی دیگر در کارنامه سینمایی کارگردانی است که حالا دیگر بی دلیل بر فیلم ساز بودن خود اصرار دارد. حاجت به اظهار نیست که کمال تبریزی بر مدار پیشروی مستعجل به سمت پایان دوران فیلم سازی خود در حرکت است و با روندی که او دست کم در 3 فیلم پایانی خود پیش گرفته است، شاید بهتر باشد کم کم عطای فیلم سازی را به لقای آن ببخشد و استعداد خود را در حرفه های دیگری بیازماید.
پرسش مهمی که می توان در نسبت وضعیت فیلم های امروز کمال تبریزی مطرح کرد، این است که آیا او نیز همچون کسر قابل توجهی از کارگردانان میانسال سینمای ایران به سندروم میانسالی متنزّل مبتلا شده است؟ با عنایت به شواهد و قرائنی که تبریزی در آثار متأخرش از خود بروز داده است، به نظر می رسد باید نام او را نیز به عنوان تازه ترین عضو باشگاه فیلمسازان میانسال سینمای ایران که با این سندروم مهلک دست و پنجه نرم می کنند، به این فهرست اضافه کرد.
در تحلیل نهایی همان گونه که در آغاز کلام نیز اشاره شد، کمال تبریزی خواسته یا ناخواسته در مسیر حرکت شتابان به سمت قهقرایی بی بازگشت قرار گرفته است. او که روزگاری لیلی با من است ها و فرش باد ها را می ساخت، اکنون در شوره زار مارموز ها و ما همه با هم هستیم ها دست و پا می زند تا زودتر از آنچه تصور می شد، به خط پایان نزدیک شود.
به راستی رانت چه طعمی دارد که طیف وسیعی از کارگردانان کهنه کار و چه بسا حائز اعتبار سینمای ایران را راضی می کند تا با ساخت تولیداتی بی مایه و دون شأن فیلم سازی خود، به همه اعتباری که در طول سال ها فیلم سازی خود نزد مخاطبان به دست آورده اند، چوب حراج بزنند؟
انتهای پیام/
به گزارش گروه فرهنگی قدس آنلاین ، هفته گذشته با آغاز اکران فیلم زهرمار اولین ساخته جواد رضویان و صدرنشینی شبی که ماه کامل شد به پایان رسید.
فیلم سینمایی زهر مار به تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی اولین اکران خود را در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر تجربه کرد و هفته گذشته نیز اکران خود را به جای نبات آغاز و در دو روز نخست اکران رقمی معادل 400 میلیون تومان فروش را ثبت کرد. در حالی که تعداد سالن های آن هنوز در جدول فروش سینماتیکت به روزرسانی نشده است.
داستان این فیلم درباره رضا مردی است که امروز به عنوان یک فرد ارزشی شناخته می شود اما گذشته ای دارد که او را رها نمی کند و همین گذشته برای او ایجاد دردسر می کند. سیامک انصاری، شبنم مقدمی، شقایق فراهانی، سیامک صفری، برزو ارجمند، نسیم ادبی، علی استادی، رضا رویگری، حسین محب اهری و سیامک ادیب در این فیلم نقش آفرینی می کنند .
اما فیلم شبی که ماه کامل شد در هفته گذشته توانست فروش خود را به رقم 2 میلیارد و 270 میلیون تومان برساند و رتبه اول جدول را از ما همه با هم هستیم گرفته و از آن خود کند؛ این در حالی است که 24 سالن کمتر از فیلم پرسر و صدای کمال تبریزی در اختیار دارد. این فیلم در مجموع و طی دو هفته فروش به رقم 5 میلیارد نزدیک می شود.
با این اوصاف ما همه با هم هستیم نیز این هفته افت فروش قابل توجهی را تجربه کرد و نزدیک به یک میلیارد تومان از فروش هفته اولش کاهش پیدا کرد. بسیاری از منتقدان و اهل فن دلیل استقبال از این فیلم را حضور قابل توجه و پرشمار ستارگان سینما می دانند، گرچه عدم رضایت بسیاری از مخاطبان از این فیلم و همچنین توقف اکران آن در استان کرمان در کاهش روند فروش آن بی تأثیر نبوده است. با این حال اما این فیلم هنوز هم به نسبت دیگر آثار خوب می فروشد و این هفته هم توانست با فروش نزدیک به دو میلیارد و صد میلیون در 145 سالن، رتبه دوم جدول را در دست بگیرد. تا اینجا رقم فروش کلی این فیلم 5 میلیارد و 100 میلیون تومان است و به نظر می رسد به فروش خوب خود ادامه دهد.
سرخ پوست ساخته نیما جاویدی همچنان رتبه سوم جدول را حفظ و در کنار دیگر رقبایش به همین جایگاه بسنده کرده است. البته نباید از این مسئله غافل شد که این فیلم به نسبت دیگر رقبایش سالن های کمتری در اختیار دارد و با 110 سالن توانسته به فروش یک میلیارد و 788 میلیون تومان در هفته دوم و فروش کلی 4 میلیارد تومان دست پیدا کند.
تگزاس 2 نیز همچنان در جایگاه هفته گذشته خود ثابت بوده و شاید طی هفته های آتی و در صورت استقبال مخاطبان از فیلم جدید رضویان، زهرمار بتواند این جایگاه را از آن خود کند. با این حال اما تگزاس2 در نهمین هفته اکرانش 940 میلیون تومان فروش داشته و فروش کلی خود را به رقم 16 میلیارد و 719 میلیون تومان رسانده است.
همچنین سامورایی در برلین نیز ساخته مهدی نادری در ششمین هفته اکران خود با در اختیار داشتن 110 سالن نزدیک به 500 میلیون تومان فروش داشته که در مجموع فروش به رقمی معادل 4 میلیارد و نیم دست پیدا کرده است.
اما وضع دختر شیطان به کارگردانی قربان محمدپور همچنان ناامید کننده است و در دومین هفته اکران با 99 سالن توانست 225 میلیون تومان فروش را ثبت کند و به رقم کلی 512 میلیون تومان برسد. باید دید طی هفته های آتی افت فروش بیشتری را تجربه خواهد کرد یا برعکس مورد اقبال مخاطبان قرار می گیرد.
انتهای پیام/
به زعم سازنده فیلم ما همه با هم هستیم ، منجی یک ملت منفعل، یک فرد شارلاتان باید باشد! (سینما سینما )
آرش خوشخو و امیر رضا مافی دو منتقد کارشناس برنامه نقد سینما، در میزگرد برنامه نقد سینما ،به اظهار نظر درباره فیلم ما همه با هم هستیم پرداختند.
به گزارش سینماسینما ،بخشهای مهم این میز نقد به شرح زیر است :
آرش خوشخو :
نگاه تفرعن آمیز رو قبول دارم؛ اما اگر این موضوع را کامل کنار بگذاریم فیلم #کمدی نیست زیرا همه موقعیت های کمدی اش را از دقیقه 40 از دست می دهد. فیلم رازآلود نیست زیرا پایانش هیچ معمایی را حل نمی کند. پس فیلم هیچی نیست. دیالوگی در فیلم وجود دارد که گلزار به مهران مدیری می گوید که در این مملکت هر اتفاقی بیفتد، یک طرف آن اتفاق من هستم و یک طرف آن تو که حرف شما را در راستای وجود یک نگاه بالا به پایین و تحقیرآمیز نسبت به مردم ایران تائید می کند.
تبریزی در این فیلم، مانند دیگر فیلم هایش چون #مارموز و #خیابان های_آرام، دوست دارد با هیجانات سیاسی بازی کند و آن ها در سطح هیجانات مربوط به بازی پرسپولیس و استقلال تقلیل دهد... فیلم حتی برای یک مخاطب عام که با خانواده به تماشایش نشسته، پاسخی ندارد. علیرغم حضور 17 الی 18 بازیگر در فیلم، تنها پژمان جمشیدی بازی راضی کننده ای دارد و بقیه مشخص نیست در فیلم چه می کنند؟! این فیلم نقطه تاریکی ست در کارنامه #کمال_تبریزی که فیلم خوش ساخت لیلی با من است را ساخته است.
⭕️ امیررضا مافی:
آقای تبریزی، فیلم لیلی با من است را براساس یک جهان بینی و مبنایی می سازد، حال آنکه در این فیلم فاقد جهان بینی است و تنها می خواهد در یک وضعیت به ظاهر شلوغ، مسئله ای را طرح کند و انگشت روی مسئله ای می گذارد که آن وهم است و آن خودکشی دسته جمعی است. بی موضع بودن و انفعال بسیار آزاردهنده است. و در این انفعال دسته جمعی، یک شخص شارلاتان مامور نجات این 30 نفر واقع می شود و این سؤال را برمی انگیزد که منجی یک ملت منفعل، به زعم سازنده فیلم، یک فرد شارلاتان باید باشد؟!
این فیلم سرشار از نماد است و به شخصه این ادعا را به عنوان بیننده نمی پذیرم که کارگردان و نویسنده فیلم موضع سیاسی ندارند. ادعای این فیلم این است که دارم قضاوت می کنم، که اگر همه با هم هستیم پس چرا به هم رحم نمی کنیم.
⭕️ آرش خوشخو:
فیلم یک کمدی یا بهتر بگویم یک هجویه شکست خورده است با نگاهی تحقیر آمیز به قهرمان هایش و به قول رابین هود فیلمی که با تحقیر به مردمش بنگرد، خود مستحق تحقیر است.
⭕️ امیررضا مافی:
فیلم ما همه با هم هستیم یک هجویه سیاست زده است که امر سیاسی را اصلا نمی شناسد و به آن نزدیک نمی شود و کارگردان و نویسنده اصلا نمی دانند که به چه چیز در فیلم باید بپردازند.
یاسمن طلوعی- انگار دیگر باید عادت کنیم بعد از اکران هر فیلمی منتظر باشیم تا خبرهای مختلف درباره عدم اکران آن فیلم در سینماهای حوزه هنری یا شهرستان ها را رصد کنیم. فیلم هایی که همگی پروانه ساخت می گیرند و بعد از آن هم پروانه نمایش اما در بعضی استان ها از ابتدا روی پرده نمی روند یا بعد از مدتی توقیف می شوند، در تهران هم که گاهی با تحریم حوزه هنری روبه رو می شوند و گاهی هم با اعتراض یک مقام مسئول نمی توانند به اکران شان ادامه دهند. حالا چیزی که به تازگی با آن روبه رو شده ایم این است که فیلم ها به شکل سلیقه ای در استان های مختلف رنگ پرده را نمی بینند یا اینکه بعد از مدتی توقیف می شوند. ما همه با هم هستیم ساخته کمال تبریزی، آخرین فیلمی است که به این سرنوشت دچار شده است. دلیلش هم ساده است با تصمیم گیری دادستان کرمان ادامه اکران این فیلم در این استان ممنوع شد.
یکی بازیگران فیلم ما همه با هستیم با لهجه کرمانی نقش فروشنده مواد مخدر را برعهده دارد که به نظر می رسد همین موضوع برای توقیف یک فیلم کافی است. نکته جالب اینکه یدالله شادمانی، بازیگر این نقش، خودش هم اهل کرمان است. دادخدا سالاری، دادستان عمومی و انقلاب مرکز کرمان اعلام کرده است: پس از رصد فضای مجازی توسط معاونت رصد فضای مجازی و معاونت حقوق عامه دادسرای مرکز کرمان و با توجه به واکنش های اجتماعی در بین مردم استان در خصوص لهجه کرمانی بازیگری که در نقش فروشنده موادمخدر بازی می کرد و به دلیل اعتراضات شدید مردمی، دستور توقیف اکران این فیلم در سطح استان کرمان صادر و اقدامات مقتضی در خصوص پیگیری موضوع انجام شده است.
فیلم هایی با سرنوشت مشابه
فیلم ما همه با هستیم اولین فیلمی نیست که این اتفاق برایش رخ داده، پیش از این فیلم شعله ور به کارگردانی حمید نعمت اله هم با واکنش تندی از سوی مردم استان سیستان و بلوچستان مواجه شد. مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان در متنی که در اختیار رسانه ها قرار داد اعلام کرد: فیلم شعله ور ساخته حمید نعمت اله، داستان زندگی مردی است که حسادت می ورزد، ولی چهره خوبی از مردم سیستان و بلوچستان را نشان نمی دهد. اکران این فیلم در ششمین جشنواره فیلم فجر زاهدان باعث اعتراض بسیاری از هنرمندان و مردم عزیز سیستان و بلوچستان شد. همچنین به نشانه اعتراض به این فیلم اعلام می کنم که فیلم شعله ور دیگر بار در زاهدان اکران نخواهد شد. فیلم فراری به کارگردانی علیرضا داودنژاد که از اواخر اسفند96 در سینماها اکران شد یک نمونه دیگر است. این فیلم در پی اعتراض مردم استان گیلان به توهین به مردم این استان، از پرده سینماها برداشته و فیلم دیگری جایگزین آن شد. معترضان هرگونه بی حرمتی به قومیت های ایران در سینماهای کشور را محکوم کرده و خواستار برخورد قاطع مسئولین با این گونه آثار شدند. پخش فیلم فراری هم در سینماهای رشت با درخواست مسئولان گیلان در همان روزهای نخست لغو شد.
در حال حاضر هم فیلم شبی که ماه کامل شد به کارگردانی نرگس آبیار که از 15خرداد در سینماها اکران شده است، هنوز نتوانسته در سینماهای سیستان و بلوچستان اکران شود. آبیار در زمان سی وهفتمین جشنواره فیلم فجر اعلام کرد که این فیلم را برای مردم استان سیستان و بلوچستان ساخته و قصد نداشته فیلمی بسازد که مردم بلوچ را ناراحت کند اما دلیل اینکه چرا هنوز این فیلم در این استان اکران نشده مشخص نیست. یک روزنامه نگار اهل سیستان و بلوچستان از عدم نمایش این فیلم انتقاد کرده است. نوید برهان زهی در توییتر خود نوشته است: دو هفته از اکران عمومی فیلم شبی که ماه کامل شد در سینماهای کشور گذشت اما هنوز خبری از اکران این فیلم در سینماهای سیستان و بلوچستان نیست، فیلمی که براساس یک داستان واقعی در این استان ساخته و فیلمبرداری شده. اگه این فیلم خوبه چرا اینجا اکران نمی شه، اگر فکر می کنن باعث ناراحتی مردم می شه پس چرا ساختنش! فیلم شبی که ماه کامل شد در زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر هم در سیستان و بلوچستان روی پرده نرفت و حالا هم کسی به این سوال که چرا این فیلم در این استان اکران نمی شود، پاسخی نمی دهد.
فیلم دختر شیطان به کارگردانی قربان محمدپور هم یکی دیگر از فیلم هایی به حساب می آید که در یک بخش از کشور، یعنی استان قم اکران نشده است. مدیر اداره سینمایی فرهنگ و ارشاد قم اعلام کرده است: اظهار نظرها در خصوص مخالفت با اکران فیلم دخترشیطان در قم کذب محض است. طبق بخشنامه جدید وزارت ارشاد، بنا شده است تا برای اکران هر فیلمی، پروانه نمایش فیلم برای استان صادر و توسط سازمان سینمایی ارسال شود. برای فیلم دخترشیطان هنوز این روال طی نشده است و سازمان سینمایی تا این لحظه پروانه نمایش این فیلم را برای استان قم ارسال نکرده است و بر همین اساس سینماداران قم نیز درخواستی برای اکران نداشته اند. این حق برای هر استانی وجود دارد که متناسب با فرهنگ، اقلیم و شرایط، با اکران فیلمی موافقت کند یا اجازه اکران آن فیلم را ندهد. در مورد فیلم دختر شیطان هم این شرایط وجود دارد و پس از اینکه سازمان سینمایی پروانه نمایش این فیلم را برای استان ارسال کند و سینماداران نیز برای اکران درخواست بدهند، این فیلم مورد بررسی قرار می گیرد و برای اکران، نظر نهایی داده می شود ولی هنوز اصلا این فیلم به آن مرحله نرسیده است و اظهار نظرها در خصوص مخالفت با اکران این فیلم در قم توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کذب محض است.
یک عمل خارج از عرف
این اتفاقات در حالی رخ می دهد که حسین انتظامی، رئیس سازمان سینمایی در نشست رسانه ای که در سازمان سینمایی برگزار شد به صورت موکد درباره اکران فیلم ها اینطور توضیح داد: پروانه نمایش توسط شورای پروانه نمایش صادر می شود و نباید آنچه که عنوان شده کم و زیاد شود و ما مسئول حفظ چارچوب های آن هستیم . با این تفاسیر تنها سازمانی که برای اکران فیلم های سینمای ایران تصمیم گیری می کند، شورای پروانه نمایش است. به همین دلیل اگر کسی یا نهادی دیگر در این تصمیم گیری دخالت کنند یا دست به ممیزی فیلم ها بزنند، خلاف قانون است و در این زمان پیگیری شورای پروانه نمایش فیلم ها لازم است.
محمود رضوی که یکی از تهیه کنندگان سینمای ایران است، نسبت به توقیف فیلم ما همه با هم هستیم در کرمان واکنش نشان داده و در صفحه توییترش از ابراهیم رئیسی درخواست کرده که به پرونده این فیلم ورود کند و درخواست کرده فیلم هایی که به این شکل توقیف می شوند فقط از سوی وزارت ارشاد و سازمان سینمایی مورد پیگیری قرار گیرند. اقدام دادستان محترم کرمان در خصوص توقف اکران فیلم سینمایی ما همه با هم هستیم به عنوان یک اثر فرهنگی هنری، جدای از اینکه محتوای فیلم را قبول داریم یا نداریم، یک عمل خارج از عرف بوده، لذا از حضرت آیت الله سیدابراهیم رئیسی، ریاست محترم قوه قضائیه درخواست دارم: ضمن ورود به پرونده فوق، به قضات محترم سراسر کشور دستور فرمایند تا از صدور حکم محلی خودداری و پروانه ساخت و نمایش صادره سازمان سینمایی ملاک و در صورت هرگونه مسئله حقوقی غیرمالی و شکایت صنفی و قومی، طرف مذاکره آن ها برای توقف اکران یا هرگونه تصمیم دیگر صرفا وزارت ارشاد و سازمان سینمایی باشد.
نکته ای که شب گذشته و در برنامه نقد سینما هم بهروز افخمی به شدت بر آن تاکید داشت. افخمی که با معاون حقوق عامه دادسرای کرمان به صورت تلفنی گفت وگو می کرد با کنایه ای به این مقام قضایی تاکید کرد که اگر نماینده های نهادهای مختلف که در شورای پروانه نمایش برای نمایش فیلم ها تصمیم می گیرند از نظر قوه قضاییه اعتبار کافی را ندارند، پس دادگستری و قوه قضاییه وظیفه صدور پروانه نمایش برای فیلم ها را برعهده بگیرد تا حداقل فقط یک مرجع در این موضوع تصمیم بگیرد.
258258
کد خبر 1272497
سینماسینما ، ایرنا نوشت: ساخت و تولید هر فیلمی از یک دغدغه و یا انگیزه سیاسی، تجاری، معنوی، کمدی یا اجتماعی به ذهن فیلمساز می رسد؛ اما ما همه با هم هستیم ساخته کمال تبریزی با کدام یک از این دغدغه ها ساخته شده است؟
آیا ما همه با هم هستیم، به سرنوشت رحمان 1400 به کارگردانی منوچهر هادی دچار می شود؟ آیا این داستان تکراری که انگار از 50 کیلو آلبالو ساخته مانی حقیقی شروع شده بود باز هم ادامه دار خواهد شد؟
این دو سوال و سوال هایی از این دست، این روزها بین اهالی رسانه و سینما زیاد پرسیده می شود. مثلاً اینکه، اگر این فیلم ها بد هستند چرا مجوز می گیرند؟ و حالا که مجوز گرفته اند چرا از ادامه اکران باز می مانند؟ آیا از پُرفروش شدن این آثار هراسی داریم که در میانه راه توقیفشان می کنیم؟
حالا بدون اینکه بخواهیم پاسخی به این سوال ها بدهیم یا قضاوتی کنیم، بد نیست ماجرا را یک بار مرور کنیم که اصلاً این روند ابتدا و از کجا شروع شد.
شاید توقیف نیمه راه برای اولین بار یقه فیلم سینمایی 50 کیلو آلبالو به کارگردانی مانی حقیقی را گرفت. وقتی که وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی در قم با اعتراض برخی علما نسبت به این فیلم مواجه شد، دستور توقیف 50 کیلو آلبالو را در نیمه راه داد.
البته نیمه راه که نه، چون 50 کیلو آلبالو در اکران نوروز خوب دیده شده بود و فروش نسبتاً بالایی داشت و بعد توقیف شد. این فیلم البته حتی برای شبکه نمایش خانگی هم نتوانست مجوز بگیرد.
اما بعد از 50 کیلو آلبالو این ماجرا برای برخی از فیلم ها نیز تا مرز توقیف پیش رفت؛ اما هیچ گاه اتفاق نیفتاد تا بار دیگر در اکران نوروزی و این بار در سال 1398 رخ داد.
رحمان 1400 که مانند تمام فیلم های دیگر روند مجوز اکران را گرفت و وقتی که اتفاقاً خیلی خوب هم داشت می فروخت، به یک باره خبر توقیف آن منتشر شد. البته ابتدا بعضی گمان می کردند با برخی اصلاحات فیلم دوباره اکران خواهد شد؛ اما این اتفاق نیفتاد و رحمان 1400 دیگر هیچ وقت روی پرده نقره ای را ندید.
حالا نیز قصد ما قضاوت درباره اینکه این فیلم ها باید توقیف می شدند یا نه نیست. اما به واقع وقتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پای مجوز خود به فیلم هایی که نمایش داده می شود، نمی ماند و این ماجرا تکرار می شود گاهی اوقات شائبه برانگیز می شود و گاهی سوء تفاهم هایی ایجاد می کند که چرا فیلم های کمدی بعد از اینکه خوب دیده و به مرز رکورد پرفروش ها نزدیک می شوند، یک باره خبر توقیف آنها منتشر می شود.
اگر این فیلم ها خوب نیستد چرا مجوز می گیرند، حالا که مجوز گرفته اند چرا اکران نمی شوند؟ حالا که اکران می شوند چرا توقیف می شوند؟
اما حالا زمزمه هایی درباره فیلم تازه اکران شده ما همه با هم هستیم، به گوش می رسد که احتمالاً این فیلم توقیف خواهد شد. حتی برخی در فضای مجازی خبر می دهند چه نشسته اید ما همه با هم هستیم به زودی توقیف خواهد شد و بروید و ببینید که از دست ندهید.
و انگار بازی تکراری توقیف یک فیلم در میانه راه دوباره تکرار خواهد شد؛ که البته اگر هم نشود استفاده از این فضا برای تبلیغات و فروش غیرمتعارف ما همه با هم هستیم را در پی خواهد داشت.
مگر نه اینکه ناامن شدن فضای فرهنگی باعث می شود همین میزان سرمایه ای هم که در سینما وجود دارد با کاهش رو به رو شود و احتمالاً فیلم های آپارتمانی با هزینه اندک و کمترین تأثیرگذاری بار دیگر در سینمای ایران تکثیر شوند. بنابراین به نظر می رسد حتماً باید یک بار برای همیشه به دقیق دربارخ این موضوع تصمیم گیری شود.
اینکه ما همه با هم هستیم با هزینه گزاف ساخته شده و به زعم کارشناسان سینما جزء آثار درجه 3 نیز به حساب نمی آید چون حتی در ابتدایی ترین مفاهیم و مؤلفه های استاندارد یک فیلم سینمایی ساخته نشده است، به کنار؛ اما چرا فضایی برای بهتر دیده شدن این فیلم ایجاد کرده ایم یا اینکه اگر واقعاً دچار مشکلات جدی است چرا خیلی زود توقیف نمی شود.
بنابراین ماحصل همه آنچه گفته شد اینکه با این رفتار به اصلاح یک باره نه تنها دردی از فرهنگ جامعه دوا نخواهد شد بلکه برخی فیلم ها که در شرایط عادی مثلاً 5 میلیارد تومان هم می فروشند در شرایطی که ما مهیا می کنیم؛ فروش آنها بعضاً تا 20 میلیارد هم می رسد.
یا اینکه فضای سرمایه گذاری در فرهنگ را ناامن می کنیم تا اهالی واقعی فرهنگ و هنر از این فضا فاصله بگیرند و برخی سودجو که تنها به دنبال منافع اقتصادی هستند پایشان به هنر هفتم کشور باز شود.
به نظر می رسد یک بار برای همیشه باید تکلیف وضعیت اکران فیلم های سینمایی در کشور را برای همیشه مشخص کنیم تا از این آبی که گاهی گِل آلود می شود برخی ماهی نگیرند.
منبع: ایرنا
محمود رضوی تهیه کننده سینمای ایران، نسبت به توقیف فیلم ما همه با هم هستیم در کرمان واکنش نشان داده و در صفحه توییترش از ابراهیم رئیسی درخواست کرده که به پرونده این فیلم ورود کند و درخواست کرده فیلم هایی که به این شکل توقیف می شوند فقط از سوی وزارت ارشاد و سازمان سینمایی مورد پیگیری قرار گیرند.
به گزارش سینماسینما ، محمود رضوی نوشته : اقدام دادستان محترم کرمان در خصوص توقف اکران فیلم سینمایی ما همه با هم هستیم به عنوان یک اثر فرهنگی هنری، جدای از اینکه محتوای فیلم را قبول داریم یا نداریم، یک عمل خارج از عرف بوده، لذا از حضرت آیت الله سیدابراهیم رئیسی، ریاست محترم قوه قضائیه درخواست دارم: ضمن ورود به پرونده فوق، به قضات محترم سراسر کشور دستور فرمایند تا از صدور حکم محلی خودداری و پروانه ساخت و نمایش صادره سازمان سینمایی ملاک و در صورت هرگونه مسئله حقوقی غیرمالی و شکایت صنفی و قومی، طرف مذاکره آن ها برای توقف اکران یا هرگونه تصمیم دیگر صرفا وزارت ارشاد و سازمان سینمایی باشد.
فروش سینما رازی در پی نیم بها شدن قیمت بلیت افزایش یافت.
به گزارش رسیده، در پی نیم بها شدن بلیت های پردیس سینمایی رازی در تمامی ایام هفته و علی رغم کاهش قیمت بلیت؛ با استقبال تماشاگران از فیلم های در حال اکران در فصل تابستان، میزان فروش کل در این سینما افزایش یافته است.
اشتراک گذاری در:
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، با مطرح شدن بحث ورود پول های مشکوک در سینما میزگرد نقد برنامه هفت این بار با حضور محمد حسین لطیفی مجری برنامه، اکبر نبوی منتقد و کارشناس سینما و مهدی صباغ زاده تهیه کننده و کارگردان سینما به گفتگو نشست.
نبوی به عنوان آغازگر بحث گفت: من مطلقا با حضور بخش خصوصی در سینما مشکل ندارم بلکه حضور بخش خصوصی به طور کلی در فرهنگ و هنر مغتنم است. یک عده از سرمایه گذران عاشق سینما هستند که حتی اگر سینما را درک کامل و درستی نکرده باشند آن را دوست دارند و به اعتبار این دوست داشتن مفرط می خواهند پولی در سینما بدست آورند.
گروه دوم گروهی هستند که می خواهند سرمایه خود را از طرقی ولو سینما شسشو دهند و به تعبیر اصطلاح رایج پولشویی کنند. گروه سوم گروهی هستند که نه مانند دو گروه قبل عاشق سینما هستند و یا می خواهند پول خود را در سینما شستشو دهند بلکه برای اعتبار و پیشرفت اقتصادی خود به عکس یادگاری با سینما نیاز دارند. گروه چهارم گروهی است که واقعا دغدغه فرهنگی و هنری دارد و می خواهند به سینما با آوردن سرمایه خود کمک کنند. این گروه آخر گروه بسیار خوبی است و هرچقدر در سینما باشند بهتر است و وجود آنان مغتنم تر. گروه اول هم به نظر من قابل احترام هستند و وجود آنان در سینما مغتنم است.
مهدی صباغ زاده دیگر کارشناس این میزگرد گفت: من با ورود سرمایه مشکلی ندارم و موافق هستم. من با اینکه این پول ها از کجا می آید مشکلی ندارم و به این تعبیر پول های کثیف هم اعتقادی ندارم. این تهیه کننده است که زمانی که در کنار سرمایه گذار قرار می گیرد باید مراعات کند و جوانب کار را بسنجد. یعنی اینکه نحوه استفاده از این پول مهم است شاید بتوانیم با درست استفاده کردن از پول آن را برای چندتا فیلم استفاده کنیم. نباید همه آن را بین همه عوامل تقسیم کنیم.
در ادامه نبوی از صباغ زاده سوال می کند که آیا برای ما نباید سوال باشد که این پول از کجا می آید؟ خصوصا مبالغ و ارقام بسیار بالا جای سوال و شک دارد! اما صباغ زاده در پاسخ به این کارشناس سینما گفت که ما از منبع آنان هیچ وقت مطلع نیستیم و جایگاه ما جایکاه دستگاه امنیتی و قضایی نیست که مطلع بشویم. امکان دارد سرمایه گذار وابسته به دولت یا دارای یک نهاد خصوصی باشد و من خیلی به این تعابیر که پول های کثیف و بد دارد وارد سینمای ایران می شود موافق نیستم. شاید در سال دو یا سه نفر باشند که در سال وارد این حوزه شوند و به دلیل اینکه در کار خود وار نیستند حتی دچار ضرر و زیان هم بشوند.
نبوی این بار در مقام منتقد سخنان صباغ زاده از وی سوال می کند که الان دو یا سه نفر از همان افراد در زندان هستند پس این بحث خیلی جدی است. صباغ زاده در پاسخ گفت: ما نمی توانیم بپرسیم و کاری نداریم که پول ها از کجا آمده است که نبوی بار دیگر در پاسخ گفت ولی باید نسبت به آن حساس شویم. اما صباغ زاده ضمن تکرار سخن پیشین خود گفت که ما الان متوجه این مساله می شویم و همانطور که گفتم ما در مقام دستگاه امنیتی نیستیم که از حقیقت آن بپرسیم.
لطیفی مجری برنامه برای توضیح بیشتر در این لحظه وارد بحث می شود و می گوید زمانی که تهیه کننده و یا کارگردان به سرمایه گذار از میزان هزینه های بالای فیلم می گویند و او تمام هزینه ها را می پذیرد و مشکلی برای خود نمی بیند باید به سرمایه گذار و سرمایه او شک کرد. حتی در مواردی مشاهده شده است که سرمایه گذار با خود بازیگران در اتاق خود به رقم مشخصی رسیده است و حتی آن را به تهیه کننده هم نگفته است.
صباغ زاده در جواب به لطیفی می گوید که اکثر این تهیه کنندگان افرادی هستند که خیلی با فضای سینما آشنا نیستند وممکن است برای بهتر وارد شدن بخواهند چنین عمل کنند یا پشت تهیه کننده پنهان شوند. لطیفی اما در پاسخ به او گفت تعداد زیادی از این آثار که ساخته شده است آثاری است که تهیه کنندگان آن افراد متعبر این حوزه هستند. مثل این سرمایه گذاران مثل کسی است که امروز می آید در خانه ای و به صاحب خانه می گوید که بگذار همه چیز به عهده من باشد و بعد از چند روز که تمام قواعد خانه را بدست گرفت یکباره می رود و حال صاحب خانه با مشکلات جامانده از بعد رفتن او باید چه کار کند؟ منظور من این است که قواعد سینما توسط این افراد به هم خورده می شود و برای سینما مشکل ایجاد می کند.
در بخش دوم میز گفتگو و نقد بحث پول های مشکوک در سینما اکبر نبوی گفت: پول های نامناسب که وارد سینما می شود به راحتی خرج و اسراف می شود در حالی که اگر پول با زحمت به دست بیاید به راحتی اینگونه بذل و بخشش نمیکنند. منطقا نمی توانیم ادعا کنیم که تماما می توانیم ورود را قطع کنیم، اما می توان جلوی آن کمی گرفت. وقتی در یک حوزه ای دارد خلاف های متعددی رخ می دهد باید حواسمان را جمع کنیم. در ارشاد ما سازمان نظارت نداریم که خیلی بد است و باید با حضور آن بتوانیم نظارت کامل بر همه چیز خصوصا سرمایه های مشکوک بکنیم.
صباغ زاده نیز در ادامه با تغییر کوتاهی نسبت به بحثش در بخش قبلی بیان کرد: قبل از اینکه ما وارد عمل شویم این موارد باعث ضربه زدن به سینما می شود. ما خودمان را وابسته به چند نفر از بازیگران کردیم. باید خودمان انقلاب را آغاز کنیم. باید به بازیگران متوسط و جدید هم بها بدهیم. شرایط را بد کرده ایم تمام این عوامل باعث شده است نهادهای پشت پرده بی هدف پول هایی را وارد می کنند تا به قول خودشان فیلمشان بفروشد.
او در پایان سخنانش گفت: اگر دونفر پول آلوده وارد کردند نباید کل سینما را زیر سوال برد در حالیکه ما مدام با بحث پول های کثیف داریم آن را زیر سوال می بریم. ما باید مراقب ورود آدم های ضعیف به سینما باشیم و اگر نه آنان در مقابل پول های کثیف سر خم کنند. همینطور نباید اجازه بدهیم که بازیگران وارد این میدان شوند و باید کار در مسیر مشخص و درست خود قرار بگیرد.
انتهای پیام/
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، مسعود فراستی منتقد سینما در برنامه هفت اظهار داشت: انگار آقای داروغه زاده با کار دادستانی برای جلوگیری از ورود پول های کثیف مخالف هستند. وی مخالف جدی نقد است و در زمانی که ایشان به عنوان معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی حضور دارند راه ورود هر نوع فیلم و پولی را به سینما هموار کرده است.
فراستی در پایان تأکید کرد: چنین توئیتی بسیار زشت و عجیب است، بهتر است کمی فکر کنیم.
گفتنی است ابراهیم داروغه زاده با انتشار توئیتی در توئیتر شخصی خود نسبت به نقدهای مطرح شده در برنامه هفت و نقد سینما گفت: این بلایی که برنامه های سینمایی نقد سینما و هفت با نقدهاشون سر فیلم های سینمایی میارن صد برابر بدتر از توقیف فیلم ها توسط دادستانیه.
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: افروغ درباره فعالیت های اوج تأکید کرد: برداشت من از فعالیت های سازمان اوج مثبت است. اوج فعالیت های شایسته ای طی هشت سال فعالیت خود داشته است. افروغ علت موفقیت سازمان اوج در فعالیت های هنری را متجلی کردن آرمان های انقلاب دانست و گفت: مقولاتی که سازمان اوج به عنوان سوژه تولیدات خود انتخاب می کند جزو خاطرات خوش انسانی و انقلابی ما هستند. وی ادامه داد: این مقولات به دلایلی در سال های گذشته حداقل سهم کمی از قاب تصویر و سینما داشته است و سازمان اوج توانست در سال های اخیر، این خاطرات را احیا کند.
وی افزود: برای مثال فیلم ایستاده در غبار خاطرات حساس تاریخ انقلاب را برای ما زنده کرد یا تنگه ابوقریب که لحظات سرنوشت ساز دفاع مقدس را به تصویر کشیده بود یا فیلم به وقت شام که مقوله داعش را به عنوان بحث مهم جهان امروز در قالب یک داستان منصفانه و غیراغراق آمیز مطرح کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، ساختمان شماره 3 خانه سینما شامگاه امروز (یکشنبه اول تیر ماه) با حضور حسین انتظامی (رئیس سازمان سینمایی) و روسای صنوف مختلف، اعضای هیات مدیره و محمدجواد حق شناس (عضو شورای شهر) افتتاح شد.
عمارت حسین پیرنیا واقع در لاله زار بعد از حدود یکسال بازسازی در اختیار خانه سینما قرار گرفته است.
پیش از افتتاح این ساختمان حسین انتظامی با روسای صنوف دیدار و گفتگو کرد.
آرش خوشخو در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه ، با بیان این که جامعه ی امروز ما با چالش ها و بحران های قابل توجهی مواجه است، اظهار داشت: از مسایل مرتبط با حوزه ی محیط زیست و آب و هوا گرفته تا مباحث اجتماعی و فرهنگی همچون فقر و اعتیاد و تضعیف بنیان خانواده و طلاق و ...، همه این ها مسایلی است که باید به آن ها توجه کرد و به خصوص فعالان عرصه هنر و رسانه می بایست در این باره دغدغه مندی لازم را داشته باشند.
وی افزود: در این میان مشخص است که سینما باید نمایه ای از اجتماع باشد، اما با این حال به نظر بنده سینما در این خصوص و در پرداختن به واقعیت های اجتماعی، غلو می کند به طوری که گاه برخی فیلمسازان در آثار خود طوری شرایط را به تصویر می کشند که گویا همه چیز به بن بست خورده و حال آن که واقعاً این گونه نیست و این رویکرد مبالغه آمیز باید اصلاح شود.
منتقد سینمای ایران همچنین گفت: به عنوان مثال در سال های اخیر می بینیم که فروپاشی خانواده به یکی از مضامین کلیدی سینما تبدیل شده و این اتفاق البته بازمی گردد به سال های میانی دهه 70 که به تدریج نویسندگان و فیلمسازان سینمایی ایران درباره فروپاشی خانواده، فیلمنامه نوشته و یا فیلم می ساختند.
مدیر مسئول و سردبیر روزنامه هفت صبح اضافه کرد: البته قبول داریم که بحران های مربوط به خانواده چه در طبقه متوسط و چه حتی در طبقه سنتی وجود دارد اما این طور نیست که برخی درباره اش فیلم می سازند بلکه فراتر از این مسایل، سینمای ایران در پرداختن به بحران های اجتماعی می بایست وظیفه خود را به عنوان یک تسلاگر و نجات بخش به درستی انجام دهد و اگر هشداردهنده هم عمل می کند، نباید طوری عمل کند که گویا همه ی روزنه ها بسته شده و هیچ راه امیدی به اصلاح وضعیت وجود ندارد.
خوشخو ادامه داد: در همین قضیه آمار طلاق باید توجه داشت که هنوز طلاق در کشور ما به نسبت دیگر کشورهای منطقه از جمله ترکیه و لبنان و پاکستان و غیره کمتر است و ما به معنای واقعی کلمه دچار بحران نیستیم، هر چند با چالشی مواجه می باشیم که متاسفانه رو به رشد است.
وی ابراز داشت: به عنوان کسی که چه به عنوان روزنامه نگار و چه منتقد و پیگیر سینما، محصولات هنر هفتم وطنی را دنبال کرده و می کنم باید بگویم که این وضعیت غلوآمیز در بحث سینمای اجتماعی به خصوص در دهه 80 رشد پیدا کرد و نسبت به تشکیل خانواده حتی در آثاری نگاه بدبینانه وجود داشت، هر چند در دهه 90 به تدریج شاهد تغییر و تعدیل این دیدگاه بودیم.
کارشناس و منتقد سینمای کشور همچنین در ادامه با اشاره به این که برخلاف برخی نظرها ، سبک زندگی طبقه متوسط ایران را در کلیت سبک زندگی موفقی می دانم، گفت: بخش هایی از سبک زندگی سنتی با مدرن تلفیق پیدا کرده و به طور کلی این ترکیب شکل جالبی یافته و این طور نیست که فکر کنیم حالا طبقه متوسط ما به معنای واقعی کلمه سبک زندگی غربی یافته و از سنت ها و ارزش های دینی به طور کلی فاصله گرفته است.
وی افزود: البته ناگفته نماند که ما هم اکنون در دوران حمله تجدد و غرب زدگی هستیم و زیر بمباران فرهنگ غربی قرار داریم و از سویی شاید بخشی از مشکلاتی که در این عرصه ها شاهدیم، ریشه در نارضایتی طبقه متوسط از وضعیت اقتصادی و فرهنگی داشته باشد که در این خصوص حاکمیت می تواند با اصلاح برخی سیاست ها و روش ها نقش خود را به درستی ایفا کند.
خوشخو بیان داشت: در مجموع طبقه متوسط ایرانی، زندگی نسبتاً سالم تری دارد و لذا این چیزهایی که گاه در سریال های شبکه نمایش خانگی و یا فیلم های سینمایی مبنی بر طلاق و خیانت و غیره ترویج و تبلیغ می شود، چندان درست و مطابق با واقعیت نیست.
مدیر مسئول روزنامه هفت صبح در خاتمه گفت: جالب این که در خود هالیوود همچنان تشکیل خانواده با قدرت و قوت تبلیغ می شود به طوری حتی در فیلم هایی که به نظر ما با معیارهای اخلاقی ما ناهمخوان است، بازهم یکی از پایان های پرطرفدار فیلم هایشان رسیدن مرد و زن داستان به یکدیگر و تشکیل خانواده و برپایی مراسم عروسی است و این وضعیت در حالی است که گاهی چنانچه در پایان فیلم های ایرانی ازدواجی صورت بگیرد، فیلمساز مورد نقد قرار می گیرد.
313/8
بیش از نیمی از رقم فروش 113 میلیارد تومانی امسال تنها در کیسه سه فیلم است. فیلم های متری شیش و نیم با فروش 7/ 26 میلیارد تومانی، رحمان 1400 با فروش 5/ 22 میلیارد تومانی و تگزاس با فروش 2/ 17 میلیارد تومانی در مجموع 4/ 66 میلیارد تومان فروش داشته اند. البته هنوز بازار برخی فیلم ها به راه است و در حال اکران به سر می برند. با وجود این، به نظر نمی رسد فیلم های روی پرده بتوانند رکوردهای فروش بهار را جابه جا کنند. اگرچه فیلم های سرخپوست ، شبی که ماه کامل شد و ما همه با هم هستیم فروش های خوبی داشته اند و فیلم سینمایی زهرمار نیز افتتاحیه موفق 300 میلیون تومانی را در دو روز تجربه کرده است، اما دور از باور است که هیچ یک از این فیلم ها بتوانند به فروشی بیش از 20 میلیارد تومان برسند.
سینماهای ایران در بهار سال گذشته حدود 85 میلیارد تومان فروش داشتند و سال پیش از آن یعنی سال 96 نیز سینماها با رقم 58 میلیارد تومانی، دخل بهاره را بستند. در نگاه اول می توان دریافت که فروش سینماها در بهار 98 در مقایسه با هر دو سال گذشته، افزایش قابل توجهی پیدا کرده است. اما برای این موضوع باید محتاط بود. پیش از آن به بررسی یک موضوع می پردازیم. در سال 97 سینماها با رشد فروش 46درصدی خود نسبت به سال 96 بهاری پررونق را پشت سر گذاشتند. کارشناسان یکی از عوامل موثر در رشد فروش فیلم ها را نوسازی و افتتاح چندین پردیس سینمایی مجهز برمی شمردند. گرچه با افزایش نسبی قیمت بلیت سینماها احتمال می رفت اکران بهار به ویژه اکران نوروزی با ریزش مخاطب همراه باشد، اما مقایسه آمار نشان می دهد سینماها در بهار 97 با 9 میلیون و 827 هزار مخاطب توانسته اند تعداد مخاطبان خود را حدود 2 میلیون و 800 هزار نفر افزایش دهند و در زمینه جذب مخاطب نسبت به بهار 96 به رشدی بالغ بر 40 درصد برسند که عدد قابل توجهی است.
برآوردها نشان می دهد که در بهار سال 97 میانگین بهای بلیت سینماها 8 هزار و 600 تومان بوده است. همین بلیت در سال 96 هم قیمتش 8هزار و 200 تومان بوده است. در واقع میانگین نرخ بلیت سینماها در فاصله سال 96 تا 97 تنها 400تومان بوده است. یعنی کمتر از 5درصد افزایش قیمت داشته است. اما همان طور که پیش تر هم خواندید، قیمت بلیت سینماها در سال 98 به طور میانگین 11 هزار و 600تومان شده است. یعنی سه هزار تومان گران تر از بهار سال قبل. یعنی حدودا 30درصد افزایش قیمت. با این اوصاف می توان حدس زد که فروش 113 میلیارد تومانی سینماها در بهار امسال بیشتر به دلیل افزایش قیمت بلیت سینماها بوده است، نه الزاما افزایش تعداد مخاطبان. آمار مخاطبان سینماها در سه ماه گذشته در مقایسه با سال قبل نشان می دهد که حدود 70 هزار نفر کمتر به سینما رفته اند.
آیا فروش سینمای ایران به بن بست رسیده است؟ آیا دوره فیلم های کمدی سر آمده است؟ این گزاره ها را به سادگی نمی توان مطرح کرد. اگرچه به نظر می رسد فروش فیلم های غیر کمدی مانند متری شیش و نیم، شبی که ماه کامل شد و سرخپوست قابل توجه بوده و شانه به شانه فیلم های کمدی حرکت کرده است. از سوی دیگر نیز آمارها نشان می دهد که مردم برای خرید بلیت 11 هزار تومانی فیلم ها رغبت چندانی ندارند، باز هم با تردید می توان از دوره ایستایی فروش در سینماها حرف زد. با وجود همه این مقدمات، می توان گفت که زنگ خطر فروش سینماها به صدا درآمده است و مخاطبان سینما نیز دارند فاصله خود را با چیدمان فیلم های روی پرده حفظ می کنند. آیا مخاطبان سینما در ایران همچنان برای فیلم های روی پرده مجاب به پرداخت هزینه بلیت خواهند بود و رونق فروش ادامه خواهد داشت یا آرام آرام، با کاهش تعداد مخاطبان، سینماها با صندلی های خالی بیشتری پروژکتورهایشان را روشن می کنند.
داروغه زاده در صفحه توییترش نوشته است: این بلایی که برنامه های سینمایی نقد سینما و هفت با نقدهاشون سر فیلم های سینمایی ایران می آرن، صد برابر بدتر از توقیف فیلم ها توسط دادستانیه
پیش از این دادستان کرمان از اکران فیلم ما همه با هم هستیم ساخته کمال تبریزی در این استان پیشگیری کرده و آن را توقیف کرده بود. قبل تر نیز فیلم دختر شیطان به کارگردانی قربان محمدپور در قم توقیف شده بود.
گروه فرهنگ و هنر دفاع پرس رسول حسنی؛ امام خمینی (ره) در اولین سخنرانی خود در 12 بهمن سال 1357 و در جوار گلزار شهدای انقلاب اسلامی به نکات ارزشمندی اشاره داشتند. بخش مهم این سخنرانی رویکردی فرهنگی داشت تا آنکه موضعی سیاسی.
با گذشت 40 سال از ایراد این سخنرانی تازگی و به روز بودن آن همچنان احساس می شود. این امر از جهاتی تاسف بار است چرا که هنوز به اولین مطالبات رهبری که انقلاب را به پیروزی رسانده است جامه عمل پوشانده نشده است. چرا سینمای ایران به جایی رسیده که برخی از آثار آن حتی از مبتذل ترین آثار سینمایی قبل از انقلاب مبتذل تر است؟ چگونه نتوانستیم یک استراتژی مشخص برای تحقق و تبلور آرمان های انقلاب اسلامی مشخص کنیم؟
بعد از انقلاب اسلامی، سینما دچار نوعی بی هویتی شد و سینماگران نمی دانستند باید چه کنند و با چه زبانی آثار خود را تولید کنند. هر چند امام راحل از همان ابتدا مشخص کردند و با همان عبارات کوتاه اما جامع به سینما هویت بخشیدند اما همچنان فیلمسازان در رخوتی معنادار فرو رفتند. این روند تا امروز به نحوی مساله دار ادامه دارد. شاید آن رخوت سال های ابتدای انقلاب وجود ندارد و حجم تولیدات افزایش یافته است اما باید به این سوال پاسخ داد که این حجم از تولید، چقدر با مواضع انقلاب همسو است.
اگر سینمای قبل از انقلاب، به غیر از مواردی معدود، سینمایی سترون و خنثی بود، سینمای بعد از انقلاب با آنکه آثار ارزشمندی را به یادگار گذاشته اما به غایتی که باید نرسیده است. اگر بگوییم، معدود سینماگرانی چون ابراهیم حاتمی کیا ، سیف الله داد ، رسول ملا قلی پور و ... نبودند سینمای ایران برای اثبات انقلابی بودنش چه حرفی داشت؟ این مساله چنان وجه تراژیکی دارد که خود موضوع یک مرثیه است. اگر با غمض عین بپذیریم سینما اثری مبتذل ندارد، باید گفت اثری حرکت دهنده نیز به زحمت در آن پیدا می شود.
این درحالی است که سینما به واسطه مفاهیم عمیق انقلابی، دفاع مقدس و جبهه مقاومت و نیروهای متعهدی که دارد می تواند موجی عظیم تر از آنچه به بیداری اسلامی موسوم است، ایجاد کند. اگر سینما با همه توان در کنار مدافعان حرم قرار می گرفت، پاسخ بسیاری از شبهات را می داد و تاثیر غیر قابل تصوری در این موضوع می داشت.
اگر کسانی قبل از انقلاب با وارد کردن فیلم های آمریکایی، اروپایی، هندی و مصری سعی داشتند برای خود بازاری بسازند تا به ثروت و شهرتی برسند و تربیت نسل جوان برای شان اهمیتی نداشت، بعد از انقلاب نیز جماعتی وارد این حطیه شدند و موضوعاتی را مورد بحث قرار دادند که در ایران اسلامی نه تنها فراوانی ندارد بلکه صحبت کردن از آن در جمع های خصوصی نیز جایی ندارد. مسائلی چون خیانت، چند همسری، ازدواج سفید، طلاق های معنادار، روابط آزاد و خارج عرف و موضوعاتی از این دست آنقدر تکرار شده که دیگر قبحی ندارد.
با تاسف کسی هم پاسخ گوی وضع موجود نیست. مدیران فرهنگی و فیلمسازان هر کدام به نحوی دیگری را مسئول موضع موجود می دانند و در این میان مخاطبان باید این شرایط را تحمل کنند و در فقدان آثار ارزشی به آثار مبتذل سیاه نما و کمدی های سخیف و کم مایه دل خوش کنند. وقتی فیلم ها داستان درست و حساب شده ای ندارند برای جذب مخاطب متوسل به هر ترفندی می شوند تا در گیشه شکست نخورند. جالب آنکه راه برون رفت از این فضا چندان مشکل و پیچیده نیست، تنها کافی است به مواضع انقلابی خود رجعت و مواضع امام خمینی (ره) را نسبت به سینما مرور کنیم.
اگر مطالعه صحیفه برای فیلمسازان مشکل است مرور چند عبارت از سخنرانی امام راحل می تواند راه را تا حد زیادی روشن کند. به مصداق این عبارت که اگر در خانه کس است، یک حرف بس است. همین چند جمله نیز می تواند تا حد زیادی کارساز باشد.
امام راحل در یک سخنرانی می فرمایند: ما بیشتر از 50 سال است دانشگاه داریم لکن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نکرده؛ رشد انسانی ندارد. تمام انسانها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم شاه این آدم به واسطه نوکری که داشته، مراکز فحشا درست کرده. تلویزیونش مرکز فحشاست، رادیوش بسیاری اش فحشاست. مراکزی که اجازه دادند برای اینکه باز باشد، مراکز فحشاست. اینها دست به دست هم دادند.
در تهران مرکز مشروب فروشی بیشتر از کتاب فروشی است، مراکز فساد دیگر الی ماشاء الله است. برای چه؟ سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم، ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم، ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم.
ما کی مخالفت کردیم با تجدد؟ با مراتب تجدد؟ مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصاً در ایران مرکز [عظیمی ] که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد؛ و شما می دانید که جوان های ما را اینها به تباهی کشیده اند. و همین طور سایر این [مراکز]. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت کرده اند به مملکت ما.
امام خمینی (ره)، 12 بهمن 1357
انتهای پیام/ 161
از ابتدای تاریخ سینما، همواره فیلم های طنز جزء آثار پرفروش سینما بوده اند. آثار چارلی چاپلین، باستر کیتون، لورل و هاردی و... بیانگر این موضوع است، اما در سینمای ایران این ژانر فعالیت خود را بر مبنای صحیحی آغاز نکرد، زیرا طنز کلامی و لودگی پایه های اصلی کمدی در ایران را شکل داد. پس از پیروزی انقلاب اتفاقات خوبی در سینمای طنز رقم خورد و آثار این حوزه از ابتذال فاصله گرفت و صورت دیگری به شکل طنز بخشید. در همان زمان فیلم کمدی اجاره نشین ها ساخته شد که تا امروز باید آن را جزء آثار برتر سینمای طنز محسوب کرد.
با گذر زمان طنز هم مانند بسیاری هنر های دیگر مسیر بیراهه را پیش گرفت و به سمت آثار بی کیفیت و بازاری متمایل شد و این کج روی تا حدی پیش رفت که در سال های اخیر عمده آثار کمدی سینمایی برای تماشای خانواده ها مناسب نیستند. منتقدان رسانه ای بار ها درباره این موضوع تذکرات خود را مطرح کرده اند، اما مدیران سینمایی با بیان اینکه این قبیل تولیدات چراغ سینما را روشن نگاه می دارند، برای بهبود این وضعیت تلاشی نکرده اند. در این میان استقبال مخاطبان و میزان فروش هم سینماگران را به سمت این قبیل موضوعات سوق داده است.
عکس العمل عجیب مخاطبان ما همه با هم هستیم
اکران ما همه باهم هستیم در ژانر طنز اتفاق نادری است که این روز ها در سینمای کشور رخ داده است، چون به لحاظ ساختار این اثر متکی به فرم است و از طنز کلامی تا حد امکان پرهیز شده است، اما نکته جالب اینجاست که مردم با عکس العمل های خود برخوردی عجیب با این فیلم داشتند. البته ما همه با هم هستیم تا به امروز فروش خوبی داشته، اما عمده تماشاگرانی که از سالن نمایش خارج می شوند از تماشای این فیلم راضی نیستند، چون با اثری مواجه اند که برخلاف آثار رایج این حوزه است و در آن از لودگی های رایج خبری نیست. تماشاگری که به دیدن آثاری نظیر لازانیا می رود و با دیالوگ های رکیک جنسی می خندند، مطمئناً نباید از طنزی که بر پایه متن و موقعیت شکل گرفته راضی باشد.
درباره نارضایتی مردم عمدتاً یک نکته بیان می شود. آن هم اینکه چرا با این همه بازیگر، فیلم برای تماشاگر خنده دار نیست. جای بسی تأسف است که برخی منتقدان و روشنفکران هم به این فیلم نقد دارند. در صورتی که باید جایگاه اصیل طنز را به این دوستان یادآور شد.
اشاره های فراوان اجتماعی و سیاسی
کمال تبریزی فیلم سازی است که آثار گوناگونی در کارنامه خود دارد. وی پیشتر با ساخت لیلی با من است نمونه ای از یک طنز موفق را به تماشاگر نشان داد، ولی همین فیلم ساز در طبقه حساس ظرفیت خود را تا حد فیلم فارسی نازل کرد و یک اثر سخیف را در کارنامه خود بر جای گذاشت. البته این فیلم توانست یکی از پرفروش های سال باشد، اما او در اثر جدیدش داستان مسافران هواپیمایی را بیان می کند که قصد دارند خودکشی کنند. به همین جهت سوار هواپیمایی می شوند که قرار است سقوط کند، اما به واسطه وجود یک مسافر که به اشتباه سوار هوایپما شده، بار دیگر به زندگی امیدوار می شوند و دیگر جایی برای پشیمانی نیست و هواپیما سقوط می کند. کمال تبریزی در این اثر اشاره های فراوان اجتماعی و سیاسی نیز دارد تا با زبان طنز نقدی هم از شرایط موجود داشته باشد. اعتیاد، سینما، مسائل اقتصادی و... از جمله این موضوعات است.
در ادامه فیلم از مسافران بازجویی می شود و در حقیقت به سؤال و جواب پس از مرگ اشاره می کند اما پرواضح است که لحن کلی اثر طنز است و ممکن است تماشاگر در ابتدا این اشاره را درنیابد و در پایان فیلم متوجه این نکته شود. در اتاق بازجویی برخی مواقع بازجو در حال نگاه کردن به افراد است، این اقدام بیانگر آن است که همه موجودات در عالم در محضر خداوند هستند.
تیم هنرمندان ما همه با هم هستیم نیز حاشیه های فراوانی هم در پی داشت و باید گفت که این فیلم شاید یکی از پر بازیگرترین، آثار سال های اخیر سینمای ایران است و همین نکته هم اعتراض برخی منتقدان را در پی داشته است، اما این اعتراض ها چندان پایه سینمایی ندارد، چون حضور بازیگران چهره برای قوام بخشیدن به یک اثر نه تنها بد نیست، بلکه خوب هم هست، ولی شاید برخی تنگ نظری ها درک این امر را برای عده ای دشوار کرده است. درباره کیفیت بازی ها نه می توان چندان نمره بالایی به بازیگران داد نه اینکه بازی های در این اثر کاملاً ضعیف دیده می شود. به همین جهت می توان گفت که تمامی هنرمندان این فیلم نمره قبولی دریافت کرده اند.
حضور سیدرضا میرکریمی به عنوان تهیه کننده در این فیلم سینمایی یکی از عوامل موفقیت ساختاری فیلم ما همه با هم هستیم است، زیرا تجربه سینمایی میرکریمی بیانگر آن است که او به چه نوع سینمایی علاقه مند است. این هنرمند در تمام آثارش به صورت مستقیم و غیرمستقیم به آموزه های دینی توجه دارد و در این فیلم هم می توان حضور او را حس کرد.
به قلم، داوود کنشلو
انتهای پیام
دنیای سینما:
در گفتگوی صریح مصطفی محمودی و حامد مظفری روی آنتن زنده رادیونمایش بیان شد⇐روسای سینما در تعارف با عوامل برگزارکننده جشنواره های بودجه خوار گیر کرده اند و نمیدانند این جشنواره ها را تعطیل کنند یا نه؟؟!/چرا به جای توسعه زیرساختهای سینما، بودجه ها باید صرف جشنواره هایی شود که مشتری اول و آخرش، برگزارکنندگان هستند؟؟/چرا دولت از افرادی که میخواهند به هر قیمت که شده و با بودجه میلیاردی دولت جشنواره کودک برگزار کنند نمی پرسد سهم برگزیدگان این جشنواره از گیشه سالانه سینماها چقدر بوده؟؟/ما هنوز یک پردیس سینمایی مختص کودکان نداریم ولی هر سال هزینه میلیاردی میکنیم برای جشنواره کودک!!/حداقل کاری که میشود کرد آن است که جشنواره کودک را یکی دو سال تعطیل کنند و بودجه اش را صرف ساخت چند سالن مختص کودکان کنند!/حسین انتظامی برای مقابله با آفت جشنواره زدگی ، شورایی راه انداخته که اغلب اعضایش، مدیر یا کارمند جشنواره های بودجه خوار بوده اند! این، نقض غرض نیست؟؟؟/شاید هم انتظامی خواسته با راه اندازی این شورا از شرّ اعمال فشار برخی نیروهایی که مدعی مدیریت هستند ولی منصب خالی برایشان وجود ندارد رهایی پیدا کند!!؟
دنیای سینما: آفت جشنواره زدگی که حسین انتظامی را واداشته شورایی هم برای مقابله با آن تشکیل دهد، مدتهاست در سینمای ایران وجود دارد و متأسفانه در گذر دوران به جای آن که برای حل آن چاره ای اندیشیده شود به طور مکرر بر دامنه آن افزوده شده و کار به جایی رسیده که یک سری مدیر-کارمند جشنواره ای تولید شده و از این جشنواره به جشنواره بعدی ترانسفر میشوند مبادا جیبشان خالی بماند!!
به گزارش سینماروزان برنامه اخیر ارغوان هنر در رادیونمایش تحلیلی ارائه داده بر این جشنواره زدگی و شورایی که انتظامی برای مقابله با آن فراهم کرد.
مصطفی محمودی مجری-کارشناس برنامه با ارائه آماری کمّی از برگزاری بیش از چهل جشنواره در سال 97 و در عین حال تشکیل شورایی برای مقابله با آفت جشنواره زدگی از سوی حسین انتظامی، از حامد مظفری روزنامه نگار مستقل سینما خواست که درباره این تناقض تحلیلش را ارائه کند.
حامد مظفری با اشاره به آمار ارائه شده از سوی مصطفی محمودی گفت: در سال 97 بیشتر از 40 جشنواره برگزار شده بود و بخش عمده اش هم تحت حمایت دولت بود؛ این معنایی ندارد جز آن که اگر دولت بخواهد می تواند جشنواره هایی که بی فایده هستند را تعطیل کند ولی چون دست اندرکاران این گونه جشنواره ها اغلب کارمندان مستقیم و غیرمستقیم دولت هستند پس روسای بخش دولتی سینما در تعارف با عوامل برگزارکننده این گونه جشنواره های بودجه خوار گیر کرده اند و نمیدانند جشنواره ها را تعطیل کنند یا نکنند؟!!
حامد مظفری ادامه داد: حسین انتظامی بلافاصله بعد از اینکه حکم ریاستشان زده شده است، شورایی را راه انداخته برای مقابله با آفت جشنواره زدگی تا لابد تعدیل جشنواره های بی خاصیت از طریق این شورا صورت پذیرد! اغلب افرادی که درسالهای اخیر به عنوان مدیر یا کارمند جشنواره های مختلف دولتی حضور داشته اند، الان آمده اند دراین شورا و گرد هم جمع شده اند که با جشنواره زدگی مقابله کنند!!! این خودش نقض غرض است. آدمهایی که سالهای طولانی به واسطه جشنواره های بودجه خوار ارتزاق کرده اند چگونه میتوانند جشنواره های بی فایده را تعطیل کنند؟
مصطفی محمودی با انتقاد از عدم پاسخگویی اعضای شورای جدیدی که انتظامی راه انداخته بیان داشت: تلاش کردیم با تعدادی از دوستان عضو همین شورایی که نام برده شد صحبت کنیم ولی متاسفانه تلاش هایمان ثمری نداد و هیچکدام از دوستان حاضر نشدند با برنامه گفتگو کنند! این خودش جای سوال است که چرا این دوستان از پاسخ به مهمترین تناقض پیرامون این شورا که گردهمایی آدمهایی متصل به جشنواره ها برای مقابله با آفت جشنواره زدگی است(!) سرباز زدند!! تعدادی از دوستان حاضر در این شورا در سالهای اخیر مدام به عنوان دست اندرکار جشنواره هایی بوده اند که به اعتقاد کارشناسان، این جشنواره ها خروجی آنچنانی ندارد! سوال اینجاست که همین افراد حاضر در شورا آن قدر جسارت دارند که جشنواره های بی فایده ای را که خودشان از آن ارتزاق داشته اند تعطیل کنند؟؟
حامد مظفری روزنامه نگار و مدیرمسئول رسانه مستقل سینماروزان در پاسخ مصطفی محمودی اظهار داشت: اگر ترکیب شورا به گونه ای بود که در کنار آدمهایی که متصل هستند به بخش دولتی سینما ، یکی دو نفر چهره صنفی مستقل و صاحب تحلیل و صاحب منطق وجود داشت ممکن بود کفه به نفع همین دیدگاه مستقل پیش برود یعنی باعث می شد آن دو نفر آدم مستقل و در عین حال صنفی کمک کنند حداقل چند فقره از این جشنواره های بودجه خوار تعطیل شود. ولی وقتی می بینیم اغلب افرادی که در این شورا قرار گرفته اند، بخش عمده دستاوردهایشان از مسیر همین جشنواره های بودجه خوار بوده، یقینا نمیتوان چشم انتظار روشنی برای خروجی این شورا متصور بود!!
این روزنامه نگار ادامه داد: ترکیب شورا طوری است که فقط یک حدس را به ذهن متبادر میکند و آن هم صدور حکم برای افرادی که مدعی مدیریت هستند ولی حداقل در شرایط فعلی، منصبی خالی برایشان وجود ندارد!! به هر حال درگیری در برگزاری جشنواره در عین سودآوری مادی، مرتبط است با فصلی خاص و برای همین دست اندرکاران این جشنواره ها اگر به واسطه آن جشنواره خاص دو ماه تمام هم سرکار باشند ده ماه دیگر سال بیکارند! بیکاری نیروهایی که در حلقه قرار دارند عمدتا توأم است با اعمال فشارهای مستقیم یا غیرمستقیم برای دریافت منصبی تازه! بر این اساس میتوان این پرسش را طرح کرد که آیا این شورا راه افتاده که نیروهای متصل بجای دو ماه در تمام سال بواسطه این شورا هم که شده سرکار باشند؟؟ شاید انتظامی خواسته با راه اندازی این شورا از شرّ اعمال فشار نیروهایی که مدعی مدیریت هستند ولی منصب خالی برایشان وجود ندارد رهایی پیدا کند!!؟ یعنی انتظامی خواسته با پلتیکی یک سری نیروها را سرکار بگذارد و بعد از کاهش سطح فشار اینها، به امور جدیتر سینما که یکی اش وضعیت آشفته اکران است و دیگری راه اندازی صنف یکپارچه تهیه کنندگان رسیدگی کند.
مصطفی محمودی در ادامه بحث در ارغوان هنر با زیر سوال بردن کارکرد جشنواره های رنگارنگی که در ایران برگزار میشوند و علیرغم بریز و بپاش حداقل کارکرد را بر توسعه سینما داشته اند بیان کرد: واقعا خیلی از جشنواره های بزرگ ما هم که بودجه هنگفتی نصیبشان میشود کارکردشان را از دست داده اند. جشنواره های ریز و درشت موضوعی کوچک که دیگر جای خود دارد. بارها گزارشهایی منتشر شده درباره اینکه خیلی از مخاطبان حتی نام این جشنواره های موضوعی را هم نشنیده اند چه برسد به اینکه در این جشنواره ها حاضر شده باشند. سوال این است که چرا به جای توسعه زیرساختهای سینما، بودجه ها باید صرف جشنواره هایی شود که مشتری اول و آخرش، برگزارکنندگانش هستند؟؟
حامد مظفری در پاسخ محمودی گفت: به غیر از جشنواره فجر که آن هم چند سالی است دوتکه شده تا به حاشیه برود ولی همچنان بخش ملی اش مخاطب دارد و همچنین جشنواره هایی مانند کوتاه و مستند که مسیر خود را پیدا کرده اند یک مشکل عمده در سایر جشنواره ها وجود دارد و آن هم نبود مخاطب در سالنهای نمایش فیلم است!!
این روزنامه نگار ادامه داد: برخلاف تصور عامه من فکر میکنم مدیری که حداقلی بهره هوشی داشته باشد قادر است خیلی راحت خودش را از شر این جشنواره های بودجه خوار نجات دهد. کافیست مدیر موردنظر بیاید و براساس مخاطبی که هر جشنواره دارد، جشنواره ها را درجه بندی کرده و جشنواره هایی که مخاطبشان زیر حد استاندارد است را تعطیل کند. رسیدن به آمار مخاطبان جشنواره را هم میشود از آمار بلیت فروشی دریافت. در حال حاضر تنها جشنواره ای که از بلیط فروشی، عایدی دارد جشنواره اصلی فجر است که در بهمن ماه برگزار میشود و در سالهای اخیر بواسطه بلیت فروشی سالانه 1٫5 تا 2میلیارد درآمد داشته! این جشنواره، حضورش منطق دارد چون مخاطب پشتش است. واقعا اگر هدف از برگزاری جشنواره، توجه به مخاطب است بیایند به ما بگویند این چهل و چند جشنواره ای که همه ساله برگزار میشود چقدر مخاطب علاقمند دارد و چقدر از بلیت فروشی، عایدی دارند!؟؟ اینکه جشنواره برگزار کنید و بعد مهمانان را با بهترین پرواز به فلان شهر توریستی ببرید و در بهترین هتل مستقر کنید و کلی هزینه خورد و خوراک و هدیه برای اینها کنید و بعد پز برگزاری جشنواره را دهید که نشد کار فرهنگی! جشنواره باید مخاطب را به سینما بیاورد و به واسطه حضور مخاطب بتواند به درآمدزایی برسد وگرنه صرف کرور کرور هزینه برای برگزاری جشنواره که از هر کسی برمیآید.
مصطفی محمودی با طرح مجدد این پرسش که آیا شورای مقابله با آفت جشنواره زدگی جرأت این را دارد که لااقل به تعطیلی جشنواره های ارگانی بپردازد گفت: نگاهی به کارنامه جشنواره ای در سه سال اخیر نشان میدهد که سازمان ها، ارگان ها، نهادها و وزارتخانه های دولتی نقش مهمی در حمایت از این جشنواره های پرتعداد دارند یعنی اگر حمایت مالی این سازمانها نباشد قطعا این جشنواره ها تعطیل خواهند شد. سوال این است که آیا شورای تازه ای که انتظامی راه انداخته جرأت دارد که با درجه بندی، این جشنواره ها را به سمت تعدیل ببرد؟
حامد مظفری درباره پیش بینی عملکرد این شورا بیان داشت: براساس چینش آدمهای حاضر در شورا به نظرم این شورا بیشتر به سمت توجیه برگزاری جشنواره های مختلف خواهد رفت تا اینکه جرأت کند و یک درجه بندی کیفی شفاف درباره این جشنواره ها براساس میزان مخاطبان آن ارائه دهد.
مظفری خاطرنشان ساخت: اینکه فلان نهاد و ارگان و وزارتخانه میخواهد کار فرهنگی کند ایرادی ندارد. ایراد آنجاست که وقتی سران فلان سازمان دولتی میخواهند جشنواره برگزار کنند یا به سراغ مدیران دولتی سینما میروند یا به سراغ رئوس خانه سینما. این مدیران دولتی-صنفی سینما هستند که باید به این ارگانها اطلاعات بدهند. مثلا باید به آن ارگانی که میخواهد بودجه تلف کند برای برگزاری یک جشنواره ورزشی بگوید حداقل قبلش در تولید پنج فیلم موثر ورزشی سرمایه گذاری کنند و بعد بروند به سمت برگزاری جشنواره!! یا همین افرادی که مدام اصرار دارند به هر قیمتی که شده جشنواره کودک را برگزار کنند وقتی بناست از دولت بودجه بگیرند دولت باید ازشان بپرسد که سهم اکران سالانه سینماها از فیلمهایی که در این جشنواره رونمایی شده چقدر است؟ چرا دولت از افرادی که میخواهند به هر قیمت که شده و با بودجه میلیاردی دولت جشنواره کودک برگزار کنند نمی پرسد سهم برگزیدگان این جشنواره از گیشه سالانه سینماها چقدر بوده؟؟ ما هنوز یک پردیس سینمایی مختص کودکان نداریم ولی هر سال هزینه میلیاردی میکنیم برای جشنواره کودک!! حداقل کاری که میشود کرد آن است که جشنواره کودک را یکی دو سال تعطیل کنند و بودجه اش را صرف ساخت چند سالن مختص کودکان کنند!
مراسم هفتادونهمین زادروز عباس کیارستمی از سوی کانون کارگردانان سینمای ایران در محل خانه سینما 2 برگزار شد. به گزارش سینماسینما ، همزمان با اول تیر ماه زادروز کیارستمی، مراسمی در یادبود این کارگردان فقید از سوی کانون کارگردانان سینمای ایران برگزار شد. در این مراسم محسن امیریوسفی رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران با سخنانی یاد و خاطره کیارستمی را گرامی داشت. متن سخنرانی امیریوسفی به شرح زیر است:
به نام خدائی که کیارستمی را آفرید
سلام عرض می کنم خدمت خانم ها آقایان، کارگردان های محترم سینما، روسا و اعضای محترم صنوف خانه سینما، هنرمندان، فرهیختگان و اهالی همراه و همدل مطبوعات.
به قول آقای کیارستمی در فیلم طعم گیلاس، بعضی کارها گفتنش از انجام دادنش مشکل تره. یکی از این کارها بزرگداشت آقای کیارستمی و گفتن در مورد ایشان است که کاری است بسیار سخت. گفتن در مورد کارگردانی که سینمای ایران در جهان با نام او گره خورده است.
فیلم کوتاهی که ملاحظه کردید امروز در سینماهای کشور قبل از نمایش فیلم های سینمائی به نمایش در آمد اتفاقی منحصربفرد که یاد و خاطره آقای کیارستمی را در سالن های سینما گرامی داشت. از این بابت لازم است از زحمات انجمن سینماداران و شورای صنفی نمایش در همراهی با کانون کارگردانان تشکر کنم.
به دلایلی تصمیم گرفتیم جشن زادروز آقای کیارستمی را در همین فضای باز خانه سینمای شماره 2 برگزار کنیم و از این بابت شرایط برگزاری این مراسم شباهت زیادی به فیلم های ساده و بی تکلف آقای کیارستمی دارد.
میراث آقای کیارستمی مجموعه ای از بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران هستند که الگوئی برای سینمای داستانی، کوتاه و مستند هستند.
سینمای کیارستمی را بیشتر با عنوان سینمای شاعرانه می شناسیم فیلم هائی چون خانه دوست کجاست؟ زیردرختان زیتون، زندگی و دیگر هیچ، طعم گیلاس و باد ما را خواهد برد که امضای شخصی استاد را بر خود دارند ولی سینمای اجتماعی آقای کیارستمی هنوز تاریخ مجهول سینمای ایران است فیلم های درخشانی چون گزارش، مشق شب، کلوزاپ، ده و حتی وجه اجتماعی و روانشناختی طعم گیلاس. هر چه می گذرد سینمای اجتماعی کیارستمی بیشتر از پیش نشان می دهد که چه گنجینه درخشانی برای سینمای امروز ایران است.
چشم های آقای کیارستمی همیشه در پشت عینک تیره اش پنهان بود چشم هائی که از پشت آن عینک دودی شاهد ظلم ها و بی اخلاقی های زیادی هم بود که شرح همه آن ها قسمتی از تاریخ مجهول سینمای ایران است. از آزارها و طعنه هائی که در دهه پنجاه و شصت بخاطر نگاه خاص خودش متحمل شد تا حواشی دریافت نخل طلای طعم گیلاس که به جای مراسم استقبال رسمی در فرودگاه ایشان را مجبور به خروج ناشناس از فرودگاه کردند. همه این ها به کنار عدم اکران فیلم های اخیر استاد در زمان حیاتشان جای تاسف فراوان دارد. ولی مهم این بود که چشم های آقای کیارستمی از پشت عینک دودی اش جهان را روشن تر و زیباتر از ما می دید. جهانی پر از مهر، دوستی، عشق و همدلی.
آقای کیارستمی در کنار سینما یک عکاس، نقاش، گرافیست، نویسنده و کارگردان اپرا بود و همچنین تجربه درخشانی در ساخت فیلم و مدیریت بخش سینمائی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان داشت. کیارستمی در کمتر از یک دهه به نمادی برای این کانون تبدیل شد.
کیارستمی دیگر در میان ما نیست ولی امروز در هفتاد و نهمین سالگرد تولدش او برای ما همچنان زنده است، چون فیلم هایش هنوز الگوئی برای فیلمسازان آینده سینمای ایران و جهان هست.
آقای کیارستمی تولدتان مبارک
عکس: فرناز عزیزی
سیروس الوند کارگردان سینما درباره آخرین وضعیت نمایش آنجا همان ساعت به خبرنگار حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ، گفت: پس از آماده شدن نسخه نهایی فیلم و گذشت مدت زمانی از این جریان، دوباره آن را با برخی از دوستان مشاهده کردم که باعث شد در تدوینی دوباره، حدود دوازده دقیقه کوتاهتر کنم و به نظرم نسبت به قبل به ریتم بهتر و کاملتری رسیده است سپس نسخه نهایی آن را هفته گذشته به شورای پروانه نمایش ارائه دادم و منتظر جواب هستم.
وی افزود: پس از دریافت پروانه نمایش برنامه ریزی برای اکران انجام می دهیم و طبیعتا فعلا زمان مشخصی ندارد.
گفتنی است در خلاصه داستان آنجا همان ساعت آمده:
رعنا معلم مقطع ابتدایی و امیر کارگر کارگاه بلورسازی زندگی عاشقانه خود را در محله ای قدیمی و در حاشیه شهر آغاز کرده اند؛ غافل از آنکه شیطنتی جنون آمیز خوشبختی ساده آن ها را نشانه رفته است.
در فیلم سینمایی آنجا، همان ساعت ساخته سیروس الوند بازیگرانی چون پرویز پرستویی، ماهور الوند، شهرام حقیقت دوست، امیرحسین فتحی، شاهرخ فروتنیان، سعید قره خانلو، داریوش آهنچیان، هدیه بازوند، فاطمه خانوردی، سورنا کامران زاده، ابراهیم مهجور، مهرداد محمدی، احسان کاردان، مرتضی جمالو، پویان پایزند، شهین کاظمی، کیوان خسرو، سعید گودرزی، حسین حاجی زاده، کیانا اوسیوند، عبداالله اوسیوند، سعید پیردوست و یوسف فروتن نقش آفرینی می کنند.
انتهای پیام/
سرویس فرهنگ و هنر مشرق - مسعود فراستی در آخرین برنامه هفت جمعه شب گذشته در قسمتی از برنامه گفت: قبل از برنامه توییتی به دست من رسید از یکی از مسئولین مهم سینمایی. فراستی در ادامه گفت: من ابتدا نظر ایشان را می خوانم و بعد خواهم گفت ایشان چه کسی هستند. در این توییت آمده بود. این بلایی که برنامه سینمایی هفت با نقدهایش، سر فیلم های سینمای ایران می آورد صد برابر بدتر از توقیف فیلم ها توسط دادستانی است.
بیشتر بخوانید:
داروغه زاده رفتنی شد؟ آیا حلقه معماران سینما فرصت مدیریت به حسین انتظامی خواهند داد؟ +عکس
مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.
فایل آن را از اینجا دانلود کنید: video/mp4
منتقد برنامه هفت پس از خواندن این توییت گفت: ظاهراً با این کاری که اخیراً دادستانی می کند که از ورود پول های کثیف به سینما جلوگیری می کند ایشان (آقای داروغه زاده) مثل اینکه موافق نیست. اولاً که، بلا، سر سینما می آورد، به زعم این دوست عزیز که مدیر کل نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی است، آقای داروغه زاده. دوم، دشمنی ایشان خیلی جدی ایشان با نقد است.
بیشتر بخوانید:
حراج آبروی ایران در برلین؛ تفریح داروغه زاده در آمستردام!
در زمانی که ایشان بلد نیستند مدیریت کنند و اجازه می دهند رشد پول کثیف و آلودهراهش را به سینمای ایران هموار کند با این نوع مدیریت. در زمانی که نقد را به جای بالندگی دشمن سینما می گیرند و به همه نوع فیلمی باج می دهند و ما نقد می کنیم برای رسیدن به یک متر و معیاری، برای جلو بردن سینمای ایران، چنین توییتی به نظر من خجالت آور است. من به این دوست عزیز که در جشنواره کلی درباره نقد با او صحبت کردم اینقدر نترسد و گفتم چرا به نفع سینماست، ایشان همچنان در همان موضع است و اخیراً که بدتر. ما بلا سر سینما می آوریم و دادستانی کمتر از ما، واقعاً که.
طراح جلوه های ویژه فیلم سینمایی به وقت شام در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: بیکاری، خانه نشینی و سرگردانی در میان اهالی سینما، امروزه بیش از هر زمان دیگری بیداد می کند. خود بنده بسیاری از هنرمندان را می شناسم که سال ها برای سینمای ایران و اعتلا و رشد آن زحمت کشیده اند اما اینک بیکار و خانه نشین شده اند و حتی از پس تأمین معاش روزانه شان برنمی آیند اما هیچ دغدغه ای برای رفع مشکلات آن ها وجود ندارد.
وی ادامه داد: در صنف خود ما که بسیار جمع و جور و کوچک است در حال حاضر رسماً هیچ کس مشغول کار نیست و اگر احیاناً یکی دو نفری هم کار داشته باشند به صورت تک جلسه ای و بسیار کوچک است؛ ما که یک صنف کوچک هستیم این مشکلات را داریم حالا بروید و ببینید در صنف هایی که چند صد نفر عضو دارند تا چه میزان بیکاری وجود دارد! سوأل بنده این است که چه کسی حامی این هنرمندان است؟ این افراد برای گذران زندگی خود باید چه کار کنند؟ چرا هیچ کس به فریادشان نمی رسد؟
روزبهانی با طرح این پرسش که مسئولان خانه سینما وقتی کار نیست چه چیزی را توسعه و گسترش می دهند اظهار داشت: درست است که توسعه در هر حوزه ای خوب است اما به شرطی که بیکاری نباشد. مسئولان خانه سینما چطور راضی می شوند با پول سینماگرانی که به سختی روزگار می گذارنند ساختمان جدید احداث یا اجاره کنند؟
طراح جلوه های ویژه فیلم سینمایی یتیم خانه ایران تصریح کرد: سینما هیچ وقت برای مسئولان دغدغه نبوده و نیست و قطعاً در این موقعیت که در مملکت کار نیست و کارهای تولیدی و کارخانه هم خوابیده اند وضعیت بدتر از گذشته شده است؛ اما مسئولان موظف هستند امین و امانتدار و حافظ منافع سینماگران باشند، موظفند معیشت سینماگران را تأمین کنند و به فکر خانواده های آن ها باشند، نه اینکه ساختمان جدید تأسیس کنند و پول ها را حیف و میل کنند، همه این ها خرج های اضافه است و خرج اضافه از جیب هنرمندان حرام است.
این سینماگر در خاتمه این گفتگو با بیان اینکه عادت شده مسئولان هر کاری می خواهند انجام دهند اظهار داشت: ما مدت ها است در انتظار شفاف سازی در تمامی ارکان سینمای کشور نشسته ایم اما دریغ از ذره ای شفاف سازی! در هیچ کجای این سینما شفاف سازی صورت نگرفته و نمی گیرد، این همه بریز و بپاش ها در سینما از جیب و کیسه چه کسانی است؟ بنده معتقدم این مدیران و مسئولان بالادستی هستند که باید خرخره مدیران میانی شان را بگیرند و آن ها را بازخواست کنند اما گویا آن ها هم منافع شان با این کار به خطر می افتد و ترجیح می دهند همه چیز در خفا باشد.
کارگردان فیلم سینمایی فصل بلوغ در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: ما نباید فراموش کنیم که صاحبان اصلی فرهنگ مردمان یک سرزمین هستند اما متأسفانه مدتی است در حوزه های مختلف فرهنگی و هنری از جمله سینما شاهد آن هستیم که برخی افراد به عنوان سارق فرهنگی نفوذ کرده اند و باعث شده اند تا فرهنگ از جامعه زدوده شود.
وی ادامه داد: سینما امروزه بدل به ویرانه ای شده که صاحبان اصلی اش مجال کمتری برای کار و فعالیت در آن را دارند و این سارقان و غاصبان فرهنگی اند که در آن حرف اول و آخر را می زنند. این سارقان فرهنگی کار را به جایی رسانده اند که حتی سالن هایی که طی سالیان برای نمایش فیلم های کودک و نوجوان در نظر گرفته شده بود را نیز غصب کردند، و این اتفاق نشان از آن دارد که این صاحبان سینما و پخش کنندگان و تهیه کنندگان بی معرفت حتی به نوه ها و نتیجه ها و فرزندان خودشان هم رحم نمی کنند و برایشان مهم نیست که آن ها بدون فرهنگ بومی و ملی رشد کنند.
قنبری خاطرنشان کرد: یکی از وظایف اولیه و اصلی آقای انتظامی به عنوان رئیس سازمان سینمایی این است که این افراد را به صورت قاطعانه سر جای خودشان بنشاند و دیگر اجازه کار و فعالیت به آن ها ندهد. سینمای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به مدیری عدالت خواه دارد.
این سینماگر در همین راستا تصریح کرد: این حجم عظیم از مسائل شنیع جنسی برازنده سینمای ایران نیست؛ چه معنایی دارد که سینمای ایران سرشار از شبه کمدی های جنسی و بی هویت شده است و در عوض فیلمسازان خوش فکر و صاحب اندیشه آن سال ها است مجالی برای فعالیت ندارند؟ ما نمی گوییم فیلم کمدی در سینما ساخته نشود بلکه می گوییم ابتذال در سینما باید از بین برود. سینمای کمدی به هیچ عنوان معادل ابتذال مفرطی که در سینمای ایران شاهد آن هستیم نیست، بنده خودم طرفدار سرسخت کمدی های چارلی چاپلین، مستربین، وودی آلن و... هستم و قطعاً کمدی هایی که به این صورت باشد را خالی از اشکال می بینم و ای کاش که در سینمای ما هم با فراست مدیران چنین کمدی هایی ساخته می شد.
کارگردان فیلم سینمایی پرنده باز کوچک تأکید کرد: آقایان با حمایت از این فیلم های سخیف و مبتذل رشد فرهنگی را متوقف کرده اند. این جرم است و با این افراد باید به صورت قاطع و جدی برخورد شود؛ بنده صریحاً عرض می کنم که کسانی که چنین فرهنگ ارزشمند بومی و ملی و دینی را به سخره گرفته اند و با این قبیل کالاهای فرهنگی سخیف جامعه را به انحطاط می کشند باید به عنوان مجرم قضایی محسوب شوند و با ایشان برخورد شود.
وی در بخش دیگری از این گفتگو متذکر شد: با رجوع به قوانین حاکم در نظام جمهوری اسلامی برای سینما که در اساسنامه سازمان سینمایی هم آمده، غرض از وجود پست و موقعیت معاونت سینمایی سابق و سازمان سینمایی فعلی پاسداری از حرمت های فرهنگی هنری تاریخی ملی میهنی مردمی و آرایه های فکری اصیل ایرانیان است؛ در واقع سازمان سینمایی به عنوان ملجأ و مأمنی برای محافظت از دارایی ها و هویت های فرهنگی و هنری و ملی قلمداد می شود اما متأسفانه اینک شاهد هستیم که این عرصه مورد تاخت و تاز گروه های مبتذل فرهنگی قرار گرفته است.
قنبری در خصوص دیگر انتظاراتش از رئیس جدید سازمان سینمایی گفت: من انتظار دارم آقای انتظامی در خصوص مسأله تهیه کنندگی و اکران وارد گود شوند. تهیه کنندگان کم سواد و کم عنایت نسبت به هویت های ملی و بومی و دینی تحت تأثیر سرمایه هایی که معلوم نیست چرا و چگونه وارد سینما می شود قرار می گیرند و فقط به پول و اسکناس فکر می کنند! متأسفانه ما مدت ها است با تهیه کنندگانی در سینما روبرو هستیم که اول از هر چیز سوأل می کنند اسکناس تو برای تولید این فیلم چقدر است یا کمی وقیحانه تر می گویند بگو فیلمنامه ات چقدر دنبه برای ما دارد!
این کارگردان ادامه داد: قطعاً شنیدن چنین لحن و کلماتی از زبان یک انسان که خود را فرهنگی می داند شایسته نیست؛ ما با فاجعه تهیه کنندگی در سینمای کشور روبرو هستیم که تنها طرف حساب شان پول است و به خرد و اندیشه هیچ اهمیتی نمی دهند و فقط پول را می بینند و بس و اصلاً برایشان مهم نیست که پشت این پول چه چیزی نهفته است. اختلاس، پولشویی یا اعمالی شنیع تر؟ هیچ برایشان مهم نیست!
کارگردان فیلم سینمایی او در خاتمه این گفتگو تأکید کرد: در نهایت باید بگویم سینمای ما نیاز به کنترل جدی تری داشته که متأسفانه صورت نگرفته و اینک ما نیازمند آن هستیم تا مدیری دغدغه مند، متعهدانه کنترلی جدی بر سینما داشته باشد تا این اوضاع اسفبار بیش از پیش ما را به قهقرا نکشد.
به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، مافیا یا همان حلقه ای که دارای نفوذ، قدرت و ثروت است این روزها به گفته برخی سینماگران، سینمای ایران را قُرُق کرده است؛ موضوعی که بسیاری از اهالی سینما را رنجانده، خانه نشین کرده و متضرر ساخته است. عده ای از سینماگران بر این باورند که تولید و پخش در سینما حال روز خوشی ندارد، به دست عده ای خاص افتاده و بین بازیگران و اهالی سینما تبعیض گسترده ای رقم زده است.
وقتی سینما رنگ تبعیض به خود می گیرد
تبعیض در پرداخت دستمزد به بازیگران نمودی از تبعیض های موجود در سینمای ایران است که اگرچه در سینمای جهان از جمله هالیوود هم کم و بیش وجود دارد اما حالا آنقدر در سینمای ما فاحش است که صدای بسیاری از بازیگران از جمله بازیگران استخواندار و پیشکسوت را در آورده است.
همین چند روز پیش بهزاد فراهانی بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون در گفت و گو با رادیو ایران گلایه هایی را مطرح کرد که در نوع خود شنیدنی و قابل تامل بود. وی از میزان دستمزد خود گفت که اگر یک ماه برای یک پروژه جلوی دوربین برود نهایتاً بیست میلیون تومان دستمزد می گیرد و یادآور شد این در حالی است که بازیگری مانند نوید محمد زاده برای یک کار سینمایی یک میلیارد و دویست میلیون تومان دستمزد دریافت می کند. فراهانی از این مناسبات پیچیده در سینمای ایران که تبعیض در دستمزدها و نحوه ارایه نقش به بازیگران بخشی از آن است به عنوان مافیای سینما یاد کرد؛ موضوعی که شمار زیادی از بازیگران در سال های اخیر از رخنه آن در سینمای ایران انتقاد کرده و در مصاحبه ها یا در صفحات مجازی خود به وجود آن در سینما اشاره داشته اند.
محمود عزیزی بازیگر سینما و تلویزیون چندی پیش در گفت و گو با رسانه ها در انتقاد از مافیای سینما گفت: حال سینما نمی تواند خوب باشد، چون غیر از تعدادی که خوشبختانه فعالیت می کنند، بخش عظیمی از خانواده سینما امکان کار کردن ندارند. اشاره عزیزی به حضور تعداد انگشت شماری از بازیگران در تمام پروژه های سینمایی در چند سال اخیر است.
گلایه ها اما به همین ها ختم نمی شود. لیلا اوتادی ، شبنم قلی خانی ، احمد نجفی و پردیس افکاری از جمله بازیگرانی هستند که در سال های اخیر انتقادهایی را در خصوص وجود مافیا در عرصه سینما مطرح کرده اند.
پردیس افکاری چندی پیش در گلایه از وضعیت حاکم در سینما حتی مدعی شد، افرادی برای حضور در پروژه های سینمایی و تلویزیونی از سوی باندهای مافیایی انتخاب می شوند که در پارتی های شبانه شرکت کنند!
به باور برخی اهالی سینما، مافیای پخش در سینمای ایران با هدایت و اعمال نفوذ خود هرگونه که بخواهند به چینش زمان و مکان اکران فیلم ها می پردازند. مثلاً جلوی اکران برخی فیلم ها را در زمان های پرفروش سال و سالن های سینمایی پرمخاطب می گیرند و فیلم های مورد نظرشان را در بهترین زمان و بهترین سالن ها اکران می کنند.
امیرمحمد زند بازیگر سینما و تلویزیون نیز اردیبهشت ماه امسال در گفت و گویی رسانه ای در پاسخ به این سوال که چرا کم کار شده، گفت که باید دلیلی این کم کاری را از مافیای سینما پرسید.
نفوذ مافیا در پخش سینما
گلایه ها پیرامون مناسبات حاکم بر سینما فقط به حضور پررنگ چند بازیگر انگشت شمار در همه آثار سینمایی و تفاوت فاحش دستمزدها و دیگر پیچیدگی های تولید در سینما ختم نمی شود و موضوع پخش آثار ساخته شده در سینما نیز همواره انتقادهایی را برانگیخته است. بیشتر این انتقادها مبنی بر این است که پخش در سینما هم مافیای خود را دارد. در این خصوص حتی برخی اسامی نیز مطرح هستند که در میان آنها نام یکی دو نفر از تهیه کنندگان سرمایه دار و بانفوذ سینمای ایران که صاحب چندین سالن سینمایی هم هستند، بیشتر از دیگران به چشم می آید.
به باور منتقدان، مافیای پخش در سینمای ایران با هدایت و اعمال نفوذ خود هرگونه که بخواهند به چینش زمان و مکان اکران فیلم ها می پردازند. مثلاً جلوی اکران برخی فیلم ها را در زمان های پرفروش سال و سالن های سینمایی پرمخاطب می گیرند و فیلم های مورد نظرشان را در بهترین زمان و بهترین سالن ها اکران می کنند.
اینگونه شمار زیادی از آثار، فرصت دیده شدن و فروش را پیدا نمی کنند و بسیاری از فیلمسازان از جمله فیلمسازان جوان، تازه کار و کمتر شناخته شده که آشنا و حامی قدرتمندی در سینما ندارند با شکست و ضرر مواجه می شوند. این در حالی است که مافیای قدرت و ثروت در سینما روز به روز قوی تر خواهد شد و اعمال زور و نفوذش را بیشتر خواهد کرد.
از این رو شاید بهتر باشد مسوولان و نهادهای متولی از وزارت ارشاد گرفته تا سازمان سینمایی در تصمیم گیری های شان دقت عمل و جدیت بیشتری به خرج دهند و با اقتدار در مقابل شریان هایی که راه نفوذ و اعمال نظر برخی افراد و گروه ها در تصمیم گیری های دولتی را هموار می سازند بایستند. از سوی دیگر سازمان سینمایی در انتخاب اعضای شورای عالی اکران باید بیش از گذشته دقت نظر به خرج دهد چراکه هم اکنون برخی از اعضای این شورا که در خصوص زمان و محل اکران فیلم های سینمایی تصمیم گیری می کنند، خود دارای موسسات قدرتمند تولید و پخش آثار سینمایی و از سینماداران بزرگ هستند و ممکن است منافع شخصی آنان در تصمیم گیری های شان برای اکران ها تاثیرگذار باشد.
اتفاقی که در حال رقم خوردن است و سبب شده موضوع جنبه رسمی تری به خود بگیرد این است که از مقطعی به بعد به جای پرداخت پول از سفارتخانه ها به شکل مخفی قرار بر این شده تا با اتخاذ رویکرد پولشویی ماجرا جنبه رسمی تری به خود بگیرد و پول های مشکوک به شکلی ساختارمندتر به سینما تزریق شود. در واقع این سیستم است که پول ها را به خود جذب می کند. درباره مسئله پولشویی در سینما هرازگاهی برخی چهره ها از میان سینماگران نیز واکنش هایی منطقی بروز می دهند.
در تازه ترین مورد سیاوش طهمورث بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون کشورمان با گلایه از ورود پول های اشتباه و ناروا به هنر تئاتر، سینما و حتی تلویزیون، خاطرنشان کرد: ما اگر نتوانستیم در تئاتر، سینما و تلویزیون به یک مفهوم درست مبنایی دست پیدا کنیم به خاطر این است که هدف تفکر ما مشخص نیست. همه این مشکلات و معضلات هم به سرمایه گذاری های غلط و برخورد تجاری با هنر برمی گردد. واقعاً گلایه دارم که جای یک نوع پول درآوردن هایی در هنر ما نیست. اگر می خواهید پولشویی کنید راه دیگری انتخاب کنید، به هنر چه کار دارید؟ برخی می آیند و به یک باره روی هشت فیلم سرمایه گذاری می کنند و اصلاً به پژوهش و دانش هنری اعتقادی ندارند یا پایشان را به تئاتر می گذارند و پایه گذار یک بدعت غلط در این هنر غنی و ارزشمند، می شوند.
به تازگی یکی از رسانه ها نیز پرسش هایی پیرامون حضور یک سرمایه گذار هشت فیلمه به سینما مطرح کرده بود؛ فردی که گفته می شود نه پله پله و تدریجی که در بازه ای چندماهه سرمایه تولید هشت فیلم را تأمین کرده است. یک تهیه کننده با اشاره به سرمایه گذار هشت فیلمه می گوید: اخیراً فردی وارد سینما شده که همزمان در هشت پروژه نامش به عنوان سرمایه گذار یا مجری طرح آمده و سینما را به شدت گران کرده! چرا ارشاد درباره ریشه های سرمایه این افراد مضر به حال سینما تحقیق نمی کند؟ همین جماعت باعث افزایش غیرمنطقی دستمزد ها شده اند و نتیجه آن شده که بازیگران سوار محصولاتند و مابقی پیاده، البته پدیده بازیگر سالاری و دستمزد های نجومی برخی چهره ها هم در این موضوع دخیل است.
حسن توکل نیا تهیه کننده ای که سابقه تولید آثاری همچون کاغذ بی خط و دست های آلوده را در کارنامه خود دارد در اظهاراتی با اشاره به سختی های تولید مستقل در سینمای ایران می افزاید: زمانی نه چندان دور کافی بود یک کارگردان سرشناس در کنار پروژه ای سینمایی یا تلویزیونی قرار گیرد تا مشهورترین بازیگران با دستمزد های معقول جذب کار شوند، اما این روز ها بازیگران کاری با نام کارگردان ندارند و هر که پشت کار باشد آن ها فقط رقم دستمزدشان را می خواهند! بازیگری را می شناسم که سال قبل دستمزد 350 میلیونی می گرفت ولی بعد از بالا کشیدن دلار دستمزدش سه برابر شد و نزدیک به یک میلیارد می خواهد تا در کاری بازی کند. آخر یکی به ما توضیح دهد قیمت دلار چه ربطی دارد به دستمزد بازیگر؟ مگر بازیگر هم وارداتی است که رقمش با نرخ دلار بالا می رود، البته این تهیه کننده یک راه حل هم برای کنترل این مسئله ارائه می دهد: پیشنهاد من برای حل مشکل دستمزد های نجومی بازیگران پرمدعا، تکیه بر فیلمنامه های قوی است که هر بازیگری را راغب کند به بازی یا اینکه از کارگردانان مطرح بیشتر و بیشتر استفاده کنیم یا اینکه چهره های جدید را وارد تولیدات سینمایی و تلویزیونی کنیم.
کاظم راست گفتار تهیه کننده و کارگردان سینما با اشاره به شرایط این روزهای سینمای ایران گفت: متأسفانه سینما نیز در کنار دیگر بخش های کشور دچار بحران اقتصادی شده است که این مساله خود سبب شده بحث تولید در سینما با مشکلاتی همراه شود.
وی با اشاره به اینکه بخش خصوصی در حوزه سینما توان تولید ندارد، بیان کرد: به عنوان مثال مدت ها است که پروانه ساخت فیلم سینمایی مستقیم جهنم را دریافت کرده ام، این فیلم آماده تولید است اما به دلیل نبود سرمایه گذار نمی توانیم در این زمینه ورود پیدا کنیم.
این کارگردان تاکید کرد: در واقع افزایش فزاینده تورم و بی ثبات بودن بازار اقتصاد، شرایط را برای بخش خصوصی سخت کرده است به گونه ای که ساخت یک فیلم سینمایی نسبت به قبل بسیار پرهزینه تمام می شود. البته یکی از علت های افزایش هزینه ساخت فیلم در سینما، حضور سرمایه گذارانی است که پول هایی را وارد سینما کردند تا بتوانند برای خود در سینما اعتبار کسب کنند.
وی توضیح داد: این کسب اعتبار در سینما با افزایش غیرمتعارف دستمزد به برخی از بازیگران همراه شد و در نهایت سینما و سوپراستار ها را در انحصار خود قرار دادند. نباید فراموش کرد که مردم برای دیدن بازیگر به سینما می روند و اگر فیلمی بازیگری شناخته شده نداشته باشد آن فیلم معمولاً فروش نمی کند و افزایش دستمزد این بازیگران شناخته شده سبب شده تا بسیاری از کارگردانان و تهیه کنندگان نتوانند از بازیگران سرشناس برای فیلم های خود استفاده کنند.
کارگردان فیلم زنان ونوسی، مردان مریخی ادامه داد: متأسفانه دولت هم باوجود اینکه بارها گفته حامی فرهنگ و هنر است، هیچ کاری در این زمینه انجام نداده است و هیچ حمایتی از فرهنگ و هنر در ایران نمی شود. شاید یک سری آدم های خاص که بضاعت فرهنگی خاصی نیز ندارند مورد حمایت قرار گیرند، اما حمایت از فرهنگ و هنر اولویت مدیران دولتی نبوده است.
راست گفتار در پایان گفت: در چنین شرایطی است که افرادی به سینما راه پیدا می کنند که با استفاده از پول های کثیف سینما را از آن خود می کنند و دولت هم هیچ نظارتی در این زمینه ندارد. در چنین شرایطی فضایی پیش می آید که بسیاری از کسانی که کارشان سینما است نمی توانند کار کنند.
با مطرح شدن بحث ورود پول های مشکوک در سینما میزگرد نقد برنامه هفت با حضور محمد حسین لطیفی مجری برنامه، اکبر نبوی منتقد و کارشناس سینما و مهدی صباغ زاده تهیه کننده و کارگردان سینما به گفتگو نشست.
نبوی به عنوان آغازگر بحث گفت: من مطلقا با حضور بخش خصوصی در سینما مشکل ندارم بلکه حضور بخش خصوصی به طور کلی در فرهنگ و هنر مغتنم است. یک عده از سرمایه گذران عاشق سینما هستند که حتی اگر سینما را درک کامل و درستی نکرده باشند آن را دوست دارند و به اعتبار این دوست داشتن مفرط می خواهند پولی در سینما بدست آورند.
گروه دوم گروهی هستند که می خواهند سرمایه خود را از طرقی ولو سینما شسشو دهند و به تعبیر اصطلاح رایج پولشویی کنند. گروه سوم گروهی هستند که نه مانند دو گروه قبل عاشق سینما هستند و یا می خواهند پول خود را در سینما شستشو دهند بلکه برای اعتبار و پیشرفت اقتصادی خود به عکس یادگاری با سینما نیاز دارند. گروه چهارم گروهی است که واقعا دغدغه فرهنگی و هنری دارد و می خواهند به سینما با آوردن سرمایه خود کمک کنند. این گروه آخر گروه بسیار خوبی است و هرچقدر در سینما باشند بهتر است و وجود آنان مغتنم تر. گروه اول هم به نظر من قابل احترام هستند و وجود آنان در سینما مغتنم است.
مهدی صباغ زاده دیگر کارشناس این میزگرد گفت: من با ورود سرمایه مشکلی ندارم و موافق هستم. من با اینکه این پول ها از کجا می آید مشکلی ندارم و به این تعبیر پول های کثیف هم اعتقادی ندارم. این تهیه کننده است که زمانی که در کنار سرمایه گذار قرار می گیرد باید مراعات کند و جوانب کار را بسنجد. یعنی اینکه نحوه استفاده از این پول مهم است شاید بتوانیم با درست استفاده کردن از پول آن را برای چندتا فیلم استفاده کنیم. نباید همه آن را بین همه عوامل تقسیم کنیم.
در ادامه نبوی از صباغ زاده سوال می کند که آیا برای ما نباید سوال باشد که این پول از کجا می آید؟ خصوصا مبالغ و ارقام بسیار بالا جای سوال و شک دارد! اما صباغ زاده در پاسخ به این کارشناس سینما گفت که ما از منبع آنان هیچ وقت مطلع نیستیم و جایگاه ما جایکاه دستگاه امنیتی و قضایی نیست که مطلع بشویم. امکان دارد سرمایه گذار وابسته به دولت یا دارای یک نهاد خصوصی باشد و من خیلی به این تعابیر که پول های کثیف و بد دارد وارد سینمای ایران می شود موافق نیستم. شاید در سال دو یا سه نفر باشند که در سال وارد این حوزه شوند و به دلیل اینکه در کار خود وار نیستند حتی دچار ضرر و زیان هم بشوند.
نبوی این بار در مقام منتقد سخنان صباغ زاده از وی سوال می کند که الان دو یا سه نفر از همان افراد در زندان هستند پس این بحث خیلی جدی است. صباغ زاده در پاسخ گفت: ما نمی توانیم بپرسیم و کاری نداریم که پول ها از کجا آمده است که نبوی بار دیگر در پاسخ گفت ولی باید نسبت به آن حساس شویم. اما صباغ زاده ضمن تکرار سخن پیشین خود گفت که ما الان متوجه این مساله می شویم و همانطور که گفتم ما در مقام دستگاه امنیتی نیستیم که از حقیقت آن بپرسیم.
لطیفی مجری برنامه برای توضیح بیشتر در این لحظه وارد بحث می شود و می گوید زمانی که تهیه کننده و یا کارگردان به سرمایه گذار از میزان هزینه های بالای فیلم می گویند و او تمام هزینه ها را می پذیرد و مشکلی برای خود نمی بیند باید به سرمایه گذار و سرمایه او شک کرد. حتی در مواردی مشاهده شده است که سرمایه گذار با خود بازیگران در اتاق خود به رقم مشخصی رسیده است و حتی آن را به تهیه کننده هم نگفته است.
صباغ زاده در جواب به لطیفی می گوید که اکثر این تهیه کنندگان افرادی هستند که خیلی با فضای سینما آشنا نیستند وممکن است برای بهتر وارد شدن بخواهند چنین عمل کنند یا پشت تهیه کننده پنهان شوند. لطیفی اما در پاسخ به او گفت تعداد زیادی از این آثار که ساخته شده است آثاری است که تهیه کنندگان آن افراد متعبر این حوزه هستند. مثل این سرمایه گذاران مثل کسی است که امروز می آید در خانه ای و به صاحب خانه می گوید که بگذار همه چیز به عهده من باشد و بعد از چند روز که تمام قواعد خانه را بدست گرفت یکباره می رود و حال صاحب خانه با مشکلات جامانده از بعد رفتن او باید چه کار کند؟ منظور من این است که قواعد سینما توسط این افراد به هم خورده می شود و برای سینما مشکل ایجاد می کند.
نبوی با توجه به سخنان صباغ زاده گفت: در هر حالتی باید برای ما سوال شود و ما نمی توانیم بی تفاوت باشیم که چرا یک آقا و یا خانمی آمده اند و در این حوزه دارند سرمایه گذاری می کنند؟ حداقل یک سوال برای ما ایجاد می شود بدون توجه به تجربه چندین ساله یعنی حتی اگر تازه کار هم باشیم باز نسبت به این موضوع باید حساس باشیم.
در بخش دوم میز گفتگو و نقد بحث پول های مشکوک در سینما اکبر نبوی گفت: پول های نامناسب که وارد سینما می شود به راحتی خرج و اسراف می شود در حالی که اگر پول با زحمت به دست بیاید به راحتی اینگونه بذل و بخشش نمیکنند. منطقا نمی توانیم ادعا کنیم که تماما می توانیم ورود را قطع کنیم، اما می توان جلوی آن کمی گرفت. وقتی در یک حوزه ای دارد خلاف های متعددی رخ می دهد باید حواسمان را جمع کنیم. در ارشاد ما سازمان نظارت نداریم که خیلی بد است و باید با حضور آن بتوانیم نظارت کامل بر همه چیز خصوصا سرمایه های مشکوک بکنیم.
صباغ زاده نیز در ادامه با تغییر کوتاهی نسبت به بحثش در بخش قبلی بیان کرد: قبل از اینکه ما وارد عمل شویم این موارد باعث ضربه زدن به سینما می شود. ما خودمان را وابسته به چند نفر از بازیگران کردیم. باید خودمان انقلاب را آغاز کنیم. باید به بازیگران متوسط و جدید هم بها بدهیم. شرایط را بد کرده ایم تمام این عوامل باعث شده است نهادهای پشت پرده بی هدف پول هایی را وارد می کنند تا به قول خودشان فیلمشان بفروشد.
او در پایان سخنانش گفت: اگر دونفر پول آلوده وارد کردند نباید کل سینما را زیر سوال برد در حالیکه ما مدام با بحث پول های کثیف داریم آن را زیر سوال می بریم. ما باید مراقب ورود آدم های ضعیف به سینما باشیم و اگر نه آنان در مقابل پول های کثیف سر خم کنند. همینطور نباید اجازه بدهیم که بازیگران وارد این میدان شوند و باید کار در مسیر مشخص و درست خود قرار بگیرد.
در بخشی از بیانیه این نهاد سینمایی آمده است: در شرایط کنونی اقتصادی کشور و در حالی که بسیاری از فعالیت های فرهنگی و هنری موثر و موجه و به خصوص آثار سینمایی به دلیل مشکلات مالی تعطیل می شوند و یا به سرانجام مطلوب نمی رسند، اهالی زحمتکش سینمای ایران ناظر ورود پول های کلانی از منابع نامشخص و بعضا دارای شبهه به حیطه پاک اقتصاد سینمای ایران هستند.
نتیجه مستقیم و مخرب حضور این منابع مادی بی حد و مرز، به ارتقای بی منطق و کنترل نشده بودجه های ساخت فیلم ها و به خصوص بودجه ساخت مجموعه های داستانی در قالب شبکه های نمایش خانگی منجر شده است و متاسفانه باید اذعان کنیم که دستمزدهای نجومی بازیگران این آثار، بخش اصلی این ریخت و پاش های غیرضروری را تشکیل می دهد.
در حال حاضر، بسیاری از کارگردانان و تهیه کنندگان صاحب نام سینمای ایران که قصد تولید آثار تازه شان را دارند، به دلیل همین پرداخت های غیرمنطقی قادر به پرداخت دستمزدهای ادعایی بازیگران مورد نظرشان نیستند.
این شورا که یکی از رسالت های خود را نظارت آگاهانه و دلسوزانه بر جریان های مختلف تولید و توزیع و نمایش در ایران می داند، بدین وسیله هشدار می دهد که این آفت و آسیب نابودکننده در حال گسترش بی محابا و لجام گسیخته ای است که اگر به موقع و در مقطع حساس فعلی فکری به حال آن نشود، بزودی این غول تورمی طومار سینمای مردمی ایران را در هم خواهد پیچید. پیش از این منابع مالی شبهه دار سریال شهرزاد و دستمزدهای نجومی برخی بازیگران اصلی آن خبرساز شده بود.
به گزارش ایسنا، از حدود یک سال قبل عمارت حسین پیرنیا واقع در لاله زار که سال ها قبل قرار بود با کاربری پژوهشی به عنوان موزه سینما استفاده شود، توسط یک گروه معمار و مرمتگر با طراحی بهروز مرباغی و نگار جوکار بازسازی شد تا به عنوان مرکزی پژوهشی، صنفی و فرهنگی در اختیار خانه سینما باشد.
افتتاح این ساختمان در عصر روز شنبه اول تیرماه با حضور رؤسای صنوف سینمایی، اعضای هیأت مدیره مرکزی خانه سینما، رئیس سازمان سینمایی و محمدجواد حق شناس عضو شورای شهر تهران در حیاط عمارت انجام شد.
پیش از شروع رسمی مراسم که به دلیل نزدیکی زمان با مراسم ویژه کانون کارگردانان به مناسبت تولد عباس کیارستمی زودتر و کوتاه برگزار شد، حسین انتظامی با رؤسای صنوف و هیأت مدیره مرکزی خانه سینما دیدار و صحبت کرد که البته گویا در همان جلسه قرار بر این شده که موضوعات، بیرون از جلسه بازگو نشود اما طبق اشاره همایون اسعدیان - رئیس هیأت مدیره خانه سینما- درباره امنیت شغلی سینماگران صحبت شده بود.
اسعدیان همچنین در افتتاح ساختمان بیان کرد: ساختمان پیرنیا طی یک تفاهمی قرار است به مرکز فرهنگی و صنفی درباره سینمای ایران تبدیل شود تا این مرکز فرهنگی را در دل لاله زار رشد دهیم. البته اینجا برخلاف حرف ها و ادعاها خیلی کمتر از چندین میلیارد خرج برداشته و ان شاءالله تشکیلات تلویزیونی و آکادمیک و استقرار و پیگیری امور بعضی صنوف در اینجا به ثمر می رسد.
وی با اشاره به قدمت 26 ساله خانه سینما گفت: این خانه همچنان پس از این سال ها ساختارش را حفظ کرده اما برای این ساختار باید فکر ی شود و در هیأت مدیره فعلی پیگیری هایی برای آن شده و به زودی اجرایی می شود.
او تاکید کرد: ما به این جراحی و تغییر ساختار نیازمندیم چون ساختار فعلی حتی مانع فعالیت ها شده و موارد متعددی پیگیری شود از جمله اینکه شاید لازم است صنوف کارفرمایی تفکیک شود. همچنین در جلسه با آقای انتظامی به مبحث امنیت شغلی هم اشاره شد و این مسئله در هیأت مدیره با قرارداد تیپ پیگیری شده است.
اسعدیان در بخشی دیگر افزود: شورای عالی تهیه کنندگان حلقه اتصال کارهایی است که باید انجام دهیم و امیدوارم اختلافات آنجا حل شود چون بدون کمک هم کارها پیش نمی رود.
رییس هیأت مدیره خانه سینما با تشکر از همراهی شهرداری منطقه 12 ابراز امیدواری کرد تا بتوانیم با این مرکز فضای فرهنگی لاله زار جریان یابد.
اسعدیان در پایان به حاشیه های پیش آمده برای فیلم ما همه با هم هستیم در کرمان اشاره کرد و گفت: حرف من درباره یک فیلم خاص نیست چون این اولین بار نیست که فیلمی در یک مرکز استان مشکل پیدا می کند در حالی که ما باور داریم متولی امر قانون کسانی هستند که در جایی دیگر خود آن قانون را نقض می کنند و تصمیمات متولیان فرهنگ و هنر و سینما را در مرکزی دیگر زیر سوال می برند.
او افزود: این نوع اتفاقات در همه عرصه ها می تواند عواقب خطرناکی داشته باشد و ما پیگیر این هستیم تا از طرف مراکز دیگر زیر سوال نرویم. با این حال در صورت لزوم سینماگران وزارت ارشاد را در پیگیری این اتفاقات همراهی خواهند کرد.
فاطمه معتمدآریا، مرضیه برومند، رضا کیانیان، علی سرتیپی، مرتضی رزاق کریمی، فرهاد توحیدی، علیرضا تابش از جمله سینماگران و مدیران حاضر در این مراسم بودند.
انتهای پیام
زمزمه وجود پول های کثیف در جریان انتخابات مجلس با گلایه های علنی رحمانی فضلی برای اولین بار به صورت صریح در رسانه ها مطرح شد. وزیر کشور در آستانه انتخابات گذشته مجلس از ورود پول هایی با منبع نامشخص به انتخابات گفت و نسبت به آن هشدار داد.
لینک خبر : روزنامه زاینده رود مجید خرمی، مدیرمسئول روزنامه شهرآرا در گفت وگو با اصلاحات نیوز درباره انتشار مطالبی درخصوص عدم وجود رتبه الف در مطبوعات ایران و رتبه الف شهرآرا عنوان کرد:
طرح چنین مباحثی جای تعجب دارد؛ در بحث رسانه برخی ارزش های اخلاقی و حرفه ای وجود دارد که مهم ترین آن صحت مطالب است.رتبه الف مطبوعات کشور مساله ای است که هر کسی با جستجوی ساده در اینترنت میتواند آن را ببینید؛ بعنوان مثال در سال 96 بر اساس امتیازهای کسب شده، هشت روزنامه کشور موفق به کسب رتبه الف، 20 روزنامه رتبه ب و تعداد دیگری هم در رتبه های ج، د و ... قرار گرفتند.
همچنین مرجع رتبه بندی مطبوعات و خبرگزاری های داخلی، اداره کل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد است. در مراسم سالگرد موسسه شهرآرا که 23خردادماه98 برگزار شد، آقای دربندی مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی در سخنرانی شان در این مراسم که فیلمش نیز در فضای مجازی منتشر شد، مطرح کردند که بر اساس رتبه بندی جدید مطبوعات داخلی در سال 98 که به زودی اعلام خواهد شد، روزنامه شهرآرا بر اساس شاخصه ها حائز رتبه الف شده است.
حتی ایشان در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا نیز بر این مطلب تاکید کردند.
بنابراین اعلام رتبه الف روزنامه شهرآرا توسط مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که بالاترین مرجع در این زمینه می باشد انجام شده است. البته یقینا فقط شهرآرا موفق به کسب رتبه الف نشده و همانطور که در سال 96، هشت روزنامه کشور رتبه بندی الف را کسب کردند، در سال جاری نیز تعداد رسانه های دیگری هم موفق به کسب این رتبه شده اند که توسط اداره کل اعلام خواهد شد.
پیام تبریک آقای استاندار هم به این دلیل بوده که در سال 96، پیش از آغاز به کار مجموعه لیست امید در شورای شهر و شهرداری مشهد، موسسه شهرآرا در رتبه بندی اداره کل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی باتوجه به امتیازهای کسب شده بر اساس شاخصه ها، رتبه ج را کسب کرده بود و آقای استاندار به دلیل این که این مجموعه طی دو سال توانسته از رتبه ج به الف برسد، محبت داشتند و تبریک گفتند.
انتهای پیام
لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/EFgDB
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شبکه خبری تهران نیوز ؛ در روزهای اخیر درباره اسناد درآمدی تهران از محل تبلیغات در سطح شهر و اماکن پرتردد مردم و محل صرف آن صحبت های زیادی در رسانه ها و بین مردم گفته و شنیده می شود که البته خبرها و شائبه هایی در این زمینه منتشر شده است.
خبرنگار سرویس اجتماعی شبکه خبری تهران نیوز بر آن داشت تا گفت وگویی اختصاصی با حمید صابر فرزام، معاون تبلیغات و درآمد سازمان زیباسازی شهری تهران انجام دهد که در ادامه ماحصل این گپ وگفت را با هم می خوانیم.
تهران نیوز : به عنوان نخستین سئوال، درباره چگونگی و نحوه تبلیغات شهری در سطح شهر تهران توضیح می دهید؟
در بحث تبلیغات محیطی شهر تهران فعالیت های مختلفی در طول سنوات گذشته در سازمان زیباسازی صورت گرفته است اما از سال 93 و بر اساس مصوبه شورای شهر تهران، مسئولیت و مدیریت تبلیغات و اطلاع رسانی شهر تهران به صورت یکجا و کلی به سازمان زیباسازی شهرداری تهران واگذار شد؛ و این امر در حوزه سازمان زیباسازی، به معاونت تبلیغات و درآمد مربوط می شود که سه مسئولیت اصلی در خصوص ساماندهی و واگذاری تابلوهای شهری را بر عهده دارد.
در تقسیم بندی کلی ما، تابلوها در سه گروه تقسیم بندی می شوند: گروه اول تابلوهای صنوف هستند که بر سر در مغازه ها، شرکت ها، نهادها و سازمان های مختلف جهت اطلاع رسانی و تبلیغ نصب می شوند،
گروه دوم تابلوهای تجاری هستند که باهدف تبلیغات فرهنگی و تجاری در سطح معابر شهر نصب می شوند و متعلق به صنف خاصی نیستند مانند بیلبوردها، پرتابل ها، استندها و غیره،
دسته سوم هم تابلوهای راهنمای اماکن هستند که با رنگ نارنجی در سطح شهر به منظور راهنمایی مردم به محل خاصی، نصب شده اند.
در حقیقت وظیفه ساماندهی و نظارت بر هر سه گروه مذکور به عهده معاونت تبلیغات و درآمد سازمان زیباسازی شهرداری است.
تهران نیوز : در مورد تابلوهای تجاری واصلی ترین چالش در مدیریت این تابلوها که ممکن است برای سازمان ایجاد شود، توضیح بیشتری بدهید؟
ما در تهران سه نوع تابلو تجاری فعال داریم. تعدادی از این تابلوها در مالکیت شهرداری و سازمان زیباسازی قرار دارد که با واگذاری اجاره ای به کانون ها و شرکت های تبلیغاتی مورد بهره برداری قرار می گیرند.
گروه بعدی، تابلوهایی هستند که پایه آن ها در معابر شهری نیست بلکه در اماکن خصوصی و یا در محوطه نهادهای مختلف نصب شدند ولی به گونه ای قرار گرفتند که از معابر شهری قابل رؤیت هستند و کاربرد تبلیغات تجاری دارند. به عنوان مثال بیمارستان، دانشگاه و حتی پادگانی که هیچ نوع فعالیت تجارتی ندارد اقدام به نصب سازه ای در محوطه ساختمانی خودکرده است؛ که این مدل از تابلوها در هیچ کشوری به جز ایران دیده نمی شوند و باعث ایجاد اخلال در کار سازمان می کنند.
در مرحله اول با اعلام تخلف و اخطار و در صورت عدم توجه و اصرار به نصب تابلو، برخورد قانونی صورت می گیرد و متأسفانه تعداد این تابلوهای غیرمجاز بالغ بر 10 هزار مترمربع در سطح شهر برآورد شده است.
اما گاهی این اماکن، تجاری هستند مانند کارخانه یا دفتر فروش که نیاز به تبلیغات دارند و یا برای انجام کارهای فرهنگی اقدام به نصب تابلو می کنند در این موارد سازمان با انجام بررسی های لازم و رعایت استاندارد و اعلام عوارض اقدام به صدور مجوز برای نصب تابلوها می کند.
تهران نیوز : تابلوهای غیرقانونی که اشاره کردید، مجوز ارشاد را هم ندارند؟
در بحث بهره برداری از تابلو شاید با داشتن قرارداد با یک کانون تبلیغاتی، مجوز تبلیغات را بگیرند اما در مواردی هم بدون مجوز این کار صورت می گیرد که نگرانی و چالش اصلی سازمان هم در همین راستاست و در صورت ارائه تبلیغات نامناسب، مسئولیت آن به عهد چه کسی خواهد بود؟
سازمان طبق دستور و وظایفی که دارد، اقدامات قانونی را در این خصوص انجام می دهد اما تشکیل پرونده و ارائه شکایت برای تک تک این موارد و ارجاع به دادسرا زمان بر است.
تهران نیوز : موارد و یا زمان استفاده تابلوهایی که در اختیار شهرداری و سازمان زیباسازی شهری است چگونه است؟
سازمان زیباسازی به نیابت از شهرداری و در حوزه فرهنگی، بالغ بر 500 تابلو در اختیار دارد که شبیه تابلوهای تجاری هستند ولی کاربرد آن ها در حوزه فرهنگ، آموزش عمومی و اطلاع رسانی است؛ و چون بیشتر
این تابلوها در معابر و شریان های اصلی شهر هستند و بسته به نیاز به کار تبلیغات فرهنگی مشغول است، تعدادی تابلو هم در اختیار مناطق و نواحی مختلف شهرداری قرار می گیرد که و در زمان هایی که نیاز به کار فرهنگی و اطلاع رسانی محلی و لوکال باشد استفاده خواهند شد. علاوه بر این سازمان زیباسازی شهرداری تهران اجازه دارد 15 درصد از ظرفیت حوزه تبلیغات تجاری را در زمان کمپین های اصلی به تبلیغات فرهنگی اختصاص دهد به عنوان مثال در مناسبت هایی مانند پیشواز نوروز، ماه مبارک رمضان، اعیاد ویژه و غیره این کار صورت می گیرد.
تهران نیوز : به جز تابلوهای سطح شهر، چه فضاهای تبلیغاتی در اختیار شهرداری و حوزه کاری سازمان قرار دارد؟
در شهر تهران به جز تابلوهای مذکور که در معابر نصب شدند، برخی از نهادهای زیرمجموعه شهرداری اماکنی را در اختیار دارند که محل تردد عموم مردم است، به عنوان مثال فضای سازمان میوه و تره بار و یا بدنه قطارها و اتوبوس ها و دیواره ایستگاه های مترو و اتوبوس، فضای برج میلاد و تپه های عباس آباد و امثال آن، درگذشته این مکان ها خودشان اجازه فعالیت های تبلیغاتی در فضای اختصاصی خودشان را داشتند ولی بعد از مصوبه سال 93 و به منظور مدیریت یکپارچه در سطح شهر تهران و جلوگیری از بروز مشکلات و ناهماهنگی ، هر نوع تبلیغ در هر محیطی از شهر تهران که متعلق به شهرداری و در حوزه استحفاظی آن است با سازمان زیباسازی است که البته به دلیل وجود قراردادهای چندساله که پیش ازاین مصوبه منعقدشده بود، نمی توانستیم مانع فعالیت همه آن ها شویم و با مرور زمان و خاتمه زمان قرارداد، مسئولیت آن ها به سازمان محول و منتقل شده
تهران نیوز : درآمد سالانه شهرداری از محل تبلیغات صرف چه هزینه هایی می شود؟ و آیا این درآمد جدا از بودجه این سازمان است؟
خرسندم اعلام کنم در دوره جدید مدیریت شهری و با تأکید شورای شهر، شهردار محترم و مدیرعامل سازمان، ما به بحث شفاف سازی و اتاق شیشه ای پیوستیم و همه مسائل مشخص و در اختیار عموم قرار می گیرد و اسناد مربوطه در صورت نیاز و در چارچوب قوانین در اختیار نهادهای نظارتی و خبرگزاری ها قرار خواهد گرفت البته این به معنای انتشار اطلاعات محرمانه شرکت های طرف قرارداد نیست.
به عنوان مثال در ماه های اخیر هنگام برگزاری مزایده های این سازمان علاوه برنهادهای نظارتی مربوطه، نماینده شرکت ها و شورای شهر و اصحاب رسانه هم حضور داشتند و همه صورت های مالی ما مشخص و در برنامه بودجه به معرض نمایش عمومی قرار گرفت و جزئیات موارد مصرف در سال جاری منتشر شد.
سازمان زیباسازی شهر تهران به نیابت از شهرداری متکفل یک سری از فعالیت ها در شهر تهران ازجمله جداره سازی معابر، تغییر نماها، نور پردازی تزئینی معابر (جدای از روشنایی اداره برق)، رنگ آمیزی، حجم ها، نقاشی ها و مجسمه ها، بحث پل ها و مکانیزه کردن آن ها، برنامه های مناسبتی مانند نوروزگاه ها، نورافشانی ها، فضاسازی در مناسبت ها مختلف مانند چراغانی یا سیاه پوش کردن شهر و موارد دیگر، بر عهده سازمان زیباسازی است که بخشی از درآمد تبلیغات صرف این هزینه ها می شود و از دو سال پیش، قسمتی از درآمد نیز به خزانه شهرداری واریز می شود.
در مورد بودجه هم عرض کنم بودجه سازمان زیباسازی، توسط شهرداری تنظیم و به وسیله شورای شهر تصویب و ابلاغ می شود، درواقع سازمان ردیف بودجه مشخصی در درامد و هزینه دارد که آن هم مشخص و با مراجعه به سایت شهرداری و مصوبه بودجه شهرداری تهران ریز اطلاعات آن مشخص است.
تهران نیوز : در روزهای اخیر درباره درآمد مترو از تبلیغات، مبلغ و مواردی که این درآمد هزینه می شود، صحبت های مختلفی گفته و شنیده می شود، شما به عنوان متولی این موضوع چه صحبتی دارید؟
من به طور دقیق نمی دانم چه مسائلی گفته شده و فقط به صورت کلی صحبت هایی را شنیدم بنابراین در مورد حرف های دیگران نمی توانم اظهارنظر کنم، اما با توجه به اطلاعاتی که از خود مترو در اختیارداریم و با توجه به شناختمان از فضای مترو، به نظر می آید این صحبت ها یک شیطنت ژورنالیستی بوده است و واقعیت چیزی نیست که در برخی رسانه ها منتشرشده است.
از سال 97، مسئولیت فعالیت های تبلیغاتی مترو به سازمان زیباسازی واگذار شد و تا آن زمان خود مترو متولی این امر بود.
در مورد واگذاری که سازمان برای تبلیغات مترو انجام داد، ابتدا یک کار کارشناسی و وضعیت سنجی برای تعیین محل تبلیغات، موارد استفاده و برآورد هزینه و آورده هر تبلیغ انجام گرفت که مشخص شد، تعداد سازه های موجود در مترو زیاد است و برخلاف تصور عموم، تعداد بالا به معنی درآمد بالا نیست بلکه علاوه بر از بین بردن زیبایی بصری، به دلیل عرضه بالا، باعث کاهش قیمت و درنتیجه درآمد خواهد بود. درواقع ما علاوه بر رعایت اصول زیبایی بصری نباید به درآمد مترو هم آسیبی می زدیم.
درنهایت پس از بررسی های کارشناسی، تعدادی از سازه ها را حذف کردیم ولی با جانمایی، بازاریابی و تعیین قیمت پایه کارشناسی نه تنها به درآمد مترو از تبلیغات آسیبی وارد نشد که نسبت به سال های قبل از آن به چهار برابر رسید؛ و این در حالی بود که شرایط اقتصادی نسبت به سال های قبل، از رونق کمتری برخوردار بود، درواقع اگر شرایط اقتصادی را با زمان قبل از مدیریت سازمان زیباسازی مقایسه کنیم با توجه به رونق اقتصادی خوبی که در سال های 94 و 95 ایجاد شد ولی در سال گذشته به دلیل اجرا مرحله جدید تحریم ها، محدودیت های موجود در بازار اقتصادی باعث کاهش تبلیغات شد، بااین حال میزان درآمد مترو در این حوزه به 4 برابر سال های قبل رسید.
در مورد ادعای پیشنهاد قیمت بالاتر از طرف شرکتی خاص، باید از آن شرکتی که مدعی شده است سئوال شود که چرا در مزایده ها شرکت نکرده است و پیشنهاد خود را رسماً اعلام نکرده است، اصلاً کدام شرکت هست و چه مبلغی را رسماً و به چه کسی پیشنهاد داده است ضمن اینکه تاریخ قراردادهای مذکور رو به پایان است و این شرکت در صورت تمایل بیرون آمدن از پشت پرده و ارائه پیشنهاد شفاف در فرایندی شفاف می تواند در مزایده آینده شرکت در صورت صحت ادعایش، برنده مزایده شود.
تهران نیوز : با توجه به شعار سال و اهمیت تبلیغات در حوزه تجارت و کسب وکار، شهرداری و سازمان زیباسازی، چه تمهیدات و راه کارهایی برای رشد اقتصاد داخلی و افزایش اشتغال در نظر گرفته است؟
بحث امید دادن به جامعه و تزریق نشاط بین مردم از دغدغه های مهم حوزه تبلیغات سازمان است. شاید بعد از اجرای تحریم های اخیر و خروج آمریکا از برجام، نگرانی هایی در حوزه کار و تبلیغات ایجاد شد اما خوشبختانه با کمک کانون ها و مراکز تبلیغاتی توانستیم شرکت های داخلی را ترغیب به استفاده از این فضای تبلیغاتی کنیم. تعیین و اعمال تخفیف های ویژه و قوانین مناسب در راستای حمایت از شرکت های دانش بنیان از اقدامات این سازمان برای حمایت از تولیدات داخلی و اشتغال زایی است.
علاوه بر این بخشی از تبلیغات فرهنگی شهرداری با محوریت مصرف کالای ایرانی و حمایت از تولید داخلی و ترویج کارآفرینی است. حتی در شرایطی به خصوص و ویژه شرکت های دانش بنیانی که قادر به پرداخت هزینه های تبلیغات نباشند، این فضا را به صورت رایگان در اختیارشان قرار خواهیم داد.
خوشبختانه علی رغم فشارها و محدودیت ها، شرایط اقتصادی صنعت تبلیغات رو به رشد است و پیش بینی می شود فضای کسب و کار هر روز بهتر شود.
انتهای پیام/
به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، انهدام پهپاد جاسوسی آمریکایی در آبهای سرزمینی کشورمان و پیامدهای این رخداد نظیر اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر صدور فرمان حمله به اهدافی در ایران و تصمیم به توقف آن، در روزهای پایانی هفته گذشته مانند دیگر رسانه ها، فضای مجازی را نیز درنوردید. کاربران توییتر از رویکردهای متفاوتی به این تحولات واکنش نشان دادند.
هشتگ هایی چون #پهپاد_ آمریکایی ، #گلوبال_هاوک ، #پهپاد ، #ترامپ ، #جنگ ، #ایران ، #آمریکا معرف توییت های مختلف و متفاوت کاربران در این زمینه هستند.
ابراز غرور و احساس اقتدار از انهدام پهپاد جاسوسی
بسیاری از کاربران، هدف قرار دادن هواپیمای جاسوسی آمریکایی را فارغ از رویکرد سیاسی و تعلقات جناحی خود، مصداق بارز دفاع از مرزهای کشور و غرور آفرین دانسته اند.
غالب کاربران با محکوم کردن اقدام آمریکایی ها در نقض حریم هوایی کشورمان، اقدام ایران در منهدم کردن هواپیمای جاسوسی آمریکایی ها را مورد حمایت و تقدیر قرار دادند.
برای تعدادی، این عملیات یادآور حمله آمریکا به هواپیمای مسافربری ایرانی بود و موجب شد اندکی از بغض مردم فروبنشیدند، چنانکه سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حساب توییتری خود نوشت: اسقاط هواپیمای ایرباس مسافری توسط امریکایی ها با 290 مسافر از یادمان نرفته است. نه عذر خواهی کردند ونه غرامتی، مدال هم دادند! آن روز به آسمان نگریستیم و گل ریزان شهیدان را دیدیم و گریستیم. امروز آسمان ایران برایشان ناامن شد. اندکی از آن بغض فرونشست.
برخی هم این عملیات را هشداری به ترامپ برای خودداری از انجام چنین اشتباهاتی تلقی کردند، چنانکه محمود صادقی نماینده مجلس در صفحه خود نوشت: مختصات پرواز پهباد امریکایی گلوبال هاوک دقیقاً نشان می دهد که در مسیر بازگشت، دست از پا خطا کرده و وارد حریم سرزمینی ایران شده و بلافاصله سیستم دفاع سوم خرداد مزدش را کف دستش گذاشته... آقای ترامپ! اشتباه از طرف شما بود. مراقب باش دیگر تکرار نشود.
همچنین حسین امیر عبداللهیان مدیر کل بین الملل مجلس، در صفحه خود با اشاره به اینکه امروز ترامپ و تندروهای کاخ سفید پیام محکمی را فقط از بخش بسیار کوچکی از توان عظیم دفاعی ج. ا. ایران در سرنگونی پهپاد متجاوز پیشرفته آمریکا دریافت کردند نوشت: هشدار به ترامپ، اگر خطا کنید پایان کار را ج. ا. ایران مقتدرانه رقم خواهد زد.
نوبت به کارگیری دیپلماسی
از دید بسیاری، حال که جمهوری اسلامی ایران قدرت دفاعی خود را به آمریکا و جهانیان نشان داده، باید به موازات با این نمایش اقتدار، از دیپلماسی هم بهره ببرد و تنش با آمریکا را به نفع کشور مدیریت کند.
عبدالله رمضان زاده فعال سیاسی اصلاح طلب در توییتر خود نوشت: شرایط تغییر کرده است و سیاستمدار هوشمند مطابق با تغییر شرایط روش های دفاع از منافع ملی را تنظیم می کند. حالا که توانایی های دفاعی خود را نشان داده ایم دروازه های مذاکره را نیز باز کنیم.
آذر منصوری فعال سیاسی اصلاح طلب در صفحه خود آورد: خروج از برجام و تروریسم اقتصادی نمی تواند مقدمه ای برای مذاکره مجدد باشد. جنگ طلبان در حال زمینه سازی برای توجیه اقدامات یکجانبه وجنگ طلبانه خود علیه ایران در بین افکار عمومی ایران و جهان هستند. باید ضمن آمادگی برای دفاع همه جانبه دیپلماسی را در منطقه و جهان علیه جنگ جدی گرفت.
در صفحه توییتر مصطفی تاجزاده فعال سیاسی هم می خوانیم: با سرنگونی پهپاد آمریکایی، فرصتی مناسب برای ورود به فاز دیپلماتیک فراهم شده است. جمهوری اسلامی می تواند آمادگی خود را برای مذاکره با امریکا به منظور کاهش تنش و عنداللزوم حل و فصل مسائل دوجانبه، به شرط آمادگی ایالات متحده برای بازگشت به برجام اعلام کند.
واکاوی اظهارات ترامپ در زمینه حمله به ایران
برخی کاربران موضع گیری های اخیر ترامپ را در چارچوب تاکتیک فشار برای تسهیل مسیر مذاکره ارزیابی می کنند. در توییتی می خوانیم: در نهایت بر طبل جنگ می کوبد تا مذاکره را ممکن کند.
برخی کاربران ادعای انصراف ترامپ از حمله به ایران را ناشی از حساب و کتاب های انتخاباتی او دانسته اند که در شرایطی که او دارد برای تبلیغات انتخاباتی خود برنامه ریزی می کند، بهتر است ریسک جنگ با ایران را قبول نکند چون نتیجه چنین جنگی مشخص نیست. با کره شمالی که به نتیجه نرسید، حداقل وضعیت ایران را بحرانی تر نکند.
در توییتی در خصوص معنای هشدار گونه این اقدام ترامپ می خوانیم: در ارتباط با لغو عملیات نظامی علیه ایران 2 فرض مطرح است: 1. نقص عملیاتی: در این صورت عملیات پس از رفع نقص در زمان دیگری انجام می شود. 2. از ابتدا قصد حمله نبوده و علنی کردن آن هشداری به ایران است که آمریکا برای برخورد جدی است. تنها راه برای تهران پذیرش مذاکره است.
در توییتی دیگر اقدام ترامپ به محتمل بودن گزینه وقوع جنگ ارتباط داده شده و آمده است: دستور ترامپ برای حمله به ایران و سپس لغو آن نشان می دهد که این تصور که "جنگ نمی شود" باطل است و به معنای شکست سیاست "نه مذاکره، نه جنگ است". تندروها در ایران و آمریکا دو کشور را به سمت درگیری برده اند، نقش انفعالی روحانی که خود را دولت تدبیر می داند باید خروج از این مسیر باشد.
برخی هم ادعای آمریکا مبنی بر لغو دستور حمله به خاطر به خطر نیفتادن جان 150 ایرانی را زیر سوال بردند. به نوشته یک کاربر، آمریکا که سرنشینان ایرباس ایرانی، هزاران نفر از مردم هیروشیما و ناکازاکی، هزاران بیگناه درعراق، سوریه، ویتنام و افغانستان و... را براحتی از دم تیغ میگذراند، نگران خون 150 ایرانی میشود و به سایتهای پدافندی حمله نمی کند؟! احتمالاً ترس از پاسخ ایران علت لغو حمله نبوده؟
تندروهای جنگ طلب را کنترل کنید
برخی نیز تلاش تندروهای داخلی برای تشدید تنش میان ایران و آمریکا و تسری آن به روابط ایران و کشورهای عربی منطقه را مورد تقبیح قرار دادند و خواستار مقابله و کنترل جریان های اینچنینی شدند که از رسانه ها و ارگان های رسمی خود برای انتشار مواضع اینچنینی استفاده کردند.
در توییتی با اشاره به تیتر امروز روزنامه کیهان که در آن نوشته شده بود: سهم عربستان و امارات محفوظ است ، آمده است: تیتر روز شنبه اول تیر کیهان عربستان و امارات را تهدید به درگیری کرده است. یک روزنامه از چه موضعی دو کشور را تهدید کرده است. آیا موضع سکوت معاونت مطبوعاتی #وزارت_ارشاد نسبت به #کیهان ادامه خواهد یافت؟
برخی نیز به گروه های تندروی آمریکایی اشاره کردند که از گزینه جنگ با ایران دفاع می کنند. از دید این گروه، حتی اگر خود ترامپ خواهان جنگ با ایران نباشد، تلاش جنگ طلبان کابینه اش چون پمپئو و بولتون ممکن است تنش میان ایران و آمریکا را تشدید کنند.
در تقبیح جنگ
بسیاری از کاربران فارغ از مسایل سیاسی، به بازگویی مصایب جنگ برای مردم و جامعه پرداخته اند. تعدادی از این کاربران کسانی هستند که جنگ و ویرانی و آوارگی را در جریان دفاع مقدس تجربه کرده اند و نسبت به تکرار چنین کابوسی ابراز نگرانی می کنند.
حجت الاسلام حسینی، رییس مرکز امورقرآنی سازمان اوقاف درخصوص طرح ملی حفظ قرآن گفت: در فضای عمومی فاصله زیادی با بحث حفظ قرآن داریم که برای ایجادانگیزه بسته های تشویقی را در نظر گرفته ایم.
به گزارش شیعه پرس به نقل از مهر، حجت الاسلام سید مصطفی حسینی، رئیس مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه در گفتگو با مهر درخصوص فعالیت های ستاد ملی حفظ قرآن گفت: آنچه که باعث شد که دبیری ستاد ملی حفظ قرآن و ریاستش به سازمان اوقاف و امور خیریه سپرده شود، سخنان رهبرمعظم انقلاب در سال 1390 مبنی بر تربیت ده میلیون حافظ بوده است.
وی ادامه داد: سازمان اوقاف و امور خیریه در لبیک به فرمان ایشان ستادی را تشکیل داد و در جهات مختلف آغاز به کار کرد. در همین راستا مرکزی را در شهر مقدس قم برای تربیت مربی حفظ قرآن راه اندازی کرد که تا کنون بیش از 14 هزار نفر مربی در آن مرکز تربیت شده اند. همچنین مراکز آموزش مجازی حفظ قرآن را، در 26 مرکز دایر کرد و در خصوص ایجاد مراکز شبانه روزی حفظ قرآن با برخی مؤسسات قرآنی فعالیت هایی را آغاز کرد.
حسینی افزود: این سازمان کلاسهای حفظ قرآن در بقاع متبرکه را رونق بیشتری بخشید وفعالیت هایی را با سایر دستگاه ها و نهادها آغاز کرد.
رئیس مرکز امور قرانی سازمان اوقاف و امور خیریه با اشاره به اینکه سازمان اوقاف فعالیت های مختلف قرآنی را برعهده دارد، اظهار داشت: با توجه به تجربه سازمان اوقاف در هماهنگی مسابقات قرآن و توقعاتی که از گذشته مقام معظم رهبری برای این سازمان مطرح کرده بودند پوشش فعالیت های قرآنی را آغاز کردیم. بر اساس عملکرد دستگاه های دیگر و به تشخیص شورای توسعه فرهنگ قرآنی از یک سو و بنابر اتفاق نظر دستگاه های قرآنی ریاست ستاد راهبری طرح ملی حفظ قرآن به سازمان اوقاف و امور خیریه سپرده شد. در سال گذشته نیز کارویژه حفظ جز سی به عنوان دستور کار بود که هماهنگی های آن بر عهده سازمان اوقاف و امور خیریه انجام شد و همین موضوعات باعث شد تا این تصمیم در شورای توسعه فرهنگ قرانی اتخاذ شود.
وی با اشاره به برپایی اولین جلسه ستاد راهبری طرح ملی حفظ در سازمان اوقاف گفت: از موضوعاتی که در اولین جلسه این ستاد مورد تأکید قرار گرفت بازنگری بود. همچنین در خصوص اقداماتی که در طرح ملی قرآن پیش بینی شده است در هفته های گذشته جلساتی به صورت اختصاصی با دستگاه ها برگزار شد و این اقدامات بروز رسانی شده و همین هفته به دستگاه ها ابلاغ خواهد شد.
حسینی با اشاره به طرح 1453 که امسال در خصوص حفظ قرآن انجام می گیرد، افزود: طرح 1453 کار ویژه ما و بسته حفظ عمومی ما است. در سال گذشته حفظ جز سی را آغاز کردیم و امسال نیز بسیار تأکید داریم جز سی ام در دستور کار قرار بگیرد چرا که در فضای عمومی فاصله زیادی با بحث حفظ قرآن داریم و هنوز زمینه آنقدر مهیا نیست که بتوانیم به سرعت هر سال حفظ یک جز را در دستور کار قرار دهیم.
حسینی مشارکت شبکه ها و رسانه های قرآنی را در خصوص طرح حفظ قرآن بسیار پر اهمیت دانست و گفت: درفضاهای عمومی مثل شبکه قرآن و معارف سیما و رادیو حفظ جز سی ام را همراه با بسته های محتوایی خواهیم داشت. با وجود اهتمام ویژه ای که مدیران رادیو قرآن و شبکه قرآن در طرح ملی حفظ قرآن دارند، مادامی که شبکه های فراگیرتر و دارای مخاطب بیشتر پا به این عرصه نگذارند و در بخش های مختلف اطلاع رسانی و تبلیغی و ترویجی و آموزشی فعالیتی انجام ندهند، طبعاً آن گونه که باید و شاید اجرای این طرح به صورت فراگیر ممکن نخواهد بود.
وی با اعلام اینکه بسته های تشویقی زیادی برای حافظان و قاریان مورد استفاده قرار گرفته است، افزود: در بحث حفظ تخصصی که مؤسسات کارهای خودشان را انجام می دهند و آزمون نیز با همکاری دستگاه های مختلف برگزار خواهد شد، اما در این بخش سازمان اوقاف بسته تشویقی را برای کسانی که به صورت تخصصی قرآن را حفظ می کنند لحاظ کرده است. کلیه افرادی که موفق شوند در سال 98 پنج جز از قرآن کریم را حفظ کنند، مبلغ نقدی پانصدهزار تومانی در اختیار آنها قرار خواهد گرفت به شرطی که در آزمونی که پایان سال برگزار می شود قبول شوند. بنابراین قرعه کشی دیگری نیز صورت خواهد گرفت که در بین این افراد جوایزی در قرعه کشی به آنها اختصاص پیدا خواهد کرد و امیدواریم که با همکاری دستگاه ها و نهادهای مختلف اقداماتی که در سند ملی طرح ملی حفظظ قرآن پیش بینی شده است گام های مؤثری با هماهنگی بیشتر بین دستگاه ها برداشته شود.
وی به دیگر مواردی که برای حافظان و قاریان انجام می شود اشاره کرد و گفت: برای حفظ قرآن قوانین مختلفی وجود دارد مثل اعطای مدرکی به حافظان توسط سازمان تبلیغات که به هر ترتیب مزایایی در آن وجود دارد. همچنین کمک هزینه تحصیلی به حافظان و قاریان که بخش قابل توجهی از هزینه تحصیل قاریان و حافظان که مدرک مرتبط داشته باشند و یا رتبه های برتر مسابقات ملی و بین المللی داشته باشند توسط سازمان اوقاف و امور خیریه پرداخت می شود و تشویقات موردی که هرکدام از دستگاه ها به فراخور امکانات در نظر می گیرند.همچنین طرح هایی که بنیاد نخبگان برای حمایت از حافظان وقاریان در نظر گرفته است و سایر تشویقاتی که برای رتبه هابی برتر در مسابقات حفظ و قرائت در نظر گرفته شده است نیز جز تشویقاتی است که بر ای حافظان و قاریان در نظر گرفته شده است.
وی در ارتباط با سوالی که آیا اکثر فعالیت های قرآنی در سازمان اوقاف انجام می پذیرد، افزود: فعالیت های قرآنی که در کشور انجام می گیرد فعالیت های بسیار متنوعی است و اینطور نیست که با یک مسابقات و حفظ قرآن که در سازمان اوقاف انجام می شود بخواهد فعالیت ها در یک مجموعه متمرکز شود. صدور مجوز که بخشی از آنها در وزارت فرهنگ و ارشاد و بخشی دیگر در سازمان تبلیغات انجام می شود همچنین چاپ قرآن و نظارت که بر عهده مرکز طبع و نشر قرآن است. فعالیت ها بسیار متنوعی در حال حاضر در مجموعه های مختلفی انجام می شود و در بعضی از موضوعات خیلی فعالیت های موازی در حال حاضر در کشور انجام می گیرد و بخش قابل توجهی بر این باورند که اگر در حوزه های سیاست گزاری و برنامه ریزی تمرکز بیشتری داشته باشیم نتیجه بهتری خواهیم گرفت.
به گزارش خبرنگار ایکنا ؛ رحیم قربانی، مدیرعامل اتحادیه مؤسسات و تشکل های فرهنگی مردمی قرآن و عترت کشور، در برنامه افق رادیو قرآن درباره فرایند و روند ادغام اتحادیه های قرآنی در سطح کشور اظهار کرد: سرنوشت چهار هزار مؤسسه قرآنی مردمی کشور به این موضوع مرتبط است و امیدواریم وضعیت مطلوبی برای این تشکل های قرآنی فراهم شود.
وی در ادامه به ارائه گزارشی از روند ادغام پرداخت و گفت: انقلاب ما انقلاب قرآنی بود و جمهوری اسلامی هم مردمی و هم قرآنی است و در این زمینه هم مردم نقش ویژه دارند و هم مباحث قرآن و عترت. لذا همیشه روند آن بود که فعالیت های قرآنی و عترتی به صورت خودجوش و مردمی انجام می شود، چنانکه هیئات مذهبی نیز به این گونه ادامه پیدا می کنند.
پیشنهاد ادغام اتحاد یه ها از سوی اتحادیه تشکل ها مطرح شد
قربانی با اشاره به گسترش فعالیت مؤسسات قرآنی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و روند صعودی آن، بیان کرد: از دهه 80 لزوم تشکیل اتحادیه و مجموعه ای برای انسجام فعالیت های قرآنی احساس شد که آن زمان اتحادیه تشکل های قرآن و عترت کشور به عنوان نخستین اتحادیه شکل گرفت تا مؤسسات دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را تحت پوشش قرار دهد. همچنین سال 88 نیز سازمان تبلیغات اسلامی نیز در زمینه صدور مجوز برای فعالیت مؤسسات قرآنی اقدام کرد و سپس اتحادیه مرتبط با آن با عنوان اتحادیه مؤسسات مردمی قرآنی تشکیل شد و از سال 1391 درباره ادغام دو اتحادیه تصمیم گیری شد.
مدیرعامل اتحادیه مؤسسات و تشکل های فرهنگی مردمی قرآن و عترت کشور با تأکید بر اینکه چنانکه در سراسر کشور نیز هر صنفی یک اتحادیه دارد، اظهار کرد: اتفاقاً پیشنهاد اولیه برای تشکیل اتحادیه مدغم از سوی اتحادیه تشکل ها مطرح شد که آن زمان به دلیل موضع های سازمان تبلیغات اسلامی، این امر پذیرفته نشد تا اینکه حدود دو یا سه سال اخیر این موضوع به شورای توسعه فرهنگ قرآنی، به عنوان نهاد بالادستی، ارجاع شد.
برگزاری بیش از 100 جلسه در مورد ادغام
وی ادامه داد: تشکیل هیئت رسیدگی به منظور تدوین اساسنامه و پیشبرد روند ادغام در اتحادیه های استانی و برگزاری بیش از 80 جلسه، صرف هزینه ها و وقت و تشکیل حدود 22 جلسه از سوی شورای توسعه از جمله مواردی بود که در زمینه ادغام ادتحادیه های قرآنی انجام شد.
قربانی با اشاره به اینکه در حال حاضر در 31 استان ادغام اتحادیه های قرآنی استان ها انجام شده، اظهار کرد: سپس به مرحله تشکیل ادغام اتحادیه ها در سطح کشور رسیدیم که به دلایلی به تعویق افتاد و موجب شد به دلیل حرف و حدیث هایی مجمع عمومی اتحادیه قرآنی کشور با تأخیر در هشتم آذرماه سال 97 در جوار حرم حضرت معصومه(س) برگزار شود و سپس 18 نفر از کاندیداها با رأی اکثریت حاضران از نمایندگان فعالان، مؤسسات و تشکل های قرآنی استان ها در مجمع عمومی سال گذشته به عنوان اعضای هیئت مدیره اتحادیه مؤسسات و تشکل های فرهنگی مردمی قرآن و عترت کشور انتخاب شدند.
وی با اشاره به جزئیات بیشتر از مجوز 107 عضو هیئت مدیره اتحادیه های استانی، بیان کرد: از این تعداد حدود 90 نفر دارای مؤسسه با مجوز از سازمان تبلیغات اسلامی اند و سایرین مجوزشان را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اخذ کرده اند.
چرایی به هم زدن روند ادغام
قربانی درباره چرایی به هم زدن روند ادغام از سوی اتحادیه تشکل های قرآن و عترت، اضافه کرد: سؤالمان از این افراد این است که اگر این سیر روند ادغام اتحادیه ها مشکل داشت، چرا سر جریان ادغام در اتحادیه کشور این مسائل مطرح شد؟ در حالی که خودشان در جریان این روند حضور داشتند و مصوبات آن را نیز امضا کرده اند؟!
وی با تأکید بر اینکه ادغام، مصوبه شورای توسعه فرهنگ قرآنی است، اظهار کرد: احساس می شود شاید به دلیل اینکه آن گونه که می خواستند جریان ادغام در سطح کشور پیش نرفت، با وجود امضایشان بر مصوبات بر تعهداتشان باقی نماندند و به اصطلاح خود از آن خارج شده اند.
تعلل و اهمال شورای توسعه در به سرانجام رسیدن ادغام
مدیرعامل اتحادیه مؤسسات و تشکل های فرهنگی مردمی قرآن و عترت کشور با اشاره به اعتراضاتی که گاه از سوی اتحادیه تشکل های قرآن و عترت کشور در خصوص ادغام در استان ها رخ داد، بیان کرد: دو اتحادیه مجموعه به خوبی پیش می رفتند که نوعی هم افزایی ویژه بود که اگر اتفاق می افتد تشکل قوی و منسجمی رخ می داد اما تعلل و اهمال از سوی برخی از مسئولان و اعضای شورای توسعه فرهنگ قرآنی و شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور در به سرانجام رسیدن این جریان بی تأثیر نیست. مسئولان و اعضای شورای توسعه فرهنگ قرآنی باید پای کار بیایند و قاطعانه در این زمینه، که مصوبه قطعی شورای بوده، عمل کنند.
قربانی با اشاره به تجمع هفته گذشته بیش از 150 نفر از مدیران عامل اتحادیه های استانی و فعالان، مدیران و نمایندگان مؤسسات قرآنی سراسر کشور با هدف مطالبه قرآنی، اظهار کرد: این تجمع در داخل ساختمان شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام شد و تنها خواسته آن ها محقق شدن خواسته و مطالبه آن ها درباره اجرای مصوبه خود شورا توسعه بوده است تا بلکه جریان ادغام اتحادیه ها در سطح کشور نیز محقق شود. این تجمع در حاشیه مجمع عمومی اتحادیه مؤسسات و تشکل های فرهنگی مردمی قرآن و عترت و مراسم تجدید میثاق با بنیانگذار کبیر انقلاب و نیز در حاشیه نشست نقش مؤسسات در تحقق بیانیه گام دوم انقلاب و ... در 29 خردادماه برگزار شد.
وی ادامه داد: طی این تجمع در حضور نماینده رئیس شورای توسعه فرهنگ قرآنی، مطالبات دوستان و خواسته های افراد در چهار بند مطرح و مقرر شد طی دو هفته آینده، تصمیم قاطع شورای توسعه فرهنگ قرآنی مبنی بر ادغام به مراجع رسمی اعلام شود. اگر این موضوع از جانب شورای توسعه عملی شد، اکنون از آن ها تشکر می کنیم، وگرنه دوستان تا زمانی که به حق خودشان نرسند و خواسته هایشان محقق نشود، کوتاه نخواهند آمد و پیگیر مطالباتشان خواهند بود.
یادآور می شود این گفت وگو با موضوع ادغام اتحادیه های قرآنی در سطح کشور در برنامه رادیویی افق امروز، اول تیرماه، به صورت زنده پخش شد. همچنین طی این برنامه بارها با حسن محمدی، مدیرعامل اتحادیه تشکل های قرآن و عترت کشور، تماس گرفته شد که پاسخگو نبود.
برنامه افق ، که تهیه کنندگی آن را فاطمه رحمانی برعهده دارد، کاری از گروه اطلاع رسانی و فضای مجازی رادیو قرآن است که شنبه ها از ساعت 14:30از رادیو قرآن به سمع شنوندگان می رسد.
انتهای پیام
به گزارش ایکنا از هند؛ عبدالهادی فقهی زاده، معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنرانی خود در مراسم افتتاحیه هفته قرآنی ایران در هند گفت: اکنون ملت های مسلمان با چالش های مختلفی مواجه هستند و جوامع غربی جان مسلمانان را هدف قرار داده اند. اختلافات قومی و سرکوب ملت ها از سوی دولت ها در جهان بسیار نگران کننده است. در این دوران بهترین انتخاب بازگشت به اسلام اصیل است. اینجانب این گونه تجمعات را ارج می نهم. برگزاری چنین اجتماعاتی باعث نزدیکی ملت ایران و هند می شود. در پایان از تمامی دست اندر کاران این مراسم بزرگ تشکر می کنم.
همچنین حجت الاسلام مهدوی پور، نماینده ولی فقیه در شبه قاره هند نیز در سخنرانی خود اظهار کرد: روابط فرهنگی بین ایران و هندوستان ریشه دار است. این روابط قرن های متمادی خصوصاً در حوزه دین وجود داشته است. روابط هند و ایران فقط مربوط امور سیاسی و دیپلماسی نیست و یک سری روابط تمدنی و دینی نیز است. مخصوصاً در حیدرآباد و حوزه جنوب هند شاهد آثار تمدن ایرانی اسلامی هستیم.
وی افزود: در حوزه تفسیر علمای بزرگی در هند اقدام به تفسیر کرده اند و بیش از 50 تفسیر از سوی علمای هند انجام شده است. بزرگترین مفسران قرآنی از ایران بوده اند و بیش از 400 تفسیر از سوی علمای ایرانی انجام شده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران علی رغم مشکلات فراوان مانند جنگ و تحریم و امثال اینها، بیش از چهل تفسیر قرآن انجام شده است. ایرانیان بزرگترین خدمت را بعد تفسیر قران و حدیث انجام داده اند.
نماینده ولی فقیه در شبه قاره هند در ادامه تصریح کرد: در زمینه حدیث، مهم ترین کتب احادیث اهل سنت را ایرانی ها نوشته اند که برای نمونه، بخاری، طبری و زمخشری همه ایرانی بوده اند. تفسیر مجمع البیان و تفسیر المیزان علامه طباطبایی همه از آثار گران سنگ ایرانیان به شمار می رود.
وی افزود: در حوزه جنوب هند نیز حدود 450 سال پیش، کتابت قرآن کریم توسط محمد قلی قطب شاه در حوزه جنوب هند انجام شد که این کتاب به آستان قدس رضوی تقدیم شده و در آنجا نگهداری می شود. این سمینار گام نخست برای تعامل اندیشه است و ان شاءالله در ایالت های دیگر هند نیز چنین نمایشگاه هایی تشکیل خواهد شد.
یاد آوری می شود؛ نخستین هفته قرآنی ایران در هند به همت معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در خارج از کشور از امروز، اول تیرماه، در شهر حیدرآباد هند آغاز به کار کرد.
انتهای پیام
اسحاق بلوچ نسب - خواننده و نوازنده تنبورک اهل چابهار - در گفت وگو با ایسنا اظهار می کند: من یک ماه پیش برای عمل جراحی سنگ مثانه به تهران آمدم، پس از برگشتم به چابهار باز هم احساس مشکل کردم و مجبور شدم بار دیگر برای تشخیص مشکل به تهران بیایم. می دانید که این روزها خرید بلیت هواپیما برای هنرمندان منطقه ما بسیار مشکل است. به همین دلیل من برای هزینه بلیت هواپیما با صندوق هنرمندان تماس گرفتم به من پاسخ دادند معمولاً پول چنین چیزهایی را نمی دهند اما مدیران صندوق گفتند نامه ای بنویسم شاید مساعدتی و کاری انجام شد.
او با اشاره به استعلام بیمه توسط بیمارستان که گاهی چند روز طول می کشد ادامه می دهد: هزینه عمل من از بیمه تکمیلی پرداخت شده اما هنوز مطمئن نیستم مشکلم رفع شده باشد. متأسفانه در استفاده از بیمه تکمیلی هم به مشکل برخوردیم چرا که هیچ مدرکی دال بر بیمه بودن در دست ما نبود.
این هنرمند موسیقی نواحی در ادامه صحبت هایش بیان می کند: روزی که حقوق بگیر ارشاد شدیم خجالت می کشیدیم بگوییم ماهی 70 هزار تومان می گیریم، بعد هم که این مبلغ به 120، 150 و در نهایت به 250 هزار تومان رسید. علاوه بر این گاهی هم 150 هزار تومان به حسابم واریز می شود و گاهی هم نه. من دارنده درجه (نشان) یک هنری از وزارت ارشاد هستم و به من گفتند با این نشان، میزان حقوقم بالاتر می رود اما این اتفاق هنوز رخ نداده است.
بلوچ نسب می گوید: این روزها که هنرمندان منطقه ما مشکل مالی فراوانی دارند، در چابهار ارگ و موسیقی پاپ جایگیزین موسیقی عروسی ها شده است. چشم هنرمندان به سازمان منطقه آزاد است که آن هم از هنرمندان بومی منطقه حمایت و استفاده نمی کند. اگر جشنواره ای در چابهار برگزار شود صدها میلیون خرج می کنند اما از هنرمندان بومی منطقه دعوت نمی کنند.
انتهای پیام
قدس آنلاین - تکتم بهاردوست: نحوه توزیع فیلم و ماهیت آثار سینمایی که در سطح جامعه منتشر می شوند، همواره در کشور ما مسئله ساز بوده است. قاچاق فیلم های غیرمجاز و خارجی، فروش غیرقانونی فیلم های در حال اکران و... از جمله این مسائل بوده است. به تازگی هم مسئله جدیدی به نام فروش فیلم ها در سوپرمارکت ها پیش آمده است. این روند اگرچه بیشتر با انتقادات اقتصادی مواجه شده است، اما با کمی تأمل، می توان به آسیب های فرهنگی و اجتماعی آن نیز پی برد. مرتضی اسکافی رئیس اتحادیه محصولات فرهنگی مشهد درخصوص وضعیت این روزهای بازار محصولات فرهنگی گفت: اتحادیه محصولات فرهنگی مشهد به عنوان اولین اتحادیه محصولات فرهنگی کشور در سال 82 تاسیس شد. که از همان زمان هم چهار رسته زیر نظر صنف محصولات فرهنگی مشغول به کار هستند که از آن ها می توان به فروشگاه های عرضه محصولات فرهنگی، مراکز بازی های رایانه ای که 427 عضو دارد، مراکز بازی های غیر رایانه ای که شامل شهر بازی های کوچک نام برد.
وی افزود: در ایام تابستان که در واقع زمان کاری و شلوغی برای بازیهای رایانه ای و استفاده از محصولات فرهنگی است و ازآن جایی که متاسفانه در این زمان مراکز بازی های رایانه ای رشد قارچ گونه ای هم دارند سعی شده که به کمک بازرس های افتخاری که در مناطق مختلف شهرداری ها وجوددارند این مراکز غیر قانونی را رصد می کنیم و با وجود هفته ای دو روز هم گشت مشترکی هم که با اداره اماکن داریم این مراکز تحت نظارت و ارزیابی ما هستند. که اگر واحد صنفی متخلفی باشد همانجا بررسی و به افراد ذی ربط تذکرداده می شود که در صورتی که پروانه کسب ندارند اقدام کنند که در غیر این صورت به تخلفات آنها رسیدگی می شود. اقدام دیگری که در این نظارت ها انجام می شود بازرسی کیس ها و رایانه های این مراکز است که در صورت بروز هر گونه تخلفی با این افراد برخورد قانونی و قضایی میشود. که متاسفانه در راستای این سرکشی ها از ابتدای امسال حدود 275 مورد شناسایی واحد غیر مجاز داشتیم که در جهت اجرای قانون به واحد اجرائیات اماکن معرفی شدند و حتی متاسفانه بخشی از آن ها پلمپ شده اند.
اسکافی ادامه داد:ما در حوزه محتوایی مراکز بازی های رایانه ای دو مرکز نظارتی داریم که یکی اداره ارشاد و دیگری اداره اماکن عمومی است. ملاک ما برای بازی هایی که در این مراکزوجود دارد محصولاتی است که از سمت اداره ارشاد مجوز دریافت کرده اند که در بازی های رایانه ای بحث رده سنی هم مطرح است ومن از این جا از خانواده ها می خواهم که نظارت کافی را در این خصوص جهت استفاده فرزندانشان داشته باشند چون متاسفانه این رده بندی ها در جهت عرضه در کشور ما رعایت نمی شود و طبیعتا این نظارت باید از سمت خانواده ها بیشتر اعمال شود. البته در این مدتی که بنیاد بازی های رایانه ای ایجاد شده است خیلی از این نظارت ها انجام می شود.
رئیس اتحادیه محصولات فرهنگی مشهد گفت: متاسفانه صنف ما جزو صنوفی است که اعضایش در طول سال از ارزانی محصولات متضرر می شوند چون رقابت ناسالم در این حوزه خیلی زیاد است ودر این یکی دو سال اخیر اعضای ما بیش از پیش درگیر ارزان فروشی شده اند.
اسکافی در خصوص وضعیت استاندار سازی وسایل بازی و تفریحی توضیح داد: مسئولین و گردانندگان این مراکز بجز احراز صلاحیت انتظامی و اصنافی اخذ استانداردهای لازم برای دستگاه های بازی را هم باید داشته باشند که این قضیه از اهمیت بالایی برای ما برخوردار است و مدتی هم هست که این مراکز بازی بجز این مسائل باید حتما حضور یک پزشک یا پزشک یار رو هم در محل داشته باشند که در صورت بروز هر گونه مشکل پیگیری و پیشگری داشته باشند.
وی در خصوص افزایش قیمت این مراکز در سال جدید گفت: از سال گذشته تمام مراکز زیر مجموعه ما هیچ گونه افزایش قیمتی نداشته اند و کماکان با نرخ مصوب سال 97 ارائه خدمات دارند.
اسکافی در خصوص توزیع سریال های ماهواره ای در مراکز عرضه محصولات فرهنگی گفت: در این سالهای اخیر با توجه به اینکه فضای مجازی خیلی اسان در دسترس مردم قرار گرفته است عرضه سریالهای ماهواره ای را در مراکز عرضه محصولات فرهنگی نداریم. چون استفاده از این محصولات نسبت به گذشته خیلی آسان تر شده است.
وی در خصوص توزیع فیلمها و سریالها در سوپر مارکت ها افزود: در سال 88 اتحادیه محصولات فرهنگی مشهد به عنوان کسی که مدعی بود که نباید این محصولات فرهنگی در سوپر مارکت ها توزیع شود مقاومت کردیم که در نهایت بخشنامه ای از سوی وزیر وقت ارشاد مبنی بر این که سوپر مارکت ها هم به خاطر دسترسی آسان مردم به محصولات فرهنگی صادر شد که ما به این بخشنامه هم اعتراض کردیم و در نهایت دیوان عدالت اداری هم حق را به اداره ارشاد داد که سوپر مارکت ها می توانند عرضه محصولات فرهنگی را در کنار دیگر محصولاتشان داشته باشند که متاسفانه همین حکم دست و پای ما را در جهت جلوگیری از ضرر همکارانمان بست و ما الان چند سالی است که درگیر این قضیه هستیم تا اینکه در سال 95 با تعاملی که با اتحادیه خار و بار و اتاق اصناف داشتیم که سوپر مارکت ها می توانند محصولات ایرانی و فیلمهای داخلی را ارائه کنند که این قضیه تا حدودی رصد می شود ولی متاسفانه به علت اینکه تعداد خارو بار فروشی ها و سوپر مارکت ها خیلی زیاد است و متاسفانه اینها در کنار محصولات ایرانی انیمیشن و محصولات خارجی را هم دارند این قضیه خیلی رضایت بخش نیست ولی به هر شکل تا حدودی از این نظرات ها رضای هستیم.
انتهای خبر/
– گروه استان ها: فرودگاه همدان در سطح بین الملل با کد شناسایی OIHH تعیین شده توسط سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری شناخته می شود و با توجه به جایگاه منحصربه فرد خود یکی از مهم ترین فرودگاه های غرب کشور به شمار می رود.
این فرودگاه از قدیمی ترین فرودگاه های ایران با قدمتی حدود 8 دهه و دارای مجوز مرز هوایی و یک فرودگاه بین المللی است اما بااین حال از ظرفیت های این فرودگاه استفاده نشده به طوری که این روزها پروازی در فرودگاه همدان نشست و برخاست ندارد.
هر از چند گاهی پروازی در فرودگاه همدان برقرار و پس از مدتی به بهانه ای لغو می شود البته هر از چند گاهی پروازی در فرودگاه همدان برقرار و پس از مدتی به بهانه ای لغو می شود به طوری که این رویه به داستان یک دهه اخیر فرودگاه همدان تعطیل شده و به قدری موضوع تکراری است که گویی صحبت در مورد آن آب در هاون کوبیدنی بیش نیست.
قصه لغو و برقراری مجدد پروازهای فرودگاه همدان آن قدر تکراری است که دیگر خبر برقراری پروازها برای مردم شهر و استان همدان تازگی ندارد چراکه هر از چند گاهی و درست در ایامی که برقراری پروازها مهم است شاهد تعطیلی فرودگاه می شوند.
این قصه در هفته های اخیر رنگ دیگری به خود گرفته چراکه پروازهای حج تمتع که چندسالی است از فرودگاه همدان انجام می شود را شامل می شود و این بار نیز با این موضوع مهم تکرار شد تا ثابت کند لغو و برقراری مجدد پروازی پای ثابت فرودگاه همدان است و اگر سالی چندمرتبه تکرار نشود جای تعجب خواهد داشت.
طبق آنچه در سایت رسمی سازمان حج و زیارت درج شده سردار حسن مهری فرمانده پلیس فرودگاه های کشور دیروز در نشست خبری که به منظور تشریح اقدامات پلیس فرودگاه در حج تمتع 98 برگزارشده است اعلام کرده امسال حدود 30 هزار نفر از حجاج از فرودگاه امام پرواز خواهند کرد به طوری که زائران استان های سمنان، تهران، البرز، قم و مرکزی و کردستان، زنجان و همدان، و شهر کاشان از فرودگاه امام خمینی پرواز خواهند کرد.
طبق گفته های مدیر حج و زیارت استان همدان امسال 2 هزار و 935 زائر در قالب 20 کاروان حج تمتع از استان همدان به سرزمین وحی اعزام می شوند.
محسن ساغرچی بابیان اینکه امسال تعداد حجاج بیت الله الحرام نسبت به سال گذشته 40 در صد رشد داشته است، افزود: در صورت تأیید جدول پرواز از سوی عربستان، اعزام اولین کاروان از استان همدان 2 مردادماه انجام خواهد شد.
وی با اشاره به اینکه اعزام تا 9 مردادماه ادامه خواهد داشت، بیان کرد: امسال ثبت نام حجاج با استقبال خوبی روبرو بود به گونه ای که در همان روزهای آغازین ثبت نام در اسفندماه 97، لیست ثبت نام تکمیل شد.
سعی و تلاش خود را در راستای رفاه و آسایش زائران به کار خواهیم برد
مدیر حج و زیارت استان همدان با بیان اینکه ما خدمت گذار زائران هستیم و با تمام وجود قدم در این راه گذاشته ایم، گفت: تمام سعی و تلاش خود را در راستای رفاه و آسایش زائران به کار خواهیم برد.
وی با اشاره به اجاره 80 هتل در مکه مکرمه و 20 هتل در مدینه منوره گفت: هتل ها توسط سازمان حج و زیارت و زیر نظر کارکنان مسکن اجاره شده و برای تمامی هتل ها ی مکه سرویس ایاب و ذهاب پیش بینی شده است.
ساغرچی یادآورشد: تمام کاروان های استان همدان مدینه بعد بوده و بعد از انجام مناسک زائران به مدینه منوره اعزام خواهند شد.
رئیس سازمان حج و زیارت استان با بیان اینکه معاینه پزشکی زائران اسفندماه سال 97، بلافاصله پس از اتمام ثبت نام انجام شد، گفت: هزینه سفر زائران کشور بین 22 تا 28 میلیون تومان و متأثر از 5 گروه قیمتی هتل های مدینه و مکه است.
رئیس سازمان حج و زیارت استان همدان با بیان اینکه پیش بینی می شود بازگشت حجاج از سرزمین وحی 8 الی 13 شهریورماه انجام گیرد، عنوان کرد: زمان بازگشت اولین کاروان از حجاج همدانی، 8 شهریورماه است.
لغو پرواز حجاج از فرودگاه همدان هنوز قطعی نشده است
وی بابیان اینکه البته باید زمان اعزام حجاج به سرزمین وحی توسط عربستان تایید شود که هنوز این اقدام صورت نگرفته است، گفت: لغو پرواز حجاج از فرودگاه همدان هنوز قطعی نشده است.
ساغرچی با بیان اینکه شرکت هواپیمایی ایران ایر و هما اعلام کرده اند برای برقراری پروازها به فرودگاه همدان می آیند، گفت: تمام امکانات برای برقراری پروازها از همدان آماده است اما تمایلی به برقراری پرواز از فرودگاه همدان نیست.
وی با بیان اینکه در صورت عدم برقراری پرواز حجاج از فرودگاه همدان زائران از فرودگاه تهران به سرزمین وحی اعزام می شوند، گفت: تمام امکانات بر کادر پروازی در همدان فراهم است اما فعلاً برقراری یا عدم برقراری پروازها از فرودگاه همدان قطعی نشده است.
رئیس سازمان حج و زیارت استان همدان با بیان اینکه قرار بود با قشم ایر وارد مذاکره شویم که عربستان قشم ایر را قبول نکرد، گفت: کشور عربستان باید این شرکت ها را تایید کند.
امیر خجسته اظهار داشت: فرودگاه همدان به عنوان پایتخت تاریخ و تمدن ایران زمین با دارا بودن ظرفیت بالا برای جابجایی مسافران و نیز با توجه به جایگاه منحصر به فرد خود تاکنون از جایجایی مسافران حج امسال مغفول مانده است.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی با اشاره به افتتاح بزرگترین برج مراقبت کشور در فرودگاه همدان با حضور وزیر راه و شهرسازی، اظهار کرد: طی این سفر از وزیر راه و شهرسازی ضرورت برقراری پروازهای حج از فرودگاه همدان را که خواستار شدیم البته وزیر دستور بررسی موضوع را به عوامل خود داد.
فرودگاه بین المللی همدان در وضعیت مطلوب و استانداردی به سر می برد
وی با اشاره به اینکه فرودگاه بین المللی همدان در وضعیت مطلوب و استانداردی به سر می برد، افزود: با رونق مجدد پروازهای فرودگاه همدان به توسعه استان کمک افزونی خواهد شد.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مردم را باید از بلاتکلیفی نجات داد؛ خاطر نعنوان شان کرد: تعطیلی پروازها و برقراری پروازها به سرزمین وحی از همدان نباید شیرینی افتتاح پروژ ه ها را به کام مردم تلخ کند.
خجسته اضافه کرد: البته تاکنون ما عزمی برای حل این مشکلات از سوی مدیران تخصصی برای رونق پرواز ندیده ایم.
باید نام فرودگاه همدان در کنار نام فرودگاه های فعال کشور قرار گیرد
عضو هیئت رئیسه کمیسیون اصل 90 مجلس عنوان کرد: برای رونق فرودگاه همدان اعتبارات کلانی در مجلس تصویب و از طریق وزارت خانه جذب استان شده که البته باید نام این فرودگاه در کنار نام فرودگاه های فعال کشور قرار گیرد.
وی تاکید کرد: مسئولان تخصصی باید برای دستیابی به این مهم با جدیدت موضوع را پیگیری و به منظور رفع موانع در سطح ملی موضوع را با نمایندگان در میان بگذارند که البته تا نون اقدام عملیاتی از این طریق رؤیت نشده است.
امیر خجسته گفت: به منظور تسهیل و آسایش در سفر زائران به عربستان باید پروازهای حج امسال از طریق فرودگاه همدان صورت گیرد و با مدیریت صحیح مسئولین تخصصی با حج تعداد زائران پروازهای حج با 50 پرواز به کشور هدف با آسایش پرواز کنند.
هزینه بیش از 80 میلیارد برای توسعه فرودگاه بین المللی همدان
خجسته با اشاره به هزینه بیش از 80 میلیاردی برای توسعه فرودگاه بین المللی همدان، گفت: در برخی از ایستگاه های پروازی تنها 3 پرواز انجام می شود بنابراین به هیچ وجه قابل قبول نیست انتقال حجاج از فرودگاه بین المللی همدان با بیش از 20 پرواز تعطیل شود.
دیگر نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی نیز با بیان اینکه از سال 1384 به موازات پیگیری های لازم برای احداث اتوبان تهران _همدان و راه آهن تهران _همدان؛ ایجاد فروردگاه همدان نیز در کنار خطوط ارتباطی جاده ای و ریلی در دستور کار بوده است، افزود: در سال 1387 تامین اعتبار برج مراقبت فرودگاه همدان صورت گرفت و عملیات اجرایی این زیر ساخت ارتباطی هوایی در اولویت های برنامه همدان قرار گرفت.
حمیدرضا حاجی بابایی با بیان اینکه یکی از مطالبات مردم همدان و منطقه برقراری خطوط هوایی عتبات عالیات به ویژه پروازهای حج تمتع است، گفت: این اقدام همواره از اولویت ها در برنامه های توسعه استان همدان بوده و در چندسال گذشته، اجرای این برنامه برای حجاج همدان و استان های همجوار ایجاد رضایتمندی داشته است.
وزارت راه و شهرسازی در این زمینه پاسخگو باشد
وی بابیان اینکه انتظار داریم پروازهای حجاج از فرودگاه همدان به صورت مستقیم صورت گیرد چراکه این یک مطالبه منطقه ای است، گفت: باید وزارت راه و شهرسازی در این زمینه پاسخگو باشد.
حاجی بابایی بابیان اینکه رکود فرودگاه همدان قابل توجیه نیست و بارها یادآوری کرده ایم که روی هواپیماهای کوچک برنامه ریزی شود، گفت: نباید با توجیه عدم استقبال مردم فعالیت فرودگاه متوقف شود و باید برنامه ریزی ها به گونه ای باشد که مردم با مشاهده خدمات صورت گرفته هزینه مناسب و امکانات رفاهی به سفرهای هوایی ترغیب شوند.
نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی گفت: فرودگاه فعال همدان یکی از زیرساخت های توسعه گردشگری برای جذب گردشگران داخلی و خارجی است و با فعالیت فرودگاه همدان می توانیم شاهد توسعه همدان باشیم چرا که پروژه های کلانی که برای توسعه همدان برنامه ریزی و در حال اجراست نیاز به زیر ساخت های ارتباطی مانند محورهای ارتباطی هوایی و ریلی و جاده ای دارد.
این صحبتها در حالی عنوان شده که مدیر فرودگاه همدان پنج شنبه هفته گذشته در سفر وزیر راه و شهرسازی به استان همدان و افتتاح پروژه های عمرانی فرودگاه همدان عنوان کرده است: این فرودگاه از لحاظ تعداد اعزام حجاج به حج تمتع، چهارمین فرودگاه کشور محسوب می شود.
سهراب کلوندی بابیان اینکه امسال 4 هزارو 765 نفر به صورت مستقیم از فرودگاه همدان به حج تمتع اعزام می شوند، اضافه کرده است: لغو پروازهای حج از فرودگاه همدان شایعه است و با تاکید وزیر راه و شهرسازی امسال نیز همچون سال های گذشته پرواز هواپیماهای حجاج از همدان برقرار است.
آنچه مسلم است اینکه فرودگاه همدان به لحاظ امکانات توانایی برقراری پروازهای حجاج را خواهد داشت و اینکه امسال پس از چندسال برقراری این پروازها موضوع منتفی شدن اعزام حجاج از فرودگاه همدان مطرح شده جای سئوال دارد چراکه باید از ظرفیت های موجود بهره برد و با این اقدامات زمینه توسعه استان همدان را بیش از پیش فراهم کرد.
منبع مهر
'); d.write('
معاون حقوق عامه دادسرای عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان گفت: فیلم ما همه با هم هستیم احساسات مردم کرمان را تحریک می کند و برای توقیف این فیلم نظر عموم مردم ملاک است. به هیچ عنوان اقدام ما در راستای توقیف این فیلم، شتابزده نبوده بلکه 15 روز از اکران فیلم گذشته بود و پس از جمع آوری اطلاعات و بازخوردها دست به این اقدام زدیم ضمن آنکه باید این پرسش را از برخی دوستان داشته باشیم که حتما باید تجمع و رخداد امنیتی صورت گیرد تا دستگاه های قضایی و انتظامی به موضوعی ورود پیدا کنند؟
به گزارش ایسنا منطقه کویر، "محمدعلی سلیمانی" در خصوص توقیف فیلم ما همه با هم هستیم توسط دادستانی استان کرمان، گفت: لهجه یکی از کارکترهای فیلم ما همه با هستیم که در نقش فروشنده مواد مخدر بوده، کرمانی است.
وی برچسب زدن به اقوام و مردم استان های کشور را امری نامناسب دانست و ادامه داد: دامن زدن به انگارها از طریق رسانه و سینما توسط نخبگان سینما مورد تامل است.
معاون حقوق عامه دادسرای عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان، اجرای قانون اساسی و دفاع از حقوق عامه را از وظایف قوه قضائیه برشمرد و در ادامه با اشاره به صحبت هایی در خصوص اینکه بررسی توقف این فیلم در حال طی کردن مراحل اداری بوده، عنوان کرد: اینکه یک فرایند اداری برای انجام کاری صورت گرفته، مانع از اقدامات قوه قضائیه نیست.
وی ادامه داد: براساس اصل 19 قانون اساسی، همه مردم برابر هستند و دستگاه ها باید این مورد را مدنظر قرار دهند و براساس اصل 156 قانون اساسی، قوه قضائیه متکلف احیای حقوق عامه است و برابر بند پنجم همین اصل اقدام پیشگیرانه برای وقوع جرم و اصلاح مجرمین از وظایف قوه قضائیه است.
سلیمانی در پاسخ به این سوال که آیا وزارت ارشاد اعتبار و استحکام لازم در صدور پروانه نمایش نباید داشته باشد؟ اظهار کرد: آیا سازمان سینمایی کشور برابر آئین نامه نظارت بر برنامه ها سال 1361 مصوبه هیات دولت باید عمل کند؟ لذا اگر مرجعی از وظایف قانونی خود تخطی داشت، آیا نباید هیچ مرجعی به این موضوع رسیدگی کند؟
وی با بیان این مطلب که چند روز قبل با سازمان سینمایی کشور مکاتباتی در همین راستا انجام داده ایم ادامه داد: اطلاعات سازمان سینمایی کشور در محدوده مخاطبین خودشان است اما اطلاعات ما نشات گرفته از گروه ها، سایت ها و کانال های فعال در استان است لذا اینکه واکنش های اجتماعی بخواهد منجر به تجمع افراد در جلوی سینماها یا اتفاقات امنیتی و اجتماعی شود، باید دستگاه قضا واکنش مناسب و به موقع برای جلوگیری از جرم را انجام دهد.
معاون حقوق عامه دادسرای عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان با اشاره به ماده های قانونی، عنوان کرد: نمایش هرگونه فیلم در سینماها، سالن های عمومی و عرضه و فروش آنها که باعث تحریک اختلاف نژادی یا قومی یا تمسخر اقوام در سراسر کشور باشد، ممنوع بوده و همچنین اختیار توقیف فیلم به سازمان سینمایی داده شده است.
وی خاطرنشان کرد: این فیلم احساسات مردم کرمان را تحریک می کند و برای توقیف این فیلم نظر عموم مردم ملاک است و توقیف یک فیلم سینمایی فقط در کرمان رخ نداده بلکه در سایر استان ها شاهد توقیف برخی از فیلم ها هستیم و این مهم امری پرتکرار بوده که نشان می دهد باید یک شیوه دیگری برای صدور پروانه اتخاذ شود اما این موضوع در حوزه صلاحیت ما نیست ضمن آنکه باید تاکید کنیم که به هیچ عنوان اقدام ما در راستای توقیف این فیلم، شتابزده نبوده بلکه 15 روز از اکران فیلم گذشته بود و پس از جمع آوری اطلاعات و بازخوردها دست به این اقدام زدیم ضمن آنکه باید این پرسش را از برخی دوستان داشته باشیم که حتما باید تجمع و رخداد امنیتی صورت گیرد تا دستگاه های قضایی و انتظامی به موضوعی ورود پیدا کنند؟
انتهای پیام
سینماسینما ، فهیمه پناه آذر در همشهری نوشت: در میان 3فیلمی که هفته دوم اکران خود را سپری می کنند، براساس جدول فروش سینماتیکت، شبی که ماه کامل شد با فروش 4میلیارد و 881میلیون و 920هزار تومان بعد از فیلم ما همه با هم هستیم کمال تبریزی با فروش 5میلیارد و 173میلیون و 438هزار تومان در رده دوم جدول فروش قرار گرفته است؛ فیلمی که بعد از خبرساز شدن فیلم تبریزی و توقف اکرانش در کرمان، خبرساز شده است.
شبی که ماه کامل شد به کارگردانی نرگس آبیار که در جشنواره فیلم فجر سال گذشته جوایز جشنواره را از آن خود کرد، اکرانش را در حالی سپری می کند که گفته می شود نمایش فیلم در زاهدان متوقف شده است.
خبر عدم اکران فیلم از توییت آغاز شد. نوید برهان زهی از خبرنگاران استان در توییتر خود نوشت: 2 هفته از اکران عمومی فیلم شبی که ماه کامل شد در سینماهای کشور گذشت اما هنوز خبری از اکران این فیلم در سینماهای سیستان و بلوچستان نیست؛ فیلمی که براساس یک داستان واقعی در این استان ساخته و فیلمبرداری شده است. اگه این فیلم خوبه چرا اینجا اکران نمیشه، اگر فکر می کنن باعث ناراحتی مردم میشه، پس چرا ساختنش! در جشنواره فجر سال گذشته شبی که ماه کامل شد در سیستان و بلوچستان اکران نشد و این شائبه را به وجود آورد که نگرانی های امنیتی باعث شده فیلم در سینماهای این استان روی پرده نرود. حسن مسگرانی، مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان درباره عدم اکران شبی که ماه کامل شد به همشهری می گوید: این فیلم هنوز اکرانش شروع نشده که بخواهیم دستور توقف اکران فیلم را بدهیم. هنوز پروانه نمایش فیلم برای این استان صادر نشده و خبری از توقف یا توقیف وجود ندارد. وی در ادامه درباره زمان اکران فیلم عنوان می کند: وقتی پروانه نمایش صادر شود، فیلم اکران می شود و حتی قرار است عوامل فیلم در افتتاح نمایش آن حضور داشته باشد و برنامه ریزی هایی نیز در این زمینه شده است. سال گذشته نرگس آبیار، کارگردان فیلم عنوان کرده بود: تمام تلاشم این است که ماجرای مردم بلوچ را از ماجرای گروه تروریستی مثل جندالله جدا کنم. به همین دلیل انتظار برای اکران این فیلم بیش از هر فیلمی در استان سیستان و بلوچستان مهم به نظر می رسد. با توجه به صحبت های مدیرکل ارشاد سیستان و بلوچستان و ابهام هایی که در نمایش فیلم در این استان وجود دارد، تلاش شد تا با شورای صنفی نمایش نیز صحبت هایی شود که روز گذشته در پی تماس های مکرر پاسخی داده نشد.
گزارش اکران در سیستان و بلوچستان
هم اکنون شهر زاهدان 2سینما دارد که در سینما هلال 2فیلم دختر شیطان و ما همه با هم هستیم روی پرده است و در سینما اشراق نیز 2فیلم تگزاس 2 و سرخ پوست نمایش داده می شود. زابل نیز که سال های سال از داشتن سالن سینما محروم بود، هم اکنون سینما هامون را دارد که این سینما اکران سامورایی در برلین و ما همه با هم هستیم را روی پرده خواهد داشت.
شعله ای که به زاهدان نرسید
2سال پیش بود که اکران فیلم شعله ور حمید نعمت الله در افتتاحیه سی وششمین جشنواره فیلم فجر در سینما هلال زاهدان موجب اعتراض جمعی از هنرمندان و تماشاگران شد و آن زمان، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان وبلوچستان عنوان کرد که در این فیلم چهره خوبی از مردم سیستان وبلوچستان به نمایش گذاشته نشده و به همین دلیل دستور جلوگیری از اکران عمومی فیلم صادر شد.
عصرایران؛ احسان محمدی- در حالیکه بخش بزرگی از جامعه هنوز با حاشیه های سفر رامبد جوان گلاویز است، انتشار فیلم تازه ای از ستاره اسکندری بازیگر سینما و تلویزیون قصه دیگری خلق کرد. مثل همیشه پرهیاهو، مثل همیشه سازنده یک دو قطبی تفرقه افکن و مثل همیشه بی حاصل و هزینه زا!
او نخستین نفر نیست و آخرین هم نخواهد بود. تیغ تیز در دست زنگی مست افتاده است. تلفن های همراه، مثل اسلحه عمل می کنند، کافیست در دست کسی که سواد استفاده از آنها را ندارد یا پر از خشم و کینه است قرار بگیرد، آن وقت می تواند سلاخی کند، هم روان آدم ها و هم آبروی آنها را. حتی در جامعه ای که مدام به پنهان کردن عیب دیگران توصیه می شویم.
ستاره اسکندری در ترکیه، بدون حجابی که در ایران از او انتظار می رود مشغول خرید در فروشگاهی است، زنی از او فیلم می گیرد و بعد از پشت سر فریاد می زند: سلبریتی های خائن! سلبریتی خائن! خانم اسکندری! سلبریتی خائن! چطور حجاب نداری؟ از حکومتی که ....
وقتی ستاره اسکندری به سمت او برمی گردد و تلاش می کند مانع از فیلمبرداری شود، زن می گوید: لایو بود! لایو بود...
یعنی تیر شلیک شده، حتی اگر اجازه فیلمبرداری ندهی یا گوشی را بگیری و فیلم را پاک کنی فایده ندارد، همه در لحظه دیده اند! هیچکس نمی تواند جلویش را بگیرد. افشا شدی.
هزاران نفر به این ویدئو واکنش نشان داده اند، کسانی گفته اند او مجبور نیست در خارج از کشور به قوانین ایران پابیند بماند و این سبک کارها مداخله در زندگی شخصی دیگران است. بازیگران، دیپلمات و کارگزار حاکمیت نیستند و صرفاً بازی در سینما و تلویزیون یک کشور نشان دهنده آن نیست که مدافع تمام عیار همه تصمیمات آن کشور هستند.
عده ای هم این را فریبکاری می دانند و می گویند هر که بالاتر نشست، لاجرم استخوانش سخت تر خواهد شکست. همانطور که از نعمت های چهره بودن استفاده می کنند باید تاوان چنین کارهایی را هم بدهند.
در ماجرای رامبد جوان و آزاده نامداری هم این ماجرا رخ داد. بیشتر اعتراض ها نه به سفر و خوش گذرانی سلبریتی ها در خارج از کشور که به زیست ریاکارانه بود. اینکه نمی شود اینجا برای مردم نسخه پیچید و بعد خود آنکه منع رطب می کرد، وقتی پایش بیفتد دولپی رطب بخورد! با همین نگاه برخی اتفاقاٌ از انتشار این عکس و فیلم ها خوشحالند و می گویند باید این افراد تاوان رفتار دوگانه شان را بدهند. یا با اونا یا با ما!
این سبک عکس و فیلم گرفتن در فضای عمومی در همه جای دنیا متداول است. حتی واژه پاپاراتزی هم خاص آن دسته از افرادی است که به صورت حرفه ای این کار را می کنند. پاپاراتزی ها به عکاسانی گفته می شود که کارشان تعقیب و گریز ستاره ها و عکاسی از آنها و فروش شان به مجلات است. آنها عکس های موردنظر خود را در مکان های عمومی تهیه می کنند. برای این منظور، با به دست آوردن سرنخ هایی از برنامه های عمومی یا خصوصیِ یک چهرهٔ سرشناس، این عکاسان در مکان و زمان موردنظر حاضر می شوند و عکس های عامه پسندی از این شخصیت های محبوب تهیه می کنند و پول خوبی به جیب می زنند.
زنی که اقدام به فیلبرداری و پرخاش به ستاره اسکندری کرد، منتقد نظام و مخالف حجاب بود اما روزنامه کیهان هم به ستاره اسکندری حمله کرده و ضمن اشاره به نگار جواهریان ، آزاده نامداری و ... نوشته است: واقعاً شرم آورست بازیگری که همکار صداوسیما محسوب می شود و با بودجه بیت المال به شهرت رسیده، این چنین به فرهنگ و ارزش های وطنی خودش توهین می کند .
این روزنامه در انتها هم ضمن توصیه به ممنوع الکار کردن این افراد پیشنهاد کرده است که یاید ضوابط ویژه ای برای رفتار بازیگران مشهور در سفر به خارج از کشور طراحی و اجرا شود .
با توجه به حضور ایرانیان در اقصی نقاط دنیا، این روزها سلبریتی ها در هیچ کجا در امان نیستند. آنها اگر سفر به خارج را برای گذراندن تعطیلات و لذت بردن و راحتی بیشتر انتخاب می کردند، حالا از هر سایه ای می ترسند. از هر گوشی تلفنی که به سمت شان بالا می رود ... درست مثل اسلحه ای که آماده شلیک است!
وانگ فان (Wang Fan) روز شنبه در حاشیه جشنواره بین المللی فیلم شانگهای در گفت و گو با ایرنا خاطر نشان کرد که تبحر فیلمسازان ایرانی و استفاده آنها از سوژه های بسیار بکر، همواره زبانزد و آموزنده بوده است شاید کمتر بتوان در سراسر جهان فیلمسازانی پیدا کرد که بتوانند تا این اندازه از موضوعات مختلف برای ساخت آثار برتر در دنیا استفاده کنند.
وی گفت که فارغ از قدرت های سینمایی دنیا از جمله هالیوود، نباید فراموش کرد که کارگردانان ایرانی در سراسر دنیا شهره هستند و می توانند فیلم هایی بسازند که در سراسر جهان قدرت بالای رقابتی داشته باشند.
این فیلمساز چینی تصریح کرد که اینکه ایرانی ها توانسته اند به این اندازه در هنر فیلمسازی پیشرفت کنند و کمتر قدرتی می تواند با آنها در این عرصه رقابت کند و در منطقه خود نیز بهترین هستند، می تواند برای همه تجربه ای آموزنده باشد.
وانگ تاکید کرد که کشورها می توانند از ایرانی ها بیاموزند فیلمهای ایرانی وجهه جهانی دارد فیلمسازان ایرانی می توانند از هر موضوعی هنر بیافرینند آنها با سوژه هایی بسیار ساده توانسته اند بهترین فیلم ها را بسازند.
عضو ستاد برگزاری جشنواره بین المللی فیلم شانگهای، ارتباط و تعامل میان سینمای چین و ایران را مهم توصیف کرد و گفت از طریق آثار سینمایی می توان فرهنگ و هنر را منتقل کرد چین مایل است با همه کشورهای دنیا از جمله ایران تعاملاتی گسترده در عرصه سینما و فیلمسازی داشته باشد.
این فیلمساز چینی، ویژگی های فیلم و سینمای ایران و فرهنگ فیلمسازی را خاص دانست و گفت که ایرانی ها سبک و سیاق مختص خود را دارند سبکی که برای دنیا با ارزش است.
وانگ اظهار کرد فیلم های ایرانی به تماشاگران احساس ویژه ای می دهند آنها را به خود جذب می کند آسودگی ویژه ای با دیدن فیلم های ایرانی پیدا می کنید فیلم ها بسیار طبیعی ساخته می شود و در نقاط مختلف دنیا کمتر این تجربه را شاهد بوده ام.
وی آثار ایرانی را برای کشورهای دنیا جالب توجه دانست و افزود که فیلمسازان کشورهای دیگر از جمله چین می خواهند با سینمای ایران در ارتباط باشند و از آن بیاموزند سینمای چین مایل به گسترش روابط و همکاری با ایران است کشوری که فیلم های سطح جهانی می سازد و در این عرصه متبحر است.
بیست و دومین جشنواره فیلم شانگهای از 25 خرداد آغاز شده است تا 3 تیر در این شهر بندری ادامه دارد 10 فیلم ایرانی در بخش های رقابتی و غیر رقابتی این جشنواره حضور دارند.
جشنواره بین المللی فیلم شانگهای در مقایسه با سایر جشنواره هایی مانند کن و برلین که به تأیید اتحادیه ها و انجمن های بزرگ سینمایی جهان رسیده اند، از سابقه بسیار کمتری برخوردار است اما این جشنواره بعد از تأسیس به عنوان یکی از جشنواره های رقابتی فیلم بلند مورد تأیید قرار گرفته است.
جشنواره فیلم شانگهای که در سال 1993 پایه ریزی شد، معتبرترین جشنواره بین المللی فیلم چین محسوب می شود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما ؛ نوروز امسال عده ای با دیدن پوستر یک فیلم به دیدن فیلم ترغیب می شدند و با پایان فیلم، حس فریب خوردن به آن ها دست.
می داد. در پوستر و تبلیغات فیلم دو بازیگر شاخص تلویزیون و سینما دیده می شدند، اما یکی از بازیگران تنها در سکانس های محدودی حضور داشت و این کار به نوعی فریب مخاطب به حساب می آمد.
این روز ها فیلمی روی پرده نقره ای است که در بهترین حالت یک فیلم اجتماعی سیاسی با 3 یا 4 موقعیت کمدی است، اما پوستر و تبلیغات فیلم با تصویر بازیگران اصلی
به گونه ای است که این توقع را در مخاطب ایجاد می کند که با یک فیلم کمدی مواجه شود.
جدای از حداقل توجه بعضی از تیم های تبلیغاتی به زیبایی بصری و عناصر محتوایی تبلیغات و پوستر، این مسأله زمانی ناراحت کننده می شود که بعضی از فیلم ها در تبلیغات خود از الفاظ و عبارات مغایر با اخلاق و فرهنگ استفاده می کنند. حدود یک هفته پیش در فضای مجازی با عبارتی رو به رو شدیم که عرق شرم بر پیشانی
می نشاند.
ایزد مهر آفرین روزنامه نگار که هنگام انتشار آن تبلیغ در فضای مجازی واکنش نشان داده بود در این باره گفت: من نام این افراد را گوش بُر های تبلیغاتی می گذارم. تعداد این افراد بسیار محدود است. این ها با تهیه کننده یا سرمایه گذار صحبت می کنند تا تبلیغات فیلم را بر عهده بگیرند، اگر موفق شوند به سخیف ترین شکل
به تبلیغات فیلم می پردازند و اگر موفق نشوند شروع به ایجاد فضای مسموم برای آن فیلم می کنند.
وی افزود: در همین چند روز گذشته یک فیلم روی پرده رفته که با اغماض ملودرام اجتماعی است، اما نوع تبلیغات آن به گونه ای است که مخاطب تصور کند این فیلم کمدی است. متأسفانه ما چنین چالش هایی را در فضای تبلیغاتی کشور داریم.
عباس تهرانی منتقد هم در این باره گفت: تبلیغات بعضی از فیلم ها فریب دادن مخاطبان در روز روشن است. امیدواریم برای این مسأله ساز و کاری در نظر گرفته شود.
مسأله دیگری که در تبلیغات این روز های سینما دیده می شود، تبلیغات تخریبی بعضی فیلم های دیگر است.
در همین راستا ابراهیم داروغه زاده معاون نظارت و ارزشیابی و رییس سازمان سینمایی نوشت: شایسته است عوامل فیلم ها به جای تبلیغ مخرب برای دیگر فیلم ها به برجسته سازی نکات مثبت فیلم خود تمرکز کنند، البته بدیهی است که با تبلیغات فریبنده یا تخریبی طبق قانون برخورد خواهد شد.
حالا سینما دوستان امیدوارند تبلیغات فیلم ها راهی برای تلکه از دوستداران هنر نشود و تبلیغات فیلم با گونه و موضوع فیلم بیگانه نباشد!
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری ، چهارباغ است و زیبایی هایش، زیبایی هایی که جهانیان را از سراسر دنیا می کشاند تا در این خیابان قدمی زده و از محور فرهنگی دوران صفویه لذت ببرند، اما از بدنه اصلی این خیابان که فاصله بگیریم اوضاع اصلا شبیه پوسته بیرونی نیست، آنچه می بینیم ویرانه هایی است که پشت زیبایی چهارباغ خود را پنهان کرده اند.
از درون یک مغازه بدلیجاتی بر خیابان چهارباغ به مکانی می رسیم که تا بدنه اصلی فاصله اش 10 متر کمتر است، سقف های در حال فروریختن، کف مملو از زباله و نخاله که گام برداشتن برای هرکسی در میان آن همه زباله سخت است و پلاستیک هایی که حتی از سقف هم آویزانند، اما ستون ها هنوز این بنا را مستحکم نگه داشته اند و خبر از استواری می دهند، درختان حیاط این بنا هرچند در تلی از زباله گرفتاراند، اما سبزاند و نماد امید، نماد آینده ای روشن و یک چرخ گاری؛ هرچند که پوسیده و زنگ زده، اما نشان از قدمت و پویایی این مکان دارد.
اینجا که هنوز ستون هایش پابرجا است و تنها چیزی که از آن باقی است یک چرخ گاری و درختان سبز؛ روزگاری نه چندان دور تا همین 20 سال پیش یکی از مهمترین مراکز فرهنگی اصفهان در دل چهارباغ بوده هرچند دوران اوجش به 40-50 سال قبل مربوط می شود، سینمایی که همه قدیمی های اصفهان با آن خاطره ساخته اند و حالا از هرکدامشان آدرسی در چهارباغ بپرسی انگار این سینما شاخصی برای آدرس دادن است سینما همایون سابق از آنجا 100 متر بالاتر یا 100 متر پایین تر
سال 1387 زمانی که این سینمای متروک در دل چهارباغ تعیین تکلیف شد و قرار بود به تئاتر شهر اصفهان تبدیل شود ناگهان آتش گرفت و ساختمان آن به طور کلی تخریب شد. مهدی مقدری عضو کمیسیون فرهنگی شورا در پستی اینستاگرامی گفته است: افسوس و هزاران دریغ که چنین سرمایه های فرهنگی و هنری در این سال ها به متروکه تبدیل شد و دیگر هیچ! اما با امید به آینده بهتر و زیباتر و تلاش و پیگیری نمایندگان شورای شهر و مدیران حوزه هنری در سال جاری، اجماعی برای بازآفرینی این مکان شکل گرفته و برای تبدیل به تئاتر شهر فاخر اصفهان پیش خواهیم رفت تا به فرهنگ و هنر نصف جهان و به ویژه تئاتر و چهارباغ اصفهان احترام بگذاریم .
هرچند که به جز همایون (22 بهمن) از سینماهای قدیمی شهر اصفهان که عمدتا در محدوده چهارباغ عباسی هم متمرکز بوده اند چیزی باقی نمانده و تخریب شده یا آثاری از آنها نیست، اما می شود در این وانفسای کمبود سالن تئاتر و سینما این مکان های فرهنگی قدیمی که روزگاری پاتوق های فرهنگی مهمی هم بوده اند را بازآفرینی کرد و به چرخه فرهنگی شهر بازگرداند، هرچند سخت است که از دل این ویرانه های فرهنگی سالن سینما و تئاتر ساخت، اما می شود.
می شود به صحبت های زاون قوکاسیان هرچند پس از مرگش گوش فرا داد ما باید این قبیل سینماها را نگه داریم. این امر با مشارکت تمامی نهادها و شخصیت های تأثیرگذار امکان پذیر می شود و نیازمند یک برنامه ریزی صحیح است. پیشنهاد من همیشه این بوده که این سینماهای متروکه را به مولتی پلکس تبدیل کنند و این ایده خوبی است و اصفهان هم در این زمینه ظرفیت خوبی دارد درصورتی که همه ارگان ها باهم هماهنگی داشته باشند و یکدیگر را حمایت کنند .
حالا خبر می رسد که عزمی ایجاد شده در میان مسئولان شهری و حوزه هنری تا هم چهارباغ عباسی به عنوان محوری فرهنگی احیا شود و هم مراکز فرهنگی چون سینما همایون در اصفهان احیا شود؛ هرچند برای نتیجه این سخنان باید چند ماه یا چند سالی صبر کرد، اما حداقل مثل همان درختی که در میانه ویرانه ها سبز مانده، می شود امیدوار بود و مثل همان ستون هایی که پس از آتش سوزی هنوز استوار بودند می توان مطالبه کرد؛ مثل اینکه رونق همایون در دل چهارباغ هنوز نور امید است، مثل این جمله برای بازسازی سینما همایون برنامه هایی در دستور کار داریم و امیدواریم این سینما به فضایی مناسب برای پاسخگویی به نیاز بخش فرهنگی شهر تبدیل شود جمله ای که شهردار اصفهان گفت، اما باید منتظر اجرا شدن آن ماند، چون این چندمین دستور از یک مدیر شهری برای بازسازی است، هرچند که بوی اجرایی شدن این دستور بیشتر از مابقی است.
به گزارش روز شنبه ایرنا از پایگاه اطلاع رسانی استانداری تهران، علیرضا قاسمی فرزاد افزود: این نظارت همه جانبه از سوی اداره بازرسی وزارت صمت، سازمان تعزیرات حکومتی استان و سایر دستگاه های نظارتی اعمال می شود تا شاهد عرضه این کالای اساسی، خارج از شبکه توزیع نبوده و مایحتاج کاغذ مطبوعات بر اساس برنامه ریزی صورت گرفته به دست ارباب جراید و نشریات برسد.
وی خاطرنشان کرد: البته در این بین مجموعه های نظارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز باید کنترل لازم را در این باره داشته باشند تا شاهد توزیع درست کاغذ همچون گذشته باشیم.
مدیرکل هماهنگی امور اقتصادی استانداری تهران، در خصوص عرضه کالاهای اساسی در بازار نیز گفت: ما در تأمین کالاهای اساسی، خوشبختانه به نقطه ای از ثبات رسیده ایم و مشکلی در این خصوص وجود ندارد.
قاسمی فرزاد افزود: در گذشته، مشکلاتی در خصوص تأمین شکر وجود داشت که با توجه به تلاش های صورت گرفته در این حوزه، در تأمین این کالای اساسی نیز مانعی وجود ندارد.
وی ادامه داد: در راستای حمایت از اقشار محروم و مستضعف جامعه، تخصیص ارز چهار هزارو 200 تومانی برای کالاهای اساسی، به روال گذشته تداوم خواهد داشت و اکنون نیز کالاهای اساسی، بیش از نیاز سالانه استان تهران تا پایان سال تأمین شده و هیچ نگرانی در این باره وجود ندارد.
تهرام/ 3036/ / 6139
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: بهزاد دانشگر، نویسنده و پژوهشگر اصفهانی است که اخیراً توانسته است با آثارش تابوی پایتخت نشینی را برای موفقیت و جذب مخاطب رمان هایش بشکند و با نگارش در شهر خود آثار موفقی را به بازار نشر ارائه کند. چند سالی است قطار آثار موفق دانشگر با رمان ادواردو که این روز ها در پویش روشنا هم قرار دارد به حرکت درآمده است و با پادشاهان پیاده ، موکب آمستردام و نفس به شتاب افتاده و علاقه مندان زیادی را به خود جذب کرده است. هنوز دیر زمانی از انتشار نفس او نگذشته بود که خبر انتشار رمان تولد در لس آنجلس را شنیدیم؛ رمانی براساس زندگی واقعی یکی از مهمانان تأثیرگذار برنامه ماه عسل محمد عرب تواب و رهیافته ایرانی که با اقبال خوبی از سوی خوانندگان جوان مواجه شد. به همین بهانه سراغ این نویسنده جوان رفتیم تا درباره آخرین کتابش بیشتر بدانیم.
چه شد سراغ سوژه تولد در لس آنجلس رفتید؟
ایده اینگونه رمان ها بعد از نوشتن این کتاب درباره ادواردو به ذهن من رسید. وقتی داشتم درباره ادواردو تحقیق می کردم، چون خود شهید زنده نبود که سؤالاتم را از او بپرسم برایم مشکل بود و خیلی از سؤالاتم بی جواب ماندند، برای همین به خودم گفتم باید سراغ افرادی که تجربه ادواردو را تکرار کرده باشند و معرفت های تازه ای در مسیر تحول خود کسب کرده اند بروم به گونه ای که سبک زندگی آن ها عوض شده باشد تا بتوانم سؤالاتم را از آن ها بپرسم و اتفاقات تغییر مسیر را در زندگی شان ببینم و روایت کنم، این شد که سراغ چنین افرادی رفتم. یکی از آن ها محمد عرب بود که در برنامه ماه عسل با او آشنا شدم. بعد از پیگیری درباره ایشان متوجه شدم از اعضای انجمن شهید ادواردو آنیلی است. با کمک این دوستان موفق شدم با محمد عرب مرتبط شوم و زندگی او را در قالب رمان بنویسم.
شما در سال های اخیر روی داستان زندگی توابین و راهیافتگان متمرکز شدید، دلیلش چیست؟
بخش عظیمی از شخصیت ها در ادبیات ما افرادی هستند که از جایی بهتر سقوط می کنند و با از دست دادن بخشی از فضایل اخلاقی خودشان آدم های بدتری می شوند. البته افرادی هم داشته ایم که برعکس طی تحولاتی شخصیت آن ها رشد داشته و بهتر شده اند، اما در کل یکی از علایق من چه در داستان نویسی و چه در غیر از آن افرادی هستند که تلاش می کنند به شکلی بهتر شوند و وقتی نگاه ما به جهان خلقت یک نگاه دینی باشد انسان بهتر شدن را مطرح می کند و من به دنبال افرادی هستم که از مسیر دین متحول می شوند و زندگی آن ها تغییر می کند.
در میان آثار اخیر خود کدام را بیشتر موفق می دانید؟
نمی دانم کدام کتاب موفق است! این را باید مخاطبان ارزیابی کنند. ممکن است عده ای ادواردو را دوست داشته باشند یا عده ای دیگر کتاب نفس را. من شخصاً به دنبال کسب چیزی هستم که می نویسم و داستان می کنم دیگر بستگی به مخاطب دارد که دغدغه و نگاهش به کدام اثر نزدیک تر است، در هر حال این گرایش خواننده های کتاب ها برای من قابل احترام است.
داستان محمد عرب سوژه کتاب تولد در لس آنجلس چند سال قبل در ماه عسل مطرح شد. انتشار کتاب هم در ماه رمضان صورت گرفته است. این تقارن اتفاقی رخ داد یا تعمدی در کار بود؟
فکر می کنم تقارن اتفاقی باشد البته ناشر احساس و نگاهش این بود که ماه رمضان ماهی است که افراد در آن توجه بیشتری به قرآن و مسائل معنوی دارند و، چون این کتاب هم چنین تجربه ای را روایت می کند این را بهتر دانسته است. ناگفته نماند شروع تحول و کسب معرفت آقای عرب هم از ماه رمضان بود و این تقارن را ناخواسته پررنگ تر کرده است.
مهم ترین ویژگی کتاب تولد در لس آنجلس را چه می دانید؟
نمی گویم مهم ترین ویژگی کتاب این است شاید در کتاب های دیگری هم وجود داشته باشد، اما زمانی که ادبیات ما و جامعه ما روزگاری خاکستری دارد و به یأس و ناامیدی و غرزدن آمیخته شده است من خودم به کار هایی علاقه دارم که در آن رگه هایی از امید و نور وجود داشته باشد. امیدوارم کتاب تولد در لس آنجلس این نور و امید را داستان گونه در دل مخاطب منتقل کند و تأثیرگذار باشد.
جالب ترین بازخوردی که از مخاطبان نسبت به آثارتان دیده اید چه بوده است؟
بازخورد ها مختلف بوده است، اما خدا را شکر بازخورد های منفی ندارم. بخش جدی از بازخورد ها مربوط به کتاب های موکب آمستردام و پادشاهان پیاده بود. خیلی ها اشاره کردند که این کتاب ها حالشان را خوب کرده و در فضای مجازی هم کتاب ادواردو بیشترین بازخورد را داشته است. مخاطبان پست ها و نظرات زیادی گذاشته اند.
این چندمین اثر شما بعد از رمان ادواردو است که در سال94 منتشر کرده اید؟ بعد از چهار سال و انتشار چند اثر فکر می کنید چه تحولی در قلم شما نسبت به ادواردو ایجاد شده است؟
خودم تحول خاصی در قلمم حس نمی کنم، چون اگر تحولی هم باشد برایم نامحسوس بود. اگر دوستان یا مخاطبانی که این تحول را متوجه می شوند به من انتقال دهند خوشحال می شوم.
آیا شده است پس از انتشار اثری متناسب با بازخورد های آن اثرتان را ویرایش کنید؟
بله، درباره رمان ادواردو تصمیم گرفتم ناشر را عوض کنم، چون در زمینه های زبانی و نگارش ویرایش مجددی نیاز داشت؛ از سویی بازخورد های مخاطبان را داشتیم که برخی از آن ها نظراتی داشتند. برای همین، چون نظرات خوانندگان کتاب برای ما اهمیت دارد، در چاپ بعدی کتاب آن را با ویرایش و اصلاح ارائه کردیم تا کار اصلاح شده و بهتر باشد و این کار را به توصیه ناشر انجام دادیم.
شما از مدرسان قدیمی داستان نویسی نیز هستید. به نظرتان داستان نویسی یک اتفاق ذاتی است یا اکتسابی؟
داستان نویسی هم ذاتی است و هم اکتسابی. البته به استعداد هم ربط دارد، اما مطمئناً صرف داشتن استعداد کافی نیست بیشتر به تمرین برای خواندن، تفکرکردن، شناخت و دقت نیاز دارد که متأسفانه بسیاری از دوستان ما حوصله چنین کاری را ندارند.
جایگاه نویسندگان اصفهانی در ادبیات داستان نویسی کشور را چگونه می بینید؟
ماندن من در اصفهان انتخاب خودم بود. شهرم را دوست داشتم. در شروع کار هایی کردم و دوستان داستان نویسی را پیدا کردم. با آن ها حرکت هایی رو به جلو داریم و همواره سعی کردم با این دوستان بمانم و کار کنم. دور بودن از تهران هم تهدید بود و هم فرصت؛ شاید اگر در تهران بودم مدل نویسندگی ام شکل دیگری بود و بهزاد دانشگری که امروز هستم نبودم و در شرایط و موقعیت بهتری قرار داشتم ولی با این حال اصفهان را به مهاجرت به تهران ترجیح می دهم.
به عنوان یک نویسنده اگر بخواهید مخاطبتان را به مطالعه یک رمان ایرانی دعوت کنید کدام اثر را پیشنهاد می دهید؟
رمان خانه مغایرت را پیشنهاد می دادم، چون با وجود اینکه کتاب خوب و با نشاطی است، اما کمتر درباره آن گفته شده است.
نمایشگاه کتاب امسال را چگونه دیدید؟
درباره نمایشگاه کتاب بحث مفصل است که در این گفت وگو خارج از حوصله است. به نظرم امسال نمایشگاه به نسبت رونق خوبی داشت و اتفاقی که در نمایشگاه بیشتر شاهد آن بودیم این بود که ناشران بزرگ و قدرتمند که اسمشان برند است همچنان استقبال مخاطبان خود را داشتند، اما حقیقت امر آن است که این روز ها ناشران کوچک و غیرحرفه ای دیگر کمتر توان رقابت دارند و شاید به مرور ناچار به حذف از دایره نشر کتاب شوند.
اجتهاد در کتابداری ضرورتی فراموش شده / عصر کتاب چاپی در حال تمام شدن است (خبرگزاری بین المللی قرآن )
به گزارش ایکنا ، حوزه نوشت: حجت الاسلام و المسلمین رسول جعفریان را بسیاری با نام تاریخ و کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران می شناسند. تحقیق های ژرف او در تاریخ اسلام و ایران و اطلس شیعه که با جریان های سیاسی متاخرتر پیوند خورده است مرجع بسیاری از تحقیقات بوده است. نظرات او در مورد چارچوب علم در سال های اخیر خود می تواند تغییردهنده مسیر بسیاری از تحقیقات باشد.
او از ابتدا در کتابخانه تاریخ اسلام و ایران بوده است و در کنار این کتابخانه در دوره ای مدیریت کتابخانه مجلس شورای اسلامی و اکنون مدیریت کتابخانه دانشگاه تهران را نیز برعهده گرفته است. از این رو نگاه و تجربه او نسبت به کتابخانه ها و به طور کلی منابع اطلاعاتی حائز اهمیت است. همین مساله در کنار فعالیت های دیگر او دست مایه مصاحبه ای شد که از نگاه خوانندگان می گذرد.
حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفریان در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، از ضرورت های تغییر نگاه به مفهوم علم تا اجتهاد در کتابداری سخن گفته است که متن آن به این شرح است:
ظاهرا نخستین تالیف حضرتعالی جزوه تاریخ اسلام بوده است که آن را در 19سالگی نگاشته اید و بعدا کتاب تاریخ سیاسی اسلام از آن به دست آمده است. سطح علمی این کتاب را چگونه می دانید؟ نخستین دغدغه ها، علایق و ریشه های نویسندگی چگونه در شما شکل گرفت و چرا تالیف را این اندازه زود شروع کردید؟ تا چه اندازه به محققان امروزی توصیه می کنید که تالیف را زود آغاز کنند؟
سنت نویسندگی در قم، متاسفانه از اول به دلیل این که امتداد آموزش نبوده، در مسیر صحیحی قرار نداشته و بیشتر تابعی از استعداد افراد، نیاز روز، علاقه مندی و اموری از این دست بوده است. خروجی آن هم در دهه سی و چهل و پنجاه گرچه از نظر نیاز جامعه مورد استقبال بوده، اما به نظرم از نظر علمی، آثار مکتوب تولید شده، از جایگاه بالایی برخودار نبوده است. طبعا نویسندگی به شکل عام، در مواردی نتیجه داده است. اکنون که می دانیم همه چیز تخصصی و مبتنی بر آموزش است، نوشتن در هر زمینه و باری به هر جهت، کار درستی نیست. نویسندگی بخشی از آموزش و پژوهش مرتبط با آموزش و در امتداد آن است. من هم تحت تأثیر این فضا بودم، اما خدا خواست که اوضاع در یک مسیر بهتری پیش رفت. آن زمانی که من آن کتاب را نوشتم، بیش از همه در کنار استاد سید جعفر مرتضی بودم. ایشان سنت تحقیق تاریخی را از عراق فراگرفته بود که سطح آن بهتر از ایران آن وقت بود. خودش هم نبوغی داشت. بنده هم کنار ایشان، آموزش و تحقیق را شروع کردم. طبعا در چارچوب یک نظام آموزشی از تحصیلات کارشناسی و ارشد و دکتری نبود، اما به هر حال نوعی آموزش بود. با این حال، باید اعتراف کنم، آن کار، در چهارچوب همان سنت نویسندگی قدیمی در قم بود و به هیچ روی کار علمی نبود. اگر سودمندی هم داشت، بیشتر به خاطر تقلید از روشی بود که استاد جعفر مرتضی داشت. بعد از آن هم همواره سعی کردم، تجربه ای از کارهای دیگران بگیرم. دایما هم با استادان رفت و آمد داشتم. این در واقع، به قصد جبران آن نقصهایی بود که شاید آثارش هنوز هم در وجودم، آزار دهنده است.
با نگاهی به سیر دغدغه هایی که به موضوع تالیفات حضرتعالی تبدیل شده است، دیده می شود که حرکت از سمت تاریخ اسلام شروع شده است و به مفهوم علم رسیده است. این تغییر ناشی از چه مولفه هایی است و چه سیری را دنبال می کند. اگر به گذشته برگردید همین روند را طی می کنید؟ در آینده شاهد چه آثاری با چه موضوعاتی از جنابعالی خواهیم بود؟
تحصیلات معمول بنده هم درسهای حوزوی بود. سالهای 58 تا 60 بیشتر به خاطر دغدغه های فرهنگی موجود در جامعه و فشار افکار مارکسیستی به سراغ فلسفه رفتم. طبعا در حوزه، درسهای فلسفه معمول را خواندم و مطالعات عمومی را هم شروع کردم. اما از سال 61 متوجه تاریخ اسلام شدم. این هم ناشی از نیازی بود که آن وقت برای نگارش متن های تاریخ اسلامی وجود داشت. با یافتن استاد سید جعفر مرتضی علاقه مندی به پژوهش در تاریخ اسلام بیشتر شد و این شد یکی از علائق اصلی بنده که هنوز هم ادامه دارد. به تدریج متوجه تاریخ معاصر شدم. آثاری در باره مشروطه و تحقیقاتی منتشر شده یا نشده در باره نهضت ملی ایران داشتم. به علاوه، همان سوابق علاقه به فلسفه، سبب توجه به تاریخ اندیشه در ایران هم شد. آن زمان، گرفتار علائق خاصی هم بودیم که باید شرحش را وقت دیگری بدهم. درس تاریخ تشیع، یکی از درسهای گروه تاریخ بود که من در دانشگاه اصفهان در سالها ی 66 67 ارائه دادم و به طور معمول سعی کردم برای آن متنی تهیه کنم که همین تاریخ تشیع در ایران است که بارها بازنویسی شده است. از اواخر دهه شصت، به تاریخ صفویه علاقه مند شدم و تاکنون آن را نیز حفظ کرده ام و همچنان کارهایی منتشر می کنم. حوالی سال 79 و بعد از آن موضوع تازه ای را مورد توجه قرار دادم که مربوط به تحولات مذهبی سیاسی و گروهها و جریانهای فعال از پس از شهریور 1320 تا انقلاب اسلامی سال 57 بود. از سال 1386 و بعد از آن، به دلیل تدریس درس فرهنگ و تمدن اسلامی، به تاریخ علم در دنیای اسلام پرداختم و از میان آن مباحث، به سراغ تاریخ مفهوم علم رفتم. این زمینه، تاکنون ادامه دارد.
در سال های اخیر به ریشه های تفکر علمی و مفهوم علم نزد مسلمانان از 1200 سال قبل تا دوره های مختلف و اکنون پرداخته اید. علت حرکت به این سمت چه بوده است. سیمای کلی منابع علمی و کتابخانه ای و وضعیت علمی در زمان فعلی چه تصویری را برای شما بازنمایی می کنند و وضعیت مطلوب نوع نگاه به علم از دیدگاه شما چیست؟ باید به چه سمتی حرکت کنیم؟ وظیفه تاثیرگذاران مختلف بر چارچوب علم در این زمینه چیست؟
تمدن مبتنی بر فرهنگ است و فرهنگ به عنوان مجموعه ای از شناخت ها و ایده ها، مبتنی بر نگاه معرفتی به عالم. تعریف دقیق دریچه فهم ما به عالم خارج، چیزی است که چارچوب مفهوم علم و دانایی را روشن می کند. تجربه، عقل، درک حضوری و همین طور استدلال، منطق، از امور مهمی است که باید دقیق تعریف و ارزش معرفتی آنها شناخته شود. شناخت ما از طریق این دریچه معرفتی است که اساس فرهنگ و بخصوص بخش هایی تشکیل می دهد که روی دانایی و علم تأکید بیشتری دارد. سوال اصلی این است: ما جهان را با چه ابزاری می شناسیم و این شناخت ما چه اعتباری دارد؟ چگونه بر درستی یک گزاره استدلال می کنیم و آن را می پذیریم یا رد می کنیم؟ می دانیم که این پرسش به صورت منظم، در فلسفه یونانی پاسخ داده شده و در مواجهه میان سوفسطایی گری و فلسفه، دو روش معرفتی ارائه شده است. سوال مهم این است که خرد چیست؟ در منازعه میان این دو گروه، ارسطو غالب شد و منطق به عنوان روش تفکر و استدلال حاکم گردید. همین منازعه به علاوه منازعات ساده دیگری در حوزه معرفت، در دوره اسلامی هم ادامه یافت. شناخت های دینی و قرآنی و حدیثی، و نیز درک شهودی و عرفانی، در کنار استدلال، روش های معرفتی تازه ای بوده که مطرح شد. خروجی این راهها و ابزارها اینها متفاوت است. سوال اصلی این است که کدام علم و دانایی اعتبار دارد؟ تنوع دریچه های معرفت در تمدن اسلامی همواره سبب منازعات فکری و فرقه ای هم شده است. فلاسفه ای مثل فارابی به اهمیت بحث از ماهیت علم پی بردند و نوشتند. همین طور معتزله که روی این مساله حساسیت داشتند. احساس من این بود که مسیر این بحثها در تمدن اسلامی درست پیش نرفته و به زودی اهمیت خود را از دست داده و همین سبب زمینگیر شدن ما شده است. ما در قرون پنجم به بعد، اهمیت بحث از معرفت را درک نکرده ایم، گرچه در ترکیب فلسفه مشاء و اشراق مکتب تازه ای در دوره صفوی درست کرده و برای عقل تعاریف جدیدی ارائه داده ایم. این در حالی است که نخستین تلاشهای نوگرایانه در غرب، با کلید زدن در تعریف مفهوم علم توسط دکارت آغاز شد. با کانت ادامه یافت و سپس دهها فیلسوف در این باره اظهار نظر کردند. تاریخ فلسفه جدید غرب، بیش از هشتاد درصد آن روی بحث معرفت شناسی است. آنها توانستند دریچه های تازه ای را در این بحث بگشایند. یکی از آثار آن، نجات یافتن علوم تجربی از دست فلسفه بافی های کلی بود به طوری که تحول علمی در اروپا قبلا و الان، مدیون بحث های معرفتی است. تلاش من در نوشته های اخیرم این است که سرنوشت مفهوم علم در تمدن اسلامی چگونه بوده و چه فراز و نشیب هایی را طی کرده است. کتاب مفهوم علم در تمدن اسلامی در بیش از 700 صفحه شامل مقالاتی در این زمینه است. همین طور کتاب اخیرم، سیر تحول مفهوم علم در ادبیات اسلامی یک بحث منسجم در باره مفهوم علم در متون مختلف موجود در تمدن اسلامی است که در کنار آنها مقالات دیگری هم در کتاب مقالات و رسالات تاریخی در این زمینه هست.
با توجه به مطالعات خود در مورد عصر صفویه، چند سال قبل، از ورود به عصری اشاره کرده بودید که شباهت هایی با عصر صفویه دارد؛ از مشکلات اقتصادی تا نوع نگاه به ظهور حضرت حجت(عج). مولفه ها و روند مطالعه ای که منجر به این نتیجه گیری شد را تشریح بفرمایید و بفرمایید چه مسائلی ریشه های بازتولید این مشکلات بوده است و اینکه آیا این شباهت ها کماکان وجود دارد و راه برون رفت از آنها چیست؟
بنده اول یک نکته ای را توضیح بدهم، و آن این که تحقیق تاریخی، از نظر من، تا آنجا که به علم تاریخ مربوط می شود، خیلی مناسبتی با مقایسه کردن و درآوردن اصول کلی ندارد. این را هم برای دوستانی که علاقه مند به علوم اجتماعی هستند می گویم و هم برای مذهبی ها که همیشه می خواهند درس بگیرند. تاریخ یعنی تحقیق در متون، استخراج آنچه گفته شده، کنار هم چیدن آنها، و گزارش دقیق تاریخی دادن. این مرحله اول تاریخ است. تحلیل به معنی ایجاد ارتباط بین گزارش ها، همچنان تاریخ به همان معنای اول است. اما از جایی که کسی سعی می کند برداشت های کلی اجتماعی بکند، از ساده ترین مراتب تا تولید نظریات اجتماعی مفصل، اینها از حوزه تاریخ خارج می شود. بنابرین در درجه اول، تاریخ صفویه برای من، یافتن متن های جدید، کنار هم چیدن آنها، و تولید گزارش های دقیق است. این می تواند در حوزه تاریخ کتاب یا وقف در دوره صفوی باشد، می تواند گزارش سکه های دوره صفوی باشد، چنان که می تواند تاریخ جنگهای صفویان با عثمانی ها باشد. مهم استخراج مواد تاریخی از متون چاپی و خطی و اسناد و یادداشت هاست. یک نکته فقط هست. وقتی ما تاریخ ایران را می خوانیم، مثلا از ساسانی تا اسلام، بعد از آن، دولت های متقارن طاهری و صفاری و سامانی و غزنوی و سلجوقی و خوارزمشاهی و دولت های ریز دیگر، و سپس ایلخانی و ترکمانان تا صفویه، به هر حال، عناصر مشترک داریم. اقوام ایرانی، زندگی طوایف مختلف، موقعیت های جغرافیایی، راهها، و نیز خصلت ها و نیز وضعیت آب و اقتصاد و کشاورزی و خیلی از چیزهای دیگر. اینها همه تاریخ ایران را بهم پیوند می دهد. بخشی از این مسائل، دین و مذهب است. از وقتی مسلمان می شویم، به کدام مذهب علاقه مندیم و خیلی از مسائل دیگر. طبعا از صفویه که شیعه می شویم، در بستر تاریخ ایران، روحیاتی مشترکی در میان ما شکل می گیرد که می توانیم آنها را طبقه بندی کنیم. مراحل آن را بازگو کنیم. ریشه هایش را بگوییم. همین کاری که درباره سکه های دوره های مختلف، از طلا و نقره می توانیم بگوییم. از تجارت می توانیم بگوییم و طبعا ادوار را مقایسه کنیم. اینها برداشت های عبرت آموز یا تحلیل های اجتماعی منطبق با نظریات اجتماعی نیست. اینها هم تاریخ به همان معنای اول است که بنده هم به همان علاقه دارم. البته چون تعلقات دینی و مذهبی دارم، بیشتر به بخش های مذهبی آن می پردازم و اعتراف می کنم که از جنبه های دیگر آن غفلت دارم. پیشرفت علم تاریخ، می تواند به ما کمک کند که بیشتر در همین زمینه جستجو کنیم. در زمینه این که مثلا گفته شود وضع امروز ما با دوره صفوی چه تفاوتی دارد، در همین است که ما برای مثال، درباره آداب و رسوم مذهبی و ابداعات آن در هر دوره صحبت کنیم یا درباره مراسم سوگواری محرم، آداب آن، تعزیه و جز اینها بحث کنیم. در این جا می توان در آن ظرف و بستر تاریخی که عرض شد، مقایسه هایی هم داشت که گاهی بنده یا دیگران در این باره چیزی می گوییم. به هر حال یک ایران شیعی فارسی زبان است و مسائل مشترک خود را دارد و هر بار در یکی از این جهات، تحولات و تغییراتی دارد و می شود حتی از نظر ادبی، مقایسه کرد که چرا در دوره صفوی سبک هندی رواج یافته و این که بعدها، چه تغییراتی درآن رخ داده است.
حضرتعالی سالیان متمادی از عمر خود را در کتابخانه ها گذرانده اید و صرف نظر از تتبع، خدمات زیادی به کتابخانه ها انجام داده اید. به صورت خاص بسیاری از محققان، کتابخانه تاریخ اسلام و ایران را با نام شما می شناسند. ریشه های راه اندازی این کتابخانه چگونه شکل گرفت و راه اندازی کتابخانه های حدیث، قرآن و فلسفه و کلام در موسسه آل البیت را به همراه داشت؟
سه پایه اصلی تحول در علم، آموزش، کتابخانه و پژوهش است. ما باید درست آموزش دهیم. کتابخانه به معنای وسیع آن شامل منابع اطلاعاتی را داشته باشیم، و سوم این که بر پایه آموخته ها و با استفاده از کتابخانه، پژوهش کنیم. از وقتی که اولین گروه تاریخ در موسسه تحقیقاتی امام باقر علیه السلام در قم شکل گرفت، احساس کردم ما باید کتابخانه تخصصی داشته باشیم. آن زمان که فکر می کنم سال 67 بود، تحقق این امر مشکل بود. آن دوره تمام شد و در مرحله بعد، در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، گروه تاریخ ایجاد شد. به تدریج فکر ایجاد یک کتابخانه تخصصی تاریخ را رو به عملی شدن بردم و سال 74 با حمایت سرور عزیزم جناب آقای شهرستانی، نخستین گام را برداشتم. کتابخانه با 4 هزار کتاب در ساختمانی کوچک که متعلق به آقای محمد تقی انصاریان بود، فعالیتش را آغاز کرد. این فعالیت طی 25 سال گذشته ادامه داشته و اکنون با بیش از 210 هزار کتاب، باز هم در حال گسترش است. بارها مکان آن عوض شده و دوستان ما در جابجا کردن کتابها تلاش کرده اند. در طول این سالها صدها پایان نامه در آنجا نوشته شده و دوستان اهل تاریخ در کنار هم به تحقیق پرداخته اند. دو سال بعد از کتابخانه تاریخ، کتابخانه قرآن و حدیث و ادبیات و فقه و فلسفه تأسیس شدند و امروز مجموعه اینها بیش از 500 هزار جلد کتاب دارند. آخرین خبر هم این است که آقای شهرستانی با کمک شهرداری قم و حمایت آقای لاریجانی، زمینی را برای ایجاد یک بنای کتابخانه ای مفصل جهت کتابخانه های تخصصی درست کرده است. خیلی روشن است که کتابخانه تخصصی وظایف خاصی دارد و می باید در زمینه خود، بهترین و بدترین و همه چیز را جمع کند. کاری که ما انجام دادیم. البته فکر کتابخانه تخصصی قبل از ما هم در قم بود. یک وقتی گروهی از انقلابی های قم، کتابخانه تخصصی علوم سیاسی درست کردند که البته بعدها منحل شد. اما کار کتابخانه تخصصی تاریخ، یک کار علمی و به دور از اهداف خاص بود و امروز بحمدالله تا اینجا پیش رفته است. در طول این سالیان همکاران زیادی داشته ایم که اکثر جوان بودند و هر بار نیروهای تازه ای جایگزین می شدند. در کتابخانه تاریخ، سرکار خانم کوشکی و جناب آقای اباذری در کنار دوستانی از جمله آقایان شوندی و اکرمی و رحمتی در تمام این سالها، نقش مهمی در اداره این کتابخانه داشته اند و من شاهد بوده ام که بارها و بارها مراجعین از زحمات آنها قدردانی کرده اند.
کتابخانه های ریشه دار و غنی ای در قم دایر هستند که میلیون ها سند و کتاب ارزشمند در خود جای داده اند. مشکلات مدیریتی و وضعیت بهره برداری از منابع این کتابخانه ها را چگونه ارزیابی می کنید؟پیشنهاد شما برای استفاده مطلوب تر از این سرمایه ها چیست؟
هر دانشی و فنی نیازمند آموزش، بکار بستن سامانه ها و ابزارهای روز، و حرکت مطابق زمان است. در قم، این وضعیت چندان بسامان نیست، ضمن آن که در مراکز مختلف متفاوت است. قم به عنوان شهر هزار کتابخانه که بیشتر خصوصی بوده، از ابتدا تمایل به کتابخانه عمومی هم داشته است. قدیمی ترین آنها باید کتابخانه حرم، و سپس مدرسه فیضیه و مسجد اعظم باشد. در سال 54 کتابخانه آیت الله مرعشی هم ایجاد شده است. همان حوالی و شاید اندکی جلوتر، دفتر تبلیغات که آن زمان نامش دارالتبلیغ بود، هم کتابخانه خوبی ایجاد کرد. بعد از انقلاب، دانشگاه های قم، و مراکز پژوهشی هر کدام کتابخانه هایی دارند. بیشتر اینها، از سامانه های نسبتا خوبی استفاده می کنند. اما به نظر می رسد، برخی از آنها، بسیار کند هستند. در این میان، کتابخانه مرحوم آیت الله العظمی مرعشی، ضمن این که زحمت زیادی برای گردآوری منابع کشیده، از نداشتن یک دیدگاه روشن در امر کتابداری رنج می برد. ضمن آن که غالبا اعتقادی به باز کردن کتابخانه ها به سوی مراجعین ندارند و بیشتر در حفظ این گنجینه ها کوشش کرده باز کردن آنها را مناسب نمی دانند. اجمالا این که مشکل بینش در کنار مشکل نداشتن سامانه های بروز و عدم استفاده از آنها همچنان یک مشکل جدی است. البته قم در این زمینه افتخاراتی هم دارد. اولا مرکز نور که در زمینه کتابخانه دیجیتال فعال ترین مرکز در کشور است. طبعا این در حوزه دینی است. ثانیا اقداماتی مانند آن چه دوستانی در دار الحدیث انجام داده اند و با lib.ir مشغول خدمتگزاری است، یک افتخار برای قم محسوب می شود. این کاری است که می بایست کتابخانه ملی انجام می داد. به نظرم برای قم، نزدیک شدن فعالیت کتابخانه ها به یکدیگر و یکی کردن سامانه ها بسیار مهم است و من فعالیت دوستانی که در این زمینه فعالیت می کنند را ستایش می کنم.
حضرتعالی ریاست کتابخانه دانشگاه تهران را نیز برعهده دارید و قبلا مسئولیت کتابخانه مجلس شورای اسلامی را نیز داشته اید. اگر مقایسه ای میان کتابخانه داری در حوزه و دانشگاه و سایر مجموعه ها داشته باشید- اگر این قیاس مع الفارق نباشد- چه نقاط مثبت و منفی ای میان حوزه و سایر مجموعه ها می بینید؟ و چه پیشنهادی برای بهبود وضعیت دارید؟
بله، بنده از سال 87 تا 91 برای بیش از چهار سال کتابخانه مجلس بودم. اخیرا هم حدود یک سال و نیم است که در کتابخانه مرکزی دانشگاه هستم. متاسفانه کتابخانه مجلس، از تنهایی رنج می برد. گنجینه های بسیار گران قیمتی بود که به دلیل نگاه های بسته، آنجا محصور مانده بود. در این زمینه و چند بخش دیگر، سعی کردم گشایشی در کارها بدهم. کتابخانه دانشگاه، از نظر مراجعان دانشجویی کتابخانه ای فعال است، اما مع الاسف در اینجا هم، تحول عمده ای ایجاد نشده بود. سامانه کتابخانه قدیمی بود و امکان بروز کردن آن دشوار شده بود. سالها بود در فکر تغییر آن بودند، اما سیستم موجود مدیریتی اجازه تغییر و تحول نداده بود. خوشبختانه، از همان روز اول، این کار را دنبال کردیم، و سامانه آذرسا استقرار یافت که امروز رسما با این سامانه کار شده و بیش از 60 کتابخانه موجود در دانشکده ها و موسسات دانشگاه تهران، به آن پیوسته است. در دانشگاه، کتابهای زیادی فهرست نشده بود، که این کار با سرعت در حال انجام است. از نظر رفاه دانشجویان، مشکلات زیادی بود که یکی پس از دیگری در حال رسیدگی است. در این زمینه عمده کمکها از خیرین است که البته آن هم زیاد نیست. از داخل دانشگاه بودجه بسیار بسیار محدود و در حد هیچ است. از نظر امنیت، کتابخانه مشکل اطفاء حریق داشت که این روزها به خواست خداوند، در حال اجرای سیستم جدید است. این تلاشی است که دانشگاه در حال انجام آن است و چند سال است که کتابخانه منتظر آن است که هنوز به انجام نرسیده است. از نظر تهویه به خصوص با توجه به نگه داری نسخ خطی مشکل داشتیم که با حمایت یک خیّر این مشکل برای طبقه چهارم آن حل شد. چنان که اشاره کردم، این مراکز، مشکل نیروی انسانی متخصص، مشکل سامانه های بروز، و مهم تر از همه، تغییر نگاه را دارند که اگر این ها درست شود، و ما بروز شویم، خیلی آسان تر می توانیم به آموزش و پژوهش کمک کنیم. از نظر مقایسه باید بگویم، کتابخانه دانشگاه از نظر داشتن کتابهای لاتین، یکی از بهترین مجموعه های کشور است. از نظر خطی پس از آستان قدس، مرعشی، ملی و مجلس، به نظرم در مقام پنجم قرار دارد. از نظر مجموعه های اهدایی، البته تا پیش از انقلاب، مجموعه نفیسی در آن هست. اما متاسفانه، در طول این سه چهار دهه، برای تقویت منابع چاپی آن به خصوص لاتین، اقدام جدی نشده و در زمینه خطی هم خرید کافی صورت نگرفته است. مهم ترین کار ما در روزهای اخیر، قرار دادن بیش از 6600 نسخه خطی روی وبسایت کتابخانه است که امیدوارم ظرف یک ماه آینده، یا اندکی بیشتر، تمامی نسخ را که بیش از 17 هزار است، در اختیار مراجعین قرار دهیم.
اگر نکته خاصی در حوزه های مورد علاقه شما باقی مانده است بفرمایید.
نکته ای فقط در حوزه کتابداری می گویم. به رغم این که تمدن اسلامی تمدنی مبتنی بر کتاب بوده است، اما ما دانش کتاب، یا به طور عام کتابداری را درست نمی دانستیم و در عصر جدید، از غرب فرا گرفتیم. از فهرست نویسی کتابها بگیرید تا سیستم های چینش کتاب به صورت دیویی یا کنگره، و حتی فهرست نویسی نسخ خطی هم روشی است که در غرب معمول بوده است. روش های ما همان است که در آثار مرحوم نوری و شیخ آقابزرگ بوده یا در دوره صفوی میرزا عبدالله افندی به آنها می پرداخته است. در این زمینه ما باید به اجتهاد برسیم و بتوانیم با توجه به امکانات جدید، و پیشرفت در آنها، راه های تازه ای را بگشاییم. این ایده آل ماست. به نظرم، و این را سالهاست که نوشته و می گویم، عصر کتاب در حال تمام شدن است و این را از کم شدن روزنامه های چاپی و مجلات و تیراژ کتابها می دانیم. از گسترش کتاب دیجیتال و انتقال علوم از طریق مقالات و پایگاه های اطلاعاتی خبردار می شویم. اما ما ایرانی ها، رسم نداریم پیش بینی کنیم. شاید اگر در این زمینه تأملی داشته باشیم، بتوانیم در جهان پرچمدار مسیر تازه ای باشیم. الان در همین زمینه هم بسیار عقب هستیم. در برخی از پایگاه های اطلاعاتی غرب، بیش از یک صد هزار مجله، بلکه بیشتر در اختیار مراجعین است. صدها پایگاه تخصصی در رشته های مختلف علمی هست. دیگر کتاب از این کشور به آن کشور منتقل نمی شود یا بسیار کم این کار صورت می گیرد. ما باید توجه داشته باشیم در آینده چه روشی جایگزین روشهای کتابی و گذشته خواهد شد و ما چه سهمی در آن خواهیم داشت. این همان نقطه ای است که علائق تاریخ علمی و کتابداری من به آن می رسد. این که علم در عصر جدید و بعد از این، از طریق کتاب منتقل خواهد شد یا ابزارهای دیگر. آیا همچنان مثل صنعت چاپ، که چهارصد پانصد سال از اروپا در آن عقب بودیم، در این جا هم، به همان صورت عمل خواهیم کرد؟.
انتهای پیام
به مناسبت سالروز درگذشت زنده یاد ابراهیم منصفی با ناصر منتظری، هنرمند هرمزگانی که در دو آلبوم موسیقی منتشر شده خود از ترانه های این هنرمند فقید استفاده کرده و به نوعی می توان ریشه های موسیقی رامی را در آثار وی جستجو کرد به گفت وگو نشستیم.
ناصر منتظری، هنرمند هرمزگانی در گفت وگو با ایسنا، منطقه خلیج فارس، اظهار کرد: بعد از 22 سال که ابراهیم منصفی از دنیا رفته هنوز در موسیقی هرمزگان نقش پررنگی دارد، درواقع پررنگ ترین نقشی که یک هنرمند می تواند در استان داشته باشد متعلق به ابراهیم منصفی است.
نقش منصفی در موسیقی هرمزگان پررنگ و است پایانی ندارد
وی افزود: ترانه هایی که ابراهیم منصفی سروده از پرطرفدارترین و به نظر من بهترین ترانه هایی بوده که در تاریخ موسیقی هرمزگان گفته شده است و نسل های مختلفی از کارهای وی استقبال زیادی داشته اند بنابراین نقش وی هنوز پررنگ است پایانی ندارد.
این فعال موسیقی تصریح کرد: در بسیاری از آلبوم های منتشر شده و آثاری که اجرا می شود و در کنسرت ها در هرمزگان حتماً رد پایی از ابراهیم منصفی هست، بنابراین نقش وی هنوز پررنگ و است پایانی ندارد.
هنر ابراهیم منصفی از جغرافیای هرمزگان رد شده است
منتظری با بیان اینکه نقش ابراهیم منصفی همچون نقشی که شعرای کلاسیک در فرهنگ موسیقی ما داشته اند کهنه نمی شود، تصریح کرد: خیلی از هنرمندان متاسفانه چه زمان حیاتشان و یا حتی پس از مرگشان فراموش شده اند و یا آثارشان به شکل جدی مورد بررسی قرار نمی گیرد اما آثار ابراهیم منصفی هرروز مورد توجه بیشتر و شکوفاتر می شود که این نشان از هنر ناب و بی بدیل رامی است.
وی خاطرنشان کرد: هنر ابراهیم منصفی از جغرافیای هرمزگان رد شده و کارهایش در شهرها و کشورهای مختلف شنیده می شود، در سفرهایی که به اروپا و کشورهای مختلف داشته ام شاهد بودم که کارهای منصفی بازتولید می شود.
بسیاری از علاقه مندان به موسیقی با آثار منصفی کار خود را آغاز می کنند
این هنرمند هرمزگانی عنوان کرد: بسیاری از افرادی که در هرمزگان به موسیقی به خصوص به موسیقی کلامی علاقه مند هستند با آثار منصفی کار خود را آغاز می کنند و ادامه می دهند و معمولاً در آلبوم هایی که در استان بیرون می آید حداقل یک یا دو ترانه از آقای منصفی به چشم می خورد و این نشان دهنده آن است که تأثیر عمیقی در ادبیات و موسیقی هرمزگان داشته است.
منتظری خاطرنشان کرد: بنده علاقه زیادی به ادبیات داشتم و از طریق ادبیات جذب منصفی شدم، ترانه ها و شعرهایش را می خواندم و سلیقه ام به کارهای وی نزدیک بوده و به همین دلیل سعی کردم کارهایی که خود آقای منصفی اجرا نکرده بود یا کمتر اجرا کرده بود را آهنگسازی کنم.
منصفی به ترانه هرمزگان غنا بخشید
وی بیان کرد: تا قبل از منصفی و دهه 50 ترانه هایی که در هرمزگان سروده می شد بیشتر حول محور مسائل کوچه بازاری و مناسب جشن ها بوده و ازلحاظ محتوایی تأثیرگذار نبودند اما ابراهیم منصفی به بخش ترانه هرمزگان غنا بخشید و از کلمات و عباراتی استفاده کرد که بار معنایی بالایی داشتند و متفکرانه به ترانه نگاه کرد و به همین دلیل بسیار تأثیرگذار شد و قشر روشنفکر و توده مردم را درگیر آثار خود کرد.
این فعال موسیقی ابراز کرد: ابراهیم منصفی بسیار پرکار بود به گونه ای که وقتی فوت کرد می شد چندین مجموعه از آثارش درآورد اما متأسفانه در زمان حیاتش چون در شرایط محیطی خاصی زندگی می کرد و مشکلاتی داشت نتوانست آن طور که دلخواهش بود کارش را انجام دهد.
مقایسه منصفی با هرکسی قیاس مع الفارق است
منتظری اظهار کرد: دلیل اینکه هنرمندان هرمزگانی به بازتولید کارهای منصفی می پردازند قدرتی است که در ترانه هایش وجود دارد و تأثیرگذاری که روی افراد مختلف دارد؛ منصفی ترانه هایی را سروده که جاودانه هستند.
وی افزود: اینکه بتوان هنرمندی را در سطح منصفی پیدا کنیم یا کسی را با وی مقایسه کنیم قیاسی مع الفارق است، مثل اینکه بگوییم چرا حافظ یا شاملوی دیگری پیدا نمی شود، هرکسی شخصیت هنری خود را دارد اما اینکه چرا دیگر کسی با قدرت در هرمزگان به خصوص درزمینهٔ ترانه سرایی کار نمی کند بیشتر به عدم مطالعه برمی گردد.
درست نیست که مسائل شخصی هنرمندان به هنرشان پیوند داده شود
این هنرمند هرمزگانی در خصوص قدرشناسی هرمزگان نسبت به ابراهیم منصفی عنوان کرد: متاسفانه در گذشته حساسیت های بی موردی در خصوص آثار ایشان وجود داشت که خوشبختانه در چند سال گذشته وضعیت بهتر شده و متولیانی مثل اداره کل ارشاد اسلامی که در صدر تصمیم گیری های کلان تری هستند به اهمیت هنری ایشان پی برده اند و متوجه شده اند که هنرمندی در هرمزگان بوده که توانسته مرزهای هرمزگان بالاتر را درنوردد و اقبال مردمی پیدا کند و نماینده ی شایسته ای برای هنر هرمزگان باشد.
منتظری ادامه داد: سال های گذشته حساسیت بالایی روی ابراهیم منصفی بود، سعی می کردند برخی مسائل شخصی وی را پررنگ کنند که به نظر بنده کار درستی نبود، خیلی از هنرمندان مشکلات شخصی خود را دارند، و درست نیست که مسائل شخصی هنرمندان به هنرشان پیوند داده شود.
در زمان حیات منصفی هیچ گونه حمایتی از وی نشد/ بعد از مرگ نیز تا سال ها سانسور می شد
وی اضافه کرد: در زمان حیات ابراهیم منصفی هیچ گونه حمایتی از وی نشد، چند دوره مهم در زندگی منصفی وجود داشت که می توانست شکوفا و مطرح شود اما متأسفانه بسیار ضربه خورد.
این فعال موسیقی افزود: متأسفانه بعد از مرگ منصفی هم تا سال ها این هنرمند سانسور می شد، اجازه برگزاری بزرگداشت هایش داده نمی شد و حساسیت بالایی روی وی بود اما از یک جایی به بعد وقتی دیدند هنر این شخص بدون اینکه حضور داشته باشد این قدر قدر جاری و سیال بوده و در لایه های مختلف اجتماع نفوذ کرده است، متوجه شدند آن حساسیت کاملاً بی مورد بوده و واقعاً سال ها می شد این هنرمند را به شکل خیلی بهتری معرفی کرد اما این اتفاق نیفتاد، هرچند که در حال حاضر با توجه به فضای مجازی و گسترش ارتباطات نمی شود جلوی نفوذ هنر منصفی به لایه های اجتماع را گرفت.
کارهای منصفی برای مردم هرمزگان نوستالژی است/ قصد برگزاری کنسرت در بندرعباس را ندارم
منتظری تصریح کرد: کارهای منصفی برای مردم هرمزگان نوستالژی است و شاید خیلی ها ترجیح می دهند کارهایی که خودش با ضبط های بی کیفیت آن موقع ساخته و خوانده را با صدای خودش گوش دهند؛ ازاین رو تمرکز من بیشتر روی آثاری از منصفی بوده که خود اجرا نکرده و یا کم اجرا کرده است.
وی ادامه داد: من سعی کردم ترانه های منصفی را به صورتی تنظیم کنم که به حال و هوای کارهای خودش نزدیک باشد و تاکنون 16 قطعه از کارهای منصفی را در قالب دو آلبوم چیچکا و روزون رفته منتشر کرده ام و 8 قطعه را نیز در قالب یک آلبوم دیگر تنظیم کرده ام که هنوز به مرحله ضبط نرسیده است.
این هنرمند هرمزگانی خاطرنشان کرد: قصد برگزاری کنسرت در بندرعباس را ندارم؛ دلیل خاصی هم ندارد و تا به حال به شکل جدی به این موضوع فکر نکرده ام.
گفت وگو از لیدا رضائی، خبرنگار ایسنا، منطقه خلیج فارس
انتهای پیام
به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از یزد ، چند سالی از بسته شدن سینما فرهنگ و تبذیل شدندش به فروشگاه زنجیره ای می گذرد و امید های هنرمندان و هنر دوستان برای بازگشایی این سینمای قدیمی برای همیشه به نا امیدی تبدیل شد، چراکه قفسه مواد غذایی جایگزین صندلی های خاطره انگیز قدیمی ترین سینمای یزد شد.
با بسته شدن این مرکز فرهنگی و تاسیس نشدن مرکز تفریحی و فرهنگی دیگری در همسایگی سینما فرهنگ جوانان و خانواده هایشان سردرگم نحوه گذران اوقات فراغت خود شدند و بجای گذاشتن خوراک فرهنگی بر سفره های خانواده ها با بی تدبیری مسئولان خوراک غذایی را در بین آن ها گستراندند.
این اتفاق در حالی افتاد که استان یزد به شدت از کمبود محیط های فرهنگی رنج می برد و با ادامه ی بی توجهی مسئولان باید منتظر مرگ زودتر از موعد فرهنگ یکی از باتمدن ترین شهر های ایران باشیم.
محمد دهقان هراتی، معاون هنری و سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد گفت: ساختمان سینما فرهنگ به طور کامل فروخته شده و چند سالی است به عنوان فروشگاه فعالیت می کند و امکان راه اندازی مجموعه فرهنگی در این مکان وجود ندارد.
دهقان هراتی با اشاره به احیای سینما ایران افزود: این سینما که قرار بود چند سال پیش احیا شود متاسفانه سرمایه گذاری در این بخش صورت نگرفت.
هرچه بود سینما فرهنگ نیز به سینما های ایران و دانش آموز پیوست که در گذر زمان یارای رویارویی با ناملایمات را نداشتند.
انتهای پیام/ص
سینما فرهنگ برای همیشه به فروشگاه تبدیل شد
به گزارش خبرنگار ایرنا، استفاده صحیح از اوقات فراغت هم بر زندگی فردی و هم بر زندگی اجتماعی جوانان و نوجوانان بسیار اثرگذار است و بدیهی است که استفاده نادرست از این اوقات باعث ایجاد مشکلات و خسارات جبران ناپذیری بر زندگی فرد و به تبع آن اجتماع خواهد شد.
جوانان آینده ساز اجتماع و نسل های بعد از خود هستند و قطعاً متنوع بودن برنامه های اوقات فراغت و پربار بودن آن بر روح و روان و سلامت جسمی آنان بسیار تأثیرگذار است.
غنی سازی اوقات فراغت هرساله مسئله ای است که با فرارسیدن فصل تابستان نوک پیکان انتظارات را متوجه آموزش و پرورش می سازد در حالی که اوقات فراغت تنها مختص کلاس های فراغت نبوده و وجود مراکز تفریحی و سرگرمی همچون سینما، تئاتر، مجموعه های ورزشی، سالن های استخر، فرهنگسراها، پارک ها و فضاهای تفریحی و شهربازی از جمله امکاناتی است که در فصل تابستان می تواند نقش مهمی در پرکردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان ایفا کنند.
در شهرستان 75 هزار نفری سلسله بجرات می توان گفت که امکانات تفریحی و سرگرمی شاید آنگونه که شایسته است وجود ندارد و با یک روز پرسه در کوچه پس کوچه های این شهر می توان با بسیاری از کودکان، جوانان و نوجوانانی مواجه شد که به علت عدم وجود این امکانات در شهرستانف اوقات خود را به بطالت و پرسه های بیخودی در کوچه ها و خیابان ها می گذرانند.
نبود سالن های ورزشی تفکیک شده برای دختران و پسران و بعضاً تجمع امکانات ورزشی در یک نقطه از شهر، فعال نبودن فرهنگسرای ارشاد شهرستان برای شرکت جوانان در کلاس های فرهنگی و هنری و نبود سینمایی برای استفاده خانواده ها و گذراندن اوقات فراغتی به همراه فرزندان از جمله معضلات و کمبودهایی است که در شهرستان سلسله وجود دارد و سبب ایجاد اوقاتی توام با بطالت و کسالت برای جوانان و نوجوانان این شهرستان 75 هزار نفری شده است.
** امکانات فراغت سلسله رضایت بخش نیست
یکی از جوانان شهرستان به خبرنگار ایرنا، گفت: متاسفانه در شهرستان ما امکانات مناسبی برای سرگرمی جوانان وجود ندارد و دست جوانان برای انتخاب سرگرمی های مورد علاقه شان بسته است.
شهرام عبدی عنوان کرد: تنها امکانات سرگرمی شهرستان در چند پارک کوچک و کلاس های تابستانی آموزش و پرورش و چند مجموعه ورزشی بدون امکانات خلاصه می شود.
این جوان الشتری با یبان اینکه وجود امکانات سرگرم کننده ای از قبیل شهربازی، سینما و کلاس های فرهنگی و هنری در فصل تابستان می تواند هم جوانان و هم خانواده ها را دور هم جمع کند، خاطرنشان کرد: متاسفانه نگاه مردم و مسئولان شهرستان به امکانات موجود در این بخش چندان رضایت بخش نبوده است.
** وجود سینما برای شهرستان ضروری است
والدینی که دو فرزند خود را برای بازی به یکی از پارک های شهرستان آورده بودند نیز در این باره عنوان کردند: متاسفانه جوانان و نوجوانان شهرستان از امکانات مورد نیاز برای سرگرمی و بازی در شهرستان محروم هستند.
این پدر و مادر الشتری خاطرنشان کردند: بیشتر وقت ها فرزندانمان را برای استفاده از امکاناتی همچون سینما به خرم آباد می بریم که متاسفانه باید علاوه بر هزینه های آن، هزینه های ایاب و ذهاب و سختی های آن را هم اضافه کنیم.
خانواده مرادی افزودند: اگر در شهرستان خودمان امکانات لازم برای سرگرمی خانواده ها و فرزندانشان وجود داشته باشد طبیعتاً با استقبال بیشتر خانواده ها مواجه خواهیم بود.
این خانواده الشتری گفتند: متاسفانه تنها سینمای شهرستان به دلیل کوتاهی مسئولان وقت شهرستان در گذشته، تغییر کاربری پیدا کرده است در حالی که وجود سینما می تواند بخشی از اوقات فراغت جوانان را پر نماید.
** افزایش امکانات سرگرمی باعث تقویت روحیه جوانان می شود
سرپرست آموزش و پرورش سلسله نیز در این باره افزود: آینده استان لرستان و شهرستان سلسله را همین کودکان، نوجوانان و جوانان شهرستان می سازند و قطعاً هرچقدر برای آنان در این بخش هزینه صرف شود باز هم کم است.
حسین فرهادی اظهار داشت: بی شک نسل آینده علاوه بر تقویت قوای جسمی به تقویت روحیه نشاط، شادابی و میل به زندگی نیازمند است و وجود امکانات رفاهی و سرگرمی برای افزایش این روحیه در آنان بسیار سودمند خواهد بود.
وی با اشاره به اینکه به منظورغنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان درتابستان امسال 12 پایگاه در سطح شهرستان ایجاد شده است، عنوان کرد: دراین پایگاه ها کلاس های فرهنگی، هنری، ورزشی و قرآنی برگزار می شود.
فرهادی افزود: امسال علاوه بر این رشته ها، کلاس های اوقات فراغت درسی هم برگزار می شود که از معلمان پایه دعوت کرده ایم که با کمترین هزینه به دانش آموزان علاقمند، برنامه های تقویتی درسی ارائه دهند.
سرپرست آموزش و پرورش سلسله اضافه کرد: برنامه های راهبردی برای اعتلای فرهنگ کار، تلاش جهادی، مهارت آفرینی و تقویت مهارت های اجتماعی برای اوقات فراغت دانش آموزان تهیه شده است.
وی با تاکید براینکه کلاس های اوقات فراغت براساس علاقه و توانمندی دانش آموزان تدوین می شود، بیان کرد: شکوفایی استعدادها و توانایی های بالقوه دانش آموزان از اهداف تشکیل این پایگاه ها است.
سرپرست آموزش و پرورش سلسله با اشاره به اجرای طرح هجرت در کانون های اوقات فراغت ادامه داد: طرح هجرت که با هدف پرکردن اوقات فراغت قشر جوان جامعه، افزایش مشارکت و اثبات توانمندی آنان در عرصه سازندگی، تابستان هر سال برگزار می شود.
وی خاطرنشان کرد: گرچه کلاس های آموزشی اوقات فراغت برای شکوفایی استعدادهای این آینده سازان مملکت مفید است اما قطعاً به تنهایی منشا اثر نبوده و برای تقویت روحیه نشاط و شادابی آنان به امکانات سرگرم کننده و مفرحی از قبیل سینما، شهربازی و سالن های ورزشی مجهز نیز نیاز است.
فرهادی عنوان کرد: گرچه شاید در گذشته کوتاهی هایی در این خصوص صورت گرفته شده اما خوشبختانه فعالیت هایی در این بخش در شهرستان در حال انجام است که در صورت تامین اعتبارات تاثیر خوبی در ایجاد زیرساخت های رفاهی و سرگرمی جوانان در شهرستان خواهد داشت.
6060/ 7265
حامد دارابی در گفتگو با خبرنگار تابناک گفت:سازمان حج زیارت در استان ها دارای سی و یک مدیریت است، در استان کرمانشاه نزدیک به هفتصد نفر کارگزار داریم و این کارگزاران در دوره های آموزشی شرکت و آزمون داده اند و سپس مصاحبه و گزینش شده اند و عوامل اجرایی که کاروان های ما را به عهده دارند شامل مدیر کاروان ها، معاون و خدمه پذیرایی هستند.
وی افزود: مزیت استان کرمانشاه به دیگر استان های غربی، مرزی بودن است و ما یکی از 5 استانی هستیم که به عنوان مرز هوایی برای حج تمتع شناخته شده است و در حال حاضر ایستگاه پروازی نزدیک به نوزده استان رسیده، ولی ما جز 5 استان اول بوده ایم، کردستان، ایلام و همدان از ایستگاه پروازی کرمانشاه به حج مشرف می شدند و درحالی که ایستگاه پروازی همدان توسعه یافته، ولی همچنان بعضی از کاروان های این استان به دلیل ظرفیت ایستگاه پروازی به کرمانشاه اعزام می شوند.
ایشان در ادامه خاطرنشان کرد: یکی از بزرگترین مشکلات در حوزه حج و زیارت، ضعف فرهنگی است، بعضی از مردم بر این گمانند که می توان هزینه حج را در امور خیریه صرف کنند، در صورتی که حج یک واجب شرعی است و هیچ یک از مراجع این اجازه را نخواهند داد.
رئیس سازمان حج و زیارت گفت: در سال 97 ما روزانه اعزام یک کاروان چهل نفره به عتبات عالیات را داشته ایم و اوج زمان کاری ما ایام عید نوروز، عرفه و پایان تابستان است، در حج تمتع نیز سال گذشته هزار زائر به حج مشرف شدند و امسال با توجه به افزایش نرخ ارز پیش بینی ما کاهش این آمار بود، اما بازهم ظرفیت سال قبل را حفظ کردیم، امسال تصمیم بر این شد که کلیه پرواز ها با هواپیما های ایرانی انجام شود و امیدواریم این برنامه ریزی به گونه ای باشد که شاهد کاهش تأخیر در پرواز ها باشیم.
وی با اشاره به ثبت نام یک میلیون نفر در سال های 84، 85 و 86 افزود: ظرفیت کشور ما برای اعزام یک درصد جمعیت کشور است و تقریبا 17 سال زمان می برد تا این افراد مشرف شوند و عملا ثبت نام جدید امکان پذیر نیست.
دارابی در ادامه تصریح کرد: زائرین بیست و چهار ساعت قبل و بعد از سفر شامل بیمه می شوند و اگر زائری مدتی بعد از سفر دچار بیماری شود و تیم پزشکی با بررسی تشخیص دهند که عامل این بیماری مربوط به سفر است، بیمه برای این شخص ادامه پیدا می کند.
ایشان با اشاره به اینکه هتل ها در شهر های زیارتی خارج از ایران دارای درجه بندی بر اساس قیمت هستند گفت: ما 9 گروه قیمتی داریم و با توجه به درآمد پایین اکثریت مردم کرمانشاه، مجبوریم یک هتل با قیمت میانگین انتخاب کنیم و انتخاب هتل ها کاملا به عهده خودماست، امسال نیز همانند سال گذشته 200 دلار به حجاج ارز تخصیص داده شده که با مراجعه به شعب ارزی بانک ملی با در دست داشتن کارت ملی ارز دریافت می کنند که درحال حاضر بانک مرکزی قیمت را اعلام نکرده است.
حامد دارابی با اشاره به توافق ایران و عراق برای پرداخت نکردن هزینه ویزا بیان کرد: در ایام اربعین که ویزا صادر می شود، متولی سازمان حج و زیارت است، ولی در ایام غیر اربعین ما متولی ویزای گروهی و کاروانی هستیم، ویزای فردی در ایام غیر اربعین را دفاتر گردشگری از طریق کنسولگری عراق صادر می کنند و، چون دفاتری که این کار را انجام می دهند محدود هستند، باعث به وجود آمدن بازار سیاه شده و ما شاهد این هستیم به اسم کارگزاری برای صدور ویزا مبالغ مختلفی را دریافت می کنند و با توجه به شکایتی که از این دفاتر شده، سازمان حج وزیارت کرمانشاه هم از نمایندگی وزارت امور خارجه تقاضا کرده که این مجوز نیز به ما داده شود تا ما بتوانیم با نرخ دولتی پانزده هزار تومان برای مردم ویزا دریافت کنیم.
وی با اشاره به ظرفیت کم هتل ها در مدینه گفت:عربستان تمامی هتل های اطراف مسجد النبی را جهت توسعه مسجد تخریب کرده و هتلی جایگزین نشده است.
ایشان با بیان اینکه سازمان حج و زیارت سامانه ای به نام سامانه سامفا را برای نظر سنجی و دریافت شکایات از دفاتر حج زیارتی در نظر گرفته است گفت: این سامانه بعد از سفر به هر کاروان به طور اتفاقی به بیست نفر با شرایط تحصیلی بالاتر از دیپلم پیامک ارسال می کند که وارد سامانه شوید و بیست و هفت سوال را پاسخ داده تا ارزیابی ها صورت گیرد و زائرین در ایام حج نیز می توانند جهت اعلام نارضایتی و پیگیری شکایات به بازرسی بعثه مقام معظم رهبری رجوع کنند.
رئیس سازمان حج و زیارت با اشاره به مزیت استان ما به جهت نزدیکی با مرز عراق گفت: سازمان حج زیارت کرمانشاه به جهت منافع و رونق کسب و کار در استان، به سازمان صنعت و معدن کرمانشاه نامه ای مبنی بر اینکه چنان چه کارخانجات تولیدی خوراکی و... می توانند اقلام مورد نیاز ما را تهیه کنند ارسال کرده است.
که ما نیز این لیست کارخانجات و قیمت را جهت ارزیابی به مرکز ارسال و نیاز های زائرین را از کرمانشاه تأمین کنیم، اما متأسفانه تا کنون پاسخی از سازمان صنعت دریافت نشده است.
دارابی با اشاره به احتمال بازگشایی مرز خسروی گفت: زمانی که رئیس جمهور به عراق سفر کرد، یکی از بند های معاهده بین المللی بازگشایی مرز خسروی بود و شورای عالی امنیت ایران با بازگشایی مرز خسروی به شرط تأمین امنیت توسط دولت عراق موافقت کرد، نخست وزیری عراق نیز این مسئولیت را به فرماندهی عملیات ارتش بزرگ بغداد سپرد، فرماندهی عملیات ارتش بزرگ بغداد نیز این دستور را به فرماندهی دیاله ابلاغ کرد که آیا می تواند امنیت را تامین کند؟ و فرماندهی ارتش دیاله موافقت خود جهت تأمین امنیت را به فرماندهی عملیات ارتش بزرگ بغداد اعلام و این فرماندهی نیز موافقت خود را برای این تأمین امنیت، بصورت کتبی به دفتر نخست وزیری ابلاغ کرده، اما اکنون این نامه موافقت در دفتر نخست وزیری بایگانی شده و علت آن نامشخص است.
رئیس سازمان حج و زیارت استان کرمانشاه در پایان گفت:بنده بعنوان رئیس سازمان حج زیارت کرمانشاه اعلام می کنم که در صورت بازگشایی مرز خسروی، ما می توانیم ظرف 72 ساعت، 70 درصد اعزام های مرز مهران را به خسروی منتقل کنیم و با تمامی عوامل و کارگزاران جهت خدمتگذاری به زائرین آمادگی کامل را داریم.
مرمت باغ تاریخی فتح آباد و خانه تاریخی حاج آقا علی رفسنجان، با همه ی انتقاداتی که وجود دارد اما طی سال های اخیر از مهم ترین اقدامات میراثی در استان کرمان بوده اند. با این وجود، این دو بنای تاریخی، آن طور که پیش بینی می شد هنوز نتوانسته اند وارد چرخه ی گردشگری شوند تا استان و مردم از مزایای وجود آن بهره ی کافی ببرند.
در گفت وگو با دبیر انجمن میراب رفسنجان خبر بسته بودن درهای خانه حاج آقا علی رفسنجان اعلام شد. باغ فتح آباد نیز به گواه کسانی که آن را بازدید می کنند رونق مورد انتظار را ندارد.
در حاشیه ی جلسه ای در استانداری بود که از حجت الاسلام اسماعیل تدینی، مدیرکل اوقاف استان کرمان خواستم تا در این باره توضیح دهد که در ادامه می خوانید:
*درباره ی آخرین وضعیت باغ فتح آباد و خانه حاج آقا علی رفسنجان که به نوعی رها شده اند ممکن است توضیح دهید؟
ببینید، اوقاف خانه حاج آقا علی رفسنجان را در قالب یک قرارداد بی .او.تی (BOT) به یک شرکت خصوصی واگذار کرده تا طبق نظر میراث فرهنگی آن را مرمت کند و سپس در یک دوره ی زمانی مشخص مورد بهره برداری قرار داده و بعد آن را به اوقاف برگرداند. باغ فتح آباد هم همین طور است. هر دو این پروژه ها را این شرکت انجام داده است و در حال عقد قرارداد برای واگذاری این دو بنا به فرد یا شرکت های دیگری است.
*منظورتان از شرکت خصوصی، بنیاد توسعه موقوفات است؟
بله. این شرکت از شرکت های اقماری اوقاف است.
*باغ فتح آباد قرار است به چه شرکتی واگذار شود؟
تا جایی که اطلاع دارم، در فراخوانی که داده شده، شرکت باباقدرت که یک برند ملی است، برنده شده است. خانه حاج آقاعلی را هم شهرداری رفسنجان در حال پیگیری است تا در اختیار بگیرد. توافق اولیه انجام شده و شورا هم مصوب کرده و مراحل واگذاری در حال انجام است.
*پس وضعیت فعلی این دو بنا که فعالیت چندانی ندارند موقت است.
به هر حال، بهره برداری هزینه بر است و باید اصولی انجام می شود. می دانید باغ فتح آباد در همین مدت چه قدر خسارت داده است؟
*بابت چه چیزی؟ خسارت دیده است؟
برای نگهداری و به نوعی خودخوری خودش خسارت دیده است. یک بنای تاریخی است که با هزینه های بالایی مرمت شده ولی بهره برداری آن چنانی نداشته است. ما به عنوان ناظر این پروژه ها تاکید کرده ایم که این بناها تعیین تکلیف شود و این اتفاق در حال انجام است.
*باغ فتح آباد با همان کاربری اولیه که رستوران داشت مورد بهره برداری قرار می گیرد؟
بله. وقتی میراث فرهنگی یک کاربری را تعریف می کند، سرمایه گذار براساس همان کاربری باید عمل کند. البته این را بگویم که باغ فتح آباد تعطیل نیست. در عید نوروز بیش از 65 هزار بازدیدکننده داشت ولی وقتی تعداد بازدیدکنندگان پایین بیاید، هزینه ها اصلا جوابگو نیست و نمی توان برای مثلا چهار نفر بازدید کننده، 40 نفر نیرو را در باغ مستقر کرد.
*مگر روز اول این محاسبات را انجام ندادند و پیش بینی چنین شرایطی را نکرده بودند؟ بهره برداری شتاب زده بوده است؟
نه. این طور نیست که می گویید. برخی کارهایی که اوقاف انجام می دهد برد اقتصادی ندارد اما به نوعی خدمت به شهر است. اگر بخواهیم اقتصادی نگاه کنیم هیچ توجیهی ندارد اما ارزش های دیگری دارد. سرمایه گذار وقتی سرمایه گذاری را انجام می دهد، خوشبینانه این است که ظرف سه سال به سود برسد و اگر نرسد ضرر کرده است.
*که درباره ی باغ فتح آباد این طور شده است.
این باغ نواقصی دارد. مثلا باید بازارچه را احداث و واگذار کنند تا رونق ایجاد شود یا بخش پرورش گیاهان دارویی باید توسعه یابد. برای اقتصادی شدن یک پروژه، آیتم های متعددی مدنظر است که همه باید رعایت شوند. این شرکت کار بسیار خوبی برای مرمت این باغ انجام داده و الان باید آن را به شرکت دیگری که تخصص گردشگری دارد واگذار کند. برخی می گویند که این باغ بلیت فروخته اما اگر مثلا 500 میلیون فروخته، حقوق نیروها را داده است اما سرمایه گذاری اولیه هنوز برنگشته است. برخی هم می گویند به هر حال این بنا ارزش افزوده دارد که این نیز درست نیست؛ بنای وقفی کجا ارزش افزوده دارد؟ در موقوفه ارزش افزوده تنها زمانی است که اجاره ی آن برگردد.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصرهامون، اوقات فراغت در کجا سپری می شود؟ قهوه خانه ها، فروشگاه های عرضه بازی های کامپیوتری، پارک ها و بوستان ها، خیابان ها، زمین های بازی، فرهنگ سراها، سفر و ....
با شروع فصل تابستان دغدغه همیشگی خانواده ها و متولیان فرهنگی برای استفاده بهینه و مطلوب تر از اوقات فراغت دانش آموزان جدی تر می شود. به گونه ای که بررسی ها نشان داده با توجه به حضور جوانان و نوجوانان در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی باید برنامه ریزی صحیحی برای بهینه سازی اوقات فراغت آنان وجود داشته باشد تا از آسیب ها و تهدیدات این فضا و اثرگذاری آن بر افراد کاسته شود.
آن چه در این بین مهم است اینکه برنامه ریزی ها باید براساس علایق و توانایی های افراد در نظر گرفته شود و به نحوی باشد که از یک سو منجر به شکوفایی استعدادها و توانایی های آنان و از سوی دیگر ایامی خوش را برایشان رقم بزند.
متاسفانه بسیاری از خانواده ها بدون توجه به خواسته ها و سلیقه فرزندان خود و از روی اجبار، آنان را در کلاس های متعددی ثبت نام می کنند که هیچ علاقه ای به حضور در آن کلاس ها ندارند و با این کار به نحوی ایام تعطیلات را به کام آنان تلخ می کنند.
یادش بخیر در دو دهه گذشته اتمام فصل امتحانات برای دانش آموزان شروعی بود برای بازی هایی همچون فوتبال با توپ پلاستیکی، فوتبال دستی، دوچرخه سواری، خاله بازی، لی لی و یه قل دو قل و... که این روزها بسیاری از آنها فراموش شده و تنها خاطراتی از آن در ذهن جوانان دهه 60 و 70 باقی مانده و بس؛ چرا که با ورود فضای مجازی، تبلت ها و گوشی، اوقات فراغت دانش آموزان با حضور در شبکه های اجتماعی سپری می شود.
محمد صالح یکی از دانش آموزان پنجم دبستان است که در این خصوص به خبرنگار ما گفت: به محض اتمام امتحانات خرداد ماه والدینم بدون در نظر گرفتن علاقه ام برایم اقدام به ثبتنام در کلاس چرتکه کرده اند این در حالیست که هیچ علاقه ای به ریاضیات ندارم و بیشتر دوست دارم در تعطیلات تابستانی به کلاس های تکواندو و ورزشی بروم.
وی بیان کرد: برای شرکت در این کلاس والدینم شهریه زیادی پرداخت کرده اند ولی از همین الان مطمئن هستم که بازخورد موفقی نخواهم داشت و مهمتر از همه اینکه سپری کردن ایام تعطیلات را برایم سخت کرده اند.
در این خصوص اما برخی از فلاسفه معتقدند که فراغت مادر فلسفه است و زمانی که آموختن اجباری و انجام کارهای روزمره به پایان می رسد، فضای خالی برای اندیشه ای عمیق تر و کارهایی جدی تر پدید می آید، زمانی که می تواند حتی زایشگر فلسفه باشد یا کشف فرمول ها و قانون های جدید را رقم بزند.
داستان 'نیوتن' را هم که شنیده اید، چه بسا در همین زمان رخ داده باشد؛ زمانی که نیوتن فارغ از هر چارچوبی زیر درخت سیبی می رود و یکی از مهم ترین قوانین فیزیک را کشف می کند.
با این تفاسیر بهتر است والدین بدانند ایام تابستان که زمان اوقات فراغت کودکان، نوجوانان و جوانان است نباید صرف کلاس های آموزشی شود اما متاسفانه برخی از خانواده ها اوقات فراغت را فقط به معنای حضور در کلاس های آموزشی می دانند.
یکی از راهکارهایی که می تواند در این زمینه موثر باشد نظر سنجی از فرزندان است تا از علاقه آنان نسبت به کاری که می خواهند در تعطیلات تابستانی انجام دهند آشنا شویم.
امیرمهدی یکی از نوجوانان زاهدانی هم در این خصوص بیان کرد: مدت هاست منتظر شروع تعطیلات تابستانی هستم که بتوانم در کلاس های ورزشی شرکت کنم اکنون با پایان یافتن امتحانات به همراه پدرم در یکی از سالن های ورزشی برای یادگیری دقیق فنون شنا ثبتنام کرده ام زیرا علاقه زیادی برای موفقیت در این عرصه دارم.
مبینا دیگر جوان زاهدانی در این خصوص افزود: علاقه بسیار زیادی به یادگیری خیاطی دارم اما مادرم به شت مخالف است و می گوید باید در کلاس های سفره آرایی شرکت کنم، اکنون تمام همت خود را برای راضی کردن والدینم به کار گرفته ام و بالاخره موفق شدم تا رضایت آنها را برای یادگیری هر دو هنر جلب کنم.
معصومه هادی، مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان در گفت وگو با خبرنگار عصرهامون از اجرای طرح کلاس های ویژه تابستان در 6 مرکز این کانون در زاهدان خبر داد و افزود: در این ایام کلاس های نقاشی، سفال، بلز، رباتیک، شاهنامه خوانی و فن بیان، خوشنویسی تحریری و تعلیقی، فیلم سازی و انیمیشن، سرود و آهنگ های ملی، ریاضی، فیزیک، نجوم، اوریگامی، روبیک، چرتکه، شطرنج، عروسک سازی، سوزن دوزی، معرق کاشی، نقاشی ویترا، گلیم بافی و ... برگزار خواهد شد و علاقه مندان کودک و نوجوانان می توانند جهت یادگیری هرچه بیشتر این فنون در کلاس ها شرکت کنند.
حجت الاسلام محسن اشرفیان، معاون اوقاف و امورخیریه استان هم بیان کرد: طرح تابستانی اوقات فراغت نشاط معنوی با هدف برنامه ریزی جهت غنی سازی اوقات فراغت جوانان و نوجوانان دراستان با حضور20مبلغ اعزامی و25مبلغ بومی در مساجد و بقاع متبرکه و اماکن مذهبی و مدارس با همکاری دیگر نهادها از جمله سپاه وآموزش وپرورش در 45 مکان برگزار می شود.
وی هدف از اجرای این طرح را برنامه ریزی جهت غنی سازی اوقات فراغت جوانان و نوجوانان دانست و افزود: ضروری است تمامی نیروهای دلسوز فرهنگی و مجاهدان عرصه جنگ نرم، نسبت به آن اهتمام داشته و آن را مغتنم شمارند.
انتهای پیام/
به گزاری خبرگزاری فارس از یاسوج، حجت الاسلام سید نورالله جنتی پور گفت: کار ساخت و ساز در امامزادگان استان تعطیل نیست و ساخت و ساز در بقاع متبرکه به صورت مرتب ادامه دارد.
مدیرکل اوقاف و امور خیریه کهگیلویه و بویراحمد با اشاره به تعامل اوقاف و امور خیریه با دستگاه های شهرستانی گفت: اوقاف و امور خیریه استان برنامه های خوبی در ایام ماه مبارک رمضان انجام داد و برای ایام تابستان برنامه هایی در دست اجرا دارد.
وی به برگزاری چهل و دومین دوره مسابقات قرآن کریم با حضور 120 شرکت کننده خبر داد و گفت: این آزمون 16 تیر ماه جاری در دو نوبت صبح و عصر در مجتمع فرهنگی- هنری ارشاد استان کهگیلویه و بویراحمد برگزار می شود.
این مسوول بیان کرد: این دوره از مسابقات با حضور داوران ملی برگزار می شود و نفرات اول هر رشته هم به مرحله کشوری که مهر ماه در اصفهان برگزار می شود راه پیدا می کنند.
انتهای پیام/82024
در حالی که چند روز بیشتر به اعزام نخستین گروه زائران زنجانی به سرزمین وحی نمانده است، شنیده ها حکایت از آن دارد که شرکت هواپیمایی ایران ایر، ایستگاه پروازی زنجان را از لیست پرواز خود حذف کرده است.
به گزارش ایسنا، منطقه زنجان، همه ساله با رسیدن موسم حج، دغدغه های فراوانی برای زائران سرزمین وحی ایجاد می شود که یکی از مهم ترین آن ها سرویس دهی نظام حمل و نقل است.
با توجه به مطالعاتی که در سال های گذشته در رابطه با خدمات دهی زائران انجام گرفته، یکی از مشکلات محوری و مهم متولیان حج و زیارت در کشور، چگونگی سرویس دهی نظام حمل و نقل هوایی و حتی زمینی است که چنان چه این سیستم با توجه به نیازمندی های سازمان های متولی حج و زیارت عمل کند و هماهنگ با آن ها باشد، می تواند تأثیر به سزایی در رضایت مندی مخاطبان حج و زیارت داشته باشد.
در این میان وزارت راه و شهرسازی از طریق سازمان هواپیمایی کشور بیشترین نقش را در ارتقای خدمات دهی حمل و نقل هوایی و زمینی نسبت به زائران حج و زیارت می تواند داشته باشد.
ایران و عربستان یک توافق دیرینه دارند که هر سال در زمان حج، 50 درصد پروازهای این ایام را شرکت های هواپیمایی سعودی و 50 درصد دیگر را ایرلاین های ایرانی انجام دهند که 25 درصد پروازها توسط ایران ایر و 25 درصد نیز توسط هواپیمایی ماهان بود.
اما طی دو سال گذشته و با توجه به محدودیت به وجود آمده توسط ماهان ایر، 25 درصد پروازهای ایرانی از سوی قشم ایر انجام می شد که در سال جاری طرف سعودی اعلام کرد در عملیات حج جمهوری اسلامی ایران شرکت نمی کند. علاوه بر این سعودی ها به سازمان حج و زیارت اعلام کردند که پروازهای حج امسال صرفاً باید توسط هواپیماهای ملکی ایران ایر انجام شود.
بنا بر اعلام مسئولان حج و زیارت، پروازهای حج تمتع در سال جاری به طور رسمی از 17 تیرماه به منظور انتقال زائران به مدینه و جده از طریق 17 فرودگاه کشور انجام می شود.
مدیر فرودگاه زنجان می گوید: امسال انتقال حجاج از 17 ایستگاه پروازی در کشور انجام می شود که این 17 ایستگاه، استان های هم جوار را نیز پوشش خواهند داد و در این میان اسمی از ایستگاه پروازی زنجان به چشم نمی خورد و این در حالی است که فرودگاه زنجان این آمادگی و ظرفیت را دارد که در طول 24 ساعت شبانه روز 24 پرواز را تحت پوشش قراردهد.
محمد قاسمی ادامه می دهد: شرکت هواپیمایی ایران ایر با این بهانه که در زنجان نیروی فنی ندارد، ایستگاه پروازی زنجان را در لیست پرواز خود قرار نداده و این در حالی است که در سال های گذشته با حضور نیروی فنی این شرکت در ایستگاه پروازی زنجان، این مشکل مرتفع می شد.
وی یادآور می شود: بنابر اظهارنظر مقامات سعودی، ایران ایر برای پرواز انتقال حجاج به عربستان می بایست فقط از هواپیما های ملکی خود استفاده کند و حق استفاده از هواپیما های هیچ شرکت هواپیمایی داخلی و خارجی دیگری را ندارد.
یک مدیر کاروان در زنجان نیز اظهار می دارد: متاسفانه تغییر ایستگاه پروازی در استان زنجان برای حجاج که عمدتا از شهرستان ها بوده و سالمند هستند، مشکلات عدیده ای به وجود خواهد آورد و این توجه ویژه مسئولان استانی را می طلبد.
وی تصریح می کند: طی سال های اخیر که حجاج زنجانی از ایستگاه پروازی استان به حج اعزام می شدند، از روند کار رضایت کامل داشتند؛ چرا که در زمان پرواز حجاج، انرژی مصرفی و حتی حوادث پیرامون در سفرهای جاده ای به سایر استان ها جهت پرواز حج، شاهد کاهش چشم گیر بودیم.
در این خصوص رئیس حج و زیارت استان زنجان نیز از هر اظهار نظری اجتناب کرده و تنها به گفتن این جمله بسنده می کند که مقامات عالی استان پیگیر این موضوع هستند.
فرامرز بابایی یادآور می شود: پس از اظهارنظر رسمی سازمان حج و زیارت در این خصوص، گفت وگو خواهد کرد.
امسال 1600 زائر زنجانی در قالب 11 کاروان و از 17 تیرماه جهت انجام مناسک حج به سرزمین وحی مشرف شده و گروه های بعدی به ترتیب در 18 و 19 تیرماه اعزام خواهند شد. همچنین دارندگان قبوض ودیعه گذاری حج تا 30 بهمن ماه سال 85 می توانستند نسبت به ثبت نام در کاروان های حج تمتع امسال اقدام کنند.
باید منتظر ماند و دید که آیا پیگیری های مقامات عالی استان، کام 1600 زنجانی را شیرین می کند یا آن ها را در این گرمای سوزان تابستان آواره این شهر و آن دیار می کند تا قربانی یک بام و دو هوای شرکت هواپیمایی ایران ایر شوند؟
معصومه مسلمی خبرنگار ایسنا (منطقه زنجان)
انتهای پیام
فرماندار شهرستان آزادشهر از پایان 3 روز جشنواره فرهنگی هنری بهار روستا و عشایر گلستان در روستای مرزبن این شهرستان خبر داد و گفت: طی سه روز از تاریخ 29 تا 31 خرداد ماه با حضور مسئولان کشوری و استانی و مردم شریف و هنردوست گلستان جشنواره فرهنگی هنری بهار روستا و عشایر گلستان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان آزادشهر، "سید رسول حسینی" فرماندار درباره برخی از برنامه های اجرایی در این جشنواره گفت: سخنرانی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان، سخنرانی نماینده مجلس شورای اسلامی، سخنرانی دکتر ارزانی مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، اجرای موسیقی ترکمن، اجرای موسیقی کتول، شاهنامه خوانی، اجرای موسیقی قزلباش رامیان، اجرای موسقی سیستانی و اجرای بازی بومی محلی عمو زنجیر باف از جمله برنامه های روز نخست جشنواره بود.
وی اظهار داست: روز دوم این جشنواره در روز پنج شنبه 30 خرداد ماه برگزار شد که از جمله برنامه های شاخص آن می توان به اجرای آیین حنابندان رامیان، اجرای آیین حنابندان دوزین ، موسیقی محلی مرزبن، گروه موسیقی نجوای کتول، دف نوازی گروه بانوان رامیان و بازی های بومی محلی، اجرای آیین ذکر خنجر ، اجرای استند آپ کمدی و شاهنامه خوانی اشاره کرد.
حسینی ادامه داد: در روز جمعه (31 خرداد) و آخرین روز برپایی این جشنواره در روستای مرزبن، موسیقی گروه سیستانی، اجرای آیین چکه سما علی آباد کتول، موسیقی ترکمن و حنا بندان دوزین، مسابقات فرهنگی ورزشی برگزار شد.
به گزارش خبرنگار حوزه رسانه گروه اجتماعی خبرگزاری آنا ، نمایشگاه ملی رسانه های دیجیتال 12 سال است که در کشور برگزار می شود و 11 سال آن در تهران بود اما امسال قرار شد که دوازدهمین دوره نمایشگاه ملی رسانه های دیجیتال را در شهر قم برگزار شود.
این نمایشگاه که با عنوان نمایشگاه توسعه کسب و کارهای فرهنگی در فضای مجازی در استان قم برگزار شده بود به مدت چهار روز میزبان مسئولان و علمای قم بوده و فرصتی برای تعامل بیشتر استارت آپ ها با فعالان نشر دیجیتال ایرانی در عرصه بین الملل به وجود آورده بود.
این نمایشگاه که از 28 تا 31 خردادماه در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی قم برگزار شده بود فرصتی بود که استارت آپ ها و فعالان نشر دیجیتال ایرانی عرصه بین المللی را هم تجربه کنند؛ یعنی حضور استارت آپ های ایرانی و شرکت های دیجیتالی در این نمایشگاه بر آن شد تا بتواند برخی توانمندی های مغفول مانده شناسایی شود تا در جهت کسب درآمد از حوزه فناوری اطلاعات و داشتن دانش و مهارت کافی به بازارهای جهانی ورود پیدا کنند.
این نمایشگاه تجربه ای برای به تبادل گذاشتن تجربیات استارت آپ و همینطور انعقاد تفاهم نامه بود.
یکی از نکات قابل توجهی که در برگزاری این نمایشگاه در استان قم به آن توجه شد ظرفیت هایی بود که برای مسئولان برگزاری نمایشگاه رسانه های دیجیتال مهم بود تا با رایزنی آن بتوانند ظرفیت های موجود را شناسایی کنند.
ظرفیت هایی که به گفته آیت الله علیرضا اعرافی مدیر حوزه های علمیه کشور، باید قم را با همه ظرفیت های ملی و بین المللی آن شناخت چرا که در ابعاد مختلف فوق العاده است.
روز 28 خرداد ماه دوازدهمین نمایشگاه ملی رسانه های دیجیتال با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و حسن فیروزآبادی افتتاح شد و در طی این چهار روز افرادی همچون عباس خامه یار معاون بین الملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، غفاری مدیر پیام رسان بومی ایتا، صدری مدیرعامل شرکت مخابرات، سید اسدالله دهناد مدیرعامل مخابرات قم، حجت الاسلام والمسلمین سید محمود مدنی مدیر جامعةالزهرا(س) و ... از این نمایشگاه بازدید کردند.
این نمایشگاه روز گذشته به پایان رسید و از طرف مردم و ناشران دیجیتال استقبال خوب هم شد چرا که خروجی اصلی این نمایشگاه انعقاد تفاهم نامه هایی بین اپراتورها و ناشران دیجیتالی بود.
انتهای پیام/4046/پ
خبرگزاری آریا- مهم ترین ضعف دوازدهمین نمایشگاه رسانه های دیجیتال ضعف در همان چیزی بود که حتی در نام نمایشگاه دیده می شد، یعنی ضعف در رسانه و تبلیغات رسانه ای.
به گزارش خبرگزاری آریا از قم، در دنیای امروز، صنعت تولید محتوا یکی از صنعت های جذاب و ارزش ساز است و اطلاعات با سرعت بسیار زیادی نه تنها بین شهروندان یک کشور، بلکه بین شهروندان کشورهای مختلف با یکدیگر مبادله می شود و اثرات عمیق خود را بر روی طرفین بر جای می گذارد اما هنوز این حوزه، متأسفانه در کشور ما بکر باقی مانده است.
این اهمیت اما زمانی بیشتر مشخص می شود که رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی فضای مجازی می فرمایند که جهان به یک جهان شبکه ای تبدیل شده که در آن بازیگران مختلف در کنار همدیگر فعالیت می کنند. طبعاً تعداد بسیار زیاد بازیگران باعث می شود که مسئله محتوا تبدیل به مسئله اصلی شود و شما باید شاخص های قدرت سایبری را احصا و معلوم کنید که ایران در کدام نقطه این جهان شبکه ای قرار دارد. یک سامانه تولید محتوایی باید در کشور و یک نهضت تولید محتوا وجود داشته باشد .
*اقدام ارزشمند برگزاری نمایشگاه در قم
برگزاری نمایشگاه ملی رسانه های دیجیتال در قم که با موضوع توسعه کسب و کارهای فرهنگی در فضای مجازی روز گذشته به کار خود پایان داد، به طور قطع می تواند یکی از اقدامات ارزشمند مرکز رسانه های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در راستای تحقق بخشیدن به این فرامین مقام معظم رهبری باشد.
اهمیت دیگر این نمایشگاه از آن جهت بود که در درجه اول رویکرد تولید محتوایی داشت و در درجه دوم از فضای همیشگی خود یعنی تهران فاصله گرفت و در شهری برگزار شد که بیشترین تولید محتوای دینی و اسلامی ناب را به دلیل قرار گرفتن در کنار حوزه علمیه قم دارد.
در واقع نمایشگاه رسانه های دیجیتال قم، زمینه ارتباط برخی از مجموعه های استان با شرکت های مهم حوزه رسانه های دیجیتال را رقم زد.
*از ضعف در دعوت مسؤولین تا ضعف در اطلاع رسانی
این نمایشگاه اما در کنار آثار مثبت، ضعف هایی هم داشت که یکی از آن ها داشتن رویکرد B2B نمایشگاه یعنی رویکرد ارتباط شرکت ها با یکدیگر بود که امکان فراهم کردن چنین فضایی بدون برگزاری نمایشگاه و هزینه های صورت گرفته هم وجود داشت.
عدم بازدید نمایندگان مردم قم در مجلس شورای اسلامی، شهردار و رؤسای هیچ یک از نهادهای تأثیرگذار و تولیدکننده محتوای ناب اسلامی همچون دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، حوزه های علمیه خواهران، مرکز خدمات حوزه های علمیه و... از نمایشگاه، در حالی که هر ساله این نمایشگاه شاهد حضور شخصیت هایی همچون معاون اول رئیس جمهور، وزیر ارتباطات، نمایندگان مجلس، رئیس شورای فرهنگ عمومی کشور و... بود، نشان داد که گویا اطلاع رسانی و دعوت مناسبی هم از مسؤولین صورت نپذیرفته بود.
مهم ترین ضعف دوازدهمین نمایشگاه رسانه های دیجیتال اما ضعف در همان چیزی بود که حتی در نام نمایشگاه دیده می شد، یعنی ضعف در رسانه و تبلیغات رسانه ای و آنقدر این ضعف مشهود بود که غیر از اخبار روز افتتاحیه که آن هم به جهت حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیر حوزه های علمیه طبیعتاً دارای اهمیت بود، اخبار دیگری از این نمایشگاه در رسانه های مهم کشور به چشم نخورد و حتی می توان گفت که این ضعف می تواند آثار مثبت نمایشگاه را تحت الشعاع قرار دهد.
سایت دوازدهمین نمایشگاه رسانه های دیجیتال به نشانی www.dmf.saramad.ir هم در این ایام حتی به روز نشد و هیچ خبری از برگزاری چنین نمایشگاهی را مخابره نکرد تا در کنار سایت بسیاری از مراکز شرکت کننده که آن ها هم هیچ پوستر و خبری از افتتاح چنین نمایشگاه مهمی را مخابره نکردند، ضعف رسانه ای نمایشگاه را بیشتر به رخ بکشند.
عدم حضور پیام رسان سروش، اپراتور ایرانسل، فرادرس، فرانش و... که نام و لوگوی برخی از آن ها در پوستر نمایشگاه هم قید شده بود اما در نمایشگاه حضور نیافتند هم از دیگر ضعف های این نمایشگاه بود که در کنار عدم پخش برنامه زنده ای از این نمایشگاه، علیرغم چنین اقدامی در نمایشگاه های قبل رسانه های دیجیتال، خودنمایی کرد.
*ضرورت تجمیع نقاط ضعف و قوت
حال به نظر می رسد که با توجه به برنامه ریزی مرکز فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال برای برگزاری چنین نمایشگاه هایی در سایر استان ها، شناسایی نقاط قوت و ضعف امری ضروری است و امید می رود تا با توجه به اهمیت موضوع رسانه های دیجیتال و انتصاب مدیر توانمندی همچون دکتر محمدرضا بهمنی که دارای سابقه فعالیت و پژوهش در حوزه علوم و فرهنگ اسلامی می باشد، شاهد گسترش محتوای ناب انقلابی و اسلامی در این فضا باشیم.
محمدرضا قربان زاده
امیر خجسته امروز در گفت وگو با خبرنگار فارس در همدان اظهار کرد: با وجود مطالبات مردم مبنی بر انتخاب مدیران بومی استان و نظر به پتانسیل های نخبگی موجود در استان که حتی در مدیریت های کشور نقش آفرینی می کنند شاهد آن هستیم که در خود استان از توان مدیران بومی کمتر استفاده می شود.
وی افزود: لازم است که در انتصاب مدیران فرهنگی استانی با این سابقه تمدنی و فرهنگی که میزبانی رویدادهای 2018 را نیز بر عهده دارد از خرد جمعی و نظر صاحب نظران استانی استفاده شود.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: با خبر شدیم که برای سمت مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بدون هماهنگی با مجمع نمایندگان و نخبگان فرهنگی استان، مدیری از خارج استان در نظر گرفته اند که اکثریت اعضای مجمع نسبت به این موضوع اظهار نارضایتی کردند.
وی با تأکید بر این که مدیریت فرهنگ و ارشاد استان همدان باید از نخبگان و صاحب نظران خود استان انتخاب شود، عنوان کرد: مدیر فرهنگی استان همدان باید به ظرایف فرهنگی این استان آگاه باشد تا بتواند تحولی در استان ایجاد کند.
خجسته یادآور شد: سؤال ما این است که مگر همدان قحط الرجال آمده که باید از خارج استان مدیر فرهنگی بیاوریم؟ چرا اگر پتانسیلی هست متناسب با ظرفیت های بومی مدیران از آن بهره برده نمی شود که مردم یک استان احساس اهانت به فرهنگ و تمدن خود را پیدا کنند؟
وی گفت: ما در مورد مدیریت هایی که نیاز به تخصص خاص دارد یا مسائل امنیتی و نظامی ویژه ای را شامل می شود از توان مدیران خارج از استان بهره می بریم اما در حوزه فرهنگ و هنر به واقع این استان حتی توان کمک به مدیریت سایر نقاط کشور را هم دارد و شایسته نیست مدیر غیربومی سکان دار بحث فرهنگ استان باشد.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس با بیان این که به معاون پارلمانی و امور استان های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کردیم که این معارفه را متوقف کنید، افزود: باید فردی از نیروهای خود استان بنابر خرد جمعی انتخاب شود، البته ما در مورد گرایش سیاسی فرد منتخب هم اصراری نداریم و هر فردی زیر چتر نظام و ملتزم به منویات ولایت فقیه در حوزه فرهنگ باشد از نظر ما می تواند برای این مدیریت پیشنهاد شود.
وی خاطرنشان کرد: با وزیر فرهنگ و ارشاد هم تماس گرفتیم که پیام مجمع را به ایشان اعلام کنند و گفتیم اگر سماجت کنند ما هم از ابزارهای خود استفاده خواهیم کرد و سؤال و استیضاح را در دستور کار قرار می دهیم چون این کار را توهین به مردم همدان می دانیم.
خجسته با بیان این که این مسئله مطالبه مردم و جوانان و به ویژه نخبگان است، گفت: مردم سؤال دارند که چرا حتی برای امور فرهنگی استان هم مدیر غیربومی انتخاب می شود تا سالها زمان ببرد که این فرد به چم و خم فرهنگی استان آشنا شود.
خجسته در پایان اظهار داشت: با این کارها وضعیتی ایجاد کرده اند که نیروهای نخبه ما دلسرد و ناراضی شده اند و ازنظر ما دیگر پذیرفته نیست که افرادی بیایند و در همدان کار را یاد بگیرند و بدون پاسخگویی در مورد فعالیت خود از استان بروند.
انتهای پیام/76001/ 40
به گزارش خبرگزاری شبستان از خرم آباد، حجت الاسلام والمسلمین حبیب رضا ارزانی عصر امروز(1 تیر) در نشست خبری با اصحاب رسانه در استان لرستان، افزود: 24 هزار کانون فرهنگی هنری مسجد در سراسر کشور فعالیت دارند.
رییس ستاد کانون های فرهنگی هنری مساجد کشور، با اشاره به ثبت اطلاعات اعضای کانون های فرهنگی هنری مساجد در سامانه بچه های مسجد، اظهار داشت: بیش از 2 میلیون و یکصد هزار نفر در سامانه سجا ثبت نام کرده اند.
وی با اشاره به برنامه های متنوع کانون های فرهنگی هنری مساجد، خاطرنشان کرد: بیش از 70 درصد اعضای کانون های فرهنگی هنری مساجد کشور افرادی در ردیف سنی زیر 16 سال هستند.
حجت الاسلام و المسلمین ارزانی، با اشاره به اهداف و رویکردهای ستاد کانون های فرهنگی هنری مساجد، بیان کرد: بحث خانواده کودک و نوجوان در اولویت برنامه های کانون های فرهنگی هنری مساجد قرار دارد.
وی با اشاره به رویکرد برنامه ای جدید ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد، گفت: ستاد اهتمام ویژه ای به فضای مجازی دارد و هم اکنون براساس اطلاعات ثبت شده 46 میلیون نفر در شبکه های اجتماعی حضور دارند، 38 میلیون نفر تلفن هوشمند دارند و 20 میلیون نفر گیمر اینترنی هستند.
حجت الاسلام ارزانی، ادامه داد: حضور کانون های فرهنگی هنری مساجد در عرصه مجاری و همچنین سامانه بچه های مسجد، فرصت رقابت سالم در بین کانون های فرهنگی هنری مساجد فراهم می شود.
وی با اشاره به درپیش رو بودن دهه کرامت، افزود: ستاد کانون های فرهنگی هنری مساجد در چهار استان تهران، خراسان رضوی، فارس و قم هر ساله برنامه های متنوعی را طراحی می کند.
مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بیان کرد: امسال با توجه به خسارت های سیل لرستان، در استان لرستان هم شورای دهه کرامت با هدف اجرای برنامه بانشاط در مناطق سیل زده تشکیل شده است.
وی به برگزاری مراسم افتتاحیه طرح اوقات فراغت افزود: مراسم افتتاحیه طرح اوقات فراغت فردا به طور خاص در شهرستان سیل زده پلدختر برگزار می شود.
پایتخت فهما در کانون های فرهنگی هنری مساجد راه اندازی می شود
حجت الاسلام والمسلمین ارزانی، از راه اندازی پایتخت فهما در کانون های فرهنگی هنری مساجد کشور خبرداد و گفت: پایتخت فهما به معنی پایتخت فرهنگ و هنر مساجد است که در شب ولادت حضرت زهرا(س) معرفی خواهد شود.
وی ادامه داد: در این طرح کانون های فرهنگی هنری مساجد با بارگذاری فعالیت های خود در عرصه فرهنگ و هنر، با همدیگر به رقابت خواهند پرداخت و در نهایت یک استان به عنوان پایتخت فهما کشور انتخاب و معرفی خواهد شد که پرچم دار هنر و فرهنگ مساجد کشور می شود.
حجت الاسلام ارزانی، با بیان اینکه امروز با شروع فعالیت اوقات فراغت کانون های فرهنگی هنری مساجد، طرح پایتخت فهما هم کلید خورده است، افزود: دراین سامانه نوع فعال بودن و موفقیت کانون ها سنجش می شود و با بررسی مجموع امتیازها یک کانون به عنوان کانون و شهر و استان برتر معرفی می شوند.
مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، همچنین در ادامه با اشاره به تشکیل شورای هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد در استان ها، بیان کرد: این شورا با محوریت ائمه جمعه، استانداران و دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد فعالیت خواهد کرد که در این شورا دستگاه های چون تبلیغات اسلامی، بسیج، اوقاف و امور خیریه، نهادهای فرهنگی عضویت دارند.
پایان پیام/ 85
حجت الاسلام والمسلمین حبیب رضا ارزانی ، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در خرم آباد، افزود: یکی از مهم ترین اولویت ها برای هرمجموعه فرهنگی شناسنامه دار شدن است.
رئیس ستاد هماهنگی کانون های کانون های فرهنگی هنری مساجد، در پی تلاش های به عمل آمده کانون های فرهنگی هنری مساجد پس از 26 سال فعالیت، با نگاه ویژه وزیر فرهنگ اساسنامه فعالیت کانون های فرهنگی هنری مساجد در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شد.
وی با بیان اینکه با طی مراحل مختلف، هم اکنون اساسنامه کانون های فرهنگی هنری مساجد ثبت نهایی شده است، بیان کرد: با تصویب اساسنامه بستر برای برنامه ریزی منسجم وساماندهی فعالیت کانون های فرهنگی هنری مساجد فراهم شد.
حجت الاسلام و المسلمین ارزانی، با اشاره به اهداف و کاکردهای اساسنامه کانون های فرهنگی هنری مساجد، ادامه داد: با تصویب اساسنامه نقشه راه مشخص شده است.
وی خاطرنشان کرد: اساساً کانون های فرهنگی و هنری مساجد در سال 1371 با هدف جلوگیری از تهاجم فرهنگی غرب مشغول به فعالیت و یکسری اهداف و وظایفی را عهده دار شدند، از اهداف اساسنامه کانون ها می توان به مواردی همچون: احیای نقش واقعی فرهنگی، آموزشی و تبلیغی مساجد، تربیت و رشد نیروهای متعهد انقلابی و کارآمد در حوزه فرهنگ و هنر، توسعه فرهنگ اصیل اسلامی در شهرها و روستاهای کشور و مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان اشاره کرد .
رئیس ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد، با برشمردن کلیات اهداف و کارکردهای اساسنامه است بیان کرد: 10 کارکرد برای اساسنامه کانون فرهنگی هنری مساجد شامل برنامه ریزی، نظارت، انسجام و هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد، کمک به راه اندازی کانون ها و تجهیز کتابخانه های مساجد، به روزرسانی بانک اطلاعاتی کانون ها، کمک به تولید و عرضه محصولات فرهنگی و دینی، کمک به راه اندازی و توسعه پایگاه های فرهنگی عمومی دیجیتال در حوزه فعالیت مساجد برای استفاده بهینه از فرصت ها و مقابله با تهاجم فرهنگی، شناسایی و جذب و حمایت از استعدادهای برتر و نخبگان مساجد، تلاش در جهت تجهیز کانون ها و کتابخانه های مساجد، حمایت و هدایت فعالیت های دینی کانون ها و فراهم آوردن رشد بینشی و عقیدتی عوامل اجرایی و اعضا از طریق برگزاری دوره ها و مسابقات فرهنگی و هنری و قرآنی مختلف و برپایی نمایشگاه ها، تبادل علمی و هنری با مراکز علمی و فرهنگی داخل و خارج کشور بر مبنای سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری و زمینه سازی برای پیوند شبکه کانون های مساجد با نهاد خانواده، مدارس و مراکز آموزشی و دینی و فرهنگی مد نظر قرار گرفته است.
حجت الاسلام والمسلمین ارزانی، همچنین از تشکیل شورای هماهنگی کانون های مساجد در استان ها خبرداد و افزود: تمام مخاطبین عرصه مساجد با رویکرد ساماندهی فعالیت های فرهنگی و هنری عضو این شورا هستند.
وی همچنین با اشاره به سند تحول کانون های فرهنگی هنری مساجد، گفت: سند چشم انداز ستاد عالی کانون های فرهنگی هنری مساجد برای افق سال 1414 ترسیم شده است و اولین سند تحول راهبردی برای تحقق آن سند در یک برنامه ریزی سه ساله اول و در هقت بسته برنامه ای ویژه تدوین شده است.
رئیس ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد، با بیان اینکه هم اکنون حدود 25 کانون فرهنگی هنری مساجد در سراسر کشور مشغول فعالیت هستند، گفت: ثبت اطلاعات کانون های فرهنگی هنری مساجد در سامانه بچه های مساجد اقدامی موثر برای حضور کانون های فرهنگی هنری مساجد در عرصه فضای مجازی شد.
وی افزود: اطلاعات ثبت شده در سامانه بچه های مسجد شامل آمار دقیق از مساجد، کانون های فرهنگی هنری مساجد و مخاطبان بستر برنامه ریزی مناسب و موثر خواهد بود.
تدوین بسته برنامه ای ویژه برای مناطق سیل زده لرستان
حجت الاسلام و المسلمین ارزانی، در ادامه با اشاره به برگزاری نمادین مراسم افتتاحیه طرح اوقات فراغت بچه های مسجد در شهرستان پلدختر، بیان کرد: در قالب طرح اوقات فراغت بسته های برنامه ای ویژه ای برای مناطق سیل زده استان لرستان تدوین شده است.
وی اظهار داشت: کانون های فرهنگی هنری مساجد از روزهای اول سیل در کنار مردم بودند و موکب های بسیاری از کانون های فرهنگی هنری مساجد کشور با حضور در مناطق سیل زده به مردم خدمت رسانی می کنند.
مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ادامه داد: نیروهای جهادی عضو کانون های فرهنگی مساجد، خیران و فعالان کانون های فرهنگی هنری مساجد چه در عرصه یاری رساندن و چه در عرصه خدمت رسانی به مردم سیل زده حضور فعال داشتند.
وی افزود: همچنین تاکنون بسته های فرهنگی شامل کتاب برای کانون های فرهنگی هنری مساجد و کتابخانه های مساجد خسارت دیده از سیل ارسال شده است.
حجت الاسلام و المسلمین ارزانی، افزود: تیم های فعال کانون های فرهنگی هنری مساجد هم در طول اوقات فراغت برنامه های ویژه ای را برای خدمت رسانی به سیل زدگان دارند.
وی ادامه داد: آستان مقدس رضوی، آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه (س)، آستان مقدس شاه چراغ(ع) و آستان مقدس حرم عبدالعظیم (ع) درطول دهه کرامت برنامه های ویژه ای را در مناطق سیل زده دارند.
خسارت سیل به 503 کانون فرهنگی هنری مسجد کشور
حجت الاسلام و المسلمین ارزانی، با اشاره به اینکه سیل فروردین ماه به 503 کانون فرهنگی هنری مسجد در کشور آسیب رسانده است، گفت: عمده این این کانون ها در استان لرستان هستند.
وی از مساعدت ویژه ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد به کانون های خسارت دیده از سیل خبرداد و بیان کرد: در قالب برنامه های مختلف چون برنامه های مشارکتی جهت بازسازی کانون های خسارت دیده و تجهیز کانون ها اقدام خواهد شد.
حجت الاسلام و المسلمین ارزانی، افزود: در طرح بازسازی مساجد خسارت دیده از سیل تلاش می شود ساختمان کانون های فرهنگی هنری مساجد هم احیاء و بازسازی شود.
رئیس ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد، فعالیت کانون های فرهنگی هنری مساجد با هدف تقویت روحیه امیید و نشاط در جامعه و کاهش آلام مردم سیل زده برگزار می شود.
پایان پیام/ 85
